تبادار در انتخابات مجلس، کاندید خواهد شد
معاون سابق سیاسی امنیتی استانداری بوشهر پیرامون شرکت اسماعیل تبادار ـ استاندار سابق ـ در انتخابات هشتم گفت: تبادار مایل به شرکت در انتخابات بودند، اما در یک نشست شنیده شد ایشان اظهار تردید کردهاند. اما به نظر من با صحبتهای اخیر خاتمی ایشان در عرصهی این انتخابات حضور پیدا میکنند، تردیدی هم اگر بوده با توجه به سخنان خاتمی برطرف شده و ایشان نیز قطعاً وارد عرصه انتخابات میشوند.
مرادی در خصوص فضای سیاسی کشور گفت: واقعیت این است که فضای موجود خیلی امیدوار کننده نیست زیرا هم مجری و هم ناظر انتخابات از یک طیف هستند. مرادی اضافه کرد: یک سری اظهار نظرها از طیف اصولگراها میشنویم و در بین آنها وحشت از اینکه اصلاحطلبان به دنبال احیای مجلس ششم هستند وجود دارد، لذا سعی میکنند زمینه را برای وحدت جمع متفرق اصولگراها فراهم کنند، زیرا یک تفرقه عجیب بین اصولگرایان به وجود آمده است وی افزود: آنها قاعدتاً سعی میکنند که زمینهی دخالت غیر قانونی دستگاههای اجرایی را فراهم کنند، همین امر باعث به وجود آمدن ترس از سوی داوطلبان شده است. بوشهر نیز جدا از کشور نیست. وی اضافه کرد یک ویژگی که بوشهر دارد این است که اکثر مردم بوشهر اصلاحطلب هستند. اگر با دقت نگاه کنید بدنهی استان اصلاحطلب است. من احساس میکنم اگر طیف اصولگراها با کمک دستگاه اجرایی و نظارتی دوپینگ نکنند در هیچکدام از حوزههای استان رأی نمیآورند.
مرادی در پایان گفت: اگر دستگاه اجرایی و نظارتی تحت نظارت احزاب بودند و یک اطمینان کامل به وجود میآمد چه در تأیید صلاحیتها و چه در برگزاری سالم و بیطرفانه انتخابات، به جرأت میتوان گفت مجلس هشتم یک مجلس اصلاحطلب خواهد بود.
ممنوعیت بختیاری از عضویت در انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر
شنیده شده است بختیاری ریس سابق اموزش وبرورش استان از عضویت در شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر به دلیل عضویت در شورای مرکز ی جبهه مشارکت بوشهر . عضویت در حزب همبستگی استان واخیرا نماینده سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بوشهر .منع شده است. شنیدنیها حاکی ست در جلسه امروز انجمن که به اصرار شدید بختیاری و برای تغییر دبیر انجمن برگزار شده بود . منتهی به ممنوع بودن عضویت وی در انجمن اسلامی شد. گفته می شود براساس اساسنامه انجمن هیچکدام از اعضای انجمن نمی توانند همزمان عضو تشکیلات سیاسی دیگر باشند . شنیدنیها حاکی است که دادفر اخیرا برای عضویت بختیاری در ائتلاف . نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب را برای ایشان گرفته است . دادفر در مصاحبه اخیرش بابیام عسلویه اظهار داشته فقط نامبرده را برای عضویت در سازمان تایید نموده است.
جبهه مشارکت بوشهر و روزه ی سیاسی
شنیده شده است جبهه مشارکت بوشهر روز یکشنبه هفته آینده در بزرگداشت عمادالدین باقی با برگزاری یک نشست، روزه ی سیاسی خواهند گرفت.
کمیته 5 نفره اصلاحطلبان دشتستان
شنیده شده است جمعی از اصلاحطلبان دشتستان اخیراً در نشستی کمیته پنج نفره اصلاحطلبان دشتستان را تعیین کردهاند. گفته میشود اکبر صابری، اسدا... بهادری، سیدصاحب سجادی، یزدان شناس و حسینپور از افراد کمیته 5 نفره
اصلاحطلبان دشتستان میباشند.
تحصن دانشجویان در اعتراض به عزل مدیران
شنیده شده است تعدادی از دانشجویان دانشگاههای بوشهر به علت اعتراض به دستور عزل مدیران قصد داشتند که روز شنبه هفته جاری تحصن نمایند. شنیدنیها حاکی است در صورت عدم نتیجهگیری سران استان، روز سهشنبه این تجمع برگزار خواهد شد.
کاندیداهای جدید در حوزهی انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم
شنیده شده است دکتر محمد باقر هوشنگی عضو انجمن اسلامی جامعه پزشکی ایران مدتهاست که رایزنی خود را در روستاهای بخش مرکزی بوشهر، گناوه و دیلم برای نمایندگی مجلس شروع کرده است. گفته میشود وی با گروه های اصلاحطلب مرکز نیز رایزنی کرده است. همچنین شنیده شده است عبدالله باغچهبان پزشک روحانی استان نیز به جمع کاندیداهای حوزهی انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم پیوسته است. شنیدنیها حاکی است غلامحسین دریانورد نیز رایزنی خود را برای کاندیداتوری در حوزه بوشهر، گناوه و دیلم شروع کرده است. گفته میشود وی اهل گناوه و از هنرمندان استان میباشد. همچنین شنیده میشود احمد دشتیزاده در جلسهای در گناوه انصراف خود را از کاندیداتوری در حوزهی بوشهر، گناوه و دیلم اعلام داشته است.
بحران در مدیریت استان
شنیده شده است هفته گذشته بنابه درخواست مصرانه ی عطارزاده، نشستی بین رییس جمهور، محصولی (مشاور رییس جمهور)، افراشته استاندار، عطارزاده و قیصر صالحی برگزار شده است. شنیدنیها حاکی است رییس جمهور به استاندار دستور داده است ا ـ زینبی معاون سیاسی استانداری 2ـ غلام کشتکار فرمانده دشتستان 3ـ عباس تبرکی فرماندار کنگان 4ـ ناصر باستی مدیر کل دفتر فنی استانداری 5ـ حجتالاسلام شیخ عبدالعلی ابراهیمی را از مسئولیتهایشان عزل نماید. شنیدنیها حاکی است روز جمعه نیز آیت ا... ایمانی امام جمعه بوشهر و تعدادی از ائمه جمعه استان همراه با استاندار و دو تن از معاونان استانداری به قم نزد آیتا... حسینی بوشهری رفته و در جلسهای مراتب اعتراض و انتقاد خویش را نسبت به دستور صادره مطرح کرده و مقرر شده که آیت ا... حسینی بوشهری و آیت ا... ایمانی مراتب را از طریق دفتر مقام رهبری پیگیری نمایند. گفته می شود آیت ا... حسینی بوشهری و آیت ا... ایمانی عصر شنبه به دفتر مقام معظم رهبری رفته اند.
دستور احمدی نژاد برای حمایت از عطارزاده
شنیده شده است احمدینژاد به استاندار بوشهر تأکید نموده در افتتاح طرحها و بهرهبرداری از پروژهها، عطارزاده را با خود همراه داشته باشد و همیشه و در همه حال از عطارزاده حمایت نماید. همچنین شنیده شده است در جلسه مزبور عطارزاده از مصافحه با افراشته خودداری نموده است.
دکتر شجاع، سرلیست اصولگرایان استان بوشهر
شنیده میشود در گروه 6+5 اصولگرایان مرکز کشور (تهران) سرلیست اصولگرایان را در استانهای جنوبی کشور اعلام نمودند. استان چهارمحال و بختیاری دکتر تمدن نماینده شهرکرد، استان فارس سردار نبی رودکی نماینده شیراز، استان بوشهر دکتر سید عبدالمجید شجاع نماینده دشتستان، استان سیستان و بلوچستان دکتر عباسعلی نورا نماینده دوره پنجم زابل، استان هرمزگان حاج محمد عاشوری نماینده بندر عباس و استان اصفهان دکتر کامران نماینده اصفهان به عنوان سر لیست اصولگرایان در استانهای خود میباشند.
ستوده خو، مدیر نمونه کشور
شنیده شده است حسین ستوده خو در جشنواره بزرگ وزارتخانه رفاه و تأمین اجتماعی به عنوان مدیر نمونه کشوری در بحث ارباب رجوع و جلوگیری از اسراف بیتالمال و خدمتگزاری به مردم در بین کل مدیران وزارتخانه رفاه و تأمین اجتماعی انتخاب گردیده است.
استاندار بوشهر اعلام کرد : رشد 45 درصدی پذیرش دانشجو در سال 86 در استان
استاندار در همایش ملی ارزشیابی تحصیلی که با همکاری وزارت آموزش و پرورش کشور برگزار گردید، گفت: در سال 86 یک رشد 45 درصدی نسبت به سال 84 در پذیرش دانشگاهها در کارنامهی خدمتگزاران استان ثبت شد.
افراشته در ادامه افزود: قبولی رتبههای دو رقمی و سه رقمی در دانشگاههای درجه اول کشور در سال 86 به 120 نفر ارتقاء داده شده است.
وی در ادامه به ایدهی جدید جهت ایجاد انگیزه و ارتقاء دانشآموزان در پذیرش دانشگاهها گفت: کسانی که رتبههای تک رقمی و دو رقمی در کنکور را کسب کنند تا پایان دورهی تحصیلشان بورسیه خواهیم کرد. استاندار در ادامه خاطرنشان کرد: در حوزهی تربیت نخبگان استان کار جدی در آموزش و پرورش و مجموعه ستادی برنامهریزی شده که اجرایی خواهد شد. وی ادامه داد: امسال و سال گذشته 540 میلیارد ریال برای توسعه زیر ساختهای اساسی به منظور تعلیم نیروی انسانی هزینه شده است.
افراشته از ایجاد دانشگاههای گاز و پتروشیمی، فنآوری اطلاعات علوم و فنون دریایی در دانشگاه خلیج فارس خبر داد و یادآور شد: از جمله برنامههای استان برای آموزش نیروی انسانی متخصص ایجاد این دانشکدهها میباشد که دانشکده گاز و پتروشیمی دانشگاه خلیجفارس، بهمن ماه فعالیت خود را آغاز میکند. لازم به ذکر است از 6717 مقاله ارائه شده به همایش ملی ارزشیابی پیشرفت تحصیلی و تربیتی دوره عمومی 15 مقاله انتخاب شد که در برگزاری دو روزه همایش ارائه شد.
حمید مؤذنی در گفت و گو با نصیر بوشهر: به دادفر گفتم نمی خواهم سیاسی عمل کنم
حمید موذنی ـ نویسنده و روزنامه نگار ـ پیرامون چگونگی مصاحبهی خود با دادفر گفت: تلاش داشتیم گفت و گوهای واقعی و غیر متعارف با افراد مطرح در حوزههای مختلف سیاسی، اجتماعی ، فرهنگی و هنری داشته باشیم.
مؤذنی افزود: این ایده مربوط به هفتهنامه «سلام جنوب» بود که یک آگهی نیز در آخرین شماره نشریه "سلام جنوب" با عنوان "اتاق شیشهای" زدهایم.
این روزنامهنگار مطرح بوشهری در ادامه گفت: پس از جدا شدن از نشریه "سلام جنوب" این دغدغه را داشتم و با علی هوشمند نیز مطرح کردم، حتی از ایشان نیز خواستم در زمان گفتگو حضور نداشته باشد تا بتوانیم یک گفت و گوی واقعی و بدون سانسور داشته باشیم.
مؤذنی اضافه کرد: اولین گزینه، آقای دادفر بود. قبل از گفت و گو با ایشان تلاش کردم ضمن اطلاعاتی که از قبل داشتم، از کسانی که با ایشان همکار بودند و شاید انتقاداتی نیز به ایشان داشتند اطلاعات لازم را کسب کنم. هفته ی گذشته نیز طی تماس تلفنی قرار مصاحبه گذاشته شد. و گفت و گو را انجام دادیم، متأسفانه بر خلاف انتظاری که از دادفر داشتم او در اواسط گفت و گو اعصبانی شد و یک بار هم نوار و واکمن را برداشت و از من خواست گفت و گو منتشر نشود!
وی در ادامه گفت: متأسفانه بعد از انجام گفت و گو نیز به طرق مختلف تلاش کرد جلوی انتشار آن را بگیرد. ابتدا از من خواست که این گفت و گو را منتشر نکنم من نیز بنا به رسالت روزنامهنگاری که داشتم قبول نکردم و ضمن عذرخواهی، و به ایشان گفتم نمیخواهم سیاسی عمل کنم.
به یادِ مردانِ بیادعا در گرامیداشت هفتهی بسیج
آیا میدانید فرهنگ بسیجی که میگویند یعنی چه و به چه معناست؟
«فرهنگ، در لغت به معنای دانش، ادب، علم، معرفت و تعلیم و تربیت است و در اصطلاح ، عبارت است از: مجموعهای پیچیده از علوم، دانشها، هنرها، افکار، اعتقادات، قوانین و مقررات، آداب و رسوم، سنتها و به طور خلاصه تمامی آموختهها و عادتهایی که یک انسان به عنوان عضوی از جامعه کسب میکند.»
امام امت(ره) در ارتباط با فرهنگ چنین میگویند:
«بیشک بالاترین و والاترین عنصری که در موجودیت هر جامعه دخالت اساسی دارد فرهنگ آن جامعه است. اساساً فرهنگ در جامعه هویت و موجودیت آن جامعه را تشکیل میدهد و با انحراف فرهنگ هر چند جامعه در بعدهای اقتصادی، سیاسی، صنعتی و نظامی قوی باشد ولی پوچ و پوک و میان تهی است.»
لذا وقتی میگوییم فرهنگ بسیجی، بیشک یاد فرهنگ معنویت، فرهنگ شجاعت، فرهنگ غیرت، فرهنگ استقلال و آزادی میافتیم.
بسیج در هر حرفش معنای خاصی را به دنبال خود دارد. بسیجی، در یک کلمه یعنی "عشق" و عشق هم معنای دلنشینی را به دنبال دارد.
در پی رهنمودهای مقام معظم رهبری و تدابیر ایشان، سازماندهی و به کار گیری بسیجیان و قشرهای جوان کشور در امر «سازندگی» در ابتدای سال 1379 در سپاه پاسداران مطرح گردید.
به منظور تحقق این امر، توافق نامهای میان وزارت جهاد کشاورزی (جهاد سازندگی) و فرمانده نیروی مقاومت بسیج تنظیم گردید، سپس طرح یاد شده از سوی مقام معظم رهبری به ریاست جمهوری سید محمد خاتمی ابلاغ گردید و ایشان نیز دستور تأمین اعتبار طرح را به سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور صادر نمود. به موازات آن «قرارگاه مرکزی بسیج سازندگی» در بسیج، تشکیل گردید و مسئولیت هدایت و کنترل اجرای مأموریت بسیج سازندگی را عهدهدار شد و این تنها بخشی از دستورات کار بسیج بعد از هشت سال دفاع از این آب و خاک میباشد.
بسیجی، خالص و بیریا و بیادعاست، ولی متأسفانه بعضیها دارند از نام بسیج و بسیجی سوءاستفاده میکنند و به این بهانه که بسیجی هستند، دارند کارهای ناصوابی را انجام میدهند. آقایانی که اینگونه رفتار میکنید باید بگویم بسیج محل جناحبازی شما نیست که آن را به بازی سیاسی میگیرید. بسیج فقط راه ولایت را در پی می گیرد نه راه جناح بازی شما را .
در پایان، هفتهی بسیج را به تمام خانوادههای شهداء دیگر عزیزان بسیجی به خصوص معلمان بزرگوارم آقایان سید محمد حسین حسینی، کریم بارونی، حاج محمد دوانی، حاج عباس نیری و جانباز عزیز آقای حسن لاوری تبریک عرض مینمایم.
بیتالمال / اموال دولتی
بخش بیست و سوم
ورود و خروج اموال منقول در شبکه تحت ابوابجمعی دولت از فرآیندی گسترده و غالباً طولانی برخوردار بوده و به علت توجه خاص و دقت نظری که در این امر وجود دارد، ضوابط ویژه و مقررات مهمی در متن آییننامهی اموال دولتی اعم از قدیم و جدید لحاظ شده است. از آغاز تملیک اموال از طریق خرید یا سایر انحاء قانونی ذکر شده، استقرار در انبار،توزیع یا تحویل به واحدهای زیر مجموعه، استفاده و بهرهگیری از آن و تنظیم حساب اموال رسیده و در ادامه و متعاقب آن، مرحلهی بررسیهای مقطعی در خصوص امکان بهرهوری یا فرسوده شدن اشیاء که با عنوان اموال اسقاط و مستعمل (خارج از رده) یا گاه مازاد (اموالی که امکان بهرهوری از آن کماکان وجود دارد اما اضافه بر نیاز فعلی دستگاه اجراییست) به سایر سازمانها و ادارات دولتی منتقل و در صورت عدم نیاز آنها در معرض فروش قرار داده میشود (مزایده) و سایر مواردی که در اثر حوادث و سرقت و فقدان مال، مشمول رسیدگیهای قانونی و قضایی میگردد قدم به قدم تابع پیگیری و مداومت در حصول نتیجه از سوی مسئولین ذیربط میباشد. یقیناً یکی از عوامل کلیدی و نیروی انسانی شاخص در این فرآیند، امین اموال است که از موضع حساس و پر اهمیتی برخوردار بوده و بنابر مندرجات آییننامهی مسئولیتهای امین اموال کلیهی عملیات حفظ و حراست و نگهداری فیزیکی و موجودی حساب اموال از بدو ورود کالا تا مرحلهی حذف آن به عهدهی نامبرده میباشد. مادهی بیست و سه آییننامه مربوط به شرایط و طرز انتخاب و حدود و وظایف و مسئولیت امین اموال، گواه این مدعاست: «با توجه به اهمیت وظایف و مسئولیتهای امنای اموال و ضرورت حفظ و حراست اموال دولتی که قسمتی از بیتالمال را تشکیل میدهد، سازمان امور اداری و استخدامی کشور مؤظف است فوقالعاده شغل امیناموال و شغل موزهدار را که از لحاظ رعایت مسئولیتهای موضوع این آیین نامه در حکم امین اموال میباشد و همچنین موارد نظیر را به نحوی پیش بینی نماید که انگیزهی جذب افراد واجد صلاحیت برای مشاغل مذکور فراهم گردد». طبقهبندی اموال منقول غیر مصرفی بر حسب نوع جنس و تعیین مشخصات تولیدی کالا مانند: مدل ، رنگ، سیستم، توان، قدرت، حجم، سریال، ابعاد، وزن و سایر علائم و نشانههای اختصاری حک شده بر روی کالا با بستهبندی و جعبه و پوشش آن در راستای تسهیل در ثبت عملیات حساب در دفاتر اموال و هدایت و راهنمایی امین اموال در مواقع بررسی و مراجعه به اسناد و مدارک میباشد. همچنین فرمهای استاندارد تعیین شدهی مربوط به اموال مصرفی و در حکم مصرفی، پروانه و دفاتر خروج اموال از ادارات و سازمانها، فرم و صورتحساب انبارگردانی و اموال مستقر در اتاقها و اماکن اداری و فرمهای اموال فرستاده که جمعاً شامل بیست و یک فقره
(فرمهای بیست و یک گانه) میگردد، مراحل مختلف و سیر تکالیف و مسئولیتهای امین اموال را تصریح و روشن میسازد، البته کارشناسان به منظور خلاصه نگاری و خالی بودن جایگاه بعضی از انواع اقلام کالایی معمولی و آثار عتیقه و فرهنگی با ابلاغ بخشنامه موضوع طبقه بندی جدید اموال، تغییرات نسبتاً متناسبی را در وضعیت اموال منقول غیر مصرفی ایجاد نموده و با ادغام یا حذف و طراحی بعضی از طبقات، بخشی از ابهامات را مرتفع نمودند، اما در مورد اموال در حکم مصرفی ـ همان طور که قبلاً اشاره گردید ـ علیرغم توضیحات بندهای یک تا یازده، به علت وابسته نمودن اموال موضوع بند دوازده بخشنامه به قیمت یا ارزش خرید روز کالا و تغییرات مکرر و مداومی که در طول چهارده سال از تاریخ 27/4/72 تاکنون به دلیل گرانی و تورم به وجود آمده (ارزش ریالی کالا و احتساب آن جزء اموال در حکم مصرفی از 30000 ریال به 50000 ریال و بعداً به 100000 ریال و هم اکنون به 200000 ریال تغییر یافته است) موجبات سردرگمی و عدم تشخیص صحیح در این بخش را فراهم آورده است. زیرا با عنایت به روند بایگانی و آرشیو اسناد و مدارک با روش فعلی در ادارات و امحاء مقطعی اسناد و مدارک مطابق بخشنامههای ابلاغی، دسترسی به سوابق و اثبات ارزش ریالی اموال ثبت شده و تعیین رده بندی بعد از مدت زمان طولانی غیر ممکن به نظر میرسد و لذا ترجیحاً سیاههی اموال در حکم مصرفی آییننامهی اموال قدیم با ذکر جزئیات مشروح آن گویاتر و صراحت بیشتری دارد.
بخشی از رمان منتشر نشده ی "تب نوبه"
شنبه سبز می شد ناگهان، بنفشِ ابرو بادی میشد. سَر می رفت، جِزّوولز در می گرفت جوش گدازه ی آهن، ردِ نمک. بانگ و بنای مشتوازی، طاقِ بی رجعت. مراسم چوب بازی هم داشت رونق میگرفت، دایرههای دست به دستِ چماق و شِشپر. زمان در ویر سکنا بهل کرده بود گذار آکله اش را به شکل و شمای دَمَقِ آذرزاده، شکل با لاک و لعابِ خودنما و پشت پنهانی آن رو شد. واداد به هر که هر جا می دیدش تا به هر که فکرش میکرد، مثل تفِ سر بالا شد. انداخت خودش را به شنبهی برگشتی. رفت روی طاقنمای میدان، روی بام و سرپله، هوار شد در تخم و ترکه ی سر راهی، بخت شد گره برداشت. ماند روی دست. سماتِ اسب سر طویله هم کیمیای درمان شد ناگهان. انگار که پُرز چشمِ جادو باشد، کوریِ چشمِ حسود، صد یادِ سرمه ی تبرک. صف در گرفت و ایاب نخ به نخِ پهن. سمات را یکی اول کفِ دست گرفت، بوئیدش ، برد روی سر وَ حلوا حلوایش کرد تا به دل نشست. شنبه نعلِ وارو زد، افتاد روی مَدارِ کج. اهل ایالت تویش چپ میدید به دیده ی جفتی . دو تا دوتا هم تیپا می زد. ساب رفته بود تندار فرو بستهی دَمَق میان طرح سینمایی. هنوز اما بوی زنده می داد، بو وَ بخار جُربُزه وَ حرف تویش در می آمد. یکی از غیب با نفوس غیبی بد به دل می انداخت. هوا خیلی پس بود. بگو نگوی تلافی راه افتاد. طرحِ پایین تنه داشت می شکست. یکی هم پاچه ورکشید، عصای جلو داری دستش بود. پرید پشت کنگره ی طاقنما. رساند خودش را به کالبدِ نظر کرده. مَسّ گشایش سائید.
نشان به سجدهی قربت و فریاد که پادگان مار در آستین کرده، کیفِ سرکوبی دارد! بین حرف ها اشاره داشت با عصا به صحنهی قصاصِ مچزنی. از مجری وَ کارگردان هم خیلی بد گفت، از ریش سفید و سر دفترِ میدان تا گیسِ بریده تا قرار وُ مدار پنهانی. دنده اما پهن کرده بود جناسِ ورزانده در ادی فریضهی واجب وَ آبها از آسیاب چند تا منزل گذشت. کَک ورپریده رفت توی گوش، توی چشم و سوراخ دماغ. رفت بین شکافِ شرم و حیا. چوبِِ توبه هم کاری ترشد. عق ریخت بر پوستهی چموشِ پادر هوا. نوچهها دستشان رو شد. طعمِ نان و نمک وا برده بودشان، شیفتهی وفای حق به گردنی تا جنازهی
قهوه چی تحفهی امانت باشد. تابوتِ چوبِ صنوبر، گترو گلال لوطیگری، قبالهی برگ برنده. شال و قبای سرگلِ ایالت و برده بودند دراز دهلیزهای رد گم کرده، منزل به منزل از دهلیز معلق وَ سرپائی وَ وارونه تا دهلیزِِ در بوی گلابِ روحانی تا دهلیزهای قابشان کاسهی زیرِ نیمکاسه روی شاخ جادو. یکیشان اما نارو زد. حرفِ امانت پَرِ پریزه بست، گذاشت لای نان گرمه تا رساند به
گوش توابِ رفاقت وَ اخباری که قهوه چی پیشترها قابِ قماری بوده، تکخالِ ملیجک پا اندازی. مثل مهرهی نظر پُر کن. بعدش روی هم ریخته در بوی پِهن، بو وَ بخار پشکل گرمه با سر مهترِ امیر بانو وَ نم نمکجا خوش کرده در حریم از ما بهتران، جاهای ندیده وُ نشنیده، یکی به گوشک، یکی به زاغِ سیاه، به چشم وَ چشمکِ نازک بین تا وعدهای مراد و مطلب. نه این که پرده پوشی باشد یا کم بیاید یا حیای رو در واسی. وقتی هم نظر خیلی پر کرده تور انداخته بر باغ و بنای هفت چشمه. آن جا سفره خانهی عیش بزرگان بوده، سورِسات همنشینی، همخوابی، درِ باغ سبز، آب سر بالا، جوی بلور هفت شاخه، دارودرختِ قصهگو، درختِ مُروای گل پنبهای وَ ساقهی مِهر گیا زیرشان میرویید.
مثل هنگامی که به مدرسه میرفتیم
نگاهی به مجموعه شعر «جانب اگر نه عشق » اثر سعید مهیمنی
"سعید مهیمنی" شاعر بوشهری الاصل را ـ که داستان هم مینویسد ـ در ایران با مجموعه داستان "چنبرهی زمان" میشناسند و با "واکاوی لحظهها" مجموعهی نقدهای ادبیاش. این شاعر را من اما به گونهای دیگر یافتهام، شاعری که آخرین مجموعهای اشعارش را با عنوان «جانب اگر نه عشق» در زمستان 85 منتشر کرده است، شاعری که: در کسوتِ انفجاری مهیب / میشکوفد. اگر کتاب «واکاوی لحظهها» را خوانده باشید، نسخهها و توصیهها و برداشتهای سعید مهیمنی از شعر را در اشعار این مجموعه میبینید. شاعری که بومینگری را از نیما و آتشی به ارث برده و نوعی آرکائیسم سرتاسر آثارش را در بر گرفته است، که تاریخ ادبیات و هنر جهان را هم مرور میکند: تابستان گذشته / پسرم/ بیست صفحه از سپید دندان را / پیمود / ـ صخره به صخره / با پاهایی فرسوده/ و این تابستان / چند صفحه از «هاک فین» را / اما، اما، اما / همهی جام جهانی نود و هفت سه گاه را / و فیلم کماندو را / چندین و چند بار / خورده است / (ص 83 ـ 84). این مجموعه 42 شعر مهیمنی را در خود جای داده است. لحن و زبان او بیشتر اوقات شانه به شانهی شاملو زده است: با شور باستانی خاک / چه حدیثیست / نهال را؟!/ (89). و در صفحهی 88: دریا از تو میگوید / کوه از تو میگوید / دشت از تو میگوید. این همصدایی در شعر را در صفحهی 51 آشکارتر میبینیم: آه / فارغ اگر که نه خاک است / هم رنگ برگِ فرو خفته است / ... و صفحهیِ 46: حالا در پس کوچههای پرسه / به مرمت حیرت خود آمدهام / دریغ اما فرصت نمیدهد / تا در پناه سکوت / نغمهی ستایش بنوازم. با این وجود او هیچگونه تأثیر پذیری ندارد، که اگر میداشت هم عیبی نبود، چنان که همسانی زبان هم ایرادی ندارد. مهیمنی، شاعری است با استقلال در اندیشه و زبان، شباهتهای زبانی او هم بر میگردد به نگرشهای مطلوب او نسبت به آفرینشهای موجود زمان خود یا قبل از خود، چنانکه غالب غزلهای حافظ بزرگ با شاعر قبل از خود ـ کمالالدین اسماعیل ـ بر یک سیاق میباشد. اخوان بزرگ حتی در نثرهایش در وادی سبک و زبان خراسانی چرخیده است.
موسیقی در شعر مهیمنی، ویژگی سرشاری است که به پرتترین واژهها جاودانگی میبخشد: از دریچهی تابستان دیدم / آفتاب وُ / ماه وُ / ابر / از دریچهی تابستان / خاک را که میپژمرد / و آب / که آب میشد (ص33). ترکیب سازی در شعر او بدیع و نشان از اشراف اوست. بند: خاک را که میپژمرد/ و آب / که آب میشد، تازه و در حد آفرینش و هنرمندانه است. پژمردگی خاک، و آب شدن آب، در ادامهی همین شعر کوتاه و فرود زیبای آن: از دریچه / تابستان را / که سر میرفت. سر رفتن تابستان، ایهامیپر از معنا دارد. در اینجا حضور حافظ و تأثیر او را کاملاً باید بر شاعر پذیرفت: تا تو نظر کنی / ناظران هزار میخانه مینوشند وُ / منتظران کرشمه میآیند / و نسیم هزار عشوه میریزد. (ص 30). تغزل و تخیّل در کلام او بسیار قوی است و نگاهش بسیار به روز: نَفَس نَفَسِ واپسینِ میلادِ سحر / در گرگ و میش سرمای سوزندهی اسفند / مرا اگر منتظری / یک انتظار افزونتر / (ص 30 و 31). وجه داستاننویسی مهیمنی در شعرش به وضوح نشسته است: دریا قرار دیگری دارد / تو / آرام / بازگشتهای / با زورق خیال / و در کنارهی آرامش / پیراهنی از مِه وُ / بیرقی سیاه / گیسو / نشستهای/ با پولک و صدف وُ / خاطره . روایت در شعر او تبدیل به ویژگی خاص دیگری است که در جای جای اشعار مجموعه جای گرفتهاند، البته این روایتها توأم با وصفاند، وصفی که شاعر از نیما به ارث برده است و هم از ویژگیهای شعر فارسی است: بازوان علف / و ساقههای ستبرِ لجاجت را / رقصان طواف کردیم / در غروب سرد دریا. و بلافاصله در ادامهی شعر این حالت حفظ شده است: رویش باران را / در بیکرانه / رشد کنان / به تماشا نشستیم / در غروب سرد دریا. و باز هم تکرار یا ادامهی روند قبل: در غروب سرد دریا / در پس تهی از ابر / شعلههای سمج لغزنده را بوییدیم . (ص 38 و 39). به نظر میرسد این نقلهای پی در پی به ایجاز شعر لطمه وارد کند. نگاه اول این موضوع را تأیید میکند، اما تأملی کوتاه، دلنشینی، سادگی و صمیمیت زبان شاعر به سمتی هدایتات میکند که قانع میشوی. علاوه بر بومینگری شعر به شعرِ شاعر که رهایش نمیکند، متوجه نوعی عرفان هم در کارهای او میشویم، البته نه از نوع مولانایی، از نوع حافظ زدگی که دارد: رقصان طواف کردیم / در غروب سرد دریا. و باز هم: راه در هول مدور سکوت و رعایت / و واژهها به عادت جمله تن نمیدهند / تا صحنههای چنان تهی از حضور / آکنده از فسون رعایت / در کسوت تقارن / ... (ص 59) و در ادامهی چه زیباست این دو بند: تن را به تازیانهی خود یابی / رمز ناگشودهی رازهای تو در تو. مهیمنی با تمام شناختی که از شعر امروز دارد بر موضوعاتی تأکید تکراری دارد مثلاً: موج که میآید / شلال شبانهی ماه تاب بر میدارد (ص 40)، علیرغم اینکه یک تصویر قوی است، تکرار آن (موج) در سطور بعدی شعر به مذاق مخاطب خوش نمیآید: و شانهها دربوس و مغازلهی موج / میفرسایند / تا موج میآید (همان) و باز: اما نمیدانند / تنها فقط موج است / که میآید / و این حکایت / باری / تکراری است. و باز هم در دنبالهی همین شعر: گاهی موج / آرام میلغزد / سرد در پناه شلال شانه. و هنوز هم هست: تا موج میآید / افسانهها سوسو زنان / لغزان / کنار هم / میغلتند . (ص 42) این همه وصف و تصویر در قالب شعری روایتی که حکایت گر توجه خاص شاعر به اقلیم خویش و گذشتهی آن دارد. در شعر این شاعر زیبایی و تازگی فراوان است: هوس آوازی در این سکوت مالامال / سنگها را حتا دل میترکاند / (ص 45). و در صفحهی 44: و تو با / شکیب ژرف / مرا متولد میشدی / مگر ایوب نمیتواند زن باشد؟!/ . یا در همان صفحه: زن لبخندهی خداست / و در هر دستش/ لیوانی آب وُُ / جرعهای آینه است. مهیمنی گاهی پرسش و اعتراض را در هم میآمیزد: تا کی / خدایا / چه قدر / آری چقدر باید تا کی بپویم وُ / چقدر باید تا شب بمویم / ... (ص 12) و در صفحهی10: تا کی / آری / تا کی باید گرفته سَر / به دست گرگسار باد/ . که گرگسار باد، واژهای تازه است. واژهسازی و ترکیبسازی از ویژگیهای شعر این شاعر است: شاید اندکی / دریای بیکرانهی سرسام / کرانمند شود . (ص 16) که "کرانمند" نمونهی مورد نظر است. همچنین: پاسوزِ یادکاوی (ص 31) نمونهای برای مثال زبان مهیمنی، زبان آتشی هم به نوعی هست: آنکه سبز میشود سکوتِ سنگی / صفیر تازیانهی عاطفه / دالان ندبهی زمان را طنین میگشاید (ص 59). بلندیِ مصراعها در کارهای این شاعر، او را به آتشی نزدیک میسازد: جام ولی تهی میشود در مسیرِ گذر از هر چه شوکران / حاجت به سر کشیدن نیست / با بیرق کهنه هم میتوان تاخت (ص 60). تصویرهای او هم شباهت به تصویرهای آتشی دارد: گاهی هم محو میشود / چناری کهنسال / در گسترهی سایه / و سایه وضوحی آن چنان سرشار / که هالهی منوّر / از پس فرسنگها فرسنگ (ص 74). گاهی مخاطبی که سپهری را خوانده است، با خواندن بندهایی از شعر مهیمنی، لحن سهراب در ذهنش تداعی میشود: هیچ / آری هیچکس نگفت / شهر تماشا را عروسکی نیست (ص 82) و این هم نشانی از طنین صدای فروغ و سهراب : اما هیچگاه خواب کبوتر را ندیده / ولی سال و ماه تولدش را میداند / هنگام زمستان یک هزار و سیصد و شصت (ص 84)
لازم دانستم مطلبی را بر مجموعهای که سرودهی یک شاعر شناخته شده و توانمند دیارم است بنویسم و خوب میدانم که او شاعری شناخته شده و مطرح است، شاعری که اگر فارغالبال بود بیش از این به یاری شعر معاصر میشتافت. مهیمنی در زمینهی نقد و بررسی و سرایش در ردیف برترینهاست.
حسن ختام این نوشته را با مرور قسمتی از یک شعر او توأم میسازیم: هنوز پدر / از گرانی میگوید / مثل هنگامی که مدرسه میرفتیم / و در هر سطر فیلمی میدیدیم / مثل فیلمی / که کودکیِ ما / جوانیِ ما بود / حالا هر چیز را نرخی دیگر است / حتا عبور قطار خالی / (ص 83).
با آرزوی موفقیت بیشتر برای این شاعر موفق.
مراسم دومین سالگشت بدرود استاد منوچهر آتشی در بوشهر
روز پنجشنبه مورخ 1/9/86 مراسم دومین سالگشت بدرود شاعر نامدار معاصر "استاد منوچهر آتشی" در بوشهر، جوار آرامگاه "شیخ حسین چاهکوتاهی" با حضور جمع کثیری از شاعران، نویسندگان، روزنامهنگاران، هنرمندان و خیلِ علاقهمندان استاد که از نقاط مختلف استان و همچنین از تهران، شیراز و کازرون گردهم آمده بودند، برگزار شد.
در آغاز مراسم، پس از تلاوت آیاتی از قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی، از سوی مجری به احترام استاد آتشی یک دقیقه سکوت اعلام شد و سپس "محسن شریف" ـ دبیر ستاد برگزاری مراسم ـ در سخنانی، ضمن خوشامدگویی به حضار، چگونگی روند ساخت و تکمیل آرامگاه استاد آتشی را تشریح کرد. سپس "سعید مهیمنی" ـ نویسنده، شاعر و منتقد ـ به تشریح ویژگیهای شعر استاد آتشی پرداخت. آن گاه "حسین عسکری" و در پی "روجا چمنکار" اشعار خود را که به آتشیِ بزرگ تقدیم شده بود ـ قرائت کردند. سپس "عبدالعلی دستغیب" ـ نویسنده و منتقد ـ در سخنانی به تجلیل از این شاعر سترگ پرداخت. در بخش بعدی برنامه، دو هنرمند عرصهی موسیقی "حسام حقپرست" (نوازندهی تار) و اسماعیل مهیمنی (خواننده) قطعاتی را با بهرهجویی از اشعار استاد آتشی و استاد جواد آذر اجرا کردند. در ادامهی مراسم، "مجید اجرایی" ـ شاعر و منتقد ـ سخنانی پیرامون شعر شاعر نامدار ایران زمین ایراد کرد و آن گاه "ایرج شمسیزاده" و سپس "فرزانه قوامی" به قرائت اشعارِ تقدیمیِ خود به استاد آتشی پرداختند. پس از پذیرایی که با پخش صدای قافله سالار شعر جنوب همراه بود، فیلمی از دوران حیات ایشان تا مراسم تشییع به نمایش گذاشته شد.
بخش بعدی، سخنرانی دکتر "سید جعفر حمیدی" ـ شاعر و پژوهشگر ـ بود که با تجلیل از آتشیِ بزرگ، ضمن ضرورت زنده نگاه داشتنِ یادِ در گذشتگانِ عرصهی قلم و اندیشه، بر ضرورت توجه به برجاییان نیز تأکید کرد. در پی "فرج کمالی" شاعر هم اقلیمی، شعری را که با یاد استاد سروده بود قرائت کرد و در پایان "خورشید فقیه" ـ از اعضای ستاد برگزاری مراسم ـ از همراهانی که در برگزاری این یادمان با اعضای ستاد همکاری داشتند قدردانی نمود.
مؤخره:
در طول مراسم سه متن تسلیت و همدردی از سوی کافه شوکا (تهران)، وب سایت دانوش و انجمن دوستداران حافظ شعبهی بوشهر قرائت شد.
از سوی میراث فرهنگی استان، شهرداری و شورای اسلامی شهر بوشهر، اقدامات چشمگیری در راستای بازسازی و زیباسازی آرامگاه انجام گرفته بود.
از سوی خانهی مطبوعات و انجمن اهل قلم بنرهایی در محوطهی آرامگاه نصب شده بود.
نبی دهقان ـ مجری توانمند و فرهیختهی مراسم اولین سالگرد بدرود استاد ـ در برگزاری شایسته و با شکوه این مراسم نقش تأثیر گذاری داشت.
از سوی هفتهنامهی "نسیم جنوب"، ضمن انتشار یادمان استاد و توزیع تراکت و پوستر، یک بنر نیز در محوطهی آرامگاه نصب شده بود.
روزنامهی "طلوع" (کازرون) در شماره 801 مورخ 1 آذر ماه 86 ـ که در مراسم توزیع شد ـ بخشی را به یادوارهی استاد آتشی با اشعاری از استاد و همچنین چند شاعر هم اقلیمی اختصاص داده بود.
"عبدالرحمن برزگر" و "ندا کلبعلی" ـ هنرمندان "گرافیک نیلبک" ـ کاستی را به مناسبت دومین سالگشت بدرود استاد با همکاری هنرمند عرصهی موسیقی "علی احمدی" تدارک دیده بودند که در این مراسم همراه با یک تراکت توزیع شد. در این کاست 14 شعر از سرودههای استاد با صدای "امید غضنفر" دکلمه شده بود.
"داریوش غریبزاده" (فیلمبردار) و "اسماعیل جعفری" (عکاس) در کنار تعدادی دیگر از شیفتگان "آتشی"، تصاویری ماندگار از این مراسم با شکوه و به یاد ماندنی را ثبت کردند.
"بهزاد فقیه" مدیر "کانون تبلیغات پژواک" ـ که اجرای دکور و طراحی فضای محوطهی آرامگاه را به انجام رسانده بود ـ با نصب بنر، تابلو و توزیع پوستر فعالیت چشمگیری داشت.
از سوی هفتهنامهی "پیام عسلویه" همراه با انتشار یادمان استاد، یک بنر نیز در محوطهی آرامگاه نصب شده بود.
تصاویر برجستهی استاد "آتشی" از عکاسانی چون: عبدالرحمن برزگر، اسماعیل جعفری و عبدالرحیم حفیظی از سوی ستاد برگزاری در قابهایی بر دیوارهی محوطه نصب شده بود.
اجرای پُر شور موسیقی توسط "حسام حقپرست" و "اسماعیل مهیمنی" به یاد ماندنی بود.
یک فیلم کوتاه از دوران حیات تا مراسم تشییع استاد در مراسم به نمایش گذاشته شد که تدوین آن را هنرمند جوان "علیرضا جان احمدیان" به خوبی به انجام رسانده بود.
مأموران کلانتری 13 جلالی در برقراری امنیت مراسم، تلاش در خور تقدیری داشتند.
یک پوستر از "کانون تبلیغات چاووش تبلیغ" درمراسم توزیع شد.
محسن شریف، خورشید فقیه، یونس قیصیزاده، مهدی جهانبخشان، فرشید جان احمدیان، پرویز هوشیار، شهرام شریفپور، ماشا رضازاده و سینا برازجانی اعضای ستاد برگزاری مراسم دومین سالگشت بدرود استاد "آتشی" بودند.
میراث علیه میراث
یادداشتی بر تخریب میراث فرهنگی و مواضع مسئولین مربوطه
آمار افزایش تصادفات راهنمایی و رانندگی و سیر صعودی غیرمنطقی آن در ایران نوعی خودکشی است که البته دگر کشی و قتل هم میتوان آن را تأویل نمود. این وضعیت آنومیک و غیرطبیعی نشان دهندهی وضعیت بغرنج و خطرناک عرصهی اجتماعی است که متأثر از گفتمان سیاسی جامعه در یک بی هدفی و خلأ به خودکشی و یا جامعه ستیزی روی میآورد. افزایش انواع بزه، قتل، اعتیاد، و سیر نزولی امنیت اجتماعی مؤید فراگیری انواع و اقسام این رویکرد در جامعه است. در ادامهی این یادداشت تلاش میشود به انتقاد از این وضعیت با چند مورد مثالی در بوشهر اشاره شود:
1ـ 1984: من از تمثیل رمان 1984 جورج اورول در تأویل و یا تحلیل اتفاقات ایران و بوشهر بسیار مثال زدهام، اما واقعاً موارد مثالی این رمان در ایران به صورت مکرر به وقوع میپیوندد و انسان ناخودگاه به یاد این رمان میافتد. در 1984 هر نهاد و سازمانی کارکردی علیه اهداف و معنای خود دارد. برای مثال وزارت صلح به جنگ افروزی میپردازد و وزارت عشق در تخریب روابط انسانی تلاش میکند.
روابط عمومی میراث فرهنگی بوشهر که متولی و مدافع ابنیه و میراث فرهنگی است، در جوابیهای که در نشریهی فایز (به مدیر مسئولی احمد دشتی رییس میراث فرهنگی بوشهر) منتشر شده به نکاتی اشاره کرده که کاملاً در فضای 1984 سیر میکند: «نوار ساحلی بافت قدیم در آثار ملی به ثبت رسیده اما برخی بناهای موجود در این بافت بر اثر مرور زمان فرسوده شده به طوری که قابلیت سکونت یا ترمیم را از دست دادهاند»… این بخش از جوابیه هر انسانی را به تعجب وامیدارد و در اصل باید این مطلب از یک فرد عادی باشد تا در شمارهی بعد ضمن انتشار خبر اعلام شکایت میراث از فرد خاطی و تخریب کننده، باید جوابیهی میراث فرهنگی در باب اهمیت و ارزش میراث و ابنیهی تاریخی در نشریات چاپ شود و اتفاقاً در نشریهی آقای رییس هم تیتر یک شود.
2ـ مردم داری: در این دیار، مسئولی عملکرد خود را سریعاً معطوف به حمایت از مردم و یا خواستهی مردم وصل میکند، نمایندهی مردم بوشهر برخلاف خواست مردم از تغییر نام استان صحبت میکند و رییس میراث بر خلاف خواست مردم در خصوص تخریب یک ابنیه و اثر مهم تاریخی به توجیه تخریب آن میپردازد و خدمات رسانی به مردم را نیز تأثیر گرفته از این خصلت میداند. در بیانیهی این سازمان ذکر شده بر طرف نمودن نیازهای اساسی و عمدهی ساکنان بافت بدون توجه به ارائهی خدمات شهری و با سیاق معماری و شهر سازی صدسال قبل و همچنین استفاده از مصالح قدیمی در بازسازی این بناهای مسکونی ممکن نیست.
جای بسی تعجب است نگاه سازمان میراث فرهنگی به "میراث" نگاهی "ضد میراثی" است و از صد سال قبل به عنوان یک "ضد ارزش" نام میبرد. با نگاه به جوابیهی این سازمان به نظر میآید سازمان میراث یک شرکت برج ساز و ساختمانی است، بنا به همین دلیل به نظر میآید لازمهی این مهم تلاش نهادهای مدنی و مطبوعات در دفاع از میراث بزرگ و ارزشمند بافت قدیم بوشهر است و از این جوابیهی سازمان متولی میراث به نظر میآید که این سازمان کارکردی ضدمیراث دارد و نمیتوان بدان امیدوار بود.
3ـ احمد دشتی و ژان بودریار: احمد دشتی رییس میراث بوشهر در زمانی که خانهی زنده یاد عبدالرحیم جعفری تخریب شد به تکذیب این خبر پرداخت و آن را "شایعه" دانست!
این ابراز موضع دشتی همانند ایدهی وانمودههای "ژان بودریار" است. بودریار، فیلسوف پُست مدرن فرانسوی ـ که چند ماه پیش بدرود حیات گفتـ در زمان حملهی آمریکا به عراق در زمان اشغال کویت آن را "غیر واقعی" خواند و جنگ خلیج را بیشتر نمایش گرافیکی و رایانهای دانست. دشتی و بودریار به تکذیب یک واقعیت پرداختند اما با دو رویکرد متناقض، بودریار، غیر واقعی بودن جنگ خلیج را در نقد عملکرد رسانهها و فریب افکار عمومی اعلان داشت تا استراتژی و چهرهی عوامفریبانه و در برخی مواقع میلیتاریستی مسلط بر رسانهها را مشخص نماید اما دشتی تلاش میکند از مسئولیت، خود را مبرا سازد و با این توجیه به دفاع از مخربان میراث فرهنگی بپردازد.
4ـ پرسشهای مانده:
الف: بافت قدیم بوشهر مجموعهای پراکنده از ابنیهی تاریخی بوشهر است یا یک مجموعهی تاریخی و درهم تنیده؟
ب) آیا نوار ساحلی ثبت شده در آثار ملی به یک نوار منسجم و به هم پیوسته اطلاق میشود و یا خانههای منفرد و منفک است که به محض تخریب هر کدام میتوان آن را از بقیه جدا دانست؟
پ) تکذیبیهی قبلی مدیر کل میراث در خصوص عدم تخریب خانهی مرحوم عبدالرحیم جعفری به واسطهی اهمیت آن بوده یا مسئلهی دیگر؟
ت) مسئولیت میراث، حفظ مواریث و ابنیه است یا دفاع از جان شهروندان و ارائهی خدمات شهری؟
ث) مستندات میراث دربارهی منسوخ شدن ایدهی موزه کردن ابنیهی قدیمی مبتنی بر کدام موارد مثالی است؟
ج) عنوان "صد سال قبل" درج شده در پاسخ روابط عمومی میراث، معنایی ضد ارزش به مواریث را تداعی میکند. اگر اینگونه است پس عنوان "سازمان میراث فرهنگی" معطوف به چه آرمان و اهدافی است؟
بوشهر؛ جاودانه مروارید خلیج فارس
خاکی با ردپای تاریخ سازان قبل از میلاد، خاک زرخیزی معبر محققان و باستانشناسان و تاریخ نگاران و جهانگردان و حتی سلطهگران و خاک گرمی که همبستر آبهای نیلگون خلیج همیشه فارس بوده، سزاوار کدامین ناسپاسی میباشد؟ "بوشهر" نامی ریشهدار در تاریخ چند هزار ساله که پس از نادریه و ابوشهر تا به امروز همچنان به نام بوشهر در قلب تاریخ و نوشتههای کتب مختلف و درسی به چشم میبینیم و بر سر زبانهاست. از شمال به جنوب و از شرق به غرب و تا آن سوی جهان تأیید و معرفی گردیده است. یکی از نشانههای بارز دیگری که معرف اصلی نام بوشهر است منطقهی ریشهر میباشد که حتی شکل کنونی آن و داشتن تاریخ چند هزار ساله دیگر نیاز به هیچگونه بررسی و تجسسی ندارد و این مستندات مجموعاً در ماندگاری نام بوشهر مؤید بوده و تأثیر بسزایی دارند. هنگامی که روبهروی یک محقق و یا تاریخ نگار، نویسنده یا هر متفکر و اهل قلم، نام بوشهر به زبان آورده میشود شکی نیست که برای لحظاتی سالها پیش از این برایش تداعی میشود. اگر از دو هزار و پانصد سال بگذریم و تاریخ را مرور نماییم نفوذ پرتغالیها و انگلیسیها به کنار، اقدامات نادر شاه که در دوران سلطنت خود، در بندر بوشهر قصد ایجاد نیروی دریایی نیز داشت در متون تاریخ از اهمیت زیادی برخوردار است. بنابراین هرگونه ناسپاسی نسبت به بوشهر که نام تاریخی و با عظمت در این دیار کهن محسوب می شود را نمیتوان نادیده گرفت.
کدامین بوشهری اصیل و شرافتمند تغییر و تحول نا به جا و غیر منطقی را میپذیرد؟ کدامین غیرتمند این آب و خاک زیر بار هر دگرگونی بدون دلیل میرود؟ آیا هیچ منطق و شعوری پذیرای تغییر و تحولی که ریشه را خشکانیده و شاخ و برگ را واژگون نماید خواهد بود؟ بوشهر، نامی مجذوب کنندهی هر معبر و گذرگاهی که از خاک به آب ختم میگردد، آبهای نیلگون خلیجفارس، خلیج فارسی که پیش از میلاد در صفحات تاریخ خود را نشان داده تا که از عنوانهای گوناگون توانسته عصارهای شیرین و خوش نامی به نام بوشهر به ثبت برساند. قطعاً بزرگان، اندیشمندان حاضر و تمامی مردم بزرگ بوشهر در هیچ شرایطی پذیرای این نیستند که خدشهای بر شناسنامهی طلایی این دیار کهن وارد آید. شاید افرادی هم باشند که در این گونه موارد چندان اهمیتی ندهند، اما جای هیچگونه نا امیدی نیست، واقعیت، دنبال کردن و پیگیری اندیشمندان و فرهیختگان است که در حفظ میراث اجدادی خود میکوشند. نسل امروز که از بعضی واقعیتهای شهر و زادگاه خود آگاهی کامل ندارد و فقط کم و بیش به وسیلهی گفتههای اطرافیان روایاتی شنیدهاند جهت شناخت و ریشهیابی آب و خاک خود از زمانهای خیلی دور به جز متوسل شدن به اسناد و مدارک چارهای ندارند. بنابراین برای ماندگاری نام بوشهر میبایست چارهجویی کرد زیرا بسیار ضرورت دارد. چه بهتر به جای اندیشیدن به تغییر و دگرگونی نامِ این مهد تمدن و تاریخ، مشکلات و نیازهای شهری و استانی حل و فصل شود.
روابط هلندیها با خلیجفارس
نوشته : ویلم فلور
عملیات علیه بصره
کنیپ هوزن در خارگ مورد استقبال میرمهنا ـ جوانترین فرزند میرناصر ـ قرار گرفت. میرناصر در آن هنگام بیمار بود، بنابراین کنیپ هوزن رهسپار بندر ریگ شد تا هم از او دیدن کند و هم اینکه نامه و پیشکش ارسالی از موسل، فرماندار کل در باتاویا، به او تقدیم کند. در این دیدار میرناصر دوباره به توافق خود با کنیپ هوزن راجع به مالکیت جزیرهی خارگ تأکید کرد و به او اطمینان داد که «از حالا به بعد شرکت محترم هند شرقی هلند مالکیت کامل جزیره را در دست دارد و در مورد وصول پولهایی که در بصره به زور از واک گرفته شده بود و نیز وصول طلبیهای واک و کالاهایی که در آنجا موجود بود نیز پیشنهاد کمک به او کرد».59
کنیپ هوزن از این پیشنهاد میرناصر استقبال کرد، زیرا او دارای چهار فروند شناور از نوع گالیوات بود که میتوانست از آنها علیه جهازات کوچک محلی استفاده کند. چون در این فصل از سال عملیات ناوبری در خلیجفارس خطرناک بود، لذا تصمیم گرفته شد تا طلبیها به طریقی صلحآمیز وصول گردد و توسط یکی از افراد میرناصر نسخهای از فرمان باب عالی، به سلیمان پاشا فرستاده شود. سلیمان پاشا در مارس 1754 پاسخی گستاخانه فرستاد و میرناصر را متهم کرد که «او به کفار کمک میکند و آنها را در جزیره جا داده است. او میرناصر را تهدید کرد که اگر اجازه دهد هلندیها در خارگ سکونت اختیار کنند یا به هر طریقی به آنها یاری رساند، از طریق خشکی او را مورد حمله قرار خواهد داد».60 سلیمان پاشا به هلندیها تفهیم کرد که او چیزی به آنها نخواهد پرداخت. ضمناً او مایل بود که یک نفر نمایندهی هلندی به بصره برگردد مشروط بر اینکه این فرد، کنیپ هوزن نباشد.61 بنابراین هلندی با مشورت با میرناصر تصمیم گرفتند در موقع برداشت محصول خرما ـ که نیروی انسانی بومی و شناور بیاندازه مورد نیاز است ـ بصره را مورد حمله قرار دهند. در این گیر و دار هلندی دفتر بازرگانی خود را در بوشهر تعطیل کردند که به تحریک عمومی علیه هلندیها توسط شیخ نصر بوشهری انجامید.62 هلندی در زمستان سال 54 ـ 1753 ساخت قلعهای را در خارگ آغاز کردند و به احترام ژاکوب موسل ـ فرماندار کل واک ـ آن را موسلستین، نامیدند. سلیمان پاشا به رغم اینکه جواب سر و بالایی به هلندیها داده بود، معالوصف برای حل و فصل این کشمکش دوباره نمایندهی ویژهاش را به خارگ فرستاد تا به هلندیها بقبولاند که آنها به دریافت نصف مبلغی ـ که او به زور از آنها گرفته بود ـ رضایت دهند. هلندیها از قبول این پیشنهاد سر باز زدند و در 30 ژوییه 1754 به منظور محاصرهی دریایی اروندرود با دو فروند شناور (گنزو ویر و جاکارتا) رهسپار منطقه شدند. ضمناً پیش از این میرناصر دو فروند شناور ـ از نوع گالیوات ـ متعلق به خود به آنجا فرستاده بود. با وجود این هلندیها در 6 ژوییه اطلاع یافتند که میرناصر در روز قبل توسط میرمهنا، به قتل رسیده است. در آن هنگام میرحسین ـ ارشدترین فرزند میرناصر ـ بر روی شناور گالیوات مستقر بود و مقدمات لشکرکشی به بصره را فراهم میآورد. میرحسین به دلیل اینکه مسلح نبود و افراد انگشتشماری در اختیار داشت به خارگ فرار کرد. میرمهنا نیز با اهدای پیشکش و استفاده از قدرت توانست ساکنان دیگر را قانع کند تا او را به عنوان سرکردهی جدید خود قبول کنند. در این گیر و دار دو فروند شناور نوع گالیوات که در خارگ مستقر بود در شب هفتم ژوییه خارگ را ترک کرد تا به میرمهنا ملحق شود، زیرا کارکنان آن شیفتهی این پیشکشها شده بودند.63 به رغم این دشواریها هلندیها دو فروند شناور که متعلق به چلبی تاجر ترک بود توقیف کردند.64 کنیپ هوزن به رغم این پیروزهای زودهنگام احساس ناامنی میکرد، لذا به این دو شناور دستور داد تا به خارگ مراجعت کنند. این شناورها در 27 ژوییه 1754 وارد خارگ شدند. این شناورها در حوالی بصره به روستایی حمله و گلهای از گاو و گوسفند را به غنیمت گرفته بودند.
دریافت این خبر در بصره موجب دلهره و هراس ساکنان آن گردید، متسلم راجع به این موضوع با مشاور خود (دیوان) به بحث و تبادل نظر پرداخت که در نتیجه تصمیم گرفته شد تا دو نفر نماینده به خارگ فرستاده شود.65 این دو نماینده در دوم اوت 1754 توافقی را با شرایط زیر با کنیپ هوزن انعقاد کردند:66
«تا آنجا که ممکن باشد پولهای به زور گرفته شده نقداً پس داده خواهد شد. حکومت بصره طلبیهای واک را وصول خواهد کرد. کلیهی کالاها و اسباب و اثاثیهی دفتر بازرگانی واک در بصره و اموال خصوصی کارکنان آن، پس خواهد فرستاد. وجوه متعلق به شرکت در نقطهای که رودخانه به دریا میریزد (به عبارتی بنداب اروندرود) تحویل داده خواهد شد». بعد از اجرای این شرایط تمامی کشمکشها فرو مینشست و هلندیها دو فروند شناور متعلق به چلپی را آزاد میکردند. لذا در هفتم سپتامبر 1754 این دو نماینده ـ در حالی که حامل توافقی بودند که به امضا متسلم رسیده بود ـ به خارگ مراجعت کردند. بنابراین در 21 سپتامبر 1754 کنیپ هوزن و واندرهولست مبلغ 80.000 قروش مسکوک طلا ترک دریافت کردند و مقرر گردید که بقیهی طلبی واک هرچه زودتر به صورت خرما تادیه گردد. لذا در پایان سال 1754 کلیهی مفاد این توافق به مرحلهی اجرا در آمده بود.67 گفتنی است هم مدیران هفده نفره و هم شورای اجرایی واک در باتاویا از پیامد لشکرکشی به بصره راضی بودند، اما مدیران هفده نفره واک تأکید میکردند که رضایت آنها مشروط بر این است که مسبب این دشواریها با دولت عثمانی، کنیپ هوزن و واندرهولست نبودهاند.68 برداشت شورای اجرایی واک در این مورد، واقعبینانهتر بود، زیرا طلبیهای واک وصول شده و حرمت شرکت هم اعاده شده بود؛ بنابراین آنها با ساخت قلعه موسلستین موافقت کردند.69 این در حالی بود که مدیران هفده نفره این موافقت شورای اجرایی واک را تا حدودی شتابزده تلقی کردند. لازم به یادآوری است که این عکسالعمل مدیران هفده نفره قابل پیشبینی بود، زیرا آنها نسبت به خردمندانه بودن تأسیس تشکیلات جدید در خلیج فارس راضی نبودند.
به مهربانترین فرزند وطن " کورش کبیر"
سرزمین ایران، مادر مهربانی است. این خاک خوب مهربان، فرزندان نجیبی بسان کورش کبیر، داریوش بزرگ و سربازان وطنپرستی نظیر آریو برزَن و سورنا را به خود دیده است. در این مقال میخواهیم در تجلیل از یکی از نجیبترین فرزندان وطن، کورش کبیر قلم را به حرکت در آوریم. در روزگارانی که پادشاهان آن روز جهان قتل و کشتار را از افتخارات بزرگ خود قلمداد میکردند این فرزند پاک وطن، ندای آزادی و آزادگی ایرانیان را سرداد و این گونه است که نام کورش بزرگ در تاریخ جاودانه گردیده است. پیشینیان، گذشتهای سرافرازانه را برایمان به ارمغان نهادهاند و سؤال بزرگی که از جامعهی ایران زمین در ذهن وطنپرستان و تاریخدانان نقش بسته این است که ما برای سرزمینمان چه دستاوردی داشتهایم و از تاریخمان چگونه دفاع کردهایم؟ در جهانی که هر سال برای این آزادیخواه (کورش کبیر) بزرگداشت برگزار میکنند، مردم ما در بیاطلاعی به سر میبرند، این تراژدی تلخ را چگونه باید نوشت؟ برای بیشتر روشن شدن عظمت و اندیشهی کورش کبیر میبایست افکار و عقاید و عملکرد پادشاهان آن روز جهان را مورد بررسی قرار دهیم.
آشور نصرپال، پادشاه آشور (888 پ.م) در کتیبهی خود نوشته است: «… به فرمان آشور و ایشتار، خدایان بزرگ و حامیان من 600 نفر از لشکر دشمن را بدون ملاحظه سر بُریدم و 3000 نفر اسیران آنها را زنده زنده در آتش سوزاندم… حاکم شهر را به دست خودم زنده پوست کندم و پوستش را به دیوار شهر آویختم … بسیاری را در آتش کباب کردم و دست و گوش و بینی زیادی را بُریدم... هزاران چشم از کاسه و هزاران زبان از دهان بیرون کشیدم و سرهای بریده را از درختان شهر آویختم…»
در کتیبهی سنا خریب، پادشاه آشور (689 پ. م ) چنین نوشته شده است: «… وقتی که شهر بابل را تصرف کردم، تمام مردم شهر را به اسارت بردم. خانههایشان را چنان ویران کردم که به صورت تلی از خاک در آمد. همهی شهر را چنان آتش زدم که روزهای بسیار دود آن به آسمان میرفت. نهر فرات را به سوی شهر جاری کردم تا آب حتی ویرانههای شهر را با خود برد.»
در کتیبهی آشور نصر پال (645 پ. م) پس از تصرف شهر شوش آمده است: «من شوش، شهر بزرگ و مقدس را به خواست آشور و ایشتار فتح کردم… من زیگورات شوش را که با آجرهایی از سنگ لاجورد لعاب شده بود، شکستم… معابد ایلام را با خاک یکسان کردم و خدایان و الهههایشان را به یغما بردم. سپاهیان من وارد بیشههای مقدسش شدند که هیچ بیگانهای از کنارش نگذشته بود، آن را دیدند و به آتش کشیدند. من در فاصلهی یک ماه و بیست و پنج روز سرزمین شوش را تبدیل به تلی از خاکستر کردم…»
در کتیبهی نَبوکدَ نصر دوم، پادشاه بابل (565 پ.م) آمده است: «… فرمان دادم که صدهزار چشم در آورند و صدهزار ساق پا را بشکنند. هزاران دختر و پسر جوان را در آتش سوزاندم و خانهها را چنان ویران کردم که دیگر هیچ بانگ زندهای از آن جا برنخیزد…»
با وجود چنین سبعیت و خشونتی در آن زمان و رفتارهای ناپسند و غیرانسانی پادشاهان آن روز جهان، کورش کبیر پس از ورود به شهر بابل و با دارا بودن قدرت عملی به عنوان پادشاه نیرومند آن روز جهان، نه تنها پادشاه مغلوب را مصلوب نکرد، بلکه او را با احترام به حاکمیت ناحیهای گمارد و با مردم شهر نیز چنین رفتار نمود:
«… آن گاه که بدون جنگ و پیکار وارد بابل شدم، همهی مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند… مردوک (خدای بابل) دلهای پاک مردم بابل را متوجه من کرد، زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم. ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد... نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید…»
کورش پس از ورود به شهر بابل فرمان آزادی هزاران یهودی را صادر کرد که قریب هفتاد سال در بابل به اسارت گرفته شده بودند و هزاران آوند زرین و سیمین آنان را که پادشاه بابل به غنیمت گرفته بود، به آنان باز گرداند و اجازه داد در سرزمین خود نیایش گاهی بزرگ برای خود بر پای دارند. رفتار کورش با یهودیان باعث گردید که آنان ایران را "میهن دوم" خود به شمار آورند. در این باره اسفار غزرا و اشعیا در کتاب تورات (عهد عتیق) ضمن نام بردن از کورش با عنوان « مسیح خداوند» آمده است: «خداوند روح کورش پادشاه فارس را بر انگیخت تا در تمامی ممالک خود فرمانی چنین صادر کند :کورش پادشاه فارس چنین میفرماید "یَهُوهَ" خدای آسمان مرا امر فرموده است که خانهای برای او در اورشلیم بنا نمایم، پس کیست از شما از تمامی قوم او که خدایش با وی باشد و به اورشلیم که در یهودا است برود و خانهی یَهُوهَ را که خدای حقیقی است در اورشلیم بنا نماید…؟ پس همگی برخاسته و روان شدند تا خانهی خداوند را در اورشلیم بنا نمایند… و کورش پادشاه، ظروف خانهی خداوند را که نبوکد نصر آنها را از اورشلیم آورده و در خانهی خود گذاشته بود، بیرون آورد و به رییس یهودیان سپرد.»
… آری منشور کورش کبیر، نخستین اعلامیهی حقوق بشر، جزیی از فرهنگ ایران زمین است که در افکار کورش بزرگ متجلی میشود. منشور کورش کبیر ارمغانی است از سرزمین ایران برای جهانی که از جنگ و خشونت خسته است و از آن رنج میبرد اما آن گونه که امروز شاهد آنیم افرادی با بیتوجهی به تاریخ سرزمین پاکمان به این میاندیشند که شاید نام کورش از تاریخ و قلب مردم پاک شود، غافل از این که نام این بزرگمرد نه تنها در معتبرترین تاریخهای جهان بلکه در قلب همهی آزادی خواهان جهان حک شده است. پس نامهربانی به مهربانترین فرزند وطن چرا؟
* منبع: منشور کورش کبیر ـ غیاث آبادی
"ناخدا نعیم" کشتی "ملوان" را غرق کرد
شاهین پارس جنوبی 2 ملوان بندرانزلی صفر
گل ها: 43 ـ مسعود ابطحی و 83 ـ عماد نبی پور (شاهین پارس)
داور: تورج حق وردی
کمک ها: برون و داوود زاده
اخطار: نبی پور (شاهین)، رمضانی (ملوان)
بهترین بازیکن: ایمان عبدیزاده
بازیکنان شاهین: دژان یسیج، عبدالرضا بازیاری، عزیز فریساد، نیکولیچ بوبان، ایمان عبدی زاده، روبروت ساها، عادل کاشرفی ، عبدالله کرمی، اسماعیل تحمیلی 80 ـ عماد نبی پور، هادی خنی فر 73 ـ لطیف جنامی، مسعود ابطحی 87 ـ حسین دشتی
سرمربی: نعیم سعداوی
2 آذرماه 86 ـ ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر (تماشاگر 7 هزار نفر)
از سری مسابقات جام حذفی کشور
شاهین پارس جنوبی بوشهر توانست در یک روز خوب و رؤیایی، پدیدهی لیگ برتر را از گردونه جام حذفی کنار بزند. در این بازی گذشت در نزد یاران سعداوی باعث شده بود که فوتبالی با طراوت به نمایش بگذارند.
هر چه از زمان بازی می گذشت، شاهین بهتر و زیباتر فوتبال بازی میکرد. با این که ملوانان بندر انزلی چند مرحله تا فروپاشی دروازه شاهین پیش رفتند ولی این مدافعان هماهنگ و پر کار شاهین بودند که در هر مرحله سد راه خط حمله ملوان ها میشدند.
کار اصلی شاهین از دقیقهی 30 بازی شروع شد که چند مرحله کار گروهی کاشرفی، عبدی زاده، خنی فر و کرمی باعث گردید ملوان در زمین خود خیمه زند و همین حملات پیاپی در دقیقه 43 به بار نشست. یک سانتر مواج از جناح چپ ملوان به ابطحی مهاجم خوب شاهین رسید که طی دو مرحله او با جایگیری خوبش و ضربه سر تمام کنندهاش گل اول بازی را به ثمر رسانید.
در نیمه ی دوم که معروف است به نیمه ی مربیان هرچه بود برای صعود شاهین و حذف ملوان از لیگ برتر بود.
چند تعویض خوب و بجا از کادر فنی شاهین پارس و آمدن بازیکنانی همچون جنامی، نبیپور و دشتی باعث شد شیرازهی خط دفاعی ملوان از هم پاشیده شود و به همین دلیل تعویض سعداوی جواب داد. از ضربهای که روبروت ساها بر روی دروازه ملوان فرستاده بود عماد نبیپور استفاده برد و با ضربه سر دومین گل بازی را به ثمر رسانید و هم مهر تأییدی زد بر تعویض کادر فنی تیم خود.
با این پیروزی شیرین و غرور آفرین شاهین پارس بوشهر، ناخدا نعیم توانست کشتی ملوان را در ساحل بوشهر غرق کند و برای حریفان آینده در لیگ کشور و جام حذفی خط و نشان بکشد.
نابخشوده ها (3)
نابخشودههای ما که از تیمسار «خسروانی» و «قره گز لو» شروع شد، به «تاج ابوالحسن» و یاغیهای معروف رسید. سراغ «روژه لمه» و «فرگوسن» رفته از استرالیا سر درآورده و دیوانه استرالیایی را بهانه کرده تا حادثه ملبورن را یادآور شویم و از شیکپوشی مثل «برانکو» که نشانی از یک مربی در کارنامهاش دیده نشد گفتیم، و به بوشهر رسیدیم. در یک بعدازظهر سرد اواخر پاییز سالهای 52 ـ 51 در زمین خاکی امامزاده بوشهر، در زمان «کامبیز آتابای» سوارکاری که رییس فدارسیون فوتبال شد! و برای جام تخت جمشید تیم انتخاب میکردند در یک درگیری بین «جفرهای» مدافع شاهین و «حمید رحمت آمیز» مهاجم برق، شیرازیها جو مسابقه را به هم زدند تا ناظر فدراسیون با گزارشی رأی بر عدم شایستگی بوشهر در میزبانی جام تخت جمشید دهد تا خیلی سال ها بوشهری ها ناظر فدراسیون و رحمت آمیز را نبخشیدند. حتی در آن زمان «محمود ابراهیم زاده» که با شاهکارش در ابومسلم خراسان سه تا سه تا به حریفان گل های رنگارنگ تقدیم میکرد و نشریات آن زمان با گزارش خود ناصر نورائی را چهره هفته معرفی میکردند نبخشید.
پرسپولیسیهای گناوه نیز رییس سابق هیأت فوتبال تنگستان را که با گزارش خود در فسخ قرار داد «فریدون حیدری» به فدراسیون فوتبال باعث شد تا رأی فدراسیون برگردد، نبخشیدند. آن قرارداد قبلاً ثبت شده بود و کسانی که تیمهایشان را از دست دادند، همانند «بهرام غریبزاده» که چند بار شهباز را فدای شاهین کردن و از بزرگ کرد شهباز به خاطر بزرگ ماندن شاهین گذشت و توصیه ی دوستان را پذیرفت مسببین پرپر شدن شهباز را نبخشید. «محمود ابراهیمزاده» هم که بعدها خیلیها را بخشید، عاملین حذف از تیم ملی و عدم ایجاد آکادمی «شاهین خلیج فارس» و خدمت به فوتبال بوشهر را نبخشید و «ابراهیم فرهومند» صاحب امتیاز «کارگر» که بعدها کارگر شهرداری شد و آن زمتان کسانی مثل محمد کاظمی، کبابیزاده، مظلومزاده و بهرمان را در اختیار داشت میگوید: کارگر از آن من است و من هیچگاه نمیبخشم! و خیلی از داوران و مربیانی که شایستگی داشتند و پشت درهای کلاسهای آموزشی ماندند و نور چشمیها در کلاس حضور یافتند، مسئولین اش را نبخشیدند.
آن روزی هم که عدم مدیریت بعضیها باعث شد گناوه در یک زمان دو هیأت فوتبال داشته باشد و در یک زمین فوتبال دو مسابقه همزمان میخواست شکل بگیرد 44 بازیکن، دو داور، چهار کمک داور با دو توپ فوتبال مستقر شدند و حادثه ختم بخیر شد، خیلیها بخشیده نشدند. هنوز هم که هنوز هست دیلمیها داور گناوهای را که پنالتی زیبای «جواد محتجب» را مردود کرد نبخشیدهاند و نبخشیدند مسئولین فوتبال را، تیمهای آخر جدول ردههای پایین باشگاههای بوشهر که یک سال پی نخود سیاه رفتند و بعدها هم از هم پاشیدند و نمیتوان تصور کرد آزادی گناوه متولی فوتبال بوشهر را نبخشیده باشد در روزی که ایرانجوان بوشهر به شش گل نیاز داشت، با آزادی گناوه صفر صفر کرد و پرسپولیس برازجان اول شد، مینیبوس گناوهای ها توسط مسئول فوتبال به جاده خاکی رفت! و دیگر به جاده بوشهر برنگشت! میخواستند متقلب را به برگ گزارش سنجاق کنند! تا حالا هم دروازهبان پرسپولیس گناوه که در دستشوییهای زیر جایگاه مخصوص و بغل گوش هیأت فوتبال کیسه بوکس چند ایرانجوانی شد آنها را نبخشیده. «عطارزاده» در ورزش هم از نابخشودههاست چرا که او با تعویض رؤسای تربیت بدنی گناوه و دیلم باعث عقبافتادگی آنها شد. حتی رییس هیأت فوتبال استان را هم به خشونت متهم کرده خواهان روح لطیف شد! شاید شاهین بوشهر هم به نابخشودهها بپیوندد. چرا که آنها در جام تخت جمشید به نام تابان، در جام آزادگان در زمان دهداری و در لیگ یک آزادگان فرصتهای زیادی را بر باد دادهاند و خیلی از بوشهریها هم چه شاهینی و چه ایرانجوانی بعضی از ورزش، مدیران ورزشی صدرا، شاهین، ایرانجوان و شهرداری را به لحاظ ریخت و پاش بیحساب و کتاب، شصت میلیون تومان پول نفت و گاز پارس جنوبی، چهار صد، پانصد میلیون تومان کمکهای هر ساله تربیت بدنی، شهرداری و استانداری به این تیمها، 45 میلیون تومان خرید امتیاز «آدونیس» خراسان و بر باد دادن پول شهرداری به بازیکنان، مربیان و افراد ناکارآمد که باعث مرگ تدریجی فوتبال بوشهر و سرخوردگی هواداران فوتبال این استان شد را نبخشند و اگر با این میلیاردها، با بازیکنانی که فوتبال خیلی وقتها غزل برای خداحافظی شان خوانده و مربیانی که در کارنامهشان امتیاز ندارند جایی نرسیم، سران آنها را هیچگاه نخواهند بخشید.
حالا اگر نوبتی هم باشد نوبت ورزشینویسان و خبرنگاران است. آنهایی که با یک پرس غذا و عکس 18× 13 و در مقابل یک پیراهن، تیشرت یا واکمن تیترهای درشت زدند یا باغلاف کردن قلم، واقعیت را در قبرستان بیکفایتی دفن کردند و با یک اسکناس هزار تومانی به قول پروین قلم به لسان کسان و نا کسان سپردند و خبرنگارانی که ببخشید دلال بازیکن، منیجر و مدیر برنامههای بازیکنان شدند و اصل رسالت را خجالت دادند هم بخشیده نشدند. حالا بحمدا.... سه ستون نابخشودهها که بر شمردیم شاهکار نکردیم، میدانید که گذر پوست به دباغ خانه میافتد، شاید خود ما هم از نابخشودهها باشیم.
.................................هفته نوشت
مشکلات مطبوعات به روایت "نصیر بوشهر"
دو هفتهای است که نصیربوشهر اتفاقات جالبی را پشت سر میگذارد.
روز شنبه برگه احضاریه بازپرسی شعبه اول دادسرای عمومی بوشهر راجع به شکایت معاونت توسعه و پشتیبانی استانداری بوشهر را تحویل نگهبان ساختمان داده بودند. روز دوشنبه احضاریه مربوط به شکایت شهرداری بوشهر به دستم رسید و روز پنجشنبه مأموری از دایره ابلاغات دادگستری بوشهر یک برگ احضاریه در خصوص شکایت وکیل احمد نجاتی (علی دریمی) را ابلاغ کرد هنوز نمیدانستم که شهرداری بوشهر برای چه شکایت کرده چون مطلبی علیه شهرداری در نشریه چاپ نشده بود، لذا از طریق آقای اعتمادی معاون اداری و مالی شهرداری بوشهر مسئله را جویا شدیم. مشخص شد مسئله مربوط به انتشار خبر پلاژ بانوان بوده است. البته اواخر هفته نیز آقای شجاعی تلفنی اظهار داشت: قرار شده شهرداری بوشهر از شکایت خودش صرفنظر کند. آقای محمدی باغملایی رییس شورای شهر با یکی از خبرنگاران تماس گرفته و گفته بود که شهردار و شورا نظرشان بر شکایت نیست. همچنین خبر رسید که آقای کرمی نیز شکایتش را پس خواهد گرفت.
روز دوشنبه هفته گذشته برای پاسخگویی شکایت آقای احمد نجاتی به بازپرسی رفتم. صبح زود هنوز کارمندان دادگستری کاملاً به سرکارشان نرفته بودند که درِ اتاق بازپرس را زدم. پس از سؤالهای ایشان و پاسخهای کتبی من سراغ دیگر پروندههای مفتوح را گرفتم، متوجه شدم که شفیعی ـ مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر ـ مجدداً و این بار به دلیل عدم انتشار جوابیه ایشان در صفحه اول شکایت نموده است. وقت رسیدگی تعیین شده بود. هنوز در این فکرها غوطهور بودم که چاپخانه زنگ زد و اصرار داشت برای این که بدهی فعلی بیشتر نشود هر چه زودتر مبلغ بدهی واریز گردد. از فکر چاپخانه بیرون نرفته بودم که مسئول امور آگهیها آمد و تأکید کرد ماه آبان رو به پایان است و تا کنون بیمه کارکنان دو ماه قبل پرداخت نشده است. در این بین، متولی مطبوعات که میبایست از مطبوعات حمایت کند، خودش علاوه بر طرح شکایت، آگهیهای صفحه اول را نیز بر نصیربوشهر ممنوع میکند و از درج آگهی محروم میسازد.
شفیعی ـ مدیرکل ارشاد بوشهر ـ با این اقدام به مطبوعات اعلان میکند که کسی حق انتقاد کردن و انتشار خبر در خصوص وی را ندارد و هر کس انتقاد کند یا خبری منتشر سازد که خوشایند شفیعی نیست از گرفتن آگهی صفحه اول توسط ارشاد محروم میشود. با این نگرش ادارات و شرکت های دیگر هم به خود حق خواهند داد که اگر در نشریه ای از آن ها انتقاد شد، با آن نشریه برخورد کنند؛ مثلاً اداره برق میتواند برق دفتر هفتهنامه را قطع کند. اداره آب میتواند دفتر هفتهنامه را از آب محروم سازد. خوانندگان گرامی؛ فکر کنید با این اوضاع، مطبوعات مستقل و منتقد چگونه باید به فعالیت خویش ادامه دهند.
جریان اصولگرای استان در بحران
اتفاقات اخیر در مدیریت استان، تهیه سی دی علیه آنان، محاکمه تهیه کنندگان سی دی و محکومیت آنها، مصاحبهها و نامههای عطارزاده علیه مدیران، دستور رییس جمهور مبنی بر عزل تعدادی از مدیران، جلسات و نشستهای افراد با نفوذ استان در کشور، مدیریت استان را در هالهای از ابهام فرود برده است. اصولگرایان که مدعیاند سیاست خود را بر پایه اصول و ارزشهای دینی بنا نهادهاند، بیمحابا برای بیرون کردن مخالف خویش (حتی از اصولگرایان) به تهمت و افترا روی آورده و حادترین مسائل اخلاقی را به مخالف خویش نسبت میدهند.
متأسفانه رفتارهای سالهای اخیر مدعیان اصولگرایی در بوشهر ضربات جبران ناپذیری را بر پیکره ی اصول و ارزشهای اصیل وارده آورده است. گرچه اصلاح طلبان از تفرقه و تشتت اصولگرایان و ناکامی آنان زیاد ناراضی نیستند، ولی زیر پا گذاشتن اصول دینی، اعتقادی و انسانی در روابط و تعاملات روزمره سیاسی و اجتماعی حتی برای مخالفان اصولگرایان قابل تحمل نیست. نصیر بوشهر بنابر خط مشی خویش هیچگاه از افراشته استاندار بوشهر، معاون سیاسی وی و مدیران ادارات دولت احمدینژاد در استان حمایت نمیکند و همیشه روحیه انتقادی خود را در برخورد با آنها حفظ کرده است و نتیجه ی چنین روحیهای احضار مکرر به دادگاه توسط استانداری، ارشاد و ادارات دیگر است.
با این همه، از رفتار دور از انسانیت و دور از آموزههای دینی در حذف کردن افراد حتی رقیبان خود راضی نیستیم.
بر هیچ انسانی روا نیست برای حذف کردن دیگری از بدترین شیوه استفاده کند. متأسفانه مدتی است که عطارزاده برای رسیدن به اهدافش از شنیعترین روش و شیوهها استفاده میکند. تهمت هایی که قبلاً به مخالفان خود مثل آقای "ح ـ ر" و تعدادی از شاعران زده بود و اخیراً به مدیران و مسئولان دولت نهم رسیده است، حربهای است که مدت ها عطارزاده از آن علیه مخالفان بهره میجوید. گرچه مدیران و مسئولان مورد اتهام قبلاً با سکوت خویش و گاه با رضایت، نظارهگر اعمال عطارزاده بودهاند و شاید مقصر اصلی استفاده از چنین روش مذمومی همان مسئولان باشند. بنابراین هنگامی که عطارزاده برای برکناری یکی از مدیران مجموعه استانداری طی نامهای، بدترین و زشتترین عبارات ضد اخلاقی را نثار وی کرد و استاندار با سکوت خویش و رضایت بر تغییر آن مدیر بر چنین حربهای صحه گذاشت باید امروز منتظر استفاده از چنین روشی برای حذف معاونان، فرمانداران و حتی حذف خود افراشته توسط عطارزاده باشیم.
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1909 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و سی و دوم
بوشهر
یکم تا سیام نوامبر 1909
1ـ انجمن محلی: در پی آخرین انتخابات شش عضو از جمله شخصی مرسوم به میرزا علی کازرونی، جهت تشکیل انجمن، انتخاب گردیدند. نسبت به انتخاب این شخص بلافاصله اعتراض گردید و نظر به اینکه از این بابت دشمنی و سوء تفاهم های زیادی وجود دارد انجمن منحل گردید اما نایب حکمران تصمیم گرفته است که تا مراجعت حکمران این موضوع را به تعویق اندازد.
2ـ میرزا حسین، منشی کنسولگری آلمان، برای عضویت در انجمن خود را نامزد کرد و 280 رأی به دست آورد و به عنوان عضو انجمن انتخاب گردید و در نتیجه از سمت خود در کنسولگری آلمان استعفا داد. اینکه او چرا دست به این کار زده است تا حدودی حیرت انگیز مینماید زیرا بابت عضویت در انجمن هیچ گونه دستمزد یا مستمری دریافت نخواهد کرد. چنین مینماید که در پُشت اقدام او انگیزهای نهفته باشد زیرا گزارش میشود که برادرش نامزد تصدی سمتی شده است که او از آن استعفا داده است. او در کاروانسرا اطاقی اجاره کرده و گزارش میشود که میخواهد علاوه بر عضویت در انجمن (منشی)، به کار تجارت هم بپردازد.
3ـ ملیون : در برنامهای که در آغاز ماه نوامبر در بوشهر دریافت گردید، مجتهد بلند مرتبهی نجف، ملامحمد کاظم، ضمن اینکه اظهار داشته سید مرتضی اهرمی در نجف خواهد ماند جویا هم شده که آیا خانهی سید مرتضی در بوشهر تعمیر شده است یا نه.
4ـ روحانیون نجف به بعضی از ساکنان سرشناس بوشهر نامه نوشته و اعلام نموده که چون روسها به خواستهی آنها جهت خروج نیروهایشان از خاک ایران توجه ننمودهاند لذا میخواهند کالاهای روسی را تحریم کنند و برای اجرای این تصمیم خواستار آراء و نظریات آنها شدهاند.
5 ـ کشتی توپدار پرسپولیس در روز نوزدهم از لنگه وارد بوشهر گردید و امیر پنج و بخش عمدهای از سربازها و تفنگچیهاـ که دریابگی حضورشان را در آنجا لازم نمیدانست ـ را به بوشهر آورد. کشتی پرسپولیس بعد از گرفتن آب و آذوقه به لنگه خواهد برگشت زیرا گزارش میشود که دریابگی در نظر دارد با این شناور عازم بنادر شیبکوه و غیره گردد و عایدات عقب افتادهی آنجا را وصول کند.
6 ـ با عزیمت حکمران به بندر عباس، تفنگچیهائی که برای محافظت از شهر و اطراف آن به استخدام در آمده بودند، اخراج گردیدند لذا به کلانتر و کدخدا هشدار داده شده تا مواظب و مراقب مسئولیتهای خود باشند.
7 ـ اوضاع راهها: راه ها ناامن است. اخبار دریافتی در روز بیست و پنجم حاکی از این است که به آقای پاسک و کاروان او حمله شده و اموال او را به غارت بردهاند. آقای هامیلتون کارمند اداره تلگراف و بازرس خطوط تلفن شیراز ـ بوشهر تا انجام تحقیقات و اینکه مسیر امن شده و میتوان اجازه برگشت به شیراز به او داد، به طور موقت در بوشهر خواهد ماند.
8 ـ قاچاق اسلحه: ـ تفنگچیهایی که حکمران به بندر عباس برده و بعدها آنها را پس فرستاده بود بدون ساز و برگ نظامی وارد بوشهر شدند و ظاهراً آنها جنگ افزارشان را در بندر عباس یا لنگه به فروش رساندهاند زیرا میدانند که میتوانند جنگ افزاری بهتر و جدیدتر در محل برای خود تهیه کنند .
9 ـ گمرکات: مدیر گمرک بوشهر اعلام نموده که از تاریخ 21 مارس 1910 ماده 29 آئین نامه گمرکی ـ راجع به منعِ صادرات قالیهائی که با رنگِ اتیلن رنگ شدهاند ـ اجرا خواهد شد.
10ـ گزارشهای متنوع: کنسول ترکیه، احمد حمیدبی، که در نخستین هفته سپتامبر 1909 وارد بوشهر شده است سالروز تولد اعلیحضرت سلطان ترکیه را در روز پنجم با شکوه تمام جشن گرفت. از ویژگیهای برجسته این رویداد، ملاقات بعضی از روحانیون و دیگر شهروندان با کنسول ترکیه بود. ظاهراً این اقدام بنا به درخواست کنسول و بنا به پیشنهاد کارگزار صورت گرفته است.
11ـ احمد حمید بی ، به طرزی نامنتظره در روز سیزدهم نوامبر 1909 جایش را به نبیل ضیابی داد و به زودی بوشهر را ترک خواهد کرد. با اینکه از سال 1880 دولت ترکیه کنسول منظمی در این شهر نداشته معالوصف ظرفِ حدودِ دوماه و نیم، دو نفر را به عنوان کنسول منصوب کرده است.
12ـ بنا به دستور وزیر مختار دولت اعلیحضرت پادشاه انگلستان از تاریخ 31 اکتبر 1909 نایب ژنرال کنسول انگلستان مسئولیت کنسولگری فرانسه را دربوشهر به عهده خواهد گرفت. در موقع خروج نایب کنسول فرانسه موسیو. آر. شالیون که قرار است در پایان ماه، بوشهر را ترک کند برای حل و فصل مسائل مادی دردسر زیادی به وجود خواهد آمد.
پی. تری ور ـ معاون اول نماینده سیاسی
(مسئول وظایف جاری)
در پی کشف کتیبهیی در جزیرهی خارگ حاکمیت ایران بر خلیجفارس به اثبات رسید
در جزیره خارگ کتیبهای سنگی متعلق به دوره هخامنشیان بر روی سنگی مرجانی در جادهای در بخش کوهستانی این جزیره کشف شد.
رییس هیئت باستانشناسی جزیره خارگ در این زمینه گفت: روی این کتیبه با ابعاد 30 در 30 سانتیمتر با خط فارسی باستان 5 سطر به صورت نامنظم حک شده است.
سرفراز این کتیبه را منحصر به فرد دانست و اظهار داشت: این یک محبت الهی است که در قلب دریا خط فارسی باستان مربوط به 2400 سال پیش وجود دارد.
وی افزود: عنوان خط و زبان هر چیزی که باشد نشان میدهد این جا خلیجفارس است و تا الان هم این اتفاق در هیچ یک از جزایر نیفتاده است.
وی با اشاره به این که سابقه چندین هزار سالهی دریانوردی، تجارت و تمدن ایرانیان در جزیره خارگ وجود دارد اضافه کرد: این کتیبهی سنگی از این به بعد در کنار محکمترین اسناد تاریخی جهت اثبات هویت و حقانیت نام خلیج فارس قرار خواهد گرفت. در ادامه دشتی نیز افزود: در حال باز خوانی هستیم و آخرین اطلاعاتی را که از کتیبه کسب کردهایم این است که خط آن میخی و به دورهی هخامنشیان برمیگردد. وی در ادامه تصریح کرد: فضای حاکم بر کتیبه میگوید که در آن عصر این جزیره کاملاًدر اختیار دولت پارس بوده و نشان دهندهی حاکمیت ایران بر خلیج فارس بوده است و این یک نوع هویت بخشی است و سند سازی وجود ندارد چون کتیبه بر روی صخره حک شده است .
لازم به ذکر است این کتیبه سنگی یکی از مهمترین یافتههای باستانشناسان برای اثبات هویت و حقانیت نام خلیج فارس و قدمت دریانوردی ایرانیان به شمار میآید.
کتابخانه تخصصی و علوم قرآنی و حدیث و مرکز خدمات اینترتی قرآن افتتاح شد
کتابخانه تخصصی علوم قرآنی و حدیث مرکز خدمات اینترنتی قرآنی در مراسمی با حضور کرمی معاون پشتیبانی و توسعه منابع انسانی و مدیر کل تبلیغات اسلامی در این اداره کل آغاز به کار کرد.
در آیین گشایش این کتابخانه معاون پشتیبانی و توسعه منابع انسانی استانداری گفت: برای گسترش مباحث اسلامی در میان جوانان باید یک جهش در فضای فرهنگی ایجاد شود.
کرمی افزود: ایجاد این کتابخانه تخصصی علوم قرآنی و حدیث میتواند با نیاز سنجی به خواستههای نسل جدید پاسخ گوید.
مدیر کل تبلیغات اسلامی استان نیز گفت: در مجموع 500 میلیون ریال اعتبار برای راهاندازی این دو مرکز هزینه شده است.
نعمتالهی افزود: در کتابخانه تخصصی علوم قرآنی و حدیث، 8000 جلد کتاب جمعآوری شده است که شامل تفسیر فارسی، عربی، حدیث رجال و نمونههایی از ترجمههای قرآن کریم به زبانهای مختلف گردآوری شده است.
وی در پایان یادآور شد: کاربران میتوانند با استفاده از امکانات نرمافزاری کتابهای مورد نظر خود را جستجو کنند و همچنین علاقهمندان نیز میتوانند در مسیر پژوهش از امکانات متنوع اینترنت در فضای سالن مطالعه به صورت رایگان استفاده کنند.
مانور امداد در ارتفاع برای اولین بار در استان برگزار شد
: مدیر عامل سازمان آتشنشانی در گفتوگو با خبرنگار نصیر گفت: برای اولین بار در استان مانور امداد در ارتفاع توسط 15 نفر از پرسنل سازمان آتشنشانی برگزار شد.
کمان افزود: مانور امداد در ارتفاع در سه مرحله اجرا خواهد شد که مرحلهی اول آن برگزار گردید. وی اضافه کرد: با توجه به عملیاتهایی که در شهر بوشهر شکل میگیرد، ضروری بود آتش نشانان در این آموزش شرکت کنند تا بتوانند به آن درجهای که نیاز است برسند.
وی در ادامه تصریح کرد: امکاناتی که در این زمینه نیاز بود خریداری شده است که میطلبد مسئولین محترم استان در زمینه تجهیز آتشنشانی و نیروگاهها و وسایل به روز همکاری بیشتری با این مجموعه داشته باشند.
پیشنهاد خرید نشریات محلی و توزیع آن در اتوبوس
سخنگوی شورای اسلامی شهر بوشهر گفت: چند نشریه که بیشترین اخبار شورا و شهرداری را منعکس میکنند باید خریداری شود و در سرویسهای اتوبوس توزیع شود.
مسعود شکوهی گفت: شهرداری هر ساله مبلغی را با عنوان آگهی و رپرتاژ به مطبوعات میدهد. به جای اینکه این مبلغ را به عنوان آگهی به مطبوعات بدهیم نشریاتی را که اخبار ما را پوشش میدهند خریداری کنیم تا هم کمک به مطبوعات شود و هم مردم نسبت به عملکرد شورا و شهرداری آگاهی پیدا کنند.
گفتنی است این پیشنهاد برای بررسی بیشتر به کمیسیون فرهنگی ارجاع داده شد.
یکی دیگر از اعضای شورای اسلامی شهر بوشهر نیز پیشنهاد پخش مذاکرات شورا به طور همزمان از طریق بلندگوهایی که میتوان بر پایههای چراغ نصب نمود و همچنین پخش مذاکرات از طریق صدای بوشهر (موج FM) با هماهنگی صدا و سیمای بوشهر را ارائه کرد.
شهرداری و گاو صندوقهای پُر از چک!
معاون امور مالی شهرداری از گاوصندوقهای پر از چک شهرداری خبر داد و گفت: شهرداری در نظر دارد کلیهی چکها و اوراق ضمانت رسید شده متقاضیان را بابت تقسیط عوارض صدور پروانه ساختمانی و اجاره بها جهت وصول به بانکهای عامل ارائه دهد.
مهدی اعتمادی افزود: اگر کسی مشکلی داشته باشد و چکش فرم خورده باشد بین یک تا سه ماه به او فرصت داده میشود. اعتمادی گفت: شخصی یا اشخاصی به واسطه دوستی یا آشنایی اقساط خود را پرداخت نمیکردند. شخصی بوده که 25 فقره چک داشته و کسی تا به حال سراغی از ایشان نگرفته بود و به دلیل رابطهی فامیلی چک ایشان را به بانک نیز نفرستادهاند.
اعتمادی گفت: تا کنون که بررسی شده شهرداری حدود یک میلیارد و هفتصد و پنجاه میلیون تومان بابت صدور پروانه ساختمانی از مرکز طلبکار است. وی اضافه کرد: علاوه بر چک مواردی بوده که شخصی سه سال مستأجر شهرداری بوده و ریالی پرداخت نک