![]() |
||||
|
|
||||
|
ماه بانوی منماه بانوی من
پیشکش به زیباترین ثمرهی عمرم ماندانا قربانزاده ـ به خجسته بادِ زادروزش 14 امردادماه ماه بانوی من چقدر باید پاهایم را به زمین قرض بدهم تا به شانههایت برسم نازنینام خوب دلام را به بازی گرفتهای مهر بانوی بزرگ هم قبیلهام ایزد بانوی رگهای سینهام لطافت عطرِ بهار نارنجهای قدیمی خانهام چشمانام از جادههایی آمدهاند که با تابش هیچ آفتابی خشک نمیشوند ماه بانوی من لبخند تو با سرود مژههایت تمام بازیهای دنیا را به بازی گرفتهاند و تمام گذشتهها و آیندههای نیامده را روی انگشتانِ معصومات چه زیبا میرقصانی ناز بانوی آسمانی از چهلوهفت ردیف واژهی عشق که بگذرم هنوز هم در ابتدای قدمهای اولام و چیزهای زیباتر برایت میسازم مجنون که گریخته است رفته است تا گل بچیند و در آرامش بیابان زیر برگهای گل آفتابگردان روی زمینهای فارغ از آپارتمان لم داده است با تار موهای رنگی و کوتاه شدهی لیلی و یک نخ سیگار که از عشق به ارث برده است ماه من ماندانا! خوب عشوههایت را به چهار دیواری آینههای اتاقام پاشیدهای و داستان سیاوش را که به من حرفهای عاشقانه میزند روی انگشت نگاری آب و آینهها به ثبت میرسانی که اگر زلیخا هم بشوی یوسفی در بزرگراه گم شده تا لبهی چاه هم نمیرسد دستام به قاب عکس که میرسد بابا سبیلو سبیلهایش را میپیچاند و مرا در حسرت یک کلام حتی با لحظههای با تو بودن وا میگذارد و در آرامشِ بازی ما به خواب میرود شیرین من عطر گیسوانات طرحی از سیب روی تیشهی فرهاد کشیده است چقدر باید پاهایم را به زمین قرض بدهم تا به سرشانه هایت برسم بانوی بزرگ قبیلهام لبخند تو ارمغان کدام سمت از آسمان است کدام سمت دخترم ؟ 2/11/1385 ـ بوشهر |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه