خانه از پای بست ویران است ...
بعد از عدم توفیق ائتلاف اصلاح طلبان دولتی در شهرستانهای گناوه و دشتی ، مطلع شدیم سومین جلسه حضرات رأس ساعت 15 امروز شنبه مورخ 8/10/1386 در دیلم و در منزل آقای احمد بحریه برگزار گردید.
در این جلسه که با هماهنگی قبلی و دعوت از اکثر اصلاح طلبان شهرستان دیلم برنامه ریزی شده بود چهرهای شاخص آن جناح از جمله دکتر عباس لیراوی ، کرامت اله طاهری ، ماشالله درویشی و ... غایب بودند.
شنیده می شود آقایان شکوهی ، شجاعی ، محمدی باغملایی و عیسی کمالی از بوشهر طبق معمول جلسات قبل در آن نشست شرکت داشتند و موضوع اتحاد و انسجام نیروهای اصلاح طلب و پرهیز از تفرقه و چند دستگی را ضروری و اساسی دانستند حال آنکه باعث و بانی تفرقه در اردوگاه جناح اصلاحات استان همین بی توجه ای به نیروهای شهرستانها و حتی طیف زیادی از اصلاح طلبان مردمی می باشد.
بسیاری از حاضران در نشست دیلم نسبت به انتخابات مرکز بدون هماهنگی با شهرستانها و مخصوصاً انتخاب عمادی ... بعنوان رابط پایتخت سخت معترض بوده و بیان داشتند اگر قرار است شهرستانها فقط برای سیاهی لشکر در نظر گرفته شوند پس روی نیروهای شهرستانی هیچ حسابی باز نشود.
لازم بتوضیح است به جزء چند چهره فرهنگی و کارمند از جمله آقایان عباس امید ، مصطفی قائدی ، علی کرمی و عبدالله خلیفه ، بقیه حضار از صنف بازاریان و ملوانان بودند که در مجموع بعد از بحث و تبادل نظر آقای احمد بحریه بعنوان رئیس ، مصطفی قائدی سخنگو و عباس امید دبیر ائتلاف اصلاح طلبان دولتی برگزیده شدند.
در خصوص کاندید مورد نظر ائتلاف ، برنامه بدین صورت تنظیم گردید که در آینده فرد اصلح از بین کاندیدهای تأیید صلاحیت شده توسط شورای نگهبان انتخاب و اعلام گردد.
بعد از پایان نشست دیلم ، اعضای ائتلاف مرکز ، عازم گناوه شدند تا جلسه بعدی را مجدداً در آن شهر برگزار نمایند که گزارش تکمیلی به استحضار خوانندگان گرامی می رسد%%%
منبع : وبلاگ سبخی
نشست ستاد اصلاح طلبان پیشرو (دولتی ) درگناوه این بار با افراد ناشناس
ما کاندیدا معرفی میکنیم حتی یک رای بیاورد
خبرنکار نصیر بوشهر در گناوه :
1- این ستاد که در نشست اولیه اشان در گناوه با عدم موفقیت روبرو شده بود . این بار با حذف اصلاح طلبان نشست خود را در منزل اکبر مولایی مسئول ستاد معین برکزار کردند. ابتدای نشست 10 الی 15 نفر از اصلاح طلبان گناوه حضور داشتند بعد از دقایقی ندا امد . تعداد 25 الی 30 نفر که در یایین نشسته وارد شوندو مثل موج وارد اتاق شدند . همه وارد شدگان برای حاضرین ناشناس بودند و اکثرا انان را نمی شناختند الا میزبان
2-بعضی از کسانی که اورده بودند به هم می گفتند جه خبر است؟ اینجا برای جه امد ه ایم؟ و با یکدیکر مزاح می کردند . کاش محمدی باغ ملایی فیلم کرفته شده بجه ها را نشان میداد!!
3-افراد اورده شده در جلسه . برای رای دادن به جهره های خاصی بود و 4 نفر از منتخبین از جانب همین هجوم بجه ها بود.
4-دریانورد از اصلاح طلبان گناوه گفت :تکلیف ما با شما چیست؟ عد ه ای از دوستان اصلاح طلب ما در کاکی جلسه داشتند . شما جه کاره اید!! تکلیف ما با شما چیست!
5-شکوهی به دروغ اظهار داشت: اقای خاتمی هم نتوانسته انها را با ما همراه کند وما کاری به انها نداریم اگر 100 گروه اصلاح طلب هم تشکیل شود ما کاری نداریم . ما کاندیدا معرفی می کنیم حتی یک رای بیاورد.
6-یکی ازمنتخبین در جلسه حضور نداشت . اصلا در دوبی بوده و از کاندیداتوری خبر ندارد ولی با همت همین بجه ها بعد از میزبان دومین رای را اورد.
7-شکوهی علیه نصیر بوشهر مطالبی را بیان کرد.
8- حضار. به غیر از بجه ها اکثرا از طرفداران معین در گناوه بودند ودر این دوره از انتخابات از یونس خسروانی حمایت میکنند
ناکامی دیگر برای ستاد اصلاح طلبان پیشرو(دولتی) در خورموج
شنیده شده است سه نفر از اعضای ستاد اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) توسط یکی از کاندیداهای دشتی در خورموج و درگیری با تعدادی دیگراز اصلاح طلبان دشتی و نماینده اصلاح طلب دوره هفتم مجلس تشکیل جلسه داده اند.
شنیدنی ها حاکی است کمالی عضو ستاد اصلاح طلبان پیشرو(دولتی) . پورفاطمی نماینده مجلس را به جلسه دعوت می نماید و نماینده مجلس از نحوه تشکیل جلسه معترض شده و اظهار می دارد کسی که یک هفته برای پست و مقام در دفتر عطارزاده می خوابد نمی تواند تشکیل دهنده ستاد اصلاح طلبان باشد.
گفته می شود. ستاد اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) در هفته گذشته به علت عدم استقبال اصلاح طلبان نتوانست ستاد شهرستان دشتی را راه اندازی نماید.
شنیدنی ها حاکی است. ستاد مزبور با همکاری یکی از کاندیدهای طرفدار معین و با حضور طرفداران وی در غیاب همه اصلاح طلبان دشتی مبادرت به تشکیل جلسه نموده است .
همچنین شنیده شده در شهرستان دیر فقط 7 نفر در جلسه اصلاح طلبان پیشرو شرکت می کنند که از میان آنان 5 نفر را به عنوان ستاد اطلاح طلبان دیر معرفی می کنند.
قطعنامه اولین نشست اصلاحطلبان واقعی استان در کاکی
زندگی و کامیابی و ناکامیهای آن کوهی را میماند که با پستی و بلندیهایش تن به جولان رهنوردان سپرده است .چه بسیار از آنان که پای از پایه فراتر نمیگذارند یا در دامنه میمانند و یا از پرتگاهها فرو میغلتند. قلههای کامیابی و موفقیت را تنها بلند همتان زیر پا میگذارند، آنان که سوار بر توسن اراده، گوی پیشی از دیگران میربایند و پیش میتازند همانان که گرم نفسانِ تاریخ سازند.
آری، آنان پایههای سنگین تاریخ را بر شانههای همت خود استوار , و به پیش میرانند .آنان که معماران تاریخند و کاروان را تاریخ تا اوج شکوه و فرازمندی رساندهاند. انسانهای صاحب اندیشه و اراده که با همت و مجاهدت، یاورنوآوری و زمان شناس بودهاند.
فاتحان قلههای دانش و حکمت. پدیدآورندگان تحولهای بزرگ، معلمان اجتماعی بودهاند. بر همین اساس ما امضا کنندگان زیر که دغدغهی حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی و ادامهی راه و مشی امام را داریم با ترکیب اعضای ستادهای خاتمی و کروبی در سالها 76، 80 و 84 بیانیهی نشست خود را به عنوان منادیان جلوگیری از تفرقهی اصلاحطلبان به شرح زیر اعلام می داریم.
1ـ ما پایبندی خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی و قانون اساسی اعلام میداریم.
2ـ ما اسلامیت و جمهوریت نظام را مکمل همدیگر میدانیم و پایداری آن را در ادامه راه و مشی امام (ره) و عمل به قانون اساسی و قانونمداری میدانیم. لذا باید زمینهی حضور همه تفکرات متعهد به قانون اساسی در جریانهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فراهم گردد و دخالت در سرنوشت خویش حق مسلم مردم است.
3ـ صیانت و سلامت انتخابات دغدغهی جدی ماست و ما از مجاری مختلف که به هر نحو دخالت در اجرای انتخابات دارند. مصرانه میخواهیم زمینهی حضور همهی طیفهای فکری متعهد به قانون اساسی را ایجاد نمایند و از رد صلاحیت کاندیداها به ویژه در انتخابات هشتمین دورهی انتخابات مجلس به صورت غیر قانونی خودداری نمایند.
4ـ ما معتقدیم آفعالیت آزادانه مطبوعات در چارچوب قانون نه تنها مانع پیشرفت و وحدت ملی نیست بلکه به عنوان چشمان تیزبین مردم بهترین وسیلهی انتقال نظریات مردم به حاکمیت میباشند.
5ـ ما معتقدیم دانشجویان و دانشگاهیان، نخبگان و برگزیدگان این ملت می باشند .لذا باید زمینهای فراهم شود تا بتوانند آزادانه نظریاتشان را مطرح نمایند و فعالیت سیاسی اجتماعی داشته باشند. برخورد با این قشر را برخورد با نخبگان جامعه دانسته و زمینه فرار مغزها را فراهم مینماید.
6ـ ما نگرانی خود را از نحوهی تشکیل حزب اعتماد ملی در استان بوشهر اعلام می داریم و مصرانه و عاجلانه از آقای کروبی میخواهیم نسبت به اصلاح این تشکل در استان اقدام نمایند .
7ـ همچنین ما نگرانی خود را نسبت به نحوهی تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان استان و اصلاحطلبان مردمی که با اعلامیههای جداگانه اعلام موجودیت کرده اند . اعلام میداریم و اعتقاد داریم هستهی اصلی ائتلاف استان با یک نام باید ترکیبی از نیروهای اصلاحطلب در مرکز استان و شهرستانهای تابع باشد.
اعضای ستادهای خاتمی درسال 76و80 وستادهای کروبی در سال84
نشست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر در گناوه پس از ۴ ساعت و نیم بحث و جدل با شکست مواجه شد . در این نشست که ۴ نفر از اعضای ستاد ائتلاف اصلاح طلبان(دولتی) استان بنام آقایان شکوهی / شجاعی / محمدی باغملائی /عیسی کمالی حضور داشتند مورد انتقاد شدید اصلاح طلبان گناوه ای قرار گرفتند . این دوستان که برای سرهم آوردن ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گناوه ای آمده بودند نتوانستند گناوه ایها را متقاعد نمایند که تن به تفکرات انحصارطلبی خودشان قرار دهند . این نشست که بدون هیچ نتیجه ای پایان یافت نهایتا مجبور شدند ۳ نفر را معیین نمایند که یکی از این ۳ نفر محمد حسن پور بود که تا قبل از ۱۵ دیماه با جمع بیشتری از اصلاح طلبان گناوه ای ستاد گناوه را تشکیل دهند .
بیشترین حجم انتقادات اصلاح طلبان گناوه ای به حضرات : چرا در جمع شما هیچ گونه فردی از سایر شهرستانها و مناطق دیده نمی شود ./ چرا بعضی از شماها نماینده یک یا چند حزب و گروه هستید / چرا بعضی از شما خود را از احزاب دور نگه می دارید / چرا کار به این مهمی را حاضرید با حداقل افراد اصلاح طلب شکل دهید / چرا شما سعی دارید کاندیداهای مورد نظر خودتان را دیکته کنید / بعضی از شماها دوره های قبل هم آمدید و کارتان را کردید و رفتید و نگاه به پشت سرتان نکردید / ووو...
گفته می شود در شهرستان دشتی نیز چلسه با چند نفر تشکیل گردیده و موفق نشدند ستادی تشکیل دهند وان را به فرصتی دیگر موکول کرده اند. همچنین شنیده شده در دیر فقط هفت نفر از دعوت شدگان حضور پیدا کرده اند و رای گیری صورت نگرفته و اکثر دعوت شدگان حضور پیدا نکرده اند.
شنیدنیها
نشست اصولگرایان شورای هماهنگی
شنیده شده است اعضای شورای سابق هماهنگی نیروهای انقلاب در هفته گذشته در مدرسه بشارتالعلوم تشکیل جلسه دادهاند گفته میشود در این جلسه به این نتیجه میرسند که مستقل از گروه 6+5 اصولگرایان در انتخابات شرکت نمایند و مستقلاً کاندیدا برای استان انتخاب کنند. شنیدنیها حاکی است برای هماهنگی و برنامهریزی جلسات 6 نفر مشخص شدند. آقایان علی نجفی، حسن صداقت، عبدالحمید دشتیفرد، نصرالله اسدی عضو شورای شهربوشهر، علی عاشوری رییس دانشگاه آزاد خورموج و محمد مرادی رییس مؤتلفه برازجان، مسئولیت برنامهریزی و هماهنگی جلسات را به عهده گرفتهاند گفته میشود. عبدالحسین زائری، آرمین، حمزه قائدی، اکبر دشتی، اسکندری رییس سابق آموزش و پرورش کاکی، سید عیسی جعفری، کوهی معاون آموزش و پرورش کاکی، حسین تیموری، حاج حسین محمدی و اسلامیان از جمله شرکت کنندگان در این نشست بودهاند.
عطارزاده مخالف میثاقنامه
شنیده شده است عطارزاده میثاقنامه اصولگرایان را امضاء نکرده است شنیدنیها حاکی است گروه 6+5 اصولگرایان که عطارزاده را برای پذیرش کاندیداتوری اصولگرایان دعوت کرده بود با عدم پذیرش میثاقنامه از طرف وی مواجه شد. شنیده میشود که عطارزاده اظهار داشته من مستقلاً وارد انتخابات میشوم و به نظر اصولگرایان تهران هم کاری ندارم. گفته میشود چنان چه کاندیدایی، میثاق نامه اصولگرایان را امضاء کند در صورت عدم انتخاب توسط گروه 6+5 باید از کاندیداتوری انصراف دهد.
انصراف دشتیزاده از کاندیداتوری مجلس
شنیده شده است احمد دشتیزاده که مدتها برای انتخابات مجلس رایزنی میکرد تصمیم گرفت در انتخابات دوره هشتم مجلس کاندیدا نشود. شنیدنیها حاکی است دشتیزاده حضور 5 کاندیدا از شهر گناوه و تقسیم رأی در شهرستان گناوه را علت انصراف خود از کاندیداتوری مجلس دانسته است.
حضور تبادار در بوشهر
شنیده شده است مهندس تبادار استاندار سابق بوشهر در هفته گذشته با حضور خود در شهر بوشهر و رایزنی با افراد و شخصیتها حضور خود را در انتخابات مجلس دوره هشتم قطعی کرد. گفته میشود وی در هفته آینده نیز با افراد و شخصیتهای مختلف سیاسی، اجتماعی و اقتصادی دیدار و گفتوگو خواهد کرد. شنیدنیها حاکی است حضور تبادار به صورت کاندیدا در انتخابات دوره هشتم فضای انتخابات برای دیگر کاندیدا سنگین کرده است.
بخشداری ساحلی دشتی
شنیده شده است مسئولین و مردم شهرستان دشتی برای این که بتوانند از ساحل دریای شهرستان استفاده بهینه نمایند قصد دارند بخشداری ساحلی دشتی را به تصویب برساند. شنیدنیها حاکی است. بندر لاور ساحلی با قدمت دیرینه، داشتن گمرک، شیلات، اسکله، بندر کشتیرانی ، موج شکن، نزدیکی به پناهگاه دریایی مطاف، نیروی انتظامی، چاههای نفتی، مخابرات و دکلهای تقویت کننده، صدا و سیما و... با استعدادها و پتانسیلهای بالقوه را جهت بخشداری ساحلی معرفی شده است. گفته میشود با تشکیل بخشداری ساحلی در لاور آرزوی دیرینه مردم دشتی و استفاده بهینه دسترسی آنان به دریا تحقق خواهد یافت.
آگهی صفحه اول فقط توسط مدیرکل ارشاد
شنیده شده است مسئول توزیع کننده آگهیها ثبتی در اداره کل ارشاد گفته است که آگهیهای ادارات و سازمانها برای صفحه اول فقط با دستور شفیعی مدیر کل ارشاد بین نشریات توزیع میشود. گفته میشود شفیعی مدیرکل ارشاد نیز ابتدا آگهیها را به نشریه خودش (دریای جنوب) داده و سپس تعداد اندکی را به دیگر نشریات میدهد. شنیدنیها حاکی است شفیعی مدیر کل، نصیر بوشهر را از چنین آگهیهای محروم کرده است. قابل ذکر است اصرار بر تجمیع آگهیها در اداره کل فرهنگ ارشاد استان بوشهر توسط شفیعی حربهای برای برخورد با نشریات منتقد خصوصاً نصیر بوشهر شده است.
جمعآوری دیشهای ماهواره در عالیشهر
شنیده شده است دیشهای ماهواره در عالیشهر بوشهر جمعآوری شده است.
چهل سوگ استاد علی دشتی نجار
چهل روز از فوت استاد علی دشتی نجار گذشت. به راستی که ما انسانها فراموش کاریم. مرحوم علی دشتی استادی بینظیر بود. زمانی چنان سینهای را درمسجدشیخ سعدون محلهی کوتی اداره میکرد که کمتر نوحهخوانی میتوانست آن را رهبری کند. مرحوم تکه کلامهایی در بین اشعار نوحه به زبان میآورد که دل هر آدمی را به حال و هوای کربلا میکشاند. صدای گرم و رسای وی در بلندگوهای بوقی مساجد آن زمان چنان طنین انداز میشد که اکوهای امروزی را به هیچ وجه نمیتوان با آن مقایسه کرد. نمیدانم آیا هنوز اهالی مسجد شیخسعدون آن سالهای به یاد ماندنی را به یاد دارند. آیا اهالی محلهی صلحآباد شمالی «مسجد امام رضا(ع)» صدای گرم مرحوم علی دشتی را به یاد دارند؟
حال آن استاد بزرگوار از بین ما رفته و فقط صدای او در گوش ما طنین انداز است. مردی که با آرامش کامل به میدان میآمد و فقط به عشق اهل بیت (ع) میخواند، امروز در بین ما نیست و چهل روز از فوت ایشان میگذرد.
انگار همین چند هفته قبل بود که در کنار هم ایستاده بودیم و داشتیم در مورد گذشته صحبت میکردیم، هنوز هم باورم نمیشود که استاد از بین ما رفته!! افسوس که آدمها میروند ولی ما خیلی زود آنها را به فراموشی میسپاریم… بیایید قبل از این که دشتیهای دیگری از دست دهیم برای آنها مراسم بزرگداشت برگزار کنیم و از تجربیات این عزیزان استفاده کنیم، تا بعدها افسوس نخوریم، که این فراموش کاری ضربه مهلکی به اساس و بنیان نوحهخوانی و نوحهسرایی در بندر بوشهر است، به راستی مگر در این شهر چند تا نوحه خوان و نوحه سرای قدیمی مانده است؟ مسئولین استان مرگ دشتی یک هشدار بود و …
آری استاد علی دشتی نوحه خوانی به تمام معنا بود. صدای سینهزنانی که در محلهی صلحآباد شمالی به دور وی حلقه میزدند هنوز در لابه لای کوچههای محل شنیده میشود. مرحوم دشتی را نه محلهی کوتی، شنبدی و صلحآباد بلکه تمام بوشهر از دست دادهاند. مراسم چهلمین روز در گذشت استاد علی دشتی نجار پیر نوحه خوانی بندر بوشهر را به جامعه هنر و مداحی و سپس به خانواده داغ دارش تسلیت عرض مینمایم. انشاا… شاگردانش راهش را ادامه
دستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
"انرژی هستهای
حق مسلم ماست"
سور و سات جشن رو به پا کنید همه با همه بگیم " انرژی هستهای حق مسلم ماست"
از خوشحالی تو پوست خودم نمیگنجم بعد از سالها انتظار مقامات کاخ کرملین 80 تن سوخت به صورت پلمپ
شده به نیروگاه بوشهر ارسال کردند!
یکی از آقایون هم به خبرگزاری رویترز گفته: حتی با ارسال سوخت هستهای از روسیه به بوشهر غنیسازی اورانیوم را متوقف نمیکنیم!
بماند…
گوش شیطون کَر اگر دوباره کسی تهدیدی، تحریمی، موشکی چیزی نفرسته تا یک سال دیگه نیروگاه بوشهر وارد مدار میشه. (توضیح: خدا میدونه این یک سال دیگه چند سال میگذره).
اما ....
آقای آدم خوبه هم تشریف بردند تلویزیون راجع به گرانی کلی صحبت کردند بعد هم گفتند ما رفتیم شورای همکاری خلیجفاس خوش و بش هم کردیم "گیرم آنها از خلیج عربی استفاده کردند مگر خلیج فارس عوض میشود!" در آخر صبحتهاشون همه رو حلال کرد!!!(توضیح: از این بابت خیالم راحت شد)
وزیر رفاه هم که انگار خیلی تو رفاهه وقتی بهش میگن آقا تخممرغ هم گرون شده میگه: مگه حالا همه تخممرغ خور شدن! خوشبختانه نیاز به جواب حاضری من و امثال من نبوده یکی از آقایون مجلس به ایشون گوشزد کرد و گفت: نه اینکه پارسال گوجه فرنگی گرون شد مردم گذاشتند حالا با تخممرغ بخوردند!
در مدح امیرالمؤمنین (ع)
به مناسبت فرا رسیدن عید غدیرخم
بیا ساقی بده رطل گرانم
ظریفانه سرودِ عشق خوانم
سرودِ عشق خوانم تا بود جان
ثنا گویم مقام شاه مردان
مرا سر مست کن مانند بلبل
چو بلبلهای سر مستِ رخ گل
بده جام عفاف دلنشینم
که مجذوب ولای شاهدینم
نه زان جامی که عقل از سر رباید
از آن می ده که راه دل گشاید
غدیر خم که عیدی بینظیر است
عنانِ گردشِ گردونِ پیراست
غدیر است و بهاری به ز نوروز
شده نورِ ولایت گیتی افروز
چو جبریل از مقام حیّ داور
پیام آورد ز آن ره بر پیمبر
که بعد از تو علی سلطان دینست
به امت گوی رای، ما چنین است
مبارکباد بر این عرصهی خاک
طراز دولتِ سلطانِ لولاک
به رأی حضرتش گردن نهادند
همه با هم سرود عشق خواندند
بنوشیدند ساغرهای رنگین
به پاس جایگاه سرور دین
علی اعظم جلال دینِ یزدان
بود بالا نشینِ ملکِ ایمان
نفهته عصمت اندر پرده او
علی آموزگارِ مکتب هو
نزاید مادری در عرصهی خاک
به مانند علی در کل افلاک
نبیند چرخ گردون شهریاری
به مانند علی دلدل سواری
رسول ا... ختم مرسلین است
ولی ا... سکان این زمینست
ولایش آفتاب بذرِ توحید
ولایت پرور دنیا فرشید
علی بد پاسدار دین یزدان
عدالت گستر و شمشیر قرآن
امیر المؤمنین رکن جهان است
یدا.. خوانده و صاحب قرآنست
ثنا خوان ولی ا... دینم
به درگاهش غلام کمترینم
به امیدی که سرخوش جام زرین
بگیرد از کف آن سرور دین
مصاحبه با حسین پور صفر سراینده مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت »
تصور ایجاد اثر هنری بدون توجه به زمان ایجاد اثر امری ناممکن است
قبل از هر پرسش دوست داریم بیشتر با شما آشنا شویم ، بنابر این کمی از خودتان بگویید.
ـ در سال 1331 در بوشهر متولد شدم . دوره ابتدایی در دبستان مهران و دوره دبیرستان در دبیرستانهای داریوش کبیر و سعادت در رشته ریاضی به پایان رساندم . سال 50 تا 52 با کار و فعالیت در شرکت های صنایع دریایی و هدیش و مدت کوتاهی ملی حفاری سپری شد. سال 52 به دانشکده حقوق سیاسی دانشگاه تهران راه یافتم . بعد از یک سال نیمه کاره تحصیل را رها کردم و دوباره در شرکت هدیش مشغول به کار شدم . سال 54 در کسوت معلمی به یکی از روستا های کنگان اعزام شدم . سال 55 دوباره منصرف شده و در دانشسرای راهنمایی شیراز به تحصیل پرداختم . پس از فارغ التحصیلی در رشته ریاضی روانه تدریس در مدارس خورموج و بوشهر گردیدم . کار هنری من از سال 43 در محضر استادانی از جمله باباچاهی و نعمتی زاده آغاز شد. مشق شعر کردم و این روند تا سال 50 ادامه داشت . حاصل این هفت سال اشعار فراوانی بود که پیش از چاپ به دست آتش سپردم. از سال 55 تا 62 سه مجموعه شعر سرودم که چون در دوره خود موفق به چاپ آنها نشدم ، بعدها از انتشار آنها چشم پوشیدم . از اواخر دهه ی 70 دست به کار نوشتن رمان « هیاهوی پنهان » شدم که در سال 79 منتشر شد . اوائل سال 78 تا اواخر 80 نوشتن رمان « لابه ی لذت » را شروع کردم . از 80 تا 84 در سکوت و بی حوصلگی سپری شد . از 84 تا 86 رمان « لابه ی لذت » را بازنویسی و به دست چاپ سپردم . هم زمان مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت » که حاصل دهه ی هفتاد بود و برخی از آن اشعار در نشریات چاپ شده بود ، منتشر کردم . در حال حاضر نوشتن رمان دیگری آغاز کرده ام که مراحل پایانی را می گذراند.
شما چند سال از بوشهر دور بودید . در این سالها هیچ مطلبی از شما در نشریات به چاپ نرسید . سکوت شما و یا دوری شما از بوشهر چگونه توجیه می شود؟
ـ در دهه ی هفتاد من همکاری مستمر با نشریه نسیم جنوب و برخی نشریات دیگر بوشهر و فارس داشتم . شعر و نقد ادبی دست مایه ی کار من در این نشریات بود. در سال 82 به دنبال بازی های سرنوشت و زندگی حدود چهار سال از بوشهر به شیراز کوچ کردم و این مصادف بود با سالهایی که زندگی من در سکوت و یا در نوشتن رمان خلاصه می شد.
کتاب اول شما رمان « هیاهوی پنهان » در سال 79 به چاپ رسید و حال دومین کتاب مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت » . این رویکرد شما چگونه ارزیابی می شود؟
ـ حدود هشت سال از اوائل سال 70 تا نیمه های 78 طول کشید تا من از دست رمان «هیاهوی پنهان» خلاص شوم . طولانی شدن نوشتن این رمان به چند دلیل بود : اول به قول شاملو غم نان که بدون خستگی ناشی از آن روزانه لااقل ده ساعت وقت مرا به خود اختصاص داده بود . دوم نوشتن رمان یک بار از زبان دانای کل و در حدود 300 صفحه ، که با توجه به جمیع مؤلفههایی که قصه نویس در دوره کنونی با آن دست به گریبان است ، روح مرا بر نمیتابید . بار دوم تغییر ساختار و روایت از نگاه دانای کل و راوی اول شخص در همان تعداد صفحه ، که دوباره احساس کردم تمام ماجرا بازگو نشده است . بار سوم روایت از زبان اول شخص که حدیث نفس زنی بود که چشم باز نکرده ، همسرش را در اوان ازدواج در جنگ از دست می دهد . این روایت گرچه چگونگی ماجرا را از نگاه «شوکت» بازگو می کرد ، اما ویژگی های شخصیت همسرش در آن کاملاً آشکار نبود. بار چهارم روایت از زبان نویسنده ای که در میانسالی، ماجرایی مربوط به یک دهه قبل از زمان روایت از ازدواج ، جنگ ، حوادث پیش از سال 57 که همگی مربوط به همسرش بوده را بازگو می کند. این روایت گرچه ابعاد شخصیت همسرش را آشکار می کرد ، اما با نگاه آخر شیوه ی روایت در قفس تنگ زمان خطی مرا قانع نکرد . بار پنجم نقل روایت با ارائه ی ذهن به مثابه ی راوی با تمام ویژگیهایش که در مقطعی محدود بی پروا خطر می کند و تمام معادلات زمان گذشته ، حال، واقعیت های روزمره ، حدس و گمانها، شک و تردیدها ، دل مشغولیها و گله و شکایتها را به هم می ریزد و بی قاعده ناخود آگاه و خود آگاه برجسته و در عین حال به پرسش می گیرد و ماجرا را همان گونه که برای ذهن به مثابه ی راوی امکان پذیر است بی واهمه به تصویر ، جدل و چالش می کشد. در واقع هشت سال روایت « هیاهوی پنهان » روایت پنج داستان مستقل بود که یکی از آنها برگزیده شد. در این جا از علاقمندی و حوصله مرحوم محمد بیابانی ویراستار کتاب
که در طول آن سالها زحمت فراوان کشید و همکاری لازم با من داشت تشکر می کنم.
سال 79 و 80 پیش نویس رمان دوم من « لابه ی لذت » تقریباً آماده شد. دست سرنوشت اجازه نداد من در مدت کوتاهی بازنویسی نهایی را نوشته و کتاب را چاپ کنم . سه سال این نسخه خاک خورد و در سال 84 و 85 بالاخره نوشتن این رمان به پایان رسانده و هم زمان با مجموعه شعر « رستوران کوچک واقعیت » به دست چاپ سپردم که فعلاً در مرحله توزیع است . رمان « لابه ی لذت » چهار داستان مستقل و در عین حال به هم پیوسته است که برخی شخصیت ها کم و بیش در چهار داستان حضور دارند.
«رستوران کوچک واقعیت » شعر های دهه ی هفتاد است که با تاخیر چاپ شده است . فعلاً رمان دیگری در دست دارم که پیش نویس آن تمام شده و مراحل نهایی نوشتن را می گذراند .
شعر شما به نوعی تلاش برای بوجود آوردن شعری « خِرد محور » است . روند شکل گیری و کنش زبانی – اندیشه ای ای که باعث آفرینش این نوع شعر می شود را توضیح دهید .
ـ من مخالف اطلاق شعر « خِرد محور » به شعر های این مجموعه شعر نیستم . « محور» کلمه ای ساده و بدیهی است و مثل برخی قضایا در ریاضی که نیاز به اثبات ندارند . اما کلمه «خِرد» بار ارزش و معنایی ویژه و در عین حال پیچیده ای دارد که باید آن را تعریف کرد . در قرن حاضر به دلایل ویژه ای که فعلاً مورد بحث ما نیست ، استفاده از این نمونه کلمات بدون تعریف مشخص گمراه کننده است . در دوره معاصر تمام کلماتی که بار ارزشی دارند مورد بهره برداری های گوناگون و چه بسا متضاد قرار گرفته اند . در نتیجه ما هر بار ناگزیریم آن را به طور مشخصی تعریف کنیم. منظور ما خِرد به معنای امری یقینی است. یا خِرد به مثابه ی امری نسبی و قابل اعتماد و یا به معنای امری نسبی و غیرقابل اعتماد و یا به مثابه ی امری غیرقابل اعتماد. در دورانی که همه چیز حتی معانی کلمات بنا به ماهیت شان به یغما رفته ما ناگزیر هر بار باید منظور خودمان را از استفاده از کلمات بازگو کنیم. بی توجهی به این امر آدرس غلط گرفتن است، بدون این که ما در عالم واقع قادر باشیم توانایی زبان را در ارتباط میان آدم ها کتمان کنیم. من واقعاً نمی دانم منظور شما از خِرد کدام معنا و لایه معنایی لغزنده است . چون که خیلی آسان می توان بار معنایی ویژه ای را بر دوش لغتی سوار کرد و بعد آن را به چالش کشید. بدون توجه به این دشواری ها دیالوگ
میان آدم ها بی سرانجام و دست نیافتنی است. در هر صورت تصور ایجاد اثر هنری بدون توجه به زمان ایجاد اثر امری ناممکن است . بی دلیل نیست که آثار تابناک شعر گذشته برخی مواقع از نگاه مخاطب امروز مورد بی مهری قرار می گیرد و حتی به دست فراموشی سپرده می شود. همین گونه موسیقی ، رمان و حتی سبکها و شیوه های ادبی در طول تاریخ هر کدام در دوره های بعد معمولاً به چالش کشیده می شوند. شاخههای مختلف هنری با توجه به نیاز های انسان بروز و خودنمایی یافته اند. اما امکانات هر شاخه محدود و امکان بهره برداری از آنها در هر دوره متفاوت است . برترین ویژگی اثر هنری گفتگوی متن و مخاطب است که با توجه به دوره هنری سامان می یابد . از آنجا که پیش نیاز های انسان غالب بر زمان و مکان است ، ما با آثار هنری گذشته گفتگو می کنیم ، اما به شیوه مخاطب دوره معاصر و شیوه ، شکل ، زبان ، و نحوه ی مکالمه که ناگزیر بیرون از دایره ی زمان قابل دریافت نیست، در این گفتگو نقش تعیین کننده دارد.
یکی از نخستین پرسشهایی که مخاطب شعر شما در مواجهه با کتابتان روبرو می شود نحوه ی خاص سطر بندی شعرهاست . دلیل این نوع سطر بندی چه بوده ؟
ـ شعر مثل دیگر شاخه های هنر مکالمه ای است میان متن و مخاطب . در یک گفتگوی دلپذیر و به سامان معمولاً هر یک از طرفین شیوههایی به کار می گیرند که موثر تر در گفتگو شرکت کنند . معمولاً سطرها مثل جملههایی است که هر یک از طرفین به کار می گیرند و تعداد سطرها به وقفههایی می ماند که هر یک از طرفین برای بهتر برگزار کردن گفتگو از آن بهره برداری می کنند.
به قرائتی « خِرد گریزی » و « دوری از آرمانها » یکی از پیامدهای شعری شعر دهه ی هفتاد و بعد از آن بوده است . آیا شعر شما به عنوان شعر « خِرد گرا» (اگر این را بپذیرید) و حتی « آرمان گرا » آیا می تواند حضوری پررنگ در عرصه شعر امروز ما داشته باشد؟
ـ متأسفانه مثل نوع لباس یا نوع آرایش در دوره معاصر نوع تفکر یا شیوه و سبک اثر هنری هم مورد بهره برداری مدیران فرهنگی جوامع قرار گرفته است. بهره برداری همه سویه از تمام جوانب اثر هنری و سمت و سو دادن به آن به مثابه ی کنترل کردن ، ویژگی مهم عصر ماست . این که در یک دوره شیوه ای از هنر و یا تفکر ویژه ای تبلیغ و ترویج می شود، نباید ما را گمراه کند ،که این رویکرد را ملاک و میزان سنجش آثار هنری آن دوره قرار دهیم . چنان که مکتب های بزرگی مثل رئالیسم ، ناتورالیسم و رمانتیسم علی رغم ارائه آثار جاودان و فراموش نشدنی هر یک در دوره های بعد به چالش کشیده شدند. از آن جا که هر کدام از اینها بخشی از شیوه تفکر ، جهان بینی و شیوه ی ادبی را برجسته کردند به مثابه ی اجزایی از یک سبک و شیوه مرکب کماکان در سینه متون هنری نفس می کشند. اما این نکته حائز اهمیت است که روایت هنری در طول تحول خود به هیچ یک از این مکتبها و ایسمها اکتفا نکرده است و متون سترگ هنری در دوره معاصر در قالب هیچ یک از این سبک ها و شیوه ها به تنهایی نمی گنجد . تصور کنید « خشم و هیاهو» یا « ابشالوم ! ابشالوم » فاکنر در چار چوب کدام مکتب ادبی قابل تفسیر است. حتی در رمان نو شیوه روایت به تعداد راویان متنوع و گوناگون است . آثار « رب گریه» شباهتی به آثار « کلود سیمون » ندارد . کمی پیش تر آثار فاکنر ، پروست و جویس شباهتی به یک دیگر ندارند. در عین حال هر کدام از این بزرگان روایتهایی از زندگی ارائه داده اند که مخاطب را مسحور و شیفته متن می سازد. تنوع آثار پست مدرن آن قدر متنوع و گوناگون است که حتی در یک سبک و شیوه ی ادبی معین قرار نمی گیرند .
انسان در هر صورت همان گونه که از مبادله تجربه در زندگی مادی گریز ندارد ، نیازمند محاوره ، گفتگو و زندگی معنوی است ، واین عرصه فرامخاطب است که خِرد ، آرمان ، پوچی ، سرگشتگی و زندگی بهتر در آن رخنه کرده و به اعتبار زندگی مادی و روابط اجتماعی این عوامل گاه برجسته و گاه به چالش کشیده می شوند.
پیرو پرسش پیشین چرا اکثر مواقع به نظر می رسد تلقی شاعران امروز از مفاهیم اساسی جهان و اندیشه کم عمق شده است؟
ـ با توجه به پرسش قبلی شما هر عاملی اعم از مادی یا معنوی اگر به نیاز های زندگی فردی و اجتماعی انسان پاسخ مطلوب ندهد به پرسش گرفته می شود. شیوه غالب تفکر در دوره معاصر که با توجه به گسترش رسانه های جمعی و القا برخی جهان بینی ها که با توجه به اهداف مادی خاصی تبلیغ و ترویج می شود میزان معتبر و تمام شده ای برای گفتگویی که لاجرم میان متن و مخاطب پایان ناپذیر و حیاتی است محسوب نمی گردد . مفاهیم اساسی جهان و اندیشه نه با شیوه ی غالب هر دوره ، بلکه با توجه به ساز و کار ، سرنوشت و تحول این مقولات در بستر تاریخ قابل دریافت است.
بوشهر پایتخت اقتصادی ایران در مدار توسعه نیافتگی
در آخرین گزارش رسمی سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور که در آذر ماه سال 1381 منتشر
گردید استانها در سطوح توسعه یافته، در حال توسعه و توسعه نیافته قرار گرفتند. طبق همین گزارش، استان بوشهر در گروه استانهای توسعه نیافته قرار داشت. گر چه از آن سال به بعد هیچ گزارش رسمی از طرف سازمان مذکور و سایر نهادهای ذیربط در این خصوص منتشر نشده است تا ملاک قضاوت جدید قرار گیرد، اما همه شواهد و مستندات موجود به خوبی نشان میدهند که در متغیرهای ملاک تعیین میزان توسعه و رفاه، نظیر: باسوادی، فعالیت و اشتغال به تحصیلات عالی، صنعت و معدن، نسبت به سایر استانهای دیگر کشور صورت نگرفته است که حکایت از بهبود نسبی وضعیت توسعه استان و یا ارتقاء آن به سطح بعدی توسعه یافتگی داشته باشد. البته این بدان معنی نیست که در استان بوشهر از نظر متغیرهای مورد اشاره هیچ رشد و یا بهبودی حاصل نشده، بلکه منظور در مقایسه با سایر استانهای دیگر است. حال سؤال اساسی این است که چرا استانی که از حیث منابع و ذخایر طبیعی و خدادادی که به تعدادی از آن در ادامه اشاره خواهد شد در ردیف استانهای توسعه نیافته قرار دارد؟!
استان بوشهر در کنار آبهای نیلگون خلیجفارس با مساحتی بیش از 230 هزار کیلومتر و جمعیتی بالغ بر 860 هزار نفر حدود 5/1 درصد مساحت کشور را به خود اختصاص داده است. این استان از مراکز قدیمی فرهنگ و تمدن ایران زمین بوده است که قدمت آن براساس سنگ نبشتههای عهد ایلام به حدود 5 تا 6 هزار سال قبل برمیگردد. بوشهر در دوران باستان و قرون اولیه هجری شمسی از مراکز مهم علمی بوده و بر اساس اسناد تاریخی استان در صدر اسلام از دروازههای مبادلات علمی و فرهنگی بوده است. براساس مطالعاتی که صورت گرفته در بندر تاریخی سیراف در جنوب استان و بندر سینیز در شمال استان در دوره ایران باستان، دانشگاه وجود داشته است و دانشگاه "سی نیز" در دوره ساسانیان یکی از معتبرترین مراکز علمی سهگانه ایران باستان بوده است. بوشهر به لحاظ واقع شدن در منطقه حساس خلیجفارس و داشتن 625 کیلومتر مرز آبی همواره دارای موقعیت ژئواسترتژیکی بوده و از دیرباز مورد توجه قدرتهای ملی و فرا ملی قرار داشته و به همین لحاظ نیز در طول حیات سیاسی و اقتصادی دستخوش فراز و نشیبهای فراوانی گشته است.
منابع و مزیتهای نسبی استان بوشهر:
منابع عظیم گازی: حدود 68 درصد ذخایر گازی کشور و معادل 10 درصد گاز جهان در منطقه عسلویه بوشهر قرار دارد که این میدان بزرگ به عنوان دومین میدان گازی مستقل جهان شناخته شده است.
ـ شاهراه صدور نفت ایران: نزدیک به 98 درصد نفت ایران از طریق اسکله صادراتی جزیره خارگ به خارج از کشور صادر میشود
ـ سرمایهگذاری: قرار است جهت بهرهبرداری 24 فاز پالایشگاهی در منطقهی ویژهی اقتصادی پارس جنوبی 24 میلیارد دلار سرمایهگذاری شود که با راهاندازی پارس شمالی و تأسیس 14 فاز پالایشگاهی در آن منطقه، میزان سرمایهگذاری مجموعاً به 40 میلیارد دلار خواهد رسید.
ـ سهم چشمگیر در درآمد ملی: با هر فاز پالایشگاهی در منطقه پارس جنوبی روزانه 5/1 میلیون دلار درآمد ارزی نصیب کشور میشود، هم اکنون 5 فاز آن به بهرهبرداری رسیده است که با بهرهبرداری از 19 پالایشگاه دیگر آن حوزه، و تأسیس 14 پالایشگاه دیگر در حوزه پارس شمالی درآمد قابل توجهی نصیب کشور خواهد شد.
ـ صادرات غیر نفتی: استان بوشهر رتبه سوم صادرات غیر نفتی کشور را در اختیار دارد.
ـ صنعت و معدن: براساس گزارش رسمی، رتبه دوازدهم صنعت و معدن از آن استان بوشهر است.
ـ شیلات و کشاورزی: با تأمین 60 درصد میگوی پرورشی و تأمین میزان قابل توجهی از سایر آبزیان دریایی، رتبهی دوم تولید خرما در کشور و رتبهی پنجم گوجه فرنگی سایر مزیتهای این استان است.
ـ اشتغال: حدود 70 هزار نفر نیروی کار به طور مستقیم در پارس جنوبی مشغول به کار هستند که با راهاندازی حوزهی پارس شمالی زمینهی بکارگیری 120 هزار نفر دیگر به وجود خواهد آمد. پیشبینی میشود با تکمیل تمام فازهای پالایشگاهی این دو حوزه زمینهی اشتغال یک میلیون نفر در استان بوشهر فراهم شود.
ـ نیروگاه اتمی: با راهاندازی نیروگاه اتمی بوشهر، این استان دارندهی اولین نیروگاه اتمی کشور خواهد شد که حدود 1000 مگاوات برق بر ظرفیت نیروگاههای کشور افزوده خواهد شد.
ـ موقعیت جغرافیایی و آب و هوایی: بوشهر به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط ویژه آب و هوایی تبدیل به یک گلخانهی بزرگ طبیعی شده است و موقعیت بسیار خوبی را جهت احیای کشاورزی فراهم آورده است.
ـ آثار باستانی و تاریخی:
تاکنون 208 اثر تاریخی استان در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده که دو اثر مهم آن یعنی بافت قدیم شهر بوشهر و بندر تاریخی سیراف در حال ثبت در فهرست آثار جهانی است.
ـ صنایع پتروشیمی خارگ، پالایشگاه بزرگ گاز جم، صنایع کشتیسازی هم چنین جاذبههای سیاحتی و زیارتی، تالابها و مناطق حفاظت شدهی نایبند و رود حله، صنایع دستی، سواحل زیبا، زمستانهای معتدل و بهاری و ... دیگر مزیتها و پتانسیلهای این استان است. استان
بوشهر با داشتن چنین موقعیت اقتصادی، بندری، تجاری، فرهنگی و گردشگری که آن را از سایر استانها متمایز کرده است، متأسفانه در رده استانهای توسعه نیافته قرار دارد . بررسی علل و عوامل توسعه نیافتگی استان که بعضاً ریشه تاریخی دارد و کنکاش در این زمینه فرصت و مجال دیگری را میطلبد. اما پارهای از جنبههای توسعه نیافتگی استان را میتوان به شرح زیر فهرست وار برشمرد.
ـ درصد پایین اشتغال به تحصیلات عالی در میان جوانان: لازم به ذکر است رتبه استان بوشهر در کنکور سراسری رتبهی بیست و سوم کشور و در رشتهی ریاضی در رتبهی 29 قرار دارد. در حالی که این رشته میتواند نیروی متخصص، ماهر و صنعتی مورد نیاز صنایع نفت و گاز استان را تأمین کند.
ـ سهم پایین بخش خصوصی در اقتصاد استان در مقایسه با کشور.
ـ نرخ پایین فعالیتهای مولد در استان.
ـ فرار سرمایههای انسانی و مادی استان به سایر استانهای دیگر
ـ عدم توسعه ظرفیتهای مدیریتی، منابع انسانی و فنی و حرفهای استان متناسب با پیشرفتهای حاصل در صنایع نفت، گاز و پتروشیمی استان
ـ نرخ پایین بهرهوری و تولید در استان
ـ عدم توسعه محورهای مواصلاتی با سایر استانها و فقدان خطوط ریل
ـ حاشیه سود بالای فعالیتهای غیر مولد در استان
ـ نبودن برنامه راهبردی مناسب در زمینه تربیت نیروی متخصص و آموزشهای فنی و حرفهای
ـ به روز نبودن آموزشهای دانشگاهی بر حسب نیازهای بازار کسب و کار در استان.
* جمعبندی
استان بوشهر علیرغم مزیتهای بیشمار اقتصادی و مادی هم اکنون در چنبرهی سخت توسعه نیافتگی گرفتار است و دلایل زیادی بر آن مترتب است. که به مواردی از آن اشاره شد، اما عمدهترین دلیل به رابطهی اثرپذیری توسعه نیافتگی منابع طبیعی و منابع انسانی برمیگردد. توسعهی مواد اولیه و منابع طبیعی تا حد زیادی بستگی به ظرفیت و تواناییهای بهرهوری مردم دارد. اگر جامعهای از دانش کافی برخوردار نباشد و فاقد مهارت لازم باشند، منابع طبیعی در دسترس آنها به صورت دست نخورده باقی میماند و یا در صورت بهرهبرداری به طور کاملاً ناکارا و غیر بهینه مورد استفاده قرار خواهد گرفت. لذا میتوان نتیجه گرفت راه برون رفت از مدار توسعه نیافتگی چیزی جزء تربیت و آموزش نیروی انسانی نیست. امروزه اندیشمندان و صاحب نظران علوم اقتصادی و اجتماعی متفق القولند، انسان، محور توسعه است. میتوان در دنیایی که به درستی به دنیای دانایی محوری نام گرفته است با تربیت نیروی انسانی متخصص ماهر و کارآمد به توسعه دست یافت و قلههای پیشرفت را یکی پس از دیگری فتح کرد. امید است مسئولین بر نیروی انسانی که از آنها به عنوان سرمایههای اجتماعی یاد میشود، بیش از پیش بها و ارج نهند و بدانند گره کور بنبست توسعه نیافتگی استان، فقط به دست نیروهای متخصص و کارآمد باز خواهد شد. به امید آن روز.
کدامیک بهتر است؟
امروزه جناحهای سیاسی صحبت از اعتدال و میانه روی میکنند. اعتدال و میانه روی اگر توسعه و پیشرفت را کاهش ندهد معقول و مقبول است. چنان چه اعتدال و میانه روی جسارت و شهامت نیروهای تحول خواه را کاهش ندهد قابل قبول است. در عصر انفجار دانش و نانو تکنولوژی زندگی میکنیم در این عصر سرعت تغییرات و تحولات توسعهای آن قدر زیاد است که مرزهای جغرافیایی را در نوردیده است. رشد شتابان تکنولوژی و دانش، فرصت بازی کردن با کلمات را نمیدهد. سیاستمدار و مدیران با به کارگیری نظرات کارشناسی بایستی سرعت تحولات و تغییرات را با شرایط داخلی و خارجی هماهنگ نمایند. امروزه مدیریت بلند پروازانه با برنامهریزی حساب شده بهترین سبک برای اداره جامعه است. رقبای سرسخت خارجی اجازه نمیدهند سرعت تحولات یک جامعه تنها با عوامل داخلی تعیین گردد. واردات کالاهای ارزان قیمت با کیفیت مناسب که منجر به ورشکستگی صنایع داخلی شده است از آثار و تبعات منفی سیاستهای محافظه کارانه و کند در ایران است. سیاستمداران نمیتوانند برای خود تند روی یا میانه روی تعریف کنند. تعریف اصطلاحات و تئوری پردازی از وظایف نخبگان، مراکز علمی و دانشگاهی است. سیاستمداران بایستی تابع نظرات متخصصان و صاحب نظران باشند و دیدگاههای علمی نخبگان فکری را اجرایی کنند. امروزه در جامعه ایران مطالبات در قشر فرهیخته و نخبگان نرمافزاری بسیار زیاد است. جوانان و صاحب نظران ایرانی خواستار تغییرات جدی در شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی ایران هستند تا عقب ماندگیهای گذشته جبران گردد. نیاز به اعتدال و بلند پروازی را مراکز مطالعاتی و علمی مشخص میکنند. از سران جریانهای سیاسی استدعا داریم عوامفریبی و توده گرایی را کنار بگذارند و با روشهای علمی و خردورزی فعالیت نمایند. برای حل مشکل فقر، بیکاری، اعتیاد، بحرانهای اجتماعی و سیاسی تنظیم برنامه مدون با سرعت مناسب الزامی است. این که برخی محافظه کاران یا اصطلاح طلبان دائم از اعتدال و میانه روی سخن به میان میآورند چندان منطقی و کارشناسی نیست بلکه مصرف عوام گرایانه دارد. سیاسیون بایستی تابع خواستهها و مطالبات مردم به ویژه نخبگان و صاحب نظران باشند. امروز حل مشکلات پیش روی ایران نیاز به مدیریت سیاسی و حرفهای توانا، سیاستورز، دانش محور، دور اندیش و بلند پروازانه دارد. سیاستمداران موظف به تأمین خواستههای بیکاران، فقرا، نخبگان، معتادان و … هستند. باید سرعت تغییرات و اصلاحات را طوری تنظیم کنند تا اشتباهات و عقب ماندگیهای گذشته با کمترین هزینه و در حداقل زمان جبران گردد.
وقتی که در ثروتمندترین کشور دنیا از نظر ذخایر انرژی و منابع انسانی، فقر، سوء مدیریت، دولتگرایی، اقتصاد رانتی، اعتیاد، فرار سرمایه، بحران هویت و اقتدار گرایی به اوج خود رسیده است؛ با حرکتهای کند و محافظه کارانه نمیتوان عقب ماندگیها را جبران کرد. مدیریت بلند پروازانه مساوی با افراط گری نیست زیرا در افراطگری خردورزی و جنبههای کارشناسی مسئله نقشی ندارند ولی در مدیریت بلند پروازانه تنظیم سرعت تحولات با مقتضیات زمان و طبق نظرات کارشناسی وجود دارد. در واقع حل مشکلات جامعه ایران به مهندسی مجدد (Re-Enginering) در ساختارهای سیاسی و اداری نیاز دارد. جریانهای سیاسی بایستی چشم انداز جدیدی برای خود طراحی نمایند تا بتوانند به مطالبات نسل جوان پاسخ دهند. برخی جریانهای انحصارگرا و محافظه کار برای حفظ موقعیت خویش روشنفکران و اصلاحطلبان را به افراطگری متهم میکنند تا آنها را منفعل کرده و در افکار عمومی منزوی کنند. اصلاحطلبان و روشنفکران به حرکتهای تفرقهجویان جناح اقتدارگرا توجه کنند و با سیاست ورزی و خردگرایانه فعالیت نمایند. از نظر پروسه اصلاحات اعتدال گرایی با شرایط زمانی و مکانی تنظیم میکند. افراط گرایی به معنی خروج از قانون و منطق با نگاه احساسی به مسائل جامعه است که منافع آن تنها نصیب یک گروه خاص میشود. اصلاحطلبان با همکاری نهادهای مردمی یک جبهه متحد «اصلاحات» تشکیل دهند و تمام اصطلاحات را تعریف کنند تا جناح اقتدارگرا سؤ استفاده نکند. گروهی از انحصارطلبان با متهم کردن اصلاحطلبان به افراطگری قصد دارند در صفوف اصلاحات تفرقه ایجاد کنند و نیروهای شجاع و دلیر اصلاحات را منزوی نمایند. اصلاحطلبان به مطالبات مردم بیشتر توجه کنند و سرعت تحولات را متناسب با خواست مردم و نظرات کارشناسان تنظیم نمایند. امروز دوره عمل است. اصلاحطلبان برنامه علمی برای اصلاح ساختار اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و روابط خارجی تهیه کنند و در اختیار افکار عمومی قرار دهند تا امکان سوء استفاده از بین برود.
در دوره 8 ساله دولت اصلاحات یکسری ناپختگی و کم تجربگی برخی اصلاحطلبان باعث نارضایتی مردم به ویژه هواداران اصلاحات شد که با تشکیل شورای مشورتی این معایب بر طرف گردد.
اصلاحطلبان با قبول اختلاف سلیقهها بر اساس دیدگاه مشترک به اتحاد و ائتلاف برسند و به صورت گروهی و جمعی کار کنند تا احتمال خطاها کاهش یابد.
پاسخ به گزارش
"حقیقت دانشگاه آزاد"
نصیر بوشهر ـ شماره 423 ـ یکشنبه 11 آذر ماه ـ صفحه 5
بعد از خواندن گزارش خانم خوئینی از مدیر مسئول هفتهنامه نصیر گله کردم. از خانم خوئینی هم انتظار بیشتری داشتم که چنین گزارشی را تهیه کرده بودند. چون گزارش چنان بیمحتوا
بود که بنده را ناچار به نوشتن چند سطر نمود.
1ـ بر کسی پوشیده نیست زحمات شبانه روزی دکتر امامی که در تمام سالهای مسئولیتش در دانشگاه آزاد از هیچ کوششی دریغ نکرده است.
2ـ انتظار داشتم که دانشجویان عزیز به کمبود فضای آموزشی، کمبود کتاب در کتابخانه، محیط ناآرام کتابخانه، فضای ورزشی و کمبود و وسائل آزمایشگاهی و پایین بودن سطح تدریس و ناکار آمدی کتابهای درسی اعتراض داشته باشند که در این برهه از زمان خوشبختانه چنین نبود، و این نشان میدهد ریاست دانشگاه و معاونین ایشان در به وجود آوردن محیط دانشگاهی موفق بودهاند.
3ـ اگر کسی مقصود و منظورش تحصیل عالیه علم باشد هرگز این همه فضای آموزشی دانشگاه را برای 15 دقیقه سوار شدن در اتوبوس ـ به گفته بعضی از آنها زوار در رفته ـ نمیفروخت. اگر خوب نگاه کنید وکیل و وزیر و استاد و دکترهایی بودهاند که با پای پیاده فرسنگها راه میرفتند تا به معبود خود ـ مدرسه و دانشگاه ـ برسند و به فراگیری علم پرداخته و هم اکنون گرداننده چرخ این مملکت هستند. واقعاً جای گله دارد که دانشجویی در مصاحبه از اتوبوس ایراد بگیرد و این خود نشان میدهد که در دانشگاه آزاد بوشهر از نظر فضای آموزشی هیچ گونه کم و کاستی نیست. در آخر برای ندا دانشجوی سال اول مخابرات که برای تحصیل با همه چیز کنار میآید آرزوی موفقیت مینمایم خداوند شما را در همه کارها صبور بگرداند که راز موفقیت در کنار آمدن و صبوریست. این نه به معنای از حق خود گذشتن بلکه با امکانات فعلی وفق دادن است و سود بردن.
آقای استاندار! آیا حقیقت دارد که…؟!
قابل توجه اهالی شهرستان دشتی، دیر و تنگستان!
شنیده شده است که اخیراً یک شرکت متشکل از چند تن از اهالی یزد، با ارائه تأسیس یک گلخانه در شهرستان دشتی، در حال تصاحب بیش از 400 هکتار (000/000/4 متر مربع) از اراضی تملک شده توسط اداره کل منابع طبیعی استان در محدوده آن شهرستان میباشد. ظاهر امر این است که حضرات هم وطن یزدی ما، در پاسخ به فراخوان مقامات استان مبنی بر جلب سرمایهگذاران دیگر نقاط ایران ـ و حتی جهان ـ پس از سالهای متمادی که نمیدانستهاند شهر و دیاری به نام بوشهر و منطقه دشتی هم جزیی از خاک ایران است و دستخوش هزاران نوع محرومیت و بدبختی، حالا دو ریالیشان افتاده است و با استشمام رایحهی دل انگیز نفت و گاز، نگران زندگی مردم این سرزمین شدهاند و میخواهند بزرگوارانه به یاری آنان بشتابند!! قدمشان مبارک باد و دمشان گرم!! ولی در این میان، چند مسأله و سئوال بیپاسخ، ذهن تمامی کسانی که شنوندهی این خبر بودهاند را به خود مشغول داشته است:
1ـ چرا با وصف آن که سالهاست گروههایی از کشاورزان کم بضاعت و زحمتکش روستاهای یزد، با اجاره یک ساله زمین در مناطق مختلف استان بوشهر به امر کشاورزی مشغولند، امروز و پس از مشخص شدن محل اجرای طرحهای مربوط به نفت و گاز پارس شمالی، ناگهان سرمایهداران گرانقدر یزدی به این فکر افتادهاند با تشکیل یک شرکت ظاهراً زراعی، به یک باره برای مالکیت 400 هکتار از اراضی این استان، چنین خیزی بردارند؟!
2ـ تا جایی که ما اطلاع داریم، اولاً برای کشت محصولات گلخانهای که در مزارع بسته صورت میگیرد و متضمن یک سرمایه گذاری هنگفت ـ بیش از 80 میلیون تومان برای 1000 متر مربع مزرعه ـ میباشد، نیازی به استفاده از این مقدار زمین نمیباشد. ثانیاً میزان آبدهی چاههای منطقه و لو آن که با سیستم مدرن آبیاری هم صورت گیرد، تکافوی آبیاری این مقدار زمین، آن هم برای کاشت گل نمینماید ـ مگر آن که بخواهند سفرههای زیرزمینی آب منطقه را به صفر برسانند.
3ـ بر اساس شنیدهها، شرکت مذکور علاوه بر درخواست زمین، متقاضی یک وام هنگفت از محل اعتبارات استان جهت راه اندازی یک چنین طرحی میباشد!! اگر این امر حقیقت داشته باشد، آیا این است معنی جذب سرمایهگذار؟!
4ـ اگر به نظر مقامات استان، چنین طرحی دارای توجیهات اقتصادی و مالی کافی میباشد، چرا در هنگام ریخت و پاش میلیاردها تومان از محل اعتبارات طرحهای زود بازده که حاصلی جز بدهکار نمودن هزاران جوان جویای کار، در بر نداشته است، به این فکر نیافتادند تا با اهداء همین مقدار زمین و اعطای وام به تعداد قابل ملاحظهای از جوانان شهرستان دشتی، به انجام یک چنین طرحی تشویق نمایند؟!
5ـ با عنایت به این که حداقل برای یک مورد هم که شده است، اداره منابع طبیعی شهرستان دشتی از واگذاری 1000 متر مربع زمین جهت راه اندازی یک واحد بلوکزنی به یکی از اهالی منطقه دشتی به بهانه عدم مجوز لازم جهت واگذاری زمین در منطقه دشتی به جهت واقع شدن در منطقه پارس شمالی، خود دارای مینماید، چرا و چگونه حاضر میشود 400 هکتار زمین را در همان نواحی به یک شرکت یزدی واگذار کند؟!
6ـ آقای استاندار! مردم منطقه فراموش نکردهاند که چگونه در سالهای قبل، یکی از همین هم استانیهای شرکت یزدی مورد بحث، صدها هکتار از اراضی منطقه عسلویه را در ابتدا به نام اجرای طرح پرورش آهو، از اداره کل منابع طبیعی استان با بهایی نزدیک به هیچ تصاحب نمود و سپس با فروش مقادیری از آن به بهایی گزاف به وزارت نفت و مابقی نیز با راه اندازی چند شرکت اقماری غیر مرتبط با هدف اولیه، مورد استفاده قرار داد. وانگهی از کجا معلوم که این شرکت اخیر نیز متعلق به همان فرد و باند وی نباشد؟!
7ـ آقای استاندار! از شما به عنوان فردی از اهالی این استان، مصرانه تقاضا میکنیم که اجازه ندهید عدهای از قدرتمندان و عادت به رانت خواری مرکزنشین، با علم و اطلاع از محل استقرار تأسیسات نفت و گاز پارس شمالی، مُفت و مجانی و با عناوین و شگردهای فریبنده، اراضی موجود در استان را که حق قطعی و مسلم مردمان آن میباشد، تصاحب نموده و سپس با بهایی سنگین به همان مردم جهت ساخت یک سرپناه معمولی برای خود و خانوادهشان به فروش برسانند. همین کاری که فعلاً دارند با مردم روستاهای عسلویه، نخلتقی … مینمایند
8ـ بر مردم شهرستانهای دیر، دشتی، تنگستان است که اجازه ندهند حاصل قرنها رنج و مرارت و تلاش و خون بهای اجدادشان را مفت خوارههای بالانشین، به راحتی صاحب شوند و به ریش آنان به این سادگی بخندند. اگر قرار است از قبل تأسیسات پارس شمالی کسانی به نان و نوایی برسند، همان مردمی هستند که سالیان دراز با قحطیها و محرومیتهای آن ساختند و سوختند و با اهداء جان و خون خود از آن مراقبت و پاسداری نمودند
9ـ امید است فرماندار محترم دشتی، به جای تلاش جهت تأمین منافع شرکت یزدی مورد بحث، گامهای مثبتی جهت احقاق حقوق مسلم مردمی بردارند که گامهای اولیه برای پایمال کردن حق و حقوقشان در حال برداشتن است.
شاهینی ها از شاهین می گویند
وقتی پارس جنوبی پیش قدم شد تا بعد از سالها دست فوتبال استان را بگیرد همه مردم خصوصاً خانواده بزرگ شاهین بوشهر و ایران خوشحال شدند. برای انتخاب سرمربی شاهین سیزده مربی کشور در نوبت مذاکره بودند تا بالاخره نوبت به نفر سیزدهم رسید. هر چند همه میگفتند شماره سیزده نحس است ولی مسئولین پارس جنوبی چنین عقیدهای نداشتند و با وی قراردادی سنگین بستند در صورتی که مربی بزرگی هم چون دست نشان که هم با تجربه بود و هم تا کنون چندین تیم از لیگ یک به لیگ برتر آورده حاضر بود شاهین پارس را هدایت کند. ولی این گونه نشد تا سعداوی در خانه یکی از مدیران فعلی شب را به روز رساند و فردایش قرارداد بست. سعداوی چندین هواخواه درون تیم شاهین داشت همان کسانی که امروز میگویند سعداوی تیم ما را به این روز انداخت. خود مردم با این افراد نابودی شاهین را دیدند و آنها را نخواهند بخشید. در پایان فصل برای مردم از پشت پردههای این انتقال خواهیم گفت. حال بعد از اخراج زاگالو، نوبت به مردی رسیده که از جنس فوتبال است، سالها تجربه بازی و مربیگری دارد و با تجربه و دلسوز است. این مرد با این که دو سال دور از صحنه های فوتبال بوده ولی میتواند شاهین غرق شده را به ساحل نجات برساند به همین دلیل سه سئوال مشترک از تعدادی از بازیکنان شاهین پارس پرسیدیم که پیش روی شماست.
1ـ نقاط ضعف و قوت سعداوی در کجا بود؟
2ـ چرا شاهین با سعداوی به بن بست تاکتیکی رسید؟
3ـ فکر میکنید نصرت ایراندوست بتواند شاهین پارس بحران زده را نجات بدهد؟
بهرام غریبزاده پیشکسوت شاهین :
سعداوی نمیتوانست پاسخگویی زحمات هیأت مدیره باشد
1ـ نقاط قوتی در کار سعداوی دیده نمیشد. جناب فکر میکرد فوتبال بوشهر صحرای برهوت است، درحالی که بازیکنان بوشهر در سطح کشور در لیگ برتر مخصوصاً در خوزستان، شیراز و تهران در ردیف بهترینها اظهار وجود میکنند.
2ـ آقای سعداوی برنامه مخصوص به خودش داشت، دلسوزانه برای فوتبال بوشهر حرکتی نداشت. عدم تجربه کافی و خودمختاری ایشان نمیتوانست پاسخگوی زحمات هیأت مدیره باشد.
3ـ آقای ایراندوست و دستیار محترم ایشان بسیار فهمیده و در کارشان باتجربه نشان میدهند. با همهی مشکلاتی که به خصوص در بستن اسکلت تیم دارند. مطمئن هستم موفق خواهند شد.
عماد نبیپور بازیکن شاهین:
نتوانستیم در حد نام خودمان
بازی کنیم
1ـ نقاط قوت روی تمرینات خوبش بود به طوری که تمام بازیکنان در زمین وظیفه خود را میدانستند. در مورد نقاط ضعف ایشان ترجیح میدهم صحبتی نکنم زیرا کار درستی نیست و در جایگاهی نیستم که از مربی سابق خود بد گویی کنم. ما در نقاط ضعف آقای سعداوی سهیم هستیم زیرا نتوانستیم در حد نام خودمان بازی کنیم.
2ـ بدشانسی مهمترین دلیلی بود که منجر شد که نتوانیم به اهداف تیمی دست پیدا کنیم
3ـ آقای ایراندوست مربی بزرگی است امیدوارم بتوانم نظر وی را جلب کنم این مربی آمده که شاهین را سرو سامان بدهد که قطعاً به اهداف خود خواهد رسید. ما نیز به عنوان بازیکن وظیفه داریم در خدمت تیم باشیم من تمام تلاش خود را برای موفقیت شاهین خواهم کرد.
سیدحامد میرطباطبایی بازیکن شاهین :
نمیتوان گفت که
به بنبست تاکتیکی رسیدهایم
1ـ هر شخصی یک سری نقاط ضعف و قوت دارد. آقای سعداوی هم از این قاعده مستثنی نبودند. به نظر من این سؤال شما را کارشناسان محترم بهتر میتوانند جواب بدهند.
2ـ به نظر من تیم به بن بست تاکتیکی نرسید چون تیمی که با تیم خوب ملوان بازی میکند و این تیم را دو بر صفر میبرد. نمیتوان گفت که به بنبست تاکتیکی رسیدهایم. فشار بر روی این تیم زیاد بود و انتظار مردم بالا؛ که باعث شد آقای سعداوی نتواند کارش را با آرامش دنبال کند؛ البته انتظار مردم حق طبیعی آنهاست. چون بعد از مدتها شرایط به گونهای فراهم شده که میتوان انتظار داشت این تیم خوب و محبوب به لیگ برتر وارد شود.
3ـ کار خیلی سختی است. چون تیم را یک مربی دیگر بسته است و مقداری زمان میبرد تا افکار مربی جدید بر بازیکنان دیکته شود. من با شناختی که از آقای ایراندوست دارم، به اعتقاد من ایشان مربی بسیار خوب و با تجربه ای هستند که در ردههای ملی و تیمهای لیگ برتر به خوبی مربیگری کردهاند انشاءا.... با تدابیر ایشان و کمکهای آقایان اسپندار و محمدی و حمایتهای طرفداران به موقعیت دست یابیم.
رضا نظرزاده بازیکن شاهین :
به بومیها کم لطفی شد
1ـ آقای سعداوی در کارش خیلی جدی بود و دوست داشت کارش را با نظم انجام بدهد ولی کمی کم تجربه بود و عنان کار از دستش خارج شد.
2ـ به نظر من نسبت به سیستمی که میخواست بازی کند بد یارگیری کرد و به بومیها کم توجه بود و با تماشاگران در افتاد، حداقل به خواسته آنها حتی گوش هم نمیداد!
3ـ به عقیده اکثر بازیکنان از وقتی ایشان آمدهاند تیم شادابتر شده و نکاتی مفید چه از لحاظ فنی و چه از لحاظ انضباطی به تیم تزریق کرده و من امیدوارم تماشاگران به آقای ایراندوست کمی فرصت بدهند ان شاا… تیم بهتر خواهد شد.
حسین دشتی بازیکن شاهین :
تیم ما از لحاظ روحی و روانی
مریض است
1ـ من چون خودم بازیکن تیم هستم هر صحبتی تعریف یا انتقاد کنم هواداران یا مردم یک جور دیگر فکرمیکنند و این را به عهده کارشناسان و مربیان و آنهایی که اهل فن هستند میگذارم ولی اگر نقاط ضعف و قوت را مقایسه کنیم فکر کنم 90 درصد ضعف و 10 درصد قوت بود.
2ـ ما 5 ماه با یک سیستم کار کردیم و تمام تمرینات و مسابقات دوستانه طی یک سیستم بود. و در مسابقه اگر به بن بست میرسیدیم، سیستم دیگر را نمیتوانستیم در زمین اجرا کنیم. مشکل دیگر این بود که در تمرینات فقط با 11 نفر کار و تمرین میشد.
3ـ تیم ما در این چند مسابقه خیلی خوب کار میکرد و فکر کنم در سه مسابقه گذشته داور یک تنه تیم ما را بازنده کرد. الان تیم ما از لحاظ روحی و روانی مریض است و آقای ایراندوست با تجربهی بسیار بالا و با شناخت بیشتر بازیکنان و با سابقه خوبی که در تیمهای لیگ برتری داشتهاند میتوانند تیم را از این وضعیت نجات دهند.
ایمان عبدیزاده بازیکن شاهین :
زیاد غیبت کردن سعداوی
در تمرینات، شاهین را
به این روز انداخت
1ـ این تیم شاهین در زمان آقای سعداوی دچار ضعفهای از لحاظ خشک بودن خودش بر سر تمرین بود که بچهها را موقع تاکتیکهای تیمی دچار مشکل میکرد و بچهها با استرس خاصی تمرینهای خود را پشت سر میگذاشتند یکی دیگر از ضعفهای او که امسال به تیم ضربه زد زیاد غیبت داشتن او بر سر تمرین بود که بچهها تمرین را جدی نمیگرفتند و همین 2 چیز به تیم ضربه زد وگرنه آقای سعداوی دارای فهم و شعور بالایی در فوتبال ایران است. اگر غیبت نداشت تیم ضربه نمیخورد و به او هم توهین نمیشد. قوت آقای سعداوی در کار او، مدیریت و نزدیک بودن با بازیکنان بود و از لحاظ تاکتیکی و فنی بسیار قدرتمند بود و به هیچ کس اجازه دخالت در کار خود نمی داد.
2ـ به علت نداشتن مهرههای کافی در پستهای مختلف و نپذیرفتن تاکتیک در قالب تیم و مسن بودن بازیکنان و تمرینات تکراری زیاد و هر دو روز یک نوع تاکتیک و سستم را تمرین کردن اینها همه دست به دست هم داد تا تیم با سعداوی به جاهای باریک و بن بست برسد.
3ـ بله، ولی اگر بچههای تیم نخواهند نه ایراندوست میتواند کاری کند و نه مربیان دیگر، چون این بچههای تیم هستند که میتوانند هر نتیجهای را رقم بزنند ولی با آمدن آقا نصرت تیم دگرگون شده و و در بازی های آینده اگر بچه های تیم به خودباوری کامل برسند، حرف های زیادی برای گفتن دارند.
زنبور عسل
از قدیم الایام حس برتری جویی و قدرت طلبی در میان آدمیان وجود داشته. این حس از زمانی آغاز شده که هنوز حرفی از فوتبال و دیگر رشتههای
ورزشی نبوده. حتی در زندگی ساده آن زمانها هم قومها و قبیلههای مختلف تلاش برای حاکمیت بر دیگران و سرزمینهای خود داشتند و به عبارتی نیت آنها به برتری جویی، قدرت طلبی و شکست طرف مقابل بود و در گذران ایام، رشتههای ورزشی به نوعی مسالمتآمیز در پی جنگها به وجود آمد و هواداری شکل گرفت. در حقیقت فوتبال هم به نوعی جنگ تلقی شده و امتیاز گیری و فتح دروازه حریفان بهای کشورگشایی را دارد. در زمان «مادها» «آشوریها»، «سومریها» و کلدانیها، یکی یکی در پی پیروزی بر یکدیگر بودند سپس به جای قبیلهها، کشورها، استانها و باشگاهها رقابت را در زمین فوتبال ادامه دادند. تا به امروز که هواداری و پیروزیهای باشگاهی تمامی آمال و آرزوهای آنها در این مسئله شده است و با پیروزیهای پی در پی و متوالی محبوبیت و عشق در دل هواداران به تیمها شکل گرفت. هواداری و ابراز احساسات از شهر، تیم و باشگاهی جهت اثبات هویت و نشان دادن غیرت آنها به حساب آمده و میخواهند در مقابل حریف کم نیاورند به ویژه که این رقابت نزد تیمهای نزدیک به هم و رقیب چه استانی، شهری و باشگاهی باشد که «دربی» را به وجود آورده. مدیران و سران باشگاهها هم برای پیروزی در میادین به وجود هواداران محتاجاند. اما وقتی که موفق نمیشوند و ضعف آنها نمود پیدا میکند و اعتراض به سوء مدیریت آنها میشود دوست دارند که سر به تن هواداران نباشد! درست مانند وجود نشریات، مطبوعات و خبرنگاران که چون عکس بزنند و تعریف و تمجید کنند مفید، و در غیر این صورت مخرب نامیده میشوند. در کشورهای صاحب فوتبال مثل ایتالیا و در شهر میلان چندین کلوپ برای هواداران به وجود آمده که محل تجمع آنها و بازنشستههاست ضمن اینکه خانه دوم آنها محسوب میشود. چای و قهوه میخورند، روزنامه مطالعه میکنند و تلویزیون تماشا مینمایند و برنامهریزی برای هواداری هماهنگ، در ایتالیا به گونه انجام حرکات موزون، در آرژانتین با ریختن کاغذ پارههای رنگی به درون زمین و در کشورهای ژاپن و کره با پوشیدن پیراهن یک شکل به رنگ پیراهن باشگاه و گرفتن تکه چوبهای کوتاه و زدن آنها به یکدیگر شکل میگیرد. اما در کشور ما و بالاخص استان ما و شهر بوشهر، کلوپ هواداران واژه بیمعنایی است. از سرود، حرکات موزون، کاغذ رنگی و پوشیدن پیراهن یک شکل هم اثری نیست تازه هواداران عزیز ما مانند یک گروه ارکستری عمل میکنند که هر کسی ساز خودش را میزند! اما ما برای هوادارانمان چه کردهایم، چه امکاناتی در اختیار رسانههای گروهی قرار دادهایم؟ برای هوادارانی که با هزاران مشکل اجتماعی به عشق تیمهایشان، نه به شکل کلوپ و سازمان یافته بلکه از هر نقطه شهر به صورت خود جوش به ورزشگاه میآیند و خبرنگارانی که بدون حقوق. هر دوی اینها به عشق پیشرفت فوتبال و ورزش استان تلاش می کنند برای اینها چه کردهایم؟ خواست هر دوی آنها که شبانهروز تلاش میکنند و قصدشان پیروزی و برتری، ابراز هویت شهر و باشگاه و نشان دادن غیرت و مردانگی آنهاست، با جلوگیری از سوء مدیریتها، ریخت و پاشها و بازی با احساسات هواداران، به این زنبورهای عسل که شبانهروز تلاش میکنند و عسل میسازند تا کام شما را شیرین کنند احترام بگذارید هواداران و مطبوعاتیها با حمایتهایشان و انتقادهایشان فریب اشتباهات شما مدیران و مسئولین را کم میکنند این تلاشگران که در سرما و گرما تلاش میکنند تا چرخ ورزش ایدهآل بچرخد. در مقابل شهرها و باشگاههای دیگر برتری یافته و تحقیر نشوند و شما مدیران و مسئولین نیز موفق شده و کامتان شیرین شود احترام گذاشته زیرا هوادار و روزنامهنگار مانند زنبور زمینهی شیرین شدن کام شما در کارهایتان را فراهم میآورند اگر اشتباه نکنید، منیت در کارتان نباشد، اشتباهات خود را انکار نکرده و با احترام و ایجاد امکانات برایشان در فکر پیروزی و غلبه بر حریفان و خوشحالی آنها و خودتان باشید. اما، اما اگر بخواهید مانند سعداوی اینهمه هوادار را فقط چند نفر فرض کرده و خبرنگاران را مخرب نامیده، اشتباهات و عدم مدیریت و ضعف خود را به گردن این عسل سازان عرصهی ورزش بیاندازید، دست در لانه زنبور کردن است میدانید که زنبورها در اطراف ما زمینهی ساخت عسل را فراهم میآوردند و تا به آنها دستدرازی نکردهای شیرین هستند، در غیر این صورت منتظر حمله همه جانبه آنها باشید خود دانید.
روابط هلندیها با خلیجفارس
قسمت بیست و چهارم _
حمله میرمهنا به خارگ
میرمهنا که از این پیروزیها جسور شده بود و تصور میکرد کسی نمیتواند او را از این اقدامات باز دارد در 29 مارس 1762 به صورتی پیشبینی نشده شبانه به خارگ حمله کرد.113
شناورهایی که به خارگ نزدیک میشدند نگهبانان مستقر در خارگ را به اشتباه انداختند، زیرا حامل مرغهای خانگی بودند و آنها تصور میکردند که این شناورها کشتیهای تدارکاتی هستند که از بوشهر اعزام شدهاند.114 مهاجمان تعداد شانزده ملوان هلندی را از پای درآوردند و دو فروند گالیوات را به غنیمت گرفتند. هلندیها به دلیل اینکه فقط یک فروند گالیوات در اختیار داشتند لذا در روز بعد نتوانستند میرمهنا و نیروهای تحت امرش را از حمله به خارگ بازدارند. میرمهنا نیرویی به استعداد 200 جنجگو در خارگ پیاده کرد، اما یک نیروی هلندی به استعداد 31 سرباز آنها را دفع کردند ـ 31 برده آفریقایی با پشتیبانی دو قبضه توپ. در پنجم آوریل 1762 از خارگ عقبنشینی کرد و به بندر ریگ برگشت. چون هلندیها درخواست کمک کرده بودند لذا در ششم آوریل شیخ غیث، برادر شیخ سعدون بوشهری، با ده فروند کشتی و 350 جنگجو وارد خارگ گردید. قاید حیدر گناوهای و شیخ علیبن حسین چارگی، که هر دو از دشمنان میرمهنا بودند، نیروهای کمکی را همراهی کردند و آنگاه شیخ سعدون خود نیز به آنها ملحق گردید. چون تعداد زیادی از هلندی ها در این عملیات زخمی شده بودند، لذا واندرهولست برای دفاع از قلعهی هلندیها، سربازان بومی را به استخدام درآورد. گفتنی است میرمهنا چون پی برده بود که نیروهایی علیه او به صف کشیدهاند به آنها این فرصت را نداد تا او را شکست دهند. نیروهای بوشهری در ماه مه 1762 خارگ را ترک گفتند در حالیکه آخرین سربازان بومی تحت امر قاید حیدر در ماه اکتبر آنجا را ترک کردند. این دستیاری و کمک حدود 45.000 فلورانس هلند برای هلندیها آب خورد. واندرهولست سفارش ساخت یک فروند گالیوات را داده بود که در نتیجه دفاع از قلعهی موسلستین، تقویت گردید. ساکنان محلی با قبول 50 درصد هزینهی ابزار و وسایل و دریافت 50 درصد دستمزد در ساخت این شناور جدید با هلندیها همکاری کردند.115 باتاویا از دست واندرهولست و دستیارش، بوشمن، بیاندازه خشمگین شده بود و مویه میکرد که در این عملیات واک نه تنها ضرر و زیان مالی متحمل شده بلکه حرمت و احترام خود را هم از دست داده است. بنابراین به بوشمن ـ که قرار بود جای واندرهولست را بگیرد ـ دستور داده شد تا تدابیری به کار برد و من بعد مانع از وقوع چنین رویدادهایی گردد.116 یادآوری میگردد، به عنوان بخشی از سیاست تازه برای خارگ و تأمین سودآوری بیشتر برای آن، به بوشمن دستور داده شد تا کارکنان این تشکیلات را به میزان 50 درصد کاهش دهد. با اعمال این سیاست تعداد کارکنان واک در خارگ به 100 نفر تقلیل مییافت. از این گذشته او میبایست سایر هزینههای تکراری، مانند هزینههای عملیاتی و نگهداری، را کاهش دهد. بوشمن این دستورات را یک ماه بعد از حملهی میرمهنا به خارگ دریافت کرد. بوشمن در پاسخ اعلام نمود که او این دستورات را اجرا خواهد کرد، اما نمیتواند تعداد کارکنان را کاهش دهد. خارگ در سال 62 ـ 1761 تعداد 44 نفر را از دست داده بود. بنابراین بوشمن تعداد27 سرباز از شناور واک را به خدمت گرفت و تعداد 60 نفر سرباز بومی را هم به استخدام درآورد. زیرا نه تنها قلعهی خارگ بزرگ بود، بلکه او میبایست تعداد 24 سرباز را نیز شبانه بر روی دو فروند گالیوات، مستقر کند.117 با وجود این، باتاویا با این اقدام راضی نبود. با همهی اینها، چون میرمهنا بیتحرک شده بود، لذا کارکنان خارگ میبایست به نصف تقلیل یابند و سربازان بومی از کار اخراج شوند.118
روابط هلندیها با بنوکعب
در این اثنا اوضاع در بصره و اطراف آن ناآرام بود. به علت مرگ سلیمان پاشا در سال 1762 اوضاع در بغداد و بصره به هرج و مرج گراییده بود. در بصره دکانها تعطیل بود، تجارت دچار وقفه شده بود و اسماعیل آقا، متسلم بصره، کنترل شهر را از دست داده بود. این اوضاع تا اوت 1762 که علیآقا، متسلم سابق بصره، به عنوان پاشای بغداد منصوب گشت، ادامه یافت. او توانست نظم و امنیت دوباره برقرار کند. در ماه مه 1762 شیخ سلمان با محاصره اروند رود ـ به این بهانه که میخواهد از تجاری حفاظت کند که قصد رفتن به بصره را دارند ـ از این وضعیت به نفع خود بهرهبرداری کرد. در واقع او با این حرکت میخواست استقلال یابد و تجارت بصره را به قبان و دورق، واقع در قلمرو خود جلب کند. بنابراین او از هلندیها درخواست کرد تا (1) با اعزام یک نفر یک قرارداد تهاجمی ـ تدافعی با او منعقد کنند. او همچنین به هلندیها پیشنهاد کرد (2) تا کلیهی واردات آنها را خریداری کند و از آنها خواست تا (3) پا درمیانی کرده و بین او و شیخ سعدون صلح برقرار کنند. هلندیها به دلیل نفوذ شیخ سلمان، دستیار ارشد خود، تام، را به قبان اعزام کردند. هلندیها به تام دستور داده بودند تا مؤدبانه از انجام موارد (1) و (2) امتناع کند اما او مجاز بود که بین این دو شیخ، صلح برقرار کند. تام از عهدهی مورد اخیر برآمد و برای نهایی کردن مذاکرات صلح بین این دو گروه، رهسپار بوشهر گردید. به رغم اینکه شیخ سلمان هنوز با علی پاشا بیعت نکرده، اما در سال 1763 با او به تفاهم رسیده بود، فعالیتهای تجاری از سر گرفته شد.119 شیخ سلمان به نشانهی سپاسگزاری از این اقدام هلندیها در اکتبر 1763 یک فروند گالیوات به عنوان هدیه برای آنها فرستاد. بوشمن از این اقدام بلاتکلیف گردید، زیرا اگر این هدیه را نمیپذیرفت به یکی از سرکردههای قدرتمند محلی توهین میکرد و اگر آن را میپذیرفت، در مقابل میبایست هدیهای به او میداد، که باتاویا با آن مخالفت میکرد. با وجود این، چون هنوز با میرمهنا صلح برقرار نشده بود، بوشمن تصمیم گرفت این گالیوات ـ که چند سال قبل در خارگ ساخته شده بود ـ را قبول کند.120
تجدید روابط با میرمهنا
کسانیکه امیدوار بودند کریمخان بتواند میرمهنا را از پای درآورد مأیوس و سرخورده شده بودند. کریمخان سرگرم فرونشاندن شورشی جدی بود، در نتیجه میرمهنا توانست سرتاسر دشتستان ـ به استثنای بوشهر و خارگ ـ را به کنترل خود درآورد. او هر روز بوشهر را تحت فشار قرار میداد و همهی راههای ورودی به بوشهر بسته شده بود طوری که شیخ سعدون میترسید شهر را از دست دهد. اقدامات میرمهنا هلندیها را هم که مایحتاج خود را از بوشهر تأمین میکردند به ستوه آورده بود.121
از موقعی که بوشمن در اوت 1762 به عنوان نماینده هلندیها در خارگ مستقر شد، میرمهنا نشان میداد که میخواهد با هلندیها از درِ سازش درآید. او حتی نشان میداد که میخواهد دو فروند گالیوات هلندیها که به یغما گرفته بود به آنها پس دهد. چون میرمهنا بخش ساحلی را تحت کنترل داشت و نیز به خاطر وضعیت تدارکاتی خارگ، بوشمن نسبت به این حرکتها واکنش مساعد نشان میداد. میرمهنا آنگاه دو نفر نماینده که حامل نامهای از سوی او بودند، جهت تبادل نظر پیرامون صلح اعزام کرد. میرمهنا در این نامه برای اینکه نشان دهد او چقدر برای برقراری صلح صادق و صمیمی است، از ادعای خود به خارگ و نیز کلیه توافقهایی که پدرش با هلندیها منعقد ساخته بود به طور رسمی چشم پوشید. او همچنین بر ارادهی خود دایر بر اعادهی گالیواتها تأکید کرد. میرمهنا برای تأکید بر حسن نیت خود اجازه داد رفت و آمد عادی به خارگ از سر گرفته شود و این در حالی بود که او کالاها و شناورهای متعلق به ساکنان خارگ که او آنها را به غنیمت گرفته بود، به آنها پس داد. در 13 فوریه 1763 میرمهنا یکی از گالیواتها ـ که در وضعیت بدی بود ـ را پس فرستاد و قول داد یک فروند دیگر هم به زودی به هلندیها پس دهد. ضمناً میرمهنا این را به عهدهی بوشمن گذاشت که آیا او میخواهد یک فروند گالیواتی که هلندیها از او به غنیمت گرفته بودند پس دهد یا نه. به رغم اینکه هلندیها تصمیم گرفته بودند تا با او وارد معامله شوند معالوصف این اتفاق روی نداد زیرا دیری نپایید که میرمهنا علیه بوشهر وارد جنگ شد و در خلال ماههای فوریه ـ مارس 1763، سهبار بوشهر را مورد حمله قرار داد. این حملات برای او بیثمر بود و شیخ سعدون از این کشمکش توانست به مواضع قدرتمندتری دست یابد.122 این مواضع چنان قدرتمندانه بود که کمپانی هند شرقی انگلستان ترجیح داد عملیات تجاری خود را در مارس 1763 از بندرعباس به بوشهر انتقال دهد. چون هلندیها از این اقدامات بسیار ناخشنود بودند درصدد برآمدند تا کریمخان را قانع کنند که این اهداف انگلیسیها به نفع ایران نیست. بیهیچ تردید انگلیسیها هم برای اینکه راجع به اهداف هلندیها همین مطلب را عنوان کنند، از قافله عقب نمیماندند.
جنگهای کریمخان علیه بنوکعب و میرمهنا
در سال 1764 کریمخان در اوج قدرت بود. اکثر مناطق ایران تحت کنترل او، و تجارت رو به رونق نهاده بود. برای مثال در جادههای بین شیراز و مرز روسیه در آن سال، کاروانهای تجاری سنگینی در رفت و آمد بودند. با وجود این، میرمهنا در بخشهای ساحلی خلیجفارس مایهی دردسر بود، هرچند در آن سال، ماهها بود که او به کاروانی حمله نکرده بود. در سپتامبر 1764 این شایعه بر سر زبانها افتاد که یک قوای نظامی در حال پیشروی به سوی بندر ریگ است.123 بنابراین، میرمهنا بلادرنگ برای احتیاط، آذوقه جمعآوری و ذخیره کرد و کسانی که فاقد خوار و بار موردنیاز به مدت یک سال بودند، از بندر ریگ اخراج کرد. هلندیها با وجودی که با میرمهنا در حال صلح بودند معالوصف امیدوار بودند که کریمخان بتواند او را از پای درآورد. روابط هلندیها با سایر رؤسای بخش ساحلی حسنه بود و بهخصوص از کشمکش شیخ سعدون با کمپانی هند شرقی انگلستان (ایک) در اوایل سال 1764، سود میبردند. رأی و نظر باتاویا راجع به رویدادهای خلیجفارس مؤکداً این بود که بوشمن باید از کشمکشهای محلی خود را کنار کشد و موضعی بیطرفانه اتخاذ کند.124 میرمهنا در واپسین ماههای سال 1764 حمله به کاروانها را از سر گرفت. او حتا در نوامبر 1764 که قوای کریمخان سرانجام وارد دشتستان شده بود، باز هم حمله به کاروانها را ادامه میداد. هدف از اعزام این قوا جنگ با شیخ سلمان و نه با میرمهنا بود که کریمخان مذبوحانه کوشیده بود با او صلح کند. کریمخان که در خلال زمستان مقدمات کار را فراهم آورده بود، در مارس 1765 علیه بنوکعب وارد جنگ شد. این عملیات جنگی نتیجهی قرارداد سال 1764 بین کریمخان و عمر پاشا، حکمران بغداد بود. منظور از این عملیات این بود که در یک حملهی گاز انبری ـ که همزمان توسط سربازان ایرانی و ترک صورت میگرفت ـ بر شیخ سلمان چنگ اندازند. شیخ سلمان به سرزمینهای باتلاقی عقب نشست که یافتن او در آنجا بسیار دشوار بود. علاوه بر این، سربازان ترک در این عملیات شرکت نکردند و کریمخان در ژوییه 1765، با شیخ سلمان صلح کرد. در این گیر و دار کریمخان، «امیر گونه خان» را به منظور آرام ساختن مناطق ساحلی واقع در بین بوشهر و کنگان و بهخصوص برای حمله به میرمهنا، به منطقه اعزام کرد.125 امیرگونه به منظور قطع خطوط عقبنشینی میرمهنا به واحدهای شناور جنگی نیاز داشت. تنها کسانی که مایل به کمک به او بودند، شیخ سعدون و انگلیسیها بودند. بنابراین، سرکیس کلانتر ارامنه و بیگلر بیگی کهکیلیویه به عنوان نماینده در مارس 1765 به خارگ اعزام گردید، تا از هلندیها درخواست کمک کند. او حامل نامهای از طرف کریمخان بود که از هلندیها میخواست تا به کمک شیخ سعدون بندر ریگ را به طور مشترک به محاصرهی دریایی درآورند. افزون بر این، سرکیس به بوشمن گفت که همهی ارامنه باید این جزیره را ترک کنند و «واک» هم بابت کالاهایی که وارد خارگ میشود باید 5 درصد عوارض گمرکی بپردازد. بوشمن نیز به سرکیس اظهار داشت که او نمیتواند در این جنگ کمک کند زیرا نه نیرو و نه تجهیزات نظامی در اختیار دارد و تنها در اواخر سال، که کشتیهای واک به خارگ میآیند، احتمالاً میتواند چنین کاری را انجام دهد. ضمناً راجع به ارامنه بوشمن به سرکیس گفت که آنها آزادند در جزیره اقامت جسته یا آنجا را ترک کنند اما هلندیها آنها را اخراج نخواهد کرد. در مورد پرداخت 5 درصد عوارض گمرکی، او به سرکیس اطلاع داد که خارگ قلمرو هلندیها است و کریمخان هم در سال 1756 آن را تایید کرده است. علاوه بر این، هنگامی که کالاهای هلندی وارد سرزمین اصلی ایران میشود، عوارض گمرکی آن پرداخت میگردد و اگر کریم خواستار این پول است او باید به کسانی مراجعه کند که عوارض گمرکی وصول میکنند. لذا بوشمن قول داد که این خواستهها را به باتاویا گزارش کند، اما به سرکیس اطمینان داد که اگر کریمخان آنها را تحت فشار قرار دهد واک از تجارت با ایران کلاً چشم خواهد پوشید. سرکیس به مدت دو ماه در خارگ توقف کرد و در این مدت هرگز به خواستههای گوناگون اشاره نکرد.126
در پی سهمیهبندی بنزین در 8 ماهه نخست امسال رخ داد :
تعداد مسافرت های مردم استان نسبت به سال گذشته افزایش یافت
مدیرکل پایانههای حمل و نقل استان بوشهر به مناسبت هفتهی راهداری و حمل و نقل در جمع خبرنگاران اظهار داشت: در 8 ماهه نخست امسال 3 میلیون و 58 هزار نفر از مردم استان به مسافرت رفتند که نسبت به سال گذشته 68/11 درصد رشد را نشان میدهد.
مهندس محمودی در ادامه به تعداد مسافر اشاره کرد و گفت: امسال 211 هزار نفر سفر مسافری در استان داشتهایم که 2/8 درصد نسبت به سال گذشته رشد داشته است.
وی افزود: حمل مسافر در سالهای گذشته معمولاً یا ثابت بوده است یا درصدی کاهش داشته که امسال با توجه به سهمیه بندی بنزین پیش بینی کرده بودیم که کاهش یابد.
وی در ادامه علت کمتر رشد کردن تعداد سفر را در استان اقتصادی کردن بخش حمل و نقل مسافر عنوان کرد و یادآور شد: خوشبختانه توانستهایم بخش حمل مسافر را اقتصادیتر کنیم یعنی تعداد ماشینهای کمتری به مسافرت رفتهاند اما مسافران زیادی مسافرت کردند و از ظرفیت خالی موجود نهایت استفاده را کردهایم.
محمودی در ادامه به ارتقاء رتبه استان در بخش حمل و نقل از 28 به 20 در کشور اشاره کرد افزود: هر سال 1 الی 2 رتبه ارتقاء داشتهایم و رو به جلو حرکت کردیم و استحقاق استان بوشهر بیش از اینهاست که جزء استانهای برتر کشور باشد.
وی در ادامه تصریح کرد: 2 میلیون و 896 هزار تن کالا در 8 ماهه نخست امسال از استان به سراسر کشور حمل شده است و این جدا از کالاهایی است که وارد استان شده و غیر از بارهای صادراتی که مبداء آن استانهای دیگر و از بوشهر به خارج صادر شده است.
وی در ادامه با اشاره تعداد کامیونهایی که به پایانههای بار بوشهر در 8 ماهه نخست امسال وارد شدهاند گفت: 67 هزار 943 هزار دستگاه وارد پایانههای بار بوشهر شده است که 65/4 درصد رشد نسبت به مشابه سال قبل داشته است.
مدیرکل پایانههای حمل و نقل استان در بخش دیگر از صحبتهایش مهمترین امتیاز استان را نسبت به کشور جوان بودن ناوگان حمل و نقل کالا و مسافر ذکر کرد و یادآور شد: 2639 دستگاه کامیون در استان فعالیت میکنند که12 سا