صفحه نخست | بایگانی

...

شنیدنی‌ها

شنیدنی‌ها

مدیر مسئول نصیر بوشهر:

واکنش امید غضنفر نسبت به شکایت مدیر کل ارشاد:

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان -  علیرضا رمضانی

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس - حسن زنگنه

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (14) -  حشمت‌ا... غضنفر

بیماریابی شنوایی در مناطق محروم -  رباب پرویزی‌زاده

یک گـزارش بـودار! -  مریم خوئینی

ارزش‌ها، پفک نمکی، سیما -  حسین رویین‌تن

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (13) -  حشمت‌ا... غضنفر

نور و سایه -  حسین روشنکار

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس - حسن زنگنه

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان -  علیرضا رمضانی

کسی برای این فوتبال یک پاپاسی خرج نمی کند! -  عبدالعزیز افتخاری

آفرین به پرسپولیس گناوه - حسن غریبی

معاون اجرایی خدمات شهری شهرداری بوشهر: - مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

جوابیه اداره کل تأمین اجتماعی استان بوشهر

هلال‌احمر خبرداد: - زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

نامه سرگشاده‌ی جمعی از پژوهشگران و نویسندگان

شهردار بوشهر:

معاون استاندار خبر داد: - زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

همایش روز ملی صادرات در اداره کل تأمین اجتماعی استان بوشهر برگزار گردید - زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

در اعتراض به عدم تحول کارت سوخت صورت گرفت: - مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

زینبی در نشست مطبوعاتی: در راستای اهداف دولت گام بر می‌دارم! - مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

گفت و گوی نصیر با امید عرب زاده خواهرزاده افراشته درباره‌ی ادعاهای عطار‌زاده :

نشستی با حضور یادگاران دفاع مقدس در شرکت صدرا برگزار شد

بیش از 53 هزار نفر عضو سازمان هلال‌ احمر استان هستند - زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

امان ا... شجاعی :

هیچ کدام از شرکت‌های خارجی از عسلویه خارج نمی‌شوند - مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

گلایه‌ی‌ مدیران آژانس‌های تاکسی تلفنی

بُنتوک - زاغو قلندری

جوابیه دانشگاه آزاد

چه کسی پاسخ گوست؟! -  عبدالرحمن برزگر

دست‌نوشته‌های یک فهمیخته

دست بردار از این در وطن خویش غریب - زهرا غضنفر

پیدایش عملیات عمومی در خارگ -  رضا علی‌پور

بوشهر پایتخت فرهنگی خلیج فارس... -  ندا کلبعلی

نگاه اجمالی به آداب و رسوم ازدواج در کاکی -  محمد هادی‌نژاد ـ کاکی

دست‌نوشته‌های یک فهمیخته

شعر

همیشه گمشده‌ای دارم -  حسین عسکری (سحر)

اخبار حوزه هنری استان بوشهر

خارج کردن جشنواره‌ها از انحصار دولت؛ تنها راه نجات هنرِ نفس‌بریده...! -  محسن قیصی‌زاده

سرخ و سیاه -  ضیاء جمالی

در ادامه‌ی روند تخریب آثار تاریخی: -  اسماعیل جاشویی

کشکول نصیر - حسن زنگنه

وضعیت زنان در ایران - دکتر عباس حاتمی

مروری اجمالی بر کارنامه ی رهیافته - دکتر عباس لیراوی ـ بندر دیلم

کشکول نصیر - حسن زنگنه

در حمایت از حسن غریبی و دفاع از حریم قلم -  عبدالرسول حیدری

زیر ذره بین

حرکت رجب نیا در تاریخ ورزش استان ثبت می‌شود - حسن غریبی

عبدا... شیرانی : تیم‌های پایه‌ای در بوشهر مقطعی می‌باشند - حسن غریبی

ارشادی می‌تواند لیگ برتر را قضاوت کند - حسن غریبی

شاهین پارس جشن همدلی برگزار کرد - حسن غریبی

اگر تیر از ترکش رستمی‌ست! -  عبدالعزیز افتخاری

جلسه ی ورزشی‌نویسان در خانه مطبوعات با مسئولین شاهین پارس جنوبی - حسن غریبی

از ایرانجوان بوشهر چه خبر؟ - حسن غریبی

برنامه نیم فصل اول لیگ 2 باشگاه‌های کشور گروه ایرانجوان بوشهر - حسن غریبی

زیرذره‌بین

خبرهای ورزشی - حسن غریبی

حلالی نامه! -  سیاه پوش

اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر - حسن زنگنه

اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر - حسن زنگنه

...

شنیدنی‌ها

اختلاف شدید میان اصولگرایان استان
شنیده شده است در میان اصولگرایان استان بوشهر اختلاف و تفرقه به وجود آمده است. شنیدنی‌ها حاکی است اصولگرایان استان به سه طیف تبدیل شده‌اند: طرفداران عطار‌زاده، طرفداران افراشته و بی‌تفاوت‌ها. گفته می‌شود طرفداران عطار‌زاده در انتخابات مجلس از وی حمایت می‌کنند و طرفداران افراشته از جمیری عضو سابق هیأت نظارت شورای نگهبان استان حمایت خواهند کرد و عده‌ی زیادی دیگر از اصولگرایان حامی میگلی‌نژاد و دشتی‌‌زاده در انتخابات مجلس خواهند بود.

اختلاف در اصلاح‌طلبان
شنیده شده است عده‌ای از مسئولین گروه‌های دوم خردادی استان که عمدتاً طرفدار دادفر نماینده سابق مجلس هستند هفته گذشته در جلسه‌ای بدون حضور مسئولین انجمن اسلامی مهندسان بوشهر، انجمن اسلامی معلمان استان، مجمع پیروان خط امام استان و حزب اعتماد ملی دفتر بوشهر، تشکیل جلسه داده و عملاً بر اختلاف و جدایی خود صحه گذاشته‌اند. شنیدنی‌ها حاکی است دادفر با رایزنی در تهران و گرفتن نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب برای بختیاری و نمایندگی حزب کارگزاران سازندگی برای آقای صدرا… محمدی تعدادی از گروه‌های اصلاح‌طلب استان را برای اجرای طرح‌ها و برنامه‌های خود هماهنگ کرده است. گفته می‌شود کاندیدای طرفداران دادفر، دکتر جمهیری و تبادار می‌باشند، کاندیدای طیف مخالفان دادفر، قاید‌زاده، و کاندید‌ا‌ی تعدادی زیادی دیگر از اصلاح‌طلبان دکتر عبدالرحیم مهرور خواهد بود.

عملکرد عجیب رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان
شنیده شده است رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر که در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری فعالیت زیادی برای دکتر معین انجام می‌داد، اخیراً در دیدار با رییس دفتر کروبی در تهران اظهار داشته است که "من فعالیت زیادی برای انتخابات کروبی انجام دادم و رأی عمده کروبی با تلاش و فعالیت من بوده است". شنیدنی‌ها حاکی است وی در انتخابات ریاست جمهوری با تطمیع تعدادی از اعضای ستاد کروبی در بوشهر و شهرستان‌ها، آنان را به طرفدار معین تبدیل کرده بود. تغییر مواضع خانم ماحوزی از اعضای ستاد اولیه کروبی به طرفداری از دکتر معین، تغییر مواضع مدیران سابق آموزش و پرورش کنگان، گناوه و بردخون از جمله این اقدامات بود.
گفته می‌شود بختیاری پس از عزل از ریاست سازمان آموزش و پروش چندین بار به عطار‌زاده جهت گرفتن پست جدید مراجعه کرده و وی نیز تلاش زیادی جهت یافتن پست و مقامی در پارس جنوبی کرد که ناموفق بوده است.
همچنین گفته می‌شود رییس سابق سازمان که پس از دوم خرداد 76 از مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بوشهر توسط زرین‌فر عزل شده بود، اصرار زیادی دارد ائتلاف اصلاح‌طلبان استان را به دست گیرد.

محرومیت مؤذنی از تدریس در مدارس غیر‌انتفاعی
شنیده شده است "حمید مؤذنی" از نویسند‌گان مطبوعات محلی بوشهر توسط آموزش و پرورش استان از تدریس در مدارس غیر‌انتفاعی محروم شده است.

ابقاء مدیر مدرسه‌ی ایثارگران
شنیده شده است حسین‌ حسن‌زاده مدیر مدرسه ایثارگران دیّر با تلاش بنیاد شهید و امور ایثارگران، دفتر امور ایثارگران سازمان آموزش و پرورش، حمایت خانواده رزمندگان و جمعی از فرهنگیان با حکم مدیر آموزش و پروش دیر ابقاء شده است. گفته می‌شود حکم مدیریت وی مدتی قبل لغو شده بود.

عدم توزیع شیر یارانه‌ای در دیر
شنیده شده است پس از یک ماه و اندی از بازگشایی مدارس و همچنین دستور توزیع شیر یارانه‌ای‌‌ در مدارس استان هنوز شیر یارانه‌ای در مدارس دیر توزیع نشده است

معاون جدید فرمانداری دیر
شنیده شده است، علی جهانگیری بخشدار مرکزی دیر، جایگزین اسماعیلی معاون فرمانداری دیر می‌شود. گفته می‌شود اسماعیلی باز نشسته شده است

معاون امور مناطق و استان‌های شرکت صدرا
شنیده شده است عیسی زائر‌پور، رییس حراست شرکت صدرا بوشهر به سمت معاون امور مناطق و استان‌های شرکت‌ صنایع دریایی ایران ـ صدرا منصوب شده است.
مشکل برق مدارس بوشهر
شنیده شده است دانش‌آموزان مدارس ام‌ابیها و طالقانی به علت مشکلات برق یک روز از رفتن به سر کلاس خودداری کردند.

عدم شفافیت در عملکرد ارشاد بوشهر
شنیده شده است پس از درخواست مکرر بعضی از مطبوعات برای اطلاع رسانی از چگونگی توزیع آگهی‌ها توسط اداره ارشاد هنوز مدیریت آن اداره کل از شفافیت در این مورد خودداری می‌کند. شنیدنی‌های حاکی است عدم شفافیت در مسائل مالی در ارشاد استان بوشهر سوء ظن‌هایی را در بعضی‌ از نشریات به وجود آورده است. قابل ذکر است نشریه نصیر بوشهر بابت انتقادات از مدیریت ارشاد مدتی‌ست از آگهی صفحه اول توسط اداره کل ارشاد محروم شده است.

ارشاد بوشهر و خانه مطبوعات
شنیده شده است جمعی از نمایندگان روزنامه های سراسری با همکاری ارشاد بوشهر قصد دارند اعضای شورای مرکزی خانه مطبوعات محلی استان بوشهر و اساسنامه آن را تغییر دهند.
شنیدنی ها حاکی ست مدیرکل ارشاد از اوایل سال جاری تاکنون با مکاتبات مستمر با خانه مطبوعات ابتدا به دنبال برگزاری انتخابات در خانه مطبوعات بود که با توجه به عدم موفقیت، اکنون به دنبال تغییر اساسنامه خانه مطبوعات می باشد.

قطع شدن 30000 خط تلفن همراه در بوشهر به علت بدهی
شنیده شده است شرکت مخابرات بوشهر 30000 خط تلفن همراه را به علت بدهی قطع نموده است.

...

شنیدنی‌ها

شنیدنی‌ها

آمار بیکاری و اعتراض مسئولین
شنیده شده است آمار کاهش بیکاری که توسط برخی مسئولین ارائه شده مورد انتقاد جدی دیگر مسئولین قرار گرفته است. شنیدنی ها حاکی است حسینی بوشهری نماینده استان در مجلس خبرگان رهبری در نشست شورای مشورتی استان آمار ارائه شده را مورد انتقاد قرار داده و اظهار داشته است که آمار ارائه شده در مورد استان با واقعیت تناسب ندارد. همچنین گفته می‌شود عطارزاده نیز در نشریه‌اش نوشته است که مسئولین استان آمار دروغ به مردم می‌دهند!

چگونگی رفتار قیصر صالحی با رقیبان احتمالی
شنیده شده است قیصر صالحی نماینده دیر، کنگان، جم و ریز با رایزنی‌های بسیار، مسئولین آموزش و پرورش استان را متقاعد نموده که مجید کنگانی را از منطقه ویژه پارس جنوبی به آموزش و پرورش استان عودت نمایند. گفته می‌شود مجید کنگانی یکی از مدیران منطقه ویژه پارس جنوبی است که قصد دارد در حوزه دیر، کنگان و جم ریز کاندیدای نمایندگی دوره هشتم مجلس شود.

مقام برتر زینبی در معاونین سیاسی استانداری‌ها
شنیده شده است پس از رفتار طرفداران عطارزاده در خصوص عزل زینبی از معاونت سیاسی استانداری بوشهر و همچنین ارسال پیام کوتاه تلفنی به شهروندان بوشهری مبنی بر دستور عزل زینبی توسط رییس جمهور، وزارت کشور، زینبی را به عنوان فعال‌ترین معاون سیاسی در کشور برگزیده است. گفته می‌شود عطارزاده در نشست مشورتی مسئولین عالی استان در حضور امام جمعه خواستار عزل زینبی از معاونت سیاسی استانداری بوشهر شده است.

فیلم پلاژ بانوان بوشهر
شنیده شده است فیلمی که توسط تلفن همراه در پلاژ بانوان بوشهر از بانوان گرفته شده، در سایت‌های اینترنتی به نمایش درآمده است.

بازنشستگی رییس سازمان آموزش و پرورش استان
شنیده شده است که با ادامه خدمت عباسی رییس سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر توسط هیئت دولت موافقت نشده است. گفته می‌شود عباسی حدود سه سال است که از بازنشستگی وی گذشته و به دلیل نیاز به وی، خدمتش تمدید شده ولی امسال با ادامه خدمتش موافقت نشده است.

طومار مردم خارگ و الحاق به خوزستان
شنیده شده است جمعی از اهالی خارگ به دلیل بی‌توجهی مسئولین و اعتراض نسبت به عدم رسیدگی به مشکلات خارگ خواستار الحاق به خوزستان شده‌اند.

معارفه فرماندار جدید جم
شنیده شده است "زمانی" مدیر کل اوقاف و امور خیریه جای خود را به "عباس صداقت" داده است، وی نیز به سمت فرمانداری جم منصوب گردیده است. شنیدنی‌ها حاکی است وی روز یکشنبه هفته جاری معرفی خواهد شد.

نامه جدید عطارزاده در مورد امام جمعه
شنیده شده است عطارزاده در خصوص امام جمعه بوشهر نامه‌‌ای به مقام معظم رهبری نوشته است. گفته می‌شود وی در این نامه علیه امام جمعه مطالبی را نوشته است.

اعتراض یکی از جانبازان در فرودگاه
شنیده شده است یکی از جانبازان 70 درصد ویلچری به علت اعتراض به چگونگی تحویل بلیت رزروی هواپیما با کارکنان فرودگاه درگیر شده است. گفته می‌شود جانباز مذکور معترض عملکرد کارکنان فروش بلیت فرودگاه در خصوص عدم رعایت نوبت‌بندی بوده است. گفتنی ست دو شب پیایی این جانباز در فرودگاه جهت رفتن به تهران حضور داشته است.

نامه شورای شهر خارگ به استاندار
شنیده شده است شورای شهر خارگ طی نامه‌ای به استاندار بوشهر نسبت به فقدان وسیله ایاب و ذهاب مناسب جهت انتقال بیماران به بوشهر معترض شده و خواستار حل آن شدند. گفته می‌شود یک نفر که تصادف کرده بود به دلیل عدم وسیله مناسب و انتقال به بوشهر فوت می‌نماید و فردی دیگر که بر اثر تصادف وضعیت وخیمی داشته ساعت ها در خارگ می‌ماند تا مسئولین با رایزنی‌ او را به بیمارستان بوشهر منتقل نمایند.

تعطیلی کلینیک دی بوشهر
شنیده شده است به علت غیراستاندارد بودن، کلینیک دی از طرف معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی بوشهر تا اطلاع ثانوی تعطیل شده است. گفته می شود هر شش ماه یک نفر در کلینیک مذکور فوت نموده است.

...

مدیر مسئول نصیر بوشهر:

مدیر مسئول نصیر بوشهر:
در استان بوشهر متولی مطبوعات خود به شکایت از مطبوعات می‌پردازد

بُنا: با شکایت مدیر کل ارشاد اسلامی بوشهر،

مدیر مسئول و یکی از اعضاء هیئت تحریریه هفته نامه‌ی نصیر بوشهر به دادگاه فراخوانده شدند.
حسن لاوری مدیر مسئول نصیر بوشهر در این راستا گفت: "شفیعی" مدیر کل ارشاد اسلامی استان بوشهر به دلیل مطلب چاپ شده در شماره 408 نصیر بوشهر به عنوان "آقای افراشته به فکر فرهنگ و هنر بوشهر باشید" از این جانب و آقای امید غضنفر به اتهام تهمت، افترا، توهین و نشر اکاذیب شکایت نموده است.
وی افزود: برای پاسخگویی به شکایات شفیعی، صبح روز سه شنبه مورخ 24 آبان ماه به بازپرسی شعبه اول دادسرای عمومی رفتیم و توضیحات لازم پیرامون موارد مطروحه داده شد.
مدیر مسئول نصیر بوشهر گفت: متأسفانه در استان بوشهر متولی مطبوعات، خود به شکایت از مطبوعات می‌پردازد و مدتی است که شفیعی برای تعطیل نمودن نشریات اقداماتی را انجام داده است. وی در دوران مدیریتش با گزارشات خود و همچنین عدم حمایت از مطبوعات منجر به تعطیلی دو نشریه "سلام جنوب" و "سفیر دشتستان" گردیده است.

...

واکنش امید غضنفر نسبت به شکایت مدیر کل ارشاد:

واکنش امید غضنفر نسبت به شکایت مدیر کل ارشاد:
شکایت شفیعی را نوعی تلاش جهت فرار از تبعات شکواییه ام بر علیه وی می دانم
بُنا: امید غضنفر از اعضای هیئت تحریریه ی نصیر بوشهر نیز پیرامون شکایت " نصرالله شفیعی" اظهار داشت: شکایت شخص یاد شده را نوعی تلاش برای فرار از تبعات شکواییه ام بر علیه وی - که چندی پیش به دادگاه ارائه شد - می دانم.
وی افزود: حدود یک ماه قبل، شکواییه ای را علیه شفیعی مدیر مسئول دریای جنوب و "بدیعه دشتی" مبنی بر درج مطلبی سرشار از توهین و افترا درباره ی شخصیت مبارز نستوه نبردهای ضد استعماری جنوب شهید "میرزا محمد غضنفر السلطنه برازجانی" تنظیم و به دادگاه ارائه دادم. "شفیعی" پس از سه بار احضار به دلیل بی توجهی به احضاریه دادگاه، توسط مامورین جلب و به دادگاه اعزام شد که پس از بازجویی فعلا آزاد است و بایستی در آینده ی نزدیک در دادگاه مطبوعات پاسخگوی توهین و افترا به شهید غضنفر السلطنه باشد.
امید غضنفر در پایان گفت: طرح شکواییه از سوی "شفیعی" مصداق پرتاب "تیری در تاریکی" ست و هیچ گونه وجاهت قانونی ندارد، چرا که در متن درج شده در هفته نامه ی نصیر که خطاب به استاندار در راستای تشریح فضای فرهنگی استان نگاشته شده، نشانه ای از توهین و افترا وجود ندارد و شکواییه ی شخص یاد شده بی تردید راه به جایی نخواهد برد.

...

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان -  علیرضا رمضانی

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان
بخش پایانی
بررسی آثار مکشوفه در شهر شبانکاره
با توجه به نظریات نویسندگان و کارشناسان باستان‌ شناسی در مورد محدوده‌ی ایالت‌انشان در دوره‌ی ایلامیان، می‌توانیم یافته‌های موجود در شهر شبانکاره‌ی امروز را مورد نقد و بررسی قرار دهیم. در این شهر برحسب اتفاق، در حفاری‌هایی که حتی در منازل مسکونی در گوشه‌های مختلف شهر انجام شده، در عمق 3 متر به پایین آثار فراوانی به دست آمده است. طی سال‌های اخیر پس از کشف آثار، اجساد و قبور مربوط به دورها‌ی اشکانیان و هخامنشیان در این شهر، کارشناسان باستان‌شناسی به حیرت افتادند و کشفیات بعدی که همگی بر حسب اتفاق بود، باستان‌شناسان را به مطالعه در این منطقه‌وادار نمود، اتفاقاتی همچون پیدا شدن دیوارهای آجری در عمق 8 متری در مرکز شهر در منازل مسکونی و یافتن اشیاء فلزی در عمق 3 متری به پایین‌تر و سرانجام در ماه گذشته یافتن کوزه‌ها و ظروف سفالین در عمق پایین‌تر از 3 متری که مربوط به دوره‌ی ایلامیان بود.
این کشفیات می‌تواند مهر تأییدی بر این نظریه باشد که شبانکاره‌ی قدیم هم بخشی از ایالت‌انشان در دولت ایلام بوده است. مستند این نظریه می‌تواند حفاری‌های انجام شده در این شهر و یافته‌های موجود باشد. همچنین مطالبی که پیرامون جغرافیای تاریخی ایالت‌انشان در دولت ایلام در این نوشتار آمد، می‌تواند مصداق این نظریه باشد. حال به نظریات کارشناسان باستان‌شناسی در این مورد می‌پردازیم. در تمام نقاط مسکونی و همچنین تپه‌های اطراف شهر تا کنون آثار معماری که همگی در عمق چند متری می‌باشد یافت شده، اما تا کنون هیچ کدام مورد مطالعه‌ی دقیق کارشناسان قرار نگرفته بود و شاید به گزارش در قالب نامه‌های اداری به سازمان میراث فرهنگی ختم می‌شد. سرانجام در تاریخ 14/6/1386 و در حفاری چاه فاضلاب در منزل مسکونی شخصی در شهر شبانکاره، کوزه‌های سفالین در عمق پایین‌تر از 3 متر بیرون آمد که توسط کارشناسان باستان‌شناسی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. این آثار شامل تکه کوزه‌های سفالین بود که توسط حفار محلی، بدون اطلاع قبلی در میان گل‌ و لای در اطراف چاه مذکور ریخته شده بود. لایه‌ای از خاک که سفال‌ها در آن به دست آمده، از لحاظ مطالعاتی دارای ارزش فراوانی می‌باشد. بنا به اظهارات حفار محلی، سفال‌های به دست آمده، شامل دو کوزه‌ی سالم بوده که در حین کندن چاه شکسته شده‌اند.
این قطعات اعم از بدنه و لبه‌ی ظرف، توسط کارشناسان سازمان قابل تشخیص بودند. در کنار این دو کوزه، کوزه‌ای دیگر کشف شده بود که گویا سالم بوده و در روزهای آتی به دست کارشناسان سازمان خواهد رسید.این کوزه‌ها دارای پوششی آجری رنگ، شاموت شن و ضخامت بدنه‌ی آنها بین یک تا دو سانتی متر متغیر می‌باشد. بر روی بدنه وزیر گردن کوزه‌ی مرمت شده، شیارهای موازی در سه ردیف وجود دارد و همچنین در قسمت کف کوزه، نقوش کنده کاری شده مشاهده می‌شود. این کوزه دارای پوششی نارنجی رنگ می‌باشد که در بعضی از بخش‌های بدنه بر اثر حرارت زیاد، سوخته و به صورت خاکستری در آمده است. ارتفاع یکی از کوزه‌ها بین‌ 40 تا 50 سانتی‌متر است. بر بدنه‌ی دیگر کوزه‌ی مرمت شده در سه ردیف نقش برجسته‌ی طنابی مانند و به صورت بند بند وجود دارد که بیشتر به نقوش سفال‌های دوره‌ی ایلامی شباهت دارد. در قسمت کف این کوزه، نقوش کنده شده‌ی انگشتی ایجاد شده است. ارتفاع این کوزه 45 سانتی متر و قطر دهانه‌ی آن 14 سانتی‌متر می‌باشد. پوشش بیرونی این کوزه به رنگ نخودی و پوشش داخلی آن آجری رنگ می‌باشد. شاموت و مواد چسباننده‌ی آن بیشتر از شن‌های دانه درشت و متوسط به کار رفته و دارای پختی نسبتاً خوب می‌باشد. در سفال‌های مکشوفه که همه‌ی آنها از اهمیت تاریخی فراوانی برخوردار‌اند، قطعه لبه‌ی ظرفی است که دارای نقوش قهوه‌ای و سیاه رنگ بر روی بدنه و زمینه‌ی بدنه نیز تقریباً آجری رنگ است. این نقوش شامل خطوط موازی و زیگزاگ و نقش حصیری می‌باشد. قطعه‌ی دیگر بدنه‌ی ظرف، نخودی تیره رنگ و دارای نقوش با خطوط موازی و قهوه‌ای رنگ می‌باشد. این نقوش بیشتر با سفال‌های هزاره‌ی دوم قبل از میلاد و سفال‌های به دست آمده در منطقه‌ی "تل پی تل" در شبه جزیره بوشهر قابل مقایسه است. در این منطقه، امکان این که آثار معماری هم وجود داشته باشد، دور از ذهن نیست. در میان خاک‌هایی که از چاه بیرون ریخته شده، دو قطعه‌ آجر کوچک مشاهده گردید که احتمال می‌رود آثار معماری در این محل وجود داشته و این فرضیه، بررسی و مطالعات بیشتری را در این منطقه طلب می‌کند. مشکل عمده‌ی کارشناسان این است که این سفال‌ها در مکانی به دست آمده که امکان بررسی و پژوهش را با توجه به ساخت و سازهایی که در محل انجام گرفته، با مشکل مواجه می‌سازد. به دنبال اهمیت این کشفیات حفارهای محلی و مردم شهر، هر کدام موردی را که در گذشته به چشم دیده بودند ذکر می‌کردند، اما غافل از اهمیت باستانی و علمی این اشیاء، بی‌توجه از کنار آن گذشته بودند. یکی در عمق 8 متری چاه فاضلاب منزل خود کاشی‌های رنگی را به یاد می‌آورد که دیگر امکان ادامه‌ی حفر برایش نبود. دیگری، دیوارهای آجری در عمق 4 متری در حیاط منزل خود را به یاد می‌آورد. حفاری‌های آماتوری که در این شهر باستانی صورت گرفته، منجر به خسارت زیادی به آثار باستانی در این منطقه شده است. این مسائل، حفاری و گمانه‌ زنی‌های کارشناسان مربوطه را طلب می‌کند، چه بسا شهری با عظمت جغرافیایی توز و سیراف ـ البته با قدمت هزاره‌های قبل از میلاد ـ در این مکان نهفته باشد. سازمان‌ میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر می‌تواند با تأسیس یک دفتر نمایندگی و یا استقرار یگان حفاظت در این شهر باستانی و با جذب نیرو و مطلعین بومی، از میراث فرهنگی عظیم تاریخی در این منطقه حفاظت کند و آن را مورد حمایت خود قرار دهد. طبق گزارشی که در آغاز این نوشتار از این منطقه آوردیم، می‌بینیم که بزرگ‌ترین منطقه‌از نظر وسعت جغرافیایی در استان می‌باشد. شاید تنها مکانی‌ست که جاذبه‌های گردشگری، همچون کوه، چشمه، رودخانه و باغ‌ها و درختان و تپه‌ ماهورها را همگی در خود دارد. از جاذبه‌های توریستی و گردشگری که بگذریم،تعدد آثار باستانی که تاکنون در این منطقه کشف شده، می‌تواند کارشناسان باستان‌ شناسی را در این منطقه به فعالیت و کاوش‌های علمی وادار کند. از جمله: دژ باستانی قلعه سبز، قلعه و برج رستم‌ خانی(3)، آثار قبور و خرابه‌های مربوط به هخامنشیان، قبور و سنگ نوشته‌های دوران اسلامی، تل‌های باستانی هزاره‌های قبل از میلاد که به لهجه‌ی محلی به «سه تلون» معروف است و دیگر آثار و ابنیه‌های تاریخی که در این شهر باستانی وجود دارد. به دلیل مسافت این شهر باستانی تا مرکز استان و راه‌های کوهستانی که با استان‌های همجوار دارد، چه بسا سود جویانی با حفاری‌های غیر مجاز، علاوه بر تخریب آثار تاریخی منطقه، میراث گرانبهای این منطقه را به استان‌های همجوار انتقال دهند. امیدواریم مسئولین سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر با همکاری نماینده مجلس شورای اسلامی و مسئولین محلی منطقه نسبت به استقرار دفتر نمایندگی میراث فرهنگی در این شهر در راستای شناسایی و حفاری نقاط تاریخی این شهر همت گماشته، تا جایگاه واقعی تاریخی این منطقه هر چه بیشتر برای پژوهشگران روشن شود. این مهم می‌تواند نقطه عطفی در باز شناساندن منطقه‌ی شبانکاره در کنار تحولات فرهنگی و اجتماعی این شهر باشد.
پی‌نوشت:
1ـ برگرفته از بروشور منتشر شده‌ی شهرداری شبانکاره در نوروز 1385
2ـ جنابا (جناباد) همان بندر گناوه‌ی فعلی می‌باشد
3ـ قلعه‌ی رستم‌ خانی در منزل ملک منصور‌خان شبانکاره در مرکز شهر شبانکاره واقع گردیده است که معروف‌ترین آثار تاریخی معاصر آن منطقه و استان به شمار می‌رود و بیش از دویست سال قدمت دارد.

...

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس - حسن زنگنه

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
قسمت هیجدهم
پیشنهاد طرح خارگ
کنیپ هوزن در خلال اقامت خود در خارگ با میرناصر وغایی سرکرده‌ی بندر ریگ و خارگ وارد بحث و مذاکره گردید. این مذاکرات موجب شد تا میرناصر از «واک» بخواهد تا در قلمرو او تأسیسات بازرگانی دایر کند.34 کنیپ هوزن آن‌گاه از طریق بندرعباس ـ که در 22 فوریه 1753 وارد آن‌جا گردید ـ سفر خود را به باتاویا ادامه داد. اسکوندرورد، مدیر شعبه واک در بندرعباس به هوندر ولست دستور داد که او به عنوان نماینده‌ی واک در بوشهر منصوب شده است. این خبر برای واندرهولست یک موهبت الهی بود، زیرا متسلم، علی آقا، به او اجازه نمی‌داد بصره را ترک کند و از نزدیک رفتار او را زیر نظر داشت. واندرهولست خارگ را در جریان این خبر گذاشت، اما زمانی که نامه‌ی او به خارگ رسید، کنیپ هوزن آن‌جا را ترک کرده بود. اکنون علی‌ آقا می‌بایست با عزیمت او به خارگ کنار آید. هرچند در ابتدا با این کار مخالف بود. به هرحال واندرهولست به اتفاق دستیارش «یان جاکوب کاتوس» در روز 19 مارس 1753 وارد بوشهر گردید. او بنجامین کروز و سایرین را برای حفظ و نگهداری از تشکیلات واک، فروش مال‌التجاره باقیمانده و وصول طلبی‌های عقب افتاده، در بصره نگه‌داشته بود.35 در همین گیر و دار کشتی "دوانا" جمعی واک در 17 مارس 1753 وارد بوشهر گردید، اما به بصره نرفت. متسلم بصره هنگامی که پی برد شناور یاد شده به بندرعباس برگشته است، بسیار خشمگین و عصبانی گردید. متسلم که از این بابت ناکام شده بود، ادعای پرداخت عوارض گمرکی از واک کرد، اما اسکوندرورد آن را باور نمی‌کرد. اگر کارکنان واک از جا در نرفته و خونسردی‌شان را حفظ نمی‌کردند او هر بار مطالبه‌ی چیزی نامعقول از آنها می‌کرد.
برای نمونه متسلم کارکنان را تحت فشار قرار می‌داد تا کلیدهای تأسیسات واک را به او تحویل دهند.36 بعد از عزیمت واندرهولست هنوز هم عطش متسلم برای دریافت پول رفع نشده بود، زیرا دیری نپایید که یکی از کارکنان واک «شب‌هنگام همراه با زنی ترک در باغچه‌ای در حوالی بصره دستگیر کرده و به حضور حکمران بردند و چون در آن ایام بحرانی اروپایی‌ها به دیده‌ی تحقیر می‌نگریستند او تنها با پرداخت مبلغ 500.000 ایسوتالاس توانست از این مخمصه خلاص شود و آن‌گاه روانه‌ی بوشهر گردد: بقیه‌ی کارکنان واک هم بعد از گذشت چند ماه توانستند مخفیانه و غیرمنتظره از بصره فرار کنند».37 در واقع تنها کسی که در بصره باقی ماند ابراهیم سعید بود که به نوعی به عنوان مسوول محمولات پستی انجام وظیفه می‌کرد.38

...

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (14) -  حشمت‌ا... غضنفر

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (14)

بخش بیستم

ریشه‌های تمدن و اصالت انکارناپذیر ایرانیان با درخشش دو گوهر تابناک "هویت فرهنگی" و "میراث ملی"، تلألویی پر فروغ در بین سایر ملل دارد و آوازه ی علم و هنر و رشادت‌های مردم متفکر و اندیشمند ایران متکی بر همین سرمایه‌هاست. عنوان و شهرت اصل و نسب هر ایرانی در هنگام معارفه و ملاقات با مردم سرزمین‌های دیگر، برای ایشان تداعی کننده‌ی نشر اولین منشور حقوق بشر است که به دست فرزندانِ همین مرز و بوم صورت پذیرفته و بهترین و زیباترین معنا و مفهوم آن این است که به آن ها تفهیم کنیم با تمدنی کهن و تاریخی ماندگار، ما را دست کم نگیرند، این ملت چیزی از آن ها کم ندارد و در برابر تاریخ سایر کشورهای مدعی ]یونان، ایتالیا (رُم)، مصر[ همواره سرافراز و سربلند بوده است و در این راستا همت و تلاش همه جانبه با هدف ترویج فرهنگ و اجرای سیاست‌های بخردانه و راهبردی در مدیریت فرهنگی جامعه سرنوشت فرهنگ و هنر اصیل و غنی ایرانی را در مقابله با بیگانگان تعیین و رقم خواهد زد.
اما حرکت و پیشرفت مدیریت کلان کشور در رابطه با میراث فرهنگی کند و گاه ایستا بوده و باید از بطن این جریان بجوشد. خیزشی لازم است تا از سوی متخصصان و کارشناسان به آثار، فضای سنتی ـ معماری، مدنیت ایرانی و حریم و حرمت این ثروت ملی بهای بیشتری داده شود. نگاه صرفاً اقتصادی را به این مقوله تقلیل داده و از زاویه‌ی فرهنگ و هویت به آن توجه گردد، به بهانه‌های ساخت و ساز شهری یا روستایی از صدمه به ابنیه و ساختمان های تاریخی و قدیمی و سایر آثار پرهیز نموده و مرمت و بازسازی میراث غیر منقول را با دلائل غیر موجه و از سر بی‌اعتنایی و کم حوصلگی رها ننماییم. اخبار ناخوشایندی که دائماً سمع و بصر ما را از طریق رسانه‌های عمومی می‌آزارد و حکایت از درج یا پخش تصاویر و گزارش‌های سرقت، تخریب، حیف و میل و نابودی این آثار دارد، هشداری ست صریح و موثق که عزم عمومی و گام های مستحکم مسئولین را برای مبارزه و مقابله با این معضل حیاتی لازم دارد. موارد اشاره شده در زیر برخی از این نابسامانی ها را مدنظر قرار می دهد:
1ـ آمریکاییان از سال 1312 با تفحص و تجسس در آثار تخت جمشید، الواح فراوانی را که متأسفانه مسئولین ما از تعداد آن ها اظهار بی اطلاعی می‌کنند، با خود به کشورشان برده و اخیراً دانشگاه شرق شناسی شیکاگو، چوب حراج به آن‌ها زده و مقامات مسئول کشورمان تنها دلخوش به این که آثار حراج نشود و نه این که به ایران باز گردد (نقل از مطلب الواح تاریخی ایران باز نمی گردد، روزنامه جام جم، شماره 1894، چهارشنبه 29 آذر ماه 85).
2ـ سر مجسمه‌‌ی سنگین سرباز هخامنشی در حراج لندن به معرض فروش گذاشته شد. این اثر که از جمله آثار به یادگار مانده از تخت جمشید بوده و حدوداً سی سال است که جزء آثار جهانی به ثبت رسیده، در زمره‌ی ابوابجمعی اموال ملت ایران محسوب می گردد. (اخبار نیمه شب چهارشنبه 2/8/86 ، رادیو شبکه سراسری)
3ـ تخریب آثار تاریخی در تخت فولاد اصفهان که تحت عنوان مبارزه با ناهنجاری های اجتماعی با اقدام غیرکارشناسانه صورت پذیرفت، سردرها، حجره ها و حتی قبور برخی از شخصیت های بزرگ مدفون در این مکان را خراب کرد. (روزنامه جام جم، شماره 2085 ، 10شهریور 86)
4ـ خانه‌ی سردار ملی ایران (ستار خان) در منطقه‌ی چهار تبریز که به عنوان آثار ملی نیز ثبت شده به منظور تعریض محوطه یا احداث پاساژ یا سازه های دیگر تخریب یا در حال تخریب است، ایضاً نصب دکل در جوار آرامگاه فردوسی بزرگ. (برنامه‌ی گفت وگوی کارشناسان معماری سنتی با رادیو شبکه سراسری مورخ 29/7/86 ، ساعت 4 بعد از ظهر)
5ـ تخریب سبزه میدان تهران و احداث پاساژ به جای آن و صدمات تخریبی به آثاری در مراغه، اصفهان، شیراز، رامهرمز و ... همچنین ساخت و سازهای بی‌رویه در کنار آثاری چون پل خواجو، پاسارگاد، نقش رستم و کاخ اردشیر که درصدد احداث پلی در مجاورت آن هستند. این گونه خبرها و گزارش های مشابه فراوان اعلام شده و اعلام نشده از سوی رسانه ها خاطر هر هم‌وطنی را آزرده می کند، سینه اش را مالامال درد می‌سازد و روح و روانش را غمناک و افسرده، و در آن هنگام که واحد خبر سراسری اعلام می نماید: واحد حفاظت و سازمان میراث فرهنگی کشور از ابتدای سال 86 تا کنون 52 باند سرقت اموال فرهنگی را منهدم ساخته، عمق فاجعه و خطر انهدام این ثروت ملی بیشتر آشکار خواهد شد.
در طول تاریخ دشمنان زیادی (مغول ها، افغان ها) به آثار فرهنگی این سرزمین حمله ور شده و آن را ـ یا قسمتی از آن را ـ منهدم ساخته اند، حتی در دوره‌ی حکومت بعضی از سلاطین نالایق قاجار نیز این عمل از سوی برخی حاکمان ددمنش به وقوع پیوسته است.
ظل السطان در اصفهان به علت اختلاف و کینه ورزی با پدرش قسمتی از آثار را تخریب می‌کند. اما اکنون که الگو و مظهر ایمان و دیانت، فلسفه‌‌ی خدمتگزاری مسئولین و متولیان امور کشور است، بدون تردید هر گونه بی اعتنایی، کم کاری، سطحی نگری، سوءمدیریت و عدم برنامه ریزی در این امر مؤاخذه‌ی دنیوی و اخروی را به همراه خواهد داشت. نگذارید و نگذاریم تا سرخوردگی ملی نسبت به آثار فرهنگی و میراث به جای مانده از گذشتگان و درگذشتگان شکل گیرد. بیداری و هوشیاری هم وطنان را پیوسته حفظ کنیم و در حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی به جد بکوشیم زیرا بدون توجه به میراث فرهنگی، هویت ما گم خواهد شد.
در این بخش مطالب مربوط به میراث فرهنگی که طی 14 قسمت و با طرح مسائل مختلف مربوط به آن و با هدف پاسداری و حفظ و حراست یادگارهای به جای مانده از پدران و آباء و اجدادمان نگاشته شد، خاتمه می‌یابد و گرچه این مبحث خود حدیث "مثنوی است و هفتاد من کاغذ" اما مخلص کلام همانا توصیه‌های حفاظتی و امنیتی و بیان ویژگی‌های میراث فرهنگی منقول و غیر منقول بود که ارائه گردید. در بخش‌های آینده سایر عناوین و مطالب مربوط به اموال دولتی به نظر مخاطبان گرانقدر خواهد رسید.

...

بیماریابی شنوایی در مناطق محروم -  رباب پرویزی‌زاده

بیماریابی شنوایی در مناطق محروم

منظور از بیماریابی شنوایی این است که در یک جمعیت از افراد، افرادی که دچار نقص شنوایی و یا مشکوک به این نقص هستند، از بقیه افراد غربال شده و سپس جهت ارزیابی تکمیلی به مراکز مربوط ارجاع داده شوند. در این ارزیابی، آستانه‌گیری از شنوایی انجام نمی‌شود بلکه در سطح شدت ثابتی (مثلاً Hl ‌db 20) یک کودک سالم باید بتواند در فرکانس‌های 500 تا 4 KHZ پاسخ دهد.
معمولاً مدیر کار بیماریابی در مدارس، مربی بهداشت مدارس است، بنا‌ براین بدون توجیه، اطلاع و همکاری مربی بهداشت مدرسه این کار امکان‌پذیر نیست. در این ارزیابی ممکن است پاسخ‌های مثبت یا منفی کاذب در اثر عوامل مختلف مثلاً سر و صدای محیط، ترس کودکان از انجام آزمایش و … وجود داشته باشند. بیماریابی تنها در مدارس انجام نمی‌شود بلکه در جمعیت‌های دیگر نظیر کارخانجات نیز قابل انجام است اما مهم‌ترین گروهی که انجام این کار برای آنها ضروری است، کودکان مدرسه رو هستند. انجام این کار به مقدمات اساسی نیاز دارد که عبارتند‌از : 1ـ توجیه مسئولان آموزشی 2ـ توجیه والدین 3ـ آموزش به کودکان 4ـ پیگیری موارد ارجاعی. موارد ارجاعی که معمولاً به درمان دارویی یا شستشوی جرم گوش نیاز دارند؛ به پزشک متخصص و یا به شنوایی شناس جهت انجام آزمایشات تکمیلی در کلینیک ارجاع داده می‌شوند. در بیماریابی ابتدا اتوسکوپی انجام می‌شود. در مرحله اتوسکوپی مواردی که احتیاج به ارجاع پزشکی دارند، عبارتند از: 1ـ درد گوش 2ـ ترشح از گوش 3ـ سرومن یا جرم گوش که کانال مجرا را مسدود کرده باشد 4ـ وجود جسم خارجی در مجرا و غیره. سپس به انجام آزمایش ادیومتری به شیوه‌ی اسکرینیگ اقدام می‌گردد.
در این آزمون به اتاقک ضد صوت نیازی نیست لذا محیط باید آرام باشد و سرو صدا از حد مشخصی بیشتر نباشد. اگر بیماریابی در یک مدرسه از کودکان بزرگ‌تر انجام شود، معقول‌تر است، زیرا ترس کودکانی که سن کمتری دارند، کم شده و با روند آزمایش نیز آشنا می‌شوند. در نهایت، فرم‌هایی تهیه می‌شود. که نتیجه آزمایش هر کودک در آن نوشته می‌شود برای مواردی که رد شده‌اند (Fail)، برگه‌ای جهت ارجاع مناسب به والدین آن‌ها داده می‌شود. انجام مجدد آزمون 4 تا 6 هفته بعد انجام می‌گردد. بیماریابی برای دانش‌آموزان اول، دوم، سوم و پنجم دبستان توصیه می‌شود (چون وارد مدرسه دیگری می‌شوند.)
لزوم بیماریابی در مدارس:
بسیاری از کم شنوایی‌هایی که تا سن مدرسه شناخته نشده‌اند، می‌توانند موجب عقب‌ ماندگی درسی کودک نسبت به سایر همکلاسی‌هایش باشد. مثلاً کودکی که دچار کم شنوایی یک طرفه در یک گوش است، در این روش تشخیص داده می‌شود و از طرفی در صورت بروز

بیماری خاص در یک منطقه راحت‌تر می‌توان جلوی پیشرفت آن بیماری را در آن جمعیت گرفت.
ارجاع جهت شستشوی گوش:
سرومن(جرم گوش) یک ماده ضد باکتری و ضد میکروب است. حالت اسیدی دارد و تلخ مزه است و به همین علت دافع حشرات و میکروب‌هاست. سرومن را نباید به خودی خود خارج

نمود. با حرکت پوست به طرف خارج و حرکت فک تحتانی، جرم‌های اضافی به تدریج بیرون می‌آیند ولی گاهی به تدریج خارج نمی‌شوند که دلایل آن عبارت است از:
1ـ مجرای گوش باریک‌تر از حد طبیعی است .
2ـ پیچ و خم‌ها بیشتر از حد طبیعی است.
3ـ جنس جرم خشک است
4ـ داخل مجرا موهای خشن وجود دارد.
5ـ فرد در محیط پر از گرد و غبار (کارخانه آرد و سیمان، بیابان) زندگی می‌کند.
در غیر از این موارد، جرم باید به خودی خود خارج شود. اگر گوش کسی جرم گوش را به طور طبیعی دفع نکند، علت آن می‌تواند موارد فوق باشد.
جهت شستشوی گوش از آبِ هم حرارت با درجه بدن استفاده می‌کنند (36 یا 37 درجه سانتیگراد) زیرا اگر آب سردتر یا گرم‌تر باشد، سرگیجه ایجاد می‌شود. (اساس آزمایش‌های کالریک در مجموعه آزمایش‌های ENG).
گوش پاک کن وسیله‌ی غیر بهداشتی است و قادر به بیرون آوردن جرم نیست و موجب انتقال جرم به طرف پرده‌ی صماخ می‌شود. بنا‌براین استفاده از گوش پاک کن ممنوع است.
معمولاً بچه‌ها، اجسام خارجی مانند تسبیح، لوبیا و … را در داخل گوش خود فرو می‌کنند. در این حالت ارجاع

به پزشک ضروری است. عدم دستکاری و ارجاع به پزشک اولین و آخرین اقدام است. اگر حشره‌ای وارد گوش مجرا شد، ریخن مایع روغنی برای جلوگیری از حرکت حشره در دورن مجرا الزامی است.
برنامه‌ی‌ حفاظت شنوایی در مدارس:
برنامه‌های حفاظت شنوایی در کلیه کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه به منظورهای زیر در زایشگاه انجام می‌گیرد:
1ـ بالا بردن سطح بهداشت عمومی جامعه
2ـ پیشگیری از معلولیت‌های شنوایی
3ـ جلوگیری از هدر رفتن نیروی انسانی
4ـ جلوگیری از هدر رفتن توان اقتصادی کشور
اگرچه تمام سیستم عصبی نوزاد در این زمان کفایت لازم را پیدا نکرده است اما می‌توان با انجام بیماریابی به شیوه‌ی غربالگری کسانی را که دارای ضایعه شنوایی مادر زادی هستند، در همان ابتدای تولد‌شان شناسایی نمود و اقدامات مختلف: الف ـ دارو درمانی ب ـ جراحی ج ـ توانبخشی شنوایی را برای آنان انجام داد، خانواده را از همان ابتدای تولد کودک از وجود ضایعه شنوای فرزند خود مطلع نمود، برای آماده شدن روانی ـ اجتماعی کودک و خانواده‌ تمهیدات لازم را فراهم ساخت، اقدامات توانبخشی شنوایی را از همان زمان آغاز نمود و زمان زبان آموزی کودک را که منشأ خیر و برکت زبان و گفتار است، حفظ نمود. چرا که در این زمان یعنی تا سه سال اول زندگی است که کودک واژه‌ها را می‌آموزد، کلمه‌ها را به کار می‌گیرد، عبارت‌ها را می‌سازد و جمله را می‌گوید و بالاخره می‌آموزد که حرف بزند.
اگر کودک دچار نقص شنوایی از همان ابتدا شناسایی گردد، بسیاری از امکانات بعدی که مورد نیاز خواهد بود، بیهوده هدر نمی‌رود و کودک می‌تواند ضمن داشتن زندگی طبیعی ارتباط واقعی با جامعه انسانی اطراف خود برقرار نماید.
اما جای تأسف است که این امکان وجود ندارد که در زایشگاه، شنوایی نوزاد با چند دقیقه ارزیابی راه پر پیچ و خم زندگی تأثر انگیز کم شنوایی را نپیماید. اما بالاخره دوران مدرسه نیز فرصت طلایی برای برنامه‌ حفاظت شنوایی کودکان است که به منظور:
1ـ پیشگیری از معلولیت شنوایی
2ـ بالا بردن سطح آموزش
3ـ بالا‌ بردن سطح بهداشت عمومی
4ـ حفظ نیروی کودک و نوجوان جامعه برای فردای بهتر باید مغتنم شمرده شود.
حفاظت شنوایی:
به دیگر سخن برنامه حفاظت شنوایی به منظور ارزیابی، درمان، توانبخشی و آموزش افرادی به عمل می‌آید که احتمالاً در بین آنها کسانی به کم شنوایی مبتلا هستند.
برنامه‌های محافظت شنوایی در دنیا جایگاهی اگر نه بالاتر، هم‌تراز اندازه‌گیری‌های قد، وزن، هوش، آزمایش‌های بینایی و دیگر آزمایش‌های بهداشتی دارد.
اجرای برنامه حفاظت شنوایی تنها شامل مدارس ابتدایی، راهنمایی، دبیرستان، مهدهای کودک آموزشی و دیگر مراکز آموزشی نیست بلکه کلیه کارخانجات و مراکز صنعتی و نظامی جامعه را نیز در بر می‌گیرد، زیرا همان طور که می‌دانید دومین آلودگی جوامع انسانی بعد از آلودگی هوا، آلودگی صوتی است.
به هر حال در برخی از کشورها اجرای برنامه حفاظت شنوایی در کارگران و مراکز آموزشی از پیش‌ دبستانی تا پایان دوران دبیرستان اجباری است. هر چند که فواصل آنها از الگوی خاص آن کشور پیروی می‌کند و تابع امکانات سیستم‌های آموزشی و بهداشتی مناطق مختلف مجری برنامه است.
از آن جایی که نیل به اهداف فوق محتاج به شناسایی افراد مبتلا و در معرض خطر ابتلا به کم شنوایی است، بیماریابی به شیوه غربالگری گام نخست در اجرای برنامه است.
در این برنامه تشخیص خیلی سریع و به موقع و کم هزینه افرادی از جمعیت بزرگ در نظر است که نیازمند خدمات خاصی می‌باشند. از دیر باز اساس روش‌های بیماریابی شنوایی را معیارهای حساسیت شنوایی راه هوایی ذکر کرده‌اند.
شیوه‌های بیماریابی شنوایی:
الف ـ گروهی ب ـ فردی
در بیماریابی گروهی تعدادی از کودکان پس از آموزش مختصر به صورت گروهی در معرض چند صدای استاندارد و قابل کنترل تُن خالص با شدت معین از طریق هدفون قرار می‌گیرند و تعداد صوت‌های شنیده شده را ثبت می‌کنند. تعداد صوت‌های شنیده شده حاکی از پاسخ کودک است که مستلزم تجهیزات و امکانات خاصی است.

...

یک گـزارش بـودار! -  مریم خوئینی

یک گـزارش بـودار!

اغلب اوقات شب‌ها ماشین‌های جمع‌آوری زباله و کارگران شهرداری را دیده‌ایم. زحمتی که کارگران شهرداری (پاک‌بان‌ها) می‌کشند‌ شاید به چشم بعضی‌ها نیاید. بعضی‌ها نیز که حرفه‌ای هستند زباله را "طلای کثیف" می‌نامند. به هر حال بیش از دو سال است که شهرداری، جمع‌آوری زباله‌ها را به پیمانکار و بخشی خصوصی سپرده و همین امر باعث به وجود آمدن یک سری مشکلات از قبیل بیمه‌ی کارگران و نحوه‌ی جمع‌آوری زباله‌ها شده است. اگر به ظاهر پاک‌بان‌ها نگاهی بیندازید متوجه می‌شوید که دستکش و کفش مخصوص هم ندارند.
به همین دلیل شهرداری مناقصه انجام داده و قرار است بحث جمع‌آوری زباله‌ها را به شکل جدی‌تری دنبال کند. در همین رابطه معاون اجرایی و خدمات شهری شهرداری می‌گوید: اغلب شرکت‌هایی که در این مناقصه شرکت کردند شرکت‌هایی بسیار ضعیف بودند. جالب این که شرکت پیک بهداشت (شرکتی که در حال حاضر با شهرداری قرارداد دارد) بالاترین قیمت را در مناقصه اعلام کرد.
"عبدالخالق ماجدی" در ادامه می‌گوید: پیک بهداشت در شیراز بسیار موفق عمل می‌کند. دلیلش چیست؟ در کل شهر بوشهر دو ماشین بازو غلطان داریم که حداقل ده سال است که از رده خارج شدند، دو ماشین پرسی که یکی از ماشین‌های پرسی جدید است. ما با این ناوگان داریم کار می‌کنیم.اما سازمان بازیافت شیراز در ابتدای سال 86 یک میلیارد تومان هزینه کرده است.
ماجدی می‌گوید: شهرداری بوشهر 9 میلیون تومان بابت اجاره ماشین‌ از صورت وضعیت شرکت پیک بهداشت کم می‌کند، در صورتی که 90 میلیون تومان برای شهرداری هزینه دارد، زیرا مرتب از کار می‌افتد، مرتب راهنمایی رانندگی لطف می‌کند و ماشین‌های ما را توقیف می‌کند. ماشین‌هایی که 20 سال پلاک نداشتند حالا با تغییر مدیریت یادشان آمده ماشین‌ها را بخوابانند.
ماجدی بر شکل نظارت به کار هم اشاره می‌کند و می‌گوید: شهرداری منطقه یک که 20 درصد شهر را تحت پوشش قرار می‌دهد یک ناظر دارد. شهرداری منطقه دو نیز که 80 درصد شهر را تحت پوشش دارد یک ناظر دارد. ما مسئله را پیگیری می‌کنیم اما با این ماشین‌‌آلات انتظار معجزه نداشته باشید. ماجدی اضافه می‌کند: این شرکت هم سردرگم است، اداره کار نفسش را گرفته و تأیید صلاحیت به آن نمی‌دهد. این شرکت تأیید صلاحیت از سازمان اداره کار فارس دارد اما در بوشهر ندارد.
"نصرا… اسدی" نیز در این رابطه می‌گوید: مطلبی را به استناد از صحبت‌های استاندار در جلسه شورای شهر سالم می‌گویم. ناظری که وظیفه‌ی نظارت داشته از هر کارگر ایرانی هزار تومان و از هر کارگر افغانی 2 هزار تومان پول گرفته است. وقتی عملکرد یک ناظر این گونه باشد چه توقعی می‌شود داشت!
اسدی اضافه کرد: در همین شرکت یک کارگر بیش از200 هزار تومان حقوق می‌گیرد کارگر دیگر 136 هزار تومان ! با چه معیاری و چه اصولی، مشخص نیست.
"امان‌ا… شجاعی" می‌گوید: شورا کارش قانون‌گذاری است، شهرداری کارش اجراست. اگر ما وارد کار اجرا شویم یا این که شهرداری قانون‌گذاری کند کار را خراب می‌کنیم.
"داریوش پوربهی" نیز می‌گوید: ما این همه هزینه می‌کنیم، قرارداد‌های میلیونی می‌بندیم اما یک ناظر نمی‌گذاریم که نظارت کند. با کسی تعارف نداریم، مسئله‌ی پیچیده‌ی نیست. اگر نظارت شود و کار را ارزیابی کنیم، نتیجه‌ی کار خودمان مشخص می‌شود.
اما شهردار بوشهر در این رابطه چه می‌گوید؟
زمانی که از ایشان پرسیدم از پیمانکار رضایت دارد یا نه، جواب داد: این که بگویم از عملکرد یک پیمانکار رضایت دارم یا خیر، نسبی است. اما اگر منظورتان این است که رضایت کامل دارم باید بگویم نه، زیرا برخی از وظایف که در تعهدشان بوده انجام نداده و بخشی از وظایف که انجام شده نیز ناقص است.
"شاپور رجایی" در پاسخ به این سؤال که آیا یک روز به نشست با پاکبانان اختصاص می‌دهید تا مشکلات‌شان را جویا شوید، گفت: در حوزه‌ی شهرداری این کار را انجام داده‌ایم‌ اما با پیمانکار هنوز این کار را انجام نداده‌ایم. دلیل دارد. در ابتدا باید عوامل ثابت مشخص شود. بعد از مشخص شدن عوامل، با پیمانکار‌ها و هم با عوامل اجرایی نشست خواهیم داشت. شهردار بوشهر در رابطه با بدهی شهرداری به شرکت پیک بهداشت گفت: بدهی امروز نیست. در دوره‌ ما حقوق‌شان پرداخت شده است.
گفتنی است مبلغ بدهی در دو منطقه حدود 600 میلیون تومان است.

...

ارزش‌ها، پفک نمکی، سیما -  حسین رویین‌تن

ارزش‌ها، پفک نمکی، سیما
سال‌هاست آمال و آرزوهای متعالی انقلاب دچار رکود و سکون به دلیل کلیشه‌ای شدن موضوع گردیده است. شعار، شعار و شعار، دریغ از ذرّه‌ای عمل و این تنها عاملی‌ست که باعث سستی در عقاید و باورداشت‌ها می‌گردد. آن قدر روی ارزش‌ها مانور کردیم که حزبی در همین قالب تحت عنوان «دفاع از ارزش‌ها» تشکیل یافت. یقیناً به هر چیزی زیاد پرداخته شده لوث می‌گردد، حتی اگر موضوع اهمیت حیاتی داشته باشد.
در گرما گرم انقلاب و حساسیت همین موضوع آن قدر با دستپاچگی و شتاب‌زدگی عمل شد که بعضی‌ها با وجود داشتن سنّی بالا از نام خود یا شرمنده می‌شدند یا از داشتنش می‌ترسیدند. نام‌هایی مثل غلامشاه، علیشاه، شاهپور، شهناز، شهدخت، شاهرخ و یا نادر، اسکندر، داریوش و اردشیر که صاحبان آن گاهی رسماً و کتباً نسبت به تغییر آن اقدام می‌نمودند و گاهی هم لفظی ظاهر قضیه را مطرح می‌کردند و شهدخت را زینت می‌کردند و نادر و اردشیر را صادق که بهترین ادعا، شهید اردشیر گنجی است که با نام و یاد خود و با سواد و درک و بینش و روش و منش خویش نام ایران را در زمینه‌ی فرهنگی ارتقاء داد و باعث افتخار استان بوشهر و زادگاهش برازجان گردید. آیا تغییر نام او از اردشیر به صادق باعث بزرگی او گردید یا مغز و استعداد متعالی ای که در وجود او خداوند به ودیعه نهاده بود؟
با «ملّی» و هر چه صبغه‌ی «ملیت» داشت سر ستیز داشتیم: هواپیمایی ملّی (هما)، کفش ملی، مجلس شورای ملی و...
همه این موارد فوق تحت پاسداری از ارزش‌ها صورت می‌پذیرفت و ای کاش از این «پاسداری» نیز «پاسداری» می‌شد. ناگهان همه چیز فرو ریخت چون ریشه در باورها نداشت بلکه این سامانه‌ی پُر فشارو کم فشاری بود که «هوای زمانی و شرایط مکانی» را در بر می‌گرفت و گاهی سیل سیاه پوشان و کفن پوشانی را راه می‌انداخت که در اعتراض به چند دختر و پسر دانشجو که در پی گفتار رییس جمهور محبوب و منتخب‌شان به وجد می‌آمدند و «کف» می‌زدند یا «سوتی» می‌کشیدند جاری می‌گشت یا آن قدر خشکسالی حاکم می‌شد که در پی آزمون ضمن خدمت فرهنگیان وقتی اهانت آشکار به ساحت مقدس نبی‌اکرم(ص) صورت می‌پذیرفت دریغ ازکفن‌ پوش یا سیاه پوش یا نم نم بارانی!
جمعه شب ـ مورخ 1/7/86 ـ مسابقه فوتبال بین تیم‌های پرسپولیس تهران و ذوب آهن اصفهان برگزار گردید. باشگاه فرهنگی ورزشی پرسپولیس تهران که گاهی دست به ابتکار عمل زیبای فرهنگی می‌زند ـ همچون هفته دفاع مقدس که تعدادی جانباز تحت عنوان «قهرمانان واقعی» با ویلچر به میدان مسابقه وارد کردند و باعث وجد و تحسین تماشاگران و ملت ایران گردیدند ـ در این روز تعدادی از ایتام را پدرانه همراه خود به مستطیل سبز آوردند. نگارنده به عنوان یک بیننده مثل میلیون‌ها هم‌وطن خود از این عمل خداپسندانه و صددرصد «ارزشی» و فرهنگی به وجد آمده بودم. در همین خلسه بودم که «سیمای ارزشی» دست به یک حرکت زننده و زشت و ناپسند زد و در لحظات شیرین این حرکت فرهنگی که چشم میلیون‌ها تماشاگر منتظر به تصویر کشیدن این حرکت «ارزشی» بود، یکباره برنامه را قطع کرد و چون «سیمای یک کشور کاپیتالیستی» شروع به تبلیغ زاغک نمکی، پفک نمکی، پفیل نمکی، چیتوز و فلفل نمکی کرد! موردی که بارها و بارها پزشکان در روزنامه‌ها و مجلات و برنامه‌ها توصیه‌ی اکید در عدم مصرف آن داشته‌اند. حداقل نگارنده که افتخار مربی امور تربیتی را بر عهده دارم، بارها و بارها شاهد وصول بخشنامه‌های متعدد از وزارت متبوع بوده‌‌ایم که: از فروش موارد فوق در فروشگاه آموزشگاه جداً جلوگیری به عمل آورید. جل‌الخالق! چه مافیایی پشت این ماجراست که باید از پخش زیباترین صحنه‌های فرهنگی انسانی و تکریم ایتام صرف‌نظر گردد و مواردی تبلیغ شود که جز امراض کلیوی و روده‌ای چیز دیگری ندارد. گر چه از زمان آمدن مهندس ضرغامی به صدا و سیما، این سازمان که نماد حقیقی و واقعی اهداف نظام است دچار تحول شگرف شده اما حدوث این حرکات برای چهره‌ی نظام ارزشی و علوی مرام ما بسیار ناپسند و زشت است.
وقتی باشگاه‌های فوتبال ما صفت «فرهنگی» را به دنبال اسم خویش یدک می‌کشند و گاهی هم مثل باشگاه فرهنگی‌ـ ورزشی پرسپولیس دست به ابتکار عمل‌های فرهنگی‌ـ ارزشی می‌زنند چرا نباید نسبت به پوشش کامل آن اقدام کنیم؟
پرسپولیس ـ «پاسارگاد» ـ نماد قدرت و ریشه در تاریخ و تمدن ایران دارد. وقتی علی‌رغم همه مخالفت‌ها آن را به نام پاسداری از ارزش‌ها به «پیروزی» تغییر نام می‌دهیم با آن که مفسران، کارشناسان، بازیکنان، اصلاً ملت ایران این باشگاه را به نام پرسپولیس می‌شناسد، چه سماجتی وجود دارد که در تمام محاورات رسمی و غیر رسمی «پرسپولیس» خوانده می‌شود اما روی مانیتور تلویزیون «پیروزی»؟
تا کی باید با این تضادها و تناقضات مردم را حیران وسرگردان نمود؟
تا کی باید بین نیت‌ها و اعمال‌ ما شکاف این مقدار عمیق باشد؟ بیاییم یک بار برای همیشه از این فضا خداحافظی کنیم و حداقل با خودمان صادق باشیم. مگر می‌شود فرهنگ عمومی و خواست ملت‌ها را نادیده گرفت؟

...

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (13) -  حشمت‌ا... غضنفر

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (13)

بخش نوزدهم
شرح مسبوطی که تا کنون پیرامون میراث فرهنگی و اهمیت و ویژگی‌ آن به تفصیل ارائه گردید، مؤید کثرت و فراوانی این آثار بی‌نظیر و بی‌همتا (اعم از منقول و غیر منقول) در سراسر ایران بزرگ است که هر نقطه از جغرافیای آن تاریخی است فروزان و درخشان از تمدن و فرهنگ مردم آن دیار و بوشهر، دیار دلاوران و دریا‌ دلان، موطن مردم نجیب و صدیق، نماد مقاومت و پایداری و افتخار که نام دروازه‌ی بزرگ تمدن بر آن نهاده‌اند و همان که چند صباحی است حرمت شکنان بیهوده و عبث، برای تغییر نام و هویتش در تلاش‌اند، چون نگینی درخشان و نورانی بر پهنه‌ی ‌الماس نشان خلیج فارس و مایه‌ی عزت و آبروی سرزمین مادری و خاک آبا و اجدادی، آثار تاریخی و باستانی منحصر به فردی را در حریم خود جای داده است. بوشهر با بیش از 2000 اثر باستانی شناخته شده و 200 اثر ثبت شده در فهرست آثار ملی، گنجینه‌‌ای ناب و بی‌بدیل گشته تا به سرعت و با تبلیغات رسانه‌ای مناسب مورد توجه محققان و پژوهشگران داخلی و خارجی قرار گیرد. وجود کاخ‌های متعدد و بنا‌‌های ساخته شده در جای جای این خاک تفتیده، مبین ورود و سکنای نژاد‌های گوناگون و سلسه‌های حکومتی پارتی، ایلامی، هخامنشی، ساسانی و … بوده و نشانگر ریشه‌های عمیق و غنی فرهنگی است. همچنین حفاری‌های اخیر باستان شناسان که قدمت این شهر (بندر بوشهر) و عمران و آبادی صورت گرفته در آن را تا حدود4000 سال پیش تخمین زده است آن را به تمدن‌های ما قبل تاریخ پیوند می‌دهد. آثار معماری و بافت تاریخی ـ فرهنگی بوشهر، یکی از نادر‌ترین و با شکوه‌ترین انواع معماری در سواحل خلیج فارس است، زیرا عمارت‌های دو ، سه و چهار طبقه‌ای که هنوز و بعد از سالیان دراز، قابل سکونت بوده و مقاوم و استوار در مقابل اوضاع جوی و سایر بلا‌یا و حوادث طبیعی و غیر طبیعی قوام خود را حفظ نموده‌اند، گواه روشن و آشکاری‌ست و حاکی از هنر پیشرفته‌ی معماری در این منطقه است. جاذبه‌های گوناگون و فراوان گردشگری (سیاحتی و زیارتی) و آثار معماری و بافت‌های تاریخی ـ فرهنگی در سراسر استان، گستره‌ی چشم‌گیر و ذی‌قیمتی را در برابر چشمان کاوشگران و گردشگران پدید آورده است.
قلعه‌ی ریشهر، قبر ژنرال انگلیسی و گورستان همراهان متجاوزش، بازار قدیم، کلیسای ارامنه، مقبره‌ی شیخ حسین چاهکوتاهی، امام‌‌زاده عبدالمهیمن و امام زاده محمد باقر(ع)، آب انبار قوام (در بوشهر)، کوشک اردشیر (در تنگ ارم)، گور دختر (در تنگ ارم) کاخ کورش (در جنوب برازجان)، شاهزاده ابراهیم (در برازجان)، گنبد سلیمان بن علی، آتشکده باباکلو، برج خان، غارتودیو گناوه و بندر ریگ، قلعه‌ی حصار و شهر تاریخی سی‌نیز و امام‌زاده حسین(ع) دیلم، قلعه‌ی کلات و خانه‌ی‌ رئیسعلی دلواری، چشمه‌ی آب گرم میراحمد (در تنگستان)، برج قلعه‌ی محمد خان دشتی، عمارت شیرینه و قلعه‌ی دختر (در دشتی)، مسجد بردستان دیر و صد‌ها اثر منقول و غیر منقول تاریخی دیگر که این مقال گنجایش ذکر آنان را ندارد، همه قابلیت‌های انکار ناپذیری هستند که می‌بایست نسبت به نگهداری و حفظ و حراست آن‌ها کوشید.
مواهب و نعمت‌های الهی در این منطقه‌ی مرزی با وجود بندرها و جزایر متعدد و زیبا و مناظر بدیع و استثنایی مانند جنگل‌های حرا در جوار کاخ‌ها، محوطه‌ها، بناها و دیگر علائم و نشانه‌های پدران و اجدادمان سرمایه‌‌ای‌ست بس عظیم و گران‌قدر که در نحوه‌ی چگونگی حفظ و نگهداری آن می‌بایست تمامی موارد ایمنی و حفاظتی را به کار گرفت تا ضایعاتی متوجه این آثار و پدیده‌ها نگردد.
حوادث سال‌ها اخیر که بعضاً به علت ناموثق بودن، تکذیب گردیده، واقعیت تلخی است در رابطه با مصون نماندن میراث فرهنگی از دستبرد و تخریب نا بکاران و سارقان که هشداری‌ست جدی به منظور تلاش بیشتر در زمینه‌ی‌ صیانت از میراث فرهنگی موجود در استان. اگر چه یگان حفاظت سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری استان بوشهر با چشم باز و هوشیارانه و غیرت‌مردانه در این امر مشارکت داشته و در حد قابل قبولی ـ به ویژه در ایام تعطیلات نوروز و مناسبت‌ها ـ مراقبت خاص خود را از طریق پوشش حفاظتی و امنیتی اعمال می‌نماید، اما وسعت و پراکندگی‌ آثار در استان، تعامل و همکاری دو جانبه‌ی مردم و مسئولین را می‌طلبد تا با تعصب و ایثار در حفظ آثار ملی و فرهنگی جدیت نمایند. تقویت بنیه‌ی تجهیزاتی، تدارکاتی و پشتیبانی از یگان حفاظت سازمان و رفع مشکلات اداری و پرسنلی این واحد‌ها، تشویق خادمین و ایجاد انگیزه در ایشان به طرق مختلف، بقای این امانت را تضمین نموده و سارقان و خرابکاران را نا امید خواهد کرد.

...

نور و سایه -  حسین روشنکار

نور و سایه
نوشته‌‌ی خود را با گفته ی معروف گرنوت رول "Gernot Roll" فیلمبردار و نورپرداز با تجربه و صاحب سبک جهان آغاز می کنم: خورشید چینی همیشه از پایین می‌تابد.
با این گفته ی "متناقض" سعی بر این دارم که تلنگری علمی هر چند ناچیز بر ژرفنای بی‌انتهای ساختار نور و سایه در فیلم وارد کنم که شاید این سرآغاز بحثی گردد و در آتیه یکی از اساسی‌ترین ضعف‌های عرصه ی فیلم و ویدئو با تلاش کارشناسان متخصص، رخت از گستره ی این هنرهای مهم سرزمین‌مان بردارد.
هنگامی که تمامی فیلم‌های کشورمان از ابتدا تا به امروز را با دقت بسیار مرور می‌کنیم و به آنالیز و کنکاش علمی اِلمان های استتیک بصری آن می‌پردازیم، پی می‌بریم که تفاوت عظیمی از لحاظ ساختار نور و سایه، بین فیلم‌های ما و دیگر آثار سینمای جهان وجود دارد.
پاسخ به این پرسش مهم، احتیاج به سال‌ها تحقیق و کارشناسی در این رشته دارد که حجم عظیم این پاسخ ورق‌ها را سیاه خواهد کرد و از قدرت این نوشتار مطمئناً خارج است.
اما همان‌طور که می‌دانیم ساختار نور و سایه در فیلم طی گذشت سالیان دراز به یک منطق علمی خاص بدل شده و جزیی از دستور زبان فیلم گردیده که مدام با پیشرفت تکنولوژی همسان بوده و به تکامل رسیده است.
در علم ساختار نور و سایه، هر آن چه در واقعیت نوری اتفاق می‌افتد را نمی‌توان همیشه صحیح پنداشت و گاه آن چه در واقعیت، اشتباه تلقی می‌شود، در علم نورپردازی فیلم منطقی علمی پیدا می‌کند. چنان‌ که گرنوت رول می‌گوید: خورشید چینی همیشه از پایین می‌تابد.
درک وضعیت نور در زندگی روزمره ی انسان‌ها به صورت یک عمل خود آگاهانه اتفاق نمی‌افتد، بلکه از طریق ترجمان تصاویر ذخیره شده در ضمیر ناخودآگاه مغز شکل می‌گیرد. برای روشن‌تر کردن این مطلب بایستی ابتدا به واژه‌ی نور پرداخت؛ نور نه به عنوان یک اشعه ی الکترومغناطیس بلکه هر آن چه را که ما رؤیت می‌کنیم، چرا که از لحاظ فیزیکی نور هیچ چیزی قابل دیدن نیست مگر در معرض تابش نور قرار گیرد. به عنوان مثال شخصی درون یک اتاق روشن نشسته است طوری که تمامی اشیاء موجود درون این اتاق در معرض تابش نور قرار دارند و قابل رؤیت هستند. با وجود این ‌‌که شخص درون یک وضعیت نوری بسیار پیچیده‌ای قرار دارد ولی درک این وضعیت برای او کاملاً ناخودآگاه صورت می‌گیرد.
بدان معنی که در ضمیر ناخودآگاه این فرد تصویر ایده آل غالبی "Optimal Image"ضبط شده است و شناخت کلی او از این اتاق همیشه از طریق عملکرد همین تصویر در ضمیر ناخودآگاهش صورت می‌گیرد و تا زمانی که وضعیت نوری یکسان باقی بماند تغییری در عملکرد این تصویر ایده‌آل صورت نمی‌گیرد، اما اگر در همین اتاق یک دفعه یکی از لامپ‌های موجود شروع به چشمک زدن کند، فوراً وضعیت نوری عوض می‌شود و عملکرد مغز انسان به ضمیر خودآگاه او منتقل می‌شود و سریعاً فرمان از مغز او صادر می‌شود که وضعیت را به حالت قبل مطابق با تصویر ایده‌آل برگرداند.
عملکرد درک وضعیت نوری در مغز ما طوری‌ست که ما هر آن‌چه را که در اطراف‌مان می‌بینیم در اثر گذشت زمان از هر سوژه ی آن یک تصویر ایده‌آل Optimal Imageدر حافظه‌ درون و ضمیر ناخودآگاه خودمان ذخیره می‌کنیم، طوری که ما هر وقت دوباره در آن محیط قرار بگیریم شناخت‌مان از آن مکان همیشه از طریق ارتباط با همان تصویر ایده‌آل ضبط شده در یک وضعیت نوری یکسان می‌ باشد.
بنابراین همه‌ی نورپردازان متخصص با این عملکرد ذهن انسان کاملاً آشنا هستند و از این طریق می‌توانند با به وجود آوردن تصاویر ایده‌آل در هر صحنه ی فیلم و با بر هم زدن تصویر ایده‌آل ضبط شده در ضمیر ناخودآگاه مخاطب، حس‌های متفاوتی را به وجود آورند. یک نورپرداز حرفه‌ای همیشه سعی می‌کند در برخورد با هر وضعیت نوری، ابتدا تصویر ایده‌آل ذهن خود را کنار بزند و با مطرح کردن پرسش‌های علمی به درک آن وضعیت نوری برسد. پرسش ‌هایی از این قبیل:
1ـ چه منبع نوری وجود دارد؟
2ـ منبع نوری موجود کجا قرار دارد؟
3ـ چه چیزهایی مورد تابش مستقیم نور قرار دارند؟
4ـ سایه‌ها کجا و در چه وضعیتی قرار دارند؟
5ـ شدت کنتراست چقدر است؟
6ـ آیا انعکاس نوری وجود دارد؟ اگر هست کجا و به چه شدتی؟
7ـ فضای رنگی موجود چگونه است؟
نور، سایه، کنتراست ، انعکاس نوری و رنگ
این‌ها شاخص‌هایی هستند که در فیلم، آتمسفر نوری را به وجود می‌آورند و مهم‌تریم اِلمان‌های ساختار یک تصویر می‌باشند و می‌توان گفت از لحاظ کیفیتی همیشه این شاخص‌ها هستند که مورد انتقاد علمی و آکادمیک قرار می‌گیرند.
یک نور پرداز حرفه‌ای به خوبی می‌داند که آن چه در واقعیت، یک وضعیت نوری عادی و امکان پذیر می باشد، در هنگام فیلمبرداری می تواند به شدت نابهنجار و آزار دهنده شود و کیفیتی بسیار بد ارائه دهد، چرا که میدان و وضعیت کنتراست چشم انسان با فیلم اختلاف بسیار دارد. با ذکر یک مثال این مطلب را روشن‌تر می‌کنم. فردی درون یک اتاق هنگام ظهر کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه می‌کند. در این لحظه چشم انسان قادر است همه ی اشیاء درون اتاق و بیرون از پنجره را به خوبی تشخیص دهد، اما تا کنون هیچ فیلمی و یا حتی دوربین پیشرفته ی دیجیتال امروزی نمی‌تواند این اختلاف را به خوبی از یکدیگر تمیز دهد. چشمان انسان قادر است تصاویری را با هزاران بار اختلاف و شدت کنتراست تشخیص دهد اما فیلم میدان کنتراستی بسیار اندک دارد. به همین دلیل یک نور پرداز خوب می‌بایست با وجود اندک بودن میدان کنتراست فیلم، طوری عمل کند که مخاطب هنگام رؤیت تصویر آن را صددرصد واقعی تلقی کند.
در آخر باید گفت که ساختار نور و سایه، علمی است توأم با خلاقیت و تنها با ادغام علم نور و خلاقیت است که می‌توان به ارتقای کیفی فیلم در سطح جهانی رسید و یک نورپرداز حرفه‌ای با تکیه بر دانش خود و ادغام آن با خلاقیت می‌تواند تصاویری را ارائه دهد که هر کدام همچون یک تابلو نقاشی به عنوان یک اثر هنری محسوب گردد و در ضمیر ناخودآگاه مخاطب فیلم‌های کشورمان Optimal Image در حد استانداردهای جهانی و یا حتی بالاتر ضبط گردد.

...

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس - حسن زنگنه

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس
نوشته : ویلم فلور
قسمت هفدهم
نماینده شرکت هند شرقی فرانسه گزارش می‌کند که او در ساعت 11 بامداد، با بهت و ناباوری از جریان دستگیری کنیپ هوزن با اطلاع می‌شود. در ساعت دوازده و سی دقیقه متسلم او را احضار می‌کند. او در محل سکونت متسلم آقای الیس، نماینده ایک ، ملاقات کرد و کوشید او را متقاعد سازد تا متفقاً به این اقدام ـ که مغایر با قرارداد مودت است ـ اعتراض کنند. الیس از همکاری سرباز زد و گفت که هرکسی باید خود گلیم خود را از آب بکشد. متسلم نیز به لیتو یادآور گردید که فرانسوی‌ها نباید هراسی به دل راه دهند، چه آسیبی به آن‌ها نخواهد رسید و او با این اقدام تنها خواسته است از شر هلندی‌ها خلاص شود. از این گذشته او توضیح داد که کنیپ هوزن به این دلیل به زندان افتاده که با زنی مسلمان رابطه‌ی نامشروع داشته و در امور داخلی و حکومت هم مداخله کرده است. متسلم برای اتهام نخست مدرکی به غیر از بیانات شفاهی، ارایه نداد؛ اما در مورد اتهام بعدی نامه‌ای به زبان فرانسه به لیتو نشان داد که کنیپ هوزن به اسقف فرانسوی در بغداد نوشته و از متسلم سابق، حسن آقا، شکایت کرده بود. لیتو آن‌گاه اجازه‌ی مرخصی گرفت و رهسپار خانه‌اش گردید. او آن‌گاه از متسلم درخواست کرد که آیا می‌تواند از کنیپ هوزن در زندان دیدن کند یا نه. لیتو بعد از این‌که چند بار این تقاضا را تکرار کرد و هر بار هم با آن مخالفت گردید سرانجام اجازه یافت از کنیپ هوزن دیدن کند. متسلم فرصت را غنیمت شمرد و بار دیگر به لیتو اطمینان داد که او نمی‌خواهد بیش از این هلندی‌ها در بصره باقی بمانند. او احتمالاً با نشان دادن درِ باغ سبز به لیتو و این‌که می‌تواند در قبال سکوت او، آن‌ها را از شر رقیب عمده‌ای خلاص کند، برای این اقدام خود حمایت یک نفر نماینده اروپایی را به دست آورد. لیتو آن چه را که متسلم به او گفته بود، با کنیپ هوزن در میان گذاشت. آن‌ها موافقت کردند که لیتو به متسلم پیشنهاد کند که کنیپ هوزن به قید ضمانت آزاد شود و ظرف سه روز بصره را ترک کند. متسلم از به حضور پذیرفتن لیتو خودداری کرد و تهدید نمود که اگر او بخواهد به مداخله‌ی خود در این قضیه ادامه دهد، علیه‌اش از زور استفاده خواهد کرد. 22
ژان واندرهولست، دستیار کنیپ هوزن موقعی که رئیس‌اش دستگیر شده بود، بر روی کشتی فورتیون به سر می‌‌برد. بنابراین زمانی که این خبر را شنید از آمدن به ساحل استنکاف ورزید. با وجود این، او بعد از این‌که متسلم چندبار به او اطمینان داد، در روز یازدهم ژانویه به ساحل آمد. حکمران به او گفت که علت دستگیری کنیپ هوزن رابطه‌ی نامشروع با زنی مسلمان و مداخله در امور حکومت بوده است، هرچند که به او نگفت که خیال دارد از شر هلندی‌ها خلاص شود.
حکمران نه راجع به محتویات نامه‌ای ـ که علی‌الظاهر کنیپ هوزن به اسقف فرانسوی بغداد نوشته بود ـ به او چیزی گفت و نه این‌که آن را به او نشان داد. متسلم به واندرهولست گفت که با او مخالفتی ندارد و پیشنهاد کرد که برای حل این کشمکش بهتر است او با آقای الیس، نماینده ایک، تماس بگیرد. الیس نیز به واندرهولست گفته بود که کنیپ هوزن با ارسال نامه‌ی کذایی دلیل قانع کننده‌ای به دست حکمران داده تا با او این‌گونه عمل کند. او اذعان کرده بود که از محتویات نامه بی‌اطلاع است زیرا زبان فرانسه نمی‌داند. الیس به واندرهولست خاطرنشان ساخته بود که او می‌تواند به جای کنیپ هوزن به فعالیت تجاری خود ادامه دهد، اما باید مبلغ قابل توجهی به متسلم بپردازد. کرملیت‌ها می‌گویند که هم الیس و هم واندرهولست وانمود می‌کردند که می‌کوشند کنیپ هوزن را از زندان آزاد کنند، زیرا آن‌ها هر دو از این گرفتاری او، از شادی در پوست خود نمی‌گنجیدند. 23 با وجود این، منابع هلندی این موضوع را تایید نمی‌کند. گفتنی است لیتو همان روز به الیس نامه‌ای نوشته و از او درخواست کرده بود تا متفقاً به طور رسمی در این‌باره اعتراض کنند، اما الیس ضمن خودداری پاسخ داده بود که حکمران او را از مداخله در این قضیه منع کرده است. واندرهولست بعد از مذاکره با الیس به دیدن کنیپ هوزن در زندان شتافت. آن‌ها هر دو تصمیم گرفتند که به باتاویا پیشنهاد دهند تا برای وصول طلبی خود و این‌که عثمانی‌ها طعم قدرت واک را بچشند، باید اروندرود را به محاصره در آورند. بنابراین واندرهولست آن شب مبلغ 75000 قروش به پگوس، مترجم ایک، پرداخت کرد. از نقطه‌نظر هلندی‌ها این دلیل دیگری بود که نشان می‌داد انگلیسی‌ها در این قضیه دست داشته‌اند. لذا روز بعد متسلم بدون این‌که اشاره‌ای به مجازات مرگ کند، کنیپ هوزن و مترجم او را از زندان آزاد کرد ـ «در ازاء آرزو و نوید ساختگی و تصنعی اروپایی‌ها». 24بعد از آزادی به کنیپ هوزن گفته شد که او باید به تشکیلات بازرگانی انگلیسی‌ها (ایک) برود، اما او با آن مخالفت کرد؛ زیرا او فقط می‌خواست به تشکیلات واک یا کشتی فورتیون روی آورد. به هر حال چون پاسی از شب گذشته بود به کنیپ هوزن اجازه داده شد تا آن شب را در محل سکونت متسلم بگذراند. در بعد از ظهر روز بعد، 12 ژانویه، پگوس مترجم ایک، برای دیدن واندرهولست به تشکیلات بازرگانی واک مراجعه کرد. او به واندرهولست گفت که متسلم تصمیم گرفته است کنیپ هوزن را مستقیماً به کشتی فورتیون بفرستد. از طرفی چون واندرهولست مطلع شده بود که اگر 50000 قروش دیگر پرداخت کند می‌تواند به عنوان نماینده واک در بصره به کار خود ادامه دهد به الیس مراجعه کرد تا منظور از این اخاذی جدید از او پرس‌وجو کند. در این دیدار، الیس اذعان کرد که این مطالبه را نمی‌تواند تأیید کرد و به واندرهولست قول داد که فوراً با متسلم، گفتگو کند. یادآوری می‌گردد، الیس بعد از این که با پگوس در اتاق دیگری به گفتگو نشست، خطاب به واندرهولست گفت که او توصیه‌ای جز پرداخت مبلغ فوق ندارد که در غیر اینصورت او با خطر بدرفتاری و انواع و اقسام توهین و بی‌حرمتی مواجه خواهد شد. واندرهولست که به کلی یکه خورده بود به محل اقامت متسلم شتافت تا با کنیپ هوزن راجع به این رویداد جدید، بحث و مذاکره کند. به نقل از کرملیت‌ها، کنیپ هوزن خود پیشنهاد مطالبه مبلغ اضافی به متسلم داده بود تا بدینوسیله حق دستیارش را کفِ دستش بگذارد، زیرا واندرهولست به او خیانت کرده و اکنون هم مشغول سر هم کردن نامه‌هایی بود تا به تحسین از خود به باتاویا بفرستد و به شورای اجرائی واک درباره رفتار کنیپ هوزن هشدار دهد.25 واندرهولست بعد از مشورت با کنیپ هوزن این مبلغ را به دلال و صراف واک پرداخت کرد، که متسلم از او هم مطالبه‌ی پول می‌کرد. به هر حال کنیپ هوزن و مترجم‌اش بعد از پرداخت مبلغ 30.000 قروش فوراً آزاد شدند. واندرهولست در مورد خود هم مبلغ 25000 قروش پرداخت کرد. چون کنیپ هوزن هنوز هم از رفتن به تشکیلات بازرگانی «ایک» خودداری می‌کرد؛ لذا او را به کشتی فورتیون انتقال دادند. متسلم در همان روز 12 ژانویه، الیس و واندرهولست را احضار کرد و واندرهولست را به جای کنیپ هوزن منصوب نمود و به او خلعت داد. متسلم حتا به الیس خلعتی گران‌بهاتر ـ که معمولاً هرگز به اروپایی داده نمی‌شد ـ اعطا کرد و موجب شد تا هلندی‌ها بیش از پیش قانع شوند که انگلیسی‌ها در این توطئه دست داشته‌اند ـ به ویژه این‌که متسلم آن را به عنوان پاداشی در ازاء خدمات او برشمرد.
در روز 14 ژانویه تاجری مسلمان پای بر عرشه‌ی کشتی فورتیون نهاد تا با کنیپ هوزن دیدن کند. این تاجر نسخه‌ای از اتهامات رسمی که متسلم علیه کنیپ هوزن اقامه کرده بود، به او نشان داد. مهر و امضا تجار سرشناش بصره، به این مدرک اعتبار قانونی می‌بخشید. لذا او خردمندانه نمی‌دانست که کنیپ هوزن به باتاویا برگردد و تصریح می‌کرد که او بهتر است رهسپار جای دیگری شود که به همین منظور به او پیشنهاد داد تا با شناوری که آماده‌ی حرکت بود، بصره را ترک کند. کنیپ هوزن از او بابت این‌که این مدرک را به او نشان داده بود تشکر کرد و اظهار داشت که خود شخصاً آن را به باتاویا خواهد برد. این تاجر آن‌گاه تغییر لحن داد و از او پرسید که آیا بهتر نیست که پول بیشتری به متسلم تقدیم کرد، زیرا او به کنیپ هوزن اجازه می‌داد که به بصره برگردد و مدرک علیه او را هم نابود می‌ساخت. کنیپ هوزن که پی برده بود این تاجر فرستاده متسلم است، به او گفت موقعی که زندانی بوده به او پول پرداخت کرده است؛ اما اکنون که بر روی شناور جمعی واک به سر می‌برد، حتا یک شاهی هم به او نخواهد پرداخت. سایرین هم همین پیشنهاد را به او دادند، اما کنیپ هوزن از قبول آن سر باز می‌زد. بنابراین در شامگاه 14 ژانویه 1753 متسلم شکایت‌نامه‌ای که به زبان ترکی نوشته شده بود، به دفتر بازرگانی واک فرستاد و به واندرهولست دستور داد تا او آن را ممهور به مهر واک کند ـ او هم از ترس جان خود چنین کرد. 26 کنیپ هوزن و واندرهولست شکایتی به باب عالی فرستادند. بنابراین، واندرهولست در 20 ژانویه 1753 به کنیپ هوزن ـ که بر روی کشتی فورتیون مستقر بود ـ ملحق گردید، زیرا بیمناک بود که مبادا متسلم ـ به محض آگاه شدن از این شکایت ـ علیه او دست به اقدام زند. شناور فوق روز بعد بصره را ترک گفت. به نقل از کرملیت‌ها تمام کارکنان واک در بصره، سوار این شناور شده بودند؛ اما منابع هلندی این موضوع را تایید نمی‌کنند. 27 متأسفانه این شناور در منطقه‌ی میناوی «Minavi» درست روبه‌روی خانه‌ی قاپوتان‌باشی به گل نشست. در ساعت 8 بامداد روز 22 ژانویه لیتو نیز بر روی کشتی فورتیون حضور یافت. او می‌خواست با این شناور رهسپار بندر ریگ شود، زیرا می‌ترسید که متسلم که انگلیسی‌ها او را برانگیخته بودند، از او به زورستانی کند. لیتو تمام اموال و دارایی خود را در بصره جا گذاشته بود ـ دست کم بنا به گزارش کنیپ هوزن ـ بنابراین چنین می‌نماید که او در واقع قصد فرار داشته است. متسلم که از این فرار آگاه شده بود به واندرهولست و لیتو دستور داد تا کشتی را ترک کرده و به ساحل بازگردند. کنیپ هوزن به متسلم اطلاع داد که طناب‌های کشتی پاره شده و آقایان واندرهولست و لیتو به طور اتفاقی جهت حل و فصل پاره‌ای امور به شناور آمده‌اند و آن‌ها قصد فرار ندارند. متسلم که این جریان را باور نمی‌کرد تعدادی توپ بر روی خانه‌ی قاپوتان باشی مستقر کرد و کشتی فورتیون را که در تیررسی بود، هدف قرار داد. افزون بر این او تعداد هفت فروند شناور از نوع «گالیوات» مهیا ساخت و به کنیپ هوزن اطلاع داد که اگر لیتو و واندرهولست به ساحل برنگردند، او فورتیون را مورد حمله قرار خواهد داد. چون کشتی فورتیون در گل گیر کرده بود و قابلیت شناور شدن نداشت، لذا این دو به ساحل برگشتند. متسلم به آن‌ها گفت که او بیمناک بوده که مبادا کنیپ هوزن آن‌ها را بر روی کشتی بازداشت کرده است، لذا به آن‌ها دستور داد که از رفتن به کشتی خودداری کنند. علاوه بر این او گفت اگر هنوز کاری هست که باید انجام شود یکی از کارکنان باید آن را انجام دهد و کشتی فورتیون هم باید ظرف دو روز بصره را ترک کند، که واندرهولست با آن موافقت کرد. واندرهولست راجع به این مذاکرات و نیز این‌که او برای انجام امور، دستیار خود «کروز» یا پزشک «واک» آقای فلیچ را به کشتی خواهد فرستاد، کنیپ هوزن را در جریان امر گذاشت. 28 در روزهای 22 و 23 ژانویه کشتی فورتیون ـ به علت این‌که دریا هنوز در حال مد بود ـ شناور نشده بود. در این اثنا، قاپوتان باشی بر روی شناور حضور یافت و پیشنهاد میانجیگری، جهت رسیدن تفاهم با متسلم، به کنیپ هوزن داد. افزون بر این از کنیپ هوزن هم سوال کرد که او برای آزادی خود چه مبلغ به متسلم پرداخت کرده است. کنیپ هوزن به او گفت که نمی‌تواند بگوید که چه مبلغ پرداخت کرده است زیرا متسلم به او دستور داده که این مطلب باید محرمانه تلقی شود تا از هرگونه اقدام علیه کارکنان واک، جلوگیری به عمل آید. وقتی متسلم از این گفتگو مطلع گشت به هراس افتاد که مبادا کنیپ هوزن موضوع پرداخت پول را فاش کرده باشد. لذا به او دستور داد تا در روز 24 ژانویه کشتی فورتیون را شناور سازد یا با یک فروند شناور از نوع «ترانکی» بصره را ترک کند. چون واندرهولست به این موضوع اعتراض کرده بود، کنیپ هوزن اجازه یافت تا با قایق خود و سرنشینان اروپایی آن، بصره را ترک گوید. کنیپ هوزن مجاز نبود در بین راه توقف کند، بلکه او می‌بایست یک راست رهسپار بوشهر شود و در آن‌جا به انتظار ورود کشتی فورتیون نشیند. ضمناً متسلم پیشنهاد کرده بود که در صورت تمایل هلندی‌ها او هر تعداد شناور و افراد که لازم باشد به موکان mocan»29» خواهد فرستاد تا کشتی فورتیون شناور شود. این پیشنهاد نشان می‌دهد که چقدر او مایل بوده تا از شر کنیپ هوزن خلاص شود. 30 در این گیر و دار کنیپ هوزن و واندرهولست به توافق رسیدند که هر دو به با تاویا فرار کنند و مسوولیت تشکیلات بازرگانی واک را در بصره به بنجامین کروز واگذار نمایند. گفتنی است آن‌ها برایشان مسلم شده بود که هر وقت متسلم اطلاع یافت که آنها علیه او رسماً به باب عالی شکایت کرده‌اند، او علیه آنها دست به اقدامات تلافی‌جویانه خواهد زد. لذا آن‌ها موافقت کردند که کنیپ هوزن رهسپار خارگ شود و در آن‌جا به انتظار واندرهولست نشیند و سپس از آنجا شکایتی به استانبول تسلیم کند. واندرهولست در شبانگاه 24 ژانویه نامه‌ای به کنیپ هوزن نوشت و به او اطلاع داد که به این طرح وفادار است و بعد از دریافت این نامه، به مدت 30 روز منتظر ورود او باشد.31 کنیپ هوزن در همان شب با قایق کوچکی بصره را ترک گفت و در دهانه‌ی اروندرود منتظر ورود کشتی فورتیون نشست تا با او به سفر خود ادامه دهد. این اتفاق در روز 30 ژانویه روی داد، زیرا باز هم کشتی فورتیون در گل گیر کرده بود. در این موقع کنیپ هوزن نامه‌ی دیگری از واندرهولست دریافت کرد که از او خواسته بود تا هرچه زودتر قایق را به بصره بازگرداند، زیرا این قایق تنها وسیله‌ی فرار او فورتیون بود. 32
کشتی فورتیون به مقصد خارگ بادبان افراشت و در روز 11 فوریه 1753، وارد آن جزیره گردید. کنیپ هوزن در خارگ مترجم خود فیلیپ کاتافگو، را جهت تسلیم شکایت به استانبول اعزام کرد. او به همراه این شکایت، نامه‌ی خود و واندرهولست ـ که حاوی رویدادهایی بود که منجر به عزیمت آن‌ها از بصره شده بود ـ به سفیر هلند، هوچپید، فرستاد و به او اطلاع داد که آن‌ها در نظر دارند به محض مراجعت از باتاویا، اروندرود را به محاصره درآورند، درست به همان شیوه‌ای که انگیسی‌ها در سال 1727، انجام داده بودند.
آن‌ها در این نامه از سفیر هلند درخواست کرده بودند تا راجع به این رویداد چیزی به هلند ننویسند، زیرا وصول اخبار نامساعد راجع به مسایل شرکت در آسیا، تأثیری منفی راجع به شرکت در اروپا می‌داشت. 33

...

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان -  علیرضا رمضانی

موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان
بخش اول

جغرافیای تاریخی شهر شبانکاره ـ دهکهنه ی قدیم
شهر شبانکاره در حوزه‌ی آبریز رودخانه "حله" و در دشت موجود در دامنه ارتفاعات با عرض جغرافیایی 50 درجه و 59 دقیقه طول شرقی و 29 درجه و 28 دقیقه عرض شمالی واقع می‌باشد. «این شهر مرکز بخش شبانکاره است با جمعیتی بالغ بر 000/10 نفر و با روستاهای تابعه به 000/50 نفر می‌رسد و دارای زیر مجموعه 43 روستا و یک شهر به نام آبپخش که بزرگ‌ترین بخش استان را تشکیل می‌دهد»(1)
جُرج لوریمر در کتاب راهنمای خلیج‌فارس...، شبانکاره را چنین معرفی می‌کند: «شبانکاره از مغرب به رود شور محدود است که آن را از حیات داوود جدا نموده و از شمال و مشرق به کوهستان خارج از مناطق ساحلی ایران محدود می‌گردد که این کوهسار در این قسمت موسوم به «طویسه» است و از جانب رودخانه ی حله آن را محدود می‌کند. بنابراین طول آن از شمال غربی ـ جنوب شرقی قریب 20 میل و عرض آن 120 میل است.»
نظر ابن ‌بلخی
ابن بلخی در قرن ششم ه. ق در قسمتی از فاصله‌ی شیراز تا جنابا(2) چنین می‌نویسد:
«منزل پنجم: توج،‌ هفت فرسنگ. منزل ششم: دیه مالک، چهار فرسنگ. منزل هفتم و هشتم: جنابا، ده فرسنگ.» از فارسنامه ی ابن بلخی چنین استنباط می‌شود که دیه مالک در همسایگی توج (توز) و بین جنابا و توج واقع بوده و به آبادی و یا روستای دیگری در این فاصله اشاره‌ای نکرده است. بنابراین با بررسی جغرافیای تاریخی شبانکاره ی امروز (دهکهنه‌ی قدیم) و آثار و شواهد باستانی موجود در این مکان می‌توان از دیه مالک به عنوان شبانکاره ی امروز و همان دهکهنه‌ی قدیم نام برد. مردم دهکهنه ی قدیم از راهی یاد می‌کنند که تنها راه ارتباطی دهکهنه به توز قدیم بوده و پس از رونق منطقه‌ی زیر راه به راه سعدآبادی مشهور می‌شود. در این سال‌ها "اسماعیل خان" ـ حاکم شبانکاره ـ این منطقه را از سعد‌الملک اجاره می‌کند و آبادی سعدآباد را بنا می‌کند. تا سال 1344 ه. ق سال فوت اسماعیل خان و پس از آن دهه‌های 40 و 50 خورشیدی که فرزندانش محمدعلی خان و لطفعلی خان و پس از آن فرزندان محمد علی خان یعنی ملک منصور خان و اردشیر خان شبانکاره‌ای بر این مناطق یعنی سعدآباد و شبانکاره حکومت می‌کرده‌اند، این راه تنها پل ارتباطی بین توز و جنابا بوده است. در زبان محلی و در بین مردم همیشه به راه سعد‌آبادی مشهور بوده که هنوز آثار آن راه ارتباطی پابرجاست و قابل استفاده می‌باشد.
نظرحمدالله مستوفی در نزهه‌القلوب
حمدالله مستوفی در نزهه‌القلوب چنین می‌نویسد: آب بشاور از جبال بشاور بر ‌می‌خیزد، ضیاع بشاور و ولایت خشت و دیه مالک را آب دهد و در میان جنابه و ماندستان در دریا افتد و طولش نه فرسنگ باشد. (ص 226)
براساس نوشته ی وی ـ بدون این‌که از توز نام ببرد ـ دنباله‌ی رودخانه‌ی شاپور از فارس وارد خشت کنونی شده و بعد از خشت امتداد رودخانه‌ی شاپور را گرفته وارد دیه مالک شده و سپس به جنابا می‌رسد. اگر بخواهیم گفته‌ی حمد‌ا.. مستوفی را نیز با راه های امروزی مقایسه کنیم، می‌بینیم که بالاتر از شهر شبانکاره (دهکهنه)، در امتداد مسیر سد شبانکاره، رودخانه شاپور می‌باشد. بنابراین پس از گذار از تپه ماهورهای میلاتی به شهر کنونی خشت می‌رسیم. هم اکنون راهی بالاتر از سد شبانکاره وجود دارد که شبانکاره را از طریق کوه های موسوم به «طوسیه» ـ که لوریمر در کتاب خود از آن یاد کرده ـ به خشت پیوند می‌دهد و در زبان محلی هم به همین نام معروف است. بنابراین حمدا... مستوفی برای معرفی امتداد رودخانه شاپور به دیه مالک نظر دارد و بین دیه مالک و جنابا از آبادی یا روستای بین راه نام نمی‌برد.
سفر احمد اقتداری به دهکهنه (شبانکاره)
در امتداد رودخانه شاهپور، هم اکنون در شرق شهر شبانکاره، ارتفاعات نسبتاً بلندی واقع است که حد فاصل میان جلگه‌ی شبانکاره یا دشت شبانکاره و کوه های مناطق دشت گور و ماهور میلاتی و سواحل خلیج‌فارس است. دکتر احمد اقتداری در سال 1347 از این مکان دیدن می‌کند و در کتاب خود «آثار باستانی شهرها و سواحل و جزایر خلیج‌فارس» ضمن آوردن تصاویری از این مکان چنین می‌گوید: در پنج کیلومتری ] که البته به 2 کیلومتر هم نمی‌رسد[ شرق این آبادی، ارتفاعات نسبتاً بلندی واقع است که حد فاصل جلگه‌ی شبانکاره و مناطق کوه های شمالی آن «دشت گور» و سواحل خلیج‌فارس است.
اقتداری در ادامه از آثار برج و بارو و آب انبار و مخازن قلعه می گوید و از آن به لهجه‌ی شبانکاره‌ای به «قلاسوزو» نام می‌برد. سپس از گوپال و دیوارهای سنگی فرو ریخته با گچ و قلوه، سنگ‌های طبیعی و بعضاً تخته سنگ‌های تراشیده و چاهی با عمق زیاد یاد می کند. ایشان در پایان چنین نظریه‌ای را ابراز می دارد که: مسلماً این دژ روزگاری حاکم بر جلگه‌های اطراف بوده و بر راه‌های بازرگانی قدیم و معروف شیراز از جنابا (یعنی شیراز ـ بندر گناوه فعلی) که بنا به گفته‌ی ابن بلخی و دیگران از توز می‌گذشته و به جنابا و سی‌نیز و مهروبان پایان می‌گرفته است، ناظر بوده، به خصوص که راه‌های کاروانی دشت گور را هم می‌توانسته به خوبی نظارت کند.
"اقتداری" آبادانی و قدرت نظامی این دژ را به روزگار دیلیمان و اتابک چاولی حدس زده است. این نظریات اقتداری، مندرجات فارسنامه‌ی ابن بلخی و نزهه‌القلوب را قوت می‌بخشد. این مباحث مربوط به قرون ششم و هشتم ه. ق بوده که منابع مختلف از این منطقه هر کدام به گونه‌ای آورده‌اند.
دهکهنه، دیه مالک (بخشی از ایالت اَنشان در دولت ایلام)
دوره‌ی ایلامیان از (3000 -1000) سال قبل از میلاد می‌باشد. تاریخ ایران نشان می‌دهد این سرزمین از پنج هزار سال تا سه هزار سال پیش در دوره‌ی ایلامیان بخشی از منطقه‌ی انشان (آنزان) یکی از پنج بخش دولت ایلام است. مناطق پنجگانه ی ایلامی عبارت بوده اند از: 1 ـ ماساباتیک (استان ایلام کنونی) 2 ـ سیماش (بخشی از استان‌های خوزستان، لرستان و اصفهان کنونی) 3 ـ شوش 4 ـ کربیانه (بخشی از لرستان) 5 ـ انشان یا آنزان
انشان یا آنزان مهم‌ترین ایالت ایلام بوده که سرتاسر استان کهگیلویه و بویراحمد، بخش غ