عطار زاده در شماره جدید نشریه لیان با عبارات شدیدالحنی به مطالب اخیر دکتر شجاع و ائمه جمعه استان ÷اسخ داده است .وی در نشریه لیان نوشته است :
اخیرا یکی از سایت ها که با کمک های مالی یکی از نمایندگان مجلس تغذیه می شود و سخنگوی او می باشد به جای÷یدا کردن راه حل ی برای بهبود شرایط ارباب خود در دشتستان اقدام به انتشار خبر کذبی با هدایت ان نماینده عصبانی شده است.
اقای نماینده فکر میکند با ÷ناه گرفتن ÷شت دستگاه اطلاعاتی و امنیتی و تهدید کردن این وان برای رد صلاحیت می تواند ÷یروز میدان باشد در ماههای گذشته شاهد انتشار ده ها خبر علیه شخصیتهای مطرح حاضر در صحنه انتخابات دشتستان بودهایم . روزی میگوید کدخدا÷ور باید حذف شود وهمه ابزارها را علیه وی به راه می اندازند . باردیگر دکتر رستم ÷ور چهره محبوب دشتستان واز نیروهای مورد علاقه احمدی نزاد که حضورش در صحنه انتخابات اثرگذار بود با یک توطئه ساکت و خاموش شد. احمد نجاتی نیز چهره خدمتگزار مردم با یک دسیسه از میدان خارج شد ودر یک کلام با روشهای حذفی و بداخلاقی که حاصل ترس شدید از عدم اقبال عمومی است سرنوشت دیگرز رقبا چه خواهد شد. چندی ÷یش یکی از کاندیداهای مطرح دشتستان در گلایخه ودردلی که نزد من داشت می گفت:یکی از مقامات ارشد برازجان مرا تهدید کرده است که از صحنه انتخابات خارج شود والا ردصلاحیت می شوی.
این که چرا بوق تبلیغاتی حامی یک نماینده که اتفاقا همین نماینده خبرنگار یک سایت بوشهر در تهران هم هست در حوزه ای دیگر سعی در تخریب نماینده بوشهر دارد حکایت مفصلی دارد. چرا که مردم از دروغ ها . و دسیسه جویی ها و رفتارهای غیر اخلاقی و شرعی او خسته و ازرده شده اند و نمی تواند در مقابل درخشندگی و محبوبیت و تلاش سیاسی. اجتماعی و اقتصادی . چهره مثبتی از خود نشان دهد. لذا فکر میکند اگر پروزه حذف عطارزاده را مطرح کند با استقبال مردم مواجه می شود اما غافل ازان است که مردم سره از ناسره را می شناسند وبه مطالب دروغ و توطئه های اشکار و پنهان قدرت طلبان توجه نمیکند در تماسی که چند روز پیش با (مسئول ان سایت) که این روزهها رویگردانی مردم را از خبرنگار سیت در تهران (اقای نماینده ) در بلوک پشت کوه به عینه می بیند داشتم . وی با دستپاچگی عذر خواهی میکرد و اظهار داشت : هر مطلبی دارید بگویید تا روی سایت بیاوریم . به او گفتم : حجم دروغ - پردازی های شما را که کپی گرفته ام و یک دستگاه قضایی ارائه نمایم خدا می داند سرنوشت شما چه خواهد شد.
روزهای بدحالی یک نماینده
شجاع اخیرا در مصاحبه ای که با سایت حامی اش داشته و عینا ان را به خبرگزاری فارس داده عصبانیت خود را به حد اعلا رسانده ودر سوک عزا معاون سیاسی استانداری . مرثیه ای خوانده ودهها اتهام را متوجه اینجانب نموده است.
به هرحال من نگران حال این نماینده هستم که هرروز شاهد رویگردانی مردم دشتستان از خود می باشد و همین امر موجبات عصبانیت ایشان را فراهم ساخته مجبور است برای التیام این دردها خود را به در و دیوار بزند . بدتر از ان که این روزها به وضوح می بیند مهم ترین حامیان خود را در انتخابات از دست داده است.
اتصال دشتستان به دریا که از سوی وی مطرح شد ان چنان شیرین و عامل خنده در هر مجلس و محفلی است و گویا ایشان کوچک ترین قدمی برای تحقق این ارزوی تاریخی اش بر نداشته است این دوست عزیز این روزها به شدت عصبانی و بد حال است . من جوابی جز سلام به او ندارم و اعتقاد دارم او باید برای مدت زیادی از صحنه سیاست خارج شود و استراحت کند اری فکر می کنم بهترین شیوه هم همین است.
............
صدای شکشتن استخوان تقوا
امام خمینی ( ره) در نگاهی زرفو الهی به حکومت شوروی سابق فرمود: من صدای استخوانهای شکسته کمونیسم را می شنوم در پی هماهنگی با ائمه جمعه استان برای توصیه به تقوای الهی . ماموریت بعضی از بزرگواران این جایگاه عظیم دینی در دو هفته گذشته این بود که علیه اینجانب نطق کرده و مردم را بر علیه نماینده بوشهر به شورش بکشاند !خوشبختانه تعدادی از ائمه جمعه خداترس و با تقوا . با مدنظر قرار دادن خدا در محاسبات خود . کلمه ای درخواست تقواگریزان نگفته و سکوت اختیار کرده ند ولی بعضی از اقایان از جمله ائمه جمعه محترم شهرستانهای برازجان . جم .گناوه . دیلم . دیر حرفهای را بر زباان جاری کردند که نه رضایت خدا در ان بود و نه با واقعیت منطبق !
......
امام جمعه محترم جم در خطبه اش می گوید صدای شکستن استخوانهای عطارزاده را در انتخابات اینده میشنوم و اگر این اتفاق نیفتد من در این شهر نمی مانم . من می گویم اقای امام جمعه این صدای شکستن تقوای شماست والا عطارزاده صدای شکستن و خرد شدن خودش را زیر بمبارانهای بعثی های امریکایی شنیده است چه عیب دارد او برای اسلام و انقلاب یک......
مردم می دانند که همه تریبونها در دست مخالفین من است متاسفانه تریبونهای مقدس و نمازهای جمعه همراه با صدا وسیما و همگام بانشریات
معاون جدید سیاسی و امنیتی استانداری بوشهر معرفی شد
خبرگزاری فارس: استاندار بوشهر در جلسه امروز شورای اداری استان، حسین هاشمی مدیر کل پیشین اداره اطلاعات استان کهگیلویه و بویراحمد را به عنوان معاون سیاسی و امنیتی استانداری بوشهر معرفی کرد.
به گزارش خبرگزاری فارس از بوشهر استاندار بوشهر در این جلسه گفت: با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس هشتم درصدد انتخاب یک فرد با تجربه جهت واگذاری معاونت سیاسی و امنیتی استان به وی بودیم که با هماهنگیهای صورت گرفته با وزارت کشور آقای حسین هاشمی به این سمت منصوب شدند.
علی افراشته افزود: امیدواریم با انتخاب آقای هاشمی به امنیت بیشتر استان جهت توسعه و رسیدن به اهداف دولت عدالت محور و مهرورز کمک شایان و قابل توجهای شود.
همچنین معاون جدید سیاسی و امنیتی استانداری بوشهر نیز در مراسم معرافه خود گفت: امیدوارم با مساعدت، همکاری و صمیمیت در مجموعه استان بتوانیم وظیفهای که بر عهده داریم را به نحو احسنت انجام دهیم.
حسین هاشمی افزود: در بعد وحدت اگر با سعه صدر و صداقت با یکدیگر برخورد کنیم قطعاً باعث رفع مشکلات خواهد شد.
وی اظهار داشت: انتخابات حساس و مهمی را در پیش داریم که با ایجاد آرامش، امنیت و وفاق بتوانیم امانتدار خوبی برای کاندیدهای مجلس باشیم.
هاشمی تصریح کرد: امیدواریم در سایه همین تفکر بتوانیم انتخاباتی سالم با امنیت خاطر بالا برای مردم استان برگزار کنیم.
علی زینبی معاون پیشین سیاسی و امنیتی استاندار بوشهر 10 روز پیش با دستور رئیس جمهور از سمت این معاونت عزل شده بود.
مطبوعات محلی علیه مدیرکل ارشاد
شنیده شده است تعدادی از مدیران مسئول نشریات محلی بوشهر از عملکرد ارشاد ناراضیاند و قصد دارند طی نامه سرگشادهای خطاب به مدیرکل فرهنگ و ارشاد استان بوشهر، مواردی از عملکرد وی را به اطلاع مسئولین و مردم برسانند. قابل ذکر است مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان مطرح میکند فقط "نصیر بوشهر" از ارشاد انتقاد میکند، در صورتی که این دومین بیانیه و نامه ای است که مطبوعات محلی در انتقاد به عملکرد وی منتشر می کنند.
هراس مدیر کل ارشاد از شفافیت در مسائل مالی
شنیده شده است شفیعی مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر از شفافیت و اطلاعرسانی درباره ی اعتبار 100 میلیون تومانی به نویسندگان و همچنین از ارائه آمار توزیع آگهیها به نشریات بوشهر پرهیز مینماید. شنیدنیها حاکی است جمعی از مدیران مسئول نشریات محلی بوشهر از اینکه مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان علیرغم قول و تعهد خود مبنی بر ارائه آمار شش ماهه سال85 و شش ماهه سال 86 از این امر پرهیز میکند، به عملکرد مالی وی مشکوک شدهاند.
برخورد استاندار با یکی از مدیران کل
شنیده شده است استاندار بوشهر در حاشیهی افتتاحیه نمایشگاه هنرهای دستی کشور با یکی از مدیران کل در هنگامی که وی قصد نشستن در کنارش را داشته به شدت برخورد میکند و اظهار میدارد که اینجا، جای معاونین استاندار است و شما هم معاون سیاسی نیستید. گفته میشود مدیر کل مذکور از طریق عطارزاده به دنبال پست معاونت سیاسی استانداری بوده است.
تصمیم قطعی تبادار برای انتخابات
شنیده شده است یکی از نزدیکان تبادار استاندار سابق بوشهر اعلان کرده است که تبادار قطعاً در انتخابات ثبتنام خواهد کرد. شنیدنیها حاکی است پس از چاپ خبر نصیر بوشهر در خصوص کاندیداتوری تبادار، وی عزم خویش را برای کاندیداتوری جزم کرده است. همچنین گفته میشود تبادار در نشستی اظهار داشته: هیچگونه دلیلی برای رد صلاحیت وجود ندارد و آن هایی که پرونده محکومیت قضایی دارند ردصلاحیت خواهند شد.
فعالیت مجدد ستادهای انتخاباتی خاتمی و کروبی
شنیده شده است ستادهای انتخاباتی خاتمی در سال های 76 و 80 و همچنین ستادهای انتخاباتی کروبی در سال 84 در استان بوشهر فعالیت خویش را برای انتخابات مجلس شروع کردهاند. گفته می شود به زودی نشست سراسری این ستادها در یکی از شهرستانها برگزار میگردد. همچنین شنیده شده است این ستادها با ائتلافهای موجود اصلاحطلبان در بوشهر هیچگونه ارتباطی ندارند شنیدنیها حاکی است اعضای ائتلاف اصلاحطلبان دولتی و اصلاحطلبان مردمی هیچ کدام به این نشست دعوت نشدهاند.
تکذیب سرلیستی اصولگرایان توسط شجاع
شنیده شده است دکتر شجاع نماینده دشتستان اظهار داشته است من سرلیست اصولگرایان در استان نیستم. بلکه چنانچه اصولگرایان بخواهند مرا جزء لیست قرار دهند شرایطی دارم که باید بپذیرند.
تجمع ملوانان مقابل دفترتعاونی لنجداران بندر دیّر
شنیده شده است روز جمعه هفته گذشته تعداد زیادی از ملوانان دیّری در اعتراض به مصوبه جدید دولت در محدود کردن ته لنجی مقابل دفتر تعاونی تجمع نمودنده اند. شنیدنیها حاکی است آنان خواستار به تعویق افتادن مصوبه جدید دولت و از سر گرفتن فعالیتهای اقتصادی و دریایی خود شدند. همچنین شنیده شده است که در این تجمع ملوانان اظهار داشتهاند علاوه بر اینکه طرح جدید دولت باعث تعطیلی شناورها و بیکاری خیل عظیمی از مردم میشود ممکن است ایجاد شغل کاذب دریایی نیز در بر داشته باشد.
افزایش قیمت مواد غذایی در استان
شنیده شده است پس از محدودیت ته لنجی در بنادر استان قیمت مواد غذایی در استان افزایش چشمگیری داشته است. شنیدنیها حاکی است قیمت یک کیسه برنج شمیم که قبلاً 35 هزار تومان فروخته میشد به 45 هزار تومان افزایش یافته و همچنین قیمت اجناس دیگر نیز به همین تناسب افزایش یافته است.
روزهای آغازین هفتهای که گذشت پرسنل استانداری بوشهر شاهد جدال بین دو نیروی اصولگرا بودند: یکی از طیف رایحهی خوش خدمت و دیگری نیز از طیف کارگزاران.
شایان ذکر است تنها استانداری بوشهر شاهد چنین واقعهای نبوده است و طبق خبرهایی که مخابره میشود سناریو تغییر فرمانداران و معاونین استانداران کلید خورده است که میتوان به تغییرات در شهرهای کوهرنگ، کرج، و معاون سیاسی استانداری تهران اشاره کرد. در همین رابطه در سایت خبری تابناک آمده است این تغییرات در حالیست که اغلب این افراد رزمنده و جهادگر بوده و حتی توسط دولت نهم منصوب شدند اما با جو سازی و تهمت و افترا کنار زده میشوند. برای تغییرات این مدیران نخست در برخی از سایتها و گاه روزنامههای محلی خبرهایی مبنی بر فساد مالی یا اخلاقی به چاپ میرسد و پس از مدتی هم آن افراد عوض میشوند.
اگر چند روز قبل از انتخابات شورای اسلامی شهر (دورهی سوم) به خاطر داشته باشید باز هم چنین موجی کمی مهربانانهتر در ارتباط با یکی از کاندیداها شکل گرفت، آن هم از سوی شخصی که باید صلاحیت ایشان را تأیید میکرد. اکنون نیز برای بار دوم مردم شهر بوشهر شاهد چنین جریاناتی این بار کمی خشنتر بودند. در همین زمینه، استاندار بوشهر که در جمع دانشجویان دانشگاه آزاد حاضر شده بود در پاسخ به سؤال یکی از دانشجویان که در خصوص تغییر در حوزهی مدیریت سیاسی از وی پرسید بود گفت: ممکن است تشخیص متولیان امر این باشد که برای حفظ مصالح نظام تغییرات انجام شود. اگر سکوت میکنم به این دلیل است که نمیخواهم وارد حاشیه شوم بلکه میخواهم کار انجام دهم. رییس جمهور نیز تکلیف کرده است که استانداران خود را وارد حاشیه نکنند. این دانشجو که قانع نشده بود در رابطه با دخالتهای "عطارزاده" در این زمینه پرسید. استاندار در پاسخ گفت: اگر زمانی دخالت در کار من چه از ناحیه وزیر و چه وکیل صورت گیرد و باعث توقف در کار شود این ایراد بر من وارد است و استاندار کوتاهی کرده است، اما دخالتها از هر جهتی با هر واژهای که بخواهید تعبیر کنید باعث نشده است که در توسعهی استان خللی وارد شود. همان روز نیز گفتهام حاضرم با تمام منتقدین گروههای سیاسی جلسه بگذارم و دلیل بیاورم که مسیر توسعه استان شتابانتر شده است. البته شما انتقاد میکنید من هم جواب میدهم، شما قانع نمیشوید.
استاندار در پاسخ به سؤال من نیز گفت: اگر شخصی به شخص دیگری تهمت بزند، دستگاه قضایی مرجع رسیدگی است و رسیدگی میکند. این مسئله نیز در مرحلهی اول از سوی دادگاه بدوی رأی صادر شده است و در تجدید نظر اعلام خواهد شد.
اما آن چه که مهم است استاندار بوشهر عزل زینبی را بیارتباط به این مسائل دانست. وقتی مجدد از وی پرسیدم دلیل عزل ایشان چه بود گفت: این تشخیص رییس جمهور بود و باید عملی میشد.
دستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
موقشنگ هم رفت!!!
مو قشنگ هم رفت، اون هم چه رفتنی که دل آدم واسش کباب میشه! اصلاً این ماجرا خودش حکایت داره. جونم واسهتون بگه: یه روز عصر کت قشنگ و موقشنگ با هم درگیر میشن (توضیح: درگیری لفظی!) کت
قشنگ هر کاری کرد حریف مو قشنگ نشد. بهش میگفت: (توضیح: حرفای بَد بَد!)، مو قشنگ هم جواب میداد: چوپان درغگو؛ هیچی نگو والا یه هاونگ پر از آب بهت می دم تا فرداش مشغول باشی. کت قشنگ جریتر میشد و میگفت: تو مار+ مارمولک هستی!!
موقشنگ هم دید که این آقا]…[ نداره و هر کاری ممکنه ازش سر بزنه دیگه محل نذاشت اما با این وجود باز هم کار به جای باریک کشید اون هم چه قدر! خیلی باریک...
مثل روز، روشن بود موقشنگ نمیتونسته از این راه باریک عبور کرده باشه و همش ساختگی بود، اما کت قشنگ که دست بردار نبود همین رو علم کرد و رفت پیش آقای آدم خوبه التماس کرد (توضیح: شاید اشک هم ریخته باشه) و گفت: این آقا (توضیح: منظور مو قشنگ است) … مانع توسعهی استان میشه، این آقا ]...[خواهش میکنم عزلش کنید. آقای آدم خوبه هم دستور عزل فرمودند و به آقای فرهنگ گفتند: هر چه سریعتر به دستور من عمل کن و الا خودتم باید جل و پلاست رو جمع کنی بری!
این شد که با تمام رفاقتی که بین آقای فرهنگ و موقشنگ بود، آقای فرهنگ به دستور عمل کرد و به این نتیجه رسید که قدرت خیلی چیز خوبییه و بهتر از رفاقته. بله عزیزان؛ سرنوشت مو قشنگ ما هم به این جا ختم شد!
بالا رفتیم ماست بود، پایین اومدیم دوغ بود اما این دفعه قصهی ما راستِ راست بود.!!
نتیجه: نتیجهی خاصی نداشت. فقط این که دعا میکنیم آخر و عاقبت آقای فرهنگ به خیر بگذره!!
پیگیری مسائل شهری در جلسهی شورای اسلامی شهر بوشهر
هفتهی گذشتهی جلسه مشترکی بین شهردار و معاونین و اعضای شورای اسلامی شهر همچنین فرماندار و معاونین در سالن جلسات شورای اسلامی شهر بوشهر برگزار شد.
در این جلسهی مشترک در خصوص حاکمیت قانون در شهر بوشهر، اهمیت تشکیل شورا یارها و نظافت و پاکیزگی شهر و همچنین ایجاد آرامستان جدید و انتقال کارگاههای آلاینده به خارج از شهر بحث و گفت و گو شد. حاضرین در این نشست بنا را بر این گذاشتند که در هر ماه یک بار به صورت چرخشی جلسات مشترک را پیگیری کنند و تصمیم گرفته شد جلسات آینده با دستور کار مشخص برگزار شود، دستور کار را نیز میزبان جلسه تعیین خواهد کرد و همچنین برای پیگیری مستمر مسائل شهری قرار شد هفتهای یک جلسهی مشترک نیز برای حل یک موضوع خاص برگزار شود.
نظرسنجی شهروندان در شورا
شورای اسلامی شهر بوشهر در هفتهی گذشته در جلسهای جداگانه میزبان دکتر جمهیری بود که در خصوص طرح نظر سنجی از شهروندان و نتایج آن به بحث و گفت و گو پرداختند.
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر در این باره گفت: شورای سوم از ابتدای کار خود این طرح را مد نظر داشت و حتی در جلسات غیر رسمی قبل از رسمیت یافتن شورا دنبال میکرد. محمدی باغملایی افزود: طرح نظرسنجی از شهروندان برای مدیریت و برنامهریزی "محله مبنا" بود که با استفاده از مهندسان مشاور "سامان
طرح پایدار" و نظرات دکتر جمهیری و مهندس جعفری و مهندسانی که در شرکت فعالیت
میکردند با پشتیبانی سازمان مدیریت سابق و اعتبار 13 میلیون تومان تصویب شد.
محمدی باغملایی خاطر نشان کرد: نتایج این طرح که به همت مهندسان مشاور "سامان طرح پایدار" آماده شده بسیار با ارزش است.
وی افزود: خیلی از مدیران نظرات خودشان را به جای نظرات مردم اعمال میکنند اما ما نمیخواهیم این گونه عمل کنیم. بر همین اساس و همچنین به دلیل این که بتوانیم یک مبنای علمی داشته باشیم و بدانیم مردم از شورای سوم چه انتظاراتی دارند و یا نگاهشان نسبت به مسائل شهری چگونه است، طرح نظرسنجی را به یک گروه علمی سپردهایم و هم اکنون نیز نتیجهی این طرح به سازمان مدیریت سابق و شورای اسلامی شهر بوشهر ارائه شده است. در حال حاضر به مسئولان استانی و مدیران شهرداری و شورا بستگی دارد که چه قدر به نظرات مردم پایبند هستند.
دکتر جمهیری نیز گفت: ضروریست ادارهی شهر و برنامهریزی شهری توسط خود مردم صورت بگیرد، زیرا اندیشهی مردم، خواست مردم و نیاز مردم اصل قضیه است و برای این که بتوانیم از خواست مردم و نظرات و پیشنهاداتشان با اطلاع شویم باید سازمانی را طراحی کنیم که در این سازمان بشود حرفها و نظرات مردم را جویا شد و بر اساس خواست مردم، شهری را مطابق میل آنها بسازیم.
رییس کمیسیون برنامهریزی شورای اسلامی شهر بوشهر نیز در این باره گفت: اصولاً دموکراسی یعنی اقدام بر اساس نظرات و خواستههای مردم، این امر نیز زمانی محقق میشود که خواست مردم در دستور کار اجرایی مدیران قرار گیرد.
امانا… شجاعی در ادامه اضافه کرد: توزیع عادلانهی ثروت به همهی آحاد جامعه امکان پذیر نیست مگر این که ما وضع موجود را به درستی بشناسیم و بتوانیم تعریفی درست از آن داشته باشیم.
این عضو اصلاحطلب شورای اسلامی شهر بوشهر در ادامه گفت: هم اکنون همه چیز مهیاست. باید دید شورا و شهرداری شهر بوشهر چه اقداماتی را انجام خواهند داد.
گفتنی است این طرح برای اولین بار در کشور فرانسه اجرا شده و برای اولین بار است که این طرح در ایران به اجرا درآمده است.
افشاگری در شورا
"داریوش پوربهی" یکی از اعضای شورای
اسلامی شهر بوشهر نیز که بنا بود افشاگری کند و از نیروهای پشت پرده سخن بگوید، در جمع خبرنگارانِ نشریات نصیر بوشهر، نسیم جنوب و خلیجفارس گفت: طبق مصوبهی 41 جلسهی شورای اسلامی شهر بوشهر در تاریخ هشتم مهرماه سال جاری، شورا هر گونه به کارگیری نیروی انسانی را در شهرداری ممنوع اعلام کرده است. در بند 6 مصوبه نیز آمده: شهرداری مکلف است تا اصلاح کامل ساختار اداری و چارت سازمانی از به کارگیری نیروی انسانی اعم از دائم و موقت، رسمی و شرکتی، قراردادی و روز مزد اکیداً خودداری نماید.
وی در ادامه گفت: اما متوجه شدیم در شهرداری خلاف این مصوبه عمل شده است. ما نیز طی نامهای به شهردار اعلام کردیم با توجه به تخلف صورت گرفته هر گونه قراردادی را که با اشخاص بسته است لغو کند.
شهردار بوشهر نیز در این رابطه میگوید: هیچ مسئلهی پشت پرده نداریم. پرسنل ما در یک اتاق شیشهای و شفاف به وظایف خود عمل میکنند.
شاپور رجایی در ادامه افزود: از روزی که به شهرداری وارد شدهام به دنبال ارتقاء بدنهی کارشناسی شهرداری بودم. اگر قرار است شهرداری به نیازها و انتظارات به روز مردم جواب دهد باید با یک بدنهی کارشناسی و درک صحیح نسبت به مسائل و مشکلات شهری شروع به کار کند. شهردار بوشهر خاطر نشان کرد: یکی از وظایفی که شهرداری و مجموعهی شورا بر عهده دارند ظرفیتسازی
در منابع انسانی است که به عنوان رکن اصلی توسعه در شهرداری قلمداد میشود و این مهم قطعاً به عنوان ماندگارترین اثریست که یک شهردار از خود به جا میگذارد.
شاپور رجایی همچنین از پذیرش 8 الی9 نفر کارشناس و جایگزینی 10 نفر در مجموعه شهرداری در حوزهی معاونت اداری مالی خبر داد و گفت: این اشخاص که از بین 100 کارشناس انتخاب شدهاند به شورای اداری استان جهت اخذ مجوزهای قانونی معرفی شدند. قرار است آنها یک دورهی 3 الی 6 ماهه فعالیت کنند، بعد از آن ارزیابی انجام خواهد شد.
وی که خود نیز یکی از اعضای شورای اداری استان است گفت: بعد از ارزیابی، مجوز قانونی را از شورای اداری استان خواهیم گرفت.
5 آذرماه زادروز استاد دکتر "سیدجعفر حمیدی" خجسته باد
سرویس ادب و هنر هفته نامه نصیر بوشهر
استاد حمیدی به روایت استاد آتشی
...چه قدر بچه بودن و سبک بار بودن خوش بود و بازیها در میدان "سید محمد" پایان نایافتنی و آن گل ابریشم بزرگ، سرسبز و خرم.
ما حالا مراسم بزرگ داشت دکتر "سید جعفر حمیدی" را برگزار کردهایم. چه بارهای سنگینی؛ او باید و ناچار است در سن پیری بارِ استادی و مسؤولیتهای دیگر را به دوش بکشد و من در تهران شبانه روز قلم بزنم تا درخت گل ابریشم شعر از پای نیفتد.
کودکی گذشت، حالا نوبت پیری است و تازه در این سن و سالهاست که بارِ ما هر روز گرانتر و گرانتر میشود. "سید جعفر" دیگر هم بازی روزهای دور دست نیست، استادِ با تجربه و پیش کسوت دانشگاه تهران و دانشکدهی ادبیات است. کارهای تحقیقاتی زیادی بر عهده دارد. او شاعر و محقق شعر رسمی و بومی و تاریخشناس است. بوشهر را دوست دارد و سالهاست که هر هفته برای تدریس به بوشهر میآید و به تهران برمیگردد. دانش او در قلمرو خود وسیع و در خارج از آن هم آموختنی است. سخت مورد احترام مردم بوشهر است، حتا فوتبالیستها عاشقش هستند. از افتخارات استان بوشهر و عزیزِ گرامیِ ماست. نسلهایی از انسانهای بزرگسال امروز از شاگردان او بودهاند. دکتر "سید جعفر حمیدی" همهی صفات یک شخص فرهیخته را دارد. عمرش طولانی و نامش بلند و غرور آفرین باد .
7 بهمن 1381 ـ تهران
برگرفته از پیام استاد آتشی به مناسبت مراسم تجلیل از استاد حمیدی
گُل بی مِنّت بارون
منوچهر آتشی در برهوت ما گُلِ بی مِنَت بارون بود
در بسیاری از نقاط استان بوشهر درست در میانهی فصل خزان، گلی میروید که بسیار زیبا و خوشرنگ است و شباهت تام و تمامی به گل زعفران دارد، به حدی که میتوان گفت شاید زعفران وحشی باشد. از خصائص این گل این است که پیش از اینکه یک قطره باران بیاید، زمین شکافته و این گل در نهایت طراوت از آن سر بر میزند و شکوفا میشود، بدون یک برگ یا ساقه تا جایی که اگر کسی پیشتر با این گل آشنا نباشد گمان میکند گل یا گلهای تازه چیده شدهای از دست گلچینی به روی خاک افتادهاند. در بسیاری از مناطق استان بوشهر همچون بلوکهای حیاتداوود و لیراوی به آن میگویند: گُلِ بی مِنَت بارون!
این سروده به لهجهی محلی "حیاتداوود" در پاسخ به بهاریهی استاد آتشیست که با عنوان «نوروزت مبارک بو» سالی پیش از درگذشتشان خطاب به من سروده بودند که به مناسبت دومین سالگرد فقدان آن بزرگ تقدیم میشود.
ای گل فصل خَزون بَه زَگل فصل بهارون (گُلِ بیمِنَت بارون) یادگار گلل خُشکِسَهی یــار و دیارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
سر زدی مثل ستاره تو نگفتی نه بهاره ریشه کردی همه تاره بیشتَر صَدها هزارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
بی صدا خنده کنونی تک و تینا من صحرا چشمه ساری خونواوی برکت آینه دارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
وختی تینا تو کنی گل تی کسی دَ نیره بلبل من دشتسون خلوت سرش ایره سردارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
مِن دلت خرده طلا بی کسی قیمتت ندونس بخشسی هرچی که داشتی جمله بی نقد عیارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
اُوَری دل خَرده بیدی که ایقه گل کرده بیدی منِ سینه ت کر کرده بیدی بیشتر گنجل قارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
جوم پر کردی و شونم بی حریفل بی رفیقل هیچ یاد تو نبیدن بیله یِ باده گسارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
سال قحطو که نبی چی که دور قدت بپیچی دور مدور تو نشهسن تموم عقرب و مارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
نه یه شو بی نه دِ شو عمر تو سر ره همه من شو چه شوی بی چه شوی پاک شول تیره و تارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
شُحم کردن ری سرت بلگلت رِهتن و رَهتن باز دادی گلل تازه نه یک بار و دو بارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
تُپ بارون ندیدی اُما منت نکشیدی لوِ خشک و سرِ بالا سر برِد که و قارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
مِن تاریکی و ظلمت من طیفون قیومت پاک مندی بی پلشتی مِن دل گرد و غبارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
گلل بیهوده خیالن و خارِل خوشون ایبالن نونن آخر تو ایمونی سر جی عشق نگارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
پار و پریارت ندیدیم و مریت گلی نچیدیم چه کشیدیم من باغل بی تو پریار و پارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
ما نگردی همه بیدیم که ایقه بلا کشیدیم رنگ راحت ندیدیم شو و رو لیل و نهارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
مِن ای بَنگ بیابون (ایرجو)چقه بمونه بی تو تینا بی تو بی کس بی تو بی یاور و یارون
(گُلِ بی مِنَت بارون)
28/8/86
هنرمند فرهیخته و گران ارج: جنابآقای داریوش غریبزاده
تثلیتِ پرشکوهِ صداقت هنر، ژرفای اندیشه و اعجازِ انسان را نظاره گریم در آمیزهای شایا با نام مانایِ "بومرنگ"، که افتخاری دیگر را برای هنر و هنرمندانِ بوشهرِ بیبدیل به ارمغان آورد. با تبریک این موفقیت بزرگ، امید که هماره ما را به ضیافتِ غزل وارهیِ آفرینههایِ ماندگارتان میزبان باشید.
حسن زنگنه، ایرج شمسیزاده، محسن شریف، فرج کمالی، علی گلزاده، اسکندر احمدنیا، حسین دهقانی، خورشید فقیه، ماشارضازاده، سید قاسم یاحسینی، مهدی جهانبخشان، عباس عاشورینژاد، حسن لاوری، رضا معتمد، فرشید جان احمدیان، علی هوشمند، یونس جعفری، حسین عسکری، قدرت رحیمی، سید حسین صافی، مرتضی زندپور، علیاکبرحقپرست، محمد غلامی، حشمتا... غضنفر، نصرت زمان وادی، حسین حشمتی، اسماعیل روشن روان، قاسم مهدیزاده، علی قربانی، اصغر جوادی، عباس جوادی، محسن دلواری، اسماعیل بهبهانی، مرتضی فیروزی، فرید میرشکار، محمد لطفی، فرشید تربیت، حیدر مظفری، جهانشیر یاراحمدی، جواد رمضانی، کریم فائقیان، جواد صداقت، سیدرضا صافی، حسین روشنکار، مهتاب ابراهیم زاده، محسن شریفیان، جواد متین، حمید آبآذر، رامتین بالف، عبدا... رییسی، علیرضا عمرانی، اسماعیل جاشویی، مجید اجرایی، حمید مؤذنی، اسماعیل جعفری، حسن غریبی، مینا درعلی، سارا مؤیدی، اردشیر محمودی، منوچهر چهلهزاده، طاهره غمخوار، سیروس بنهگزی، حسن خمسه، شمسی فیصلی، پیمان زندهبودی، ایمان زندهبودی، سعید میمنی، مسعود ماهینی، سیامک برازجانی، سینا برازجانی، علیرضا رمضانی، علیاصغر میگلی، علیرضا شبگرد، علیرضا میرشکاری، مهدی جلالی، سیاوش علمی، حسنگلدوست، محمدرضا دیناروند، مهدی دهقان، سید نجف کازرونی، عبدالکریم نیسنی، علیرضا محمدی، حسین شاکری، ایرج حسینپور، مصطفیغضنفری، صادق رسولی، منصوره حکمتشعار، رضا امیری، علی ایزدجو، ابراهیم بردبار، علی احمدی، محمد خدادادی، بابک دشتینژاد، صالح دروند، محسن خوئینی، محسن موسوی، حسن غلامی، احسان احمدزاده، مسعود فیروزی، جعفر بهبهانی، مصطفی خوبانی، مرتضی خوبانی، ابراهیم ایزدجو، امیر علیپور، حسام موسوی، احد درخشنده، اسماعیل قیصیزاده، میثمقیصیزاده، صادق دشتی حسینی، محمد حسین بکنی، حمید خسروی، امین زندهبودی، هادی منوچهری، علیرضا روان، رشاد بالف، احمد آزادمهر، علی اکبر مخبر بوشهری، سعید بردستانی، ضیاء جمالی، احمد خالقپناه، فرزین خجسته، محسن قیصیزاده، ندا کلبعلی، مجید بحرینی، عبدالرحمن برزگر، امید غضنفر.
در اختتامیهی جشنوارهی تئاتر "شفیعی "
روی سن، ارشاد کرد!!!
روز جمعه 16/9/86 در مراسم اختتامیهی جشنوارهی تئاتر در مجتمع فرهنگی هنری بوشهر، "شفیعی" ـ مدیر کل ارشاد ـ جملات ارشاد! گونهای را خطاب به یک بازیگر زن با لحنی خشن و عصبی بیان نمود.
ماجرا از این قرار است که یک بازیگر زن در لحظهی دریافت جایزه، علیرغم پوشش مناسب، با واکنش خشن و توهینآمیز از سوی "شفیعی" مواجه شد.
گفتنیست در لحظهی اجرای نمایشِ ارشاد توسط شفیعی، استاندار نیز بر روی سن حضور داشته و از نزدیک شاهد این رفتار غیر معمول بوده است.
شایان ذکر است با توجه به این که استاندار با اندیشهی حفظ موقعیت خود، به سادگی در برابر برکناری اصحابش سکوت اختیار کرده، اما مشخص نیست به چه دلیل علیرغم نارضایتی از رفتار و عملکرد "شفیعی"، ماندن او را در جایگاهی که از اندازههای او بسیار فراتر است تحمل میکند.
باید صبر کرد و دید. پشت پرده را که دیدیم، واقعیتها نیز مشخص میشوند.
دوازده سپتامبر
زنِ بار در کلکته هم که باردار بشود عاشق مرد لکنتهای نشده اتفاقیست که افتاده!
در بارانداز مردی که مست کرده فقط مست کرده در بارانداز
شتری که مادرش دو قلو زایید گفت من بازهم باید بار ببرم وَ خار غورت بدهم
بچهی لُختی را که از بیمارستان دزدیدند
پدرش هفت کفنِ پوسیده را بوسیده بود و گذاشته بود به حرّاج
اسم یکی از بچههای همسایهی دست چپی ما ژوزف بود از دیوار راست که بالا رفت
گنجشکها داس به داس چکش به چکش متفرق شدند در بارانداز
ـ با بیضهی روباهِ ماده چه کار داری دختر؟ گفت:
اول میکُشند بعد با چرتکه میشمرند وَ یکجا حساب میکنند!
بچههای القاعده قاعدتاً اول خیلی بچه ماه بچه ماهی بودهاند
آب دماغشان را قطعاً با پرچمهای رنگ به رنگ تمیز نمیکردهاند
یازده سپتامبر هنوز روی جوجههایش خوابیده بود
من ندیده ـ نشنیده عاشقِ آن دو قلوها شده بودم
آدمِ عاشق نه ماسک میزند برای چیدن گلهای شیمیایی شده
نه ضدِعفونی میکند دستهایش را که جراحتی عمیق برداشته
مادری که بچه ندارد در آب جوش میخیسانَد بچهای را که ندارد
تا در تختخوابِ خیلی فنریاش خنثی نکند نارنجکهای منفجر نشده را
بچه شدن کار آسانیست
مخصوصاً که زلیخاواری در لبنان دو قلو دو قلو زاییده باشد
آه! دوازده دوازده سپتامبر!
مهرماه 86
پنجرهای رو به "هیچکاک"
"آلفرد هیچکاک" متولد 13 آگوست 1899 میلادی در انگلیس است. او در سال 1939 از انگلیس به آمریکا مهاجرت کرد و تا پایان عمرش 29 آوریل 1980 در لوسآنجلس ماند. هیچکاک تا زمانی که در قید حیات بود، 53 فیلم ساخت و با فروش فیلمهایش در سراسر جهان به عنوان یکی از مشهورترین فیلمسازان تاریخ سینما به شمار میآید.
هیچکاک در سال 1920 خود را برای اولین بار به عنوان نقاش و طراح به استودیو تازه تأسیس "پارامونت فیموس" در لندن معرفی کرد و در آن جا با طراحی تیتراژ شروع به کار کرد. گاهگاهی هم در کنار کار اصلی خود، مشغول طراحی لباس و صحنه شد و رفته رفته تغییرات نهایی فیلمها را انجام داد تا این که در سال 1922 به علت اخراج شدن یک کارگردان، صحنهی نهایی باقیمانده از فیلم را کارگردانی کرد و از این زمان به بعد توانست نظر تهیه کنندهها را به خود جلب کند.
سال 1926 هیچکاک فیلم "مستأجر" را با تهیه کنندگی کشور آلمان ساخت و توانست در انگلیس به معروفیت برسد. او با ساخت فیلم "مستأجر" فوراً ژانر سینمایی خود را یافت، ژانرThriller که در همهی فیلمهای خود دنبال کرد.
هیچکاک بعد از مهاجرت به امریکا، فیلمهای متعددی ساخت و این روال دوام یافت تا سال 1946 که به اتفاق چند تن از دوستان خود یک شرکت فیلمسازی به نام "ترانس آتلانتیک فیلم" راه میاندازند و همان زمان هیچکاک موفق میشود اولین فیلم مستقل خود به نام "طناب" با بازی "جیمزاستوارت" را بسازد، فیلمی که هر نمای آن تا پایان حلقهی فیلم ادامه داشت (تقریباً هر کدام 10 دقیقه) و با ساخت این فیلم برای اولین بار زمان واقعی روایت را وارد ساختار فیلم کرد. از این زمان به بعد با بزرگترین استودیوهای فیلمسازی امریکا همچون وارنر برادرز و پارامونت همکاری کرد و شاهکارهای زیادی به تاریخ سینما هدیه کرد؛ فیلمهایی مثل سرگیجه، پنجرهی رو به حیاط، پرندگان، مارنی و روح.
هیچکاک یکی از بزرگترین خالقان فرم در تاریخ سینماست و در این زمینه با تنها کارگردانی که مقایسه میشود "آیزنشتاین" کارگردان روسی است. هنگامی که تمامی فیلمهای هیچکاک را بررسی کنیم، متوجه میشویم که شیوهی روایت فیلمهای او تقریباً با یکدیگر مشابهاند و مهمترین عنصر موجود در همهی فیلمهای "هیچکاک"، "ترس" است، ترس از نابودی زندگی، ترسی که نه تنها از طریق قاتلین و انسانهای بد به دیگران انتقال داده میشود بلکه ترسیست که در زندگی روزمره و از طریق سادهترین قوانین موجود برای انسانها به وجود میآید. ترسی که هیچکاک خود از کودکی به همراه داشت، ترس ریشهدار در تربیت کاتولیکی خانوادهاش، ترس از گناه و عذاب روح.
شخصیتپردازی در فیلمهای هیچکاک به گونهای ارائه میشود که مخاطب حتی با شخصیت بد داستان ـ "آنتاگونیست" Antagonist ـ همذات پنداری میکند و از طریق این فرم دراماتورگی داستان را چنان پیش میبرد که حتی گاهی اوقات شخصیت بد داستان محبوبتر از دیگران میشود و انتهای داستان مخاطب را فریب میدهد. عملکرد افراد قانونگذار داستان چنان به کندی پیش میرود که در ذهن مخاطب این نیرو گهگاه دو وجهی شکل میگیرد، گاهی به سوی شخصیت بد و گاهی به سوی شخصیت خوب سوق داده میشوند ولی در هر حال کند بودن جستجوی آنها قهرمان را مدام دچار حوادث میکند. در داستانهای هیچکاک با وجود ساختار ژانر جنایی فیلمهای او، کمتر از پلیس استفاده میشود. اغلب شخصیتهای فیلمهای هیچکاک افراد عادی اجتماع هستند و حتی ناخواسته به آنتاگونیست داستان تبدیل میشوند، چرا که آنها قاتلین مادر زاد نیستند.
هیچکاک میگوید: «برای من ساخت فیلم به معنی روایت کردن یک قصه است. قصهای که گاهی غیر ممکن به نظر میرسد ولی صد در صد قابل باور است. قصه بایستی انسانی و بحرانی باشد. بحرانی که زادهی درام است و درام چیزی جز زندگی نیست که تمام قسمتهای خسته کنندهی آن را بیرون بریزیم.»
هیچکاک با استفاده از کلیشههای رایج در فیلمهای آن زمان، مخاطب را فریب میداد. به عنوان مثال در آن زمان شخصیتهای بدِ فیلمها سبیل داشتند ولی هیچکاک با استفاده از این نوع کلیشهها، شخصیتهای مرموز متعددی وارد داستانهایش میکرد که مخاطب را فریب دهد و یا حتی با بر عکس کردن فضاهای نوری صحنه، مخاطب را غافلگیر میکرد.
هیچکاک معتقد بود که برای شکلگیری فرم تعلیق (Suspense) در فیلم بایستی اول مخاطب را با همهی جزئیات شخصیت اصلی داستان به طور کامل آشنا ساخت، چرا که در غیر این صورت تعلیقی صورت نمیگیرد.
Suspense در فیلمهای هیچکاک از طریق دو شیوهی روایتی ارائه میشود: یکی این که مخاطب بیشتر از شخصیت اصلی داستان اطلاعات دارد و از خطر و یا فریب پیش روی قهرمان آگاه هست و در این راستا با ترکیب فرم غافلگیر کننده مخاطب به نام Whodunit ، درام را جذابتر و تعلیق را بالا میبرد و دوم این که اطلاعات مخاطب و شخصیت اصلی داستان یکسان و به صورت قدم به قدم پیش میرود. فرم دیگری که هیچکاک برای افزایش تعلیق در فیلمهایش استفاده میکرد فرم "MacGuffin "است. این واژه اولین بار در سینما توسط خود هیچکاک استفاده شد و معنای خاصی ندارد و به شیئی گفته میشود که درام را به جلو میبرد ولی خود به تنهایی اهمیتی ندارد ـ مثل کیف پر از پول در فیلم روحِ "هیچکاک" ـ و بعد از او تا به امروز خیلی از کارگردانها از این فرم استفاده میکنند. اتمسفر فیلمهای هیچکاک بیشتر تحت تأثیر سینمای اکسپرسیونیست اروپاست. در فیلمهای او اغلب در پس زمینه به وسیلهی نور و یا حتی اشیاء صحنه، خطوط راه راهِ عمودی و یا افقی ایجاد شده که اضطراب را تشدید میکند و این وضعیت را همیشه به وسیلهی رنگ صحنه و لباس تقویت میکند. به عنوان مثال استفاده از خطوط عمودی در فیلم "سرگیجه" و کامل کردن آن به وسیلهی رنگ سبز و قرمز.
هیچکاک در زمان خود از همهی امکانات موجود استفاده میکرد تا فیلمهایش را بهتر و قابل باورتر روایت کند. در پایان این مقولهی بسیار مختصر با ذکر گفتهی معروف هیچکاک در مورد استفاده از امکانات تکنیکی فیلم به این نوشته خاتمه میدهم:
«تکنیک به یک فیلمساز این امکان را میدهد که هر چه در ذهن خود دارد به تصویر بکشاند و به همین خاطر نباید تحت هیچ شرایطی از این امکان بزرگ صرف نظر کرد و در این راستا اگر فیلمی را میبینیم که با وجود استفاده از این امکان، خوب نیست. مقصر کسانی هستند که در این صنعت مهم کار میکنند، اما هیچ اطلاعی از زبان هنری فیلم ندارند.»
موسیقی فیلم
آن چه امروزه تحت عنوان "موسیقی فیلم" تلقی میشود، یا موسیقیای ست که برای یک فیلم مشخص ساخته میشود و یا انتخابی از موسیقیهای کلاسیک یا معروفِ موجود است که به فیلم اضافه میشود. در هر صورت موسیقی فیلم میباید حال و هوا و احساس یک فیلم و روایت آن را تقویت کند. ساختن موسیقی برای فیلم در حدود سال 1895 میلادی با اختراع کینتسکوپ kinetoskop توسط "ادیسون" و سینما توگراف cinematograph توسط "برادران لومیر" آغاز شد. در آن زمان واژهی "موسیقی فیلم" تنها زمانی به کار برده میشد که ارتباطی محتوایی و کاربردی بین تصویر و موسیقی قابل تشخیص بود، در غیر این صورت استفادهی صرف از موزیک به عنوان همراه کنندهی فیلم که معمولاً توسط ارکستر در سالن پخش فیلم اجرا میشد و ارتباط چندانی هم با اتفاقات فیلم نداشت به عنوان موسیقی سینما Kinomusik خود را جا انداخته بود.
یک نوع موسیقی فیلم on-music نام دارد. این گونه موسیقی در واقعیتِ فیلمی اتفاق میافتد، به عنوان مثال هنگامی که یک گروه نوازنده (Band) قطعهی موزیکی را در یک فیلم مینوازد. یک مثال واضح برای on-music در فیلم "جنگ ستارگان" اپیزود 4 است که در آن یک گروه موسیقی غیر زمینی به نواختن یک قطعه موسیقی الهام گرفته از موسیقی جاز میپردازد. در مقابل این نوع موسیقی، موسیقی دیگری به نام off-music وجود دارد که نه در فیلم اتفاق میافتد و نه شخصیتهای فیلم به آن توجهی میکنند.
موسیقی فیلم در سینما، تلویزیون و اخیراً حتی در رسانههای جدید دیگر هم ـ مثل بازیهای کامپیوتری ـ جهت حمایت و همراهی تصاویر متحرک به کار برده میشود. موسیقی فیلم به طور معمول برای یک فیلم ساخته میشود و همان طور که اشاره شد در بعضی موارد هم از موسیقیهای ساخته شده برای فیلم استفاده میشود. موسیقی فیلم در سرتاسر فیلم، فیلم را همراهی میکند و میتواند به حمایت از فضای اصلی فیلم بپردازد، فضای جدیدی خلق کند و یا احساسی را بر انگیزد. یک صحنه از یک فیلم با موسیقیهای متفاوت می تواند معانی مختلفی به خود بگیرد. این بدان معناست که اطلاعات متفاوتی توسط موسیقی میتواند به تماشاگران داده شود.
پیدایش
به طور معمول موسیقی یک فیلم پس از مرحلهی تدوین اولیه یا خام rough cut تولید میشود. کارگردان و آهنگساز، این نسخه از فیلم را با هم میبینند و تصمیم میگیرند که چه بخشهایی از فیلم باید با موسیقی همراه شود و این موسیقی چه نوع موسیقی باید باشد. در بعضی موارد در این مرحله از تدوین "به طور موقت" از قطعات موسیقی که وجود دارند استفاده میشود که البته این اتفاق برای همهی فیلمها نمیافتد، چرا که این مسئله بستگی به نظر کارگردان دارد. گاهی اوقات این اتفاق نیز میافتد که کارگردان قطعه موزیکی را که "به طور موقت" در مرحلهی تدوین خام استفاده شده ـ اصطلاحاً temptrack ـ را برای فیلمش بر میگزیند. به طور مثال برای فیلم "اودیسه 2001" اثر جاودانهی "استنلی کوبریک" که قرار بود "آلکس نورث"برایش موسیقی بسازد، اما کوبریک موسیقی کلاسیک "چنین گفت زرتشت" اثر "ریچارد اشتراوس" را که در مرحلهی تدوین خام استفاده کرده بود برگزید. در تلویزیون و کارهای تلویزیونی معمولاً از موسیقیهای موجود در آرشیو استفاده میشود تا بدین ترتیب در مخارج آهنگسازی و ریسک ضبط موسیقی صرفهجویی شود.
تولید
برای تولید موسیقی یک فیلم بخشهایی که موسیقی لازم دارد از ابتدا تا انتها در یک cue sheet علامت گذاری میشود و آهنگساز بر اساس این اطلاعات، موسیقی را میسازد که برای فیلمهای بلند در کل یک ساعت و نیم میباشد. چگونگی ساختن موزیک هم از سوی یک آهنگساز به نسبت آهنگساز دیگر متفاوت است. اغلب بدین صورت است که آهنگساز یک particell" ـ پارتی سل" با ملودی میسازد که در آن اطلاعاتی هم جهت استفاده از آلات و اصوات موسیقی داده شده است. سپس این پارتی سلها جهت تهیهی یک" Partitur ـ پارتی تور" به ارکستر داده میشود. برخی آهنگسازان مثل Ennio Morricone یا Horner James ، پارتی تورهایشان را شخصاً مینوازند و برخی همچون Hans Zimmer این بخش کار را به عهده نمیگیرد. در این حالت یک یا تعدادی kopist کُپیست، آواها و تنهای موجود درPartitur را برای سازهای مختلف جدا میکنند. این کار بسیار وقتگیر که پیشتر با دست انجام میشد امروزه توسط کامپیوتر انجام میشود. امروزه بسیاری دیگر از مراحل کار آهنگساز از نوشتن نتها تا ضبط موسیقی به وسیلهی کامپیوتر انجام میشود. در آخر هم موسیقی توسط یک ارکستر، مطابق با تصویر ضبط میشود، بدین صورت که رهبر ارکستر همزمان با رهبری ارکستر فیلم را پارالل به روی پردهای بزرگ و یا روی مونیتور میبیند و بدین ترتیب مطابقت موسیقی با تصویر (سینکرون کردن) اتفاق میافتد. غالباً خود آهنگساز، گروه ارکستر را رهبری میکند. گروه ارکستر یا از نوازندگان سازهایی که برای این قطعه موزیک لازماند تشکیل شده که به آن session orchestra گفته میشود و یا گروه ارکستر یک گروه کامل و مجزاست که نواختن موسیقی نوشته شده را به عهده میگیرند.
سهم مردم و افزایش قیمت نفت
جهانیان، رفته رفته نفتِ بشکهی صد دلار را به طور طبیعی خواهند پذیرفت. کشورهایی که دارای ذخایر غنی نفت و گاز هستند با درایت و هوشمندی، همراه با تولید و عرضهی آن مادهی ارزشمند به بازارهای جهانی و با حفظ ماشینآلات و دستگاههای استخراج و تولید و با تکیه بر تکنولوژی پیشرفته، دائم در حال افزایش سرمایه توسط سرمایهگذاران در آن بخش هستند. به این ترتیب نه تنها بر میزان تولید و فروش خود کنترل دارند، بلکه بسیار آگاهانه مازاد درآمد نفتی و ثروت کلانی که از افزایش قیمت آن حاصل است به طور شفاف و مؤثر در راه سازندگی و شکوفایی برنامههای توسعهی پایدار کشورشان هزینه مینمایند.
در دولتهای دههی اول و نیمهی دهه دوم انقلاب، بودجهی مملکت ـ که به شدت متکی به درآمد نفت است ـ بر اساس بشکهای 7 تا 10 دلار بسته میشد. گر چه نوسانات بازار نفت خطرناک بود، اما در اواخر دههی دوم درآمدهای نفتی دولت آن چنان بالا رفت که دولت به فکر تأسیس صندوق ذخیرهی ارزی افتاد، و امروز میبینیم که سمت و سوی بازار جهانی نفت، کارشناسان را واداشته تا روی نفتِ بشکهای صد دلار ارزیابیهای خود را ارایه کنند. تا سال 1357 تولید نفت ایران بیش از 5/5 میلیون بشکه در روز بود که به خاطر تحولات سیاسی به وجود آمده در ایران و به مرور به 2/3 میلیون بشکه در روز کاهش یافت و بنا به مشی سیاسی دولت انقلاب در دسامبر 1978، ایران صادرات نفت خود را به طور موقت قطع کرد. طبیعی بود که با خروج نفت ایران از بازار جهانی مشکلاتی برای کشورهای مصرف کننده به وجود آید. در آن وضعیت دولت عربستان و چند کشور دیگر غیر عضو «اوپک OPEC -» با افزایش تولید، بخشی از کمبود بازار جهان را جبران نمودند. سوای نگرانیهای جهانی از کاهش تولید و این که تقاضا روندی فزاینده داشت، اقتصاددانان کشورمان بر این باور بودند که تولید کمتر و تصعید فوقالعادهی قیمت نفت، دولت را به لحاظ توان مالی و اقتصادی در شرایطی قرار میدهد که رفاه اجتماعی و توسعهی همه جانبه از تبعات آن خواهد بود. رییس جمهور نیز محور اصلی شعارها و برنامههایش را روی در آمدهای نفت متمرکز کرد و مردم را دلخوش میداشت که از آن ارقام نجومی، ملت ایران بهرهمند خواهند شد! اما با شگفتی بسیار، امروز با تعطیلی پروژههای خُرد و کلان که مواجه میشویم، میگویند: اعتبار نیست!!
ریاست جمهور در همایشها و سخنرانیهای انتخاباتیاش به کرات روی قطع دست «کارتل»های نفتی داخلی تأکید میکرد و سیاست نفتی خود را به گونهای ابراز مینمود که همگان باور داشتند دست کم «بهرهی مالکانه» نفت به طریقی به ملت خواهد رسید. ملتی که برای سربلندی میهن از خود میگذرد، همچون سامان دهی مصرف سوخت که کاری شایسته بود ولی دیر اجرا شد، با این همه ملت پذیرفتند، یعنی نفس عمل را تأیید کردند، اما پیامدهای ناشی از آن در اجرا، جمعی از مردم را با مشکل معیشتی و شغلی مواجه ساخت و گروهی را قاچاقچی کرد (مانند دورهی کوپن) در حالی که هنوز هستند کسانی که کارت سوخت خود را دریافت نکردهاند. موردی که ملت را سخت نگران کرده این است که نمیدانند صرفهجویی حاصله از این طرح کجا ذخیره میشود و چگونه هزینه میگردد.
مقولهی نفت، هزینههای آن و درآمدهای حاصله از فروش که در مقاطعی، التهاب بازارهای جهانی و نوسانات قیمت آن را به شوک نفتی تعبیر میکنند، از سوی کارشناسان و اقتصاددانان بارها مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفته است، اما وقتی در آمد معلوم است و هزینه معین، پروژهها تعریف شده و آیندهی توسعهی کشور با سند چشم انداز 20ساله آنالیز شده، تردیدی نیست که گروههای مختلف مردم قادرند تا حدی با حساب و کتاب بدانند کشورشان چه قدر درآمد دارد و با احتساب «اتفاقاتی» که میگویند در بودجه دیده نشده است، چه میزان هزینه میشود. درآمد نفت و گاز ایران شوق انگیز است و البته این سرخوشی فقط در نگاه به درآمد روی میدهد زیرا به محض آن که به کاستیهای جامعه توجه میشود، همان مردم نومید و سرخورده با خود میگویند: چه باید کرد با این دُم خروس و آن همه… سوگند وفاداری، نیاید روزی که چراغ نفتی مردم سوسو بزند!
رهروان سه آذر اهورایی
«این سه یار دبستانی که هنوز مدرسه را ترک نگفتهاند، هنوز از تحصیلاتشان فراغت نیافتهاند، نخواستند همچون دیگران کوپن نانی بگیرند و از پشت میز دانشگاه به پشت پاچال بازار بروند و سر در آخور خویش فرو برند. چندین دوره آمدند و کارشان را تمام کردند و رفتند اما این سه تن ماندند تا هر که را میآید بیاموزند، هر که را میرود سفارش کنند. آنها هرگز نمیروند، همیشه خواهند ماند. آنها شهیدند، این" سه قطره خون" که بر چهرهی دانشگاه ما همچنان تازه و گرم است. کاشکی میتوانستم این سه آذر اهورایی را با تن خاکستر شدهام بپوشانم تا در این سموم که میوزد، نَفسرند، اما نه، باید زنده بمانم و این سه آتش را در سینه نگه دارم».
«معلم شهید دکتر علی شریعتی»
آیا نظیر سه آذر اهورایی در جمعیت بزرگ دانشجویان فعلی یافت میشود؟ آیا دانشگاه همچون گذشته کانون بیداری و افشاگری اعمال و اسرار پشت پردهی مقامات و مسئولان وقت است؟
راستی؛ درست است که میگویند هر چیزی که فراوانتر شود کم بهاتر میگردد و آیا این نکته در خصوص دانشجویان نیز قابل تسری است؟ آیا دانشجو فقط باید در دانشکده درس بخواند، در خوابگاه استراحت نماید، در سلف سرویس غذا تناول کند، غافل از آن که کنفرانس دریای خزر سهم ایران را از 50% به 13% تقلیل داد؟ آیا روح شهیدان قندچی، شریعت رضوی و بزرگنیا از دانشجویانِ تا این حد بیتفاوت نسبت به سرزمینشان، آزرده و مأیوس نگشته است.
آیا از جمعیت تقریباً دو میلیون نفری دانشجویان فعلی کشور فقط باید احساس درد در دانشجویان دانشگاههای امیرکبیر، علامه و صنعتی شریف باشد که ظرف دو سال گذشته بار مسئولیت همهی دانشجویان را به دوش بکشند و این همه سیاهی لشکر نظارهگر برخورد مراجع قضایی و کمیتهی انضباطی با دوستانشان باشند؟ آیا دانشجویان امروزی دانشگاههای ایران "مجید توکلی" و"احمد قصابان" را میشناسند و میدانند که اکنون ماههاست در زندان در بدترین شرایط روحی به سر میبرند؟
آیا فقط باید هزینهی سنگین جنبش دانشجویی که در طول تاریخ حیات خود حماسههای بزرگی همچون 16 آذر، 13 آبان و 18 تیر را خلق نموده است فقط برگردهی عدهی قلیلی سنگینی نماید و دیگران از ترس و وحشت آینده این چنین راکد و ساکت، دانشگاه را به دبیرستان شبانهروزی تبدیل نمایند؟
دانشجویان به آرمانهای خود که همان استقلال، انتقاد و عزت است تا چه اندازه پایبند هستند؟ دانشجویانی که به خاطر تعطیلی یک روزنامه (سلام) حماسهی عزتمند 18 تیر را آفریدند، چرا امروز در برابر مشکلات مردم هیچ تحرکی از خود نشان نمیدهند؟ دانشجویان که در چند دانشگاه سیاستهای اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی دولت فعلی را به چالش کشانیدهاند، آیا از مسئولان میپرسند که چرا با نفت100 دلاری، وضعیت معیشت مردم نه تنها بهبود نیافته بلکه سختتر نیز شده است، در حالی که دولت قبلی با نفت 15
دلاری توانسته بود تورم و گرانی را مهار نموده و مردم را قانع نگه دارد.
درست است که در شرایط فعلی گروههای دولتی و وابسته در دانشگاهها با حمایتهای مالی و معنوی بدون دغدغه و نگرانی از هر عمل قانونی و غیر قانونی، سعی در کشاندن کلیهی دانشجویان به مسیر دلخواه و ترسیم شدهی خودشان دارند اما در همهی ادوار چنین تشکیلاتی در دانشگاهها بوده و از سوی پردههای آهنین قدرت در خارج از دانشگاه حمایت میشدهاند، با این همه همیشه نتیجهای معکوس
داشته زیرا تودهی مردم و اکثریت دانشجویان از جنبشی در داخل دانشگاه حمایت مینمایند که نقاد حاکمیت باشد نه مداح آن. بنابراین با توجه به شرایط پیش آمده در دو سال اخیر که بیشتر مطبوعات مستقل و منتقد تعطیل شدهاند و احزاب نیز به علت عدم ارتباط صحیح و رودررو با طرفداران خود دچار رکود و رخوت شدهاند، جامعه نظارهگر دانشگاه و دانشجو است، اما نمیدانم چرا دانشجو و دانشگاه هم تماشاچی شده و به رسالت خویش که همان نقد و سؤالات مکرر از مسئولان و مقامات است ـ هر چند که بیپاسخ باشد ـ اعتنایی نمینمایند. شاید 16 آذر به یادشان بیندازد که دانشجو چه تعریفی دارد، کیست، چه کار باید بکند، مطالباتش به جز سلف، جزوه و سوئیت چیست، و شاید به یاد بیاورند نسل قبل از آنها موتور حرکت جامعه بوده و دانشگاه به فرمودهی حضرت امام مبدأ تحولات بوده است.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی چه وظایفی دارند؟
قسمت دوم
قانونگذاری حق طبیعی مجلس است ولی وظیفهی دوم نماینده نظارت میباشد. در نظام تفکیک قوا، قوهی مجریه با در دست داشتن بیشترین امکانات و وسایل و اختیارات همه جانبه، بخش بیشتر
قدرت زمامداری را در کشور به کار میبندد و به همین خاطر بروز هر گونه خطر ناشی از قدرت علیه حقوق و آزادی مردم رو به فزونی است و این فلسفهی تفکیک قوا مبتنی بر شکستن قدرت عمومی و توزیع آن بین عوامل متعددی است تا در این راستا از بروز هر گونه استبداد و خود محوری جلوگیری به عمل آید و در مقابل، آزادیهای مردم تضمین گردد و نظام تحت مراقبت قرار گیرد و با این وسیله امنیت و آسایش و آزادی مردم تا حدود زیادی تأمین و تضمین گردد. لذا اصول قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی در روابط قوا تمایل به نظام پارلمانی است و ضمن این که زمینههای همکاری را فراهم میکند، اقتدار و نفوذ قوهی مقننه بر قوهی مجریه را به نحو چشمگیری روشن و معین مینماید، یعنی این که رییس جمهور، منتخب مردم است که در این راستا مجلس هیچ گونه نقشی در تعیین و انتخاب رییس جمهور ندارد ولی هیأت وزیران با پیشنهاد رییس جمهور و رأی اعتماد مجلس رسمیت پیدا میکند و مجلس شورای اسلامی میبایستی نظارت بر قوه مجریهی کشور داشته باشد تا این که افراط و تفریط در دستگاه هیأت حاکمه ایجاد نشود و مردم از آزادیهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی بهرهمند باشند.
هشدار جدی به اصلاح طلبان
انسانهای توانا و موفق، هنر استفاده از فرصتها را دارند و تهدید را به فرصت تبدیل میکنند. در حوزهی سیاسی ایران فرصتهای زیادی برای دمکراتیزه کردن ساختار سیاسی و توسعهی همه جانبه کشور به عمل آمده است ولی به
دلیل کم تجربگی سیاستمداران و گاه اهمال فعالان سیاسی این فرصتها یا به تهدید تبدیل شدهاند یا این که بلااستفاده ماندهاند.
دوم خرداد فرصت خوبی برای دمکراسی خواهان و روشنفکران بود ولی به دلیل ضعف درونی و تشکیلاتی جبههی دوم خرداد به توفیقات قابل انتظار دست نیافت. دوم خرداد پدیدهی ناگهانی بود و اصلاح طلبان تجربهی کافی و نیروی انسانی زبده جهت بهره برداری از آن را نداشتند.
اما اینک اصلاح طلبان در طی 10 سال گذشته با تجربه شده اند و به مقدار کافی نیروی انسانی برای پیشبرد اصلاحات تربیت نمودهاند. باید با انسجام تشکیلاتی و گسترش دایرهی اصلاحطلبی درصدد استفاده از فرصت طلایی به وجود آمده ناشی از عملکرد دولت نهم و مجلس هفتم باشند تا در فرصت کمتر و با اندک هزینه، اصلاحات را پیش ببرند. در شرایط فعلی، عملکرد دولت نهم و مجلس هفتم که در اختیار اصولگرایان هستند باعث افزایش شدید تورم، رشد نقدینگی، کاهش سرمایه گذاری، افزایش انتقال سرمایههای ملی به خارج از کشور، واردات بیرویهی کالاهای مصرفی، ورشکستگی صنایع داخلی، تعطیلی مطبوعات، فیلتر شدن سیاستهای اینترنتی، افزایش فقر، رشد بیکاری، انزوای بین المللی، کاهش صادرات غیر نفتی، تیرگی روابط خارجی با اتحادیهی اروپا، تعطیلی بسیاری از نهادهای مردمی مستقل از دولت و دهها مشکل دیگر شده است، به طوری که تمام طبقات اجتماعی ایران از قبیل کارگران، معلمان، کشاورزان، بازاریان، پزشکان، مهندسان، دانشجویان، و همهی ملت متضرر شدهاند. بحرانهای به وجود آمده اگر چه دردناک هستند زیرا باعث عقبماندگی کشور میشوند و هر ایرانی وطنخواه را میرنجاند، اما یک فرصت طلایی برای پیشبرد دمکراسی در ایران است که نیروهای اصلاح طلب و ملیگرا، خواهان تحقق آن هستند. مردم به خوبی تجربه کردهاند رد صلاحیتها، انحصارات سیاسی و انفعال روشنفکران باعث به وجود آمدن دولت و مجلس ناکارآمد شده است، از این رو مردم حداقل در دو انتخابات آینده ـ یعنی انتخابات مجلس هشتم و دولت دهم ـ به پای صندوقهای رأی خواهند رفت و به نیروهای توانا، نوآور و متخصص رأی خواهند داد. اگر اصلاحطلبان با سازماندهی نیروها و معرفی برنامه های جدید و عملی با چهرههای جدید وارد عرصهی انتخابات شوند، برنده خواهند بود، اما باید به انتظارات و خواستههای مردم جامهی عمل بپوشانند و در آینده پس از کسب قدرت، اصلاحات عملی در قوانین و مقررات به عمل آورند تا عملاً شاخصهای زندگی مردم مثل رفاه اجتماعی ارتقاء یابد. اصلاحطلبان باید با نیروهای ملی گرا و تشکلهای ملی مذهبی نیز ائتلاف کنند و پیوند مستحکمی با جنبشهای کارگری، دانشجویی، زنان، معلمان و بازاریان برقرار نمایند. نیروهای اصلاحطلب برای ارتباط با بدنهی جامعه باید به اقصی نقاط کشور سفر کنند و با مردم به گفت و گو بنشینند. نارضایتی در تمام طبقات اجتماعی بسیار بالاست و این مسئله، زمینه را برای تحولات سیاسی به منظور تحکیم پایههای دموکراسی و حقوق بشر تقویت مینماید. باید به اصلاحطلبان هشدار جدی داد تا از تفرقه دوری کنند و با برنامههای عملی و عقلانی حرکت نمایند. چنان چه اصلاحطلبان نیز رویههای اصولگرایان را تکرار نمایند بحرانهای سیاسی و اجتماعی افزایش خواهد یافت و زمینهی دخالت بیگانگان را فراهم خواهد نمود. اصلاح طلبان با ایرانیان مقیم خارج از کشور نیز در ارتباط باشند و در تمام زمینههای سیاسی، رفاهی، آموزشی، ساختار اداری و ... برنامه ارائه دهند تا پس از رسیدن به قدرت، برنامههای خود را اجرا کنند و کشور را از بحرانهای اقتصادی، اجتماعی، بینالمللی و فرهنگی نجات دهند. نجات کشور از بحرانها، اولویت اول اصلاحطلبان است.
حوزهی عمومی و حوزهی خصوصی از نگاه اهل قدرت
دوشنبهی هفته گذشته، دانشجویان دانشگاه آزاد بوشهر منتظر نشستی با "افراشته" استاندار بوشهر بودند. مثل تمامی جلسات، اصل دیرین اتلاف وقت و تأخیر رعایت شد و دانشجویان دو ساعت و نیم در انتظار استاندار به سر بردند تا ایشان بالاخره تشریف فرما شود!! وضعیت بسیار ضعیف استاندار در دولت نهم اسفبار است، آنگونه که نمایندهی مجلس به جای وی استانداری میکند و عزل و نصبها در اختیار اوست و حتی نزدیک بود خودِ استاندار نیز برکنار شود. جلسهی پرسش و پاسخ نه شفاهی بلکه کتبی شکل گرفت تا نوشتهها نیز کنترل گردد و کلامی از واقعیت طرح نشود. پرسشها اما مرا راحت نمیگذاشت. عرف جلسه را شکستم تا شفاهی و پشت تریبون به طرح پرسش بپردازم. در میانهی رسیدن به تریبون بودم که استاندار خطاب به من گفت: سؤال خصوصی نپرسید!
این خواستهی استاندار بسیار عجیب بود چرا که پرسش من در مورد پوشش او و یا زندگی شخصیاش نبود بلکه سؤالم در حوزهی عمومی و راجع به مسایل و مشکلاتی بود که استان درگیر آن است اما او به گونهای مرا مورد خطاب قرار داد که انگار قصد کنکاش در حوزهی خصوصیاش را دارم!
واقعیت این است که در جوامع اینگونه، زندگی خصوصی و حوزهی خصوصی شهروندان برای اهل قدرت، حوزهی عمومی است و آنها با دلیل و بدون دلیل به کنکاش در آن میپردازند اما برای شهروندان مشخص شد که حوزهی عمومی نیز حوزهی خصوصی اهل قدرت است و کسی پرسشی را در این خصوص نباید مطرح کند!!!
در بین سخنان من، استاندار بوشهر خندید که البته ریشه در اضطرابی دارد که با آن درگیر است. وقتی سؤالام را پرسیدم او خندید!! سؤال خصوصی من ـ البته خصوصی به زعم ایشان ـ عزل زینبی و چهار مدیر ارشد استان بود!
در ضمن پس از تأکید افراشته مبنی بر این که "سؤال خصوصی نپرسید" در پاسخ وی شعری خواندم که حسن ختام نوشتارم است:
از یکی پرسیدم / ره اندیشه کجاست/ گفت از کدامین شهری / گفتم از شهرِ ببینید و نپرسید/ گفت عافیت در این است/ که ندانی ره اندیشه کجاست!
و من در بین خندهی افراشته، شعری به یادم آمد که:
حرفی نزن / چشم / چیزی نگو/ چشم / چشم نگو/ چشم!
آن سوی اعتراض
تا حالا به علل، دلایل و عوامل اعتراض تماشاگر به داور، مربی و بازیکن فکر کردهاید و پی بردهاید که چون جو ورزشگاه به هم میخورد، تماشاچی را
"تماشاگرنما" نامیده، گناه را گردن این واژه ی من در آوردی میاندازند؟ در یک بررسی کارشناسانه در تهران که بحث تماشاچی به میان آمد تا در مورد آن سر مقاله ی نشریهای رقم بخورد، خیلیها به این نکات که فرهنگ سازی نشده، ضعف داوری موجب این اعتراض ها شده، عدهای تماشاگر نما این مسائل را به وجود می آورند و… اشاره شد. اما در همان جلسه، من به عوامل دیگری اشاره کردم و متذکر شدم که به نوعی تماشاگر، معضلات اجتماعی را با خود به ورزشگاه میآورد. وقتی کسی با خانوادهاش مشکل دارد، زمانی که چک برگشتی سراغ کسی آمده، کارگری که از شرکتی یا ادارهای چهار تا شش ماه است حقوق نگرفته و میبیند مسئولش از نظر خورد و خوراک که هیچ بلکه مرتب گوشی موبایل عوض میکند، قبضهای موبایل، آب و تلفن به سراغش آمده و شب در خواب تا صبح دنبال تربچه نقلی و گوجه فرنگی دویده و پول دانشگاه آزاد کلافهاش کرده و هر کس از این تماشاگران به نوعی با این مسائل و مسائل دیگران درگیری و گرفتاری دارد و مرتب با این مسائل کلنجار میرود و با این روحیات از منزل خارج شده و همهی این درگیریها را با خود به ورزشگاه میآورد، دیگر تحمل ضعف داوری را ندارد. نمیتواند شاهد گل خوردن تیمش باشد. تحمل کم فروشی بازیکنی که بیشتر پول میگیرد و کمتر تلاش میکند را ندارد. از ضعف مربی، مدیر، مسئول هیأت و سرپرست تیم نمیتواند بگذرد و با کولهباری از گرفتاریها و ناراحتیها که با خود به ورزشگاه می آورد، طغیان نموده و خود را با اعتراض به داور تخلیه میکند. در صورتی که تنها تماشاگر نما نیست که طغیان میکند، تنها داور نیست که مسبب این اعتراضهاست، بلکه عوامل دیگری که تماشاگر نمیتواند با آنها برخورد کند زمینهی این مسائل را فراهم میآورد. در جام جهانی و تیم ملی خیلیها به علی دایی گیر دادند، در صورتی که بعد از دیدار با پرتغال در "خبر ورزشی" نوشتم دایی مقصر نیست چرا که اگر هر کسی جای دایی بود دلش میخواست در تیم ملی بازی کند و این مربی است که نباید از او بازی بگیرد. در مرحلهی بعدی "برانکو" مقصر نبود، چرا که این رییس فدراسیون بود که از این مربی ضعیف و حرف گوش کن استفاده میکرد و حالا این تماشاگران بوشهری که در مسابقات اخیر ابتدا به داور اعتراض میکنند و چون مسابقه تمام شد جلو هیأت فوتبال تجمع میکنند و بر علیه نعیم سعداوی شعار میدهند دلایلی پیش از این مسابقات را باید بررسی کرد. آنها سالها با گرما، بیبرقی، بیآبی و محرومیت بزرگ شدهاند، سالها سیلندر گاز بر دوش گذاشتهاند و سالهای متمادی در سرمای استخوان سوز بوشهر در صف نفت لرزیدهاند، در حالی که در شمال و جنوب آنها هم نفت بوده و هم گاز، دوران پر مشقتی با این تیم با مدیریتهای مختلفی سپری کردهاند و با مرارت روزگار گذرانیدهاند، بنابراین چون نمیتوانند به مدیر عامل منطقه انرژی پارس دسترسی پیدا کنند و نمیتوانند از مدیر عامل شاهین پارس جنوبی و رفقای قدیمیاش که بعضی از آنها سالهاست سکان فوتبال بوشهر را در دست دارند، به جایی شکوه کنند و نمیدانند که سعداوی را این حضرات انتخاب کردهاند یا از بالا تحمیل شده و با آن مسائل اجتماعی ـ که در بالا ذکرش رفت ـ به ورزشگاه آمده و در خانهشان شکست را چشیدهاند، پس تلخی آن را نیز به کام سعداوی میچشانند، در حالی که سعداوی چکیدهای از یک مجموعه در قالب مربی است و اگر هر کسی جای او بود دلش میخواست مربی شاهین باشد، پس کسانی که این مربی بدون کارنامهی مربیگری را انتصاب یا انتخاب کرده مقصرند نه او. حالا هم که گفته میشود سعداوی نه استعفا داده نه برکنار شده! کس دیگری نیز گفته است: او توافقی کنار رفته! در صورتی که سعداوی کنار برو نبود.او روزی رو در روی تماشاچی ایستاد و روز دیگری گل برایشان پرتاب کرد! پس او به هر طریقی میخواست بماند، اما واقعیت این است که او با طغیان تماشاچی و سیل اعتراض آنها رفت، سیلی که فرش خانهی تمام مسئولین شاهین پارس جنوبی از مدیر عامل تا رییس و همهی رفقا را خیس کرد. بنابراین مجموعهی شاهین پارس جنوبی، هیأت رییسهی امروز و رفقای دیروز آن روی اعتراض تماشاگران بررسی کنند، ببینند چند درصد در یورش تماشاگران به سعداوی مقصرند! در پایان مسابقات با مربی و بازیکن با قرارداد یکساله و میلیاردها ریال خرج و این نتایج و تماشاگر معترض، به کارنامهی خود چه نمرهای میدهید و آیا اعتراض تماشاگران به عملکرد سعداوی، اعتراض به دست پخت شما نبوده؟
نشست ورزشی نویسان بوشهری با مهندس دمشقی مدیر عامل شاهین پارس جنوبی بوشهر
پیش آغاز: جلسه مطبوعاتی بین مدیر عامل شاهین جنوبی بوشهر و تعدادی از ورزشی نویسان در مورخه 15 آذرماه 86 برگزار گردید. این نشست در ساختمان پارس جنوبی، خیابان مدرس بوشهر برگزار شد.
جلسه از ساعت 30/12 ظهر الی 30/15 به درازا کشید.
خبرنگاران به خاطر نخوردن نهار دستهجمعی روزه گرفتند تا لااقل شرمنده معدههایشان نشوند! شاید هم بی پولی پارس جنوبی و یا نتیجه نگرفتن در لیگ باعث گردیده که فعلاً اصراف نکنند، در حالی که قبل از جلسه مطبوعاتی بازیکنان این تیم در حال گرفتن پولهای قرارداد خود بودند!
در این نشست مهندس "دمشقی" سخنانی در راستای کنار گذاشتن سعداوی تا آوردن سرمربی جدید گفت که پیش روی شماست.
دوستان سعداوی پیشنهاد دادند
نعیم سعداوی بازیکن اسبق پرسپولیس تهران و تیم ملی ایران بود. من حتی از نزدیک وی را ندیده بودم. دوستان پیشنهاد دادند و بین سیزده گزینه انتخاب شد. چند اردو در ارومیه و کرج داشتیم و بازیهای تدارکاتی برگزار کردیم. ما برای تیم کوتاهی نکردیم. هر چه خواستند در اختیارشان قرار دادیم ولی متأسفانه نتوانستیم نتایج خوبی بگیریم. در این تیم بیش از تیمهای لیگ برتری هزینه شده به همین دلیل سطح توقع از تیم بالا رفته است.
سعداوی جوانی کرد
بعد از شکست مقابل کوثر تهران جلسات گرفته شد و شخص سعداوی پیشنهاد داد که شوک وارد تیم کنیم و وی از تیم جدا شود. این یک امر طبیعی است. اگر تیمی که نتیجه نگیرد قطعاً باید در کادر فنی تیم تغییراتی داد. توافقاتی با آقای سعداوی صورت گرفته که فعلاً در تمرینات حضور پیدا نکند. این نظر مساعد مدیر عامل پارس جنوبی دکتر رضوی است. من فکر میکنم در بعضی از مسائل سعداوی، جوانی کرد. مربی باید روانشناس خوبی باشد نه بدبین!
امید ما لیگ برتر است
برای جایگزینی سعداوی، اولویت با سه گزینه است: 1ـ حسین فرکی 2ـ نصرت ایراندوست 3ـ فرهاد کاظمی. ما به دنبال مربیانی هستیم که مشکل قرار داد نداشته باشند. تیم ما تیم خوبی است. اسکلت بندی تیم خوب بسته شده است. یک مربی با تجربه میتواند تیم را به شرایط مطلوب بازگرداند. امید اولیهی ما لیگ برتر است، اما اگر چهارم هم بشویم برای سال اول خوب است.
گزی مدیر اجرایی شاهین پارس است
فوتبال، تمام وقت اداری و زندگی ما را گرفته است. بر همین اساس تصمیم گرفتیم که آقای گزی را به عنوان مدیر اجرایی تیم بزرگسالان منصوب نماییم. حکم وی نیز به زودی صادر میشود. با حضور آقای گزی که فوتبالی هستند بیشتر مسائل تیم حل میشود و بنده نیز به دیگر کارهایم در دفتر پارس جنوبی در بوشهر میرسم. برای تیمهای پایه و مدارس فوتبال نیز مدیری مشخص خواهیم کرد.
مطبوعات استان حمایت کنند
مطبوعات محلی استان ـ خصوصاً بخش ورزش آنها ـ تیم شاهین پارس جنوبی بوشهر را مورد حمایت خودشان قرار دهند تا انشاءا… بازیکنان غیرتمند شاهین هم روحیه بگیرند و با بازیهای زیبا و تماشاگر پسند خود جواب محبت آنها را بدهند. مطبوعاتیها میتوانند با راهنماییهای خوبشان در پیشبرد اهداف باشگاه شاهین پارس نقش ارزشمندی داشته باشند.
مژگان جمالی نائب رییس هیأت بدمینتون استان بوشهر:
تنها تیمی که با بضاعت خودش
در لیگ برتر بازی میکند، تیم بوشهر است
نشان : مژگان جمالی ـ 37 ساله ـ دیپلم ـ متولد بوشهر (محله سنگی)
مدیر بدمینتون مؤسسه فرهنگی ورزشی لیان استان بوشهر و نائب رییس بدمینتون استان بوشهر
در چه مسابقاتی حضور داشتهاید و به چه مقامهایی دست پیدا کردهاید؟
ـ مسابقات قهرمان کشوری جوانان که در کردستان برگزار گردید و در رده انفرادی به مقام اول کشور رسیدیم.
بازیکنانی در حد تیم ملی هم در استان داریم؟
ـ بله، پروانه محبوب در رده سنی جوانان که چهار مرحله به اردوی تیم ملی دعوت شده است.
تاکنون در سال 86 چه قدر هزینه کردهاید؟
ـ برای دور رفت که در تهران بازی داشتهایم مبلغ یک میلیون تومان هزینه کردهایم.
به غیر از باشگاه لیان از جای دیگر کمک مالی گرفتهاید؟
ـ بله، سال قبل از اداره نوسازی مدارس کمک گرفتیم، شرکت نفت و پتروشیمی خارگ نیز مبلغی کمک کردهاند و از کمکهای مردمی نیز استفاده میکنیم.
جایگاه بدمینتون استان در کشور چگونه است؟
ـ در المپیاد که به صورت منتخب امسال برگزار شد بین 26 تیم توانستیم مقام پنجم را به دست بیاوریم.
چه زمانی این ورزش به جایگاه بالایی در کشور دست پیدا خواهد کرد؟
ـ اگر حمایتهای مالی بیشتر شود میتوانیم به جایگاه بالاتری دست پیدا کنیم. نسبت به اوائل خیلی پیشرفت داشتهایم ولی اگر این گونه کند و بطئی حمایت مالی شویم قطعاً در همین مکان باقی خواهیم ماند.
از مسئولین استان چه انتظاری دارید؟
ـ با توجه به این که این ورزش، ورزشی انفرادی است و ما در کشور به جایگاهی دست پیدا کردهایم، نگاه مسئولین ورزش استان به بدمینتون نگاه بسیار خوبیست ـ هم برای آقایان و هم بانوان ـ اما باید توجهای ویژهای برای هر چه شکوفاتر شدن این رشته داشته باشند.
امکانات مورد نظر در رشتهی بدمینتون در استان رضایت بخش بوده است؟
ـ خیر، از روزی که ما به این ورزش آمدهایم یک سالن اختصاصی داشتهایم که کشتی گیران هم آمدند و در آن محل تمرین میکنند. فضای فعلی سالن برای بدمینتون فضای خوبی نیست. قرار بر این بوده که برای کشتی مکانی احداث کنند ولی هنوز آنها صاحب مکانی نشدهاند به همین دلیل مجبوریم بسازیم تا آینده ببینیم چه میشود.
چه راهکاری دارید تا ورزش بدمینتون در سطح کشور ارتقاء پیدا کند؟
ـ ورزش بدمینتون باید همگانی شود. من خودم به شورای شهر بوشهر پیشنهاد داده بودم که در پارکهای شغاب و مادر و کودک فضایی به ما اختصاص بدهند تا این ورزش فراگیر شود و خانوادههایی که به پارک مراجعه میکنند بتوانند ورزش بدمینتون را انجام دهند و همین حرکت باعث میگردد که نوجوانان به سمت بدمینتون گرایش پیدا کنند.
آیا مدارس به ورزش بدمینتون اهمیت میدهند؟
ـ بله، ولی باید آموزش و پرورش و تربیت بدنی با هماهنگی هیأت بدمینتون استان این ورزش را به صورت حرفهای دنبال نمایند و استعدادهایی که در مدارس کشف میشوند به صورت تیم در آورده و الفبای این ورزشی به آنها آموخته شود تا بدمینتون به یک خود باوری دست پیدا کند.
ـ چه انتظاری از بخش ورزشی مطبوعات محلی استان دارید؟
ـ مطبوعات محلی که سفت و سخت چسبیدهاند به فوتبال شاهین پارس جنوبی! من فکر میکنم اگر توجه خاصی به دیگر رشتههای ورزشی استان داشته باشند، قطعاً ورزش استان به جایگاه وسیعتری دست پیدا خواهد کرد. رشتههای ورزشی از مطبوعات محلی استان انتظار دارند که مقامهای آنها نیز بازتاب خبری داده شود. تیم ما در لیگ برتر کشور حضور دارد ولی تاکنون خبری در این زمینه به چاپ نرسیده است.
نمایندهی استان در لیگ برتر کشور، بازیکن غیر بومی هم دارد؟
ـ خیر، ما بودجهی کافی برای گرفتن بازیکن غیر بومی نداریم. الان تیم فولاد مبارکه اصفهان، بازیکن خارجی دارد و ماهیانه 500 هزار دلار پرداخت میکند. تنها تیمی که با بضاعت خودش در لیگ برتر بازی میکند بوشهر است که یک تیم کاملاً بومی دارد و با تمام وجود مقابل حریفان بازی میکند.
در پایان اگر صحبت خاصی دارید بفرمایید؟
ـ جا دارد تشکری کنم از مسئولین باشگاه لیان استان بوشهر که با حمایتهایشان باعث گردیدهاند بدمینتون استان به جایگاه خوبی در کشور دست پیدا کند. از شما خبرنگار هفتهنامه وزین نصیر بوشهر نیز سپاسگزارم که یادی از ورزش بدمینتون استان کردید و امیدوارم دیگر مطبوعات محلی استان نیز از شما پیروی کرده و به سراغ این رشتهی ورزشی بیایند.
نمره ی نعیم 20 بود!!!
شمارهی پیراهن "نعیم" در زمانی بازیگریاش 2 بود، از چهار بازی برای شاهین پارس جنوبی بوشهر 2 امتیاز کسب کرد، زمانی که در پرسپولیس دو پینگ کرد 2 سال از حضور در میادین محروم شد و روزی که جهت گزینش خدمت آقایان رسید نیز پیراهنش 2 جیب داشت، همه ی این ها علاقه ی نعیم به 2 را نشان میدهد!
روزی که از مهندس "دمشقی" در خانهی مطبوعاتپرسیدم: تا هفتهی چندم از "نعیم" حمایت میکنید؟ ابرویی بالا انداخت و با لبخند پاسخ داد: ما از ایشان حمایت کامل میکنیم!!!
…بگذریم؛ فصل، فصل خوبی است و سرما بیشتر شده و کمی سوزناکتر. کاش در این فصل سرما جهت گزینش مربیان اقدام مینمودیم که لااقل پیراهن آستین کوتاه و یقهی باز آنها بهانهای برای دگماتیستهای گزینشگرِ ما نباشد.
دوستان؛ نمرهی نعیم از دید طرفداران چیزی بیش از صفری بزرگ نبود و ما به خاطر علاقه ی ایشان به عدد 2، صفر کله گندهای جلو 2 ایشان میگذاریم تا در نهایت 20 نمره ی نهایی نعیم و آورندگانش باشد!!! آری، نعیم رفت و نعیم آورندگان ماندند و تیم شاهین پارس جنوبی بوشهر! باید دید مربی آینده با چه معیاری مشخص میشود، پیراهن آستین بلند یا کوتاه؟!
گویا کارتلهای نفتی در مدیریت هیچ کارهاند. راستی… آن آکادمی کذایی فوتبال با مدرسانی از آژاکس و میلان و … که قول داده بودند چه شد؟
باید با جوان گرایی ارزش افزوده ای بیش از پیش در تیم محبوب مان داشته باشیم و بگوییم و بنویسیم که در اندیشهی مدیریت حرفهای با چنین هزینههای سنگین، حداقل چشممان را باز کنیم و ببینم "لوکابوناچیچ" مربی سپاهان اصفهان باکت و شلوار و کراوات در مسابقات حاضر میشود و شخصیتش ارزش و اعتباری برای سپاهان است و "علی دایی" را در مراسم قرعه کشی جام جهانی افریقا با لباس رسمی و کراوات دیدیم . آیا مدیر عامل و هیأت مدیرهی سپاهان و یا مسئولین ورزش ایران زیر سؤال رفتند؟! معیار و ملاک برای مربی تیم نه آستین کوتاه است و نه کت و کراوات!
جناب مهندس دمشقی؛ گر چه شما از تجربیات پیشکسوتان (حتی آنها که در هیأت مدیره بودند) استفاده نکردید ولی حضور "نعیم" و تجربه ی تلخ ایشان درس بزرگی برای مدیریت فعلی شماست.
همان طور که میدانید توفیق خدمتگذاری پایدار و مادامالعمر نیست و میتوانید در لباس مقدس خدمت با خاطرهای خوش اثری ماندگار در تاریخ ورزش بوشهر به جای بگذارید.
مردم، سهم خود را از "عدالت" گرفتند!
طی دو هفتهی اخیر بالاخره سهام عدالت بین اقشار کم در آمد یا همان مستمری بگیران کمیته امداد امام خمینی قسمت شد.
در یک صبح پاییزی به ساختمان مبارک رفتم. که افراد زیادی از زن و مرد، پیر، جوان رو به روی ساختمان جمع شده بودند و چهرههای آفتاب سوختهشان نشان از روستایی بودن اغلب آنها میداد که از اطراف برای گرفتن 40 هزار تومان مراجعه کرده بودند. بیشتر از همه توجهم به پیرزنها و پیرمردهای سپید مو و عصا به دست جلب شد که با آن وضعیت جسمیشان چگونه به بوشهر آمده بودند.
برخی روی لبه پیادهرو نشسته بودند. بعضی از آنها یک فرم صورتیرنگ در دست داشتند و فرزندان آنها ایستاده و
گوش به صدا که نامشان را صدا بزنند و برای گرفتن فرم درخواست سهام برای بانک زودتر اقدام کنند. خیلیها هم روی پلهها ایستاده و منتظر باز شدن در ساختمان بودند که فرم صورتی رنگ را به مأموران بدهند. در همین حین از یک زن در حدود 50 ساله با چهرهی درهم سؤال کردم: اینجا چه کار میکنید؟
گفت: زیر پوشش کمیته امداد هستم. از هفته گذشته در حال آمد و رفت هستم. متأسفانه فرمی که باید تحویل بدهم را گم کردهام و نمیدانم چه کار باید کنم. یکی دیگر از خانمها که در کنارش ایستاده میگوید: از 8 صبح از چغادک آمدم. هفته گذشته به ما گفتند کسانی که بیسواد هستند باید 4 قطعه عکس، فتوکپی شناسنامه و کارت ملی بیاورند که امروز آمدم و این مدارک را با فرم تحویل دادم و منتظر فرم درخواست سهام هستم.
در ادامه یک پیرزن عصا به دست را دیدم که از پشت عینک ته استکانیاش میشد روزگار سختی را که پشت سر گذاشته دید.
ـ از کجا آمدید مادر؟
ـ از حسینکی
ـ کجاست؟
ـ اطراف برازجان
ـ برای چه آمدید؟
صدایم را نشنید. دوباره تکرار کردم. او گفت: برای سهام عدالت آمدم.
ـ الان منتظر چه هستید؟
ـ فرم تحویل دادیم منتظر یک برگ هستم که به ما بدهند برویم بانک پول بگیریم.
ـ از گرفتن سهام عدالت راضی هستید؟
ـ خدا را شکر، خدا خیرشان بدهد، خیلی خوب است!
ـ از خانوادهی شما چند نفر سهام میگیرند؟
ـ 4 یا 5 نفر!
نگاهم را به اطراف میچرخاندم که چشمم به یک پیرمرد. جلو رفتم و از او سؤال کردم: ـ از کجا اومدید پدر!
ـ از احمدی.
ـ از سهام عدالت راضی هستید؟
ـ راضی به رضای خدا هستیم. هر چه خدا بخواهد و این به برکت خون شهداست و مدیون آنها هستیم.
رضایت به وضوح در چهرهی سالخوردگان دیده میشد گرچه نمیتوان حرکت مأمورین پلیس را فراموش کرد که به علت شلوغی هفته گذشته با هُل دادن و پرت کردن چند پیرمرد از بالای پلههای ورودی صحنههای تلخی را در اذهان مردم ثبت کردند، اما امید تنها بهانه ی زندگی این افراد سالخورده بود، چون راضی بودند به رضای خدا!
اتصال ریلی بندر بوشهر به منطقه ویژه اقتصادی آغاز خواهد شد
مدیر کل بنادر و کشتیرانی استان بوشهر در جمع خبرنگاران گفت: اتصال ریلی بندر بوشهر به منطقه ویژه اقتصادی شروع شده است که هر دو گزینه اتصال ریلی و جادهای بررسی میشود و تا پایان برنامه چهارم توسعه باید دسترسی بندر به پس کرانه و به جاده ورودی شهر توسعه داده شود.
راستاد افزود: با احداث این جاده جدید و ریلی، مزاحمت و ترافیکی که برای فعالیتهای درون شهر ایجاد میشود مرتفع خواهد شد. وی در ادامه به مهمترین پروژههای در دست اجرا در بنادر استان اشاره کرد و اظهار داشت: طرح توسعه بندر بوشهر شامل چند بخش است که از اردیبهشت سال 84 عملیات اجرایی آن شروع شده که احداث یک اسکله به طول 388 متر، اطاله موج شکن و استحصال 12 هکتار محوطه و لایروبی کانال دسترسی به بندر بوشهر در این طرح میباشد.
وی ا