Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و هشتم
بوشهر
دوم ژوئن 1907
6ـ همراهان سردار مکرم ـ که پیش از این‌ از آنها یاد شده ـ از معاون سردار دستوری دریافت کرده دایر بر این‌که به خانه‌های خود برگردند.
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


ليگ فوتبال استان بوشهر -بازي سايپا برازجان وگاز جم


 

سی سال انتظار

سی سال انتظار

------ حاشیه ای بر دیدار از نیروگاه اتمی بوشهر ------

روز دوشنبه یکم مرداد ماه هشتاد و شش وقتی به اتفاق جمعی از یاران مطبوعاتی جهت دیدار از نیروگاه اتمی بوشهر واقع در حومه شهر رفتیم و در سالن کنفرانس آنجا با یاراحمدی مسئول با نزاکت روابط عمومی آشنا شدیم هیچ فکر نمی‌کردم ایشان در مورد اتم هم دارای اطلاعات وسیعی است، تا آن اندازه که بتواند به مدت یک ساعت تأخیر حضور رییس نیروگاه را پر کند و در خصوص چگونگی شکافتن مولکول های اتم و خاصیت آب‌های سنگین و سبک آن‌چان کنفرانس بدهد و تعریف نسبتاً جامعی از ساخت نیروگاه به اطلاع اصحاب رسانه‌ی مکتوب استان برساند و این البته جای تعجبی هم ندارد، چون قاعدتاً مدیر روابط عمومی هر دستگاهی باید از ساز و کار و وظایف سازمان متبوعش اطلاعات جامعی داشته باشد.
مهندس جعفری رئیس نیروگاه اما با یک ساعت تأخیر در جمع میهمانان روزنامه نگار حاضر شد و مستقیماً پشت تریبون رفت و بابت دیر آمدن عذر خواست و دلیلش را هم گفت که در جلسه‌ای بوده و نمی‌توانسته نیمه‌کاره‌اش بگذارد، لابد مطمئن بوده که مدیر روابط عمومی کارکشته‌اش جبران مافات را می‌کند؟! به هر حال او نیز در بیانات صادقانه و در یک جوّ دوستانه با روزنامه‌نگاران حاضر در سالن به گفتگو پرداخت و به تشریح عملکرد عمرانی و اقداماتی که در زمینه‌ی رفاه عمومی اهالی هلیله و بندرگاه به عنوان "همسایگان" نیروگاه به عمل آمده، پرداخت و تقریباً به تمام سئوالات فنی و متفرقه‌ی دست‌اندرکاران مطبوعات محلی با خوش‌رویی پاسخ گفت و اگرچه در یک مورد، یعنی بحث بومی‌گرایی و به‌کارگیری نیروهای محلی، جدال لفظی مختصری بین ایشان و برخی از میهمانان در گرفت اما با تدبیر و متانت میزبان و سعه‌ی صدر مدعوین سؤال‌کننده، سوءتفاهم حاصله به خیر گذشت.
و اما در این میان مهم‌ترین نکته از سخنان مشروح مهندس جعفری که ذهن مرا به خود مشغول کرد این بود که مردم ایران سی سال است دستیابی به انرژی هسته‌ای را انتظار می‌کشند و به همین دلیل هم هست که شعار معروف "انرژی هسته‌ای حق مسلم ماست" را در سخنرانی‌های ریاست جمهور سر می‌دهند.
تنها همین یک کلمه مرا از آن جمع به وادی دیگر کشاند و اندیشیدم که انتظار در باور دینی و اعتقادات مذهبی ملت ایران ریشه‌ای عمیق و جلوه‌ای شکوهمند دارد تا آنجا که شعرا و بزرگان ایران زمین در باب آن نکته‌های ناب و ظریفی گفته‌اند. اصلاً چرا راه دور برویم، مگر نه این است که ما همیشه منتظر ظهور آقایمان حضرت مهدی موعود (عج) هستیم؟ مگر نه هر روز پنجشنبه‌ای که از راه می‌رسد به حضرتش التماس می‌کنیم تا چشمان بی‌فروغ ما را به نور جمالش منور فرماید؟ اما وقتی روز جمعه هم به پایان می‌رسد و آن جان جانان تشریف نمی‌آورند با شنیدن اذان مغرب مثل بچه‌ها بغض می‌کنیم و اشک‌هایمان بی‌اختیار سرازیر می‌شود، سبک که شدیم زیر لب زمزمه می‌کنیم که آقاجان این جمعه هم گذشت و نیامدی، عیب ندارد تا جمعه‌ی آینده و اصلاً برای همیشه منتظرت می‌مانیم.
رئیس نیروگاه داشت به سخنرانی و پرسش و پاسخ ادامه می‌داد و گه‌گاه دوستان بغل دستی بیخ گوشم حرفی می‌زدند که متوجه نمی‌شدم اما به ظاهر با لبخند و تکان دادن سر به اصطلاح پاسخ می‌دادم در حالی که ذهن خیال‌پردازم در دنیای دیگری سیر می‌کرد و به مصداق این شعر:
هرگز حضور حاضر و غایب شنیده‌ای
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
در آن جلسه هم بودم و هم نبودم و در ادامه آن تخیل به این نتیجه رسیدم که الان ماه رجب است، بعدش ماه شعبان می‌رسد و پانزدهمین روز آن ماه، میلاد با سعادت حضرت ولیعصر (عج) است و آرزو کردم که در آن روز خجسته انتظار فرجش به پایان برسد و بی‌اختیار زمزمه کردم که آقاجانم:
همه هست آرزویم که تو از کرم بیائی
چو بیامدی بگویم به تو از غم جدائی
هر که هرچه می‌خواهد در مورد این «حدیث نفس» بگوید و بنویسد، فقط امیدوارم مهندس جعفری عذر مرا بپذیرد و این گزارش را به عنوان حاشیه‌ای بر دیدار از مجموعه‌ی تحت مسؤولیتش قبول کند.