Nasir Boushehr Logo
 
جستجو:
 
سخن مدیر مسئول
سخنی با هیجدهمین استاندار بوشهر
طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
ضمن خیر مقدم و تبریک مسئولیت جدید مطالبی را با ایشان در میان گذاشته و انتظار دارد
که بدون در نظر گرفتن مسائل سیاسی و صرفاً برای رشد، توسعه و پیشرفت استان مد نظر قرار گیرد.

1ـ موقعیت استراتژیک مهم و با اهمیت استان بوشهر بارها و بارها تکرار شده و خسته از این تکرار ملال آور، ناگریز برای اطلاع استاندار جدید
[ 30/4/1387 ] [ ادامه ]

اوضاع و احوال بوشهر
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و هفتاد و یکم
بوشهر
5 مه 1907
7ـ در خلال هفته گذشته به علت رقابتِ طرفدارانِ دو مسیر متفاوتِ برازجان به بوشهر اوضاع به شدت ناآرام بود
و اظهارات حکمران هم در این مدت دوپهلو و عذر بدتر از گناه بود، با وجودی‌که در پاسخ به نامه‌ نماینده سیاسی که تصریح کرده بود
[ 2 روز پیش ] [ ادامه ]

آلبوم عکس


مراسم تشييع توراني


 

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور قسمت ششم
اما از سال 1747 فروش شکر دوباره رونق گرفت با وجود این بعد از سال 1760 رو به نقصان نهاد. در خلال دهه 1750 هلندی‌ها به طور میانگین 600.000 پوند شکر و 200.000 پوند آب‌نبات وارد کردند. در دهه‌ی 1760 این مقدار رو به افزایش نهاد. برای مثال در سال‌های 1760 ـ 1759 مقدار 1/1 میلیون پوند شکر فروخته شد و این وضعیت کم و بیش تا سال 1764 ـ که روند فروش 50 درصد کاهش یافت و آن‌گاه سیر نزولی طی کرد ـ ادامه یافت. در این دوره قیمت‌ها ثابت و مقطوع بود.33 اما اوضاع در بازار منسوجات چه اختلافی داشت. تجار آسیایی و اروپایی هر دو منسوجات هندی وارد می‌کردند، اما تجار آسیایی بیشتر سهم بازار را به خود اختصاص داده بودند. براساس برآورد واک در سال 1634 راجع به حجم واردات منسوجات به ایران، واک و ایک احتمالاً فقط 15 درصد سهم بازار منسوجات را در دست داشتند. در نیمه‌ی دوم قرن 17 به علت رقابت بی‌امان تجار آسیایی ـ که معمولاً در این بخش از بازار بهتر تا می‌کردند ـ سهم بازار شرکت‌های اروپایی کاهش بیشتری یافت.34 واک فعالیت تجاری خود را در ایران و خلیج‌فارس در سال 1623 آغاز کرده بود و این آغاز تجارت پرسودی برای واک بود ـ که در سرتاسر قرن 17 و بیشتر قرن 18 ـ به عنوان مهم‌ترین شریک تجارت خارجی ایران، به شمار می‌آمد. در قرن 17 و در دو دهه‌ی آغازین قرن 18، سود و منفعت تجارت بسیار خوب بود. برای قرن 17 اطلاعات و داده‌های کافی در دست نیست که بتوان سود سالانه این دوره را محاسبه کرد، اما به تقریب می‌توان گفت که به اندازه‌ی دهه‌ی نخست قرن 18 بوده است.

سود ناخالص سالانه در خلال سال‌های 1754 ـ 1700 (به فلورانس هلند)
جدول شماره 4
سال سود
1709 ـ 1700 402859
1719 ـ 1710 363728
1729 ـ 1710 175856
1739 ـ 1720 72587
1749 ـ 1730 73912
1754 ـ 1740 137131
1754 ـ 1750 218456

با همه‌ی این‌ها بعد از سال 1722 سود حاصله به طرزی چشم‌گیر کاهش یافت و «واک» عملاً در خلیج‌فارس ضرر می‌داد. سود ویژه، به علت این‌که ارقام مندرج در جدول شماره یک در برگیرنده‌ی هزینه‌هایی مانند هزینه‌ی حمل و نقل دریایی بین باتاویا و خلیج‌فارس، از بین رفتن منافع ناشی از عدم فروش، استهلاک شناورها و بیمه‌ی دریایی نیست، پایین‌تر بود. اما حتا با احتساب این هزینه‌ها واک تا سقوط خاندان صفوی، از عملیاتی سودآور در ایران برخوردار بود. این وضعیت بعد از سال 1722 دگرگون شد، زیرا هزینه‌ها به طور چشم‌گیری افزایش یافت و علت آن خسارات (خسارات پولی و شناورها)، بالا رفتن هزینه‌های پرسنلی، فروش کم‌تر و خسارات صادراتی و … بود. این مطلب در دهه‌ی 1730 برای واک واضح بود اما به دلایل مختلف تصمیم گرفت در این‌باره کاری انجام ندهد. افزون بر این شرکت امیدوار بود که روند حوادث طوری بچرخد و اوضاع به شرایط پیش از 1722 برگردد، اما چنین نشد.35
هلندی‌ها در خلیج‌فارس ـ قرن 19
حضور هلندی‌ها در سرتاسر قرن 19 در خلیج‌فارس بازتاب کم‌رنگی بود از نقش بارز و برجسته‌ای که در دوران واک آن‌ها ایفا می‌کردند. تنها در سال 1824 بود که برای نخستین بار، از سال 1793، اولین سفر دریایی از باتاویا به بندرعباس از سر گرفته شد.
به دنبال این سفر دریایی، چهار بار دیگر شناورهای هلندی به مقصد خلیج‌فارس بادبان افراشتند و با وجودی که این سفرها سودآور بود مع‌الوصف بعد از سال 1831 به علت عدم امنیت در خلیج‌فارس و رفتار مستبدانه شیخ بوشهر، مسافرت مستقیم شناورهای هلندی به خلیج‌فارس، قطع گردید.
گفتنی است تجار هلندی وابسته به بخش خصوصی و تجار ایرانی ـ ارمنی ساکن در باتاویا به داد و ستد تجاری خود با بوشهر ادامه دادند که این فعالیت‌ها بین سال‌های 1855 و 1856، عمدتاً به خاطر مصرف فزاینده‌ی شکر جاوا در ایران، شش برابر گردید.36
بعدها دولت هلند به منظور مقابله با تجارتی رو به افول، کنسولی موسوم به «ریچارد کیون»، در سال 1868 در بوشهر منصوب کرد. ریچارد کیون در خارج از شهر بوشهر عمارتی بسیار مجلل بنا کرد و آن را به «هلندرآباد» نامگذاری نمود. کیون می‌کوشید تا سرمایه‌گذاران هلندی را به سرمایه‌گذاری در ایران علاقه‌مند کند. بنابراین یکی از سرمایه‌گذاران هلندی به نام «هوتز» شرکتی سهامی به نام شرکت تجاری ایران و هوتز و پسران تأسیس کرد و به تجارت فرش و تریاک پرداخت. او نخستین کسی بود که به حفاری نفت در ایران (در منطقه دالکی) پرداخت و به توسعه‌ی ذخایر زغال سنگ ایران و آبیاری در خوزستان علاقه نشان داد. در این اثنا سطح تجارت هلند از 4/1 میلیون فلورانس در سال 1866 به 160.000 فلورانس هلند در سال 1884 کاهش یافت و کنسول‌گری هلند در بوشهر تعطیل گردید و به جای آن نماینده‌ای در تهران، مستقر گشت. کنسول‌گری هلند در بوشهر «هلندرآباد» به فرانسوی‌ها فروخت و در فوریه 1903 اعلام ورشکستگی شرکت دیرینه سال و ریشه‌دار هوتز، جامعه‌ی تجار را در ایران شگفت‌زده ساخت.
علت این ورشکستگی نه به خاطر عدم سودآوری فعالیت‌های تجاری شرکت در ایران بود بلکه به خاطر ضرر و زیانی بود که مدیر شعبه لندن در بصره به بار آورده بود. او این جریان را به دقت مخفی کرده بود. به رغم این‌که تجارت هلند در ایران به سطح ناچیزی کاهش یافته بود با وجود این یکی از هلندی‌ها ـ از کارکنان سابق شرکت هوتز ـ به نام پیتر میولن توانست تجارتخانه صادرات و واردات پررونقی را در سال 1900 موسوم به شرکت بازرگانی هلند و ایران در اهواز تأسیس کند. این تجارتخانه تا پایان عصر قاجاریه در ایران به فعالیت می‌پرداخت.37
تأسیس شرکت هند شرقی هلند
در قرن 16 میلادی سرزمین هلند بخشی از کشوری بود که پادشاه اسپانیا بر آن حکمرانی می‌کرد. به علت ظهور آیین پروتستان در سرزمین هلند و مخالفت سرسختانه‌ی پادشاه کاتولیک اسپانیا با آن، ساکنان هلند دست به شورش زده و در سال 1754 سرزمین خود را «جمهوری متحده هلند» اعلام کردند. خیلی از ایالات جنوبی (بلژیک کنونی) به این شورش پیوستند، اما سربازان اسپانیایی این ایالات را به اشغال درآورد و ساکنان را از آیین سنت‌شکن پروتستان نجات داد. با همه‌ی این‌ها تجاوز اسپانیا به هلند شمالی به شکست انجامید. سرکوب هلند جنوبی به فرار تعداد بی‌شماری انجامید که مخالف دولت اسپانیا بودند. آن‌ها مهارت و سرمایه‌هایشان را نیز انتقال دادند. با وجودی که هلند با اسپانیا در حال جنگ بود، اما تجارت بین دو کشور ادامه داشت؛ زیرا به نفع هر دو بود. این وضعیت بعد از این‌که فیلیپ دوم، پادشاه اسپانیا، پادشاه پرتغال هم گردید، ادامه یافت. در این هنگام بود که تجار هلندی و سایر تجار به خرید فلفل، ادویه‌جات، ظروف چینی و سایر محصولات آسیا، روی آوردند. هدایت تجارت با آسیا در دست گروهی از تجار پرتغالی یا به اصطلاح مقاطعه‌کاران (CONTERADORES) بود که مجاز بودند فلفل و ادویه‌جات از هند و مالاکا خریداری کرده و به قیمت مقطوعی به پادشاه پرتغال بفروشند. این مقاطعه‌کاران باز هم مجاز بودند که همین فلفل و ادویه‌جات را با قیمت بیشتری از پادشاه پرتغال خریداری کرده و آن را در سرتاسر اروپا پخش کنند. عملیات دزدان دریایی انگلیسی به طور فزاینده‌ای به جریان پخش فلفل و ادویه‌جات خسارت وارد می‌آورد طوری که بعد از سال 1592 میلادی عرضه‌ی فلفل و ادویه‌جات متوقف گردید و قیمت آن به طور سرسام‌آوری افزایش یافت. گفتنی است برای آن دسته از تجار ساکن در هلند که از تجارت با پرتغال کنار گذاشته شده بودند این افزایش قیمت چشم‌اندازی دلربا در راستای سرمایه‌گذاری در تجارت با آسیا و سفر دریایی مستقیم با آن قاره ـ هرچند پرخطر ـ به وجود آورد. در سرزمین هلند افراد زیادی بودند که با تجارت آسیا آشنا بودند، مانند ملوانان ـ که با شناورهای پرتغالی دریانوردی کرده بودند، نقشه‌نگاران (همچون پتروس پلانسیوس) ـ که دارای اطلاعات لازم و نقشه‌های دریایی بودند و یهودی‌های پرتغالی ـ که به علت ایذا و آزار از پرتغال فرار کرده که هم راجع به مسیر دریایی و هم درباره‌ی تجارت آگاه بودند. کتابی که «ژان هیوژن وان لنیس چوتن» به رشته‌ی تحریر در آورده بود نه تنها حاوی اطلاعاتی راجع به موقعیت کلی پرتغالی‌ها و تجارت آن‌ها با آسیا و نقاط ضعف استان بود بلکه کتابِ نخستِ او به‌خصوص نوعی نقشه‌ی دریایی بود برای نخستین سفر دریایی هلندی‌ها به آسیا.1
سرانجام این‌که برای تداوم سفرهای دریایی به آسیا مسأله‌ی فقدان سرمایه و روابط تجاری، وجود نداشت. نخستین تلاش دریانوردان هلندی برای رسیدن به آسیا نه از طریق دماغه امیدنیک بلکه از مسیر قطبی «polar routs»، صورت گرفت. دریانوردان بر این باور بودند که این مسیر امن‌تر است، زیرا از قلمرو پرتغال نمی‌گذشت و کارکنان شناورها هم به هوای سرد بیشتر از آب و هوای گرم مسیر جنوبی، عادت داشتند. شناورها در سه سفر نخست (1595، 1595 و 7 ـ 1596) در یخ‌های قطبی گیر کردند و نتوانستند مسیر مرموز قطبی را بازیابند. در این اثنا سایر تجار می‌خواستند سرمایه‌اشان را از طریق دماغه‌ی امیدنیک و مسیر جنوبی، به خطر اندازند. بنابراین در 12 مارس 1594 دوازده نفر از تجار آمستردام «شرکت ماوراء» را تأسیس کردند. مؤسسان این شرکت بودجه‌ی لازم را برای تأسیس ناوگانی متشکل از چهار فروند کشتی تأمین کردند که فرماندهی آن به عهده‌ی «کورنلیس دو هوتمن» بود که توانست با راهنمایی‌ها و رایزنی‌های «پلانسیوس» و «لنیس چوتوتن» به مدت بیش از دو سال به «جزایر ادویه» واقع در اندونزی سفر کند. با وجودی که این سفر دریایی از نظر مالی موفقیت‌آمیز نبود (یک فروند کشتی ناپدید شد و چهل درصد از ملوانان جان باختند) مع‌الوصف نشان داد که تردد در مسیر آسیا، برای کسانی‌که بخواهند خطر کنند، امکان‌پذیر می‌باشد. در نتیجه در تعدادی از شهرهای هلند، شرکت‌های مشابه زیادی تأسیس گردید که توانستند در بین سال‌های 1598 و 1602 اعتبارات لازم را برای تشکیل 15 ناوگان ـ کلاً متشکل از 69 فروند شناور ـ جهت سفر به اندونزی، تأمین کنند. بنابراین بین این شرکت‌های نخستین رقابتی سخت و بی‌امان در گرفت که منجر به افزایش قیمت گشت، زیرا عرضه‌کنندگان کالا در اندونزی این شرکت‌ها را به جان یکدیگر می‌انداختند. این رقابت‌ها به عدم توافق سیاسی بین شهرهای مختلف هلند ـ که این شرکت ها در آن‌جا فعالیت می‌کردند ـ هم انجامید به‌گونه‌ای که وحدت و هم‌دلی جمهوری را به مخاطره انداخت.
«اولدن بارنولت»، رئیس پارلمان هلند توانست با استفاده از نفوذ سیاسی خود حکومت‌های این شهرهای هلندی (آمستردام، هورن، انخیوزن، دلفت، رتردام، ولیسینجن و بعضی از شهرهای ایالت زیلند، به‌خصوص میدلبرگ)، که با اندونزی داد و ستد داشتند، قانع کند تا آن‌ها یک شرکت ملی تأسیس کنند و نیز به آن‌ها قول داد که اجازه داده نخواهد شد سایر شهرها در آن شرکت کنند. عامل دیگری که تاحدودی در این مورد مؤثر بود تأسیس شرکت هند شرقی انگلیس در سال 1600 میلادی ـ در واکنش به تهدیدهای شرکت‌های نخستین هلندی که با اندونزی داد و ستد می‌کردند ـ بود. در نتیجه، رئیس پارلمان هلند در 20 مارس 1602 اجازه‌ی تأسیس شرکت هند شرقی هلند (واک) با شرایط زیر صادر کرد:
1- دارای انحصار تجارت و دریانوردی در آسیا و شرق دماغه‌ی امیدنیک
2- وظیفه‌ی این شرکت این است که با اقدامات خود در سرحد امکان به منافع اسپانیا و پرتغال ضربه وارد آورد.
3- سرمایه سهامداران به مدت ده سال پرداخت خواهد شد و
4- 17 نفر نجیب‌زاده، هیأت حاکمه‌ی شرکت، مجازند نسبت به عقد قرارداد صلح، ایجاد اتحاد، اعلام جنگ و بنای قلعه و دژ در قلمرو خود به نام رئیس پارلمان هلند اقدام کنند.
به علاوه واک مجاز بود پرسنل موردنیاز جهت امور اداری، نظامی و دریانوردی ـ که به نام شرکت و رئیس پارلمان هلند می‌بایست سوگند وفاداری یاد کنند ـ به استخدام در آورد. اعتبار انحصار به مدت 20 سال بود که در سال 1622 منقضی گشت. این انحصار در مجموع هفت مرتبه تجدید شد که آخرین بار در سال 1796 به انقضا رسید، اما دگرگونی‌های سیاسی در اروپا به انحلال و ورشکستگی واک در سال 1798 انجامید و دارایی‌های آن (از جمله بدهی‌ها) به دست دولت هلند افتاد. این‌که واک وظیفه داشت به منافع اسپانیا و پرتغال آسیب رساند به این دلیل بود که هلند با اسپانیا در سال‌های (1648 ـ 1568) و آن‌گاه با پرتغال بعد از سال 1580، در حال جنگ بود. هلند بودجه‌ی لازم را برای تداوم جنگ تا اندازه‌ای از طریق وصول مالیات بابت تجارت با هند تأمین می‌کرد، بنابراین جمهوری در موفقیت‌های واک هم از نظر مالی و هم از نظر سیاسی، از سهم عمده‌ای برخوردار بود. موفقیت‌های «واک» حیرت‌انگیز بود. با فرض این‌که قدرت نظامی مشترک اسپانیا و پرتغال رو در روی «واک» می‌ایستاد، این شرکت جدیدالتأسیس برای انجام وظایف خود به سرمایه‌ی کلانی نیاز داشت. برای این‌که بودجه‌ی لازم و انعطاف‌پذیر مالی و حقوقی در اختیار «واک» قرار گیرد تا بتواند وظایف خود را انجام دهد، این شرکت به عنوان نخستین شرکت سهامی عام در جهان، تشکیل گردید. لذا هرکسی می‌توانست سهمی خریداری کند. بنابراین نه تنها ثروتمندان بلکه اشخاص عادی هم سهامی در واک خریدند، هرچند بی هیچ تردید تجار ثروتمند بیشترین بودجه را تأمین کردند. بعدها سهامداران بزرگ سهام کوچک‌تر را خریداری کردند. در نتیجه واک به نحو خارق‌العاده‌ای توانست مبلغ عمده‌ای بالغ بر 6.424.588 گیلدر هلند، فراهم آورد. ماهیت امروزین شرکت سهامی عام به این مفهوم است که سهامداران می‌بایست فقط یک بار در سال سود سهام دریافت کنند. از این گذشته برخلاف شیوه‌ی شرکت‌های قدیمی که فقط برای یک سفر دریایی تأمین اعتبار می‌کردند و بعد از مراجعت شناور را به فروش رسانیده، عایدات را بین سهامداران تقسیم کرده و ملوانان را اخراج می‌کردند، واک توانست از سرمایه‌اش برای مدت زمان بیشتری بهره جوید و بعد از برگشت شناورها را نفروشد و ملوانان و کارکنان را از کار بیکار نکند. ساختار حاکم بر واک در این به اصطلاح 6 اتاق بازرگانی (آمستردام، هورن، انخیوزن، دلفت، روتردام، ولیسینجن و اتاقی که شهرهای ایالت زیلند را نمایندگی می‌کرد)، که شرکت را تشکیل می‌داد بی‌نظیر بود. هریک از این اتاق‌ها خود دارای مدیر، کشتی، اسکله و انبار بود و شناورهای خود را تجهیز می‌کرد و پرسنل مورد نیاز خود را استخدام می‌کردند. خیلی از مدیران اتاق‌ها، مدیران سابق شرکت‌های قدیمی بودند. در مجموع تعداد 60 مدیر وجود داشت که بیست نفر آن وابسته به اتاق آمستردام بود. چون اداره‌ کردن شرکت با 60 مدیر کاری دشوار بود، لذا در امتیاز انحصار تصریح شده بود که گروهی از مدیران عامل موسوم به گروه هفده نفره (17 نجیب‌زاده) ـ که هر یک توسط اتاق مربوطه معرفی می‌شدند ـ مدیریت شرکت را به عهده گیرند. بیشترین تعداد این مدیران وابسته به اتاق آمستردام بود که هشت نفر بودند.
با وجودی که سایر اتاق‌ها می‌توانستند جلو نفوذ اتاق آمستردام ـ اگر خیلی قدرتمند می‌گردید ـ بگیرند، مع‌الوصف در عمل اتاق آمستردام متنفذترین اتاق در بین مدیران 17 نفره بود. مدیران عامل یا 17 مدیرعامل می‌بایست فعالیت‌های واک را هماهنگ کنند و رهنمودهای همه‌جانبه‌ای تدوین نمایند. آن‌ها سالی سه‌بار و هربار به مدت چند هفته تشکیل جلسه می‌دادند. مهم‌ترین جلسه در ماه سپتامبر ـ که ناوگان از اندونزی برمی‌گشت ـ تشکیل می‌گردید. دبیر دایمی منصوب از سوی مدیران عامل هفده نفره (موسوم به وکیل مدافع) مسوول ارسال مراسلات، تهیه پیش‌نویس قطع‌نامه‌های مدیران بود و در جلسات آن‌ها هم شرکت می کرد. نظر به این‌که او به طور سازمانی حافظه‌ی مدیران عامل 17 نفره بود و اغلب مدت خدمت‌اش طولانی‌تر از مدیران عامل بود، لذا نقش دبیر دایمی بسیار مهم و پرنفوذ بود. مشهورترین این دبیران دایمی «پیتر وان دام» بود که از سال 1652 تا 1706 به عنوان دبیر دایمی خدمت کرد و تاریخی مهم راجع به واک به رشته‌ی تحریر در آورد. ضمناً از سال 1649 کمیته به اصطلاح مستشاری هم فعال بود که وظیفه‌اش خواندن و تجزیه‌ و تحلیل حساب‌ها، گزارش‌ها و نامه‌های دفاتر تجاری مختلف واک و ارسال گزارش یافته‌های خود به مدیران عامل 17 نفره بود. اعضاء این کمیته هر سال به مدت 4 الی 8 هفته در لاهه تشکیل جلسه می‌دادند، بنابراین گزارش‌های آن‌ها و با گسترش معنایی کمیته آن‌ها، «کنکاش لاهه» نامیده می‌شد. در حالی‌که سازمان واک در هلند غیرمترمرکز بود سازمان آن در آسیا بسیار متمرکز بود. مقرّ واک در باتاویا (جاکارتا کنونی) در اندونزی بود. بیشترین قدرت و اختیار در دست حکمران کل و شورای او بود که از آن به عنوان «شورای هند» یاد می‌گردید. تمام تصمیم‌های مهم می‌بایست توسط این شورا اتخاذ می‌گردید. بنابراین حکمران کل تنها تصمیم‌گیرنده نبود. تعداد اعضاء شورا معمولاً هفت نفر بود و به منظور تسهیل در انجام امور، کارها بین آن‌ها تقسیم می‌گردید. دو نوع عضو شورا وجود داشت؛ یکی عضو عادی و دیگری عضو فوق‌العاده. عضو فوق‌العاده فقط در شورا خدمت می‌کرد، اما زمانی‌که تعداد اعضاء عادی کافی نبود، دارای حق رأی هم بود. شورای هند تابع مدیران عامل 17 نفره بود که اعضاء را منصوب کرده بود. شورا به طور مستقیم با مدیران عامل 17 نفره، کمیته‌ی کنکاش لاهه و نیز تمامی دفاتر تجاری «واک» در آسیا، مکاتبه می‌کرد. به علت بعد مسافت بین اندونزی و هلند شورای هند همیشه نمی‌توانست راجع به بعضی مسایل منتظر تصمیم مدیران عامل 17 نفره بماند، لذا خود راجع به آن تصمیم می‌گرفت که همواره هم مورد تایید و تصویب مدیران عامل 17 نفره قرار نمی‌گرفت. برای نمونه، تصمیم به جنگ با ایران در سال 1645 مورد تصویب مدیران عامل 17 نفره قرار نگرفت و به بروز کشمکشی جدی بین این دو تشکیلات انجامید. با همه‌ی این‌ها، اجتناب از بروز چنین رویدادهایی دشوار بود، با توجه به این‌که در بهترین شرایط، نامه‌ای که از باتاویا ارسال می‌گردید، یک سال بعد پاسخ آن دریافت می‌شد. واک در مهم‌ترین مراکز تولیدی و تجاری آسیا، دفاتر بازرگانی یا ایستگاه تجاری تأسیس کرد که بی‌تردید مدت‌ها برای انجام آن وقت گرفت. گفتنی است در 18 دسامبر 1603 که نخستین ناوگان واک ـ متشکل از 12 فروند شناور ـ به مقصد اندونزی بادبان افراشت، این شرکت حتا یک دفتر تجاری نداشت. زیرا هدف این ناوگان این بود که فلفل و ادویه بارگیری کرده و به هلند برگردد و در ضمن به مواضع پرتغالی‌ها در آسیا هم حمله کند. نخستین موفقیت عمده این ناوگان اشغال قلعه‌ی پرتغالی‌ها در امبون «Ambon» بود که به صورت نخستین دفتر تجاری «واک» درآمد. واک به‌زودی دریافت که به منظور تحکیم دستاوردهای تجاری و نظامی در آسیا به تعداد بیشتری از این مراکز تجاری نیاز دارد. بنابراین در سال‌های بعد، واک در مناطق دیگر اندونزی (بانتام، باتاویا)، شرق آسیا (ژاپن، تایوان، تایلند)، ساحل شرقی هند (پالیاکاتا، ماسولیپانتا)، سریلانکا، غرب هند (سورات)، آسیای غربی (موخا، بندرعباس) و سرانجام در دماغه‌ی امیدنیک، دفاتر و مراکز تجاری تأسیس کرد.2 مدیریتِ ایرانیِ واک نه تنها شامل ایران بلکه شامل بصره و سایر فعالیت‌های تجاری بود که گاه و بیگاه، مثلاً با مسقط، صورت می‌گرفت. مدیر تشکیلات واک در ایران، بعد از سال 1645، در بندرعباس مستقر گردید. تشکیلات تجاری بندرعباس به شیوه‌ی شورای هند، سازماندهی شده بود. به مدیر این تشکیلات، مانند حکمران کل، توسط شورایی ـ که شامل کارکنان تجاری ارشد واک بود ـ یاری داده می‌شد. افراد نظامی، که تنها در موقع ناامنی در بندرعباس استقرار می‌یافتند، در نحوه‌ی مدیریت اعمال نظر نمی‌کردند، گو این‌که در مواقع ضروری افسری فرا خوانده نمی‌شد تا نقطه‌نظرات خود را بیان کند. در واقع فرمانده نظامی تنها عضوی از شورای سیاست‌گزاری بود و هرگز در شورای تجاری دخالت نمی‌کرد. زمانی‌که فرماندهان شناورها در مذاکرات شورا شرکت می‌کردند، از این شورا به عنوان شورای همه‌جانبه، یاد می‌گردید. نظام سلسله مراتب واک در ایران به شرح زیر بود: ارشدترین مقام یا مدیر معمولاً دارای درجه‌ی تاجر عمده (Opper Koop Man) بود و افراد مادون او به ترتیب تاجر (Koop man)، تاجر جزء (Onder Koop man)، حسابدار (Boekhouder) و سرانجام معاون بودند. سایر افراد و کارکنان مادون، عضو شورا قلمداد نمی‌گردیدند. مدیر واک در ایران به رغم این‌که ارشدترین فرد بود مع‌الوصف خود نمی‌توانست به تنهایی تصمیم بگیرد و تنها شورای مستقر در بندرعباس بود که می‌توانست از طریق اکثریت آراء، تصمیم‌های مهمی اتخاذ کند. این شیوه‌ی مدیریت که مبتنی بر اشتراک و تساوی اختیارات بین همکاران بود، نشان داد که در زمانی‌که وسایل ارتباطی سریعی جهت تماس با حکمران کل در باتاویا و مدیران عامل 17 نفره در هلند وجود نداشت، شیوه‌ای انعطاف‌پذیر و کارساز بوده است. ضمناً همین نظام شورایی در دفتر تجاری اصفهان هم حاکم بود. دفتر اصلی «واک» در ایران، در بندرعباس بود. تا سال 1645 دفتر «واک» در بندرعباس خانه‌ای بود که از یکی از حکمرانان پیشین این بندر اجاره شده بود، اما این خانه در همین سال به علت وقوع زلزله ویران گردید. لذا در همین نقطه، دفتر تجاری جدیدی بنا گردید که در سال 1701 به انگلیسی‌ها فروخته شد که آن‌ها از آن به عنوان دفتر اصلی خود استفاده می‌کردند. هلندی‌ها در سال 1699 ساخت دفتر تجاری جدید و بزرگ‌تری را آغاز کرده بودند که عملیات ساختمانی آن در سال 1702 به پایان رسید. عمارت جدید قلعه‌ای بسیار مسلح بود که می‌توانست هجوم چپاولگران را دفع کند. کاربرد عمده‌ی این قلعه محل سکونت و حفاظت از کارمندان واک، محل نگهداری مال‌التجاره واک و مرکز تجاری شرکت بود. گفتنی است تا این اواخر از این قلعه هنوز به عنوان گمرک خانه بندرعباس استفاده می‌گردید. واک شعبه‌ای هم در اصفهان داشت که رئیس آن «رئیس» نامیده می‌شد و معمولاً دارای درجه‌ی «تاجر» بود. او در نظام سلسله مراتب واک در ایران نفر دوم بود و وظیفه‌ی اصلی‌اش هموار کردن روابط با دربار ایران، رسیدگی به تجارت ابریشم (موقعی که واک هنوز معامله ابریشم می‌کرد) و وظیفه‌ی خیلی مهم دیگر خرید طلا و نقره (اقلام صادراتی عمده واک در ایران)، ‌بود.