دکتر لیراوی نیز مدارک ثبت نام خود را تحویل داد.
شنیده شده است که امروز پنج شنبه دکتر عباس لیراوی کاندیدای حوزه انتخابیه بوشهر گناوه ودیلم پس از ثبت نام اینتر نتی امروز مدارک خود را تحویل فرمانداری بوشهر داد. شنیدنیها حاکی است امروز فرمانداری بوشهر شلوغترین روز ثبت نام را پشت سر گذاشت.گفته می شود بختیاری ازاد. شیخ سقاو دکتر سید حسن موسوی امروز ثبت نام نموده اند.
تا انتخابات
امروز 3 نفر دیگر در حوزه بوشهر برای انتخابات مجلس هشتم ثبت نام کردند. گفتنی است 10 نفر از طریق اینترنت نام نویسی که هنوز مدارک خود را به فرمانداری ارائه ندادهاند از جمله محمد دادفر،دکتر لیراوی و میگلینژاد.
شنیدنیها حاکی است در حوزه دشتستان اقایان کدخداپور، پاپری، یوسفی و در حوزهی دشتی و تنگستان اقایان تاجدینی، قطبالدین، عباس علوینژاد، آیتار. در کنگان نیز اقایان یوسفی، اکسیر، علی کرمی و مجید حسینی کنگانی ثبت نام کردند
شاهین بوشهر 3 پرسپولیس برازجان 2
زنندهی گلها: 10 و 43 علی بشکوفه ـ 2+90 (پنالتی) و هادی خنی فر (شاهین)، 18 (پنالتی) حبیب دویره 2+45 حسن فلسفی (پرسپولیس)
در یک دیدار دوستانه
شاهین در برازجان به سختی بر پرسپولیس پیروز شد حسن فلسفی از پرسپولیس برازجان بهترین بازیکن این دیدار بود.
25 نفر تاکنون در حوزه بوشهر گناوه ودیلم ثبت نام کرده اند
شنیده شده است که تا روز سه شنبه 17/10 تعداد25 نفر در فرمانداری بوشهر و همچنین از طریق اینتر نت ثبت نام کرده اند.شنید نیها حاکی است دکتر لیراوی. دکتر هوشنگی . دکتر سید حسن موسوی .رمضان خدری شکرالله عطار زاده . .مهرزاد رئیسی نزاد.قائد زاده از جمله ثبت نام کنندگان بوده اند. گفته می شود در بین 25 نفر هیچ خانمی ثبت نام نکرده است.
سفر رییس جمهور به استان؛ این هفته یا هفته آینده
شنیده شده است در سفر احمدینژاد به بوشهر تبلیغات انتخاباتی برای عطارزاده انجام میگردد. شنیدنیها حاکی است قرار است قبل از سخنان رییس جمهور، عطارزاده از احمدینژاد تقاضا نماید تا موضوع تهلنجی را حل کند و رییسجمهور هم با خواستههای عطارزاده موافقت نماید. گفته می شود سفر احمدی نژاد توسط نهاد ریاست جمهوری در این هفته اعلام شده است ولی استاندار بوشهر مایل است رئیس جمهور هفته آینده به استان سفر نماید.
سخنان امام جمعه بوشهر علیه عطارزاده
شنیده شده است آیت ا… ایمانی امام جمعه بوشهر در دیدار با هنرمندان استان عطارزاده را مورد انتقاد شدید قرار داده است. گفته میشود این دیدار توسط اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر هماهنگ شده بود.
رییس سازمان آموزش و پرورش استان، 27 یا 33 سال
شنیده شده است در نشستی که اخیراً با حضور یکی از کارشناسان عالیرتبه وزارتخانه آموزش و پرورش برگزار شده بود. از عباسی رییس سازمان آموزش و پرورش استان مدت خدمت وی را سؤال میکنند. عباسی در پاسخ اظهار میدارد: 27 سال است که خدمت میکند. سپس از یکی دیگر از کارکنان سازمان آموزش و پرورش، مدت خدمت رییس سازمان را سئوال میکنند. وی پاسخ میدهد که عباسی 33 سال در آموزش و پرورش خدمت میکند.
کاندیداهای ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو (دولتی)
شنیده شده است کاندیداهای ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم عبارتند از محمد دادفر، جمهیری (از بستگان بختیاری رییس سابق آموزش و پرورش)، در حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان ماشاالله حیدرزاده، تاجالدین و زمانی، در حوزه انتخابیه دیر و کنگان علی کرمی و اکسیر، در حوزه انتخابیه دشتستان کدخداپور و سیاسی نژاد می باشند.
ادامه تحصن لنجداران گناوهای
شنیده شده است لنجداران گناوهای به دلیل اعتراض به وضعیت ته لنجی از رفتن به کشورهای حوزه خلیج فارس خودداری میکند. گفته میشود تاکنون فقط عدهای محدود از لنجداران اقدام به شکستن تحصن نمودهاند.
صدور حکم قطعی برای سازندگان سناریو علیه زینبی
شنیده شده است دو نفر از سناریوسازان علیه زینبی در دادگاه تجدید نظر استان محکوم شدند. گفته میشود حکم شلاق دو نفر فوق به دویست هزار تومان جزای نقدی و هشت ماه حبس آنان به چهار ماه حبس تقلیل یافته که یک ماه حبس را گذرانده و سه ماه دیگر باقی مانده است. ضمناً 5 سال محرومیت از اشتغال دولتی هم برای یکی از آنها لغو شده است.
جزیره صدرا منطقه ویژه اقتصادی
شنیده شده است جزیره صدرا در بوشهر به عنوان منطقه ویژه اقتصادی در هیأت دولت تصویب شده است.
شکایت علیه عطارزاده
شنیده شده است خانمی که در جنجال علیه زینبی دست داشته از عطارزاده و یکی از مجرمان پرونده علیه زینبی شکایت نموده است.
تجمع لنجداران و ملوانان دیری
شنیده شده است لنجداران و صیادان دیری روز شنبه هفته جاری مقابل فرمانداری شهرستان دیر تجمع نمودهاند. شنیدنیها حاکی است ملوانان و صیادان روز شنبه با هیأتی از وزارت کشور دیدار خواهند کرد گفته میشود بخشدار با تجمع کنندگان مذاکره کرده است.
انتخاب شهرداری گناوه
شنیده شده است نوری از کارکنان شهرداری بوشهر به عنوان شهردار گناوه توسط شورای شهر گناوه انتخاب شده است.
آنیمیزم ناشی از جهل بشر دبیر سازمان ادوار تحکیم وحدت
از آنجا که تکامل میبایست کار انسان را به ناظر تیزبین طبیعت مبدل سازد، لیک آن هنگام که انسان میخواهد درک درستی از جهان پیرامون خود بدست آورد به دلیل عدم تکامل جسمی و عقلی در برخی از انسانها که آن هم به دلیل آن بوده که یک طبقه خاص همیشه نخواسته که اصالت انسانی به رشد و تکامل سر حد خود برسد و همیشه گلهوار به دنبال یک طبقهی سر تا پا عقدهی ناقص به راه بیافتد، و گرنه در طول تاریخ میبینیم از روز نخست یعنی از زمان تحولات اجتماعی زن جایگاه اجتماعی امروز را نداشت یا با گذشت زمان و با به دست آوردن استعدادهای به تاراج بردهاش زن از مطبخ خانه بیرون و در عرصهی اجتماع به یک خود باوری و در نهایت به تسخیر کرسی دانشگاه، قضاوت و وکالت، پا به عرصهی اجتماعی میگذارد و به رشد و تکامل میرسد پس میتوان گفت که تقلید و تعلّم یک مقطع زمانی کوتاه منقطع و بعد از آن بشر میبایست به اصالت انسانی خویش برگردد و آزاد و مستقل و بدون اتکا به عقل تقلیدی به گشودن گرههای مباحث نظری و عملی برسد و در نهایت به رشد و تکامل عقلی محض.
در صورتی که در طول تاریخ اینطور نبوده و از طرفی عدم تجربه و معلومات ناقص آن مرتب و پی در پی دچار توهم میشود و به فکر میافتد که نیروهای فوق طبیعی و وحشتناکی وجود دارند که بر تمام پدیدههای طبیعی تأثیر میگذارد و به این ترتیب بشر در طول زندگی خود به تمام این توهمات رنگ و بوی مفاهیم دینی میدهد.
این مفاهیم به ظاهر دینی در واقع تصاویر کج و ناهمگون و عجیبی از نیروهای کاملاً طبیعی است که در زندگی روزانه به شدت دخالت دارد.
«در این رابطه باستان شناسان ثابت کردهاند که تا پیش از 40 الی 50 هزار سال قبل هیچگونه مفاهیم دینی وجود نداشته است»
از این رو قابل درک است که شاید انسان برای حفظ موجودیت خود و نوعی دلخوشی به پشتوانهی ماورای طبیعی و برای تحصیل یک زندگی بهتر و حفظ خویش در برابر عوامل غیر طبیعی چون سیل و زلزله و جنگ و موفق شدن در زندگی روزمره به کمک توتم مخلوق ذهنش سخت احتیاج دارد لذا برای اثبات این مفاهیم که رنگ و بوی مذهبی به آن داده بود نیاز به یک پشتوانهی تاریخی دارد و به جای ساختن حال و آیندهی بشری، نشسته و برای خود هر مللی عقبهی تاریخی دروغین برای دین و مذهب و اعتقادات غلط خود میاندیشد و میپروراند از این رو برای انجام خواستههایش به توتم خویش مراجعه میکند و سعی میکند آن را با خود همراه کند که بعد از گذشت مدتها و سالها، به بدعتی تبدیل میشود و این تمناهای انسانی شکل مراسم دینی به خود میگیرد.
و جالب این است که پیرامون همین بحث به آنیمیزم یکی از اشکال بسیار شایعتر دینی تبدیل می شود که عقیدهایی است به یک موجود روحانی نامریی و یا بهتر بگوییم مرئی که چشم را به رویش میبندد، که قدرت فوق طبیعی دارد.
آنیمیزم از جهل بشر نسبت به پیدایش پدیدههای طبیعی ناشی میشود. بشر پدیدههای طبیعی را مطابق الگوی کجاندیش نیاکان خود تصور میکند و برای آنها روح قائل میشود و آنها را موجوداتی غیر مادی با کیفیات انسانی و قدرتی مافوق طبیعی میداند و بدین ترتیب است که اعتقادات ذاتی دینی دستخوش بدعتهای غلط تاریخی و مذهبهای دروغین و باورهای دینی غلط میشود که از نظر او میتواند مسیر زندگی را تغییر دهد.
بدین ترتیب پیدایش عقاید مذهبی ابتدایی ناشی از عدم آگاهی انسان در مقابل طبیعت بود و امروز نیز باعث عدم شناخت درست بشر از جهان پیرامون خود شده است، چون به طور ناخواسته مقلد انسانهای بت نمایی شده که معتقداست بر زندگی مادی و معنوی او تأثیر گذراند و به یک وحشی گری خرافی و به انسداد فکر و جمود رسیده که نزدیک شدن و تلنگر زدن به این تفکرات غلط، توهین به مقدسات محسوب میشود.
و به همین دلیل از یک طرف وارد نشدن در این وادی و از طرف دیگر اعتقادات افسونی مردم که همیشه به انتظار یک ناجی هستند راه را برای تشکیل یک جامعه قیم ماب و پدر سالار و به عبارتی بردهداری و بردگی را باز میکند که در اعصار گذشته ذر ذهن و مغز انسانها انباشت و رسوب کرده و بازیابی و اصلاح آن هم اکنون کار یک فرد و سازمان نیست بلکه برای به چالش کشیدن چنین بحثی در حوزهی نظری علاوه بر بستر سازی فرهنگی میبایست این فقر فرهنگی که یک طول تاریخ تبدیل به بزرگترین تراژدی شده است را از پایبست بازنگری و ترمیم کرد حال میبینیم که یکی از وجوه اصلی ایدئولوژی دولتهای بردهداری ماهیت مذهبی آنهاست زیرا جوهر تعلیمات دینی در تمام اشکال آن به صورت داروی خوراکی در تمام سنین این چنین بخورد نسلهای اعصار مختلف داده می شود.
که جهنم مجازات الهی است برای کسانی که از طبقات چیزدار سرپیچی میکنند و بهشت پاداش آنانیست که بدبختی ها و مشقات این دنیا را با بردباری تحمل مینمایند و حاکمیت یک طبقه خاص را مشیت الهی میدانند. از این رو دو عامل اساسی اعتقادات دینی ذاتی را تضعیف میکند.
1ـ انباشت معلومات حقیقی دینی و تشنهی نگه داشتن عام و همچنین آب شور به عوام دادن تا همیشه احساس نیاز و تقلید کند.
2ـ مارک بیدینی زدن به کسانی که در بحث اعتقادات دینی وارد میشوند با این توجیه که این بحث درحوزهی علمای اعلم است و در نهایت گوشهنشینی و انحصار و اسارت دین.
از همین رو هر جامعه ارگانیزم جامعی است با صورت بندی خاص خود و هر جامعه در مقطع تاریخی خود قراردارد. و دارای زیر بناهای مختص خود است مثلاً زیر بناهای دولتهای صنعتی نیرو تولید پیشرو و اساس زیر بنای دولتهای بردهداری ایدئولوژیهای کج اندیشانهی مذهبی آنهاست که عموماً خصلتی استثماری و استعماری دارد.
زنده باد شهرداری
اصلاً در تهران و بعضی شهرهای بزرگ شهرداریها تمام یا قسمتی از بار ساخت و ساز و ایجاد مکانهای ورزشی را به عهده دارند. مدتی است شهرداریهای استان تهران، سالن، زمین چمن، استخر، زمینهای والیبال و بسکتبال و مکانهای مخصوص اسکیت ساخته و پس از تکمیل برای استفاده و نگهداری در اختیار ادارات تربیت بدنی مناطق قرار میدهند حتی اکثر شهرداریهای مناطق مختلف خود دارای تربیتبدنی هستند. اما این مسئله در استان ما راه به جایی ندارد همین چند وقت پیش بود! که شنیدیم یکی از شهرداریهای استان تمامی پول تخصیص یافته به مکان بازیهای ساحلی را در جای دیگری خرج کرده است! یا شهرداری به جای کمک به ورزش که حتی کار یک سالن ورزشی را که عوارض پرداخت نکرده بود به تعطیلی کشید! و خیلی اشکال تراشیهای دیگر. راستی مگر نه همین چند وقت پیش بود که استاندار محترم بوشهر پشت بلندگوی استادیوم شهید بهشتی بوشهر اعلام کرد: که از طریق شورای شهر بوشهر مبلغ دویست میلیون تومان به هر یک از تیم های شاهین و ایرانجوان پرداخت خواهد شد. که کلی باعث خوشحالی و کف زدن مردم شد و خیلیها گفتند: زندهباد افراشته، زندهباد شورای شهر. و شورای شهر هم بلافاصله این مبلغ را به تصویب رسانید. اما، اما مدتی است که از این مسئله میگذرد و از بخت بد شهرداری، مردم حافظهاشان خوب کار میکند و مرتب تذکر میدهند و گویا شنیدهایم که خیلیها از جمله مدیر عامل ایرانجوان بوشهر و مدیر کل محترم تربیت بدنی استان هم پیگیر قضیه شدهاند ولی چه سود، چه سود. که شهرداری پس از اینکه در مورد اسپانسری ایرانجوان بوشهر قبض پاکی داد و به پشتوانه شورای جدید، ایرانجوان را سه طلاقه کرد! حالا هم شهرداری بوشهر پا را در یک کفش کرده و حتی مصوبه شورا در مورد پرداخت دویست میلیون تومانهایی که شورا تصویب کرد و استاندار آن را اعلام کرد، اجرا نمیکند! خوب حتماً زورش میرسه! آوردهاند که چون «لشکری»ـ بزرگ مردی از روستای «بهمنیاری» گناوه کسی که «نقال» بود، ـ بر اثر درگیری با عدهای خیلی پیگیر مسئله زمینهایش شد و آخر کار در تهران از شورای عالی قضایی رأی گرفت و «مه شفیع» ژاندارمی که مأمور اجرای حکم بود و به دلایلی که خودش داشت حکم را اجرا نکرد! و «لشکری» که خیلی زورش آمده بود و حسرت میخورد با صدای بلند فریاد زد: زندهباد ژاندارمری که زیر حکم شاه میزند!! و از ژاندارمری خارج شد. حالا هم «زندهباد شهرداری» که زیر مصوبه شورای شهر میزند! و دستور استاندار که به همه ورزشیها اعلام شد اجرا نمیکند! برادر عزیز، شهردار محترم، از اسپانسری شهرداری گذشتیم. برای ساخت و ساز مکانهای ورزشی توسط شهرداری هم عینک گلبال زدیم. شاهینیها هم که حالا وضع خوبی دارند زدند به «کوچهی علی چپ» و چیزی نمیبینند، بیا و از سر سلامتی، از سر کمک به ورزش، ایرانجوان را دریاب. شاید همه از ته دل بگوییم زندهباد شهردار، زندهباد شهردار.
عارف بن هلال ملی پوش هندبال لیان بوشهر : هندبال بوشهر حرف اول را در کشور می زند
نصیر: بیوگرافی کامل خودتان بفرمایید؟
ـ عارف بن هلال هستم متولد 2/3/1369 در شهر بوشهر محلهی شیخسعدون
نصیر: چی شد که بین این همه ورزشی هندبال را انتخاب کردید؟
ـ شروع هندبال من به دوران دبستان و مسابقات قهرمانی استان بر میگردد که به خاطر حضور در دبستان سعادت و مربیگری آقای معتقد و با پیشنهاد ایشان به تمرینات تیم منتخب رفتم.
نصیر: در کدام باشگاه مشغول به فعالیت هستید؟
ـ فعلاً برای حضور در مسابقات جوانان قهرمانی باشگاههای کشور در باشگاه لیان بوشهر هستم
نصیر: انگار به عضویت تیم ملی نوجوانان ایران در آمدهاید میتوانید بیشتر توضیح دهید؟
ـ پس از طی چند اردو نوجوانان و جوانان و بزرگسالان در طی سال جاری و بازیهایی که انجام شد و با توجه به صحبت و معرفی مربی باشگاه آقای سیادتی و درخواست مربی تیم ملی در اواخر 86 باید در تمرینات نهایی انتخابی تیم ملی شرکت کنم
نصیر: در مسابقات لیگ برتر هندبال هم حضور پیدا کردهاید؟
ـ بله، در دورهی قبل با باشگاه لیان شهرداری بوشهر در سال 85 و در سال 86 با تیم هیئت هندبال بوشهر حضور پیدا کردم که در سال 84 با بد شانسی و بی تجربگی به مقام سوم دست پیدا کردیم.
نصیر: سطح مسابقات لیگ برتر چگونه است؟
ـ لیگ برتر هندبال مقدماتی برای سوپر لیگ است به طوری که اکثر بازیکنان سوپر لیگ به صورت قرضی برای تیمهای لیگ برتر بازی میکنند که این خود بر بالا رفتن کیفیت لیگ کمک میکند.
نصیر: جایگاه ورزش هندبال استان در کشور چگونه است؟
ـ هندبال بوشهر در رشته هندبال ساحلی حرف اول را در کشور میزند به طوری که مقامهای اول و سوم امسال از استان بودند و در رشتهی هندبال هم در ردههای متفاوت بوشهر قهرمانیهایی را داشته است مثل: قهرمانی جوانان کشور در سال 84 و قهرمانی دسته یک کشور در سال 84 و مقام چهارم و سوم جوانان در سال 85 و 86، مقام سوم لیگ در سال جاری و مقام چهارم نوجوانان کشور در سال 85
نصیر: فکر میکنید بتوانید در آینده عضوی از تیم ملی بزرگسالان هندبال باشید؟
ـ بله، تمرینها و پیگیریهای ورزشی که من انجام می دهم برای رسیدن به این هدف است که دور از دسترس نیست
نصیر: تا رسیدن به این اهداف چه مسیری باید طی کنید؟
ـ باید تمرینهایم را بیشتر کنم و دوران بدنسازی خودم را منظم تر انجام دهم و تمام ذهن و هوش خودم را به اندرزهای فنی مربیان متمرکز کنم.
نصیر: به عنوان یک ورزشکار رشته هندبال چه انتظاری از مسئولین استان دارید؟
ـ انتظاری که دارم از لحاظ مالی ما را تأمین کنند و بر سر تمرینها حضور پیدا کنند و مشکلات بچهها را رفع کنند به طوری که تیمی که ما امسال در لیگ داشتیم و با توجه به مقام سوم ما نسبت به تیمهای پایین جدول نصفشان هم خرج نکردیم و اگر میخواهند که در بزرگسالان الان هم مقامهای خوبی بیاوریم لازم به شارژ مالی زیادی است
نصیر: و صحبت پایانی؟
ـ از همهی مربیانی که برای من زحمت کشیدند بالاخص آقای سیادتی تشکر میکنم و از هفتهنامه نصیر که به تمام رشتههای ورزشی توجه میکند نهایت سپاس را به جا میآورم.
تاریخچه باشگاه فرهنگی ورزشی توحید بوشهر
حدود سالهای 1348 – 1349 تعدادی از بچههای محلهی ترکها (سنگی شرق خیابان امام خمینی(ره)) و بچههای محلهی فقیرنشین (کپرنشینها: محلی که در حال حاضر هزار دستگاه و منازل سازمانی، ساختمان سرپرستی بانک ملی، شرکت نفت، فرمانداری و ادارات واقع در ضلع جنوبی خیابان رئیسعلی دلواری تا چهار راه شیلات) تیمی را به نام پیکان تأسیس کردند. این تیم با نفراتش از تیم جاوید منشعب شده بود. پس از ایجاد تیم پیکان در زمان اندکی تیم جاوید ادامه حیات نداد و همه بازیکنان آن جذب تیم پیکان شدند. بنابراین شروع فعالیت این تیم دقیقاً سال 1349 میباشد. این تیم همه ساله در مسابقات محلات شرکت میکرد و جزء تیمهای قدرتمند محلات بود. حریف این تیم: شیلات، افشین، صلحآباد، شکری، هلالی، گارد و امید سنگی بود در سال 1355 مسابقات محلات (دسته دو شهر بوشهر) را هیأت فوتبال وقت برگزار کرد و تیمهای کارگر، پیکان، سکان ونیروی دریایی در رده های اول تا چهارم قرار گرفتند. این مسابقات که در زمین امامزاده و به صورت دورهای برگزار شد و 3 تیم از این چهار تیم به دستهجات یا باشگاههای شهر بوشهر صعود کردند، یعنی سکان، کارگر و پیکان. پس از صعود تیم پیکان به مسابقات دسته اول بوشهر موسسین این باشگاه جهت اخذ پروانه رسمی به اداره تربیت بدنی مراجعه کردند که به آنها ابلاغ شد: پیکان متعلق به ایران ناسینوال (ایران خودرو) است و شما باید نام دیگری را برای تیم خودتان مشخص کنید که آنها هم نام ساسان را - که نام پادشاهی در تاریخ ایران است - انتخاب کردند (البته پیشنهاد این نام از سوی تربیت بدنی بود). به هر حال از همان سال فعالیت رسمی این تیم آغاز شد اما صدور مجوز رسمی آن سال 1354 است. تیم ساسان در سال 55 قهرمان مسابقات جوانان شد و مدال طلا گرفت. در همان سال مسابقات مقدماتی جام خلیجفارس آغاز شد و تیم ساسان در بوشهر قهرمان شد و به اتفاق تیم سکان (تیم دوم) به مسابقات منطقهای خلیجفارس راه یافت.
این مسابقات با شرکت تیمهای آبادان، خرمشهر، بوشهر (2 تیم) و تیم بندرعباس برگزار شد و بوشهر میزبان این مسابقات بود.
تیم ساسان در آن مسابقات به مقام دوم رسید. در تاریخچه این تیم 2 بار قهرمانی جوانان و 2 مقام سومی ثبت شده است. این تیم بعد از شاهین و ایرانجوان تنها تیمی است که تا کنون از دسته یکم سقوط نکرده است. در این تیم که بیش از 90% بازیکنان آن را بچههای محلهی سنگی و شکری تشکیل میدادند بازیکنان مطرحی به استان معرفی شد که فوتبال استان بوشهر آنها را به خوبی به یاد دارد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی موسسین تیم نام تیم خود را به تبعیت از نام مسجد محل خود به نام «توحید بوشهر» تغییر دادند و تا کنون به همین نام در استان شناخته میشود. متولیان این تیم به مدت 4 دوره مسابقات جام شهدای توحید را برگزار کردند و یاد 11 شهید خود را گرامی داشتند. در مسابقات یادواره شهداء توحید که با حضور تیمهایی مانند شاهین تهران، برق شیراز، نفت آبادان، سپیدرود رشت، کمپدرو تبریز و تیمهای شاهین و ایرانجوان بوشهر برگزار شد این تیم چند بار توانسته بر تیمهای شاهین و ایرانجوان و همچنین تیمهای خارج از استان مانند سپیدرود رشت، کمپدرو تبریز و آتشنشانی آستارا پیروز شود. حضور در لیگ دسته دو و لیگ دسته یک استان در سالهای 74 ـ 76،حضور در لیگ زیر گروه کشور در سال 85 ـ 84 از افتخارات این تیم است. هم اکنون این تیم در لیگ دسته یکم استان حضور دارد. مدیر این تیم از سال 1354 تا 64 سید محمد باقر طباطبایی و بعد از آن تا کنون محمد دوانی بوده است. حمایت مالی و معنوی این تیم کاملاً توسط مردم و دوستان مدیران تیم انجام شده است. توحید بوشهر در جنگ تحمیلی بیشترین شهید را در بین باشگاه های ورزشی استان داشته که امید است بازیکنان فعلی توحید یاد و خاطره شهدای گرانقدر این تیم را هیچ گاه فراموش نکنند.
نقدی بر گفتار و رفتار اصلاح طلبان پیشرو (دولتی)
مدتی است دغدغه وضعیت اصلاحطلبی و رفتارهای بغرنج مدعیان "اصلاح طلبان پیشرو" در استان بوشهر مرا بر آن داشت که مطالبی در این زمینه بنویسم. ولی هر بار به دلایلی از این موضوع صرفنظر کردم، تا
اینکه تعدادی از آنان از سکوت ما سوءاستفاده نموده و به انگزنی و تهمت روی آورده، اصلاحات و اصلاحطلبی را انحصار طلبانه منحصر به خویش نموده و هر کس از اصلاحطلبان دیگر در راستای انتخابات گامی بردارد، علیرغم حذف توسط آنان، اهل تفرقه و نفاق میشود.
به عقیده نگارنده اصلاحات یک جریان فکری و رفتاری است که با بیان لفظ اصلاحات توسط افراد، اشخاص و گروهها، کسی اصلاحطلب نمیشود و با عدم بیان آن غیر اصلاحطلب نخواهد شد. اصلاحات با پیروزی افراد، شخصیتها و گروههای به ظاهر اصلاحطلب پیروز نمیشود بلکه پیروزی اصلاحات هنگامی اتفاق میافتد که افراد، شخصیتها، گروهها و جامعه، رفتار و عمل اصلاحطلبانه داشته باشند.
این مطلب صرفاً در این راستا جهت یادآوری اصلاح رفتارهای غیر اصلاحطلبانه نگاشته می شود.
خلاصهای از سابقه انشقاق اصلاحطلبان در استان
نهمین انتخابات ریاست جمهوری منشا تحولات مهمی در کشور و به خصوص در استان بوشهر در طیف اصلاحطلبان شد. تعدادی از اصلاحطلبان که بر مسئولیتهای دولتی چنگ انداخته و یا با موج انتخاباتی دوره ششم به مجلس راه یافته بودند. از اصلاحطلبان جدا شده و بر خود نام اصلاحطلبان پیشرو گذاشتند و دیگر اصلاحطلبان استان را فاقد وزن و وجاهت مردمی قلمداد کرده و در هر کوی و برزنی علیرغم ادعای روشنفکری، غیر منصفانه به تخریب دیگر کاندیداهای اصلاحطلبان میپرداختند. نهایتاً سنگینی وزن خود را در باسکول انتخابات در استان نظاره کردند. علیرغم ادعای گوش پر کن در ردیف پنجم در استان قرار گرفتند.
در انتخابات شورای شهر، اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) از تجربه انتخابات ریاست جمهوری درس نگرفته مجدداً و این بار در پشت پرده، سناریوی را طراحی کردند و با نام گروههای سیاسی و ائتلاف اصلاحطلبان به اجرا گذاشتند. در این مرحله کسانی که هیچگونه نمایندگی گروهها و احزاب را به عهده نداشتند با نام آنان وارد میدان شده و توقع و انتظار داشتند که دیگر اصلاحطلبان چشم و گوش بسته برنامههای آنان را به اجرا درآورند. با حذف منتقدان و عدم پذیرش نقد و انتقاد کار خویش را ادامه دادند و علیرغم ادامه تشکیل جلسات از ارائه لیست انتخاباتی حتی برای مرکز استان عاجز ماندند. نهایتاً مردم بدون حضور ائتلاف به اصطلاح اصلاحطلبان دست به انتخاب زدند.
هنوز یک سال از این واقعه نگذشته بود مجدداً اصلاحطلبان به اصطلاح پیشرو (دولتی) با سناریوی دیگری نمایندگان گروهها و احزاب را نصف و نیمه جمعآوری کرده و برنامه خویش را به آنان داده تا به مرحله اجرا درآورند، رابط تشکیلاتی، رییس ستاد و معاون ستاد از قبل تعیین شده را بدون حضور گروههای اصلاحطلب منتقد و معترض به تصویب رساندند و سپس با فریاد از دیگران خواستند که به جمع آنان بپیوندند.
1ـ عمادی رییس پیشین سازمان آموزش و پرورش استان که با مدیریت ضعیفش در دیلم و استان فریاد فرهنگیان را درآورده بود از طرف سناریو نویسان پشت پرده، به عنوان رابط ائتلاف معرفی شد. تلاش نمودهاند که نمایندگان گروهها و احزاب شرکت کننده در ائتلاف همگام با آنان باشد و برای این منظور سراسیمه به دفاتر سازمان مجاهدین انقلاب و کارگزاران سازندگی جهت گرفتن نمایندگی مراجعه کردند. صورتجلسات ائتلاف کذایی از ابتدای شروع تشکیل آن تاکنون، مؤید این مطلب است.
2ـ تصمیم گیران پشت پرده به دنبال اهداف شخصی خویش به وسیله اجرا کنندگان خود در ائتلاف میباشند. این مجریان به هر صورت و با هر دروغ و حیلهای باید در ائتلاف باشند تا خدای ناکرده تصمیمی خلاف برنامههای از قبل طراحی شده گرفته نشود.
مثلاً صدراله محمدی که اعتقادی به فکر و اندیشه کارگزاران سازندگی ندارد. همزمان برای نمایندگی دو گروه سیاسی (کارگزاران سازندگی، مجاهدین انقلاب) معرفی میشود. بختیاری که هر جلسه با نام گروهی شرکت میکند همزمان برای دو گروه سیاسی (مجاهدین و کارگزاران) معرفی میگردد. یا نماینده انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیجفارس در انتخابات شورای مرکزی انجمن رأی نیاورده و عضو شورای مرکزی نمی باشد به عنوان نماینده تامالاختیار انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه خلیجفارس در ائتلاف شرکت میکند. نماینده انجمن صنفی فرهنگیان که در تهران جناح راست را حمایت میکند به صرف رفاقت با رییس سابق سازمان و معاونانش و همچنین برای به اجرا در آوردن برنامههایشان عضو ائتلاف مینمایند.
3ـ منتقدان و معترضان به این شیوهها را حذف نموده و در غیاب آنان برنامههایشان را به اجرا در میآورند.
4ـ متأسفانه گروههای سیاسی استان (بهتر است گفته شود گروههای تک نفره!!!) خصوصاً گروههای تشکیل دهنده ائتلاف فقط در هنگام انتخابات آن هم یک نفر (فقط برای نظر دادن و تصمیم گرفتن برای همه) فعال میشوند و بعد از آن دریغ از کوچکترین فعالیتی.
5ـ اصلاحطلبان به اصطلاح پیشرو (دولتی) استان خود را انحصاراً در دایره بسته انحصار طلبی اصلاحطلبان محدود کرده و هر گونه نقد، انتقاد و اعتراضی را با تهمت و حذف کردن پاسخ میدهند. حتی تنها به این کار بسنده نکرده بلکه با تلاش فراوان سعی مینمایند گروه سیاسی منتقد و معترض را منحل کنند. نمونه آن انتشار خبر انحلال انجمن اسلامی معلمان استان در هفتهنامه پیغام است که چگونگی اصلاحطلبی پیشروانه و آرمانی خود را با حذف، تهمت، توهین و انحلال به منصه ظهور رساندند.
6ـ گویا در قاموس اصلاحطلبان پیشرو "هدف وسیله را توجیه میکند" با هر دروغ حیله و نیرنگی قصد دارند ائتلاف به وجود آورند. و تعداد خود را بیشتر نشان دهند. در حالی که سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در استان نماینده ندارد و تا کنون نمایندهای در جلسات آنان حضور نداشته تا صورتجلسات را امضا کند. نام مجاهدین انقلاب را به عنوان گروههای ده گانه تشکیل دهنده ائتلاف استان میآورند یا همان طوری که قبلاً ذکر شد. شخصی در هر جلسهای با نام یک گروه در جلسات میآید و رأی میدهد و ...
7ـ در حالی که در مرکز استان فقط گروههای تک نفره!!! همگام و هماهنگ با خود را دعوت میکنند به علت عدم فعالیت و حضور گروهها در شهرستانهای استان، با روی آوردن به کاندیدهای حوزه انتخابیه مربوطه تعدادی را به هر طریق ممکن جمعآوری نموده و تشکیل ستاد میدهند. مثلاً در شهرستان دیر و با واسطه قرار دادن علی کرمی کاندیدای حوزه انتخابیه دیر، کنگان، جم و ریز 7 نفر را جمع کرده و از میان آنان 5 نفر را به عنوان ستاد اصلاحطلبان دیر انتخاب مینمایند. در دشتی توسط تاجالدین کاندیدای حوزه دشتی و تنگستان بعد از دو جلسه، در گناوه با یونس خسروانی کاندیدای حوزه بوشهر، گناوه و دیلم و با حضور افراد ناشناس و ... اقدام به تشکیل ستاد ائتلاف شهرستانها نمودهاند.
8ـ به دلیل اهمیت ندادن به افراد و شخصیتهای شهرستانی در تشکیل ائتلاف استان به تناقض در گفتار و رفتار خویش افتادهاند. در حالی که در مرکز استان ستادهای ائتلاف را ظاهراً بر مبنای گروههای سیاسی بنا گذاشتهاند ولی در شهرستانها به دنبال کاندیداها و جمع کردن افراد برای تشکیل ستاد هستند.
9ـ گویا تهمت زدن به دیگر اصلاحطلبان توسط ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو همگام با حذف و انحلال گروههای منتقد در دستور کار قرار گرفته است و یکی از نشریات به ظاهر مدعی منطق و اصلاحطلبی مسئولیت این کار را به عهده گرفته است.
10ـ نگارنده معتقد است برای اصلاح رفتارهای اصلاحطلبان به اصطلاح پیشرو (دولتی) بهترین زمان هنگام انتخابات میباشد والا در دیگر مواقع حضوری ندارند. که خود را اصلاح نمایند در هنگامه انتخابات رییس سابق سازمان با معاونینش و همراهی عدهای از هم استانیها در تهران فعال شده و پس از انتخابات در صورت پیروزی به دنبال سهمخواهی و در صورت شکست با اصولگرایان برای پست و مقام لابی میکنند.
11ـ پیروزی به هر قیمتی با زیر پا گذاشتن بدیهیات عقلی و منطقی حرکتی اصلاحطلبانه نیست. اگر اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) پیروز هم شوند که امری محال است با این رفتارها و عملکردها شکست خوردهاند.
موارد باقیمانده به فرصت های آینده موکول می شود. امید است که قبل از شکست، خود را اصلاح کنند.
رجائی:در شش ماه گذشته 400 مورد مراجعه به کلانتری و مراجعه قضایی داشتیم
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: شهردار و معاونین شهرداری در شصت و نهمین جلسه شورای اسلامی شهر بوشهر حاضر شدند تا عملکرد 6 ماه شهرداری را ارئه دهند.
شهردار شهر بوشهر گفت: بیشترین حجم فعالیت حقوقی شهرداری، مرتبط به مراجعه کلانتری و دادسراها جهت پیگیری پروندهها ، رفع نواقص احتمالی، پرداخت هزینه دادرسی و غیره است.
شاپور رجائی افزود : در شش ماه گذشته حدود 400 مورد مراجعه به کلانتری و مراجعه قضایی داشتهایم. وی اضافه کرد: آنچه که در مرحله بعد حائز اهمیت است، معرفی و حضور نماینده حقوقی در مراجعه قضایی و انتظامی و شرکت در جلسات دادرسی است. در حال حاضر نیز با هماهنگی با مراجعه قضایی پیگیری از طریق فرمانداری انجام میشود. همچنین در نشستی که با شورای حل اختلاف شهرستان داشتیم، تصمیم گرفته شد شعبه مخصوص شهرداری فعال شود.
رجائی در ادامه افزود: با در نظر گرفتن یک ساختمان مناسب در واحد اجراییات شهرداری مجموعه دیگری مرتبط با حوزه قضایی دنبال کنیم.
شهردار بوشهر تصریح کرد: یک شعبه ویژه ـ شعبه شماره 4 ـ دادسرا مرتبط به شکایت شهرداری اختصاص پیدا کرده است.
رجائی در ادامه گفت: متاسفانه عمده مواردی که از طریق بخش حقوقی دنبال میکنیم مربوط به خرید یا تملک املاکی است که در اختیار شهرداری و واحد هماهنگی خدمات شهری قرار
می گیرد.
وی همچنین گفت: واحد بعدی در حوزه شهرداری واحد کنترل و نظارت بر فعالیتهای ساختمانی است که بیشترین حجم فعالیت این بخش تحویل و جمعآوری ابزار ساختمانی است و تاکنون نزدیک به 906 مورد جمع آوری ابزارآلات ساختمانی داشتهایم که نه زیبنده شهرداری است و نه آن چنان مثمرثمر بوده است.
وی سپس به واحد املاک اشاره کرد و گفت: بیشترین بحثی که با واحد املاک داشتهایم رأی کمیسیون عالی معاملات بوده بیشترین بحث در ارتباط با فروش زمینهای متروکه و مکاتبه با اداره ثبت است.
وی افزود: بزرگترین مشکل ما در واحد املاک این است که هنوز نتوانستهایم افق و چشم اندازی در رابطه با املاک ترسیم کنیم. در حال حاضر حوزه املاک مکلف شده است گزارش ارائه دهد که حداقل برای سال 87 به جمع بندی برسیم و چشم انداز چند سال آینده نیز آماده کنیم که با بودجه 87 به شورای شهر ارائه خواهیم کرد. هم اکنون دنبال رویه مردم در بخش تملک املاک حرکت میکنیم ولی خودمان هنوز برنامهریزی نداریم.
معاون امور مالی شهرداری نیز گفت : در آمد شهرداری یکی از مباحث مهم است و ابزار کار اصلی شهرداری است، یعنی منابع درآمدی به موقع تأمین شود و به موقع هم جذب شود. در حال حاضر با پیگیریهای انجام شده درآمدهایی که جذب نشده بود بطور مثال چکهایی که چندین سال در گاو صندوق مانده بود پیگیری کردهایم و توانستیم نزدیک به یک میلیارد تومان درآمد ایجاد کنیم.
اعتمادی افزود: در پایان شش ماه، شش میلیارد تومان درآمد داشتیم، به عبارتی پنجاه در صد درآمد در شش ماه اول جذب کردیم. طبق پیش بینی ما در شش ماه دوم بیشتر میشود، قطعاً اگر با دقت بیشتر مسائل را پیگیری کنیم از سقف 12 میلیارد هم بالاتر میرود.
وی اضافه کرد: درآمدهای ناشی از فروش اموال یا زمین متروکه و سایر منابع درآمدی در سال 83 هفت و نیم میلیارد تومان، در سال 84 هشت میلیارد و ششصد میلیون تومان، در سال 85 یازده میلیارد و سیصد میلیون تومان و در شش ماهه سال 86 شش میلیارد تومان درآمد داشتهایم.
پورفاطمی در گفت وگو با نصیر بوشهر:سرمایهگذاری خارجی در مجلس ششم تصویب شد
مریم خوئینی خبرنگار نصیر: نماینده مردم دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی گفت: مجلس ششم کارهای بزرگی انجام داده است. سرمایهگذاری خارجی در مجلس ششم تصویب شد که این کار ارزنده و ماندگاری خواهد بود.
پورفاطمی در گفت وگو با نصیر بوشهر اظهار داشت: در مجلس ششم مسائلی پیرامون دانشگاه و دانشجویان مطرح شد و به دنبال آن یک سری مسائل حقوق شهروندی مطرح شد، که قوه قضاییه نیز از آن دفاع کرد. وی خاطرنشان کرد: در مجلس هفتم نیز پیگیریهای صورت گرفت نزدیک به شش هزار نفر حق التدریسی با مصوبه مجلس به استخدام آموزش و پرورش درآمدند.
وی همچنین در پاسخ به سوال خبرنگار نصیر بوشهر در خصوص رد یا تایید صلاحیت در انتخابات مجلس هشتم گفت: هر شخصی که قانون اساسی و نظام را قبول دارد به عنوان شهروند حق دارد خودش را عرضه کند، شورای نگهبان نیز طبق برنامههای خودش از اداره اطلاعات، قوه قضاییه و نیروی انتظامی استعلام میکند. وی اضافه کرد: اگر بخواهند اعمال سلیقه کنند و افراد خاصی را تأیید یا رد صلاحیت نمایند در حق شهروندان اجحاف میکنند.
وی تصریح کرد: مردم باید تصمیم گیرنده باشند چرا که ما دموکراسی را قبول داریم، نظام ما نیز دموکراسی را قبول دارد. پورفاطمی در خصوص پارس شمالی نیز گفت: قطعاً پارس شمالی با قدرت بیشتری نسبت به پارس جنوبی در عرصهی خواهد درخشید. وی متذکر شد: اما اگر در دولت خاتمی کار شروع شده بود زودتر به نتیجه میرسیدیم، متأسفانه یک سری مشکلاتی که در برنامههای خارجی به وجود آمده باعث شد کار به کندی پیش رود.
پورفاطمی در پایان اضافه کرد: در حال حاضر قرارداد با کشور مالزی بسته شده است؛ البته اگر با کشورهای اروپایی یا کشورهایی که از پتانسیل بالایی برخوردار هستند قرارداد بسته میشد، مفیدتر بود.
استاندار بوشهر در جمع ایثارگران استان: همه توانمان را جهت رفع مشکلات شما بسیج می کنیم
به منظور طرح مشکلات و مسایل ایثارگران استان بوشهر بیش از 500 نفر از جامعه ایثارگری استان گردهم آمدند. در این گردهمایی که صبح امروز در حسینیه عاشقان ثارالله برگزار شد علی افراشته استاندار بوشهر با تأکید بر اولویت حل مسایل ایثارگران گفتند: خدمت به شما فرصتی است که در اختیار ماست و ما باید از این فرصت استفاده نموده و شفاعت شهیدان را از آن خود کنیم.استاندار بوشهر با بیان مشکلات و موانع موجود در رفع همه مسائل ادامه دادند: با توجه به سفر آتی رییس جمهور به استان هر گونه مشکلی که در استان قابل حل نباشد در جلسه هیأت دولت مطرح نموده و بر رفع مسایل ایثارگران تأکید خواهم نمود. ایشان ایثارگران را نمونه و نماد برجسته جامعه اسلامی ذکر کرده و گفتند: نباید ایثارگران در پیچ و خمهای اداری بمانند و با هر کسی که در ادارات در پاسخگویی به ایثارگران کوتاهی نماید برخورد خواهیم کرد. در ادامه این گردهمایی استاندار بوشهر به همراه رییس و معاونان سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر پاسخگویی سوالات شفاهی و کتبی ایثارگران شدند.
تکلیف مردم چیست؟
حکومتهای مدرن سه وظیفه عمده بر عهده دارند 1ـ اجرای قوانین مصوب مجلس و نظارت بر حسن اجرای آن توسط بخش خصوصی 2ـ تنظیم روابط خارجی با سازمانهای بینالمللی و کشورهای جهان به منظور گسترش روابط سیاسی و اقتصادی 3ـ ایجاد امنیت روانی ، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی برای همه شهروندان اعم از موافقان یا مخالفان نظام سیاسی.
بررسی عملکرد حکومت (قوای سه گانه و نهادهای حاکمیتی) در ایران مبین این نکته است که وظایف آن بسیار گسترده و بدون نظامندی است. در کشور ما بسیاری از قوانین حتی قانون اساسی (اصول 15 ، 19 ، 26، 27) به درستی اجرا نمیشوند و دستگاههای حکومتی، بخش خصوصی را به حاشیه راندهاند. 80 درصد اقتصاد در اختیار نهادهای دولتی بوده و دستگاههای حاکمیتی به تمام مسائل و امور زندگی مردم وارد میشوند، پوشیدن لباس و چکمه نیز تحت کنترل پلیس قرار دارد، نظام آموزشی کاملاً تحت حاکمیت دولت است، واردات و صادرات عمدتاً توسط نهادهای دولتی انجام میگیرد. روابط خارجی بر اساس فرمول خاصی صورت نمیگیرد. تیرگی روابط ایران با سازمانهای بینالمللی باعث انزوای ایران و کاهش سرمایهگذاری میشود. منتقدان دولت از امنیت کافی برخوردار نیستند، صدا و سیما و امکانات دولتی به صورت عادلانه در اختیار همه گروهها و شخصیتها قرار نگرفتهاند و خلاصه این که نه تنها دولت مدرن تشکیل نشده است بلکه نهادهای حکومتی وظایف اصلی خودشان را فراموش کردهاند و بر سر راه فعالیتهای عادی مردم نیز مشکل ایجاد میکنند. عملکرد معیوب نهادهای حکومتی منجر به رشد تورم. کاهش سرمایهگذاری، افزایش بیکاری و گسترش فقر و ناهنجاریهای اجتماعی شده است. در این جا این سؤال مطرح است تکلیف مردم چیست و مردم چه گناهی کردهاند؟
این سوء مدیریتها و ناکار آمدیها بر مردم منتقل میشوند و هزینههای زندگی مردم را بالا میبرند. مردم از یک طرف در انتخاب مسئولان توانا و روشنفکر با محدودیت مواجهاند و از طرف دیگر ساز و کار قانونی برای پاسخگو کردن دستگاههای حاکمیتی کافی نیست.
مجموعه عوامل فوق باعث گسترش فقر و فرار سرمایه شدهاند و یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا را با انواع گرفتاریهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی مواجه کرده است.
اما برای خروج از بحرانهای کنونی و تشکیل حکومت مدرن راهکارهایی وجود دارد که اجرای آن به نگرش مسئولان و جدیت فعالان سیاسی بستگی دارد. به طور کلی 5 راهکار برای کار آمد کردن نظام سیاسی و اداری ایران وجود دارد:
1ـ اصلاح برخی قوانین و مقررات به منظور تشکیل حاکمیت وحدت ملی. امروزه حاکمیت یک صدایی و دو میدانی نمی تواند مشارکت سیاسی ایجاد کند.
2ـ آزادسازی اقتصاد و واگذاری آن به مردم
3ـ برگزاری انتخابات آزاد به منظور انتخاب متخصصان و روشنفکران نو اندیش در رأس دستگاههای تصمیم گیر
4ـ آزادسازی رسانهها و جنبش نرمافزاری به منظور ارتباط تودهها با نخبگان
5ـ جذب نخبگان ایرانی مقیم خارج از کشور و سرازیر کردن سرمایههای آنها به داخل ایران به منظور توسعه اشتغال و کار آفرینی
کشورهای پیشرفته جهان با اتخاذ سیاستهای تشویقی نخبگان، متخصصان و سرمایهگذارانِ کشورهای غیر دموکراتیک را جذب میکنند. نباید اجازه داد فرزندان توانمند این مملکت به خارج مهاجرت نمایند. خروج نخبگان به گسترش فقر و بدبختی میافزاید و برای نظام ایران سودمند نیست. بایستی با اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، انگیزه فعالیت نخبگان را بالا برد.
ششصد نفر اهالی یک مجتمع مسکونی در انتظارصدور گواهی فوت
اخیراً ساکنین مجتمع گلستان به علت آلودگی شدید آب آشامیدنی ناشی از بالا آمدن کانال داخلی فاضلاب و نفوذ به لولههای انتقال آب شرب به انواع بیماریها به ویژه خارش پوستی به خصوص در کودکان مبتلا شدهاند. با وجود درج خبر وقوع این حادثه در یکی از هفتهنامههای بوشهر اعتراض ساکنین این مجتمع به جایی نرسیده و هیچ احدی پاسخگو نبوده، از طرفی از سوی اهالی و هیأت مدیره نیز اعتراضیهای به استانداری ارسال شده اما باز به نتیجه و پاسخ لازم نرسیده است. ضمناً هنگام کانالکشی فاضلاب این مجتمع از قلم افتاده و هیچ گونه لوله و اتصالی برای وصل آینده به این مجتمع اختصاص نیافته، از سوی دیگر پیمانکاران محلی برای خارج کردن لوله آب و جداسازی آن از زیر کانال فاضلاب، هزینهای بالغ بر هشت میلیون تومان برای کل واحدها درخواست نمودهاند.
لهذا اگر در این شهر دلسوزی از جهت کمک به ساکنین این مجتمع بزرگ مسکونی است، لطفاً خود را به زحمت انداخته فقط یک روز برای امتحان هم که شده مهمان ما در مجتمع باشند و لیوانی آب سر صدق و صفا از شبکه داخلی بنوشند.
با این تفاصیل اگر باز هم پاسخگو نیستند لطفاً کاندیدای احتمالی بینالمجالس نمایندگی و وکالت آینده از آوردن عکس و پوستر و نصب آن به درِ و دیوار این مجتمع خودداری فرمایند و مسئولین شهر از توی کوچه خاکی آن اصلاً گذر نکنند تا اهالی مجتمع یک تجمع و نشستی داشته باشند در میدان امام برای راه حل سهل و آسان آن که همان تقاضای گواهی ورود به آرامستان شهرداری از آنان پذیرفته شود.
بی نظیر بوتو بانوی کم نظیر دموکراسی خواهی در جهان سوم
مرحوم شریعتی در نوشته های خویش عبارتی را به کرات تکرار می کند با این مضمون که در جامعه رشد نیافته و به آگاهی نرسیده هرانقلاب و دگرگونی به فاجعه ختم می شود. بر همین اساس بود که عنوان می داشت باید دموکراسی متعهد و هدایت شده را تا رسیدن به مرز خودآگاهی شهروندان اعمال کرد. عدم پذیرش منش های دموکراتیک در اکثر کشورهای جهان سوم -مخصوصاً در جوامع مذهبی – در همین مقوله قابل تبیین و تحلیل می باشد. رویارویی در برابر باورهای جدید فکری بشر در کشورهای توسعه نیافته در کنار همه مسایل و مشکلات موجود؛ می تواند ناشی از پایبندی توده مردم به باورهای سنتی باشد که متاسفانه در تئوری های جدید توسط صاحبان فکر و اندیشه در نظر گرفته نمی شوند. این مشکل دوسویه از طرف مردم عادی که تلاش در جهت رشد و تعالی خویش ندارند و در نظر نداشتن شرایطی که تئوری ها در آن بیان می شوند از طرف صاحبنظران؛ باعث می شود که بنیان های فکری مستحکمی چون بی نظیر بوتو قربانی لجاجت های سنت گرایانه بشود. مرور خاطره ای از دوران مبارزاتی ذوالفقار علی بوتو که او نیز قربانی دموکراسی خواهی در پاکسان شد می تواند آموزنده باشد. "آورده اند روزگاری که ذوالفقار علی بوتو جوان بود و مبارز؛ در مصاحبه ای با روزنامه ای در مدح و ستایش از آزادی و دموکراسی خواهی سخن های نغزی بر زبان جاری می کند. تا اینکه در گذر زمان بر کرسی نخست وزیری پاکستان تکیه می زند. همان روزنامه نگار خوش حافظه باز ترتیب مصاحبه ای را با ذوالفقار می دهد. اما این بار ذوالفقار مضطرب از آزادی خواهان در مذمت آنان مرثیه می سراید که ...
آن خبرنگار با یادآوری مصاحبه دوره مبارزاتی او خاطرنشان می کند که این تغییر فکر ناشی از چیست؟ ذوالفقار اینگونه پاسخ می دهد که : آن روزگار من مبارز بودم و آزادی طلب که خواستار شکستن ساختارها برای ایجاد فضایی که در آن همه افراد صاحب حق باشند و مستوجب آزادی؛ اما اینک نخست وزیری هستم که سودای قدرت دارم و حفظ وضعیت موجود. این سخن بسیار ارزشمند برای همه تاریخ درس آموز است که بدانیم چرا افراد پس از آنکه به قدرت می رسند محافظ کار می شوند و بدانیم که آنان که در پشت دین؛ اقتصاد ؛ مردم و ... سنگر می گیرند و به هیچ وجه اجازه رشد و تعالی مردم را نمی دهند از کدام زاویه می نگرند و از کدام آبشخور تغذیه می کنند؛ که چه بسا اگر ما نیز جای آنان بودیم خیلی تفاوتی با آنان نداشتیم. بر همین اساس رابطه مستقیمی وجود دارد بین "برخوردار بودن" و "حفظ وضعیت موجود و محافظه کاری " و "برخوردار نبودن" و "تغییر". البته این سخن به این معنا نیست که یک قاعده عام ایجاد کنیم و ارزش آنان که در طول تاریخ از سر احترام به انسانیت و آزادی از همه چیز خود گذشته اند، را در نظر نگیریم. بلکه لحاظ کردن این مسئله است که در هر اندیشه و تغییری را باید در شرایط آن در نظر گرفت. و باز این نکته هم یادآوری شود که لحاظ کردن این مسئله به هیچ وجه توجیه ناکارآمدی سیاستمدارانی نیست که از تمام دنیای سیاست یک میز چهارگوش را شناخته اند.
نکته ارزشمندی که در سخنان پدر وجود داشت و هرگز در گوش دختر فرو نرفته بود، این مسئله بود که؛ بی نظیر بوتو فکر توده مردم پاکستان را با میزان و منش دموکراتیک خویش سنجیده بود و این خطایی است که هرگز برای او قابل بخشش نیست. او در مانیفست دموکراسی خواهی خویش چنان جسور شده بود که فراموش کرده بود در مملکتی سخن می گوید که حکومت از آن "پادگان هاست". ژنرال مشرف در آرمانی ترین تعریف یک سردار نظامی است که به هیچ آداب دموکراتیکی که در آن قدرت به نحو شایسته دست به دست بشود، پای بند نیست. بنابراین از میان برداشتن بی نظیر بوتو برای او به بهانه های مختلف کار سختی نخواهد بود. مخصوصا که او در ادامه مبارزه بی نظیر بوتو اخیرا ناگزیر شده بود قدرت نظامی خویش را واگذار کند. اما این امر را نباید صرفاً ایراد بر مشرف دانست که یک نظامی است؛ بلکه اغلب حکومت های جهان سوم از این جنس هستند؛ همانطور که پدر بی نظیر بوتو نیز از چنین خصلتی برخوردار بود؛ در عین حال که پدر موکراسی خواهی در پاکستان بود!
فضای فکری کشور پاکستان مثل اغلب کشورهای جهان سوم ؛ که از یک طرف ریشه در سنت دارند و از طرف دیگر مذهبی هسند هرگز نمی تواند با معیارهای دموکراسی خواهی بی نظیر بوتو همخوانی داشته باشد. عجب من از خانم بوتو بعد از یک عمر مبارزه این است که چگونه فضای جامعه شناختی و روانشناختی
حاکم بر جامعه و مردم پاکستان را در نظریه دموکراسی خواهی خویش لحاظ نکرده بود. در اندیشه آخرین بی نظیر بوتو تاکید بر دموکراسی خواهی به سبک و سیاق غربی دیده می شد که جدای از پسندیده بودن یا نبودن آن؛ رودر رو شده بود با باورهای بومی و سنتی. اذعان بوتو به اینکه در صورت لزوم عبدالقادر پدر هسته ای پاکستان را تحویل امریکا می دهد و یا اجازه راه اندازی و توسعه پادگانهای نظامی در پاکستان به امریکا را خواهد داد؛ از اشتباهاتی بود که به هیچ وجه انتظار نمی رفت بوتو مرتکب شود. پاکستان از دیر باز یک دشمن مشترک داشته است به نام هند؛ که هر کسی در پاکستان قدرت را به دست بگیرد در این امر که با هند در منازعه مستمر است ناگزیر است. بنابراین تاکید بر برچیدن سلاح های هسته ای و یا تحویل عبدالقادر قبل از هر چیز موج ناسیونالیستی علیه بوتو را تشدید می کرد؛ چون پاکستان هسته ای و مغز متفکر آن عبدالقادر امروز به عنوان اهرم بازدارنده ای هستند که توده مردم پاکستان به آن افتخار می کنند. از این رو است که در حالت خوشبینانه اگر بپذیریم که مشرف در ترور بوتو نقش نداشنه است؛ حداقل در این مورد که تدابیر امنیتی در خصوص حفظ جان ایشان در مقابل افراطیون مذهبی اعم از طالبان و غیرطالبان و معصبان ملی و مذهبی را نیندیشید؛ نباید تردید روا داشت.
وجود قشرهای به شدت عقل ستیز و بنیادگرا چه آنان که به گروه های شناخه شده ای مثل طالبان وابسته اند و چه آنان که بدون هیچ وابستگی گروهی به باورهای آبا و اجدادی وابسته اند و البته خردستیز هستند؛ باعث شده است که فضا و مجال برای رشد دموکراسی در پاکستان فراهم نباشد. براین اساس شاید تحلیل اینکه مستقیماً چه کسی تیر خلاص را به سوی بانوی آزادی خواهی در پاکستان نشانه گرفت سخت باشد؛ اما کشف این حقیقت هیچ کمکی به مسئله نخواهد کرد.چون در تبیین بنیادین مسئله هیچ تفاوتی حاصل نخواهد شد. آنچه مهم است این نکته می باشد که نزاع عقل و دموکراسی از یک طرف و سنت و تعصبات کور از طرف دیگر در جوامعی مثل پاکستان به این سادگی تمام شدنی نیست.
در یک نگاه بدبینانه شاید بتوان بی نظیر بوتو را قربانی عملی زشت و پلید دانست که خود در پرورش آن اگر نقشی نداشت اما در حفظ آن سهیم بود. شاید برای او هرگز این مسئله قابل پیش بینی نبود که روزی او قربانی همان حرکت انتحاری خواهد شد که الفبای پدیدآیی آن، طالبانی است که امریکاییان پرورش دادند و البته بی نظیر بوتو با سکوت چندین ساله در برابر آنان با آنان اگر نگوییم همراهی کرد، حداقل موضع نگرفت. و باز اضافه کنیم که بی نظیر بوتو در ادامه همان اتفاق های تلخی رفت که ایندرا گاندی؛ خالده ضیاء و زنان ژورنالیستی افغانستان رفتند و این همان فکر متعصب و متصلبی است که قبل تر از آن یاد شد و جدای از اینکه به چه کسی وابسته باشند زن را در یک حریم خاص تعریف و تحدید می کنند و در شبه قاره هند و افغانستان و بسیاری کشورهای پیرامون ما کم نیستند.
وضعیت معیشت مرزنشینان به بهانه ته لنجی
اقتصاد مردم مرزنشین همواره تحت تاثیر دستورالعملهای خلق الساعه و یا تصمیمات غیر کارشناسی دستخوش تغییر شده و امنیت اقتصادی را از آنان می گیرد.در نظر نگرفتن امنیت مرزها با محوریت مرزنشینان و افتادن اختیار تصمیم گیری در خصوص معیشت مردم مرزنشین دست افرادی با سلیقه های متفاوت، از وضعیت فعلی بهتر نخواهد شد و خدا کند همیشه رزق و روزی آنان دست افراد خوش بین و با نگاه واقع بینانه باشد تا برای معیشت خود التماس نکنند و اولیاء امور نیز با منت بخشش نکنند.
موضوع ته لنجی که امروزه به یک سوژه استانی تبدیل شده و نگرانی مردم مرزنشین را فراهم کرده است؛ افراد مختلفی را به واکنشهای متفاوت واداشته است. از یکسو افرادی به منظور بهره برداری تبلیغاتی در انتخابات آینده قلم فرسایی می کنند بدون اینکه بخواهند و یا بتوانند اقدام قابل توجهی در این زمینه بعمل آورند.افرادی هم برای بالا بردن عملکرد خود واثبات مردمی بودن اظهار نظرهایی می کنند و بعضی هم از سر دلسوزی تلاشهایی را بعمل می آورند اما واقعیت مطلب این است که وقتی سیاست دولت بر این امر قرار گرفته باشد که این محدویت بوجود آید؛ تلاش مقامات استانی و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی که هم اکنون همسو با دولت هستند و وظیفه همراهی و دفاع از سیاستهای دولت را برعهده دارند به جایی نمی رسد زیرا آنان وظیفه دارند تا از سیاستهای اعلام شده دفاع کنند ؛ که اگر غیر از این باشد، فرق بین کسانی که بخاطر عدم همراهی با دولت مورد بی مهری قرار گرفتند و چند مدتی ترمز توسعه و پیشرفت استان کشیده شد، در چیست؟ افراد دلسوز که اتفاقا" مناصب مهمی هم دارند از نجابت آنها بهره برداری نادرست می شود به همین خاطر تاثیر پذیری اقدامات آنان آشکار نمی شود.
مرزنشینان بوشهر هم نسبت به تصمیمات مسئولین کشوری در محدود کردن ته لنجی واکنش نشان دادند و در آخرین اقدام،تجمع تعدادی از آنان روبری استانداری بوشهر بود تا شاید برای این مشکل راه حلی پیدا شود و آنان بتوانند کما فی سابق به فعالیت خود ادامه دهند.
البته این احتمال هم وجود دارد که در آستانه انتخابات مجلس هفتم و به سیاق گذشته و بمنظور حفظ آرامش و حضور هر چه بیشتر مردم در انتخابات، بطور موقت مشکل ته لنجی حل شود اما نکته مهم در این زمینه اینکه اقتصاد مرزنشیان تا چه زمانی می تواند تحت تاثیر سلائق افراد قرار گیرد و آرامش را از آنان بگیرد؟ آیا مرزنشینان می توانند برای مدتی بدون دغدغه به فعالیت اقتصادی بپردازند ؟ آیا تصمیمات مسئولین از جمله رییس محترم جمهور که دوسال قبل نوید خوبی به آنان داد، می تواند چندسالی پایدار بماند؟ و یا اینکه مردم همواره باید شاهد ناپایداریهای تصمیات مسئولین امر باشند و هزینه آنراهم بپردازند.
براستی مشکل در کجاست ؟
از اول انقلاب تا کنون مردم هر ازگاهی دچار چنین مشکلاتی می شوند و وقت همه را برای بازگردان شرایط به وضع قبل می گیرد که پس از تحمل هزینه هایی بر مردم مفری برای آنان باز می شود و باز روز از نو و روزی از نو تا زمان دیگر که معلوم نیست این بار چقدر طول بکشد تا محدودیتی دیگر بوجود آید.
لازم می دانم قبل از پرداختن به وضعیت اقتصادی مرزنشینان بوشهر، مطلبی را از نوع نگاه بعضی از مسئولین و دستگاههای تصمیم گیر در مرکز عرض کنم تا موضوع بیشتر ملموس باشد.
چند سال قبل جلسه ای در دفتر ریاست جمهوری برگزار شد که موضوع آن بحث مبادلات مرزی و بازارچه های مرزی بود. دراین جلسه نمایندگان دستگاههای ذیربط شرکت کرده بودند که از جمله آنها نمایندگان بانک مرکزی بود که اتفاقا" مدعی اصلی ما در قضیه مبادلات مرزی و بازارچه های مرزی بود.در این جلسه بحثهای زیادی مطرح شد و گزارش وضعیت مبادلات مرزی که حقیر تهیه کرده بودم به جلسه ارائه شد. نمایندگان استان بوشهر که به ریاست یکی از معاونین استاندار وقت در جلسه حضور داشتند پیشنهادهای مختلفی به جلسه ارائه دادند که نسبت به هر کدام از پیشنهادات،نماینده بانک مرکزی واکنش نشان می داد وآنرا با قانون مصوب مجلس، مقررات دولت و یا بخشنامه ها مغایر می دانست و در پایان نتیجه ای از این جلسه گرفته نشد زیرا نمایندگان بانک مرکزی حاضر نشدند که پیشنهادات ما را بپذیرند و یا برای عملی کردن پیشنهادات راهکار ارئه نمایند.رییس هیات نمایندگی استان که از شیوه برخورد نمایندگان بانک مرکزی به ستوه آمده بود گفت"شما ما را ذهن کور می کنید تا دیگر به هیچ پیشنهادی فکر نکنیم و شما از مرکز برای ما تصمیم بگیرید.خوب بود حداقل یک پیشنهاد را برای حل مشکل استان می پذیرفتید و راه کار عملی آن را هم می گفتید با این کار هم مشکل را از سر خود رفع می کردید و هم یک گام مثبت بر می داشتید و ما هم بدنبال گرفتن مجوز می رفتیم".
بی شک تا زمانی که این طرز تفکر حاکم باشد و گوش شنوایی برای درد دلهای مرزنشینان این استان نباشد و تاثیر اقدامات مسئولین استانی ضعیف باشد، وضعیت از این بهتر نخواهد شد.
توسعه پایدار شهرستان های بوشهر
ـ نگاه شایسته به امامزاده جعفر(ع) قلعه سوخته و میر حاج: این مکان زیارتی جمعیت بسیار بالایی را در طول سال پذیرا میباشد، ولی متأسفانه از درخت سایهدار و وسایل بازی و تفریح برای کودکان بی بهره است.
ـ بررسی و مطالعه اراضی روستاهای دشتی و جم تنگ و بصری و مکابری و رود حله: فاصله این منطقه با جزیره خارگ کوتاه میباشد، بنابر این در صورت کمبود زمین و شرایط بد زیست محیطی در جزیره خارگ، می توان تأسیسات و صنایع پایین دستی نفت و گاز و پتروشیمی را به این منطقه هدایت و احداث کرد.
ـ احیاء اسکله و گمرک فراکهی رود حله: این مکان که در زمانهای گذشته به نقل از پدر نگارنده، «حدل مله» نام داشته است و یا به نقل از حاج عباس امیدی در گفتوگو با هفته نامه دریادلان شماره 93، 3/4/86 در ستون با جوانان دیروز «گمرک رود حله تا قبل از سال 1308 فعال بوده و بعدها از رود حله به گناوه انتقال یافته و در گناوه فعالیت خود را آغاز نموده است. اولین رییس گمرک این منطقه شخصی به نام عظیما بود.»
بنابراین با این اوصاف ذکر شده مسئولین استان اگر انرژی خود را به کار بگیرند اسکله و گمرک فراکه را که در کنار میر حاج و پرورش میگوی رود حله و پاسگاه انتظامی فراکه قرار دارد، می توان احداث و احیاء نمود. در این صورت نه تنها شهرستان دشتستان از طریق راه ارتباطی «آبپخش ـ رود حله و دهنو ـ زردکی» به دریا متصل میشود بلکه موجب کمک به بنادر بوشهر و گناوه نیز میشود. با توسعه این مکان اسکله ای بزرگ در کنار بوشهر متولد میشود که موجب تحول، عمران و آبادانی، مهار مهاجرت و رونق خوب این بخش است.
بار دیگر لازم به یادآوری است که مسنهای روستای دشتی نقل میکنند که در بیش از 90 سال گذشته کشتی به روستای دشتی شبانکاره میآمده و کالاهایی مانند غله، پشم و تنباکو و... بارگیری و به سایر نقاط حمل میشده است. بنابراین، این پرسش به ذهن خطور می کند، آیا نمیتوان رودخانه حله را از دریا تا روستای دشتی لایروبی کرد تا تردد دریایی انجام پذیرد؟!
ـ در خبرها شنیدیم، در آینده استان بوشهر قطب اصلی راه آهن جنوب خواهد شد که این امر با اتصال خط آهن شیراز ـ بوشهرـ عسلویه و متصل شدن خط راه آهن بوشهر، دیلم به بندر امامخمینی صورت می پذیرد. با توجه به اینکه از محیط پیرامون خود آشنایی درست و کاملی دارم. اگر مسیر خط ریلی ارتباط شمال ـ جنوب در کنار خطوط لوله انتقال گاز عسلویه به آغا جاری عبور داده شود و نیز با احداث اسکله و گمرک فراکه رود حله و با ساخت کارخانجاتی که در این اراضی احداث شود، نه تنها برای توسعه استان مؤثر خواهد بود، بلکه تحول بزرگ سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در بخش میانی استان را شاهد خواهیم بود.
آرى اگر نکات فوق به شایستگی مورد تعقیب قرار بگیرد نه تنها موجب توسعه پایدار دشتستان بلکه شهرستانهای گناوه و بوشهر خواهد شد و استان از بسیاری از معضلات بیرون خواهد آمد و تحولات عظیمی هم شاهد خواهیم بود. همچنین روستاهای حاشیه رودخانه حله جانی تازه در کالبدشان دمیده خواهد شد.
کلنگ زنی مسجد امام صادق(ع) جهت بازسازی
عصر روز عید پر فیض غدیر مورخه 8/10/86 با حضور گسترده مردم همیشه در صحنه خیابان عاشوری و مردم خون گرم کوی جفره علیباش امر کلنگزنی مسجد امام صادق (ع) انجام گرفت.
گوسفندی هم ذبح شده و گوشت آن بین فقرا تقسیم گردید امیدوارم به حق آن روز مقدس تا سال آینده به کمک همین مردم بتوانیم جشن غدیر خم را در آن مسجد بر پا کنیم انشاءا… وضعیتی که برای این جانب وعدهای از معتمدین محل ایجاد شد و بسیار متأسف شدیم این بود که از مدیریت کلان استان حتی یک نفر در این جشن با شکوه و کلنگزنی شرکت نکردند. اکثریت مدیران ارشد استان از آقای استاندار گرفته تا معاونین و رؤسای ادارهجات کتباً و شفاهاً دعوت شده بودند اما متأسفانه هیچ کدام به ندای دوستان امام صادق (ع) لبیک نگفتند. حق دارند چون آقایان دیگر نیاز به مسجد و محراب و منبر ندارند. به وسیله همین مکانهای مقدس به اهداف دنیوی مثل میز و صندلی و پستهای کلان با در آمدهای هنگفت دنیوی رسیدند حالا دیگر با امام صادق و مردم کاری ندارند. تا زندهام این کابوس زجر دهنده را فراموش نمیکنم.
حضرت امام فرمودند مساجد و اماکن مذهبی را حفظ کنید که هر چه داریم از همین مکانهای مذهبی و مساجد است. اگر این کلنگزنی به جای مسجد چاه نفت یا مقر پیدایش گاز بود آقایان همین طور بیتفاوت عمل میکردند؟ چه شد که این قدر به مردم و مساجد بیاعتنا شدهاند در دولتهای قبلی اگر از 10 مدیر دعوت میکردیم لااقل 3 الی 4 نفر (یا معاونین آنها) میآمدند اما در این دولت اصولگرا چرا… نمیدانم چه بنویسم از امام جمعه گرفته تا مدیران ارشد تا معاونین یک نفر برای سیاهی لشکر هم شرکت نداشت. امیدواریم در کمکهای مالی لااقل جبران کنند و مسجد امام جعفر صادق (ع) رییس مذهب جعفری را تنها نگذارند. مردم از رؤسای عام چندان توقعی نداشتند ولی رؤسای روحانی و حوزوی چرا شرکت نکردند آقایان هم میز صندلی به محراب و منبر ترجیح دادهاند خدا نکرده فراموش کردهاند به وسیله همین مسجد و محراب به این ریاست دنیوی رسیدهاند. این امر ثابت کرد که امام صادق (ع) هنوز هم مظلوم است. مظلومیت آنان و خاندان محترمشان به وضوح احساس میکنیم اگر نشریات بعضی مواقع از مدیران انتقاد میکنند. خدای ناکرده خصومتی ندارند. در مکتب غنی اسلام خصومت ورزی و کینهتوزی وجود ندارد امیدواریم از مدیریت کلان استان این قدر به اماکن مذهبی بیتوجهی نباشد که گروه مارکسیسم و کمونیسم و ایادی آنها در کمین نشستهاند. عمر میگذرد هر چه به جای میماند عملکردهاست و یادی از این روزهای تلخ و شیرین ـ خوشا به حال کسانی که با نام یاد شوند.
حوزه هنری استان بوشهر
و نگین خلیج فارس
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: حوزه هنری استان بوشهر با نمایشگاه آثار هنرمندان تجسمی وعرصه های دیگر خود در دومین جشنواره فرهنگی ورزشی نگین خلیج فارس شرکت نمود.هنرمندان حوزه در قالب تابلو های خوشنویسی،نقاشی بزرگسال و کودک ،عکس ،کاریکاتورو نمایش فیلم های کوتاه تهیه شده در حوزه هنری استان ،آثار خود را به معرض دید بازدیدکنندگان سراسر کشور گذاشتند.این جشنواره 2 الی 6 دیماه در محل نمایشگاه های دائمی منطقه ویژه انرژی اقتصادی پارس جنوبی برگزار گردید.مسئولیت نمایشگاه حوزه هنری در این جشنواره به عهده هنرمندان هم استانیمان علی ایزدجو و با همکاری مهدی انصاری بوده است.
قول استاندار در کمک به تعاونی مسکن هنرمندان در جشن غدیر حوزه هنری
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر : مراسم جشن غدیر در تاریخ 12/10/86 به همت حوزه هنری استان بوشهر در سالن سینما بهمن برگزار شد در این مراسم که اشعری مشاور رییس جمهور و رییس سازمان اسناد و افراشته استاندار بوشهر و تنی چند از مسئولان استان حضور داشتند. همچنین بصورت نمادین کلید خانه فرهنگیان به تعدادی از صاحبان آن اهدا شد. این مراسم که با استقبال هنرمندان استان به همراه خانواده برگزار شد، سیدزاده ریاست حوزه هنری بوشهر بعد از خیرمقدم به حاضرین از استاندار بوشهر خواستار کمک به تعاونی مسکن هنرمندان در جهت ساخت و تسریع این مهم شد و استاندار نیز قول مساعد در جهت اعطای کمکهای بلاعوض به هنگام سفر دوم ریاست جمهوری به تعاونی مسکن هنرمندان داد که این موضوع با تشویق حاضرین مواجه شد.
از دیگر برنامه های این مراسم می توان به اجرای موسیقی محلی توسط گروه «شبدیز»، اجرای موسیقی پاپ توسط هنرجویان موسیقی حوزه هنری، اجرای نمایش موسیقی غدیر توسط هنرجویان کارگاه تئاتر حوزه هنری، پخش فیلم های کوتاه تولید شده در حوزه هنری بوشهر و شعرخوانی غدیر توسط احمدی فر از شاعران بنام استان اشاره کرد.
در انتها نیز برای مدعوین فیلم سینمایی«توفیق اجباری» اکران گردید.
ایستگاه نقاشی کودک غدیردرحوزه هنری استان بوشهر
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: واحد هنرهای تجسمی حوزه هنری استان بمناسبت عید سعید غدیر اقدام به برپایی ایستگاه نقاشی کودک نمود .این ایستگاه به همت کارگاه نقاشی کودک حوزه چهارشنبه صبح از ساعت 9الی 13 در گالری حوزه هنری استان برگزار شد.
دفتر طنز حوزه هنری استان بوشهرافتتاح گردید
روابط عمومی حوزه هنری استان بوشهر: دفتر طنز حوزه هنری استان بوشهربا مسئولیت هنرمند هم استانی غلامرضا احمدی افتتاح گردید.این دفتر در تمام بخش های هنری به فعالیت خواهد پرداخت .از اولین برنامه های این دفتر نیز می توان به برنامه رندانه تشنه لب در ایام ماه محرم اشاره کرد.
لاقمندان متقاضی ثبت نام دراین دفترمیتوانند جهت کسب اطلاعات بیشتر به حوزه هنری استان مراجعه نموده یا با تلفنهای 2529051 و 2524083 تماس حاصل فرمایند .
نگاهی به کتاب (مگر نه این است که چشم ما در جهان چشم او میریزد) نوشته محمود بدیه طرح تجربههای تازه
هولی داستان کوتاهی در کمتر از سه صفحه از تمام جان مایههای یک داستان مختصر و عوامل مؤثر در ایجاد متن هنری برخوردار است. اعم از لایههای زیرین که پیگیری ماجرایی ساده و کوتاه هست و لایههای زیرین که عاطفه و احساس حیات و زندگی به نحوی زیبا و عمیق در آن موج می خورد و تلفیق شکل و مضمون که گویی از یکدیگر تفکیک ناپذیرند. بدون گزافه گویی که مخاطب ناچار باشد بخشی از آن را نادیده بگیرد و بدون کم گویی که مخاطب آن را دست نیافتنی تلقی نماید. چند جملهی کوتاه و گرهای روح ماجرا را که تعیین کنندهترین حلقه در میان عوامل متن است، از اعماق شکل و مضمون، بدون تکلف، ساده و عمیق آشکار میسازد. «مثل مار پیچها در خیزهای خود پیچ میخوردند و در پیچهای غباری که به هوا میخواست محو میشدند»، «زبانش از سقف دهان آویزان مانده بود و نفس گرم و شکنندهای به طور ممتد دور گردن علی پس میداد»، «هولی که آب روی زبانش را قدرت میداد و در پس اندر دستهای علی که با کارد میرفت و میآمد میپایید خیز برداشت، خواست دستها را لیس بزند»، «پیرمردی که ما بین آن دو ایستاده بود کمی جلوتر آمد و به هولی اخم کرد»، «هولی به دور و بر اعتنا نداشت بار دیگر خیز برداشت و خواست دستهای علی بو بکشد. علی او را به تحکم به کنار کشاند. هولی ترسید و سر جایش نشست. هولی بدون آن که تکان بخورد چشمهایش را روی علی لحظهای باز کرد و بست و کنار کلهی ماهی دراز کشید»، «رو به هولی کرد و گفت انتظار نداشتم»، «هولی روی پاهایش نشست و پاهای علی را بر کشید.»
دوستی، رفاقت، از خود گذشتگی، نیاز و عشق در همین مختصر به گونهای باور نکردنی موج میزند. این متن کوتاه نشان میدهد که نویسنده عوامل کارش را میشناسد و در به کارگیری آنها مردد نیست.
در دیگر داستانها این مجموعه جملاتی که به شعر پهلو میزنند و ماهیتاً ابزار کار نوشتن داستان کوتاه هست به وفور دیده میشوند و در بیشتر موارد با توجه به ساختار داستان حتا عمیقتر خود نمایی میکنند. اما انگار حفرههای عمیقی در میان آن متنها ایجاد شده باشد، گویش بخشی از متن مفقود شده است. به گمان من اگر آن حلقههای مفقوده در متن مینشست، هر کدام از این داستانها به گونهای دیگر تجلی میکردند. داستان کوتاه به شعر شباهت دارد به جاهای تحلیل که در داستان بلند رواج دارد، روح مخاطب را پیش از موعد هدف قرار میدهد. مفقود شدن حلقههای واسطه باعث شده است که متن جولانگاهی شود میان قطعه ادبی و داستان. متن اثر گاه به قطعه ادبی و زمانی دیگر به داستان پهلو میزند. در عین حال به هیچ یک اکتفا نمیکند. کم گویی همواره به معنای ایجاز نیست. برخی مواقع کم گویی حذف برخی پارههای ضروری است که نباید از متن حذف شود. برای نویسندهای که ابزار کارش را میشناسد، یافتن حلقههای مفقوده و اضافه کردن آنها به متن چه بسا آسانتر است. این روی کرد بدان معناست که نویسنده نباید اثرش را از همان اول تمام شده تحریر کند. بلکه باید با دست و دل بازی داستانش را بنویسد و بعد قصابیهای لازم را به عمل آورد. به هر حال این مجموعه قصه نوید نویسندهای میدهد که تصمیم دارد دور از ساحت دیگران تجربههای تازهای را مطرح کند. در پایان نمونههایی از متن داستانهای دیگر کتاب که توانایی نویسنده در بازگویی روایت را نشان میدهد. «زن گفت: همان طور که تو راه یافته در معصومیت کودکانهات قدم میزنی من هم به سرکشی نوجوانیت قلاده میزنم»، «به نظرش رسید که تیک تاکها در آینهها میافتاد و زمان به طرز عجیبی در دستش معنادار میکرد»، «بعد به آرامی روی تخت در کنارش دراز کشیدم، چشمهایم را بستم و سعی کردم از زیباترین آنها آن وسوسه مبارک که شیطان را مجاز میدارد که در این مشاع مشارکت کند از دهانش کلمات شیرینی شنیدم دستهام به لبخندش چسباندم تا از ساق تنم عبور کند و در خود گره بخورد هر قدر که قطره چکان شیرینیاش بر دهانم فرو میکرد، از او که در کنارم آرمیده بود فاصله میگرفتم»، «کلمات در گوشم زبان ساده اشیاء است از دستم رها میشود»، «در لعاب اکسیر عشق خوابیدهام تا از برهنگی شلاق تلخ جهان ایمن بمانم»، «بوی شیری نفسها که در هوا میپیچد تا همه چیز را کودکانه کند و طعم شیری معطری که لبها را میگشاید تا سیری ناپذیر جهان را بجود»، «مثل سایهای به دنبال سایهام میدویدی تا آن جا که در عطش قدمهایم میدویدی و من تلوتلو میرفتم تا در جای پایی نرم فرو نروم».
سه غزل چاپ نشده
1)
نقاشِ چین نخواست که صورتگری کند
روی تو را نخواست شبیه پری کند
رویَت بدونِ صنعتِ اغراق می شکفت
شاعر نمینشست زبان آوری کند
او منتظر نبود کسی از میانِ ما
در دستِ بیتفاوتش انگشتری کند
یا هر کسی که نقشِ پدر را برای او
یا او برای هیچ کسی مادری کند
در ذهنِ بچه مدرسهای ها نمیرود
شوری که او به شیوه یِ شعرِ دری کند
تنها منم خرابِ خیالی که پیشِ من
با این کرشمه روی سرش روسری کند
مجنونِ سرد و گرم چشیده بیاورید
تا او میانِ عقل و دلم داوری کند
من عاشقِ زنی شدهام که به یک نگاه-
میخواهد آسمانِ مرا بستری کند
2)
دیشب رسید با چمدانی پُر از سفر
از معبدِ فراعنه ی مصر، یک نفر
یک جفت کفشِ کهنه پُر از بویِ چرم و چوب
یک پوستینِ مندرس از چرم و چوب و پَر
- «از معبدِ فراعنه اخراج میشود!
هر کس نگوید او به کجا ... از کدام ور!؟»
اشیاءِ هَرج و مَرج گر از راه آمدند
دختر کنارِ پنجره؛ دختر کنارِ در؛
دختر نشست رویِ هجایِ شروعِ شعر
«مستفعلن» شکسته شد از نیمه؛ از کمر...
شکست وزنِ تو، «مستفعلن» دهان وا کرد
و از رسیدن این وزنِ تازه داد خبر
صدا زدند هِرَمهای چندضلعی را
به نامِ دایرههایِ بدونِ «قُطر» و «وتر»
هرم ـ مثلثِ غمگینِ مصرـ بیمار است
و هرچه مرهم و معجون، بدونِ فایدهتر
زن ایستاده؛ زن افسرده؛ زن دل آزرده ...
زن ایستاده هراسان بر آستانه ی در!
3)
شک کرده ام به حافظ و تعبیرِ فال هم
وقتی که روی و موی و لب و خطّ و خال هم ...
هرگز به گردِ داشتنِ تو نمی رسم ـ
با در نظر گرفتنِ چندین محال هم
حسِ غریبِ از تو پریدن بده مرا
من را؛ پرنده ای که بدونِ تو بال هم ...
شب های حافظیّه بدونِ تو خلوت است
از آن زمان اگرچه گذشته دو سال هم
بر صندلیِ پشت به پشتِ درختِ کاج ـ
پهلویِ من نیامده ای در خیال هم
این بیت ها تو را به بیابان کشیده اند
ترسیده ای و زوزه ی گرگ و شغال هم
باران که از عناصر شب های شعرم است...
حالا تویی که کاپشن و چتر و شال هم
کم کم دلم به حالِ تو می سوزد و تو را
تا حول وحوشِ جاده ی تهران- شمال هم...
با جلوه های دور و برم می سرایمت
از کوه و شمعدانی و ماهِ هلال هم
چون حور می نویسمت و در ادامه اش
اندامِ بی بدیل و بدونِ مثال هم...
یعنی نشسته ای و لباس تو آبی است
آن قدر آبی است که رودِ زلال هم...
تو مینیاتوری که شبیهِ تو نیستی
در باغ هایِ روی ظروفِ سفال هم
لب های سرخ مثلِ انارِ تو یادم است
آن چشم های مشکی مثلِ ذغال هم
هرگز ندیده ام که کسی بازگو کند
حتا کمی از آن همه حُسن و جمال هم
در وصف ناتوان شده حافظ ـ که گفته اند
در شاعری رسیده به اوجِ کمال ـ هم
از چهره ی عبوسِ تو معلوم می شود
دیگر برای شعر شدن حسّ و حال هم...
شیراز بی حضورِ تو شادم نمی کند
شادی که هیچ؛ در دلِ تنگم ملال هم...
دور از تو، سیل می برد این شهر را، خدا ـ
آن را اگرچه حفظ کند از زوال هم
یک لحظه خاطرات رهایم نمی کنند
دُورِ سرم علامتِ گنگِ سوال هم...
ساعت دهِ شب است، ولی تو نیامدی
مثل همیشه تازه ترین احتمال هم...
برگزاری دومین جشنواره استانی تئاتر طنز تنگستان در اهرم
دومین جشنواره استانی تئاتر طنز تنگستان که از روز چهارشنبه 28 آذر ماه 86 و با حضور 5 گروه نمایشی استان، در سالن آمفی تئاتر مجتمع فرهنگی هنری اهرم آغاز شده بود، با برگزاری مراسم اختتامیه و معرفی نفرات برتر در روز شنبه یکم دیماه به پایان رسید. در این جشنواره که با استقبال کم نظیر تماشاگران در روزهای برگزاری همراه بود، نمایشهای «آن چه مغولان بر جای می گذارند» کار سیاوش قائدی از دانشگاه آزاد اسلامی بوشهر، «افسانه سرزمین نفرین شده» به کارگردانی عسکر غلامی از برازجان، «تیم فقط ....» کار عبدالرضا نصیری از کاکی، «خشم و هیاهو» به کارگردانی سعید گلچین از اهرم و « قلاده برای سگ مرده» کار میثم عابدی از دیر به روی صحنه رفت. آراء هیأت داوران که شامل آقایان: جهانشیر یاراحمدی، فرشید تربیت و اصغر جوادی بود در بخشهای مختلف به شرح زیر است:
طراحی بروشور: مجتبی حیدری (افسانه سرزمین نفرین شده)
طراحی لباس: علی هاتفی فرد (آن چه مغولان بر جای میگذارند)
طراحی صحنه: محمد شکوه دل (قلاده برای سگ مرده)
بازیگری زن: تقدیر از خانمها فاطمه و مرجان دهقانی از نمایش (تیم فقط...)
بازیگری مرد: تقدیر از آقایان جواد کشتکار (افسانه سرزمین نفرین شده) سعید گلچین (خشم و هیاهو) و سیاوس قائدی (آن چه مغولان بر جای میگذارند)
بازیگری سوم مرد: محسن زندهبودی (خشم و هیاهو) حسین تمیزی (افسانه سرزمین نفرین شده)
بازیگری دوم مرد: عبدالرضا نصیری (تیم فقط ...) امیر ارباب شیرانی (آن چه مغولان بر جای میگذارند)
بازیگر اول مرد: احمد بلالی (تیم فقط ...)
نمایشنامه نویسی سوم: سیاوش قائدی (آن چه مغولان بر جای میگذارند)
نمایشنامه نویسی دوم: احمد بلالی (تیم فقط ...)
کارگردانی سوم: سعید گلچین (خشم و هیاهو)
کارگردانی دوم: سیاوش قائدی (آن چه مغولان بر جای میگذارند)
کارگردانی اول: عبدالرضا نصیری (تیم فقط ...)
در ضمن لوح تقدیر، تندیس و هدایای نقدی جوائز نفرات برتر بود.
جلسه نقد داستان
انجمن اهل قلم
جلسات نقد داستان انجمن اهل قلم این هفته نیز همچون هفتههای گذشته با حضور علاقهمندان به داستان روز سهشنبه در محل انجمن تشکیل شد.
در ابتدای جلسه فرشید جاناحمدیان مسئول جلسات داستان با پیگیری سلسله مباحث روایت شناسی، به موضوع « پیرنگ » در داستان اشاره و نظرات مختلف نظریه پردازان ادبی را در مورد آن تشریح کرد سپس با اشاره به عدم برگزاری جشنواره داستان نویسی « قلم طلایی» در تاریخ اعلام شده، عواملی را که باعث به تأخیر افتادن این جشنواره شده به اطلاع حاضرین رساند و اعلام نمود تاریخ برگزاری آن متعاقباً اعلام خواهد شد.
سپس استاد محسن شریف داستاننویس مطرح بوشهر، داستان کوتاه «گل ختمی» را برای حاضرین قرائت کرد این داستان با واکنشها و نظرات مختلف حاضرین در جلسه روبرو شد. میخوش ولیزاده، ایمان موافق دهدشتی و اسکندر احمدنیا نظرات خود را در رابطه با فرم، زبان و ساختار این داستان بیان داشتند در ادامه با پیشنهاد مسئول جلسه قرار شد نسخههای از این داستان در اختیار حاضرین قرار گرفته تا در جلسه بعد به بررسی دقیق تر این داستان پرداخته شود.
در ادامه سینا برازجانی دیگر داستان نویس حاضر در جلسه، داستان کوتاه خود را به نام «سنتز» قرائت کرد. محمود سعیدنیا ، اسکندر احمدنیا، فرشید جان احمدیان، ایمان موافق دهدشتی، و میخوش ولیزاده از منتقدینی بودند که داستان فوق را مورد تجزیه و تحلیل قرار دادند.
اطلاعیه انجمن اهل قلم
دوستداران داستان و اهالی قلم ، همانگونه که مستحضر هستید دومین جشنواره داستان نویسی قلم طلایی که قرار بود با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر برگزار گردد به علت ناهماهنگی های پیش بینی نشده ای برگزار نشد.
انجمن اهل قلم بوشهرضمن تاسف از عدم برگزاری این جشنواره، تاریخ برگزاری متعاقباً اعلام می گردد. بنابراین داستان نویسانی که مایل به شرکت در این جشنواره هستند می توانند آثار خود را تا پایان دی ماه به آدرس بوشهر- خیابان بعثت - کتابخانه مصلحیان- انجمن اهل قلم و یا به آدرس اینترنتی anjoman.ahleghalam@gmail.com ارسال نمایند.
گرگو در کاکی
دو تا پاشهِ تو یِه لِنگهی نَعلینم (دَمپُئی) کرد وی که بُیَد مَنه بیَری زیارتِ قَورِ سَی مَحد آمین، کار خیلی داشتم تیم تنباکو اُماده کردیم که بکُالُم ولی سی ایکه خَُم همَ دِلُم میخواس بَرم زیارت قَورِایی بزرگوار، مقاومت نِکرِدُم و قولِش دادُم، گفتم شَهرو هرَ چی داری اُماده کُو که جمعه میریم کاکی، شهرو گُل وُکَلُش تِجّه زِه ـ یه قوَمی هم اوُنجو داشتیم گفتیم سَری وُ اوَهَم میزنیم، جمعه اوُمه، گفتم شهرو سی وسیله چه کنیم؟ گُفت: اُتو نُچ نچمون! گفتم مَی مَثِه قدیمِ میخَی بَری مَکّه و کربلا که یک ماه طول میکشی، یهِ مرتو یا دُم اوُمه تا هر چی پاکی و صداقت وُ زیارتِِ خالصانه بیمال همچون زمُونَل بی، اوشو یکی از مسئولله اِنتقال حُجاج از اداری بالوُن (هواپیما) گلّهای میکه که حجّاج با ما همکاری نمیکنن و خرید زیاد کردنِه که ما گاهی صد تن بار در یه پرواز داریم که ایی خُوش خطرات زیادی داره بگذریم گفتم شهرو اگه برم ماشین 3 چرخه «مامُرداد» پدر زنِ نظیر شنبهی بیارم چطوره، یِه هُو گفت: گرگو بخدا رآس میگی، اَی دِلُم میخوا تو «شوفرِدونشِ» بشینُم، لِجُم وَش گِرفّ که نزدیک بی پُی یِه گرمُچیُ و زَندگیش خاتمه بِدُم، بحَد بخاطر «آسی مَحدامِین» دِلُم نومه، بگذریم رفتم آجانس شهری یه ماشینی دربَس کردُم و رفتیم، تا دولتی خدا وُحضْ نهِ مثِه گذُشتیه خیابونه بُگفُتَی امروزی یِلن اتوُبانِ بُلوار وُ دِکه دستگاهی دُرسُ و آویده نه مثه اوُسو که «رَه شُهی» بی.خلاصه رسیدیم کاکی اِول دیدیم یِه سی چلتا ماشین پُشت سَر هَم مثهِ قطار اُشتری میدَن ، گفتم که اینا دیچنِن بعد گفتم زوار سی محدامین هِسن، رفتیم دیدیم خدا بده برکت دور مِزار و تُربَت آغا خیلی شلوغه و از رَه دیر و نزدیک اومدنِ و ابرازِ ارادَت خدمت ای بزرگوار میکُنن، وَرِه خُم گفتم اَلحق شیعه شریفه و بزرگه، میان عرض ادب احترام و سلام خدمت یه سیّد پاک و وارستهی می کنن تا بوسیلهی ایی «پیوند» پیوندشون پُی سفارش پیغمبر که فرمود: اهل بیتم و قرآنِ ستِون امانت میلم تا با تمسّک و پیوند اینا گمراه نواوین عمل می کنن، اوسو یادُم اومه اوُ وَخت که یه عدهای هَر روز و هَر شُو خدمتِ آغا تو کاکی میرسیدنِ ولی حالا شاید ماهی یا سالی یبار هم نیان اما خیل عاشقان پُی خونوادَی پیغمبر کاسبی و معامله نمیکنُ که موردی بیان نه عاشقله اهل بیت همیشه اِرادتشون موسَمی نی بلکه همیشه ایّه، زیارتی کردم و چرخی زدیم دور اهَل قبور فاتحیای دادیم رفتیم حسینه آغی پورفاطمی آغا ما دیدیم یه صد تی ماشین پارکه و دَسّه دَسّه مردم دورِ یه آغُی جحم واودیدنِه و سَرِ نوبَت پاش روبوسی و دسی بوسی میکنُن و میرنِ کنار تا نوُهی یکی بَحدی و آو، یه چی که خیلی هم سیم تازگی داشت هم تحسین ایی بی که وختی که اَفراد نوبتشون ویمی پُی آغا رو بوسی کنن وَختی خم ویمیدن که دسه آغیه ماچ کنُن او آغیکو فِرزی خَل ویمی که دسه طرفه شه متقاولاً ماچ کنه وایی نشونی مردم داری و خاکی بیدن و اصل نسب داری ای آغا، بی، ایی منظرِ یکو خیلی جذُبم کرد که خوُدِ شهرو بریم پُرس کنیم ایی آغا