پنج ماه بدون حقوق
شنیده شده است کارکنان قراردادی استانداری بوشهر مدت 5 ماه است که حقوق نگرفتهاند.
پلمب شرکت صدرا
شنیده شده است ساعت 30/7 صبح 16 مرداد ماه، مأمورین همراه با نماینده قضایی استان و مالک زمینهای شرکت کشتیسازی صدرا، جهت پلمب به این شرکت مراجعه نمودند. شنیدنیها حاکی است مسئولین شرکت جهت مراسم تودیع و معارفه مدیر عامل به تهران مسافرت نموده بودند و کسی پاسخگو نبود. گفته میشود ساعت 12 ظهر تمامی کارگاههای کشتی سازی پلمب شد و کارگران راهی منازل خود شدند. همچنین گفته میشود پس از مراجعهی مسئولین شرکت و تقاضای آنان از مسئولین قضایی مبنی بر مهلت یک هفته جهت پرداخت بدهی شرکت، پلمبها شکسته شد و کارگران به سرِ کار خود برگشتند.
رییس جدیدآموزش و پرورش استان
شنیده شده است رایزنیهای جدید در طیفهای مختلف برای مدیریت سازمان آموزش و پرورش استان انجام گردیده است. شنیدنیها حاکی است غلامرضا حاجینژاد معاون آموزش و پرورش استان گزینهی جدی ریاست سازمان میباشد که استاندار و تعدادی از نمایندگان از وی حمایت میکنند.
یاسره در خارگ
شنیده شده است یاسره مدیر سابق تربیت بدنی گناوه که توسط مدیر کل آن اداره عزل شده بود، هفته گذشته به عنوان مدیر آموزش و پرورش خارگ منصوب و معرفی شده است.
حمایت هنرمندان از شاهپیری
شنیده شده است پس از مطرح شدن شاهپیری به عنوان گزینهی جدی جهت مدیریت ادارهی ارشاد، تعداد زیادی از هنرمندان استان حمایت خود را از وی اعلام داشتهاند.
شکایت شهردار دیلم از یک شاعر
شنیده شده است پس از نامهی شاعر دیلمی به شهردار دیلم، شهردار از وی شکایت نموده و پس از احضار وی به دادگاه از شکایت خود صرفنظر نموده است.
آموزش و پرورش کاکی همچنان بیرییس!
شنیده شده است پس از ناموفق بودن انتصاب رییس سازمان آموزش و پرورش استان و مخالفت عدهای، آموزش و پرورش کاکی همچنان بی مدیر میباشد. گفته میشود معاونین مدیر قبلی امور آموزش و پرورش شهرستان کاکی را میچرخانند و مدیر جدید از استان نامه های اداری کاکی را امضا میکند ولی گویا هنوز ریاست سازمان اجازه رفتن وی به محل کارش را نداده است.
بزرگراه پارس شمالی
شنیده شده است عملیات اجرایی بزرگراه پارس شمالی که از بوشهر تا دیّر میباشد در هفته دولت شروع خواهد شد. شنیدنیها حاکی است مطالعات و طراحی بزرگراه پارس شمالی توسط وزارت نفت به تصویب رسیده است و به زودی عملیات اجرایی آن آغاز خواهد شد.
تلاشها نتیجه داد!
شنیده شده است پس از ماهها تلاش و نامه نگاری شورای شهر گناوه و گمانهزنی و رایزنیهای متعدد بالاخره حکم شهردار گناوه به نام سید علی حسینی حقیقی زده شد. بیشترین مخالفین شهردار جدید طیف اصولگرا و اطرافیان عطارزاده بودند. سید علی حسینی حقیقی دارای مدرک فوق لیسانس مدیریت آموزش و پرورش است و در انتخابات شورای شهر گناوه که موفق به راهیابی نشد از حمایت اصلاحطلبان گناوه برخوردار بود.
معاون جدید برنامهریزی گناوه
شنیده شده است ابلاغ معاونت برنامهریزی گناوه که نزدیک یک سال بود خالی بود به نام محسن کبگانی معاون سابق و فعلی فرماندار دیلم زده شد. وی با روی کارآمدن اصلاحطلبان بخشدار مرکزی گناوه شد و پس از چندی معاون فرمانداری دیلم گردید، با پایان یافتن کار اصلاحطلبان انتظار میرفت که کبگانی هم مانند دیگر اصلاحطلبان بر کنار شود ولی این چنین نشد و او در پست سابق خود ابقا گردید.
عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی در مصاحبهای اختصاصی با نصیر بوشهر:
مطمئن باشید مجلس آتی مجلس اصلاحات خواهد بود
نماینده مردم شیروان در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون انرژی مجلس در مصاحبهای اختصاصی با نصیر بوشهر گفت: دولت اصولگرا در حال حاضر به گونهای عمل کرده است که مردم انتخابی به جز اصلاحات را نمیبینند.
دکتر حسین آفریده با اشاره به لزوم اتحاد در اردگاه اصلاحطلبان جهت انتخابات مجلس هشتم، اعتماد مجدد مردم را با اصلاحات یک فرصت طلایی دانست و افزود: اصلاحطلبان باید با برنامهای مدون و یک نوع همدلی به لیست واحدی دست یابند که در این صورت نتیجهای حاصل خواهد شد که مطمئن باشید مجلس آتی مجلس اصلاحات خواهد بود.
وی در ادامه در پاسخ به سؤال خبرنگار نصیر بوشهر مبنی بر مذاکراتی که چندی پیش بین ایران با آمریکا و آژانس بینالمللی انرژی اتمی در زمینه امنیت منطقه و جهان در بغداد و وین برگزار شده بود اظهار داشت: این مذاکرات با توافق طرفین بر ادامه گفتوگوها همراه بود. حالا تا چه حد به سود ملت است اظهار نظری نمیکنم زیرا اگر آمدم سخنی بگویم ادعا میکنند که نیت تخریبی است.
این عضو کمیسیون انرژی مجلس تصریح کرد: در جایی عنوان کرده بودند که نتیجهی مذاکرات چندان مهم نیست بلکه شرکت در آنهاست که از اهمیت زیادی برخوردار است.
دکتر آفریده با پر اهمیت دانستن نقش مقامات دیپلماتیک ایران در کاهش تنشهای ایجاد شده، تعامل با همسایگان را امری ضروری دانست و گفت: برای این که بتوانیم امنیت را در منطقه و جهان ایجاد نماییم و دنیا علیه ما نباشد میبایست همانند دولت خاتمی عمل کرد یعنی به فکر تلاش جهت ارتقاء مودت و دوستی با همسایگان باشیم و در راستای سیاست خارجی با همسایگان تعامل بهتری برقرار کرد.
وی ادامه داد: دولت گذشته کنفرانس اسلامی در ایران برگزار شد که همهی کشورهای مسلمان شرکت کردند و نسبتاً در مقابل آمریکا میایستادند و در ارتباط با دوستی فضا مناسبتر و همچنین معاملات تجاری و ارتباط سیاسی بهتر شده بود.
دکتر آفریده در پایان در خصوص اتهاماتی که توسط برخی افراد نسبت به خاتمی مطرح میشود و از دیپلماسی دولت اصلاحات به عنوان دیپلماسی تسلیم و سازش یاد میکنند اظهار داشت: این افراد نمیدانند که اقتدار الزاماً با مذاکره، همکاری و تبادل نظر صورت میپذیرد نه از موضع "زور و قدرت". ژاپن اقتدار اقتصادیاش سراسر دنیا را فرا گرفته است، مگر از موضع زور و قدرت حرف میزند؟!
وی خاطر نشان کرد:آقای خاتمی برای اقتدار سیاسی کشور تلاش میکرد که ایران جایگاه خود را داشته باشد، یعنی جایگاهی که در شأن تمدن بزرگ ایران باشد.
وضعیت سهمیه سوخت آژانسهای تاکسی تلفنی در بوشهر ساماندهی شد
در نشست مشترک استاندار بوشهر و مدیران آژانسهای تاکسی تلفنی بوشهر، نحوه سهمیه جدید سوخت آژانسهای تاکسی تلفنی در بوشهر ساماندهی شد. به گزارش روابط عمومی استانداری بوشهر در این نشست استاندار بوشهر با بیان این که در حال حاضر 5 هزار خودرو آژانسهای تاکسی تلفنی بوشهر مشغول فعالیت هستند گفت: طبق مصوبه جدید مقرر شد که 15 لیتر سهمیه جدید آژانسها بر مبنای تعداد کل خودروها هر هفته یک جا به آنها تحویل داده شود.
افراشته افزود: در عین حال مدیر آژانس مربوط نیز نسبت به کنترل دقیق تقسیم سهمیه جدید اقدام کرده و علاوه بر ثبت نام مسافران در دفتر مخصوص، کیلومتر مصرف بنزین خودروها را نیز کنترل کند.
وی گفت: با همکاری بسیج، در کل شهرستانها کار نظارت صورت خواهد گرفت و در صورت تخلف آژانسها و رانندگان طبق ضوابط با آنها به عنوان خاطی برخورد میشود.
استاندار بوشهر تصریح کرد: جهت تحویل سهمیه سوخت، فرم حواله سوخت توسط مدیر آژانس امضاء شده و رانندگان نیز با مراجعه به جایگاههای سوخت، سهمیه خود را دریافت میکنند.
افراشته تأکید کرد: مدیران آژانس نیز موظفند سهمیهای را نیز برای رانندگان کشیک در نظر بگیرند تا نحوه خدمت رسانی به مردم مطلوبتر شود.
وی اظهار داشت: فعالیت جایگاههای سوخت CNG در شهرستانهایی که عملیات گاز رسانی به اتمام رسیده به زودی شروع خواهد شد که بسیاری از مشکلات سوخت خودروها از آن پس مرتفع میشود.
گفتنیاست در این جلسه نرخ جدید کرایههای آژانسها نیز تصویب شد و بر این اساس نرخ آژانسها در محدوده شهر بوشهر 700 تومان ، منطقه دو شامل بهمنی، سبزآباد، دواس و 1000 تومان ، تنگها1200 تومان و نیروگاه اتمی و بندرگاه 2000 تومان خواهد بود.
پشت پردهی یک خبر
مدیر کل اداره کل راه و ترابری استان بوشهر: وقت ندارم!
هفتهگذشته طی تماس تلفنی با "علیپور" مدیر کل اداره کل راه و ترابری استان بوشهر خواستار مصاحبهای با وی در خصوص تمهیدات این اداره جهت پروژه بزرگ پارس
شمالی، زمان اجرایی بزرگ راه این منطقه و تأثیر آن بر منطقه نوار ساحلی، بزرگ راه کنگان خورموج، جاده ساحلی بندر ریگ و… شدم.
متأسفانه عدم همکاری وی باعث گردید موفق نشوم این مصاحبه را در شمارهی گذشته نشریه منتشر نمایم اما همچنان پافشاری نمودم تا حداقل بتوانم برای این شماره جهت اطلاع رسانی مصاحبه را انجام دهم.
ابتدا علیپور گفت: باید سؤالات را فکس کنی دفترم تا بدانم چه میخواهی؟ عرض 10 دقیقه سؤالات فکس شد. مجدداً تماس گرفتم باز گفت: سؤالات فکس نشده است. بار دیگر فکس کردم. سه روز مرا معطل میکرد و میگفت: فردا زنگ بزن، قطعاً مصاحبه را انجام خواهم داد. با خودم گفتم: این برای آخرین بار است که تماس میگیرم اگر پاسخگوی سؤالاتم بود که مسئله حل خواهد شد و گر نه باید بایکوت خبری شود چرا که معتقدم خبرنگار نبایستی برای انجام مصاحبه به دنبال مسئولان بدود و مطیع دستورات آنان باشد بلکه این مسئول است که به خبرنگار جهت اطلاع رسانی کارهای خود نیاز دارد.
برای آخرین بار تماس گرفتم، تلفن همراه خود را پاسخ نمیداد. به دفترش زنگ زدم که منشی گفت: آقای علیپور در جلسه است و میگوید برای مصاحبه وقت ندارم. این در حالی است که چند ماه پیش برای یک مصاحبه مسافت طولانی را طی نمودم و به اداره کل راه و ترابری رفتم. آن وقت علیپور پرسید: نشریه نصیر بوشهر را در کیف دارید؟ نشریه را به وی دادم.
نگاهی به صفحات آن انداخت و پرسید: دیدگاه سیاسیتان چیست؟ پاسخ دادم: هر چه که هست ارتباطی با سؤالات مصاحبه ندارد و شما مؤظف هستید در حوزه عمرانی و حیطهی کاری خود پاسخ گوی سؤالاتم باشید. این که دیدگاه سیاسی من و نشریهمان چیست هیچ گونه سنخیتی با این مصاحبه ندارد و تعجب میکنم چرا این گونه برخورد میکنید؟!خندهای کرد و گفت: مشکلی نیست فردا ظهر ساعت 11:30 زنگ بزنید برای مصاحبه آمادهام. هر چه زنگ زدم هر بار به دلایلی کامل ناشیانه قصد داشت از انجام مصاحبه طفره برود اما …
دوست داشتم علیپور لااقل برای دومین بار به عهد خود وفا کرده و پاسخگوی سؤالات باشد اما متأسفانه با این برخورد نامناسب خود کاری کرد که نه تنها بایکوت خبری شود بلکه مصمم شدهام گزارشی در خصوص عدم همکاری و بیتوجهی وی به مسائل استان و اطلاعرسانی جهت مردم تهیه و آن را به نهاد ریاست جمهوری ارائه دهم تا احمدینژاد بداند که این جزء همان دسته از مدیرانیست که درِ اتاقش به روی مردم همیشه باز و پاسخگوی مسائل و مشکلات آنان است!!حیرانم که دولت اصولگرا تعامل و مهرورزی را در چه میداند؟!
به هر حال علیپور مطمئن باشد فقط در یک صورت خبری در مورد راه و ترابری تهیه و منتشر خواهم کرد و آن روز، روز تودیع وی خواهد بود.
امور تربیتی دیروز و امروز
امور تربیتی متولد انقلاب اسلامیست و در واقع یکی از فرزندان انقلاب است و به ظاهر به نظر میرسد که اهداف تولد آن متعدد بوده و به سه هدف عمدهی آن میتوان نظر انداخت.
1ـ دفاع از دستاوردهای انقلاب اسلامی در مدارس
2ـ مشخص نمودن مرزهای اعتقادی در مدارس
3ـ مبارزه با نیروهای التقاطی درون آموزش و پرورش
امور تربیتی دورههای مختلفی را در طول عمر سه دههی خود است. دورهی اول مصادف با پیروزی انقلاب که دورهی انقلاب نامیده میشود. امور تربیتی در این دورهی کوتاه مدت خود به هیچ کدام از اهداف بالا دست نیافته و فقط موفق شد به جای اصلاح نیروهای التقاطی و باز گرداندن آنها به دامن انقلاب که بچههای همین مردم بودند آنها را نه تنها از صحنهی مدارس حذف نماید بلکه از صحنهی جامعه هم خارج نمود و تمام هم و غم تشکیلات امور تربیتی تصفیه حساب گروهی بوده است.
پس از دورهی اول دورهی دوم شروع شد که از نیمهی دوم سال شصت به بعد شروع میشود و دورهی جنگ نامیده میشود. در دورهی جنگ، امور تربیتی به جای فرهنگ سازی اعتقادی و اعتقادی نمودن مدارس به دو مطلب اهتمام ورزیده که یکی بسیج کردن نیروهای مدارس به سوی جبههها و دیگر حذف نیروهایی که التقاطی نبوده اما به نحوی با معیارهای خشک اعتقادی آن روز امور تربیتی سازگار نبودند. این عمل باعث شد تا در این مدت طولانی نیروهای بسیاری علیه امور تربیتی شورانده شدند. از نمونهی بارز حذف نیروها در این دوره گزینشهای چکشی بود که آگاهانه یا نا آگاهانه از سوی امور تربیتی نسبت به ورودیهای نهادها و ادارات مختلف اعمال میشد. دورهی سوم، دورهی سازندگی بود. هر چند امور تربیتی از بسیج نیروها به سوی جبهه فارغ شده بود اما هنوز مشغول حذف نیروهای درون سازمانی بود. به همین علت امور تربیتی به داشتن دیدگاههای نه چندان خردمندانه هرگز نتوانست با دولتین سازندگی هماهنگ شده و مسیری راهبردی برای خود و همکاری با دورهی سازندگی در مدارس ایجاد نماید و متأسفانه بسیار اوقات چوبی لای چرخ بود که به از نفس افتادن دولت سازندگی بسیار کمک کرد.
دوره چهارم که پس از دورهی سازندگی شروع شده، دورهی توسعهی سیاسی و اجتماعی بود. در این دوره با کمال تأسف، امور تربیتی به جای روشن کردن و راهبردی کردن عوامل توسعهی سیاسی و اجتماعی در مدارس و همچنین هدایت موج سیاسی ـ اجتماعی مدارس به سمت و سوی مرزهای اعتقادی تعیین شدهی خود از قافله عقب ماند و گرفتار موضوعگیری شدید شد و یکی از قطبهای مخالف توسعه سیاسی و اجتماعی گردید و تا جایی پیش رفت و به مخالفتهای خود ادامه داد که مرگ خود را رقم زده و باعث حذف خود از گردونهی پرورش شد و از سوی محافل و مجالس مختلف برایش مراسم عزاداری برگزار شد.
دورهی پنجم دورهی پس از مرگ و "دورهی میلاد" نامیده میشود و حال امور تربیتی در دورهی پنجم دوباره بازگشته تا از هویت اولیهی خود دفاع نماید. این دوره نه انقلاب است، نه دورهی جنگ است، نه دورهی سازندگی است و نه دورهی توسعهی سیاسی ـ اجتماعی است. این دوره دورهی اصول گرایی محض میباشد که شیوهی عمل و موقعیت عمل با همهی دورههای دیگر متفاوت است.
این دوره بحرانهایی متفاوت از گذشته دارد، امور تربیتی آمده تا از حیثیت از دسته رفته دفاع نموده و با بحران ماهوارهها که سبب یک هجمهی شدید فرهنگی بسیار گسترده در مدارس شده و باعث هرز رفتن اعتقادات و باورهای فرزندان این جامعه شده است مبارزه نماید. در ابتدای انقلاب امور تربیتی شامل نیروهای بسیار زبدهی علمی و اعتقادی بود ولی نتوانست بچههایی که از سوی گروههای التقاطی منحرف شده بودند به دامن انقلاب برگرداند بلکه حریف نشده آنها را وا گذاشته و حذف نمود و اما امروز! امروز که از آن نیروههای علمی، اعتقادی و انقلابی گذشته در امور تربیتی خبری نیست و تشکیلات امور تربیتی به شدت به حاشیه رانده شده، دچار روزمرهگی عمومی شده و عمده فعالیت نیروهای امور تربیتی شامل تشکیل گروه سرود، تئاتر و برگزاری چند مسابقه پیش پا افتاده میشود، آیا میتواند با گسترهی ضد فرهنگی دشمن داخلی و خارجی که میلیونها دلار برای آن هزینه میشود مبارزه نماید؟
بیتالمال ـ اموال دولتی میراث فرهنگی (5)
بخش یازدهم
تحکیم و تثبیت ساختار و نظم ایجاد شده در سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری موجب تقویت و استحکام کلیهی واحدهای زیر مجموعه و یا وابسته به این تشکیلات گردید. یکی از مهمترین اماکنی که به عنوان واحدهای تحت مدیریت و نظارت سازمان مذکور، محل استقرار و نگهداری اموال ارزشمند و غنی فرهنگی است موزهها هستند. این مکانها اگر چه ممکن است اصالتاً بنایی تاریخی یا فرهنگی نباشند اما به لحاظ وجود اشیاء گرانبها و ارزشمند در آنها به مثابهی آثار غیر منقول فرهنگی محسوب میشوند و چنان چه بنای موزهها نیز از جمله آثار باستانی باشد ـ که غالباً هست ـ قدر و منزلت آنها دوصد چندان و خاصتر خواهد شد.
شاید هر شخصی در حین گردش و سفرهای سیاحتی یا از طریق گروههای علمی و باستان شناسی حداقل یک بار به تماشای موزه رفته باشد. با دیدن مفاخر فرهنگی و یادگار پیشینیان چه احساسی به هر یک از ما دست میدهد؟ آیا بیاعتنا و گذرا به تماشای آثار پرداخته و به سرعت آن مکان را ترک میکنیم؟ یا به عکس ساعتها در احوال آباء و اجداد و نمونههای رؤیت شده غور کرده و با پرسش از راهنمای موزه لحظاتی را در روند تاریخ سیر میکنیم؟ بدون تردید شناسایی و تفحص در روزگار قدیم با هدف دستیابی به اطلاعات جامع و کامل پیرامون روش زندگی و همزیستی نسلهای گذشته، لوازم و ابزار مورد استفاده، نوع پوشش و البسهی آنها و سایر مشخصات قومی، قبیلهای و سرزمینی، منظور نظر بازدید کنندگان و علاقه ایشان و همچنین سایر کسانی است که به علل مختلف تاکنون از موزهای بازدید نمودهاند.
انسان همواره در جستجوی ناشناختهها و کشف مجهولات است و همین حس کنجکاوی و کاوشگرانه، او را هدایت میکند تا با استفاده از ظرفیتهای ذهنی، خود را بهتر بشناسد که تعیین هویت و رسیدن به شجرهنامه و اصالت قومی جز از طریق تفحص در آثار موزهای و تاریخی مقدور نمیباشد.
موزه در یونان باستان جایگاه پرستش بوده است. موزهها در اساطیر یونان باستان به خدایان هنر اطلاق میشد که رویدادهای باشکوه گذشته، هنرها، موسیقی و شعر به ایشان نسبت داده میشد. در حدود 280 سال قبل از میلاد، در شهر اسکندریه که مرکز آموزش علوم یونانی بود، توسط بطلمیوس مرکزی احداث شد که تا هفت قرن پس از آن موزهی اسکندریه نامیده میشد. در این محل و در کنار مجسمههای دانشمندان، دستگاههای علمی و نمونههای نادر طبیعی گردآوری شده بود.(15)
موزهها از منظر عموم و مراجعین شاید منحصراًً مکانی برای جمعآوری و نگهداری و نمایش اشیاء مختلف که بر اساس قدمت و سابقه یا تسلط سلسههای حکومتی و یا ردههای علمی و هنری طبقهبندی شدهاند باشد، اما به تناسب رشد فکری و ارتقاء اندیشهی بشری و با توجه به ماهیت وجودی موزهها، شورای بینالمللی موزهها (ایکومICOM) که سازمان غیر دولتی و تحت نظارت سازمان علمی، فرهنگی و آموزشی ملل متحد (یونسکو) میباشد در ماده 3 اساسنامه مصوبه یازدهمین مجمع عمومی در کپنهاک(14ژوئن1974) تعریف علمی موزه را چنین آورده است: «موزه مؤسسهای دائمی و غیرانتفاعی است که درهای آن به روی همگان گشوده است و در خدمت جامعه و پیشرفت آن فعالیت میکند. هدف موزهها تحقیق در مورد شواهد بر جای مانده از حیات فرهنگی انسان و محیط زیست او، همچنین گردآوری، حفاظت و ایجاد ارتباط بین این آثار به منظور بررسی و استفاده معنوی از آن است (16) ایکوم وظایف موزهها را از نگاه اول به حالتی تحلیلگرانه سوق داده و پژوهش و مطالعه در حیات انسان و محیط زیست او، گردآوری، حفاظت به مفهوم علمی آن، ایجاد ارتباط بین آثار به مفهوم و با هدف معرفی شایسته آثار را نیز از جمله اهم وظایف موزهها محسوب نموده و دامنه عملکرد این مؤسسه را در حد مراکز پژوهشی و آموزشی ارتقاء داده است. این سازمان (ایکوم) پا را فراتر گذاشته و مؤسسات حفاظت و نگهداری و تالارهای نمایش که به وسیله کتابخانهها و آرشیو اسناد و مدارک تأمین میشوند، اماکن و آثار باستانی طبیعی و مردم شناسی، تاریخی که دارای ماهیت موزهای باشند (مانند تخت جمشید و تخت سلیمان) را مترادف با تعریف موزه میداند، همچنین باغهای جانور شناسی، گیاهشناسی، نمایشگاه جانوران زمینی و موجودات آبزی، مراکز علمی و نمایشگاههای فضایی که در حکم موزههای علوم و فنون جدید میباشند در این دایره قرار میگیرند.
چگونگی کشف و گسترش انرژی هستهای
عضو پیوسته انجمن هستهای ایران، دبیر دبیرستانهای شهر بوشهر و مدرس فیزیک مراکز آموزش عالی استان
دانشمندان فیزیک تحقیقات زیادی برای رسیدن به یک منبع انرژی جایگزین سوخت های فسیلی صورت داده اند، ازجمله این که هسته با داشتن نیروی دافعه الکتروستاتیکی قوی بین پروتونها، چگونه ممکن است پایدار بماند؟ و از اینجا پیش بینی کردند که باید در داخل هسته نیرویی قویتر از هر نیروی شناخته شده ای باشد و نتیجه گرفتند که در صورتی که هسته شکافته شود انرژی عظیمی آزاد می گردد. داستان کشف وگسترش انرژی هسته ای از سال 1932 میلادی که نوترون توسط "چادویک" کشف شد آغاز گردید. دانشمندان که تا این زمان برای بمباران هستهی اتم و ایجاد واکنشهای مصنوعی از ذرات پروتون و آلفا استفاده میکردند، دریافتند که نوترون به علت بی بار بودن (برخلاف پروتون و ذره آلفا) آسانتر به درون سد پتانسیل هستهی اتم نفوذ کرده و با آن برهمکنش می کند. چند سال بعد فرمی و همکارانش در رم عناصر طبیعی زیادی را با نوترون بمباران کردند و فرآورده واکنشهای حاصل را مورد مطالعه قرار دادند. با این روش اورانیوم (سنگینترین عنصر طبیعی روی زمین)، در اثر بمباران با نوترون به عناصر سنگینتر فرا اورانیوم، که به صورت طبیعی در روی زمین یافت نمی شود، تبدیل شد. در طی این زمان، فرمی دو کشف بزرگ دیگر هم صورت داد. یکی این که نوترون های کم انرژی به طورکلی برای تولید واکنشهای هسته ای, مؤثرتر از نوترونهای پرانرژی هستند و دیگر این که مؤثرترین راه کند کردن نوترونهای پرانرژی، پراکندگی متوالی آنها از عناصر سبک مثل هیدروژن در ترکیباتی مثل آب و پارافین است. آزمایشهای فرمی روی اورانیوم توسط دو دانشمند آلمانی به نامهای هان و استراسمن تکرار شد. این دو نفر در سال 1938میلادی کشف کردند که هستهی سنگین اورانیوم در اثر بمباران با نوترون به دو هسته با جرم متوسط تقسیم میشود.
کشف شکافت که در سال 1938، درست قبل از شروع جنگ جهانی دوم رخ داد, نمی توانست در زمانی حساستر از آن در تاریخ جهان اتفاق بیفتد. اگر هیتلر به اهمیت این کشف پی برده و دانشمندانش را به توسعهی آن تشویق کرده بود به احتمال زیاد آلمان اولین کشوری بود که سلاح هسته ای تولید می کرد و تاریخ جهان درشصت سال گذشته تفاوت می کرد. تحقیقات شکافت در فرانسه در ژوئن 1940 ناگهان قطع شد و دو دانشمند پیشتاز فرانسوی، هالیان و کوارسکی، به همراه ذخیرهی حیاتی آب سنگین فرانسه به بریتانیا آمدند. به این ترتیب در تابستان1940، بریتانیا که تا آن زمان به تنهایی درگیر مقابله با آلمان بود به کانون تحقیقات شکافت تبدیل شد. شرایط، فوق العاده حساس و اضطراری بود، چرا که مشخص شده بود اولین کشور سازندهی بمب اتمی به احتمال قوی برندهی جنگ خواهد بود. با توجه به این که آمریکا دارای منابع صنعتی لازم برای انجام شکافت هستهای و همچنین از حملات هوایی نیز در امان بود، تقریبا تمام کار تحقیقات شکافت هستهای به آمریکا منتقل شد. هدف اصلی تحقیقات شکافت در آمریکا در سالهای اول دهه 1940 ساخت چند بمب اتمی بود. در دسامبر 1942 اولین سیستم کنترل شده واکنش زنجیرهای شکافت هستهای در شیکاگو زیر نظر فرمی که چند سال پیش از آن ایتالیا را ترک کرده و به آمریکا مهاجرت کرده بود، به وضعیت بحرانی رسید. طی دو سال پس از آن راکتورهای بزرگتر و قویتری ساخته شدند، که نقطه اوج آن راکتورهای عظیم تولید کننده پلوتونیوم هانفورد در واشینگتن بود. تا تابستان 1945 به اندازه کافی اورانیوم 235 و پلوتونیوم تولید شده بود که با استفاده از آنها اولین بمبهای اتمی ساخته شود. یکی در آلاموگوردو واقع در نیومکزیکو آزمایش شد و دو تا نیز روی ژاپن انداخته شد و جنگ جهانی دوم را ناگهان به پایان رساند و بدین ترتیب اوت 1945 را به صورت لکه سیاهی در تاریخ بشریت ثبت کرد.
نگاهی به پروژه بزرگ پارس شمالی
------ قسمت اول ------
طی یک سال و نیم اخیر مطالب متعددی از طریق مطبوعات و وبلاگ ها در خصوص موقعیت و جانمایی طرح میدان گازی پارس شمالی و واکنشهای مردمی نسبت به این قضیه انعکاس یافته که جای تأمل بسیار دارد. مطالب که بعضا نشان از احساسات صرف نویسنده مطلب داشت چرا که مطالعه اکثر نوشتار به این نتیجه منتج می شد که شخص نویسنده اطلاعات کافی و وافی از طرح توسعه میدان گازی پارس شمالی ندارد که این امر خود از عدم مطالعه و یا داشتن اطلاعات کم شخص نویسنده داشت.زیرا عمده مطالب منتشر شده حول وحوش این مبحث به رشته تحریر در آمده بود که میدان گازی پارس شمال در شهرستان دیر قرار دارد و در پی آن استدلالهایی که بیشتر احساسات خواننده را قلقلک می داد و نه بیش از آن. در صورتی که اگر نویسنده مطلب از مطالعه و عکس های هوایی و ماهوارهای برخوردار بود به این امر پی می برد که این مبحث فاقد پایه واساس منطقی است.حال در این مقال که بخش اول آن را می خوانید سعی شده به دور از احساسات مرسوم و تنها با دلیل و منطق که برآمده از سخنان مدیران عالی رتبه وزارت نفت و مستنداتی است که موجود می باشد، به موقعیت و مکان یابی پارس شمالی پرداخته شود و در بخش دوم که متعاقباً منتشر خواهد شد به مشخصات فنی، سیاستها، اهداف، قراردادها و... پارسشمالی پرداخته می شود.
موقعیت پارس شمالی
میدان گازی پارس شمالی به صورت بیضی است و دارای قطر های کوچک و بزرگ ۲۵ در ۱۶ کیلومتر است.
به گفته مهندس رجبعلی خانچی مدیر طرح و توسعه پارس شمالی در شرکت نفت و گاز پارس میدان عظیم پارس شمالی ۱۲۰ برای کیلومتری شرق بوشهر در مقابل روستای زیارت شهرستان دشتی قرار دارد. برای اثبات این گفته همه را به عکسهای هوایی و ماهواره ای که در وزارت نفت موجود است ارجاع داده تا همگی به این امر واقف شوند که آن میدانی که امروزه به نام میدان پارس شمالی مورد نظر است دقیقاً در جغرافیای شهرستان دشتی قرار دارد.البته باید متذکر شوم این عکسها برای همه افراد عام الوجود نیست. در ضمن در همان عکسها مشخص است که میادینی که در جغرافیای شهرستان دیر قرار دارد میادین گلشن و فردوسی است و نه پارس شمالی که به مراتب ذخایر گازی آن از میدان پارس شمالی کمتر است هر چند طبق سیاست گذاری وزارت نفت، شرکت نفت و گاز پارس مسوولیت توسعه میدانهای گازی پارس شمالی، گلشن و فردوسی را به عهده دارد و مقرر شده است 40 میلیون تن LNG از 76 میلیون تن LNGکشور از سه میدان گازی پارس شمالی، گلشن و فردوسی تأمین شود که به ترتیب 20 میلون تن از میدان پارس شمالی و 20 میلیون تن از میادین گلشن فردوسی، فاصله قله مخزن تا ساحل نیز حدود ۲۵ متر است که این موضوع نشان دهنده فاصله اندک مخزن از ساحل است در حالی که مخزن میدان پارس جنوبی از ساحل آن حدود ۱۰۰ کیلومتر فاصله دارد.
مکانیابی تأسیسات خشکی پارس شمالی
تاریخچهی مکان یابی
در سال های نخستین فعالیت های توسعه ای میدان پارس شمالی، که زمین ارزش و بهای بسیار اندکی داشت، زمین های خاصی به اجرای این طرح تخصیص یافته نشد. به عبارت دیگر، فعالیت های مهندسی و طراحی احداث امکانات و تجهیزات طرح از جمله پالایشگاه، شهرک، بیمارستان و فرودگاه بدون در نظر گرفتن زمین و اختصاص آن انجام شده بود. در سال 1372 شرکت شل(پیش از این موافقت نامهای با برای توسعه میدان منعقد شد که در همان مراحل مقدماتی ماند و عملیاتی نشد) بازنگری در طرح توسعه میدان پارس شمالی را به منظور ارائه روش تولیدی جدید که با توجه به پیشرفت فناوریهای نوین مورد توجه قرار گرفته بود بازنگری ایجاب میکرد محل احداث پالایشگاه خشکی تغییر یابد. در سال 1372 سه منطقه برای احداث پالایشگاه پیشنهاد و قرار شد تأسیسات فراورش به جای محل تعیین شده قبلی به یکی از سه نقطه مشخص شده، انتقال یابد. البته در آن زمان تصمیم گیری قاطعی در این زمینه انجام نشد و موضوع به صورت بلاتکلیف باقی ماند.
مکان یابی
با توجه به جدی شدن توسعه میدان پارس شمالی در دستور کار شرکت ملی نفت ایران قرار گرفته شد.به همین دلیل مناطقی در شهرستانهای دشتی و دیر برای احداث تأسیسات خشکی در نظر گرفته شد.
*لازم بذکر است که برای مکان یابی صنایع، کار گروه در همه استانهای کشور تشکیل شده است که وظیفه کار گروه مکان یابی صنایع این است که جهت نیل به توسعه پایدار و ایجاد حداقل آلودگی های زیست محیطی محل استقرار صنایع آلاینده در فاصله استاندارد از مناطق حفاظت شده در نظر گرفته شود.
اما با توجه به این که مناطقی مورد نظر بود که از سوی سازمان حفاظت محیط زیست و منابع طبیعی جزو مناطق تحت حفاظت قلمداد شده و تخصیص این اراضی نیاز به اخد مجوز از این سازمان های مربوطه دارد لذا در دیداری مقرر مورخ بیستم آبان ماه سال گذشته خانم دکتر جوادی ریاست سازمان حفاظت محیط زیست و مهندس وزیری هامانه وزیر نفت از مناطق مورد نظر برای احداث میدان پارس شمالی را مورد بررسی قرار دادند تا تصمیم نهایی را در این زمینه بگیرند.در این رابطه در آستانه بازدید از میدان پارس شمالی وزیری هامانه در گفتگو با ایران پترونت بیان کرد: گام اول مشخص کردن محل اجرای پروژه است که در این خصوص مکانهایی را تعیین کردیم؛ ولی با سازمان حفاظت محیط زیست مشکل داشتیم؛ زیرا مکانهای مشخص شده روی نقشه مورد قبول آنها نبود و در جلسات به نتیجه نرسیدیم که به همین دلیل از آنها دعوت کردیم سایتها را از نزدیک بازدید کنیم که پس از بازدید معاون رییس جمهور و رییس سازمان حفاظت از محیط زیست مورخ 30/8/1385 در گفتگو با خبرگزاری حیات بیان کرد: صبح امروز نامه ای در خصوص مکان یابی کارخانه پارس شمالی رسیده است که به وزیر نفت ارسال می شود.
دکتر واعظ جوادی در گفتگو با خبرنگار حیات نو با اعلام این خبر افزود : در این نامه در خصوص مکانیابی نهایی چهارگزینه را به وزیر پیشنهاد کرده ایم و تصمیم نهایی با وزارت نفت است اما تصمیم نهایی مستلزم ارزیابی زیست محیطی است.
وی اظهار داشت: ما از وزیر نفت درخواست کردهایم اثرات تجمعی زیست محیطی این بخش را نیز مطالعه کند و پس از انجام ارزیابی و تأیید سازمان محل استقرار کارخانه قطعی شود.
پس از بررسیهای به عمل آمده توسط وزارت نفت مقرر شدکه پس از تصویب مکان یابی در استان بوشهر وزارت نفت به مصوبه استان عمل کند، از همین رو طرح و توسعه میدان پارس شمالی در 10 فاز به ترتیب پنج فاز در شهرستان دیر ،سه فاز در شهرستان دشتی و دو فاز در شهرستان تنگستان احداث شود. اما علتی که باعث شده مسئلهای به این واضحی به جایی برسد که قریب به دوسال روند راه اندازی پروژهای عظیم به تأخیر بیفتد راباید روانکاوی و آسیب شناسی تاریخی نمود.اما مبحث مهمی که در پس این ماجرا وجود دارد این است که عده ای از زمین داران که اطراف پروژه هکتارهایی زمین خریدهاند و به قولی سرمایه گذاری کرده اند به این اندیشه که صاحب ثروتی خواهند شد از نوع بادآورده، افکار عمومی را شارژ و حساس میکنند که تحرکاتی از خود نشان دهند که نمونه های آن را شنیده یا خواندهایم.
بماند از این که در قلمرو زندگی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ما، احساسات حرف اول را میزند.
مسیر بردخون ـ دیر را دریابید!
چند روز پیش برای انجام کاری قصد سفر به دیّر را داشتم، جهت حرکت به ایستگاه سواریها رفتم. کسی گفت: دیّر؟ گفتم: بله!
گفت: سوار شو حرکت میکنیم.
ـ کرایه چند است؟
ـ ناچیز، 2500 تومان.
سرم سوت کشید:
ـ مگر فاصله چه قدر است؟
ـ 50 کیلومتر!
ـ یعنی هر کیلومتر 50 تومان؟ علت
چیست؟
ـ بنزین سهمیهای شده است.
از رفتن پشیمان شدم و برگشتم این مقدمه را نوشتم تا مطلب اصلی که پیرامون نظارت بر امور است را بنگارم.
بیشک هر کاری نیاز به نظارت گسترده دارد و اگر متولیان امر از این موضوع غافل شوند نوعی هرج و مرج و نابسامانی در اجتماع فراگیر میشود. در کشور ما قانون و مقررات به اندازهی کافی وجود دارد و مشکل در اجرا و نظارت است. ما قانونهای دهن پر کن و جالبی را آماده میکنیم و پس از طی مراحل خاص به مراجع مربوط میسپاریم، ولی برای عملی شدن این قوانین، آن چنان که شایسته است گام برنمیداریم.
مردم بردخون ناچارند برای انجام کارهای شخصی و اداری، مسیر بردخون ـ دیّر را طی کنند، اما در این مسیر مشکلاتی مشاهده میشود که کمتر فردی از مسئولان و ناظران به آن توجه مینمایند و این به واسطهی آن است که متولیان امر بیشتر با ماشینهای اداری و بدون اطلاع از وضعیت مردم عادی طی طریق مینمایند. مردم مجبورند در گرما و سرما بدون سر پناه در جاده بایستند و چشم به راه داشته باشند تا شاید یک رانندهی خودرو دلش به رحم آید و توقف کند و آنان را به مقصد رساند. متأسفانه بیشتر رانندگان این مسیر بدون گواهی نامه یا بیمه نامه هستند و هیچ گونه مجوزی برای حمل مسافر ندارند و به علت این که پلیس راه در این مسیر گشتی ندارد و نظارت بر این مسیر نمیکند، پس از تخلفانی دیگر به آسانی مسافر کشی میکنند و اگر حادثهای پیش آید مردم بیچاره بیشترین زیان را میبینند. آنها هر وقت بخواهند کرایه را افزایش میدهند، به عنوان مثال در بهمن ماه گذشته، کرایه را به 1000 تومان و در خرداد ماه به 1200 تومان و در تیرماه به 2500 تومان رساندند و نهادهای نظارتی نیز کمتر اقدامی نمودند.
راهنمایی و رانندگی که اصرار بر اخذ گواهینامه دارد و با آنان که راه قانونی را طی میکنند برخورد میکند، حاضر نیست رانندگان این مسیر را کنترل کند تا این گونه جان مردم را بازیچه قرار ندهند. به هر حال آن چه وظیفهی ماست اطلاع رسانی است و حال نوبت ناظران و مسئولان است که اندکی در جهت رضایت ما قدم بردارند.
چند روز پیش برای انجام کاری قصد سفر به دیّر را داشتم، جهت حرکت به ایستگاه سواریها رفتم. کسی گفت: دیّر؟ گفتم: بله!
گفت: سوار شو حرکت میکنیم.
ـ کرایه چند است؟
ـ ناچیز، 2500 تومان.
سرم سوت کشید:
ـ مگر فاصله چه قدر است؟
ـ 50 کیلومتر!
ـ یعنی هر کیلومتر 50 تومان؟ علت
چیست؟
ـ بنزین سهمیهای شده است.
از رفتن پشیمان شدم و برگشتم این مقدمه را نوشتم تا مطلب اصلی که پیرامون نظارت بر امور است را بنگارم.
بیشک هر کاری نیاز به نظارت گسترده دارد و اگر متولیان امر از این موضوع غافل شوند نوعی هرج و مرج و نابسامانی در اجتماع فراگیر میشود. در کشور ما قانون و مقررات به اندازهی کافی وجود دارد و مشکل در اجرا و نظارت است. ما قانونهای دهن پر کن و جالبی را آماده میکنیم و پس از طی مراحل خاص به مراجع مربوط میسپاریم، ولی برای عملی شدن این قوانین، آن چنان که شایسته است گام برنمیداریم.
مردم بردخون ناچارند برای انجام کارهای شخصی و اداری، مسیر بردخون ـ دیّر را طی کنند، اما در این مسیر مشکلاتی مشاهده میشود که کمتر فردی از مسئولان و ناظران به آن توجه مینمایند و این به واسطهی آن است که متولیان امر بیشتر با ماشینهای اداری و بدون اطلاع از وضعیت مردم عادی طی طریق مینمایند. مردم مجبورند در گرما و سرما بدون سر پناه در جاده بایستند و چشم به راه داشته باشند تا شاید یک رانندهی خودرو دلش به رحم آید و توقف کند و آنان را به مقصد رساند. متأسفانه بیشتر رانندگان این مسیر بدون گواهی نامه یا بیمه نامه هستند و هیچ گونه مجوزی برای حمل مسافر ندارند و به علت این که پلیس راه در این مسیر گشتی ندارد و نظارت بر این مسیر نمیکند، پس از تخلفانی دیگر به آسانی مسافر کشی میکنند و اگر حادثهای پیش آید مردم بیچاره بیشترین زیان را میبینند. آنها هر وقت بخواهند کرایه را افزایش میدهند، به عنوان مثال در بهمن ماه گذشته، کرایه را به 1000 تومان و در خرداد ماه به 1200 تومان و در تیرماه به 2500 تومان رساندند و نهادهای نظارتی نیز کمتر اقدامی نمودند.
راهنمایی و رانندگی که اصرار بر اخذ گواهینامه دارد و با آنان که راه قانونی را طی میکنند برخورد میکند، حاضر نیست رانندگان این مسیر را کنترل کند تا این گونه جان مردم را بازیچه قرار ندهند. به هر حال آن چه وظیفهی ماست اطلاع رسانی است و حال نوبت ناظران و مسئولان است که اندکی در جهت رضایت ما قدم بردارند.
چغادک ؛
در انتظار تحول
صفر جعفری
وقتی نقشهی شهر چغادک را در دست میگیرم و به دقت به آن مینگرم، از خود سؤال میکنم چه گروه یا دستهای طرح مطالعاتی آن را به عهده داشتهاند؟! نقشهای که هیچ گونه میدان ورودی را برای شهر در نظر نگرفته و با تمام توان شهر را حصر و از پیشرفت فیزیکی آن جلوگیری میکند.چغادک بارها با دیدگاههای متفاوت مسئولین روبرو بوده که باعث عقب گرد آن گردیده است. شهری که صدور مجوز مسکونی در آن با شهرهای دیگر فرق میکند. شهری که مسئولین به جای رونق و استفاده از پتانسیلهای بالقوهی آن بیشتر به حصر آن فکر میکنند.شهری که با جمعیت 18000 نفری آن باید به بخش تبدیل شود اما …! شهری که دارای مردمی مؤدب، با وقار و دارای فرهنگی عمیق بوده و با توجه به بافت آن با هم منسجم زندگی میکنند.
گاهی اوقات در این فکر فرو میروم چگونه میتوان ذهنیت مسئولین را نسبت به مظلومیت این شهر عوض نمود، آیا میشود…
اما ضربالمثل ایرانی «در نا امیدی بسی امید است…» هشداریست که بارقهای از شور و هیجان وجودم را در بر میگیرد و با خود عهد میبندم با کمک دوستان و جوانان تا پایان بدون وقفه گام بردارم و باعث تغییر و تحولات بنیادی در این شهر بشوم.
بیپرده با استاندار آقای افراشته؛
به فکر "فرهنگ" و "هنر" بوشهر باشید
در سرزمین قد کوتاهان
معیارهای سنجش
همیشه بر مدار صفر سَفَر کردهاند
چرا توقف کنم؟
من از عناصر چهارگانه اطاعت میکنم
و کار تدوین نظام نامهی قلبم
کارِ حکومتِ محلیِ کوران نیست.
«فروغ»
آقای افراشته
چند گاهیست فردی مدیریت اداره فرهنگ و ارشاد این زادبوم بیبدیل را اشغال کرده و شما هم در شکلگیری این فاجعه به نوعی سهیم هستید. شما که در برابر حجم وسیع ناسزا، تخریب و هتاکیهای فردِ نام بُرده نسبت به هنرمندان، نویسندگان، شاعران و حتا مبارزان نبرد میهنی و ضد استعماریِ جنوب و نیز تکوین فضای قبرستانی در عرصهی فرهنگ و هنرِ این اقلیم و مواردی چون برداشتِ غیر قانونی ِ مبلغِ 20 میلیون تومان از آن 100 میلیون تومانِ معروفِ اهدایی و مسائلی دیگر سکوت کردهاید، تا آن جا که برخی این "سکوت" را نشانهیِ "رضایت" میپندارند و برخی به مثابهی "مصلحت" میانگارند.
آقای افراشته
چندگاهیست "نصرا... شفیعی" ـ با اطمینان از قرار گرفتن در حاشیهی امنیت ـ جبههای بر علیه هنرمندان و اهالی قلم و اندیشه ـ که بندهی عشقاند و از هر دو "جناح" آزادند ـ گشوده و با تمام قوا به همراه پیاده نظاماش متشکل از حواریونی که مدام زنده باد "باد" میگویند، به اهل اندیشه اعلان جنگ داده است. کافیست تعدادی از شمارههای پیشین نشریهی فرد مذکور ـ دریای جنوب ـ را مطالعه کنید تا صحت این ادعا را دریابید.
این فرد تاکنون در نشریهاش به برخی از نویسندگان و شعرای استان که شهرت و محبوبیت کشوری و حتا جهانی دارند، اهانت کرده که دلیل عداوت او را باید صرفاً در فاصلهی فکری و جایگاه اجتماعی جست و جو کرد.
فردِ یاد شده، بر اساس گزارش مستندِ درج شده در هفته نامهی نصیر بوشهر، سال گذشته مشکلاتی را برای یکی از هنرمندان برجستهی بوشهر به وجود آورد و سپس در نشریهاش به واسطهی همان عداوت ریشهدار، یکی از شاعران نامدار، محبوب و مردمیِ استان را مورد هجوم قرار داد.
یکی دیگر از اقدامات "شفیعی" درج مطلبی از فردی به نام "بدیعه دشتی" در نشریهی "دریای جنوب" بود که نگارندهی این متن سخیف، سردار کبیر مبارزات میهنی جنوب "شهید میرزا محمد خان غضنفر السلطنهی برازجانی" ـ یکی از رهبران قیام بر علیه متجاوزان انگلیسی ـ را آماج تهمت و توهین قرار داد که در صورت لزوم، نسخهای از متن یاد شده را برای شما ارسال خواهم کرد.
در ادامهیِ روندِ تلاش برای تخریبِ این مبارز شهید، "شفیعی" اخیراً در فصل نامهی فرهنگ بوشهرـ که با هزینهی بیت المال و از سوی اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر به مدیر مسئولی وی منتشر میشود ـ متنی را به چاپ رسانده با عنوان "جنگجوی شعر دوست" که نگارندهی متن به ویژگیِ مداح پروریِ سلطان محمود غزنوی ـ یکی از مستبدترین و بدنامترین سلاطین در طول تاریخ گذشتهی ایران ـ پرداخته است، اما نکته این جاست که بیهیچ دلیل و توجیهی، در این متن از تصویرِ شهید "غضنفرالسلطنه" استفاده شده، آن هم به شکلی که چهرهی این مبارز بزرگ محو شده است و قطعاً هر انسانِ بیغرض و مرضی با هر حدّی از ضریبِ هوشی به چراییِ این کُنشِ معنیدار پی خواهد بُرد. در متن حاضر، تصویر اصلیِ شهید "غضنفرالسلطنه" و تصویرِ درج شده در نشریهی ارشادِ "شفیعی" را میبینید.
احساس میکنم یکی از دلایلی که "شفیعی" را به محوِ چهرهی پُر صلابت این سردارِ بزرگ با استفاده از امکاناتِ "فتوشاپ"ـ پدیدهای ساختِ اولادِ استکبار ـ واداشته، این واقعیت بوده که وی با هر بار تورقِ مجلهاش، تابِ نگریستن به چشمانِ نافذِ سردار بزرگ را نداشته، آخر وقتی افسران انگلیسی در برابر اعجازِ این نگاه به زانو در میآمدهاند، هراسِ افرادی چون "شفیعی" را باید درک کرد.
آقای افراشته
این شمهای بود از عملکرد فردی که به ناحق و بیهیچ صلاحیتی، مدتیست مدیریت ارشاد را اشغال کرده و فضای قبرستانی را بر محافل فرهنگی و هنری حاکم کرده است. فردی که از هر فرصتی برای ابراز وجود و قرائت بیلان کاریاش استفاده میکند. بیلان کارییی که در شکل اغراق شدهی فعلیاش نیز، حضور یک مدیر منفعل را اثبات میکند.
آقای افراشته
اگر صرفاً برگزاری همایشهای تکراری و بینتیجهیِ ادارات و نهادها در مجتمع فرهنگی ـ هنری شما را فریب نمیدهد، حتماً یک روز به این مجتمع بروید تا از نزدیک شاهد باشید این فرد در طول اشغال این سِمَت، چه بر سرِ مأمن هنرمندان آورده است. مأمنی که روزی محل برگزاری جشنوارههای تئاتر، نمایشگاههای هنرهای تجسمی، شب شعر و کنسرت موسیقی بود و شور و نشاط هنرمندان در جای جایِ آن، "بودن" و "شدن" را تعریف میکرد، اکنون به دَفنستانی بدل شده که هر هنرمند، دقایقی بر سرِ آرامگاهِ هنرِ تخصصیِ خود مینشیند و فاتحهای قرائت میکند و بعد... به سمتِ یأس و اندوه پرتاب میشود.
میخواهید فهرستی از اسامی هنرمندان برجسته، افتخار آفرین و تأثیرگذار را به شما ارائه دهم که در اوج یأس و افسردگی به انزوایی ناخواسته یا خود خواسته تن در دادند و به نوستالژی و خاطرات پناه بردند، چون حاضر به پذیرش فردی به عنوان متولی "هنر" و "فرهنگ" نبودند که کارکرد و نقشِ هنرمند را در حدّ همان مداحانِ دربارِ "سلطان محمود غزنوی" میداند.
آقای افراشته
چگونه فردی با این رفتارِ بیمنطق و کُنشهای تخریبی و ادبیات سرشار از توهین و افترا که حذفِ هنرمندانِ مستقل را در شرح وظایف خود گنجانده است، ناگاه در تشییع پیکر یکی از نابترین هنرمندانِ این دیار میبینیم که چوبهیِ تابوت بر شانه مینهد و سپس خطابه میخوانَد! فردی که به عنوان متولیِ هنر، هیچ گاه هنر و حضور و حیاتِ "حمید" و "حمیدها" را ندیده و هرگز رنجِ "حمید" و روندِ مبارزهی او و دیگر همرهاناش را با لشکری از مصائب و مشکلات درک نکرده، اما امروز با سیماچهای که بر آن اجزایِ چهرهای اندوهگین طراحی شده، به جمع هنرمندان سوگوار میآید و آنان را به ساختِ "خانهیِ آخرت" نوید میدهد!
آقای افراشته
آیا در خلوتتان، وجدانِ شما به تلطیفِ روحیاتِ سیاسیتان نمیپردازد که چرا به واسطهی مصلحت اندیشی و ملاحظاتِ سیاسی، عملکرد فردی چنین را تاب آورده یا نادیده میگیرید؟ فردی که فکر کردن به اعمالاش، سنکوبهایِ بامدادی را برای هنرمندان در پی دارد.
اکنون شما را به پاسخ گوییِ صریح و شفافِ این پرسشها فرا میخوانَم. برای شما به عنوانِ یک انسان احترام قائلم، اما میبخشید که با ادبیاتِ متملقانهیِ اداری چون: "به عرض میرساند"، "اوامر مقتضی"، "الطاف حضرت عالی" با شما سخن نمیگویم، آخر به این ادبیات هرگز توجهی نداشتهام. ضمناً پاسخ گویی بایستهیِ شما به پرسشهای من و ما را "لطف" تلقی نمیکنم، اما قطعاً واکنشِ وجدانِ شما در برابر شرایطِ اسفبارِ حاکم بر هنر و فرهنگ این دیار محسوب خواهد شد. با توجه به موارد مطرح شده:
1ـ دیدگاه خود را نسبت به نحوهی رفتار و عملکرد "شفیعی" در دو حوزهی "مطبوعات" و "مدیریت ارشاد" تشریح کنید.
2ـ کنشهای تخریبیِ فرد یاد شده در ارتباط با فرهیختگان استان و مبارزی چون شهید "غضنفر السلطنه" را چگونه میبینید و چه اقدامی در این راستا در نظر دارید؟
3ـ اگر شخصی در نشریهای مطالب توهینآمیزی دربارهی "رئیسعلی دلواری" ـ که به هر شکل به عنوان نماد مبارزات ضد استعماری جنوب معرفی شده ـ منتشر نماید، آنگاه واکنش شما چه خواهد بود و آیا از نظر شما مبارزانی که در جنگ ضد استعماری جنوب به شهادت رسیدهاند میتوان به "خودی" و "غیر خودی" تقسیم کرد؟
4ـ چه عواملی تداوم مدیریت وی را تاکنون تضمین کرده و شما را به سکوت واداشته است؟
5- آیا برداشت 20 میلیون تومان از 100 میلیون تومانِ اهدایی به هنرمندان "تخلف" محسوب نمیشود، شما در برابر این تخلف چه کردهاید؟
آقای افراشته
امیدوارم در هفتهی جاری، مواضع خود را اعلام کنید و پاسخهای شفافتان را پیرامون موارد و پرسشهای مطرح شده از طریق روابط عمومی به دفتر نشریه ارسال کنید، در غیر این صورت سکوت شما را به نشانهی "رضایت" یا "مصلحت" تلقی خواهم کرد، آن گاه بینیاز از واکنشِ شما، نامهای خطاب به مردمِ بزرگِ زادبومام خواهم نگاشت و این انسانهای بیبدیل را به داوری خواهم خواند.
شاخه جوانان جبهه مشارکت بوشهر برگزار کرد:
بزرگداشت احمد شاملو
مراسم بزرگداشت شاعر کبیر ملی ایران «احمد شاملو» روز پنج شنبه 18 مرداد ماه به پیشنهاد کمیته فرهنگی و فوق برنامه و به همت اعضای شاخه جوانان جبهه مشارکت بوشهر با حضور تنی چند از شاعران بوشهری در دفتر جبهه مشارکت برگزار گردید.
در ابتدای مراسم، مجید اجرایی ـ شاعر و منتقدـ در خصوص شخصیت شاملو و عقاید و نظرات وی به ایراد سخنرانی پرداخت .
سپس اسکندر احمدنیا از شاعران برجستهی بوشهر به شعرخوانی پرداخت و سخنانی پیرامون شاملو بیان نمود.
در ادامهی مراسم امید غضنفرـ شاعر و روزنامهنگارـ با یادآوری فرازی از زندگی احمد شاملو به شرح زندگی و آثار بهجا مانده از وی پرداخت.
وی گفت: از بر جستهترین آثار ترجمه شده توسط شاملو میتوان به دن آرام اشاره نمود. وی افزود: شاملو در خصوص ادبیات کودک و تصحیح متون کهن پارسی نیز بسیار فعال بود. وی در پایان دو شعر از شاملو و شعری از خود را قرائت کرد.
سپس علیاصغر میگلی از دیگر شاعران بوشهری ضمن قدردانی از شاخه جوانان جبهه مشارکت بوشهر برای برگزاری این مراسم، به شعر خوانی پرداخت.
در ادامه سیامک برازجانی ـ روزنامه نگار و شاعر بوشهری ـ نیز چند قطعه از شعرهای خود را قرائت کرد.
در پایان مراسم، علیرضا حشمتی مسئول شاخه جوانان بوشهر با اهدای شاخه گل از حضور کلیه شاعران و ادیبان در مراسم قدردانی نمود.
سپس، امید غضنفر قطعه شعری به اعضای شاخهی جوانان تقدیم کرد.
مواجههی یک اصلاحطلب با یک اصولگرا آیا اصولگرای اصلاح طلب همان اصلاحطلب اصولگراست؟
1- نیروهای چپ با توجه به مقتضیات زمان و مکان و سیالیت عالم سیاست و به دلیل تجدید در افکار که لازمهی سالهای آغازین انقلاب است به "اصلاحطلب" معروف شدهاند و این ویژگی مثبت و بارز گروههای چپ نسبت به رقیب خود است که افتخار خود را پس از گذشت 30 سال برگشت به شعارهای احساسی و زمان گذر انقلاب میداند. بنابراین توجه داشته باشید که پس از مجلس چهارم و خروج از حاکمیت در آن سالها پس از نقد از درون و آگاهی از نقاط ضعف و رفع آن به پیروزی قاطعانه در دوم خرداد 76 دست یافتند.
2ـ تا به کی اصولگرایان (نو محافظهکاران) میخواهند خود را سخنگوی دین، انقلاب و مردم بدانند و بنامند؟ آیا فضای باز سیاسی ایجاد شده در دوران اصلاحات و طرح نظریات مختلف به معنای تخریب موارد مذکور است؟ پس از نظر جنابعالی معنای آزادی بیان یعنی چه؟ یعنی اینکه دیگران هر نظری دارند حق دارند داشته باشند اما در رسانهها مطرح ننمایند، چون تخریب این و آن است؟ قابل توجه است که بزرگترین اهانت به دین توسط آموزش و پرورشِ دولت نهم در طرح سؤالات معلمان بوده است پس چرا وزیر عزل نشد و حوزهها کفنپوش نشدند؟
4ـ ما هم با شما اتفاق نظر داریم که در دوران اصلاحات اجحاف زیادی در حق مردم شد و برخی از حاکمان اصلاحات هیچ واکنشی نشان ندادند. در انتخابات مجلس ششم بیش از یک میلیون از آرای مردم باطل و بیاثر شد. به حریم دانشگاه و دانشجو تجاوز شد. مطالباتی همچون جامعه مدنی، توسعه سیاسی، گسترش نهادهای مدنی، حمایت از احزاب و گروههای اپوزیسیون داخل کشور که خواست عمومی جامعه بود آنچنان که مردم متوقع بودند برآورده نشد. بیشترین اهانتها و افتراها به اصحاب مطبوعات، روشنفکران، دانشجویان و ... صورت گرفت اما دولت اصلاحات مقاومت آنچنانی در دفاع از حامیان واقعی خود انجام نداد.
3ـ دوم خرداد 76 به این علت "حماسه" نامیده شد که تمام سازمانها و تشکیلات دولتی از یک کاندیدا حمایت میکردند و خاتمی تنها و بدون کوچکترین حامی دولتی پا به عرصهی سخت انتخابات گذاشته بود که علیرغم همه توان و قدرت رقیب با یک رأی حداکثری و بدون شک و شبهه در همان مرحله اول به پیروزی رسید، اما اگر نگاهی به رأی دورهی اول ریاست جمهوری نهم بیندازید آنگاه متوجه میشوید که چرا بین ماه من تا ماه گردون، تفاوت از زمین تا آسمان است. به عقیده بیشتر کارشناسان مستقل سیاسی در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم هر کس دیگری در مقابل آقای هاشمی قرار میگرفت نتیجه همین میشد. پس بیشتر آرای منتخب نهم در دوره دوم رأی سیاسی بود تا ایجابی.
5ـ آقای تندپور، در همین مقالهتان نیز از توهین و اتهام به اصلاحطلبان دست برنداشتهاید، زیرا ادبیات شما ریشه در خشونت و افترا به دیگران دارد؛ در قسمت الف اصلاحطلبان را به باد تشبیه نمودهاید. در قسمت ب: «این همه دورویی به خاطر چیست» این توهین نیست؟ در بند «هـ» مجدداً بر مواضع گذشته اصرار ورزیدهاید و فیلم اسکن شده را به گونهای وانمود میکنید که مطمئناً چنین فیلمی صحت دارد. اگر حافظهتان یاری نماید فیلم "کارناوال شادی" که پس از عصر عاشورا علیه خاتمی منتشر گردید را نیز مورد بازبینی قرار دهید و از بزرگان خود در تهران بپرسید که کارگردان آن فیلم چه کسی بود و دوربین فیلمبرداری از چه نهادی تهیه شده بود؟
6ـ باز هم برای طرفداری از دولت نهم از کیسهی دولتهای قبل خرج نمودهاید و چشم بسته فعالیتهای دولت نهم را دربست میپذیرید، اما عزیز گرامی، شهامت این نیست که سوخت را سهمیهبندی نماییم اما فقط 50 درصد این قانون را اجرا نماییم. در همین قانون سهمیهبندی چه کسی زحمت کشید. به قانون بودجه مراجعه نمایید که چرا دولت از ترس چه چیزی سهمیه آزاد را اعلام نمینماید. آیا میدانید در برخی مناطق بنزین آزاد به قیمت 800 تومان نیز به فروش میرسد و در جاهایی بنزین را با آب قاطی نموده و میفروشند.
فروش گاز به هند و پاکستان با تخفیف 32% چه توجیه اقتصادی و انقلابی دارد که در هفته گذشته توسطآقای احمدینژاد چنان مطرح گردید. آیا این هم شهامت است و حرکتی غیر سیاسی.
گفتهاید دولت خاتمی توان مهار قیمت میوه شب عید را نداشت. آری؛ اگر خاتمی نیز میوه را از کشورهای آمریکای جنوبی وارد میکرد حتی به قیمت متضرر شدن باغداران و کشاورزان خودمان میتوانست آن را مهار نماید.
7 ـ از اکبر گنجی و علی افشاری نام بردهاید که به ریش اصلاحطلبان میخندند، اما غافل از اینکه اکبر گنجی و محسن سازگارا در دو دههی اول و دوم انقلاب کجا بودهاند و امروزه چه عواملی باعث شده سر از آمریکا درآورند. اگر شعار خاتمی تبدیل معاند به مخالف و مخالف به موافق بود، رفتار دولت فعلی به گونهای شد که موافق به مخالف و مخالف به معاند تبدیل شده است و اینجاست که باید مواظب گریه به ریش، به جای خنده به ریش بود.
8ـ در بند 8 باز هم از تخریب و مغالطه و سفسطه حرف زدهاید اما جناب مهندس شما مطالب تخریب کنندهی خود را نقد و نقد دیگران را مغالطه و سفطسطه میپندارید. سیاست تنشزدایی خاتمی که همهی بزرگان حتی عقلای جناح راست قبولش داشتند به مسخره میگیرید، تورم، گرانی، بیکاری، عدم سرمایهگذاری خارجی و رکود اقتصادی در کشور را نادیده گرفته و از شکوفایی اقتصادی دم میزنید. آیا این سفسطه وفریب مخاطب نیست؟ در دوره اول دولت خاتمی نفت بشکهای 13 دلار فروش میرفت اما اکنون بالای 70 دلار، آیا وضعیت معیشت و اقتصاد مردم و جامعه بهتر شده یا سیر قهقرایی داشتهایم؟ این را که همه مردم میدانند پس حداقل در بدیهیات مغالطه نفرمایید.
9ـ خود را اصولگرای اصلاحطلب یا اصلاحطلب اصولگرا میپندارید، اما آقای تندپور تعاریفی که از نظر سیاسی اصولگرایان از خود دارند تحت هیچ شرایطی با کسی که تفکر اصلاحطلبی دارد همخوانی ندارد، بنابراین همه در لفظ و هم در معنا تفاوت و تعارض دارند. اصولگرایان تازه به این نتیجه رسیدهاند که باید به سال 60 مراجعه نمایند، اما اصلاحطلبان معتقدند که در سال 86 نیز کلی از قافلهی روز دنیا عقباند. بنابراین، این دو هرگز با هم قابل جمع نیستند و حضرتعالی نیز با توجه به ادبیات به کار رفته در مقالههاتان از نو محافظهکاران اصولگرا هستید اما نمیدانم چرا واهمه دارید خود را با این تابلو اعلام نمایید؟!
مطالب دیگری را نیز در جواب آقای تندپور دارم که ترجیح میدهم حضوری با ایشان در میان بگذارم زیرا اگر در نشریهی نصیر بیان نمایم سرنوشت "سفیر دشتستان و "سلام جنوب" برای این نشریهی مردمی نیز رقم خواهد خورد. به امید صداقت و انصاف بیشتر.
میزان مشارکت و دخالت مردم در حکومت اسلامی و مقایسهی آن با حکومتهای دیگر رژیمهای سیاسی
قسمت دهم
اسلام اهمیت فراوانی برای مشارکت مردم و نقش فعالانهی مردم در حکومت قائل است. اگر مقایسهای از این جهت بین نظریات اسلام و دموکراسی بشود متوجه
خواهیم شد که اهمیتی که اسلام به نقش مردم در حکومت داده بیش از دموکراسی است. چنان که میدانیم ـ و در تعریف دموکراسی نیز گفتیم ـ اساس فکر و مبنای دموکراسی بر پایه حکومت مردم بر مردم پیریزی شده است. بنابراین از لحاظ عقلی و منطقی باید بیش از سایر حکومتها نسبت به نقش مردم در امور سیاسی تأکید و توجه داشته باشد، در صورتی که میبینیم بالعکس میباشد زیرا که این اصل عمده در دموکراسی چندان رعایت نمیشود. در بهترین نمونههای دموکراسی که به برگزاری انتخابات ظاهری میپردازند، اگر چه مردم در رأیگیری شرکت جسته و به ظاهر نقشی در انتخابات نمایندگان خویش دارند ولی این نقش به دلایل مختلف نقش فعالانه و سرنوشت ساز نیست. اول این که سیستم انتخاباتی در این حکومتها آزادانه نیست، گرچه در تئوری دموکراسی به آزاد بودن انسان و آزاد بودن انتخابات توجه زیادی شده و در واقع این اصل از اصول زیر بنایی این نظام است، معهذا در عمل این اصول زیر پا گذاشته میشود چنان که با توسل به دسایس مختلف، آرای نادرست و مجهول به نام مردم در صندوق آرا میریزند و یا مردم را از راههای گوناگون محدود نموده و تحت تأثیر تبلیغات نادرست و غیر واقعی قرار میدهند و بدین وسیله مانع ارائهی رأی واقعی آنان میشوند و سرانجام نام نامزدهای مورد نظر خویش را به عنوان نماینده انتخابی مردم از صندوقها بیرون میآورند. از جمله این راهها میتوان از محدود کردن تعداد نامزدها به افرادی معین و یا گذاشتن وسایل تبلیغاتی در اختیار افرادی مشخص و ایجاد هیاهو و جنجال و سرو صداهای غیر واقعی به نفع برخی و به ضرر بعضی دیگر از نامزدها و حیلههای انتخاباتی دیگر یاد کرد که سراسر تاریخ کشورهای جهان شاهد این شیوههای نادرست است. پس در این حکومتها نقش عمده و تعیین کننده در انتخابات بر عهدهی قدرتمندان و دستاندرکاران تبلیغات است، نه مردم.
این جوان را به یاد بسپارید
سرآغاز: بخش ورزش هفتهنامه نصیر بوشهر یک جوان آیندهدار برای این شماره معرفی میکند. این نام را به یاد بسپارید: سید حجت هاشمی. این مدافع شوت زن، پرتحرک و با اخلاق، فوتبال خود را مدیون تیم دریانوردان (قدس) بوشهر میداند، آن جا که الفبای فوتبال را آموخت. پدر این ورزشکار از بزرگان فوتبال بوشهر و باشگاه ایرانجوان بوشهر بود و حالا فرزندش میخواهد راه پدر را در میدان ورزش را ادامه دهد. جوانی که اگر به حاشیه نرود روزی به پیراهن مقدس تیم ملی هم خواهد رسید. فصل قبل در لیگ دسته یک کشور با پیراهن شاهین هر وقت مربیان او را به میدان میفرستادند، جواب اعتماد مربیان خود را با بازی خوبش میداد. او مزد تلاش خود را نیز با دعوت شدنش به تیم ملی امید ایران گرفت ولی به خاطر مشکلات گذرنامه از پیوستن به جمع ملی پوشان امید باز ماند. اما برای سید حجت که هنوز در آغاز دورهی جوانی است دیر نشده و با تلاش و پشتکار دو چندان میتواند دوباره به تیم ملی برسد. صحبتهای شیرین و بیریای این جوان خواندن دارد.
نشان: سید حجت هاشمی سن : 18 سال نام باشگاه : شاهین پارس
تا آن جا که اطلاع داریم پدر و عمویتان از بزرگان باشگاه ایرانجوان بوشهر بودند، پس چرا در این تیم فوتبالتان را ادامه ندادید؟
ـ پدرم یکی از فوتبالیستهای قدیمی تیم ایرانجوان بود و نباید از این موضوع هم غافل شد که من حدوداً 3 الی 4 سال عضو باشگاه ایرانجوان بودم ولی به علت مسائل شخصی و بعضی دلایل دیگر وارد باشگاه شاهین شدم و از آمدن به این تیم پشیمان نیستم.
فصل قبل هر موقع مربیان تیم به شما میدان دادند جواب اعتمادشان را با بازیهای خوبتان دادید تا اینکه به تیم ملی امید دعوت شدید. نظر خودتان را در این زمینه بفرمایید؟
ـ وقتی به شاهین آمدم انگیزهام دو چندان شد. فکر میکنم در زندگیم تحولی ایجاد شد. دعوت شدنم به تیم ملی امید با شناخت مربیان تیم ملی صورت گرفت چون عضو تیم بزرگسالان شاهین بودم و تجربهی حضور در لیگ آزادگان را نیز داشتم مرا دعوت کردند که خود یکی از تجربههای بزرگ زندگیام به شمار میآید، به خاطر این که با سطح بالاتری از فوتبال آشنا شدم و این تجربه باعث شد با دید بازتری به دنیای فوتبال نگاه کنم.
بعد از این که به تیم ملی امید ایران دعوت شدید آیا جهت حضور در تیمهای خارج از استان پیشنهادی هم داشتید؟
ـ بله، تیمهای پایهای پاس و سایپا تهران و استقلال اهواز خواهان من بودند که با مشورت و صلاحدید بزرگان تصمیم گرفتم که در شاهین بمانم و دینم را به استانم ادا کنم.
آقای نعیم سعداوی به جنابعالی اعتقاد خاصی دارد. فکر میکنید بتوانید جواب این اعتقاد وی را بدهید؟
ـ جناب آقای سعداوی نه به من بلکه به تمامی جوانان این شهر که دارای استعداد هستند اعتقاد خاصی دارند. از این مربی محترم سپاسگزارم و امیدوارم که بتوانم با بازی خوبم جواب اعتمادشان را بدهم که البته لازمهاش پشتکار و همت است.
فکر میکنید در فصل جدید که مشکلات مالی به چشم نمیآید شاهین پارس توان صعود به لیگ برتر را خواهد داشت؟
ـ همان طور که شما و تمامی فوتبال دوستان میدانند فوتبال یک بازی غیر قابل پیش بینی است ولی من معتقدم که با این نفرات و کادر فنی قویش دست یافتن به قهرمانی و رفتن به لیگ برتر امکان پذیر است. در کنارش حمایت همشهریان و دعای خیر مردم که همواره به دنبال موفقیت تیم شاهین پارس هستند.
سخن ناگفته؟
ـ جا دارد از تمامی کسانی که به عنوان مربی در خدمتشان بودم تشکر ویژهای کنم و امیدوارم که همیشه سالم و تندرست باشند. از پدر و مادرم نیز سپاسگزارم که با همفکری و راهنماییهایشان باعث شدند به سمت ورزش بیایم و در پایان از هفتهنامه وزین نصیر بوشهر تقدیر و تشکر میگردد که به جمع ما جوانان میآیند تا بتوانیم با مردم نجیب استانمان بوشهر درد دل نماییم. از خدای بزرگ خواهان سلامتی و تندرستی برای تمامی کسانی هستم که وقتشان را صرف ورزش و جوانان ورزشکار میکنند.
مدیر عامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی خبر داد: رکورد بیسابقه 11 میلیون
و 500 هزار نفرساعت کار بدون حادثه
شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی در رکوردی بیسابقه به 11 میلیون و 500 هزار نفر ساعت کار کرد بدون حادثه ناتوان کننده دست یافت.
به گزارش خبرنگار شانا، مدیر عامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی با اعلام این خبر، افزود: دلیل دستیابی به این رکورد، استقرار و اجرای دقیق نظام «اچ. اس. یی. ام. اس» در این مجتمع است.
مهندس همایون شکوه صارمی تصریح کرد: سخت افزارها و نرمافزارهای به کار برده شده در نظام «اچ. اس. یی. ام. اس» در مجتمع گاز پارس جنوبی با فناوریهای روز آمد دنیا همخوانی دارد و این نظام با دقت بسیار بالا در این مجتمع اجرا میشود.
وی تعداد کارکنان رسمی شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی را 1800 نفر بر شمرد و افزود: افزون بر سه هزار نفر نیروی پیمانکار نیز برای انجام تعمیرات و خدمات در مجتمع فعالیت میکنند.
شکوه صارمی تأکید کرد: برای جلوگیری از هر گونه حادثهای در مجتمع، نظام«اچ. اس.یی. ام. اس» در سطح نیروهای رسمی و پیمانکاری اجرا میشود.
وی گفت: با استفاده از نرمافزارهای پیگیری و آنالیز حوادث (آی. اف. یو) در سکوهای دریایی و پالایشگاههای مجتمع فعالیتها به دقت پایش میشوند تمام پالایشگاهها و سکوها گزارش روزانه میدهند.
مدیر عامل شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی تصریح کرد: تمام کارکنان در زمان جذب، نخست مؤظف به گذراندن دوره آموزش بهداشت، ایمنی و محیط زیست ایمنی و محیط زیست (اچ. اس. بی) به مدت 120 ساعت هستند و هنگام انجام کار نیز به تناسب شغل خود، آموزشهای ویژه و لازم به آنها داده میشود.
شکوه صارمی یادآور شد: شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی پیش از این نیز هشت میلیون نفر ساعت کار بدون حادثه را تجربه کرده بود.
شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی هم اکنون وظیفه بهرهبرداری و تولید، تعمیر و نگهداری از سکوهای دریایی و فازهای پالایشگاهی یک تا پنج پارس جنوبی را به عهده دارد و با راهاندازی فازهای 6 تا 10 و 15 تا 18 طرح توسعه پارس جنوبی، بهرهبرداری از آنها نیز به شرکت مجتمع گاز پارس جنوبی واگذار میشود.
در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس 28 فاز پالایشگاه گازی، 25 طرح پتروشیمی سه واحد ال. ان جی استقرار خواهد یافت و تاکنون پنج فاز پالایشگاهی و چهار طرح پتروشیمی در این منطقه به بهره برداری رسیدهاند.
مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان بوشهر :
با روند تکنولوژی فعلی نمیتوان شبکهی فاضلاب را اجرا کرد
مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان بوشهر گفت: در حال حاضر با توجه به روند تکنولوژی فعلی نمیتوان شبکه فاضلاب را در حوزهی شمالی به جز بافت قدیم شهر بوشهر اجرا کرد.
مهندس دهقانی در گفتوگو با نصیر بوشهر اظهار داشت: در سال گذشته اعتبار بسیار خوبی در بحث نوسازی شبکهها لحاظ شد و میتوان به جرأت گفت: سال گذشته بالاترین آمار نوسازی را در تاریخ شرکت آب و فاضلاب بوشهر داشتیم.
وی ابزار امیدواری کرد: تا پایان سال جاری مناطقی از حوزهی شمالی را که به نوعی از سالهای پیش شروع شده بود به بهرهبرداری برسد. مهندس دهقانی در ادامه تکمیل طرح مدول دوم تصفیه خانهی فاضلاب بوشهر و همچنین تأمین اعتبار جهت عملیات باقی مانده فاضلاب در سطح شهر بوشهر را از مصوبات سفر ریاست جمهوری دانست و افزود: موافقتنامه قبلی فاضلاب بوشهر و احجامی که در موافقت نامه اولیه بوده به اتمام رسیده است ولی هنوز یک سری مناطق سطح شهر به خصوص در حوزهی جنوبی که حریم نیروگاه اتمی است خارج شده و میبایست شبکهی فاضلاب اجرا شود.
وی در خصوص تأمین فشار در شبکهی شهر بوشهر گفت: از آنجا که بالغ بر دو سال بود برای تـأمین فشار در شبکهی شهر بوشهر قبل از رسیدن آب کوثر با توجه به اینکه تمام لولهها خریداری و حتی برنامهریزی صورت گرفته بود که خط دوم آب از مخزن به شبکه شهر اجرا شود اما متأسفانه با تأخیر در اجرای خط دوم آب در پایگاه هوایی به دلیل عدم صدور مجوز نمیتوانستیم کاری انجام دهیم که خوشبختانه با پیگیریهای مستمری که در این زمینه صورت پذیرفت حدود یک ماه است که مجوز صادر شده و این طرح طی هفتههای آتی به بهرهبرداری خواهد رسید.
وی تصریح کرد: برای خرید و اجرای این خط بالغ بر یک میلیارد تومان هزینه شده است و تأثیر بسیار زیادی در تأمین فشار مناسب در شبکه آب شهر بوشهر دارد که امیدواریم این کمبود فشار را براساس نوبت بندیهایی که در نقاط خاصی از بوشهر انجام دادهایم رفع شود.
مهندس دهقانی در ادامه به فرسودگی و شکستگی لولههای آب اشاره نمود و اظهار داشت: اگر حجم مخازن افزایش یابد و یک ضریب اطمینان بیشتری برای تأمین آب داشته باشیم این شکستگیها تأثیری در روند آبرسانی به شهرها ندارد، کما این که چند روز پیش که خط کازرون شکسته شده بود مردم بوشهر متوجه قطعی آب در استان نشدند، به دلیل اینکه بوشهر از خط کوثر تأمین آب میشود.
مدیر عامل شرکت آب و فاضلاب استان بوشهر در پایان خاطر نشان کرد: طی 15 روز آینده خط انتقال آب در پایگاه هوایی به بهرهبرداری خواهد رسید که بسیاری از مشکلات و کمبودها را شبکه شهر بوشهر رفع خواهد کرد.
شعلههای کینه، خانهای را در آتش سوزاند
پلیس شهرستان دشتستان در راستای آتش سوزی منزل شخصی به نام بهرام سه نفر را شناسایی و دستگیر کرد. مأمورین شهرستان در پی کسب خبری مبنی بر یک مورد آتش سوزی منزلی در یکی از خیابانهای این شهر بلافاصله به محل عزیمت و در آن جا مشخص گردید مقداری از وسایل منزل به ارزش 50 میلیون ریال در آتش سوخته است. ادامه این گزارش حاکیست صاحب منزل به فردی به نام فرزاد مظنون بوده که با تلاش پلیس در این خصوص 3 نفر به نام فرزاد، ابوالفضل و احسان دستگیر شدند. گفتنی است متهمین به جرم خود اعتراف نموده و علت کار خود را اختلاف قبلی عنوان نمودند.
از بیش از 200 آرایشگاه زنانه در بوشهر توسط پلیس بازدید شد
پلیس امنیت عمومی بوشهر در راستای اجرای طرح آرایشگاههای زنانه، از 281 آرایشگاه توسط پلیس زن بازدید شد. سرهنگ قلندر لشکری رییس پلیس امنیت عمومی بوشهر در گفتو گو با خبرنگار پلیس اظهار داشت: پلیس عمومی این استان در راستای برقراری نظم و امنیت به ویژه امنیت اخلاقی و جلوگیری از فعالیت غیر قانونی آرایشگاههای زنانه غیر مجاز که میتواند محلی برای افراد متخلف، سودجو و فرصت طلب باشد با هماهنگی اتحادیه صنف آرایشگران زنانه طرح شناسایی و ساماندهی آرایشگاههای فاقد مجوز در دستور کار قرار گرفت. وی در ادامه افزود: با حضور و همکاری پلیس زن از 281 واحد صنفی آرایشگاههای زنانه به صورت محسوس مورد بازدید قرار گرفت که از این تعداد 34 واحد فاقد پروانه کسب بودند و تعداد 3 واحد صنفی نیز به دلیل عدم رعایت قوانین و مقررات پلمب شد. رییس پلیس امنیت عمومی استان بوشهر در پایان از اخذ تعهدکتبی از 45 متصدی آرایشگاه زنانه خبر داد.
چهارمین دفتر پلیس 10+ در بوشهر افتتاح شد
با حضور معاون هماهنگی کننده پلیس بوشهر، اعضای شورای شهر، مسئولین انتظامی، چهارمین دفتر پلیس 10+ "دولت الکترونیک" در بوشهر افتتاح شد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سرهنگ محمد ابراهیم نوروزیان معاون هماهنگ کننده پلیس بوشهر در حاشیه آیین گشایش این دفتر به خبرنگار پایگاه اطلاع رسانی پلیس گفت: در راستای اجرایی کردن فرمان مقام معظم رهبری و اصل 44 قانون اساسی و به منظور واگذاری امورات دولتی به مردم اولین دفتر خدمات پلیس10+ در شهر بوشهر که چهارمین دفتر در سطح استان میباشد افتتاح خواهد شد. وی اظهار داشت: برای دسترسی سریعتر و راحتتر مردم به خدمات انتظامی و در راستای تحقق دولت الکترونیک این دفاتر خدماتی همچون صدور و تعویض گواهینامه، صدور و تعویض گذرنامه و ارائه عدم خلافی خودروها را انجام میدهند. سرهنگ نوروزیان انجام سریعتر و راحتتر امورات، دسترسی بیشتر مردم به خدمات و اشتغالزایی را از مزایای راه اندازی این دفاتر عنوان کرد و ابراز امیدواری کرد تا پایان سال در شهرستان گناوه و کنگان نیز دفاتر دولت الکترونیک راه اندازی میشود. به گفته این مقام مسئول هم اکنون در شهرستانهای دشتستان و تنگستان هر کدام هر کدام یک دفتر و در شهر بوشهر دو دفتر فعال است
اجرای 150023 طرح بنگاههای زود بازده در استان بوشهر
رییس اداره روابط عمومی و تبلیغات کمیته امداد امام خمینی (ره) استان بوشهر گفت: در جهت ساماندهی بخش اشتغال و خود کفایی خانوادههای تحت پوشش و توجه جدی به زیر ساختها و وضعیت معیشتی این خانوادهها، از مجموع 1720 فرصت شغلی اختصاص یافته بنگاههای زودبازده به این کمیته تا پایان تیر ماه سال جاری 1523 طرح در استان بوشهر اجرا شده است.
عزیزا… علوی زاده، میزان اعتبارات اختصاص یافته را 000/000/000/120 ریال ذکر کرد و افزود: بیشترین طرحهای اجرا شده در بخشهای کشاورزی و کسب بوده است.
عجب اتحادی داریم...
... پسین ساعت 6 بود و میبایست مثل هر روز برای خرید روزنامه از خانه بیرون میآمدم و طبق معمول باید منتطر تاکسی میشدم که بسان روزهای گذشته در حدود بیست دقیقه معطل شدم. به همه چیز فکر میکردم ولی مهمترین موضوعی که ذهنمو به خودش مشغول کرده بود مسئله انرژی هستهای بود، آخه روی دیوار روبهروم نوشته بود «انرژی هستهای حق مسلم...» و همین تیتر روی دیوار وادارم کرد که به این موضوع فکر کنم. تو همین فکرا بودم که یه تاکسی جلوم ترمز کرد: آقا شهر میرین؟... بوق… یعنی بله! تو ماشین که نشستم دیدم بازم دارن در مورد بنزین، انرژی هستهای، گرانی ... حرف میزنند. راننده ماشین که مرد ریش سفیدی بود داشت در مورد بنزین حرف میزد که: کمبود بنزین داریم و بنزین گرون شده و ... از این جور حرفها... که یکی از مسافرا که جوان خوش صحبتی هم بود شروع به گپ زدن کرد و در نطق خود گفت: آقایون مهمترین تأثیری که تحریمهای شورای امنیت داشته همین سهمیهبندی کردن «بنزین» از طرف دولته، که یکی از مسافرا پرید تو حرفش گفت: نه آقا دولت برای اینکه صرفهجویی بکنه بنزین را سهمیهبندی کرده، که بازم آقای جوان گفت: ببینید آقای محترم، اول اگه دولت تو فکر صرفهجویی بنزین بود میرفت تو مرزها جلوی قاچاق سوخترو میگرفت، دوم اینکه مردم از لحاظ روحی و روانی و موضوع مخارج زندگی آمادهی سهمیهیندی بنزین نبودند، که بازم آقای اولی گفت: شما ببینید تصادفها هم کمتر شده، که بازم آقای جوان گفت: بله میپذیرم که تصادفات کمتر شده اما شما فقط یک طرف قضیهرو میبینید. مسئله اصلی که ما با اون روبهرو هستیم موضوع تحریم هم هست که در سپتامبر ـ یا همون شهریور خودمون ـ تو شورای امنیت به رأی میذارن و مطمئناً بازم مثل دفعه قبل همشون علیه ما رأی میدن. قبلاً امیدی داشت دولت که روسیه و چین رأی منفی بدن که مشخص شد روسیه و چین به ایران کمک نمیکنن. اصلاً شما به روسیه نگاه کنید، به تاریخ روسیه که همهی اون مکر و حیله و دشمنی علیه ایرانه. هنوزم که ادامه داره ببینید روسیه تا حالا 6 بار قرارداد تحویل نیروگاه بوشهر رو تمدید کرده و این خودش سندی برای ادعای منه ... در حال گپ زدن بودیم که حاجی آقایی گفت: شهر ... راننده ترمز کرد تا حاجی آقا سوار شود: ـ سلامون علیکم! به هر صورت تعداد مسافرا تکمیل شد. در ادامه صحبتهایش آقای جوان گفت: هزینهی انرژی هستهای داره زیاد میشه و دولت باید به هزینه این مسئله نگاه کنه و در واقع داره به یک بحران تبدیل میشه ... که حاجی آقای تازه وارد نیز خودش و وارد بحث کرد گفت: ببینید پسرم ما یه بار لبیک گفتیم و تا به حال نیز مثل سدی محکم جلوی تحریمهای دشمنان ایستادگی کردهایم و مطمئن باشید که هیچ کاری نمیتوانند انجام بدهند. شما ببینید مردم ایران همیشه در کنار هم علیه دسیسههای دشمنان اسلام ایستادگی کردهاند... که یکباره مرد جوان (همان که بار اول در مورد انرژی هستهای گپ زد) گفت: آقای حاجی، حرف شما را میپذیریم ولی این تحریمها واقعاً داره به یه بحران بزرگ تبدیل میشه و دولت باید به نوعی به هر قیمتی که شده جلوی این مسئلهرو بگیره حتی به قیمت تعلیق غنیسازی... که آقای حاجی در جواب پسر جوان گفت: پسرم، شما باید اعتماد به نفس داشته باشید.... تعلیق یعنی چه، این همه سال تلاش کردیم که حالا تعلیق کنیم؟ اصلاً تعلیق معنی نداره. به قول رییسجمهور آقای احمدینژاد قطار هستهای ایران ترمز نداره و ... پسرم چرا باید کشورهای آمریکا، اسرائیل، انگلیس، فرانسه و... یه دهتایی کشور دیگر داشته باشند و ما نداشته باشیم؟ آخه به نظر شما این عدالته، که پسر جوان حرف اولشو تکرار کرد: حرف شما را میپذیرم ولی آقای حاجی واقعیت اونی نیست که ما دوست داریم، واقعیت اونییه که وجود داره و دولت باید مطابق با واقعیتهایی که وجود داره تصمیم بگیره. آقای حاجی، الان یه اجماع جهانی علیه ما به وجود اومده، مثلاً یادتون که نرفته تو تحریم قبلی، قطر علیه ما رأی داد، همونی که برادران دینی ما هستند. اینو که نمیشه فراموش کرد. آقای حاجی در جواب پسر جوان گفت: ببینید اگه ما اتحاد داشته باشیم هیچ کشوری نمیتونه جلوی ما را بگیره و اعتماد مردم بزرگترین برگ برندهی ایرانه ... شما ببینید اتحاد مردم فلسطین چه به سر اسرائیل آورد … و از این جور حرفها! من باید پیاده میشدم. آخر رسیده بودیم شهر ... تو فکر مباحثهی مسافران تاکسی بودم و مهمترین جملهای که نمیتونستم فراموش کنم جملهی آقای حاجی بود که چندین بار گفته بود اتحاد، اینطوره، اتحاد، اونطوره، ... تو همین فکرا بودم که دیگه رسیده بودم دکهی روزنامه فروشی... سلام حاجی ... سلام پسرم ... حاجی اعتماد ملی دارین.... بله پسرم بفرما، اینم اعتماد ملی .... راستی اعتماد ملی چه حرف قشنگیه.... اعتماد ملی .... به هر صورت شروع کردم به خوندن روزنامه... صفحهی اول، صفحه دوم، سوم.... تا اینکه رسیدم به بیانات آیتا… خزعلی که در همایش غدیر فرموده بودند: «امیدواریم که عید غدیر جای عید نوروز را بگیرد»! بله، این حرف رو حضرت خزعلی در روزنامه اعتماد ملی مورخه 25/4/1386 شماره 413 فرموده بودند... به یک باره میخکوب شدم و از طرفی جملهی آقای حاجی یادم نرفته بود که چندین بار گفته بود اتحاد مردم اینطوره... اتحاد مردم اونطوره... و از طرفی جملهی آیتا... خزعلی برام سؤال برانگیز بود.... اگه عید غدیر واسه مسلمونا (شیعهها) مورد احترام خاصیست، این دلیل نشد که عید نوروز رو با این پشتوانه که عید غدیر هم عید بزرگییه همش زیر سؤال ببرند. اگه قرار باشد به نام مقدسات دینی، باورها و مقدسات ملی مردم را زیر سؤال ببرن، دیگه اتحاد چه معنی داره؟… تو این فکرا بودم که یک باره حرف عربها یادم اومد که "خلیجفارس" را خلیج ... نامیده بودند. وقتی که در کشور خودمان این چنین به مقدسات مردم بیاحترامی میشه، چه انتظاری از عربها باید داشته باشیم؟ به هر صورت برای من این اتحادی که آقای حاجی میگفت با حرفهایی که بزرگان کشور میزنن خیلی تناقض داشت. مگه فیلم 300 نه به خاطر جریمهدار کردن مردمی ساخته شده بود که میراث دار کورش کبیر بودن... این حرفها هم به همون اندازه و حتی بیشتر تأثیر منفی میذاره... امیدوارم روزی بفهمم این حرفها برای چه هدفی گفته میشه.... شاید روزی بفهمم... راستی عجب اتحادی داریم!
قدر عبدالعزیز افتخاری را بدانیم
(به مناسبت روز خبرنگار)
از اوائل دههی 50 بود که علاقهمندی من به ورزش فوتبال باعث شد تا به خرید و مطالعه مجلات ورزشی روی بیاورم و مجبور بودم برای تهیه پول آن در تابستان و روزهای جمعه فصل مدرسه به کارگری مشغول شوم و تمام عشق من این بود که روز شنبه بیاید و کیهان ورزشی خریداری نمایم. اوایل فقط به جمعآوری عکسها علاقه داشتم اما بعداً کم کم مطالب آن را هم میخواندم به ویژه گزارش خبرنگاران در موقع انجام مسابقات و چقدر خوشحال میشدم اگر روزی مطلبی یا عکسی از ورزش بوشهر در کیها