در پی تجمع اعتراض آمیز ملوانان استان
پور فاطمی: الهام معنی ته لنجی را نمیفهمد
نه ارازل اوباش هستیم نه دست نشانده آمریکاییها، ملوانانی هستیم که نانی در سفر نداریم. صحبت های ملوان پیری است که با دیگر ملوانان به نشانی اعتراض به علت ته لنجی روبه روی استانداری تجمع کردند، حدوداً 200 الی 300 نفر هستند. یکی از ملوانان معترض میگوید7 ـ 6 هزار نفر در منطقه ی دلوار و دیر بیکار شدهاند، بعد هم در رسانه و تلویزیون میگویند نرخ بیکاری تک رقمی شده جواب ما را چه کسی می دهد! دوست جوانش نیز میگوید: پول نفت و گاز این استان را به ما بدهند ته لنجی نخواستیم. یکی دیگر از ملوانان که دستهای چروکیده و موهای سفیدش نشان میدهد که سالهاست با دریا امرار و معاش میکند میگوید: از سال 42 که به یاد دارم دریا به روی مردم باز بود و ملوانان استفاده می کردند، نان ما با موج دریاست وقتی موج دریا نباشد هیچی نداریم. یکی دیگر از معترضین نیز میگویند مرز را بستند درست حقوق مرزی را به ما بدهند، ما هیچی از دولت نهم نمی خواهیم اگر ایرانی به حساب می آیم حق و حقوق ما را بدهند اگر نه اجازه بدهند با زن و بچههایمان به کشورهای عربی پناهنده شویم چرا که چاره ای نداریم. ملوان دیگری نیز میگوید با وضعیتی که پیش آمده آمار تخلفات بیشتر شده است. در کلانتری دلوار ـ بوالخیر هر سال یک پرونده بود اما الان هر هفته یک پرونده سرقت است، مردم بیکار هستند چطور نان زن و بچه را بدهند. یکی از معترضین نیز با عصبانیت میگوید احمدی نژاد گفت: پول نفت را سر سفره ها می آورم، پول نفت که نیامد تکه نانی که از زمان رضا شاه مانده بود از ما گرفتند.
نماینده مردم دشتی و تنگستان که در جمع معترضین حضور پیدا کرده بود در گفت وگوی کوتاه با نصیر بوشهر گفت: در تذکری که به رییس جمهور و وزیر بازرگانی دادهام این موضوع را مطرح کردم لااقل 350 هزار نفر از مردم ما مستقیم یا غیر مستقیم با ته لنجی مرتبط هستند. سید محمد مهدی پورفاطمی افزود: آقایان که در تهران نشسته اند می گویند مردم بوشهر ته لنجی را برای تهرانی ها می آورند باید یادآوری کنیم گاز نیز از بوشهر برای تهرانی ها و دیگر نقاط کشور می رود. وی خاطر نشان کرد: مردم ما در تابستان با شرجی و گرما در زمستان با موج و سرما دست به گریبانند خطرات سفر را به جان میخرند دولت هم باید کمک کند. اگر بنا بود نیروی انتظامی را در مرزها مستقر کنند خیلی بیشتر از این ها باید هزینه پرداخت می کردند. پورفاطمی اضافه کرد: مردم به من می گویند قبل از این که آمریکا ما را تحریم کند دولت خودمان ما را تحریم کرده، ما این را نمی پسندیم باید به مردم کمک شود. وی تأکید کرد: مسئولان استانی باید این جرأت را داشته باشند مسئله را در استان حل کنند این مسئله در تهران حل نمی شود زیرا نه رییس گمرک تهران و نه دکتر الهام معنی ته لنجی را نمی فهمند چرا که با دریا آشنایی ندارند، باید کسی متولی کار شود که با آب و دریا آشنایی داشته باشد.
ناکامی دیگر برای ستاد اصلاح طلبان پیشرو در خورموج
شنیده شده است سه نفر از اعضای ستاد اصلاح طلبان پیشرو توسط یکی از کاندیداهای دشتی در خورموج و درگیری با تعدادی دیگر از اصلاح طلبان دشتی تشکیل جلسه دادهاند. شنیدنی ها حاکی است کمالی عضو ستاد اصلاح طلبان پیشرو، پورفاطمی نماینده مجلس را به جلسه دعوت می نماید و نماینده مجلس از نحوه تشکیل جلسه معترض شده و اظهار می دارد کسی که یک هفته برای پست و مقام در دفتر عطارزاده می خوابد نمی تواند تشکیل دهنده ستاد اصلاح طلبان باشد. گفته می شود. ستاد اصلاح طلبان پیشرو در هفته گذشته در اولین جلسه به علت عدم استقبال اصلاح طلبان نتوانست ستاد شهرستان دشتی را راهاندازی نماید. شنیدنیها حاکی است ستاد مزبور با همکاری یکی از کاندیداهای طرفدار معین و با حضور طرفداران وی در غیاب همه اصلاح طلبان دشتی مبادرت به تشکیل جلسه نموده است .
تأیید صلاحیت استانداران و فرمانداران مستعفی دولت خاتمی
شنیده شده است استانداران و فرمانداران و مدیران کلی که در دولت خاتمی به علت اعتراض به نحوه عملکرد شورای نگهبان استعفا دادهاند به دلیل برگزاری سالم انتخابات در دوره هفتم مجلس، تأیید صلاحیت خواهند شد. لازم به ذکر است تعدادی از مدیران کل مستعفی، نیز در انتخابات شورا تأیید صلاحیت شدهاند.
حذف عطارزاده و صالحی از لیست اصولگرایان
شنیده شده است عطارزاده و قیصر صالحی از لیست انتخاباتی اصولگرایان استان بوشهر حذف شده اند. شنیدنیها حاکی است قیصر صالحی قبلاً اظهار داشته بود که برای تنظیم لیست اصولگرایان دیگر استانها همکاری میکنم. این در حالی است که حجه الاسلام شیخ احمدی را در لیست انتخاباتی اصولگرایان استان برای حوزه انتخابیه قیصر مشخص شده است.
اصلاح طلبان پیشرو و انحلال انجمن اسلامی معلمان استان
شنیده شده است ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان پیشرو استان بوشهر مدتی است که به دلیل نپذیرفتن اطاعت محض توسط انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر از آنان، به دنبال منحل نمودن آن می باشند. شنیدنیها حاکی است بختیاری که نمایندگی هیچ گروهی را به عهده ندارد ولی خود را به عنوان نماینده گروههای مختلف سیاسی معرفی میکند با ترغیب کرمی عضو انجمن اسلامی معلمان استان به استعفا و نوشتن استعفای جعلی برای عضو دیگر انجمن قصد انحلال آن را داشته است که با هوشیاری عبدالهی عضو انجمن و همچنین جایگزینی اعضای علی البدل به جای علی کرمی عضو مستعفی و بختیاری عضو اخراجی، رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان و اصلاحطلبان پیشرو نتوانستند به نیتشان که انحلال انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر برسند.
شکست اصلاح طلبان پیشرو استان در شهرستان دیر
شنیده شده است نشست اصلاحطلبان پیشرو در دیر به دلیل عدم استقبال اصلاحطلبان به شکست انجامید. شنیدنیها حاکی است در این نشست که 7 نفر شرکت کرده بودند 5 نفر را اجباراً به عنوان ستاد اصلاحطلبان دیر معرفی کردهاند.
قیصر و علی عمرانی!
شنیده شده است قیصر صالحی در مراسم بازدید یکی از وزرا از منطقه ویژه اقتصادی اظهار داشته است که به علت اقدامات گسترده ی عمرانی علی افراشته استاندار بوشهر، باید نام او را "علی عمرانی" گذاشت. گفته می شود این اولین دوره مجلس است که نمایندگان استان به جای این که پیگیر مسائل اقتصادی، عمرانی و توسعه استان باشند، دائم در حال تغییر نام استان و همچنین تغییر نام فامیلی استاندار هستند!
انصراف علمداری از کاندیداتوری
شنیده شده است علمداری یکی از کاندیداهای حوزه ی انتخابیه دیر، کنگان، جم و ریز از فعالیت خود کاسته و گویا از کاندیداتوری نمایندگی مجلس منصرف شده است.
قاچاق یکی از شرکتها در بوشهر
شنیده شده است یکی از شرکتهای بزرگ دریایی در بوشهر سالهاست که مبادرت به ارتکاب قاچاق در اسکله خصوصی خود مینماید. گفته می شود شرکت مزبور چندین سال قبل بیش از یک میلیارد تومان جریمه شد که با پیگیری شرکت در تهران مقامات قضایی نتوانستند جریمه متعلقه را وصول کنند.
اعدام در آبدان
شنیده شده است اخیراً فردی که 15 سال قبل همسایه خودش را کشته بود و مخفیانه در تهران تشکیل زندگی داده و صاحب فرزند شده بود پس از شناسایی توسط پلیس تهران و محاکمه دو هفته قبل در استادیوم آبدان اعدام گردید.
اولین نشست اصلاحطلبان واقعی از اعضای ستادهای انتخاباتی خاتمی و کروبی استان بوشهر در کاکی برگزار گردید.
حضور گسترده اعضای ستادهای انتخاباتی خاتمی در سال 76 و 80 و ستادهای انتخاباتی کروبی در سال 84 در استان بوشهر با حضور حجتالاسلام پورفاطمی نماینده دشتی و تنگستان و حجتالاسلام رزمجو برگزار گردید.
در این نشست که بیش از 150 نفر از اعضای ستادها از شهرستانهای بوشهر، کنگان، دیر، دشتی، گناوه، دیلم، دشتستان، جم و ریز، بخشهای سعدآباد، خارگ و کاکی حضور داشتند، حجتالاسلام رزمجو پیرامون عید غدیر خم سخنرانی نمود، حجتالاسلام پورفاطمی از وضعیت اصلاحطلبان در استان سخن گفت و قدرت رحیمی اهداف نشست را بر شمرد.
همچنین نمایندگان شهرستانهای دشتی، کنگان و بخش سعدآباد پیرامون اصلاحات مطالبی را بیان کردند.
قطعنامه اولین نشست اصلاحطلبان واقعی استان در کاکی
زندگی و کامیابی و ناکامیهای آن کوهی را میماند که با پستی و بلندیهایش تن به جولان رهنوردان سپرده است چه بسیار از آنان که پای از پایه فراتر نمیگذارند یا در دامنه میمانند و یا از پرتگاهها فرو میغلتند قلههای کامیابی و موفقیت را تنها بلندهمتان زیر پا میگذارند، آنان که سوار بر توسن اراده، گویی پیشی از دیگران میربایند و پیش میتازند همانان که گرم نفسانِ تاریخ سازند.
آری، آنان پایههای سنگین تاریخ را بر شانههای همت خود استوار میداند و به پیش میرانند آنان که معماران تاریخند و کاروان تاریخ تا اوج شکوه و فرازمندی رساندهاند انسانهای صاحب اندیشه و اراده، همت و مجاهدت، یاور و پایداری نوآوری و زمان شناس بودهاند.
فاتحان قلههای دانش و حکمت پدیدآورندگان تحولهای بزرگ، معلمان اجتماعی بودهاند. بر همین اساس ما امضا کنندگان زیر که دغدغهی حفظ نظام مقدس جمهوری اسلامی و ادامهی راه و مشی امام را داریم با ترکیب اعضای ستادهای خاتمی و کروبی در سالها 76، 80 و 84 بیانیهی نشست خود را به عنوان منادیان جلوگیری از تفرقهی اصلاحطلبان به شرح زیر اعلام می داریم.
1ـ ما پایبندی خود را به نظام مقدس جمهوری اسلامی و قانون اساسی اعلام میداریم.
2ـ ما اسلامیت و جمهوریت نظام را مکمل همدیگر میدانیم و پایداری آن را در ادامه راه و مشی امام (ره) و عمل به قانون اساسی و قانونمداری میدانیم لذا باید زمینهی حضور همه تفکرات متعهد به قانون اساسی در جریانهای مختلف اقتصادی، اجتماعی و سیاسی فراهم گردد و دخالت در سرنوشت خویش حق مسلم مردم است.
3ـ صیانت و سلامت انتخابات دغدغهی جمعی ماست و ما از مجاری مختلف که به هر نحو دخالت در اجرای انتخابات دارند مصرانه میخواهیم زمینهی حضور همهی طیفهای فکری متعهد به قانون اساسی را ایجاد نمایند و از رد صلاحیت کاندیدها به ویژه در انتخابات نهمین دورهی انتخابات مجلس به صورت غیر قانونی خودداری نمایند.
4ـ ما معتقدیم آزادی مطبوعات در چارچوب قانون نه تنها مانع پیشرفت و وحدت ملی نیست بلکه به عنوان چشمان تیزبین مردم بهترین وسیلهی انتقال نظریات مردم به حاکمیت میباشند.
5ـ ما معتقدیم دانشجویان و دانشگاهیان، نخبگان و برگزیدگان این ملت می باشند لذا باید زمینهای فراهم شود تا بتوانند آزادانه نظریاتشان را مطرح نمایند و فعالیت سیاسی اجتماعی داشته باشند. برخورد با این قشر را برخورد با نخبگان جامعه دانسته و زمینه فرار مغزها را فراهم مینماید.
6ـ ما نگرانی خود را از نحوهی تشکیل حزب اعتماد ملی در استان بوشهر اعلام می داریم و مصرانه و عاجلانه از آقای کروبی میخواهیم نسبت به اصلاح این تشکل در استان اقدام نمایند .
7ـ همچنین ما نگرانی خود را نسبت به نحوهی تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان استان و اصلاحطلبان مردمی که با اعلامیههای جداگانه اعلام موجودیت کرده اعلام میداریم و اعتقاد داریم هستهی اصلی ائتلاف استان با یک نام باید ترکیبی از نیروهای اصلاحطلب در مرکز استان و شهرستانهای تابع باشد.
شهر ما خانهی ما؛ پس گرمابهاش کجاست؟
مسافران از راه رسیده، سربازان خسته و از پادگان مرخص شده و دیگر مهاجرین، حداقل نیمی از این اقشار نیاز به نظافت شخصی دارند. در به در به دنبال گرمابه. هر از گاهی در معابر میشنویم که عابر سؤال مینماید و سراغ حمام میگیرد و جوابش منفی است، آن گاه باید تحمل شستشو نکردن بدن خود را بنماید. این شهر کهن و چند هزار ساله در حدود سی چهل سال پیش دارای شش هفت گرمابه عمومی خزونهدار بود که تعدادی از آنها به تدریج نمره شدند. کوی شیخ سعدون حمام دلشگا، کوی شنبدی حمامهای حاج محمد جعفر و خان ،کوی بهبهانی گرما به طلا ،کوی دهدشتی گرما به نمکی و حمام قبری کنار مسجد امام کنونی. بعدها هم حمام نمره که به نام حمام شهرداری معروف بود در نزدیکی بیمارستان فاطمه زهرا بنا نمودند. متأسفانه در حال حاضر حتی آثاری از آنها هم وجود ندارد که نشانی از گرمابه عمومی شهر باشد. جای شگفتی است در آن زمان که جمعیت شهر نسبت به حال خیلی کمتر بود این تعداد گرما به عمومی وجود داشت اما در حال حاضر که میبایست امکانات بهداشتی چشمگیری باشد متأسفانه این چنین روزگاری پدید آمده که مسئولین محترم هم به سادگی از آن میگذرند. شاید گفته شود که مردم در آن زمان در منازلشان حمام نداشتند، و مجبور بودند از گرما به عمومی استفاده کنند، اما هم اکنون تمام منازل دارای حمام بوده و نیازی به گرما به بیرون نیست. ولی جوابگوی مسافر و مهاجر و سرباز و … چه کسی خواهد بود؟ به هر حال امکانات بهداشتی به ویژه گرما به و توالت عمومی نیاز ضروری هر شهر میباشد و مخصوصاً شهرهایی که پادگانهای نظامی متعددی دارا میباشند. تصور میشود فقدان امکانات بهداشتی در شهر مورد انتقاد مهاجرین و مسافرین قرار گیرد که آن هم برای شهری با این همه قدمت. صورت خوشی ندارد. در بعضی از شهرهای بزرگ تقریباً در کنار بعضی مساجد دستشوییهای عمومی قرار دارد که در طول روز عابرین میتوانند از آنها استفاده نمایند. همان طور هم گرمابههای متعددی وجود دارد. گر چه تعدادی تعطیل گردیده اما هنوز هم در خیابانهای قدیمی و شلوغ مراکز شهرهای بزرگ این گونه گرمابههای عمومی مورد استفاده مسافرین و مهاجرین قرار میگیرد. متأسفانه در بوشهر بعد از آن که گرمابههای عمومی یکی پس از دیگری تعطیل گردید در این عصر بهداشت و نظافت، وجود این مراکز بهداشتی که از ملزومات اصلی شهر میباشد به دست فراموشی سپرده شد. بومیان و شهروندان محترم که نیازی به آن نداشته اما آیا مسافران و مهمانان این خطه تاریخی که در نیم قرن پیش نزدیک به هشت تا ده گرما به داشته میبایست در جستجوی آن باشند؟ آیا در عصر حاضر نمیبایست حداقل یک یا دو حمام عمومی وجود داشته باشد که اصالت بهداشتی بودن این شهر هم تضمین نماید و مورد انتقاد قرار نگیرد؟
آیین شب کریسمس
در کشورهای مختلف به ویژه کشورهای اروپایی و آمریکایی، مسیحیان جهان در تدارک تحویل سال جدید هستند. مسیحیان دنیا یک هفته قبل از ژانویه، شب 25 دسامبر تولد پیامبرشان را جشن میگیرند. در روز جشن کریسمس مسیحیان درخت کاجی به خانه میآورند که نشانهی سبزی، طراوت و استواری در تمامی فصلهاست. آنان این درخت را با چراغهایی که نشانهی روشنایی و نور است تزیین میکنند که این سنت به سال 510 میلادی برمیگردد. بر روی درخت کاج تزیینات زیبایی صورت میگیرید، نوار سفید روی درخت کاج نشان از پاکی حضرت مریم است، نوار قرمز نیز نشان از ریختن خون مسیح بر صلیب است و رنگ سبز هم نشان از هدیه خداوند میباشد یعنی مسیح برای نجات بشر فرستاده شده است.
در قسمت بالای درخت کاج ستارهای به چشم میخورد که نشان از تولد حضرت مسیح است و روی درخت را با عروسکهایی تزیین میکنند که تداعی کننده فرشتگانی است که بر چوپانان ظاهر شدند و مژده تولد مسیح را دادند.
این آیین کمی شباهت با سفره هفتسین ما ایرانیان دارد. در سفرهی هفتسین هم هر چیزی نشانهی با خود دارد به طور مثال: سبزه پای سفره که نشان از طراوات و سبزی دارد و یا شمع که نشانهی روشنی است و ...
اما در هر دین و آیینی یک شخص را سمبل قرار میدهند مثلاً ما ایرانیان شخصی را با نام عمو نوروز داریم. همین اصل در آیین مسیحیان نیز وجود دارد که آن را «بابانوئل» مینامند.
و اما «بابانوئل»....
«بابانوئل» سمبلی از کشیشی به نام «سنت نیکلاس» است که در شبهای سرد ماه دسامبر به صورت ناشناس با یک شنل قرمز رنگ به محرومان سر میزد و برای آنان غذاهای لذیذ و هدیههای فراوان میبرد. کودکان عاشق او بودند. میگویند وی در قرن چهارم یا پنجم میلادی زندگی میکرد. در نگاه بچهها، نیکولاس شخصی است که با شنل و کلاهی قرمز، سوار بر سورتمه توسط گوزنهای زیبا بر روی برف کشیده میشود، آنان منتظرند تا «بابانوئل» از لوله بخاری خانه آنها بیاید و هدیهی آنها را در زیر درخت کریسمس یا در زیر بالش و یا درون جورابهای بلندی که به کنار لوله بخاری آویزان کردهاند، بگذارد.
گفتنی است با فرا رسیدن هر سال جدید مسیحی مسلمانان به ویژه در کشور عزیزمان ایران به هموطنان مسیحی تبریک میگویند و حتی به بازدیدشان میروند. همین طور مسیحیهای سرزمینمان ایران چنین سنتی را در عید نوروز به جا می آورند .
آیا به راستی در کشورهای مسیحی نشین چنین اتفاقی میافتد؟ آیا آنها عید مسلمانان را به آنها تبریک میگویند؟ متأسفانه در سالهای اخیر شاهد بودهایم بیشتر سیاسیون و دولت مردان غرب سعی کردند بدترین تهمتها را به مسلمانان بزنند، در باره آنها فیلم بسازند و به هر ترفندی دست زدهاند که مسلمانان را تخریب شخصیت کنند و حتی با درست کردن برخی از فیلمها تاریخ چند هزار ساله ایران را نیز زیر سؤال بردهاند و از ما ایرانیان افرادی ترسناک ساختهآند در صورتی که تاریخ ما و بناهای ما خود نشان از عظمت ایران و ایرانیان دارد.
آنها میگویند ما حقوق بشر را ساختهایم در صورتی که ما ایرانیان در زمان حکمرانی سلسله هخامنشیان با حقوق بشر آشنایی داشتیم و حکایت ساخته شدن کاخ پرسپولیس توسط داریوش خود حاکی از حقوق بشر است.
اما امروزه مردم کشورهای مسیحی نشین از لحاظ توجیه چنین مسائلی به رشد قابل توجهی رسیدهاند و میبینیم که در یک سال اخیر مخالف افراد سیاسی کشورهایشان شدهاند.
سال جدید میلادی بر تمام مسیحیان مبارک باد
شهروند امروز؛ نیاز امروز شهروند
روزنامه، نشریات، مجلات، … یکی از مهمترین ارکان آزادی هستند . همان طور که وقتی تاریخ را ورق میزنیم میبینیم که همین نشریات و روزنامهها یکی از مهمترین ارکانی بودند که انقلاب مشروطه ایران را رقم زدند.
ادبیات کمک بسیار مهمی را به صاحبان قلمهای سیاسی کرده است به آنان که وطن و سرزمینشان را دوست میدارند و اگر در آن جامعه تجربه به توقیف روزنامهها و نشریات باشد روزنامهنگاران متعدد با نوشتار ادبی افکار و عقاید خود را منتشر میکنند و ادبی نوشتن سیاسی در عصر معاصر بیشتر نمایان گردیده است.
مجلهی شهروند امروز با معرفی انسانهای بزرگ و تأثیر گزار و دیکتاتوران و عقاید آنها سعی در تأثیر گزاری مخاطب خویش است. طیف مخاطبان این مجله را قشر روشنفکر و خواهان اصلاح تشکیل میدهد. این هفتهنامه خبری و تحلیلی در زمینههای فرهنگی اقتصادی و اجتماعی فعالیت میکند . جای خالی مجله شهروند سالها بود که در فضای مطبوعاتی ایران احساس میشد ضمن آن که در شرایط کنونی و جَو موجود و حساسیتهای بالایی که در زمینه
مطبوعات وجود دارد نمیتوان انتظار چندانی برای انجام کارهای خارقالعاده … و خاص داشت. یکی از مهمترین بخشهای این مجله، چهرههایی است که در هر
شماره به آن پرداخته میشود و بدین ترتیب اطلاعات مهمی دربارهی شخصیتهای مختلف سیاسی و فرهنگی به افراد داده میشود که بسیاری از آنها را نمیتوان در مطبوعات و حتا کتابها دریافت. شاید این گونه احساس شود که این مجله در نبود روزنامههای مؤثر این چنین جلوهگر شده است در حالی که اعتقاد دارم شهروند امروز نیاز شهروند امروز جامعهای است که خیلی از مردم هنوز تفاوت معنایی شهرنشین و شهروند را نمیدانند و شهروند امروز در حال کامل کردن پیش زمینهی فکری مردم است.
آرام آرام مردم را با آزادی خواه و اصلاحطلب روبهرو کرده است. آرام آرام کلماتی نظیر آزادی حقوق شهروندی، جامعه مدنی، حقوق بشر حقوق بینالمللی را در
ذهن مردم به یک سئوال تبدیل کرده است. مردم را با دیکتاتورها و افکار قبل و بعد از به قدرت رسیدن این دیکتاتورها آشنا کرده است. از مورالس تاچاوز و دانیل اورتگا و از مطلق شدن دیکتاتوری آقای فیدل کاسترو سخن می گوید و از اهداف دیکتاتورانهی چاوز پرده بر میدارد. از حلقه یارانی مینویسد که به حیات خلوت آمریکا راه پیدا کردهاند… شهروند چنین موضوعاتی را به نگارش در آورده است و این نیاز جامعه امروز ایران است. وقتی به عکسهای چاپ شده در شهروند امروز نگاه میکنیم سؤالات بسیار مهمی در ذهن ما تداعی میشود.
به چهرههای روی جلد شهروند بیندیشید ، همه و همه افکار صاحبان و مدیران شهروند امروز را به مخاطبان منتقل میکند و این انتقال و اطلاع رسانی از ضروریات مهم جامعهای است که از تفکر سنتی با وجود طرفداران قدرتمند میخواهد پا به عرصه تجدد بگذارد و به نوعی کمکی به تشکیل جامعه مدنی بکند. اگر چه این وظیفه را میبایست احزاب انجام دهند ولی وقتی که احزاب تودهای که از دل طبقات جامعه تشکیل گردیده باشد وجود نداشته و قدرت نداشته باشد این وظیفه را مطبوعات انجام میدهند.
شهروند امروز دغدغه جامعهای را مینگارد که از حقوق بشر سخن میگوید و دفاع از حقوق بشر امری پسندیده و قابل ستایش است … از شعر فروغ مینویسد.
آن جا که فروغ با این کلمات میرقصد:
به مادرم گفتم
دیگر تمام شد
گفتم همیشه پیش از آن که فکر کنی اتفاق میافتد
باید برای روزنامه تسلیتی بفرستیم.
اعتدال آری، تندروی نه؛
حرکتهای تاریخی برای ایجاد تحول اجتماعی به دو گونه تقسیم میشوند:
1ـ حرکتهای انقلابی، که بیشتر همراه با خشونت، درگیری و جنگ مسلحانه است. گر چه در طول تاریخ حرکتهای انقلابی توانستهاند تحولات آنی و فوری ایجاد نمایند و بعضاً حکومتهای مستبدی را سرنگون نمایند اما سامان دهی و تثبیت حکومتهای جایگزین بسیار سخت و زمان بر بوده است.
2ـ حرکتهای اصلاحی و متعادل، که معمولاً کند به نتیجه میرسند اما به مرور زمان تثبیت میشوند و خسارتهای جانی و مالی کمتری نیز به دنبال دارند . در حرکتهای اصلاحی درگیریها به حداقل میرسند و هر چه زمان بگذرد، اندیشمندانهتر و عاقلانهتر حکومتها اداره میشوند، و همین تثبیت قانون و حکومت باعث میشود با تعامل با دنیای پیرامون، اقتصادی شکوفا، اجتماعی متفکر و سیاستی متوازن پدید آید. در تاریخ وقتی به چهار انقلاب بزرگ سوسیالیستی فرانسه، کارگری انگلیس، کاپیتالیستی امریکا و کمونیستی شوروی نگاه می کنیم، عاقبت آنها نیز روی به اصلاحات عاقلانه آوردهاند تا آن جا که اکنون به عنوان کشورهای پیشرفته مدعی ساماندهی دیگر کشورها نیز هستند.
در کشور ایران با نگاهی نقادانه به حرکتهای تاریخی میبینیم امیرکبیر بر خلاف اصول ریشهدار اشرافیت ایران به قدرت میرسد اما به جای این که از این وضعیت بیشتر به نفع مملکت استفاده نماید در یک مقطع زمانی با مشی تندروانه حتا به مادر زن خود که از خاندان شاهی بود بدترین توهینها را میکند. و همین امر موجب شد که نتواند موفق شود و سرانجامش به حمام فین کاشان کشیده شد. جلوتر که میآییم میبینیم به مرور تندرویها تبدیل به تعادل میشود برای مثال در صدر مشروطیت افرادی مثل تقیزاده که خیلی تند رو هم بودند چنان راه اعتدال پیشه کردند که ناچاراً و بر خلاف میل باطنی خود برای نجات وطن گفتند: « تفنگ باید فقط به دوش سربازان باشد». جلوتر که میآییم مصدق نیز که از انسانهای اندیشمند و اثرگذار تاریخی بود با مشی تندروانه و با توجه به این که پذیرفته بود نخستوزیر حکومت شاهی باشد فرماندهی کل قوا را که در اختیار شخص شاه بود طلب نمود و همین مسئله باعث اختلاف شد و در نهایت منجر به سرنگونی او از قدرت توسط استعمارگران و محاکمهی وی گردید. به دنبال آن و بعد از سالها تلاش و با پیروزی انقلاب اسلامی مرحوم مهندس بازرگان نیز که در ابتدا دولت موقت را به دست گرفت با عدم تعامل با بعضی از روحانیون و طرح بعضی مسائل که مغایر با اندیشهی روحانیت حاکم بود باعث شد تا خود که انسانی مذهبی و اهل قرآن بود به مخالفت با روحانیت متهم شود، در صورتی که با درک بیشتر شرایط روز میتوانست منشأ خدمات بیشتری به مملکت باشد. و در همین اواخر و در دوران حاکمیت اصلاحات اگر مشی تندروانهی عبور از خاتمی مطرح نمیشد و جریان مجلس ششم در اواخر عمر چهارساله خود، به تحصن کشیده نمیشد و این موضوع درک میشد که حرکت اصلاحی مردم سبقهی دینی و مذهبی داشت، و از روزنامهی سلام و با انشعاب مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت شروع شد، شاید سرنوشت اصلاحات به این جا ختم نمیشد که اکنون شاهد گسستِ عجیب و غریب طراحی شده در بین اصلاحطلبان باشیم.
و شما اگر به تاریخ نگاه کنید، کدام مشی بلند پروازانه و تند به اهداف خود رسیدهاند که بنا به گفتهی مولوی :
نردبان این جهان ما و منی است
عاقبت این نردبان بشکستنی است
لاجرم هر کس که بالاتر نشست
استخوانش سختتر خواهد شکست
و آقای دادفر هم اخیراً عاقلانه خود را معتدل معرفی کرده است ما هم پذیرفتهایم که مشی معتدل بهترین راه است و این به معنای پذیرش ظلم نیست.
آقای طالبانی شط العرب از کنار کاخ صدام می گذرد
سدهها قبل از جنگ جهانی اول، ملل اروپا که با رنسانس خود دست به خانه تکانی بنیادی زده بودند. تاریخ دنیا را زیرذره بین بردند و به طبقه بندی آن پرداختند، نژاد، اقوام، زبان، ادیان و ثروت اراضی را بسیار مورد توجه قرار دادند، روی نقشه ملت و کشورها را تقسیم کردند و به بررسی حکومت ها رسیدند، واژه های جدید را وارد عرصه سیاسی نمودند تا بالاخره ممالک جهان به دو دسته تقسیم گردید، بلوک شرق به سرمداری اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی و بلوک غرب به سردکردگی امریکا، ملل گیتی رفته، رفته بیدار شدند، آمار و ارقام آن ها را دیدند و متوجه استعمار نو گردیدند، از همین رو روشنفکران جوامع پیرامون آن چه واقع شده بود به مطالعه پرداختند زیرا به درستی می دیدند که وطنشان زیر فشار رویه ای نو غارت می شود هر چند کمونیستها برای توجیه سیاست غارتگرانه خود شعار حمایت از دولتها و گروه های آزادی بخش را می دادند و غرب با تکیه بر آزادی نوع بشر و توسعه دمکراسی سیاست خود را پیش می برد. به هر روی در میان کشورهای جهان سومی جرقه هایی زده شد و قبل از پدید آمدن «سازمان کشورهای غیر متعهد» زنده یاد دکتر مصدق به صورت تئوری پایه گذار سیاستی شد که نه دنبال رو غرب باشد و نه شرق و بالاخره سرانی چون: نهرو، جمال عبدالناصر و تیتو جبهه جدیدی را در دنیا گشودند که به کشورهای «غیر متعهد» شهرت یافت و عراق نیز از اعضای آن بود، شاید در سال های نخستین نشست های آنها
مأیوس کننده بود اما آن انتظار به درازا کشیده نشد و بر تعداد کشورهای عضو به طور چشمگیری افزوده گشت (ایران بعد از انقلاب به غیر متعهدها
پیوست) طبیعی بود که به دنبال بیداری ملتها و پیروزی گروه های انقلابی در سراسر جهان بسیاری از معادلات سیاسی، اقتصادی، نظامی و ... بر هم خورد که بزرگترین واقعهی از آن دست فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و پایان حکومتهای مشت آهنین و خوفناک پلیسی بلوک شرق بود. حزب بعث و قبله آنان کرملین از درون پاشید و وحشت صدام و یارانش را در بر گرفت و مخالفان وی فعال شدند. در سال 1357 و پیروزی انقلاب در حالی که رهبران مشغول ساماندهی امور بودند در کمتر از یک سال یعنی در شهریور 1358 «صدام» فریب خورده از دریا، هوا و زمین به ایران حمله کرد و قبل از آن عمل وحشیانه گویا با ظاهر شدن بر صفحه تلویزیون عراق «به نقل از مضمون» همراه با پاره کردن کاغذی که بنا به اعتراف
خودش نسخه ای از قرارداد 1975 بود که بین وی و شاه ایران با وساطت «حواری بومدین» در الجزایر امضاء شده بود، مغرورانه گفت این قرارداد اعتبار ندارد و
من آن را پاره میکنم. به دنبال آن به هر جنایتی که توانست دست زد تا روزی که به التماس افتاد. در این دوره مجاهدین و مبارزان زیادی از عراق فرار کردند و مهمترین آنها به ایران پناه آوردند. ولی دولت انقلاب با همه گرفتاریها و مشکلات با گرمی آنان را پذیرفت و در جهت تحقق آرمان های مردم ستمدیده عراق از هیچ کمکی فروگذار نکرد که از جملهی آنان همین «جلال طالبانی» است، ما او را یک کُرد ایرانی میدانستیم و امروز هرگز چنین اعتقادی نداریم، کردهای ایران مظهر شرافت، صداقت و درستکاری هستند و بر تعهدات خود تا سر باختن میایستند. چگونه باور کنیم او را که «نمک خورده و امروز نمکدان را شکست» یک کُرد با شرافت است. ایران به همه ملتها عشق می ورزد و به دنبال بهانه علیه هیچ دولت و ملتی نیست اما آن چه می بینیم عملکرد خضمانه کسانی است که خود را دوستان ایران معرفی می کردند، به نظر میرسد جنونِ مقام و شهرت جزیی از قدرت است وگرنه وی باید اعمال و سیاستهای «صدام» را به یاد داشته باشد «طالبانی» خود یک حقوق دان است و هنگام پذیرش قطعنامه «598» شورای امنیت سازمان ملل متحد در ایران سکونت داشت. بازگشت نیروهای نظامی هر دو کشور به مرزهای قبل از جنگ 8 ساله از مواد آن قطعنامه بود که سازمان ملل متحد و همهی تشکیلات حقوقی جهان بر آن صحه گذاشتهاند، حال چگونه یک رییس جمهور متزلزل و متکی به نیروهای خارجی که نه حق همسایگی را پاس میدارد و نه حق نان و نمک، چشم به آبراهی دوخته که هزاران سال است تحت مالکیت ایران است. عراق پس از سالها اسارت تازه از یوغ ستم و استبداد که شخص شما را نیز فراری داده بود به در آمده و کم کم می خواهید جامعهی جهانی را معطوف به مدنیت، مظلومیت و نیازهای خود نمایید. در آغاز راه خوب است بر تعهد، پیمان، قرارداد و میثاقها اعتقادنشان دهید؛ سازمانها و نهادهای جهانی بازیچهی دولتها نیستند. هر چند هر از گاهی دیکتاتوری سرمست از قدرت به اعمالی مغایر با قوانین بینالمللی و جهانی دست میزند اما مطمئن باشید ایرانیان ضمن حرمت به همسایگان با صبوری، خویشتنداری و پای بندی به اصول جهانی آرامش را به شما بر می گردانند و نخواهند گذاشت در گرداب خروشان اروند رود غرق شوید.
نمایندگان مجلس شورای اسلامی چه وظایفی دارند؟
قسمت چهارم
همان طوری که به عرض رسید هدف از نظارت تأسیس مبنی بر تشکیلات دولت و تسلیم برنامههای دولت به مجلس شورای اسلامی میباشد نمایندگان
مجلس شورای اسلامی وظیفه دارند سؤالات خود را پیرامون برنامههای دولت که ارائه شده از طریق هیأت رییسه مجلس کتباً برای رییس جمهور یا وزیر پیشنهادی رییسجمهور مطرح نمایند لذا مادهی 143 آیین نامهی داخلی مجلس به صورت روشن موضوع را بیان نموده است. لذا برنامهی دولت به طور مستقل جنبهی اطلاعی داشته و مجلس دخالتی در تصویب آن ندارد ولی برنامههای ارائه شده به مجلس میتواند برای تأیید یا رد وزرای دولت ملاک عمل قرار گیرد. لذا امر رأی اعتماد به وزیران یکی از نکات مثبت و ضروری کار نمانیدگان مجلس است. زمانی که وزراء توسط رییسجمهور تعیین و برای گرفتن رأی اعتماد به مجلس معرفی میشوند به طوری که ملاحضه میشود تعیین وزراء با همکاری متلازم رییس جمهور و مجلس عملی است به این ترتیب که از یک طرف رییسجمهور اقدام به تعیین شخصیت مورد اعتمادی مینماید که آنان وزیر تعیین شده قادر و توانایی به همکاری در انجام برنامههای پیشنهادی دولت میباشد و از طرف دیگر مجلس در بررسیهای مجددی که به عمل میآورد شرایط را با رأی اکثریت نسبت به وزیران معرفی شده اعتماد خود را ابراز میدارند. لذا این رأی اعتمادی که مجلس به وزیران دارند این است که وزیران بایستی از صلاحیت اخلاقی و امتیازات شخصی خوبی برخوردار باشند. زیرا که امر وزارت یک بار امانت بزرگی به دست آنان میباشد که شایستگیهای اخلاقی در این راستا برای حفظ آن مناسب چنین کاری است شرایط دیگری که آقای وزیر بایستی داشته باشد صلاحیت علمی و تجربی وی است زیرا که تصدی امور سیاسی مستلزم قدرت و توانایی قابل توجهی است که آقای وزیر باستی داشته باشد تا اینکه رأی اعتماد نمایندگان را به خود جلب نمایند. شرایط دیگر رأی اعتماد به وزیران پیشنهادی رییسجمهور صلاحیت علمی و فنی شخص وزیر است به جد میتوان گفت امروزه شایستگیهای عمل یکی از مهمترین و ضروریترین فصول مدیریت میباشد. زیرا که یک مدیر سیاسی همراه با برنامههای دقیق و پیشبینیهای عالمانه اعمال میگردد. چنانچه شخص وزیر این درک را نداشته باشد هیچگونه توفیقی در انجام وظایف سرنوشتساز جامعه نخواهد داشت.
و جامعه روزانه به عقب خواهد کشید و نتیجهی آن فقر و بدبختی شامل مردم خواهد شد پس وظیفهی نمایندگان بسیار سنگین است و دقت بیشتری بایستی در این امر نمایند.
ورزشگاه مقدس، ورزشگاه کلیسای دوم
خیلی از بزرگان و پیشکسوتان ما ورزشگاهها، زمینها و مکانهای ورزشی را مقدس نامیدهاند. اروپاییها هم ورزشگاه را کلیسای دوم خواندهاند. اکثر خانوادههای ایرانی روزهای جمعه را که روزی تعطیل و مقدس است برای استراحت، تفریح، گردش و شاید هم دیدن مسابقات ورزشی در نظر گرفتهاند. درست مثل اروپاییها که روزهای چهارشنبه را مخصوص دیدن مسابقات فوتبال انتخاب کردهاند و اگر دقت کرده باشیم، اکثر مسابقات فوتبال مهم در همین روز انجام میشود. حالا آنها با خانوادههایشان مسابقات را میبینند اما ما به دلیل جو مسموم حاکم بر ورزشگاهها دیگر احساس خطر کردهایم و از بردن فرزندانمان هم به ورزشگاه خودداری میکنیم! پرفسور«برن بیژه» فرانسوی استاد و محقق زبان فارسی، تحلیل گر مسائل روحی و اجتماعی فوتبال در کشورهای فرانسه، ایتالیا و ایران که حتی استان گیلان را بهتر از خیلی از ماها میشناسد میگوید: «فوتبال نوعی جنگ است و عبارت است از رقابت، امتیاز و کمی هم تقلب، و نه چیز دیگری». وقتی که انگلیس جزایر "فارکلند" را تصرف کرد و آنها نتوانستند جزایرشان را پس بگیرند و در بازی آرژانتین با انگلیس در جام جهانی مکزیکوسیتی، مارادونا با دست یک گل تقلبی به آنها زد و شکست انگلیس رقم خورد، آنها به خیابانها ریختند و شاید این پیروزی را تلافی شکست در تصاحب جزایر "فارکلند" تلقی کردند. رقابت و امتیاز نیز نشانه برتر جویی و هویت است، اما در هیچکدام از این مسائل توهین ناسزا و دشنام نیامده است. نمیدانم وقتی که «بروجردیها» سماور را ساختند یا در خاوران، کامیون خاور درست شد. قبل از به وجود آمدن فوتبال بوده یا نه. و یا اصلاً سماورها شیر داشتهاند یا خاورها اگزوز داشتند یا نه. ولی نمیتوان اینها را به حساب رقابت، امتیاز و حتی کمی تقلب هم گذاشت. از خیلی سالها پیش تا کنون حتی در مسابقات فوتبال به تماشاگران و هواداران تیمها تفهیم شده که فوتبال 90 دقیقه است و تا زمان هست تیمهای مورد علاقهاشان را تشویق کنند و از توهین و فحاشی به داوران پرهیز نمایند که میبینیم جریمههای سنگینی را به لحاظ الفاظ رکیک هواداران، تیمهای ما متقبل می شوند. در قدیم ابتدا شیر سماور بود بعدها وقتی که عدهای از این مسئله و از ناراحتی و ناراضی بودن به نوعی قضاوت قانع نبودند اگزوز خاور را عنوان کردند اما وقتی که جنگ شد و ادوات جدیدی آمد توپ و تانک روی کار آمده و برای اینکه قافیه جور شود و شاعر بیشتر به جفنگ نیاید فشفشه را هم چاشنی آن کردند و کسی از این مسائل جلوگیری نکرد.
در آلمان وقتی که به نحوهی قضاوت داوری اعتراض میشود. تماشاگران همگی با هم فریاد میزنند: «داور تلفن». یعنی اینکه آقای داور پشت تلفن با شما کار دارند بروید و تلفن را پاسخگو باشید و شما اهل قضاوت کردن نیستید! حتی در کشورهای دیگری نیز «سوت زدن» و تکان دادن «دستمال سفید» نیز جایگزین اعتراض به نحوه قضاوت داور شد. خیلی باید زحمت کشید و همه دست به دست هم دهند تا ورزشگاهها پاک شوند زیرا آن قدیمها پرسپولیسیها و تاجیها به دلیل اینکه پرسپولیسیها مردمی بودند و از بودجه مردم استفاده میکردند و تاجیها توسط تیمسار خسروانی و شاید هم دولت اداره میشدند و مخالفت آنها نوعی اعتراض به دولت بود. انزلیچیها و رشتیها را میدیدند. به دلیل اینکه رشت مرکز استان بود و انزلی چیها خود را اصیلتر و پر توانتر میدانستند و نوعی حق کشی رشتیها را میدیدند، بوشهریها و شیرازیها به دلایل مختلف مثل اینکه در معرفی تیم به جام تخت جمشید شیرازیها به نوعی موش داونیده بودند همگی با هم سر عناد داشتند اما حالا رقابتها همه گیر شده و این خیلی خوب است که در مقابله با هر تیمی پیروزی تیم شهر و باشگاه مورد علاقهامان را خواستار شویم اما نه با امتیاز گیری به شیوه فحاشی، توهین و پرتاب اشیاء به زمین و به سوی تیم حریف! اگر هر کسی خود را در این زمینه مسئول بداند و به جای فحاشی و توهین بگذاریم داور که نوعی قاضی محسوب میشود و توهین به او در دادگستری زندانی دارد، کار خودش را انجام دهد، سماور همچنان آب جوش به ما میدهد و اگزوز دود و بخار کامیون را بیرون دهد، توپ و تانک در میادین جنگ و نه در ورزش که بر علیه دشمنان به کار گرفته شود و فشفشه را در اعیاد، جشنها و پیروزیهایمان به هوا بفرستیم و زمینهای ورزشی را همچنان مقدس بداریم باور کنید وقتی که پیروز شدید پشیمان نمیشوید درست مثل بازی صبا باتری با شاهین پارس جنوبی که به داور توهینهای فراوانی شد اما وقتی که شاهین تشویق شد، و بازی مساوی گشت و پیروزی به دست آمد و همگی از دشنام دادن پشیمان شدید. پس همه با هم با نیت تشویق و پیروزی تیمهای شهرمان به ورزشگاه آمده تشویق کنیم و به قاضی احترام، هر کس میتواند کمک کند
دست رد الهام به سینه نمایندگان استان:
اگر برای همراهی با قاچاقچیان آمدهاید، نمیپذیرم!
رییس تعاونی لنجداران دیر در خصوص پیگیریهای اخیر در مورد لغو ته لنجی در گفت و گو با نصیر بوشهر اظهار داشت: با توجه به دستورالعمل جدید هیأت دولت و فشارهای اخیری که پیامد آن به قشر لنجداران استان وارد گردیده، برای مذاکره به همراه مدیر عامل تعاونیهای سفّاری شهرستانها و بعضیها از اعضاء به تهران سفر نمودیم.
عبدالحسین ابراهیمی اضافه کرد: با همراهی سه تن از نمایندگان استان (پور فاطمی، صالحی، و عطارزاده) به محل کار "پنجم" دکتر الهام (ستاد مبارزه با کالای قاچاق و ارز) رفتیم که این مذاکره حدود 3 ساعت به طول انجامید و نکته جالب این جاست که وی هیچ کدام از مدیر عاملین شرکتها را نپذیرفت.
وی ادامه داد: عصر همان روز طی ملاقاتی که با وزیر بازرگانی داشتیم، ایشان به صراحت اعلام نمودند که هیچ گونه اطلاعی در مورد بخشنامه جدید ته لنجی ندارم.
وی تصریح کرد: قبل از ملاقات با دکتر الهام، زمانی که نمایندگان با ایشان تلفنی صحبت کردند گفته بود اگر برای قاچاق و همراهی با قاچاقچیان میخواهید بیایید، نمیپذیرم.
ابراهیمی در پایان ضمن انتقاد شدید از عملکرد دولت به عدم حمایت از قشر آسیبپذیر جامعه اظهار داشت: در دولتی که دم از عدالت و اشتغالزایی میزند و خود را حامی اقشار ضعیف میداند چگونه میتوان حمایت از سرمایهداران مرکز و بیکاری مستقیم 360 هزار نفر مردم استان را تحمل کرد.
مدیرکل راه و ترابری استان بوشهر:
اتوبان بوشهرـ شیراز در حال مطالعه است
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: مدیر کل اداره راه و ترابری استان بوشهر گفت: اتوبان بوشهر، شیراز در حال مطالعه است.
مهندس علیپور افزود: این اتوبان 260 کیلومتر طول دارد و 420 میلیارد تومان هزینه خواهد داشت.
وی اظهار داشت: اگر موقعیت گذر معین شود با به کارگیری بخش خصوصی سرمایهگذاری خارجی و داخلی که ابراز تمایل کردند میتوانیم از طریق دفتر آزاد راههای کشور، وارد مذاکره شویم تا در ساخت این اتوبان به ما کمک کنند. علیپور در ادامه به احداث زیر گذر دلوار به اهرم اشاره کرد و یادآور شد مشاور در حال تکمیل کردن طرح است که اگر نقشهها تکمیل شود عملیات اجرایی آن شروع خواهد شد.
وی همچنین به یکی از برنامههای آینده اداره کل راه و ترابری اشاره کرد و گفت: بزرگراهی بین اهرم، برازجان، گناوه، دیلم ساخته میشود که این بزرگراه از برازجان عبور خواهد کرد و از شهرستان اهرم به بزرگراه چغادک متصل میشود هم اکنون این پروژه در حال کارهای مطالعاتی توسط مشاور است که در سفر دوم ریاست جمهوری به بوشهر بیشبینی شده است و در حال رایزنی برای تهیه منابع اعتباری آن هستیم.
وی در ادامه به طرح تشکیل جمعیت ایمنی راهها گفت: پیشبینی شده است در زمینه کاهش تصادفات بهرهبرداری مناسب شهروندان در حاشیه راهها که خطرات و تصادفات را به همراه دارد به حداقل برسانیم.
مدیر کل اداره و راه و ترابری در ادامه به ساخت بزرگراهها و مجتمعهای خدمات رفاهی در طول جادهها از این جمعیت کمک گرفته خواهد شد.
وی در پایان به نقاط حادثه خیز استان اشاره و همچنین برای رفع خطرات در این نقاط گفت: امسال تقاطع غیر هم سطحی روبروی کارخانه سیمان دشتستان شروع خواهیم کرد و ساخت تقاطع غیر هم سطح در سه راه طاهری، جم که از اعتبارات وزارت نفت خواهد بود و همچنین تقاطع غیر هم سطح گادوی نیز عملیات اجرایی آن شروع میشود.
مدیرعامل منطقه ویژه انرژی پارس جنوبی:
در چند سال آینده استان بوشهر به قطب دانشگاهی کشور تبدیل می شود
دومین جشنواره فرهنگی ورزشی نگین خلیج فارس به مدت 4 روز در پارس جنوبی برگزار شد در همین رابطه مدیر عامل منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی در مصاحبه با خبرنگاران گفت: قابلیتها و توانمندیهای فرهنگی بسیار زیادی در حوزه هنر ،تمدن، تاریخ در استان بوشهر وجود دارد که سال آینده این جشنواره را به صورت بینالمللی برگزار خواهیم کرد.
رضوی افزود: هدف ما این است که جشنواره را به سمتی هدایت کنیم که قابلیتها و پتانسیل غیر صنعتی در استان به فراخور توانمندیهای صنعت نفت و گاز به تصویر کشیده شود .
وی به تعامل پارس جنوبی با مجموعه استان بوشهر اشاره کرد و اظهار داشت : تعامل بسیار خوبی با مدیریت کلان استان داریم که با ایجاد کمیسیون تعامل، بحثها وکارهای بسیار خوبی را به تصویب رساندهایم که اجرا شده است یا در حال انجام شدن است.
وی در ادامه به مصوبات کمیسیون تعامل استان اشاره کرد و یادآورشد: ایجاد دانشکده پتروشیمی بوشهر، دانشکده نفت جم، طرح آبرسانی روستاهای بخش عسلویه، بیمارستان کنگان، جم، بیمارستانی در پارس شمالی ،فرودگاه جدید بوشهر، از جمله مصوبات کمیسیون بوده است.
رضوی در بخش دیگری از صحبتهایش در مورد دانشکده نفت و گاز دانشگاه خلیج فارس نیز گفت : دانشکده نفت و گاز از پیشرفت فیزیکی بسیار خوبی برخوردار است و بودجه خوبی برای آن در نظر گرفته شده است .
وی ادامه داد: اگر دانشگاه خلیج فارس امسال دانشجو پذیرش کند پارس جنوبی برای یک سال خوابگاه ،امکانات دانشجویی تامین می کند و منتظر دانشگاه خلیج فارس هستیم که اعلام کند امسال پذیرش دارد یا نه و معطل ساختمان دانشکده نشوند تا دانشجویان تخصصی نفت گاز هرچه زودتر وارد تحصیل شوند که در آینده جذب بازار کار پارس جنوبی و شمالی گردند .
رضوی در ادامه با اشاره به اینکه در چند سال آینده استان بوشهر به قطب دانشگاهی کشور تبدیل میشود تصریح کرد: در عسلویه 5 دانشگاه در حال تاسیس است که یکی از آنها اولین دانشگاه بینالمللی پیام نور کشور است که می تواند دانشجویان خارجی و دیگر دانشجویان ایرانی مقیم خارج از کشور را مهمان کند و جوانان منطقه را اعم از مهندسین و افراد عادی را پذیرش کند.
وی اضافه کرد: دانشگاه بینالمللی علوم پزشکی عسلویه ،دانشکده فنی مهندسی جم از زیر مجموعه های دانشگاه خلیج فارس و همچنین نمایندگی دانشگاه تهران نیز در پارس جنوبی، که عملیات اجرایی آن را به زودی آغاز خواهیم کرد که یکی از شعبههای مهم در پارس جنوبی خواهد بود.
وی در ادامه افزود : دانشگاه علمی کاربردی عسلویه نیز تا دهه فجر افتتاح خواهد شد و این جدای از دانشگاههایی است که در کنگان ، خورموج، اهرم، برازجان و بوشهر ساخته می شود که با ایجاد دانشگاهها نیروی انسانی مورد نیاز بخش صنعت و نفت و دیگر بخشها برای توسعه تربیت خواهد شد.
رضوی در ادامه در پاسخ به سوال یکی از خبرنگاران در ارتباط با جذب 50 درصدی نیروی کار بومی در پارس جنوبی اظهار داشت: تفاهم نامهای بین وزرات نفت و استانداری بوشهر امضاء و در هیات وزیران به آیین نامه اجرایی تبدیل شد که در دستور کار وزارت نفت و دستگاههای اجرایی قرار گرفت.
مدیر عامل منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی در مورد پارس شمالی نیز گفت: پارس شمالی در حدود 7 تریلیون متر مکعب گاز دارد که شامل مخزن گاز است که اعم از گلشن، فردوسی ،کوهمند و غیره خواهد بود.
وی خاطر نشان کرد: ایجاد اتوبان، ساخت بندر ،میادین، فضای سبز ،درمانگاه ،پاراکلینیک، مراکز علمی، و غیره 1200میلیارد تومان بودجه مورد نیاز است که امسال حدود 300میلیارد تومان آن تصویب شده است.
وی در ادامه یادآورشد : در برنامه ریزی دراز مدت احداث 14 پالایشگاه در کل منطقه پارس شمالی پیش بینی شده است که در حال حاضر حدود 25 فراخوان مناقصههای آن انجام شده است و همچنین مطالعات پروژه های اجتماعی ،زیست محیطی، حوزه نفوذ ،جاده های داخلی ،دسترسی به روستاها و شهر های همجوار و غیره در حال انجام شدن است .
انشقاق در اردوگاه اصولگرایان
همان طور که موجود انسانی دوران رشدی را پشت سر میگذارد و مراحلی را میپیماید تا به فردی بالغ و دارای پختگی برسد گروههای سیاسی، فرهنگی، اجتماعی هم مراحلی را طی میکنند که متخصصان از آن به عنوان مراحل رشد گروه نام میبرند. چنان چه این مراحل به صورت هماهنگ و متوازن طی نگردد گروهها و احزاب شکل گرفته (رسمی یا غیر رسمی) دیر یا زود دستخوش تغییر، دگرگونی و شاید زوال گردند و جای خود را به گروههای دیگر واگذار نمایند.
دوران رشد گروه را متخصصان به پنج مرحله تقسیم بندی میکنند که عبارتند از : 1ـ شکلگیری 2ـ تعارض 3ـ هنجار گزینی 4ـ عملکرد 5ـ انحلال.
گروههای سیاسی که در جستجوی رسیدن به قدرت با هم به رقابت بر می خیزند کم و بیش این مراحل را میپیمایند. در ابتدا افرادی که فکر میکنند دارای وجه اشتراکی میباشند، دور هم جمع میشوند و تلاش میکنند تا چارچوبی را برای همکاری و تشریک مساعی در جهت رسیدن به یک هدف (فرضاً قدرت سیاسی) تعریف کنند. در مرحله دوم یعنی مرحله بحران، افراد گروه متوجه میشوند که بعضاً شباهتها حداقل، و تفاوتها حداکثر است و این جاست که تعارضها آغاز میگردد یا این که ممکن است افراد تفاوتهایی را دریابند که قبلاً به عنوان وجوه اشتراک بر آن پای میفشردند. در هر حال در مرحله دوم رشد (دوره بحران) ممکن ست به علت افزایش تعارض گروه متلاشی شود و هر فردی به دنبال کسب و کار خود برود و عطای نیل به هدف را به لقای آن ببخشد. اما معمولاً گروهها سعی میکنند با توافق ظاهری به صورت تقسیم غنائم و پستها و مسئولیتها قبل از رسیدن به هدف یا ایجاد دلگرمی و انگیزههای دیگر، کیان گروه اجتماعی را از فروپاشی حفظ کنند و مانع از انحلال گروه سیاسی گردند. پس از این، مرحله سوم یعنی هنجار گزینی فرا میرسد. در این مرحله قواعد و مقررات از طرف گروه برای اعضا درباره گفتار، کردار تعیین میشود و افراد خود را متعهد به انجام آن میدانند. مرحله چهارم که در واقع آماج و هدف هر گروه سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی قلمداد میشود، علمکرد و اقدام است. یعنی این که گروه اهداف خود را آشکار میسازد و ایدههای مورد نظر خود را عملی مینماید. برخی از گروهها به این مرحله که میرسند دیگر آن وحدت نظر و همبستگی فی ما بین رو به کاهش مینهد و به ویژه نخبگان گروه خود به ایجاد نحلههای دیگری مبادرت میورزند و حتی به رقابت با سایر افراد گروه میپردازند. البته ممکن است گروه به صورت متشکل و منسجم به عملکرد بپردازد ولی زیاده خواهی، قدرت طلبی، سهم خواهی معمولاً گروه را دستخوش دگرگونی میسازد و بیشک در این شرایط مرحله پنجم فرا میرسد و گروه از هم میپاشد.
اینک به مصداق عینی موضوع بر میگردیم. بی شک نخستین عاملی که اصولگرایان را در تیر ماه 1384 در انتخابات ریاست جمهوری حول یک محور جمع کرد و نوعی شکل گیری اولیه بود همانا شکست و ناکامی سنگین آنها در انتخابات دوم خرداد 76 و تحقیر و تخفیف ایجاد شده برای آنها بود که همه اصولگرایان را بر آن داشت که باید به هر صورت ممکن رقیب را شکست دهند. از سوی دیگر، ناکامی و شکست اصلاحطلبان در اجرای برنامههایشان سهم دیگری در موقعیت اصولگرایان بود و در این شرایط اصولگرایان تابلودار و غیر تابلودار همه جمع شدند و آن چه که آنها را گرد هم آورد فقط کنار زدن رقیب بود و بس!
بنابراین، نگرش شکست رقیب، مهمتر از اصل موفقیت بود. یعنی آنها را برای شکست رقیب برنامه منسجم و هماهنگ داشتند اما در زمینه اجرای موفقیت ایدهها، برنامهای نداشتند زیرا که وزن ناکامیو شکست چنان بر ذهن و نگرش آنان سنگینی میکرد که تصور موفقیت فراگیر و همه جانبه برایشان رویایی بود که تمرکزی بر آن صورت نگرفته بود.
اصولگرایان در طی مراحل رشدی گروهی با بحرانهایی هم مواجه شدند، اما ترس از رقیب چنان بر آنان مستولی شده بود که تفاوت و تعارضهای فی مابین خود را همواره نادیده انگاشته و فقط بر شکست رقیب تاکید داشتند به هر حال اصولگرایان رقیب را شکست داده و به حاشیه راندند و تا مدتی چنان شادمان و خوشحال از پیروزی حاصل بودند که تفاوتی را در بین خود نمیدیدند و هر آن چه میدیدند، دوستی بود و برادری و صمیمت و علاقه و … اما با گذشت زمان کم کم موج عواطف و شادی حاصل از شکست رقیب فرو نشست و مرحله عملکرد فرا رسید. یعنی مرحلهای که اصولگرایان برای آن اندیشهای نکرده بودند. در این مرحله اصولگرایان قدرت یافته، تلاش کردند با آدرس انحرافی دادن و معرفی گروه رقیب به عنوان عامل مشکلات و معضلات از گرانباری عملکرد ضعیف خود بکاهند. اما این حربه با استیلای همه جانبه و فراگیر اصولگرایان بر ارکان قدرت سیاسی کمرنگ شده بود. زیرا که رقیب نه تنها شکست خورده بود بلکه خانه نشین هم شده بود و لذا بر چسب مشکلات را به رقیب زدن و نخ نمایی رقیب دیگر فاقد کارایی و اثر بخشی بود. و دقیقاً از همین نقطه بود که اصولگرایان متوجه شدند. که نه تنها تفاوتهای آنها حداکثری بلکه شباهت موجود بین آنها هم تصوری و کاذب بوده است. آن چه بین آنها وجود داشت و به خیال خود عامل وحدت و انسجام است، پاره ریسمانهایی است که مدتها پیش گسسته شده است ولی آنها در سراب ذهنی خود به شکل به هم پیوسته دیدهاند. این موضوع اینک آشکارتر شده است و عقلای اصولگرای سنت محور، برای حفظ کیان و «بودن» خود و نه برای «شدن» پای به میدان گذاشتهاند و فریاد رسای اصولگرایان خرد ورز را پیش کشیدهاند. آنان به وضوح و روشنی تمایز و انفکاک خود را از نئو اصولگرایان دولتی اعلام مینمایند و در پی ترسیم جغرافیای سیاسی دیگر اما در گشتاوری غیر از آن چه بودهاند میباشند.
اظهارات اخیر، لیدرهای اصولگرای سنتی را در باب انتخابات مجلس هشتم باید در همین چارچوب تعبیر و تفسیر کرد. آنان با شتاب فراوان میکوشند هم از نظر فکری و هم رفتاری خود را از عملکرد مجموعه دولت جدا سازند. شاید که در بازی دیگری فرصتی بیابند و با رقیب گزینی دیگر ، اما این بار نه اصلاحطلبان، بلکه دوستان و هم پیمانان قدیم اصولگرای خود وجههای نو به دست آورند. به اصولگرایان سنتی اعلام کرد که افکار عمومی در حال شکلگیری دیگری است و دیگر بار بخت با اصلاحطلبان در حال یار شدن است اگر که آنها قدر آن را بدانند و مستقبلان خوبی برای آن باشند!
جالب است که باز هم تاریخ در حال تکرار است و عامل پیروزی شکست قبل از رقابت است یعنی عامل موفقیت، شکست اصولگرایان است، نه موفقیت برنامه اصلاحطلبان
اینک بادهای سرد پاییزی همرا با برف زمستانی بر اردوگاه اصولگرایان وزیدن و باریدن گرفته است و درختان بیبرگ و بار آنها را در هالهای از سرمای زمستانی فرو برده است، هر چند که آنان در انتظار بارش برفهای سنگین زمستانی به سر میبرند.
اصولگرایان سنتی حتی در جمع خود ساخته به قدرت رسیده هم جایگاه برازندهای ندارند و حتی گاهاً به چشم خصم نگریسته میشوند. راست گرایان محافظه کار دیروز، اصولگرایان سنتی امروز و راست گرایان مصلحت گرای فردا، راه دشواری در پیش دارند. آنان پیوسته در حال فاصله گرفتن و دور شدن از نو اصولگرایان دولتی میباشند و به نظر میرسد رقیب اصلی آنها در انتخابات دیگر اصلاحطلبان دیروز نمیباشند، بلکه هم اندیشانی میباشند که خود آنان باعث و بانی شکل گیری و رشد آنها بودهاند اما هم اینک در چرخشی آشکار در مقابل آنها قرار خواهند گرفت. یگانه راه احتمالی برای اصولگرایان سنتی این است که چشم خود را بشویند و دنیا را به شکل دیگری ببینند!
در پی واگذاری 400 هکتار زمین به سرمایه گذار خصوصی
فرماندار دشتی: بالاترین نرخ بیکاری متعلق به شهرستان دشتی
هفته پیش در هفتهنامه نصیر در خصوص شرکتی که با سرمایهگذاری چند تن از اهالی یزد به روی کار آمده و این که در محدودهی شهرستان دشتی گلخانهای احداث کند و بدین منظور 400 هکتار زمین به تصرف در آورده مطالبی با قلم "خورشید فقیه" نوشته شد. حال برای کسب اطلاعات بیشتر به سراغ فرماندار دشتی رفتیم که در ذیل می خوانید:
فرماندار دشتی گفت: این زمین نه تنها در حوزهی پارس شمالی نیست بلکه زمینی لم یزرع و شوره زار است، سرمایهگذار یزدی نیز به دنبال زمین برای کشت گلخانهای به روش هیدروپونیک است.
رضا جمشیدی افزود: کشت هیدروپونیک اصلاً نیاز به خاک ندارد در یک سبدی خاص کاشته میشود بعد از آن که خاک مخصوص درون سبد ریخته میشود، مواد خاصی که نیاز گیاه است در آب تزریق شده و به ریشهی گیاه می رسانند که این کاری به اصل زمین هم ندارد.
فرماندار دشتی در پاسخ به این سؤال که: آیا صحت دارد شرکت مذکور تنها با حمایت شما توانسته زمین را به تصرف خود در آورد؟ گفت: چنین چیزی صحت ندارد اصلاً واگذاری صورت نگرفته است و هم اکنون تنها 25 هکتار زمین در اختیار سرمایهگذار یزدی قرار گرفته که حدود 10 هکتار آن به منظور ایجاد دریاچهای برای گلخانهی مذکور گود برداری شده است.
جمشیدی اضافه کرد: جلسه ای در صنایع و معادن با حضور مهندس مرحمتی، دکتر رستمیان رییس جهاد کشاورزی، نجات حسینی مدیر امور اراضی استان برگزار شد و همه جوانب امر بررسی شد که قطعاً اجرای طرح اشتغال را به همراه میآورد.
وی در خصوص شکایت منابع طبیعی از این شرکت گفت: منابع طبیعی شکایت کرده است زیرا هنوز مسیر مراحل واگذاری زمین به طور کامل طی نشده و کار یک مقدار زودتر انجام شده است، وی همچنین اضافه کرد: اعتراضاتی پیرامون این مسئله وجود داشته، فشارهایی به منابع طبیعی آمده و منابع طبیعی نیز شاکی شده است و الان یک صورت جلسه در فرمانداری موجود است که شاید بیش از 10 رییس اداره در آن جلسه حضورداشتهاند.
فرماندار دشتی در ادامه تصریح کرد: این که می آیید تنش ایجاد می کنید که فرمانداری از این موضوع حمایت مستقیم می کند. به گونه ای میخواهید سمت و سو بدهید. من واقعیت را میگویم و هیچ هراسی هم ندارم امروز بیشترین نرخ بیکاری متعلق به شهرستان دشتی است اگر جایی تلاشی میکنیم و "شّری" را به جان میخریم صرفاً به این دلیل است که اشتغال ایجاد شود. بعد میگویند فرماندار دشتی حمایت میکند، بله حمایت میکنم برای ایجاد اشتغال، نه این که زمینی به من برسد.
وی همچنین افزود: سرمایهگذار نیز ابتدا نزد آقای زائر انگالی رفته بعد به دشتی آمده من که سرمایهگذار را با خود نیاوردهام. فرماندار دشتی در ادامه گفت: اصل قضیه این است که در بعضی از نقاط استان به بهانه طرح توبا زمینهایی واگذار شده چهار نخل کاشته شده بعد که با اشخاص رده بالا رابطه برقرار کردند تسهیلات را هم گرفتند زمین را به تصرف خود در آوردند در حال حاضر نیز هر چه قدر دوندگی کنیم فایدهای ندارد. وی متذکر شد: در رابطه با این 400 هکتار زمین سرمایهگذار آمده و ادعا میکند که این کار بزرگ را انجام میدهم. ما نیز به ایشان گفتیم ابتدا در 4 ـ 5 هکتار زمین کشت انجام دهد بعد درخواست زمین کند. در حال حاضر هیچ ضرری متوجه ما نیست چرا که زمین واگذار نشده و هیچ گونه تسهیلاتی همچون وام نیز قرار نیست به این شرکت داده شود. تنها 10 هکتار گود برداری شده است که در زمان بارندگی آب جمع میشود و ما میتوانیم زمینهای اطراف را آبیاری کنیم.
فرماندار دشتی در پایان خاطرنشان کرد: نمیخواهم وارد این بحثها شوم چه زمانی در شهرداری بودم و چه حالا که فرماندار هستم سرم را به زیر انداختم و کارم را انجام دادهام. درست است که کار اصلی فرماندار سیاسی است ولی به دنبال کارهای اجرایی نیز هستم.
کی به کیِ ساختار آموزشی و تحصیلی
متأسفانه اغلب اوقات افرادی قلیل تحرکات خدا پسندانهای که از مغز افراد انسان دوست در زمینههای مختلف بروز پیدا میکند و ره آور مثبتی میتواند برای عدهای محروم از بعضی از مواهب گردد توسط عدهای دیگر به راحتی مصادره میگردد که هم نظام را زیر سؤال میبرد و هم عدهای را از ساختار اداره کشور بدبین میکند. یکی از این مصادیق، موسسه آموزش از راه دور است که به منظور آموزشهای حضوری و نیمه حضوری افرادی که بنا به هر دلیلی از ادامه تحصیل باز ماندهاند تشکیل گردیده است. انصافاً ایده، عقیده و اهداف مؤسسین این آموزشگاه بسیار خدا پسندانه و انسان دوستانه بوده ، زیرا افراد زیادی هستند که به لحاظ بسیاری از مشکلات از تحصیل بازماندهاند و مجبور شدهاند به علت فشار زندگی و کسب معیشت خانواده ترک تحصیل نمایند.
طبق ماده 3 اساسنامه این مؤسسه اهداف برنامهریزی این اقدام آموزش و پرورش برای اجرای آموزشهای از راه دور و براساس مقررات و ضوابط وزارت آموزش و پرورش بوده است.
حسب ظاهر و واقع این است، اکثر افراد آگاه، کارشناس، مجرب و مسبوق سابقه در انقلاب که قبل و حال دارای پستها و مقامات عالی در این نظام بوده (از جمله 3 وزیر: آقایان مظفر، حاجی، فرشیدی) پایهگذاران این مؤسسه بودهاند، یا به هر وسیلهای در تقویت و پیشرفت و تدارک آن کمر همت بستهاند.
شورای عالی انقلاب فرهنگی، ریاست محترم جمهور، هیأت محترم دولت، دفتر هیأت وزیران، ریاست محترم مجلس جناب آقای حداد عادل، معاونین محترم وزرای آموزش و پرورش در هر دوره همه و همه خردورزانه به مدد این مؤسسه اقدام نمودهاند.
اینکه وزیر آموزش و پرورش اعتبارات لازم این مؤسسه را در بودجه سالانه وزارتخانه قرار میدهد و اجازه میدهد از کمکهای موسسات و اشخاص حقیقی و حقوقی این مؤسسه بهرهمند گردد، خود نشانه ی عمق اهمیت این نهاد در آموزش است.
شورای محترم عالی انقلاب فرهنگی در جلسه 537 مورخ 15/2/83 اصلاح این مؤسسه را با پیشنهاد وزارت محترم آموزش و پرورش در نامه 47473 مورخ 6/9/83 تصویب کرده است.
هیأت محترم وزیران در جلسه 1/11/82 بنا به پیشنهاد شماره 20439/140 مورخ 30/7/82 و به استناد بند ب ماده (11) قانون استخدام کشوری همکاری بیدریغ با این مؤسسه را تصویب نموده که رونوشت آن به دفتر محترم مقام شامخ ولایت ارسال گردیده است.
وزارت آموزش و پرورش طی نامه شماره 45723/5229621 مورخ 14/8/82 پیشنهاد الحاق مؤسسه را به فهرست نهادها و موسسات عمومی غیر دولتی اعلام داشته توسط قائم مقام معاونت حقوقی و امور مجلس ریاست جمهور به دفتر هیأت دولت ارسال گردد که در نامه شماره 15054/2962 تاریخ 26/3/83 جناب ریاست محترم جمهوری به ریاست محترم مجلس شورای اسلامی جناب آقای حداد عادل برای طی تشریفات قرار گرفتن مؤسسه در فهرست فوقالذکر ارسال شده است.
البته اسناد و مدارک و شواهد و گواهیهای متعددی دال بر اهمیت این مؤسسه و رسالتی که بر دوش گرفته وجود دارد که اطاله کلام نمیدهم.
اما همه این مطالب را نوشتم تا به آقایان مسئول محترم کشور و به ویژه وزیر محترم آموزش و پرورش اطلاع دهم که متأسفانه ادارات آموزش و پرورش شهرستانهای شما و شاید ریاست سازمانهای شما در استانها نظر مساعدی نسبت به این مؤسسه نداشته باشند زیرا در نحوهی برخورد و عملکردشان و عدم همکاریشان با این مرکز حقیقت معلوم میگردد.
اینجانب که به دلیل فقر مالی و کمک به معیشت خانواده مجبور شدم ترک تحصیل کنم ضمن علاقهمندی به ادامه تحصیل، وقتی خبردار شدم مؤسسهای این چنینی میتواند مرا یاری دهد خوشحال شدم و جهت ادامه تحصیل مراجعه کردم چون جهت اخذ «مجوز کمیسیون» به ادارهی آموزش و پرورش برازجان مراجعه کردم، به واحد مورد نظر راهنمایی شدم وقتی آنجا رفتم دیدم دو تا دختر دیگر هم برای همین منظور - گرفتن رأی «کمیسیون» - مراجعه کردهاند ولی پاسخ منفی گرفتهاند و دارند التماس و گریه میکنند حقیر هر چه استدلال آوردم نپذیرفتند و مدام و مصرانه میگفتند بروید شبانه ، این آموزش از راه دور چه صیغهای است. عجبم آمد به این دلسوزی که میکردند. بعد فهمیدم تعدادی از کارمندان این اداره اضافه کاری و تدریس در شبانه دارند. بگذریم، گفتم جناب این امتیازی است که از طرف سران نظام برای افراد مانند من در نظر گرفته شده شما چرا از بذل آن دریغ میورزید.
دوباره همان حرف خودش را میزد. گفتم: اگر به درد نخور است آن را تعطیل کنید. نیشخندی زد و گفت: انشاءا...
این عریضه را نوشتم تا اگر گوش شنوایی هست و موافق این مؤسسه هستید یک بار دیگر برای بازماندگان از تحصیل امثال من یک بار دیگر دلسوزانه دستورات لازم را برای تسهیل در تحصیل ما اقدام نمایید.
سیستمهای اتوماسیون اداری
قسمت دوم
مزایا و معایب اتوماسیون اداری:
مهمترین شرط کاربرد و استفاده از اتوماسیون در اکثر سازمانها، صرف نظر از موارد استفاده دیگر آن، مربوط به لزوم سرعت و دقت و صحت در کار آنها است. و به خاطر توسعه دامنه عملیات سازمان است که این امر احتیاج به گسترش مجاری ارتباطات با سرعت بیشتر است. اتوماسیون اداری موجب میگردد که مجاری ارتباطی کوتاه و ارتباطات لازم به سهولت در اختیار مدیران قرار گیرد.
به طور کلی، مزایای کاربرد سیستمهای اتوماسیون اداری به دو دسته مزایای مستقیم و مزایای غیر مستقیم تقسیم میشود.
1ـ مزایای مستقیم: این مزایا عبارتند از : افزایش محصول یا بازده و صرفهجویی در وقت یا نیروی کار. معمولاً این مزایا که قابل اندازهگیری بوده و ممکن است تأثیر مستقیم و کوتاه مدت بر جریان نقدینگی داشته باشد عبارتند از:
الف) کنترل بهتر بر کار، به دلیل تقسیم کمتر نیروی کار
ب) تبدیل اطلاعات از شکلی به شکلی دیگر کمتر صورت میگیرد( مانند نوشتن روی نوار که پس از آن روی کاغذ تایپ میشود)
ج) فعالیتهای غیر مولد مانند بایگانی توسط رایانه صورت می گیرد ( در بایگانی سنتی به روز رسانی اطلاعات با مشکلات عدیده ای همراه است)
د) سازماندهی پرسنل بهتر انجام میشود، چرا که با استفاده از امکاناتی همچون ویدئو کنفرانس از جلسات غیر ضروری که نیاز به اعزام مامور است جلوگیری می شود.
2ـ مزایای غیر مستقیم: این مزایا غیر کمّی هستند و ممکن است از طریق سودآوری و رشد در بلند مدت سازمان را غنی سازند، این مزایا عبارتند از:
الف: وابستگی کمتر به ادارات دیگر برای تهیه کپی، چاپ و امور مشابه دیگر
ب) نیاز کمتر به تشریفات و کنترل جهت نظارت بر جریان کار بین ادارات
ج) به دلیل افزایش اثر بخشی کارکنان در انجام کارهای خاص، رضایت شغلی آنها افزایش مییابد
د) به دلیل ارائه بهتر اطلاعات و خدمات به موقع، رضایت مشتریان بیشتر میشود
ه) رقابت بیشتر سازمانها از طریق استفاده از منابع اطلاعاتی و قابلیت لازم برای عکسالعمل نسبت به فشارها و فرصتها.
اما کاربرد سیستمهای اتوماسیون اداری معایبی را نیز در بر دارد که عبارتند از: ایجاد تغییرات در محیط انسانی، نادیده گرفته شدن برخی از روابط اجتماعی و انسانی در کارها و به صورت مکانیزه در آمدن فعالیتها، پیچیده شدن و سختی کار با سیستمها، بروز اخلاق توجیه اشتباهات صورت گرفته و نسبت دادن آنها به سیستم، مشکلات جسمانی کارکنان در کار با رایانه، نپذیرفتن سیستمهای مکانیزه توسط مدیران و یا کارکنان، کم شدن امنیت از نظر دسترسی و تخریب.
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
وقتی حالگیری میکنند!
خیلی جالبِ بعد از این که آقای آدم خوبه توپ گرانی را در دروازهی مجلس شوت کرد گفت: من طبق مصوبههای مجلس عمل میکنم! آقایون مجلس اینا هم که اتفاقاً
یکی شون رفیق دیرینهی آدم خوبه هست.
(توضیح:توکلی را میگویم) حسابی حال گیری کردند و به لایحهای که دولت برای "اصلاح روش بودجه نویسی" به مجلس فرستاده بود رأی ندادند !
متکی هم وقتی شنید رایس برای مذاکره با ایران اعلام آمادگی کرده کلی خوش به حالش شد قند تو دلش آب شد! (توضیح: اگر مذاکره انجام بشه این دفعه حتماً راجع به جون قزوینی ازش سؤال میکنه!).
اما … مثل این که دعوای کت قشنگ و مو قشنگ تمومی نداره!!
کت قشنگ رفته دادگاه کلی هم حال و هواش عوض شد ( توضیح: ما هم مثل شما شنیدم!)
آقای فرهنگ هم معاون جدیدشرو کادو پیچ کرده گذاشته تو طاقچه!!
(توضیح: لطفاً هر چه سریعتر برای این که شُبهاتی به وجود نیاد خدای نکرده تا قبل از این تودیع بشه یه نشست مطبوعاتی برگزار کنید تا بدونیم اصلاً طرف کی هست!.
صدا و سیما به کجا مینگرد؟!
تقریباً تمامی مردم، چه آنهایی که از صدا و سیما و یا به قول دیروزیها رادیو و تلویزیون فقط اخبارش را از خبر تولید بزرگترین سیبزمینی کشور تا عروسی بلندترین مرد جهان و فلان درگیری در ینگه دنیا گرفته تا تأسیس جهاد سازندگی در ونزوئلا، و ساخت صدها واحد مسکونی در لبنان دنبال میکنند و چه آنهایی که با وسعت نظر و موشکافانه در عملکرد رسانه ملی دقیق میشوند، به خاطر دارند که در انتخابات ریاست جمهوری سال 76 تا چه اندازه رسالت بیطرفی این رسانه رها شد و علنا و عملاً به جانبداری از یک کاندیدای خاص گام برداشته شد و در این راه از خزانه ملت و جیب مردم برای یک جناح خاص به صورت غیر مستقیم هزینه گردید و از هر شخصیتی که صاحب وجه و شخصیت اجتماعی بود، استفاده شد تا شاید بشود فرد مورد نظر را به مردم قبولاند و وی را بر مسند مورد نظر نشاند. هر چند بعضی از این شخصیتهایی که از آثار و کلام آنها استفاده شد پس از انتخابات بابت اطلاعات غلطی که به آنها داده شده اظهار پشیمانی کردند.
دست اندرکاران و سیاست پردازان آن زمان رسانه ملی که گویا متعلق به جامعهای دیگر بودند، با عدم شناخت فضای عمومی حاکم بر جامعه، بیتوجهی به شعور اجتماعی و سیاسی بالای مردم کشور خود و عدم درک نیاز و خواست مردم در آن شرایط خاص سعی در ایجاد وجه و پرستیژ برای کسانی کردند که مردم خود گواه خوبی بر عملکرد آنها بودند. در این جریان آن قدر به نفع یک طیف سیاسی خاص مانور تبلیغاتی داده شد و غلو گردید تا مردم با درک و بینش عمیق خود رأی به ارجحیت رقیب دادند و حماسه دوم خرداد 76 رقم خورد.
امروز و پس از گذشت 10 سال از آن رویداد مهم و با نزدیک شدن به انتخابات حساس و سرنوشتساز مجلس هشتم، شاهد تکرار عملکرد برنامهریزان گذشته صدا و سیما و نگاه یک جانبه و محدود به یک طیف و گروه خاص از فعالان سیاسی کشور هستیم. تبلیغ دیدگاه، برجسته کردن عملکردها و بیان نقطه نظرات و برنامههای جناح موسوم به اصولگرا و چهره نمودن افراد خاص در سیمای متعلق به مردم که هزینه آن بر دوش تمامی آنها فارغ از وابستگی به هر جناح و حزب، عملی است کاملاً ناعادلانه و به دور از واقعیت شعار همگرایی و وحدت رویه در برخورد با موضوعات اجتماعی و سیاسی که در این مقطع زمانی در عملکرد صدا و سیما به خوبی مشهود است.
استفاده از شیوههای کهن تصویر سازی و تلقین خواستههای برنامهسازان در برنامههایی مانند "در حاشیه"، "سایه روشن" و "خبرهای..." در شبکههای مختلف صدا و سیما، ساختن چهرهای کریه، خیانتکار ... از رقیب برای مطلوب جلوه دادن و استفاده از مجریانی که شیوه های خاص خود را در بیان اینگونه حاشیهسازیها به کار میگیرند و اصرار بر یافتن شکاف و اختلاف در بین اصلاحطلبان از اقداماتی است که برای از میدان به در کردن حامیان اصلاحات به کرات استفاده میشود.
در بعضی از این برنامهها، خبرهای به ظاهر منفی مربوط به اصلاحطلبان را در بین اخبار مربوط به اپوزیسیون و فراریان خارج از کشور و یا بنیاد ملی براندازی (سوروس) و یا قاچاقچیان مواد مخدر و مثلاً "جمعه خان قاچاقچی معروف" پخش می کنند تا ضمن رتبهبندی رقیب در بین اشرار و معا ندان و مخالفان انقلاب ، به مردم اینگونه القا شود که همه اینها از یک قماشند، که قطعاً این ترفندهای سوخته و مندرس نه تنها سودی برای صاحبان اینگونه برنامهها نخواهد داشت، شاید به نوعی منجر به تکرار تاریخ گذشته نیز شده و نهایتاً این سناریو به ضرر همان کسانی تمام شود که سودای موفقیت خود و دوستانشان را در سر میپرورانند.
اولویت خاصی که از مهمترین رسانه ملی برآمده، حمایت همه جانبه از عملکرد دولت نهم است. به طوری که در گذشته در مورد دولتهای قبلی مسبوق به سابقه نبوده است. البته از یک نظر حمایت از دولتی که برخاسته از حاکمیت نظام جمهوری اسلامی است در مقابل توطئههای احتمالی دشمنان کاری است واجب و ضروری که در طول 8 سال ریاست جمهوری سید محمد خاتمی به فراموشی سپرده شده بود، به هر حال توقع و انتظار مردم شریف ایران از صدا و سیمای ملت این است که در هر شرایطی رعایت عدالت و منش منصفانه را سر لوحه کار خویش قرار داده به جای پرداختن به مسائل و مواردی که باعث ایجاد دلخوری بخش عظیمی از مردم و بروز تفرقه وتشتت و چند دستگی در بین ملت متحد ایران اسلامی گشته و نهایتاً به نفع دشمنان مملکت خواهد شد، به رسالت مهم و اساسی خویش که همان اطلاعرسانی و فرهنگسازی است بپردازد.
ادبیات کلاسیک
ما برفتیم، تو دانی و دل غمخوار ما !
بخت بد تا به کجا می برد آبشخور ما
به دعا آمده ام، هم به دعا باز روم
که وفا با تو قـرین باد و خدا یاور ما !
مدعی قصـه آزار من خسته کند
رشک می آیدش از صحبت جانپرور ما
گر همه خلق ِ جهان بر من و تو حیف کنند
بکشـد از همه انصاف سِتم داور ما !
به سرت ! گر همه عالم به سرم جمع شوند
نتوان برد هوای تو برون از سر ما
تا ز وصف رخ زیبای تو ما دم زده ایم
ورق گل خجـل است از ورق دفتر ما
از نثار مژه، چون زلف تو در دٌر گیرم
قدمی کز تو سلامی برسـاند بر ما
هر که پرسید :« کجا رفت، خدا را، حافظ ؟ »
گو :« به زاری سفری کرد و برفت از در ما»
خواجه حافظ شیرازی
دو شعر از : سعید نصار یوسفی
بندر دیر
1)
ریخته روی این حوض
تصویر زنی که می لرزد و
سر می خورد آب
از فقرات این آفتابگردان
که از پارک تا پنجره
ماهت را چرخ می خورد!
2)
و حالا اگر گل ها را آب نشوم
و نریخته باشم حتا
توی هیچ چشمی
تو خودت را چکه می شوی
روی نوستالژی چشم ها!
نام کتاب : رها ز منت باران
(گزیده ی شعر و زندگی شاعران دشتستان)
مولف : محمد غلامی
انتشارات شروع
سال چاپ : 1386
قیمت : 7500 تومان
تعداد صفحات : 706 صفحه
این کتاب با معرفی و خلاصه ای از زندگی نامه 180 شاعردشتستانی قطعاتی از سروده های این شاعران را در اختیار خواندگان قرار داده است.
نام کتاب : زندگی و مبارزات
محمد باقر تنگستانی
به کوشش : دکتر عبدالکریم مشایخی
ناشر : موسسه مطالعات تاریخ معاصر ایران /بنیاد ایران شناسی شعبه استان بوشهر
چاپ اول : 1386
قیمت : 2000 تومان
تعداد صفحات : 172 صفحه
کتاب فوق که به زندگی و مبارزات محمد باقر تنگستانی، مبارز ضداستعمار جنوب و مدیر روزنامه جنوب پرداخته از مقالات محققینی همچون علیمراد فراشبندی، مورخ الدوله سپهر، دکتر عبدالکریم مشایخی، سید قاسم یاحسینی، محمد حسین رکن زاده آدمیت و خیر النساء تنگستانی استفاده کرده است.
فیلم زندگی صادق چوبک تا پایان امسال آماده میشود
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، به گفتهی مسؤول نشر جامهدران که عهدهدار ساخت این فیلم مستند
است، تا کنون 20 مصاحبه با دوستان و کسانی که با چوبک آشنایی داشتهاند، انجام شده است. همچنین گروهی برای تکمیل بخشهایی از این فیلم به بوشهر - زادگاه این داستاننویس - سفر خواهند کرد.
عکس، اسلاید، اسناد و مدارک، خاطراتی از دوستان این نویسنده در گفتوگو با آنها، نقد و نظرات کارشناسان ادبی دربارهی آثار چوبک و مسائلی دربارهی زندگی او، از جمله مواردی هستند که در تهیه و ساخت فیلم یادشده مورد توجه قرار خواهند گرفت.
از سوی دیگر، به گفتهی محمد حاجیزاده، سه کتاب «انتری که لوطیاش مرده بود»، «خیمهشببازی» و «چراغ آخر» چوبک، پس از سه سال هنوز اجازهی پخش ندارند.
«مهپاره»، «تنگسیر» و «روز اول قبر» این داستاننویس هم چاپشان تمام شده، که ناشر گفت، با توجه به وضعیت صدور مجوز کتاب، آنها را برای تجدید چاپ نخواهد فرستاد.
«سنگ صبور» دیگر کتاب چوبک است که همچنان اجازهی انتشار ندارد.
از سوی دیگر، در طی سالهای مختلف برخی از آثار این نویسندهی متولد تیرماه سال 1295 در بوشهر، به فیلم درآمدهاند، از جمله: «تنگسیر» به کارگردانی امیر نادری و «دریا» بر اساس قصهی «چرا دریا توفانی شده» از «انتری که لوطیاش مرده بود» بهوسیلهی ابراهیم گلستان، که ناتمام ماند.
صادق چوبک که او را بیشتر نویسندهای ناتورالیست میشناسند، تیرماه سال 1377 درگذشت.
چیستیِ سینمـا
سینما، امتداد چشم است
«مارشال مک لوهان»، نظریه پرداز کانادایی و مبدع نظریه دهکده جهانی، رسانه را امتداد حواس دانسته است. بر اساس این نظریه می توان بیان داشت بینایی انسان سنتی امتداد پیدا نمود و در جهان مدرن به اختراع سینما انجامید. بر همین اساس می توان تأویل کرد : سینما، چشم انسان مدرن است.
در سالن سینما، انسان به خود می نگرد و به چشم خویش خیره می شود. سینما، گویا آینه ای است که انسان با خیره شدن به آن ذهنیت و رویای خود را به تماشا می نشیند( چشم در برابر چشم )
«ارسطو....در نهایت حس بینایی را برتر از همه دانسته و نوشته:« بینایی بیشتر از همه ی حواس دیگر به ما یاری می کند تا ] چیزها [ را بشناسیم ». این امتیاز حس بینایی، و یکی انگاشتن آن با دانایی را افلاطون نیز مطرح کرده بود و تا امروز هم در سخن فلسفی غرب باقی مانده است.»(1) سینما، با عضو اقتدار گرای انسان یعنی چشم تعامل مدام دارد، در نتیجه تأثیر آن بیش از دیگر رسانه ها است. تعامل سینما با انسان، تعامل تمامیت خواهی ( توتالیتر ) است و بر همین اساس، چشم انسان در برابر چشمان عمود و خیره سینما، تسلیم و منفعل است و بالاجبار داده های سینما را می پذیرد.
سینما، رویای انسان مدرن است
سینما« چشمان باز بسته »( 2 ) است. خواب انسان سنتی در عصر مدرن به رویای سینما تبدیل شده است. اگر انسان سنتی از فرط خستگی کار روزانه و تاریکی شب، چشمان خود را می بست و تجربه ای فردی را در خواب مشاهده می کرد، انسان مدرن، در بیداری به سالن تاریک سینما می رود و با چشمانی باز، رویایی را به صورتی جمعی، تجربه فردی می کند. آرتور آسابرگر در کتاب« روش های تحلیل رسانه ها »می نویسد :« خواب ها بصری هستند و آنها را به بهترین نحو با رسانه هایی همچون فیلم، تلویزیون و داستان های مصور می توان مقایسه کرد ؛ و همانطور که خواب را باید با تحلیل محتوای نمادینش تعبیر کرد، خواب رسانه ای از قبیل آنچه بر پرده ی سینما ها یا صفحه تلویزیون می بینیم را نیز باید به همین ترتیب تفسیر نمود »( 3 )
انسان سنتی، روز قبیله ای داشت و در خواب شب، فرد گرایی اش را بروز می داد. انسان مدرن، در زندگی روزمره، فردیت خویش را بروز می دهد و خواب جمع گرایی خود را در سالن سینما، تجربه می کند.
در خواب انسان سنتی، حق انتخاب و بروز فردیت معنا ندارد و در اصل، خواب، کنشی ناخود آگاه و جبری است. اما سینما رفتن، خواب و رویای انسان مدرن است که فرد با خرید بلیط، فردیت خود و حق انتخاب خویش را نشان می دهد.
سینما روانکاو است
انسان با ورود به سالن نمایش فیلم به سینما درمانی دست می زند. سینما درمانی، روانکاوی بدون حضور روانکاو است. نوعی خود روانکاوی القایی شامل هیپنوتیزم و....است که از پرده سینما به مخاطب القا می گردد.
فرد در سینما، با یاد آوری کودکی خود و تخلیه ی اضطراب خویش به آرامش می رسد. سینما، برای تماشاگر گاهی من برتر (Super ego) است که فرد را نهیب می زند و اخلاق خود را به او تحمیل می کند.
از سوی دیگر در بیشتر موارد سینما نیز کار کرد نهاد (ID) را برای مخاطبین دارد. سینما با القاء نوعی سرخوشی و ارضا غریزه لذت طلبی، انسان را از حساسیت به واقعیت تهی می کند. از دیگر سو برخی مواقع نیز سینما کار کرد (ego) را دارد و انسان را به واقعیت و حساسیت نسبت به پیرامون هشدار می دهد.
در سینما، انسان های متفاوت، تجربه های یکسان می کنند. سینما کارخانه یکسان سازی است و از سوی دیگر سینما، نماد پلورالیسم ( تکثر ) است که هر فردی بلیط فیلم مورد علاقه ی خود را می خرد و به تماشا می نشیند.
سینما، با کار کرد خود، ناخود آگاه انسان را نه تنها در خواب و بروز مکانیسم دفاعی نمایان می سازد بلکه به صورت خود آگاه، ناخود آگاه ما را بر پرده عیان می سازد.
سینما، آمریکاست
سینما، آمریکاست. سینما همانند آمریکا، سنت ندارد. سنت سینما، همانند آمریکا، مدرنیته است. سینما، همانند مدرنیته، هر لحظه خود را از نو می آفریند و هر لحظه در تعلیق اوج و حضیض است. در برخورد با سینما، فرد هر چه از سنتی قوی و صلب برخوردار باشد عقایدش دچار لرزش و شکاف می گردد و به سوی مواجه شدن با باورهای تازه می رود. در سینما هر چه سفت و سخت است، دود می شود رو به پرده ی سینما به بالا می رود.
سینما در مدرن شدن انسان سنتی سهم بسزایی دارد. سبک زندگی مدرن بر اساس تأثیر سینما به کلیه جهانیان آموزش داده شده است و انسان ها با سینما رفتن عقل ابزاری مدرن را بیشتر پذیرفته اند و عقل انتقادی آن را در حال آموزش هستند. سینما از لحاظ هژمونی تصاویر تنها با آمریکا قابل قیاس است. زیرا سینما، همانند آمریکا مجموعه ای از نشانه ها و نماد هاست« آمریکا ]نیز[ حتی قبل از آن که کشف شود به نشانه مبدل شده بود. زمانی که کریستف کلمب قصد کشف آمریکا را داشت، تصویر و ایماژی از آنجا در سر داشت. آمریکا برای او مکانی تخیلی بود. آمریکا شاید یگانه کشوری