شنیدنیها
استاندار؛ سرپرست معاونت سیاسی
شنیده شده است استاندار اظهار داشته فقط یک نفر عزل می شود و چهار نفر دیگر به کار خود ادامه خواهند داد. شنیدنی ها حاکی است افراشته روز پنجشنبه با نوشتن نامه ای به زینبی تمام وظایف معاونت سیاسی را شخصاً به عهده گرفته و به عبارتی امور سرپرستی معاونت سیاسی را شخصاً انجام خواهد داد.
استعفای شهردار گناوه
شنیده شده است "سیدعلی حسینی" شهردار گناوه به علت اختلاف با شورای شهر گناوه استعفا داده است. شنیدنی ها حاکی است جمعی از بازاریان و اهالی گناوه از شهردار گناوه حمایت نموده و خواستار ابقای ایشان در سمت شهرداری شده اند.
رییس شرکت جزیره ی صدرا و انتقاد از رییس جمهور
شنیده شده است "علی مقدم" رییس شرکت صدرا از احمدی نژاد و گمرک بوشهر به علت عدم ترخیص کالا و اجناس شرکت از گمرک بوشهر انتقاد نموده است.
انتقاد پزشک به آموزش و پرورش دشتی
شنیده شده است "مختار پزشک" عضو سابق شورای شهر خورموج در هنگام سخنرانی رییس آموزش و پرورش دشتی اعتراض نموده و از سخنان وی انتقاد نموده است.
ماجرای نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب در استان
شنیده شده است علی رغم پیگیری شدید یکی از اعضای مشارکت برای گرفتن نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در استان بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی سازمان اظهار داشته که مهر سازمان را به انتخابات نمی دهم. شنیدنی ها حاکی ست یکی از افراد مدت هاست بدون مجوز با نام نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در ائتلاف اصلاح طلبان شرکت می کند.
تاکتیک هواداران دشتی زاده
شنیده شده است احمد دشتی زاده کاندیدای نمایندگی مجلس در حوزه انتخابیه بوشهر گناوه و دیلم مصرانه قصد شرکت در انتخابات در مجلس را دارد. گفته می شود حامیان و هواداران دشتی زاده در غیاب وی که به مسافرت خارج از کشور رفته بود شایعه ی انصراف وی از کاندیداتوری را مطرح نموده اند تا غیر مستقیم کاندیدای خود را مطرح کرده باشند.
بوشهری ها در شورای مرکزی سازمان ادوار دفتر تحکیم
شنیده شده است حسام منصوری و علی سیاسی راد در جلسه ی اخیر مجمع عمومی سازمان ادوار دفتر تحکیم وحدت به عنوان عضو شورای مرکزی آن سازمان انتخاب شدند.
ته لنجی و تبلیغات انتخابات
شنیده شده است یکی از نمایندگان مجلس با هماهنگی با دولت ابتدا با لغو غیر قانونی مصوبه مجلس در خصوص ته لنجی توسط دولت و سپس با تبلیغات زیاد و مکاتبه با رییس جمهور و همچنین گرفتن نامه از رییس جمهور در خصوص ابقاء مصوبه ته لنجی قصد جذب ملوانان و لنج داران را دارد.
تخریب پارک خلیج فارس دیّر
شنیده شده است شهرداری دیر درختانِ تنها پارک سایه دار دیر را تخریب کرده است.
تغییر مدیر مدرسه ی امیر کبیر
شنیده شده است "بردبار" مدیر مدرسه امیر کبیر بوشهر با توجه به درگیری های اخیر مدرسه شاهد توسط آموزش و پرورش شهرستان بوشهر از این سمّت برکنار شد.
بوشهری ها در هنگ کنگ
شنیده شده است مجید حسینی کنگانی یکی از کاندیداهای دیر، کنگان و جم و ریز به عنوان سرپرست تیم ملی کاراته ایران برای بازی های آسیا و اقیانوسیه به اتفاق دو بازیکن ملی پوش استان به نام های ایوب خدری از گناوه و مالک سروش از کنگان راهی هنگ کنگ شده بود. شنیدنی ها حاکی است تیم ملی کاراته مقام دوم آسیا را به دست آورد و دو بازیکن بوشهری مدال برنز دریافت کردند. همچنین گفته می شود دو بوشهری دیگر به عنوان داور A آسیا در بازی ها حضور داشتند.
مسؤولین در دبی
شنیده شده است معاون عمرانی استانداری و شهردار بوشهر و تعدادی از مسئولین ادارات از جمله مدیر کل اداره صنایع و معادن و معاونینش اخیراً به دبی مسافرت نموده اند.
پور فاطمی نماینده دشتی و تنگستان در مجلس:
دولت، مصوبه مجلس در مورد ته لنجی را غیر قانونی لغو کرده است
ته لنجی مصوبه مجلس دارد و دولت نمیتواند مصوبه مجلس را لغو کند.
حجهالاسلام سید مجتبی پورفاطمی گفت: در مصوبه مجلس سالی 4 بار به ملوانان اجازه داده شده که بتوانند کالاهای مورد نیاز خود را وارد کشور نمایند.
نماینده دشتی و تنگستان افزود: رییس جمهور در سفر استانی مصوبه ای داشت که به جای 4 بار 12 بار ملوانان میتوانند با سفر به کشورهای حوزه خلیج فارس بروند و ته لنجی همراه خود بیاورند. متأسفانه پس از مدتی دولت مصوبه خود را و همچنین مصوبه مجلس را به صورت غیر قانونی لغو کرده است.
وی افزود: امروز مرزنشینان، علاقهمند به نظام و برقرار کننده امنیت در مرزهای جنوبی هستند. نباید دولت باعث شود مردم مرزنشین به ویژه استان بوشهر و شهرستانهای دشتی و تنگستان و شهرهای همجوار به دردسر بیافتند.
پورفاطمی تأکید کرد: لغو مصوبه ته لنجی با شعار عدالت محوری و مهرورزی همخوانی ندارد. امیدواریم که دولت به طرف قانونمندی و قانونگرایی حرکت کند. نه فلهای تصمیم بگیرد.
وی تصریخ کرد: از طریق مجلس به رییس جمهور تذکر دادهام و نامهای هم به رییس جمهور نوشتهام معتقدم استاندار، نمایندگان و شورای تأمین باید از حقوق مردم دفاع کنند.
پورفاطمی ضمن اعتراض به لغو مصوبه دولت در خصوص چاههای کشاورزی گفت: مصوبه برقیکردن چاههای کشاورزی در سفر استانی به بوشهر مصوب شده متأسفانه دولت بعد از مدتی آن را لغو نموده است.
دکتر شجاع نماینده دشتستان:
عملکرد عطارزاده، سالهای سال استان را عقب انداخته است
عملکرد عطارزاده سالهای سال استان را عقب انداخته است و باعث شد دولت هم نتواند این عقبماندگی را جبران کند.
دکتر عبدالمجید شجاع نماینده دشتستان در مجلس در گفتگو با نصیر بوشهراظهار داشت : آقای عطارزاده متأسفانه در این قضایای اخیر مطلقاً تقوی را رعایت نکردند. چون آقای زینبی جانباز، آزاده و برادر شهید و روحانی بودند که هر کدام از این ها باز معنوی بسیار زیادی بر آن مترتب است.
وی افزود: ما نباید آبروی مؤمنین را ببریم. در حالی که دین ما تأکید کرده در مسائل تقوی را رعایت کنیم. متأسفانه در این قضیه عزل چند تن از مسئولین نه تنها تقوی رعایت نشده بلکه بیتقوایی هم به وجود آمده است.
وی تأکید کرد: خیلی زمان میبرد تا این آقایان خودشان را اصلاح کننند.
دکتر شجاع اضافه کرد: عملکرد عطارزاده دولت نهم را در بوشهر ناکارآمد جلوه داده است. از سال گذشته بعد از مصاحبه ایشان علیه استاندار هر روز ایشان یک مسألهای برای استان به وجود آورده و این باعث شده که مسئولین اجرایی نتوانند کارهایشان را درست انجام دهند.
وی تأکید کرد: به عنوان عضو خانواده شهداء، رزمنده دفاع مقدس و زجر کشیده قبل از انقلاب از عملکرد عطارزاده که باعث شده دولت در انجام وظیفهاش در استان عقب بماند. ناراحتم و شاکی میباشم.
دکتر شجاع تصریح کرد: از دوستانم در نهاد ریاست جمهوری تقاضا دارم یک گروه بیطرف به استان بوشهر اعزام نمایند و در خصوص عملکرد آقای عطارزاده که به اسم طرفداری از هیأت دولت و ریاست محترم جمهروی این اعمال را انجام میدهد. بررسی و بازرسی نماید تا چنین اشتباهی مثل ریختن آبروی یک مؤمن دیگر تکرار نشود.
وی در خصوص جایگزین معاون سیاسی استانداری اظهار داشت: در خصوص انتصاب معاون سیاسی و هر انتصاب دیگری هیچ دخالتی نمیکنم ولی دوست دارم کسی بیاید که دلسوز انقلاب باشد و دل در گرو امام و مقام معظم رهبری داشته باشد.
تجمع اعتراض آمیز جمعی از اصولگرایان بوشهر علیه عملکرد عطارزاده
ساعت 10 صبح روز شنبه مورخ 10/9/86 حدوداً 200 نفر جلوی استانداری به حمایت از علی زینبی معاون سیاسی استانداری بوشهر و ناصر باستی مدیر کل دفتر فنی استانداری تجمع کردند و با سر دادن شعار "زینبی، زینبی حمایتت میکنیم" و "الله اکبر" یا "مرگ بر منافق" همچنین امضای تومار خواستار لغو عزل ایشان شدند، و اعلام کردند با دخالتهای یک نماینده در امور مدیریتی استان مخالف هستند.
در این باره بیانیهای نیز صادر شد. در این بیانیه، نیروهای اصولگرای استان، خانوادههای شهدا، ایثارگران و جانبازان نارضایتی خود را از عملکرد نامطلوب نماینده بوشهر (عطارزاده) که باعث بروز مشکلات و گرفتاریهای عدیدهای شده است اعلام کردند.
در بخشی از بیانیه آمده است: یکی از دهها مورد اشتباه نماینده ی بوشهر ارائه ی گزارشات بیپایه و اساس به دولت نسبت به برخی از نیروهای پرتلاش و اصولگرای استان بوده است و بر همین اساس دولت را وادار به برخورد با این نیروی اصولگرا نموده است.
گفتنی است یک ساعت قبل از تحصن، جلسهی شورای برنامهریزی و توسعه ی استان با حضور تبرکی و کشتکار برگزار شد.
در این جلسه استاندار هیچ اشارهای به موضوع عزل و اعتراضات نکرده است، در حالی که قبل از جلسهی شورای برنامه ریزی و توسعه ی استان، زینبی را به اتاق خود فراخوانده و جلسهی محرمانهای را با ایشان برگزار کرد.
شنیده شده است در همین جلسهی محرمانه، استاندار بوشهر، حکم عزل زینبی را به وی داد.
بیتالمال / اموال دولتی
بخش بیست و چهارم
اتومبیلهای دولتی
اتومبیلهای دولتی به علت ویژگی، وضعیت خاص، روشهای استفاده و بهرهوری، امور مراقبت و نگهداری و حفظ و حراست، از سایر اموال منقول غیر مصرفی دولت متمایز و ضوابط مربوط به آن تابع مقرراتی است که تحت عنوان لایحهی قانونی نحوه استفاده از اتومبیل های دولتی و فروش اتومبیلهای زائد، ابتدا از طرف شورای انقلاب اسلامی ایران در تاریخ 27/6/1358 تصویب و سپس به شرح آیین نامه اجرایی شماره 65935 ـ 18/10/1358 عملاً در دستور کار وزارت خانهها و سازمانها و مؤسسات و شرکتهای دولتی قرار گرفت. آیین نامهی مذکور در تاریخ بیست و چهارم خرداد ماه سال 1361 از سوی وزارت امور اقتصادی و دارایی مورد بازنگری واقع و تحت شمارهی 16/323/2415 ـ 24/3/62 مجدداً ابلاغ و از تاریخ اول مرداد ماه همان سال قانوناً جایگزین آیین نامهی اجرایی قبلی گردید که در حال حاضر کماکان به قوت خود باقی است.
عنوان لایحه به دلیل مستثنی بودن سایر ماشین آلات راه سازی، کشاورزی، حفاری، دام پروری و موتور سیکلت از مفاد قانون مورد بحث، مختص اتومبیلهای دولتی اعم از سواری، وانت، اتوبوس، مینی بوس، کامیون و ... بوده و در ماده یک آن در تعریف از این بخش بیت المال آمده است:
«اتومبیلهای دولتی وسیلهی نقلیه ای است که برای اجرای وظایف معین و مشخص در وزارت خانهها یا شرکتهای دولتی یا مؤسسههای دولتی مورد استفاده قرار میگیرد و به پست سازمانی یا مقام معینی اختصاص ندارد».
حسب این تعریف عنوان هشدار دهندهی «اتومبیل خدمت ـ استفادهی اختصاصی ممنوع» سال هاست که بدنه ی اتومبیلهای دولتی را مزین کرده (اخیراً عنوان سرویس عمومی جایگزین کلیشهی قبلی شده است) و معنا و مفهوم آن مستفاد از متن لایحهی قانونی (مواد 6 لغایت 14 و ماده 16 و 31) به این نکات اشاره دارد:
1ـ اتومبیلهایی که طبق نظر کمیسیون مندرج در ماده 2 لایحهی قانونی مجاز به استفاده شناخته میشوند، در اختیار وزارت خانهها، شرکت ها و مؤسسات دولتی خواهند بود و استفاده از آنها برای مستخدمین دولت به منظور انجام وظیفهی معین و مشخص، مأموریت های اداری و اجرایی و عملیاتی با تشخیص وزیر یا بالاترین مقام دستگاه اجرایی و یا مقامات مجاز ازطرف آنها مقدور خواهد بود.
2 ـ وزارت خانه ها و شرکت ها و مؤسسات دولتی میتوانند متناسب با نیاز خود واحدی جهت کنترل حمل و نقل و استفاده صحیح و جمع آوری اطلاعات و مشخصات اتومبیل ها و اداره امور مربوط به نگهداری و تعمیرات تشکیل دهند.
3ـ استفاده از اتومبیلهای دولتی در ساعات غیر اداری منحصراً برای انجام مأموریت های اداری مجاز است و بایستی با صدور پروانه و ثبت در دفتر مخصوص از طرف مقام مجاز با قید زمان صورت گیرد.
4ـ رانندهی هر اتومبیل مکلف است پس از انجام مأموریتهای محوله، مراتب انجام سرویس دهی را با ذکر روز، ساعت، مدت زمان مأموریت اعم از این که در ساعات اداری یا خارج از آن باشد در برگ کارکرد قید و به مسئول ذی ربط تحویل دهد.
5ـ اطلاعات مربوط به تعمیرات، خرید لوازم یدکی، نصب لوازم و سایر امور مربوط به هر اتومبیل با قید شماره، تاریخ و کیلومتر در کارت مخصوص می بایست ثبت شده و در پروندهی مربوطه بایگانی و نگهداری شود.
6ـ در طرفین کلیهی اتومبیلهای دولتی به استثناء خودروهای پول رسان بانکها و اتومبیل وزراء و سایر مقامات مجاز با موافقت وزارت امور اقتصادی و دارایی بایستی عنوان وزارت خانه یا شرکت و مؤسسهی دولتی بعد از کلمهی مرکب «سرویس عمومی» به نحوی که از مسافت نسبتاً دور قابل رؤیت باشد، نوشته شود.
7ـ کلیهی دستگاه های اجرایی می بایست از خودروهای پلاک مشخص دولتی استفاده نموده و در موارد خاص که با موافقت مقام های مجاز چنین امری مقدور یا به مصلحت نباشد می توان از پلاک شخصی برای اتومبیل های مجاز استفاده نمود و لذا ترجیحاً ادارات و سازمانها تبدیل پلاکهای شخصی خودروها را تا کنون باید انجام داده و فهرست مشخصات را به اداره کل اموال دولتی ارسال نموده باشند.
8 ـ کلیهی اتومبیلهای دولتی باید حتی المقدور در ساعات غیر اداری در محل پارکینگ اداره یا سازمان نگهداری شده و راننده قبل از وقت اداری آن را تحویل گرفته و پس از خاتمهی کار در محل مذکور متوقف نماید.
9ـ تردد اتومبیلهای پلاک مخصوص هر شهر در سایر شهرها ممنوع و نیاز به صدور مجوز یا برگ مأموریت دارد .
10ـ پرداخت هزینههای سوخت، تعمیرات و خرید لوازم یدکی و سایر هزینههای مجاز منوط به اجرای مفاد آییننامهی اجرایی مربوطه میباشد. کلیهی موارد ذکر شده و سایر مطالبی که مربوط به اوراق نمودن اتومبیلهای دولتی و نحوهی فروش و برگزاری مزایدهی اتومبیلهای زائد، خارج از رده و اسقاط میباشد، نشان از دغدغهی قانونگذار در این امر داشته و مترصد آن بوده که هرگز اتومبیل دولتی در حیطه و محورهای ممنوعه و غیر قانونی به کار گرفته نشود، هیچ خودرویی که آرم سازمان یا ادارهای بر بدنه یا درب آن حک شده حامل خانواده یا همسر و فرزندان راننده یا مسئول هدایت کنندهی اتومبیل نباشد، هیچ اتومبیلی که نام بیتالمال بر آن اطلاق میگردد در پارکینگهای عمومی، بازارها، خیابانها و معابر، جادههای برون شهری (مگر بر حسب مأموریت و داشتن مجوزهای قانونی لازم) متوقف یا در حال عبور و مرور مشاهده نگردد، هیچ گونه سوء استفادهای از خودرو یا لوازم و وسایل منصوبه در آن نگردد، از سوخت خودرو و سایر امور مشابه مانند روغن موتور، روغن ترمز و … به صورت بهینه و با وسواس لازم استفاده گردد و آخر الامر موضوع چهل دستگاه اتومبیل دولتی با پلاکهای قرمز رنگ جدید در مراسم عروسی برگزار شده در یکی از مناطق (نقل از اخبار20:30 شبکه 2 صدا و سیما) خاطر هم وطنان نجیب و مؤمن را نیازارد و این مردم شریف را که قرص نانشان برای همسایه و مستمند به دو نیم میشود نگران و مشوش نگرداند. وجدان بیدار و ایمان و تقوی در پشت فرمان اتومبیل و استفاده از اموال بیتالمال تنها محکمهایست که نیاز به قاضی ندارد و تنها ناظر و شاهد اعمال، همانا خدای یگانه و تواناست.
دریا، زندگی، ملوانان و ساحل نشینان
به یمن جنگ وجدال بین دولتمردان وحامیان دولت اصولگرا در استان که همه آنان نیز از یک جناح سیاسی میباشند، متأسفانه این مردم هستندکه باید زیان کنند وصدمه ببینند. چرا؟ هر چند که قبل از این که کارِ استان به این جا بکشد از سرِ دلسوزی برای کشور و استان و مردم گفته شد ـ گرچه هر کسی در این راه از ظن خود شد یار ما ـ لکن آن روزبه خوبی امروز پیش بینی میشد و به همین سبب نیز آن روز با تمام سختی که داشت، چون احساس میشد که باید برای خدا هم که شده گفت، نباید فراموش کنیم که ما مأمور به انجام وظیفهایم.
زندگی مردم استان بوشهر از دیر بازبا دریا، صیادی وملوانی، بازرگانی وحمل نقل دریایی گره خورده است و که موقعیت بسیار ممتاز استان بوشهر بنا به اظهار نظر صاحبان فن وکارشناسان اقتصادی موقعیتی بسیار بی نظیر برای تجارت وحمل نقل دریائی بوده، میباشد وخواهد بود .
ازاین رو زندگی قاطبه مردم ساحل نشین به ویژه مردم استان بوشهر مستقیما با این مهم یعنی تجارت وحمل و نقل دریایی و ملوانی و دریانوردی ارتباط مستقیم دارد .
اخیراً بر اساس مصوبه ای، کالاهای وارداتی خدمه و کارکنان شناورها که میتوانند به همراه خود به کشوروارد نمایند محدود گردیده، هرچند که قبلاً نیز محدود بوده است وحالا به تعبیری محدودتر کردهاند که این امر موجبات نگرانی وتاثراین قشر زحمت کش وسخت کوش وتلاشگر را به دنبال داشته است. لازم به ذکر است که قریب به 1400 فروند موتور لنج باری در بنادر استان به حمل ونقل کالامبادرت میکنند که شاغلین بر روی این نوع شناوران و افراد تحت تکفل آنان مستقیماً از این طریق امرار معاش مینمایند. به جز آنان سایر افراد ساکن مناطق مرزی وساحلی نیز مشاغلی مرتبط با این صنعت را عهدهدار میباشند. باید این نکته را نیز بیان داشت درشرایطی که نیاز به حضور وآشتی خیل بیکاران جویای کار با این صنعت ضروری است اتخاذ اینگونه تصمیمات بسیار باید با تأمل انجام پذیرد. حدود دوسال پیش رئیس جمهور محترم آقای احمدینژاد در سفر به استان، خود از نزدیک مشاهده نمودند که به جز دریانوردی و ملوانی و مشاغل مرتبط با این حرفه، مردم استان شغل دیگری ندارند. اگر رفت وآمدی وجنب وجوشی نیز در شهرهای ساحلی وجود دارد آن هم به خاطر همین دریا و دریانوردان وملوانان است. پس چرا در دولت ایشان تصمیماتی گرفته میشود که بیشترین ضربهی آن تصمیمات متوجه مردمی است که با شعار خدمت به آنان این دولت توانست برسر کار آید .
گفته میشد که دولت اصلاحات فقط کار سیاسی میکند. با توجه به شرائط اقتصادی و زندگی امروز مردم،بیکاری ، گرانی بیش از حد مسکن ، گرانی مایحتاج زندگی معمولی روزمره نه آن هم زندگی متوسط، به خوبی مشخص می شود که کدام دولت در خدمت به مردم که به فرموده امام خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی "ولی نعمت ما هستند" موفق بوده است و چه دولتی کار سیاسی و تبلیغاتی می کند؟
با اجرای محدود نمودن کالای همراه ملوانان، عملاً زندگی بسیاری ازمردم ساحل نشین استان بوشهر با مشکل جدی مواجه خواهد شد وتبعات ناشی ازاین امریقیناً بربازار نیز تأثیر نامطلوبی خواهد داشت که بالطبع از اثرات منفی آتی آن مسئولان محترم مرکز نشین غافل هستند . چرا که اگر غافل نبودند یقیناً چنین دستوری را صادر نمی نمودند .
بسیاری از این ملوانان ودریانوردان میگویند به جز این شغل ، که شغلی بسیار سخت وزیان آور نیز است، ما شغل وحرفه دیگری نداریم .
این را هم باید گفت ـ هرچند همگان استحضار دارند ـ ، ملوانان و دریانوردان، سربازان و مرزبانان گمنام و سخت کوشی هستند که با حضور خود دردریا امنیت دریائی منطقه را نیز تامین می نمایند .
امروزه در راستای در اختیار گرفتن بازارهای جهانی ، حضور سرمایهی انسانی هر کشور در حوزه های مختلف اقتصادی درهر نقطه ازجهان به مثابه تصرف آن نقطه توسط کشور دارنده سرمایه انسانی کار آمد می باشد ولذا شایسته نیست که با اقدامات و تصمیماتی این چنین، هرچند اندک و ناچیز از حضور مؤثر و ارزنده دریانوردان و ملوانان کشورمان در عرصهی بین المللی حمل و نقل دریایی بکاهیم.
پیشنهاد میگردد مسئولین محترم استان، اعضا ء محترم ستاد مبارزه با قاچاق کالا را به استان بوشهر دعوت نمایند تا آنان از نزدیک اوضاع استان را مشاهده نمایند که در استان بوشهر مردم به جز کار ملوانی و دریانوردی شغل دیگری ندارند و تمام زندگی مردم استان بوشهر به مشاغل مرتبط با دریا وصل است .هرچند مسئولین دولت محترم قبلی به این موضوع اذعان داشته و پذیرفته بودند و به همین دلیل نیز به نظرات مردم ساحل نشین استان توجه ویژه داشتند.
مسئولین و نمایندگان محترم در دولت و مجلس شورای اسلامی باید بدانند تا شغل و کسب و کار دیگری برای مردم تعریف نکردهاند، شغلی که مردم خودشان دارند و در زمره سختترین و مشکلترین مشاغل نیز میباشد، از آنان سلب ننمایند.
در شرایطی که دغدغهی همه دلسوزان و اولیاء نظام ایجاد اشتغال برای بیکاران جویای کار است، شایسته نیست با تصمیماتی این چنین به خیل بیکاران جویای کار بیفزایند که بعید می دانم افزودن به تعداد بیکاران در این شرایط، اقدام صوابی باشد و نباید فراموش کنیم که هیچ مصلحتی بالاتر از منافع مردم نخواهد بود.
حقیقتِ دانشگاه آزاد
جدال بر سر دانشگاه آزاد به نتیجه رسید. قرار است شهریهی دانشگاه آزاد کم شود و به یک حد نرمال برسد. مطلعین در دانشگاه آزاد خبر دادند مسئولان ذیربط برای بهبود فضای موجود دانشگاه آزاد واحد بوشهر اقدامات شایستهای انجام دادهاند. به زودی ساختمانهای دانشکده هنر و دانشکده فنی مهندسی به بهرهبرداری میرسد. مطلعین همچنین گفتند به وضعیت سرویس ایاب و ذهاب دانشگاه رسیدگی شده است و دانشجویان از این پس با اتوبوسهای مجهز به سیستمهای گرمایشی و سرمایشی و تنها با ارائهی یک بلیط به جای شهریهی 40 هزار تومانی تردد خواهند کرد!!!
آن چه در سطور بالا آمد حاصل یک رؤیا بود که جوانان پشت کنکوری در ذهن خود میپرورانند و تنها تفاوتش با رؤیاهای دیگر این است که این رؤیا بسیار پر هزینه است.
و اما حقیقت موجود:
ندا 22 ساله ـ دانشجوی سال اول مخابرات: با سختی درس خوندم و با چه بدبختی پول جور کردم که شهریهی دانشگاه رو بپردازم. با همهی شرایط هم کنار میام. اتوبوسهای زهوار در رفته رو هم تحمل میکنم.
سارا 23 ساله ـ دانشجوی مخابرات: وضعیت اتوبوسها را که خودتون شاهد هستید. جالب این جاست که این بار 40 هزار تومان هم بابت شهریه اتوبوس واریز کردیم، آخه اتوبوس خراب میشه تو راه میمونیم، استاد هم غیبت میزنه.
سمیه 24 ساله ـ دانشجوی اقتصاد بازرگانی: به مسئولان بگید لااقل سرویس جدید وارد میکردین، این همه اتوبوس قدیمی را اصلاً از کجا آوردین!؟
علی 23 ساله ـ دانشجوی برق: من از پرسنل ناراضی هستم، خیلی منت میذارن. حق ندارند با دانشجو بدرفتاری کنند.
رؤیا 23 ساله ـ دانشجوی حسابداری بازرگانی: یه مشکل که سرویسهای اتوبوسه، امیدوارم روزی روزگاری حل بشه، یه مشکل دیگه هم نمیدونیم باید به کی بگیم، باور کنید که با وجود این همه شهریهای که پرداخت میکنیم استادهایی که سر کلاس میان آن چنان اطلاعات بالایی ندارند.
مهدی 25 ساله ـ دانشجوی برق: وضعیت اتوبوسها بسیار ناراحت کننده است. استادهایی را میآورند که تازه سال اول تدریس میکنند.
وارد ساختمان دانشگاه که میشویم نوشته ای بر روی در یکی از سالنها توجهمان را جلب میکند: "ورود بچههای غیر هنری و تئاتری ممنوع میباشد"! با وجودی که نه هنری بودیم و نه تئاتری وارد سالن شدیم که ببینیم چه خبره! وقتی پرسیدیم چرا ورود ممنوع، با حوصلهی تمام در جواب گفتند به دو دلیل، یکی این که فضای موجود فضای خاصی است. نوع کلاسها و شرایط کار متفاوت است و کنجکاوی پیش میآورد. سالن شلوغ میشود، دلیل دوم نمیخواهیم سر و صدای سالن مزاحمتی برای دیگران به وجود بیاورد وگرنه ما با روی باز پذیرای دانشجوهای دیگر هم هستیم.
محمدرضا شهبازی مدیر گروه هنرهای نمایشی میگوید: از نظر امکانات و فضا و کادر اساتید ـ چه بوشهری و چه تهرانی ـ مشکلی نداریم. البته ایشان اضافه کرد: نمیگویم فضای موجود استاندارد است، اما جوابگو هست. در حال حاضر مسئولین دانشگاه اعلام کردند هر چه نیاز دارید بگویید ما در اختیارتان میگذاریم. من به دانشجویان خودمان اعتراض دارم که چرا کار نمیکنند؟
یکی از اهالی هنر که خیلی هم دلش پر بود گفت: ما این جا غریبه هستیم. ما را از مخاطبمان جدا کردند. وقتی بهش گفتم: میگویند شما اینجا همه چیز دارید؟ گفت: همه چیز هست اما وجود امکانات بدون فاکتور استاندارد، انگار هیچ چیز نیست.
معاون دانشجویی دانشگاه آزاد در مورد مسائلی که دانشجویان مطرح کردهاند میگوید: ما در سال 81 با توجه به سیاستهای کلان نظام و دانشگاه که باید در جایی تحت عنوان مجتمعهای آموزشی متمرکز باشند، ما نیز بالغ بر 250 هکتار زمین را در نزدیکی مرکز استان تحت عنوان عالیشهر خریداری کرده و دانشگاه را به عالیشهر منتقل کردیم. در همان سال نیز با اتوبوسرانی قرارداد بستیم. در آن سالها مشکلی نداشتیم. تعداد دانشجوها کم بود، اتوبوسرانی نیز توان لازم را داشت اما رفته رفته تعداد دانشجوها زیاد شد و در حال حاضر نزدیک به 13 هزار دانشجو داریم.
فلکناز آتشی گفت: اوج مشکلات ما با اتوبوسرانی در سال 83 بود. یک نامه نیز شورای تأمین استانداری به ما داد که دیگر اتوبوس رانی قادر به سرویس دهی به دانشگاه آزاد نیست. با وجود این که از ایشان هم رضایت نداشتیم اوضاع به همین منوال گذشت تا این که بحث سهمیهبندی بنزین پیش آمد. باز هم تلاش کردیم و با مسئولان امر صحبت کرده و به ناچار مناقصه برگزار کردیم، برگهی مناقصه نیز به شرکت اتوبوس رانی ارائه دادیم ولی آنها در مناقصه شرکت نکردند و تنها چهار شرکت خارج از استان در مناقصه شرکت کردند.
وقتی که از ایشان راجع به اتوبوسهای به قول دانشجوها "زهوار در رفته" پرسیدم، گفت: بعد از این که یک شرکت برندهی مناقصه شد به مسئول آن تأکید کردیم از اتوبوسهای درون استان و رانندههای بومی استفاده کنند. اما ایشان مختار بود و میتوانست اتوبوسها را از تهران بیاورد زیرا قرار داد امضا کرده بود و میتوانست بگوید شما از ما سرویس میخواهید ما نیز سرویس میدهیم، قرار نیست شما ماشین معرفی کنید.!
آتشی در ادامه افزود: طبق قرارداد هر ماه 79 میلیون تومان به حساب این شرکت واریز میکنیم. مبلغی که از دانشجو میگیریم 40 هزار تومان برای 6 ماه است که در سال میشود 80 هزار تومان. به عبارتی دانشجو ماهی 6 هزار تومان بابت ایاب و ذهاب پرداخت میکند. ما در سال نزدیک به 1 میلیارد تومان پرداخت میکنیم یعنی 340 میلیون سوبسید روی پول دانشجو میگذاریم.
وی اضافه کرد: این که میگویند اتوبوسهای دانشگاه مشکل دارند قبول میکنم، اما پتانسیل شرکت همین قدر است. خودم از مسئول آن خواستم از اتوبوسهای استان استفاده کند اما اگر اتوبوس جدید بیاورند قیمت را هم بالا میبرند یا دانشگاه بپردازد یا دانشجو!
معاون دانشجویی دانشگاه آزاد در ادامه گفت: این که دانشجو روی صلاحیت استاد اظهار نظرکند نمیپسندم و نمیپذیرم. این بار آتشی سؤال کرد: آیا دانشجو توان این را دارد که توان علمی استادان را بسنجد و اظهار نظر کند؟! بعد خودش جواب داد: شاید استادانی باشند که کم لطفی کنند که اگر مشخصهی خاصی داشته باشند بررسی و برخورد می کنیم!
آتشی در رابطه با دانشکده هنر و دانشکدهی فنیمهندسی گفت: مهر ماه آینده مشکل بر طرف میشود و دانشکده فنی مهندسی با ظرفیت 84 کلاس به بهرهبرداری میرسد. وی همچنین اضافه کرد: رشتهی هنر دانشگاه آزاد واحد بوشهر زبانزد خاص و عام در کشور است.
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
سهام عدالت... مبارکه!
اون قدر جو متشنج و اسفبار هست که من خجالت بکشم طنزی بنویسم تا خندهتون بگیره، واسه همین به یه خاطرهی یه روز کاری بسنده کردم، شما هم قبول کنید!
سکانس آغازین: در دفتر نشریه مشغول صحبت با دوستان راجع به
واقعهی اخیر هستم (توضیح: خودتون بهتر میدونید) تلفن زنگ میخوره. یکی از دوستان بزرگوار پشت خط و با صدای نگران میگه بیا به ( …) وضع خیلی خرابه. جمعیتی به خاطر سهام عدالتِ "مشهور" این جا جمع شدند!
سکانس پایانی: من و یکی از همکاران نشریه در مقابل "ساختمان مبارک" ایستادهایم. حدود 50 نفری جمع شدند. ظاهرشان میگوید یا تحت پوشش کمیتهی امداد هستند یا زیر نظر بهزیستی میباشند و آمدهاند که سهام عدالت بگیرند!
اما برادران … با … مقابل در ایستادهاند و نمیگذارند کسی وارد شود. دو پیرمرد را از بالای پلهها به طرف پایین پرت میکنند، پیرمردها نیز شتابان و به شکل افقی پلهها را طی میکنند و به سهم عدالت خود نیز میرسند!
ویژه ی نکوداشت فیلمساز برجسته "داریوش غریب زاده"
به پاسِ دریافتِ جایزه ی اول بخش بین الملل جشنواره ی بین المللی فیلم کوتاه با فیلم "بومرنگ"
شناختنامهی "داریوش غریب زاده"
داریوش غریب زاده ـ هنرمند نامدار و برجستهی هم اقلیمی ـ در نهم مرداد ماه سال 1341 در کوی بهبهانی بوشهر و در خانواده ای پرجمعیت زاده شد. تحصیلات خود را به ترتیب در دبستان گلستان، مدرسهی راهنمایی داریوش کبیر (شهید پاسدار فعلی) و دبیرستان سعادت طی نمود و در این سالها از محضر استادانی چون: استاد علی باباچاهی و زنده یاد شیرزاد آقایی سود برد. وی پس از اتمام تحصیلات، علیرغم پذیرش در «مرکز اسلامی آموزش فیلم سازی»، به عنوان لیتوگراف و ماشین چی افست در چاپخانهی "علوی" بوشهر به کار پرداخت و هم اکنون در چاپخانهی "ولیعصر" مشغول به کار است. وی متأهل و صاحب سه فرزند به نام های امین، غزل و غزاله می باشد.
فیلموگرافی
1368: مسخ ـ هشت میلیمتری ـ جایزهی بهترین کارگردانی و بهترین تیتراژ از جشنوارهی استانی ـ سینمای جوان ـ بوشهر
1369: برگهای دفترم ـ هشت میلیمتری
1373: لاک پشت ـ هشت میلیمتری ـ جایزهی بهترین کارگردانی از جشنوارهی منطقهای سینمای جوان/ جایزهی ویژهی هیأت داوران جشنوارهی فیلم کوتاه تهران/ دریافت لوح تقدیر از شورای آموزش انجمن سینمای جوانان ایران/ حضور در جشنوارهی ملل کشور اتریش
1374: درخت ـ ویدئویی ـ مدال طلا از جشنوارهی بین المللی فیلم های یک دقیقه ای (تک)
1380: مرد آبی ـ ویدئویی ـ حضور در بخش بینالملل جشنوارهی فیلم کوتاه تهران/ جایزهی ویژهی شبکه دوم سیما از جشنوارهی فیلم کوتاه تهران/ جایزهی اول جشنوارهی سراسری فیلم «شهر ما»
1382: تیک تاک ونگ ونگ ـ ویدئویی ـ حضور درجشنواره های بین المللی کودک و نوجوان اصفهان و رشد/ جایزه ی بهترین تدوین از جشنوارهی فیلم کوتاه خوزستان
1384: لاک پشت ـ ویدئویی ـ حضور در جشنواره های بین المللی کودک و نوجوان اصفهان و FIFEJ تونس
1385: درخت الفباء ـ ویدئویی
1386: بومرنگ ـ ویدئویی ـ جایزهی بهترین فیلم تجربی از جشنوارهی منطقهای سینمای جوان سنندج/ حضور در بخش بین المللی جشنوارهی فیلم کوتاه تهران و دریافت جایزه بهترین فیلم تجربی در بخش بینالملل
فیلمنامهها
1- باور: بهترین فیلمنامه به مفهوم مطلق از جشنوارهی منطقهای سینمای جوان مشهد/ بهترین فیلمنامه از جشنوارهی سراسری فیلم کوتاه تهران / تبدیل به فیلم شانزده میلیمتری «باور» به کارگردانی «شمسالدین آروند» و حضور درجشنوارههای پوسان کره جنوبی، آنکارا ترکیه و وینترتور سوییس
2- برگهای دفترم: جایزهی بهترین فیلمنامه در ارزشیابی تولیدات "سروش" وابسته به صدا و سیما
3- جزیرهی نقاشی: حضور در بخش مسابقهی فیلمنامه جشنوارهی فیلم کوتاه تهران
4 – بادسنج: حضور در بخش مسابقهی فیلمنامه جشنوارهی فیلم کوتاه تهران
5- اتوبوس: چاپ در فصلنامهی ارشاد
6- دفترچهی نوروزی: چاپ در مجموعه فیلم نامهی «فکر، فردا، فیلم» از انتشارات کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان
7- کلید
8- آب: جایزهی بهترین فیلمنامهی انیمیشن درجشنوارهی تولیدات سیما
9 – تلخ و شیرین: تبدیل به فیلم انیمیشن به کارگردانی "جواد رمضانی" و دریافت جایزهی برگزیدهی دوم از جشنوارهی فیلم 100/ جایزه ی بهترین انیمیشن از جشنوارهی فیلم رویش
10- گردنبندهای یاس
11- سیارهی غمگین
سرودن با دوربین
"داریوش غریبزاده" از جمله هنرمندانی است که زندگی خود را وقف هنرش نموده است. حضور نشانگان تصویری در "بومرنگ" و آشنایی ما با زندگی این هنرمند باعث میگردد که نقد اثر و تکنیک مورد استفادهی این فیلمساز در مرحلهی دوم نقد قرار بگیرد. شرایط دشوار تولید اثر هنری در زندگی هنرمندی که برای امرار معاش به کاری غیر از علاقه و عشق هنریاش میپردازد، شرایطی طاقت فرساست، و این مبارزهی دائمی در درون زندگی این هنرمند، کشاکشی سخت و در عین حال لذت بخش است، لذتی که از درون درد و رنج زاده میشود و این مسئله را میتوان در تمامی آثار غریبزاده یافت. فیلم "اتاق آبی" در این میان شاخصترین نمونه است. رؤیاهای کارگر چاپخانه در این فیلم همان رؤیاهای هنرمندی ست که از زندگی ماشینی و کار با دستگاه چاپ خسته شده ولی در نهایت مغلوب آن میشود و در این میان طبیعت در ذهن این هنرمند همان "آرمانشهر" و تجلیگاه رؤیاهاست. انسان از دیدِ غریبزاده در جدال با زندگی ماشینی شکست میخورد ولی در جدال برای زندگی در طبیعت پیروز میشود. فیلم "بومرنگ" تلاش پسر بچه ی ماهیگیر را در کشمکش با طبیعت نشان میدهد که با وجود نداشتن دو دست و معلولیت جسمی و فقط با استفاده از پاهای خود موفق به صید یک ماهی بزرگ میشود. داریوش غریبزاده یکی از بهترین فیلمنامهنویسان ماست. عشق و علاقهی او به ادبیات داستانی نیز یکی از دلایل این موفقیت است. داستان "پیرمرد و دریا" اثر ارنست همینگوی، قصهی ماهیگیر پیری که به مبارزه با دریا وآن ماهی بزرگ میپردازد را ما در پسِ پشت این اثر میبینیم ولی نه به شکل اقتباس و یا حتی ارتباطی ظاهری و تکنیکی، بلکه فقط از منظر درون مایه. مبارزهی انسان تنها برای زنده ماندن و کشمکش با طبیعت سخت و خشن توسط بسیاری از نویسندگان و هنرمندان دست مایهی کار قرار گرفته است ولی "پیرمرد و دریا" در این میان شاخص و نمونه است.
"داریوش غریبزاده" و "ناصر تقوایی" وجوه مشترک زیادی دارند. هر دو از هنرمندان بزرگی هستند که تسلط زیادی بر ادبیات داستانی دارند و هر دو در نوشتن فیلم نامه سنگ تمام میگذارند.البته "ناصر تقوایی" در پایتخت ساکن است و توانسته نام خود را با ساختآثارش جاودانه کند، ولی "داریوش غریبزاده" در بوشهر زندگی میکند و با همهی برجستگی، ما قدرش را نمیدانیم. دانش و تجربهی این هنرمند به همان وسعت "ناصر تقوایی" است؛ یکی در حوزهی فیلمهای بلند و دیگری در عرصهی فیلم کوتاه. حضور طبیعت را ما تقریباً در تمامی کارهای غریبزاده میبینیم. در فیلمهای لاکپشت، اتاق آبی و بومرنگ، طبیعت حضوری قدرتمند دارد. در "لاکپشت" انسان حضور ندارد و لاکپشتها نمادی از انسان هستند. در "اتاق آبی" غریبزاده به نوعی پختگی تکنیکی میرسد و عجیب مینماید که تمام این فیلمها در موضوع و تم فیلم به نوعی حدیث نفس فیلمسازند در "اتاق آبی"، کارگر چاپخانهای که از فرط کار زیاد به خواب میرود و در رؤیا به دامن طبیعت بیکران و سبز قدم میگذارد و آنچنان غرق لذت حضور در این طبیعت میشود که در نهایت توسط کامیونی بزرگ زیر گرفته میشود. در "اتاق آبی" طبیعت محل رؤیایی و آرمانی فیلمساز محسوب میشود، ولی در "بومرنگ" حضور طبیعت جلوهی دیگری مییابد؛ جدال انسان درون طبیعت برای زنده ماندن. انسان در "بومرنگ" خود جزیی از طبیعت است. طبیعتی خشن که انسان مانند تمام موجودات دیگر برای زنده ماندن و ادامهی حیات به جدالی بزرگ با طعمهی خود که همان ماهی بزرگ است میپردازد. در "اتاق آبی" مبارزهی انسان با ماشین و زندگی ماشینی به پیروزی ماشین منتهی میشود. کارگر چاپخانه در رؤیا و واقعیت مغلوب زندگی ماشینی میشود ولی در"بومرنگ" این دوئل بین انسان و ماهی به پیروزی انسان منتهی میگردد.
پسر بچهی فیلم "بومرنگ" با وجود نداشتن دو دست و با استفاده از پاهای خود ماهیگیری میکند. در ابتدای فیلم، لاکپشتی که از روی نخ ماهیگیری در حال عبور است با بازیگوشی و شیطنت پسرک وارو میشود و دیگر نمیتواند بر روی پاهای خود بایستد. تقلای لاکپشت برای رهایی از این وضعیت با تقلا و تلاش پسرک برای گرفتن ماهی همزمان میشود. لاکپشت، عنصر بسیار مهمی برای این فیلم است. فیلم با نمای بسته از دریا و نخ ماهیگیری و پاهای پسر شروع میشود. پس از وارو شدن لاکپشت، نخ ماهیگیری کشیده میشود. پسر توسط همان نخی که لاکپشت را وارو کرده به داخل دریا کشیده میشود، انگار طبیعت میخواهد تلافی کند. نماهای بسته و کاتهای سریع از جست وخیزهای ماهی در درون آب و کشیده شدن پسر بر روی ساحل دریا با تکنیک بسیار مناسبی کار شده است. دوئل به دو بخش تقسیم شده: در مرحلهی اول پیروزی با ماهی است و پسر بچه به درون آب کشیده میشود. فیلم با کاتهای سریع به نقطهی اوج اول میرسد و پس از لحظاتی سکون، در آخرین لحظهای که دیگر امیدها در حال کاهش است، پسر جدال نهایی را شروع میکند و با مرارت فراوان و زخمی شدن پایش و البته در اوج فیلم با کاتهای سریع به نقطهی عطف دوم میرسد و پیروزی نهایی پسر بچه. خارج کردن ماهی ـ که طول آن به اندازهی خود پسرک است ـ از دریا پاداش طبیعت است به او، و در پایان فیلم کمک پسر بچه به لاکپشت، پاسخ این پاداش است.
ساختار کلاسیک فیلمنامه و رعایت دقیق ظرایف آن به خوبی در فیلمساز دیده میشود ولی نوآوری فیلم در عدم استفاده از "کلوزآپ" در تمام طول فیلم است. جسارت فیلمساز در استفاده نکردن از کلوزآپ در این فیلم، بزرگترین تجربهی فیلمسازی غریبزاده است. در بار اول با دیدن این فیلم تا آخرین ثانیهها انتظار دیدن صورت پسر بچه را حداقل از نمایی دور داشتم و وقتی که فیلم به انتها رسید و انتظارم برآورده نشد، جا خوردم. ساختار شکنی و آشنازدایی هنرمند در اثر هنری خود یکی از مهمترین اصول هنری است که در این فیلم به بهترین نحو از آن استفاده شده است. ساختار کلاسیک فیلم و قصهگویی بیعیب و نقص آن در تضاد با این ساختار شکنی هنری قرار میگیرد و فیلمساز با قدرت تمام بر این مسئله فائق آمده است.
شاید زحماتی که غریبزاده برای فیلم "اتاق آبی" متحمل شد، خیلی بیشتر از فیلم "بومرنگ" باشد. در مصاحبهای از او خواندم که از بازتاب نمایش فیلم " اتاق آبی" راضی نیست و خستگی را از تن او بیرون نیاورده، ولی شاید بتوان گفت "اتاق آبی" در عین پختگی تکنیکی و ساختار مناسب آن از نداشتن یک «آن» رنج میبرده و این «آن» همان نوآوری و خلاقیتی است که در "بومرنگ" به زیبایی خودنمایی میکند. ذهنیت قصهگو و کلاسیک غریبزاده، نیازمند یک ساختار شکنی و آشنازدایی از درون بود که در "بومرنگ" جلوهگر گردیده و امیدوارم در کار بعدی این هنرمند بزرگ بوشهری ادامه یابد.
تصویربرداری، تدوین، فیلمنامه و موسیقی از اصلیترین مواردی است که در کنارِ خلاقیت کارگردان، مهم و تأثیرگذار است. در فیلم "بومرنگ" همکاری "کریم فائقیان" با "غریبزاده" به خوبی انجام شده است. تصویربرداری و تدوین و موسیقی فیلم نتیجهی زحمات "فائقیان" است و هنری که در این عرصه به کمک کارگردان آمده، فیلم را به نقطهی اوج و کمال رسانده است. این زوج هنرمند با تلفیق خلاقیتها و توانمندیهایشان توانستهاند اثری هنری و ناب را خلق کنند. ترکیببندی تصاویر و تصویر برداری بیعیب و نقص به همراه ضرباهنگ و ریتم بسیار هوشمندانهی تدوین در لحظات اوج و سکون، زیبایی خیرهکنندهای را به وجود آورده است. امیدواریم این همکاری همچنان در دیگر آثار این دو هنرمند ادامه یابد و همچنان شاهد هنرنمایی و فخرآفرینی هنرمندان این دیار باشیم.
ساده بودن چه سخت است
گاهی وقتها نوشتن چقدر سخت میشود، آنوقت که بخواهی از کلماتی ساده، متنی کوتاه با معنایی عمیق و پر وسعتی بنگاری.
گاهی وقتها گفتن چقدر سخت می شود،
آنگاه که میخواهی گفتار قلیل اما بی بدیل و پر دلیل باشد.
گاهی وقتها دیدن هم که ظاهراً تلاش چندانی طلب نمیکند، سخت ناممکن مینماید، آن زمان که میخواهی ساده و بی پیرایه ببینی و دیدن را فهم کنی و شور ادراک هستی تا انتهای استخوان و رشتههای جانت بدود.
در زمانهی پر هیاهو و آکنده از جدال امروز، چه سخت است رسیدن به نگاهی که از حادثهی عشق تَر باشد و چه کمیاب مردمی میتوان یافت که ضربان حیاتشان به نبض درخت گره خوده باشد، و سخت است نوشتن و گفتن از دوست هنرمندی که بیتکلف و به دور از خود نماییهای ناهنرمندانه، با ساختن هر اثرش، زنگی از دلهای ما میزداید و چشمان غبار گرفتهی ما را از زلال نگاه خودش شستشو میدهد. دربارهی او باید همچون آثار کوتاه اما پرمعنیاش گفت، ساده و راحت و صمیمی مثل موجهای آرام دریا که به ساحلِ وقت میآیند و ملال از پاهای خستهی زندگیمان میشویند.
او برای رسیدن به نگاهی که ما را به نمایی دعوت کند، روزهای گرم بر ریگستان تفتیدهی جنوب دراز کشیده و در هُرم آفتاب این سرزمین نفس کشیده، سالها بر زلالیِ دل، زورق رانده و در معمای هندسهی موزون برگ دقیق شده است.
رسول، زندگیش را با خشتهای تلاش و عشق بنا کرده و با کمبودها و بیمهریها سپری ساخته تا بتواند باز هم بسازد و خلق کند.
تجلیل از آقای رسول غریبزاده ـ یا همان داریوش صمیمی خودمان ـ تجلیل از هنرمندانی است که خلوص و پاکی را با توانایی هنری درهم آمیختهاند و این معجون شیرین و گوارا را با ساختن هر اثر هنرمندانهشان به ما هدیه میدهند.
با هم سایه تا گردنه ی حیران
من هم "مردِ آبی" تو هستم، همان که با تلاش خستگی ناپذیرت بر بلندای کوههای سبلان و درخنکای ابرهای گردنهی حیران به مکاشفهی طبیعت زیبا و مخملیِ گلهای سبز و آبی پرداخت تا زمختی صنعت و ماشین و لطافت انسان و طبیعت را با هم آشتی دهد و گرچه در زیر چرخهای غول بزرگ له شد، اما اندیشههای هنرمندانهی نویسندهای توانا و کارگردانی چیره دست را به تصویر کشید و بانگ افتخار برآورد و اکنون افتخاری دیگر افزون بر گذشته برای مردی از جنس هنر و انسان، متین و مهربان، هنرمندی فروتن و بدون ادعا. قریب به ده سال همجواری و همسایگی در کنارِ داریوش غریبزاده و شناخت مقطعیاش از دوران کودکی و نوجوانی، این فرصت را به من داده است تا او را و رهاییاش از قید و بندهای ظاهری را کاملاً درک کرده و بشناسم. به راستی که او هنرمندیست متفکر و فهیم و پشتوانهای ست غنی و ارزشمند در عرصهی فیلم سازی ایران زمین، و دیگر بار تبریکی صمیمانه برای فخرآفرینیِ "داریوش غریبزاده"ی عزیز و "بومرنگ" اش.
در شماره قبل هفته نامه "پیام عسلویه"، عکسی بزرگ از محمد دادفر ، بر صفحه اول نقش بسته بود که دو سوم حجم صفحه را پر کرده بود و دادفر در آن با لبخندی بر لب و نگاه رو به پائین، مغرورانه به مخاطب مینگریست. نوع نگاه "دادفر" و توصیف او از تندروی که «تندروی یعنی بر هم زدن قواعد بازی» ـ که تیتر یک نشریه شده بود ـ تناقضی بزرگ را در صفحه اول پیام عسلویه برجسته مینمود که در آن مخاطب بدون آگاهی از واقعیت این عکس، به ابژهای منفعل در برابر یک فریب رسانهای قرار میگرفت. لازم به توضیح است که عکس دادفر مربوط به گفت و گویی انتقادی است که من با وی انجام داده بودم اما گفت و گوی چاپ شده، گفت و گویی بود که انجام نشده و دادفر آن را به جای گفت و گوی من به نشریه ارسال کرده بود و این گفت و گوی تنظیم شده، در اصل وانمودهی گفت و گوست!! با توجه به عکس و گفت و گوی دادفر، تلاش این نوشتار، تأویلی از کارکرد اغواگرانهی رسانهها و عدول از اخلاق رسانهای در تخریب و یا کاریزما نمودن افراد ـ به ویژه سیاسیون ـ در جوامع تودهای و جامعه پست مدرن امروز است.
1- «میلان کوندرا»، نویسنده چک در رمان«کلاه کلمنتیس» به واقعهی سیاسی جالبی اشاره میکند: در فوریه 1948 ، «کلمنت گوتوالد»، رهبر کمونیست در پراگ بر مهتابی قصر باروک قدم گذاشت تا برای صدها هزار مردمی که در میدان شهری قدیمی ازدحام کرده بودند سخن بگوید. کلمنتیس و رفقا هم ایستاده بودند تا عکسی مشترک بگیرند. هوا سرد بود و کلمنتیس، کلاه خز خود را بر سر گوتوالد میگذارد و عکس یادگاری گرفته میشود . پس از آن همه جای کشور از این عکس پر شد . صفحات اول کتابهای مدرسه ، تابلوها و پوسترهای متعدد و ...
اما کارکرد قدرت و ساز و کارهای آن در ادامه بین دو رفیق و همرزم سابق اختلاف میانداخت و چهارسال بعد کلمنتیس، به جرم خیانت به دار آویخته شد. بخش تبلیغات بی درنگ او را از تاریخ محو کرد و چهره او را از همهی عکسها در آورد. از آن تاریخ در آن عکس، گوتوالد رهبر کمونیست تنها بر مهتابی ایستاده است و آنجا که کلمنتیس ایستاده بود فقط دیوار لخت قصر، دیده میشود . تنها چیزی که از کلمنتیس، باقی مانده کلاه اوست که همچنان بر سر گوتوالد باقی مانده است.
دادفر نیز در گفت و گوی تیتر یک شدهی پیام عسلویه، همین کارکرد را داشته و عکسی را منتشر نموده که نشان میدهد او در گفت و گویی شرکت کرده که از چاپ آن توسط نشریه ممانعت به عمل آورده است و به جای آن گفت وگوی دیگری را کتباً تنظیم و ایمیل کرده است. ولی با اینکه گفت و گوی چاپ شده غیر واقعی است اما عکس بزرگ دادفر همان کلاه کلمنتیس است.
2- «ژان بودریار» در کتاب «جنگ خلیج»، حمله نظامی آمریکا به عراق موسوم به «جنگ خلیج» را غیرواقعی پنداشت و بیان داشت که جنگی صورت نپذیرفته است و تصاویر پخش شده این جنگ بیشتر تصاویر گرافیکی و رایانهای است. بودریار فقید در این کتاب به نقد وضعیت جهان پسامدرن وهژمونی تصاویر جدید پرداخت که چگونه افکار عمومی متأثر از دادههای تصویری رسانهها، وانمودهها (غیرواقعی) را به جای نمود (واقعیت)پذیرفته است. در ایران اما وضعیت اینگونه نیست. گرچه جهان جدید متأثر از کهکشان مارکونی (گفتمان رسانههای الکترونیکی و تصویری) ـ به زعم مارشال مک لوهان ـ است اما در ایران هنوز عرصهی عمومی و رسمی متأثر از پارادایم صنعت چاپ و کهکشان گوتنبرگ است و روزنامهها در ایران از حوزهی تأثیرگذاری بیشتری برخوردارند.
برخورد با نشریات و تعطیلی فلهای و استمرار وضعیت شمشیر داموکلس بر سر آنان نشان از همین وضعیت دارد. محمد دادفر نیز با آگاهی از کارکرد رسانهها که شهرت و کاریزما شدن خود را متأثر از عملکرد آنان به دست آورده است از انتشار گفتوگوی واقعی و صورت پذیرفتهی انتقادی خودداری کرده و به جای آن یک گفت و گوی انجام نشده را تهیه و در همان جای گفت و گوی واقعی چاپ کرده تا رسانه همان کارکرد سابق را برای وی داشته باشد.
3- اخلاق روزنامه نگاری ، معطوف به حقیقت جویی و حرمت کرامت انسانی است . در اکثر کشورها منشور اخلاقی روزنامهنگاری به عنوان یک میثاق حرفهای یک ارزش شمرده میشود. در ایران اما اینگونه نیست و هر نهاد، سازمان و یا حتی پدیدهها از درون معنازدایی میشود و گاه کارکردی علیه خود پیدا میکند. گر چه روزنامههای سراسری در ایران و انجمن صنفی روزنامه نگاران متأثر از اخلاق روزنامهنگاری هر روز با تهدید و تحدید و تعطیلی روبرو هستند اما در پیرامون وضعیت به این گونه نیست و مطبوعات به بنگاههای پروپاگاندا (تبلیغات) تبدیل شدهاند که تلاش میکنند در یک گفتمان عاری از اخلاق روزنامهنگاری با ظاهر سازی خود را منتقد نشان دهند اما در عمل و واقعیت اهل تعامل(معامله!) با قدرت هستند و از قدرت تأثیرگذار و هژمونیک رسانه نیز برای این فریب بهره میبرند.
دادفر که فعالی روزنامهنگار بوده و روزنامه آیینه جنوب او نیز در محاق توقیف رفته و حتی خود نیز در مسیر رفتن به زندان بود، با تلاش خود در عدم چاپ این گفت وگو نشان داد که تلاش او در برخورد با قدرت معطوف به انتفاع شخصی و شهرت بوده و در اصل کنشهای او عاری از گفتمان روزنامهنگاری و انتقادی است و چه بسا در صورت رسیدن به قدرت، کارکردی همسو با قدرت در برخورد با اطلاعرسانی آزاد، پاسخگویی و عقلانیت بیابد.
مقایسهی دیدگاهها و نگرشهای دو جریان عمدهی سیاسی کشور
در عرصهی سیاسی ایران، دو جریان عمدهی سیاسی یعنی جریان راست (اصولگرا) و جریان چپ (اصلاح طلب) فعال هستند. هر یک از جریانهای فوق در درون خود به طیفهای میانه رو، تندرو، سنتی و … تقسیم میشوند ولی دیدگاهها و نگرشهای کلی تمام طیف های یک جناح تقریباً یکی است. همین تفاوت در نگرشها و دیدگاهها باعث به وجود آمدن دو جریان شده است و برنامهها و سیاستهای دو جناح را از هم منفک نموده است. در این جا مقایسهی اجمالی از اختلاف دیدگاه و نگرش دو جناح داریم:
حوزهی اقتصادی:
دیدگاه جناح راست (اصولگرا، محافظهکار): اقتصاد باید تحت کنترل دولت باشد. ورود نهادهای دولتی به تصدیگری اقتصادی مثل آستان قدس رضوی، سپاه، بسیج و … حتی با امتیازات ویژه بلا مانع است. ورود سرمایههای خارجی به ایران باعث خدشه دار شدن ارزشهای انقلاب توسط خارجیان میشود. حمایت دولتی از اقشار آسیبپذیر به وسیله کمیته امداد امام (ره) بهترین روش است. برخی نهادها و سازمانها بایستی از مالیات و عوارض گمرکی و … معاف شوند چون وابسته به حاکمیت هستند.
دیدگاه جناح چپ (اصلاحطلب، روشنفکر): اقتصاد باید مبتنی بر بازار آزاد باشد. دولت فقط در امور زیر بنایی سرمایهگذاری کند (مثل مسائل پژوهشی، راهسازی و …)، 80 درصد اقتصاد به بخش خصوصی واگذار شود و امتیازات اقتصادی نهادهای حکومتی لغو شود. ورود سرمایهی خارجی مفید است و بایستی زمینهها اجتماعی و سیاسی آن فراهم شود. بهترین روش جهت حمایت از اقشار آسیبپذیر به وسیله بیمههای اجتماعی است .
حوزه ی سیاسی:
دیدگاه جناح راست (اصولگرا، محافظهکار): سیاست باید متمرکز و در دست خودیها باشد. انتخابات بایستی توسط عوامل خودی کنترل شود تا منتقدان وارد قدرت نشوند، حکومت و برخی حاکمان آسمانی هستند، هیچ کس حق ندارد آنها را نقد کند، حکومت نباید پاسخگو باشد، برخی دستگاههای حکومتی باید در اختیار خودیها باشند، نهادهای مدنی مثل احزاب برای رشد و توسعهی کشور ضروری نیستند، همهی فعالین سیاسی نمیتوانند حزب تأسیس کنند، اعتراض و تجمعات مسالمت آمیز گروههای خودی بلامانع است، آزادی بیان و پس از بیان برای منتقدان و مخالفان مورد قبول نیست و مخالفان حق انتقاد و اعتراض ندارند، آزادی مخصوص موافقان ماست و مخالفان ما حق انتقاد و تحلیل برنامههای ما را ندارند. حق همیشه با ماست و منتقدان ما از عوامل بیگانه هستند و توطئه چینی میکنند، زنان شایستگی ورود به برخی مسئولیتها را ندارند.
دیدگاه جناح چپ (اصلاحطلب، روشنفکر): سیاست متعلق به همهی شهروندان است و همهی جناحها حق شرکت در انتخابات آزاد را دارند، قدرت باید در دست نخبگان جناحهای مختلف در چرخش باشد، شفافیت سیاسی باعث کاهش فساد سیاسی میگردد. فساد سیاسی در رأس همهی فسادها قرار دارد، همهی شهروندان خودی هستند، حکومت و حکمران زمینی بوده و قابل نقد هستند، سیاستمداران پس از دو دوره انتخاب شدن بایستی بازنشسته شوند، آزادی احزاب و بیان باعث رشد جامعه و کاهش فساد میگردد، اعتراض و انتقاد نامحدود، حق مسلم شهروندان است، مخالفان باید در آزادی کامل باشند و امنیت آنان توسط حاکمیت تضمین شود، تئوری توطئه سازی برای حذف مخالفان است، شهروندان حق دارند از طریق انتخابات آزاد، قوانین و مقررات را اصلاح نمایند، حق همیشه با کسیست که حق میگوید، زنان از شایستگی لازم برای قبول هر مسئولیتی برخوردار هستند و عدالت جنسیتی باید برقرار شود.
حوزهی اجتماعی:
دیدگاه جناح راست (اصولگرا، محافظهکار): حکومت میتواند به حریم خصوصی مردم وارد شود و دیدگاههای حکومتی باید فراگیر و لازم الاجرا گردد، رشد جمعیت بلامانع است و خدا روزی همه را میدهد، حمایت از فقرا توسط کمیتهی امداد صورت گیرد، توزیع ثروت توسط کمیته امداد و صندوقهای حمایتی باشد، کیفیت زندگی مردم مهم نیست، فعال شدن مراکز توریستی باعث کمرنگ شدن ارزشها میشود، فقر نوازی و فقر ستایی از وظایف سیاستمداران است.
دیدگاه جناح چپ (اصلاحطلب، روشنفکر): حریم خصوصی مردم مثل انتخاب پوشش محترم است و دولت حق دخالت در حریم مردم را ندارد، رشد جمعیت باید مهار شود زیرا امکانات کشور کم است، باید جلو فقیر شدن مردم گرفته شود و تولید ثروت ملی افزایش یابد، حمایت از اقشار آسیب پذیر از طریق بیمههای اجتماعی باشد، کیفیت زندگی و درآمد سرانهی مردم را بایستی بالا برد و مراکز توریستی را در کشور فعال کرد. برنامهریزی برای ریشهکنی فقر از وظایف سیاستمداران است.
حوزهی فرهنگی:
دیدگاه جناح راست (اصولگرا، محافظهکار): نقد برخی افراد جرم است و انسانها باید مطیع و بله قربان گو باشند، رسانهها باید در کنترل دولت باشند و تنها خودیها میتوانند از رسانههای حکومتی استفاده کنند، ارزشهای دینی همان چیزی است که ما میگوییم و مساجد و نماز جمعهها مخصوص جناح ما هستند، دین با دمکراسی سازگاری ندارد و لیبرالیسم غربی تهدید ارزشهای دینی است، روشنفکری دینی معنی ندارد و مراجع تقلیدی که با گرایشات جریان راست همسو نباشند نمیتوانند از رسانههای حکومتی مثل تریبون نماز جمعه استفاده کنند.
دیدگاه جناح چپ (اصلاحطلب، روشنفکر): باید نقد آزادانه صورت گیرد و جوانان شجاع و پرسشگر تربیت شوند، رسانهها باید آزاد باشند و صدا و سیما نیز به همهی گروهها و گرایشات برنامه اختصاص دهد، خصوصی شدن صدا و سیما بلامانع است، از ارزشهای دینی نباید برای مقاصد جناحی استفاده شود، مساجد و نماز جمعهها مخصوص همهی گرایشات سیاسی و مذهبی است، دین با دموکراسی سازگار است و لیبرالیسم غربی تهدیدی برای دین نیست، بلکه رهبران مذهبی بایستی برای سازگاری فرهنگ اسلام و غرب کوشش نمایند.
سایر حوزهها:
دیدگاه جناح راست (اصولگرا، محافظهکار): قانون اساسی را فقط ما تفسیر میکنیم و برخی نهادها مثل شورای نگهبان، قوهی قضاییه و صدا و سیما فقط در اختیار جناح راست باشد، ایران متعلق به کسانی است که ارزشهای جریان راست را قبول کنند، اقلیتهای مذهبی حق ورود به برخی نهادهای حکومتی ندارند و نمیتوانند مراکز مذهبی تأسیس کنند، زنان اقلیت مذهبی باید حجاب اسلامی را رعایت کنند، برابری حقوق زن و مرد غیر ممکن است. سیاست خارجی بایستی بیشتر با حمایت از گروههای غیر رسمی و حکومتهای غیر منتخب مثل سوریه همراه باشد.
دیدگاه جناح چپ (اصلاحطلب، روشنفکر): قانون اساسی بایستی توسط یک شورای متشکل از نمایندگان جناحهای مختلف تفسیر شود تا از آن سوء استفادهی جناحی نشود، نمایندگان تمام گروهها در نهادهای حکومتی حضور یابند، ایران متعلق به همهی ایرانیان است، اقلیتهای مذهبی بایستی از منظر حقوق شهروندی با شیعیان برابر باشند و رعایت حجاب و ارزشهای مذهبی اسلامی توسط اقلیتهای مذهبی اجباری نیست، زن و مرد بایستی حقوق برابر داشته باشند، سیاست خارجی بایستی تنشزا و براساس مصالح ملی باشد و بیشتر به سمت کشورهای دمکراتیک گسترش یابد.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی چه وظایفی دارند؟
قسمت اول
قبل از اینکه وارد ماهیت موضوع بشویم شکل موضوع را پی گرفته و از هر خرمن خوشهای را به اندازهی وسعت و توانایی که داریم بر میداریم و با دلیل و برهان به اطلاع مخاطبان عزیزخواهیم رسانید. همه ما اطلاع
کافی و وافی داریم که مجلس خانهی تمام مردم در کشور میباشد یعنی از پیرزن تخم مرغ فروش تا آن تاجری که کالاهای لوکس و گرانقیمت صادر و وارد میکند، از آن کارمند اداره گرفته تا رییس جمهوری که اجراییات کشور را به عهده دارد، از آن مرد و جوانمرد روستایی دست پینه بسته و زحمتکش گرفته تا آن شهرنشین آسوده خاطر از آن ورزشکار قوی هیکل و پر تحرک گرفته تا مرد و پیرمرد سالخورده و رنجور که در گوشهی منزل و یا بیمارستان به استراحت و یا در دام بیماری گرفتار میباشد. از دانشآموز کلاس اول ابتدایی گرفته تا آن پروفسور متفکر درد آشنای مردم، از صیاد و کشاورز زحمتکش گرفته تا آن ماهی فروش و نانوا دار، از طلاب حوزههای علمیه گرفته تا آن دانشجوی پر جنبو جوش دانشگاهی، از افراد تولید کننده و زحمتکش کارخانجات و صنایع کشور گرفته تا از مصرف کننده شهری و روستایی، همه و همه خانهی بسیار باشکوهی به نام مجلس شورا دارند که نمایندگانشان در آنجا به بحث و گفتوگو میپردازند و برای حق و حقوقشان دفاع میکنند لذا این نمره بایستی به چه کسانی داد؟ به آن کسانی که به درستی پاسخ سؤالات امتحانی دادهاند یا نه به آن کسانی که نتوانستهاند پاسخ صحیح بدهند؟ طبیعی است که آنهایی که پاسخ صحیح میدهند نزد معلم یا دبیر یا استاد نمره عالی میگیرند و آنهایی که نتوانند طبیعی است که نمرهی منفی خواهند گرفت. خانهی مردم میدان آزمایش و امتحان برای هر نماینده میباشد هر کس در بدو ورود سفسطه کند هنگام خروج وفق منطق با وی رفتار خواهند نمود که این فعل بسیار مفید و مثمر ثمر میباشد زیرا: "به عمل کار برآید به سخنرانی نیست".
آقای سعداوی اسب ورت نداره!
بعضیها فکر کردهاند اینجا کویر است. بوشهر سرزمین دلیران را میگویم. دیار موجها و نخلها، سرزمین مبارزان بیهمتا، مهد مردان حیات داوود و لیراوی. وطنِ غیوران دشتی و دشتستانی و تنگستانی را میگویم. اینجا کویر نیست. در تمام اعصار و قرون، در همهی زمینهها و فنون، دلاوری و جنگاوری، خُنیا و نوازندگی، ادبیات و شاعری، نویسندگی و ورزش و مردانگی، اینجا کویر نبوده. جای جای هر وجب خاک تف دیده آن خاطره سرکوب متجاوزان استعمار و استبداد است. از مرزهای این استان صدای شیر دلان مبارز گذشته است. شعر و شاعری گل کرده، موسیقی آن تا آن سوی مرزها حتی دلهای آزرده را هم به آرامش طلبیده. اینجا کویر نبوده، حتی هنوز هم در میادین ورزش فریاد «شیرِ مردان است یا علی مدد» به گوش میرسد. ورزشدوستان این استان سالها زجر کشیدهاند و گذشت و بردباری داشتهاند. اما با همهی تخصصهای فراوان، شاعر و نویسنده، نوازنده و رزمنده، شاگرد، معلم، همگی روزی که فوتبال از بوشهر وارد ایران شد عاشق این دنیای عجیب توپ گرد یعنی فوتبال شدند، فوتبالی که اینک فکر و ذکر همهی عاشقانش شده غم و اندوه! چقدر تساوی و چقدر باخت وسرشکستگی! آقای سعداوی این جا کویر نبوده، روزی مرحوم علی اکبر کبگانیان مرواریدهای درشتی را در همین خوزستان شما به مقام سوم کشور در رده جوانان رسانید. زمانی مرحوم جواد گرانبها، محمود ابراهیمزاده، علی مصلح و مجید سلیمپور را تقدیم فوتبال کرد که مایهی مباهات شدند. در برههای دیگر علی اکبر شمسا ـ که توسط بعضیها خانهنشین شده ـ جوانان بوشهر را در قلب ایران یعنی تهران به قهرمانی رسانید و مربی تیم ملی شد و بهرام غریبزاده که چندین قهرمانی و نایب قهرمانی در نوجوانان و جوانان تقدیم بوشهر کرد مثل "زاگالو" کلاه بر سر نگذاشت، اما مانند خیلی از برزیلیها برای این استان فوتبالیست ساخت. بله، آقای سعداوی! قبل از اینکه شما متولد شوید در همین ورزشگاه در شیراز و در آبادان احمد رزمی با برگردان، توپ را از زیر دیرک دروازهها بیرون میکشید و برای این شهر آبروداری میکرد. اینجا کویر نبوده. در این شهر بعد از هر مسابقه روی دوش هواداران برای چاهی بخش، اقدام، شریفیان، تورانی و عبدل وفائی هورا میکشیدهاند و در همین استادیوم، محمدرضا محمدی و غلام پور چنگی بلند پروازی میکردند اما حالا شما دروازهبان به اصطلاح خارجی آوردهاید! و صد حیف که محمود ابراهیمزاده باید برای آث میلان و کالیاری ایتالیا استعدادیابی کند و در شهرش جایی نداشته باشد. جوانان تهرانی را در اینجا به جای بچههای بوشهر میدان میدهید و به همشهریان بازنشستهتان پولهای بیزبان حق مردم بوشهر را میدهید. آقا نعیم خیلی تند رفتی، اسب ورت نداره! بعد از آن همه اردوهای تهران، کرج، ارومیه و اینهمه زمانهای از دست داده، مطبوعاتی ها را به تخریب متهم میکنی؟ اگر فکر میکنی ملوان را بردهای، در آن روز همه سرتاسر انگیزه بودند. در مقابل تیمهای بزرگ همه با انگیزه بازی میکنند . سپاهان اصفهان و پرسپولیس تهران هم بودند میباختند. شما تاریخ نخواندهای. در همین استادیومی که برای شما شعار «حیاورها» میخوانند بعد از پیروزی شاهین بوشهر بر استقلال تهران توسط محمود ابراهیمزاده و شکست استقلال و پرسپولیس تهران برای او و چاهیبخش هورا کشیدند و دست زدند. مردم حق دارند. آنها گذشتهی پر باری داشتهاند و از کویر نگذشتهاند. آنها چندین سال است دل خونی دارند از مدیران و از مربیانی که پول گرفتند و رفتند. آنها نگران آن روزی هستند که همهی شماها پولتان را گرفته باشید و یک سال قراردادتان هم تمام شده باشد و قبر پدر فوتبال بوشهر! پس نمیخواهند از همین حالا بازندهی حریفان که هیچ بلکه بازنده شما. بازیکنان و مسئولین شوند. آقای سعداوی؛ اینجا خیلیها شما را مقصر میدانند اما حقیقت امر این است که شما گناهی ندارید، آنهایی که شما را آوردهاند یا تحمیل کردهاند مقصرند و باید جوابگو باشند. تیم دو میلیاردی نه اردو را به بطالت میگذراند، نه بازیکنانش دنبال قلیان میوهای اند و نه تا پاسی از شب پیپ میکشند! وقتی که نوشتیم آقای رضوی، پلک نزن و مواظب غورهها باش و درتهران برای تیم تصمیمگیری نکنند،میدانستیم در تهران تصمیمگیری کردن همان و روزگار مشابه پگاه گیلان، صنعت نفت آبادان و فولاد خوزستان دیدن را همان. آقای سعداوی؛ دوست دارید بعد از هر باخت، مطبوعات بوشهر برایت نامه "فدایت شوم" بنویسند و بنویسند خیلی عالی بود، دستتان درد نکند، تا هفتههای بعد هم به همین منوال ادامه دهید؟ یا هواداران شما را روی دوش بگذارند و از ورزشگاه بیرون ببرند و فریاد بزنند زنده باد مربی تیم دو میلیاردی، و در مقابل مسئولین برای هر باخت و تساوی شما در خانه زانو بزنند! ببخشیدها… اسب را نگهدار!
پیروزی ایرانجوان با کاپیتانی زارعی
ایرانجوان بوشهر 1 آرارات تهران صفر
گل : 20 ـ حسین پودری (ایرانجوان)
داور: جواد سالک نژاد
کمکها: عباس حامیزاده و مهدی جعفری
داور چهارم: حسین زاهدی
بهترین بازیکن: غلامرضا زارعی با تقدیر از فریبرز حیدری
بازیکنان ایرانجوان: اسماعیل دهقان، اسلام نوری، احسان رباعی، غلامرضا زارعی (کاپیتان)، فریبرز حیدری، علیرضا امین، وحید دانش طلب 75 ـ محسن فیاض بخش، رضا شهریاران 69 ـ مرتضی جمهیری، حسن آتشی، سلمان شهبازی 85 ـ علیرضا درویشی و حسین پودری
سرمربی : حمید معماری
9 آذرماه 1386ـ ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر (گزارش: فرید جباریزاده)
ایرانجوان بوشهر در هفته چهارم لیگ دسته دوم کشور در خانه خود مقابل تیم آرارات تهران صف آرایی کرد ولی تماشاگری از این بازی دیدن نکرد. بود، نیمه اول توپ و میدان در اختیار تیم ایرانجوان بود و تنها از هوشیاری مهاجم تکنیکی خود حسین پودری در دقیقه 20 توانستند برتری خود برآرارات را دیکته کنند. شاگردان سرهنگ معماری موقعیتهای فراوانی به دست میآوردند ولی دقت کافی در نواختن ضربات نهایی نداشتند. چندین مرحله شهریاران، آتشی، شهبازی و پودری میتوانستند تا فروپاشی دروازه حریف پیش روند ولی بازی بیش از حد با توپ و کم دقتی آنها باعث میشد موقعیتها یکی یکی به هدر رود. در نیمه دوم تا دقیقه75 توپ و میدان در اختیار ایرانجوان بود. عقب کشیدن این تیم باعث شد آرارات نیز خود را باور کند و با راهنماییهای کاپیتان خود "ادموند بزیک" چندین حمله خطرناک بر روی دروازه ایرانجوان طراحی نمودند که اکثریت حملههای این تیم توسط مدافعان سختکوش فریبرز حیدری جوان و غلامرضا زارعی با تجربه دفع گردید. سرهنگ معماری برای بازیهای آینده باید فکر اساسی کند. این تیم تا دقیقه 75 توان بازی دارد و در 15 دقیقه پایانی به دفاع کامل پناه میبرد که اگر راه حلی پیدا نشود ایرانجوان در دیدارهای آیندهاش به مشکل بر میخورد.
با باخت خانگی شاهین پارس جنوبی بوشهر مقابل کوثر تهران انجام شد :
سنت شکنی سعداوی بعد از سه سال!
شاهین پارس جنوبی بوشهر 1 کوثر تهران 2
گلها: 37 ـ پنالتی ـ اسماعیل حلالی (شاهین)، 53ـ محمد آرام طبع و 56 بهنام طاهرزاده (کوثر تهران)
اخطار: ایمان عبدی زاده و لطیف جنامی (شاهین)، علیرضا جدیدی (کوثر)
داور: رحیم مهر پیشه
کمکها: حسین مفتاح و محمدرضا غلو
داور چهارم: روحا... ارشادی
بازیکنان شاهین پارس: دژان یسیج ، عبدالرضا بازیاری ، عزیز فریسات ، نیکولیچ ، 65ـ لطیف جنامی ، روبرت ساها ، ایمان عبدیزاده ، عبدالله کاشرفی ، عبدالله کرمی ، عماد نبی پور ، اسماعیل حلالی ، هادی خنیفر ، مسعود ابطحی ، 65 ـ حسین دشتی
سرمربی: نعیم سعداوی
کمکها: محمد باغملایی و محسن زندهبودی
6 آذر ماه 1386 ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر ـ تماشاگر 6 هزار نفر (بهترین بازیکن میدان: عبدالرضا بازیاری)
بعد از برد شیرین شاهین مقابل ملوان انزلی، شاهین با غرور مقابل تیمی به نام کوثر قرار گرفت، کوثری که با 50 میلیون تومان بسته شده ولی تیم میلیاردی شاهین پارس جنوبی مقابل تیم گمنام کوثر تهران حرفی برای گفتن نداشت. نعیم سعداوی مربی شاهین به جای این که طی هفته گذشته نقاط ضعف تیماش را شناسایی کند و آن نقاط را پوشش دهد بر علیه مطبوعات محلی استان جبهه گرفت و در تمامی خبرگزاریها پیروزی تیماش را بزرگ کرد و مطبوعات بوشهر را کوچک، ولی کسانی که مظلوم کشی میکنند جزای خود را خواهند دید. دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد.
…دقیقه 8+90 وقت کشی بازیکنان کوثر و پایان بازی!!!! بعد از سه سال سنت شکنی سعداوی، شاهین طی سه سال در خانهاش مقابل هیچ تیمی شکست نیاورده بود ولی دستپخت بد ناخدای بیمدرک باعث گردید شاهین شکست داخل خانه را باور کند. فقط میتوان گفت صد حیف به ملوان انزلی که از جام حذفی وداع گفت، سعداوی با این باخت کارنامه خوبی برای خودش به یادگار نگذاشت. وی در حق بازیکنان بوشهری همانند رضا نظرزاده، سمیر ماهینی، حجتا… هاشمی کم لطفی کرد. این جا بوشهر است، سرزمین غیرت و تعصب و صاحب اصلی این باشگاه همین مردم مشتاق و دلسوزند. پس آقای سعداوی؛ همین جملههای پایانی را آویزهی گوشَت کن و از بوشهر برو...!
بزرگترین سکوی حوزهی خلیجفارس، حمل دریایی شدبزرگترین سکوی فرآورش حوزهی خلیج فارس موسوم به KPP سحرگاه دیروز از محل جزیره صدرا در بوشهر به منطقه سلمان در فاصله 144 کیلومتری جزیره لاوان Sail out (حمل دریایی) شد.
به گفتهی مهندس ناهید معبود، مدیر پروژه سلمان در شرکت صدرا، نصب این سکوی 6 هزار و 300 تنی به ابعاد 52 در 52 متر با 8 پایه توسط شرکت فناوری آبهای عمق که یکی از شرکتهای زیر مجموعه صدرا میباشد، در محل میدان دالان به روش FLOATOVER (غوطهور شدن بارج) انجام خواهد شد.
این سکو پس از نصب و راهاندازی به دلیل دستگاهها و تجهیزات مخصوصی که بر روی آن نصب شده قابلیت آن را دارد که همچون پالایشگاه گازی به جدا سازی گاز پرداخته و سپس گاز حاصله را از طریق لولههای کف دریا به جزیره سیری انتقال دهد.
با تکمیل مراحل نصب و راهاندازی سکوی فوق و سکوهای سرچاهی در میدان گازی دالان استخراج و صدور گاز در این منطقه به میزان 540 میلیون فوت مکعب آغاز خواهد شد که این رقم به مجموع تولیدات صادراتی نفت و گاز کشور خواهد افزود. شرکت صدرا به عنوان پیمانکار پروژه سلمان، عملیات طراحی، تدارک کالا، ساخت حمل و نصب دریایی کلیه 5 رو سازه و 7 روز سازه و 4 پل ارتباطی در منطقه دالان و همچنین بازسازی سکوهای موجود در میدان نفتی و گازی سلمان را عهدهدار خواهد بود.
دومین نمایشگاه صنایع دستی کشور در بوشهر گشایش یافت
150 صنعتگر عرصهی صنایع دستی، آثار هنری خود را در نمایشگاه سراسری صنایع دستی استان بوشهر به نمایش گذاشتند.
در مراسم افتتاح این نمایشگاه در سالن مجتمع فرهنگی و هنری، معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور گفت: 255 رشته صنایع دستی در ایران فعال است. هاتفی اضافه کرد: قرار گرفتن هنرهای دستی ایران با قدمت 7 هزار ساله در موزههای بزرگ دنیا موجب افتخار و سرافرازی ایران شده است. وی با اشاره به این که650 مرکز آموزشی صنایع دستی در کشور فعال است یادآور شد: صنایع دستی کشور ما در دنیا کم نظیر یا بینظیر است.
معاون هنرهای سنتی و صنایع دستی کشور در ادامه تصریح کرد: متأسفانه حضور ما در بازارهای جهانی کم رنگ است و صادر کنندگان و بازرگانان بخش خصوصی، کمتر به معرفی صنایع دستی پرداختهاند.
دشتی رییس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان نیز اظهار داشت: 40 هزار نفر در 17 رشته صنایع دستی در استان فعالیت میکنند. دشتی اضافه کرد: از این تعداد 25 هزار نفر در بافت گلیم و گبه فعالیت دارند.
لازم به ذکر است در این نمایشگاه آثار معرقکاری، گلیم، گبه، جاجیم، حصیر، عبا بافی، صنایع چوب، چرم، سرامیک و دیگر صنایع دستی کشور به مدت یک هفته در معرض دید عموم قرار میگیرد. همچنین در این نمایشگاه آثار هنرهای دستی هنرمندان استان در 16 غرفه ارائه شده است.
کتیبهی کشف شده در خارگ خوانده شد
کتیبهی کشف شده در خارگ در پژوهشکده ی زبانشناسی کتیبهها و متون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری خوانده شد.
رییس سازمان میراث فرهنگی، گردشگری و صنایع دستی استان بوشهر در خصوص ترجمه ی این متن گفت: ترجمه ی متن کتیبه این است که «در این سرزمین خشک و بیآب، شادی بخشیدم و مخازن آب و چاهها حفر کردم»، و در پایان کتیبه نیز نام خاصی به نام "بهنه" آورده شده که کاتب این کتیبه یا حاکم چاههای این منطقه بوده است.
دشتی اضافه کرد: با این حال استنباط ما از این کتیبه دو مورد است: یکی اینکه در دورهی هخامنشیان این جزیره متعلق به ایران بوده و دوم این که در این جزیره سکونتگاه و عمران و آبادانی وجود داشته است.
با حضورِ حداکثریِ مردم پیروزی از آنِ اصلاح طلبان خواهد بود
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر گفت: ائتلاف اصلاح طلبان از اوایل سال جاری فعالیت خود را آغاز نموده اما کار اجرایی و جدی آن به طور مشخص از مهرماه شروع گردیده و تا کنون جلسات مستمری را با حضور احزاب و شخصیت های اصلاح طلب پیرامون ترسیم راهکارها و تدوین برنامه برای ورود به انتخابات مجلس هشتم برگزار نموده است.
مسعود شکوهی افزود: بدیهی است که هر ائتلاف دارای یک سری اهداف، وظایف، برنامه ها و فعالیت های مشخص و مدونی باشد و ائتلاف ما نیز از این قاعده مستثنی نیست.
شکوهی گفت: در این ائتلاف هم اکنون افرادی به عنوان نماینده ی احزاب حضور دارند که ممکن است در سال های گذشته به عنوان نماینده ی حزب دیگری فعالیت داشته اند. به هر حال ملاک حضور برخی افراد در این ائتلاف، ابلاغی است که از طرف حزب متبوع خود ارائه نمودهاند.
وی در پاسخ به این سؤال که نظر ایشان راجع به ائتلاف اصلاح طلبان مردمی چیست، گفت: هر فرد و یا گروهی می تواند به اتفاق دوستان و هم فکران خود تشکیل گروه و ائتلاف دهد. این دوستان نیز این بار مانند اغلب انتخابات قبلی ترجیح دادند ائتلافی جدای از ائتلاف اصلاح طلبان استان تشکیل دهند که دلایل آن را بهتر است از خودِ این عزیزان سؤال بفرمایید. ما که با هیچ کدامشان مشکلی نداریم. برای من بالشخصه پیروزی کاندیدای اصلاح طلبان مهم است. هر ائتلافی که از تفکر اصلاح طلبی حمایت کند برای ما قابل احترام است. چه بسا برخی از کاندیداهای ما حتی با هم مشترک نیز باشند. البته بهتر است هر ائتلافی مثل ائتلاف اصلاح طلبان استان که شخصیتهای بزرگی همانند خاتمی از آن حمایت نمودهاند، به محض آن که اعلام موجودیت میکند برای تصمیم گیری بهتر و راحت تر مردم، اعضا و احزاب تشکیل دهنده و حامی خود را فوراً اعلام نماید.
شکوهی در ادامه گفت: به زودی ستادهای این ائتلاف در کلیهی شهرستان های استان تشکیل خواهد شد. وی افزود: هم اکنون ملاکها و معیارهای کاندیدای اصلاح طلب در این ستاد تعیین و تبیین گردیده و در آیندهی نزدیک با کاندیداها وارد مذاکره و امضای میثاق نامه خواهیم شد.
مسعود شکوهی در پاسخ به این سؤال که آیا تبادار و دادفر رد صلاحیت می شوند یا خیر، گفت: پاسخ گوی دلایل رد صلاحیت کاندیداها، هیأت های اجرایی و نظارت هستند و باید این افراد نسبت به افکار عمومی پاسخ گو باشند. اما با شناختی که هم ما و هم مردم شریف استان از کاندیداهای منسوب به اصلاح طلبان و به طور مشخص آقای تبادار و دادفر داریم، هیچ دلیل قانونی برای رد صلاحیتشان نمی بینیم.
وی هم چنین گفت: هدف ما حرکت در چارچوب قانون و تقویت نظام جمهوری اسلامی است و در این راستا تا کنون رایزنی و تعامل خوبی را با برخی از مسؤولین دخیل در امر انتخابات انجام داده ایم و گروهی به نمایندگی از طرف این ستاد در حال مذاکره با آنان هستند. در این ملاقات ها نیز صرفاً بر انجام قانونی و آزاد انتخابات و نیز جلوگیری از هر گونه اعمال سلیقه و دخالت افراد و دستگاههای غیر مسؤول تأکید نمودهایم.
وی در خصوص شانس عطارزاده در انتخابات مجلس هشتم گفت: اگر انتخابات با حضور حداکثری مردم برگزار شود، هر که را مردم انتخاب کنند برای ما قابل احترام است، حتی اگر این انتخاب به مذاق ما خوش نیاید. اما با آن چه که هم اکنون در سطح جامعه وجود دارد، بعید است ایشان بتواند رأی مردم را با خود همراه کند، جز این که در روزهای آینده اتفاق و یا معجزه ای خارق العاده رخ دهد! با این حال مطمئنم اگر حضور حداکثری مردم را پای صندق های رأی داشته باشیم، پیروزی از آنِ اصلاح طلبان خواهد بود.
آغاز عملیات حمل بزرگترین روسازه خلیجفارس، جهت فرآورش گاز تولیدی طرح توسعه میادین نفت و گاز سلمان
عملیات حمل دریایی سکوی فرآورش طرح توسعه سلمان، بزرگترین روسازه ساخته شده در کشور به دست متخصصان ایرانی آغاز شد.
مدیر پروژه EPC2 طرح توسعه میادین نفت و گاز سلمان در شرکت توسعه پترو ایران با بیان این مطلب تصریح کرد: روسازه فرآورش KPP مهمترین روسازه طرح توسعه میادین نفت و گاز سلمان است که در حال حاضر عملیات حمل دریایی این روسازه همراه با یکی از پلهای رابط آن آغاز شده است.
مهندس سید حمید موسوی با اشاره به این که این روسازه بالغ بر 6300 تن وزن دارد و در زمان عملیاتی شدن، حدود 7500 تن وزن خواهد داشت، تصریح کرد: با احتساب زیر سازه، وزن سکوی هشت پایه KPP حدود 10000 تن خواهد بود.
وی همچنین ابعاد این روسازه را حدود 50 در 55 متر و همچنین ارتفاع بالاترین نقطه آن از سطح آب را حدود 50 متر خواند و گفت: اجرای عملیات بارگیری این سکوی سنگین در 23 آبان ماه امسال محقق گردید و در ادامه همراه با شناور FLB124 عملیات حمل دریایی این روسازی به منطقه عملیاتی سلمان انجام میگیرد.
موسوی با اشاره به این که سکوی KPP علاوه بر فرآورش روزانه حدود 550 میلیون فوت مکعب گاز میدان سلمان، تولید حدود 6500 بشکه در روز میعانات گازی را بر عهده خواهد داشت، ادامه داد: این روسازه شامل سه عرشه اصلی است.
وی تعداد پکیجهای نصب شده در روسازه KPP را 107 مورد شامل دو ژنراتور تولید برق 7 مگاواتی و یک کمپرسور گاز عنوان کرد و گفت: تنها برای ساخت این روسازه بالغ بر یک و نیم میلیون نفر ساعت کار به انجام رسیده که در کارگاه شرکت صدرا در بوشهر صورت گرفته است. گفتنی است این میزان کار بدون احتساب طراحی، تدارک کالاها و سایر فعالیتهای ستادی است.
به گفته این مدیر پروژه، روش نصب روسازه مذکور نیز قابل توجه بوده و به صورت Float over میباشد به این معنی که شناور حمل کننده، پس از جایگیری در محل زیرسازه، با نیمه غرق شدن، نصب را انجام خواهد داد.
موسوی انجام عملیات نصب را کاملاً وابسته به شرایط جوی و دریا عنوان نمود و پیشبینی کرد: در صورت مساعد بودن، انجام عملیات نصب حداکثر طی یک هفته پس از حمل آغاز شود. مرحله اصلی عملیات نصب این روسازه سنگین در مدت 2 روز انجام خواهد گرفت. قابل ذکر است که روسازه KPP با دو پل رابط به دو سوی مسکونی LQ3 و حفاری 2SK-A متصل خواهد شد.
مهندس موسوی افزود: احتمالاً سکوی مسکونی میدان سلمان روسازه بعدی باشد که از کارگاه شرکت صف در بندر عباس به منطقه سلمان انتقال و نصب خواهد شد.
بر اساس این گزارش، طرح توسعه میدان نفت و گاز سلمان دارای 7 روسازه و زیرسازه در دریاست که تاکنون 4 روسازه آن نصب شده است. روسازه مشعل موسوم به FPP ، روسازه رایزر PP3 و روسازه حفاری2SKB و2SKC ، روسازههای نصب شده طرح توسعه میدان نفت و گاز سلمان را تشکیل میدهند. البته همهی 7 زیرسازه پیش از این در محل خود نصب شدهاند.
نصب سکوی مسکونی LQ3 از ظرفیت اسکان 60 نفر برخوردار است و همچنین سکوی GLP در بخش نفتی میدان سل