کرمی معاونت توسعه استانداری بوشهر:
با هماهنگی استاندار از نصیر بوشهر شکایت نمودهام
قطعاً با هماهنگی استاندار بوشهر از نشریه نصیر بوشهر شکایت نمودهام و سایر حوزهها نیز در جریان هستند
کرمی در رابطه پیگیری شکایت خود از هفته نامهی نصیر بوشهر گفت: ما با نصیر مشکل نداریم بحثی است که حل میشود اما تا آنجا که به خود من شخص کرمی مربوط میشود هیچ حق و حقوقی ندارد اما در یک زمان شما جایگاه حقوقی را زیر سؤال میبرید برای همین است که پیگیری میکنم.
کرمی در رابطه با محدود کردن فعالیت کانون مطبوعات گفت: آزادی بیان حق هر ایرانی است ولی برای آن آزادی حد و مرز مشخص کردهاند. ما آزاد هستیم که مطالب بسیاری را عنوان کنیم. اما آزاد نیستیم که به دیگران توهین کنیم. اگر چنین شود در چهار راه زندگی حق تقدم با کسی است که زورش بیشتر است. لذا باید یک قانون مشخص باشد.
عطارزاده:
نمیگذارم "لُپ قرمزیها" دستشان در جیبشان باشد و بگردند!
شکرا... عطارزاده پیرامون چالشهای اخیر با معاون سیاسی امنیتی استانداری بوشهر گفت: من از تمام قوا استفاده میکنم، چه در مجلس و چه از طریق دیگر و پروندهای که در مطبوعات به عنوان پروندهی "زینبی" مطرح شده است را به وزارت اطلاعات ارائه میدهم.
عطارزاده افزود: با خبرگزاریهای داخلی و خارجی صحبت خواهم کرد و یک سری مسائل را افشا میکنم.
وی خاطر نشان کرد: مسئله فراتر از مسائل استانی است. نمیگذارم "لُپ قرمزیها" دستشان در جیبشان باشد و بگردند و از یک طرف یک خانم و یک آقا در زندان به سر برند.
وی در رابطه با اینکه سی دی که منتشر شده است جعلی است یا خیر، گفت: اگر این سی دی حقیقت نداشته باشد هیچ چیز دیگری در دنیا حقیقت ندارد!
وی افزود: تاکنون بنا به مصلحت نظام سکوت کردهام. زمانی که برخی مسائل افشا شود بعضی از مسئولین، دیگر چتر حمایتی نخواهند داشت!
شنیدنیها
نامه کارکنان معاونت برنامهریزی (مدیریت سازمان و برنامهریزی سابق) به استاندار
شنیده شده است کارکنان معاونت برنامهریزی و بودجه استانداری بوشهر طی نامهای به استاندار به رفتار کرمی معاونت توسعه پشتیبانی استانداری بوشهر در خصوص جابه جایی نمازخانه معترض شدهاند. شنیدنیها حاکی است کرمی در اعتراض کارکنان در هنگام جابهجایی نمازخانه اظهار داشته بود که مگر شما نماز میخوانید؟! گفته میشود وی به بانوان معاونت برنامهریزی و بودجه اعلام کرده که باید با چادر، سر کار حاضر شوند. همچنین شنیدنیها حاکی است کرمی در غیاب زارعی معاونت برنامهریزی و بودجه استانداری به ساختمان آن معاونت مراجعه کرده بود.
دوربین مدار بسته در دبیرستان بردخون
شنیده شده است در دبیرستان بردخون از دوربینهای مدار بسته استفاده میشود.
مراسم سیزده آبان، عباسی و عطارزاده
شنیده شده است عباسی رییس سازمان آموزش و پرورش استان برای سخنرانی مراسم سیزده آبان دعوت شده بود، اما در آخرین لحظات وقت سخنرانی خود را به عطارزاده داده است. گفته میشود عباسی یکی از طرفداران جدی عطارزاده میباشد.
فشار برای اتمام مأموریت کنگانی
شنیده شده است عباس رییس سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر اظهار داشته است عطارزاده و قیصرصالحی فشارهای زیادی برای اتمام مأموریت مجید کنگانی در منطقه ویژه پارس جنوبی داشتهاند.
فرودگاه پارس شمالی
شنیده شده است وزیر نفت و وزیر راه ترابری با احداث فرودگاه پارس شمالی در منطقهی دلوار موافقت کرده است.
گفت و گو با قدرت ا... رحیمی فعال سیاسی :
اصلاحات و اصلاحطلبی انحصاری نیست
چه تعریفی از اصلاحات دارید؟
ـ اصلاحات یعنی از وضعیت موجود به وضعیت مطلوب رسیدن. گر چه هر کسی تعریفی از وضعیت مطلوب دارد.
به نظر شما علت شکست اصلاحطلبان دوم خردادی چه بود؟
ـ معمولاً ما وقتی تاریخ فعالیتهای سیاسی احزاب در ایران را مطالعه میکنیم، درمییابیم که تمامی تلاشهای حزبی به فعالیتهای سیاسی مقطعی ختم میشده است. خاستگاههای اندیشهای و پایدار در آنها کم مشاهده میشود. شاید یکی از عوامل مهم شکست احزاب در ایران به ویژه در جریان اصلاحطلبی، فقدان یک شالودهی علمی و هدفمند قوی بوده است. مسئلهی دوم این که به علت ورود نخبگان احزاب سیاسی به چرخهی قدرت، مردم احزاب را جزیی از بدنهی دولت و ساختار اجرایی میدانند و به محض این که یک جریان سیاسی از چرخهی حکومتی حذف شد، اقبال عمومی مردم هم کم میشود و این بر میگردد به فرهنگ حاکم بر جامعهی ما که هیچگاه احزاب فرصت پیدا نکردهاند نهادینه شوند. به دنبال همین مسئله، احزاب در ایران و به ویژه در دوران حاکمیت اصلاحات بیش از این که نماد وحدت باشند، نماد تضاد و جدال گروهی و باندی شدهاند.
مسئلهی مهم دیگر متغیر بودن جهت سیاسی افراد بوده است که این حرکتهای زیگزاگی را در بوشهر هم به وفور دیدهایم. این نوع عملکرد باعث بدگمانیهای زیادی بین مردم و حتی چهرههای شاخص سیاسی شده و بیاعتمادی عمیقی را به وجود آورده است. شما وقتی به نخبگان سیاسی جامعه حتی در خود استان بوشهر نگاه میکنید، میبینید توافقات فکری و تئوریک دارند اما تضادهای عملکردی زیادی هم به نمایش در میآورند.
علت را در چه میدانید؟
ـ ببینید، در ایران احزاب از بالا به پایین شکل میگیرند و متأسفانه شیوه هرمی است. قدرت حزبی از بالای هرم به پایین منتقل میشود و عملاً قشر میانی و پایین هرم اختیار عمل بسیار کمی دارند و این موضوع، وابستگیها را به بالا بیش از پیش میکند. اگر کنگرهای هم برگزار شده باز لابیها از بالا به پایین اجازهی حضور بدنه جامعه را نداده است. این بزرگترین عامل شکست احزاب است. احزاب به جای این که با عضوگیری، نمایندهی قشری از اقشار اجتماعی باشند، گروهی هم مسلک هستند که در پی منافع گروهی و شخصی خودشان میباشند. در گروههای سیاسی معمولاً روابط بر اساس دوستیها، رفاقتها و به شکل قبیلهای و باندی تعریف میشوند نه بر اساس چهار چوبهای رفتاری حزبی و به صورت عقلانی، به همین دلیل هم احزاب در رسیدن به قدرت موفق بودهاند، اما در حفظ قدرت ناکام ماندهاند.
نظر شما در مورد "حزب اعتماد ملی" که در ائتلاف شرکت ندارد چیست؟
ـ البته من عضو حزب اعتماد ملی نیستم، اما به نظر من جناب آقای کروبی یک حرف منطقی میزنند و میگویند ما 18 گروه بودهایم در جریان اصلاحات بالاخره در چرخهی قدرت سیاسی شکست خوردیم و قوههای مجریه و مقننه را از دست دادیم. در باز خوانی علت این شکست، بحث همه و هیچکس است. همه بودهاند، اما هیچ کس خودش را مقصر نمیداند. حال اگر حزبی وارد عرصهی سیاسی شود، عضوگیری کند و در چرخهی قدرت وارد شود ولو با چند رأی محدود، فردا پاسخگو میباشد. اما اگر رفتارهای حزبی و تئوریهای حزبی تعریف نشود، همان میشود که تعداد معدودی در تهران برای کل کشور تصمیم میگیرند و انتقاد نمیپذیرند. من نمونههای زیادی را حتی در استان خودمان سراغ دارم که بیان آن فعلاً مشکلی را حل نمیکند.
برای حل اختلاف موجود چه راهحلی دارید؟
ـ سؤال جالبی است. البته اختلاف سلیقه است. اگر در کار سیاسی، افراد صداقت و اعتماد نسبت به هم نداشته باشند، نمیتوانند کار گروهی انجام دهند. درست مثل اعضای یک خانواده، در خانواده اگر اعتماد به همدیگر نباشد سریع از هم میپاشد و اگر اختلاف هم شروع شد به این سادگی قابل حل نیست، مگر این که به نحوی اصلاح رفتار شود که طرف مقابل احساس کند با او با صداقت رفتار میشود. من فکر میکنم این گونه افراد ورود به حزب را وسیلهای میخواهند برای رسیدن به قدرت چند روزه و گذرا. در همین بوشهر ما به دوستان هم فکر عرض کردیم برای ائتلاف اول شما مشخص کنید چه چیزی را میخواهید اصلاح کنید. شفاف به مردم بگویید ما میخواهیم در چهار چوب همین نظام و همین قانون اساسی که میثاق بین مردم و حکومت است کار سیاسی کنیم. حال ممکن است اشکالاتی هم وجود داشته باشد. این اشکالات چیست؟ شفاف به مردم بگوییم، بگذاریم مردم انتخاب کنند. اگر شکست هم خوردیم بپذیریم. توهین به مردم نکنیم. من از این سخن بعضی که در انتخابات ریاست جمهوری گفتند مردم به خاطر آن 50 هزار تومان به آقای کروبی رأی دادهاند را توهین به مردم میدانم. چگونه است که برای رسیدن به اهداف سیاسی خودمان مردم را با هوش و فهیم خطاب میکنیم اما در این جا نابخرد. این گونه رفتارها را باید اصلاح کنیم. امروز دیگر نمیتوان با رفتارهای دوگانهی سیاسی، کلاهی برای خود دوخت. نیروهای سیاسی به این بلوغ فکری رسیدهاند که دیگر نردبان نباشند.
اگر کسی پایتختنشین شد یا به واسطه مردم به کرسی قدرت نشست نشانه برتری او در تمام زمینهها نیست نباید ما با دیگران قیم مآبانه برخورد کنیم و خود را قیم همه نیروهای سیاسی بدانیم. این نوع رفتارهای دگماتیستی دیگر قابل پذیرش نیست. راه حل هم همان صداقت در گفتار و نیک رفتاری و نیک اندیشی است. برای رسیدن به تفاهم و وحدت به عنوان یک هدف و مهم استراتژیک باید رفتارها را تغییر دهیم نه این که نگاه کنیم کدام جریان سیاسی احتمال ورود به عرصهی قدرت را دارد بعد دو دستی بچسبیم و وقتی هم به قدرت رسیدیم رفتارهای دیگری داشته باشیم.
آیا شما با گروههای اصلاحطلب هستید؟
ـ این سؤال خیلی انحرافی است. وقتی ما میگوییم "گروه" باید شفاف به مردم گفته شود این گروه کدام است؟ اعضای آن چه کسانی هستند؟ چگونه انتخاب شدهاند. تا مشخص شود پشت قضیه چیست. اصلاحات و اصلاحطلبی انحصاری نیست. خیلی از افراد جامعه هستند که اندیشههای مثبت و خوبی دارند، انسانهای خوش فکری هستند اما چون با ما نیستند بر ما هستند و باید حذف شوند. این یعنی قیم مآبانه برخورد کردن. با تعدادی از گروههای سیاسی خط امام چهار چوبی را برای خودمان تعریف کردهایم. تبلور این قضیه در انتخابات ریاست جمهوری، دفاع از آقای کروبی بوده است. بدون حساب و کتاب هم وارد آن جریان نشدیم. ما دنبال یک اندیشه بوده و هستیم. حال ممکن است نقائصی هم وجود داشته باشد که باید اصلاح شود. ما میخواهیم به صورت شفاف چهار چوب فکری خودمان را به مردم ارائه کنیم، مردم هم هر تصمیمی گرفتند ـ چه موافق و چه مخالفـ برایمان قابل احترام است. ما نمیخواهیم دوگانگی در گفتار و رفتار داشته باشیم. میخواهیم با مردم شفاف باشیم. من دوست دارم در چهارچوب قانون حزبی، گروههای سیاسی هم فکر با صداقت بنشینند، برنامهریزی کنند، کار سیاسی نمایند و به اطلاع مردم هم برسانند. اما این مسئلهی مهم با رفتارهای دوگانه نمیشود، این که ما چند نفر جمع شویم و در یک محفل بدون این که مردم بدانند تصمیم سازی کنیم و سعی کنیم بر دیگران تحمیل نماییم درست نیست. مردم باید بدانند گروههای سیاسی نامشان چیست؟ چند نفرند و نام آنها چیست؟ چگونه انتصاب شدهاند؟ هدفشان چیست؟ در قبل چه رفتارهایی داشتهاند؟ چه اشکالی دارد اگر ما در رفتارهای سیاسی گذشته و حتی حال اشتباهاتی داشتهایم به اطلاع مردم برسانیم و بگوییم سعی میکنیم و قول میدهیم این اشتباهات تکرار نشود.
امیدوارم مشی صداقت در گفتار و رفتار، مشی جدی تمام نیروهای سیاسی که حوزهای بسیار پر پیچ و خم است قرار گیرد تا شاهد جامعهای اسلامی، پویا، آباد و آزاد باشیم.
آقای عطار زاده به کجا چنین شتابان؟!
آقای عطارزاده، شما قبل از ورود به مجلس با کوبیدن مجلس خود را وامدار مردم معرفی و از هر گونه موضع صحیح یا غلط بعضی مسئولین کوهی از اتمام روانه آنها می کردی. آنها را به نقص قانون، کم کاری و پایمال کردن حق مردم متهم می نمودی تا این که به عنوان نماینده بوشهر به مجلس راه یافتی. در مدت 3 سال و اندی از حضور در مجلس جز شعار، خدمتی برای استان و مردم انجام ندادهای. موضع شما بر ضد استاندار و معاون سیاسی امنیتی ایشان و بعضی مسئولین، فضای سیاسی استان را متشنج نموده و هر چند گاهی با لحنی و مطالبی فرافکنی مینمایی. دوستان و هواداران دیروز، مخالفان فکری امروز شمایند. عملکرد و گفتار شما با بیانات رهبر معظم انقلاب در خصوص اتحاد ملی و خدمت فوری به مردم در تناقض است. آقای عطارزاده، وظیفه نماینده قانونگذاری جهت رفع مشکلات و توسعه برنامه های اقتصادی، اجتماعی مردم میباشد. آیا شما طرحهایی که بتواند آینده ساز جامعه و مردم باشد ارائه داده و یا پیگیری نمودهای یا با حمایت از طرح هایی همچون مذاکره با آمریکا و تغییر نام بوشهر به خلیج فارس خود را به بیراهه زده و از خواسته اصلی و مشکلات مردم به دور بودهای؟ آقای عطار زاده، تندروی شما در مجلس و زدن سیلی به نماینده دیگر به دلیل یک شوخی دوستانه حکایت از درک کم شما و توهین به مردمیست که ایشان را به عنوان نماینده خود انتخاب کردهاند، یا درگیری لفظی شما با آقای آقازاده معاون رئیس جمهور و رییس سازمان انرژی اتمی که از افراد توانا و انقلابی میباشد را باید به چه چیز تشبیه کرد؟ آقای وکیل، شما در مدت نمایندگی که هر ماه چند روز مرخصی جهت سرکشی به حوزه انتخابیه در اختیار داری، چند بار به شهرها، بخش ها و روستاها رفته و به مشکلات رسیدگی کردهای. شما در خصوص نرخ بالای بیکاری در استان با توجه به مصوبه ریاست جمهوری مبنی بر استفاده 50% از نیروهای بومی در صنعت نفت و گاز چه اقدامی جهت رسیدن به این حق قانونی جوانان بوشهری انجام دادهای؟ آقای عطارزاده، در کجای قانون اشاره شده که نماینده مجلس می تواند در عزل و نصب مقامات استان دخالت و یا افرادی و یا نظرات خود را بر استاندار تحمیل نماید؟ مردم شما را انتخاب کردهاند تا گره از دردهای بی پایانشان باز شود، نه شاهد سیاسی کاری شما باشند. آقای وکیل در این استان که از ذخایر عظیم نفت، گاز و پتروشیمی سرشار می باشد درصد بالایی از مردم در فقر مطلق به سر میبرند و زندگی روزمره را با سختی میگذرانند و با سیلی صورت خود را سرخ نگه داشتهاند. آیا شما که در بهترین ویلا و با حقوق میلیونی و ماشین لوکس در رفاه میباشی با خود فکر کرده ای که گناه این مردم مظلوم چیست؟
آقای عطارزاده، مردم در آینده نزدیک با رأی خود جواب قاطعی به شما خواهند داد. آیا خود را در پیشگاه حضرت حق و مردم پاسخگو نمیدانی که این گونه سوار بر اسب سرکش قدرت شده و خود را تافتهای جدا بافته از مردم میدانی؟!
نقش رنگها در 113 گام شهری
صادق هدایت در یک سفر پر دردسر به اصفهان در لابهلای کتاب "اصفهان نصف جهان" آورده که به شهری به بزرگی همهی آبادیهای دنیاست رسیده تا بتواند یک تنفس
بزرگ باشد. در ادامه از مبلمان شهری آن به خصوص نقاشیهایش به شیوهای سنجیده و کارشناسانه تعریف نموده که رفتن به چنین شهری بدون پشیمانی است و احتیاج به استخاره ندارد زیرا میشود به تماشای رازهای یک شهر بنشینید و نفسی تازه نمایید.
حال بحث بر سر آن است که نه صادق هدایت بلکه هر که خود را آمادهی سفر به یک دیار مینماید قبلاً بایستی با جاذبه و کشش رفتن به شهر، خود را آماده نماید، حتی مردم شناسی را نیز مد نظر قرار دهد.
اما این مقدمه را بر این اصل قرار میدهیم که دل به شهر بوشهر داده و به اعلام طرح 113 گام شهرداری برای آبادانی و پاکیزگی که با یک تبلیغات وسیع شروع گردیده است. همان طور که در سفر صادق هدایت رنگها در اصفهان حرف اول را میزنند و عناصر غیر مزاحم شهری را جلوههای ویژهی رنگی عین پنجرههای قدیمی شهر بوشهر به وجود میآورند، لذا این عوامل به وجود نمیآیند مگر با دستان هنرمندان عرصههای مختلف تجسمی، معماری، گرافیستها، نقاشان که شهر از خلاقیت آنها کم ندارد تا در انتقال پیامها به فرهنگ عمومی شهری کمک نمایند.
و اما بحث بر سر آن است که عناصر تصویری مزاحم و بیهویت مثل انبوه تبلیغات تجاری و نصب تراکتهای کاغذی به در و دیوار اماکن شهری که در حال حاضر در شهر مشاهده میشود و چشم و دل را بمباران مینمایند، لطمهای جدی به مبلمان شهری زده و گویی قصد رویارویی با طرح 113 گام شهرداری دارد، البته تبلیغات را نفی نمینماییم بلکه در چارچوب منطقی و استاندارد قرار ندارد و بایستی بهینه گردد و با رنگهای متنوع و آرامش بخش رفع مشکل گردد که آن هم در عرصهی مدیریت هنری برای شهر قابل درمان است و عزم هنرمندان و همت و مشارکت همگانی را میطلبد تا شهری با سیمای موزون داشته باشیم و به 113 گام برسیم.
دستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
Ten سالگی مون رو ای وَل!
هفتهنامهی دوستداشتی، پر مغز و تو دل برو "نصیر بوشهر" ده ساله شد، برای همین واسهتون از خودمون مینویسم.
ما یک عدد مدیرمسئول داریم که خیلی آدم مسئولییه. همیشه با تلاش فراوان سعی میکنم دستنوشتههایم زیاد جلو چشاش نباشه، آخه هر چی بیشتر به نوشتههایم نگاه میکنه، خطوط بیشتری ازشون حذف میشه! الان هم قول دادم جوری بنویسم که به هیچ کسی برنخوره، و اما امید غضنفر اون قدر آدم خوبیه، اون قدر آدم خوبیه که نگو! یه تکه برگهی سیاه و سفید تحویل میدیم و بعد سرخ تحویل میگیریم، آخه با خودکار قرمز روی صفحاتمون "مینگذاری" میکنه، وقتی هم میگویم این دفعه خیلی حذف شده، جواب میده: "ببین! ... این نمک کارِ مطبوعاته" ! آقای ورزش اینا هم خیلی با حاله، فقط شاهینش به یه درد "تحمیلی" مبتلا شده! یه دونه توزیع کننده هم داریم که آخر توزیع تشریف داره و تزِ جالبی داره و میگه: حالا که پرواز تهران ـ بوشهر واسه ما ناز میکنه، بگیم نشریات را با "چاپار" بیارن، زودتر میرسه! به خانمهای تایپیست هفتهنامه هم یه تریلی ارادت داریم، آدرس بدن بیایم خالی کنیم! خانمهای تایپستمون ته تایپن، لنگهشون رو پیدا نمیکنید! حالا نوبتی هم باشه نوبت خودمونه. دوستان، اگر دیدید دو سه نفر با حالت دو تردد میکنند، بدونید که اونها ما هستیم. همیشه مشغول دویدن، گاهی دو ماراتون، گاهی دو صد متر، خلاصه یک دوندهی تمام عیار هستیم. از این سالن به اون سالن، بعضی موقعها هم به محل تجمع افراد ناراضی....
همهی اینها رو گفتم که بگم : اگه تلخیم یا که شیرین یا به قول بعضیها تخریبچی (توضیح: حالا با آرپی جی یا لودر نمیدونم) هدفمون اینه که حتی اگه شده با یه سوزن زدن به مسئولین، اینارو وادار به حرکت کنیم و یادشون بندازیم که جلو چشم مردم قرار دارند. شاید بتونیم جامعهمون را به یک جامعهی مدنی و ایدهآل نزدیک کنیم .... خدائیش فقط همین!
هدف این مقاله، توضیح ساده، قابل فهم و در عین حال علمیِ مقولهی فیلم میباشد. واقعیت این است که مقولهی فیلم ـ همچون تمامی مقولات علمی دیگر ـ بسیار گسترده است و تحلیل و بررسی علمی فیلم از حوصلهی نشریات عمومی خارج میباشد، اما روشن کردن الفبای این مبحث علمی، با زبانی ساده برای مردم از اهمیت زیادی برخوردار است، چرا که هر چه اطلاعات عمومی و حتی تخصصی مردم و جامعه از فیلم بیشتر باشد، نحوهی نگرش آنها به این مقوله غنیتر خواهد بود. پس اولین بخش این روشنگری علمی را با تمرکز بر مفاهیم کلی فیلم از دید اجتماعی، اقتصادی و هنری آغاز میکنم. آن چه در زمانهای بسیار قدیم از واژهی فیلم ((film تعبیر میشد، یک "لایهی نازک" (مثلاً از روغن) و یا یک "ورقهی نازک" از چیزی بود که با اختراع عکاسی و با توسعه یافتن این علم از مرحله "صفحه عکس" به نیترو سلولوئید قابل حمل مبدل گردید، واژهی فیلم نیز رفته رفته برای این منظور به کار بُرده شد. سپس صحنههای تصاویر متحرک بر روی این ماتریال را هم فیلم نامیدند تا این که امروز تمام این پدیده "فیلم" نامیده میشود.
"فیلم" یک فرم یا قالب هنریست که از تصاویر متحرک تشکیل میشود. این تصاویر، معمولاً یا توسط یک پروژکتور بر روی پرده قرار میگیرند یا از طریق صفحهی تلویزیون به نمایش در میآیند. امروزه فیلمهای سینما و تلویزیون متشکل از تصاویر رنگی هستند که صداگذاری شده و با لایهای از موسیقی نیز همراه میباشند. "فیلم مبحثی علمیست که محصول تئوری فیلم، علم فیلم و عمل فیلمسازی میباشد". تکامل تکنیکی، فرهنگی و هنری این "رسانهی بصری" از آغاز پیدایش آن (اواخر قرن 19 میلادی) تا به امروز تحت عنوان "تاریخ فیلم" ارائه شده است که خود مبحثی جداگانه و جامع است.
مفهوم اجتماعی فیلم
در جامعه امروز، فیلم با سه تعبیر کُلی روبهروست:
اول به عنوان یک رسانهی جمعی جهت اطلاع رسانی و آموزش خود آگاه.
دوم به عنوان یک پدیدهی اقتصادی (تولید حرفهای فیلم و فیلم حرفهای از لحاظ تکنیکی و مالی، هزینهی زیادی را به خود اختصاص میدهد)
سوم به عنوان یک پدیدهی هنری با تمام متعلقات و جوانب خاص خود.
از همان اوایل پیدایش فیلم، این سؤال همیشه مطرح بوده است که: آیا فیلم، رسانهای ساده جهت سرگرمیست یا نوعی قالب صرفاً هنری؟ دست نوشتهای از یک تئوریسین فیلم به سال 1928 میلادی چنین میگوید:
"همان گونه که میبینیم، کسانی که در تولید فیلم نقش دارند به دو گروه بزرگ، مجزا و تقریباً مخالف یکدیگر تقسیم میشوند: گروهی فیلم را صرفاً به عنوان وسیلهای برای انجام معاملات کلان و دریافت سودهای هنگفت میبینند. فیلم برای این افراد، کالاییست که باید خواستههای مصرف کننده و دلالان تجاری را اجابت کند. گروه دیگر در مقابل آن را پدیدهای جدید در وادی آفرینش دانسته و به آن به عنوان وسیلهای برای نوآوری در زندگی ـ به عنوان یک هنر ـ مینگرند. ناگریز بایستی هر دو نقطه نظر را آزاد گذاشت، چرا که این دو گونه شدن هنر و معامله، آفرینش و کارِ صرف، ارتقاء و پراکندگی، اثر و کالا در تمامی شاخههای دیگر هنری نیز به چشم میخورد."
لازم به یادآوری است که موفقترین فیلمهای تاریخ سینما، فیلمهایی بودهاند که با ترکیب علمی از خلاقیت و اقتصاد ساخته شدهاند. فیلمهایی که با خلاقیت و با اهداف عالی فرهنگی، هنری و انسانی ساخته شدهاند اما جنبهی مالی و اقتصادی را هم فراموش نکردهاند.
فیلم به عنوان یک قالب (فرم) هنری
یکی از مشخصههای فیلم، ارضای حس کنجکاوی بشر و نیاز به سرگرمیست. فیلمهای داستانی سرگرم کننده با به وجود آوردن یک دنیای غیر واقعی، این امکان را به تماشاگر می دهند تا با غرق شدن در این دنیای جدید، تمامی قواعد روزمره را طوری دیگر تجربه کنند. در این رابطه تئوریهای روحی ـ روانی فیلم نیز تأکید میکنند که ارتباط تنگاتنگی بین تصاویر فیلم و رؤیاهای افراد بینندهی فیلم وجود دارد. در واقع تصاویر یک فیلم امکان تمدد اعصاب و آرامش روحی به بیننده میدهند.
برای افرادی مثل : بازیگران، کارگردان، فیلمنامهنویس، فیلمبردار، تدوینگر، سازندهی موسیقی فیلم و افراد بسیار دیگری که در تولید فیلم نقشهای کلیدی ایفا میکنند، فیلم فرایندی علمی، فرهنگی برای بیان هنرمندانهی قضایا میباشد. در این میان "فیلمهای مؤلف" به عنوان بخش عمدهای از آثار والای هنری ـ فرهنگی تلقی میشوند. یکی دیگر از فرمهای هنری فیلم، "فیلم اکسپری منتال" یا تجربی میباشد(تجربی به معنای تجربهی فرمی جدید در کار فیلمسازی و نه به معنای ابتدایی و آزمایش)
آن چه فیلمها را به ژانرهای مختلف تقسیم مینماید عبارتند از: نوع فیلم، محتوا و هدف فیلم، شیوهی ساخت و فاکتورهای ساختاری. بدین ترتیب یک فیلم میتواند به یکی و یا بیش از یکی از این ژانرها متعلق باشد: مستند، تخیلی، کمدی، جنایی، جنگی، وحشت، عشقی و…
برای ارزیابی و به نمایش در آمدن فیلمهای تولید شده، همه ساله فستیوالها یا جشنوارههای فیلم در گوشه گوشهی دنیا برگزار میشوند. این جشنوارهها، جایزههای خود را به فیلمهای تولید شده و فیلمسازانی اهدا میکنند که از معیارهای کیفی آن جشنوارهها برخوردار باشند. در این میان معتبرترین جشنوارهها، جشنوارههای A (A-festivals) میباشند. جشنوارهها بر اساس قدمت، معیارهای فرهنگی، هنری و تکنیکی، و ارتباط یابی با بازار جهانی فیلم به درجههای مختلفی تقسیم میشوند. لازم به یادآوریست که برگزیده شدن در یک جشنواره، تنها معیار موفقیت یک فیلم نمیباشد.
فیلم به عنوان یک پدیدهی اقتصادی
اقتصاد فیلم، تمامی حوزهها و جوانب فیلم را در بر میگیرد. این بدان معنی است که در تمام بخشهای تولید فیلم، عامل اقتصاد به چشم میخورد: پیش تولید، تولید، پخش، بازاریابی، تکثیر و استفاده. از آن جایی که تولید فیلم با مخارج زیادی همراه است، مسئلهی چگونگی تأمین این مخارج همیشه حائز اهمیت بوده است. در سینمای هالیوود به خصوص در استودیوهای بزرگ، فیلمها از قبل، براساس فروش بینالمللیشان، تأمین مالی میشوند. این در حالیست که تولید فیلم در اروپا و دیگر نقاط دنیا، وابسته به حمایت داخلیست، علت هم آن است که اقتصاد فیلم حتی در اروپا در مقایسه با هالیوود، بر اساس ساختاری خرد بنا شده است. ("هالیوود" عمدتاً به صنعت سینمایی آمریکای اطلاق میشود که در تمام استودیوهای بزرگ و حائز اهمیت، از لحاظ تکنیک فیلمسازی، وجود دارد.)
پس قبل از هر چیز حمایت مالی از پروژه چه از طریق سرمایهگذاران بخش خصوصی و چه سرمایهگذاران دولتی مهم میباشد. این حمایت مالی، عملی شدن پروژه را تضمین میکند. بدین ترتیب مرحلهی پیش تولید فیلم آغاز میشود. پس از مرحلهی تولید و گذراندن مرحلهی پس تولید (که در آن فیلم مراحل فنی خود را پشت سر م گذارد) عامل مهمی که در برگشت سرمایه از اهمیت زیادی برخوردار است، تعداد تماشاچیانیست که برای دیدن فیلم به سینما میروند. عامل مهم دیگر، میزان فروش برای رسانههای مصرفی مختلف میباشد از جمله فروش DVD و محصولات جانبی فیلم (بازیهای کامپیوتری و غیر کامپیوتری، اسباببازیها، فیگورهای قهرمانان فیلم و…)
برای اثبات این قضیه که فیلم یک پدیدهی اقتصادیست، کافیست به ارقام زیر توجه کنید: تولیدات فیلمهای سینمایی در سال 2005 نسبت به سال 2004 به میزان 8/7% افزایش داشته است. تعداد فیلمهای تولید شده در سال 2005 در سراسر دنیا 4603 عدد بوده است. از این تعداد، رقم قابل توجهی تنها در هندوستان تولید شده است. تعداد 1041 فیلم !!! نکتهی جالب این است که تعداد فیلمهای تولید شده در هندوستان در سال 2005 از تمام فیلمهای تولید شده در کشورهای اروپایی (1035 فیلم) بیشتر بوده است. در همین سال هندوستان با تولید 1041 فیلم در صدر جدول تولیدات فیلم در دنیا قرار دارد. پس از هندوستان، ایالات متحده آمریکا با 699 فیلم، ژاپن با 356 فیلم، چین با 260 فیلم و فرانسه با 240 فیلم قرار دارند. صنعت سینمای هند "بالیوود" بزرگترین صنعت تولید فیلم در دنیاست که پرداختن به آن خود مبحثی جداگانه است.
تولید فیلم
تولید فیلم منوط به گرد هم آمدن مهارتهای متفاوتی از جمله: دراماتورژی برای نوشتن فیلمنامه (علم فیلمنامه نویسی) بازیگری، کارگردانی، طراحی نور، طراحی صحنه، کادراژ یا همان قطعنما، مونتاژ، تکنیک صدا و موسیقی میباشد. مراحل معمول تولید یک فیلم عبارتنداز: 1ـ تکامل ایده 2ـ تأمین مخارج 3ـ نوشتن فیلمنامه 4ـ پیش تولید (pre-production) ـ در این مرحله تمامی هماهنگیها و برنامهریزیها چه مالی و چه تکنیکی انجام میشود و طی آن برنامهریزی میشود که چه کسانی (اعضای گروه فیلمسازی) در چه زمانی و در چه مکانی کار فیلمبرداری را انجام میدهند ـ 5ـ فیلمبرداری 6ـ پس تولید (post-production) ـ در این مرحله فیلم مراحل فنی مثل مونتاژ، صداگذاری، موسیقی را پشت سر میگذاردـ 7ـ پخش و بازاریابی.
فیلم از تصاویر ثابت تشکیل شده است. تصور حرکت یا همان افکت فیلمی، هنگامی احساس میشود که این تصاویر ثابت پشت سر هم و با سرعت نشان داده شوند. این تصاویر از فرکانس پانزده تصویر در ثانیه و بر اثر افکتی که بر شبکهی چشم انسان میگذارند، دیگر نه به عنوان تک تصویر بلکه به صورت یک حرکت فیلمی که به حرکت درون دنیای واقعی نیز شباهت دارند، دیده میشوند. لازم به یادآوریست که آن چه امروزه به صورت نرمال روی پردهی سینما رؤیت میشود 24 یا 25 فریم در ثانیه است که با کم و زیاد کردن این فرکانسها افکت «Fastmotion» و «slowmotoin» به وجود میآید. تا به امروز، فیلم به سه صورت ثبت میشود:
1ـ فرم کلاسیک فیلم که در آن تصاویر به صورت تک تصویر ـ اصطلاحاً فریم frame ـ به روی ماتریال فیلم که از جنس سلولوئید است، ثبت میشوند و پس از نور دهی در لابور، با سرعت پشت سر هم نشان داده میشوند. این نمونهی فیلمبرداری هنوز معمول است و تا الان هنوز از کیفیت بسیار بالایی برخوردار است.
2ـ نوع دیگری که از سال 2000 میلادی به طور فزایندهای در سطح حرفهای هم مورد استفاده قرار گرفته، روش ثبت تصویر یا فیلمبرداری دیجیتال میباشد. یادآوری میشود برای اولین بار در سال 1976 میلادی، شرکت JVC ژاپن یک سیستم آنالوگ پیشرفته به نام VHS را روانهی بازار کرد. VHS کوتاه شده video home system است که آغاز تکوین سیستم ویدئو در دنیا بود. این سیستم رفته رفته با پیشرفت روزانهی تکنولوژی جای خود را به سیستم دیجیتال داده است.
3ـ نوع دیگر در فیلمها و آثار انیمیشن روی میدهد که در آنها هیچ جریان واقعی فیلمبرداری و ثبت نمیشود، بلکه تصاویر از راههای مختلفی مثل طراحی فریم به فریم از طریق عکاسی فریم به فریم (تک تصویر) و یا توسط کامپیوتر و با کمک روش Stop-motion تولید میشوند. یادآوری میشود که واژهی Animation از واژه لاتین animare به معنای زندگی بخشیدن ریشه میگیرد. تاریخچهی پیدایش انیمیشن، چگونگی تولید فیلمهای انیمیشن و ژانرهای متفاوتی که در دل این طیف وسیع به وجود آمده است خود مقولهی بسیار گستردهایست که باید جداگانه به آن پرداخت.
گفتنی است که به علت رشد سریع تکنولوژی، صنعت فیلمسازی از آخرین دههی قرن بیستم به این سو، تفاوتهای بین سه شیوهی ذکر شده، رفته رفته رنگ باختهاند، چرا که امروزه، فیلم به هر شکلی که تولید شود جهت بازاریابی و موفقیت تجاری بیشتر به زنجیرهی فرمات دیجیتال میپیوندد؛ دیجیتالیزه میشوند و از طریق DVD روانهی بازار میگردند.
و کلام آخر این که:
تصاویر یک فیلم به هر شکلی که تولید شوند، آن گاه که توسط پروژکتور در اتاقی تاریک روی پرده انداخته میشوند، تصور زنده بودن تصاویر را آن چنان به بیننده القا میکنند که وی با دنیای بیرونِ آن اتاق تاریک به طور موقت قطع رابطه میکند و خود را به دست آن تصاویر میسپارد و به دنیای آنها سفر میکند. هر چه این تصاویر با محتوا تر و غنیتر باشند، بینندهی فیلم نیز پس از تماشای فیلم با کولهبار سرشار تری، سالن تاریک را ترک کرده و آموختههای خود را به زندگی شخصی و روزمرهاش میبرد. بیهوده نیست که گفته میشود، هر مملکت به فیلمساز خود به عنوان ناشر "هویت فرهنگی" مینگرد و به همین علت است که غالباً سیاست فیلمی هر کشور بر آن است که تولیدات ملی خود را ارتقا بخشد و توانایی و قدرت عمل خویش را در رقابتهای بینالمللی تثبیت، حمایت و حفاظت کند.
ویرانهای آبادان از صداقتها و قدرشناسیها...!
متأسفانه پس از گذشت چند سال از بدرود شاعر فرزانهی بوشهری استاد "آتشی" و پس از انتقال پیکر ایشان به بوشهر و دفن در این شهر، گویا هنوز هم آتشِ خشمِ برخی مدعیان فروکش نکرده و همچنان شراره میکشد، چنانچه گاه و بیگاه میکوشند به بهانههای مختلف ضمن بیان اعتراض و ناخشنودی خود، نیش و طعنی نیز نثار مردمان و شهر بوشهر کنند.
آخرین این اظهار نظرها به خانم "راکعی" نمایندهی مجلس ششم بر میگردد که از بدِ روزگار، عنوان مدیر خانهی شاعران ایران را نیز یدک میکشد! هرچند کمتر کسی خانم "راکعی" را به عنوان چهرهای ادبی میشناسد و سخنهای او را نمیتوان در این عرصه جدی گرفت، اما بیپاسخ گذاشتن سخنان و توهینهای وی را نیز روا ندانستم.
خانم "راکعیِ" نه چندان عزیز! اشکالی ندارد، راحت باشید، اگر آتشِ عقده و خشم و ناکامیتان با آب و آبروی بوشهر اندکی فروکش میکند، خرابه که هیچ، میتوانید این شهر را گورستان بخوانید. اما به یاد داشته باشید زرق و برق و آبادانی خانهها و شهرهای شما مرکزنشینان، از وجود همین شهرهاییست که خرابه میخوانیدش. نمکِ درآمد ذخایر گازی و نفتی و... استان بوشهر و خوزستان به سوی مرکز سرازیر میشود و در عوض نمکدان میشکنید. این خرابه، خراب از بیتوجهی سیاسیونی چون شماست. آنچه را شما خرابه میخوانید، آبادانِ صداقتها، محبتها و مهربانیها و قدرشناسیهاییست که البته بسیاری از شما مرکزنشنیان با آن بیگانهاید و حالا آزمندانه پس از جذب درآمدها، نظر به در انحصار گرفتن شخصیتها و داشتههای فرهنگی دیگر شهرهای کشور دارید.
هدف شما این است که موزهای از مردگانِ نامآشنا در مرکز درست کنید و حتا نام حک شده بر سنگ قبر آنان را نیز مورد سوء استفادهی تبلیغاتی قرار داده و بدینسان برای خود کسب وجهه و اعتبار و بیلانکار نمایید. اما شما نمیدانید که همین سنگ قبر کسانی چون "آتشی" و "بیابانی" و "نعمتیزاده" و... در شهر فرهنگپروری چون بوشهر، امید جوانان و مردمان بسیاری را برای ادامهی فعالیت و زندگی فرهنگی موجب میشود. مزار "آتشی" میعادگاهیست که هر پنجشنبه برخی دوستداران و ادبدوستان بوشهری آنجا حضور مییابند و از بوی آن خاک، نفس تازه میکنند. به عبارتی گُلِ انگیزه و پویایی و فعالیت شاعران بوشهری، ریشه در خاکِ "آتشی"ها دارد.
جوانان بوشهری نه سرافکنده و شرمسار، بلکه با وجدانی آسوده بر مزار "آتشی" فاتحه میخوانند و به خود میبالند که مانند بسیاری دیگر در مورد این شاعر، مردهپرست نیستند. چرا که در زمان حیاتش نیز حرمت او را پاس داشته و با برگزاری مراسم مختلف نکوداشت، حضورش را گرامی داشتند.
پس از مرگ نیز یکی از بینظیرترین مراسم سوگواری با حضور هزاران نفر از همشهریان "آتشی" در بوشهر برای وی برگزار شد و هر ساله طی مراسمی یاد و خاطرهی این شاعر زنده میشود.
حال شما صادقانه بگویید، هر چند وقت یک بار سری به مزار "فروغ فرخزاد" میزنید...؟! چقدر میگذرد از آخرین فاتحهای که بر مزار "هوشنگ گلشیری" خواندهاید...؟! تازگیها یادی از "محمد مختاری" کردهاید...؟! آیا دستی بر سنگ قبر شکستهی "شاملو" کشیدهاید...؟! آیا مرهمی بر آن سنگ گذاردهاید...؟! نشانی قبر چند تن از بزرگانی از این دست را از یاد بردهاید...؟!
جالب اینکه در مراسم تشییع جنازهی "م.آزاد" که حدود یک ماه پس از "آتشی" به دیار دیگر شتافت، بیش از 50 نفر از مرکزنشینان حضور نداشتند و با چه دردسری آن شاعر به کام زمین رفت. همان دردسرهایی که "سیمینبانوی بهبهانی" پس از آنکه مشکلات و سنگاندازیها را برای دفن شاعر دید، با درد و به طعن گفته بود: حالا که نمیگذارند خاکش کنیم، بگذارید کلاغها بخورندش!!
آیا میدانید در بوشهر هستند کسانی که صبح زود پس از پیمودن چندین ساعت راه به زیارت مزار "حافظ" و "سعدی" میروند و پس از یکی دو ساعت، راه برگشت بوشهر در پیش میگیرند؟ بیشک چنین کسانی نمیتوانند بزرگان دیار خود را فراموش کنند.
به یاد داشته باشید که توهین به موطن شاعران، توهین به خود آنها نیز محسوب میشود، چرا که بیشک آنان چون هر انسان آزادهای، اقلیم خود را محترم شمرده و تعلق خاطر بسیار به زادگاهشان داشتند. شما شهری را خرابه میخوانید که "آتشی" آن را "لنگرگاه" همیشگی خود میداند و در اشعارش بسیار از آن سخن گفته و بنمایهی اشعارش را از آن الهام گرفته است. تقصیری ندارید؛ شما صدای بغضآلود "آتشی" و غم سنگینش را هنگام مهاجرت از بوشهر نشنیده و ندیدهاید.
خانم "راکعی"! اشتباه گرفتهاید؛ شاید شما فکر میکنید همهی بوشهریها مثل نمایندهی فعلی خود در مجلس هستند که حرمت مرده را نیز پاس نمیدارند. لازم به توضیح است همانطور که شما در بسیاری موارد نمایندهی افکار موکلان خود نبودید و در مجلس ششم نتوانستید کاری از پیش ببرید، پس میشود شرایطی رقم بخورد که "عطارزاده" هم با اندیشه و خواستههای موکلانش تفاوتها داشته باشد. هر چند که حرمتشکنی وی، در برابر حرمتشکنی برخی مرکزنشینان، بزرگداشت محسوب میشود، چرا که او به خود اجازه نمیدهد هر ساله سنگ قبری را – چه شاعر و چه انسان عادی - تَرَک انداخته و بشکند.
حقیقت این است که شما فقط نامی از اصلاحطلبی شنیده و غَصب کردهاید، وگرنه توهین شما به هر قشر از مردم ایران به دور از روحیه و مرام اصلاحطلبی است و چیزی جز انحصارطلبی معنا نمیدهد. چه بسا بتوان شکست اصلاحات و به بنبست رسیدن این جریان را در اندیشه و رفتارهایی اینچنین از جانب کسانی چون شما که به غلط نام اصلاحطلبی را یدک میکشند، جست و جو کرد.
خانم "راکعی"! به نظر اینجانب شما فقط میتوانید - زبانم لال - در وصیتنامهتان محل دفن خودتان را گورستان «ظهیرالدوله» و یا «امامزاده طاهر» در قطعهی شاعران و هنرمندان و... مشخص کنید. البته پیشنهاد میکنم پیش از مرگ در مورد محل دفنتان با واسطه قرار دادن دوستان و آشنایان رایزنی کنید، زیرا شما حداقل در جامعهی ادبی، فرهنگی کشور وزن چندانی ندارید و گمان نمیکنم به راحتی بتوانید در گورستان شاعران جای گیرید!
سخنی با "فاطمه راکعی"
متصدی تعیین محل خاکسپاری شاعران!
پس از درگذشت زندهیاد " قیصر امینپور"، فضایی برای "فاطمه راکعی" ـ که گویا به تازگی به سِمَت "متصدی تعیین محل خاکسپاری شاعران" منصوب شده ـ مهیا شد تا در ادامهی اهانتهای پیشین خود به مردم بزرگ بوشهر، محل خاکسپاری استاد آتشی را "خرابه" اعلام نماید!
"راکعی" که زمانی در بازی مهوعِ سیاسیون، به عنوان بازیگر دستِ چندم به مجلس نیز پرتاب شده، گاهی سطرهایی نیز از بندِ رختِ "نظم" میآویزد. او و همباوراناش چند سالی ست با خدمات رسانی برخی از عنصریها و عسجدیهای امروز "خانه شاعران" را به انگیزهی تقابل با شاعران "غیر خودی" راهاندازی کردهاند که اگر مجموع افاضات منظومشان هم چلانده شود، یک سطر و مصرع که در دنجِ ذهنی جای گیرد و تلنگری به احساسی بزند، یافت می نشود، جستهایم ما! و نکتهی دیگر این که، عضو "خانهی عنصریها" بودن و پیشینهی نمایندگی در مجلس ششم داشتن، هیچ حاشیهی امنیتی برای این ناظمهیِ مکرمه و دیگران و دیگرتران ایجاد نخواهد کرد تا اهل قلم و مردمان بزرگ بوشهر در برابر ادبیاتِ سخیف و لمپنی همچنان تاب آرند و با مکیدن و مزمزهیِ آب نباتهایی چون: "مردم نجیب و صبور و خونگرم و مهماننواز"، چشم و گوش بر رفتار و گفتارِ مرکزنشینانی بیدرد با تفکر ایلیاتی و عشیرهای بر بندند. اما پاسخ ما به راکعی و نیز آن دیگران و دیگرتران که در سال 84 برای خاکسپاری استاد آتشی در امامزاده طاهر، گریبان چاک میدادند، این است که: اهالی قلم و اندیشه و مردم بیبدیل بوشهر، چراغ مأمن آتشیِ بزرگ را به هر شکل تا کنون روشن نگاه داشتهاند و دیگر آن که بعد از گذشت دو سال، اجازه ندادند آسیبی به آرامگاه استاد برسد، اما تمامی کسانی که با گستاخی، مردمان شریف زادبومِ آتشی را "بیفرهنگ" خواندند، باید چهرهیِ منفور و سیماچه پوشِ خود را در لایهای از "شرم" بپوشانند که سنگِ مزار شاملوی بزرگ را در همین "امامزاده طاهر" تکه تکه کردند و نجوایی ـ حتی ـ از نایِ این گورزادانِ مدعی شنیده نشد؛ نکتهای که هفتهی گذشته نویسندهی فرهیختهیِ هم اقلیمی آقای "خورشید فقیه" نیز در نوشتاری پُرمایه در هفتهنامهی "نسیم جنوب" یادآور شد.
خانمِ متصدیِ تعیینِ محلِ دفنِ شاعران!
به یاد داشته باشید"آتشی" چون "فروغ فرخزاد" و دهها نامدار دیگر در خرابهای چون "ظهیرالدولهیِ تهران" به خاک سپرده نشده و سنگِ مزار او نیز هرگز چون سنگِ آرامگاهِ "شاملو" در "امامزاده طاهرِ کرج" تخریب نشد.
و نکتهی آخر آن که: اگر شهامتِ " دیدن" دارید، فیلم تشییع و به خاکسپاریِ استاد آتشی در بوشهر را که در آن تصاویری گویا از حرکت تابوتِ آتش میانِ دریای بیکرانِ مردمانِ قدرشناس و بزرگِ این اقلیم ثبت شده، ببینید و بعد در مقایسه با تشییع 50 نفرهی ِ "م. آزاد" در گورستانِ "تهران بزرگ"، زبان در کام بگیرید و چهره از شرم بپوشانید.
حقایق سخن، دقایق هنر
در میان مطبوعات استان بوشهر، "نصیر بوشهر" هم ده ساله شد. ده سالی که به ظاهر اندک است و اگر نیک بنگریم در معنا، عمری است. اگر عمر ده ساله با راحتی و آسایش و امنیت فکری، روحی و مالی بگذرد، سالی بیش به نظر نمیآید و چنان چه دغدغهها، دل مشغولیها، اضطراب و نگرانیها، کمبودها و عدم امنیت شغلی و مالی به همراه داشته باشد، ده سال، صد سالی به نظر خواهد آمد. خوشحالی این جاست که دارندگان قلم به جز کسانی که در پی نان و جویای ناماند ـ که تعدادشان نیز کم نیست ـ به بادامی بسازند و منت از دونان نبرند و در عین تنگدستی در عیش کوشند و هستی، چنان که حافظ به گونهای دیگر گفت و حق هم همین است که پیوسته به
دنبال حق و گویای حقیقت باشی و از بیحقیقتیهای روزگار غمگین نباشی. نصیر بوشهر، چنان که میدانم و میدانیم، در این مدت بدون چشم داشت بر پای خود ایستاده و پیوسته در این ده سال حقیقت را بیان داشته است، حال اگر گاهی به ضرورت آبی در لانهی مورچهای ریخته است، درد سرِ آن را هم کشیده است. همین که خانوادهی مطبوعات و خانهی مطبوعات بوشهر توانستهاند در طول سال های اخیر که از حضور نشریات می گذرد، صاحبان قلم و اندیشه را دور هم جمع کنند و نیز توانسته اند قلم، به دست تازه کاران و نو رسیدگان بدهند، خود عظیم کاری است. من غالباً در نشریات متعدد بوشهر که هر هفته به دستم میرسند مطالب نو و تازهای میخوانم که حتی در مطبوعات پایتخت، چنین مطالب تازه را نمیتوان یافت و این نیست مگر عشق تازه که در روح قلم به دستان و پدیدآورندگان قدیمی و نوپای این دیار دمیده شده است. امیدوارم نصیر بوشهر با نصرت خداوند سالهای سال بزید و گامهای بلندتر و برازندهتری را در راه بیان حقایق سخن و دقایق هنر بر دارد.
نصیر، پیامآور وصل
"نصیر" فرزند برومند مردم بوشهر، از بدو تولد، پیام آور وصل و دیدار و پیوستگی بود. اکنون پس از ده سال انتشار مستمر به نوجوانی بالنده و سرفراز تکامل یافته و میرود تا جای خود را در گوشه گوشهی خانهها و لابهلای همهی کتابخانهها بگشاید. در طول این ده سال، از همه چیز سخن گفت و از همگان یاد کرد و سفرههای اطعام محبت خود را در پیش روی مردم این دیار پهن نمود، تا هر کس به فراخور خود از این خوان مهر سهمی دریافت کند. اهل فرهنگ به ویژه از این پایگاه هنر و ادبیات و سیاست و اجتماع، نصیبی وافر یافتند و بضاعت بیش و کم خود را عرضهی چشم و
دل خوانندگان و خواهندگان نمودند. این جانب در طول این مدت مورد حمایت و محبت این نشریهی وزین و ارجمند قرار داشته و بیش از آن مدیون الطاف دست اندرکاران با محبت بودهام که به بیان آید.
تبریک و تهنیت از دل برخاستهی خود را به مناسبت دهمین سال انتشار به نصیر و نصیریانِ عزیزم پیشکش میکنم.
به خیلِ مهربانِ "نصیریان"
غمی جانکاه، غمی که از اکنون تا نهایتِ عُمر همراهم گردیده است، درونم را سخت و سمج میکاود. آن قدر که تمام زوایای روشنی را که برای خود ساختهام، در لعابی سیاه فرو برده است. با این وجود، این غم شریک شده در مابقی حیات، مانع هرگز نخواهد شد تا مرا از خیلِ مهربانِ "نصیریان" غافل نماید.
نام "مادر" همیشه جوان است و این مادرِ جوان دل و خوش فهم من بود که همیشه با دیدن تصویر من در صفحات وزین و بدیع " نصیر" به شوق و شعف زمزمه میکرد، زمزمهای شاید بدین معنا که: خدا قوتشان بدهد.
.... و براستی و با صداقت تمام میخواهم بگویم: خدا قوت بدهد به حاج حسن لاوری، به استاد حسن زنگنه، به مرتضی زندپور بزرگوار و صمیمی، به امید غضنفر عزیز، به الگوی معرفت و اخلاق عبدالرحمن برزگر عزیز و فرزند هنرمندم ندا کلبعلی، به همهی اصحاب نصیر، به جوانهای سرشار از فکر و فاضلان کم سن و سالی که فراتر از بزرگیهای مشخص شده و صاحب مرز و حدود، تولید اندیشه مینمایند، به انسانهای خوبی که فرهیختهاند: خدری، خوئینی، شیخیشتان، جوهری، رکنی و به مجید بحرینیِ هنرمند و به حسن غریبی عزیز و حتا به "عمو حیدر" که صفای بیکران محفل پاک "نصیر" است، خدا قوت و نصرت بدهد، به همهی مجموعهی نصیر که بخشی مهم از هویت دیار ماست.
"نصیر" ده ساله شده است. نقدهای من راجع به نصیر، ناچیز و جزییست، اما ستایش من از تیم فکری و تولیدی آن در این فرصت کوتاه و این مطلب کوتاهتر و این حال خاص مقدور نیست. همین که عزیزان نصیر به من اجازه دادهاند تا تبریک خالصانهام را نثارشان نمایم و آرزو کنم که این جریدهی وزین، همراه با جمع شریف گردانندگانش پایا و برقرار بماند، خود غنیمتیست. دوستان؛ درود بیکرانم را پذیرا باشید.
نوشتن از زیستن جدا نیست*
یک هفتهنامه در این وانفسا به چند فاکتور جهت بقاء نیازمند است. بعضی از فاکتورها تحمیلی است. در قانون ما بودجه و یا سهمیه برای مطبوعات در نظر گرفته نشده؛ که این مورد تا اندازهای به نفع مطبوعات است تا مجبور نباشند شیر دولت را بنوشند و در نتیجه نتوانند به مسئولیت خود که حرمت قلم است عمل نمایند. اما در این راه پر پیچ و خم روزنامهنگاری، هستند نشریههایی که اضافه بر عمل کردن به مسائل تحمیلی، رسالت خود را هم انجام میدهند و "نصیر" از محدود هفتهنامههایی است که در این راه و در این چند ساله گامهای مهمی برداشته: مرور تاریخ دیارمان و خلیجفارس با ترجمههای ستایشانگیز استاد زنگنه یکی از بخشهای مفید هفتهنامه
است. "هوای تازه" بسیار جالب به مسائل ادبی، هنری و معرفی کردن هنرمندان و شاعران میپردازد و اصولاً بخش عظیمی از اهل هنر و اندیشه را به استان و حتا به ایران در حد بضاعتش معرفی کرده است. و کار بسیار با ارزش نصیر اختصاص دادن صفحاتی ویژهی نکوداشت نخبگان هنر و ادبیات است که در مناسبتهایی مشخص و بنا به شرایط انجام میپذیرد که بیتردید کار طاقتفرسایی است و همتی والا میطلبد و عشق فراوان که نصیر این کار بزرگ ستودنی را به خوبی انجام میدهد. نکتهی مهم دیگر این که ویراستاری متنها را تقریباً خوب کنترل میکند.
امید اینکه ما بتوانیم میانسالی شما را ببینیم که خود دعایی است از برای خودمان.
* وام گرفته از سیمون دوبوار
آمیزه ی صداقت و ایمان
شاید در کشورهایی که از نظر اجتماعی به مرحلهی تثبیت رسیده و قوانین مدنی، اجتماعی و سیاسی از ثبات بیشتری برخوردار هستند، ده سال تجربهی روزنامهنگاری برای رسیدن به درجهی پختگی، زمان کمی نباشد، اما در کشورهایی که دستخوش دگرگونیهای مداوم در وضعیت و قوانین پیش گفته و به بیان دیگر در مرحلهی گذار یا در حال توسعه هستند، زمان بیشتری برای تحقق عنوان پختگی و بلوغ، مورد نیاز خواهد بود.
این باور به ویژه پس از توجه خاص به دورانی که ما در آن زندگی میکنیم یعنی دوران سرعت تغییر و تحول و پیشرفت ارتباطات و مشکل اطلاعرسانی صحیح، نه
تنها غیر منطقی برآورد نخواهد شد، بَل با احتساب توقعات و بیقانونیها و نامهربانیهایی که طبیعت چنین جوامعیست و احتمال اعمال آنها در مورد نشریات نسبتاً مستقل، منتفی نمیباشد، باعث تقویت استحصال این باور نیز خواهد شد.
با این دید، فرض دسترسی به درجات بالای تجربه و پختگی برای نشریهای محلی مانند نصیر بوشهرـ که از نظر نگارنده فرض صحیح است ـ نشان از تلاش مداوم، صداقت، ایمان و پشتکار دستاندرکاران این هفتهنامه و گزینش آگاهانهی همکاران و نویسندگان مقالات دارد. پس ضمن عرض "خدا قوت" و آرزوی شادابی و توفیق بیش از پیش برای مدیران و دستاندرکاران این نشریهی وزین، دهمین سال تولد آن را به نامبردگان و هم استانیهای ارجمند تبریک میگویم.
"نصیر بوشهر" ده ساله شد
ده سال تلاش مداوم و خستگی ناپذیر هفتهنامهی وزین نصیر بوشهر را به مسئول و کادر فداکار آن تبریک میگویم و امیدوارم در برابر شداید و مشکلات، مقاوم و پا بر جا باشند.
کار خبررسانی مطبوعاتی در این وانفسای خبری و تنگ میدانی مالی دشوار و تا حدودی طاقت فرسا بوده و ایستادگی را تنها در کسانی به سامان میرساند که عاشق باشند و سر باخته و در میان قوم و عشیرهی روزنامهنگاری دلباختهی مخاطب و لابد آدمهایی در این حضور موفق و مانا میشوند که با مردم خود، رو راست باشند و بیشیله. مردم امروز، خوب را از بد، سره را از ناسره، پاکی را از پلشتی و زیبا
شناختی را از بد منظری به خوبی تشخیص میدهند. دیگر قلمهای مسموم که در کار رتق و فتق امورند و تعهد را فراموش کردهاند، کاغذ پارههاشان در میان مردم جایی ندارد. هر چند کارگزاران این نوع تفکر سعی میکنند با تهمتهای ناروا، سستی و رخوت را به جای تلاش و کوشش تبلیغ نمایند، اما دل دریایی و توفانی نصیریها هرگز پا پس نخواهد گذاشت و نام خود را در لوح زرین روزنامهنگاران متعهد جهانی ثبت خواهد کرد. نصیر در این تلاش ده ساله در مسیری راست و بدون اعوجاج گام زده و گذر کرده است. مطالب آن در همهی زمینهها، حافظ اندیشه و ساختار تعقل کارکنان آن است. در حوزهی سیاست پر جرأت، در عرصهی هنر مردمدار و در پیگیری امور و مطالبات مردم کوشا بوده و در سکوت و دور از جنجال کاذب با خویشتنداری و حوصله حرفش را زده و هرگز هراسی به خود راه نداده است.
حضور فعال و به موقع نشریه به روی دکهها، نشان از احترام به مخاطب بوده و دقت در وقت شناسی و علاقه به کار.
این نشریه با قلمهای بومی و نویسندگان همشهری در معرفی نسل جوان پیشگام بوده و بیشتر دغدغه نشان داده است. در معرفی تاریخ معاصر بوشهر بالاخص در بخش قاجار روشنگری کرده و این دوران مرموز را در قالب سفر نامهها و گزارشات دیپلماسی معرفی نموده است.
دوردستهای نزدیک
ده شمع کم است...! شاید هزار تا هم...! برای کیکِ تولدِ ده سالگیِ نشریاتی چون «نصیر بوشهر» و یا «نسیم جنوب» ده شمع خیلی کم است!
به راستی این نشریاتِ محلی که در واقع بسیار فراتر از واژه و وظیفهی محلی بودن ایفای نقش کردهاند، در طی این ده سال و هر هفته، چند شمعِ اندیشه روشن کردهاند...؟! و خاموش شدنِ چند شمعِ روشن را در تندباد دلسردیها و دلمردگیها مانع شدهاند؟!
بیشک اگر آن شمعها را کنار هم بگذاریم، از شعلهی گاز عسلویه هم بزرگتر و روشنتر خواهد تابید.
***
به شمار فروزانیِ هر اندیشه و هر انگیزه، بر روی این کیکِ تولد، شمعی روشن میکنیم. امید که بر کیکِ تولد صدسالگی و هزارسالگی «نصیر»، خورشید بگذاریم.
پس از موافقت وزیر نفت و راه و ترابری، نماینده مردم دشتی و تنگستان خبر داد:
به زودی عملیات اجرایی بزرگراه پارس شمالی افتتاح میشود
حجتالاسلام پور فاطمی گفت: با پیگیریهای انجام شده و موافقت وزیر نفت با اعتبار به زودی عملیات اجرایی بزرگراه پارس شمالی پس از اعلام مناقصه افتتاح خواهد شد.
نماینده دشتی و تنگستان افزود: یکی از اقدامات مهمی که برای مردم منطقه ساحلی بوشهر نیاز میباشد و از تقاضا و درخواست مکرر مردم نشأت گرفته احداث بزرگراه دلوار تا دیّر میباشد.
وی یکی از دغدغههای مردم ساحل نشین استان بوشهر خصوصاً تنگستان را موضوع ته لنجی دانست و اظهار داشت: ته لنجی یکی از موضوعات مهم و اساسی مردم است و لغو و حذف ته لنجی باعث محرومیت بیشتر مردم این سامان خواهد شد.
پور فاطمی عنوان داشت: طی نامهای به رییس جمهور و وزرای بازرگانی، اقتصاد و دارایی خواستار ابقای موضوع ته لنجی شدهام تأکید نمودهام اکثر مردمی که در مسیر مرز آبی استان زندگی میکنند، نیاز مبرم به حمایت دولت دارند و دولت میتواند از این طریق از این مردم حمایت کند. چون این مردم هستند که در مرز آبی حافظ امنیت مرزها میباشند و با مشکلات و سختیها زندگی در کنار مرز را تحمل میکنند.
وی افزود: صلاح نیست که مصوبه هیأت دولت در مورد ته لنجی حذف شود چون رییس جمهور در سفر استانی خود به بوشهر وعده داد که به جای 4 بار، 12 بار از ته لنجی استفاده شود ولی متأسفانه اخیراً شاهد حذف همان 4 بار هستیم.
حجتالاسلام پورفاطمی ضمن اعتراض به لغو مصوبه برقی کردن چاههای کشاورزی اظهار داشت: از دولت مصراً تقاضا دارم از مصوبات خویش که باعث رونق کار محرومین و مستضعفین است حمایت و آن را اجرا نماید نه اینکه لغو کند.
حجتالاسلام پور فاطمی نماینده دشتی و تنگستان از پیگیریهای انجام شده در خصوص آموزش عالی در حوزه انتخابیه گفت: با پیگیریهای انجام شده، دانشگاه آزاد اسلامی دلوار راهاندازی شد. مجوز دانشگاه پیام نور در دلوار و دانشگاه پیام نور کاکی شده و دانشگاه آزاد اسلامی اهرم نیز گرفته شده و پیشنهاد شده است چند رشته تحصیلی در دفترچه کنکور سراسری اضافه گردد. همچنین دانشگاه آزاد اسلامی خورموج مستقل گردیده است.
در گفت و گو با محسن شریفیان عنوان شد:
کنسرت بزرگ گروه موسیقی "مروارید لیان" در تهران
نصیر بوشهر ـ سرویس هنری: گروه موسیقی "مروارید لیان" به سرپرستی هنرمند پر آوازه "محسن شریفیان" کنسرتی در روزهای 24 و 25 آبان ماه در تهران برگزار خواهد کرد. شریفیان در گفت و گویی تلفنی با خبرنگار نصیر بوشهر اظهار داشت: گروه "مروارید لیان" در این کنسرت به اجرای ترانههایی جدید با عناوین "تشباد"، "دریایی" و "ناخدا" از روجا چمنکار، امید غضنفر و علیرضا عمرانی خواهد پرداخت و نیز به مناسبت هشتصدمین سال میلاد مولانا به معرفی اشعار این شاعر بزرگ در عرصهی موسیقی بوشهر خواهیم پرداخت.
وی افزود: ما باید توجه داشته باشیم که مولانا سالیانی طولانیست در بطن فرهنگ و موسیقی بوشهر حضور دارد، اما متأسفانه با این آمیزهی شگفتانگیز شعر و موسیقی، موسیقی بوشهر مورد بیمهری قرار گرفته است. شریفیان در ادامه تأکید کرد: موسیقی بوشهر از پتانسیل بالایی برخوردار است و مردم این اقلیم باید به این موسیقی افتخار کنند. موسیقیای که اشعار چهار شاعر نامدار ایران زمین: فردوسی، نظامی، خیام و مولانا در گسترهی آن جایگاه ویژهای دارد. این ویژگی را در موسیقی کدام یک از نواحی سراغ دارید؟ آیا در زادگاه خیام، این گونه به اشعار وی توجه شده است؟ این توجه و رویکرد به شاعران بزرگ ایرانی در فرهنگ ما ریشه دارد و من خود را مؤظف میدانم این داشتههای ارزشمند را به شکلی شایسته معرفی کنم.
این هنرمند مطرح عرصهی موسیقی در خصوص بیتوجهی مسئولین نسبت به موسیقی بوشهر خاطر نشان کرد: اکنون که زمان بزرگداشت مولاناست، چرا به حضور برجستهی او در موسیقی بوشهر توجهی نمیشود؟ چرا متولیان فرهنگ و هنر این اقلیم از ما حمایت نمیکنند؟ در راستای برنامههایی که در پیش رو داریم به غیر از قولهایی که از سوی معاون سیاسی امنیتی استانداری و مسئولین پارس جنوبی (به سفارش آقای قیصرصالحی) به ما داده شده، هیچ حمایتی از ما صورت نگرفته است.
محسن شریفیان در پایان اظهار داشت: خوشحالم از این که مسئولان سیاسی و اقتصادی ما به مسائل فرهنگی توجه دارند و متأسفم از این که مسئولان فرهنگ و هنر ما نسبت به انجام وظایف خود بیاعتنا هستند.
تجمع اعتراض آمیز اولیا و دانشآموزان مدرسهی راهنمایی امیرکبیر بوشهر
صبح روز 19 آبان از ساعت 6:30 دانشآموزان مدرسه راهنمایی امیر کبیر به همراه والدین خود به مدرسه آمدند تا اعتراض خود را به مسئولان مربوطه اعلام کنند. از ابتدای سال تحصیلی، دانشآموزان مدرسه امیر کبیر تنها فقط نوبت بعد از ظهر سر کلاس درس حاضر میشدند. به گفتهی یکی از مادران این امر باعث افت تحصیلی بچهها شده است، بچهها سر کلاس خواب آلود هستند و چیزی از درس نمیفهمند. تا این که اعلام کردند دانشآموزان مدرسه امیر کبیر باید از مدرسه نقل مکان کرده و به مدرسهی دیگری که وضعیت چندان مناسبی ندارد بروند. به همین دلیل دانشآموزان و اولیاءشان تجمع کرده تا جلو این انتقال را بگیرند. پس از گذشت 4 ساعت از جلسهای که با حضور رییس آموزش و پرورش، معاون فرماندار، مدیران مدرسه و نمایندهی اولیا برگزار شد، به این نتیجه رسیدند که مدرسهی شاهد نقل مکان کند. و انتقال مدرسه راهنمایی امیر کبیر منتفی میشود.
رییس آموزش و پرورش در این رابطه گفت مشکل این بود که مدارس شاهد و امیر کبیر در یک فضا ساکن بودند، بنا بود یکی از این دو مدرسه جابه جا شود. عباسی گفت یکی از مدرسههایی که بنا بود جا به جا شود، مشکل برق داشت لذا منتظر بودیم که این مشکل حل شود و برق مدرسه وصل شود. خوشبختانه به ما قول دادهاند تا آخر هفته مشکل حل شود و مدرسهی"شاهد" به مدرسهی "مطهری" نقل مکان کند.
فاطمه راکعی: حرفهای مرا تحریف کردهاند!!
"فاطمه راکعی" پیرامون صحبتهای اخیر و توهینی که به بوشهر به نقل از ایشان بیان شده بود، گفت: حرفهای مرا تحریف کردهاند. من اصلاً نمیبخشمشان، بهترین دوستان من در بوشهر هستند! خودتان میدانید که چقدر به بوشهر ارادت دارم!!
راکعی گفت: منظور من انتقاد از دولت و ارگانهای مسئول که باید کمک کنند بوده و نه چیز دیگر!
وی افزود: تنها "آتشی" نیست، سلمان هراتی که یکی از عزیزان ما بوده را بردند در زادگاهش و هیچ کاری برایش نکردند حتی دریغ از یک مقبره!
فاطمه راکعی در ادامه گفت: کسانی که صحبتهای من را به این صورت انعکاس دادهاند میخواهند مردم بوشهر از من بدشان بیاید. من از مردم بوشهر عذرخواهی میکنم و از شما میخواهم ارادت بیش از حد مرا به بوشهرهای عزیز برسانید!
شهردار بوشهر:
یکی از راهکارها برای سرمایهگذاری در بوشهر اهرم تشویق است
شهردار شهر بوشهر گفت: یکی از ساز و کارها و عامل انگیزش برای حضور بخش خصوصی جهت سرمایهگذاری در شهر به ویژه در بافتهایی که رونق چندانی به لحاظ اقتصادی ندارند اهرم تشویق است.
شاهپور رجایی افزود: با توجه به استقبال کم شهروندان نسبت به سرمایهگذاری و حضور در بافتهای فرسوده به این باور رسیدیم که باید یک سری کاهش در ضرایب محاسبهی عوارض مختلف انجام شود.
رجایی اضافه کرد: این وضع هم ناشی از الگوی تبصرهی 6 و هم درخواست تعدادی از متقاضیان است که در بافت فرسوده شهر ساکن هستند که به شکلی کاهش و تخفیف عوارض صورت گیرد. وی همچنین افزود: ما در چند ماه گذشته به صورت کامل بحث تخفیف را ممنوع کرده بودیم لذا در آینده نزدیک آیین نامه جلب و جذب مشارکت خصوصی را به شورا ارائه میدهیم. آن چه که در حال حاضر مد نظر ماست، بافت فرسوده شهر است، زیرا زمینه سرمایهگذاری برای ما کمتر فراهم میشود لذا به بخش خصوصی اجازه مداخلهی بیشتری خواهیم داد.
معاون شهر و شهرسازی نیز در این رابطه گفت: در کلیهی شهرهای ایران معضل بافت فرسوده به شکل گسترده وجود دارد. مهندس ابراهیم فروزانی افزود: طبق نقشهی اولیه که مورد تصویب شورای شهر قرار گرفت در چهار مرحله از این طرح را برای حدود 350 هکتار بافت فرسوده در شورای دوم تصویب شد در حال حاضر 350 هکتار با شاخصههای اعلام شده توسط شورای عالی معماری شهرسازی بافت فرسوده است.
فروزانی اضافه کرد: اولویت ما در مرکز شهر ـ که شامل بافت تاریخی و منطقهی جنوبی آن است ـ میباشد. وی خاطر نشان کرد: ساختار شهر بوشهر یک ساختار شکل گرفته است یعنی به لحاظ افقی دیگر جای توسعه نداریم و عملاً با وجود پایگاهها و حریم نیروگاه شهر شکل نهایی خودش را پیدا کرده بنابراین توسعه به شکل درون زا خواهد بود نه برون زا.
فروزانی در ادامه گفت: اگر، ما از این تهدید که میشود یک فرصت باشد به نحو مطلوب استفاده نکنیم و از شیوههای جدید که در حوزه علم وجود دارد بهره نبریم معضلات موجود علیرغم هزینهای که میکنیم پیچیدهتر میشوند.
محمدی باغملایی:
تخریب خانهی زندهیاد جعفری با تأیید سازمان میراث فرهنگی صورت گرفته است
رییس سابق سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان بوشهر گفت: سازمان میراث فرهنگی در تهران دستور تخریب خانهی مرحوم جعفری را صادر کرده است.
محمدی باغملایی افزود: سازمان میراث فرهنگی استان بوشهر از وراث خانهی مرحوم جعفری شاکی بود زیرا وارثین، این خانه را به شخص ثالثی فروختهاند، آن شخص نیز شروع به تخریب کرد، بنابراین سازمان میراث فرهنگی بوشهر از ایشان شاکی شده، پرونده نیز به شورای فنی میراث فرهنگی کشور ارجاع داده میشود و دفتر فنی سازمان میراث فرهنگی کشور نیز طی یک بازدید در بوشهر به این نتیجه میرسد که این بنا ارزش تاریخی ندارد و دستور تخریب داده میشود.
رییس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای کشور در بوشهر خبر داد:
تخصیص 1100 میلیارد تومان برای ایمن سازی جاده های کشور
همایش راهداری منطقه 3 کشور با حضور رییس سازمان راهداری و حمل نقل جاده های کشور در بوشهر برگزار شد.
رییس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای کشور در بوشهر گفت: امسال 1100 میلیارد تومان اعتبار برای نگهداری و ایمن سازی شبکه راه های جاده ای تخصیص یافته است.
بخارایی افزود: امسال ساخت 120 کیلومتر جاده و اصلاح 6777 نقطه حادثه خیز در کشور آغاز شده است.
وی اضافه کرد: 500 کیلومتر روشنایی معابر در جاده های کشور اجرا می شود که با تعامل و همکاری با نیروی امدادی پلیس راه و انجمن های صنفی در شش ماه نخست امسال 5/16 درصد تلفات جاده ای کاهش یافته است.
وی در ادامه تصریح کرد: تدوین و رعایت اصول ایمنی موجب افزایش ایمنی جاده ای و کاهش تصادفات جاده ای می شود.
لازم به ذکر است با حضور رییس سازمان راهداری و حمل و نقل جاده ای کشور صدای راهبران در استان به بهره برداری رسیده که در این طرح هفته ای یک ساعت از شبکه ی استانی صدای بوشهر برنا مه ای در خصوص انتقادات و پیشنهادات و بررسی مسائل و مشکلات حمل و نقل جاده ای استان پخش می شود.
دکتر شجاع:
انتخابات فدراسیون فوتبال فرمایشیست
طی کاندید شدن دکتر سید عبدالمجید شجاع نماینده مردم دشتستان در مجلس شورای اسلامی جهت ریاست فدراسیون فوتبال کشور و سپس انصراف وی، سؤالاتی برای کلیه مردم کشور به وجود آمد که در این راستا دکتر شجاع جهت پاسخگویی به اصلیترین سؤال که «انگیزه وی جهت حضور در انتخابات فدراسیون فوتبال چه بوده و به چه دلیل سپس انصراف داده است» اظهار داشت: با توجه به توانمندیهایی که در خود میدیدم و مشورت با جمعی از دوستان کارشناس و فوتبالیست جهت کاندید شدن در این بحث ثبتنام کردم، اما روزی که در فدراسیون فوتبال حضور یافتم جَو حاکم آن مجموعه را به گونهای دیدم که رییس فدراسیون از پیش تعیین و مشخص شده است و این ثبتنام و هیاهو، ظاهرسازی میباشد. لذا در روزهای بعد با دوستانم به خصوص اعضای فراکسیون ورزش و تربیت بدنی مجلس شورای اسلامی مشورت کردم، آنان نیز نظرشان همین بود پس من نیز تصمیم به انصراف گرفتم.
وی افزود: نکته قابل بیان این است که عملاً روزهای بعد از پیشبینی ما مبنی بر اینکه انتخابات فدراسیون فوتبال فرمایشی میباشد این نکته به وقوع پیوست و حتی نتوانستند حضور سردار آجرلو را در این انتخابات تحمل کنند و برای اینکه انتخابات برگزار شود با یک اقدام برنامهریزی شده به صورت دسته جمعی از شرکت در انتخابات انصراف دادند تا کمیته انتقالی مجبور به تمدید زمان برگزاری انتخاب شود که همین طور نیز گردید. بعد از این اقدام و عدم صداقت در این انتخابات، اینجانب در نوبت دوم ثبتنام ننمودهام زیرا مسئولین سازمان ورزش اکثر قریب به اتفاق مجمع فدراسیون را به تهران فرا خوانده و به آنان دستور دادند که باید به رییس سازمان تربیت بدنی کشور رأی دهند، این جو حاکم در فدراسیون فوتبال و سازمان تربیت بدنی حتی به چنین کار غیر اخلاقی که بیان نمودم نیز دست زدند که در این راستا سردار آجرلو نیز انصراف خود را از کاندیدا شدن اعلام نمود. همچنین شنیده میشود که تنها رقیب آقای علی آبادی (کفاشیان) قصد کنارهگیری به نفع کاندیدهای از پیش انتخاب شده را دارد.
در ادامه عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی گفت: پیشبینی اینجانب و حتی دوستانم در فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی از آینده فوتبال کشور آن گونه که قبلاً نیز عرض کردیم نتیجهی انتخابات از پیش مشخص میباشد و در بحث وارد شدن مستقیم رییس سازمان تربیت بدنی کشور که به عنوان پدر و سرپرست کل ورزش کشور میباشد در رشته ورزشی فوتبال احتمال قریب به وقوع این است که دیگر رشتههای ورزشی مورد بیلطفی و کم توجهی قرار گیرند بسیار زیاد است و مضرات حضور ایشان در ورزش کشور بارزتر و بیشتر از سود نامبرده در ریاست فوتبال کشور میباشد.
فرماندار گناوه :
شهرداری گناوه با دستان خالی و توکل بر خدا ۲۴ پروژه عمرانی را دست اجرا دارد
یزدان شناس اظهار داشت : متاسفانه عده ای در این شهربه جای اینکه شهرداری را تقویت نمایند دنبال نخود سیاه می گردند این کارها نه به نفع مردم و نه صلاح شهر است . وقتی ۲۴ پروژه عمرانی آنهم با دستان خالی در حال کار است سزاوار این است که به دوستان در شهرداری خداقوت بگوئیم .
فرماندار گناوه همچنین به مدیران دستگاههای اداری گوشزد کرد که مواظب باشند در زمان انتخابات مجلس ترکش جانبداری نخورند و بر اجرای انتخاباتی سالم در سطح شهرستان تاکید کرد .
یزدان شناس افزود : در فضای سالم مردم خیلی خوب تصمیم می گیرند و خدای ناکرده اگر فضا ناسالم بشود مردم جور دیگری انتخاب می کنند .
حوزه هنری استان چهارمین جشنواره تئاتر استانی بانوان "ریحانه" را برگزار می کند
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: واحد هنرهای نمایشی حوزه هنری استان در راستای ارج گذاری به هنرمندان زن، چهارمین جشنواره تئاتر استانی بانوان "ریحانه" را برگزار میکند. آثاری که با موضوع ارزشهای معنوی زن باشند در اولویت میباشد. آثار باید در 3 نسخه و آخرین مهلت ارسال آثار تا تاریخ 10 آذرماه 86 میباشد. گروههای متقاضی می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به حوزه هنری استان مراجعه نموده یا با تلفن 2524083 تماس حاصل فرمایند .
دوره جدید کلاسهای کارگاهی تئاتر حوزه هنری استان آغاز به فعالیت کرد
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: دوره جدید کلاسهای کارگاهی تئاتر حوزه هنری استان به همت واحد هنرهای نمایشی حوزه و تلاش هنرمند جوان مهدی ضیغمی نژاد از روز یکشنبه 13 آبان ماه 86 فعالیت خود را آغاز نمود .دراین کلاسها نمایش های کوتاه به صورت کارگاهی اجرا و سپس نقد و بررسی میشوند. درپایان دوره نیز جشنواره تئاتر کارگاهی برگزار میگردد. علاقهمندان میتوانند یکشنبه های هرهفته به پلاتوی نمایش حوزه هنری مراجعه فرمایند.
افتخاری دیگر برای حوزه هنری استان بوشهر
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: "تلخ و شیرین" کاری ازهنرمند خوش ذوق دیارمان جواد رمضانی و به تهیه کنندگی حوزه هنری استان به عنوان بهترین فیلم جشنواره سراسری فیلمهای کوتاه دینی (رویش) انتخاب گردید. این جشنواره در شهر مقدس مشهد 7 الی 10 آبان ماه 86 برگزار گردید. برای این هنرمند گرامی موفقیتهای روزافزون را از خداوند بزرگ خواهانیم.
حوزه هنری استان پنجمین جشنواره تئاتر استانی "ماه" را برگزار می کند
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: واحد هنرهای نمایشی حوزه هنری استان در راستای رشد و تعالی هنر نمایش و ایجاد فضایی ارزشی و معنوی برای ارتباط بهتر با جوانان هنرمند استان پنجمین جشنواره تئاتر استانی " ماه" را برگزار میکند، آثار پذیرفته شده در جشنواره باید ایرانی و برگرفته از فرهنگ و ارزشهای دینی و انسانی جامعه باشد . آثار باید در 3نسخه و آخرین مهلت ارسال آثار تا تاریخ 15 آذر ماه 86 می باشد. گروههای متقاضی می توانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به حوزه هنری استان مراجعه نموده یا با تلفن 2524083 تماس حاصل فرمایند.
5 کودک و نوجوان برتر استان بوشهر در مسابقات سراسری کتابخوانی معرفی شدند
خانمها آیناز زارع، غزل محمدینژاد و ساناز رضایی از بوشهر، زینب بردستانی از کاکی و مژده مکی از دیلم به عنوان برگزیدگان کشوری مسابقهی کتابخوانی معرفی شدند.
به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در این مسابقه که از اول تیر ماه تا اوایل مهر ماه ادامه داشت 90 دختر و 60 پسر کودک و نوجوان حضور فعال داشتند که از این تعداد 60 نفر به عنوان کتابخوانترین کودکان و نوجوانان استان در فصل تابستان معرفی شدند.
از این تعداد برگزیده استانی، 5 کودک و نوجوان دختر به عنوان کتابخوانهای برتر کشوری معرفی شدند. براساس این گزارش قرار است در روز کتاب و کتابخوانی از کلیهی کودکان و نوجوانان هم استانی که در اوقات فراغت تابستان با شرکت در این مسابقه بیشترین کتاب را مطالعه کرده اند طی جشنی در سینما کانون شهر بوشهر با اهدای جایزه و لوح تقدیر قدردانی شود.
موفقیت قصه گوی برتر هم استانی در بام ایران
زهرا میرزایی خواه ـ مربی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان اهرم ـ به مرحلهی کشوری جشنوارهی قصهگویی راه یافت. به گزارش روابط عمومی کانون استان بوشهر، خانمها زهرا میرزاییخواه و ملیحه کرمی و آقای فضل ا... فانوسی (منتخبین جشنوارهی استانی قصهگویی) پس از کسب موفقیت در مرحلهی استانی به مرحلهی منطقهای که در بام ایران ـ شهرکرد برگزار شد، اعزام شدند. در این جشنواره که روزهای 24 و 25 مهر ماه برگزار شد، 31 قصهگوی برتر از استانهای بوشهر، خوزستان، هرمزگان، فارس، کهگیلویه و بویر احمد و چهار محال و بختیاری به رقابت پرداختند که سرانجام از این تعداد 5 قصهگوی برتر به مرحلهی کشوری راه یافتند.
بر اساس این گزارش، خانم زهرا میرزایی خواه با قصهی «دختر نارنجون» به دلیل داشتن بیان رسا و توانایی در گویش روان قصه با لهجهی محلی و استفادهی مناسب از پوشش بومی و همچنین ارتباط با مخاطب موفق شد به مرحلهی کشوری راه یابد.
شایان ذکر است جشنوارهی کشوری قصهگویی هم زمان با شب یلدا در شهر شیراز برگزار خواهد شد.
شهردار گناوه ۲ ماه انفصال از خدمت دریافت کرد
حسینی حقیقی ضمن تأیید این خبر اظهار داشت: این حکم ناعادلانه در پی یک بلوتوث جنجالی در سالهای گذشته شکل گرفته و جای بسی تأسف دارد که کسان دیگری در تصاویر هنرنمائی کردند ولی انفصال از خدمت برای منِ شهردار صادر شده است.
شهردار گناوه در ادامه گفت : نزدیک به ۱۷ میلیارد تومان اعتبارات توازن منطقهای در استان توزیع شده و یک ریال به گناوه نداده اند.
وی گفت : عدالت محوری دولت نهم باید این شکلی باشد؟ وای به حال ما که چه فکر می کردیم و چه شد!
اختصاص مبلغی از فصل ساحل سازی گناوه به میدان مرکزی این شهر
مبلغ ۲۹۰ میلیون تومان از فصل ساحل سازی گناوه به میدان مرکزی شهر اختصاص یافته است. این در صورتیست که آقایان گفتند ساخت میدان مرکزی گناوه کلاً از محل اعتبارات استانی یعنی دفتر فنی استانداری است و یک ریال از اعتبارات شهرداری هزینه نخواهد شد. گفتنیست این میدان با اعتبار ۶۲۰ میلیون تومان افتتاح شد.
معاون عمرانی استاندار بوشهر در این راستا گفت: عدم نگهداری از تأسیسات این میدان باعث تخریب زودهنگام شده است و شهرداری در این خصوص کوتاهی کرده است.
عملکرد 6ماه اول سال جاری دفترحقوقی شرکت توزیع نیروی برق
تشریح شد
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر، عملکرد دفتر حقوقی این شرکت طی شش ماهه اول سال 86، شامل 65 مورد شرکت کارشناسان حقوقی در جلسات رسمی دادگاه، 73 مورد شرکت در نشستهای غیر رسمی دادگاه و کلانتری، 84 مورد شرکت در جلسات نیروی انتظامی، ارسال مدارک خسارتی به بیمه البرز در خصوص سوختن لوازم خانگی و تجاری مشترکین و دریافت 87 مورد خسارت و همچنین اخذ 34 مورد خسارت از متخلفین زیان رسان به شبکه و تأسیسات برق به ارزش 280/126/209 ریال میباشد.
یک دستگاه ترانسفورماتور 400 کآوا با اعتباری معادل 000/200/490 ریال درشهرستان جم به بهرهبرداری میرسد
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر به منظور افزایش سطح رضایتمندی مشترکین و رفع ضعف ولتاژ و کاهش نوسانات در روستای بهرباغ شهرستان جم و به دنبال نصب یک دستگاه ترانسفورماتور 315 کآوا با اعتبار 000/000/180 ریال در تابستان 85، در سال جاری نیز یک دستگاه ترانسفورماتور 400 کآوا در این روستا به بهرهبرداری خواهد رسید. همچنین هزینه ریالی این پروژه که در دست اقدام میباشد بالغ بر 000/200/490 ریال برآورد شده است.
اهمیت بهداشت مدارس و مشاوره در آموزش و پرورش
جای تردید نیست که مبنای تحول اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی، علمی و صنعتی در هر جامعه از آموزش و پرورش آغاز میشود. در واقع آموزش و پرورش در ادبیات توسعهی همه کشورهای دنیا وجود دارد. علیرغم تصور برخی برنامهریزان، آموزش و پرورش، نهاد مصرفی نیست بلکه نهادی تولیدی است و جایگاه خطیری دارد. آموزش و پرورش مرکز تولید و تربیت اندیشه، نیرو، انگیزه و انسان است. انسانهایی که در آینده مسئولیت محوریترین بخش توسعه را بر عهده خواهند گرفت.
آموزش و پرورش برای آنکه مبنای توسعه و آغازگر تحولات مختلف باشد، باید از درون متحول شود که برای اینکار لازم است ساختار، طرز تفکر، شیوههای آموزشی و نوع ارتباط آموزگار و دانشآموزان متحول شود. در این راستا باید شاخصهای مناسب برای تحول تعیین شوند.
آموزش و تربیت در هم تنیده شدهاند و از یکدیگر جدا نیستند، بنابراین ما نمیتوانیم جریان تربیتی را جدا از آموزش پیشبینی کنیم. جریانی که آموزش را طراحی میکند، تربیت را نیز پیشبینی خواهد کرد و بر عکس، جریانی که تربیت را طراحی و برنامهریزی میکند، آموزش را نیز در متن خود دیده است. پس آموزش همان تربیت و تربیت همان آموزش است و برای توسعهی آنها باید جریان تربیتی و آموزشی به صورت یکپارچه مورد توجه قرار گیرند. به طور کلی در مجموع روند آموزشی جهان، فرآیند یکپارچهسازی آموزش و پرورش تحمیل شده است، یعنی چند فعالیت را نمیتوان در کنار هم داشت. به عنوان مثال شما نمیتوانید مشاوره را در کنار بهداشت و آنها را در کنار مقولهی دیگر ببینید زیرا آنها جریان یکپارچه هستند.
بخشهای مختلف آموزش و پرورش برای خود هویت صنفی مستقلی قایل هستند. این دیدگاه از یک زاویه قابل تقدیر است زیرا نشانهی تعصب و تلاش هر بخشی برای انجام بهینهی کارها است اما از دریچهی دیگر موجب محدودیت فعالیتهای هر بخش خواهد شد اگر بهداشت بیش از آنکه یک جریان فراگیر تلقی شود، یک جریان صنفی باشد، محدود خواهد شد و به تدریج نوع استقلال طلبی حادث میشود که از درون تجزیه طلبی نشأت گرفته است. البته استقلال فنی در هر حوزهی تخصصی و کاربردی ضروری است.
اداره کل مشاوره و بهداشت مدارس نیز باید در راستای نهادینه کردن این جریان فراگیر تلاش کند. یکی از مهمترین اقدامات لازم در این خصوص وارد کردن فعالیتهای مخت