![]() |
||||
|
|
||||
|
خارج از محدوده مواجههی یک اصولگرا با یک اصلاحطلب سؤالهایی که پاسخ داده نشد؟!خارج از محدوده
مواجههی یک اصولگرا با یک اصلاحطلب سؤالهایی که پاسخ داده نشد؟! در پاسخ به مقاله این جانب در هفته نامهی نصیر بوشهر (ش 405) از جناب "روئین" نقدی ارائه شد. لازم دیدم نکاتی در مورد آن بیان دارم. ایجاد شبهه یا ذهنیتهای منفی در جامعه و فرار از پاسخگویی شیوهای منطقی و معقول نیست، زیرا این گونه برخورد کردن و مغالطه در پاسخگویی نه تنها باعث پیشرفت و بالندگی فکری مردم نخواهد شد بلکه باعث بدبینی و حتی انحراف و یا گمراهی میگردد. در دین اسلام به دلیل این که هدف، وسیله را توجیه نمیکند، در گفتوگوها و دیالوگهای مطبوعاتی رعایت اصول و حدود اخلاقی مثل راستگویی با مردم، صداقت در گفتار و رفتار، پذیرش حقیقت، عدالت در قضاوت و… الزامی است. از نفس پاسخگویی ایشان تشکر دارم زیرا نشان داده اهل تعامل و گفتوگو میباشد، برخلاف آنهایی که دم از «دانستن حق مردم است» میزنند اما در عمل خود را پاسخگو نمیدانند، اما از طرفی گویا جناب روئین مقالهی حقیر را درست مطالعه نکردهاند، زیرا پاسخهایی دادهاند که یا پاسخ این جانب نبوده است و یا «فرار از پاسخگویی» است! مثل رویهی هفته نامهی "نصیر" که ابتدای مقالهی قبلی، بنده را متهم «به شعاری بودن و حمایت از یک جناح» نمود! در حالی که مطلب مذکور حاوی موضوعات صریح و روشنی بود که دوستان به جای پاسخگویی خودشان گرفتار شعارزدگی و جناح بازی شده و صورت مسئله را به ظاهر پاک کردند! سؤالاتی که تاکنون پاسخ داده نشده: در آن مقاله ـ «لطفاً مردم را فریب ندهید، نصیر، شمارهی 404 » ـ سؤالاتی مطرح شده بود که هنوز توسط نویسندگان آن نشریه ـ مخصوصاً جناب حاتمی و روئین ـ پاسخ داده نشده است! الف ـ نیروهای چپ در نظام سیاسی دنیا خصوصیات مشخصی دارند: از جمله مبارزه با امپریالیزم ـ آمریکا ـ و دفاع از اقتصاد دولتی. چرا چپیهای دیروز و اصلاح طلبان امروز با توجه به وزش بادهای سیاسی شعار و عملشان با هم تناقض دارد؟ زیرا دیروز یعنی از دههی 60 تا خرداد 76 که مخالف آتشین آمریکا بودند هر مصالحهای را خیانت میپنداشتند و از طرفی مدافع اقتصاد کوپنی و دولتی، اما الان فقط به خاطر منافع گروهی هم مدافع مذاکره با التماس و از سر ضعف هستند و نیز هم پیمان با طرفداران اقتصاد بازار یعنی کارگزاران میباشند، چرا؟ ب ـ چرا در دوران اصلاحات هر تخریبی علیه دین، انقلاب، اسلام و مردم و … توسط مطبوعات و عناصری از اصلاحطلبان صورت میگرفت، ولی الان شعار عدم تخریب دیگران میدهند؟ مثلاً تخریبهایی را علیه شخصیت انقلابی هاشمی و … سازماندهی و هدایت میکردند ولی الان به خاطر منافع حزبی، او را در کنار اصلاحطلبان محور قرار میدهند. به قول آقای معین: «هاشمی از صبح سوم تیر توسط دوستان ما اصلاح طلب لقب گرفت». اینها نفاق نیست؟ این همه دورویی به خاطر چیست؟ ج ـ چرا وقتی مردم به دوستان اصلاح طلب رأی میدهند میشود «حماسهی دوم خرداد»، اما وقتی رأی همین مردم در سوم تیر علیرغم پیوندهای ناچسب چپهای اصلاحطلب و کارگزاران بازاری به سمت کس دیگری رقم میخورد، میشود رأی پوپولیستی و عوامانه و…؟ دـ شما که از تخریب نگران هستید چرا در دوران اصلاحات، دوستان شما از خدا تا مردم، از دین تا وطن، از عزت تا غیرت را با انواع اهانتها مورد تخریب قرار میدادند؟ آیا تخریب هم خوب و بد دارد؟ هـ ـ چرا فلش شعارها، آرمانها و افکار و اعمال شما اصلاح طلبان به سمت بیرون از منافع و اهداف انقلاب، نظام و مردم است؟ و…اما در مورد پاسخ ارائه شده توسط جناب روئین مطالب زیر قابل بیان است: 1ـ ایشان با خطاب کردن مقالهی این جانب به بیانیه؟! گفتهاند: «با انواع اتهامات و… از قبیل وطن فروش، ضد دین، فاسدالاخلاق، بیغیرت. منافع و … کینه و عمق خصومت قلبی خود را نسبت به همهی اصلاح طلبان نشان میدهند». جناب روئین! این کلمات را از کجا استخراج کردهاید؟ شاید مقالهی دیگری را مطالعه نمودهاید! هیچ جای متن مذکور همهی اصلاحطلبان مورد خطاب قرار نگرفتهاند. من خود را اصلاح طلب معتقد به اصول میدانم اما نه آن اصلاح طلبی که تاکنون دوستان شما بودهاند! 2ـ در مورد فیلم تأسفبار و منتسب به آقای خاتمی بنده گفتم: ای کاش این قضایا اصلاً در افکار عمومی مطرح نمیشد… اگر فیلم واقعی نبود از همان اول به جای توجیه و توهین خواستار کارشناسی علمی میشدند، اما حقیقت چیز دیگری بود.» (هفته نامهی نصیر، شماره 404) آقای روئین! گویا دوستان اصلاح طلب خیلی هم بدشان نمیآید که این قضیه کش پیدا کند! لطف کنید برای یک بار هم که شده توضیحات بنیاد باران، سخنان آقای خرازی و تصویر بردار ایتالیایی به نام «اورما» و مواضع عناصر مطبوعاتی اصلاحطلب! را در مورد این موضوع مطالعه کنید، هر چه قضاوت کردید بنده دربست میپذیرم اما به شرط قضاوت منصفانه طبق همین اسناد! چرا رفتار و گفتار خاتمی باید طوری باشد که این ذهنیتها مقبول واقع شوند؟ اینها نتیجهی اعمال نسنجیدهایست که طیف اصلاحطلب از خود بروز داده است! 3ـ دولت نهم به کارهایی دست زده که دیگران فقط شعارش را میدادند. تا کی باید به خاطر این و آن، کارهای اساسی و ریشهای به تأخیر افتد؟ قرار نیست دولت نهم مثل دولتهای گذشته کارهایی بکند که دورهی بعد هم رأی بیاورد، بلکه باید کارهای اساسی ریشهای و اصلاحات واقعی را اجرا کند تا آیندهی مملکت تضمین شود نه مثل دولت خاتمی از ترس تبعات سیاسی ـ بخوانید منافع گروهی ـ قانون مصوب خود را نیز زیر پا بگذارد. گفتهی خانم ابتکار را دوباره مرور کنید. ایشان حداقل "مردانگی" داشتند که اعتراف کردند خاتمی به خاطر تبعات سیاسی، سهمیهبندی بنزین را اجرا نکرد. آیا خاتمی حتی توانست پول محصولات کشاورزی را به موقع پرداخت کند؟ آیا برخلاف دولت خاتمی، دولت نهم محصولات کشاورزی را بدون واسطه و به روز خرید تضمینی نکرد؟ آیا این اقدام بزرگی در جهت تقویت تولید نیست؟ 4ـ کسی منکر گرانی نیست، اما تورم فقط تنها گرانی نیست، زیرا آنهایی که الفبای علم اقتصاد را میدانند متوجه میشوند که مردم و احمدی نژاد تاوان سیاستهای غلط کسانی را میدهند که درست به وظیفهشان عمل نکردند ولی الان به جای پاسخگویی مدعی هم هستند. 5ـ جناب روئین! طبق آمار همهی مراکز قانونی و معتبر داخلی و بینالمللی از جمله سازمان بینالمللی پول و… شاخصهای رشد و توسعه در زمان دولت نهم علیرغم کارشکنی باندهای قدرت ثروت و رسانههای غیر منصف بهبود یافته است. رشد اقتصادی، کاهش نرخ تورم، افزایش سرمایهگذاری، اصلاح ساختار سازمانی، کاهش هزینههای جاری، توسعه و توازن منطقهای، تمرکز زدایی، تلاش و خدمت بیوقفه، کاهش سود بانکی، افزایش حجم بیسابقهی فعالیتهای عمرانی، واگذاری سهام عدالت، افزایش خصوصی سازی، رونق بورس، اصلاح سازمان کهنه و غیر پاسخگوی مدیریت و برنامهریزی، توجه به محرومین و فقرا، کنترل و جهت دهی شجاعانهی یارانهها از جمله سهمیهبندی سوخت، سفرهای پرزحمت استانی، افزایش اختیارات استانداران، توجه ویژه به مناطق محروم و توسعه نیافته، حمایت از تولید داخل، خرید تضمینی محصولات کشاورزی و … از جمله کارهای بسیار اساسی و ریشهای در اقتصاد است که این دولت شجاعت انجام آنها را داشته است. من تعجب میکنم شما از کدام آمار استفاده کردید: «قدرت خرید بعد از انقلاب به پایینترین سطح رسید»؟! همه میدانند در دولت سازندگی تورم به حدود 50 درصد رسید و دولت آقای خاتمی قدرت کنترل قیمت میوهی شب عید را هم نداشت ـ طنز مهران مدیری و واکنش خاتمی یادتان نیست؟ ـ نرخ تورم در دولت 8 سالهی اصلاحات بسیار بیشتر از دولت نهم است. بهتر نیست در قضاوت منصف باشید! قضاوت همانند راه رفتن بر لبهی تیغی است که یک طرف آن جهنم و طرف دیگر بهشت است. انتقاد دکتر نادران و… از دولت نشانهی صداقت و دلسوزی آنهاست ـ بر خلاف نمایندگان دورهی ششم ـ اما مگر همین نادران در گفتوگوی ویژهی خبری مدافع دولت نهم و منتقد دولت اصلاحات نبودند؟ چرا همه چیز را از زاویهی سیاسی نگاه میکنید؟ ما هم از دولت انتقاد داریم، مگر این دلیل میشود که شما انصاف را رعایت نکنید؟ 6ـ سؤال کردید: «کو آن گروههای فشار و لباس شخصیهایی که در طول 8 سال اصلاحات، هر روز دانشجویان را مضروب میساختند؟». آقای عزیز، پاسخ روشن است! آنها همان عناصر اصلاحطلب افراطی همانند علی افشاری، اکبر گنجی و منوچهر محمدی هستند که به صورت نفوذی کار فتنه انگیزی را عهدهدار بوده و از حمایت دوستان شما نیز برخوردار بودند و الان هم برای سازمان سیا در واشنگتن کار میکنند و به ریش همهی اصلاحطلبها و دانشجوها هم میخندند؟! گروههای فشار، نمایندگان و وزرایی بودند که به جای خدمت به دانشجو و دانشگاه با استعفاها و سخنان غیر مردمی و ضد انقلابی خود جاده صاف کن دشمن میشدند و دانشجو را طعمهی قدرت خود کرده بودند و تئوریهای «فشار از پایین، چانه زنی از بالا» و «فتح سنگر به سنگر» را تئوریزه میکردند. نمایندگانی که هر روز تحصن و استعفا راه میانداختند. کسانی که شعار خروج از حاکمیت میدادند اما دو دستی به صندلی قدرت میچسبیدند. اینها هر روز برای دولت مشکل درست میکردند. چه کسانی غیر از دوستان شما میخواستند خاتمی را از قطار اصلاحات پیاده کنند؟ چه کسانی خواهان عبور از خاتمی میشدند؟ چه کسانی صحبتهای خاتمی در مقابل اسراییل و آمریکا را سانسور میکردند؟ به همین زودی یادتان رفته است؟ این جا مراجعه به آرشیو مطبوعاتی دوران اصلاحات اگر برای بنده حرام است، برای افزایش معلومات شما حرام نیست. بد نیست کمی رجوع و تحقیق کنید! 7ـ دموکراسی یک روش برای ادارهی کشور است، نه یک واژهای که به نام آن مردمی فریبی شود. دموکراسی اگر با ملاحظهی اخلاق و اصول اسلامی دنبال نشود نتیجهاش میشود استبداد مطبوعاتی دوم خرداد که باعث نا امیدی و رویگردانی مردم شد. همان دموکراسی که شماها دم از آن میزنید دیروز "خاتمی" و امروز "احمدینژاد" را رییس جمهور کرد، چرا به این دموکراسی احترام نمیگذارید؟ این نوع نگاه، ادامهی همان تفکری است که دولت کودتایی ابومازن را بر دولت مردمی حماس ترجیح میدهد. 8ـ درد ما این است که دیگران به جای انتقاد یا دفاع منطقی، تخریب کننده یا ثناگوی مطلق دولتها میشوند، مثل ثناگویی مجلس ششم از دولت خاتمی و تخریبهای فعلی که بر علیه دولت نهم میشود. اما باید بدانید که دفاع از خدمات دولتهای گذشته و فعلی ثناگویی نیست، بلکه این برداشت شما یک نوع مغالطه و سفسطه بازی است که با اهدافی خاص به کار میبرید. 9ـ در دوران خاتمی اگر چه تنش زدایی ـ تنش زدایی که طرح شمخانی بود ـ صورت گرفت، اما از آن نتیجهای عاید ملت و کشور ما نشد. رفاقت ظاهری با سه کشور زیاده خواه اروپایی که تنش زدایی نیست، زیرا حقوق هستهای ما را ظالمانه از ما گرفتند، ایران عزیز را محور شرارت لقب دادند، اطراف کشور را محاصره نمودند و در مجامع بینالمللی مدام ما رامتهم میکردند. تحریمهای داماتو و … تمدید میشد. در آژانس انرژی هستهای دائماً ما را بازی میدادند. دوستان ما در دنیا از شعارهای غرب پسند دولت اصلاحات سرخورده و منزوی شدند. در افغانستان کلاه گشادی سر دولت ما گذاشتند. اما در دولت نهم به دلیل اتکا به قدرت الهی و مردم اگر چه قبلاً بعضیها التماس میکردند تا آمریکا آنها را تحویل بگیرد، اما آلان این امریکاست که رسماً 50 بار درخواست مذاکره میدهد وقس علیهذا؟! آیا در حال حاضر ورق بر نگشته؟ آیا به جای خواهش و التماس به دامن غرب، عزت و شرف ایرانی احیا نشده است؟ هر سودی، هزینههایی دارد ولی با کمال تأسف باید گفت ما در دوران اصلاحات به دشمن هم امتیاز میدادیم هم هزینه پرداخت میکردیم، چرا؟ 10ـ آقای روئین ! آنهایی که شعار میدادند «مخالف هاشمی دشمن پیغمبر است» همین عناصر چند وجهی و فرصت طلب کارگزارانی ـ امثال مهاجرانی مرعشی و… ـ هستند که قبلاً درخواست دادند آقای هاشمی رییس جمهور مادامالعمر شود ولی درایت و تیز هوشی رهبری آنها را ناکام گذاشت. همینها که الان با عنوان یکی از گروههای اصلاح طلب؟! با دوستان شماها ائتلاف کردهاند. به راستی چرا؟ 11ـ بد نیست دوستان اصلاحطلب تعریف کنند که خط و راه امام و اصلاح طلبی بر گرفته از دین اسلام و راه امام حسین (ع) چه وجه تشابهی با لیبرال دموکراسی و سوسیال دموکراسی دارد که آنها را رسماً تبلیغ میکنند؟ (مثلاً سوتیتر نصیر، شماره 405) آیا امام انقلاب کردند که شما احزاب لیبرال دموکراسی و … تشکیل دهید؟ جای تعجب است شما ها حتی ابتداییترین معانی این گونه الفاظ را مد نظر قرار نمیدهید تا چه رسد به مفاهیم آنها! عزیزان! امام با حزب، باند، گروه و دسته انقلاب نکردند. ایشان با جناح و طایفهی حزبی مملکت را اداره ننمود! مشکل شما داشتن ده یا چند حزب نیست که بخواهید با دو حزب لیبرال دموکراسی و… آن را حل کنید، مشکل شما دوری و فاصله گرفتن از مردم و اصول اسلامی و انقلابی و استحاله در مفاهیم بیارزش غربی است. بیایید برگردیم به حقایق نورانی اسلام تا دوستان اسلام و قرآن برای مسئولین ما صف بکشند نه …! 12ـ در آخر از من خواستهاید که: «با شهامت و شجاعت پایگاه فکری خود را اعلام نمایید نه با عناوینی از قبیل مستقل بیطرف و ناصح!» آقای روئین! مشکل شما این است که همه چیز را باید سیاه و سفید ببینید، سیاه و سفیدی که یکی از آنها جناح چپ باشد و دیگری جناح راست! اما نگاه بنده این است: تعاریف و جناح بندیهای حاکم برکشور ما اسلامی هستند و نه غربی و لذا یک انسان آزاده و مسلمان نباید بازیچهی عناصری قرار گیرد که با عوض شدن جهت وزش باد سیاسی اصول و عقاید حزبی و دینی خود را نیز فراموش میکنند. به راستی دعواهای غیر خدایی و غیر دینی امروزی چه فرقی با اختلافات قبیلهای دوران جاهلیت دارد؟ آیا امکان دارد یک اصلاح طلب مسلمان اصولگرا نباشد و یا یک اصولگرای معتقد به دین و قرآن اصلاح طلب نباشد؟ اینها همه دعواهای زرگری است که برای کسب منافع دنیایی صورت میگیرد و گر نه اسلام تکلیف همه را مشخص کرده است. این دعوا از صدر اسلام تاکنون بوده و تا ابد خواهد بود. این ما و شماییم که باید مواظب باشیم که در دعوای همیشگی حق و باطل جزء کدام گروه باشیم. پایگاه فکری ما برگرفته از دین اسلام و راه و منش امام است که هم اکنون توسط خلف صالحش ادامه دارد. این راه در بست در اختیار هر کسی قرار نخواهد گرفت و فریب دغل بازان قدرت طلب و سیاست بازان فریبکار را نخواهد خورد. این اندیشه به ما میگوید وقتی به حقانیت خود اعتقاد دارید در پیروزی خود شک نکنید. به ما میگوید بین چپ و راست، انسانهای شریف و خوبی هست و انسانهای … ! نکند چشمان خود را به خاطر مسایل جناحی بر حقایق ببندی…! این پایگاه فکری به ما میگوید نباید راه حل مشکلات را در آن طرف دنیا جستجو کرد، بلکه برگردیم به تمدن و فرهنگ غنی اسلام. عیب بعضیها همین است که نه مستقلاند نه بیطرف و نه ناصح! به امید تفکر بیشتر! |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه