اگر تیر از ترکش رستمیست!
در هفته گذشته در حاشیه تجلیل از پیشکسوتان شنیدیم و بحث کردیم مسائل فوتبال را که به یکی دو مورد اشاره میکنیم، باشد که مدیر کل تربیت بدنی در آغوش رئیس هیأت فوتبال فشرده شد به این مسائل توجه کند.
همین یک سال گذشته بود که نوشتیم فوتبال محلات بوشهر از بین رفته است، که متولی فوتبال بوشهر در یکی از هفتهنامههای استان خطاب به ما گفته بود محلات بوشهر سازمان دارد، خوب هم دارد. آن که در گناوه نشسته در خواب تشریف دارد و بعدها که عدهای دیگر انتقاد کردند و چند تیم باشگاهی مثل سکان و جم و دریانوردان را به عنوان فوتبال محلات بوشهر معرفی نمودند اما نمیدانم حالا که خیلیها از بیچارگی فوتبال محلات بوشهر، از کمبود بازیکن و گدایی کردن تیمهای بوشهر و دست به دامن هر کسی شدن برای اینکه لیست تیم خود را تکمیل کنند و صحبت از بودجه برای زنده کردن فوتبال محلات بوشهر میکنند باز هم محلات بوشهر سازمان دارد، خوب هم دارد و همه درخواب تشریف دارند؟ روزی روشن خواهد شد.
شنیدیم که رییس تربیت بدنی تنگستان به دلایل مختلفی قصد تغییر مسئول فوتبال این شهرستان را دارد، از جمله اینکه در زمان تصدی مسئول فوتبال، کلاس مربیگری و داوری تشکیل نشده، با تربیت بدنی هماهنگ نیست و به فوتسال خواهران بیتوجهی نموده تا آنها بروند و به نام تیم دلوار کشتی شرکت کنند و در استان اول شوند و خیلی مسائل دیگر، اما رییس هیأت فوتبال بوشهر سخت پافشاری میکند که همین آقا باید رییس هیأت فوتبال تنگستان باشد. میدانید که رییس هیأت فوتبال شهرستان با پیشنهاد اداره تربیت بدنی و موافقت هیأت فوتبال استان انتخاب میشود اما متوجه نشدیم که با پیشنهاد برکناری و تعویض او اگر موافقت نشود یعنی رییس هیأت فوتبال بگوید فقط این آقا، و رییس تربیت بدنی اهرم هم بگوید نه، تکلیف فوتبال تنگستان چه میشود؟ حتی رییس تربیت بدنی اهرم گفته است برای اینکه فوتبال این شهرستان ضرر نکند با یک هیأت سه نفری هم چرخ فوتبال را به راه میاندازد، اما مثل این که مرغ یک پا دارد و فقط رییس هیأت فوتبال بوشهر، همین رییس هیأت فوتبال اهرم را قبول دارد. در گذشته هم هیأتهای اهرم پیش از اینکه با رییس اداره تربیت بدنی موافق و هماهنگ باشند با هیأت فوتبال بوشهر هماهنگ بودند. در حاشیهی این موضوع شنیدیم که نگه داشتن رییس هیأت فوتبال اهرم توسط هیأت فوتبال استان بوی انتخاباتی دارد! اما ظریفی میگفت چطور هیأت فوتبال بوشهر رأی فدراسیون فوتبال یعنی بالا دست خود را قبول ندارد، پس این به آن در! با بعضی از پیشکسوتان که صحبت میکردیم گفته میشد محلات بوشهر که از بین رفت، تیمهای ته جدولی دسته دوم بوشهر که رفتند پی غاز چرانی و مردند! حالا اگر بشود هم تیم باشگاهی داشت، هم هیأت فوتبال، هم مشغله کاری و اداری در شهر و هم عضو هیأت رییسهی تیم فوتبال پارس جنوبی بود و هم در مسابقات پیشکسوتان قانون تعیین کرد، محلات که هیچ، هیأت فوتبال تنگستان که هیچ، مسابقات نوجوانان، جوانان و امید بوشهر هم که یکی دو سه تیم بیشتر در سال گذشته شرکت نکردند هم هیچ، به حال دیگران باید دل سوخت که با یکدست چند هندوانه ... پس: اگر تیر از ترکش رستمیست / نه بر مرده بر زنده باید گریست.
اختلاف شدید میان اصولگرایان استان
شنیده شده است در میان اصولگرایان استان بوشهر اختلاف و تفرقه به وجود آمده است. شنیدنیها حاکی است اصولگرایان استان به سه طیف تبدیل شدهاند: طرفداران عطارزاده، طرفداران افراشته و بیتفاوتها. گفته میشود طرفداران عطارزاده در انتخابات مجلس از وی حمایت میکنند و طرفداران افراشته از جمیری عضو سابق هیأت نظارت شورای نگهبان استان حمایت خواهند کرد و عدهی زیادی دیگر از اصولگرایان حامی میگلینژاد و دشتیزاده در انتخابات مجلس خواهند بود.
اختلاف در اصلاحطلبان
شنیده شده است عدهای از مسئولین گروههای دوم خردادی استان که عمدتاً طرفدار دادفر نماینده سابق مجلس هستند هفته گذشته در جلسهای بدون حضور مسئولین انجمن اسلامی مهندسان بوشهر، انجمن اسلامی معلمان استان، مجمع پیروان خط امام استان و حزب اعتماد ملی دفتر بوشهر، تشکیل جلسه داده و عملاً بر اختلاف و جدایی خود صحه گذاشتهاند. شنیدنیها حاکی است دادفر با رایزنی در تهران و گرفتن نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب برای بختیاری و نمایندگی حزب کارگزاران سازندگی برای آقای صدرا… محمدی تعدادی از گروههای اصلاحطلب استان را برای اجرای طرحها و برنامههای خود هماهنگ کرده است. گفته میشود کاندیدای طرفداران دادفر، دکتر جمهیری و تبادار میباشند، کاندیدای طیف مخالفان دادفر، قایدزاده، و کاندیدای تعدادی زیادی دیگر از اصلاحطلبان دکتر عبدالرحیم مهرور خواهد بود.
عملکرد عجیب رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان
شنیده شده است رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر که در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری فعالیت زیادی برای دکتر معین انجام میداد، اخیراً در دیدار با رییس دفتر کروبی در تهران اظهار داشته است که "من فعالیت زیادی برای انتخابات کروبی انجام دادم و رأی عمده کروبی با تلاش و فعالیت من بوده است". شنیدنیها حاکی است وی در انتخابات ریاست جمهوری با تطمیع تعدادی از اعضای ستاد کروبی در بوشهر و شهرستانها، آنان را به طرفدار معین تبدیل کرده بود. تغییر مواضع خانم ماحوزی از اعضای ستاد اولیه کروبی به طرفداری از دکتر معین، تغییر مواضع مدیران سابق آموزش و پرورش کنگان، گناوه و بردخون از جمله این اقدامات بود.
گفته میشود بختیاری پس از عزل از ریاست سازمان آموزش و پروش چندین بار به عطارزاده جهت گرفتن پست جدید مراجعه کرده و وی نیز تلاش زیادی جهت یافتن پست و مقامی در پارس جنوبی کرد که ناموفق بوده است.
همچنین گفته میشود رییس سابق سازمان که پس از دوم خرداد 76 از مدیریت آموزش و پرورش شهرستان بوشهر توسط زرینفر عزل شده بود، اصرار زیادی دارد ائتلاف اصلاحطلبان استان را به دست گیرد.
محرومیت مؤذنی از تدریس در مدارس غیرانتفاعی
شنیده شده است "حمید مؤذنی" از نویسندگان مطبوعات محلی بوشهر توسط آموزش و پرورش استان از تدریس در مدارس غیرانتفاعی محروم شده است.
ابقاء مدیر مدرسهی ایثارگران
شنیده شده است حسین حسنزاده مدیر مدرسه ایثارگران دیّر با تلاش بنیاد شهید و امور ایثارگران، دفتر امور ایثارگران سازمان آموزش و پرورش، حمایت خانواده رزمندگان و جمعی از فرهنگیان با حکم مدیر آموزش و پروش دیر ابقاء شده است. گفته میشود حکم مدیریت وی مدتی قبل لغو شده بود.
عدم توزیع شیر یارانهای در دیر
شنیده شده است پس از یک ماه و اندی از بازگشایی مدارس و همچنین دستور توزیع شیر یارانهای در مدارس استان هنوز شیر یارانهای در مدارس دیر توزیع نشده است
معاون جدید فرمانداری دیر
شنیده شده است، علی جهانگیری بخشدار مرکزی دیر، جایگزین اسماعیلی معاون فرمانداری دیر میشود. گفته میشود اسماعیلی باز نشسته شده است
معاون امور مناطق و استانهای شرکت صدرا
شنیده شده است عیسی زائرپور، رییس حراست شرکت صدرا بوشهر به سمت معاون امور مناطق و استانهای شرکت صنایع دریایی ایران ـ صدرا منصوب شده است.
مشکل برق مدارس بوشهر
شنیده شده است دانشآموزان مدارس امابیها و طالقانی به علت مشکلات برق یک روز از رفتن به سر کلاس خودداری کردند.
عدم شفافیت در عملکرد ارشاد بوشهر
شنیده شده است پس از درخواست مکرر بعضی از مطبوعات برای اطلاع رسانی از چگونگی توزیع آگهیها توسط اداره ارشاد هنوز مدیریت آن اداره کل از شفافیت در این مورد خودداری میکند. شنیدنیهای حاکی است عدم شفافیت در مسائل مالی در ارشاد استان بوشهر سوء ظنهایی را در بعضی از نشریات به وجود آورده است. قابل ذکر است نشریه نصیر بوشهر بابت انتقادات از مدیریت ارشاد مدتیست از آگهی صفحه اول توسط اداره کل ارشاد محروم شده است.
ارشاد بوشهر و خانه مطبوعات
شنیده شده است جمعی از نمایندگان روزنامه های سراسری با همکاری ارشاد بوشهر قصد دارند اعضای شورای مرکزی خانه مطبوعات محلی استان بوشهر و اساسنامه آن را تغییر دهند.
شنیدنی ها حاکی ست مدیرکل ارشاد از اوایل سال جاری تاکنون با مکاتبات مستمر با خانه مطبوعات ابتدا به دنبال برگزاری انتخابات در خانه مطبوعات بود که با توجه به عدم موفقیت، اکنون به دنبال تغییر اساسنامه خانه مطبوعات می باشد.
قطع شدن 30000 خط تلفن همراه در بوشهر به علت بدهی
شنیده شده است شرکت مخابرات بوشهر 30000 خط تلفن همراه را به علت بدهی قطع نموده است.
زینبی در نشست مطبوعاتی: در راستای اهداف دولت گام بر میدارم!
معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهر، دغدغهی اصلی مسئولان ارشد استان را توسعهی استان دانست و گفت: مسئولان استان توسعه استان را با تمام همت و تلاش شبانهروزی خود دنبال میکنند.
"علی زینبی" که در جمع خبرنگاران حضور یافته بود در خصوص شایعات اخیر مبنی بر عزل شدن
وی گفت: هیچگونه مشکلی با این شایعات ندارم و نه تنها تا دقیقه 90 که تا دقیقه 120 نیز میمانم و در راستای اهداف دولت گام بر میدارم. اهل قهر کردن و رها کردن هم نیستم.
زینبی خاطرنشان کرد: این شایعات هیچ گونه خللی در روند توسعه استان ایجاد نمیکند. اختلافات چیز جدیدی نبود. این شایعات قبلاً در خصوص استاندار وجود داشت.
معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهر در پاسخ به سؤال که چرا استانداری در قبال سیل اتهاماتی که از سوی افراد اصولگرا به سویش سرازیر میشود سیاست
تعامل در پیش میگیرد اما در مقابل کوچکترین اعتراض از سوی مطبوعات به طرح شکواییه متوسل میشود گفت: طبیعی است! شما نیز در اختلافاتی که بین خودتان به وجود میآید چون با هم محاوره و ارتباط دارید راحتتر کوتاه میآیید تا نسبت به طیف مقابل و رقیب خود. این مقوله در همهی احزاب، جناحها و گروهها وجود داشته و خواهد داشت.
وی در رابطه با اختلافات عطارزاده با مجموعه ی استانداری نیز گفت: سیاست یعنی اختلاف سلیقه و اگر نباشد یعنی اینکه ما در امور سیاسی هیچگونه حرکتی و جنب و جوشی نداشتهایم، البته اختلاف سلیقه نباید به جاهای باریک کشیده شود.
علی زینبی در رابطه با پرونده سازی اخیر گفت: قصد ندارم در خصوص پروندهسازی سخن بگویم. این قضیه در دست بررسی است. یک نفر نیز دستگیر شده در آینده نیز توسط قوهقضاییه اطلاع رسانی میشود.
وی تأکید کرد: ما به دنبال ترور شخصیت افراد نیستیم و معتقدم هدف وسیله را توجیه نمیکند. مطرح کردن شایعات از طریق SMS کار سختی نیست. آن چه که برای من به عنوان معاون سیاسی امنیتی مهم است حفظ آرامش در استان میباشد.
وی اظهار داشت: شش ماه پیش نیز در جلسه مطبوعاتی گفتهام ما آمدهایم که آبرویمان را برای استان بگذاریم و برویم اما به این معنی نیست که هر کسیآزادانه بخواهد بیاید و به آبروی افراد تعرض کند.
وی با وجود اختلافات شدید بین عطارزاده و مجموعه استانداری، وضعیت سیاسی استان را بسیار خوب توصیف کرد و در مورد خبر استعفای دسته جمعی معاونین استاندار در اعتراض به عزل خود گفت: اگر صحبتی هم بوده در سایتها شده است و اطلاعرسانی پراکنده بوده است. ما به این موضوعات دامن نمیزنیم و مخالف چنین تصمیماتی هستیم.
زینبی در پاسخ سؤال یکی از خبرنگاران که اختلافات به وجود آمده را جنگ زرگری خواند گفت: اختلافات در همه جا وجود دارد. البته در بعضی مواقع از حد طبیعی خودش خارج میشود. من نیز هیچگاه آبرویم را برای "جنگ زرگری" نمیگذارم.
وی در پاسخ به این سؤال خبرنگار لیان که پرسید آیا عدم حمایت استاندار از شما به دلیل خروج خبرهای جلسهی دو نفره شما با ایشان بوده است گفت: توصیه میکنم فرافکنی نکنید. صحبت شما تهمت و افترا است. من از معاونینی هستم که نسبت به استاندار وفادار بوده و هیچ مشکلی هم نداریم. قطعاً ایشان با صحبت کردن با وزیر کشور از من حمایت کرده است. نیازی نیست که با سر و صدا کردن و بر هم زدن آرامش، حمایت خودشان را نشان دهند.
در اعتراض به عدم تحول کارت سوخت صورت گرفت:
تجمع اعتراضآمیز رانندگان آژانسهای تاکسی تلفنی در برابر استانداری
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: پنجشنبه هفته گذشته رانندگان تاکسی تلفنیها با تجمع و تحصن نارضایتی خود را از وضعیت موجود اعلام کردند. رانندگان ابتدا در مقابل شورای اسلامی شهر تجمع کرده و زمانی که مذاکرهی آنها با اعضای شورا به نتیجه نرسید به سمت استانداری بوشهر حرکت کردند و با بوقهای ممتد و توقف در مقابل استانداری برای دقایقی عبور و مرور را در خیابان امام خمینی مختل کردند.
یکی از رانندگان گفت: کارت سوخت هنوز صادر نشده، دو هفته است سهمیهی سوختی را که با حواله به آژانسهای تاکسی تلفنی داده میشد قطع کردند.
یکی دیگر از رانندگان گفت: مسئولان دولتی میگویند هدف ما حمایت از مردم است. مگر ما جزء این مردم نیستیم؟ چرا از ما حمایت نمیشود؟
وی افزود: 15 لیتر سهمیه کم است، اما با همین سهمیه راضی بودیم. در حال حاضر هر چه در میآوریم میشود پول بنزین و کمیسیون!
رانندگان خانم نیز که این بار در این تجمع حضور پیدا کرده بودند از مسئولان ارشد استان خواستند هر چه زودتر سهمیهی سوخت آژانسها ساماندهی شود.
مشاور استاندار بوشهر در این رابطه گفت: حدود 2831 کارت سوخت متعلق به رانندگان آژانسها صادر نشده که با پیگیری به عمل آمده تا ده روز آینده تحویل داده خواهد شد.
اسماعیل کاظمی گفت: پس از دریافت کارتهای سوخت، رانندگانی که شرایط اعلام شده از سوی راهنمایی و رانندگی را داشته باشند کارت سوخت به آنها تحویل داده میشود.
یکی از اعضای شورای اسلامی شهر بوشهر در این رابطه گفت: مشکل اصلی مربوط به لاشهی کارتهای سوخت است و این موضوع به دلیل وارداتی بودن این کارتها به وجود آمده است.
مسعود شکوهی اضافه کرد: در حال حاضر 800 کارت سوخت در اختیار راهنمایی و رانندگی ست که به رانندگان واجد شرایط تحویل داده میشود.
وی افزود: دلیل عدم تحویل سوخت در دو هفتهی گذشته محدودیت در رابطه با حوالهی بنزین است. در حال حاضر کارت سوخت 1270 نفر از رانندگان تاکسی تلفنیها در بوشهر صادر نشده است.
همایش روز ملی صادرات در اداره کل تأمین اجتماعی استان بوشهر برگزار گردید
به مناسبت 29 مهر روز ملی صادرات، همایشی با همین عنوان با حضور دکتر شجاع نماینده دشتستان، دکتر مجتبایی مشاور سازمان توسعه تجارت ایران، معاونان استانداری و امام جمعه موقت بوشهر حجتالاسلام دشتی در سالن آمفی تئاتر اداره کل تأمین اجتماعی برگزار شد.
مشاور توسعه تجارت ایران: ایران در زمینهی صادرات نفتی و غیر نفتی رتبه 37 را در جهان دارا ست
مشاور توسعه تجارت ایران در همایش روز ملی صادرات در بوشهر گفت: ایران در زمینهی صادرات نفتی و غیر نفتی در جهان رتبه 37 دارد و در واردات رتبه 45 را به خود اختصاص داده است که با توجه به حجم گسترده تجارت بازرگانی این رتبه برای ایران پایین است.
وی در ادامه به تعداد اقلام صادرات در سال گذشته اشاره کرد و اظهار داشت: سال گذشته 3800 هزار قلم کالا به 164 کشور جهان صادر شده است که نسبت به کالای وارداتی در سال 85 ،4500 هزار کالا وارد کشور شده است.
دکتر مجتبایی در ادامه تنوع تولیدات و بازار سازی را رمز ماندگاری در بازار تجارت عنوان کرد و گفت: دنیا برای افزایش تولید و صادرات و ماندگاری در بازار برای کالاهایی پول میدهد که به تنوع تولید در آن خیلی توجه شده باشد.
مشاور توسعه تجارت ایران به تنوع خرما در استان بوشهر اشاره کرد و خاطرنشان ساخت: استان بوشهر در زمینهی خرما، تنوع زیادی دارد و استاندار بوشهر باید با توجه به مزیتهای خاص این بخش برنامهریزی ویژهای انجام دهد.
وی در ادامه تصریح کرد: سازمان توسعه تجارت ایران در این زمینه حاضر است با بسترسازی و تحقیق در بازار به استان کمک کند.
وی در ادامه با تأکید بر این که ایجاد یک مرکز تجاری لازم و ضروریست، اظهار داشت : از استاندار و مدیر عامل بازرگانی استان درخواست دارم که با ایجاد مرکز سند توسعه استان و با یک برنامه استراتژیک و با همت صادر کنندگان و تولید کنندگان این تحول را در استان ایجاد کنند و سازمان توسعه تجارت ایران نیز بخشی از هزینههای این مرکز را بر عهده خواهد گرفت.
دکتر شجاع: دو مشکل عمده صادرات استان جاده مواصلاتی و بندر است
نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی در این همایش گفت: مشکل اصلی استان در زمینهی صادرات دو زیر ساخت اصلی شامل جاده مواصلاتی و بندر است.
دکتر شجاع افزود: اگر این دو مشکل حل شود، خیلی از مشکلات در استان حل خواهد شد.
وی اضافه کرد: استان برای صادرات برنامه دارد، چون برای هر کاری مقدماتی لازم است و یکی از مقدمات آن عملیاتی شدن راهآهن است که هزینه 50 درصد آن را وزارت نفت بر عهده دارد و دیگر بحث بندر جامع که روی آن کار میشود که اگر این زیر ساخت در استان آماده شود صادرات افزایش خواهد یافت.
وی در پایان گفت: نظر مجلس نیز در زمینهی صادرات و اتاق بازرگانی بسیار مثبت است.
رییس اتاق بازرگانی استان بوشهر: اعطای جوایز مستقیم صادراتی باید به استانها واگذار شود
رییس اتاق بازرگانی استان بوشهر گفت: اعطای مستقیم جوایز صادراتی باید واگذار شود.
معروف در ادامه گفت: اگر در زمینهی امور دولتی و کارهای تجاری انقلاب رخ بدهد آن واگذاری اعطای جوایز مستقیم صادراتی به استانها خواهد بود.
وی اضافه کرد: این درخواستی بود که در سفر وزیر بازرگانی کشور جناب دکتر میر کاظمی به استان بوشهر از ایشان داشتهاند و ایشان اهتمام ویژهی روی این قضیه داشتهاند و امیدوارم هر چه زودتر این کار عملیاتی شود .
معروف در ادامه به تمرکززدایی در سازمان توسعه تجارت ایران اشاره کرد و اظهار داشت: اتفاق مبارکی بود که در سازمان توسعه تجارت ایران رخ داد و آن هزینه کرد اعتبارات فصل پنجم قانون بودجه در رابطه با صادرات غیر نفتی به سازمان بازرگانی و تشکلهای بخش خصوصی بود که واگذار شد.
در پایان این همایش نیز از صادر کنندگان، صنعتگران و تولید کنندگان استان تجلیل به عمل آمد. شایان ذکر است سازمان بازرگانی استان لوح نفیسی به استاندار بوشهر (رییس کار گروه اتاق بازرگانی بوشهر) هدیه کرد که در غیاب استاندار به رییس دفتر ایشان حسین عالینژاد اهدا شد.
معاون استاندار خبر داد:
ملاقات استاندار با 9 وزیر و 17 معاون وزیر در تهران
دکتر کرمی در همایش ملی صادرات در مورد علت غیبت استاندار در این همایش گفت: استاندار در مدت یک هفتهای که در تهران حضور دارد با 9 وزیر و 17 معاون وزیر ملاقات داشته و این جلسات بسیار مؤثر است. وی در ادامه به نتیجهی این جلسه اشاره کرد و اظهار داشت: در سمینار مشترکی که استاندار با اعضای دولت خواهد داشت، نتیجهی جلسات مشخص میشود.
شهردار بوشهر:
چالش اصلی شهر بوشهر، مسائل زیست محیطی است
مهندس رجایی شهردار شهر بوشهر در نشست مطبوعاتی با خبرنگاران بوشهر گفت: چالش اصلی شهر بوشهر، مسائل زیست محیطی است. رجایی افزود: برای رفع این مشکل در بحث نخالهها، زبالهها و پاکسازی محلات پیگیریهای خوبی صورت گرفته است. وی در ادامه اضافه کرد: هفتهی آینده کار گروه مدیریت پسماندهها با حضور چند تن از کارشناسان شهرداری کشور در بوشهر برگزار خواهد شد. وی در ادامه در زمینهی کانالهای دفع آبهای سطحی نیز گفت: کارکرد کانالهای دفع آبهای سطحی به دلیل بهرهبرداری ناقص مطلوب نیست و برنامههایی که در این مدت توسط شهرداری صورت گرفته بحث لایروبی کانالها و هماهنگی با ادارات بوده است. رجایی در ادامه اظهار داشت: برای دفع بهداشتی زبالهها منطقه "جائینک" را انتخاب کردهایم که در آیندهی نزدیک عملیات اجرایی آن شروع خواهد شد. رجایی افزود: در بحث حمل و نقل ترافیک علیرغم سهمیه بندی بنزین مشکلاتی احساس میشد که در شروع فصل بازگشایی مدارس و با مدیریتی که انجام شد این مشکلات به حداقل رسید. وی در ادامه بافت فرسودهی شهری را یکی از مشکلات عدیده دانست و خاطرنشان کرد: بر اساس مطالعاتی که سازمان مسکن و شهرسازی در این زمینه انجام داده است بافتهای فرسوده مشخص شده و به تصویب کار گروه معماری شهرسازی رسیده است.
وی در ادامه اضافه کرد: در این رابطه پس از مطالعهای که انجام شد جهت ترمیم بخشی از بافتهای فرسوده مناطق شمالی شهر با مشاورین ظرف چند روز آینده قرار داد منعقد خواهیم کرد. شهردار بوشهر در پایان یادآور شد: در آیندهی نزدیک با توجه به تسهیلاتی که شهرداری در نظر دارد و تحقیقاتی که در این بخش انجام میشود شاهد رونق بیشتری در بافتهای فرسوده خواهیم بود.
معاون اجرایی خدمات شهری شهرداری بوشهر:
یکی از رویکردهای شهرداری بوشهر تشکیل سازمانهای تخصصی است
عبدالخالق ماجدی گفت: در حال حاضر در آستانه ی تأسیس سازمان مدیریت پسماندها هستیم.
معاون اجرایی خدمات شهری شهرداری بوشهر افزود: یکی از اهداف اصلی تشکیل سازمان مدیریت پسماندها تقلیل حجم پسماند تولیدی است و به استناد این قانون مصوب کلان شهرها و مراکز استان تا سال 1390 باید طرح جامع تفکیک بازیافت پسماندها اجرا شود.
وی همچنین گفت: به زودی اتاق فکر توسعه فضای سبز با مشارکت متخصصان اجرا خواهد کرد.
ماجدی اضافه کرد: احداث پارک محلهای تا پایان سال 86 با هدف گسترش فضای سبز در محلات در دست اقدام است .
ماجدی خاطر نشان کرد: به زودی در معاونت اجرایی شهرداری بوشهر با تشکیل جلسه تخصصی با مدیران آب و فاضلاب شهر بوشهر اقدامات اساسی اصولی صورت میگیرد.
وی افزود: برای اولین بار در شهر بوشهر نقشه جامع کانالهای دفع آب سطحی ترسیم میشود. بر اساس این نقشه توسط پیمانکار بخش خصوصی طرح لایروبی کانالها در شهر بوشهر اجرا میشود.
نامه سرگشادهی جمعی از پژوهشگران و نویسندگان
به استاندار بوشهر
جناب آقای افراشته
استاندار محترم استان بوشهر
موضوع: اعتراض نسبت به انتشار مطالب موهن درباره شهید غضنفرالسلطنه برازجانی
با سلام و احترام
با کمال تأسف و تعجب گاهگاهی مشاهده میشود در بعضی از نشریات استان بوشهر نسب به ساحت شهید سعید "میرزا محمد خان غضنفرالسلطنه برازجانی" مطالبی موهن انتشار مییابد. اگر چه چنین اقدام بیادبانه و نابخردانهای در مواردی معدود و توسط نویسندگانی ناچیز صورت گرفته، اما نظر به مقام شامخ مرحوم غضنفرالسلطنه به هیچ وجه نمیتوان آن را پذیرفت. لذا بدان معترضم هستیم و آن را محکوم میکنیم.
صرف نظر از این واقعیت که متأسفانه در تعظیم و تکریم مقام مرحوم غضنفرالسلطنه تا کنون کوتاهی شده است، لازم است این نکته را مد نظر داشت که در منطقه ی مرزی حساسی چون استان بوشهر تعرض به ساحت شخصیتهایی که مورد احترام مردم و محل اعتنای خاص و عام، به ویژه فرهیختگان هستند به دور از هر گونه خردمندی و مصلحت اندیشی است. جای بسی تعجب است در حالی که همگان انتظار برپایی کنگرهای در بزرگداشت آن سردار شهید پر آوازه ی جنوب ایران را دارند، در نواحی ساحلی خلیجفارس مطالبی موهن درباره ی چنین شخصیتی انتشار مییابد. نمونه ی آن تصویری است که به پیوست تقدیم میگردد.
لذا با عنایت به:
1ـ مقام و منزلت غیر قابل انکار آن شهید سعید
2ـ احترام و علاقه ی قاطبه ی مردم جنوب و به ویژه دشتستان نسبت به ایشان
3ـ در نظر گرفتن اهمیت و حساسیت منطقه ی مرزی استان بوشهر در ساحل خلیجفارس
شایسته است سازمانهای مرتبط با امور اجتماعی و فرهنگی نسبت به جبران مافات اقدام نمایند. امید است از این پس شاهد چنین موارد ناراحت کنندهای نباشیم.
دکتر عبدالرسول خیراندیش، سروش اتابکزاده
هیبت الله مالکی، محمد جواد فخرایی
معاون هلالاحمر خبرداد:
تا یک ماه آینده مرکز ارتوپدی فنی در بوشهر راه اندازی میشود
معاون درمان سازمان جمعیت هلال احمر استان گفت: تا یک ماه آینده یک مرکز ارتوپدی فنی در مرکز استان راه اندازی میشود.
دکتر رستگارپور ادامه داد: با توجه به کمبود امکانات در شهر بوشهر و استان ، تأسیس مراکزی که بتواند دست و پای مصنوعی بسازد برای استان لازم و ضروری است.
وی اضافه کرد: با تأسیس این مرکز در شهرستان بوشهر، هم استانیهای عزیزمان دیگر لازم نیست برای ساخت دست و پای مصنوعی (اروتز و پروتز) به استانهای هجوار عزیمت کنند.
معاون درمان جمعیت هلال احمر در ادامه خبر از ساخت مرکز توانبخشی فیزیواپی در بوشهر داد و گفت: اگر تمام مراحل به خوبی پیش برود یک مرکز توانبخشی به صورت فیزیواپی و کار درمانی به زودی در شهر بوشهر راه اندازی خواهد شد.
جوابیه اداره کل تأمین اجتماعی استان بوشهر
به مطلب «سخنی با مدیریت تأمین اجتماعی»
احتراماً، در پاسخ به مطلب «سخنی با مدیریت تأمین اجتماعی» که در صفحه دو آن هفته نامه به شماره 416 مورخ 22/7/86 به چاپ رسیده بود، موارد ذیل جهت اطلاع و چاپ در آن نشریه وزین خدمتتان ارسال می گردد.
قانون مذکور از سال 1380 توسط مجمع تشخیص مصلحت نظام به تصویب رسید و متعاقب ابلاغ آیین نامه هیأت محترم دولت به وزراتخانه های کار و امور اجتماعی، بهداشت درمان و آموزش پزشکی و سازمان تأمین اجتماعی، کمیته کارهای سخت و زیان آور استانی در قالب 99 جلسه تا ماه های پایانی سال 1385 که در سازمان کار و امور اجتماعی برگزار می گردید، تشکیل جلسه داده و به درخواست بیش از 1670 نفر بیمه شده متقاضی رسیدگی نموده که پس از ارجاع کلیه آراء صادره به شعب تحت پوشش اداره کل تأمین اجتماعی استان بوشهر با مطابقت مشاغل تأیید شده و حرفه های مندرج در لیست پرداخت حق بیمه ماهیانه، بازرسی، حسابرسی و احکام استخدامی آنان که مؤید اشتغال بیمه شدگان در دوره خدمتی و به تأیید کارفرما می باشد و همچنین بررسی سوابق تفکیکی کلیه افراد موصوف به لحاظ احراز شرایط سابقه مندرج در قانون که 20 سال سابقه متوالی و یا 25 سال سابقه متناوب می باشد، اقدام نموده که از تعداد بیمه شدگان فوق الذکر به علت شرایط پیشگفت 387 نفر توسط واحدهای اجرایی به افتخار بازنشستگی نایل گردیده اند و براساس مهلت دبیر خانه کمیته ی استانی که تا تاریخ دی ماه 1385 می باشد به استناد آیین نامه قبلی به کلیه درخواست های واصله رسیدگی و شعب تأمین اجتماعی نیز تمامی آراء را بررسی و مراتب بازنشستگی و یا عدم برقراری بازنشستگی را به کارفرمایان محترم ابلاغ نموده است. قابل ذکر است هیأت محترم دولت در جلسه مورخ 26/12/85 با تصویب مجدد آیین نامه که حاوی اصلاحیه های جدید مقررات می باشد به مدت سه سال قانون بازنشستگی پیش از موعد در کارهای سخت و زیان آور را تمدید نموده و متعاقب آن نیز دستورالعمل فعالیت کمیته های بدوی و تجدید نظر استانی نیز و همان گونه که اشاره رفت در سازمان کار و امور اجتماعی تشکیل جلسه خواهد داد، ابلاغ گردیده است که در این زمینه کارفرمایان محترم و بیمه شدگان عزیز می توانند با مراجعه به سازمان مذکور و اخذ فرم مربوطه، درخواست خود را به دبیرخانه کمیته تسلیم نمایند. مسلماً شعب تحت پوشش این اداره کل به محض وصول آراء همانند دوره قبل در چهارچوب شرایط و مقررات در مورد بازنشستگی بیمه شدگان محترم اقدام خواهد نمود.
روابط عمومی اداره کل تأمین اجتماعی استان بوشهر
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
چه میکنه این اتحاد!
در حالی که امسال "سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی" است، به طرز وحشتناکی هیچ کس با هیچ کس اتحاد و انسجام نداره!
لاریجانی که بغض گلوش
رو را گرفته بود استعفا شد ـ ببخشید ـ استعفا داد، بعد با جلیلی رفت رُم که شام را با خاویر سولانا صرف کنه و یاد گذشتهها رو زنده کنه!
این جا هم که گفتن نداره. همه مون اتحاد و انسجامی که بین کت قشنگ، موقشنگ، و آقای فرهنگ وجود داره داریم میبینیم که بعد از گفتن کلکسیونی از الفاظِ[ …] به همدیگه، کم مونده که دور از جان ……… اتفاق بیفته!
شانس آوردیم که بعضی از خطها را بدون اطلاع قبلی!!! قطع کردند، والاچی میشد؟!!!
(توضیح: این روزها با هر کی که کار داشتیم و بهش زنگ زدیم یه خانمهِ که نمیدونم چه نسبتی با این همه مشترک داره میگفت: برقراری ارتباط با مشترک مورد نظر مقدور نمیباشد!)
جوابیه دانشگاه آزاد به مطلب "اندر احوال دانشگاه آزاد بوشهر"
مدیر مسئول محترم هفتهنامهی وزین نصیر بوشهر
نظر به درج مطلبی تحت عنوان "اندر احوال دانشگاه آزاد بوشهر" به قلم برادر عزیز "م ـ عسکرنژادیان" در شماره 416 یکشنبه 22/6/86 خواهشمند است نسبت به درج مطلب ذیل نه به عنوان جوابیه بلکه به عنوان اطلاع نگارنده و تنویر افکار عمومی در همان صفحه اقدام نمایید.
1ـ در مورد اینترنتی کردن انتخاب واحدها باید گفت که این اتفاق کاملاً به نفع دانشجو و به روز بوده که در سطح سایر دانشگاههای استان و کشور کم نظیر و انگشتشمار است و واحد بوشهر از پیشگامان این عرصه است و البته این موضوع از سال گذشته شروع شده که نباید برای دانشجویان تازگی داشته باشد. به طبع با دیر مراجعه کردن دانشجو به سایت مشکلاتی را برای خود فراهم میکند. شلوغیها هم مربوط به روز حذف و اضافه درسها بود که دلیل آن هم عدم پرداخت و تسویه حساب مالی برخی دانشجویان عزیز با دانشگاه بود و طبق آیین نامه شورای مرکزی فایل این دسته از دانشجویان بسته میشود. نباید به دانشگاه خرده گرفت زیرا تمام امور و هزینههای دانشگاه از طریق همین شهریهها قابل پرداخت است و هیچ گونه بودجه و یارانهی دولتی در اختیار این سازمان و واحدهای وابسته نیست.
2ـ کارمندان و کارشناسان دانشگاه همیشه از سوی مدیریت به تکریم ارباب رجوع و دانشجویان سفارش میشوند و در این مورد خود دانشجویان هم شاهدند که بدون اغراق هیچ کارمندی در انجام امور خود کوتاهی نمیکند. ضمن اینکه اکثر کارمندان و کارشناسان رشتهها نیز بسیار بیشتر از دیگر ادارات در محل خدمت خود حاضرند. در حالی که پایان ساعت کاری 14:15 دقیقه است ولی خود دانشجویان شاهد هستند که اکثر کارکنان بعد از این وقت مشغول فعالیتاند. این که اگر کارشناس را پیدا کردید ما راهم خبر کنید شاید منظور ایشان پیدا کردن کارشناس از بین شلوغی جمعیت دانشجویان باشد زیرا اگر کارشناس نبود پس این همه شلوغی که ایشان میفرمایند هم در کار نبود.
3ـ در مورد مطلع بودن ریاست از وضعیت دانشگاه پرسیدهاید. بدون اغراق میتوان گفت جناب دکتر امامی از افراد لایق، توانا، خادم و فعال در بین مدیران استان و کشور هستند. دلیل این مدعا پیشرفت دانشگاه آزاد از یک ساختمان اجارهای در سال 1370 و تبدیل شدن به شهرک آموزشی عالیشهر و دیگر دانشکدهها و مدارس "سما" در شهر بوشهر و مراکز آن در شهرستانهای دیلم، گناوه، خارگ، برازجان و کنگان است. آقای دکتر امامی خود در شش روز کاری هفته، سه روز ملاقات دانشجویی و عمومی دارند و این جدا از دیدارهای ایشان در کلاس درس و محیط دانشگاه است. همین قدر کافی است که به اطلاع برسانیم شاید جزء معدود مدیرانی هستند که در اغلب اوقات روز و حتی نیمههای شب بدون اطلاع قبلی به تمام اماکن دانشگاه سر میزنند و از امور آن کسب اطلاع مینمایند دیگر مدعا مجموعه آموزشی ـ اداری واحد در شهر عالیشهر است که روز به روز به سمت تکامل و توسعه پیش میرود و هم استانیهای عزیز چه از طریق فرزندان دانشجوی عزیز و چه به صورت بازدید حضوری میتوانند شاهد این پیشرفتها باشند.
4ـ در مورد سیستم رفت و آمد دانشجویان هم باید به عرض برسانیم که با توجه به عدم تمایل شرکت محترم اتوبوسرانی بوشهر و حومه به انعقاد قرارداد جدید با دانشگاه، مسئولین ناچار به برگزاری مناقصه عمومی شدند که طبعاً برنده مناقصه همان شرکتی که کمترین هزینه را درخواست نماید. ضمناً طبق قرارداد، شرکت مؤظف است نسبت به بهینه سازی اتوبوسها اقدام کند و برای دو نیمسال سرما و گرما هم سیستم گرمایشی و سرمایشی نصب کند (شش ماه اول سیستم سرمایشی و شش ماه دوم سیستم گرمایشی) حال با این توضیحات گله ما از دیگرانی که ادعای گران شدن شهریه اتوبوس را دارند به حق خواهد بود چرا که ما با هر شرکت دیگری اقدام به عقد قرارداد میکردیم، هزینهی بسیار بالاتر از این بر دانشجو اعمال میشد و این در حالی است که دانشجویان عزیز خود تنها قسمتی از هزینه سرویس را پرداخت میکنند و باقی آن در واقع یارانه دانشگاه به دانشجو است که به طرف قرارداد پرداخت میشود.
5ـ در مورد افزایش شهریه هم باید گفت در سال جاری هیچگونه افزایش شهریهای وجود نداشته و شهریهها همان مقدار مصوب شورای مرکزی در پارسال است. البته باز هم مستحضر باشید که افزایش شهریه تنها بنا بر تورمی است که در کشور حاکم است نه چیز دیگری.
6ـ در پایان، این واحد از تمامی دانشجویان عزیز و رسانهها خصوصاً مطبوعات محلی استان دعوت میکند تا خود از نزدیک شاهد اقدامات رو به جلو و پیشرفتهای دانشگاه باشند. ما نیز از ارائهی اطلاعات و آمار این دانشگاه به پیشگاه شهروندان عزیز دریغ نخواهیم کرد.
روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی
واحد بوشهر
چه کسی پاسخ گوست؟!
مرگِ یک همشهری
پیش از خواندن این مطلب به خود و دیگران دقت کنید، به اطراف و محیط هم نظری بیافکنید، شاید فردا همدیگر را ندیدیم.
میگفت: به خاطر گناه کردن است. به خاطر این که به صله رحم توجه نمیکنیم. مرتب جوانان از دست ما میروند. گفتم: آیا کشورهای پیشرفته گناهی مرتکب نمیشوند؟ هر چه بدبختی است باید سرِ ما بیاید؟
آنقدر در نگاه و لحن و کلامش صداقت موج میزند که نمیتوانی به چشمانش نگاه کنی. با وجودی که غم از دست دادن عزیزش را تحمل میکند، باز هم حاضر نیست کسی را مقصر بشمارد… چند روز پیش یعنی در ماه مبارک رمضان صدای دعای توسل از منزلشان به گوش میرسید. همه دست به دعا برده بودند، بلکه خدا معجزهای کند و دختر بیست و دو سالهشان چشمهایش را باز کند. پزشکان پس از اینکه بیمار در "کلینیک دی" به هوش نیامد، او را به بخش ICU بیمارستان فاطمه زهرا (س) منتقل کردند. میگفتند به خدا توکل کنید.
آخر چرا وقتی نوبت به ما ایرانیها میرسد این جمله حربهای میشود برای رهایی از هر چه مسئولیت انسانی است. این جمله از سوی پزشکان یعنی "امید به خدا داشته باشید" خانواده بیمار، صبر را پیشه میکنند و با توسل جستن به دعا و نذر و نیاز منتظر میشوند، شاید معجزه رخ دهد. دریغ که همشهری ما "سکینه محبی" بر اثر ایست قلبی جان را به جان آفرین تسلیم کرده است.
این گزارش به قول دوستی، قصد سیاه نمایی و یا بزرگنمایی ندارد. مگر بالاتر از جان انسان هم مسألهای هست؟
خانم "سکینه محبی" در تاریخ 10/7/86 ساعت 8 صبح با وقت قبلی توسط دکتر "هومن ادیبی" جراح متخصص گوش و حلق و بینی به "کلینیک جراحی
دی" میرود که پس از تشریفات اولیه توسط کلینیک پذیرش و در ساعت 8:30 دقیقه دکتر بیهوشی خانم عطاری، نامبرده را بیهوش و طبق فرم صورت وضعیت بیمار در اتاق عمل ساعت پایان بیهوشی را پس از 150 دقیقه ذکر میکند. تمامی علائم حیاتی خانم محبی پس از جراحی خوب توصیف شده است.
به گزارش دکتر بیهوشی که در فرم برگ مراقبت بعد از عمل قید شده است: در ساعت 11:15 دقیقه بیمار وارد اتاق "ریکاوری" گردیده و هوشیار بوده است. در ادامهی این گزارش آمده پس از یک دقیقه حال عمومی بیمار وخیم میشود. خانم دکتر عطاری قید میکند که همکار بیهوشی را صدا کرده و مریض را مجدداً به اتاق عمل انتقال دادهاند. این گزارش توسط دکتر بیهوشی و همکارش به امضاء رسیده است.
در برگ دستورات پزشکی، دکتر ادیبی با توجه به مشکل تنفسی بیمار، بعد از عمل دستور اعزام او را به بخش ICU میدهد.
از آنجا که " کلینیک جراحی دی" فاقد آمبولانس و تجهیزات اعزام بیمار میباشد، با اورژانس 115 تماس گرفته میشود. اورژانس برای همکاری و نجات بیمار اقدام میکند و بلافاصله بیمار را به بخش ICU بیمارستان فاطمه الزهرا (س) منتقل مینمایند.
علت اعزام بیمار ایست قلبی گزارش میشود و از تاریخ 10 تا 27 مهر ماه تحت مراقبتهای ویژه قرار میگیرد. از کادر بیمارستان تا کلینیک دی و پزشک جراح برای مداوای بیمار تلاش میکنند؛ اما سکینه محبی، همشهری جوان ما به علت مرگ مغزی فوت مینماید.
خانواده او با شنیدن مرگ مغزی تصمیم میگیرند تا اعضای وی را به بیماران هدیه نمایند، ولی تعلل به هر علت مانع از این عمل انسان دوستانه میگردد. خدا او و ما را بیامرزد. مرحوم سکینه محبی در تاریخ 1/8/86 در بهشت صادق به خاک سپرده شد تا ما باز هم شاهد مرگ دیگری در کلینیک دی باشیم.
به راستی میزان ارزش جان آدمیزاد چقدر است؟ فاصله ی ماندن و رفتن، مگر نه اینکه یک نفس است، چرا بهای اندکی برای این نفسِ ارزشمند قائلیم؟
برای تکمیل گزارش با هماهنگی قبلی نزد دکتر انوریپور معاونت درمان دانشگاه علوم پزشکی رفتم. با وجود مشغلهی کاری ایشان بالاخره توانستم 45 دقیقه سؤالاتی را پیرامون وضعیت درمان استان با وی در میان بگذارم.
اولین سؤالم این بود که: آیا خودتان موافقید که وضعیت بهداشت و درمان در استان اسفبار
است؟
وی که از سؤال من کمی بر آشفت، گفت: اصلاً اینطور نیست، و در ادامه به وضعیت رو به رشد درمان در استان به تفکیک پزشکان، تجهیزات و... اشاره کرد. در بخشی از صحبتهایش گفت: متأسفانه مردم ما اطلاعی از وضعیت درمان در استان ندارند، با وجودی که در رسانهها هم اعلام میشود. گفتم: دانستن یا ندانستن این که شما چه سرویسدهی انجام میدهید با مردم نیست. مردم توقع دارند هر گاه با مشکلی روبهرو شدند، مسئولین امر در رفع آن کوشا باشند. در ادامه گفتم: از نظر بخش جراحی قلب و آنژوگرافی، جراحی کودکان، آمبولانس خصوصی، پزشک متخصص و مواردی دیگر در بوشهر با کمبود و مشکل مواجه هستیم.
دکتر انوریپور برای هر کدام پاسخی داشت: بخش جراحی قلب و آنژوگرافی در حال تجهیز و ساخت است و جراح و تکنسینهای اتاق عمل و بیهوشی نیز آموزشهای لازم را در اصفهان دیدهاند. منتظر اتمام ساختمان هستیم. وی در خصوص بخش کودکان و نوزادان نیز توضیحاتی ارائه داد و اضافه کرد: بخش خصوصی هنوز حاضر به سرمایهگذاری به منظور راهاندازی اورژانس (آمبولانس) خصوصی نیست. در خصوص فرم تعهدنامهای که "کلینیک دی" قبل از
جراحی از بیمار امضاء میگیرد و نحوهی فعالیت این مرکز سؤالاتی کردم. معاونت درمان گفت: به تازگی شرح فعالیت کلینیکهای جراحی از مرکز ارسال و ابلاغ شده که کلینیک دی انجام جراحیهای سرپایی و اعمالی که احتیاج به بستری شدن ندارد را میتواند انجام دهد، مثل جراحیهای چشم ، گوش و حلق و بینی و... از نظر داشتن آسانسور و آمبولانس ضرورتی نیست اما اگر داشته باشد خوب است!
متعجب شدم، چرا که حتی شهرداری برای آپارتمانهای سه طبقه به بالا داشتن آسانسور را الزامی میکند، هر چند که کلینیک دی دو طبقه است ولی با بیمار سروکار دارد.
راجع به تعهدنامه گفت: همهی بیمارستانها این چنین فرمهایی دارند اما این مورد آنان را از هر خطایی مبرا نمیکند و حق بیمار محفوظ است.
سؤال آخرم از معاونت درمان در حالی بود که ساعت جلسهی ایشان شروع میشد! گفتم: مرگ خانم سکینه محبی بر عهدهی کیست؟
وی با کمی مکث گفت: تمامی عوامل کلینیک جراحی دی را خواستیم و حضوراً گزارش را دادهاند. مدارک جهت بررسی نهایی به هیأت بدوی پزشکی در سازمان نظام پزشکی ارجاع داده میشود تا رسیدگی شود، ولی مطمئن باشید هر کس و یا هر مرجعی که مقصر باشد با آن برخورد جدی خواهد شد.
نکاتی که قابل تأمل است:
ـ آخرین بازدید از کلینیک دی چه زمانی بوده است؟ مشخص شود چه نوع اعمال جراحی غیرقانونی در این کلینیک انجام گرفته است؟
ـ چه کسی و یا مرجعی با وجود این که کلینیک دی فاقد آمبولانس و آسانسور و تجهیزات جانبی است برای این کلینیک مجوز فعالیت صادر کرده است؟
ـ مرکز جراحی قلب و آنژوگرافی بالاخره چه وقت شروع به کار میکند؟
ـ درکلینیک دی فرمی را که قبل از جراحی از بیماران اخذ مینمایند اجارهنامه است و یا تعهدنامه است؟
ـ وجوه خارج از تعرفه (زیر میزی) که برخی از پزشکان با اجبار از بیماران میگیرند قانونی است یا باید قانونمند گردد؟
ـ به قول دکتر انوریپور زبالههای عفونی میبایست استریل شود و سپس دفن گردد. آیا این مهم در چه سال شمسی و یا قمری اتفاق میافتد و تا آن وقت چه فکری کردهاند؟
ـ سازمان نظام پزشکی بوشهر در خصوص فوتیهای قبل چه اقدامی کرده است؟
گفتنیست از سال پیش تاکنون در کلینیک دی سه نفر فوت شدهاند که میبایست اقدامی عاجل صورت پذیرد. با شکایت خانواده مرحوم سکینه محبی از وضعیت به وجود آمده، پرونده در سازمان نظام پزشکی در حال بررسی است. دادگاه به خانواده متوفی گفته میبایست از آن طریق پیگیری شود.
بیتالمال / اموال دولتی میراث فرهنگی (14)
بخش بیستم
ریشههای تمدن و اصالت انکارناپذیر ایرانیان با درخشش دو گوهر تابناک "هویت فرهنگی" و "میراث ملی"، تلألویی پر فروغ در بین سایر ملل دارد و آوازه ی علم و هنر و رشادتهای مردم متفکر و اندیشمند ایران متکی بر همین سرمایههاست. عنوان و شهرت اصل و نسب هر ایرانی در هنگام معارفه و ملاقات با مردم سرزمینهای دیگر، برای ایشان تداعی کنندهی نشر اولین منشور حقوق بشر است که به دست فرزندانِ همین مرز و بوم صورت پذیرفته و بهترین و زیباترین معنا و مفهوم آن این است که به آن ها تفهیم کنیم با تمدنی کهن و تاریخی ماندگار، ما را دست کم نگیرند، این ملت چیزی از آن ها کم ندارد و در برابر تاریخ سایر کشورهای مدعی ]یونان، ایتالیا (رُم)، مصر[ همواره سرافراز و سربلند بوده است و در این راستا همت و تلاش همه جانبه با هدف ترویج فرهنگ و اجرای سیاستهای بخردانه و راهبردی در مدیریت فرهنگی جامعه سرنوشت فرهنگ و هنر اصیل و غنی ایرانی را در مقابله با بیگانگان تعیین و رقم خواهد زد.
اما حرکت و پیشرفت مدیریت کلان کشور در رابطه با میراث فرهنگی کند و گاه ایستا بوده و باید از بطن این جریان بجوشد. خیزشی لازم است تا از سوی متخصصان و کارشناسان به آثار، فضای سنتی ـ معماری، مدنیت ایرانی و حریم و حرمت این ثروت ملی بهای بیشتری داده شود. نگاه صرفاً اقتصادی را به این مقوله تقلیل داده و از زاویهی فرهنگ و هویت به آن توجه گردد، به بهانههای ساخت و ساز شهری یا روستایی از صدمه به ابنیه و ساختمان های تاریخی و قدیمی و سایر آثار پرهیز نموده و مرمت و بازسازی میراث غیر منقول را با دلائل غیر موجه و از سر بیاعتنایی و کم حوصلگی رها ننماییم. اخبار ناخوشایندی که دائماً سمع و بصر ما را از طریق رسانههای عمومی میآزارد و حکایت از درج یا پخش تصاویر و گزارشهای سرقت، تخریب، حیف و میل و نابودی این آثار دارد، هشداری ست صریح و موثق که عزم عمومی و گام های مستحکم مسئولین را برای مبارزه و مقابله با این معضل حیاتی لازم دارد. موارد اشاره شده در زیر برخی از این نابسامانی ها را مدنظر قرار می دهد:
1ـ آمریکاییان از سال 1312 با تفحص و تجسس در آثار تخت جمشید، الواح فراوانی را که متأسفانه مسئولین ما از تعداد آن ها اظهار بی اطلاعی میکنند، با خود به کشورشان برده و اخیراً دانشگاه شرق شناسی شیکاگو، چوب حراج به آنها زده و مقامات مسئول کشورمان تنها دلخوش به این که آثار حراج نشود و نه این که به ایران باز گردد (نقل از مطلب الواح تاریخی ایران باز نمی گردد، روزنامه جام جم، شماره 1894، چهارشنبه 29 آذر ماه 85).
2ـ سر مجسمهی سنگین سرباز هخامنشی در حراج لندن به معرض فروش گذاشته شد. این اثر که از جمله آثار به یادگار مانده از تخت جمشید بوده و حدوداً سی سال است که جزء آثار جهانی به ثبت رسیده، در زمرهی ابوابجمعی اموال ملت ایران محسوب می گردد. (اخبار نیمه شب چهارشنبه 2/8/86 ، رادیو شبکه سراسری)
3ـ تخریب آثار تاریخی در تخت فولاد اصفهان که تحت عنوان مبارزه با ناهنجاری های اجتماعی با اقدام غیرکارشناسانه صورت پذیرفت، سردرها، حجره ها و حتی قبور برخی از شخصیت های بزرگ مدفون در این مکان را خراب کرد. (روزنامه جام جم، شماره 2085 ، 10شهریور 86)
4ـ خانهی سردار ملی ایران (ستار خان) در منطقهی چهار تبریز که به عنوان آثار ملی نیز ثبت شده به منظور تعریض محوطه یا احداث پاساژ یا سازه های دیگر تخریب یا در حال تخریب است، ایضاً نصب دکل در جوار آرامگاه فردوسی بزرگ. (برنامهی گفت وگوی کارشناسان معماری سنتی با رادیو شبکه سراسری مورخ 29/7/86 ، ساعت 4 بعد از ظهر)
5ـ تخریب سبزه میدان تهران و احداث پاساژ به جای آن و صدمات تخریبی به آثاری در مراغه، اصفهان، شیراز، رامهرمز و ... همچنین ساخت و سازهای بیرویه در کنار آثاری چون پل خواجو، پاسارگاد، نقش رستم و کاخ اردشیر که درصدد احداث پلی در مجاورت آن هستند. این گونه خبرها و گزارش های مشابه فراوان اعلام شده و اعلام نشده از سوی رسانه ها خاطر هر هموطنی را آزرده می کند، سینه اش را مالامال درد میسازد و روح و روانش را غمناک و افسرده، و در آن هنگام که واحد خبر سراسری اعلام می نماید: واحد حفاظت و سازمان میراث فرهنگی کشور از ابتدای سال 86 تا کنون 52 باند سرقت اموال فرهنگی را منهدم ساخته، عمق فاجعه و خطر انهدام این ثروت ملی بیشتر آشکار خواهد شد.
در طول تاریخ دشمنان زیادی (مغول ها، افغان ها) به آثار فرهنگی این سرزمین حمله ور شده و آن را ـ یا قسمتی از آن را ـ منهدم ساخته اند، حتی در دورهی حکومت بعضی از سلاطین نالایق قاجار نیز این عمل از سوی برخی حاکمان ددمنش به وقوع پیوسته است.
ظل السطان در اصفهان به علت اختلاف و کینه ورزی با پدرش قسمتی از آثار را تخریب میکند. اما اکنون که الگو و مظهر ایمان و دیانت، فلسفهی خدمتگزاری مسئولین و متولیان امور کشور است، بدون تردید هر گونه بی اعتنایی، کم کاری، سطحی نگری، سوءمدیریت و عدم برنامه ریزی در این امر مؤاخذهی دنیوی و اخروی را به همراه خواهد داشت. نگذارید و نگذاریم تا سرخوردگی ملی نسبت به آثار فرهنگی و میراث به جای مانده از گذشتگان و درگذشتگان شکل گیرد. بیداری و هوشیاری هم وطنان را پیوسته حفظ کنیم و در حفاظت و صیانت از میراث فرهنگی به جد بکوشیم زیرا بدون توجه به میراث فرهنگی، هویت ما گم خواهد شد.
در این بخش مطالب مربوط به میراث فرهنگی که طی 14 قسمت و با طرح مسائل مختلف مربوط به آن و با هدف پاسداری و حفظ و حراست یادگارهای به جای مانده از پدران و آباء و اجدادمان نگاشته شد، خاتمه مییابد و گرچه این مبحث خود حدیث "مثنوی است و هفتاد من کاغذ" اما مخلص کلام همانا توصیههای حفاظتی و امنیتی و بیان ویژگیهای میراث فرهنگی منقول و غیر منقول بود که ارائه گردید. در بخشهای آینده سایر عناوین و مطالب مربوط به اموال دولتی به نظر مخاطبان گرانقدر خواهد رسید.
در ایام نهضت ملی شدن نفت ـ که باعث فرار شاه و سرنگونی دولت دکتر مصدق شد ـ خبردار شدم که در میدان مصدق ـ محل فعلی بانک صادرات مرکز شهر ـ یک عده ای دارند میتینگ میدهند و بر علیه علیاحضرت شعار تودهای پسند جار میزنند. به خودم گفتم ای بی غیرتیه که دخالت نکنم. سوار سیکل رامبار بیست و هشتم شدم و اومدم تا رسیدم دروازه، هنوز دو چرخم تکیهی دیوار نداده بودم که متوجه شدم چند تا جوان ژیگولوی کفش برت پوشیدهی تیپ زده که یکی از اونها به اصطلاح لیدر شون بود رفته بالای چار پایه و الکی در مورد علیاحضرت دروغ میگه. دیگه نتونستم جلو خودم بگیرم. پریدم میون معرکه و بلافاصله و بدون مقدمه شلالش کردم و یک بادمجان محلی زیر چشمش کاشتم. یک عدهای هم که منتظر فرصت بودند شلوغش کردند و جنگ مغلوبه شد و خلاصه ما گرفتند و بردند نظمیه و بنده هم که مسبب درگیری بودم یک راست بردند تو اتاق رییس شهربانی. از این که آورده بودنم پیش رییس خیلی خوشحال شدم. به خود گفتم ما و رییس تو یک خط خدمت میکنیم، رییس زیر پرچم علیاحضرت پا میچسبونه، بنده هم زیر علم همایونی مبارزه میکنم، غافل از این که سخت در اشتباه بودم. به محض این که وارد اتاق رییس شدم چشمتون روز بد نبینه چنان نگاه غضب آلودی به بنده کرد که آدم یاد رضا شاه میانداخت. پیش خودم گفتم رفیقمون ما را به جا نیاورده کم کم متوجه میشه! دیدم نه، از جاش بلند شد مستقیم اومد طرفم پرسید: چه مرگته؟ برای چی لات بازی در میآری و میتینگ به هم میزنی؟ گفتم: قربان خلاف به عرض رسوندن. بنده مثل حضرت عالی جانفشان علیاحضرت هستم، میتینگ مال توده ای ها بود و ما هم به همش زدیم. یک مرتبه مثل پلنگ زخمی پرید به طرف ما و یک چک شلاقی نهاد بیخ گوش ما که هفت ستاره از چشمم پرید و یاد جیرک جیرک زاغ دینشت ننم افتادم.
دستور داد بردنم بازداشتگاه و خلاصه 48 ساعت ما گرسنه و تشنه نگه داشتند و بعد با تعهد آزاد کردند. حقیقتاً هر چه فکر کردم چرا و گناهم چه بود نفهمیدم، تا بعد از سال ها دیروز تو یکی از روزنامههای محلی خواندم که ایام نهضت ملی شدن نفت، تمام شهربانی دست توده ای ها بوده و بندهی احمق هم سنگ شاه ملعون به سینه می زدم. سیدرضا پرسید: این همه قصه که تعریف کردی چه میخواستی ثابت کنی، میخواستی بگی شاه پرست بودی، وطن پرست هستی یا با توده ای ها نداشتی.
شهسوار عصایش را جابه جا کرد و گفت: نه، میخوام بگم بیشتر بدبختی ملت از بی اطلاعی ما از دوست و دشمن است والا چه کسی باور میکنه بعد از پنجاه سال از این ماجرا و سی سال بعد از انقلاب تازه متوجه بشم که هر گردی، گردو نیست!
بنیادی رو کرد به طرف شهسوار و گفت به نظرم دیگه چیزی پیدا نکردی برای گفتن چسبیده ای به پرونده های قدیمی. شهسوار گفت: نخیر، اتفاقاً سوژه دارم خوبش هم دارم ولی چه فایده، کو گوش شنوا؟! مگه این قدر راجع به تجمع کارگران فصلی در میدان مرکزی شهر و بلوارهای بسته شدهی خیابان بهشت صادق و قطع مدام برق و آب و چهل تا بدبختی دیگه از پیاده روها گرفته تا جوی آب ها و... گفتیم کسی خودش صاحب کرد؟! ولی با همهی این حرفها، ما باز هم میگوییم و خواهیم گفت، بذار تا انجام ندهند. بالاخره حالا کسی خودش صاحب نمیکنه، پنجاه سال دیگه یکی پیدا می شه که اهمیت بده… و کاروان ماشین های لوکس ادارات مختلف یکی پس از دیگری وارد محوطهی جلو سالن مجتمع فرهنگی شدند تا در سمینار بررسی معضلات شهری شرکت کنند و آب میوه بنوشند و تنی چند در خنکای کولرهای دو تیکهی سالن مجتمع تجدید دیدار نمایند و احسنت بگویند و قطعنامه صادر نمایند و دیگر هیچ!!
گلایهی مدیران آژانسهای تاکسی تلفنی
پیرامون کمبود بنزین
ما مدیران کلیهی تاکسیهای تلفنی فعال در شهر بوشهر با طرح مدیریت و ساماندهی سوخت و سهمیهبندی بنزین که از جانب دولت محترم به اجرا گذاشته شده موافق میباشیم و در این راستا از هیچگونه همکاری و مساعدتی دریغ نورزیدهایم، ولیکن به نظر کارشناسان و آگاهان به مسائل حمل و نقل، این طرح در اجرا از نواقص زیادی رنج میبرد و این نقیصه در شهر بد آب و هوا و منطقهی محروم بوشهر چهرهی خود را نمایانتر ساخته که تحمل نیمی از سختی بر دوش تاکسیهای تلفنی بوده و هست و پس از گذشت حدود چهار ماه، دیگر این رنج و سختی برای ما غیر قابل تحمل شده است و مطلع هستیم که نمایندگان ما در صنف و تعاونی تاکسیهای تلفنی به تمام مراجع قانونی و ذیربط مراجعه و رایزنیهای لازم را انجام دادهاند ولی متأسفانه هنوز «اندر خم یک کوچهایم»! و پس از گذشت چهار ماه از آغاز طرح سهمیه بندی هنوز بر سر جای اول و با مشکل آغازین مواجه هستیم و آن هم نبود بنزین که به مثابه نفس به جان ما بسته است.
ما مدیران تاکسیهای تلفنی شهر بوشهر با مهر و امضاء خود گواهی مینماییم:
1ـ بنا به شواهد و قرائن موجود نمایندگان صنف و تعاونی تاکسیهای تلفنی از روز اول با تلاش فراوان سهمیهی بنزین را از طریق حواله تهیه و در اختیار ما نهاده اند و در عین حال با نظارت و سختگیریهایی سعی در جلوگیری از حیف و میل شدن سهمیهها نیز داشتهاند و طی چندین بار وقفه در ارائه حواله بنزین تمام تلاش خود را در جهت برقراری دوبارهی بنزین نمودهاند و در آخرین مرحله که کوپن شرکت نفت در تاریخ 23/7/1386 به اتمام رسید از طریق رایزنی و مراجعه به شرکت نفت، فرمانداری و استانداری و حتی نیروی انتظامی و پیگیری راههای مسالمتآمیز، تمام تلاش خود را جهت تهیهی کوپن نمودهاند ولیکن نتیجهای نگرفتند!
2ـ ما مدیران آژانسها در صحت و سلامت و رضایت کامل در این جلسه به اتفاق نظر رسیدهایم که هر موضوع و مطلبی که در رأیگیری و نظرخواهی به تأیید اکثریت حاضر در جلسه برسد، برای ما قابل احترام بوده و در صورت نداشتن منع قانونی نتیجهی پایانی جلسه را عملی خواهیم کرد.
3ـ به گفتهی مسئولین شرکت نفت، ارائه حواله، منع قانونی دارد و ما نیز که در این مدت از حواله استفاده مینمودیم دچار سختی و دشواریهایی بودهایم که بزرگترین مشکل «قطع و وصل مجدد» حوالهها بود. لازم به ذکر است ما دیگر حاضر به استفاده از این نوع خدمات از شرکت نفت نیستیم که با آن همه خواهش و التماس، باز هم به مدت یک هفته یا ده روز حواله وصل و یا کوپنی داده شود و بعد از ده روز ما باشیم و خواهش و التماس برای وصل مجدد حوالهها. پس بنابراین اگر قرار بر دادن کوپنی باشد این امر باید تا مادامی که آخرین کارت سوخت رانندگان زحمتکش تاکسیهای تلفنی به شهر بوشهر برسد، ادامه داشته باشد و در غیر این صورت شرکت نفت عزیز و گرامی کوپنهایش را نگه دارد برای روز مبادا!!!
4ـ به علت پیمودن تمامی راههای مسالمت آمیز و حاصل نشدن نتیجهای مطلوب «تجمع آرام» آخرین دست آویزی است که ما به وسیلهی آن میتوانیم درد و رنج و مشکلاتمان را به گوش مسئولین و همشهریهای عزیز برسانیم که «ما عامل تحرک و پویایی این شهر هستیم، پس به ما احترام بگذارید».
در پایان یادآور میشویم ما مدیران آژانسها شاید با بزرگواری از سهمیهِ از دست رفته ـ گذشتهی ـ خود بگذریم ولیکن در مورد مقدار سهمیهی قانونی آیندهمان هیچ گونه چانهزنی نداریم و تمامی مقدار بنزینی که از روز اول سهمیهبندی حق و حقوق ما بوده و از ما دریغ شده برای ما محفوظ میباشد، زیرا بنزین رابطهی مستقیم با رزق و روزی ما دارد و این تجمع آرام در یک خیابان فرعی و خلوت به عنوان آخرین اقدام ما نیست.
گلایهی مدیران آژانسهای تاکسی تلفنی
پیرامون کمبود بنزین
ما مدیران کلیهی تاکسیهای تلفنی فعال در شهر بوشهر با طرح مدیریت و ساماندهی سوخت و سهمیهبندی بنزین که از جانب دولت محترم به اجرا گذاشته شده موافق میباشیم و در این راستا از هیچگونه همکاری و مساعدتی دریغ نورزیدهایم، ولیکن به نظر کارشناسان و آگاهان به مسائل حمل و نقل، این طرح در اجرا از نواقص زیادی رنج میبرد و این نقیصه در شهر بد آب و هوا و منطقهی محروم بوشهر چهرهی خود را نمایانتر ساخته که تحمل نیمی از سختی بر دوش تاکسیهای تلفنی بوده و هست و پس از گذشت حدود چهار ماه، دیگر این رنج و سختی برای ما غیر قابل تحمل شده است و مطلع هستیم که نمایندگان ما در صنف و تعاونی تاکسیهای تلفنی به تمام مراجع قانونی و ذیربط مراجعه و رایزنیهای لازم را انجام دادهاند ولی متأسفانه هنوز «اندر خم یک کوچهایم»! و پس از گذشت چهار ماه از آغاز طرح سهمیه بندی هنوز بر سر جای اول و با مشکل آغازین مواجه هستیم و آن هم نبود بنزین که به مثابه نفس به جان ما بسته است.
ما مدیران تاکسیهای تلفنی شهر بوشهر با مهر و امضاء خود گواهی مینماییم:
1ـ بنا به شواهد و قرائن موجود نمایندگان صنف و تعاونی تاکسیهای تلفنی از روز اول با تلاش فراوان سهمیهی بنزین را از طریق حواله تهیه و در اختیار ما نهاده اند و در عین حال با نظارت و سختگیریهایی سعی در جلوگیری از حیف و میل شدن سهمیهها نیز داشتهاند و طی چندین بار وقفه در ارائه حواله بنزین تمام تلاش خود را در جهت برقراری دوبارهی بنزین نمودهاند و در آخرین مرحله که کوپن شرکت نفت در تاریخ 23/7/1386 به اتمام رسید از طریق رایزنی و مراجعه به شرکت نفت، فرمانداری و استانداری و حتی نیروی انتظامی و پیگیری راههای مسالمتآمیز، تمام تلاش خود را جهت تهیهی کوپن نمودهاند ولیکن نتیجهای نگرفتند!
2ـ ما مدیران آژانسها در صحت و سلامت و رضایت کامل در این جلسه به اتفاق نظر رسیدهایم که هر موضوع و مطلبی که در رأیگیری و نظرخواهی به تأیید اکثریت حاضر در جلسه برسد، برای ما قابل احترام بوده و در صورت نداشتن منع قانونی نتیجهی پایانی جلسه را عملی خواهیم کرد.
3ـ به گفتهی مسئولین شرکت نفت، ارائه حواله، منع قانونی دارد و ما نیز که در این مدت از حواله استفاده مینمودیم دچار سختی و دشواریهایی بودهایم که بزرگترین مشکل «قطع و وصل مجدد» حوالهها بود. لازم به ذکر است ما دیگر حاضر به استفاده از این نوع خدمات از شرکت نفت نیستیم که با آن همه خواهش و التماس، باز هم به مدت یک هفته یا ده روز حواله وصل و یا کوپنی داده شود و بعد از ده روز ما باشیم و خواهش و التماس برای وصل مجدد حوالهها. پس بنابراین اگر قرار بر دادن کوپنی باشد این امر باید تا مادامی که آخرین کارت سوخت رانندگان زحمتکش تاکسیهای تلفنی به شهر بوشهر برسد، ادامه داشته باشد و در غیر این صورت شرکت نفت عزیز و گرامی کوپنهایش را نگه دارد برای روز مبادا!!!
4ـ به علت پیمودن تمامی راههای مسالمت آمیز و حاصل نشدن نتیجهای مطلوب «تجمع آرام» آخرین دست آویزی است که ما به وسیلهی آن میتوانیم درد و رنج و مشکلاتمان را به گوش مسئولین و همشهریهای عزیز برسانیم که «ما عامل تحرک و پویایی این شهر هستیم، پس به ما احترام بگذارید».
در پایان یادآور میشویم ما مدیران آژانسها شاید با بزرگواری از سهمیهِ از دست رفته ـ گذشتهی ـ خود بگذریم ولیکن در مورد مقدار سهمیهی قانونی آیندهمان هیچ گونه چانهزنی نداریم و تمامی مقدار بنزینی که از روز اول سهمیهبندی حق و حقوق ما بوده و از ما دریغ شده برای ما محفوظ میباشد، زیرا بنزین رابطهی مستقیم با رزق و روزی ما دارد و این تجمع آرام در یک خیابان فرعی و خلوت به عنوان آخرین اقدام ما نیست.
روابط هلندیها با خلیجفارس
قسمت هیجدهم
پیشنهاد طرح خارگ
کنیپ هوزن در خلال اقامت خود در خارگ با میرناصر وغایی سرکردهی بندر ریگ و خارگ وارد بحث و مذاکره گردید. این مذاکرات موجب شد تا میرناصر از «واک» بخواهد تا در قلمرو او تأسیسات بازرگانی دایر کند.34 کنیپ هوزن آنگاه از طریق بندرعباس ـ که در 22 فوریه 1753 وارد آنجا گردید ـ سفر خود را به باتاویا ادامه داد. اسکوندرورد، مدیر شعبه واک در بندرعباس به هوندر ولست دستور داد که او به عنوان نمایندهی واک در بوشهر منصوب شده است. این خبر برای واندرهولست یک موهبت الهی بود، زیرا متسلم، علی آقا، به او اجازه نمیداد بصره را ترک کند و از نزدیک رفتار او را زیر نظر داشت. واندرهولست خارگ را در جریان این خبر گذاشت، اما زمانی که نامهی او به خارگ رسید، کنیپ هوزن آنجا را ترک کرده بود. اکنون علی آقا میبایست با عزیمت او به خارگ کنار آید. هرچند در ابتدا با این کار مخالف بود. به هرحال واندرهولست به اتفاق دستیارش «یان جاکوب کاتوس» در روز 19 مارس 1753 وارد بوشهر گردید. او بنجامین کروز و سایرین را برای حفظ و نگهداری از تشکیلات واک، فروش مالالتجاره باقیمانده و وصول طلبیهای عقب افتاده، در بصره نگهداشته بود.35 در همین گیر و دار کشتی "دوانا" جمعی واک در 17 مارس 1753 وارد بوشهر گردید، اما به بصره نرفت. متسلم بصره هنگامی که پی برد شناور یاد شده به بندرعباس برگشته است، بسیار خشمگین و عصبانی گردید. متسلم که از این بابت ناکام شده بود، ادعای پرداخت عوارض گمرکی از واک کرد، اما اسکوندرورد آن را باور نمیکرد. اگر کارکنان واک از جا در نرفته و خونسردیشان را حفظ نمیکردند او هر بار مطالبهی چیزی نامعقول از آنها میکرد.
برای نمونه متسلم کارکنان را تحت فشار قرار میداد تا کلیدهای تأسیسات واک را به او تحویل دهند.36 بعد از عزیمت واندرهولست هنوز هم عطش متسلم برای دریافت پول رفع نشده بود، زیرا دیری نپایید که یکی از کارکنان واک «شبهنگام همراه با زنی ترک در باغچهای در حوالی بصره دستگیر کرده و به حضور حکمران بردند و چون در آن ایام بحرانی اروپاییها به دیدهی تحقیر مینگریستند او تنها با پرداخت مبلغ 500.000 ایسوتالاس توانست از این مخمصه خلاص شود و آنگاه روانهی بوشهر گردد: بقیهی کارکنان واک هم بعد از گذشت چند ماه توانستند مخفیانه و غیرمنتظره از بصره فرار کنند».37 در واقع تنها کسی که در بصره باقی ماند ابراهیم سعید بود که به نوعی به عنوان مسوول محمولات پستی انجام وظیفه میکرد.38
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1909 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و بیست و نهم
بوشهر
یکم اوت لغایت 31 اوت 1909
21ـ به علت کمبود آب شرب در بوشهر و کیفیت نامطلوب آن بعضی از صاحبان شناورها به فکر افتادهاند که آب شرب را از اروندرود به بوشهر بیاورند. لذا در آغاز این ماه بعضی از شناورها مبادرت به آوردن آب از آنجا به بوشهر کردند و با وجودی که از این بابت سود مناسبی هم کسب کردهاند معالوصف کسی نمیکوشد این کار را دنبال کند.
22ـ سرگرد کاکس در روز 25 اوت مسؤولیت بالیوزگری را به سرگرد تری ور واگذار کرد و جهت گذراندن سه ماه و نیم مرخصی استحقاقی بوشهر را به مقصد انگلستان ترک کرد.
23ـ میانگین دما در خلال دو هفته گذشته در بوشهر به شرح زیر است:
ژوئیه: 111 درجه سانتیگراد (ماکزیموم) ـ 5/80 درجه سانتیگراد (مینیموم)
اوت: 5/103 درجه سانتیگراد (ماکزیموم)ـ 8/78 درجه سانتیگراد (مینیموم)
سرگرد ا . پی. تری ور
معاون اول نماینده سیاسی
(مسؤول بالیوزگری)
بوشهر
یکم سپتامبر لغایت 30 سپتامبر 1909
1ـ به علت رشک و حسد و جوّ تنگ نظرانهای که بین اعضاء انجمن و حکمران وجود دارد ادارهی عدلیه که پیشنهاد تشکیل آن داده شده بود، هنوز دایر نگردیده است.
2ـ تهران از طریق حکمران از انجمن درخواست کرده است تا نمایندهای را جهت مجلس به تهران اعزام کند.
3ـ ظاهراً انجمن در دو هفتهی گذشته هیچ کاری مهمی را انجام نداده اما بنا به درخواست حاجی علی لاری ـ که همهکارهی سید عبدالحسین لاری است ـ وقت خود را عمدتاً مصروف ارسال تلگراف به دولت مرکزی و ملامحمد کاظم، روحانی بلند مرتبهی نجف نموده و اظهار داشته که سید فردی مشروطهخواه است و شکایاتی که علیه او مطرح میگردد تصویر غلطی است که ممسنیها و سایر دشمنانش ارائه میدهند (حاجی علی لاری هزینهی ارسال این تلگرافها را میپردازد). حاج علی لاری بیشتر اعضاء انجمن را طوری متقاعد کرده که هنوز هم آنها میکوشند نشان دهند که سید فردی بیگناه است و به او بیش از حد آزار رسانده میشود و این حرکت به رغم تلگرافی است که مقامات تهران به انجمن فرستاده و به آنها توصیه کرده تا از دخالت در این مورد خودداری ورزند.
4ـ ملیون و غیره: سید اسداله که نماینده روحانی بسیار برجسته ملا محمدکاظم است و عامل اصلی و مؤثر همهی امور جاری محلی میباشد از بعضی از اظهارات حکمران رنجیده و به عنوان اعتراض کناره گرفته و از انجام هرکاری دوری میجوید. دلیل دیگر برای رنجش خاطر سید، اعلامیهی بدون امضاء توهینآمیزیست که علیه او پخش شده است (گفته میشود این اعلامیه توسط طفیلیهای حکمران پخش شده است). اعضاء انجمن و حکمران برای اجرای پردهی، دوم این نمایش مضحک از سید (در روز پانزدهم سپتامبر) دیدن کردند و سازشی بین آنها به وجود آمد.
ادامه دارد...
خودکرده را تدبیر نیست!
جان استوارت میل میگوید: "دولتی که رشد افراد را مانع میشود خیلی زود پی خواهد برد که هیچ کار بزرگی را نمیتوان با افراد کوچک انجام داد". بنابراین وقتی این گفته جان استوارت میل را انسان میشنود پی میبرد که ناصرالدین شاه بعد از قتل مرحوم امیرکبیر از کردهی خود پشیمان شد که گفت: بعد از امیرکبیر با چوب هم نتوانستم در این مملکت مردی قابل و با کفایت چون امیر نظام بسازم. خود کرده را تدبیر نیست!
دو بیست ساله!
داشت مردی زنی چهل ساله
بــود در استغــاثه و نالـــــــــه
کای خداوند قادر بی چون
هست چهل ساله بهرِ من افزون
به دگـرگونهام حـواله بــده
این بگیر و دو بیسـت سالـه بده
پارسا تویسر کانی
موقعیت و جایگاه شبانکاره (دهکهنه) در دولت ایلام ـ ایالتِ اَنشان
بخش پایانی
بررسی آثار مکشوفه در شهر شبانکاره
با توجه به نظریات نویسندگان و کارشناسان باستان شناسی در مورد محدودهی ایالتانشان در دورهی ایلامیان، میتوانیم یافتههای موجود در شهر شبانکارهی امروز را مورد نقد و بررسی قرار دهیم. در این شهر برحسب اتفاق، در حفاریهایی که حتی در منازل مسکونی در گوشههای مختلف شهر انجام شده، در عمق 3 متر به پایین آثار فراوانی به دست آمده است. طی سالهای اخیر پس از کشف آثار، اجساد و قبور مربوط به دورهای اشکانیان و هخامنشیان در این شهر، کارشناسان باستانشناسی به حیرت افتادند و کشفیات بعدی که همگی بر حسب اتفاق بود، باستانشناسان را به مطالعه در این منطقهوادار نمود، اتفاقاتی همچون پیدا شدن دیوارهای آجری در عمق 8 متری در مرکز شهر در منازل مسکونی و یافتن اشیاء فلزی در عمق 3 متری به پایینتر و سرانجام در ماه گذشته یافتن کوزهها و ظروف سفالین در عمق پایینتر از 3 متری که مربوط به دورهی ایلامیان بود.
این کشفیات میتواند مهر تأییدی بر این نظریه باشد که شبانکارهی قدیم هم بخشی از ایالتانشان در دولت ایلام بوده است. مستند این نظریه میتواند حفاریهای انجام شده در این شهر و یافتههای موجود باشد. همچنین مطالبی که پیرامون جغرافیای تاریخی ایالتانشان در دولت ایلام در این نوشتار آمد، میتواند مصداق این نظریه باشد. حال به نظریات کارشناسان باستانشناسی در این مورد میپردازیم. در تمام نقاط مسکونی و همچنین تپههای اطراف شهر تا کنون آثار معماری که همگی در عمق چند متری میباشد یافت شده، اما تا کنون هیچ کدام مورد مطالعهی دقیق کارشناسان قرار نگرفته بود و شاید به گزارش در قالب نامههای اداری به سازمان میراث فرهنگی ختم میشد. سرانجام در تاریخ 14/6/1386 و در حفاری چاه فاضلاب در منزل مسکونی شخصی در شهر شبانکاره، کوزههای سفالین در عمق پایینتر از 3 متر بیرون آمد که توسط کارشناسان باستانشناسی سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر مورد مطالعه و بررسی قرار گرفت. این آثار شامل تکه کوزههای سفالین بود که توسط حفار محلی، بدون اطلاع قبلی در میان گل و لای در اطراف چاه مذکور ریخته شده بود. لایهای از خاک که سفالها در آن به دست آمده، از لحاظ مطالعاتی دارای ارزش فراوانی میباشد. بنا به اظهارات حفار محلی، سفالهای به دست آمده، شامل دو کوزهی سالم بوده که در حین کندن چاه شکسته شدهاند.
این قطعات اعم از بدنه و لبهی ظرف، توسط کارشناسان سازمان قابل تشخیص بودند. در کنار این دو کوزه، کوزهای دیگر کشف شده بود که گویا سالم بوده و در روزهای آتی به دست کارشناسان سازمان خواهد رسید.این کوزهها دارای پوششی آجری رنگ، شاموت شن و ضخامت بدنهی آنها بین یک تا دو سانتی متر متغیر میباشد. بر روی بدنه وزیر گردن کوزهی مرمت شده، شیارهای موازی در سه ردیف وجود دارد و همچنین در قسمت کف کوزه، نقوش کنده کاری شده مشاهده میشود. این کوزه دارای پوششی نارنجی رنگ میباشد که در بعضی از بخشهای بدنه بر اثر حرارت زیاد، سوخته و به صورت خاکستری در آمده است. ارتفاع یکی از کوزهها بین 40 تا 50 سانتیمتر است. بر بدنهی دیگر کوزهی مرمت شده در سه ردیف نقش برجستهی طنابی مانند و به صورت بند بند وجود دارد که بیشتر به نقوش سفالهای دورهی ایلامی شباهت دارد. در قسمت کف این کوزه، نقوش کنده شدهی انگشتی ایجاد شده است. ارتفاع این کوزه 45 سانتی متر و قطر دهانهی آن 14 سانتیمتر میباشد. پوشش بیرونی این کوزه به رنگ نخودی و پوشش داخلی آن آجری رنگ میباشد. شاموت و مواد چسبانندهی آن بیشتر از شنهای دانه درشت و متوسط به کار رفته و دارای پختی نسبتاً خوب میباشد. در سفالهای مکشوفه که همهی آنها از اهمیت تاریخی فراوانی برخورداراند، قطعه لبهی ظرفی است که دارای نقوش قهوهای و سیاه رنگ بر روی بدنه و زمینهی بدنه نیز تقریباً آجری رنگ است. این نقوش شامل خطوط موازی و زیگزاگ و نقش حصیری میباشد. قطعهی دیگر بدنهی ظرف، نخودی تیره رنگ و دارای نقوش با خطوط موازی و قهوهای رنگ میباشد. این نقوش بیشتر با سفالهای هزارهی دوم قبل از میلاد و سفالهای به دست آمده در منطقهی "تل پی تل" در شبه جزیره بوشهر قابل مقایسه است. در این منطقه، امکان این که آثار معماری هم وجود داشته باشد، دور از ذهن نیست. در میان خاکهایی که از چاه بیرون ریخته شده، دو قطعه آجر کوچک مشاهده گردید که احتمال میرود آثار معماری در این محل وجود داشته و این فرضیه، بررسی و مطالعات بیشتری را در این منطقه طلب میکند. مشکل عمدهی کارشناسان این است که این سفالها در مکانی به دست آمده که امکان بررسی و پژوهش را با توجه به ساخت و سازهایی که در محل انجام گرفته، با مشکل مواجه میسازد. به دنبال اهمیت این کشفیات حفارهای محلی و مردم شهر، هر کدام موردی را که در گذشته به چشم دیده بودند ذکر میکردند، اما غافل از اهمیت باستانی و علمی این اشیاء، بیتوجه از کنار آن گذشته بودند. یکی در عمق 8 متری چاه فاضلاب منزل خود کاشیهای رنگی را به یاد میآورد که دیگر امکان ادامهی حفر برایش نبود. دیگری، دیوارهای آجری در عمق 4 متری در حیاط منزل خود را به یاد میآورد. حفاریهای آماتوری که در این شهر باستانی صورت گرفته، منجر به خسارت زیادی به آثار باستانی در این منطقه شده است. این مسائل، حفاری و گمانه زنیهای کارشناسان مربوطه را طلب میکند، چه بسا شهری با عظمت جغرافیایی توز و سیراف ـ البته با قدمت هزارههای قبل از میلاد ـ در این مکان نهفته باشد. سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر میتواند با تأسیس یک دفتر نمایندگی و یا استقرار یگان حفاظت در این شهر باستانی و با جذب نیرو و مطلعین بومی، از میراث فرهنگی عظیم تاریخی در این منطقه حفاظت کند و آن را مورد حمایت خود قرار دهد. طبق گزارشی که در آغاز این نوشتار از این منطقه آوردیم، میبینیم که بزرگترین منطقهاز نظر وسعت جغرافیایی در استان میباشد. شاید تنها مکانیست که جاذبههای گردشگری، همچون کوه، چشمه، رودخانه و باغها و درختان و تپه ماهورها را همگی در خود دارد. از جاذبههای توریستی و گردشگری که بگذریم،تعدد آثار باستانی که تاکنون در این منطقه کشف شده، میتواند کارشناسان باستان شناسی را در این منطقه به فعالیت و کاوشهای علمی وادار کند. از جمله: دژ باستانی قلعه سبز، قلعه و برج رستم خانی(3)، آثار قبور و خرابههای مربوط به هخامنشیان، قبور و سنگ نوشتههای دوران اسلامی، تلهای باستانی هزارههای قبل از میلاد که به لهجهی محلی به «سه تلون» معروف است و دیگر آثار و ابنیههای تاریخی که در این شهر باستانی وجود دارد. به دلیل مسافت این شهر باستانی تا مرکز استان و راههای کوهستانی که با استانهای همجوار دارد، چه بسا سود جویانی با حفاریهای غیر مجاز، علاوه بر تخریب آثار تاریخی منطقه، میراث گرانبهای این منطقه را به استانهای همجوار انتقال دهند. امیدواریم مسئولین سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر با همکاری نماینده مجلس شورای اسلامی و مسئولین محلی منطقه نسبت به استقرار دفتر نمایندگی میراث فرهنگی در این شهر در راستای شناسایی و حفاری نقاط تاریخی این شهر همت گماشته، تا جایگاه واقعی تاریخی این منطقه هر چه بیشتر برای پژوهشگران روشن شود. این مهم میتواند نقطه عطفی در باز شناساندن منطقهی شبانکاره در کنار تحولات فرهنگی و اجتماعی این شهر باشد.
پینوشت:
1ـ برگرفته از بروشور منتشر شدهی شهرداری شبانکاره در نوروز 1385
2ـ جنابا (جناباد) همان بندر گناوهی فعلی میباشد
3ـ قلعهی رستم خانی در منزل ملک منصورخان شبانکاره در مرکز شهر شبانکاره واقع گردیده است که معروفترین آثار تاریخی معاصر آن منطقه و استان به شمار میرود و بیش از دویست سال قدمت دارد.
نور و سایه
نوشتهی خود را با گفته ی معروف گرنوت رول "Gernot Roll" فیلمبردار و نورپرداز با تجربه و صاحب سبک جهان آغاز می کنم: خورشید چینی همیشه از پایین میتابد.
با این گفته ی "متناقض" سعی بر این دارم که تلنگری علمی هر چند ناچیز بر ژرفنای بیانتهای ساختار نور و سایه در فیلم وارد کنم که شاید این سرآغاز بحثی گردد و در آتیه یکی از اساسیترین ضعفهای عرصه ی فیلم و ویدئو با تلاش کارشناسان متخصص، رخت از گستره ی این هنرهای مهم سرزمینمان بردارد.
هنگامی که تمامی فیلمهای کشورمان از ابتدا تا به امروز را با دقت بسیار مرور میکنیم و به آنالیز و کنکاش علمی اِلمان های استتیک بصری آن میپردازیم، پی میبریم که تفاوت عظیمی از لحاظ ساختار نور و سایه، بین فیلمهای ما و دیگر آثار سینمای جهان وجود دارد.
پاسخ به این پرسش مهم، احتیاج به سالها تحقیق و کارشناسی در این رشته دارد که حجم عظیم این پاسخ ورقها را سیاه خواهد کرد و از قدرت این نوشتار مطمئناً خارج است.
اما همانطور که میدانیم ساختار نور و سایه در فیلم طی گذشت سالیان دراز به یک منطق علمی خاص بدل شده و جزیی از دستور زبان فیلم گردیده که مدام با پیشرفت تکنولوژی همسان بوده و به تکامل رسیده است.
در علم ساختار نور و سایه، هر آن چه در واقعیت نوری اتفاق میافتد را نمیتوان همیشه صحیح پنداشت و گاه آن چه در واقعیت، اشتباه تلقی میشود، در علم نورپردازی فیلم منطقی علمی پیدا میکند. چنان که گرنوت رول میگوید: خورشید چینی همیشه از پایین میتابد.
درک وضعیت نور در زندگی روزمره ی انسانها به صورت یک عمل خود آگاهانه اتفاق نمیافتد، بلکه از طریق ترجمان تصاویر ذخیره شده در ضمیر ناخودآگاه مغز شکل میگیرد. برای روشنتر کردن این مطلب بایستی ابتدا به واژهی نور پرداخت؛ نور نه به عنوان یک اشعه ی الکترومغناطیس بلکه هر آن چه را که ما رؤیت میکنیم، چرا که از لحاظ فیزیکی نور هیچ چیزی قابل دیدن نیست مگر در معرض تابش نور قرار گیرد. به عنوان مثال شخصی درون یک اتاق روشن نشسته است طوری که تمامی اشیاء موجود درون این اتاق در معرض تابش نور قرار دارند و قابل رؤیت هستند. با وجود این که شخص درون یک وضعیت نوری بسیار پیچیدهای قرار دارد ولی درک این وضعیت برای او کاملاً ناخودآگاه صورت میگیرد.
بدان معنی که در ضمیر ناخودآگاه این فرد تصویر ایده آل غالبی "Optimal Image"ضبط شده است و شناخت کلی او از این اتاق همیشه از طریق عملکرد همین تصویر در ضمیر ناخودآگاهش صورت میگیرد و تا زمانی که وضعیت نوری یکسان باقی بماند تغییری در عملکرد این تصویر ایدهآل صورت نمیگیرد، اما اگر در همین اتاق یک دفعه یکی از لامپهای موجود شروع به چشمک زدن کند، فوراً وضعیت نوری عوض میشود و عملکرد مغز انسان به ضمیر خودآگاه او منتقل میشود و سریعاً فرمان از مغز او صادر میشود که وضعیت را به حالت قبل مطابق با تصویر ایدهآل برگرداند.
عملکرد درک وضعیت نوری در مغز ما طوریست که ما هر آنچه را که در اطرافمان میبینیم در اثر گذشت زمان از هر سوژه ی آن یک تصویر ایدهآل Optimal Imageدر حافظه درون و ضمیر ناخودآگاه خودمان ذخیره میکنیم، طوری که ما هر وقت دوباره در آن محیط قرار بگیریم شناختمان از آن مکان همیشه از طریق ارتباط با همان تصویر ایدهآل ضبط شده در یک وضعیت نوری یکسان می باشد.
بنابراین همهی نورپردازان متخصص با این عملکرد ذهن انسان کاملاً آشنا هستند و از این طریق میتوانند با به وجود آوردن تصاویر ایدهآل در هر صحنه ی فیلم و با بر هم زدن تصویر ایدهآل ضبط شده در ضمیر ناخودآگاه مخاطب، حسهای متفاوتی را به وجود آورند. یک نورپرداز حرفهای همیشه سعی میکند در برخورد با هر وضعیت نوری، ابتدا تصویر ایدهآل ذهن خود را کنار بزند و با مطرح کردن پرسشهای علمی به درک آن وضعیت نوری برسد. پرسش هایی از این قبیل:
1ـ چه منبع نوری وجود دارد؟
2ـ منبع نوری موجود کجا قرار دارد؟
3ـ چه چیزهایی مورد تابش مستقیم نور قرار دارند؟
4ـ سایهها کجا و در چه وضعیتی قرار دارند؟
5ـ شدت کنتراست چقدر است؟
6ـ آیا انعکاس نوری وجود دارد؟ اگر هست کجا و به چه شدتی؟
7ـ فضای رنگی موجود چگونه است؟
نور، سایه، کنتراست ، انعکاس نوری و رنگ
اینها شاخصهایی هستند که در فیلم، آتمسفر نوری را به وجود میآورند و مهمتریم اِلمانهای ساختار یک تصویر میباشند و میتوان گفت از لحاظ کیفیتی همیشه این شاخصها هستند که مورد انتقاد علمی و آکادمیک قرار میگیرند.
یک نور پرداز حرفهای به خوبی میداند که آن چه در واقعیت، یک وضعیت نوری عادی و امکان پذیر می باشد، در هنگام فیلمبرداری می تواند به شدت نابهنجار و آزار دهنده شود و کیفیتی بسیار بد ارائه دهد، چرا که میدان و وضعیت کنتراست چشم انسان با فیلم اختلاف بسیار دارد. با ذکر یک مثال این مطلب را روشنتر میکنم. فردی درون یک اتاق هنگام ظهر کنار پنجره ایستاده و به بیرون نگاه میکند. در این لحظه چشم انسان قادر است همه ی اشیاء درون اتاق و بیرون از پنجره را به خوبی تشخیص دهد، اما تا کنون هیچ فیلمی و یا حتی دوربین پیشرفته ی دیجیتال امروزی نمیتواند این اختلاف را به خوبی از یکدیگر تمیز دهد. چشمان انسان قادر است تصاویری را با هزاران بار اختلاف و شدت کنتراست تشخیص دهد اما فیلم میدان کنتراستی بسیار اندک دارد. به همین دلیل یک نور پرداز خوب میبایست با وجود اندک بودن میدان کنتراست فیلم، طوری عمل کند که مخاطب هنگام رؤیت تصویر آن را صددرصد واقعی تلقی کند.
در آخر باید گفت که ساختار نور و سایه، علمی است توأم با خلاقیت و تنها با ا