کاندیداهای ستادهای کروبی در استان
شنیده شده است اکثر اعضای ستاد کروبی در استان بوشهر که در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری در استان اول شده بودند با تشکیل ستاد انتخاباتی در استان کاندیداهای خود را به زودی معرفی خواهند کرد. شنیدنیها حاکی است در حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان از حجتالاسلام پور فاطمی و در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه، دیلم و خارگ از دکتر عبدالرحیم مهرور و در صورت عدم حضور وی از دکتر عباس لیراوی رییس سابق شبکه بهداشت دیلم حمایت خواهند کرد. همچنین گفته میشود در دو حوزه انتخابیه دشتستان و دیر، کنگان و جموریز در حال شناسایی و رایزنی برای شناخت کاندیدای خود میباشند.
تشکیل جلسه ی طرفداران معین در استان (اصلاحطلبان پیشرو)
شنیده شده است طرفداران معین در استان که سعی میکنند برای کلیه اصلاحطلبان تصمیم بگیرند، در هفته گذشته در جبهه مشارکت تشکیل جلسه داده و اعضای ستاد انتخاباتی خود را معرفی کردند. گفته میشود آنها مسعود شکوهی را به عنوان رییس ستاد، و صدرالله محمدی را به عنوان دبیر ستاد انتخاباتی خود معرفی نمودهاند. همچنین شنیده میشود عمادی رییس پیشین سازمان آموزش و پروش استان به عنوان رابط با تهران معرفی شده است. گفته میشود وی، از تهران به آنان تحمیل شده و اکثر طرفداران معین او را به عنوان رابط قبول ندارند.
انتخاب مهندس بوشهری در سازمان نظام مهندسی کشور
شنیده شده است مهندس مسعود راویان رییس نظام مهندسی استان بوشهر در انتخابات نظام مهندسی کشور به عنوان عضو اصلی برگزیده شد و به عضویت نظام مهندسی کشور از طرف وزیر مسکن و شهرسازی منصوب گردید. شنیدنیها حاکی است در انتخابات نظام مهندسی دو برابر ظرفیت هیئت مدیره در مرحله اول پذیرش میشود و سپس وزیر مسکن و شهرسازی از میان آنان اعضای هیئت مدیره نظام مهندسی کشور را منصوب مینماید.
عدم پذیرش اساسنامهی ارشاد در خانه مطبوعات
خانه مطبوعات استان بوشهر در جلسه اخیرش، اساسنامهی تحمیلی ارشاد بوشهر را رد نموده است. گفته میشود ارشاد استان بوشهر در صدد است به صورت تحمیلی، اساسنامهی خانه مطبوعات محلی بوشهر را تغییر دهد.
اعتراض اهالی روستاهای مجاور عالیشهر
شنیده شده است جمعی از اهالی روستاهای مجاور عالی شهر نسبت به عملکرد سازمان شهرک عمران عالی شهر برای تصاحب زمینها و مغازههایشان معترضند.
قیصر و اصولگرایی!
شنیده شده است قیصر صالحی نماینده دیر ، کنگان و جمو ریز اخیراً معتقد شده است که اصولگرا میباشد و برای تعیین کاندیداهای اصولگرا در کشور رایزنی میکند. شنیدنیها حاکی است قیصر صالحی قبلاً معتقد بود مستقل است و نه اصلاحطلب و نه اصولگرا!
زخمهای کهنه و التیام نیافتهی درون
«بیخیال و خوش باش، غمش نخور، دنیا همینه» ... این چند کلام که مجموعاً یک معنا دارد، ترکیبی است که بعضی افراد بیآنکه به اسرار درونی کسی پی برده یا اصلاً شناخت کافی از وی داشته باشند نثار آدمهای درمانده، مشکل دارو به بنبست رسیده و کسانی که در آستانهی افسردگی قرار گرفتهاند، مینمایند. ناگفته نماند هر دو شرایطی دارند که هیچگونه ذهنیتی از یکدیگر نداشته و شاید منظور خاصی هم نبوده باشد، چه میشود کرد؟ زخمها و دردهایی در جسم و روح افرادی وجود دارد که به جز زمزمه کردن و خود خوری، همدردی نمودن با دیگری را محال دانسته و این ابراز اندیشهای است که فرد چنان خود را درمانده نموده که احساس مینماید هیچگونه مرهم درمان کنندهای برایش یافت نمیشود و یا براساس تجربیاتش وانمود کردن دردهایش بیفایده و بینتیجه میماند. اینگونه در دنیای امروز که روز به روز به عناوین گوناگون تکامل یافته و در مسیر ترقی گام برمیدارد، همچنان که تجملات بسیار گردیده و از بعد دیگر هم جهان شاهد بیعدالتیها و تظلم و ضعیف کُشی بوده که این سیستم و این روش عمر گذراندن از آغاز پیدایش خلقت وجود داشته و شامل همهی این جهان پهناور میشود. اینگونه است که میتوان گفت نه فریاد رسی و نه همنفسی … کو و کجا؟ و به راستی آن چه را که از زیبایی و امید مشاهده میشود، سرابی بیش نیست. حقیقتاً کدامین امید و کدامین دلخوشی ، کدامین روزنهای که حداقل دلگرمی در پی داشته باشد؟ عمری سپری شد، همچون شمعی که میسوزد ما هم میسوزیم و میسازیم و با تلخکامیها درماندهایم تا به امروز که با دلخوشی شنیدن کلمهی "پیشکسوت" و مثلاً زمان آرامش باز هم به امید فردایی اگر بهتر باشد.
زمانی در مسیر شغل انبیا یعنی معلمی گام برداشتیم که آیندهسازان را بیاموزیم. نسلی دیگر هم در راه خدمتگزاری جامعه، قشر کارمند و کارگر بوده که برای کارگشایی و سامان دادن به جامعه بدون تلاش نبوده و نمانده. روی هم رفته این قشرها جوانی و عمر خود را وقف سازندگی و بهتر شدن نموده تا جایی که عصاره جانشان را بخشیده و حالا دیگر در برابر چه باید کردها در جا میزنند.
"معلم" سی سال عمر گرانمایهی خود را با عشق و شوق و مهر و محبت، سپری کرده تا هم فرزندان جامعه را به دانش آذین نموده و هم خود به آرامش رسیده باشد.
اما اینکه عموماً در همهی اصناف و اقشار آرامش و رفاهی هر چند ناچیز مشاهده نمیشود، اینگونه است که دستهای وارثین نسل اندر نسل خاندان بینیازان بوده، دستهای هم در جوار حرفه و تخصص خویش مشمول برکات دو جانبهی درآمد هستند ولی متأسفانه اقبال یاری نکردهها که تیپی از امیدواران و چشم انتظاران جامعه بوده که به قول معروف شاید دری به تخته خورده و ستارهای چشمک بزند که با کمال تأسف راه به جایی نخواهند برد. به قول خیام که بسیار بجا و متناسب با حکمت خداوند سروده میگوید: عالم همه محنت است و ایام غم است / گردون همه آفت است و گیتی ستم است
فیالجمله چو در کار جهان مینگرم / آسوده کسی نیست و گر هست کم است
پیش از انقلاب در یکی از شهرها فردی صراف و نزول خور بودکه مسلماً ثروت هنگفتش را از همین پیشه به دست آورده بود و در این رابطه کوچکترین لطف و بخششی هم در وجودش یافت نمی شد. او دارای یک فرزند دختر نابینا بود و در آن زمان جهت مداوای چشم دخترش، وی را به کشورهای خارج برده ولی معالجه نشده بود. حال تصور نموده این ثروت هنگفت چگونه به دست آمده، چگونه جمع میگردد و به کار میرود؟ آیا مصرف مثبتی داشت؟ آیا مرهمی بود بر زخمی که التیام بخشی باشد؟ یکی آنقدر دارد و آنقدر میخورد که از دهانش بیرون میزند، یکی هم آنقدر اندوخته میاندوزد که بیحد و حساب بوده، اما با کمال تأسف خساست و فرومایگی آنها سبب میشود که حاضر به ریالی خرج کردن حتی دربارهی خویش هم نیستند.
تازیانهی جباران ضحاک صفت بر پیکر مظلوم همچنان فرو میآید. این ستمگری از دوران باستان بوده و تا به امروز همچنان به پیش میرود. بر چرخها و کاخهای بلند قدرت سایه افکنده، بر رهرو رهگذران، هر کس به راهی و در اندیشهی هدفی که بیفزاید به اندوختهاش و عابری دیگر هم در اندیشهای که چگونه خستگی روز بیفروغش را در ظلمت شب سپری نماید، شاید فردا مرهمی یابد برای التیام زخم کهنهاش.
بیتالمال / اموال دولتی
بخش بیست و یکم
نقش حیاتی و حساس گردش اموال در چرخه ی امور سازمان ها، وزارت خانه ها، مؤسسات و نهادهای دولتی که به مثابه گردش خون در بدن انسان است، بدون تردید استحکام، بقا و ادامه ی فعالیت آن ها را تضمین نموده و به لحاظ اهمیت فوق العاده و ارزنده ی این نقش، تعیین ارزش ها و تبیین برتری و رجحان مدیریت و رهبری ادارات و سازمان ها منوط به اعمال صحیح ضوابط و مقررات و دقت نظر در این امر می گردد. این مقوله ی مهم به بخش خصوصی و بخشهایی که قانون به شکل کُلی یا جزیی آن ها را از اجرای ضوابط مربوط به اموال دولتی مستثنی ساخته (مانند شرکت های دولتی و مؤسسات و نهادهای عمومی غیردولتی و ...) نیز تسری داشته و علی رغم آن که تحکمی در این زمینه وجود ندارد، اما به دلیل حفظ و بقای ساختاری و تداوم امور و سیر مراحل برنامه ریزی شده برای نیل به هدف به صُور مختلف تمام یا قسمت هایی از مقررات اموال دولتی را مد نظر قرار داده و رعایت می نمایند.
پیشینه ی تدوین آیین نامه ی اموال دولتی و تنظیم مقرراتی خاص در راستای نظم و ترتیب به مجموعهی سرمایه های دولتی منقول و غیرمنقول به سال های قبل از انقلاب اسلامی باز میگردد که در اواخر سال 1349 هجری شمسی به تصویب رسید و ابلاغ گردید. مفاد این قانون تا اوایل تیرماه سال 1372 به قوت خود باقی ماند و مناط اعتبار بود و در تاریخ 27/4/72 آیین نامهی جدید اموال دولتی تحت شماره 10424/ت 212/هـ ـ 11/7/72 و به استناد مادهی 122 قانون محاسبات عمومی کشور مصوبه سال 1366 هیأت محترم وزیران تصویب و جایگزین آیین نامه ی قبلی گردید.
به تحقیق و بنا به اظهار تعدادی از کارشناسان، همکاران پرسابقه و ذی حسابان قدیمی و سابقهدار، فصلهایی از قانون قبلی به مراتب شفافتر و از صراحت بیشتری برخوردار و حاوی ابهامات کمتری بود و بهترین گواه این ادعا، استفادهی مجدد از بخشنامه (دستورالعمل) جامع شماره 14/10101-8/9/1350 مندرج در آن است که به منظور توضیحات بیشتر و شفاف سازی در بخشنامهی جدید طبقه بندی نوین اموال مصوب 10707/2586/51-8/4/1376 هیأت محترم وزیران به پیوست آمده و ملاک عمل قرار گرفته است، ایضاً تعاریف، واژه ها، ضوابط زیربنایی مندرج در مقررات گذشته که بعضاً بدون تغییرات محسوس جایگزین شده است.
اموال دولتی بر اساس تعریف ارائه شده در بخش های گذشته، به انحاء مختلف قانونی به تملک دولت در آمده که بهترین و رایج ترین نوع تملیک از طریق خرید یا ابتیاع کالا، زمین، ساختمان و تأسیسات است و علاوه بر رده بندی خاص بر مبنای قوانین مدنی، ثبتی و سایر قوانین موضوعه، یعنی دو شاخه ی اصلی منقول و غیرمنقول، به منظور تسهیل در شناسایی و فصل بندی و تطبیق اقلام خریداری شده با نوع اعتبار مصوب و تخصیص یافته و مقررات قانون محاسبات عمومی کشور، سه قسم تعریف دیگر نیز به استناد مفاد آیین نامه ی اموال دولتی دارد که به ترتیب و شرح زیر است:
1ـ اموال منقول مصرفی: اموالی هستند که بر اثر استفاده، به صورت جزئی یا کلی از بین می روند. مانند: خودکار، ماژیک، پاک کن، سوزن ته گرد، نوارچسب، کاغذ و ...
2ـ اموال منقول غیرمصرفی: اموالی هستند که بدون تغییر محسوس و از دست دادن مشخصات اصلی، بتوان به طور مکرر آن ها را مورد استفاده قرار داد، مانند: اتومبیل، کشتی، هواپیما، کولر، یخچال، میز، صندلی، کامپیوتر، کمد، موتورسیکلت، دوچرخه، فرش، دوربین، کتاب، لوازم ورزشی و ...
3ـ اموال در حکم مصرفی: اموالی هستند که در ظاهر با اموال غیرمصرفی مشابهت دارند، اما به لحاظ طبیعت و ماهیت یا ارزش کم، تنظیم حساب برای آن ها به صورت حساب اموال غیرمصرفی ضرورت ندارد. فهرست اموال موضوع بند 3 با تنظیم بخشنامه ای مجزا شامل دوازده ردیف و موارد مختلفی بوده که اگر چه با عنوان اشیاء و اجناس همراه است. لیکن به علت مواردی که به تفصیل شرح آن خواهد رفت، موجبات ابهام و دوگانگی را پدید آورده است.
چگونگی تأثیر وضعیت بهداشت و تغذیهی دانشآموز بر توانایی
در سالهای اخیر دو عنوان «توانایی آموزش» و «توانایی یادگیری» غالباً به جای یکدیگر استفاده میشوند. متأسفانه هر دو آن ها این تصور را به وجود میآورند که در فرآیند آموزش و یادگیری "کودک" مفعول و "معلم" فاعل است و توسعه علم و مهارتهای جدید بدون شرکت فعال و مداخلهی مستقیم دانشآموزان انجام میگیرد.
عوامل طبیعی در افزایش توانایی فراگیری فعال دانشآموزان مؤثرند که یکی از مهمترین آنان، "وضعیت تغذیه و بهداشت" است. مشکلات بهداشتی و تغذیهای مانع کسب مهارتها و تواناییهای لازم در کودک میگردد. کودک دچار سوءتغذیه یا بیماریهای انگلی قطعاً نمیتواند از بهرهی آموزشی کافی برخوردار باشد و ممکن است دچار افت تحصیلی شود. اگر کودکان در سنین مدرسه که به لحاظ تعلیم و تربیت در موقعیت خوبی قرار دارند، بیش از حد بیمار یا ضعیف و رنجور شوند نتایج تحصیلی مطلوب به دست نخواهد آمد و به دلیل عدم برخورداری از وضعیت مناسب بهداشتی و تغذیهای، ثبتنام نمیشوند.
توانایی فراگیری فعال دانشآموزان که به آن «ALC» نیز میگویند چنین تعریف میشود: «رغبت و توانایی دانشآموز جهت استفاده مناسب از منابع و امکانات کاملی که توسط محیطهای آموزشی رسمی و غیر رسمی ارایه میشوند و تأثیر متقابل بر آنها».
از تعریف بالا چنین بر میآید که کودک در پروسهی یادگیری یک عنصر فعال است و آموزگار به هیچ وجه نقش اول را در ارایهی اطلاعات ندارد بلکه نقش اساسی او کمک به شکوفایی اهداف دوران تحصیل کودک است، بنابراین وضعیت تغذیه و بهداشت دانشآموز بر «ALC» تأثیر چشمگیری دارد.
متأسفانه تلاشهایی که به منظور توسعهی توانایی فراگیری به عمل آمده منحصراً به بخش آموزش معطوف شده است، در حالی که هر گونه تلاش جهت بهبود وضعیت کودکان باید چند جانبه باشد تا تأثیر چشمگیری بر برنامههای بهداشت و تغذیه و توانایی فراگیری فعال کودک داشته باشد.
از سوی دیگر سوء تغذیهی پروتئین ـ انرژی باعث عملکرد نسبتاً ضعیفتر، حضور کمتر در مدرسه و انجام کندتر تکالیف، تأخیر در رشد و نمود ذهنی و جسمی دانشآموز و تأثیر منفی بر ثبتنام دانشآموز میشود.
ب ـ سنجش وزن برای قد:
این اندازهگیری شاخص وضعیت تغذیهای فعلی است.
2ـ بررسی کمبودهای ریز مغذی:
الف ـ کمبود شدید ویتامین A میتواند به کوری منجر شود. در مناطقی که این کمبود چشمگیر باشد از حضور دانشآموز در مدرسه ممانعت به عمل میآید. ارتباط مستحکم بین کمبود این ویتامین با بیماری اسهال، عفونتهای حاد دستگاه تنفسی و اختلالات بینایی (شب کوری)، محدودیت دورهای بینایی به طور مستقیم بر کیفیت تحصیل دانشآموز تأثیر میگذارد.
ب ـ کمبود ید: کمبود این عنصر به عملکرد کودکان سنین مدرسه صدمه زده و منجر به محدود شدن سالهای حضورشان در مدرسه میشود. کمبود شدید یُد میتواند باعث گرتینیسم، عقب ماندگی ذهنی و آسیب شنوایی در نوزادانی گردد که بعداً در مدرسه نمیتواند حضور یابند.
ج) کمبود آهن: کمبود آهن در صورتی که ناشی از عفونتهای انگلی یا عدم کفایت رژیم غذایی باشد تأثیر بسزایی بر استعداد کودک و حضور فعال وی در مدرسه خواهد گذاشت، همچنین ارتباط مستحکم و پایداری بین آنمی (کم خونی ناشی از فقر آهن) و عملکرد نسبتاً ضعیف و کند دانشآموزان و عدم موفقیت آنان در انجام تکالیف مدرسه وجود دارد.
3ـ بررسی عفونتهای انگلی (انگل های رودهای)
فراوانی کرمهای رودهای با کند شدن قوهی درک و تأخیر در تکامل حرکات ارادی مرتبط است و به سایر مشکلات عدیدهی تغذیهای و بهداشتی منجر میشود.
نتایج وخیم این عوارض بر انجام موفقیتآمیز تکالیف درسی تأثیر خواهد داشت. همچنین عفونتهای ناشی از انگلهای رودهای میتواند به نوبهی خود باعث آنمی (فقرآهن) و سوءتغذیهی پروتئین ـ انرژی شود.
4ـ بررسی آسیبهای حسی:
الف ـ اختلالات بینایی محدودیت مهمی در یادگیری انجام میدهد، مگر آنکه در بدو ورود به مدرسه آشکار و اصلاح گردد.
ب ـ از دست دادن قدرت شنوایی به میزان کم تا متوسط نیز مانع از پیشرفت رضایتمندانه در مدرسه میگردد.
میزان گرسنگی کوتاه مدت، دومین متغیر تأثیر گذار بر توانایی فعال (ALC) است. به طور کلی گرسنگی باعث گیجی و بیتوجهی دانشآموز نسبت به محرکهای محیطی شده و قدرت تطبیق او را با محیط ضعیف میکند.
آخرین متغیر تأثیر گذار بر توانایی یادگیری فعال دانشآموز حمایت روان اجتماعی است. این متغیر شامل خصوصیاتی نظیر میزان تشویق کودکان توسط والدین و مراقبین آنان است. مادران و مراقبینی که دچار سوء تغذیه باشند، اغلب انگیزهی قوی برای نشان دادن واکنش انطباقی و صحیح را ندارند زیرا میزان دریافت انرژی آنان کم است. متقابلاً کودکان گرسنه و دچار سوء تغذیه اغلب خسته هستند و بسته به نوع شرایط سست و حساس و یا زودرنج میشوند. تحت این شرایط غالباً توانایی یادگیری فعال در کودکان افزایش زیادی نخواهد یافت.
کدام تهاجم فرهنگی است؛پوششهای غربی یا تخریب آثار تاریخی؟!
تاریخ، آیینهی روند تحولات اجتماعی و فرهنگی یک جامعه است که با نظارهی آن میتوان دریافت هر ملتی چگونه از معبر زمان گذر کرده و از "دیروز" به "امروز" رسیده است. در مسیر مطالعه و شناخت تحولات اجتماعی و پیشینه ی تاریخی و فرهنگی یک جامعه، بیتردید کشف و شناسایی آثار تاریخی و پژوهش پیرامون این آثار از اهمیتی ویژه برخوردار است. امروزه آثار ارزشمند تاریخی چون: آکروپولیس، تخت جمشید، اهرام سه گانه، دیوار چین و بسیاری از آثار گرانسنگ دیگر، ما را با تمدن کهن و اعجاز هنر و اندیشه ی والای ملل یونان، ایران، مصر، چین و سایر ملت های برخوردار از تاریخ و تمدن دیرین آشنا می سازد. این آثار در تمامی دنیا از اهمیت و اعتبار ویژهای برخوردارند و دولتها، هزینههای هنگفتی را به حفظ و ترمیم این آثار اختصاص میدهند تا ضمن به رخ کشیدن پیشینه ی تاریخی خود، گردشگران را به بازدید از این آثار فراخوانند که بیشک افزایش توریست و توجه به جاذبه های گردشگری، سرمایه های سرشاری را نیز نصیب هر کشور خواهد ساخت. نکتهی قابل توجه این است که در کنار کشورهایی با پیشینه ی تاریخی دیرین که برخی از آثار تاریخی شان توسط "یونسکو" در فهرست آثار جهانی قرار گرفته، کشورهایی که تا چند دهه قبل ایالتی از کشورهای دیگر به شمار می آمدهاند نیز دست به تاریخ سازی زده و تلاش میکنند مواردی را برجسته کنند و با این هدف به نبش قبر گذشته مشغول اند! مثال مشخص، کشورهایِ تازیِ حاشیهیِ خلیج فارس است که در برخی از نقاط این کشورهایِ نقطهای، بناهایی به چشم می خورد که معماری آن بسیار شبیه به بافت معماری بوشهر است که اگر "تأثیر پذیری" نیست، لابد باید آن را "توارد" به حساب بیاوریم! آش آن قدر شور شده که برخی کشورها نیز دکان مصادره ی شخصیت های تاریخی و فرهنگی دیگر کشورها را باز کرده و برای آنها شناسنامهی جعلی میسازند تا جایی که "تازیان" برخی اندیشمندان ایرانی را "عرب" معرفی می کنند و ترکانِ "ترکیه"، "مولوی" را شاعر "ترک" می دانند و در دنیا او را با نام "رومی" میشناسند، به طوری که در سال های اخیر آلبومی با صدای خواننده ای آمریکایی منتشر شد که در این آلبوم "مولوی" با نام "رومی" معرفی شده بود!
اما در این هنگامهی نبش قبر و مصادره، در ایران چه اتفاقی افتاده است؟ واقعیت این است که در سال های اخیر نسبت به آثار تاریخی ایران زمین ـ که مثلاً قرار است به نسل های آینده سپرده شود ـ توجهی در خورِ تأمل صورت نگرفته و برخی از این آثار به دلیل بی توجهی متولیان و حفاری های غیر مجازِ غارتیان، تخریب شده و پرونده شان به بایگانی تاریخ سپرده شده است، مگر آن که سازمان میراث فرهنگی تصمیم بگیرد مجدداً آثار "تاریخی" بسازد!!
فاجعه از آن جا آغاز شد که از سالها پیش مقولهی میراث ملی با تاریخ سلطهی سلاطین در آمیخت و از آن جا که انقلاب 57 منجر به فروپاشی نظام پادشاهی و تکوین نظام جمهوری اسلامی در ایران شد، این تفکر
در ذهن برخی افراد شکل گرفت که این آثار، نشانههایی از دوران حاکمیت سلاطین است و در نتیجه هم زمان با فروپاشی این نظام، تمام نشانهها و داشتههای فرهنگی و تاریخی مربوط به این دوران باید محو و حذف شود. در طول سالهای اخیر، علیرغم وجود سازمانی با عنوان "سازمان میراث فرهنگی"، بیتوجهی آشکاری را نسبت به حفظ و نگهداری از این آثار شاهد بودیم که میتوان از تخریب تدریجی تخت جمشید، ماجرای آبگیری سد سیوند و موارد دیگر یاد کرد، بیاعتنایی روز افزونی که از یک سو تخریب و از سوی دیگر غارت این آثار و ارسالشان به خارج از کشور را در پی داشته است، به طوری که مدام در رسانهها، خبری مبنی بر فروش آثار تاریخی ایران در کشورهای اروپایی منعکس میشود.
روند تفکر محو آثار تاریخی و هویت ملی تا آن جا پیش رفته که حتا زبان پارسی، شخصیتهای ملی و نامهای اسطورهای را مورد هجوم قرارداده است. در یکی از قسمتهای سریال "اغما"، سکانسیست که دکتر پژوهان، الیاس و پری (دختر دکتر) به بحث دربارهی زبانهای اوستایی، دری و عربی میپردازند. الیاس (به عنوان وکیل مدافع شیطان) از زبان اوستایی و ویژگیهای آن دفاع میکند و بلافاصله "پری" میگوید: اینها حرفهای کسانی است که با زبان "عربی" دشمنی دارند!
در مورد تخریبِ نامهای ایرانی، در مقالهای که در هفتهنامهی وزین "نسیم جنوب" با عنوان "از کورشِ کبیر تا کورشِ نقطه چین" منتشر شد، به طور مفصل دربارهی استفاده از نامهای ایرانی برای نامگذاری کاراکتریهای لوده و سطحی سریالهایِ به اصطلاح طنز "سیما" مواردی را
مطرح کردهام، نامهای بزرگی چون رستم، کورش، بامشاد و همچنین استفادهی هجو آمیز از نام "سیاوش" در یک تیزر تبلیغاتی مربوط به پودر لباس شویی! در راستای بیتوجهی به شخصیتهای بزرگ تاریخی و ملی نیز، اخیراً شاهد بودیم در حالی که در سالروز آزادسازی بابِل به دست کورش کبیر، روزی به نام "بزرگداشت کورش" نامگزاری شده و در تمامی جهان به همین مناسبت، مراسم و همایشهای گسترده برگزار گردید، این روز مهم، در زادبومِ کورش در سکوت و بیاعتنایی سپری شد.
باری! هدف از طرح موارد پیشین، طرحِ این پرسش محوری است که: تعریف و مصداق "تهاجم فرهنگی" چیست؟ آیا تأثیرپذیری از موسیقیِ رپ، مدل مو و پوشش غربی، گفتن o.k در تأیید حرف طرف مقابل و استفاده از اینترنت و ماهواره، لشکریانِ "تهاجم فرهنگی" را شکل میدهد و این ترکیب را تعریف میکند، یا تخریب گاه عمدی و آگاهانهی آثار تاریخی و داشتههای فرهنگی ملت بزرگ ایران زمین با پیشینهای مثال زدنی و با جایگاهی احترام بر انگیز در جهان؟ نسل امروز و فردا چگونه با هویت و فرهنگ و زبان و تاریخ خود بیگانه میشوند؛ با تماشای انیمیشن سطحی 300 ، مدل موی ریکیمارتین و پوششهای غربی یا با تخریبِ پاسارگاد و صدها اثر تاریخی دیگر و ویرانگری در عرصهی زبان و فرهنگ و آیینهای ملی توسط نهادها و سازمانهایی که به اصطلاح متولی امور فرهنگی نیز هستند؟!
کافیست اندکی بر تلاشهای انجام شده جهت محو آیینهای ملی مروری دوباره داشته باشیم و بلایی را که "فرهنگستان زبان فارسی" با ابداع واژگان مضحک، بیمفهوم و نامناسب به بهانهی معدل سازی برای واژههای بیگانه بر سر زبان پارسی آورده، داوری کنیم.
در ادامهی روند تخریب میراث ملی، در روزهای اخیر خانهی زندهیاد "عبدالرحیم جعفری" در بوشهر توسط یک بساز بفروش ویران شد و میراث فرهنگی استان به سادگی و با بیاعتنایی از کنارِ این فاجعه گذشت؛ خانهای که در سال 78 با شماره 2360 در فهرست آثار ملی قرار گرفته بود. پرسش که مطرح است این است که : ویژگی قرار گرفتن یک بنای تاریخی در فهرست آثار ملی و جهانی چیست و چه امتیازی محسوب میشود؟ اگر قرار است یک بنای تاریخی در اثر عدم توجه "سازمان میراث فرهنگی" تخریب شود یا بساز بفروشی آن را خریداری کند و بدون هیچ دغدغهای، آن بنا را تخریب کند، دیگر قرار گرفتن یا قرار نگرفتن چنین بنایی در فهرست آثار ملی و جهانی چه تفاوتی دارد؟رییس سازمان میراث فرهنگی باید پاسخگوی این پرسش باشد که: فلسفهی وجودی این سازمان به غیر از نگهداری و مرمت آثار و داشتههای تاریخی و فرهنگی چیست؟ ضرورت تشکیل یگان حفاظت از آثار تاریخی چیست و عملکرد این یگان تا کنون چه بوده است؟ و در آخر این که سازمان میراث فرهنگی برای حفظ صدها اثر تاریخی در استان بوشهر چه اقداماتی انجام داده و برای جلوگیری از حفاریهای غیر مجاز و ساخت و سازهای بیرویه در مناطق باستانی چون "سیراف" چه تمهیداتی اندیشیده است؟
امیدوارم تمامی یاران اهل قلم، حساسیت خود را نسبت به روند تخریب میراث فرهنگی و تاریخی با نگارش مقالاتی در این راستا نشان دهند تا با یک حرکت جمعی، حداقل از تخریب باقی ماندهی این آثار جلوگیری شود.
قیصر امینپور به دیدار آفتاب رفت
قیصر امینپور که در سالهای اخیر با بیماری دست و پنجه نرم میکرد، روز چهارشنبه هفته گذشته ساعت سه صبح به بیمارستان منتقل شد، اما تلاش پزشکان به جایی نرسید و به قول خودش «زمان ملاقات آفتاب رسید».
او سال 1388 در گتوند دزفول به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی را تا دیپلم متوسطه در همان شهر پی گرفت و در سال 1357 در رشته دامپزشکی دانشگاه تهران پذیرفته شد، اما در تهران به سودای تحصیل در رشتهی جامعهشناسی که آن روزگار به خاطر دکتر علی شریعتی در میان انقلابیون جوان مسلمان رشتهی پرطرفداری شده بود، از این رشته انصراف داد و بعدتر با پیوستن به حوزهی هنری، شعر را انتخاب کرد. او در این سالها کتابهای «تنفس صبح»، «در کوچه آفتاب» (شعر)، «طوفان در پرانتز» (نثر ادبی برای نوجوانان) و «منظومه ظهر روز دهم» (منظومهای درباره عاشورا را برای نوجوانان) را منتشر کرد.
وی از سال 1358 تا 1366 در حوزه هنری فعالیت کرد و در سال 1366 به همراه تنی چند از هنرمندان نسل انقلاب راهش را از حوزه هنری جدا کرد که در میان آنان چهرههایی چون محسن مخملباف، سید حسن حسینی و فریدون عموزاده خلیلی نیز دیده میشدند. این گروه در اعتراض به راستگرایی مدیران حوزه و همچنین دخالت آنان در کار هنرمندان و نویسندگان از حوزه کنارگیری کردند، اما رفته رفته نگاهشان به هنر و ادبیات نیز تغییر کرد و "نوبت عاشقی" فرا رسید. امینپور در سالهای پایانی زندگیاش بیش از هر چیزی از عشق گفت و به جای تأمل در رویدادهایی که رنگ روز دارد به موضوعهایی اندیشید که روز، رنگشان را نمیبرد.
او از سال 1368 که تحولی در جهان شعریاش به وجود آمد، مجموعههای مختلفی را منتشر کرده که اغلب آنها مورد توجه مخاطبان قرار گرفته است و آخرین مجموعه شعرش با نام «دستور زبان عشق» در کمتر از دو ماه به چاپ دوم رسید. از آن جمله میتوان به کتابهای «مثل چشمه مثل رود» (برای نوجوانان ـ انتشارات سروش)، «بیبال پریدن» (برای نوجوانان ـ انتشارات افق)، «به قول پرستو» (برای نوجوانان ـ انتشارات افق)، «گزینه اشعار» (انتشارات مروارید)، «گلها همه آفتابگردانند» (شعر ـ انتشارات مروارید)، «سنت و نوآوری در شعر معاصر» (پژوهش در ادبیات معاصر ـ انتشارات علمی و فرهنگی)، «شعر کودکی» (پژوهش ادبی ـ مروارید) و «دستور زبان عشق» (شعر ـ انتشارات مروارید) اشاره کرد. نقل قولی از استاد برجسته ادبیات فارسی "محمدرضا شفیعی کدکنی" دربارهی "قیصر امینپور" دهان به دهان میچرخد که: همین جا بمان و تکان نخور که به شعر دست یافتهای.
* منبع : اعتماد ملی
شورا در اسلام
قسمت اول
یکی از نهادهای عمده در جامعهشناسی اسلامی به ویژه از نظر سیاست و حکومت، شورا است. مفهوم اسلامی شورا با معنایی که این واژه در مکاتب سیاسی دیگر دارد متفاوت
است. در اینجا ما برخی از ویژگیهای شورا در اسلام را مطالعه میکنیم تا نگرش واقعی در اسلام را به این مفهوم که یکی از بحث انگیزترین مفاهیم سیاسی اسلام است تا حدودی درک کنیم. مسأله شورا هم در تاریخ گذشتهی اسلام مورد بحث و مناقشه بوده مانند شورایی که پس از رحلت پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) تشکیل شد تا برای جانشینی آن حضرت تصمیمگیری کند و هم در زمان حاضر بسیار مورد بحث و بررسی و تفسیرهای گوناگون واقع شده است. ما در زمان خود شاهد بودیم که پس از پیروزی انقلاب اسلامی و ایجاد نظام جمهوری اسلامی ایران، گروههای مختلف سیاسی اعم از مذهبی و غیر مذهبی حتی با بینشهای متضاد خود را طرفدار اصل شورا دانسته و هر یک به ارائه نظرات مختلفی در سطح جامعه پرداختند. میدانیم که قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران که منشور حکومت جمهوری اسلامی است در موارد عدیده به شورایی بودن امور توجه داشته و شوراهای متعددی را مقرر داشته است. میتوان در این راستا از شورای رهبری، شورای موقت ریاست جمهوری، شورای نگهبان، مجلس شورا، شورای عالی دفاع، شورای عالی قضایی، شورای عالی استانها، شورای استان، شهرستان، شهر، بخش، ده و شوراها در واحدهای تولیدی، صنعتی، کشاورزی و واحدهای آموزشی نام برد. شورا در اسلام از اهمیت بسزایی برخوردار است. سورهی آل عمران آیه ی 159 میفرماید: «ای پیامبر با آن رحمتی که از خدا به تو عنایت شد بر ایشان نرم شدی و اگر خشن و سخت دل بودی بدون شک و تردید از پیرامونت پراکنده میشدند. پس، از خطای آنان چشم بپوش و برای آنان آمرزش بخواه. در کارها با آنان مشورت کن، آنگاه چون عزم کردی بر خدا توکل کن، زیرا بیگمان خدا توکل کنندگان را دوست دارد». در این آیه، خداوند پیامبر را به مشورت با مردم میخواند. این آیه هنگامی نازل شده که مسلمانان در جنگ احد شکست خوردهاند و این شکست پس از مشورتی بوده که آن حضرت در زمینه این جنگ با اصحاب فرموده بود. در جنگ احد، رأی پیامبر بر آن بود که در مدینه بمانند و از شهر حفاظت نمایند و یک نظر دیگر آن بود که شهر را برای استقبال از دشمن ترک گویند و در خارج از شهر با دشمن به جنگ بپردازند. پیامبر این دو رأی را به مشورت گذاشت. شورا نظر دوم را پذیرفت و نظر پیامبر گرامی در اقلیت قرار گرفت. گرچه سرنوشت و نتیجهی جنگ، نظر پیامبر را تأیید کرد ولی آن حضرت بنا به اعتقادی که به شورا داشت و این اعتقاد مورد تأیید الهی نیز بود به نظر شورا عمل کرد.
چالش فمینیسم
ناکامیها و نگرانیهای پیرامون مسائل زنان در دوازده محور، در سند پکن حول محور عناوین اقتصاد، فقر، آموزش، بهداشت، خشونت، مناقشات مسلحانه، حقوق بشر، محیط زیست، رسانههای گروهی، دختر بچهها، نهادینه سازی گروهها، مدیریت و قدرت تنظیم شده است.
اما آمارهای جهانی ارائه شده مبین ناکامی کمی این عناوین است. در عین حالی که این دوازده محور نگران کننده بیارتباط با سایر حقوق ارزشمند فراموش شده توسط مدافعین حقوق زنان در اروپا و سایر نقاط جهان نیست. حقوقی همچون حق کرامت زنان، حق صیانت از پاکی و عفاف، حق مادری و همسری و حق زن بودن. اعلام رسمی 256 میلیارد سود از تجارت اینترنتی سکس در جهان، قبول تحقیری است که دنیا جسورانه نسبت به کرامت و حرمت زن دارد. در پی آمار ارائه شده در زمینهی صنعت سکس، آمار دیگری نشان میدهد که 3/1 نیروی کار جهان را زنان تشکیل میدهند. همچنین 70 درصد از فقرای جهان و 3/2 بیسوادان جهان نیز زنان هستند، حال آن که کمتر از 10 درصد از مدیریتهای جهان در اختیار زنان است و کمتر از 1 درصد از مالکیت جهان را در اختیار دارند و در عوض اکثر قربانیان خشونت و جنگ زنان هستند.
این آمارها نشانگر این است که با گذشت 150 سال از جنبشهای زنان و با گذشت پنجاه سال از فعالیتهای فمینیستها، زنان همچنان در تحقیر و ستم غوطهورند.
آمار تباه شدن زنان در همهی سطوح، نتیجه توافق سایر سازمانها و گروههای مدافع حقوق زنان با هر نام و نشانی است که با دولتمردان سود و سرمایه و تاجران فسق و فجور کنار آمدهاند. همگی سیاست و مشیشان این است که یا در برابر این قلع و قمع مادی و معنوی زنان سکوت کنند و یا به همان سویی که دنیای سلطه خواستار آن است زنان را سوق دهند. اشتباه آشکار و بزرگ گروههای مدافع حقوق زنان و غالباًٌ مکتب فمینیسم در آن است که تنها چارهاندیشی در جهت رفع کلیهی اشکال ظلم علیه زنان را، مبارزه با جنسیت مرد میدانند.
آنان بر این عقیدهاند که هر خاستگاه و جایگاه مردانه امتیاز است و هر موقعیت زنانه یک عقبماندگی است. این باور، فمینیستها و سایر گروههای مدافع حقوق زنان را دچار کج اندیشی نموده است تا آن جا که در پارهای موارد، خواستار زدودن خاصیتهای بیولوژیک زنان همچون قائدگی، بارداری و شیردهی میشوند.
از جمله بزرگترین ضربات بر پیکرهی زنان در جهان توسط سازمانها و نهادهای مدافع حقوق زن، نفی تفاوتهای زن و مرد که شناسنامهی هویتی زنان و مردان است، میباشد. فمینیستها در غایت مرد بودن را بر زن بودن ترجیح میدهند و مدام در تکاپوی رساندن زنان به مردان هستند. آنها خواهان زدودن هویت زنانگی و زن بودن هستند، حال آنکه این تفاوتها برای کارآمدی خاص به زنان اعطا شده تا بتوانند در پرتو اتحاد انسانی که زن و مردم با هم دارند به حق «مساوی بودن » خود برسند، حقوقی همچون حق حیات، حق عقیده، حق سرنوشت و حق آموزش و همچنین در پرتو اختلاف جسمی و جنسی که زن و مرد با هم دارند، به حق «متفاوت بودن» خود حقوقی همچون حق مادری، حق همسری، حق زنانگی و ... برسند. مکتب فمینیسم هر گونه ستم را ناشی از تبعیض میداند و علت تبعیض را هم در قبول تفاوتهای بین زن و مرد میپندارد، لذا براساس همین خطای مبنایی، خواستار رفع هر گونه تفاوت بین زن و مرد هستند، حتی تفاوتهایی که مرزهای هویت زنان و مردان را تعیین میکند و همین خطا باعث گشته ظلم بر زنان از اشکال سنتی به اشکال مدرن آن سوق داده شود.
سه نوع نگرش و نگرانی در حوزهی زنان
نگرش و نگرانی اول: دیدگاه متحجران پیرامون زنان تنها پرداختن به خاصیت و ماهیت زادآوری و تلاش برای کامیابی مردان و آسایش اعضای خانواده است، گرچه نتیجهی این نگاه، تحمل انواع مرارتها و فقدان رشد فردی زن است. در نگرش متحجران، مردان به مثابه ساکنان اصلی جوامع و مسافران اصلی قطار زندگی هستند و زنان اگر قواعد زندگی خود را دانسته و به فضای متحجرانه مرد سالاری تن دهند قطعاً از آنان به عنوان "زنان نجیب" یاد میشود. در حوزهی فکری متحجران، زن مقدمه وجود مرد است و برای مرد آفریده شده است و مردان هم تنها به بهرهبرداری از وجود زنان میپردازند. آنها زن را شیطان بزرگ! و شیطان را زن کوچک! میدانند. در اوج کج اندیشی متحجران، حیثیت و خاصیت زن تنها در نسبت با او ظهور پیدا میکند نه در شخصیت مستقلی به نام زن. زنان تا وقتی کوچکند با نام پدرانشان یاد میشوند، وقتی جواناند با نام همسرانشان و وقتی میان سال با نام فرزندانشان!
نگرش و نگرانی دوم: این نگرش متعلق به فمینیستهاست. در دفاع از زنان، مکتب فمینیست مبارزه با تبعیض را یک هدف مقدس میداند.
در این نگرش نهی تبعیض در نفی تفاوت است و راه تفاوتها هم، نفی تفاوتهای زنانه! آنان با القاء این هدف به زنان به آنان میفهمانند که جنس مرد بهتر است. پس زنان به هر قیمتی شده باید به مردان برسند. فمینیستها گاه در این موضوعات چنان پیش میروند
که با دستکاری تمایلات و احساسات زنان به آنها میفهمانند که مثلاً پاک کردن سفرهای که یک خانواده به گرمی برگرد آن نشستهاند تحقیر کننده است، اما اگر یک زن به نام "اشتغال" کف مستراح یک اداره را بشوید یا به عنوان یک منشی ساده هر مخاطرهای را به جان بخرد. در قطار توسعه برای خود جایی پیدا کرده و مایهی مباهات است. اپوزیسیون
فمینیستها از آغاز با قدرتهای بزرگ در حوزهی سیاست و اقتصاد همدستی نزدیکی داشته و چارهای جز این نداشته که با طرح شعار مبارزه با تبعیض (در قالب فقر هویت و خاصیت زن) همسو با اهداف کارتلهای بزرگ اقتصادی، سیاسی، جسمیت و هویت زن را در خدمت بنگاههای سکس و سندیکاهای بزرگ اقتصادی به کار گرفتهاند و عملاً با گذشت 150 سال از جنبش زنان با حجم زیاد میتینگها و معاهدات، وضعیت اسفبار امروز زنان در جامعهی جهانی نتیجه عصر ترقی و تمدن و توسعه در غرب در حوزه زنان است.
نگرش و نگرانی سوم: نگرش سوم برخاسته از آموزههای اسلام است. دیدگاه مترقی و عدالت جویانه اسلام به زن مبتذل و متحجر پشت میکند. در این دیدگاه زن یک انسان مستقل است. نگرانی راه سوم، وجود ظلم است و نگرش آنها برای رفع ظلم، تحقق عدالت است، معهذا به دلیل آمیختگی عقاید دینی با سلایق شخصی برخی مردان به خصوص آنها که بر مسند قدرتهای فرهنگی و اجرایی هستند کار بهبود وضعیت زنان دشوار است. لذا برای روشنگری و شفاف ساختن ایدئولوژی مدیران و رهبران دینی و سیاسی، به طرح سخنانی چند از امام عزیز و رهبر فرزانه انقلاب که بهترین گواه فاصلهدار بودن برخی از عملکردها و دیدگاهها با رهبریت فکری نظام است میپردازیم.
امام خمینی(ره): در نظام اسلامی زن همان حقوقی را دارد که مرد دارد. حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت، حق رأی دادن و حق رأی گرفتن.
مقام معظم رهبری: به نظر من آن چه باید روی آن متمرکز شویم که اگر این را درست نکنیم بحثهای دیگر نیز بیفایده است مسئلهی مشکلات زن است، یعنی جستجو و پیگیری مشکلات از این نوع اساسیتر، مهمتر و کارگشاتر است.
خاتمی؛ گوهری ناشناخته
در سال 1332 آن زمان که درختان استوار و تنومند کویر حتی شقایقها، نسترنها و یاسهای و گلهای خوش بوی شهر کویری اردکان برگهای خود را در فصل برگریزان یکی یکی از دست میدادند حضور بهاری غنچهای شکوفیدن گرفت که پاییز، میلاد او را در 22 مهر 32 جشن گرفت. آری سیّدی از تبار خاتم در ایام دیده به جهان گشود که نامش را «سید محمّد» گذاشتند. تولد سید محمد، نوید عزتی بود که 54 سال پس از آن روز به وقوع میپیوست و مردی رهبری قوه اجرایی ایران اسلامی را بر دوش میگرفت که نما و نمادی از قائم مقام فراهانی، میرزا تقی خان امیر کبیر، حسین خان سپهسالار، میرزا حسن خان مشیرالدوله و دکتر محمد مصدق بود که اینان هر یک به نوبهی خود منشاء خدمات ارزندهای به این مرز و بوم نمودند و اما متأسفانه تا هنوز مورد بیمهریها و بیمیلیها قرار میگیرند، اما خاتمی از این لحاظ در حاشیهی امن قرار گرفت، گر چه او بیشتر از سلف خود مورد بیمهریها و اهانتها قرار گرفت تا جایی که گاهی در خلوت و موردی هم در جَلوت اشک ریخت و اظهار نمود: دارم تاوان بر ملا کردن و برانداختن پردهی «قتلهای زنجیرهای» را میدهم، که اگر نمیکرد حلقههای این زنجیر معلوم نبود تاکنون به چه تعداد افزایش و ادامه مییافت. آری سید محمد خاتمی عَلَم اصلاحات جدّش حسین بن علی سرور آزادگان جهان در وادی کربلا را بر دوش گرفت و با تأسی از آرمانهای پیرو مقتدایش امام(ره) و شیوههای علمای صالح اصلاح طلب چون سید جمال و علامه نائینی موجی ایجاد کرد که فضای جهانی را تحت تأثیر آموزههای عاطفی اسلام و رسول و ائمه قرار داد. سفیر صلح و صفا گشت و منادی وحدت جهانی را در تِزِ «گفتگوی تمدنها» متبلور نمود و این مهم در ساختار سازمان ملل مورد وفاق جدی و قاطبهی نمایندگان کشورهای عضو قرار گرفت و سالی را به نام «گفتوگوی تمدنها» نامگذاری نمودند.
امروز برای شناخت فلسفهی ابعادی و منشور منش و شخصیت خاتمی شاید خیلی زود باشد چرا که سید حسن موسوی مرد پر صلابت و پر صداقت و نخست وزیر امام و مرد دوران جنگ و رزم گفت که: برای شناخت خاتمی نیازمند گذر زمانیم، و امروز که تنها دو سال از روزهای به یاد ماندنی ریاستش میگذرد مردم میدانند چه گوهر گرانبهایی را در میان ندارند. حافظه قوی ملت هیچگاه فراموش نخواهد کرد روزی را که سیّد در میان هواداران و مریدانش در دانشگاه حضور یافته بود و عدهای «شبه نظامی و دارندگان حمایتهای آهنین پشت پرده» جنجال به پا کردند و چون سفلگان «هو» کشیدند و سؤالات انحرافی مطرح کردند، سیّد با تبسمی بر لب و اندوهی در دل در جواب این تحرکات و بیمهریها گفت: انشاءا... من میروم بعدیها که آمدند به خواستههای شما عمل خواهند کرد! وه که چه زیبا و شیوا و ظریف امت را به یاد روزی انداخت که امیرالمؤمنین، مردم زمانش را چگونه نفرین کرد.
آری هر زمان بیشتر میگذرد کمبود وجودش را بیشتر احساس میکنیم. یکی از خوش نگاران عرصهی نویسندگی در جملاتی زیبا گفت: بعضیها ساده میآیند و بیآنکه جای دیگران را تنگ کنند، چنان در دل مردم جا میکنند که میشوند عادت روزانهی زندگی و نامشان چنان عادت و ورد زبان میشود که گاهی ممکن است ناخودآگاه بر زبانش بیاوری و خاتمی عادت زیبای زمان ما بود. با مهربانی و خندهرویی آمد و با مهربانی و خندهرویی رفت. او هشت سال چراغ سوت و کور ایران را در صحنهی جهانی روشن کرد و روشن نگهداشت.
آری، تکفیرش کردند، لائیکش خوانده، استحاله شده و بنیصدرش نامیدند و زمانی هم امام جمعهای گفت: یزید هم خنده رو و خوش تیپ بود. یارانش را مورد ضرب و شتم قرار دادند. دانشگاه را زندان و با دانشجو از دانشگاه زندان ساختند. 18 تیر و ... هر 9 روز یک بار برایش توسط ستاد تخصصی بحران، بحران آفریدند. هر گاه سفری خارجی داشت در کشور مهمان، خبر بازداشت کسی را به او مخابره کردند، اما هیچگاه خنده از لبش نرفت، گر چه در دلش آتشی شعله میکشید ولی در دیار فرنگ برای مأیوس ساختن دشمن خم به ابرو راه نداد. در همین راستا یاران اش کم تحملی ابراز میداشتند و او را به واکنش دعوت میکردند ولی عجب که ما از مردی که «اهَل تسامُح و تساهُل» بود میخواستیم که خشونت کند و بجنگد. ظریف دیگری میگفت: آدمهایی هستند که بزرگتر از اندازههای انسانی و زمان خود در جامعه ظاهر میشوند و خاتمی یکی از آنهاست.
دشمنانش که تندترین انتقاد به او میکردند و تا «خَلعِ لباس» زوالش را خواستند و از دادگاه ویژه خواستار محاکمهاش شدند حالا دیگر نمیتوانند بزرگیهای بینظیر او را به یاد نیاورند. آری، خاتمی را در این برهه از زمان میتوان فهمید و شناخت. خوب به یاد آورید که چگونه «حضورش مثل هوا برای تنفس برای ششها در جای جای ایران اسلامی ساری و جاری بود». وقتی که اکنون دچار تنگی نفس میشویم به یاد نسیم خنک و عطرآگین حضورش در جَو آن هشت سال به یاد ماندنی میافتیم که او میگفت: زنده باد مخالف من، و مرگ را حتی برای دشمن بر زبان نراند. هر چه زمان بیشتر میگذرد عیار خاتمی بالاتر و بیشتر و نمایانتر میگردد.
گرچه در طول هشت سال شفافسازی گاهی شفافیت تصویر او را در سیمایی که هزینهاش را مردم میپردازند نتوانستیم خوب مشاهده کنیم اما چهره ملکوتی او را آنگاه که «سیما» به دلیل نداشتن فیلم و عکس به روزش متوسل به «آرشیو» میشد میدیدیم. تا کنون نه تنها از محبوبیتش کاسته نشده بلکه بیشتر و بیشتر گردیده است.
"خاتمی" کوهنورد ماهر و مهربانیست که به فتح قلل «دلها» نائل آمد. کوه را مجذوب خود ساخت به گونهای که اگر او قصد ترک داشته باشد دل کندن «کوه» از او بسی دشوار است. او در هر دلی که نشسته باشد به سادگی از آن دل رفتنی نیست. معنای کامل «شرف المکان بالمکین» شد. او باعث اعتبار صندلی قدرت گشت. شک نکنید و خرده نگیرید اگر ادعا کنیم که جایگاهش به اعتبار حضورش ارزشمندتر گشت. اشخاصی هستند که در ظرف زمان نمیگنجند، اصلاً مهندسی شده برای فتح قلبها آفریده شدهاند، برای ماندگاری در تاریخ خلق شدهاند و سید محمد خاتمی از آن آدمهاست. بعضی از ملتها، قومها، گروهها و قبیلهها در قطعاتی از تاریخ با شانس و اقبال و خوش یُمنی مواجه میشوند که سرنوشت آنان را متحول میکند و خاتمی برای ملت ما یک «بخت بزرگ» بود، یک اعتبار ملی، یک سرمایه جاودانی، اما چقدر پاسش داشتیم و قدرش دانستیم؟ هر چه باشد تاریخ گواهی خواهد داد، حالا ببینیم تاریخ نویس که باشد. یقیناً خاتمی تمام نشدنی است. سَلسبیلی است که استعدادهای زیاد و بارزی برای شکوفا شدن دارد. کلمات قصاری فزون برای گفتن دارد. همهی اینها که نوشتم و خیلی از محاسن و معیارهای خوب دیگری که من قادر نیستم بنویسم در وی وجود دارد. اکنون جوانان زیادی آرزو میکنند و در رؤیاهاشان تحلیل میکنند که آیا خاتمی یک بار دیگر به خاطر آنها و ایران از خود خواهد گذاشت و به میدان خواهد آمد و پیش خودشان زمزمه میکنند: «آرزو بهر جوانان عیب نیست». بهتر است این آرزو و برآورده شدنش را به عهدهی«زمان» بگذاریم و در پایان بگوییم ای سرو کویر، ای باعث سر سبزی و خرمی کویر دلها و اقلیم ایران؛ سالگشت تولدت را اول به خود و بعد به شما تبریک میگوییم.
نابخشوده ها(1)
از قدیم گفتهاند، حالا هم میگویند، آیندگان هم خواهند گفت که: رقابت باعث پیشرفت ورزش در جامعه خواهد شد، و خیلی ها هم از رقابت سالم دم میزنند ولی عده زیادی که تحمل پیروزی طرف مقابل خود را ندارند یا نمیتوانند به رؤیاهای خود برسند و میخواهند بدون این که ریاضت بکشند یا نتایج به میل آنها رقم نمیخورد، سعی در حذف طرف مقابل دارند یا از راههای غیر سالم رقابت میکنند. وقتی که تیمسار خسروانی باشگاه دوچرخه سواران را تأسیس کرد و بعدها تیم فوتبال تاج (استقلال کنونی) به وجود آمد و حس قدرت طلبی نگذاشت تا او رقابت با شاهین را ادامه دهد، زمینهی انحلال شاهین تهران فراهم شد که تا هنوز او را نبخشیدهاند. او حتی تا مدتها هم در مسافرتها به چمدانهای پرسپولیسیها در فرودگاه گیرداد! شاهین یک بار هم توسط تیمسار قره گزلو منحل شد. تاجیهایی که در مقابل پرسپولیس شش گل دریافت کردند و ناصر حجازی و منصور رشیدی درون دروازه بودند، مدافعی را که چند وقت بعد به پرسپولیس رفت را عامل شکست دانستند و او را نبخشیدند، و زمانی که تیم ملی در ترکیه جوانگرائی را توسط رایکوف انجام داد، کسی که بسیار در باشگاه تاج زحمت کشید و تأثیر گذار بود و همین چند روز پیش در گذشت و بازیکنانی چون پروین، قلیچخانی و مظلومی را به تیم ملی آورد و 4ـ1 شکست خورد برایش شعار «خونمو خراب کردی خونت خراب شه رایکوف، دلمو کباب کردی دلت کباب شه رایکوف» سردادند. حتی پرسپولیسیها که چند باخت بیشتر از استقلال در کارنامه دارند و چندتای آن را به عنوان اعتراض از زمین خارج شدهاند و سه بر صفر شده است را به هواداری حاج ابوالحسن داور قدیمی از تاج نسبت دادند و به اوتاج ابوالحسن گفتند و او را نبخشیدند. شاید پرویز دهداری هم چهارده شبگرد ولگرد را که به جای استراحت در خیابانهای سئول پرسه زدند و بعدها باعث شدند تا عدهای گلولههای برفی و بطری آب به طرف او پرتاب کنند، نبخشید. "خداداد" آن یاغی با استعداد که حذف از تیم ملی را زیر سر صفائی فراهانی میداند و چندی پیش در رختکن همدان برق سیلی "شفق" مدیر عامل ابومسلم بر گونههایش نشست هم آنها را نبخشیده،گر چه حالا قدری آرام شده اما این آرامش قبل از طوفان است و بعدها خواهید شنید. اما یاغی اصلی، مهدی هاشمی نسب است که توسط عدهای که رقابت سالم را تحمل نمیکنند و لقب بی اصل و نَسَب در شعارهایشان بر او گذاشتند، شاید در ورزش "خَسَرَ الدنیا و الاخره" شده باشد. او به استقلال گلهای زیاد میزد و در تک فرصتی که به دست آمد دروازهی پرسپولیس را هم گشود و مورد غضب پروین،پرسپولیس و استقلال هم قرار گرفت و همین هفته قبل در بازی ابومسلم ـ استقلال آن قدر با مدافعان ابومسلم کَل کَل کرد که یک مساوی در تهران نصیب او و ابومسلم شد. ناصر حجازی هم مدتها پیش گفت: اشتباه کردم که به پرویز برومند اعتماد کردم، و چون حجازی بر کنار شد او را نبخشید. علی خسروی که به دلایلی از داوری محروم شد شاید هیچگاه سید رضا غیاثی و بعد هم دکتر پرویز سیار را که کارشان به دادگاه کشیده نبخشد! و مردمی که در جام جهانی سر شکسته شدند شاید هیچ وقت دادکان را به خاطر لجاجت در نگهداری برانکو و حمایت از ستارههای ترسو نبخشند. محمد حسین ضیائی ـ مربی کنونی صبا باطری ـ نیز گفت: پرویز دهداری را نمیبخشم، به لحاظ این که در اوج قرار داشتم و مرا به تیم ملی دعوت نکرد. ناصر حجازی نیز که مورد توجه تیم منچستر قرار گرفته بود و با ممانعت مسئولین فدراسیون در اوایل انقلاب قرار گرفت در خاطراتش نوشت: هیچ گاه مسئولین آن فدراسیون را نمی بخشم. جواد الله وردی که استقلالی ها گفتند او را نمیبخشیم، در مقابل تیمسار خسروانی که به او گفته بود خائن، پاسخ داد من خائن نیستم و به پرسپولیس رفت!
و تنها کسی که گفت:تماشاگران مرا ببخشند، علیرضا صادقی جو بود که گل سالم پرسپولیس به استقلال را مردود اعلام کرد و بدون آن که بگوید دید نداشتم، یا این که پا فشاری کند که درست قضاوت کرده ام یا به نوعی ماست مالی کند گفت: "هواداران مرا ببخشند "من اشتباه کردم". این مطلب شاید برای عده ای تازه گی داشته باشد. شاید برای عزیزانی، بازگشایی پروندههای راکد باشد، اما در ادامه این بازگشایی پروندهها برای شما از جهان و نیز استان خودمان هم ناگفته هایی را خواهیم گفت.
امان ا... شجاعی: انتخاب شهردار، انتظارات مردم را بالا بُرد
امانا.. شجاعی در جلسهی شورای اسلامی شهر بوشهر گفت: شهروندان از منتخبین خود در شورای اسلامی شهر انتظارات زیادی دارند و بر این باور هستند که آدمهای توانمندی را انتخاب کردهاند.
شجاعی افزود: بیشترین توجه مردم به روز 24 آذر 85 و بحثهایی که در ارتباط با انتخاب شهردار مطرح شد و چالشهایی که بین شورا و مجموعه اصلاحطلبان و در نهایت بین مردم و نخبگان پیش آمد بود. انتخاب شهردار یک شوک به شورا وارد کرد که چرا این شخص را انتخاب کردهاید و یا شخص دیگری انتخاب نکردهاید. بعضیها راضی و بعضیها ناراضی بودند.
شجاعی در ادامه گفت: شوک بعدی نیز این بود که انتخاب شهردار و شروع به کار شورای سوم دقیقاً زمانی بود که اعتبارات عمرانی سال گذشته تمام میشد.
وی تأکید کرد: در چنین شرایطی اگر شهرداری بخواهد شروع به کار کند سه چهار ماه میگذرد و حالت سستی و رخوت پیش میآید. اگر شهردار سابق بود مردم چندان توجهی روی این زمان نداشتند اما نگاه به این شهردار با توجه به همهمههایی که به وجود آمد، انتظارات را بالا برده بود. مردم انتظار داشتند از بدو ورود شهردار و شروع به کار شورای سوم، کارهای مهمی در شهر انجام شود، اما اعتقاد ما و شهردار این بود که هیچ کاری بدون کارشناسی و نظر کارشناسان انجام نشود.
شجاعی افزود: در همین فاصله زمانی، عدهای این مطلب را به مردم القاء کردند که اینها هیچ کاری نکردهاند، در صورتی که مناقصه برگزار شد و طرحها مشخص شده بود.
وی گفت: اما شوک دیگر را سازمان مدیریت و برنامهریزی به وجود آورد. سالانه سازمان مدیریت و برنامهریزی قیمتهای جدید اعلام میکند. در سال جاری به علت اینکه قیمت به موقع اعلام نشد مناقصهها برگزار گردید ولی یک ماه بعد قیمت جدید ابلاغ شد و این مشکل تنها مربوط به بوشهر نبود و دامن گیر کل کشور شد و آن هم به دلیل تغییرات وسیع در سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور بود. شجاعی در ادامه اظهار داشت: مجدداً طرح جدید معاون برنامهریزی مطرح گردید و مناقصههای قبلی کلاً ملغی شد و دوباره مناقصه جدید برگزارگردید. این امر باعث توقف در کارها بود اما در حال حاضر شورای شهر و شهرداری طرحهای بسیاری زیادی را در دست اجرا دارند اعم از آسفالت کوچهها و خیابانها، اصلاح معابر، اصلاح کانالهای دفع آبهای سطحی و... ما در انتخاب پیمانکار و ناظر و در بحث ریالی سعی کردهایم به نحو احسن عمل کنیم، چرا که شورا و شهرداری مسیر و هدف مشخصی را انتخاب کردهاند.
"زینبی" معاون سیاسی امنیتی استاندار در پی اعتراض مردم خارگ:
در آیندهای نزدیک تمام مشکلات مردم خارگ حل خواهد شد
در هفتههای اخیر مردم خارگ به دلیل پارهای مشکلات و بیتوجهی مسئولین استان نسبت به مردم خارگ دست به اعتراض زدند و حتی این اعتراض را به پایتخت کشاندند و خواستار الحاق خارگ به استان خوزستان شدند. در همین رابطه معاون سیاسی امنیتی استانداری به خبرنگار نصیر گفت: مردم خارگ خواستههای زیادی داشتهاند که خواسته اولیه آنها بحث کشتی بوده است.
زینبی افزود: مسئولان خارگ بدون هماهنگی با مجموعه استانداری اقدام به حذف قرارداد با کشتی رانی والفجر 8 نمودند و باکشتی به نام طاووس قرارداد بستند.
وی اضافه کرد: همان موقع مکاتباتی انجام شد و اعلام کردیم این کار را انجام ندهید، چون مردم خارگ با یک کشتی رفتو آمد میکنند و اگر آن یک کشتی نیز خراب شود مردم این منطقه در رفت و آمد دچار مشکل خواهند شد و کشتی رانی والفجر در صورت خراب شدن کشتی جایگزین خواهد داشت.
زینبی در ادامه اظهار داشت: پیشبینی ما در این قضیه درست از آب درآمد و آن کشتی خراب شد که متأسفانه قطعه آن باید از نروژ تأمین شود که به علت بعد مسافت و تحریمات و مشکلات بعدی این کشتی در عرض یک هفته بیشتر نتوانست بین خارگ و بوشهر رفت و آمد کند.
وی در ادامه تصریح کرد: با حضور مهندس نصوری در خارگ به مسئولان گوشزد کردیم که بزرگترین خدمتی که میتوانید به مردم خارگ انجام دهید، خریداری سه کشتی برای این مردم است که به دوستان مکتوب کردیم و قرار شد پیگیریها در تهران انجام شود.
زینبی در ادامه به دیگر اقدامات مسئولان در رفع مشکلات جزیره خارگ اشاره کرد و گفت: مردم خارگ یک سری مشکلات دیگر هم دارند که برطرف خواهد شد، اما وضعیت خارگ نسبت به سالهای گذشته بسیار این جزیره را متحول کرده است که میتوان به مبلمان شهری و رفاه مردم اشاره کرد که رضایتمندی تقریباً نسبی را ایجاد کرده است.
وی در ادامه گفت: به دستور رییس جمهور، استاندار بوشهر به عنوان نمایندهی تام الاختیار ایشان منصوب شدهاند و اختیارات ویژهای به استاندار محول گردیده است.
وی خاطر نشان کرد: استاندار نیز از این اختیارات ویژه استفاده کرده است. در این میان مبالغ زیادی که به خاطر ایاب و ذهاب مردم از بوشهر به خارگ گرفته میشد کاهش پیدا کرد و چندین میلیارد ریال نیز به شهرداری خارگ اختصاص داده شده است. زینبی به ایجاد مجتمع فرهنگی و دیگر مجموعهها در خارگ اشاره کرد و اظهار داشت: مجموعهی رفاهی بسیار خوبی در خارگ ایجاد خواهد شد که در حال پیگیری آن هستیم.
معاون سیاسی امنیتی در پایان یادآور شد: انشاءا... در آیندهای نه چندان دور کلیهی مشکلات و معضلات باقی ماندهی جزیره خارگ و مردم آن حل خواهد شد.
ایران در ردیف تولیدکنندگان عمده ی اوره در جهان قرار گرفت
مرحله نخست مجتمع پتروشیمی اوره و آمونیاک غدیر با حضور رئیس جمهور، نمایندگان استان، استاندار و امام جمعه بوشهر در عسلویه به بهره برداری رسید. این مجتمع از جمله طرح های بخش نخست پتروشیمی در منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس در عسلویه استان بوشهر به شمار می رود که سالانه یک میلیون و 75 هزار تن اوره و 75 هزار تن آمونیاک به ارزش 300 میلیون دلار تولید می کند. مواد اولیه این مجتمع سالانه 670 میلیون مترمکعب گاز طبیعی است که از میدان گازی پارس جنوبی در عسلویه تأمین می شود. محصول اصلی مجتمع پتروشیمی غدیر اوره است و بیشتر آمونیاک تولیدی آن نیز به تولید اوره اختصاص دارد.
رئیس جمهور در آیین بهره برداری از مجتمع غدیر در عسلویه گفت: ملت ایران، آنان را که قصد انزوای کشورمان دارند در جهان منزوی خواهند کرد.
احمدی نژاد افزود: می گویند ما را تحریم می کنند اما نمی دانند که مردم ایران هیچ نگرانی نسبت به این تحریم ها ندارند و همان طور که تاریخ ثابت کرده در مقابل زورگویی های دشمنان می ایستند و تحریم ها را به فرصتی برای پیشرفت تبدیل می کنند.
احمدی نژاد در ادامه به آماده ی بهره برداری بودن طرح های نفت و گاز و پتروشیمی اشاره کرد و اظهار داشت: وزارت نفت باید زمینه ی بهره برداری از این طرح ها را با مشارکت مردم فراهم کند تا مردم شنونده ی اخبار خوب باشند.
وی تأکید کرد: زمینه ی ارائه ی سهام شرکت های پتروشیمی در بورس باید ایجاد شود تا مردم بتوانند در انجام کارهای بزرگ حضور بیشتری داشته باشند.
در ادامه نوذری سرپرست وزارت نفت گفت: متخصصان کشورمان در ساخت و راه اندازی پالایشگاه های گازی و مجتمع های پتروشیمی توان بالایی دارند.
وی تصریح کرد: جنگ روانی و تبلیغاتی بیگانگان در خصوص ناتوانی نیروهای داخلی در انجام کارها، بی حاصل است.
لازم به ذکر است مرحله ی اول مجتمع پتروشیمی غدیر از 5 فروردین ماه امسال در مدار تولید قرار گرفته است و تاکنون 247 هزار تن آمونیاک و 69 هزار تن اوره در این مجتمع تولید شده است و با بهره برداری از این مجتمع، تولید روزانه ی اوره در کشور به 6500 تن رسید و ایران در ردیف تولیدکنندگان عمده ی اوره در جهان قرار گرفت.
مدیرعامل سازمان بنادر و کشتیرانی کشور خبر داد :
تخلیه و بارگیری 110 میلیون تن کالا در کل کشور در سال گذشته
مدیر عامل سازمان بنادروکشتیرانی دربوشهر گفت: سال گذشته 110 میلیون تن عملیات تخلیه و بارگیری از کل کشور انجام شد.
علی طاهری مطلق اظهار داشت: اعتبار قابل توجهی در بوشهر اختصاص داده شد و بیش از 100 میلیارد تومان پروژه در بندر بوشهر در حال اجرا است.
وی افزود: دو اسکله کانتینری، اسکله شهید حق گو و اسکله کوثر در حال اجراست و امیدوارم تا اواخر سال جاری به بهرهبرداری برسند. اسکله شهید حق گو حدود 600 متر و عمق 12 متر برای کشتیهای 30 هزار تنی، اسکله کوثر نیز با عمق آب کمتر است
وی اضافه کرد: یک پتانسیل قابل توجه در بوشهر ایجاد خواهیم کرد. به اعتقاد ما با توجه به این که بوشهر در مجاورت مجموعه عظیم عسلویه قرار دارد زمینه لازم را برای توسعه دارد و آینده بسیار خوبی خواهد داشت.
طاهری مطلق افزود: در بخش کانتینری رشد قابل توجهی داشتهایم. حدود 29 درصد نسبت به سال گذشته در کل کشور افزایش داشتهایم.
وی خاطر نشان کرد: جایگاه ما در منطقه نزدیک به 10 درصد است و در کل تجارت کانتینری دنیا کمتر از یک درصد است که سهمی قابل توجه نیست و سعی داریم با توجه به برنامه توسعه که در بنادر انجام میشود آن را افزایش دهیم.
مدیر عامل سازمان بنادر و کشتیرانی در ادامه گفت: یکی از وظایف اصلی سازمان بنادر در ارتقاء ایمنی در آب راه کشور و آبهای تحت حاکمیت است. وی افزود: ما استانداردهای بینالمللی را که از طریق سازمان جهانی دریانوردی اعلام میشود رعایت میکنیم و تجهیزات ایمنی را نیز به سرعت افزایش میدهیم.
وی تأکید کرد: مجموعه تجهیزات ایمنی و راداری بنادر کشور به گونهای است که ما 48 درصد کاهش سوانح داشتهایم که امیدواریم دوام پیدا کند. در این زمینه نیز حدود 70 میلیون دلار هزینه شده است.
طاهری مطلق گفت: امسال نزدیک به 650 میلیارد تومان پیشبینی سرمایهگذاری برای توسعه داشتهایم، البته بخش خصوصی نیز در موازات ما حرکت و سرمایهگذاری میکند و نزدیک به هزار میلیارد تومان سرمایهگذاری توسط بخش خصوصی انجام میشود. خوشبختانه آهنگ سرمایهگذاری بخش خصوصی رشد پیدا کرده و در حال حاضر سرمایهگذاری در پس کرانهها به سرعت در حال انجام است و شاهد یک جهش اقتصادی قابل ملاحظه هستیم.
راه اندازی مرکز آموزشی مجازی ویژه مدیران در استان بوشهر
گردهمایی معاونان توسعهی منابع انسانی استانداریهای منطقهی2 کشور شامل اصفهان، فارس، چهار محال و بختیاری، قم و کهگیلویه و بویراحمد در بوشهر برگزار شد.
معاون پشتیبانی و توسعهی منابع انسانی استانداری بوشهر در این گردهمایی گفت: مرکز آموزشی مجازی ویژهی مدیران استان برای ایجاد تحول در ادارات بوشهر راه اندازی شده است. غلامحسین کرمی افزود: برگزاری همایشهای نخبگان و توسعهی دانایی محور نیز از دیگر اقداماتی است که در دو سال اخیر برای بهرهمندی مدیران دستگاههای اجرایی از نظرات و پیشنهادات اندیشمندان به منظور تغییر نظام اداری در استان صورت گرفته است.
کرمی در ادامه به اختصاص 9 میلیارد ریال برای بخش پژوهش در استان اشاره کرد و گفت: اجرای طرحهای تحقیقاتی و حمایت پژوهشگران یکی از اصول توسعهی هر جامعهای است که باید به آن بیش از گذشته توجه شود.
لازم به ذکر است در این گردهمایی در خصوص بهبود کارایی نیروهای انسانی شاغل در استانداریها، تهیه بانک اطلاعاتی از نیروی انسانی و استقرار ستاد مقابله با فساد اداری مباحثی مطرح شد.
تیترنامه
* منبع: ایرنا ـ فارس
ـ امام جمعه بوشهر: امیدوارم به وزیر شدن نوذری سرپرست وزارت نفت.
ـ اعدام دو نفر از متهمان چاهکوتاه
ـ انتقال شرکت پایانه نفتی از خارگ به شیراز
ـ آغاز عملیات اجرایی پارس شمالی در دور دوم سفرهای ریاست جمهوری
ـ مدیر کل بنادر و کشتیرانی بوشهر: یک هزار و 400 فروند لنج باید از رده خارج شوند.
ـ دو هزار دانشآموز13 ساله در جنوب استان بوشهر جذب بسیج شدهاند.
ـ رییس بازرگانی بوشهر: 132 مانع صادرات غیر نفتی در این استان شناسایی شد.
ـ مردم خارگ: مشکلات ما هنوز حل نشده است.
ـ مدیر کل شیلات: کاهش ذخایر دریایی در سواحل این استان، صید و صیادی را با مشکل مواجه کرده است
ـ در استان بوشهر 15 هزار صیاد با استفاده از 750 موتور لنج و 2500 قایق مشغول صیادی هستند.
ـ سالانه 35 هزار تن ماهی و میگو از آبهای استان بوشهر صید میشود.
ـ 100 هزار نفر جمعیت استان بوشهر از طریق صید و صیادی روزگار میگذارنند.
ـ مدیر کل روستایی استانداری بوشهر: 180 دهیاری در این استان فعال است.
ـ 30 هزار نفر عضو جامعه ایثارگری استان بوشهر هستند.
ـ دو فروند شناور به ناوگان دریایی بندر بوشهر پیوست.
ـ دبیر کار گروه اشتغال بوشهر: 13 هزار طرح در بانکهای این استان معطل مانده است. یک طرح اشتغالزایی با 20 میلیارد ریال تسهیلات تصویب شد که گفته میشود با اجرا و بهرهبرداری از آن زمینه اشتغال 71 نفر فراهم خواهد شد.
ـ رییس سازمان صنایع بوشهر : 103 طرح شناور سازی در این استان در دست اجرا است.
ـ 10 میلیارد ریال برای آمادگی داوطلبان کنکور در بوشهر اختصاص یافت.
ـ پارس جنوبی 5/4 میلیارد ریال به ورزش استان بوشهر کمک کرد.
ـ رییس سازمان بازرگانی استان بوشهر : ایجاد خوشه صنعتی خدمات یعنی مراحل بعد از چیدن محصول شامل فرآوری، بستهبندی، بازاریابی با گرایش صادرات در این استان، بازار صادرات این محصول را متحول میکند.
ـ بیش از هفت هزار هکتار از اراضی دیر زیر کشت گوجه رفت.
مواجههی رادیویی مدیر مسئول نصیر بوشهر و مدیر کل ارشاد استان بوشهر
هفته گذشته برنامهی "توسعه استان" رادیو بوشهر به مطبوعات و توسعه استان پرداخت. در این برنامه چند نفر از مدیران مسئول مطبوعات مشکلات را مطرح کردند و مدیر کل ارشاد به این موارد پاسخ داد. ذیلاً قسمتی از مشکلات مطروحه توسط مدیر مسئول نشریه نصیر بوشهر و پاسخهای مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان را میخوانید:
لاوری: یکی از مشکلات فنی مطبوعات بوشهر، عدم وجود دستگاه چاپ در بوشهر است. متأسفانه بعد از گذشت چندین سال هنوز یک چاپخانهی مجهز و مدرن در استان بوشهر نداریم. 80 درصد از نشریات استان در چاپخانهی تهران به چاپ میرسند و این موجب تأخیر در رسیدن نشریه به استان میشود. یکی دیگر از مشکلات نشریات بوشهر، درآمدشان است. درآمد نشریات کفاف هزینه نشریات را نمیدهد و یارانهای که ارشاد میدهد در زمان مناسب و به درستی توزیع نمیشود. به دلیل عدم امکانات مالی، نشریات فاقد خبرنگاران و گزارشگران حرفهای هستند. یکی دیگر از مشکلاتی که مدتی است نشریات با آن دست به گریبان هستند، اداره ارشاد استان است. اداره ارشاد که باید خود از مطبوعات حمایت کند، از مطبوعات شکایت میکند و با دست اندرکاران نشریات درگیر میشود. مدیریت ارشاد اگر نشریهای با یک اداره درگیری دارد باید میانجیگری کند و مشکل را حل کند و حتی اگر نشریه هم اشتباه کرده باشد رفع و رجوع کند آن هم به طریق قانونی، اما متأسفانه حالا خود ارشاد شکایت میکند. از دیگر مشکلات نشریات بوشهر عدم توزیع مناسب آگهی است که توسط ارشاد استان انجام میشود. بعضاً دیده میشود انتقاداتی که نشریات از ارشاد میکنند باعث میشود از آگهی محروم شوند. مدیریت اداره ارشاد قول داده بود لیست توزیع آگهی را به مطبوعات بدهد، اما تاکنون اقدام نکرده است. همین مسئله موجب میشود که دست اندرکاران مطبوعات فکر کنند مواردی وجود دارد که نمیخواهند مطبوعات آگاه شوند.
شفیعی: این آقا که مصاحبه کردند مدیر مسئول نصیر است. من یک توضیح بدهم. ایشان متأسفانه در ابتدا که ارشاد حرکت جدیدی را شروع کرد یک نقش تخریب ویژه علیه اداره فرهنگ و ارشاد داشته و به هر حال این برنامه است که این پروژه را ادامه بدهند. در بحث شکایت هم ما شکایت کردیم از مدیر مسئول هفته نامهی نصیر به دلیل اینکه ایشان مرتب به نشر اکاذیب و نشر شایعات علیه ارشاد میپردازد. یک خبر را به عنوان تیتر اصلی میزند، بعد هم جوابیه را طبق قانون مطبوعات مؤظف است به همان شکل که کار کرده چاپ کند.ایشان صحبت خودشان را میکنند. توجه کنید ما با هیچ نشریهای مشکل نداریم. تنها نشریهای که به صورت ویژه فعالیت تخریبی علیه ارشاد دارد هفته نامهی نصیر است. ایشان صحبت کردند، باید جواب بدهم. طبق قانون نباید بگذاریم هر کس تخلف کند. یک مدیر مسئول در واقع علیه یک اداره ظلم و جفا کند ولی آن اداره از خودش دفاع نکند؟ بله، ما متولی مطبوعات هستیم. بارها شده افرادی آمدند اینجا خواستند از یک نشریه شکایت کنند. ما توضیح دادیم هدف مدیر مسئول تقویت اطلاعرسانی است، گاهی اشتباه میشود. ولی اگر یک مطبوعهای از مسیر قانونی تخلف کند و برخلاف قانون عمل کرد باید از راه قانونی عمل شود. کسانی که مدعی قانونگرایی هستند و خودشان خلاف قانون عمل میکنند چگونه انتظار دارند دیگران از درِ عفو و گذشت وارد شوند. ما گذشت کردیم، یک سال و اندی تحمل کردیم، دیدیم ایشان راه و روش تخریبی خودشان را دارند.
مجری: البته اداره کل فرهنگ و ارشاد به عنوان "پدر مطبوعات" محسوب میشود.
شفیعی: پدر هم گاهی پسرش را تنبیه میکند. اگر فرزند از مسیر خارج شود، برخورد میکند. وزارت ارشاد گاهی تذکر میدهد. بحث فرد نیست. ما جایگاه را در نظر میگیریم. اینکه بنده باشم یا دیگری مهم نیست، مهم جایگاه است!!
فرید میرشکار عضو هیأت انتخاب و ارزیابی نمایش های چهارمین جشنواره سراسری ماه شد
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: "فرید میرشکار" هنرمند محبوب و محجوب بوشهری ، مسئول واحد نمایش حوزه و معاون فرهنگی هنری حوزه هنری استان طی حکمی از سوی "نصرالله قادری" دبیر چهارمین جشنواره سراسری ماه بعنوان عضو هیات انتخاب و ارزیابی نمایشهای چهارمین جشنواره سراسری ماه انتخاب گردید. بازبینی آثار جشنواره فوق از 12آبانماه لغایت 5آذرماه میباشد. برای این هنرمند عزیز دیارمان آرزوی موفقیت می کنیم.
اولین جشنواره استانی موسیقی محلی حوزه هنری استان بوشهر
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: واحد موسیقی حوزه هنری استان، در جهت کشف استعدادهای جوان، خلق آثار ماندگار و اصیل و همبستگی گروه های محلی استان، اولین جشنواره استانی موسیقی محلی را برگزار می کند. گروه های متقاضی می توانند آثار خود را به صورت CD صوتی، تصویری یا کاست به همراه اشعار تایپ شده تا تاریخ 1/9/86 به حوزه هنری استان ارسال کنند.گروه های متقاضی می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به حوزه هنری مراجعه نموده یابا تلفن2524083تماس حاصل نمایند.
اولین جشنواره فیلم نامهی کوتاه حوزه هنری استان تمدید شد
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: اولین جشنواره استانی فیلم نامه ی کوتاه حوزه هنری که به همت واحد هنرهای تصویری حوزه هنری استان برگزارمی شود تا تاریخ 1/9/86 تمدید شد. علاقهمندان میتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به حوزه هنری مراجعه نموده یابا تلفن2524083تماس حاصل نمایند.
آقای عطارزاده؛ خواه پند گیر، خواه ملال!
آقای عطارزاده؛ با توجه به این که چندین بار از طریق دوستانتان در ارتباط با نحوه عملکرد و رفتار شما مطالبی را مطرح کردیم و متأسفانه مؤثر واقع نشد، لذا مجدداً به عنوان کسانی که زمانی از شما دفاع میکردیم و بخشی از کلاسهای درس دانشگاه را به این امر اختصاص میدادیم. مواردی را یادآوری مینماییم، حال خواه پند گیر، خواه ملال!
1) قبل از هر بحثی خودمان و شما را به رعایت تقوای الهی سفارش میکنیم، زیرا اگر این فریضهی الهی نادیده گرفته شود روابط فردی و اجتماعی به شدت متزلزل شده و جامعه دچار ناامنی و بحران خواهد شد. اما آقای نماینده؛ آثار گفتاری و نوشتاری شما در این مدت به گونهای بوده که مصادیق متعددی از بیتقوایی در آنها مشاهده میشود که به چند مورد آن اشاره میگردد:
الف ـ همان گونه که مطلعید کاغذ و سایر امکاناتی که به صورت سهمیهای برای چاپ هفته نامه در اختیارتان قرار میگیرد متعلق به همهی مردم است و بایستی در جهت گسترش فرهنگ اسلامی و تقویت اتحاد و همبستگی اجتماعی به کار رود، اما فعلاً به دفترچهی خاطراتی تبدیل شده که هر روز سعی میکنید با تهمت، افترا و توهین آبروی یک مؤمن را ببرید. آیا حفظ آبروی مؤمن از اوجب واجبات نیست؟ حتماً از دیدگاه شما هر فردی که کاملاً موافق عملکردتان نباشد کافر است و باید مورد مجازات قرار گیرد.
ب) مگر امسال از طرف مقام معظم رهبری به نام سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری نشده و همه آحاد جامعه به وحدت و همبستگی توصیه نشدهاند؟ ای کاش شما میتوانستید یک نمونه از کارهایی که در راستای عملی شدن فرمان مقام معظم رهبری در طول سال جاری انجام دادهاید را ذکر کنید.
آقای عطارزاده؛ آیا این است تقوای الهی؟
2) دومین مشکلی که شما دارید و فکر میکنیم خود نیز متوجه این نقطه ضعف شدهاید، ضعف سواد و معلومات شماست که ای کاش در این چهار سال بخشی از وقت را خود صرف مطالعه و ارتقاء سطح فکری می نمودید.
آقای نماینده؛ از بررسی نوشتار و گفتار شما مشخص میشود که از تعریف مفاهیمی ابتدایی همچون نمایندگی مجلس، قانونگذاری، توسعه و حتی نام استان و … عاجزید و این که تا کنون نتوانستهاید موضوعی را مطرح کنید و یا ایدهای ارائه دهید که مشکلی از مشکلات مردم را حل کند، ناشی از این امر است. لذا پیشنهاد میکنیم که برای حل این مشکل سعی کنید برنامهریزی نمائید زیرا برای یک نماینده مجلس شورای اسلامی، بیسواد بودن امری بسیار ناپسند است.
3) توصیهی سوم به شما این است که سعی کنید از کسانی که به آنها علاقهمند هستید دفاع نکنید، زیرا چنان بدون منطق دفاع میکنید که فرد مورد نظر دیگر نیاز به هیچ دشمنی ندارد و از این جهت در ارتباط با دولت خدمتگزار به خصوص ریاست محترم جمهور، به خاطر ادعای دوستی شما با ایشان بسیار نگرانیم. شاید میخواهید عملکرد دستاوردهای انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری را مطرح کنید که قطعاً خود میدانید انتخاب آقای احمدینژاد به عنوان رییس جمهور ارتباطی به شما نداشت. لذا باز هم تأکید میکنیم که به عنوان یک راهکار اگر خواستید کسی را تخریب کنید از وی دفاع کنید!
4) اما در ارتباط با آمار اشتغال و این که در صفحه اول دفترچه خاطراتتان آن را به زیر سؤال بردهاید مورد ذیل متذکر میگردد:
الف) در هر کشوری یک مؤسسه یا سازمان رسمی وجود دارد که دقیقترین منبع آماری است و همهی مردم نیز اطلاعات ارائه شدهی آن را میپذیرند و در کشور ما نیز منبع رسمی ارائهی آمار، مرکز آمار ایران است و قطعاً شما نیز اگر اهل استفاده از آمار باشید از آن استفاده میکنید، مانند آمار جمعیتی شهرها و مناطق مختلف، ترکیب یا توزیع جمعیت و … بنابراین اگر اشکالی در ارائه میبینید، میتوانید به عنوان نماینده، مجلس از آنها بخواهید، نه این که بدون بررسی و مطالعه، آمار رسمی مملکت را زیر سؤال ببرید و حداقل برای شما به عنوان یک نماینده زیبنده نیست.
ب) در استان چه کسی اعلام کرده که بیکار وجود ندارد؟ و یا چه کسی گفته جشن اشتغال به معنای اتمام بیکاری است؟ مگر هر ساله جشن ازدواج برگزار نمیشود، آیا دیگر هیچ جوان مجردی وجود ندارد؟ لازم است برای اطلاع آقای نماینده اعلام کنیم که در حال حاضر حداقل 22 هزار نفر بیکار در استان وجود دارد که انشاءا… با یاری خداوند میتوان با برنامه ریزی آن را به حداقل ممکن رساند.
ج) آقای نماینده؛ آخرش هم متوجه نشدیم که در استان بوشهر باید مسئولین تلاش کنند تا در شاخصهای توسعه، رتبه برتر کسب کنند یا رتبهی آخر و برای فهم بهتر موضوع بد نیست خاطرهای از زبان یکی از دوستان برایتان بازگو کنیم:
این دوست نقل میکرد که در دوره راهنمایی یکی از همکلاسان با برادرش در یک مدرسه درس میخواندند و هر وقت در امتحانات نمرهی بالایی میگرفت همان قدر نگران میشد که نمرهی خیلی کم؛ لذا علتش را جویا شدم، وی اظهار کرد که برادرم اهل مطالعه و درس نیست و به تازگی یاد گرفته که به جای کار و مطالعه، عضو هیأت مدیرهی یکی از باشگاهها شود تا بتواند در محل برای خود نامی بلند کند و متأسفانه هر روز بعد از تعطیلی کلاس خیلی سریع نزد پدرم میرود و اگر نمرهی کم گرفته باشم میگوید فلانی امروز درس نخوانده و نمره کم گرفته و اگر روزی نمرهی خیلی خوبی بگیرم میگوید امروز تقلبی کرده و به همین دلیل نمرهی بالایی گرفته و در هر صورت برای من مشکل درست میکند و اصلاً چیزی راجع به درس خواندن خودش نمیگوید. تا این که یک روز به مدرسه آمد و گفت امروز مشکل را حل کردم و با پدر و برادرم جلسه گرفتم و گفتم تکلیفم را مشخص کنید، چه کار کنم، نمرهی بالا بگیرم یا پایین؟ و تصمیمات خوبی گرفته شد.
آقای نماینده، حالا بگویید مسئولین استان چه کنند؟
د) آقای عطارزاده، برای همه روشن است که این شیوهی موضعگیری نه از سر دلسوزی بلکه برای کسب رأی میباشد. باید بگوییم که این شیوه بسیار قدیمی و منسوخ است. آقای نماینده، میتوان هم به صورت حسینی معروف شد و هم به شیوه یزیدی، انتخاب با شماست. طبق اطلاعات به دست آمده، CD اطلاعات شاغلین سال 85 و 86 و لیست همراه آدرس محل اشتغال آنان در استانداری آماده است و برای سایر نمایندگان محترم و مسئولین مربوطه ارسال شده و شما میتوانید در مورد آنها بررسی و مطالعه کنید تا: سیهروی شود هر که در او غش باشد.
ز) در پایان آن چه برای مردم فهیم استان بوشهر به ویژه حوزه انتخابیهی شما مهم است ارائهی عملکردی است که برای جامعه و منطقه و مردم مفید باشد نه این گونه شلوغ کاریها. آقای نماینده مردم از شما انتظار خدمت داشتند نه وقتگذرانی.
نمیدونم این چه حکمتیه که فرماندار میشه شهردار، بخشدار میشه فرماندار یا شهردار میشه فرماندار و رییس فلان اداره میشه رییس یک ادارهی دیگه که در زمان تصدیگری خودش مقابلش میایستاده و اگر میخواسته یک عمران و آبادی در شهر راه بیندازه به هزار دلیل مدیریتی مانع از انجام کارش میشده و حالا که خودش رییس همان اداره شده، کاری میکنه که بدتر از اونیکه با خودش کردند! مثلاً فرض کنید رییس شهرداری ـ یا بهتر بگم شهردار ـ میره میشه یک کارهای توی استانداری، همان قسمتی که مثلاً صد تا نامهنگاری در زمان شهردار بودنش کرده و جواب منفی گرفته، حالا شهردار بعدی دویست تا نامه میزنه به همین آقا و علیرغم اینکه این آقا در جریان کامل کار است و خودش قبلاً همین طرح را داده و موفق نشده تصویب کند حالا با قدرتی دو چندان مضاعف روبهروی این بنده خدا میایسته و یا جواب مکاتباتش را نمیده یا اگر داد، آن قدر ماده و تک ماده و تبصره ضمیمه میکنه که خدا میدانه و بس، یا مثلاً رییس اداره آب و فاضلاب میشه شهردار و در موقعیت و مقام شهردار و با توجه به اینکه میدونه بهداشت و فرهنگ و کفشهای شهروندی چسبیده به وضعیت دفع آبهای سطحی و پسماندهای شهری، اما آنقدر در مجوز حفاریها تعلل میشه که کار میخوره به زمستون و فصل بارندگی و بعد اداره فاضلاب با لودر میافته به جان اعصاب مردم و برای خالی نبودن عریضه یک پارچهی فرمالیته هم روابط عمومی متبوعه میزنه جلو پروژه و مینویسه که: معذرت میخوایم که جلو راهتون را سد کردیم. انشاءا... ما را ببخشید. به زودی از نوهی شما جهت افتتاح پروژه دعوت به عمل خواهد آمد! البته ممکنه مدیر مربوطه به خاطر گستردگی کار متوجه نشه که برای دادن مجوز حفاری کارمند ذیربط رفته گل بچینه و باباش باید رضایت بده. در حالی که اگر بین ادارهجات مختلف تعامل برقرار باشه، کافیه در اداراتی که مستقیم درگیر عمران و آبادی شهر هستند یک اتاق تعامل یا نماینده واحد مستقر بشه و کلیه کارهای اینچنینی اعم از آب، برق، فاضلاب، مخابرات و ... بدون طی کردن سیکل بوروکراسی آنچنانی موجود و خارج از دنگ و فنگ اداری و با رعایت همهی جوانب تصویب و مستقیماً به اطلاع مدیر سازمان و سریعاً جهت اجرا ارجاع داده شود تا کار عمران شهر با کار ساخت و ساز و گرفتن کنتور برق و انشعاب آب و پروانهی ساختمانی قاطی پروژههای کلیدی و یومالقیامتی نشه و مردم اینقدر منتظر گل چیدن عروس خانم نشوند.
این حرفها را بنیادی در جمع بازنشستگان سایه نشین خیابان سنگی کوچه آسیاب میزد و احمدزاده با دندان مصنوعی سعی داشت گردو بشکند و نتوانست. شهسوار پرسید: بنیادی امروز خوب تز میدی و روشنفکرانه حرف میزنی. نکنه خبری شده؟ اگه دروغ نگم میخوای کاندید مجلس بشی والا ای حرفهایی که تو میزنی در حد سیکل نبود و بوی کارشناسی ارشد میداد. بنیادی رو کرد به شهسوار و گفت: خدا بیامرزه مرحوم "ارشد" آدم خوبی بود. سه ماه بعد از بازنشستگی تاب نیاورد و مرحوم شد و همه زدند زیر خنده و تبلیغات انتخاباتی بعضی از آقایان دزدکی در قالب مقالات علمی و فلسفی در هفتهنامههای محلی خود نمایی میکند و محمد بهرام ابراهیم تبار اتحادشان به سه نیمه تقسیم شد و بیل مکانیکی اداره آب و فاضلاب، خیابان صفوی جنوبی را در نوردید و شهرداری اخطار داد و قانون نظام هماهنگی پرداخت در مرحله ابلاغ ماند!
حالا شهردار بعدی دویست تا نامه میزنه به همین آقا و علیرغم اینکه این آقا در جریان کامل کار است و خودش قبلاً همین طرح را داده و موفق نشده تصویب کند حالا با قدرتی دو چندان مضاعف روبهروی این بنده خدا میایسته و یا جواب مکاتباتش را نمیده یا اگر داد، آن قدر ماده و تک ماده و تبصره ضمیمه میکنه که خدا میدانه و بس، یا مثلاً رییس اداره آب و فاضلاب میشه شهردار و در موقعیت و مقام شهردار و با توجه به اینکه میدونه بهداشت و فرهنگ و کفشهای شهروندی چسبیده به وضعیت دفع آبهای سطحی و پسماندهای شهری، اما آنقدر در مجوز حفاریها تعلل میشه که کار میخوره به زمستون و فصل بارندگی و بعد اداره فاضلاب با لودر میافته به جان اعصاب مردم و برای خالی نبودن عریضه یک پارچهی فرمالیته هم روابط عمومی متبوعه میزنه جلو پروژه و مینویسه که: معذرت میخوایم که جلو راهتون را سد کردیم. انشاءا... ما را ببخشید. به زودی از نوهی شما جهت افتتاح پروژه دعوت به عمل خواهد آمد! البته ممکنه مدیر مربوطه به خاطر گستردگی کار متوجه نشه که برای دادن مجوز حفاری کارمند ذیربط رفته گل بچینه و باباش باید رضایت بده. در حالی که اگر بین ادارهجات مختلف تعامل برقرار باشه، کافیه در اداراتی که مستقیم درگیر عمران و آبادی شهر هستند یک اتاق تعامل یا نماینده واحد مستقر بشه و کلیه کارهای اینچنینی اعم از آب، برق، فاضلاب، مخابرات و ... بدون طی کردن سیکل بوروکراسی آنچنانی موجود و