توهین به هنرمند گناوهای
شنیده شده است یکی از مسئولین شهر گناوه به یکی از هنرمندان این شهر توهین کرده و ظاهر این توهین باعث رنجش خاطر جمعی از هنرمندان و هیأت مذهبی شهر شده است.
کاندیداهای جدید حوزه بوشهر، گناوه و دیلم
شنیده شده است دو نفر دیگر خود را برای کاندیداتوری در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم آماده میکنند. شنیدنیها حاکی است "وبلاگ حیات داوود" مدعی است "حاج امانالله حیاتی" یکی از سپاهیان 8 سال دفاع مقدس خود را برای کاندیداتوری حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم آماده میکند. همچنین گفته میشود مهندس "فرزان اسدی" فرزند نصرالله اسدی عضو شورای اسلامی شهر بوشهر نیز قصد کاندیداتوری در این حوزه را دارد.
شکایت پزشک از شیخیانی
شنیده شده است "مختار پزشک" عضو سابق شورای شهر خورموج طی شکایتی از "شیخیانی" شهردار سابق خورموج به بازرسی خواستار تحقیق و بررسی بیشتر از عملکرد وی در بازرسی استان شده است. گفته میشود بازرسی استان نیز بعد از ماه مبارک رمضان اقدام به پی گیری این شکایت خواهد کرد.
برکناری یک رزمنده دفاع مقدس
از مدیریت مدرسه دیر
شنیده شده است مدیر آموزش و پرورش شهرستان دیر در هفته دفاع مقدس اقدام به برکناری احمد حسنزاده از رزمندگان دفاع مقدس از مدیریت مدرسه دیر نموده است. شنیدنیها حاکی است تعدادی از خانواده شهدا و رزمندگان طی نامهای نسبت به برکناری وی از مدیریت مدرسه اعتراض نمودهاند.
سایتی دیگر از اصلاحطلبان بوشهر
شنیده شده است دو تن از خبرنگاران نشریهای بوشهری با همکاری یکی ازسرمایهگذاران اقدام به راه اندازی سایتی به نام "خبرگزاری بوشهر" نمودهاند.
سخنرانی ماه رمضان و فیلم سازان
شنیده شده است یکی از روحانیون در گناوه در سخنرانیاش به مناسبت ماه مبارک اظهار داشته است: فیلم سازان کشور ما فقط در جهت شهوت و جنایت فیلم میسازند.
قیصر صالحی : با تغییر نام استان موافق نیستم
نماینده مردم کنگان و دیر در مجلس شورای اسلامی گفت: تغییر نام استان بوشهر دیدگاه و نظر عطارزاده است.
قیصرصالحی گفت: من موافق تغییر نام استان نیستم. به نظر من نام بوشهر نام زیبایی است و مردم استان نیز با این نام خو گرفته اند.
صالحی اضافه کرد: هرپیشنهاد که از سوی نمایندگان ارائه میشود بررسی خواهد شد. قطعاً پیشنهاد عطارزاده نیز بررسی و نظر سنجی خواهد شد.
قیصر صالحی افزود: مردم منطقه عسلویه با توجه به عشقی که به استان بوشهر دارند با نوشتن طومار مخالفت خود را با جدایی از استان بوشهر اعلام کردند. علیرغم تمام این وفاداریها و اشتراکاتی که با مردم استان بوشهر دارند متأسفانه مورد بی مهری برخی از مسئولان بوشهر قرار گرفتند، وی در ادامه گفت: شهرهای حاشیهای پارس جنوبی در معرض بیشترین آسیبهای اجتماعی قرار دارند. بنده در دل مردم هستم تنها راه برون رفت از مشکلات همین اخباری است که موجب نگرانی مسؤلان استان بوشهر شده، قطعاً مسئولان استان فارس را هم نگران کرده است.
وی خاطر نشان کرد: این دیدگاهی است که وجود دارد اگر به فکر نباشیم به مرور به واقعیت تبدیل میشود. مدیران استان باید بیشتر توجه کنند. شهرهای جنوبی استان نیاز به نظارت بیشتر دارد. چندین بار من و مردم عسلویه از استاندار دعوت کردیم در بین مردم عسلویه حضور پیدا کنند و مشکلات را از نزدیک ببیند، اما علیرغم این که هزار بار نام عسلویه را بر زبان میآورد در جمع مردم عسلویه حضور پیدا نکرده است.
وی متذکر شد: شهر عسلویه در حال حاضر با مشکل بیآبی مواجه است و برای رفع این مشکل از تانکر استفاده میشود.
وی گفت: کرد در سفر رییس جمهور به شهرستان دیر یکی از خواسته های مردم بیمارستان نیمه تمام دیر بود که هر چه زودتر به اتمام برسد رییس جمهور نیز قول مساعد داد ولی مسئولان استان حمایت نکردند. استاندار اواخر سال 85 به دیر آمد و گفت: پروژه بیمارستان دیر به اتمام میرسانیم و دانشگاه آزاد را هم در مهر ماه راه میاندازیم. از مسئولان میخواهم وعده بیجا ندهند. ما جاده کوهستانی حادثه خیز شیرینو را داریم. به همین منظور بودجه نیز اختصاص داده شد ولی متأسفانه برگشت خورد.
ایدههای نخبگان در اتاق فکر تصویب و اجرا خواهد شد
در همایش تجلیل از نخبگان استان، استاندار بوشهر اظهار داشت: نخبگان استان در تخصصهای خودشان میتوانند در اتاقهای فکر حضور پیدا کنند و ایدهشان را مطرح و مسئولین نیز ایدههای آنان را بعد از تصویب در شورای برنامهریزی استان عملیاتی خواهند کرد که این فرصت بسیار خوبی برای نخبگان است.
وی اضافه کرد: مسئولیت و نقش نخبگان سنگینتر از گذشته خواهد بود و باید به مسئولیت تاریخی خودشان بیشتر توجه کنند و مسئولین نیز برای تولید اندیشه ی نخبگان بسترسازی کنند.
وی گفت: در آینده یک محیط مجازی برای اتاق فکر راه اندازی خواهد شد که برای ارتباط مداوم با استاندار و مسئولین خواهد بود.
استاندار در ادامه از راه اندازی بنیاد نخبگان استان خبر داد و خاطر نشان کرد: این بنیاد در یک مکان مستقل برای نخبگان و با حمایت بنیاد نخبگان کشور به زودی در استان
راه اندازی خواهد شد.
افراشته در ادامه به تهیه بانک اطلاعاتی استان توسط "کرمی" معاون برنامهریزی استانداری اشاره کرد و اظهار داشت: دستور دادم بانک اطلاعاتی را تهیه کنند برای انتخاب یک مدیر به لحاظ این که اطلاعات ضعیفی داریم و شاید در تصمیمگیری دچار مشکل شویم.
وی در پایان گفت: امیدوارم بستری در استان فراهم کنیم تا از هجرت نخبگان از استان جلوگیری کنیم.
بیتالمال / اموال دولتی
میراث فرهنگی (12)
بخش هجدهم
4ـ وزارت مسکن و شهرسازی به استناد قانون تأسیس شورای شهرسازی و معماری ایران مصوب اسفند ماه سال 1351 ه.ش و به منظور هماهنگی در برنامههای شهرسازی، اعتلای هنر معماری ایران و رشد و توسعهی سبکهای مختلف معماری سنتی و جنبههای اصیل آن را مبتنی بر روشهای نوین علمی و فنی و شیوههای اصولی و مناسب ساختمانی همواره در نظر داشته و قوانین ناظر، شرح وظایف اجرایی شورای عالی شهرسازی و معماری را تبیین و تصریح نموده است، اما از آنجاکه پس از تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور و لحاظ بند یازده از ماده سه قانون اساسنامه آن حفاظت، پژوهش، معرفی و احیاء آثار گرانبها و ذیقیمت معماری سنتی ایران و اظهارنظر در خصوص طرحهای عمرانی جامع و تفصیلی در مناطق و محدودههای فرهنگی ـ تاریخی و حق موافقت نهایی در رابطه با تعمیرات بافتها و اماکن باستانی ارزشمندی و پیشگیری از تخریب آنها از جمله وظایف قانونی سازمان میراث فرهنگی قلمداد گردیده، لذا هر دو ارگان مذکور می بایست با ایجاد زمینههای تعامل و همفکری در رابطه با اهداف عالیه، نظریات و عملیات اجرایی خود را با مشاوره و مذاکره با یکدیگر منطبق نموده تا سیاستهای اجرای پروژههای ساخت و ساز شهری با روح حفاظت از بناها و آثار فرهنگی مغایر نباشد و وزارت مسکن و شهرسازی نیز به عنوان عامل طراح و هدایت کننده و یا مجری و ناظر، در این راستا نقش حمایتی و پشتیبانی خود را در حفظ آثار به خوبی ایفا نماید.
5ـ شهرداریهای سراسر کشور براساس بند بیست و دوم از ماده پنجاه و پنج قانون تشکیلاتی مؤظفند که با سازمان میراث فرهنگی کشور در امر حفاظت از بناها و آثار فرهنگی و تاریخی و مجموعهها و بافتهای قدیمی و باستانی همکاریهای لازم را اعمال نمایند. شهرداریها که خود در زمرهی مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی محسوب میشوند چنانچه در حین ارائه طرح و اجرای برنامههای توسعه معابر و زیباسازی و مبلمان شهری، آثار باستانی ـ فرهنگی و تاریخی ـ و محوطه و اماکن یا مجموعههای بافت قدیم شهری را در محدوده نقشه و عملیات اجرایی رؤیت نمایند مکلفند قبلاً موافقت سازمان میراث فرهنگی کشور را مبنی بر روند حفظ آثار و تعیین حریم و پایدار ماندن میراث آبا و اجدادی و محفوظ ماندن مناظر و فضای مناسب از نظر مبحث گردشگری جلب کنند. این همکاری دو جانبه لازم و ملزوم هم بوده و حسن اجرای آن تعهد شهرداریها را نسبت به همیاری در مراقبت و نگهداری آثار نشان داده و این گونه مؤسسات را به عنوان یکی از مؤثرترین دوستداران و حامیان میراث فرهنگی معرفی خواهد نمود.
در همین رابطه با رایزنیهای انجام شده متکی بر مقررات موضوعه گذشته و به منظور توسعه حمایتهای قانونی از آثار فرهنگی و تاریخی و املاکی که تحت این عناوین درمالکیت اشخاص حقیقی و حقوقی میباشد، «قانون معافیت ابنیه و اماکنی که در زمرهی آثار ملی به ثبت رسیده و همچنین موزههای تحت پوشش سازمان از عوارض شهرداری»
در تاریخ 28/11/71 به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید و پس از تأیید شورای نگهبان در تاریخ 2/11/71 ابلاغ و به حالت اجرا درآمد.
6ـ سازمان اوقاف و امور خیریه به عنوان قلب تپندهی میراث فرهنگی ـ به دلیل در اختیار داشتن موقوفات فراوان و مدیریت بقاع متبرکه و اماکن مذهبی ـ متولی بخش مهمی از اینگونه آثار است. باورهای دینی و مذهبی مردم ایران زمین از دیرباز، شاخصترین و ماهرترین هنرمندان این مرز و بوم را به ساخت و تزیین و مرمت اماکن مقدس، مساجد و بقاع متبرکه ترغیب و تشویق نمود که حاصل این هنرآفرینی و تلاش و زحمات مستمر، نشأت گرفته از تقرب به درگاه الهی به جای ماندن تعداد چشمگیری ابنیه و اماکن زیارتی و مذهبی در سراسر کشور است. نقش و نگار، خطاطی، کاشیکاری، منبتکاری و معماری انجام شده در این بناها و رقبات، علاوه بر ارزش تاریخی و فرهنگی، دارای ارزشهای فوقالعاده هنری نیز میباشد.
سازمان اوقاف و امور خیریه، مدیریت اماکن مذهبی ـ تاریخی موصوف را عهدهدار بوده و بر حسب اختیارات قانونی، امین یا هیأت امناء تعیین شده، نگهداری و تعمیر و مرمت ابنیه را در حیطه وظایف خود دارند. با این شرط که بنا بر شرح وظایف سازمان میراث فرهنگی، حفاظت حقوقی از امکان مذهبی و تاریخی و سایر امور مربوط بایستی با نظارت و موافقت قبلی این سازمان انجام پذیرد.
7ـ وزارت امور اقتصادی و دارایی به عنوان ناظر و حسابرس کل اموال دولتی اعم از منقول و غیر منقول و مرجع قانونی بررسی کننده وضعیت حساب و موجودی فیزیکی ابوابجمعی اموال دستگاههای اجرایی، همواره اهمیت خاصی برای شرح وظایف موضوعه قائل گردیده و دائماً در تلاش است تا با اجرای صحیح مقررات و طرح و پیشنهاد ضوابط جدید، ضریب ایمنی و حفاظتی بیتالمال را افزایش دهد. نظارت بر نقل و انتقالات و فروش اموال منقول و غیرمنقول دولت و صدور مجوزهای لازم و تحکم بر ممنوعیت فروش نفایس و آثار و بناهای تاریخی (موضوع ماده 115 قانون محاسبات عمومی کشور) و حساسیت و وسواس ویژه در رسیدگی به اقلام میراث فرهنگی و آثار موجود در موزهها و مجموعههای تاریخی از طریق بازرسی و مراجعات مکرر و ارایه راهکارهای قانونی در زمینهی حفظ و حراست آنها و رفع نواقص و معایب موجود و ... نقش مهم و برجسته این وزارت خانه را در این رابطه آشکار ساخته و به لحاظ دخالت و مدیریت خاصی که در بودجهبندی کل کشور دارد، پیوسته در تبصرههای قانون بودجه ضرورت همکاری مسئولین و دستگاههای اجرایی را توصیه و از شیوههای مناسب قانونی مانند: معافیت مالیاتی مالکین ابنیه تاریخی در موقع انتقال ملک به سازمان میراث فرهنگی، قبول هزینههای انجام شده در مورد مرمت آثار تاریخی در فصل هزینههای قابل قبول، عملکرد مالی اشخاص حقیقی و حقوقی و سایر روشهای اعطای معافیتهای مالیاتی مساعدت لازم را با هدف جلب مشارکتهای مردمی در راستای حفاظت و پژوهش و معرفی و احیاء میراث فرهنگی کشور انجام میدهد. سایر همکاریها و برنامههای این وزارتخانه سالیانه در قانون بودجه و بخشنامهها و دستورالعملهای ابلاغی مشهود و ملحوظ است.
پشتیبانی و حمایت دستگاههای اجرایی دولتی و مؤسسات وابسته فراتر از نمونههای ذکر شده بوده و چنانچه کلیهی سازمانها و وزارتخانههای دولتی همگام و همراه با مردم متفقاً در این امر مشارکت داشته باشند، هرگز زمینههای نابودی و تخریب و چپاول و به یغما بردن میراث فرهنگی ایجاد نخواهد شد.
تخته سیاه و روشنایی سبز کلاس
چشم اندازی از پشت شیشه پنجره، پنجرهی اطاقی از واحد چندمین طبقه برج بلند پروازیها، پنجرهی اطاقی با دکوراسیون شیک و مدرن، نمادی از تمایلات دنیای پیشرفته امروزی، ابزار و وسایلی پیچیده که هر کدام با دکمهای و ثانیه یا دقیقهای بعد گیرنده پاسخ بوده است. پدیدههای ارتباطی امروز و تسریع در باب تجارتهای جهانی، گره خورده با مدرنترین شاهکار علم و صنعت یعنی کامپیوتر. دنیای علم و صنعت هم چنان مثل باد به پیش میرود و هرگز عقب گردی ندارد. اما آیا این همه پیچیدگی و این همه دست یابی به علوم و فنون حاصل شده از همان ابتدای کار از رو در رویی تخته سیاه کلاس و رو سفیدی صفحات دفتر و زرین کلمات کتاب و زبان شیرین معلم چشمه نگرفته؟ به روایت تاریخ زمانی بسیار دور افزار نوشتنی همچون پر پرندگان بود و کلماتی بر پوست جانوران به جای کاغذ تا با امروز که وسایل ارتباط جمعی و جعبه جادوئی مجموعه دستاوردیست که ریشه و بنیان آن از حاصل دست و زبان معلم حکایت دارد. معلم و هزار خاطره. همهی عشق، همهی شوق و سالهای پی در پی دیدار در فضای چهار دیواری کلاس، از روز اول مهر، قدم در خانه عشق و محبت و احساس خوش ماه مهر، ماه مهربانی، ماه دیدار و آشنایی با بچهها که همه دوستداران معلم خود هستند، دست مهربانی و عطوفت فشرده. از فضای باز حیاط مدرسه قدم به فضای کلاس و طالبین کمال و معرفت از یک سو و از جهتی دیگر سیاهی تخته سیاه، تخته سیاهی که هزاران چشم دوخته. جسم روسیاهی که مردمانی را فرهیخته و استاد نموده، کسانی را پزشک و عالم کسانی را برای سالها کنار خود نگهداشته تا بیاموزند و آنان نیز آموزنده شوند. از دور این که یک معلم، شاگردی بوده و از کودکی و کودکستان تا مقاطع پی در پی تحصیلی و گذران آن و زمانی که از پشت میز و نیمکت کلاس و دوران دانشآموزی برخاسته و در کنار تخته سیاه و پشت میز قرار گرفته همراه با خاطرات دانشآموزی خود دنیای بس زیبا برایش تداعی میشود. خاطرات فوقالعاده شیرین سالهای معلمی که هرگز فراموش شدنی نخواهند بود. هر چند که از بُعد معیشتی و وضعیت زندگی هم قصه تلخ و تأثر باری در بر دارد اما دوران سپری شده یک معلم و ماندگاری خاطرههای به یاد ماندنی و گذراندن سهمیه عمری سی ساله در کلاس مجموعاً خنثی کنندهی تألمات روحی و فکری اوست و اگر همین قصههای شیرین کلاس نبود هرگز مدرسه و کلاس قدیمی و شاگرد، ماندگاری و معنا و مفهومی نداشت.
چند روز مانده به روز مادر از شاگردم ـ که در کلاس چهارم ابتدایی مشغول به تدریس بودم ـ پرسیدم: کیوان چه هدیهای برای روز مادر در نظر گرفتهای؟ گفت آقا معلم اتفاقاً همین سؤال را از مادرم نمودم، گفتم مادر دلم میخواهد هر چیزی که دوست داری برایت بگیرم و هدیه نمایم. مادر در جوابم گفت بهترین هدیه برای روز مادر آوردن کارنامه با نمرات عالی است که مرا بسیار شادمان می نماید. کیوان بهترین شاگرد کلاسم بود. هم از نظر اخلاق و هم درس فوقالعاده بود. البته اکثریت خوب بودند. هیچ خاطرهای برای معلم بهترین و شیرینترین خاطره ی دوران اشتغالش نیست که با فراوان سلیقهها و عقاید روبرو میشود. هرگز فراموش شدنی نخواهد بود. برای معلم وجود همین شاگردانش هستند که به جز ماندگاری خاطره هر کدام از بچهها خود، شیرینی هستند که برایش میمانند. باز هم از همین کیوان به یاد دارم که یک روز چند نفر شاگرد که در درس خود سهل انگاری نموده و پاسخگوی سؤال نبودند متحمل چندبار نوشتن جدول ضرب شدند. اتفاقاً کیوان هم در آن روز بدون اشتباه نبود و چون برای اولین مرتبه مرتکب اشکالی شده بود از او صرف نظر شد، اما کیوان گفت آقا معلم من هم مثل آنها خواهم نوشت چون اشتباه پاسخ دادم مگر من با اینها چه فرقی دارم. بقیه بچهها گفتند کیوان تو از اول سال تا کنون همین یک بار بلد نبودی ولی ما چندین مرتبه است که تنبلی کردیم. با وجود این که بچهها او را میشناختند و دوستش داشتند گفت فرقی ندارد من هم مثل شما، باید تنبیه شوم تا مِن بعد مرتکب اشتباه نشوم.
آرمانِ یک معلم که در واقع بدون هیچ گونه چشم داشت و توقعی پیشرفت در کار خویش میداند مسلماً وجدان کاریش خواهد بود، زیرا در انتخاب شغل هدف و انگیزهای جز آن نداشته. برای هیچ کس پوشیده و مبهم نیست که شغل آموزگاری با دیگر کارها و مشاغل کاملاً متفاوت و فوقالعاده میباشد. دیده و شنیده میشود که در بعضی مواقع معلم به جهت فشار زندگی و وضعیت معیشتی مجبور میشود به نوعی درد دلی داشته باشد تا شاید توانسته باشد حتی الامکان وصول بخشی از مطالبات خود با رفاه بهتری دین خود را به آینده سازان ادا نموده و در توجیه نمودن و بازدهی مفید و موفق باشد. با وجود این همه مظلومیت و ایثار یک معلم در پی این گونه در خواستهایش هم اگر به نتیجهای نرسد او راه مقدس خود را پیموده و هرگز مأیوس نشده و باز نخواهد ایستاد. او نمیخواهد نسبت به تعهد خود سرپیچی کرده باشد. فضای کلاس و جمع شاگردان برایش ارزشمندتر از هر چیزی ست.
دستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
بوشهر، بوشهر!!!
کت قشنگ که خیلی چپ افتاده با مو قشنگ، همهی کسانی روکه با تغییر نام استان بوشهر مخالف کردند تهدید کرده و قراره پروندهسازی کنه!
احتمالاً آقای فرهنگ و اعضاء شورا اینا که سنگ تمام گذاشتند و همهی نویسندگانی که در این زمینه قلم فرسایی کردند در لیست سیاه آقای کت قشنگ حضور دارند.
اون موقع قضیه جدیتر میشه که اعضاء شورا اینا هم برای این که کم نیارن یه تجمع مردمی تدارک ببینند! مردم هم شعار بِدن «بوشهر، بوشهر»، آهنگ سیراف هم پخش بِشه، البته خیالتون راحت هیچ کس حرکت موزون انجام نمیده!
اون وقت کت قشنگ باز هم اعلام میکنه برای کسانی که با تغییر نام استان مخالفت میکنند پرونده میسازم، اما میزش دیگه جای پروندهی جدید نداره!
نتیجه: اسم استان بوشهر درخشانتر از همیشه در کنار ساحل خیلجفارس میدرخشد.
مدیرکل اداره نوسازی مدارس اعلام کرد :
بیش از 540 میلیارد ریال اعتبارات سال جاری
مدیر کل اداره نوسازی مدارس گفت: در سال جاری اعتبارات بالغ بر 540 میلیارد ریال به منظور احداث، تعمیر، نوسازی، توسعه و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی در استان بوشهر پیشبینی شده است.
احمدینیا گفت: با صرف این اعتبارات علاوه بر تکمیل تعداد 136 پروژهی نیمه تمام در دست اجرا، احداث تعداد 148 پروژهی جدید آموزشی و پرورشی مشتمل بر 810 کلاس درس نیز شروع خواهد شد.
وی افزود: در حال حاضر تعداد 1521 ساختمان آموزشی شامل 6713 کلاس درس فیزیکی در استان بوشهر در اختیار ادارات آموزش و پرورش شهرستانها و مناطق مختلف استان قرار دارد که در آنها بیش از 2476 آموزشگاه در قالب حدود 9900 کلاس درس دایر میباشد.
وی خاطر نشان کرد: بالغ بر 2350 کلاس درس فرسوده و تخریبی در استان بوشهر شناسایی شده است که حدود 35 درصد فضاهای آموزشی استان را شامل میشود.
وی اضافه کرد: در سال مالی گذشته اعتباری بالغ بر 350 میلیارد ریال به امر احداث، تکمیل و تجهیز فضاهای آموزشی و پرورشی استان بوشهر اختصاص داشته که با صرف این اعتبارات 80 فضای آموزشی و پرورشی شامل 449 کلاس درس با زیر بنایی 89 متر مربع تکمیل شده و تحویل ادارات آموزش و پرورش شهرستانها و مناطق مختلف استان شده است.
وی در ادامه گفت: در سال گذشته تعداد 24 باب فضای آموزشی شامل 119 کلاس درس توسط خیرین مدرسه ساز استان احداث شده و به ادارات آموزش و پرورش تحویل داده شده است.
وی متذکر شد: علیرغم رشد قابل توجه اعتبارات اختصاص یافته به منظور رفع معضل کمبود فضای آموزشی و بازسازی مدارس فرسوده نیاز به احداث حداقل 5537 کلاس درس جدید است.
وی در پایان گفت: فضاهای آموزشی مورد نظر شامل مدارس ابتدایی، مدارس راهنمایی، مدارس متوسطه، هنرستانهای فنی و حرفهای، هنرستان کار ودانش، هنرستان هنر، کانونها و مجتمعهای فرهنگی، کانون پرورش فکری، کانونهای قرآن، نمازخانههای مدارس، اردوگاههای دانشآموزی، سالنهای امتحانات و اجتماعات، زمینهای ورزشی دانش آموزی و سالنهای ورزشی سر پوشیده است.
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر :
پیشنهاد تغییر نام استان هیچ خاستگاه مردمی ندارد
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر گفت: طبق ماده 21 آیین نامه اجرای قانون تقسیمات کشوری تشخیص تغییر نام بر عهدهی وزارت کشور است نه نماینده یا هر کس دیگر. اردشیر محمدی باغملائی گفت: طبق ماده 21 آیین نامه اجرای قانون تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران با توجه به مفاد 13، تغییر نام و نام گذاری شهرها و استان ها با پیشنهاد وزارت کشور و تصویب هیئت وزیران انجام میپذیرد.
محمدی باغملائی افزود : نماینده مردم بوشهر، گناوه و دیلم در نطق پیش از دستور خود در مجلس بر تغییر نام استان بوشهر تأکید کرده و از دولت و مجلس درخواست کرد برای تغییر نام استان بوشهر اقدام کنند. ایشان درخواست خود را این چنین مطرح کرد: معلوم نیست کدام دست های ناپاک نام زیبای خلیج فارس را از این استان گرفته و با نیات شوم استعمارگران در کم رنگ کردن این نام در منطقه هم گام شدند. محمدی خاطر نشان کرد: نام گذاری استان بوشهر هیچ چیزی را در خلیج فارس کم نکرده است. نام استان بوشهر مطابق خواسته و تمایل مردم صورت گرفته است. وی متذکر شد: ایشان نام گذاری استان بوشهر را به دشمنان و دست ناپاک نسبت داده است، اصلاً چنین چیزی صحت ندارد اگر صحت داشته باشد دستان ناپاک در نام گذاری 30 استان دیگر مثل استان تهران یا خراسان نیز اقدام کرده اند.
وی اضافه کرد: در 30 سال گذشته چه در سفرهای رییس جمهورهای پیشین چه در سفرهای مقام معظم رهبری یک بار هم مردم چنین درخواستی را مطرح نکرده اند. پیشنهاد جدید ایشان مثل موارد قبل هیچ خاستگاه مردمی و جایگاه عمومی ندارد.
شکایت استانداری بوشهر از هفته نامه نصیر
کلانتری یک بوشهر در روز یکشنبه 15/7/86 برگ احضاریه مدیرمسئول نصیر بوشهر را به وی ابلاغ کرد.
مدیرمسئول نصیر بوشهر در گفتگویی، علت احضار را شکایت استانداری ذکر کرد و افزود: در برگ احضاریه، استانداری به عنوان شاکی معرفی شده است.
وی تاریخ احضار را ساعت 9 صبح روز 16 مهر 86 در کلانتری ذکر کرد.
قابل ذکر است کرمی معاون اداری و مالی استانداری بوشهر در مصاحبه مطبوعاتی، خود را شاکی معرفی کرده است.
تأکید معاون استاندار بوشهر برای عملیاتی کردن طرحهای هادی شهرها
معاون امور عمرانی استانداری بوشهر بر عملیاتی کردن طرحهای هادی شهرهای استان تأکید کرد.
به گزارش روابط عمومی استانداری بوشهر، "مسعود نصوری" در جلسه بررسی طرح هادی شهرهای کلمه و شبانکاره گفت: مشاورین و مسئولین مربوطه باید پس از طراحی لازم، نسبت به اجرایی کردن طرح با جدیت اقدام کنند.
مهندس نصوری اظهار داشت: تا پایان سال 88 باید تمام شهرها دارای طرح هادی باشند.
وی با اشاره به اینکه اجرای مطلوب و صحیح طرحهای هادی در توسعه شهرها مؤثر خواهد بود تصریح کرد: در اجرای طرحهای هادی ضوابط ساخت وساز باید دقیقاً رعایت شود.
مهندس نصوری تأکید کرد: تغییراتی که قرار است در شهرها ایجاد شود باید با نظر و هماهنگی کمیتهی فنی اجرا شود.
در این جلسه مشاورین، طرح هادی شهرهای کلمه و شبانکاره را بررسی کردند و اعضای جلسه نیز نظرات خود را اعلام نمودند.
راهیابی مستند "کوخت" اثر رامتین بالف به جشنوارهی بینالمللی سینمای مستند ایران
فیلم مستند "کوخت" اثر فیلمساز برجسته بوشهری "رامتین بالف" به بخش مسابقهی جشنوارهی بینالمللی سینمای مستند ایران ـ که از 23 تا 27 مهر ماه در تهران برگزار میشود ـ راه یافت.
شایان ذکر است مستند "کوخت" از بین بیش از 800 فیلم مستند ارسالی برگزیده شده که قرار است در کنار 50 اثر برگزیدهی دیگر در بخش مسابقه، داوری شود.
گفتنیست در این جشنواره ـ که نخستین دورهی آن برگزار خواهد شد ـ احتمالاً "مایکل مور" و تعدادی از کارگردانان معتبر اروپایی با آخرین آثارشان حضور خواهند داشت.
سرویس ادب و هنر هفتهنامهی نصیر بوشهر این موفقیت را به رامتین بالف و جامعهی هنری بوشهر تبریک میگوید.
کسب رتبهی نخست بنیاد شهید استان در الکترونیکی شدن پروندههای ایثارگران
براساس به روزرسانی پروندهها و سرکشی از خانوادههای ایثارگر و آمار دقیق همراه با اطلاعرسانی صورت گرفته از جمله تماس تلفنی و جمعآوری اطلاعات پایهای (شغلی، تحصیلی، ایثارگری و درمانی)، سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر توانست رتبه نخست را در کشور کسب نماید.
مدیر پروژهی سازماندهی آمار و اطلاعات پایهای سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر در گفتگو با نصیر بوشهر ضمن بیان این مطلب اظهار داشت: به دنبال تجمیع نهادهای ایثارگری در استان (بنیاد شهید، بنیاد جانبازان، ستاد آزادگان) و ایجاد سازمان جدید به نام "بنیاد شهید و امور ایثارگران" در استانها و از جمله استان بوشهر، تغییرات مهم و پایهای براساس مفاهیم و اصول دولت الکترونیک از ستاد مرکزی این نهادها تحت عنوان طرحهای تحویلی از 2 سال پیش در دستور اقدام قرار گرفت که در قالب آن میتوان به الکترونیکی شدن پروندههای شاهد و ایثارگر، کارت الکترونیک، اتوماسیون و هاتف (616) اشاره نمود.
شاهپور مجاهدی هدف از اجرای این پروژه را بالا بردن توان برنامهریزی سازمان، توانمند سازی فرآیند های کاری سازمان به ویژه در حوزه مراجعهی معکوس، توسعه عدالت در ارائه خدمات سازمان به افراد ذیحق عنوان نمود و تصریح کرد: پروژه مذکور در مورخ 25/4/86 با تشکیل ستاد مرتبط و اطلاعرسانی آغاز و حدوداً دو ماه است که شروع گردیده و شامل تمامی شهدا و منسوبین آنها و آزادگان و جانبازان میشود.
وی ادامه داد: با توجه به مأموریت بنیاد شهید و امور ایثارگران جهت ساماندهی آمار و اطلاعات، نیازمند به جمعآوری اطلاعات مورد نیاز حوزههای تخصصی میباشد که در دو مرحله برنامهریزی شده که شامل اطلاعات عمومی و اختصاصی است.
وی در پایان به پیشرفت این پروژه در استان بوشهر اشاره نمود و اظهار داشت: در میان 32 استان در کشور، بوشهر با 75% کار پیشرفت داشته و کل جامعهی ایثارگری و منسوبین نیز 30 هزار نفر میباشند.
گلایهی یک شهروند بوشهری خطاب به استاندار
این جانب "علی محمودی" که از ناحیه پا دچار کار افتادگی هستم و به دلیل مشکلات مالی، در سال 84 نامهای به ریاست جمهوری برای حل حداقل پارهای از مشکلاتم ارسال نموده که در آن خواهان تسهیلاتی جهت خرید یک شناور صیادی شده بودم. بعد از یک سال و نیم که از ارسال این نامه گذشت از طرف استانداری ـ قسمت رسیدگی به شکایات مردمی ـ به ما جهت دریافت پاسخ اطلاع داده شد که ما به آن جا مراجعه کردیم و بعد از دوندگی بسیار بعد از چند ماه ـ با وجود سهمیه بندی بنزین چرا که از ماشین خودم استفاده میکردم ـ تصمیم گرفتم یک روز برای سریعتر انجام شدن کارم نامه را به دبیرخانه ببرم که خانمی در بخش رسیدگی به شکایات مردمی با لحن بد و پرخاشگری و تهدید گفت ما کار شکنی میکنیم! حال از شما میپرسم: آقای استاندار به نظر شما آیا صحیح است حال که کاری انجام نشده این چنین برخوردی هم با ارباب رجوع صورت گیرد؟ من دلیل آن را غیر بومی بودن افراد در چنین نهادهایی میدانم. فلان رییس هنوز نامه را پیگیری نکرده سنگ اندازی میکند و کاری میکند که ارباب رجوع از درخواستی که کرده پشیمان شود و دیگر پیگیری نکند. آقای استاندار؛ باید شکایت اینها را پیش که بُرد که به نتیجه رسید. مردم ما مظلوم و از نظر مالی ضعیف و دچار مشکل هستند. آیا این است عدالت و مردم سالاری!
شهر ایمن در انتظار بوشهر
مراسمی به مناسبت 7 مهر روز آتشنشانی با حضور شهردار، رییس شورای اسلامی شهر بوشهر و همچنین مدیر کل سازمان آتشنشانی و جمعی از آتشنشانان در هلال احمر برگزار شد.
شهردار بوشهر ضمن گرامی داشت 7 مهر اظهار داشت: در آینده نزدیک طرح مطالعه ایمنی شهر در بوشهر تدوین خواهد شد.
رجائی اضافه کرد: با این طرح در هر حادثه، راههای مقابله و لوازم مورد نیازش را خواهیم شناخت و به دنبال آن لوازم و امکانات را در اختیار مردم شهر قرار خواهیم داد.
شهردار افزود: خوشبختانه 5 هزار نفر در سال 85 در سطوح مختلف آموزش دیدهاند. وی تأکید کرد: آموزش مسائل ایمنی باید در شهر ارتقاء داده شود که در سطوح مختلف بتوانیم آموزش را به لایههای مختلف انتقال بدهیم.
شهردار در بخش دیگری از صحبتهایش به بحث تجهیزات در آتشنشانی اشاره کرد و اظهار داشت: باید آتشنشانی را مجهز کنیم، چون در مباحث مختلف ایمنی فاقد بخش قابل توجهی از تجهیزات است وی افزود: در این رابطه حمایت جدی شورای اسلامی و مجموعه شهرداری را میطلبد که بتوانیم ارتباط خوبی برقرار کنیم و تجهیزات مناسبی را در اختیار آتشنشانی قرار بدهیم تا بر پدیدههای اطراف خودش اشراف داشته باشد و مدیریت کند. شاید این حوادث ناگواری که در جای جای کشور و استانمان میبینیم کمتر شاهد آن باشیم.
محمدی باغملایی نیز به ضعف فرهنگ ایمنی در جامعه اشاره کرد و گفت: متأسفانه ضعف فرهنگ در همه ارکان جامعه ما مشهود است. وی اضافه کرد: شما در سطح شهر نگاه کنید همه جای شهر را این همه تبلیغات مختلف فراگرفته ولی راجع به فرهنگ ایمنی کمترین مطلب وجود دارد.
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر در پایان اظهار داشت: اگر بتوانیم ایمنی را در کشورمان به صورت سازمان یافته و توسعه یافته جا بیندازیم دیگر این حوادث ناگوار در شهر و دیارمان نخواهیم داشت.
در پایان مراسم از آتش نشانان تجلیل شد و به برخی درجات آتشنشانی اهدا گردید.
تغییر مدیریت سازمان اتوبوس بوشهر
به گزارش روابط عمومی سازمان اتوبوسرانی بوشهر و حومه: طی حکمی ضمن تقدیرو تشکر از خدمات چندین ساله احمد رایانی مدیر عامل قبلی سازمان اتوبوسرانی بوشهر و حومه، نعمت الله شیخ سقا به عنوان سرپرست جدید این سازمان معرفی گردید.
سه پروژه برقرسانی با اعتباری بالغ بر 000/000/760/9 ریال در شهرستان کنگان به بهرهبرداری رسید
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر، مدیریت برق شهرستان کنگان با نصب 4 دستگاه پست هوایی 400 کاوآ اقدام به برقرسانی به تمبک جدید کنگان، مجموعه دامداران بنک و خط 20 کیلو ولت نایبند در شهرستان مذکور نمود. جهت اجرای این پروژه اعتباری بالغ بر 000/000/760/9 ریال هزینه شده است.
بی احتیاطی راننده ی کامیون جان دو نفر را گرفت
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: بی احتیاطی راننده کامیون در محور گناوه به دیلم جان یک نفر راننده پراید و سرنشین آن را گرفت. مأمورین انتظامی شهرستان گناوه در پی اطلاع از یک مورد تصادف در محور گناوه ـ دیلم در محل حاضر و در بررسی مشخص گردید یک دستگاه کامیون کمپرسی به رانندگی رسول با یک دستگاه سواری پراید به رانندگی احمد و سرنشینی مهران تصادف نموده که در نتیجه راننده پراید و سرنشین آن به علت شدت جراحات وارده جان خود را از دست دادند. کارشناس تصادفات علت حادثه را انحراف به چپ راننده کامیون کمپرسی اعلام نمود.
آتش سوزی در مرغداری یک کشته بر جای گذاشت
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: آتش سوزی در مرغداری جان یک نفر را به علت عدم رعایت اصول ایمنی گرفت. پلیس شهرستان دشتستان در راستای آتش سوزی در یک مرغداری به محل عزیمت کرده که در تحقیقات مشخص گردید شخصی به نام محمد هنگامی که قصد داشته ضایعات مرغداری را در گوشه ای ، بیرون از مرغداری با گازوئیل آتش بزند به علت عدم رعایت اصول ایمنی، آتش به وی سرایت و جان خود را از دست داد.
گازگرفتگی سه نفر را به کام مرگ فرستاد
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: گازگرفتگی در یک فروند بارج در جزیره صدف، جان سه نفر را گرفت. مأمورین انتظامی بوشهر در پی کسب خبری مبنی بر یک مورد گازگرفتگی در جزیره صدف به محل عزیمت کرده که در بررسی ها مشخص شد سه نفر از ملوانان یک فروند یدک کش اماراتی هر سه تبعه هندوستان به همراه یک نفر از کارگران ایرانی به نام رضا جهت تعیین میزان آب مخزن یک فروند بارج که در کنار یدک کش مذکور پهلو گرفته بود وارد آن شده که در نتیجه در آنجا به علت گاز موجود در بارج دچار گازگرفتگی شده است. در این حادثه دو نفر از ملوانان هندی و کارگر ایرانی جان خود را از دست دادند.
دستگیری توزیع کننده موادمخدر در شهرستان دیر
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: پلیس شهرستان دیر یک نفر به نام ابراهیم را که در تهیه و توزیع مواد مخدر فعالیت داشت شناسایی و دستگیر کرد. مأمورین شهرستان دیر در راستای مبارزه با موادمخدر در این شهر یک نفر توزیع کننده مواد مخدر به نام ابراهیم را شناسایی و وی را در یک عملیات غافلگیرانه با یک دستگاه خودرو پژو دستگیر کردند. شایان ذکر است پلیس در بازرسی از خودرو مذکور مقدار 950 گرم تریاک، 50 گرم سوخته تریاک و یک حقه وافور کشف و ضیط کرد.
کشف 1000 لیتر گازوئیل قاچاق در شهرستان دیلم
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: پلیس شهرستان دیلم مقدار 1000 لیتر گازوئیل قاچاق را در این شهر کشف و ضبط کرد. مأمورین انتظامی شهرستان دیلم در راستای اجرای طرح مبارزه با قاچاق سوخت در بازرسی از یک فروند قایق صیادی به ناخدایی عبدالرسول مقدار 1000 لیتر گازوئیل فاقد مجوز را کشف و ضبط کرد.
بازیافت زباله فقط دو درصد!
در ایران از 7 هزار تن زبالهی تولیدی در شهر تهران و دفن 90 درصدی آنها، تنها10 درصد زبالهها تفکیک میشود که تنها دو درصد آن قابل بازیافت است. این در حالی است که در کشورهایی مانند ژاپن از زباله به عنوان «طلای کثیف» یاد میشود که صد در صد آن سود است، به شرط آن که به شیوهی صحیح بازیافت شود. اهمیت دفع و بازیافت صحیح آن در کشور ما در حالی از سوی مجامع ذیربط مورد تأیید است که هنوز ساختار مشخصی برای انواع زباله تعریف نشده است. روزانه 7 هزار تن زباله شهر تهران دفع و به منطقهی کهریزک واقع در حاشیه و جنوب غربی تهران انتقال داده میشود و به گفتهی کارشناسان زیست محیطی، این سرمایهی ملی یا همان "طلای کثیف" زیر خروارها خاک مدفون میشود بی آن که هیچ استفادهی مفید و کارآمدی از آن به عمل آید.
در این میان گفته میشود چنان چه سیاست بازیافت صحیح پسماندها به کشور انتقال داده شود و روشهای نوین و کارآمد بازیافت همراه با تکنولوژی سازگار با پارامترهای جامعه به کشور راه یابد و حمایت دولت در این خصوص بارزتر شود، میتوان به تأکید متخصصان زیست محیطی، در عین حالی که از این بازیافت به اشتغال زایی رسید، منابع طبیعی را هم با تولید انواع کودهای کشاورزی ناشی از پسماندها حفظ کرد. در غیر این صورت اگر وضعیت تولید زباله در کشور به همین روال ادامه پیدا کند در آینده از سوی مجامع جهانی حفظ محیط زیست با هشدارهای جدی روبهرو خواهیم شد.
اکنون با تصویب قانون مدیریت پسماندها از سال 82 همهی زبالههایی که تا به حال تولید میشود و فاقد صاحب بوده با این قانون هر فرد مسئول زبالهای میشود که تولید میکند و به ازای آن نیز باید هزینهاش را بپردازد. این قانون بدین معنی خواهد بود که اگر یک خانهدار 5 کیلوگرم زباله تولید میکند، باید به اندازه50 کیلوگرم زبالهی تولیدی، هزینه بپردازد و اگر فردی 50 کیلو زباله تولید میکند ـ که اکثر این زبالهها حاوی مواد خطرناک و آلوده کننده است ـ باید هزینه بیشتری نسبت به کسی که 5 کیلو زباله عادی تولید کرده است بپردازد. بنابراین اصل، هر فردی مؤظف خواهد بود زبالههای تولیدی خود را مدیریت کرده و اگر قادر به این مدیریت نیست هزینهاش را بپردازد تا دستگاههای مربوطه همچون شهرداریها مدیریت آن را به عهده بگیرد.
آموزش و مدیریت:
آن چه شهروندان در خصوص فرهنگ جداسازی زباله باید بیاموزند این است که زبالهها را به صورت تر و خشک در کیسههای جداگانه تحویل دهند، زیرا فناوری ما در حال حاضر در کشور تا همین حد است. تکنولوژی ما در آن مرتبهای از پیشرفت نیست که روی پلاستیکها، آرمهایی زده شده و نوع پلاستیک و gradeآن مشخص شود. این فرآیند تنها در مورد محصولاتی که قرار است به کشورهای پیشرفته و صنعتی صادر شود اعمال میشود زیرا در غیر این صورت از ورود محصولاتی که فاقد برچسب قابل بازیافت یا غیر قابل بازیافت باشند به چنان کشورهایی جلوگیری میشود. نکته قابل ذکر آن که ترکیب تولید زباله در ایران با سایر کشورهای اروپایی بر عکس است، چنان چه در ایران 70 درصد زبالههای تولیدی تر و 30 درصد آن خشک است اما در اروپا 30 درصد تر و 70 درصد خشک تولید میشود.
زبالههای تر ـ که به پسماند میوهها، سبزیجات و مواد غذایی و تفالههای چای اطلاق میشود ـ بیشترین بخش زبالههای شهری را تشکیل میدهد. این زبالهها اگر در کیسه جداگانهای جای گیرند پس از بازیافت تبدیل به کمپوست شده و این بهترین کود برای مصارف کشاورزی خواهد بود. زبالهی خشک نیز که شامل کاغذ، پلاستیک، چوب ، پارچه، فلزات و… میشود حتی در کشورهای پیشرفته به عنوان "طلای سیاه" نامیده میشود که در صورت جدا شدن از زبالهی تر میتوان دوباره آنها را وارد چرخه مصرف کرد و مورد استفاده قرار داد.
بازیافت آلومینیوم نیز میتواند تا 90 درصد در مصرف انرژی برای ساخت دوباره آن صرفهجویی به همراه داشته باشد که در این صورت آلودگی مرحله تولید آن نیز تا 95 درصد کاهش مییابد. در چنین فرهنگ سازی باید هر رنگی را برای یک نوع زباله در نظر گرفت و با نصب دستگاههای بازیافت نسبت به بازیافت زبالههای قابل بازیافت در معابرعمومی اقدام شود. ولی از آن جا که در کشور ما وظایف دستگاهها در خصوص مدیریت هر نوع زباله مشخص نبوده و مشخص نیست که مسئولیت زبالههای تولید شده بر عهده چه کسی است، هم چنان آموزش فرهنگ جدا سازی، چالشهای خود را میپیماید و در میان شهروندان محلی از اعراب ندارد. دلیل آن هم نه تنها به نواقص این آموزش بر میگردد، بلکه وقتی صحبت از کیسههای جداگانه به رنگهای متفاوت برای هر زباله میشود ولی در عمل چنین امکاناتی در اختیار شهروندان قرار نمیگیرد و راهکارهای مناسب برای آن نیز توصیه نمیشود، هم چنان معضل بازیافت زباله به عنوان نقطه عطف مسائل زیست محیطی در ایران باقی میماند.
زباله بیمارستانی:
حجم زبالههای بیمارستانی که هر روزه به 400 تن میرسد بخش عمدهای از زبالههای شهر تهران را تشکیل میدهد و معضل مدیریت پسماندها را دو چندان کرده است. باید بیمارستانها را از معدود مراکزی دانست که در آن مواد شیمیایی با تنوع بالا مصرف میشود. بر اساس برآوردها در بیمارستانها بیش از 630 نوع مواد شیمیایی مختلف استفاده میشود که از این تعداد 300 نوع غیر سمی، 300 نوع سمی و خطرناک و حدود 30 نوع نیز کم خطر هستند. همچنین در هر شبانه روز هر تخت بیمارستانی 2/71 کیلوگرم زباله تولید میکند. آمار جهانی در این زمینه که از سوی سازمان جهانی بهداشت اعلام شده 4/1 ـ8/7 کیلو گرم است و اگر بر اساس آمارها هر شهروند تهرانی روزانه 0/9 تا 1/5 کیلوگرم زباله تولید کند، لذا هر فرد بستری در بیمارستان حدوداً 3 برابر بیش از یک فرد بیمار در جامعه تولید زباله میکند. بنابراین با توجه به چنین آماری جمعآوری و ذخیرهسازی جداگانه زبالههای عفونی اهمیت بسیار بالایی دارد و اگر به نحو صحیح انجام شود تأثیر چشمگیری در کاهش حجم زباله خواهد داشت، زیرا طبق اطلاعات موجود تنها 20 درصد زبالههای بیمارستانی عفونی هستند. اگر چه بنا به دستورالعمل اداره کل سلامت محیط و وزارت بهداشت، بیمارستانها موظف به جمعآوری و ذخیره سازی مجزای زبالههای عفونی و غیر عفونی از مبداء تولید هستند، ولی بنا به ادعای مسئولان در حال حاضر شهرداری تهران زبالههای 330 بیمارستان را جمعآوری و دفن میکند. "زیبا طلاییزاده" کارشناس محیط زیست که یکی از بهترین وسایل برای از بین بردن زبالههای بیمارستانی را استفاده از دستگاههای زباله سوز میداند، معتقد است: این دستگاهها باید الزاماً تحت استاندارد قرار گرفته و به دودکشهای خروجی بسیار قوی مجهز باشند، وی به نظارت کامل بر دستگاههای زباله سوز بیمارستانها تأکید میکند تا از ایجاد گازهای سمی و خطرناک که در نتیجهی احتراق ناقص به وجود میآید جلوگیری شود. در کشورهای پیشرفتهای چون کانادا، آمریکا، ژاپن و آلمان که دارای High-technology دفع زباله هستند از دستگاههای زباله سوز بسیار پیشرفته به روش پلاسما استفاده میشود. در این دستگاهها، زبالههای بیمارستانی را در حرارت هزار درجه سانتی گراد میسوزانند و آنها را تبدیل به آب و دیاکسید کربن میکنند. در برخی کشورهای توسعه یافته چون سوئد از روش بهتری استفادهی میشود. در این روش که استریلزاسیون (ضدعفونی کردن) نام دارد، ابتدا زبالههای بیمارستانی را به وسیله دستگاههای بسیار مدرن و مجهز به انواع وسایل پیشرفته، استریل یا ضد عفونی کرده و دوباره آن را قابل بازیافت و استفادهی مجدد قرار میدهند؛ چرا که پلاستیکی که برای موارد استفاده بیمارستانی تهیه میشود از نوع بهترین پلاستیک است و میتوان در استفادهی مجدد آن را مورد بازیافت قرار داد. در حال حاضر در کشورهای در حال توسعه چون کشورهای عربی و ایران برای از بین بردن زبالههای بیمارستانی از روش دفن این گونه استفاده میکنند که از قدیمیترین و عقب ماندهترین روشهای دفن زبالهها است. در این روش ابتدا زمین را به ارتفاع چند متر گود برداری میکنند و سپس با ریختن مقداری آهک در بستر گودال، زبالههای بیمارستانی را درون آن قرار میدهند و دوباره روی زبالههای را آهک میریزند و بعد آن را با خاک میپوشانند و سراغ قطعه زمین دیگری میروند.
طلاییزاده خاطرنشان میکند: تنها استان فارس از روش استریل و سپس دفن بهداشتی استفاده میکند که نسبت به سایر استانها در مرحله جلوتری پیش میرود. دفن زباله در کشورهای دیگر در بسیاری از کشورهای اروپایی هزینه دفن و بازیافت از مشتری دریافت میشود و بر این اساس مشتری قادر خواهد بود تا محصول مورد نظر را انتخاب کند. چنان چه در کانادا نیز شرکتهایی مسئول خرید شیشههای نوشابه هستند، تا در اثر بازیافت این شیشهها به مواد قابل مصرف، دوباره آنها را به چرخه مصرف مشتریها وارد کنند.
در جامعه اروپا مشتری نوشابههای خانواده فقط قیمت واقعی محصول را پرداخت و عوارض دفن بطریهای غیر قابل بازیافت را دریافت نمیکنند. این در حالی است که در کشور ما بطریهای پلاستیکی نوشابه همراه با حجم عمدهای از زباله در زیر خروارها خاک پنهان میشود و نه تنها مشتری در کار تفکیک زباله هنگام تحویل مشارکت نمیکند بلکه هزینهی دفع و یا بازیافت آن را نیز نمیپردازد. نتیجه این که بعد از گذشت این همه سال مطالعات و تحقیقات مدیریت مواد زائد، همچنان کشور ما با معضل بازیافت زباله دست به گریبان است.
بُنتوک
بنیادی به مناسبت ایام ماه مبارک رمضان دوستان بازنشستهاش را همراه با چند تا رفیق قدیمی محل دعوت کرده منزل و بساط افطاری راه انداخته. محمود دکهدار و سیدرضا هم زحمت پذیرایی را قبول کردند و در آمد و شد بین اطاق هشت دری و آشپزخانهاند. رادیو در حال پخش دعای "ربنا" است. حاج یوسف وضو گرفته و منتظر اذان چشم از رادیو بر نمیداره. او معتقد است تا اذان تمام نشده و نماز مغرب به جا نیاره افطار نمیکنه. بر عکس شهسوار یک نخ سیگار آماده تو دستش داره تا عن قریب روشنش کنه. صدای مؤذن همراه با صدای قاشق و چنگال قاطی شد و شهسوار آتش کرد و همه اعتراض و شهسوار مجبور شد برود توی حیاط و بکاهد از حیات. محمود از فرصت استفاده کرد و رو کرد به طرف بنیادی و اجازه خواست که شهسوار را کوک کند. الحق والانصاف بنیادی سنگ تمام گذاشته بود، از شیر گاو گرفته تا آش و حلیم و میوه. شهسوار داخل شد و سریع خودش را به سفره رساند. هنوز استکان چای تو دستش بود که محمود شروع کرد و از شهسوار پرسید: چه خبر؟
شهسوار عاشق جمله "چه خبر" است. وقتی ازش میپرسند "چه خبر" انگار که دنیا را بهش دادهاند. شهسوار گفت: اگر نمیپرسیدی خودم میگفتم. دیروز برای یه کاری رفته بودم شهرداری، وقتی وارد شدم دیدم الا ماشاالله جمعیت مثل مور و ملخ تو هم لول میخوردن و هر کسی یه پروندهای تو دستش دنبال کارشناس و امضاء و مهر و اتاق رییس میگرده. با خودم گفتم شهسوار مگه راه گم کردی اومدی این جا ولی چاره چیه که با امروز دو روزه کوچه زباله برداشته و کسی هم خودش صاحب نمیکنه. گفتم وقت ملاقات بگیرم و با خود شهردار صحبت کنم که گفتن شهردار با معاون عمرانیش رفته بازدید پروژه! و برو پیش معاون خدمات شهری. بالاخره با هر زحمتی بود اتاق معاون شهری پیدا کردم. داخل که شدم خانم منشی لم داده به صندلی و داشت تلفنی با یکی حرف میزد. ظاهراً اونطرف خط یکی دیگه هم مشکل ما داشت و خانم منشی جوابش داد: مطرح میکنیم. تلفنش که تمام شد سلام کردم و مشکل محله را بهش گفتم. ایشون هم با کمال احترام و بیحوصلگی فرمودند: مطرح میکنیم. گفتم: میخوام معاون را ببینم. گفت: رفته قبرسون سر بزنه! تو دلم گفتم ما این جا زنده زنده داریم به گند کشیده میشیم، آغا تو فکر مردههان! گفتم فایده نداره. رفتم طرف نگهبانی تا یه آدم کُم گتی نشسته پشت یه کامپیوتری و داره آتاری بازی میکنه. گفتم: برادر، درد ما اینه کجا باید برم؟ بدون این که سرش بالا کنه پرسید: ماشین مدل چنده! گفتم: ماشین ندارم، تا بنده خدا طبق عادتش فکر میکنه اومدم عوارض ماشین بریزم. مؤدبانه بدون این که نگاهم کنه همونجوری که مشغول بود گفت: برو تو آسانسور دکمه چهار فشار بده، روابط عمومی ترتیبش میده. آسانسور سوار شدم رفتم طبقهی چهار تا خدا بده برکت، یه جوون خوش تیپ سرچرب لوله تفنگی داره هی لوح تقدیر قاب میگیره! سلام کردم و دردم گفتم، ایشون هم در کمال احترام بدون کوچکترین حرکتی فرمودند: شما نباید میاومدید این جا حالا بفرمایید تشریف ببرید منزل و با شماره 137 تماس بگیرید! گفتم: حالا که تا این جا اومدم جوابم بده. فرمود: نیاز به جواب دادن نداره ما مکتوب میکنیم. با خودم گفتم فایدهای نداره کار باید امروز انجام بگیره و گرنه محله گند میکنه! از پلهها اُومدم پایین و سرازیر خیابان شدم و به تاکسی گفتم: شورا، شهرداری قدیم! بالاخره یه تاکسیگیر اوردم سوار شدم دیدم راننده غلو قیلونین. پرسید: شهسوار چه خبر این جا چه میکنی، شورا چه خبر؟ ماجرا براش تعریف کردم. غلو سر ماشین برگرداند به طرف سنگی و گفت: نری بهتره! گفتم: چه طور، و غلو شروع کرد به درد دل و نالیدن از این که هر روز مسافرهای زیادی سوار میکنم که از شهرداری مینالند و میگن کسی پاسخگو نیست و فقط دنبال در آمد و عوارض از مردمن. البته مردم حقشونن، وقتی شورا و شهرداری اکثراً غیر بومی و نا آشنا به امور شهرن دیگه توقعی از این بیشتر نمیره. گفتم: چه طور؟ گفت: والا چه بگم وقتی شهردار به گفتهی خودش مال روستاهای اطراف باشه، معاون مالیش مال فلانجا، عمرانیش مال بهمان جا و هفتاد درصد کارکنان شهرداری از شهرهای اطراف، انتظار بیشتر از این نمیره. یکی قسم میخورد میگفت چند تا مینیبوس و اتوبوس برای ایاب و ذهابشون کرایه کردن. خلاصه اگه دنبال فریادرسی میگردی نگرد که نیست. آغایون موقع انتخابات چنان شهرم، شهرم میکنن که نگو و نپرس به محض این که نشستن روی کرسی صدارت همدیگه لو میدن و معلوم میشه دعوا سر لحاف ملا نصرالدین بوده. برو شهسوار خودت یه فکری برای زبالههات بکن. اینا روزی هم که زباله بر میدارن فکر میکنی، چکارش میکنن میبرن دو کیلومتری اونطرفتر تو جادهی نیروگاه خالیش میکنن تا باد دوباره به صورت پودر برگردونه تو حلق مردم. برو جونم سعی کن زباله تولید نکنی والا همی آش و همی کاسن.
و کامیون پیک بهداشت شهرداری در روز روشن خیابان اصلی شهر را زباله باران میکرد و در گوشهای دیگر کارگران شهرداری تیرهای برق خیابان سنگی را چراغانی میکردند و به روی سطل پوسیده زبالهی کنار خیابان با خط خوش نوشته شده بود: شهر ما، خانهی ما و طرح تکریم ارباب رجوع عقیم ماند!
گفت و گو با بوشهر! به انگیزهی پیشنهادِ تغییر نام بوشهر
از سوی رهیافته
عبدالقلم: جناب بوشهر! شنیدیم فردی به نام "رهیافته" پیشنهاد داده اسم شما رو عوض کنن، بِذارن خلیجفارس! نظر شما چیه؟
بوشهر: والله چه بُگم؟! ای عامو اوقات نِناده سی مُ! از وقتی پاش ناهاد تو مجلس، تموم کار و زندگیش شده گیر دادن! اولش گیردا به "رایس" که سی خاطرِ شکستِ عشقی، میخواد موشک شلالِ ایران کُنه بلکه یه ترکشی هم قدِ "جوون قزوینی "بخوره و دِرازش کنه! بعدش گیر دا به هر چه شاعر و نویسنده و روزنامه نگار و آدم فرهنگیِ غیرِ خودی بی. وقتی دیگه غیر خودی نموند سیگیر دادن، رفت هلِ خودیها و گیر دا به رییس صدا و سیما و وزیر و وکیل و ای روزا هم خُ گیر سه پیچ داده به اُستوندار که: زیتر خروسا تو جونِ هم مینداخته! حالا هم که سوژههاش ته کشیده، بند کرده به اسمِ مُ!
عبدالقلم: اما "رهیافته" میگه اسمِ شما رو اطرافیان "بوش" روتون گذاشتن!
بوشهر: چه میگی سیخُت؟ او موقع "بوش" کجا بی؟
عبدالقلم: آخه رهیافته میگه پاچه خارایِ استکبار که توی دربارِ جّدِ بوشِ پدر به عنوان شاعر و کاتب کار میکردن برای خوش خدمتی به "بوش"، به برادرایِ انگلیسی شون پیشنهاد کردن اسم شما رو بذارن "بوش شهر " و کم کم "بوش شهر" تبدیل شد به "بوشهر" !
بوشهر: ای پلوردهها چِنن؟! او موقع که خدا بیامرز "لیان" سی مُ سِجِل گرفت، از هفت جدِّ "بوش" هم خبری نبی که بخوان اسمِ ای عامو ری مُ بیلن. راسیاتش بِخی "رهیافته" ای جور گفته تا بلا نسبت مُ عامل استکبار معرفی کنه و بگه مُ دور از جون قصدِ تهاجمِ فرنگی دارُم!
عبدالقلم: چه پیامی برای "رهیافته" دارین؟
بوشهر: اول و آخر میخوام سیش بُگم: عامو! تو خُ سه سال و خوردِی از ای موقعیت باد آورده بازی بازی گُذِروندی رفت؛ بیوای پنج ماه هم به جِی گیر دادن به اسم مُ و کشیده زدن تو گوشِ وکیل و فحش درمانی، مرخصی بیگیر بیشین تو بُرجِ شمال شهریت وُ تحقیقاتت دربارهی "رایس" تُموم کن تا مردم حالیشون بشهای مصیبت و فلاکتی که تو منطقهیِ مُ میکشن زیرِ سر "رایس" و کاخ سفیدن! تا بفهمن مُ با ایقه سرمایه و هنر و نفت و گاز و نیروگاه و فِضِی گردشگری و میراث جد و آبا، اگه باز هم برچسب محروم ری پیشونیم خورده و قرارن تا قیومِ قیومت هم وَر نیا، دور از جون ربطی به عملکرد تو و استوندار و وکیل و مدیر و مسئول نداره و همهش کارِ "رایسن" که روزگارِ ما مثِ رنگِ لارش سیاه کرد، او هم سی چه…سی خاطر یه شکستِ عشقی!
سپاس و قدردانی
مردن عاشق نمیمیراندش در چراغی تازه میگیراندش
آنگاه که در سحرگاه یازدهم امرداد، قلب مهربان فرزندی هنرمند، برادری بیبدیل، پدری مهرورز و شویی عاشق از تپش باز ایستاد و خورشید زندگیمان چهره در سیماچهی کسوف نهان کرد، اگر نبود هُرم هَمنفسی و رخشش حضور شمایان، تا هنوز و همیشه بندیِ محاق بودیم. اما حضور و همراهی بیدریغ شما بار دیگر زمزمهی این باور بود. که هنرمندی که به انسان و انسانیت عشق میورزد و لحظه لحظهی حضورش آمیزهی مهر و ایثار و صداقت و دوستیست، هماره در آثارش و در ذهن مردمان، زنده و جاریست و زندهیاد "حمید لطفی" این گونه بود / هست.
پرسنل محترم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، نمایندگان محترم استان آقایان پورفاطمی، شجاع و قیصر صالحی، مشاور محترم استاندار، مسئولین و معاونان محترم ادارات، نهادها و سازمانهای استان بوشهر، مدیرکل محترم و پرسنل ارجمند اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر، مدیریت محترم و پرسنل ارجمند مرکز هنرهای نمایشی، مدیریت محترم و پرسنل ارجمند حوزه هنری مرکز، مدیریت محترم و پرسنل ارجمند حوزه هنری استان بوشهر، مدیریت محترم و پرسنل ارجمند سازمان صدا و سیمای مرکز بوشهر، مدیریت محترم منطقه ویژه اقتصادی، مدیریت محترم و پرسنل ارجمند شرکت صدرا، اعضای ارجمند پایگاه مقاومت حمزه سیدالشهدا (شرکت صدرا)، اعضای ارجمند پایگاه مقاومت شهید کرهبندی، مدیریت محترم شرکت صدف، مدیریت محترم شرکت فناوری آبهای عمیق، اقشار ارجمندِ فرهنگیان، استادان، دانشجویان، ورزشکاران، پزشکان، نظامیان، بسیجیان، جانبازان و ایثارگران، کارگران، اصناف مختلف، مساجد، تکایا و هیئتهای عزاداری، استاد بهرام بیضایی، عوامل تولید و دستاندرکاران ارجمند سریال حضرت یوسف، عوامل تولید و دستاندرکاران ارجمند فیلم سینمایی ماهیگیران کوچک، هنرمندان ارجمند کانون فیلم، انجمن نمایش و انجمن سینمای جوان بوشهر، شاعران، نویسندگان و هنرمندان ارجمند عرصهی تئاتر، تلویزیون و سینما و انجمنهای ادبی و هنری تهران و شهرستانهای مختلف کشور، شاعران، نویسندگان، هنرمندان ارجمند و انجمنهای ادبی و هنری استان بوشهر، مدیریت محترم کانونهای تبلیغاتیِ علمی، نیلبک و یاس، مدیران مسئول محترم و هیأت تحریریهی ارجمند نشریات وزین سراسری، مدیران مسئول محترم و هیأت تحریریهی ارجمند نشریات وزین استان به ویژه نصیر بوشهر. بدینوسیله از همراهی بیدریغ شما بزرگواران که از طریق تماسهای تلفنی، درج پیامهای تسلیت، نصب بنر و پلاکارد، انتشار ویژه نامه و حضور در مراسم تشییع، تدفین، ختم، هفتم و چهلم بدرودِ هنرمند گرانارج زندهیاد "حمید لطفی"، با ما همراه بودید و برجاییان را تسلای خاطر بخشیدید، سپاسگزاری و قدردانی نموده و امیدواریم بتوانیم بخشی از حجم عظیم مهرورزی و الطاف شما را پاسخگو باشیم.
خانوادهی لطفی و منسوبین
میلادیانِ تابستان
شاعران، نویسندگان، هنرمندان
و روزنامهنگاران گران ارجِ هم اقلیمی زادروزتان خجسته باد
تیر
فرج کمالی ـ شاعر
فرشید جان احمدیان ـ نویسنده، منتقد ادبی
خلیل موحد ـ روزنامهنگار، نویسنده
سیروس بنهگزی ـ روزنامهنگار، نویسنده
اسماعیل جاشویی ـ عکاس، فیلم بردار
کریم فائقیان ـ عکاس، فیلمبردار
ایرج حسینپور ـ عکاس، فیلم بردار
احمد خالقپناه ـ ورزشی نویس
رسول حیدری ـ ورزشی نویس
پروینتاج محمدی ـ نویسنده
محسن خوئینی ـ شاعر
عبدالکریم شیخیشتان ـ روزنامه نگار
امرداد
ایرج شمسیزاده ـ شاعر
علیگلزاده ـ داستان نویس، بازیگر
ابوالقاسم ایرانی ـ شاعر
داریوش غریبزاده ـ فیلمساز
نصرت زمان وادی ـ بازیگر
ندا کلبعلی ـ گرافیست
محسن حیدریه ـ نوازنده نیانبان
حسین روشنکار ـ فیلمساز
شهریور
محمد لطفی ـ نمایشنامه نویس، کارگردان تئاتر
فرشید تربیت ـ نمایشنامه نویس، بازیگر تئاتر
جهانشیر یار احمدی ـ بازیگر، پژوهشگر تئاتر
احمد قائمیفرد ـ نویسنده
محمد خدادادی ـ نوازنده ارکستر نو
محمدرضا بلادی ـ نوازنده، پژوهشگر موسیقی
حسن غریبی ـ ورزشی نویس
مهدی صالحی ـ ورزش نویس
محسن قیصیزاده ـ نمایشنامه نویس
ابراهیم بردبار ـ شاعر، روزنامهنگار
صالح دروند ـ شاعر
مجید بحرینی ـ گرافیست
جعفر بهبهانی ـ بازیگر
علی ایزدجو ـ خوشنویس
صادق دشتی حسینی ـ گرافیست
سجاد بهزادی ـ روزنامهنگار
ابراهیم ایزدجو ـ فیلم بردار
اسماعیل قیصیزاده ـ نویسنده