شنیدنیها
اختلاف و درگیری در ائتلاف گروههای اصلاح طلب استان
شنیده شده است در جلسه اخیر ائتلاف گروههای اصلاحطلب استان که در منزل یکی از اعضای گروههای سیاسی تشکیل شده بود با درگیری و اختلاف شدید به پایان رسیده و هیچگونه نتیجهای در بر نداشته است. شنیدنیها حاکی است بعضی از افراد به عنوان نماینده گروههای سیاسی اصلاحطلب در جلسه شرکت میکنند که هیچگونه نمایندگی از گروههای سیاسی را ندارند. گفته میشود این افراد برای اصلاحطلبان استان تصمیم میگیرند. در حالی که حاضر نیستند کوچکترین هزینهای بابت اصلاحطلبی خود بپردازند. شنیده شده این افراد بیشتر اصلاحطلبان پستی و مقامی میباشند تا اصلاحطلبان واقعی. همچنین شنیدنیها حاکی است چند نفر از دبیران گروههای سیاسی اصلاحطلب به دلیل اعتراض به چنین افرادی جلسه را ترک کردهاند.
کاندیداتوری ریاست فدراسیون فوتبال
شنیده شده است دکتر شجاع خود را برای کاندیداتوری ریاست فدراسیون فوتبال کشور آماده میکند. گفته شده رایزنیها خود را برای اخذ رأی شروع نموده است.
شکایت از نشریه خلیجفارس
شنیده شده است به دلیل درج مطلبی در خصوص پادگانهای نظامی در نشریه خلیجفارس از قول یکی از اعضای شورای شهر بوشهر مدیر مسئول نشریه خلیجفارس به بازپرسی احضار گردید.
10هزار متقاضی مسکن در شهرستان بوشهر
شنیده شده است 10 هزار نفر از اهالی شهرستان بوشهر برای تأمین مسکن تا کنون ثبتنام کردهاند. شنیدنیها حاکی است میزان سهمیه شهرستان بوشهر فقط دو هزار نفر میباشد. گفته میشود از هر نفر متقاضی 12 هزار تومان دریافت نمودهاند.
تعطیلی مدرسه آزادگان در دیر
شنیده شده است در آستانهی بازگشایی مدارس، مدرسه راهنمایی آزادگان در دیر تعطیل شده شنیدنیها حاکی است جمعی از اولیا با نوشتن نامهای نسبت به این اقلام آموزش و پرورش شهرستان اعتراض نمودند. گفته میشود علت تعطیلی این مدرسه از سوی آموزش و پرورش شهرستان کمبود دانشآموز اعلام شده است.
نامه یک شهروند بومی خارگ از جزیره خارگو
ای آتش فروزان تاریخ دریایی ایرانم، آن روز که میرمهنا دل به تو بست و پرتغالیهای سرسخت، آن رقیبان کلاغپرست را به دست امواج سپرده، آواز وجود بیمثالت در جهان پیچید، و جزیره به دست غزالان خوش خط و خال دشت و دمن تو سپرده شد درون تو از شعلههای زرد میسوخت، درختهای لیل و کُنار ابریشم و تپههای سر سبز و قد کشیده فتاده بر دامنههای غرب، شده بودند اهرم استوار و زیباییهای جزیره.
خارگ ای فرزانه فروزان آتش من، آن روز که نه خان و خوانین بندر ریگ بلکه خان زند و قاجار و شیراز و عالی جناب پادشاه و ملکه انگلیسی در فکر به آغوش گرفتن تو بودند، نمیدانم شاید آن مرواریدهای ناب که از ساحل مرجانیات صید دل میکردند غلامان و سیاهان بینوای زنگباری عامل این ارتباط تنگاتنگ بودند تا از توی لاکهای بزرگ صدف نگینهای انگشتری سلاطین را بیرون آورند.
چه شورش و فتنهای در دل عاشقان سینه چاک تو افتاد، که رقیبان زر و زور و آشوب برای بدنام کردنت جزیره فرزانه فروزان نگین خلیجفارس از آتش گرم آغوش ما دور نگه دارند، اما ناگهان در یک برش نه چندان کوتاه زمان، همهی نگاهها متوجه اندام کشیده تو بر دریا افتاد و فاصلهای کم از آبادان که مادر تو بود و تو هم مادر خارگو شدی یکپارچه شعلههای فروزان دکلهای دوستی تو از فرسنگها بر دل و دیده و مردمک آدمیان آن سوی جزیره یعنی بنادر شرقی و به کشتی نشستگان و سفینههای غول دریا پیما جای گرفتی.
آن روز که تو صاحب اسکلهتی و بزرگترین مخازن عظیم سرچشمه خون گذشتگان شدی فوج فوج عاشقان سرگشته پای بر سرزمین پر سخن تو گذاشتند، شدی نگین سرافراز فرزانه من، چه قدر حسودیام شد، زیرا دیگر از من گسسته شدی و از من ناتوان و عاجز بیرون گردیدی، رفتی تا به دست پیمانکاران نابکار قطعه قطعه شوی و تپههای بدیع و سرافراز تو با همه پستی و بلندیاش که برجستگی اندام زیبای تو بود زیر غرش ناخنکهای لودرها کوتاه و کوتاهتر شد و سنگهای باستانی تو دو به دو خارج جزیره و شاید هم به قشر آبهای پیرامونت سرازیر گردید.
از همه بدتر کشیدن فنسهای خاردار موجب شد دست زخمی ما هم برای رسیدن به ساحل غربیات کوتاهتر شود و ما به خوبی نتوانیم به جست و خیز غزالان پایین دستتو دسترسی پیدا کنیم.
و… ناگهان از بدن طلایی سفیدت بوی مشمئز کننده گاز و گوگرد و طلای سبک و سنگین سیاه به مشام میرسد که هر تازه واردی به جزیره را آزار میدهد.
من عاشق بوی باد شمال تو هستم هر چند به شعلههای فروزان به ویژه شبهای زمستان که گرمی بخش سفره نان و پنیر و سبزی و در زیر شعله جانسوزت به تو عادت کردهام، اما… نمیدانم چه تفاوتی با تبعید شدگان سالهای سی دارم ما که سی یا سی نیستیم، شاید جرممان بومی بودن است که نمیتوانیم عاشقانه جای پای بر سرزمین مرجانیات را احساس کنیم که حتی به آثار میراث فرهنگی و باستانیات که در دل و جوار آرامگاه میرمحمد حنفیه قرار دارد.
دل خوش باشیم و آن هرم باستانی پالمیران و دلمنی و سرچشمه قناتهای زیر زمینیات را به خوبی لمس کنیم. بیا خارگم، نگین خلیج فارسم، آیا هنوز هم در ردیف دُر یتیم و مظلوم قرار داری، نمیخواهی با یک جرعه آب سالم آشامیدنی از سرچشمه ساسان کازرون یا لااقل طرح محرم و شاید هم خیرآباد که از لولههای نفتی قطور از گناوه در جوار لولههای عظیم نفتی عبور کرده است، کاممان را شیرین بنمایی با وجود آن همه تشنگی که در دل فرزانه ایجاد کردی باز هم با آب آن آبشیرین کن که از لولههای زرد میگذرد قانع هستیم.
بیتالمال / اموال دولتی میراث فرهنگی (10)
بخش شانزدهم
تشکیلات سازمانی اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی ایران وابسته به وزارت فرهنگ و هنر سابق دارای سیستمی گسترده شامل زیر مجموعههایی با شرح وظایف معین بود که در رأس آن اداره امور نگهبانی و حفاظت آثار و بناهای تاریخی مشتمل بر دو قسمت مهم نگهبانان ویژه حراست از آثار و بناها و موزههای مستقر در شهرها و گارد انتظامی حفاظت از آثار باستانی برون شهری (پرسنل ژاندارمری سابق) وظیفه پاسداری از میراث فرهنگی و جلوگیری از دستبرد، سرقت، حفاری غیر مجاز، تخریب آثار و تجاوز به تپهها و دفینههای باستانی را به عهده داشت. نیروهای این اداره اعم از کسانی که به صورت نگهبان استخدام میشدند و یا افرادی که جزء گارد انتظامی بودند بعد از طی دورههای آموزشی لازمـ به منظور آشنایی با میراث فرهنگی ـ و شناخت کامل از روشهای رویارویی با عوامل جرم و مجهز به تجهیزات لازم به این امر مبادرت میورزیدند.گارد انتظامی در سالهای بعد از وقوع انقلاب اسلامی و با تصویب قانون تشکیل نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران در سال 1369 در نیروی انتظامی ادغام و در سنوات اخیر با سازماندهی نوینی انجام وظیفه مینماید. واحد ثانویه دیگری که علاوه بر نیروهای انتظامی به رشد و ارتقاء چشمگیری در اداره مذکور رسید، انجمن حفط آثار باستانی بود که با توجه به تنوع و تراکم مجموعههای تاریخی، بقاء متبرکه، اماکن و مساجد قدیمی و کثرت آثار، لزوم مشارکتهای مردمی و عمومی را موجب گردید و به علت نداشتن امکانات کافی دولتی، به منظور حفاظت و حراست از اموال بینظیر منقول و غیر منقول باستانی کشور، جلب نظر مردم و استفاده از مساعدت و همکاری ایشان در دستور کار قرار گرفت. گرچه اتکا به نیروهای مسلح و تقویت بنیه نظامی یگانهای تحت خدمت نیز بخشی از امور حفاظتی به شمار میرفت، اما پراکندگی و کشفیات روز افزون آثار و ارزشهای نهفته در آن، به نوعی اقدام به تشکیل انجمن حفظ میراث فرهنگی بخشها و روستاها را اجتنابناپذیر نموده و از سیاستهای حیاتی و مهمی محسوب میگردید که مردم را در این امر خطیر شرکت میداد. انجمنهای مذکور به تأسی از انجمن آثار ملی که در سال 1301 تشکیل و اهداف خود را احیای آثار بزرگان ایران و تجلیل از نام ایشان و تهیه فهرست مجموعههای نفیس کتابخانهها و موزه ها قرار داد به صورت رسمی در سال 1346 تشکیل و سه سال بعد اساسنامه آن به تصویب رسید و همانطور که اشاره گردید هدف اصلی آن حفاظت از آثار، بناها، تپههای باستانی، اشیاء عتیقه و تاریخی در حوزهی هر بخش یا قریه و قصبه بود. این انجمنها با نام محلی که در آن تشکیل گردیده بود نامیده و برابر مفاد اساسنامه تصویبی میبایست حداقل یک اثر تاریخی در آن روستا یا بخش وجود داشته باشد. توسعهی این گونه انجمنها در اقصا نقاط کشور به سرعت رو به گسترش نهاد و اعضای آن که شامل بخشدار (دهبان ـ کدخدا)، رییس اداره آموزش و پرورش (مدیر دبستان ـ سپاهیان دانش قدیم) و پنج نفر از معتمدین بانفوذ محلی بودند مطابق ضوابط تنظیمی با محوریت حفظ و صیانت آثار مستقر در محدودهی اقامت و سکونتشان با شوق و تلاش به انجام تکالیف قانونی اشتغال میورزیدند. شرح وظایف انجمن حفظ آثار باستانی ناظر بر موارد مهم و اساسی از جمله بررسیهای اجرایی و عملی در جهت حفظ اشیاء عتیقه و آثار، معرفی و حفاظت آثار باستانی نقاط کوهستانی و دور افتاده، جلوگیری از تخریب، حفاری، خاکبرداری و دستگیری و تعقیب متجاوزین و دلالان غیر قانونی اشیاء عتیقه بود که تقریباً مشابه سازمان مرکزی عمل مینمود. این انجمنها که با دلسوزی و بهینهسازی مستمر، عملکرد قابل قبولی از خود نشان دادند با تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور و براساس مقررات جدید انجمن حفظ میراث فرهنگی بخشها و روستاها به انجمن میراث فرهنگی تغییر نام داده و اساسنامه آن بعد از تصویب در نیمه دوم سال 1373 مورد بازنگری و اصلاح واقع گردید. این انجمنها با نام جدید در سطح کشور (استان، شهرستان، شهر، بخش، دهستان و روستا) تشکیل و تحت نظر و مدیریت سازمان میراث فرهنگی کشور و در حدود اساسنامه مصوب فعالیت مینمایند. اداره کل حفاظت آثار باستانی و بناهای تاریخی ایران واحدهای مهم دیگری مانند اداره ثبت آثار و بناهای تاریخی، اداره بازرسی و امور حقوقی و حفاظت بینالمللی اموال فرهنگی، اداره نظارت و حفاظت فنی، اداره بررسی و شناسایی و معرفی آثار و بناهای تاریخی و اداره امور عمومی را نیز تحت نظارت خود داشت که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران به دفتر آثار تاریخی تغییر نام یافته و مقارن با تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور در سایر ادارات و دوائر فعلی ادغام گردید.
درد دل پدر بابک زنگنه قهرمان شطرنج نوجوانان استان و کشور و مدال آور مقطع راهنمایی آموزش و پرروش استان
در آستانه ثبتنام دانشآموزان مدارس برای ثبتنام فرزندم بابک زنگنه به دبیرستان شهید مطهری مراجعه نمودم. مسئول پذیرش و ثبتنام دانشآموزان گفت: مدارک ثبتنام شامل دو عدد پوشه، نامه بسیج مرکزی مبنی بر رزمنده بودن و معدل بالای 19 را همراه بیاورید. در این خصوص بنده مدت دو ماه میباشد هر هفته به این واحد مراجعه و جواب قطعی را نشنیدم و هر دفعه میگفتند هفته دیگر مراجعه کنید و قول مساعد دادند که با توجه به معدل بالا (19) ایشان هیچ مشکل خاصی از جهت ثبتنام ندارند. ولی متأسفانه با فرا رسیدن شروع مدارس جواب منفی از این دبیرستان شنیدم. گفتند فعلاً جای برای ایشان نیست و در حال حاضر به عنوان ذخیره میباشد.
بدیهیست اگر فرزند اینجانب ذخیره هم بود میبایستی زودتر به بنده اطلاع میدادند نه الان که مدارس شروع شده و راهی برایمان باقی نمانده و چارهای نداریم. در این مورد بنده نامهای به معاونت استانداری و واحد شکایات نوشتم که از این معاونت پاسخی به رییس سازمان آموزش و پرورش برای ثبتنام فرزندم دادند که در این خصوص رییس آموزش و پرورش استان با بیتوجهی و بیاعتنایی اقدامی که نکردند هیچ توهینی به این معاونت نمودند که فکر میکنم در نظام مقدس جمهوری اسلامی برخورد مسئولین ما را هاج و واج نمود. البته هر چه تلاش و خواهش نمودم فایدهای نداشت. آیا در مدیریت سازمان آموزش و پرورش که ضعیف عمل کرده همکاری نمینماید آیا آموزش و پرورش که جای استعدادهای نخبه و تعلیم و تربیت میباشد سزاوار است که با یک نوجوان قهرمان که دارای تحصیلات خوب و معدلی بالا هم میباشد، اینگونه رفتار نموده که از درس زده شود. جناب آقای استاندار که مدت10 روز بود استان را تحویل گرفته بود و همه مدالآوران را به همراه معاونت وزیر آموزش و پرورش دعوت نموده بود قول داد که میخواهم برای این استان و کلیه ادارات استان 10 برابر استانداران سابق کار کنم و الان که شاهد هستیم برای کلیه ادارات 10 برابر هم بیشتر کار کردهاید و لیکن در آموزش و پرورش نه تنها همکاریها کمرنگتر شده بلکه یک برابر هم کار نشده است. لذا از استاندار محترم میخواهم برای آموزش و پرورش هم کاری بکنید.
هر سال برای قهرمانی شطرنج، دانشآموزان دبستان و راهنمایی اعزام میشدند، قرار بود دبیرستانیها هم اعزام شود، دبیرستانیها را که اعزام نشده ، حتی دانشآموران راهنمایی را هم اعزام نکردهاند.
دفاع مقدس؛ شکست ابُهت پوشالیِ استعمار یاد باد
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
هر رفتنی جز رسیدن نیست اما برای رسیدن راهی جز رفتن نیست. در تاریخ رویدادهای ایران هر جنگی که بررسی میکنیم همگی آکنده از غفلت، سرسپردگی و نالایقی پادشاهان است که در 300 سال اخیر و در اکثر این جنگها قسمتهایی از خاک کشور به تاراج رفته به جزء جنگ هشت ساله دفاع مقدس و اگر نبود منش و درایت رهبری و همدلی و هماهنگی دولت و ملت چه بسا قسمتهای عظیمی از خاک کشور در تسخیر اجانب برای همیشه باقی میماند و به جرأت میتوان گفت که در تنها جنگی از تاریخ پر فراز و نشیب ایران که اهریمنان نتوانستند خاک کشور را تجزیه کنند همین جنگ 8 ساله بود. جنگی که با رشادتهای مردم در قالب بسیج پوزه استعمار جهانی به سرکردگی امیرپالیسم آمریکا و ایادی داخلی آن (منافقین وطن فروش) به خاک ذلت نشاند.
دفاع مقدس حماسهای جاودان و به یاد ماندنی است. دفاعی که شکست اهریمنان به همراه داشت. دفاعی که با توکل به مقدسات حماسهساز گردید. دفاعی که آبرو، شرف، هویت، مردانگی و ایثار ایرانیان را بیمه کرد. دفاعی که به ایرانیان عزت جهانی و به اهریمنان ذلت جهانی داد. بنابراین باید تا قیامت قدرشناس ایثارگران جبههها باشیم.
یاد باد آز آن روزی که سلاح نداشتیم و در بعضی مواقع غذا هم نداشتیم و خودمان را با نانهای خشک کفک زده نگه میداشتیم اما همیشه یک قرآن و یک پلاک داشتیم. قرآنی که ما را از دنیا جدا کرده بود و جبهه را شیفتهی خود.
یاد باد آن روزگاران یاد باد: یاد باد از آن روزی که همگی بسیجی بودند و کسی بر دیگری منت نداشته همگی در تقسیم کارها شریک بودند (سود و زیان). کسی برای درجه کار نمیکرد. اصولاً درجهای در کار نبود زیرا که همگی خاکی بودند با پوتینها و گامهایی آهنین صفشکن در سرمای کردستان و گرمای خوزستان همه یک هدف داشتند. دفاع مقدس دفاع خونین، دفاع استعمار ستیز، دفاعی که اکنون به ثمر نشسته. دفاعی که اکنون استقلال یافته، دفاعی که اکنون هویت یافته، دفاعی که اکنون عزت یافته، دفاعی که جهانی شد. دفاعی که حزبالله لبنان از آن الگو گرفت و دفاعی که مقدس شد آیا قدیس بودن آن را میتوانیم حفظ کنیم؟ دفاعی که اهریمنان را به وحشت انداخت. دفاعی که رژیم صهیونیستی را در جنگ 33 روز به ذلت نشاند. دفاعی که باید برای جوانانمان الگوپذیر و درس آموز باشد جوانانی که باید بدانند اولیای آنها چگونه نگذاشتند یک وجب از خاک کشور به دست بیگانگان بماند دفاعی که باید جوانان کشور از آن درس ایثار، مقاومت و گذشت بیاموزند. یاد باد از آن روزگاران یاد باد: یاد باد از شهدای گمنام عرصهی نبرد، خوشنامان عزت و آزادی. یاد باد از آن استخوان شکستههای دفاع مقدس
یاد باد آن روزگاران یاد باد: یاد باد از آن روزی که فاصله مدیران دولتی با ملت اندک بود
یاد باد آن روزگاران یاد باد. یاد باد از آن روزی که آن پیرزن گرسنه تنها غذایش که یک عدد دانهی تخممرغ بود به جبههها ارسال میکرد. یاد باد از آن روزگاران که مردانگی و جوانمردی را در جبهه و پشت جبههها نمایان بود زیرا که در آن موقع کسانی که بالاتر بودند استخوانشان خردتر میشد بر عکس امروز:
روز وصل دوستداران یاد باد
یاد باد آن روزگاران یاد باد
شهر بوی جبهه را از یاد برد
آری آن شور و صفا را باد برد
ای مردم وای بر فردایمان
دسته گلها میروند از یادمان
جهت آشنایی دانشآموزان و جوانان با واگویههایی از دفاع مقدس
در آستانه هفته دفاع مقدس وآغاز سال تحصیلی قرار داریم بار دیگر جا دارد درسهایی از امام ورشادتهایی ازمردم عزیزمان را در این ایام باهم مرور کنیم و شایسته است که در اولین روز مدرسه، اولین درسمان راخوب بیاموزیم تا بتوانیم درسهای دیگررادر طول سال بخوبی فراگیریم.
وای بر آنکس که در روز محشرسر از خاک برون آورد ونشانی از معرکه جهاد دروی نباشد . برادر وخواهر من تمام شیاطین را برای من وتو مأمور کردهاند پس به هوش باشیم.
جای دارد یاد آنانی که روزگاری با هم ساکن کوی بودیم گرامی دارم . یاد آنانی که هنوز صدای زمزمه سجده آخر زیارت عاشورایشان درمسجد مقر ناوتیپ امیرالمومنین(ع) درمارد ونماز خانه گردان که شفاعت را طلب میکردند در گوشم
است. به یاد آنانی که در ایام دفاع مقدس در مدرسه عشق به آموزگاری امام (ره)
سیدروح ا.. ثبت نام نمودند ودرس ایثار ومعرفت را از او آموختند و مشق عشق شهادت را نوشتند وپیروز گشتند.
خدا را شکر که سالی یکبار فرصتی دست می دهد تا به بهانهی گرامی داشت ایام دفاع مقدس به یاد شهیدان ، جانبازان ، آزادگان ورزمندگان افتیم.
راستی این جماعتی که درجنگ سرا ز پا نمیشناختند چه کسانی بودند؟ اینان نه همین بچههای صمیمی وبیآلایش کوچه ومحله و شهر و روستای خودمان بودند ؟
ا... اکبر به عظمت کار اینها در طول هشت سال دفاع مقدس که به برکت کارشان تا امروز کشورمان بیمه است.
برادر و خواهر دانشآموز و دانشجو؛
حتما میدانی که به چه دلیل جنگ به وقوع پیوست. پس از چندین سال مبارزه مبارزان راه آزادی، به رهبری امام خمینی نهضت مستضعفین و مظلومان و ستمدیدگان به پیروزی رسید. نهضتی که تمامی تئوریها و معادلات استکبار و استعمارگران در منطقه استراتژیک خاورمیانه که به نوعی مرکز انرژی جهان نیز محسوب می شود به هم زد ولذا از این رو سردمداران استکبار و استعمار بر این شدند تا مسیری را که قطار این نهضت در پیش گرفته منحرف سازند.
آری از این رو از شرق ترین شرق تا غرب ترین غرب کشورهای دنیا همه با هم یک باردر طول تاریخ برای نابودی یک جریان و نهضت با هم وحدت پیدا کردند که آن هم با هدف نابودی انقلابی ترین حرکت مردمی جهان که آقا سید روحا... برپا کرده بود. چرا که این نهضت کانون توجه همه آزادیخواهان جهان گردیده بود. فکر می کنید چه کسانی در مقابل این اتحاد جهانی پابهپای آقا سید روح ا... ایستادگی کردند و در صحنه حاضر
شدند؟ کسانی نبودند جز افرادی با سن و سالی همچون شما دانشآموزان و دانشجویان عزیز.
شاید هرچه از دوران دفاع مقدس بگذرد ابعاد عظمت کار بزرگی را که بچه های رزمندگان و خانواده های این عزیزان انجام داده اند بیش از
پیش نمایان شود. جنگ را علیه ایران علم کردند تا بساط جمهوریت جمهوری اسلامی که ریشه در اسلام ناب محمدی(ص) نه اسلام امریکایی داشت را جمع نمایند.خطری که اکنون نیز اگر از آن غفلت نماییم شاید به شکل دیگری خود را نشان دهد گر چه که به یمن الطاف خداوندی در آن مقطع با مدیریت بینظیر امام و حضور جوانان ایران آنان به اهداف شومشان نرسیدند لکن زمان زیادی را از امام و فرزندان او و کشور را گرفتند .
عزیزان، به خاطر داشته باشید افرادی که درمقابل افزون طلبی استکبار و ایادیش آنروز ایستادند ، که البته یک روز نبود بلکه قریب به 3000 روز مقاومت بود ، یک بار دیگر می گویم همه هم سن وسالهای من و شما بودند.
کسانی که اکنون نیز میگویند نمی گذاریم گرد آفتی بر جمهوری اسلامی وشهروندانش بنشیند آنان درمقابل اندیشه وایده وتفکر دیگر اعتقاد دارند که به فرموده امام خمینی بنیانگذار جمهوری اسلامی ، مردم ولی نعمت هستند و میزان رای آنان است وملتی که بدون قیم جمهوری اسلامی را برگزیده است در انتخابهایش نیز نیاز به قیم ندارد .لذا از این روست که دفاع از جمهوری اسلامی امروز ضرورتی دوچندان یافته. و شما باز به خوبی مشاهده خواهی کرد جز همانهائی که هشت سال غریب شهر بودند وآشنای جبهه پای کار دفاع از جمهوری اسلامی که رسید در کنار مقام معظم رهبری کسی به جز آنان نخواهد بود .
جالب است هم از نظام جمهوری اسلامی دفاع میکنند وهم تحملشان نمینمایند وآنان فقط به خاطر عمل به وصیت امام ومردم در صحنه هستند هر چند نیز مورد بی مهری واقع شوند وحتی ردصلاحیت نیز شوند!
شاهد این مدعا خیل عظیم
اصلاحطلبانی است که امروز حذف شده اند آن هم به دلیل دفاع از جمهوری اسلامی وحقوق شهروندی مردم .
آری هدف درجنگ از بین بردن جمهوری ا سلامی ای بود که حضرت سید روح ا.. آن را بنیانگذاری نموده .
آری برادر وخواهر من؛
آن سید و اولاد پیغمبر می گفت جنگ در راس امور است ولکن گروهی که امروز ولایتیتر از ولایتی ها شده اند به گوششان نمیرفت جز همین انسانهائی که گروهی از آنان در گلزار شهداهائی آرمیدهاند وگروهی دیگر در آسایشگاهای جانبازان و گروهی نیز شیمیایی. اما آنروز امام، آقا سید روح ا... فرمود: هیهات اگر خمینی یکه و تنها هم بماند به راه خود که راه مبارزه با کفر و شرک و بتپرستی است ادامه خواهد داد .
دوستان عزیز؛ آنانی که شاید دوران خوش و با عزت دفاع مقدس را لمس نکرده باشید و یا به دلیل پیچ و خم روزمره زندگی فراموش کردهایم خوب است بدانیم که در جنگی که بر ایران تحمیل کردند روزگار سختی بر امام، پدران، مادران وبرادران شما گذشت.
خوب است بدانیم که در این جنگ ما از چندین ملیت اسیر گرفتیم یعنی چندین ملیت در کنار عراق علیه ایران صفآرایی کرده بودند و این را حتماً شما متوجه می شوی یعنی چه؟ یعنی اینکه هر
گوشه از این مملکت را قول ملیتی داده بودند یعنی اینکه جنگ را با هدف تجزیه ایران آغاز کرده بودند. ایرانی که تاریخی عظیم و کهن دارد .
دوستان و عزیزان؛
خوب است بدانیم و یا مجددا مرور نماییم که بچههای جبهه و جنگ 5 شبانه روز در گرمای خوزستان بدون آب در کانال ماندند و جنگیدند، و یا اینکه ساعتها بچههای غواص یعنی بیش از 24 ساعت پای پایههای سکوهای نفتی عراق به دلیل شرایط نامناسب جوی در بین امواج متلاطم دریا، در زمستان ماندند تا آب دریا برای عملیات مناسب شود. و یا اینکه شهیدان مهدوی، گرد، مبارکی، آبسالار، شفیعی و ... چگونه و با چه روحیهای با قایق کوچک خود کرکره عمارت متجاوزان به خلیج فارس را پائین کشیدند .
همهی اینها را که گفتم، جز با عنایت خداوندی و پای کار بودن بچههای رزمنده درکنار امام خمینی با دستانی خالی در
مقابل تاکتیک و تکنیکهایی که توسط دنیا در اختیار عراق قرار داده بودند، انجام گردید .
اینها را گفتم تا فردا روزی اگر ازما سؤال شد آن بچههای که ابهت امریکا را در خلیج فارس به دلیل تجاوزشان به خلیج فارس لرزاندند، چه کسانی بودند، بدانیم آنها ازاهالی همین آب وخاک می باشند .
آن روز که این اتفاق افتاد را خوب به یاد دارم، بسیاری کم آوردند و فراموش نمیکنم آن روز را که خیلی ها که کم آوردند و بعضیها نیز عاقل شده بودند!
برادران وخواهران، گرامیداشت هشت سال دفاع مقدس فرصتی است تا مرور نماییم و بیابیم که تنها راه نجات، الهام گرفتن از تفکر امام خمینی است، تفکر امام خمینی می گوید:
ـ وحدت کلمه داشته باشید.
ـ جمهوری اسلامی را حفظ کنید.
ـ از مکر و کید استکبار و استعمارگران غافل نباشید.
ـ پیرو ولایت فقیه باشید تا به کشورتان آسیب نرسد.
ـ مبادا از متحجرین و مقدس مابها غافل شوید که اینان مارهای خوش خط و خالی هستند بسیار خطرناک.
ـ میزان رأی ملت است.
هر چه که از این تفکر دور شویم به همان اندازه از مردم که امام آنان را ولینعمت خود میدانست دور شدهایم که شروع این دور شدن آغاز سقوط از یک سو و شروع سلطه و حکومت متحجرین و انحصارطلبان از سوی دیگر است.
در پایان به روح بلند امام و شهیدان درود و سلام و صلوات میفرستم و بار دیگر یاد و خاطره هشت سال ایثار و فداکاری ملت عزیز ایران را ارج گذاشته و از خداوند متعال سعادت و سربلندی جمهوری اسلا می ایران و ملت غیور و آزاده میهن عزیزمان را مسئلت مینمایم.
جبهه جایی بود همچون نینوا
در آستانهی فرا رسیدن هفته دفاع مقدس میخواهیم از شهیدان بنویسیم. به همین دلیل میخواهم کاری را شروع کنیم که هم خدا پسندانه باشد و هم یادی از این عزیزان کرده باشیم.
قصد داریم در هر ماه بیوگرافی یک شهید استان را درج نماییم. حال در هفته دفاع مقدس به بررسی زندگی 2 شهید جوان شهر مان میپردازیم.
شهید عبدالله گلستانی:
شهید "عبدالله گلستانی" فرزند عبدالحسین، متولد سال 1342 بندر بوشهر دوران کودکی را در محلهی «صلحآباد شمالی» بوشهر سپری کرد. وی در 10 سالگی پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر و برادر بزرگش "اسکندر گلستانی" قرار گرفت.
وی تحصیلات ابتدایی را در دبستان «25 شهریور» سابق (17 شهریور فعلی) گذراند و سپس به مدرسه راهنمایی «شهید پاسدار» رفت. پس از اتمام تحصیلات دورهی راهنمایی، در هنرستان «حاج جاسم بوشهری» در رشتهی مکانیک به ادامهی تحصیل پرداخت.
با شروع انقلاب، همراه با دیگر مردم به فعالیتهای انقلابی پرداخت. سپس عضو انجمن اسلامی شد و شب ها برای امنیت مردم شهر به نگهبانی پرداخت در سال دوم تحصیل در هنرستان، به سبب مسئولیتی که در برابر خون شهیدان عرصهی پیکار احساس میکرد، کتاب و مدرسه را رها کرد و به جبههها شتافت. چند روز قبل از رفتن گلستانی به جبهه، پیکر گلگون شهید «پیمان» که از هم محلیهای شهید گلستانی بود، آوردند. او با خودش عهد بست که ادامه دهندهی راه شهید «پیمان» باشد.
شهید عبدالله گلستانی عضو بسیج محل نیز بود. وی در تاریخ 9/9/1360 در بستان به شهادت رسید.
شهید عبدالله گلستانی دومین شهید محله بود.
قمستی از وصیتنامه شهید:
از مادرم می خواهم که زیاد برایم گریه نکند. اگر که میخواهی بعد از شهادتم شاد باشم این کار را بکن.
از برادرم ناصر میخواهم که نماز برای من بخواند.
شهید حسین دریاپور:
شهید حسین دریاپور فرزند محمود متولد سال 1345 بندر بوشهر، تحصیلات ابتدایی را در همین شهر و محلهی صلحآباد شمالی به پایان رسانید و سپس وارد مقطع راهنمایی گردید. در همین مرحله از تحصیل بود که وارد
بسیج گردید. شهید دریاپور فردی متأهل بود، با وجود همسر و خانواده آنها را ترک گفته و برای دفاع از مملکت اسلامی عازم جبهههای حق علیه باطل گردید و بالاخره در تاریخ 29/10/1365 در محلی به نام شلمچه به شهادت رسید وی فردی ساکت و آرام بود و هیچ گاه در کار کسی دخالت نمیکرد. هر کس در محل کمکی احتیاج داشت بدون هیچ گونه ادعای با کمال میل انجام میداد.
قسمتی از وصیتنامه شهید:
همسر مهربانم! خدا را فراموش نکن، زیرا تنها داراییات در زندگی خداوند است و هیچ چیز و هیچ کس به تو مهر و محبت ندارد جز خداوند!
در این دنیا هر چه که میبینی فانی است و زودگذر، تنها خداست که در تنگدستی و تنهایی، دست تو را خواهد گرفت. پیغمبر(ص) و اهل بیت(ع) او را فراموش مکن، چون تنها دارایی ما اینها هستند.
به خواهران و مادران بگویید حجابشان را حفظ کنند زیرا بیحجابی قلب علی (ع)، حسین (ع) و فاطمه (س) را میسوزاند، پس باعث سوزانیدن و آتش زدن قلب این عزیزان نباشد.
***
ز جوانان یادی کن، ز شهیدان یادی کن
و ز خوبان یادی کن، (یادی کن)
یاد کن از مردان مرد، رهروان و رهنمود
یاد کن از میدان نبرد (یادی کن)
دل زین دنیا بریدند، حماسه آفریدند
در خاک و خون آرمیدند (یادی کن)
میزان دخالت و مشارکت مردم در حکومت اسلامی
قسمت دوازدهم
حال که بحث در مورد نقش و دخالت مردم در امور سیاسی نظر اسلام را در مورد شورا یعنی نهادی که این امر را ممکن میسازد مورد مطالعه قرار میدهیم. یکی از نهادهای عمده در جامعهشناسی اسلامی بالاخص از نظر سیاست و حکومت "شورا" است. مفهوم اسلامی "شورا" با معنایی که این واژه در مکتبهای سیاسی دیگر دارد متمایز است و مورد اختلاف عمده قرار دارد و یکی از مفاهیم سیاسی بحث بر انگیز در اسلام است. مسأله شورا هم تاریخ گذشته اسلام مورد بحث و مناقشه بوده مانند شورایی که پس از ارتحال پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) تشکیل شد تا برای جانشینی آن حضرت تصمیمگیری کند و هم در زمان حال بسیار مورد بحث و گفتوگو و تفسیرهای گوناگون واقع شده است. ما شاهد بودیم که پس از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی به رهبری زعیم عالیقدر حضرت امام خمینی(ره)، گروههای مختلف سیاسی چه مذهبی و چه غیر مذهبی حتی با بینشهای متضاد خود را طرفدار اصل شورا دانسته و هر یک به ارائه و نظرات متفاوتی در سطح جامعه پرداختند. همهی ما واقفیم و میدانیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ـ که منشورحکومت جمهوری اسلامی است ـ در موارد عدیده به شورایی بودن امور توجه داشته و شوراهای متعددی را مقرر داشته است از آن جمله شورای رهبری، شورای موقت ریاست جمهوری، شورای نگهبان، مجلس شورای اسلامی، شورای عالی دفاع، شورای عالی قضایی، شورای عالی استانها، شورای استان، شورای شهرستان، شوراها در واحدهای تولیدی صنعتی و کشاورزی و در واحدهای آموزشی. شورا در اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار است. سورهی آل عمران آیهی 159 از اول آیه میفرماید: ای پیامبر با آن رحمتی که از خدا به تو عنایت شد بر ایشان نرم شدی و اگر خشن و سخت دل بودی بدون شک و تردید از پیرامونت پراکنده میشدند. پس از خطای آنان چشم بپوش و برای آنان آمرزش بخواه و در کارها با آنان مشورت کن، آنگاه چون عزم کردی برخدا توکل کن زیرا بیگمان خداوند توکل کنندکان را دوست دارد. در این آیه خداوند متعال، پیامبر را به مشورت با مردم میخواند. این آیه هنگامی نازل شد که مسلمانان در جنگ احد شکست خورده بودند و این شکست پس از مشورتی بوده که آن حضرت در زمینهی جنگ با اصحاب فرموده بود. در جنگ احد رأی پیامبر بر آن بود که در مدینه بماند و از شهر حفاظت کنند و یک نظر دیگر آن بود که شهر را برای استقبال از دشمن ترک کرده و در خارج از شهر با آنان به جنگ بپردازند. پیامبر گرامی اسلام این دو رأی را به مشورت گذاشت. شورا نظر دوم را پذیرفت و نظر پیامبر گرامی در اقلیت قرار گرفت. لذا گر چه سرنوشت و نتیجه جنگ نظر پیامبر اسلام را تأیید کرد ولی آن حضرت به دلیل اعتقادی که به شورا داشت، به نظر شورا عمل کرد.
روابط هلندیها با خلیجفارس
نوشته : ویلم فلور قسمت سیزدهم
این اختلاف برآورد به احتمال نتیجهی کاهش و ازدیاد محصول است و این خطری است که برای هر محصول کشاورزی وجود دارد.
منطقه سال 1651 سال 1653
گیلان 2800 عدل 2680 عدل
مازندران 80 عدل 200 عدل
فرحآباد 160 عدل -
شیروان 500 عدل -
ایروان - 700 عدل
قرهباغ 80 عدل 600 عدل
خراسان 80 عدل 80 عدل
جمع 3700 عدل 4160 عدل
یک گزارش هلندیها مربوط به سال 1666 نشان میدهد که تولید ابریشم در ایران بهطور چشمگیری کاهش یافته است. متأسفانه در این گزارش جمع محصول ارایه نگردیده، اما چنین مینماید که این محصول تقریباً به نصف کاهش یافته است:66
گیلان 200 عدل
شیروان، شماخی، گرجستان مقادیر زیاد
مازندران 130 عدل
خراسان و کاشان 60 عدل
چنین پیداست که حدود 4000 عدل در سال برآورد قابل قبولی، برای تولید سالانهی ابریشم در شرایط عادی در خلال قرن 17 است. به نقل از حکمران کل در باتاویا ابریشم ایران اندکی بیش از 4000 عدل در سال بوده است. بدون احتساب آفات نباتی و امثال آن به احتمال قریب به یقین در سالهای کممحصول تولید سالانه 2000 الی 2500 عدل بوده است ـ کما اینکه برآوردهای در دسترس راجع به صادرات و مصرف داخلی هم اشاره بر آن دارد.67 در سالهای پرمحصول حجم تولید ابریشم به احتمال به 7000 کارگاس یا 15750 عدل میرسید، همچنانکه باتاویا نیز در سال 1686 گزارش کرده است.68 با وجودی که مراتب بالا بیانگر مقدار ابریشم تولیدی در ایران است معالوصف به وضوح نشان نمیدهد که چه نوع یا گونهای از ابریشم برای مصرف داخلی بیشتر موردپسند بوده است. مطابق گزارش سال 1638، از مجموع 2500 عدل ابریشم برآورد شدهی تولیدی، حدود 100 عدل آن در داخل ایران به مصرف میرسیده است. گزارش سالهای 1651 و 1653 جزییات زیر را در مورد نوع ابریشم تولید شده ارایه میدهد:
نوع ابریشم
سال 1651 سال 1653
شعربافی 1540 عدل 1000 عدل
کدخداپسند 860 عدل 1600 عدل
خرواری 1300 عدل 1460 عدل
جمع کل 3700 عدل 4160 عدل
به دلیل اینکه ابریشم نوع شعربافی صرفاً در ایران به مصرف میرسید، لذا صنعت ابریشم محلی احتمالاً حدود 1000 الی 1200 عدل در سال مصرف میکرده69، هرچند ظاهراً مقداری هم به هند صادر میگردیده است.70 بقیهی ابریشم تولیدی عمدتاً صادر میگردید هرچند عموماً مقداری از ابریشم نامرغوب و نیز ابریشم نوع اعلا ـ که در حوالی مراکز صنعت ابریشمبافی مانند کاشان و یزد تولید میگردید ـ در محل به مصرف میرسید. به نظر میرسد که این مطلب مطابقت دارد با آنچه که ما راجع به انواع گونههای ابریشم میدانیم، که به خارج صادر میگردیده است. با همهی اینها، در پایان دههی 1650 که ابریشم کمتری تولید میگردید این وضعیت تغییر یافت. گزارش سال 1666 هلندیها گونههای زیر را فهرست می کند:
شعربافی 80 ـ 90 عدل
ارداسه (مازندران) 130 عدل
ارداسه (قفقاز) مقادیر زیاد
لژی 60 ـ 70 عدل
در همین گزارش آمده است که عمدتاً نوع شعربافی و بیشتر نوع ارداسه محصول مازندران و بخش عمدهی ارداسه محصول سایر جاها ـ که 10 درصد آن ابریشم نوع لژی بود ـ در داخل ایران به مصرف میرسید. ابریشم لژی به کلی ونیز تعداد چشمگیری نوع ارداسه به امپراتوری عثمانی و روسیه صادر میگردید.
ابریشم کدخداپسند یا ارداسه از کیفیت صادراتی عمدهای برخوردار بود که معمولاً به لوانت صادر میگردید. ابریشم نوع خرواری یا لژی عمدتاً مورد استفاده شاه قرار میگرفت تا با آن تعهدات قراردادیاش را با هلندیها و انگلیسیها انجام دهد. در واقع هلندیها در بیشتر قرن 17 ابریشم خرواری را ترجیح میدادند. در سال 1632 مدیران هفده نفره شرکت به کارمندان خود در آسیا دستور داده بودند تا فقط ابریشم نوع لژی ـ و نه ارداسه ـ خریداری کنند، زیرا ابریشم نوع لژی در اروپا به مراتب بیشتر سودآور بود.71 گفتنی است به دلیل افتادگیهایی که در اسناد باقیمانده رخ داده است دسترسی به اطلاعات لازم در مورد مقدار واقعی ابریشمی که توسط شرکتهای هلندی و انگلیسی صادر میگردیده، مقدور نمیباشد. خوشبختانه «درک سارسیریوس» مدیر «واک» در گامبرون (55 ـ 1649) مقدار ابریشم صادراتی، در خلال دورهی بین سالهای 1624 و 1655، را تدوین و گردآوری کرده است. دادههای مربوط به سالهای 66 ـ 1656 از منابع گردآوری شدهی مشابه و نیز بر مبنای جدول شماره یک اخذ گردیده است. ارقام مربوط «ایک» به کلی درست نیست زیرا از منابع هلندی گرفته شدهاند. جدول شماره یک امتیازات شاهان صفوی بابت روابطشان با «واک» و «ایک» به عنوان شرکای تجاری، باز میتاباند. شرکتهای اروپایی برای شاهان صفوی قیمت پایه، برای مقدار قابل توجهای ابریشم، به وجود آوردند و این امر موجب شد تا آنها همزمان بتوانند به مقداری اساسی پول نقد دست یابند. اختلاف کمیت در ابریشم خریداری شده توسط هلندیها و انگلیسیها موجب گشته تا نتوان نوسانات تولید این محصول را تعیین کرد، هرچند به وضوح، موضوعی کارساز بوده است. با وجود این، اگر استفاده از مسیر زمینی به لوانت سود بیشتری به بار میآورد شاهان صفوی همیشه میتوانستند ادعا کنند که نمیتوانند ابریشم مورد قرارداد را تأمین کنند و ابریشم بیشتری به ارزش پول بادآورده به صادرکنندگان ارمنی بفروشند.72 بنابراین، اینکه شاهان صفوی به روابط تجاریشان با اروپاییها ـ در مورد فروش ابریشم ـ ارج میگذاشتهاند مبتنی بر این واقعیت است که زمانی که هیچ ابریشمی به فروش نمیرفت (51 ـ 1645) یا موقعیکه حجم ابریشم خریداری شده به طور چشمگیری کاهش مییافت (بعد از سال 1665) یا هنگامی که خرید ابریشم به کلی قطع میگردید (بعد از سال 1714) قرارداد آنها با «واک» و «ایک» ابطال نمیگردید.
مدافعین فوتبال!
مدافعین از جمله پستهای کلیدی فوتبالند که ستونهای استوار یک تیماند. مدافعین را به دو دسته میتوان تقسیم کرد. نخست کسانی که به عنوان «لیبرو»، یارگیر یا یارکوب و مدافعین راست و چپ یا دفاعهای خطی و غیره نام برد. دوم کسانی که مدافع در مستطیل سبز نیستند اما در بیرون از حیثیت فوتبال یک کشور، استان، شهر، بخش و روستا دفاع میکنند مانند رؤسای فدراسیون فوتبال، استانها، شهرستانها و بخشها، کمیتههای داوران، مربیان، آموزش، انضباطی و مسئولین برگزار کننده مسابقات و ... که همگی به هم ارتباط داشته و از ارکان اصلی فوتبال محسوب میشوند. از گروه اول بشنوید که روزی تیم فوتبال پرسپولیس تهران در دزفول به میدان میرود مربی تیم دزفول از مدافع یارگیر خود میخواهد که صفر ایرانپاک مهاجمی که چهارچوب دروازه را مثل کف دست میشناخت و سالها برای کشور گلزنی کرد را مهار کند و ضربههای اول را بزند. «علی محمد» مدافعی که مأمور صفر ایرانپاک میشود وعده میدهد که او هیچ توپی را به دروازه ما نخواهد زد! دقایقی از بازی سپری میشود که روی دو توپ بلند که از جناحین برای گلزن قهار پرسپولیس ارسال میشود، دو گل وارد دروازهی خودی مینماید و پرسپولیس به لطف این مدافع سر زن دو بر صفر جلو میافتد! مربی تیم که سخت عصبانی و ناراحت میشود و با تمریناتی که از قبل انجام داده بود و در تیم خود میدید که بتواند نتیجه خوبی کسب کند و آبرومندانه از زمین خارج شود، حالا دو گل هم در همان دقایق اولیه مسابقه دریافت نموده با ناراحتی کاپیتان تیم را صدا میزند و میگوید: حسین جون، حسین جون، «صفر ایرانپاک رو اولین علی محمد خومون گرین» ما از ناحیه پرسپولیس ضربه نمیبینیم هر چه امروز میکشیم از دست مدافع خودی است. حالا حکایت فوتبال ما از گروه دوم است که با گروه اول معنی مییابد. وقتی رییس فدراسیون یا هیأت فوتبال که میخواهند باعث پیشرفت فوتبال شده و از فوتبال یک کشور، استان و شهرستان دفاع کنند اما عملشان مثل گل به خودی است! هنگامی که داوران مجریان عدالت، مصلحت را برای اجرای عدالت میگزینند، گل سالم یک تیم را مردود میکنند! و بر خیلی خطاها، اخطارها، اخراجها و ... سرپوش میگذارند. زمانی که افرادی را به مربیگری بر میگزینند که هنوز یک تیم روستایی را مربیگیری نکردهاند و بازیکن از آنها حرف شنوی ندارد و شکست میخوریم! و کمیتههای انضباطی عین یکی از مادههای آییننامهاش در فوتبال و مسابقات آن اتفاق میافتد، همه بندهایش را صادر میکند فقط بازنده کردنش را ماست مالی میکند و رییس فدراسیون یا رییس هیأت فوتبال استان یا شهرستانی برای خودش «حق و تو» قایل میشود. پس ما از دیگران، از خارجیها، از غیر استانی و شهرستانی ضربه نمیخوریم بلکه همهی اینها گل به خودی است و مثل علی محمد همگی میگویند: نخواهیم گذاشت حتی ضربهای بخوریم و نتیجه آن میشود که اگر بتوانیم برای همهی این علی محمدها، یعنی این مدافعین پرادعای فوتبال، اگر برگ تعویضی باقی مانده باشد فعلاً این مدافعین فوتبال خودمان را یارگیری کنیم تا بیشتر ضربه نخورده و اینها تعویض شوند. و مثل آن مربی دزفولی بلندگو برداریم و داد بزنیم که ایها الناس فعلاً مهاجمین را ول کنید و مدافعین خودمان را بچسبید تا بیشتر ضربه نخوریم! فکر نمیکنید سیر نزولی فوتبال ما از مدافعین ما باشد؟ مدافعینی به معنی مدیر، مدیر عامل، رییس هیأت فوتبال، هیأت مدیره، داوران، مربیان و در حقیقت علی محمد؟
خداداد عزیزی : اگر جواب این بچه را بدهم فکر میکند کسی شده
چند هفته پیش عزیز فریساد مدافع سابق ابومسلم خراسان و بازیکن فعلی شاهین پارس جنوبی طی مصاحبهای با هفته نامه نصیر بوشهر بر علیه مربی سابق خود حرفهایی زد از جمله آنها که خداد عزیزی بیسواد است و فاقد مدرک مربیگری به همین دلیل تماس تلفنی با آقای عزیزی برقرار کردیم که وی در جواب حرفهای فریساد گفتند، ارزش جواب دادن را ندارد آقای فریساد حق دارند بگویند من بیسوادم و فاقد داشتن مدرک مربیگری انشاا… که خودشان با سواد تشریف داشته باشند. برای ما کافی است. حالا من بیسوادم ولی دیگر مربیان لیگ برتر که بیسواد نیستند. پس چرا یکی از تیمهای لیگ برتری خواهانش نبودند اگر بخواهم جواب این بچه را بدهم فکر میکند برای خودش کسی شده است همین بهتر که در لیگ یک بازی کند و همانجا نیز از فوتبال خداحافظی کند.
چند هفته پیش عزیز فریساد مدافع سابق ابومسلم خراسان و بازیکن فعلی شاهین پارس جنوبی طی مصاحبهای با هفته نامه نصیر بوشهر بر علیه مربی سابق خود حرفهایی زد از جمله آنها که خداد عزیزی بیسواد است و فاقد مدرک مربیگری به همین دلیل تماس تلفنی با آقای عزیزی برقرار کردیم که وی در جواب حرفهای فریساد گفتند، ارزش جواب دادن را ندارد آقای فریساد حق دارند بگویند من بیسوادم و فاقد داشتن مدرک مربیگری انشاا… که خودشان با سواد تشریف داشته باشند. برای ما کافی است. حالا من بیسوادم ولی دیگر مربیان لیگ برتر که بیسواد نیستند. پس چرا یکی از تیمهای لیگ برتری خواهانش نبودند اگر بخواهم جواب این بچه را بدهم فکر میکند برای خودش کسی شده است همین بهتر که در لیگ یک بازی کند و همانجا نیز از فوتبال خداحافظی کند.
سال گذشته 363 آتشسوزی و حادثه در بوشهر رخ داده است
در آستانهی 7 مهر روز آتشنشانی مصاحبهای با آقای کمان مدیر عامل سازمان آتشنشانی و خدمات ایمنی بوشهر ترتیب دادهایم که در ذیل میخوانید:
آقای کمان ضمن تبریک روز 7 مهر و خسته نباشید خدمت شما از برنامههای سازمان آتشنشانی در این روز بفرمایید؟
با عرض سلام خدمت عزیزان همشهری و هم استانی و آرزوی قبولی طاعات و عبادات از خداوند منان و همچنین عرض تبریک 7 مهر روز آتشنشانی و ایمنی به خدمت آتشنشانان و کلیهی همکاران آتشنشان در شهر بوشهر
در این روز نشست با کلیه نیروهای آتشنشانان، بازدید از ایستگاهها به اتفاق معاونت محترم خدمات و شهری شهرداری، سخنرانی شهردار در جمع آتشنشانان، غبارروبی گلزار شهدا و حضور در گلزار توسط عدهای از همکاران اهداء جوایز به هفت نفر از آتشنشانان پر تلاش و همچنین دادن افطاری، رژه خودروهای آتشنشانی و حضور در جمع همکاران از عمده برنامههای ما در این روز خواهد بود.
2ـ ارزیابی کلی شما از سازمان آتشنشانی نسبت به سال گذشته چگونه است؟
ـ سازمان آتشنشانی یکی از سازمانهای وابسته به شهرداری بوده است و صرفاً خدماتی است و سازمان رشد قابل توجهی و در حال توسعه در برنامه کوتاه مدت داشته است و آمار و ارقام نشان میدهد که سازمان چه در زمینه عملیات، آموزش و پیشگیری نسبت به سال قبل رشد چشمگیری داشته است
3ـ از نظر امکانات تجهیزات این سازمان چه پیشرفتهای نسبت به سال قبل داشته است؟
ـ علیرغم تلاشی که توسط تمامی همکاران در بهبود امکانات و تجهیزات در سال جاری صورت گرفته دو دستگاه خودرو آتشنشانی خریداری شده و به زودی به صورت عملیاتی وارد ناوگان میشود. همچنین در سال جاری اعتبار ساخت ایستگاه بافت قدیم و همچنین درصدد گرفتن ساختمان اداری مستقل و یک مجموعه ورزشی با اعتبار جذب شده برای آتشنشانان خواهیم بود.
از نظر جذب نیرو سازمان توانسته 6 نفر نیروی جدید به صورت عملیاتی و اداری را جذب کند
ـ آقای کمان سال گذشته چه تعداد آتشسوزی در سطح شهر اتفاق افتاده است؟
ـ در سال 85، 363 مورد حادثه رخ داده است که 312 حریق و 52 حادثه غیر از حریق اتفاق افتاده است
علت بیشتر این آتشسوزیها در سال 85 چه بوده است؟
ـ میتوان گفت بیشتر آتشسوزی های به وقوع پیوسته را خطای انسانی موجب گردیده که عوامل طبیعی هم میتوان در این نوع حوادث و حریق دخیل دانست.
به نظر شما آگاهی مردم از رعایت نکات ایمنی در بروز حوادث و آتشسوزی نقش مفیدی را اجرا نموده یا خیر؟
ـ خوشبختانه سازمان آتشنشانی واحدهای اداری، پیشگیری و آموزش بسیار قویای دارد که این واحدها در چند سال اخیر با توجه به آموزشها و ایجاد نمایشگاههای ایمنی و ترویج فرهنگ ایمنی در شهر بوشهر و فرهنگ ایمنی در تردد شهروندان گسترش یافته است و همین امر باعث پایین آمدن آمار حریق و حوادث هر سال نسبت به سال قبل شده است.
آیا برنامهای برای آموزش مردم در همین زمینه داشتهاید؟
ـ با فعالیت واحد پیشگیری سالیانه سازمان آموزشهای متعددی در تمامی سطوح شهروندان انجام میدهد که یکی از کارهایی که در این ماه مبارک صورت گرفته آموزش خواهران در مساجد بوده است و با توجه به بازگشایی مدارس سازمان جهت آموزش دانشآموزان همانند سالهای قبل نیز اقدام خواهد کرد.
ـ آقای کمان در خصوص اجرای دستورالعمل ایمنی ساختمانها تا الان چه کارهای صورت گرفته است؟
ـ خوشبختانه سازمان آتشنشانی ترویج فرهنگ ایمنی در ساختمانها از سال 84 به صورت آزمایشی و آموزشی در سطح شهر شروع کرد که این برنامه تا پایان نیمه اول سال 85 به صورت مصوبه و لازمالاجرا درآمد از این به بعد شهروندانی که قصد ساخت و ساز در سطح شهر را دارند باید این برنامه را اجرا کنند
محورهای که سازمان که در راه رسیدن به اهداف خود در نظر دارد چیست؟
ـ یکی از آنها اصلاح ساختار مبادی در بافت و درخواست خدمات عملیاتی سازمان با ارائه طرح Callcenter و ترمیم و ساختار 125 و یکی دیگر از اهداف ما ترمیم و تجهیز ناوگان خودروی سازمان جهت دسترسی سریع به محل عملیات و افزایش ضریب ایمنی شهر از حیث جلوگیری از وقوع حوادث و حریق با ارائه طرحهای شناسایی و ایمنسازی اماکن پر خطر و بالا بردن سطح اطلاعات فنی و تخصصی پرسنل با برگزاری دورههای آموزش ضمن خدمت از مهمترین اهداف سازمان خواهد بود.
در پایان اگر ناگفتهایی مانده است بفرمایید
ضمن آرزوی سلامتی برای تمامی عزیزان همشهری و هم استانی امیدواریم که روز ماه و سال بدون حادثهایی در پیش داشته باشند
و نهایت تشکر و قدردانی خود را از تلاش بیوفقه کلیهی آتشنشانان و همچنین همکاران محترم در شهرداری بندر بوشهر که ما را در امر خطیر خدمترسانی به مردم و ترویج فرهنگ ایمنی یاری نمودهاند ابراز دارم.
مخالفت مجدد فرمانداری بوشهر با برخی تصمیمات و مصوبات شورای اسلامی شهر
برای بار دوم فرمانداری با فرستادن نامه مخالفت خود را با برخی از تصمیمها و مصوبات شورای اسلامی شهر اعلام کرد.
این بار بحث بر سر حد و حدود وظایف شورایارها و معتمدین محل است. فرمانداری مهر و تأیید معتمدین محل را قبول دارد، اعضاء شورای اسلامی شهر نیز شورایارها را قبول دارند.
نصرا… اسدی میگوید: مدتی قبل در فرمانداری مطرح شد که مهرهای معتمدین جمعآوری شده و به شورایارها واگذار شود. امانا… شجاعی نیز میگوید: طبق مصوبه شورای اداری استان شورایارها ضابطین دادگستری هستند.
رییس شورای اسلامی شهر هم تنها به این نکته که باید بررسی کنم بعد، اظهار نظر میکنم بسنده کرد اما در رابط با بحث نمایشگاه و اختلاف نظر فرمانداری و شورا که در چند هفته گذشته پیش آمده بود گفت: در مورد نمایشگاه و مصوبه که تصویب شد. فرمانداری اعلام کرد «قانونی نیست» بدون این که به چیزی استناد کرده باشد ما نیز با اصرار اعلام کردیم مصوبه ما قانونی است.
اردشیر محمدیباغملایی گفت: در مواردی که اختلاف بین شورا و فرمانداری پیش میآید به هیئت حل اختلاف استان ارجاع داده میشود.
هیئت حل اختلاف استان نیز به ریاست استانداری تشکیل جلسه داده و به اعتراض رسیدگی میکند.
مثل زمانی که مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان اختلاف پیدا میکند و بعد به مصلحت نظام ارجاع داده میشود که تصمیم نهایی را بگیرد.
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر گفت: قانون 15 روز برای ما 15 روز نیز برای فرمانداری مهلت تعیین کرده در تاریخ 5/6/86 فرمانداری به مصوبهای که ما برای نمایشگاه تصویب کردیم اعتراض کرد، 15 روز بعد هیئت حل اختلاف باید اظهار نظر میکرد امروز بیست هفتم است هیئت حل اختلاف، اظهار نظری نکرده لذا مصوبه خود به خود طبق قانون «ماده 80 قانون شورا» لازم الاجرا است.
محمدی باغملایی گفت: در ماده 80 قانون شورا آمده است. کلیه مصوبات شورا موضوع این قانون در صورتی که پس از دو هفته از تاریخ اعلام مورد اعتراض قرار نگیرد لازم اجرا میباشد.
در صورتی که مسئولان ذیربط آن را مغایر با قوانین و مقررات کشور یا خارج از حدود وظایف شورا تشخیص دهند میتوانند با ذکر مورد حداکثر ظرف 2 هفته از تاریخ ابلاغ مصوبه اعتراض خود را به اطلاع شورا برسانند و درخواست تجدید نظر نمایند شورا نیز مؤظف است ظرف 10 روز از تاریخ وصول اعتراض تشکیل جلسه داده و به موضوع رسیدگی کند در صورتی که شورا در بررسی مجدد از مصوبه مورد اختلاف عدول نماید موضوع برای تصمیمگیری نهایی به هیئت حل اختلاف ارجاع داده میشود هیئت مذکور مکلف است ظرف 15 روز به موضوع رسیدگی و اعلام نظر نماید. در حال حاضر مصوبه شورا طبق قانون لازم الاجرا است.
این مسئله به همین راحتی و با چند مزاح بین اعضاء شورا که «آقای احمدی شما میری پیگیری کنی یا این که آقای شجاعی پیگیری کند.» تمام شد امیدوارم موارد دیگر نیز به همین راحتی حل شوند.
باند 36 نفره اراذل و اوباش در شهرستان دشتستان متلاشی شد
سرلشکر قلندر عسکری در جمع خبرنگاران گفت: یک باند 36 نفره از اراذل و اوباش در شهرستان دشتستان به خصوص در شهر برازجان متلاشی شد
رییس پلیس امنیت استان بوشهر افزود: به اعضای اصلی باند در حدود 8 فروند و به نامهای عبدالله، مجتبی، عادل (عدلک) هادی به تمام معنا شرور، رضا، کرم، حسین و بقیه افراد به نوعی با این گروه ارتباط داشتند.
وی اضافه کرد: وضعیت نسبی این افراد بین 17 تا 25 ساله هستند و رییس این باند فردی به نام رضا است که بین 19 تا 20 سال سن دارد، که استعداد عجیبی در اغفال مجرمان و طرح و نقشه داشته است.
عسکری در ادامه به اتهامات و جرایم این افراد پرداخت و خاطر نشان کرد: چاقوکشی، عربدهکشی، باجگیری، تجاوز به عنف و مزاحمت به نوامیس مردم از اتهامات این باند است و از دیگر اتهامات این افراد درگیری با مأمورین و ایجاد خسارت به خودروهای نیروی انتظامی است.
وی در ادامه اظهار داشت: با اقرار بعضی از این افراد آنها در سطح شهر طعمهها را انتخاب میکردند حال با اغفال یا زور به مناطق حاشیهای شهر خصوصاً منطقه کوهستانی شرق برازجان انتقال میدادند و مورد تجاوز و آزار و اذیت جنسی قرار میدادند
رییس پلیس امنیت بوشهر در ادامه تصریح کرد: این گروه امنیت و آسایش عمومی را از خانواده ما سلب کرده بودند و ایجاد ناامنی در بین مردم زیاد شده بود و متأسفانه مردمی که بعضاً مورد تعدی و تجاوز قرار گرفتند حال به علت ترس از این افراد یا به خاطر مسائل روانی یا آبرویی حاضر به شکایت نشدهاند.
وی در ادامه به ارتقاء امنیت اجتماعی در سطح استان در سال 86 خبر داد و گفت: در سال 86 با جدیت و تلاش همکاران و نیروی انتظامی بحث ارتقاء امنیت اجتماعی در برخورد با اراذل و اوباش در سطح استان به مرحله اجرا درآمد که در همین راستا حدود 114 نفر از این افراد در سطح استان دستگیر و پرونده برای آنها تشکیل شده و به مراجع قضایی تحویل داده شده است.
وی در ادامه یادآور شد: از لحاظ فعالیت اراذل و اوباش در سطح استان با توجه به جفرافیای جرم شهرستان دشتستان یا شهر برازجان از آلودگی بیشتری برخوردار است که در همین رابطه اقدام گستردهای جهت شناسایی و برخورد با اراذل و اوباش در این شهرستان آغاز شد
سر لشکر: قلندر عسکری در ادامه به فعال شدن کمیسیون مبارزه با اراذل و اوباش در سطح استان خبر داد و اظهار داشت: این کمیسیون در سطح شهرستانها و فرمانداریها و استانداری و دستگاههای ذیربط با محوریت پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی استان آغاز شده است.
رییس پلیس امنیت استان بوشهر در پایان گفت: خوشبختانه اراذل و اوباش به آن شکلی که در کلان شهرها به خصوص تهران و شیراز نام برده میشود در سطح استان وجود ندارد اما با توجه به قدمت و فرهنگی که استان دارد همین افراد نیز برای استان زیاد است.
در جهت آموزش دانشجویان رشته های مهندسی مکانیک و کشتیسازی صورت پذیرفت :
اخذ تفاهم نامه با دانشگاه خلیجفارس
در جهت آموزش دانشجویان رشته های مهندسی مکانیک و کشتیسازی تفاهم نامهای میان سازمان فنی و حرفهای استان بوشهر و دانشگاه خلیجفارس صورت پذیرفت.
رییس سازمان فنی و حرفهای استان بوشهر در گفت و گو با نصیر بوشهر ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: با توجه به نیاز دانشجویان این رشته به آموزش مهارتی در طی مدتی که آموزشهای تئوری را سپری میکنند آموزشهای مهارتی را به آنان آموزش خواهیم داد به همین منظور نشستی با مسئولین دانشگاه خلیجفارس برگزار و تفاهم در این خصوص صورت گرفت.
خمسه در ادامه از آموزش با مشاغل و حرفهها در سه مقطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان در مدارس با همکاری آموزش و پرورش از ابتدای مهر ماه سال جاری خبر داد و افزود: از آن جا که احساس میشد که باید فرهنگ مهارت از مقطع دبستان آغاز شود و به نوعی زمینه ذهنی را برای جهت دهی شغل آینده از همان ابتدا در آنها به وجود آید.
اعتراض جمعی از هنرمندان برازجان نسبت به اهانت به شهید "میرزا محمد خان غضنفرالسلطنهی برازجانی"
منت خدای را که هنر آفرید و هنرمند را در زلال آن شستشو داد که جز زیبایی نبیند و جز زیبایی نگوید.
اینک که اعتراض هنرمندان برازجانی در مقابل استانداری نتیجه داد و از عزل هنرمند محبوب جناب آقای " نجفقلیمحمودی" و همچنین از انتصاب جایگزین ایشان در فرهنگسرای برازجان جلوگیری به عمل آمد خرسندیم، ولی هم چنان اعلام میداریم هنوز به عملکرد مدیریت ارشاد به جد معترضیم و خواستار پاسخگویی و عذر خواهی ایشان نسبت به اهانت به بزرگ مرد دشتستان شهید "غضنفرالسلطنه برازجانی" هستیم.
جمعی از هنرمندان برازجان
مراسم افطار اهل قلم در جوار آرامگاه استاد منوچهر آتشی
روز پنجشنبه مورخ 29/6/86 مراسم افطار با حضور جمعی از اهالی قلم و هنر استان در جوار آرامگاه استاد منوچهر آتشی برگزار گردید.
در این گردهمایی صمیمانه پس از صرف افطاری، شاعرانی چون: اسکندر احمدنیا، طاهره غمخوار، سیامک برازجانی، منصوره حکمتشعار و مصطفی غضنفری به شعر خوانی پرداختند.
در پایان، محسن شریف طی سخنانی، ضمن تشریح انگیزه این گردهمایی، حضار را به استمرار آن دعوت کرد.
در 4 ماه اول امسال 47 درصد مشترکین آب در شهرهای استان بوشهر زیر الگوی مصرف آب مصرف کردهاند
جلال محمودی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: مدیر گروه در آمد و امور مشترکین شرکت آبفا استان بوشهر گفت: از 8 میلیون متر مکعب آب مصرفی در بخش خانگی 48 هزار مشترک آن زیر الگوی مصرف، آب مصرف کردهاند.
مهندس عبدالهی گفت: این تعداد مشترک سه میلیون و 250 هزار متر مکعب آب مصرف کردند.
وی با اشاره به این که الگوی مصرف آب در ماههای گرم سال ماهیانه برای هر مشترک 24 متر مکعب است گفت: فروش آب به طور متوسط هر متر مکعب 560 ریال است و این در حالی است که هزینه هر متر مکعب آب 2400 ریال است.
مهندس عبدالهی با اشاره به این که در 4 ماه اول امسال 2525 انشعاب آب واگذار شده است گفت: بیشترین متقاضی خرید انشعاب آب مربوط به شهر بوشهر به تعداد 594 فقره بوده است.
جای رفیعی در شاهینپارسجنوبی خالیست
در دوران مدیریت گزی در شاهین بوشهر همیشه سرپرستی تیم بر عهده "ناصر رفیعی" بود. این مرد دلسوز و خستگی ناپذیر هر چه از توانش بر میآمد برای سربلندی تیم محبوب خود شاهین انجام میداد، ولی وقتی امتیاز شاهین تحویل پارس جنوبی گردید باز به رفیعی اعلام نمودند که به عنوان پشتیبانی تیم در خدمت تیم بزرگسالان باشد ولی حکمی به وی داده نشد حتی تیر دروازه بزرگ (متحرک) را وی تهیه نمود. گمان میکنیم که سوء تفاهمی بین مسئولین باشگاه شاهین پارس جنوبی و رفیعی پیش آمده که قید وی را زدهاند. در هر صورت به مهندس دمشقی مدیر عامل شاهین پارس پیشنهاد میشود از تجربیات ناصر رفیعی استفاده ببرد چون وی چندین سال است در فدراسیون فوتبال رفت و آمد دارد. رفیعی میتواند با نفوذش در فدراسیون فوتبال مشکلاتی که در آینده گریبانگیر تیم شاهین میشود را مرتفع نماید، انگار پیشنهاد شده که کنار تیمهای پایه باشگاه در سمتی فعالیت نماید ولی میتوانید به ارزشهای وی در آینده بیشتر پیببرید. امید است که تیم فوتبال شاهین پارس با مدیریت حاج محمد دمشقی به آن چه حقش است دست پیدا کند و کسانی که میتوانند کاری برای این باشگاه انجام دهند به جایگاه اصلیشان باز گردند.
طرح نظرسنجی از میزان رضایتمندی مشترکین برق استان بوشهر انجام شد
طرح نظرسنجی میزان رضایتمندی مشترکین در 10 ناحیه تابعه شرکت توزیع برق بوشهر، به منظور ارزیابی از عملکرد شرکت در سال 85 به پایان رسید.
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر، طرح نظر سنجی میزان رضایتمندی مشترکین از عملکرد شرکت در سال گذشته با هماهنگی و نظارت دفتر روابط عمومی توسط "محمد زنگنه" مجری طرح مذکور و مدرس دانشگاه در 10ناحیهی تابعه شرکت توزیع برق بوشهر به اجرا در آمد. در این طرح از مجموع مشترکان در بخشهای خانگی، تجاری، عمومی، و صنعتی تحت پوشش این 10 ناحیه، تعدادی به عنوان حجم نمونه انتخاب گردید و در قالب جامعهی آماری مورد پرسش قرار گرفتند. بر اساس این نظر سنجی در زمینههای کیفیت ارائه خدمات 69 درصد، کیفیت برق مصرفی 34 درصد، روشنایی معابر 7/69 درصد، کارکنان 78 درصد، تعرفه و پرداخت بهای برق 9/78 درصد و خدمات ارائه شده 75 درصد از کل پاسخگویان راضی تا کاملاً راضی بودند. همچنین نتایج حاصله از این نظر سنجی به صورت کتابچهای تنظیم و جهت برنامه ریزی مطلوبتر در سال 86 در اختیار کلیه مدیران ستادی، نواحی، و کمیتههای تخصصی شرکت قرار گرفت.
یک دستگاه ترانسفورماتور 250 کاو آ در شهرستان جم نصب گردید
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر به منظور کاهش نوسانات برق و افزایش سطح رضایتمندی مشترکین، مدیریت برق شهرستان جم اقدام به نصب یک دستگاه ترانسفور ماتور 250 کاو آ در روستای "قائدی" نمود. با اجرای این پروژه که اعتباری بالغ بر 000/000/180 ریال هزینه در برداشته است مشکل برق 60 خانوار در این روستا مرتفع گردید.
برائت سرخوش از شکایت صدرا
شعبه اول دادگاه کیفری استان بوشهر پس از رسیدگی به
شکایت شرکت صنایع دریایی ایران ـ صدرا، علیه محمد سرخوش به اتهام نشر اکاذیب حکم برائت وی را صادر کرد. دادنامه دادگاه کیفری استان بوشهر به شرح ذیل میباشد.
در خصوص اتهام آقای محمد سرخوش فرزند خدر، 58 ساله، باسواد، متأهل فاقد سابقه کیفری، اهل و مقیم بوشهر، با وکالت آقای مهرزاد رییسینژاد دائر بر نشر اکاذیب، افتراء و توهین از طریق درج مقالهای در شماره 328 ـ 11/10//84 هفته نامه نصیر بوشهر موضوع کیفر خواست شماره 85/1869 دادسرای عمومی و انقلاب شهرستان بوشهر دادگاه با عنایت به محتویات پرونده و نظریه اکثریت اعضاء هیأت منصفه حاضر در جلسه دادرسی مبنی بر عدم مجرومیت متهم به لحاظ عدم تحقیق ارکان بزههای انتسابی لهذا بزهکاری نامبرده را محرز ندانسته و مستنداً به اصل 37 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران با رعایت مفاد تبصره 2 ماده 43 قانون مطبوعات اصلاحی 30/1/79 حکم بر برائت متهم موصوف صادر و اعلام میگردد رأی صادره حضوری محسوب و ظرف بیست روز پس از ابلاغ قابل اعتراض در دیوان عالی کشور میباشد . / س 25/4/86
دادرس و مستشاران شعبه اول دادگاه کیفری استان بوشهر
مجید آرامی ـ بیژن شیبانی ـ احمدرضا گشتاسبی
زیر خط فقر بودن فرهنگیان کجا و پیشرفت علمی کشور کجا؟!
دوازده میلیون ایرانی زیر خط فقر زندگی میکنند. این تازهترین آماری است که از طرف وزیر رفاه دولت عدالت محور اعلام گردیده است. گر چه آمارهایی که از طرف مسئولان وزارت خانهها و سازمانها اعلام میشود نسبت به آمارهای بانک مرکزی دارای اختلاف میباشد و در کل به آمارها در ایران چندان اعتمادی نمیتوان کرد اما فرهنگیان با آمار کاملاً معلوم یک میلیون و دویست هزار نفر جزو آن دسته از ایرانیان قرار میگیرند که متأسفانه زیر خط فقر گذران عمر میکنند. زیر خط فقر بودن بیکاران، بیسرپرستان و ... گر چه پذیرفتنی نیست، شاید توجیه پذیر باشد، اما چرا کسانی که دارای تحصیلات عالیه بوده و دارای شغل ثابت و رسمی آن هم از نوع دولتی میباشند و سی سال از عمر آن هم بهترین زمان جوانی خود را وقف دولت خواهند نمود باید زیر خط فقر بوده از تأمین کردن امکانات اولیه زندگی ناتوان باشند و احیاناً اگر پای خود یا فرزندانشان به جهت بیماریهایی که امروزه به آسانی قابل درمان میباشند (البته با مقداری پول ناقابل) به بیمارستان باز شد یا باید بمیرند یا با قرض و وام و ... خود را مداوا کرده و تا آخر عمر زیر دین دیگران باشند. حقوق دریافتی فرهنگیان نسبت به تورم و گرانی آن قدر پایین است که این تصور را به وجود میآورد که دولت از مستخدمین خود بیگاری میکشد.
به نظر میرسد نه تنها در هیچ یک از کشورهای دنیا افراد تحصیلکرده و شاغل زیر خط فقر نبوده بلکه این گونه شاغلین با حقوق سالهای ابتدایی خدمت خود خواهند توانست. امکانات لازم برای زندگی از جمله منزل مسکونی، خودرو و... را تهیه نمایند. در ایران اما با وجود درآمدهای هنگفت نفتی به دست آوردن اینچنین امکاناتی برای فرهنگیان نه تنها در اوایل خدمت بلکه تا آخر خدمت سی ساله رویایی بیش نیست.
طی این سالها بارها مسئولان جمهوری اسلامی از جمله ریاست جمهوری، رییس قوه مقننه، قضائیه، نمایندگان ملت و همه و همه خواهان بهبود وضعیت معیشتی کارمندان دولت خصوصاً فرهنگیان شدهاند. این جای بسی خوشحالی است اما در این میان آن کس و مقامی که باید این رسیدگی را انجام دهد معلوم نیست همه منتقد وضعیت معیشتی فرهنگیان میباشند اما در عمل حرکت جدی و کار سازی در جهت بهبود آن دیده نمیشود و هر سال با اضافه شدن سی چهل هزار تومان به حقوق فرهنگیان به آنها وعده آینده داده میشود و این آینده هیچ وقت نرسیده است!
مگر نه این است که گویند با وارد شدن فقر از در، ایمان از پنجره بیرون میرود، پس چرا در یک کشور اسلامی این چنین به وضعیت معیشتی مردم مسلمان و فرهنگیان که رسالت پیامبر بر دوششان گذاشتهایم بیتوجهی میشود؟
در حالی که نقش آموزش و پرورش در پیشرفت یک کشور قابل قیاس با دیگر سازمانهای و نهادها نمیباشد و بیشترین سرمایهگذاریها باید در آموزش و پرورش و نظام علمی کشورها صورت گیرد اما در کشور ما عدهای از مسئولان با نگاه مصرفی و عدم در آمدزایی به آموزش و پرورش اصلاً هزینه در آن را سرمایهگذاری نمیدانند و به دلیل همین نوع نگاه هر ساله تعداد زیادی از نخبهگان کشور از رتبههای برتر کنکور گرفته تا مدال آوران المپیادهای علمی و اساتید دانشگاه … به کشورهای پیشرفته کوچ کرده و دیگر باز نمیگردند و کشورهای پیشرفته به این شکل با ایجاد فضای مناسب و تأمین امکانات، صاحب نخبهگان دیگر کشورها گردیده و با استفاده از علم و دانش آنها هر روز بیش از دیروز در مسیر پیشرفت گام بر میدارند که یکی از شاخصترین این نوع کشورها ایالات متحده آمریکا میباشد که به خوبی توانسته با جذب نخبهگان دیگر کشورها در حد یک ابر قدرت در جهان خود نمایی کند و چه بسیار نخبهگان ایرانی که در مهمترین مراکز علمی آمریکا شاغل میباشند.
حال چگونه است که ما فرهنگیان خود را که مسئولیت تعلیم و پرورش نخبهگان آیندهی کشور را بر عهده دارند زیر خط فقر نگه میداریم و آن وقت انتظار پیشرفت و رقابت با دیگر کشورها را هم داریم؟ از این که ایرانیان در هوش و استعداد چیزی از مردمان کشورهای پیشرفته کم ندارند شکی نیست اما این برای پیشرفت علمی کشور گرچه لازم است اما کافی نیست اگر امکانات در اختیار افراد با هوش و استعداد قرار نگیرد، را چگونه انتظار میرود استعدادها شکوفا گردند و چگونه انتظار میرود افراد نخبه بدون هیچ امکاناتی در کشور مانده و زمینهی هرز رفتن استعداد و تواناییهای خود را فراهم کنند؟
آیا میدانید ساسانیان با تأمین امکانات و به وجود آوردن شرایط مناسب از نخبهگان ناراضی دیگر ملل در مکانهای علمی خود بهره میبردند، حتی از رومیان که دشمن ایران بودند! از مسئولان جمهوری اسلامی ایران انتظار میرود نخبهگان را بهترین سرمایههای خود دانسته و با سرمایهگذاری و ایجاد شرایط مناسب ضمن حفظ آنها زمینهی جذب نخبهگان دیگر کشورها را هم فراهم کرده و با توجه ویژه به آموزش و پرورش و مراکز علمی که مرکز پرورش نخبهگان جدید و شکوفایی استعدادها میباشند زمینهی پیشرفت علمی کشور که خواستهی تمام ایرانیان وطن دوست میباشد را فراهم کنند و بدانند با زیر خط فقر بودن فرهنگیان پیشرفت علمی کشور امکان پذیر نمیباشد.
کتاب خانه یا انبار کتاب!
همه این را میدانیم که بوشهر از حیث کتابخانه فقیر است. به خصوص در زمینهی کتابهای روز، و همین طور از حیث کتاب فروشی. هم اینک جز دو ـ سه تایی کتابخانه که فاقد کتابهای روز میباشند محیط مطلوبی برای مطالعه نمیبینیم. یکی از این کتابخانهها، "کتابخانهی مصلحیان" میباشد که نیاز مبرم به تعمیر و مرمت دارد و هیچ نهادی بابتاش هزینه نمیکند. میگویند ملک شخصی است. یکی دیگر "کتابخانهی بوشهر شناسی (ایران شناسی)ست" که عمدهترین کتابخانه در سطح شهر و استان است. آن هم از کمتر فضایی برخوردار است و جالب این جاست که این کتابخانه بار دیگران را هم بر دوش میکشد، یعنی انباری گردیده جهت اضافه بار دیگران. اکنون مدتهاست سالن نسبتاً بزرگی که میشود در آن میز و صندلی جهت مطالعه نهاد یا به انبار کتابهای دیگران تبدیل گردیده؛ و بار اضافی را به این جا منتقل نمودهاند، آن هم با تضمین، ضمانت و امانت نامهای که از بوشهر شناسی دریافت داشته، تا مبادا روزی روزگاری برگی از اینها را باد ببرد. کسی هم حق ندارد تلنگری به اینها بزند و هر که هم میخواهد از این موزه!! دیدن نماید باید فکر عکس گرفتن را از ذهنش دور کند زیرا نور فلاش اثر سوء بر اینها میگذارد. روزی کتابی در لابلای این کتابها دیدم که بسیار نیاز داشتم. همان که سفارش داده بودم برایم بیاورند. از دیدنش ذوق زده شدم. جهت رسیدن به آن از کانالهای مربوط گذشتم. به خوابگاه کتاب! که رسیدم با آهستگی و احتیاط تمام آن را میان انگشتان جا دادم و با سلام و صلوات از میان دیگر کتابها جدایش نموده، با کمترین فشار انگشتان روی میزی که کنارم بود نهادم. به راستی حس کردم خیلی تُرد و شکننده است. چیزی نمانده بود از نفس بیفتم. به یاد شعر سهراب سپهری افتادم: به سراغ من اگر میآیید / نرم و آهسته بیایید/ مبادا که ترک بر دارد/ چینی نازک تنهایی من!
با حسرت نگاهش کردم. اشک در چشم حلقه زد که: ای داد و بیداد ... آب در کوزه و من آوارهی این پهندشت! بالاخره به جای خواندنش، رو نویسیاش کردم، آخر قدغن شده مبادا کتابی از کتابخانه بیرون برود ـ ببینید حال و روز ما را! ـ و ساعتی بعد هم به مسئول مربوطه سپردمش. کتابی 300 صفحهای، آن هم با نکاتی ظریف و مهم و … حال خود قضاوت کنید.
الان هیچ معلوم نیست کدام کتابخانه با کدام مدیر مربوط میشود. تازه اگر هم معلوم شود و بعد از مدیر مربوط بپرسید چه اقدامی جهت کتابخانه صورت دادهاید؟ آیا کتابهای متناسب با روز و باب سلیقه تهیه کردهاید؟آیا کتابخانه را تعمیر و مرمت نمودهاید؟ چیزی برای گفتن نخواهد داشت. تازه مدیری میشناسم که چند پیشه است. دیگر این مدیر کجا میتواند به کتابخانه برسد؟ متأسفانه برای تحقیقات باید کتاب را از شهرهای دیگر همچون شیراز، تهران و غیره تهیه نماییم. این مرکز استان است، وای بر شهرستانی مثل سعدآباد، دیلم ، کنگان و… این را محض اطلاع بگویم: در مشهد کتابخانهای دیدم که مساحتاش چیزی از زمین فوتبال کم نداشت. هر چند تنگ نظری و سلایق شخصی در آن دخیل بود. به هر حال با صبری از جنس صبر "نوح" میتوان امیدوار بود که اقدامی در این راستا صورت گیرد!
گپی با استاندارمحترم بوشهر
چندروزپیش فرصتی دست داد جهت عیادت یکی از بستگان به بیمارستان فاطمه الزهرابوشهر بروم.
وقتی وارد بخش شدم بین چند بیمار هرچه نگاه کردم بیمار مورد نظر را نشناختم. ازاسامی بالای سربیماران کمک گرفتم تا اوراشناختم. واقعا باورم نمی شد. این همان فردمورد نظراست؟ چه لحظه ی سختی بود .باید بگویم جنازه ای بود که نفس می کشید . پزشکان تلاش بسیاری نموده اند که باید از آنها تشکر کرد.اما شدت ضربه آن قدر سنگین بوده که کمتر نتیجه گرفته اند.
آقای ابراهیم منصوری یکی از معلمان فعال وزحمتکش ساکن دیلم را می گویم که حدود 40 روز قبل برای دیدن پدر ومادرش به روستای عامری از توابع شهرستان دیلم رفته بود.هنگام برگشت حدود ساعت 8 شب روبروی روستا از پشت مورد اصابت یک کامیون قرارگرفته ، خود ودختر خردسالش به شدت مجروح می شوند.وهمچنان درحالت بی هوشی به سر می برد وبه دعای همه محتاج است.
البته این اولین حادثه نیست که دراین محل رخ می دهد.مرگ محمد جوادلیراوی وبعداز آن فاطمه زارعی و مجروحین ومصدومین متعدد را مردم فراموش نمی کنند. همچنین تلفات چند صد راس از احشام که خسارات زیادی به خانواده های فقیر وارد نموده است.
به دلیل همین مشکلات ومصائب به وجود آمده بود که حدود یک سال ونیم پیش،ازفرماندار محترم دیلم خواستیم که روبروی این روستا که بزرگترین روستای شهرستان واولین آبادی استان بوشهر از مسیر خوزستان می باشد وطول آن بیش از 500مترنمی باشد را بلوار کشی نموده وروشنایی ایجاد نماید .
با انجام این مهم هم از سرعت وسائط نقلیه ی درون جاده ای کاسته می شد وهم اینکه وسائط نقلیه ای که ازروستا خارج ویا وارد می شوند، باعث تصادف نمی شدند.
اما متاسفانه گوش شنوایی نبود وچندماه پیش که بررسی نمودم، متوجه شدم آقای فرماندار علیرغم درخواست شورای روستا ،پی گیری خاصی انجام نداده اند.تصمیم گرفتم که چند پیشنهاد برای بهبود وضعیت شهرستان به ایشان داشته باشم واین مسئله راهم یادآوری کنم هنگامی که ازایشان وقت خواستم، فرمودند که خبرتان می کنم.ولی متاسفانه گویا هنوز فرصت نداشته اند.!!
نمی دانم وقتی برای جان انسان ها وسلامت آن ها توجه نکنیم، باید به چه چیزی توجه داشته باشیم؟ بی شک برای این حادثه و اگر خدای ناکرده بعد از این هم حادثه ای رخ داد،آقای فرماندارباید پاسخگو باشند.
از آقای استاندار هم متعجب می شوم اگر به قول آقای احمدی نژاد گوش فرماندارش را نپیچد ونپرسد چرا این همه بی توجهی؟
حالا حالاها خبری نیست!
بالاخره بعد از کلی انتظار و التماس نمایندگان اینا آقای آدم خوبه تشریف بردن مجلس تا گزارش پیشرفت برنامه چهارم توسعه دولت نهم را ارائه دهد! (توضیح: چه قدر لفظ قلم!) اما
بعضی از نمایندگان اینا گزارش را نگران کننده تشخیص دادند، بعضیهای دیگه هم خسته کننده توصیف کردند... بگذریم!!
از صحبتهای برنارد کوشنر (توضیح: وزیر امور خارجه فرانسه) هم که گفت جهان باید برای احتمال درگرفتن جنگ با ایران آماده شه، فرداش هم حرفشو پس گرفت و گفت منظور من پیام صلح بود... میگذریم!!!!!
میرسیم به یه سوژه خوب: «نیروگاه بوشهر» که الان شده عین سراب. از شهریور پارسال تا الان هی دنبالش میدویم و قراره افتتاح بشه اما کی؟ خدا میدونه! توی آخرین جلسه آقازاده (توضیح: آقازادهی هیچ کسی نیست فامیلیش آقازاده است) و سرگئی کرینکو قرار شد تا یک ماه آینده جمعبندی کنند که ببینند بالاخره این نیروگاه کی افتتاح بشه خوبه! (توضیح: مثلاً پرونده هستهای مختومه اعلام شده بود!) جمعبندی ما میگه حالا حالاها خبری نیست، شما رو نمیدانم!
نتیجه : این قصه سر دراز داره!!!
زاغو قلندری
شهسوار میگفت یادش بخیر قول هم قول مردان قدیم، یادم مییاد یه سالی ماه مبارک رمضان افتاد تو قلب الاسد یعنی وسط تیر و مرداد که از زمین و آسمون آتش میبارید. اون وقتها نه از کولر خبری بود و نه ماشین درست و حسابی تو شهر پیدا میشد. مرحوم خالوکرم ولید باشی شوفرهای باشرف شهر بودن و انصاف را رعایت میکردن و اگر کسی پول داشت پول میداد، نداشت بعداً حساب میکرد. خیلی از زنهای ماست بند سرتل و رونی و اطراف بوشهر حالا دیگه فقط خاطرهای ازشون به جا مانده. بعضی وقتها هم به درخواست خود راننده به جای کرایه ماشین، ماست و یا خیار و نان تیری تقدیم میکردند. یکی از همین زنها هم دی مندلی بود (مادر محمد علی) عجب شیر زنی بود. فاصله سرتل تا دروازه وسط شهر با یک دیگ سنگین پر از ماست که روی سرش حمل میکرد خروس خوان از خانه میزد بیرون و صبح تو بازار میداد تحویل مرحوم قنبر ماست فروش و خم هم به ابرو نمیآورد. با دی مندلی سی چهل تا دختر و زن دیگه این مسیر پر از افت و خیز طی میکردند و هر روز به نوبت یک نفر برای این که رنج سفر هموار بشه داستانی طولانی نقل میکردند تا به شهر برسند، همه خوش بودند و راضی و دعاگو. دیگه کسی به خاطر یک کیلو گوشت یخ زده برزیلی نمیرفت تو صف وعده و وعیدهای آقایون پُر مدعا، که فقط بلدند خوب جلسه بگیرند و عملکرد بیرون بدهند. الان قریب به یک هفته هست که قراره به مناسب ایام ماه مبارک رمضان گوشت ارزان توزیع کنن ولی دریغ از عمل، همش وعده همش حرف. یک مکانی دور از دست رس برپا کردن به اسم نمایشگاه و به عنوان عرضه کالای ارزان کردنش تو بوق صدا و سیما و دادن به خورد خلق الله، حالا بپرس چه دارید؟ دستمال کاغذی و مانتو مال زمان ملوک السلطنه و نون شیرینی و خلاصه هیچی! وقتی وارد میشی به یاد دشت ارژن و چنار شاهیجان میافتی. آخه درسته که مردم بوشهر نجیب و قانع هستند ولی دیگه نه این طوری! حداقل بیانصافها حالا که جنس بنجل بیخاصیت میدین به دست مردم لااقل نرخش هم به اندازه بازار بدین. آخه یکی نیست به ای پرفسوری که مغزش خسته کرده که این نمایشگاه راه انداخته بگه سی دی خام هم شد ارزاق عمومی! چه طور به جاش پسته خام نمیآرید؟! کمربند چرمی که مدعی هستین از چرم گاو هست به چه کار پیرزن بدبخت مییاد با اون سگک پهن پهلوانیش! چه طور گوشت گاو نمیآرید؟ فقط مجمع امور صنفی زحمت کشیده و مردم به زحمت انداخته و ارزاق دفترچهای توزیع میکند که این هم هر چه قدر پول داری باید دو برابرش بدهی به مسافرکش بیانصاف. این جاست که میگی روحت شاد قلی شوفر، نور به قبرت بباره خالو کرم، انشاالله درهای بهشت بر رویت باز بشه فرماندار زند و سلام بر گامهای استوار زنهای سرتل که دشتهای غصب شده را در مینوردیدند و بنیادی، محمود، حاج یوسف و احمدزاده هاج و واج چشم به دهان شهسوار دوخته و شهسوار عصبانی و سرکش با دهان کف کرده و روزهدار هم چنان میتاخت و صدای اذان مغرب از بلندگوی مسجد محل به گوش رسید و نانوایی سرکوچه آسیاب همچنان شلوغ وصف شیر یارانهای بسیار طویل و بوی خوش کماچ گرم، صدای شهسوار را فرو کشاند و اولین نخ سیگارش را افطار کرد و راه افتاد به طرف صدای اذان و مسجد.
سخنی با استاندار محترم بوشهر
از اینکه آقای افراشته استاندار بوشهر فردی خستگیناپذیر است بر کسی پوشیده نیست. پیگیری، جدیت در کار و حل مسائل و مشکلات مردم از ویژگیهای بارز استاندار محترم میباشد که باعث رضایت عمومی مردم گردیده است.
گرچه گرفتاریها و کارهای عدیده استاندار محترم بسیار زیاد میباشد اما این دلیل بر عدم حضور ایشان در بین مردم و خلف وعده نباید باشد. چند سالی از اولین حضور استاندار محترم در شهر آبدان میگذرد، روزی که جناب آقای افراشته برای مردم صحبت نمودند و همگان را به روزهای آینده امیدوار ساخته بودند در خاطر مردم جا خوش کرده است. مردم از خود میپرسیدند پس وعده و وعیدهای استاندار چه شد؟ گرچه میدانیم کارهای استاندار بسیار زیاد است اما توقع داریم که به وعده خود عمل کند، زیرا وی نماینده عدالت محور دکتر احمدینژاد میباشد اما چرا این جوری شده نمیدانیم. استاندار محترم قول داده بودند که در اسرع وقت باز هم بین مردم حضور پیدا کنند و مشکلات را از نزدیک ببینند و توان خود را برای حل آنها به کار ببرد. آیا وقت آن نرسیده است که به این وعده جامه عمل بپوشاند؟ مردم شهر آبدان در انتظار روزی هستند که باز هم استاندار با مسئولین استانی و شهرستانی با چهره گشاده مردم را پذیرا باشند، مردم به همین دل خوش کردهاند که استاندار خلف وعده نکند، ای کاش این انتظار به سر میآمد و استاندار محترم و تلاشگر از راه میرسید و گرد و غبار مشکلات را از چهره مردم تلاشگر شهر آبدان میدوزد.
مروری کوتاه بر یکی ازعملیاتهای ایران
قبل از آغاز عملیات رمضان، مسئولین و دست اندرکاران به طور عمد