باسمه تعالی
ملت شریف، آگاه و متدین استان بوشهر
با ادای احترام به استحضار میرسانیم، بررسی تحولات کشور و وضعیت کنونی، به ویژه در آستانه ی انتخابات هشتمین دورهی مجلس شورای اسلامی، بیانگر این واقعیت است که جامعهی ما عملاً در راه دشوار مردم سالاری دینی، تحقق آرمانها و شعار های انقلاب اسلامی و غلبه بر ضعف ها و نارسایی های مختلف به عرصه ی اجتماعی جدیدی قدم نهاده است.
تلاشهای به عمل آمده توسط روشن فکران، مطبوعات و معلمین اجتماعی اکنون جامعه را در مرحله ی ادامه روند اصلاحات قرار داده است. البته به دلیل فقدان ساختارهای مناسب تشکیلاتی، عملکرد اصلاح طلبان یکسان نبوده و اختلاف سلیقهها شما مردم را دچار سردرگمی کرده است.
لذا به منظور حفظ وحدت و توسعهی مشارکت شما در سرنوشت خویش، و از آن جا که ما جمعی از اصلاح طلبان (واقعی) به سطح درک و عمل آگاهانهی شما برای پیگیری مطالبات خود و ادامه راه، جلوتر از توان احزاب و نهادهای مدنی موجود اعتقاد داریم، چالش های موجود بین اصلاح طلبان را به صلاح نمی دانیم و در اولین نشست اصلاح طلبان (واقعی) در کاکی هم، خود را به عنوان منادیان اتحاد بین اصلاح طلبان معرفی نمودیم و در آن جا ائتلافی هم صورت نگرفته بود، بلکه در حد یک نشست اصلاح طلبانه بوده است و در بیانیه ی منتشر شده هم از بزرگان اصلاح طلب خواستیم تا در راستای جلوگیری از انحصار طلبی در اصلاحات قدم بردارند. اما هر چه جلوتر رفتیم به نتیجه نرسیدیم و عواملی خواسته یا ناخواسته مانع حضور فراگیر تمام دوستان اصلاح طلب در یک ائتلاف بزرگ استانی شدند. لذا با درک شرایط مهم و سرنوشت ساز انتخابات ِهشتمین دورهی مجلس شورای اسلامی ضمن دفاع از تفکر اصلاح طلبی و اعلام این که تنها راه نجات مملکت انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی، عمل به قانون و قانون گرایی است، برای حفظ وحدت اعلام می داریم، هیچ گونه فعالیت تشکیلاتی برای انتخابات هشتمین دورهی مجلس شورای اسلامی نخواهیم داشت. و اعتقاد داریم ورود هر کدام از کاندیداهایی که تفکر اصلاحی داشته باشند با رأی مردم به مجلس شورای اسلامی میمون و مبارک خواهد بود. و از تاریخ انتشار این بیانیه اعلام میداریم نیروهای فکور و متعهد همراه به هر نحو صلاح میدانند در راستای کمک به تحقق اهداف و آرمانهای بلند اصلاحات اقدام نمایند.
در پایان از آحاد مردم رشید و علاقهمند به اصلاحات استدعا داریم با حضور گسترده در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاح طلب مورد نظرشان به استقرار مردم سالاری دینی و تحقق توسعهی پایدار کشور کمک نمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
جمعی از اصلاح طلبان (واقعی)
استاندار گفت:در دوهفته 1000 نامه در جلسات عمومی با مردم دریافت کردم
زهرا رکنی خبرنگار نصیر استاندار بوشهر گفت: د ردوهفته ای که بامردم جلسات عمومی داشته ام 1000 نامه به من داده شد ه است
افراشته اضافه کرد : دردیدار با ایثار گران 300 نامه دریافت کردم که هر کدام ازآنها یک دنیا غصه به آدم اضافه می شود
وی افزود : ا زاول هفته جلسات مختلفی با گروه هایی که در بخشی از جامعه تاثیر گذار هستند انجام داده ام که با ورزشکاران بازرگانان هئیت ها ی مذهبی پزشکان ایثارگران بوده است که مطالبات و مشکلات زیادی عنوان کردند که دونفررا برای پیگیری نامه ها درنظر گرفتم
وی در پایان اظهار داشت:از مردم د رخواست می کنم نامه های کمیته امدادی ننویسند بلکه نامه های بنویسند که مشکلی از مشکلات استان استان را حل بکند
استاندار بوشهر عنوان کرد:همه ازمن پول می خواهند
نشست صمیمانه استانداربا هنرمندان سراسر استان در مجتمع فرهنگی هنری برگزار شد
زهرا رکنی خبرنگار نصیردر این مراسم نمایندگان هنرمندان 9 شهر ستان استان به بیان مشکلات و دغدغه ها ی خود درعرصه هنر پرداختند و نامه ها یی نیز توسط هنرمندان در اختیار استاندار قرار داده شد ودرادامه نیز استاندار به خواندن نامه ها و جواب دادن به آنها پرداخت و اظها رداشت: در خواست ها و مطالبات مردم بسیار زیاد است و همه از استاندار پول می خواهند و فکر می کنند یک گاوصندوق صد شتر آن را حمل می کنند و کلید هایش هم در دست استاندار است و استاندا رهم بی وحساب وکتاب می تواند هر کمکی بکند و هیچ قاعد ه ای برا ی اعتبارات و بودجه در نظر ندارد و درواقع این طور نیست
وی ادامه داد: قراراست سند توسعه استان در 1404 تنظیم شود که بخشی از آن فرهنگ و هنر است و اگر مبنا ی در خواست ها عمل کنیم دچار مشکل خواهیم شد
وی در ادامه تصریح کرد: آمار کتابخانه هایمان با کتاب هایمان نمی خواند و آمار غلط می دهند که اعتبار بگیرند
وی یادآورشد : باید یک آسیب شناسی و بازبینی در کارها بشود و کارهای تولید شود که اثرگذاری در مجموعه ای جمعیتی داشته باشد و مشکلی از موضوعات استان را حل کند
افراشته خطاب به هنرمندان گفت: اینجا نشسته ایم گلایه و دادوفریاد می کنیم و حق گرفتنی است و دادنی نسیت وما به هر کاری اعتبار نخواهیم داد و سعی کنید یک کار ارزشمند تولید کنید و کار محتوایی که گره ای از موضوعات استان را باز کند
وی در ادامه از شفیعی مدیر کل ارشاد در خواست کرد: تقویم فعالیت ها ی فرهنگ و هنر در سال 87 و همچنین برنامه ی انجمن ها را در سال آینده تنظیم کنید و نظرات هنرمندان را نیز لحاظ شود ما برای آنها اعتبار خواهیم گذاشت و کمک می کنیم
استاندار در بخشی دیگر ازسخنانش تصریح کرد : فرصت های از این استان از دست رفته که همه ما حواسمان نبوده است و جاها ی که حق مسلم ما بوده است و به یکی از آنها که می توان اشاره کرد این است که یک درصد از ساخت و ساز ها ی نفت باید در اختیار تربیت بدنی استان قرار گیرد و برای فوتبال شهرمان 1 میلیار د کمک شده است به خاطر آن شادی و خوشحالی می کنیم
وی درادامه با تاکید براینکه در سفر دوم ریاست جمهوری این را مصوب خواهیم کرداظهار داشت: این سلیقه نیست بلکه یک قانون است و دربند " ب "ماده 117 برنامه چهارم توسعه کشور اشاره شده است
وی در ادامه به یکی از نامه ها که توسط خانم ابراهیم زاده نوشته بود پاسخ دادو گفت: خانم ابراهیم زاده کارشناسی ارشد د رحوزه فیلم سازی و تحصیلا ت خود را در خار ج از کشور به اتمام رسانده است که جای خوشحالی دارد که در حوزه هنر اطلاعاتی کسب کرده است و در سرزمین بیگانه اقامت نکرده و به سرزمین خود بازگشته تا داشته هایش دراختیار مردم این سرزمین قرار دهد وبه این خانم درود می فرستم که یک کار ارزشمند انجام داده است
وی در ادامه به برگزاری همایش مقاومت مردم جنوب در جنگ جهانی اول در آذرماه سال آینده اشاره کرد ویادآورشد : در این جنگ 12 خانم با اسلحه های قدیمی و معمولی یک گردان از سپاه انگلیس را زمین گیر کردند که این 12 خانم مجاهد دشتستانی که ما آنها را در تاریخ نمی شناسیم دراین زمینه تلاش خواهدا شد یک کار هنری ارزشمند در حوزه فیلم انجام شود و از خانم ابراهیم زاده می خواهم دراین رابطه کمک کنند
مقام ارشد استان بااشاره به اینکه برنامه های زیادی در حوزه فرهنگ و هنر دردست است اظهارداشت: کتابخانه تخصصی و یا خانه کتاب ویژه ی نویسندگان استان ایجاد خواهد شد که تمام آثار نویسندگان استان جمع می شود و در کتابخانه تخصصی نگهداری خواهد شد که هر کسی خواست مطالعه کند و آثار نویسندگان را ببیند به آنجا مراجعه کند
وی درادامه به راه اندازی دانشکده چاپ در استان گفت : استان در زمینه چاپ جزاستان ها ی برتر در کشور است که سابقه چاپ دارد ود رهمین زمینه 180 میلیون تومان اعتبار در نظر گرفته ایم که در بافت قدیم را ه انداری می شود و پذیرش دانشجو خواهد داشت
استاندار به احداث کتابخانه بسیار بزرگی د رحد کتابخانه ملی کشور در بوشهر اشا ره کرد و یاد آورشد :درسال 87 با اعتبار بسیار خوبی در مرکز استان ساخت آن آعاز می شود که به عنوان کپی کتابخانه ملی کشوراست که یکی از مصوبات سفر ریاست جمهوری خواهد بود
وی در ادامه به کمبود فضا برای برپایی نمایشگاه های کتاب در استان نیز گفت : متاسفانه در استان جایی برای برپایی نمایشگاه کتاب وجود ندارد و در نظر داریم در میدان قدس سازمان مسکن و شهر سازی ساختمان بسیار برزگی در حال ساخت دارد که کل فضای طبقه دوم گالری برای هنرمندان خواهد شد که فقط برای ارائه آثار هنرمندان است
افراشته بار دیگر ا زشفیعی در خواست کرد: بریا زنده ماندن بافت قدیم یک کتابخانه تخصصی هنرمندان در آن مکان ایجادکند که تئاتر موسیقی شعر و رشته های دیگر هنری به آنجا منتقل شود
استانداردرپایان صحبت هایش گفت: بعضی از مشکلات که مردم بیان می کنند فرو می ریزم دعا کنید سنگ صبور باشم وخود را نشکنم که حرف ها ی شما را گوش کنم و تا جایی که می توانم کمک کنم
لازم به ذکر است استاندار به پرپایی همایش در تجلیل از چهره های برجسته استان در زمینه مهندسی پزشکی و دریگر رشته ها دربهمن ماه در استان اشاره کرد که با قالب چهر ها ی ماندگار کشور هدایایی بسیار خوبی اهداخواهد شد
ابراهیمی درپی کمبود پزشک در بیمارستان سلمان فارسی گفت:ما موظف به تامین پزشک برای بیمارستان تامین اجتماعی نیستیم
زهرا رکنی خبرنگار نصیر درپی کمبود پزشک در بیمارستان تامین اجتماعی بوشهر رییس و سرپرست بیمارستان در مصاحبه با خبرنگاران گلایه های به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر برای د راختیار نگذاشتن پزشک به این بیمارستان داشتند که در همین رابطه دکتر ابراهیمی رییس دانشگاه علوم پزشکی در مصاحبه با خبرنگار نصیر گفت: بیمارستان ها ی دانشگاه علوم پزشکی زیر نظر وزارت بهداشت و بیمارستان های تامین اجتماعی زیرنظر وازرت رفاه قرار دارند و دووزارت جداگانه هستند
ابراهیمی افزود : قانون می گوید که وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی برای بیمارستان ها ی دولتی نیروی متخصص تامین کند و ما موظف به تامین متخصص برای بیمارستان ها ی تامین اجتماعی نیستیم
وی اضافه کرد: ما به عنوان همکار متخصص های متعددی د راختیار این بیمارستان قرار دادیم که در چند ماه اخیر این اتفاق افتاده است که می توان به متخصص داخلی زنان و قلب اشاره کرد
وی یادآورشد : وزارت رفاه و سازمان تامین اجتماعی به لحاظ مالی توان بالاتری نسبت به وزارت بهداشت و دانشگاههای علوم پزشکی دارد و می تواند و از مرکز مصوباتی بگیرند و شرایط جذب پزشک را فراهم آورند
وی در ادامه گفت : ما به عنوان دانشگاه علوم پزشکی مصوبه ای را آوردیم که پزشکان علاوه بر حقوق و دستمزد و مجوز مطب حق مقیمی را نیز پرداخت می کنیم و شرایط را طوری ایجاد کردیم که متخصص تمایل نشان دهد بیاید کار کند
دکتر ابراهیمی درادامه تصریح کرد: وزارت بهداشت به دانشگاه ها مکتوب کرده است که الویت برای تقسیم نیروها در مراکز درمانی دانشگاههای علوم پزشکی است ومانیز موظف هستیم اول شهرستان های استان را تامین کنیم و مازاد را دراختیار بیمارستان تامین اجتماعی قرار دهیم
وی درادامه اظهار داشت : د رشهر بوشهر برای درمانگاه ابولفضل نیازبه به متخصص زنان وجودداردکه هم اکنون وضعیت خوب است ولی می توانیم بهتر تامین کنیم
رییس دانشگاه علوم پزشکی در پایان یادآورشد: تامین اجتماعی می تواند با وزارت رفاه ارتباط برقرارکند و خودشان باید راهکار پیدا کنند وپیگیرشوند که چرا حاضر نیستند با تامین اجتماعی قرار داد ببندد
های عزاداری ایرانیان (1)
عزاداری جنوبیها نمادی از اتحاد و انسجام مسلمانان با یکدیگر
بوشهر - خبرگزاری مهر: حلقه در حلقه انسان، گرداگرد فضا عاشقانه می چرخند و ندای "یا حسین" سر می دهند و دمام زنان و اشک ریزان نوحه سرایی می کنند تا اثبات کنند شیعه همواره گرد وجود حسین (ع) می چرخد و نام او هرگز از ذهنش نخواهد رفت.
به گزارش خبرنگار مهر، عزاداری سید و سالار شهیدان در گوشه گوشه جهان توسط عاشقان آن حضرت با آداب و سننی همراه شده است که برخی از آنها نمادهایی از عشق و ارادت خالصانه به حضرت و اهل بیتش است.
در اغلب شهرهای جنوبی ایران عزاداری ایام محرم در حسینیه های بزرگ با نواختن " دمام " و سنچهای کوچک و نیز تشکیل حلقه های بزرگ انسانی همراه است.
در این نقاط عزاداران دست در کمر یکدیگر انداخته و با حرکاتی یکنواخت و مشخص به سینه زنی می پردازند در این شهرها سینه زنی رواج بیشتری نسبت به زنجیر زنی دارد.
اما دل دادن به نوای دمام و سنچ و اشک ریختن و گشتن و گشتن در جنوب حال و هوای دیگری دارد.
با آغاز ماه محرمالحرام و ایام سوگواری سیدالشهدا حضرت حسین بن علی (ع) شهرها، بخشها و روستاهای تابعه استان بوشهر یکپارچه سیاهپوش می شوند.
بههمین مناسبت عاشقان اهل بیت عصمت و طهارت (ع) با نصب بیرق عزا بر سردرب مساجد، تکایا، اماکن مذهبی، منازل، میادین و معابر در ماتم سرور شهیدان و 72 تن از یاران با وفای آن حضرت به سوگ می نشینند.
مردم شهرها و روستاهای استان نیز همانند دیگر مناطق شیعهنشین در نیمه اول ماه محرمالحرام آیین عزاداری مختلف و خاصی برگزار میکنند.
در ماه محرم و دیگر ایام سوگواری مردم به سینه زنی و عزاداری می پردازند و سینه زنها به شکل خاصی به صورت دایره در می آیند و نوحه خوان ها نوحه می خوانند و همراه با آن طبل و سنج و شیپور هم می زنند که معروف ترین آلت موسیقی رایج در این استان "دمام" است.
از قدیمی ترین محله های این شهر می توان به چهار محل اشاره کرد که از دیر باز در برپایی مراسم سوگواری سید و سالار شهیدان ابا عبدا... الحسین (ع) سابقه دیرینه داشته و در دهه نخست ماه محرم بیشتر ساکنان بوشهر به سمت این مکان هجوم آورده و در مراسم خاص و ویژه سینه زنی و سنج و دمام شرکت می کنند.
ایام سوگواری ماه محرم در این استان با نام نوحه خوان بزرگ و صدای جاویدان و بی بدیل "جهانبخش کردی زاده" معروف به "بخشو" پیوند دیرینه ای دارد و چندین سال است که سبک نوحه خوانی وی در این ایام مرسوم و بیشتر بزرگان جا پای وی گذاشته اند.
آئین شمع زنی از دیگر آئینها و مراسماتی است که در بوشهر به اجرا در می آید و مردم در مکانهای مقدس با روشن کردن شمع به دعا و راز و نیاز با معبود خویش می پردازند.
از دیگر امتیازات و ویژگی های خاص این استان در ایام ماه محرم برگزاری مراسم سوگواری در منازل در بخشهای مختلف است.
حرکت دستجات سینه و زنجیرزنی هیئتهای مختلف در معابر عمومی نیز که از روز پنجم ماه محرم آغاز میشود در روزهای تاسوعا و عاشورای حسینی به اوج میرسد.
همزمان با روز عاشورای حسینی، مراسم عزاداری مردم استان بوشهر به اوج خود میرسد و فضای شهرها و روستاهای این استان آکنده از غم و اندوه میشود.
شبیهخوانی، برپایی محفل قرآنی، قرائت زیارتنامه عاشورا، طبخ و پخش انواع غذا از جمله حلوا، حلیم، شلهزرد، عدس پلو، شیر برنج و قیمه پلو بین مردم و توزیع آب، شربت و شیر به یاد تشنه لبان صحرای نینوا توسط خردسالان از دیگر سنتهای مرسوم مردم این استان در روز عاشوراست.
مردم سوگوار این استان همچنین در روز عاشورا با اجتماع در تکایا، مساجد و اماکن متبرکه، نماز ظهر عاشورا را به یاد آخرین نماز و راز و نیاز سالار شهیدان حضرت امام حسین (ع) در صحرای کربلا، اقامه میکنند.
"شام غریبان" از دیگر آیینهایی است که در پایان روز عاشورا و پس از تاریک شدن هوا در مناطق مختلف استان بوشهر برگزار میشود.
در این آیینها، هیئتهای عزاداری شب هنگام و در حالی که علمها را به صورت خوابانده حمل میکنند با حرکت در معابر عمومی و اجتماع در مساجد، تکایا و حسینیهها با خاموش کردن چراغها و در فضای تاریک در غم شهدای دشت کربلا و حالات خاندان رسولا... اشک ماتم میریزند
هیچ دولتی به اندازه دولت نهم را مردم سرگرم وعده و غرق مشکلات نکرده است - سیدمحمدمهدی پورفاطمی
--------------------------------------------------------------------------------
سلام بر امام حسین(ع) که بزرگترین حرکت اصلاحطلبی تاریخ اسلام را چنانکه خود فرمود <انی خرجت لطلبالاصلاح فی امت جدی> رقم زد؛ سلام بر حسین و یاران راستینش که برجستهترین و باشکوهترین تجلی حیات معنوی و اخلاقی و آزادیخواهی بشریت را آفریدند. عاشورا را به تمامی آزادیخواهان و آزاداندیشان جهان تسلیت میگویم.
پس از روی کار آمدن دولت نهم که با شعار استقرار عدالت اجتماعی و رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم همراه بود، انتظار میرفت که برای تحقق این شعارها برنامهریزی و استراتژی مدون و مشخصی صورت گیرد تا در سریعترین زمان آثار این فعالیتها در زندگی شهروندان جاری و ساری شود. اما متاسفانه با گذشت نزدیک به 5/2 سال از عمر دولت، اغلب این شعارها روی کاغذ ماند و مجال تحقق نیافت؛ ضمن آنکه برخی مدیران با اتخاذ سیاستهای غیرکارشناسی به منظور جبران آثار زیانبار برخی تصمیمهای اشتباه خود روز به روز مشکلات جدیدی را به شهروندان تحمیل کردند. بهیقین پس از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون، هیچیک از دولتها با وجود مواجهه با مسائل و مشکلات متعدد در کشور، به اندازه دولت فعلی مردم را سرگرم وعدهها و غرق در مشکلات نکرده به طوری که افکار عمومی به تصمیمهای ناگهانی دولت عادت کرده و هر روز صبح به انتظار شنیدن خبر مشکل جدیدی از خواب برمیخیزند. امروزه تعدد مشکلات چنان عرصه را بر شهروندان تنگ نموده که مردم بیآنکه پاسخی برای مشکلات قبلی خود بیابند ناگزیر به فکر چارهای برای حل معضلات آینده میگردند. از نظر افکار عمومی و کارشناسان و نظریهپردازان اقتصادی پذیرفتنی نیست تا رئیسجمهور بنبستهای اقتصادی موجود را ناشی از عوامل خارج از اراده دولت عنوان کند، چراکه اکنون از نظر داخلی، حاکمیت یکدست شده و از بعد خارجی هم نفت در قیمتی رویایی قرار گرفته است. طی دو سال اخیر دولت 150 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته، در حالی که دولت خاتمی با نفت بشکهای 8 دلار بر سر کار آمد، بنابراین موانع اقتصادی و مشکلات کنونی بازخورد اقدامات مقطعی و شتابزده و ریشه در تضعیف مدیریت کلان و خرد رفتارهای دولت نهم دارد که اکنون به برخی از این مصادیق اشاره میکنم:
1) اجرای طرح بنگاههای زودبازده: مخالفان دیروز طرح ضربتی اشتغال در دولت قبل، با اجرای طرح بنگاههای زودبازده و اعطای تسهیلات به متقاضیان ایجاد شغل در دو سال اخیر به تکرار تجربهای که شکست خورده میدانستند دست زدند که نتیجهای جز هدر رفتن میلیاردها تومان سرمایه و منابع کشور نداشت.
2) ادغام برخی سازمانها و نهادهای فنی از جمله سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور بدون لحاظ نظرات کارشناسی و طیکردن فرآیند قانونی.
3) تأسیس نهادهای مالی جدید غیرضروری که دقیقا متناقض با شعارهای کوچکسازی دولت و تمرکززدایی است.
4) تکیه مطلق بر دلارهای نفتی و تزریق بیضابطه درآمد نفت به اقتصاد کشور باعث بروز تورم و حیف و میل منابع و در نهایت کاهش بهرهوری شده است.
در این میان اما نمیتوان از نقش مجلس در بروز برخی از ناهنجاریها گذشت. مماشات برخی دوستان با برخی رفتارهای غیرمنطقی و غیرقانونی و عدم پافشاری هیأترئیسه برای حفظ شأن و جایگاه مجلس، پاسخگو نبودن وزرا به تذکرات نمایندگان و عدم توجه به ارتقای توان نظارتی مجلس و اجرایی نشدن برخی از مصوبات مجلس از جمله عواملی هستند که از مجلس چهرهای ناکارآمد تصویر کرده است. با همه این اوصاف، اتخاذ چنین رویکردهایی چه در دولت و چه در مجلس موجب گشته تا کشوری که از پتانسیل بالایی در زمینه نیروی انسانی کارآمد و دانشآموخته و همچنین منابع سرشار زیرزمینی و طبیعی به ویژه نفت و گاز و دهها مزیت دیگر برخوردار است مردمانش با مشکلات ابتدایی معیشتی و رفاهی دست و پنجه نرمکنند. اکنون 200 میلیارد دلار سرمایه ایرانی در امارات وجود دارد که سالیانه حدود 80 میلیارد دلار نیز به آن اضافه میشود، در حالی که کشورهایی از سراسر دنیا سرمایههای اقتصادی را به سوی خود جلب میکنند. با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم نکاتی نیز در این خصوص بیان میدارم. در عرصه انتخابات مردم باید احساس کنند آزادی عمل دارند و این همه میسر نمیشود جز با حضور و سلایق و اندیشههای متکثر. به عبارت دیگر انتخابات آزاد زمانی محقق میشود که همه کسانی که حاضرند در چارچوب قانون اساسی عمل کنند آزادی ورود به انتخابات را داشته باشند. امیدوارم ملاک تصمیمگیریها برای صلاحیتها تنها نظرات مراجع قانونی چهارگانه باشد تا هیچ حقی از حقوق داوطلبان تضییع نشود. عملکرد مثبت شورای نگهبان در بررسی صلاحیت داوطلبان میتواند موجب مشارکت حداکثری مردم در انتخابات و حفظ اقتدار و مشروعیت بیشتر نظام شود.
و اما مسائل استان و حوزه انتخابیهام: متأسفانه اتخاذ یک تصمیم شتابزده در هیأت دولت و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز مبنی بر محدودیت ورود کالای ملوانی مشمول معافیت گمرکی و بازرگانی موسوم به کالای تهلنجی اغلب مرزنشینان ساکن استان بوشهر و بخشی از استان را به نگرانی شدید برده و موجبات بیکاری خیل گسترده ساحلنشینان را در آستانه انتخابات فراهم کرده است. پیامد این مصوبات تعطیلی بنادر کوچک و توقف هزاران لنج چوبی و سنتی و بیکاری ملوانان و افزایش بیرویه قیمت مواد خوراکی و فقر افسارگسیخته و ناامنی در مناطق مرزی و مهاجرت مرزنشینان و خالی شدن مرزها به علت از بین رفتن تنها ممر درآمدی آنها است. برنامهای برای بهبود وضعیت زندگی مرزنشینان و ارائه تسهیلات وجود ندارد و بازارچههای مرزی اکنون در رکود کامل به سر میبرد و تعاونیهای مرزنشین هیچ رونقی ندارند و قوانین مربوط به ورود کالا توسط تعاونی مرزنشینان نیز بسیار کهنه است و جوابگوی نیازهای امروز آنها نیست.
افراد ثبت نام کننده در چهار حوزه انتخابیه استان
شنیده شده است افرادی که تا کنون در چهار حوزه انتخابیه استان بوشهر کاندیدا شده اند، به شرح ذیل میباشد:
در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه، دیلم و خارگ، عبارتند از: دکتر محمد باقرهوشنگی
نعمت الله شیخسقا، رمضان خضری، دکتر عباس لیراوی،. یونس خسروانی، علی احمدی، حجهالسلام باغچهبان، قائدزاده، بختیاریآزاد، صدرالله محمدی باغملایی، محمود جمهیری، دکتر سید حسین موسوی، دکتر سید کریم موسوی، شکرالله عطارزاده، میگلینژاد، فلکنار آتشی، مهرزاد رئیسینژاد، محمد دادفر، عبدالعلی حیدریه .زیبا بسارده گفته میشود در این حوزه 31 نفر ثبت نام نمودهاند.
در حوزه انتخابیه کنگان دیر و جم و ریز عبارتند:
مجید حسینی کنگانی، کامبیز یوسفی، عبدالله حاجیانی، بهمن کرمی، شیخموسی احمدی، عبدالله اکسیر، علی ایاز، سید یوسف حسینی، علی کرمی، قیصر صالحی پور، قرائی، فریدون فدایی دولت، اسدالله علمداری، بارگاهی و نیک منش.
در حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان 14 نفر شرکت نمودهاند که عبارتند: حجتالاسلام سید مجتبی پورفاطمی، ماشاءالله حیدرزاده، قطب الدین، صمد دولاح، عباس علوینژاد، آیتار، زندهبودی، داوود نمازی، غلامرضا نادریزاده، ذاکری، ابراهیمی
در حوزه انتخابیه دشتستان 13 نفر ثبت نام نمودهاند که عبارتند:
سیدشمس الدین سیاسیراد، جهانشیر کدخداپور، حاج غلامرضا اسکندری، حاج غلامرضا مختاری، مجید شجاع، ایوب پاپری، احمد نجاتی، ملک صادقی، (فرمانده سابق نیروی انتظامی دشتستان) یوسفی، حشمت جعفری
ویژگیهای کاندیداها در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم
شنیده شده است در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم و خارگ سه نفر روحانی، 7 نفر دکتر، 11 نفر فوقلیسانس، 17 نفر لیسانس، 2 خانم ثبت نام نمودهاند. شنیدنیها حاکی است پایینترین سن شرکت در این حوزه 30 سال و بالاترین ثبت نام کننده 55 سال دارد. در میان آنان شهردار، فرماندار، مدیرکل، معاون دانشگاه، رییس دانشکده، استاد دانشگاه، پزشک، وکیل، کارمند و دبیر آموزش و پرورش دیده می شود.
بوشهر بالاترین و دشتستان پایینترین
شنیده شده است حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم و خارگ با 31 نفر کاندیدا بالاترین و حوزه انتخابیه دشتستان با 13 نفر کاندیدا پایینترین ثبتنام کننده در میان حوزههای انتخابیه استان را دارا میباشند.
قطب گازی کشور
شنیده شده است احمدینژاد رییس جمهور در سفر اخیرش به استان فارس گفته است که استان فارس قطب گازی کشور است. گفته میشود که پارس جنوبی در عسلویه استان بوشهر قرار دارد و بالاترین میزان گاز کشور را در خود جای داده است
استاندار در گناوه
شنیده شده است علی افراشته استاندار بوشهر در جلسه شورای اداری گناوه با گله از نامههای مردم اظهار داشته فردی طی نامهای به استاندار نوشته که: ای مگس عرصه سیمرغ نه جولانگه توست. گفته میشود استاندار توضیح داده که هنوز مفهوم این مطلب را متوجه نشده است.
معاون فرماندار و بخشدار جدید دیر
شنیده شده است مصطفی فخرایی رییس ارشاد دیر به عنوان بخشدار دیر و علی جهانگیری بخشدار فعلی به عنوان معاون فرماندار دیر معرفی شدهاند.
برف در استان بوشهر
شنیده شده است در هفته گذشته در تنگ ارم استان بوشهر حدود 20 سانتیمتر برف باریده است.
کاندیدای مجلس و شاعر گناوهای
شنیده شده است اخیراً قایدزاده کاندیدای دوره هشتم مجلس علیرغم اذیت و آزار یکی از شاعران گناوهای در اوایل انقلاب، جهت کسب رأی به منزل وی رفته است. شنیدنیها حاکی است کاندیداهای مجلس جهت کسب رأی به انواع و اقسام رفتارها اقدام مینمایند. که نمونههای از آن را در شمارههای آینده نشریه به اطلاع میرساند.
توزیع گوشی تلفن همراه
شنیده شده است یکی از کاندیداهای دشتی و تنگستان قصد دارد 10 هزار گوشی تلفن همراه در حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان توزیع نماید. گفته میشود در دوره قبل در حوزه انتخابیه دیر و کنگان یکی از کاندیداها اقدام به توزیع زیاد کیسههای برنج، روغن و همچنین کولر نموده بود.
استخاره و ترس از ردصلاحیت
شنیده شده است تبادار اظهار داشته است که برای کاندیداتوری در مجلس چند بار استخاره زده ولی خوب نیامده است. گفته میشود ترس از ردصلاحیت علت دیگری برای عدم ثبت نام برای کاندیداتوری مجلس بوده است.
ابهامات نفقه، انقیاد زنان
هر ابهام و شبهه در قوانین حقوقی و مدنی، که بر اساس آن، یک جنس تحت انقیاد قانونی جنس دیگر قرار گیرد، از اساس نادرست است. باید شبهات رفع شوند و قوانینی که باعث انقیاد میگردند جای خود را به اصولی بینقص دهند. اصولی که بر برابری کامل زن و مرد بنیاد گرفته باشد و هیچ یک را بر دیگری برتری ندهد و هیچ یک را ناتوانتر نشمرد. بعد از جاری شدن عقد نکاح فیمابین، پرداخت نفقه از سوی زوج به زوجه، از اولین تعهدات حقوقی زوج محسوب میشود. در واقع آغاز زندگی زوجین پس از عقد نکاح، بر اساس اجرای صحیح و اصولی ضمانتهای حقوقی مرد به زن بر پایه اصل محکم و مدونی به نام «نفقه» شکل میگیرد. در تعریف حقوقی نفقه آمده است: «صرف هزینههای خوراک، پوشاک، مسکن، اثاث خانه و خادم در حدود مناسبت عرفی با وضع زوجه»
دلایل وجود نفقه آیات، روایات، و اجماع تمام فقها است.
در بند «ب» شروط مندرج در نکاحیههای رسمی، در دوازده مورد به زوجه وکالت بلا عزل داده شده تا با اخذ مجوز از دادگاه صالح، خود را مطلقه نماید.
«مرجع و دادگاه صالح برای رسیدگی به دعوت طلاق مطابق قانون، تخصیص تعدادی از شعب دادگاههای عمومی به دعاوی خانوادگی مصوب 1376، دادگاه خانواده است.»
اولین شرط و اولین مورد که به موجب آن به زوجه وکالت بلا عزل، جهت طلاق میدهد:
«استنکاف شوهر از دادن نفقه زن یا حقوق واجب وی به مدت شش ماه است». ابهاماتی که در شرط اول به عنوان شروط ناظر به حق طلاق زوجه آمده است. یکی محدودیت مصادیق نفقه است که در ماده 1107 ق. م بیان شده است. با توجه به تحولات و شیوهی زندگی و تغییر و دگرگونی در تعیین نیازهای خانواده، به طور قطع نمیتوان مصادیق نفقه را محصور در این ماده کرد. در این جا آن چه اهمیت دارد این است که شوهر به عنوان ریاست خانواده تأمین معاش زن و فرزندان خود را خارج از چارچوب معین و محصور شده در ماده 1107 ق . م بنا بر عرف، عهدهدار شود.
نفقه را نباید تنها در آن مواردی دانست که زن برای گذران زندگی به آن نیاز دارد، بلکه در میزان و حدود و کیفیت مصادیق نفقه در این تعریف و سایر نیازهای زن که خارج از دایره تنگ این تعریف است، باید وضعیت و شخصیت زن نیز تا حدودی مورد توجه قرار گیرد. بر طبق ضمانت اجرایی مدنی هرگاه منفق ترک انفاق کند، حاکم او را مجبور به تأدیه نفقه مینماید. از موانع و شبهات اجرای صحیح این بند توسط
حاکم این است که میزان در آمد واقعی منفق و یا زوج چگونه محاسبه میشود؟ در جامعهی شهروندان ایرانی به دلیل فقدان «پلیس مالیاتی» درآمدهای واقعی هیچ یک از شهروندان مشخص و محرز نیست. تنها درآمدهایی که دولتی باشد اخذ مالیات از آن آسان و سهو الوصول است. درآمدهای پنهانِ بسیاری وجود دارد که نمیتوان بر این درآمدها مالیات و "یا کارشناسی نفقه" اجرا کرد. منفق میتواند با داشتن درآمدی پنهان و تنها با ارائهی یک درآمد دولتی و قالب اندک از دادن نفقهای که توسط کارشناس دادگاه خانواده تعیین شده به سبب ناچیز بودن در آمد و حقوق ماهانه، سر باز زند و مدتها زوجه را در گرفتن نفقهی قانونی خود، دچار عسر و حرج کند.
شبهه دیگر در این ماده نحوهی اخذ نفقه از زوج است. روزانه تعداد کثیری از زوجات در دادگاههای خانواده و شوراهای حل اختلاف به علت عدم وصول نفقه به موقع، و یا عدم پرداخت به میزان تعیین شده توسط کارشناس حقوق خانواده، سرگردان بوده و مدتها پس از طلاق، هنوز درگیر تقابلات و تعاملات رو در رو بوده تا بتوانند حقوق حقه خود را اخذ نمایند. در واقع هنوز هیچ گونه ضمانت اجرایی محکم و قانونی و قابل اجرا برای وصول نفقه توسط زوجه از زوج توسط قانونگذار تعیین نشده است. تنها ضمانت برای پرداخت نفقه در صورت عدم پرداخت، حبس زوج است، که در واقع با حبس زوج نیز باز، زوجه به حقوق حقه خود نخواهد رسید از این رو غالباً به این دستاویز به عنوان یک حربه بلا مفید نگاه کرده و به خاطر عواقب احتمالی بدتر، به آن متوسل نمیشوند.
در مورد کارمندان دولت و حقوق بگیران با کسر مبلغی تحت این عنوان از حقوق ماهانه و واریز آن به حساب دیگری به نام زوجه در واقع تا حدودی به رفع این مشکل کمک میشود. اما در
صورتی که زوج حقوق بگیر دولتی نباشد هیچ ضمانت محکمی برای اخذ به موقع و به میزان تعیین شده و سهل الوصول وجود ندارد.
در خصوص نتیجه عدم امکان ماده 1111 چنین مقرر شده است (ماده 1129) در صورت «استنکاف شوهر از دادن نفقه و عدم امکان اجرای حکم محکمه و الزام او به دادن نفقه، زن میتواند برای طلاق به حاکم رجوع کند و حاکم شوهر را اجبار به طلاق می نماید. چنین است در صورت عجز شوهر از دادن نفقه»
از نکات ضعف و شبهات این ماده این است که حاکم تنها زوج را اجبار به طلاق مینماید و خود مستقلاً مبادرت به اجرای طلاق به ولایت از ممتنع نمیکند. تنها زمانی که عدم پرداخت نفقه موجب عسر و حرج زوجه شود، زوجه میتواند به استناد عسر و حرج درخواست طلاق کند.
«اکثر فقها احراز عسروحرج را در معرضیت فساد زن به واسطه نداشتن شوهر میدادند».
شبهه قید عسر و حرج که در ماده (1130 ق . م ) آمده این است که به چه دلیل باید زوجه به ورطه فساد افتاده تا پس از آن بتواند به حقوق حقهاش نائل شود در واقع احقاق یک حق منوط به ایجاد فساد است.
در بعضی از دایره المعارفهای علوم اسلامی برداشت دیگری از ماده (1129) شده است که هرگاه زوج را نتوان ملزم به پرداخت نفقه نمود، چنان چه ثالثی مباشر پرداخت نفقه زوجه گردد زن نمیتواند از محکمه تقاضای طلاق کند. زیرا ضرری که از ترک انفاق به زوجه وارد میشود جبران میگردد.اما در اجرای شرط اول مندرج در عقدنامهها، صراحت عبارت «استنکاف شوهر» جای هیچ ابهامی نمیگذارد. به این معنا که اگر شخص دیگری هم حاضر به تأدیه نفقه زوجه شود. ناقض حق زوجه در دادخواست طلاق به واسطه تحقیق شرط اول نمیباشد.
در شرط اول ضمن نکاحیه، عدم پرداخت نفقه به مدت شش ماه را به عنوان شرطی برای درخواست طلاق توسط زوجه قرار داده است. در این شرط «دو قید عدم پرداخت و به مدت شش ماه» زوجه و قانون گذار را در اجرای طلاق از سوی زن آزاد میگذارد حال آن که شبهات دیگری که در مواد پس از آن آمده اجرای این بند را برای زوجات توسط حاکم مشکل میسازد.
شبهات موجود در مصادیق نفقه زوجه در ماده 1107 ق . م و هم چنین ابهامات وارده در ماده 1129 ق. م در خصوص استنکاف شوهر از دادن نفقه و نهایتاً اجبار شوهر به طلاق، که در فوق آمد، از صراحت اول ضمن نکاحیه کاسته، اجراء این شرط را برای حاکم و هم چنین احقاق نفقه برای زوجه را، محصور و مشروط میکند.
نفقه و شروط اخذ آن در قوانین حقوقی ایران دارای ابهامات عدیدهایاست که نیاز به کارشناسی مجدد داشته تا باعث انقیاد زنان نگردد و آنان را در گرفتن تصمیمی صحیح برای ادامه حیاتی طیب و سرشار از نشاط و سلامت سست نگرداند.
نقدی بر مصاحبه فرماندار دشتی
در خصوص زمین خواری بزرگ در شهرستان دشتی
مصاحبه نماینده دولت در شهرستان دشتی تعجب و تأسف خوانندگان و مردم را بر انگیخت که چگونه عمل خویش را در خصوص زمین صد هکتاری در شهرستان دشتی توجیه و خود را تبرئه کردهاند. ایشان در مصاحبه با نشریه نصیر بوشهر هم این قضیه را تأیید و هم رد نمودهاند. و اذعان کردهاند که در حوزهی پارس شمالی نمیباشد. آیا ایشان نمیدانند که اکثر زمینهای حاشیهی جنوب غربی شهرستان دشتی در مسیر لوله گاز پارس شمالی قرار دارند؟ آیا عجیب نیست که مدیر کلیدی شهرستان بر نقشهی جامع حوزهی خود اطلاع و اشراف نداشته باشند؟! مگر زمین در نظر گرفته شده برای دانشگاه آزاد در مسیر لوله گاز واقع نشد بود که حتی میلیاردها تومان هزینه جهت آن در برداشت؟ تناقض در بیانات آقای جشمیدی واضح و آشکار است. در جایی گفته است که اصلاً هیچ واگذاری صورت نگرفته اما در ادامه اضافه کرده که 5 هکتار در اختیار سرمایهگذار یزدی قرار گرفته تا به کشت گلخانهای اقدام کند. در جایی اشاره کرده که به ایشان گفتیم که در ابتدا 4 ـ 5 هکتار را زیر کشت قرار دهد و در ادامه آورده که ایشان ـ البته حدود 10 هکتار را جهت ساخت دریاچه گود برداری نموده است.
آقای فرماندار شما طبق کدام قانون و مصوبه بدون هماهنگی منابع طبیعی، مجوز غیر قانونی این زمین خواری بزرگ را به اشخاص حقیقی صادر کردیدهاید؟ مگر شهرستان دشتی چه قدر زمین شور و لم یزرع دارد که 400 هکتار آن به یک شرکت واگذار شود؟ وانگهی این واگذار چه ارتباطی به کار اجرایی فرماندار دارد که بدون هماهنگی و به طور مستقیم به چنین اقدامی دست بزند؟ آیا در سیستم اداری اقدام بدون مجوز، درست و موجه است؟ آیا مثل این نیست که ساختمانی را در زمین احداث کنند و بعد از آن به دنبال خرید زمینش برآیند؟!
آقای فرماندار گفتهاند که «کشت گلخانه به روش هیدرویوئیک اصلاً نیازی به زمین ندارد» خدا را سپاس که احتیاج به زمین ندارد و با این وجود 400 هکتار زمین در حال تملک قرار میگیرد و گرنه در صورتی که نیاز به زمین داشت. لابد تمام اراضی ملی شهرستان را به آنها واگذار میکردید! مگر تملک زمین در یک سطح وسیع، با واگذاری آزمایشی هم ممکن است؟! آیا ایشان نمیداند که به خیلی از متقاضیان، زمینی به اندازه جای یک قبر هم واگذار نمیشود؟ آیا اگر به جای این سرمایهداران متمکن غیر بومی (یزدی) چند نفر واجد شرایط بومی چنین درخواستی میکردند به آنها توجهی میشد؟
جای بسی تأسف است که زمین خواری در شهرستان دشتی از مدتهاست باب شده است که به بهانهها و طرق مختلف اراضی ملی ـ اعم از شورهزار و لم یزرع و یا مراتع و دامنهی کوهها و باغات ـ را به سهولت تصرف میکنند و البته کار قطعاً بدون تبانی ممکن نخواهد بود و اگر حتی متولیان امور اراضی ایستادگی و مخالفت کنند با هم زمین خواران طماع راههای گوناگون برای اقدام غیر قانونی خود دست و پا میکنند.
آقای فرماندار شما که از واگذاری برخی اراضی، در سطح استان به متقاضیان تحت عنوان «طرح توبا» در چند سال قبل تجربه کردهاید و حتی تا مدتی سوژهی پارهای از سخنان شما و حتی استاندار بوده چرا اکنون که از این واگذاری بدون مجوز و فرا قانونی شما در ماجرای یک زمین خواری بزرگ و تأسف بار پرده برداشته میشود آن را به ایجاد تنش تعبیر میکنید و دست به نوعی فرافکنی میزنید؟! آیا نمیدانید که پدیدهی زمین خواری در سطح کشور ریشه دوانده که با بسیاری از آن برخورد شده است؟!
در ضمن آقای فرماندار مگر این طرح چه قدر اشتغالزایی دارد که شما با این بهانه از نرخ بالای بیکاری در شهرستان دشتی گلایه و انتقاد میکنید. و معتقدید با این طرح مدبرانه!! نرخ بیکاری کاهش مییابد؟! مگر شما نبودید که در سخنرانیهایت بارها و بارها میگفتید تمام مصوبات دولت در شهرستان دشتی اجرا شده است و مصوبه بیکاری جز اصلیترین مصوبات دولت میباشد چه طور حالا میگویید که بالاترین نرخ بیکاری در شهرستان دشتی میباشد و خودتان را نقد کردهاید بعد از آن از واژه هراسی ندارم صحبت میکنید اصلاً این کلمه معنای خاصی دارد که دموکراسی و مردم سالاری را زیر سؤال میبرد که جنبه تهدید را میرساند و تهدید در سیستم جایگاهی ندارد و با انداختن توپ به این سو و آن سو و در نهایت در زمین زائر انگالی خواستهاید فرافکنی کنید نمیدانید که مسئول اول شهر بایستی حافظ منافع کلی مردم باشد و آیا بدون دادن چراغ سبز شما کار بدین مهمی میسر نیست؟ پس آقای فرماندار بدانید که مردم خیلی از چیزها را میدانند و تلاش در جهت خام کردن آنان بیفایده است!
آقای فرماندار! مردم ما قشر آگاه و روشن فکر و به ویژه فرهنگیان بیدار میدانند که در پشت این طرحهای موسوم به اشتغالزایی، سودجوییها و منافع فردی و شخصی نهفته است و حتی اگر شما در این سود جویی سهیم هم نباشید که بعید میدانیم رابطهای در کار نباشد. آیا نمیدانید که واگذاری این مقدار عظیم اراضی در مسیر اجرای طرح گاز پارس در آینده میلیاردها و بلکه تریلیون تومان هزینهی عبور روی دست دولت خواهد گذاشت و البته از طریق این واگذاری دلسوزانه!! برخی نور چشمیها و موقعیت شناسها به نان و نوای تریلیونی خواهد رسید؟!
آقای فرماندار به جای این اقدامات مبهم و صد البته زیان بار برای دولت و مردم، توضیح دهید که اشتغال زایی در شهرک صنعتی خورموج (غرب بادام زار) به کجا رسید! و توضیح دهید که هزینه و صرف چندین میلیاردی در این شهرک صنعتی به کجا انجامید! جز این که میبینیم سرمایههای بیتالمال به آسانی آب خوردن حیف و میل میشود و اشتغالزایی در واقع جز بهانهای برای سود جوییهای شخصی از ما بهتران چیز دیگری نیست.
در پایان مصاحبهتان گفتهاید کار من سیاسی است! فرماندار نماینده سیاسی دولت است و کارش هم نظارت است چنان چه در اجرا دخالت کند نتیجهاش این خواهد شد که سودجویان به مقصد برسند.
خداوندا قدرتی به من عطا فرمایید
تا خواب خفتگان خفته را آشفته سازم
معیشت مرزنشینان به بهانه ته لنجی
قسمت دوم
در مقاله قبلی اشاره کردم که بناست در مورد معیشت مرزنشینان بررسی بیشتری نمایم تا تصمیم در باره رزق و روزی مردم این خطه به درستی صورت گرفته و حساسیت موضوع بیشتر درک شود.
جمعیت استان بوشهر بر اساس آخرین سرشماری انجام شده بالغ بر 886267 نفر است که در 9 شهرستان ساکن هستند. همچنین طول مرزهای آبی این استان 625 کیلومتر است که تعداد 8 شهرستان از مجموع کل شهرستانهای استان را در برگرفته و 75 درصد جمعیت استان را در خود جای داده است. این مطلب نشان می دهد که تقریبا" اغلب ساکنین استان بوشهر مرزنشین هستند و به نوعی با اقتصاد مرزی و دریایی آشنایی کامل دارند و یا از همین طریق امرار معاش می کنند.
بخشی از این جمعیت به شغل صیادی مشغولند و بخش دیگر به مشاغلی نظیر ملوانی لنجهای سفاری که درباره نحوه معیشت آنان بعداً اشاره خواهم کرد؛ و بخشی هم در حوزه خدمات بواسطه مشاغل اصلی و یا بنوعی مرتبط با مرز و یا مرزبانان مشغول هستند.
صیادان استان بوشهر از طریق 35 بندر و مکان صیادی به دریا می روند در تمام نقاط استان پراکنده هستند؛ از بندر دیلم گرفته تا دورترین نقطه جنوبی در مرز پارسیان(گاوبندی) که مجموعا" با 2405 فروند کشتی و لنج و قایق فعالیت صیادی می کنند و معیشت خود و خانواده را تامین میکنند. علاوه براین شناورها، تعدادی قایقهای تفریحی هم وجود دارند که به عنوان تفریح به دریا می روند و ماهی صید می کنند و مواد پروتئینی خانواده خود را تامین می کنند .
عده ای هم هستند که بواسطه همین صیادان روزیشان را می گذرانند. مانند کسانی که کاسب هستند و برای خانواده صیادان و مرزنشینان آذوقه تامین می کنند. معلمان هم بچه های مرزنشین را درس می دهند. واحدهای خدماتی نیازمندیهای مرزنشینان را تامین می کنند، پزشکان به کار مداوای مرزنشینان مشغولند. و سایر ارائه دهندگان خدمات که هر کدام به واسطه وجود دیگری در مرز فعالیت می کنند. اینها همگی به هم وابسته اند و نقطه اتصال این حلقه مرزنشینان هستند که اگر در مرز ساکن نبودند، هیچکدام از این واحدها در مناطق مرزی نبودند.
اهمیت موضوع در اینجاست که اگر هرگونه محدودیتی برای صیادان بوجود آید که به نوعی باعث کاهش درآمد آنان شود و قدرت خرید آنان را کم کند و یا اینکه از نقاط مرز مهاجرت کنند، علاوه براینکه برای دولت مشکلاتی پیش خواهد آمد، مشاغل کسانی که به مرزنشینان وابسته هستند نیز آسیب خواهد دید و مشکلات آنان نیز متوجه دولت خواهد شد.
همانطوری که گفته شد؛ صیادان به طور مستقیم صیادی می کنند و از این طریق امرار معاش می کنند اما عده ای هم هستند که با قایق تفریحی صید می کنند که همگی شناخته شده هستند و آمار آنها موجود است. اما عده ناشناخته دیگری هم هستند که در آمارها نمی آید و آن کسانی هستند که در حاشیه دریا و رودخانه های استان ماهی گیری میکنند و به اقتصاد خانواده کمک می کنند. اینها هم کسانی هستند که در موارد مشابه دچار آسیبهای ناشی از پاره ای محدویتها می شوند.
حال با توجه به مواردی که به آن اشاره شد ،واقعا" این محدودیتها کدامند و مشکلات صیادان از کجا بوجود آمد و سرنوشت آنان به کجا خواهد انجامید؟
شاید اولین محدودیت و مشکل در تولید میزان صید باشد که علیرغم توصیه های شیلات برای مصرف سه وعده غذای ماهی توسط مردم برای حفظ سلامت جامعه، معذالک این توصیه بدلیل محدودیت صید و گرانی آن محقق نمی شود. براستی این مشکلات و محدویتها از کجا ناشی می شود؟
معیارهای انتخاب حاکم، مدیر و مسئول
الف- از زبان و عمل امیر المؤمنین (ع)
امام علی (ع) موقعی که می خواست مالک اشتر را به عنوان حاکم معرفی کند طی نامه ای دلیل انتخاب آن را چنین می فرماید:
«وقد آثرتُکم به علی نفسی لنصیحته لکم»
ای مردم من شما را بر خود برگزیدم که او را برای شما فرستادم (با اینکه دوست داشتم نزد خودم بماند امّا بر خلاف میل خودم او را به سوی شما فرستادم) چون او را خیرخواه شما دیدم.
آیا علّت انتخاب او را نسبت قومی و قبیله ای دانست؟
آیا دلیل آن را هم حزبی و دوست بودن بیان داشت یا اینکه خیر خواهی او را؟
امام علی (ع) شخصی را برای اخذ زکات روستایی می فرستد و به ایشان توصیه می کند که دراخذ آن سخت گیری نکن بگذارصاحب مال خود گوسفندان را تقسیم کند و اختیار انتخاب را هم با خودش بگذار بعد از جمع آوری گوسفندان برای ارسال آنها از روستا به مرکز شخصی را به عنوان چوپان انتخاب کن که این ویژگی ها را داشته باشد!!
«ولا توکل بها الا ناصحا شفیقا وامینآحفیضا غیر معنف ولا مجحف ولا ملغب ولا متعب»
«گوسفندان را به کسی (چوپانی) نسپارمگر شخصی که نسبت به گوسفندان خیرخواه و مهربان باشد!!امانت دار( دست پاک باشد خیانت در امانت نکند آن را به دوستان و خویشان ببخشد و بگوید گرگ زد –دزد برد و...) و حافظ باشد (قدرت و شجاعت حفاظت در برابر خطرات داشته باشد) که نه سختگیر و نه ستمکار باشد!!نه تند براند ونه حیوانات را خسته کند !!»
راستی این ویژگی ها برای چه مسئولی بود؟!
آیا مسئول آدم ها یا حیوانات؟
ب: زمان حال
انصافاً در انتخاب مدیر و مسئول برای انسان ها چه قدر معیارهای مولا علی (ع) برای انتخاب چوپان را رعایت می کنیم ؟؟
امّامتأسفانه می بینیم که چند سالی است پستها و مسئولیّتها بر اساس معیارهایی غیر از معیارهای مولا علی(ع) اعطا می شود یا واضح تر بگویم اگر یک حزبی در انتخاباتی غالب شد از آبدارچی گرفته تا مسئولین بالاتر بدون حساب و کتاب و بدون در نظر گرفتن شخصیّت و آبروی ایشان و بدون توجّه به این که ایشان شخصی با تقوی ـ تعهد و کارایی است، به صرف این که هم حزبی آن گروه غالب نیست باید عوض شده و فردی را جایگزین وی کرده که نه تنها هم ردیف او نیست بلکه ضعیف تر بوده و تنها به علّت هم حزبی بودن روابط انتخاب شده است؛ هنوز چهار سال تمام نشده تازه دارد چیزی یاد می گیرد، تجربهای کسب می کند حزب بعدی غالب می شود دوباره تعویضها شروع می شود !
آیا چه کسانی در این بین ضرر می کنند؟
عوارض مسئولیّت های حزبی
الف-عدم امنیّت شغلی :چون که وابسته به حزب خاصّی است لذا مطمئن نیست تا چه موقع در آن پست می باشد به این علّت اگر طرح و برنامه ای هم دارد کوتاه مدّت بوده ونمی تواند برنامه های دراز مدّتی را با اطمینان اجرایی ارائه دهد پس مدیران حزبی اُفق چندان دوری را مد نظر قرار نمی دهند .
ب-عدم یا سختی موفّقیت : با توجّه به این که حزب غالب با حزب یا حزب های دیگری هم رقابت دارد لذا هواداران آن احزاب سعی و تلاش خود را متوجّه تخریب وتضعیف آن نموده و موانعی را در راه رسیدن به هدفش قرار می دهد تا باعث ناکارآمدی آن مسئول در نتیجه تخریب وتضعیف حزب غالب گردند.
ج- استفاده از مشاوره و خط دهی گروهی محدود با طرز تفکّر خاصّی: در این صورت از آراء و نظریّات گروهها و احزاب دیگر محروم شده شاید به طرف یکّه تازی و دیکتاتوری پیش رود .
امّا اگر یک مسئول فرا جناحی و آزاد باشد و واقعا قصد خدمت داشته می تواند از تمام گروهها، مشاور با تعهد وتخصّص گرفته ودر موقع لزوم از آنها یاری بطلبد.
به عنوان مثال: اگر نیاز به فردی جهت مسئولیّتی معیّن دارد از گروه های مختلف کمک گرفته تا هر کدام یک نفر را که شایستگی و لیاقت آن پست دارد معرفی نماید، بدین صورت آن مسئول با چندین گزینه ی ممتاز روبرو شده و جای مانور بیشتری دارد پس طی یک نشست با چند کارشناس زبده بهترین گزینه را انتخاب می کند که تمام گروه ها و احزاب به طور نسبی آن را قبول دارند .
چند نصیحت برای افرادی که مسئولیّت های حزبی را می پذیرند :
الف- اگر شب انتخابات خوابیدی صبح بیدار شدی و کاندیدای مورد نظرت به در خانه ات آمده و کلید اتاق ریاست جایی را به شما تعارف کرد، مردانه اگر دیدی لایق آن پست و سمت نیستی شرم نکن واین را هم عرض کنم که اینجا دل شکستن هنر است لذا پذیرش این مسئولیّت غیر منصفانه و غیر شرعی است.
ب ـ به افرادی که در نتیجه زد وبندهای حزبی ماشین دار و..... شده اند توصیه می شود که کلید ماشین ،تلفن همراه و کلید اتاق ریاست را در جیب قرار ندهند چرا که هر لحظه احتمال دارد آنرا به شخص دیگری تحویل دهی.
ج- وسایل منزل را همیشه بسته و آماده انتقال به جای دیگری نگه دارند و این را هم مدّ نظر داشته باشند که اگر قبلاً وسایل منزل را با ماشین دولتی و اداری آورده اند احتمالاً حالا باید ماشین شخصی بگیرند
دستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
تعجب نکنید!
آقا برف اومد اونم چه برفی!! از این که هفتهنامهی با کلاسمون تو برف گیر کرد نتوانستیم به موقع توزیع کنیم به شدت خجالت میکشیم و شرمنده
هستیم! ... اِ کجای کاری آقای فرهنگِ مونم توی برف تهرون اسیر شد (توضیح: "شرمنده حذفش کردن")
اما این برف یه خوبی هم داشت: نه که تهرون پایتخته و آقایون اینا میترسن بچان تعطیل کردند! معلومه دیگه تعطیل میکنن!
بچههای ما هم با وجودی که بعضی وقتها مجبور بودن تو شرایط سخت تر از این هم به مدرسه برن (توضیح: موقعی که دمای هوا به 40 درجه میرسه) با این تعطیلی کلی ذوق کردن طفلکیها
اما... همش یک ماه و اندی بیشتر تا انتخابات نداریم !
اگر حرفهای عجیب و غریبی شنیدیم مثلاً این که آقا الهام (توضیح: همون که پنج شغل داره و خیلی هم حرف میزنه) دولت کریمه را نقد کرد، اصلاً تعجب نکنید؛ و یه وقت بد فکر نکنید.
با شاعران اهل بیت (ویژه محرم)
کیامرث خورده بین سرودن شعر را با راهنمایی استادانی چون عبدالعلی مهندسی آغاز کرد. وی اولین شعر خود را در سال 1376 سرود.
اشعار ایشان بیشتر در مدح اهل بیت (ع) می باشد.
انشاا… که نام وی در دفتر اهل بیت (ع) ثبت گردد.
برای ایشان و دیگر عزیزان آرزوی موفقیت را از خداوند خواستاریم.
آخرین سرباز
صدای اَلعَطَش آتَش زَدهِ بر پیکَرَم زینَب
به گوشم آید از خیمهِ فغان اصغرم زینب
کُنون هنگامِه پر شور رزم آخرین مَردَ است
زجا بر خیز خواهر سینه طفلم چه پر دَرد است
رسیده از عَطَش جانِ تب آلودش به لب زینب
زبان بر شکوه بگشوده چنین در تاب و تب زینب
در این دشت بلا پرور دگر بییار و سربازم
نماندهِ یک تن از انصار و یاران سرافرازم
خدایا ماندهام تنها به دشت بیقراری من
چه دارم بهر این لب تشنگان جز شرمساری من
خدایا کاش عباسم، علمدار سپاهم بود
ابوالفضلم، امیر عشق، آن پشت و پناهم بود
زخیمهِ خواهرم قنداقهِ پوشِ بی گناهم را
بیاور نور چشمانم ذبیحِ دین و راهَم را
بیاور چون ندارم طاقتِ نالیدنش زینب
ندارم تابِ یک لحظه پریشان دیدنش زینب
بر وی دست عَمَهِ اصغر از خیمه برون آمد
به پیش دیدگانِ مادر از خیمه برون آمد
حسین در بر گرفت نوباوه ی عطشانِ زهرا را
به آغوشش کشید آن سرفرازِ دشت هیجا را
به میدان بلا شد رهسپار آن شهریار عشق
پریشان تاخت سوی قتلگاه و کارزارِ عشق
میان راه مولا کودکش را رازها گفته
ز دل اسرارها از ماجرای کربلا گفته
قسم بر خون تو اصغر که پا برجا نماند خصم
به خونت میزنی بر هم بساط شادی این بزم
صَغیرم دست پیمان بستهای با عشق در این وادی
سرا پا بیقرار و در فغان و شور و فریادی
به سر شوق لقای یار داری نیک میدانم
دلی غمدیده و خونبار داری نیک میدانم
مرا مُشکل گشایی آمدی تا فارغم سازی
مرا یاری دهی با مرگ خود در آخرین بازی
فُرات از هُرمِ لبهای عَطشناکِ تو میسوزد
نگاه شرمگینش را به سوی خیمه میدوزد
خجالت میکشم از روی ماهَت رود شیرینم
صبوری کُن عزیز من تو ای گل واژهی دینم
در این هنگامه تیری حَلق اصغر را نوازش کرد
جهانی را از این حالت پر از اندوه و خواهش کرد
به پیش چشم زینب حَرمَله با تیر آبش داد
به روی دوش مولا ساغَر حَق شهد نابش داد
به خواب ناز اصغر خو گرفت و سوی جانان رفت
میان دامن صحرا به روی دست ایمان رفت
زبان خورده بین امشب چه جانسوز است و محنتزا
که آتش بر کشد از غم میان جملهی دلها
آهنگ از عبدالحسین خرمایی
جستارهایی برای نوشتن یک شعر تازه
شعر امروز بر پایه های فردیت هنرمند، نگریستن با چشمان خود، جذب و هضم مفاهیم دیگرگونه و غیرمعمول (و گاهی غیرمعول و دیگرگونه کردن مفاهیم مستعل و معمول) و نیز ارائه هنر بدان گونه که فردیت هنرمند می نویسد (و نه اراده و یا چشم دیگری، مفهوم را در چشمان کاتب- و نه شاعر- می نشاند) در انزوایی پویا گسترش یافته است. انزوایی که موجب نامیدن دوباره جهان، نوکردن و ارائه کردن معنا و تصویری جدیدتر از مفاهیم در دسترس، در هنر امروز گشته است.
شعر امروز بر ویرانه های به فروپاشی رسیده شعر و زیست گذشته گان و نیز با اتکا به تحولات زمانه جدید و در پاسخ به ضرورت تحولات همه جانبه اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و زبانی برپا شد و در مسیر همه گیر شدن، الگو واره های در دسترس و معمول را درونی خود کرد و تا بدان جا هزار پاره گشت که در هزار راه نرفته قرار گرفت چنان که در گذر تاریخ بر این گذرگاه چنین پنداشته شد که دریچه زلال نخستین تنها آغازگر راهی جدید بوده است و هرگز الگو واره ای برای سرایش نحله های جدید فرهنگی و هنری نمی تواند باشد.
(هر چند که از منظری دقیق تر بخشی از این هویت فرهنگی هزار پاره به مفهوم اساسی معاصر بودن در نگرش شاعران و هنرمندان و نوع تلقی های احساسی از شعر زبان و زبان شعر باز می گردد که در ادامه اشاره وار بر آن نیز گذر خواهیم نمود) ارائه روح بزرگ قبیله و تقدس گرایی نسبت به شاعر آغازگر (تا بدان جا که وی را پدر شعر معاصر نامیدیم و در سایه حرمتی عشیره ای، بازخوانی دقیق و نقد جدی آثار، اندیشه ها و دیدگاههای پدر را کاری ناشایست محسوب کردیم) موجبات گسترش نحله های گوناگون شعری و در کنار آن نفی گذشتگان را فراهم آورد. تلقی آشفته برخی از شاعران- که در میان آنها شاعران جنجال محور هم حضور داشتند- از بازخوانی آثار گذشتگان و گاهی انتخاب ضعیف ترین اشعار به عنوان نمونه های شعری شاعران بزرگ تاریخ ادب فارسی موجبات تغییر نگرش و حذف نگاه جدی به سنت های ادبی، موجبات منجمد انگاری گذشته گان و مرده پنداری ادب گذشته ما را فراهم آورد و در نتیجه، هر نوع نگاه به آثار کلاسیک در محافل و مجلات آوانگارد ادب معاصر تقبیح شد.
از منظری دیگر می توان گفت تحولات لحظه ای و پی در پی شعر معاصر برگرفته از دو موضوع است: یکی پاسخ به ضرورت های اجتماعی جهان امروز که تحولات ریز و درشتی را در هر لحظه خود، به ثمر می نشاند، دیگر علت این موضوع اما شاید ناشی از فقر نگرشی – فرهنگی ما نسبت به راههای رفته و کارهای به انجام رسیده، گونه ها و سبک های مختلف و در شرایط تاریخی متفاوت آفرینش شعر فارسی است. البته آنچه که به فقر معرفتی بخشی از شاعران امروز دامن می زند حضور نباتی شاعران شبه مدرن و نئوکلاسیکی است که خواسته اند بر پایه های تاریخی شعر کلاسیک فارسی، شعر مدرنی ارائه دهند که بخش کثیری از شعر این شاعران به دلیل عدم حضور حقیقی شاعر در زمانه حیات خود، به وصف یک موقعیت دقیانوسی از مفاهیم معمول انجامیده است. در نتیجه بخش کمّی شعر امروز، برای فرار از قالب تهی کردن، به انکار ضمنی گذشته گان پرداخته و می پردازد.
با این همه شعر و ادبیات کهن و کلاسیک هنوز هم می تواند در صورت بازخوانی دقیق با نگرش جدید و تناقض آمیز بین دو جهان ناهمگن –که از یکی از آنها به عنوان جهان سنگ گورها نام می بریم و آن ، جهان مرده تاریخ است و دیگری جهان زنده متنی و
اتفاقات و دستاوردهای زبانی است- می تواند موجب رکود و یا رشد شعر امروز را فراهم کند. گفتارها و سروده های گذشته را نمی توان در عصری بیگانه با مفاهیم کهن برپایه های بازاندیشی، دوباره آفرید، که اگر این گونه شود جهان مرده تاریخی در شعر امروز چنان نضج می یابد که در نهایت، سرایش و سرودن یک حرکت ناتمام و ابتر خواهد ماند زیرا هنری بدین سان حتی لحظه ای به بینایی و پویایی گره نخواهد خورد، با این همه شعر کلاسیک می تواند مرکز بینایی و نوشتاری ادبیات عصرهای ناهمگون هم باشد، اگر نگاه تاریخی ما به این نوع شگفت، متأخر از نگرش زیبایی شناسانه ما باشد. شعری که مرکزیت بینایی خود را از تاریخ به دنبال می کشد تا عصر دیگرگونه ای را روشن کند، اگر با درک زمانه شاعر همراه شود می تواند یکی از زیباترین گوشه های زنده یک ریشه شگفت را به امروز گره بزند.
شاید بتوان گفت که تلقی های ما از شعر کلاسیک به جهان احساس ما باز می گردد. جهان احساس هر یک از افراد جهان منشور گونه ای است که در آن رنگ های مختلف و حتی متناقض چنان تبلور در هم تنیده ای دارد که مفهوم معاصر بودن بشر با بن مایه های وهم، خیال و تفکری هزار پاره در لایه های تو در تو عجین شده است چنان که در منظر نخست می توان پنداشت که به میزان تلقی های ناهمگون و حتی متناقض بشر از هستی، تاریخ و زیبایی و هنر مفاهیم گوناگونی را برای معاصر بودن می توان برشمرد.
جهان احساس ما به موزاییک هزار پاره ای می ماند که از روزمره گی ها، گرایشات تاریخی، فرهنگی، سیاسی، جغرافیای زیستی، جهان اندیشه، تأثیر سایر کنش گرهای اجتماعی و عقیدتی بر شاعر و... تشکیل شده است. برای درک ریشه های نوین ادب کلاسیک باید علت شناسی حضور، رشد، پویش و نیز کمرنگ شدن و از رونق افتادن نحله های گوناگون شعر و ادب هزاره فارسی را روشن نمود. زیرا ریشه های نوین از منظر شاعران مختلف، متفاوت می نماید. با این همه از آنجا که جهان احساس هر شاعر حتی می تواند مختص فرد شاعر هم نباشد چرا که «روح زمانه» خاصی بر مناسبات فرهنگی ما نمی نشیند (که جهان هریک از ما با ارواح زمانه پیوند هزار لایه ای دارد) نمی توان نوع خاصی از هنر را به عنوان ما به ازای فرهنگی تاریخ ادب فارسی به عنوان آبشخور مرکزی و یا ریشه شعر امروز در نظر گرفت چرا که چشم جهان بین هنرمند امروز، که در خود هم تلسکوپ دارد و هم میکروسکوپ ، نمی تواند چشم بر لایه های بزرگی از شعر فارسی – که در نوع خود تلاش وافر هنرمندان ایرانی برای رشد و تکامل هویت ملی در تندبادهای حوادث گوناگون سیاسی، اجتماعی و
فرهنگی بوده است- ببندد. اما از آنجا که هر نوشتاری – ولو نظم – می تواند معاصر حس و حالتی خاص از هر انسانی در هر عصری باشد، مفهوم معاصر بودن به حس برتر شاعر و مخاطب امروز، که از من برتر او نشأت می گیرد و در آوردگاه گذر کردن و یا ماندن در مرداب اندیشه های عصر کیمیاگری - هر چند با واژه هایی مندرس و زبانی ابتر- می تواند از درون زنده یک اثر کهن، لذت را بر من برتر مخاطب بنشاند . باری معاصر بودن نه در این مفهوم است که یک اثر هنری با معنای بی مایه زبان حال و وصف شرایط من مخاطب همراه باشد که اتفاقاً برعکس هنر معاصر بایستی از معناهای ضمنی و اتفاقات و رویکردهای بی مایگی و میان مایگی مخاطبان عام جدا شده و با دغدغه های مشترک تاریخی بشریت گره بخورد. همانگونه که دیدار و لمس یک کوزه سفالین از هزاره های کهن نه برای استفاده بشر امروز – به جهت کارکردی آن – زیبا و قابل نگهداری است. حتی با با برداشتی این گونه (از هستی پنهان در پس مرگ یک کوزه بی استفاده) می توان ابراز داشت که ما با افول مطلق نوع خاصی از شعر در تاریخ ادب فارسی مواجه نخواهیم شد. این دید در نوع خود با داشتن یک جمله معترضه ، جهت انکار اصل موضوع، شاید محل اشکال شود و آن هم این است که چگونه است که اشعار عصر کشاورزی و فولکلورهای مناطق مختلف در جهان ما حضور پویایی دارند؟ پاسخ به تمام این تناقض ها و اشکالات صوری را می توان در رساله ای با محوریت علت شناسی رکود و دگرگونی نحله های ادبی ، که بی تردید در آن عوامل تاریخی، سیاسی و نیز زایشهای فرهنگی جایگاه ویژه ای خواهد داشت مورد بررسی قرار داد. در این میان اگر منِ برتر مخاطب حرفه ای شعر همراه تحولات به پیش نیاید و ذهن منسجم او همراه با تحولات پی در پی رشد نکند و بارور نشود هم ادبیات از معنا تهی شده است و معاصر بودن به کوچ پی در پی ایلی از شمال به جنوب و باز از جنوب به شمال یک دشت سوخته می ماند.
تهدیدهای دیگری از تاریخ:
بشر نخستین در برابر طبیعت زبون بود پس برای پیروزی در برابر طبیعت از وهم و خیال خود مدد گرفت. اینجا ابتدای هنر او بود که تصاویری را بر دیوار غارها کشید. این خیال و وهم در مسیر زمان در خرافه ها چهره گشود در نتیجه خرافه ها افسانه سرایی کردند و باز هم زبونی بشر نخستین بود که در گذر زمان نخستین اساطیر را زائیدند. از دل این جریانات و اسطوره پردازی ها بود که نیاز بشر در حال تکامل به دین مشخص شد.
از گذشته های دور تا زمانه ما پویاترین و زنده ترین هنرهای پارسی به افسانه ها، خیالات و توهمات گره خورده است و در نتیجه آن، شعر و شاعر پارسی در پیوندی هزار تو با افسانه ها و باورهای بومی و ملی ما پیوند خورده است (خصوصاً اگر این شاعر یا هنرمند افتاده در افسانه – که خود می تواند فایزانه منشاء هزار افسانه و خیال و وهم باشد- دارای اقبال عمومی هم بوده باشد.) ضعف هنر امروز و هنرمند امروز در این رابطه یکی هم این است که افسانه های مانا و مانده تا زمانه ی خود را کمتر ریشه یابی کرده پس در نتیجه قلب تپنده آنها به ندرت هویدا شده است و نیز در اکثر زمانه ها در این افسانه ها علت شناسی تولد و مانایی صورت نپذیرفته است. در نتیجه اگر هنر امروز ما با این افسانه های خام از سویی و از دیگر سو نیز با تعصبات ملی و عشیره ای ما همراه شود، هنر بر جای مانده و گسترش یافته از آن در حقیقت منع حضور هنر اصیل و نیز منع گسترش گونه های متفاوت هنر و اندیشه خواهد بود. تاکنون بارها به دلیل عدم بازخوانی تاریخ شعر فارسی بر پایه های زیبایی شناسی امروز از سویی و زایش فی البداهه گونه جدید از شعر - بدون توجه به ضرورت تاریخی تحول و عدم احساس نیاز در پاسخ به نیازهای تاریخی- از سوی دیگر تلقی نسل های مختلف چنان تحت تأثیر هیمنه هنر مشحون خرافات یا هنر جدید بدون ریشه و تاریخ قرار گرفته که بینش یک یا چند نسل از شاعران فارسی به کوررنگی دچار شده است.
اصالت بینش شاعر امروز دارای دو وجه عمده و مهم است: یکی شامل نگرش به سیر تکامل شعر زبان محور در طول تاریخ است و دیگری که از آن به عنوان ریشه این چشم یاد می شود زیست انسان مدارانه هنرمند رونده در زمانه جهانی خود است.همنشینی و هم نشانی و در هم تنیدگی این دو گونه موجب زنده بودن و حرکت رو به جلو انواع هنر در عصرهای مختلف می شود.
در پاسخ به واکنش آقای خورشید فقیه
به مطلب اعتدال آری، تندروی نه
اندر حکایات تداوم حرکات چریکی و تند
آقای فقیه با ادای احترام به شما به عنوان فردی قلم به دست، ناگزیرم در پاسخ به مطلب اعتدال آری، تندروی نه اینجانب، در دو مقوله تاریخی و سیاست روز مطالبی را عرض نمایم امیدوارم از جاده اعتدال خارج نشده باشم و راه انصاف را پی سپرم.
آقای فقیه چرا سردار بزرگ، امیر کبیر پذیرفت در حاکمیت ناصرالدین شاه وارد شود و با خواهرش ازدواج نماید و چرا بعداً با خانواده شاه برخورد نمود؟ آیا پیوند با شاه نوعی شیوه عملکردی اعتدالی نبوده است که بعداً منجر به تندروی شد؟ و اگر امیر کبیر قصد اصلاحات داشت چرا در درون سیستم شاهنشاهی با گروهها و فرقه های مذهبی مخالف سیاسی برخوردهای قهرآمیز انجام داد ؟ اگر چه با مشی اصلاح طلبانه خود و عدم پذیرش این مشی توسط شاه، مورد حسد حاسدان قرار گرفت و شاه دنبال بهانه ای بود تا او را سر به نیست کند و این بهانه را امیر کبیر به او داد و حتماً جنابعالی که مدعی تاریخ و تاریخ نگاری هستید می دانید که حتی در روز عید امیر کبیر چه پاسخ زننده ای به مادر همسرش داد و اگر نمی دانید به تاریخ نگاه کنید. تا جایی که مهد علیا مادر ناصرالدین شاه کمر به قتل او بست و با آقاخان نوری واپس گرا دست به یکی شد و توطئه عزل و حتی قتل امیر را فراهم آورد.
مصدق هم همین گونه بود با توجه به اصلاحات عمیقی که انجام داد و دست انگلیس را از نفت ایران کوتاه کرد، با ورود به خط قرمزهای همان فردی که پذیرفته بود نخست وزیرش باشد زمینه شکست و انزوای خود را فراهم ساخت به نحوی که هیچگونه عکس العمل بلدوزری در روز 28 مرداد از جانب همان توده ای که مصدق بارها به پشت گرمی آنان دل بسته و سخن گفته بود نشان داده نشد و قداره بندانی چون شعبان جعفری موسوم به بی مخ، حسین گاو کش و اقدس تیغی یکه تاز میدان سیاست 28 مرداد و تعیین کننده وضعیت سیاسی، اجتماعی آن روز شدند و کودتاچیانی همچون زاهدی بر اریکه قدرت سوار شدند.
آقای بازرگان هم که نماد میانه روی و اعتدال مورد اعتراض شما بود، سرانجام و به هر دلیل با هم رزمان خود اختلاف سلیقه پیدا کرد و بالاجبار صحنه سیاست را ترک نمود. اما به شیوه چریکی و جنگ مسلحانه روی نیاورد بلکه سعی کرد در قالب جریانات سیاسی، اندیشه و تفکر خویش را به مردم ارائه نماید.
آقای خاتمی هم که با اکراه کاندیداتوری ریاست جمهوری را پذیرفت و سعی در نهادینه کردن فعالیت های سیاسی، اجتماعی داشت، گام های بلندی هم برداشت و آن روز هم همین اصلاح طلبان به زعم شما واقعی راستگرا (که تهمتی بیشتر نیست) با خاتمی بودند و آقایان پیشرو بعداً به این جریان فکری پیوستند. در جریان مسئولیتش با تندروی های بخشی از اصلاح طلبان موافق نبودند که بعد از آن عدهای با تندروی شعار عبور از خاتمی را مطرح نمودند و از مشی اصلاح طلبانه عدول کردند و بهانه به رقیب دادند تا باعث تقریباً حذف همه اصلاح طلبان شد اما در همین اثنا تعداد زیادی از اصلاح طلبان پیشرو فعلی تکیه بر مدیریتها زده بودند.
اما آقای خورشید فقیه شما ما را متهم به راست و همگرایی با کیهان کردهاید اولاً اصلاح طلبی واقعی در استان بوشهر در مقابل اصلاح طلبان غیر واقعی آورده شده است، نه واقعیت گرایی که کیهان از آن نام برده است. مشی ما مشخص می باشد.
جالب است که شما خواسته یا ناخواسته روی به تهمت و افترا آورده اید. همان مطلبی که خودتان در نوشته هایتان به بدی و زشتی از آن یاد کرده اید.
شما در نوشتههایتان به جبر تاریخ اشاره کرده اید. اتفاقاً نقطه افتراق ما با شما همین جاست. خود شما هم اگر مشی تند روانه قبلی را می خواهید ادامه دهید، باید گروههای چریکی ایجاد نمائید و بلدوزر ها و ارابه ملت به قول هگل را برای ویرانی آماده کنید. البته کدام ملت برای من جای سوال است ؟ آقای فقیه ما از نظر اعتقادی به جبر تاریخ شما معتقد نیستیم. چین شما هم معتقد نیست. شوروی شما هم از هم پاشید. کاسترو هم عملاً تعدیل شد، تا جایی که امروز ناسیونالیست شناخته می شود. چو ئن لای چینی هم رزم مائو هم راه اعتدال در پیش گرفت و تروتسکی انقلابی هم با هم رزم دیرینه خود لنین سر دشمنی برداشت و نفی بلد شد و به آمریکای لاتین پناه برد تا جایی که بدستور لنین و توسط ک – گ – ب کشته شد و وارث لنین آقای استالین هم به دلیل تندروی و انقلابی گری 28 میلیون از مردم فقرزده روس را تنها به اتهام هوادار بورژ وازی یا سلطنت طلبی قتل و عام نمود که در تاریخ انقلاب مارکسیستی خود یک فاجعه تاریخی است.
اما از بین چهار انقلاب از انقلاب فرانسه، آن هم با تسامح و تساهل اشاره کرده اید جهت اطلاع شما در فرانسه حدود 20سال انقلابیون اعم از ژاکوپن ها (تندروان) و ژیروندن ها (میانه رو ها) به جان هم افتادند و ترور سفید را بر پا ساختند که همدیگر را به اسم و بدون هیچ دادگاهی به قتل می رساندند، تا جایی که «رُبس پیر»مرد آهنین انقلاب و«دانتون» موسوم به رعد انقلاب و «مارا» ملقب به دوست مردم در بحبوحهی انقلاب توسط همان گیوتینی که «گردن لویی 16» و «ماری آنِتوآنت» ملکه را قطع کرد، گردن انقلابیون فوق الذکر را هم از تن جدا نمود و جالب تر آن این که توده ی مردم بر جنازه آنها هورا کشیدند و هلهله کردند و بعد از این همه خونریزی و با سقوط«ناپلئون بناپارت» سیاسیون فرانسه از جمهوری چهارم و پنجم به بعد راه اعتدال پیشه کردند.
اکنون هم که ما در مقابل اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) متهم می شویم و شما به دفاع از آنها برخاسته اید حتی در پیشینه نماینده ی اصلاح طلبی که به دنبال اصلاحاتی بوده است که شما از آنها نام برده اید و ما هم به آن اصلاحات اعتقاد داریم و در آینده هم خواهیم داشت قبلاً مشی تندروانه مشاهده میشود که اکنون خود را متعادل میپندارد یعنی مشی آرام اصلاحات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و ما هم معتقدیم که جزم اندیشی تندروانه باعث نابودی کشور خواهد شد.
آقای فقیه جالب تر اینکه بدانید عده ای از آقایانی که اکنون به اصلاح طلبان پیشرو (دولتی) مشهور شده اند، در زمانی که اصلاح طلبان واقعی علم اصلاحات خاتمی را به دوش کشید بودند در دامان راست آرام گرفته بودند. تعجب می کنم که حتی شما چند سال اخیر را هم واکاوی نکرده اید تا در نوشته هایتان از تهمت های ناروا خودداری کنید و اگر بتوان صداقت انقلابی شما را با حسن ظن پذیرفت، اصلاح طلبانی مورد حمایت حضرتعالی و همفکرانتان می باشند، که علی الاصول باید بازمانده رسوبات ایده ئولوژیکی تلقی شوند که شما به آن معترض هستید و نه در جریان تکاملی کمونیسم تاریخی جای گیرند که جبر تاریخی و ارابه ملتی باید بر اجساد و اتلال آنان براند و به اتوپیا (بهشت افلاطونی) و بهتر بگویم به جامعه بی طبقه کارگری مختومه شود، نه اصلاحات رو بنایی و رفورمیستی و من تعجب می کنم چه اتفاقی افتاده است که شما مدافع این جریان شده اید.
به صراحت عرض کنم شما هم اگر برای جان خود به قول خسرو گلسرخی چانه نمی زدید یاراه اعتدال پیشه نمی کردید که کار عاقلانه ای هم بوده و قابل ستایش است باید همچون همرزمان خود همان راه انقلابی را ادامه می دادید و قهرمانانه جان بر سر آرمان خود می نهادید. آیا مطلب غیر از این است که در پناه تساهل و تسامح و مماشات در حکومتی که متضاد با اندیشه شماست گوشه عافیت نشسته اید و تا اندازه ای ریزه خوار سفره انقلاب هم بوده و هستید.
در پایان به عرض شما برسانم ما هیچ گاه تندرویهای طیف مقابل را تأیید نکرده و نمی کنیم و معتقدیم جزم اندیشی و افراط گری در طول تاریخ ضربه های جبران ناپذیری به ملتها زده است و من بحثی برای طیف مقابل ندارم و خودم هم قربانی این افراط گری بوده ام و در انتخابات مجلس هفتم رد صلاحیت شده ام.
از این که به شفافیت خودتان پاسخ دادم عذرخواهی میکنم. امیدوارم رنجیده خاطر نشده باشید؛ چرا که تبادل اندیشه باعث رشد فکری و سیاسی جامعه خواهد شد.
بهای وطن پرستی
اوضاع ناآرام و متشنج پاکستان در واپسین روزهای سال 2007 میلادی موجب ضایعه اسفناک ترور بینظیر بوتو نماد آزادی خواهی و رهبر دگر اندیش حزب مردم گردید. در کشوری که خشم و خشونت، افراطیگری و تظاهر به دینداری تحت تأثیر القائات القاعده، طالبان و هابیون هر روز عمق بیشتری مییافت، چنان واقعهی تکان دهندهای، قابل پیشبینی بود. گروهی به آن جنایت دلخراش متهم هستند که با دیالوگ و منطق دین و سیاست بیگانهاند و تنها به زور اسلحه و قدرت برتر میتوان با آنان سخن گفت. آنها تحت هر نام، کسانی هستند که متأسفانه از دین و دینداران مطیع و خدا ترس و آیین رسولش «ص» به مانند ابزاری برای برون رفت از هر بن بستی سوء استفاده میکنند و تبعات آن را هرگز اهمیت نمیدهند، در چنان مملکتی تنها نظامیان با تکیه بر نیروی رزمی ارتش و توپ و تفنگ قادر هستند مردم را تا حد اعتدال کنترل کنند، وضعیتی که نه در سایه دمکراسی روی میدهد و نه به خاطر تقید و تعهد افراد به دین، زیرا حاکمیت ژنرالها برای آرامش کشور و سرکوب نا آرامی پدید میآید که گرایشهای حزبی در آن کودتاها کمتر به چشم میآید.
تاریخ پاکستان و کودتاهای با سرانجام شاهد این ادعاست، ژنرال؛ "ایوب خان"، با تفکرات سیاسیِ بیشتر زمینه ساز خیز «نمایان» "ذوالفقار علی بوتو" شد که با بیم و امید شهادت و احتیاط راه پر مخاطره ورود به دمکراسی و آزادی را آغاز نمود، ارتش و کودتا مهمترین دغدغه سیاسی او برای پیشبرد آن پروژه بود، بر پایی نظامی آزاد، ارتشی به دور از مسایل سیاسی و خاصه در خدمت نظام و حکومتی پارلمانی که البته متکی بر آراء قبایل و طوایف بود، وی را با نظامیان رو برو کرد و ژنرال "ضیاء الحق" بنیاد گرایی، «وهابی» با کودتایی غیر منتظره بوتو را از مسند قدرت به زیر کشید و به زندان انداخت که در محکمه آن ناعادلانه به مرگ محکوم و اعدام شد. خون ذوالفقار در اتفاقی عجیب چراغ حیات «ضیاء» را خاموش کرد تا نوبت به "نواز شریف" از حزب "مسلم لیگ" رسید و این یکی هم در پس تسویه حساب «شخصی ـ سیاسی» زمام دولت را به ژنرال مشرف سپرد و خود به صورت تبعید به عربستان رفت. در دههی 1980، بینظیر بوتو در رشته جامعه شناسی دانشگاه آکسفورد مشغول به تحصیل بود و در حالی که 34 سال از عمرش میگذشت با وضعیت سخت روحی، روانی و در پس آن همه اتفاقات ناگوار پا به عرصه سیاست نهاد. ملت پاکستان که از عمل بیرحمانه ضیاء ناراضی بودند و عواطف آنان جریحهدار شده بود نسبت به شخص «بینظیر» و خاندان بوتو احساس همدردی و همراهی بیشترین نمودند و همین امر سبب شد تا وی در سال 1988 به صدارت پاکستان برسد. پایههای قدرت بینظیر ساختار قبیلهای داشت لذا میشود از دور رد پای فئودال و اِعمال فشار قومی را در جا به جایی قدرت شاهد بود. اگر حزب مردم روانکاوی شود و درون سیستم رهبری حزب با دقت بررسی گردد،
معادلات غیرسیاسی و سیگنالهای غیر دمکراتیک را میتوان در هرم قدرت حزب زیر سایه نام خاندان بوتو که یکسره به قبایل و طوایف متصل است و به تمایلات نوگرایانه، برای شکستن بن بستهای سیاسی با رعایت عرف جوامع آزاد در رفتار و سیاست بوتو قابل رؤیت بود اما خطاهای سیاسی او و فرصت دادن به افراط گرایان هم از دید کارشناسان دور نماند.
تحلیل گران امور سیاسی با جمعآوری اطلاعات و شرایط کلی پاکستان، برخورد ایدئولوژی مذهبی و سکولاریسم بوتو را اجتناب ناپذیر تفسیر کردند و بر این باور بودند که: بوتو در آنِ واحد نمیتوانست هم آراء مذهبیون و افراطگرایان را داشته باشد و هم میان مردم «عادی» در هیئت یک زن مسلمان دمکرات ظاهر گردد و «تار و پود» فرش سکولار را نقش مردم پسند زند. به هر روی مشرف با پیشنهاد و تمایل غرب حاضر به انجام انتخابات و بازگشت تخت وزیران تبعیدی یعنی «بینظیر و نواز» شد و این اتفاق در حالی صورت گرفت که اولی به همراه شوهرش«زرداری» متهم به فساد مالی بود و شریف به اتهام قتل و شریک برادرش در اختلاس تحت پی گردد قانونی قرار داشتند. پرسش اکثر مردم پاکستان این است که مشرف با کدامین اختیار و مجوز، قانون را فدای مصالحهی سیاسی کرده است؟ جغرافیای انسانی پاکستان صرف نظر از تمرّد و سرپیچی ایلات، ولایات شمالی و زیر دستان همیشه دچار مشکل فرهنگی، سنتی و قبیلهای بوده و اگر گاه به گاه دولت در آن مناطق حضور مییابد به طور موقت است زیرا دولت مرکزی را مانع اهداف خود میبینند و به همین دلیل هم اجازه نمیدهند دولت در آن نواحی اقدامات تأمینی، عمرانی و یا فرهنگی نماید.
توجه دولت به نقاط مهم شهری، تأثیر گذاری شهرهای عمده و دوری مناطق مذکور از پایتخت سبب شده تا آن ولایات به دور از حوزهی امنیتی و سیاسی کشور، امروز پناهگاهی امن برای القاعده، طالبان و گروههای ترور و وحشت باشد. به هر روی اطلاعات و اخباری که از پاکستان میرسد نگران کننده است، عدم ثبات امنیتی، سیاسی، و اجتماعی اعمال آزادانه گروههای مرگ و ارعاب نشان میدهند که سونامی سیاسی پاکستان در راه است و آن کشور روزهای سخت و غمباری را پیش روی خواهد داشت.
روابط هلندیها با خلیجفارس
نوشته : ویلم فلور قسمت بیست و هفتم
واکنشهای آمستردام و باتاویا
مدیران هفده نفره واک تنها شش ماه بعد از سقوط خارگ راجع به این مصیبت از طریق حلب، اطلاع یافتند. به رغم اینکه باتاویا هنوز این خبر را تایید نکرده بود، معالوصف آنها راجع به آن تردید نکردند. به دلیل اینکه آنها هرگز با تأسیس تشکیلات خارگ موافق نبودند، بنابراین این واقعهی ناگوار برایشان غیرقابل پذیرش بود. مدیران هفده نفره معترض بودند که ای کاش شورای اجرایی واک در باتاویا، دستورات آنها را اجرا کرده بود.145 اطلاعاتی که مدیران هفده نفره در سال 1768 دریافت کردند ناقص تلقی میگردید. در آن موقع تحقیق و بررسی راجع به این موضوع دشوارتر شده بود، زیرا شاهدان مهمی چون بوشمن و ناخداهای دو فروند شناور، روی در نقاب خاک کشیده بودند. بنابراین، مدیران هفده نفره تمام حواس خود را بر روی هوتینگ متمرکز کردند که راجع به تصمیمهای او تردیدهای زیادی داشتند. آنها شگفتزده بودند که شورای اجرایی واک در باتاویا هوتینگ را در سال 1767 از هرگونه خلافکاری تبرئه کرده بودند. بنا به گفتهی مدیران هفده نفره پیاده شدن نیرو در خارگو نسنجیده پذیرفته شده و با شلختگی به اجرا در آمده است، لذا آنها خواستار اطلاعات بیشتری بودند.146
شورای اجرایی واک در باتاویا دچار سر درگمی شده بود، زیرا اطلاعات خاص و گزینشی ـ آن هم با کندی و بی هیچ تحرک ـ به مدیران هفده نفره میداد و همهی مقامات مهمی که در این واقعهی ناگوار دخالت داشتند، کم و بیش بیگناه می شمرد. ممکن است کسی بگوید که بوشمن مدتها بیمار بود و آنگاه درگذشت، اما دو نفر ناخدا شناورها در دسترس بودند که شهادتشان با شهادت هوتینگ مغایرت داشت. این رویدادها شورای اجرایی واک را سراسیمه کرده بود. آنها بر خلاف میل مدیران هفده نفره تصمیم گرفتند که تشکیلات خارگ به فعالیت خود ادامه دهد. گذشته از این نامهی هوتینگ که در بوشهر و گاله (سیلان) در سال 1776 نوشته شده بود در سال 1770 به باتاویا رسید. به رغم اینکه هوتینگ از سال 1768 در باتاویا به سر میبرد، معالوصف آنها از این تأخیر استفاده کردند تا نشان دهند که به چه دلیل قادر به اتخاذ تصمیم نبودهاند. نظر به اینکه بوشمن، کرنلیزن و دوپری در سال 1767 از دنیا رفته بودند؛ لذا شورای اجرایی واک در 24 ژوییه 1771 تصمیم گرفت که نمیتواند از تصمیمات هوتینگ ایراد بگیرد. بنابراین شورا بر آن شد تا خسارات و ضایعات وارده را سوخته تلقی کند. مدیران هفده نفره نیز جز پذیرش آن کاری از دستشان برنمیآمد، زیرا آنها هم نمیتوانستند مقصری پیدا کنند.147
مرگ میرمهنا
در این اثنا، میرمهنا با خیال راحت از رؤیای ماجراجویانهی خود لذت میبرد: او از ثروتی بیکران و قدرتمندترین قلعه در خلیج فارس برخوردار شده بود. میرمهنا به دلیل اینکه از حملهی هلندیها میترسید آذوقه و خوار و بار زیادی ذخیره کرده و حالت آمادهباش دفاعی در خارگ، برقرار کرده بود.
افزون بر این، او میکوشید نظم و انضباط به شیوهی اروپاییها، در میان سربازان خود به وجود آورد. علیرغم این اقدامات، پیرال، کنسول فرانسه در بصره چندان تحت تأثیر آن قرار نمیگرفت. لذا او به کنسول هلند در حلب نوشت که یک فروند شناور بزرگ جنگی طی شش ساعت گلولهباران قدرت میرمهنا را در هم خواهد کوبید که به بازپسگیری خارگ خواهد انجامید.148
بعد از اینکه یکی از امرای کریمخان، ریگ و گناوه را در سال 1766 مورد حمله قرار داد، خان زند کوشید ایک را قانع کند تا به قوای او کمک دریایی رساند. مذاکرات بین کریم خان و ایک، به علت اختلاف نظرهایی که بین انگلیسیها وجود داشت، به درازا کشید. زیرا انگلیسیها نه تنها خواستار تملک جزیرهی خارگ بودند بلکه برای دریافت خسارت از شیخ سلمان، رئیس قبیله بنوکعب ـ که با او در حال جنگ بودند ـ کمک و یاری کریمخان را نیز میطلبیدند. به رغم اینکه آنها اساساً به توافقی دست یافته بودند، با وجود این نماینده ایک در بصره بنا به دلایل شخصی آن را نمیپذیرفت. با همه اینها، بدیهی بود که ایک میبایست دیر یا زود با کریمخان به توافق برسد، زیرا ایک برای حل و فصل مناقشات خود با شیخ سلمان به همکاری کریم خان نیاز داشت و این در حالی بود که کریمخان هم برای پایان دادن به مداخلات میرمهنا در تجارت خلیجفارس به قوه بحریه انگلستان احتیاج داشت. زیرا در سال 1767 میرمهنا مایهی عذاب خلیج فارس شده بود، بهخصوص بوشهر و بصره از این بلیه صدمه میدیدند. او در این بخش از خلیجفارس تردد کلیهی کشتیها را کنترل میکرد و از شناورهایی که در این آبراه عبور میکردند عوارض میگرفت. در سال 1767 او حتا بدین طریق بخش متنابهی از قهوهای که وارد بصره میگردید تصرف میکرد. میرمهنا قهوه را با نرخ پایینتری میخرید و در قبال آن شکر را با نرخ بالاتری به صاحبان قهوه میفروخت. نتیجهی این اقدام او این بود که قهوه در بصره نایاب گردید و قیمت آن 100 درصد افزایش یافت. علاوه بر این میرمهنا از تجار نگون