تبليغاتX
ضیافت شادخواران در هفت شهر عشق

استاد ارجمند و فرزانه سیدمجتبی اقایی  یادداشتی را با عنوان " عليکم بالمزدق! " در تارنمای شخصی خویش نگاشته اند و ان را به حقیر تقدیم نموده اند ، كه دغدغه اين بنده و شايد بسياري ديگر باشد .

ايشان در اين مقاله به  تحلیلِ چگونگی و چرایی واقعه فروپاشی دولت ساسانی، و علل ‏دگركیشی ایرانیان و سپس ربط اين مقوله با جنبش و نهضت مزدکيان پرداخته اند .

دوستان براي خوانش اين مقاله مي توانند به نشاني زير مراجعه فرمايند و با درج نظرات خود  در ذيل اين يادداشت پرسش ها و دغدغه هاي خود را مطرح فرمايند :

http://myths.ir/internal.php?sn=notes&pt=full&id=25&categoryID=#top

 

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در شنبه نهم آذر 1387 و ساعت 14:51 |

 شون تسه انديشمند چيني و شارح افکار کنفوسيوس در نظر گاهي متفاوت با منسيوس ديگر شارح انديشه هاي کنفوسيوس که مي گفت طبيعت انسان گرايش به خير دارد و انچه وي را به شر و فساد مي کشاند وضع جامعه و حکومت است , با طرز تفکري مانند طامس هابز , فطرت انساني را مجبول به شر دانست و تا حدي همچون انديشه ولتر در مقابل روسو , وي (شون تسه) هم مدعي شد انچه انسان را از شر باز ميدارد و اصلاح ميکند تربيت و اخلاق جامعه است شون تسه تا حدودي مانند قانونگرايان باستاني چين معتقد به اعمال خشونت و شدت عمل براي مهار انسان ظلوم جهول ( احزاب - 72) و کنترل وي که نفس او هر دم به بدي و زشتي فرمان ميدهد (يوسف-53) بود ...

 نمي دانم شما انديشه و نظر کدام يک از دو فرزانه چيني را مي پذيريد ...


۹ مرداد ۱۳۸۶ - ۳:۵۱

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در دوشنبه بیست و هفتم آبان 1387 و ساعت 20:19 |

 زردشت به الهام روح القدس سخن مي گويد و نه از روي هوا

 تعليم زردشت در گاهان در قالب مناجات و گفتگو با خداي بزرگ است . گاهان زردشت در عين اينکه نمودار موجهاي خروشان روح عاشق و عارفي است که در برابر عظمت و جلال حق و لطف و جمال او بي تابي مينمايد يک نشان پيغمبري بر جبين دارد ... يک نشان پيغمبري بر جبين دارد ... کجايند ان چالاکان اي مزدا که با دريافتن حکمها و ميراثهاي وهومنه , نقمت و غم را به شادي بدل کنند حقيقتا کسي جز شما را نمي شناسم , بنابراين ما را ياري کنيد ... گاهان ( 7/ 34) ...

( ر ک به لطایف عرفانی در نصوص عتیق اوستایی ، دکتر بابک عالیخانی ، انتشارات هرمس )

Zardosht

 

هم چنین بنگرید به یادداشت "عرفان در گاهان اوستا "

http://www.hafezmalamati.blogfa.com/post-29.aspx

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در یکشنبه دوازدهم آبان 1387 و ساعت 16:22 |

Sunset

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در پنجشنبه نهم آبان 1387 و ساعت 16:35 |

20 مهر ، روز بزرگداشت سرامد رندان خاوري ،طوطي اسرار ، حافظ شيراز بر شما تهنيت باد
( سيد عبدالكريم موسوي)

آرامگاه حافظ در شیراز؛ حافظیه؛ شیراز؛ عکس از آنوبانینی

امروز روز بزرگداشت حافظ شيراز است . بامداد امروز بود كه دوست دانشورم دكتر سيد عبدالكريم موسوي ، دارنده مدرك كارشناسي ارشد كلام و فلسفه اسلامي و دكتري عرفان و تصوف با ارسال پيامي اين روز را به من ياداوري نمودند .


- خوش بخوان حافظ


در نظر داشتم مقاله ای درباره تأثیر قرآن بر دیوان حافظ و یا تأثیرپذیری حافظ از قرآن کریم بنویسم، با این پندار که شاید آنکه هم حافظ کلام وحی باشد و هم با شعر و ادب سر و سرّی داشته باشد، بهتر بتواند حقّ مطلب را ادا کند. امّا گویا وقت تنگ است و مجال اندک.

امّا حیفم آمد در این مقاله از «حافظ خوش لهجه خوش آواز» هیچ نگویم و در باب حافظ چندین هنر هیچ ننویسم. حافظی که هنر حفظ مصحف شریف، هنر شاعری و سخنوری، هُنَر موسیقی دانی و آوازخوانی، هنر سحر خیزی و بالاخره هنر عشق و عاشقی همه را با هم داشته و گویا به مقام جمع الجمع نائل آمده بود. این چند فقره هم هدیّتی از جانب حافظ به دوستداران سخن و کلام وی:
ـ حافظا در کُنج فقر و خلوت شبهای تار
تابود وردت دعا و درس قرآن غم مخور


ـ صبح خیزیّ و سلامت طلبی چون حافظ
هر چه کردم همه از دولت قرآن کردم


ـ ندیدم خوشتر از شعر تو حافظ
به قرآنی که اندر سینه داری


ـ ز حافظان جهان کس چو بنده جمع نکرد
لطایف حکمی با نکات قرآنی


ـ حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
دام تزویر مکن چون دگران قرآن را


ای چنگ فرو برده به خون دل حافظ
فکرت مگر از غیرت قرآن و خدا نیست


ـ حافظ به حق قرآن کز شید و زرق باز آی
باشد که گوی عیشی در این جهان توان زد

- كتاب قران و حافظ

در نظر دارم كتابي در باب تاثير پذيري حافظ شيراز از مصحف شريف بنگارم

 نويسندگان و دوستان فرهيخته ام اگر در اين موضوع مطالعات و پژوهش ها و منابعي در اختيار دارند حقير را از راهنمايي هاي ارزنده خود بهره مند نمايند ...

نشاني پست الكترونيكي حقير :


sajad_vaezi@yahoo.com
+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در شنبه بیستم مهر 1387 و ساعت 16:48 |
خرما درخت زندگی
  نوع : کتاب
  نويسنده : سجاد واعظی
  انتشارات : آذينه ‌گل‌مهر
  سال انتشار : 28/10/1383

...............................................

 

خرما درخت زندگی
سال انتشار : 28/10/1383
نوع : کتاب
مولف : سجاد واعظی
مترجم :
انتشارات : آذينه ‌گل‌مهر
سال انتشار : 28/10/1383
تعداد صفحات : 170


 شرح مختصر :

 

 

آنچه در اين کتاب درباره خرما مطرح شده، عبارت است از سابقه تاريخي درخت خرما، و ارزش غذايي و اهميت صنعتي خرما، که پس از آن، اين مباحث و مطالب درج گرديده است: خرما در مصحف شريف و احاديث اسلامي، خرما در فرهنگ و ادبيات پارسي، و استان بوشهر و خرما. در پايان کتاب تصاويري رنگي از نخل‌ها و نخلستان‌ها به چاپ رسيده است. ...

منبع : سايت شبكه تحقيقات گياهان دارويي

دیگر منابع اینترنتی برای معرفی کتاب خرما درخت زندگی

- سایت افتاب

- ادینه بوک

-

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در دوشنبه هشتم مهر 1387 و ساعت 19:2 |
 
پنجاه پرسش برای آنکه می خواهد محاسبه نفس خویشتن کند
 
1. آیا به دید و بازدید گورها رفتی و ویران کننده خوشی ها را به یاد آوردی و توشه ای برای آن سرای آماده ساختی؟
2. آیا از خشم و کین دوری گزیدی و با آن کس که بر تو لغزش نمود، بردبار بودی؟
3. آیا درست کردن بدی ها و اصلاح عیوبت تو را از پرداختن به بدی های دیگران بازداشت؟
4. آیا با نفس خود به جهاد و مجاهدت پرداختی، تا از تقوا پیشگان به شمار آیی و از سستی و کاهلی در پرستش پروردگار دوری کردی؟
5. آیا قلب و دلت خاشع و فروتن گشت و چشمانت برای خدا اشکبار گشت، آن هم در تنهایی و دوری از مردمان؟
6. آیا همه توان و تلاشت را در دعوت و فراخواندن نوجوانی یا جوانی به راه خدا به کار بردی؟
7. آیا در زندگی ات کوشا بودی، در اینکه از زیاده روی و اسراف در مباحات بپرهیزی و از دیگر سو در کمالیات و شایستگی ها اغراق بورزی؟
8. آیا اوقات و ساعاتت را از تباهی نگاه داشتی و دانش را طلب کردی و چیزی از آیات و سخنان پیشوایان دین را از بر کردی؟
9. آیا درود و سلامت را بر همه ـ چه آنکه وی را می شناسی و چه آنکس که او را نمی شناسی ـ فاش و نثار کردی، در حالی که دهانت خنده رو و کلامت پاکیزه بود؟
10. آیا به والدینت نیکی کردی و پیوند خویشی را استوار نمودی یا به دیدار برادر دینی ات شتافتی؟
11. آیا هنگام شنودن خبری خوش به پاس سپاس از حضرت دوست سجده کنان به خاک فرو افتادی؟
12. آیا به گیرانه نور و نماز پناه جستی، آنگاه که اندوه ها بر تو فرود آمد و خاطرت پریشان گشت؟
13. آیا به سازش و آشتی دادن میان برادران دینی ات مبادرت ورزیدی و از خود آغازیدی، به دوستی و برادری با آنان که از ایشان بریدی؟
14. آیا بر فقرا تصدّق کردی یا کاری نیک و شایسته ـ بی مزد و منّت ـ انجام دادی به ویژه صدقه جاریه؟
15. آیا به تمام قرارها و وعده هایت در موعد آن پایبند بودی، تا از دورویان به شمار نروی؟
16. آیا به معروف فرمان دادی و از منکر بازداشتی؟
17. آیا در راه خدا و برای خشنودی وی روزی را روزه گرفتی، به ویژه دوشنبه و پنج شنبه؟
18. آیا ساعتی با خانواده و نزدیکانت نشستی و آنان را به سوی خدا دعوت نمودی و به ایشان آموختی، آنچه را که برای ایشان سودمند افتد؟
19. آیا به دیدار بیماری رفتی و برای بهبودی و تندرستی او به درگاه خدا نیایش نمودی؟
20. آیا چیزی از اندوه اسلام را به دوش گرفتی و از آنچه بر سر مسلمانان در سراسر دنیا می رود، آزرده و متأثّر گشتی؟
21. آیا به زیارت خانه خدا مشتاق و بر انجام «حج» و «عمره» آرزومند بودی، تا پیش از مرگت این دو عبادت را به جای آری؟
22. آیا مشتاق و حریص بودی، بر مژده دادن مسلمان، به آنچه که مایه نشاط و شادکامی وی است و داخل کردن شادی و شادمانی در قلب و اندرون وی؟
23. آیا همه نمازهایت را به جماعت گزاردی و بر صف اول محافظت کردی؟
24. آیا چیزی از کتاب خدا را با درنگ و اندیشه و تدبّر خواندی؟
25. آیا بر انجام نوافل و تعقیبات نماز مواظبت و نگهبانی داشتی؟
26. آیا خدا را با راستی و صدق و صفا خواندی و فروتنانه و با خواهش و اصرار به سوی او زاری و لابه نمودی، در حالی که یقین به اجابت داشتی؟
27. آیا در نماز فروتن و فرمانبردار گشتی و به نبرد با شیطان پرداختی و اندیشه های بد و ناراست (وساوس) را از خود دور کردی؟
28. آیا بر خواندن ذکرهای بامدادی و شامگاهی و دعاهای زمانی و مکانی محافظت و پاسبانی داشتی؟
29. آیا در خوردن، پوشیدن، معامله کردن، و در همه کارهایت از سمت راست [و با دست راست] آغاز نمودی؟
30. آیا از همنشینی با عاصیان گنه پیشه سرباز زدی مگر برای دعوت و ارشاد ایشان؟
31. آیا بر مسواک زدن مداومت داشتی خصوص هنگام وضو و نماز؟
32. آیا پیش از خواب به محاسبه نفس خود پرداختی و به خواب رفتی، در حالی که دلت تهی از رشک و حسد بر مردم بود؟
33. آیا در همه حال پروای خدا را داشتی و در کارهایت اخلاص تامّ و تمام [برای وی] نشان دادی؟
34. آیا با مؤذّن [اذان را] تکرار کردی، تا شفاعت رسول خدا را کسب کنی؟
35. آیا از زیاده روی در خوراک، سخن، نگاه، خواب، آمیزش و خنده دوری کردی؟
36. آیا زبانت را از حرام به ویژه غیبت باز داشتی؟
37. آیا دیدگان خود را (از دیدن عورت های دیگران) فرو نهادی و گوشت را از آنچه خدا حرام کرده، بازداشتی؟
38. آیا از خدا استواری و پایداری بر دین، داخل شدن در بهشت و فردوس برین و رهایی از آتش را درخواست نمودی؟
39. آیا خدا را بر نعمت اسلام، تندرستی، مال و فرزند سپاس گفتی؟
40. آیا بر خدا توکّل کردی و او را به کمک طلبیدی و کارت را بدو سپردی؟
41. آیا در نهانی و تنهایی برای دیگری دعا کردی؟
42. آیا با مردم فروتن بودی و تا آنجا که در تاب و توانت بود، به یاری ایشان شتافتی؟
43. آیا در آفرینش الهی اندیشیدی و در ملکوت و حقیقت آسمان ها و زمین و هر چیزی که خدا آفرید تفکّر و نظر کردی؟
44. آیا در آنچه از اندوه، سختی، رنج و غم، ماتم و مصیبت به تو رسید، تنها سوی خدا به دادخواهی و شکایت برخاستی و از شکوی نزد دیگران دوری نمودی؟
45. آیا زمانی که خدای بزرگ تو را به میهمانی خویش فرا خواند، معنای درست این ضیافت را دریافتی و شناختی و همه رفتار و اعمال خویش را با اخلاص و خلوص همراه ساختی؟
46. آیا هنگامی که در ماه فرود آمدن قرآن، دروازه های بهشت بر تو گشوده شد، از خدای خویش خواستی که دیگر هیچ گاه آن ها را بر تو نبندد؟
47. آیا در بهار قرآن از خدای خویش خواستی تا توفیق تلاوت، تدبّر و عمل به آیات کتابش را به تو ارزانی کند و فضل و کرمش را بر تو فرو بارد؟
48. آیا هنگامی که عبارت قرآن را می خواندی، از خدای خویش خواستی که تو را به اشارات، لطائف و سپس به توفیق مجاورت معصوم به حقائق آن نیز رهنمون کند؟
49. آیا آن هنگام که به پا داشتن قسط و تقسیم عادلانه به زیان خودت و یا نزدیکانت بود، باز هم بر آن ـ به گونه ای شایسته و بایسته ـ پایدار و استوار بودی؟
50. و آیا آن گاه که دانستی خدا بر تو احاطه دارد، گواه بودن خدا بر تو کافی نبود (که دست از کردار ناصواب برداری)؟
 
 

 صورة:Mosque-hassan-II.jpgدارالبیضاء- مسجد حسن ثانی

ارزو دارم یک بار این مسجد را از نزدیک ببینم و در ان نماز بگزارم...

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در دوشنبه هجدهم شهریور 1387 و ساعت 5:48 |

(خاطره اي از ديداربا سهراب سپهري در مشهد اردهال) :

 

نخست اينکه اهسته و پاور چين به ديدار او رفتم تا مبادا چيني نازک تنهايي او ترک بردارد {حدود هشت سال پيش} .

دوم ان که بر مزارش" سوره تماشا" را قرائت کردم (به تماشا سوگند - و به اغاز کلام - و به پرواز کبوتر از ذهن -واژه اي در قفس است... ) .

 سوم ان که ديگر از مرگ نترسيدم : و نتر سيم از مرگ - مرگ پايان کبوتر نيست... مرگ در اب و هواي خوش انديشه نشيمن دارد ...

چهارم به اين پرسش او انديشيدم که گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد ؟ و به اين نتيجه رسيدم که" چشم ها را بايد شست - جور ديگر بايد ديد" .

نشاني خانه دوست را از او پرسيدم . پاسخ بسيار مبهمي به من داد : "نرسيده به درخت -کوچه باغي است که از خواب خدا سبزتر است . {لا تاخذه سنه و لا نوم } . و من اين چکامه را اين گونه خواندم : کوچه باغي است که از باغ خدا سبزتر است .

 اما چيزي که بيشتر از هر چيز توجهم را جلب کرد تابلويي بود که شعر معروف سهراب را بر ان حک کرده بودند : اهل کاشانم . روزگارم بد نيست . تا اينجا رسيد که : اهل کاشانم . نسبم شايد برسد به گياهي در هند - به سفالينه اي از خاک سيلک - "نسبم شايد به زني فاحشه در شهر بخارا برسد" . اما بدبختانه نمي دانم چرا واژه فاحشه را روي تابلو از ميان برده بودند (شجاعت و جسارت شاعر در این جا و این قطعه قابل تحسین است ). پيدا بود که از همان روز نخست که اين تابلو را اورده بودند و اين تابلو هم اهداي گروهي از هنرمندان بود مسوولان ان جا اين واژه را دون شان شاعر پنداشته و ان را حذف کرده بودند...

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در یکشنبه دهم شهریور 1387 و ساعت 17:33 |

 تابستان بوشهر و تفریحات بوشهری ها

تابستان استان بوشهر هم چون بسیاری از شهرهای جنوب کشور خصوصا شهرهایی که بر کرانه خلیج فارس ارمیده اند ، گرم و پرشور و باحرارت و همراه با شرجی و رطوبت بالاست . تفاوت چندانی در خصوصیات اب و هوایی شهرهای استان بوشهر وجود ندارد ، جز ان که جم و ریز و مناطقی هم چون پشت کوه (بهارستان ) و خائیز و چند منطقه معدود دیگر قدری از گرمای کم تری برخوردارند ، اما داستان فرق زیادی ندارد . هوا خیلی گرم است و عرق از سر و روی مردم بوشهر روان است . تفریح مردم در این فصل گرما چیست و چه می تواند باشد ؟

ممکن است نویسنده ای بگوید چه چیز بهتر از مطالعه ! راستش پاسخ من هم همین است . چه چیزی بهتر از مطالعه در روزهای بلند و طولانی تابستان و در شب های پر از ارامش ان . اما که می تواند منکر این قضیه باشد که اب و هوای بوشهر بسیار اندیشه سوز است و کمتر کسانی توان و یارای کتاب خواندن و اندیشیدن را در این شرجی لذت بخش دارند . همیشه با خود می گفتم و در مباحثات طولانی با دوست دانشورم سهند صادقی بهمنی این پرسش را هم مطرح می کردیم که چرا جنوب در طول تاریخ بی بهره از فیلسوف بوده است ؟ پاسخش هم روشن است : هوا ان چنان گرم و داغ و پر از رطوبت است که مردم نمی توانند دیگر بیندیشند و دقایقی را در تفکر ورزی و خواندن مباحث دشوار فلسفی سیر وسلوک کنند . این جبر تاریخی محیط است که این گونه شرایط خود را بر این ناحیه تحمیل نموده است . حتی در این فصل اندیشه سوز مردم فرصت اندیشیدن به نیازها و حقوق اقتصادی  خود و فرزندان خود را نیز از دست می دهند و چه بسا درامدهای بیشتری از نفت و گاز و منابع طبیعی انان به حساب مردم شهرهای دیگر واریز شود و کسی هم حال و حوصله اعتراض را نداشته باشد .

از بحث دور نشوم بعد از مطالعه که بیشتر مردم رغبتی بدان ندارند ، گزینه های دیگری که به ذهنم می اید این هاست:۱- پارک و شهر بازی ، که بیشتر شهرهای استان فاقد ان هستند . اگر یک شهربازی مجهز با تفریحات متنوع و امکانات عالی در استان سراغ داشتید به بنده هم اطلاع دهید . تازه درجه حرارت و گرمای شدید لذت بیرون رفتن را از مردم می گیرد و شرجی مانع بیرون رفتن مردم از سرای و خانه شان می شود .

۲- رفتن به سینما ، اما خیلی از شهرهای استان فاقد سینما هستند . تازه فیلم های فاقد جذابیت که نمی تواند هیجان جوانان بوشهری را فرو بنشاند . اینست که بسیاری از مردم ترجیح می دهند وقت خود را در خانه و کنار تلویزیون و ماه واره بگذرانند ، با این توضیح که دومی ظاهرا هنوز غیر قانونی است . البته شاید دیدن بازی های المپیک برای خیلی ها جذاب و دل چسپ  نباشد ؟!! بهرحال باید چاره ای اندیشیده شود .

۳- گزینه سوم ورزش و رفتن به سالن های ورزشی است ، ولی مشکلی وجود دارد و ان نبود سالن های استاندارد ورزشی و رشته های مختلف ورزشی در استان است ، مثلا من در رشته شوتوکان فعالیت می کنم اما در این مدت تعطیلات تابستانی به جز قدری نرمش و دویدن نتوانسته ام فعالیت تخصصی خود را دنبال کنم زیرا در شهر ما کسی شوتوکان کار نمی کند و سالن شوتوکان هم نیست ... و قس علی هذا

اما بهرحال این از گزینه های خوب است زیرا بهرحال جاده همواری وجود دارد و همه دست کم می توانند قدری بدوند .

۴- رفتن به ساحل دریا ، مخصوصا در غروب  روز های جمعه که خیلی شلوغ می شود . البته این مورد را به گزینه قبلی هم می توان عطف نمود زیرا در کنار ساحل دریا فرصتی هم برای شنا نمودن { البته برای مردان و پسران } وجود دارد . اما می توان بسیار از غروب ساحل هم لذت برد و با دوستان پیاده روی نمود و درباره اینده استان گفت و گو کرد و یا به تنهایی قدم زد و با نگریستن به امواج دریا و غروب ساحل و ان دوردست ها به اینده مبهم خود اندیشید  ، ضمن ان که یک نوشیدنی خنک و گوارا بر لذت این تفریح حلال می افزاید و احتمالا بساط سمبوسه هم فراهم باشد. خوردن سمبوسه داغ همراه با سس فلفل و نوشابه تگری و سرد خیلی لذت بخش است .

۵- اینترنت : این هم از گزینه های جدی است . تصور حقیر اینست  که در هیچ جای کشور به اندازه جنوب و کرانه خلیج فارس مردم با اینترنت کار نمی کنند  و جوانان به اینترنت روی نمی اورند. نمونه ان وجود وب لاگ ها و سایت های فراوان و فعال در استان ما بوشهر هست. زیرا گرمای بوشهر مردم را از بیرون رفتن مانع امده و در خانه ها و زیر سرمای دل چسپ کولر گازی در کنار اینترنت و ماه واره نشانده است . در جایی دیگر نیز گفته بودم :برايم جالب است که در هيچ جاي اين کشور به اندازه جنوب وب لاگ نديده ام ۰ تصور مي کنم گرماي طاقت فرسا و شرجي جنوب مردم را از گردش بيرون منصرف و زير سرماي دلچسب کولر گازي در دنياي مجازي کنار اينترنت و ماهواره نشانده است .

۶- می توان گزینه های دیگری هم عنوان نمود . (همچون فرار از استان بوشهر ) ...من در این جا برخی از تجربیات شخصی خود را عنوان نمودم :مطالعه و نوشتن ، ورزش ، اینترنت ، رفتن به کنار دریا و رودخانه ،... . دوستان هم می توانند پیشنهادات خود را مطرح فرمایند .

 تابستان به همه اهالی استان بوشهر و همه جنوبی ها و ساحل نشینان خوش بگذرد . حتی اگر به قول بودا این خوشی ها موقت و زودگذر و گذرا باشد !

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387 و ساعت 12:47 |

نخستين جشنواره مطبوعات استان بوشهر با معرفي نفرات برتر به كار خود پايان داد

در آيين اختتاميه اين جشنواره به بیست ‪ نفر از توليدكنندگان آثار برتر بخش مسابقه اين جشنواره لوح تفدير و سکه بهار ازادی اهدا شد.

براساس راي هيات داوران : در رشته سرمقاله و يادداشت، سیروس بنه گزی

 در رشته مقاله با گرايش علوم انساني به طور مشترك مجید اجرایی و حمید موذنی

 در رشته مقاله با گرايش علوم سياسي حسين حمايتي

 در رشته مقاله با گرايش معارف ديني سجاد واعظی

و در رشته مقاله با گرايش ادبيات و هنر جهانشير ياراحمدي به عنوان نفرات برتر اين بخش از مسابقه معرفي شدند.

دربخش گزارش با گرايش اقتصادي ، سيامك برازجاني

درگزارش باگرايش اجتماعي به طور مشترك حسام مهرگان و عبدالحسين قاسمي

 در رشته مصاحبه با گرايش علوم سياسي علی هوشمند

 در رشته مصاحبه با گرايش فرهنگي ادبي،حميد رضا بناري

و در رشته مصابه با گرايش ورزشي غلامرضا احمدي نيز جوايز اين بخش را از آن خود كردند.

در رشته خبر زهره احمدي

 در رشته تيتر ميثم قيصي‌زاده

 در رشته طنز با گرايش طنز مكتوب اميد غضنفر

 در رشته طنز با گرايش طنز تصويري عليرضا احمدي خرم

 در رشته عكس با گرايش عكس خبري حميد خارگي

در رشته عكس با گرايش تك عكس ( پرتره) محسن قيصي زاده

در رشته عكس با گرايش تصويري سيد محمد فاطمي

و درشته طرح و گرافيك باگرايش صفه آرايي نيز امير عليپور به عنوان نفرات برتر معرفي شدند.

 رییس خانه مطبوعات بوشهر در حاشيه اين آيين درجمع خبرنگاران با اشاره به اين كه امسال براي نخستين بار جشنواره مطبوعات دراين استان برگزار شده‌است ، گقت :در فراخوان جشنواره مطبوعات استان بوشهر 150 روزنامه ‌نگار و خبرنگار 450 اثر توليدي خود را شامل مصاحبه ، گزارش، تيتر، مقاله و عكس خبري براي شركت دربخش مسابقه به دبيرخانه جشنواره ارسال كردند.

 یونس قیصی زاده افزود: آثار برتر ارسالي توسط استادان روزنامه‌نگاري در تهران انتخاب و به ‪ ۲۰نفر از توليد كنندگان آثار برتر لوح تقدير به همراه تنديس جشنواره و سكه بهار آزادي اهدا شد.

.....................................................

 

- در بخش مقالات در حوزه دین سجاد واعظی حایز رتبه نخست نخستين جشنواره مطبوعات استان بوشهر شد .  بیشترین مقالات دینی سجاد واعظی در سال گذشته در نشریات اتحاد جنوب و نسیم جنوب و سپس صدای بوشهر، دریای جنوب و بیرمی و... نگارش شده بود.اما درپایان مقاله منتشره در هفته نامه وزین بیرمی مقاله دینی برگزیده اعلام شد.

- در اینجا از زحمات دوست فرهیخته ام اقای یونس قیصی زاده  به خاطر همت والایشان در برگزاری این جشنواره قدردانی می نمایم.، مخصوصا این که دورادور از مشکلات  و موانع و سختی های برگزاری این جشن واره اخباری می شنیدم..

 

 

 

+ نوشته شده توسط سجاد واعظی در دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387 و ساعت 20:32 |