فلسفه زندگی مورچه!
۷ آذر ۱۳۸۷ @ ۸:۲۹ ق.ظ

 

یا انیس من لا انیس له

ای انیس بی‌مونسان

ای خدای مهربان

 

 

 

 

 

این روزها روزهایی است پر از مشغله، پر از مسئولیت.

و عجیب است با وجود بی‌قراری‌ها و اضطراب‌ها در اعماق وجودم آرامشی شگفت تسلای دلم می‌شود.

مثل آدمی شده‌ام که انگار دارد بیشتر از توان خود باری را حمل می‌کند.

البته دیگر سعی می‌کنم نگرشم را عوض کنم.

گاهی خیلی سخت است بخواهی خودت را تغییر دهی و از قالبی که سال‌ها با آن شکل گرفته‌ای بیرون بیایی و قالب تازه‌ای برگزینی. برای آنچه فکر می‌کنی تا بتوانی بهتر عمل ‌کنی.

 

با دوستی از اشتباهاتم حرف می‌زدم از این که فقط کافی بود به جای این که راهم را عوض کنم نگرشم را عوض می‌کردم. این که بخواهم تابع شرایط تغییر موضع دهم و تسلیم باشم، آزارم می‌دهد. برای همین گاهی بین عقل و احساسم گیر می‌افتم. گیج می‌شوم و نمی‌دانم کدام راه بهتر است.

شرایط را بپذیرم یا از خواسته‌ام بگذرم.

اما حالا فهمیده‌ام راه سومی هم وجود دارد. راهی که می‌شود شرایط را تغییر داد!

 

این روزها وقتی فکر می‌کنم که مسئولیتی سنگین بر دوش دارم؛ مسئولیتی به قیمت انسان ماندن.

و به ارزش خوب بودن! مسئولیتی که کوه با همه عظمتش از آن سر باز زد.

اختیار و عشق! انتخاب احساسی که به آدمی موجودیت می‌دهد.

و مسئولیتی سنگین را بر دوش او می‌گذارد که در پناهش می‌تواند ببالد و از پوسته خویش بیرون بیاید.

 

روزی در خلوت دل در حال نجوا با خدا و فکر کردن به این مسئولیت بودم که به مورچه رسیدم و فلسفه زیبای زندگی مورچه…

تا حالا دقت کرده‌اید. مورچه با زبان بی‌زبانی و جثه ریزش چه درس‌های بزرگی به ما می‌دهد!

 

 

 

هیچ‌گاه تسلیم نشو…

مورچه‌ها با وجود دشواری راه، سنگینی دانه هیچ وقت از بردن دانه‌ای منصرف نمی‌شوند. میانه راه جا نمی‌زنند و دانه را رها نمی‌کنند. اگر بارها و بارها مجبور شوند مسیر آمده را طی کنند اما همچنان ادامه می‌دهند تا بالاخره راهی را بیابند و در نهایت موفق شوند.

 

آینده را ببین…

مورچه‌ها در تابستان به فکر زمستان هستند. و با تلاش آذوقه زمستان خود را جمع‌آوری می‌کنند. برای زمانی که دیگر آذوقه‌ای نیست آن‌ها همیشه پس‌اندازی دارند. حتما داستان مورچه و گنجشک را شنیده‌اید!

 

مثبت بمان…

مثبت ماندن به حرف نیست به عمل است. مورچه‌ها در طول زمستان انتظار بهار را می‌کشند. کافیست روزی گرم شود تا آنها سر از لانه بیرون کنند و دوباره شروع کنند به فعالیت و تلاش.

 

همه تلاشت را بکن…

آه! مورچه را اینطوری نبین! مورچه همه تلاش خود را برای رسیدن به هدف به کار می‌بندد. چون به توانایی خود ایمان دارد. و نا امید نمی‌شود.

 

همدل و همراه دیگران شو…

مورچه‌ها موجودات اجتماعی هستند و در تمامی فعالیت‌های خود با نظم و همکاری به صورت گروهی زندگی می‌کنند و با همین اتحاد و همیاری می‌توانند کارهای شگفت‌انگیزی کنند. به قول شاعر: مورچه‌گان را چو بود اتفاق / شیر ژیان را بدرانند پوست.

 

حالا کافی‌است بتوانی از فلسفه زندگی مورچه درس بگیری.

 

هیچ غیرممکنی وجود ندارد اگر اراده‌ای قوی و اندیشه‌ای زیبا پشت آن باشد.

 

این کلیپ رو ببینید. —-> دانلود کلیپ    

توضیح زیادی نمی‌دم، خودتون ببنید. چند لحظه از تلاشی زیبا برای راه حل یک مسئله!

 


۲۰ نظر
روزنوشت · شخصي
خیالی نیست جز هوای پریدن!
۲۶ آبان ۱۳۸۷ @ ۱۱:۰۷ ق.ظ

 

یاد خدا آرام بخش دلهاست…

 

 

 

 

 

نیازی نیست دستانت را بلند کنی که بر صورتم سیلی بزنی تا سرخی‌اش بر گونه‌هایم بماند.

نیازی نیست فریاد بزنی تا من از ترس، دستایم را بر گوش‌هایم بگذارم و گوشه‌ای گز کنم.

فقط کافی است طوری رفتار کنی که انگار برایت اهمیتی ندارم و احساسم را نبینی.

فقط می‌خواهد واژه‌هایت را طوری ادا کنی که دلم را خط خطی کنی آن هم شکسته.

آن وقت دیگر حتی خنده‌هایت هم برایم زهر می‌شود.

 

دارم یاد می‌گیرم دیگر توقعی نداشته باشم حتی از تو!

تنهایی را بیشتر دوست بدارم تا همراهی یک رفیق نیمه راه را…

یاد گرفته‌ام برای بلند شدن تنها باید با امید و تلاش دستم را بر روی زانوانم گذاشته،

بگویم یا علی و بلند شوم. بی هیچ چشم‌داشت کمکی از دیگری!

 

اما یک چیز را مطمئن هستم، نمی‌توانم کینه‌ای داشته باشم. چون می‌دانم آدمیست و روزگارش.

آدمی است که تغییر می‌کند. می‌تواند بدی‌ها را به خوبی مبدل ‌کند و یا برعکس/

دوست دارم مثبت فکر کنم، حتی اگر دیگر خاطره حضور کسی نباشد، بهتر از این است تا در دل کینه‌ای باقی بماند.

که هنوز به حرمت محبت ایمان دارم.

هر چند هنوز عشق را تجربه نکرده‌ باشم! عشقی که آدمیان آن را در مالکیت می‌بینند…

اما من جور دیگری عاشق شده‌ام…

 

 

 

 

اصلا چه بهتر که از دنیای بزرگترها بیایم بیرون و وارد دنیای زیبای کودکان شوم.

هم‌بازی بچه‌ها بودن به بازیچه دست آدم بزرگ‌هایی که فکر می‌کنند دیگر بزرگ شده‌اند می‌ارزد.

چون بچه‌ها به عروسک‌هایشان هم عشق می‌ورزند. آن هم ساده، صادقانه و پاک…

 

مدتی‌است احساسی کم رنگ شده و دلی شکسته… اما این دل همچنان می‌تپد.

چه خوب است زیباگونه زیست، مثل دلی که در عین شکستی، همچنان زندگی می‌بخشد!

 

این هم یک حرف قشنگ که امروز یاد گرفتم:

“بگذار محبتت نسبت به دیگران، مثل عقربه قطب‌نما عمل کند، مهم نیست که چند بار منحرف شود زیرا نهایتآ مسیر درست را نشان خواهد داد. کاری را که احساس می‌کنی درست است انجام بده، کاری که سودش به دیگران برسد.”

نهایت آرزویم این است که عقربه دلم روی مسیر درست ثابت بماند، هر چند انحراف را تجربه کرده باشد.

مسیری که مرا از این دنیا به خدا می‌رساند. به نهایت دوست داشتن و عشق!

 

***

 

گفتم بچه‌ها تا بهانه‌ای بیابم از عالم کودکی یادی کنم. این روزها همبازی بچه‌ها می‌شوم.

به این فرشته‌های دوست داشتنی، به دنیای کوچک زیبایشان به خنده‌هایشان و کلامشان عشق می‌ورزم.

 

چند سال پیش کتابی خریدم با عنوان: “دایرة‌المعارف بی نزاکتی یا چطور کفر مامان رو در بیاریم!” کتاب جالبی هست از شیرین‌کاری‌های بچه‌ها، که گاهی واقعاً بزرگترها رو کفری می‌کنن. اما وقتی بدانی این جزئی از تجربیات بچه‌هاست برای شناخت بیشتر اطرافشون، برای ابراز محبتشون و برای حس کنجکاوی کودکانه‌ای که دارند آن وقت دنیایی می‌ارزد که شریک دنیایشان شوی.

از آنجایی که مدتی است در حال سر و کله زدن با حورا خانوم (خواهر زاده دلبند) هستم، به رسم خاله بودن برای خود دایرة‌المعارفی تشکیل داده‌ام از کارهایی که باعث می‌شود کفر خاله که من باشم در که نمی‌آید، فقط کمی حرص با چاشنی خنده است…

 

 

خب چندتا از این شاهکارها را می‌نویسم. بچه‌ها هم عجب در انجام این کارها مهارت دارند!

 

 

 

۱- تا دیدی خاله گوشی‌اش رو در آورده تا از شیرین‌کاری تو فیلم یا عکس بگیره تو دیگه اون کار رو نکن. بعد که خاله منصرف شد و رفت دوباره همون کار قشنگه رو بکن!

 

 *

 

 

۲- وقتی خاله صورتت رو می‌شوره هی وول بخور! چون تو خیلی باهوشی و می‌دونی خاله چقدر آب بازی و خیس شدن رو دوست داره!

 

 *

 

 

 

۳- وقتی خاله کتاب داستانی رو که امانت گرفته و بعد از مدت‌ها به زحمت تمامش کرده و اون رو آماده کرد تا به دوستش بده، تو برو و روی جلدش براش یادگاری بذار!

 

 *

 

  

۴- اگه خواستی بخوابی اصلا با لالایی خاله خواب نرو! چون تو می‌تونی خاله رو بهتر از خودش خواب کنی!

 

*

 

۵- گوشواره خاله خوشگله؟ اونو بکش!

 

*

 

۶- تو ثابت کردی وقتی غذا رو بمالی به صورتت خوش‌مزه‌تر می‌شه! می‌تونی به خاله هم بدی امتحان کنه.

 

*

 

۷- همیشه میوه بزرگتره رو بردار؛ با هر دو دستت هم می‌تونی دو تا شیرینی برداری. اونوقت خاله یادش می‌آد وقتی کوچیک بوده چقدر شبیه تو بوده!

 

*

 

 

 

۸- وقتی خاله شیرینی کاکاویی بهت دادن و برات بازش هم نکرد. اونقدر اون رو توی دستتات نگه دار تا آب بشه تا وقتی خاله بغلت کرد جای دستت روی لباس خاله بمونه.

 

*

 

 

۹- وقتی می‌خوای خاله رو ببوسی یه باره گازش بگیر. اینقدر کیف می‌ده چون از خاله صدای قشنگی می‌شنوی!

 

 


۳۶ نظر
دلنوشته · شخصي