![]() |
||||
|
|
||||
|
گفتو گو با آهنگساز و نوازندهی مطرح ویولن "رامین تاجدینی": گفتو گو با آهنگساز و نوازندهی مطرح ویولن "رامین تاجدینی":در ایران موسیقی جالب توجهی پخش نمیشود و در نهایت تمایل و ارتباط اندکی از سوی مردم نسبت به موسیقی سنتی شاهدیم. در زمینهی موسیقی کلاسیک نیز عملکرد ضعیفتری به چشم میخورد. حرکاتی محدود از ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی و ... شاهدیم. رویکرد صدا و سیما به موسیقی ایرانی را چگونه میبینید؟ ـ ای کاش نظارت دقیقتر و کارشناسانهتری در مورد "صدا و سیما" شاهد بودیم. من یک مجموعه سریال 52 قسمتی را در تهران برای شبکهی دو آهنگگذاری کردم که در شهریور 80 ـ اگر اشتباه نکنم ـ از شبکهی دو پخش شد با نام " قصههای اردو". زمانی که من با مدیر تولید این سریال قرارداد بستم و پیش پرداخت گرفتم، 3 روز زمان داشتم تا موسیقی تیتراژ شروع و پایان را تحویل بدهم، زیرا کار مونتاژ در باکس مونتاژ تمام شده بود و فقط منتظر تحویل آهنگ بودند. من یک قطعه ضربی را در مقام اصفهان با فرود در همایون با ارکستر زهی چون ویولن 1 و ، ویولن چلّو، هارپ و پیانو، در قسمت ارکسترهای بادی هورن، توبا، فاگوت، ترومپت و ابوا و در قسمت ریتم تیمپانی و در 4 میزان از تیمبال در یک قسمت رِنگی ابتدای تیتراژ به لحاظ ریتمیکتر شدن چند میزان اول، سمبل فضای شاد سریال را ساختم. زمانی که کار را در "استودیو مقام" ضبط کردم و برای تأیید به شبکهی دو فرستاده شد با همان 4 میزان که تیمبال داشت مخالفت کردند و کل کار در نهایت رد شد و من با اجبار کارگردان سریال به لحاظ زمان اندک، تیتراژی در گام دو ماژور با یک ارکستر جداگانه ساختم تا کار مورد تأیید سازمان قرار گرفت. من متعجبم آیا کارهای تصویب شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد با این وضع وصفناپذیر، تیمبال ندارند؟! نمیدانم، شاید کارشناسان موسیقی وزارت ارشاد، قوانینی جداگانه نسبت به قوانین سازمان صدا و سیما دارند! سیاستگذاری شورای شعر و موسیقی وزارت ارشاد و مجوزهای بیرویه به آثار سطحی و فاقد ویژگیهای هنری، معضل دیگریست که در عرصهی موسیقی با آن مواجهیم. نقش وزارت ارشاد در ترویج سطحی نگری نسبت به موسیقی را چگونه ارزیابی میکنید. ـ همانطور که پیشتر گفتم، ای کاش نظارتی کارشناسانه و دقیقتر بر روی آثار مجوز گرفته توسط این نهادها انجام میشد. ما نباید گوش مردمی که هزاران سال تمدن دارند را با اینگونه موسیقیها تربیت کنیم، جای بسی نگرانی است! به کارنامهی هنری تان بپردازیم. از فعالیتها و آثارتان در حوزهی آهنگ سازی بگویید. ـ متأسفانه به لحاظ شرایط شغلیام فرصتی چندان برای آهنگسازی ندارم، ولی به هیچ عنوان نمیتوانم حداقل کمتر از روزی 2 ساعت از نوازندگی دست بردارم. در سالهای اخیر یک کنسرت با آقای "علی خدایی" در بوشهر )آبان 79( داشتم. 52 قسمت سریال ـ همانطور که اشاره شد ـ با نام " قصههای اردو" برای شبکهی دو آهنگسازی کردم. قطعاتی ساختم از جمله "فریاد هجران" در دستگاه نوا با ارکستر بزرگ «پلی فون»، یک فیلم کوتاه به تهیهکنندگی خانم "کریستین گیلوملر" فرانسوی را برای یک فستیوال در فرانسه آهنگسازی کردم و در نهایت قطعهی "آهنگ دیگر" با شعر استاد "منوچهرآتشی" ـ شاعر بزرگ معاصر و چهرهی ماندگار ایران ـ با صدای دوست هنرمندم غلامرضا وزان را کار کردم با تنظیم بنده و آقای بابک شهرکی که درود بیپایان بر این دوست مهربان و هنرمند گرانمایه. قطعاتی دیگر نیز امسال نوشتهام که هنوز موفق به ضبط در استودیو نشدهام. یکی از آثار درخشان شما، قطعهای بود که بر اساس شعر "آهنگ دیگر" استاد آتشی ساخته شد. از روند شکلگیری و ساخت این قطعه بگویید و از هنرمندانی که در ساخت این اثر با شما همراه بودند. ـ بعد از درگذشت استاد آتشی، در تماس تلفنی با محسن شریفیان ـ دوست هنرمند و آهنگساز برجسته در زمینهی موسیقی محلی ـ یک شب حدود ساعت 11 ، تصمیم به آهنگسازی بر روی این شعر زیبا را گرفتم. همان شب چند قسمت از شعر "آهنگ دیگر" از استاد منوچهر آتشی را انتخاب کردم، چون شعر استاد طولانی بود، حتماً باید براساس زمان معمول آهنگ، ابیاتی انتخاب میشد. سپس به منزل بازگشتم و تا حدود ساعت شش بامداد با پیانو ریتمهای مختلفی در گامها و دستگاههای مختلف ساختم و در نهایت در مقام دشتی مشغول کامل کردن این قطعه با پیانو شدم. صبح ساعت 10 با وجود اینکه فوقالعاده خسته و بیخواب بودم برخاستم و کار را که بر روی یک کاست ضبط کرده بودم و خودم روی آن خوانده بودم از پشت تلفن برای محسن شریفیان پخش کردم. محسن عزیز، جهت هماهنگیهای لازم برای ضبط در استودیو کمکهای شایانی به من کرد که برای من فراموش ناشدنیست. در نهایت شب همان روز به تهران رفتم و کار را تا شنبهی هفته بعد ضبط و برای اولین بار در مراسم انجمن بوشهریان مقیم تهران در حضور دوستان بوشهری با پِلی بکِ آقای وزان، این قطعه پخش شد که با استقبال بسیار خوب دوستان مواجه گردید. باید بگویم اگر تلاش دوست عزیزی چون بابک شهرکی و پدر مهربانشان ـ که در خط ضرب خود ایشان نوازندگی کردند ـ نبود به هیچ وجه این قطعه با چنین کیفیتی ساخته نمیشد. نوازندگانی برجسته در شکلگیری این قطعه حضور داشتند. آقای "شهریار فریوسفی" نوازندهی چیره دست تار که در کاست "بوی باران" با آهنگسازی حسین یوسف زمانی، سولوی تاررا در کنار استاد محمدرضا شجریان بر عهده داشت، آقای "کریم قربانی" نوازندهی برجستهی ویولن چلّو که پدر ارکستر سمفونیک تهران لقب گرفتهاند، و نوازندگی ویولن یک و دو با آقای بابک شهرکی و آقای زندیان و نی آقای سروریان و صدای خاص جناب آقای وزان. امیدوارم این اثر کوچکترین ادای دین به هنر خطهی همیشه سر بلندمان "بوشهر" باشد. ارزیابیتان پیرامون وضعیت پژوهش در عرصهی موسیقی چیست؟ ـ "پژوهش" فصلی بسیار مهم در هر زمینهایست که اگر به این مقوله در ایران توجه بیشتری شود حتماً در آیندهی نزدیک شاهد آثاری نوین در موسیقی ایرانی خواهیم بود. یکی از فعالیتهای بسیار مهمی که توسط استاد " محمدرضا شجریان" شاهد بودیم، پژوهش در موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی بوده است که امیدوارم مطالبی بیشتر به قلم استاد به دست هنرمندان ایرانی برسد و یا استاد "حسین علیزاده" در زمینهی ساختِ ساز. همانطور که میدانید استاد علیزاده، سازی نوین به نام "شورانگیز" ـ که شبیه به تار میباشد ـ را ساخته که در قطعهی “endless vision” نیز از این ساز استفاده نموده است. ما در حال حاضر اگر میگوییم هفت دستگاه عبارت از «ماهور، نوا، سهگاه، چهارگاه، راست پنجگاه، همایون و شور» داریم، اگر میگوییم پنج مقام عبارت از: «دشتی، افشاری، بیات اصفهان، بیات ترک و ابوعطا» داریم و در نهایت وقتی میگوییم حدود 490 گوشه داریم، این بدین معنی نیست که تمامی داشتههای موسیقی ما همین است، بلکه آنچه توسط استاد وزیری مکتوب شده و مدون گشته در دسترس ماست. همچنانکه اگر استاد ابوالحسن خان صبا در زمان تأسیس مدرسهی موسیقی در شمال ایران ـ همانطور که قبلاً اشاره شد ـ دست به پژوهش و تحقیق در آن منطقه نمیزد ما گوشهی "دیلمان" ـ که یکی از شاه گوشههای مقام دشتی در شور میباشد ـ یا کوهستانی یا زرد ملیجه را نداشتیم. اگر میگوییم ما 500 سال تمدن مدون داریم، مساحت ایران که این گسترهی فعلی نبوده، بلکه ازبکستان، ارمنستان، تاجیکستان، آذربایجان، ترکیه و عراق و افغانستان و ... همه متعلق به ایران بودهاند. همان طور که این مرزها تحلیل رفتهاند، از درخت موسیقی ایرانی نیز شاخهای کنده شده تا به این هفت دستگاه رسیده و چه بسا با تحقیق استادانی چون محمدرضا شجریان این درخت شاخههای از دست رفتهی خود را باز یابد، ولی در کل مقولهی پژوهش جایگاهی ضعیفی در ایران دارد. در راستای پیوند شعر آزاد با موسیقی ایرانی چه نظری دارید؟ ـ شعر و موسیقی، تار و پودی تنیده در یکدیگر دارند که بافت این تار و پود را آهنگساز شانه میزند.در مورد شعر سپید یا آزاد باید بگویم هر شعری یک تپش و یک تأکید و یا به قول استاد حسین دهلوی "تن تنتنان" مخصوص به خود را دارد. البته من زیاد تخصصی نمیتوانم در زمینهی شعر صحبت کنم ولی هر آهنگساز به لحاظ میزانبندی مناسب برای هر شعر باید آشنایی نسبی با شعر داشته باشد. آهنگساز باید چند چیز را که بسیار مهم است در تلفیق شعر و موسیقی در نظر داشته باشد: اولاً میزان در نظر گرفته شده باید با تأکیدات شعر انطباق داشته باشد. به طور مثال «به نام خداوند بخشندهی مهربان» میبینیم که تمامی تأکیدات این جمله 2 تاییست، پس بنابراین باید تأکیدات ما در صورت کسر میزان مضربی از 2 باشد. مهم این است که تصاویر کلمات شعر را آهنگساز باید با هارمونی، کنترپوان، فرم، ارکستریشن کارگردانی کند تا سناریوی صوتی شعر به شکل کاملاً روشن و واضحی فضاسازی گردد. هر کلمه در شعر را میتوان با هارمونی و رنگبندی ارکستر، تصویرسازی کرد که وقتی شنونده فضای ایجاد شده را میشنود، دقیقاً با کلمهی مورد نظر در ذهنش تصویرسازی کند. مثلاً وقتی در شعر به کلمهی "کوه" برمیخوریم، میتوان با فواصل چهارم افزوده یا پنجم کاسته و با کمک رنگبندی سازهای بادی مثل توبا، هورن و ترومبونها، فضایی بسیار مقتدر و بزرگ بسازیم که وقتی شنونده کلمهی "کوه" را از زبان خواننده میشنود، فضای ارکستر، کوه را به چشمان شنونده نزدیک کند و در ذهنش کوه با تمامی بلندی و غرور نقش بندد. به هر حال برای آهنگساز نباید غزل یا شعر سپید تفاوتی داشته باشد. با احاطه بر علوم فیزیک صوت مثل هارمونی و ... میتوان برای هر نوع شعر، فضایی مناسب ساخت. از برنامههایتان در آینده بگویید، گویا قصد انتشار یک آلبوم موسیقی دارید؟ ـ خیلی راغب به انتشار آلبوم هستم. حدود 5 کار آمادهی ضبط دارم و کارهای ضبط شدهی دیگر از قبیل همین "آهنگ دیگر" و "فریاد هجران" نیز ضبط شده و آماده هستند. ولی متأسفانه شرایطی شغلیام و شاید بهتر بگویم شرایط مالی اجازهی پیشرفت کار را نمیدهند. خودتان بهتر میدانید کار خوب هزینه دارد. شاید صحیح نباشد که این موضوع را مطرح کنم، ولی کار آهنگ دیگر حدود 2 میلیون تومان برای من هزینه داشت ـ هزینهی نوازندهها و استودیو و ... ـ حال آنکه علیرغم نامهی آقای "عبدالحسین مختاباد" رییس انجمن موسیقی سازمان صدا و سیما به صدا و سیمای بوشهر مبنی بر مجوز پخش سراسری برای تمامی شبکههای سراسری کشور و از طرفی تقدیر و تشویق ایشان ، صدا و سیما فقط 000/460 تومان به من پرداخت کرد! در هر حال، امیدوارم که در آیندهی نزدیک به این امر مهم نائل آیم. گرچه در تهران متولد شدهاید، اما کودکی و بلوغ و جوانی را در بوشهر تجربه کردهاید و پدر هنرمندتان نیز یک بوشهریِ ناب است. احساس خود را نسبت به "بوشهر" در یک جمله بیان کنید. ـ بوشهر یعنی کودکی، بلوغ و جوانی من. بوشهر یعنی محبت، لطف و مهربانی و یکرنگی مردم آن. فکر کنم دو جمله شد! و کلام نا گفته؟ ـ سخن آخر اینکه این قدر نوستالژیک با موسیقی ایرانی برخورد نکنیم. حس ناسیونالیستی خودمان را به موسیقی ایرانی جهت پیشرفت و معرفی این موسیقی پُر مساحت و پُرمایه به جهانیان هزینه کنیم. خاطرمان باشد که موسیقی ایرانی نیز مثل ادبیات کهن ما، مثل نقاشی، مثل سفالگری و هنرهای دیگر ما، راوی حدیث تمدن چند هزار سالهی ماست. برای پیشرفت آن تلاش کنیم. |

طبق روال معمول "نصیر بوشهر" در هنگام ورود استاندار جدید،
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
گفتو گو با آهنگساز و نوازندهی مطرح ویولن "رامین تاجدینی":