![]() |
||||
|
|
||||
|
شعرسپاس و تشکر
شرمندهی خونگرمی اشکم که همه عمر نگذاشت مــرا گَـــرد به مـژگان بنشیند از عزیزان و سرورانی که به مناسبت زاد روز این جانب، کمتر از ذرهای چون مرا چرخان چرخان به اوج آسمان رساندهاند، بزرگوارانی که در وزیننامهی "نصیر بوشهر" کوچک نوازی کردند و بهمن امید زندگی بخشیدند به همراه اعضای گرامی "گرافیک نیلبک" و "گرافیک یاس" و تمام مهربانانی که با پیامهای تلفنی و غیر آن، مرا عزت کُش نمودهاند، نهایت سپاس و تشکر خود را ابراز داشته، دست یکایک را میبوسم و زیر سایهی عزیزان به خود میبالم و سعادتمندانه به زندگی مینگرم. ریشه در خاک مرتضی زندپور از عالم ذرهام پایینترین مراتب یک نطفه از خاک خشک و سرد پیش از وجود من آتش!!! من آمدم که: درختِ تکامل در خاک ریشه گیرد تنها میان ما دریای آب بود و خون نوری دمیده شد میخواستم هزار پرده را بشکافم تا جان من جام جهان نما شود ای عقل اولین! دریای نور را به دلِ بینقش من بریز! تا از ظلمت تن به دَر آیم ابلیس از من بگریزد و به معشوق خود رِسَم. شعری از: علیرضا رمضانی یک دست هم جیغ میکشد هنگامی که سمفونی گونههات مینوازد و کفشهای قیصریام لال مونی میگیرد از خواب آشفتهی عروسکهات به تو تزریق میشود. کوهها محمدمحمدزاده ـ جم غبارهایی که دل میدهند به هم شکلهایی که از آسمان میپرند به خاک دلهای سنگینتری که میافتند از سینهی انسان بذرهای لطیفی که میرویند از زمین با اولین آواز با اولین آفتاب مستانه نزدیک میشوند به هم و سر میسایند به خاک اما شب در هیأت شب پرهها به پرواز در میآیند و با حس راز ناکشان قلب ماه را میپوشانند. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه