ایرانجوان بوشهر فوتبال بوشهر به خوزستان دیکته کرد
ایرانجوان بوشهر 3 دیهیم اهواز 1
گلها علیرضا امین 42و 83 علیرضا درویشی (ایرانجوان ) 71 اکبر زاده ( دیهیم )
4 بهمن ماه 86 از سری مسابقات لیگ دسته دوم کشور در ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر نماینده استان ایرانجوان بوشهر توانست با یک بازی طوفانی با گلهای امین ودرویشی بر دیهیم اهواز غلبه کند در این بازی که از سوی تماشاگران استقبال خوبی نشده بود شاگرادن سرهنگ حمید معماری با یک بازی دیدنی توانستند فوتبال بوشهر را به خوزستان دیکته کنند . علیرضا درویشی کاپیتان با تجربه ایرانجوان ستاره برتر این دیدار بود. در بین نیمه اول از پیشکسوت قدیمی ایرانجوان آقای وزیری که اکنون ساکن سوئد می باشد توسط مدیر کل تربیت بدنی حسین وردیانی و رئیس هیات فوتبال استان محمد دوانی تجلیل به عمل آمد.
فرماندار بوشهر از مصاحبه مطبوعاتی صرفنظر کرد
شنیده شده است فرماندار بوشهر که قرار بود در روز سه شنبه در خانه مطبوعات مصاحبه مطبوعاتی برگزار نماید . بدلایلی ازان صرفنظر کرد . گفته می شود وی به دلیل دیدار با استاندار از این مصاحبه خود داری نموده است. شنیدنیها حاکی است درزمان تعیین شده برای مصاحبه وی در استانداری حضور نداشته است.
دکتر لیراوی .دکتر هوشنگی .دکتر جمهیری .شیخ سقا از اصلاح طلبان تایید شدند.
شنیده شده است در حوزه انتخابیه بوشهر .گناوه. دیلم تعدادی از اصلاح طلبان تایید شده اند شنیدها حاکی است دکتر عباس لیراوی .دکتر محمد باقر هوشنگی . دکتر جمهیری. نعمت الله شیخ سقا از اصلاح طلبان استان بوشهر برای حوزه انتخابیه بوشهر گناوه ودیلم تایید صلاحیت شده اند. همچنین در حوزه انتخابیه دشتی وتنگستان اقایان پورفاطمی .حیدرزاده .تاچ الدین . در حوزه انتخابیه دشتستان اقای اسکندری . در حوزه انتخابیه دیر وکنگان اقایان مجید کنگانی .اکسیر .علی ایاز. از اصلاح طلبان تایید شده اند.
اعلام حمایت انجمن بوشهریهای مقیم تهران از فعالیت ها و تلاش های دکترسید عبدالجلیل رضوی
در جلسه بهمن ماه انجمن بوشهریهای مقیم تهران این ماه ، که مطابق همیشه در اولین دوشنبه اول هر ماه برگزار می گردد ، سخنرانان به بحث و بررسی مطالب مختلف پرداختند .از جمله مسائل مطرح شده قابل توجه ، صحبتهای آقای فرزان اسدی بود که به بررسی موضوعات رخ داده در یک ماه اخیر استان پرداختند و با توجه به فعالیت های چشمگیر آقای دکتر سید عبدالجلیل رضوی به عنوان مدیر عامل پارس جنوبی و نقش ایشان در حمایت از فعالیت های فرهنگی و ورزشی از جمله اطلاع رسانی و آگهی های درج شده در نشریات استانی ، حمایت از رشته های مختلف ورزشی و حضور در رده های بالای لیگ بعضی از رشته ها ، خواهان حمایت همه جانبه مردم استان از این نیروی فعال و پویا شد ، اسدی همچنین گفت که به نظر من آقای رضوی حتی اگر در سمت وزیر نفت و یا معاون ایشان هم حضور داشته باشد نمی تواند به این اندازه که اکنون برای استان بوشهر مفید است ، مفید باشد .
حاضرین درجلسه نیز با توجه به فعالیت این نیروی بومی حمایت خود را از فعالیت های مثبت ایشان در استان بوشهر و همچنین اثرات مثبت فعالیت های ایشان در زمینه اشاعه فرهنگ اعلام نمودند ،
سپس آقای علوی رئیس انجمن بوشهریهای مقیم تهران به ایراد سخن پرداختند که ایشان نیز ضمن تشکر از فعالیت های موثر و مثبت آقای دکترسید عبداجلیل رضوی اعلام داشتند ، ما از هر فرد هم استانی که برای استان کار مثبتی انجام دهد حمایت خواهیم کرد ، وی افزود : آقای رضوی بوشهری است ، پستی هم دارد ، بیاید در جلسات ما شرکت نماید ، تا حالا چندین بار از ایشان تقاضا کرده ایم و ایشان تشریف نیاورده اند .
آقای علوی گفت: البته گلایه ای هم از آقای رضوی داریم و آن اینکه در جلسه ای با ایشان رفتیم و خواهان کمک برای تهیه مکانی جهت انجمن بوشهریهای مقیم تهران شدیم که ایشان گفتند شما زمین را بگیرید ، کمک را ما انجام می دهیم برای ساخت، آقا این یعنی سنگ بزرگ نشانه نزدن است!! ، شما بیائید زمین بگیرید ، به هر شکل ممکن ما آنرا می سازیم ، به خدا برای استان بوشهر زشت است که ما برای برگزاری مراسم محرم برویم و در پارکینگ منزل یک فرد خیر خوزستانی مراسم سنج و دمام را اجرا نمائیم ، چرا استان بوشهر نباید خودش به مانند دیگر استان ها برای خودش یک جایگاه نداشته باشد؟ وجود جایگاه به چه میزان می تواند در اشاعه فرهنگ بوشهر نقش داشته باشد ؟
وی در پایان ضمن اعلام حمایت مجدد از ایشان خواستار حمایت همه جانبه از ایشان به جهت پیشبرد بیشتر و بهتر امور شد .
2-
بررسی ونقد کتاب هنرمند بوشهری در حسینیه ارشاد تهران
جلسه نقد و بررسی کتاب " اهل ماتم" آئین ها و سوگواری های مردم استان بوشهر نوشته محسن شریفیان
چهار شنبه 3/11/86 در تالار شریعتی حسینیه ارشاد تهران از ساعت 16الی 18 برگزار می گردد .
خبر خوش و ضیافت شام استاندار بوشهر
طبق اظهار افراشته استاندار بوشهر که دی ماه گذشته در جلسه انجمن بوشهریهای مقیم تهران برگزار شد ، بوشهریهای مقیم تهران بهمراه خانواده در ضیافت شام استاندار بوشهر در جلسه بعدی این انجمن شرکت خواهند نمود ، مکان این ضیافت طبق گفته استاندار بوشهر ، سالن وزارت کشور و یا سالن همایشهای بین المللی صدا وسیما می باشد ، همچنین خبر خوشی را که استاندار بوشهر اعلام نمودند این بود که ، تا قبل ازبرگزاری این جلسه مشکل مکان برای انجمن بوشهری های مقیم تهران را حل خواهند نمود ، که این مسئله موجی از خوشحالی را در بین اعضا این انجمن به همراه داشته است
موج ردصلاحیت در دوحوزه انتخابیه بوشهر. گناوه ودیلم و دشتستان
شنیده شده است در حوزه انتخابیه استان بوشهر رد صلاحیت گستردهای انجام شده است . گفته می شود تعدادی از کاندیداهای مطرح در حوزه انتخابیه بوشهر . گناوه ودیلم وهمچنین در حوزه انتخابیه دشتستان رد صلاحیت شده اند. شنیدنیها حاکی است از 13 نفر ثبت نامی در حوزه دشتستان 7 نفر ردصلاحیت شده ودر بیش از 10نفر در حوزه بوشهر .گناوه ودیلم نیز ردصلاحیت شده اند.در 2 حوزه دیر وکنگان .همچنین حوزه دشتی و تنگستان کم ترین ردصلاحیت را داشته است.
کاندیدای اصلاح طلبان بوشهر؛ جمهیری و باغملایی تایید شدند، بقیه رد سشنبه, 22.01.2008, 08:25am (GMT)
رد صلاحیت آتشی، قائدزاده و علی احمدی خلیج فارس: خبرها حاکی از آن است که جمهیری و محمدی باغملایی دو تن از نامزدهای اصلاح طلبان در هیات اجرایی بوشهر تایید صلاحیت شده است، اما صلاحیت دیگر نامزدهای اصلاح طلبان رد شده است.خبر می رسد صلاحیت آقایان قائدزاده، احمدی، آتشی و بختیاری آزاد رد شده است
مدیرمسئول هفته نامه نصیر بوشهر در پاسخ به مطلب تحت عنوان "اصلاح طلبی ما پیشکش دوستان" از افاضات "رضا معتمد"
ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان
مدیرمسئول هفته نامه نصیر بوشهر در پاسخ به مطلب تحت عنوان "اصلاح طلبی ما پیشکش دوستان" از افاضات "رضا معتمد"
ما را به خیر تو امید نیست، شر مرسان
پس از انتشار مقاله "نقدی بر گفتار و رفتار اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر" در هفته نوشت نصیر بوشهر شماره 428 آقای رضا معتمد مدیر مسئول محترم پیغام با عصبانیت تمام و با توجه به اخلاق روزنامهنگاری ادعایی خود اقدام به درج جوابیهای تحت عنوان "اصلاحطلبی ما پیشکش دوستان" در نشریهاش پیغام نمود. نصیر بوشهر نیز از اخلاق روزنامهنگاری وی الگو گرفته و توضیحات خود را جهت اطلاع آقای معتمد و خوانندگان عرضه میدارد:
1ـ آقای معتمد پس از ذکر تعابیر و اصطلاحات توهینآمیز و تهمتزا مینویسد: "نکاتی که نوشته شد، صرفاً از منظر اخلاق روزنامهنگاری و انطباق گفتهها و نوشتهها با مشی عملی افراد است"
با توجه به این دو خصیصه ی توصیه شده، مطلب ایشان مورد کنکاش و بررسی قرار داده میشود.
2ـ در کلاس درس اخلاق روزنامهنگاری ایشان میآموزیم اگر نقدی در نشریهای چاپ شد اجازه داریم در نشریه خودمان بدون اینکه تمام مطلب مورد نظر را چاپ نماییم، به پاسخ آن بپردازیم.
3ـ اخلاق روزنامهنگاری آقای معتمد حکم میکند به جای پاسخ به موارد مطرح شده در نقد باید به شخصیت منتقد پرداخت و با دروغ و ابهامآفرینی گذشته ی منتقد را مورد حمله قرار داد و او را سر جایش نشاند تا کسی و شخصی دیگر هوس نقد و انتقاد از ما، حزب ما و ائتلاف ما نداشته باشد.
4ـ وی عملاً معتقد است که نقد و انتقاد خوب است البته نه برای همه کس. فقط ایشان و دوستان ایشان این حق را دارند که به انتقاد از عملکرد دیگران بپردازند و لاغیر!
5ـ آقای معتمد در نوشتهاش اصلاحات را توضیح داده و معیارها و رفتارهای خود را با آن منطبق کرده است. بخوانید:
"خود انتقادی، شفافیت، صداقت و پرهیز از رفتارهای دوگانه، حفظ حرمت و آبروی اشخاص و رعایت حقوق شهروندی آنان، اعتقاد به تکثر و به رسمیت شناختن صداها و سلیقههای مختلف حتی در میان طیفهای همسو، اعتدال، رعایت انصاف در برخورد با دیگران به ویژه مخالفان از معیارهای رفتار و عمل اصلاحطلبانه است"!
"خودانتقادی" ایشان را در واکنش به نقد مدیر مسئول نصیر بوشهر و سرازیر نمودن القابِ بر چسبزن، تهمتپران و انگ چسبان مغرور و بیانصاف دیدیم.
"شفافیت و صداقت" وی را در چگونگی فروش نشریه ی پیغام و سپس پشیمانی و چگونگی رفتار و برخورد با بازپرداخت پول فروش پیغام نظاره کردیم. "پرهیز از رفتارهای دوگانهاش" را در مورد دوستان و مخالفانش میبینیم، "حفظ حرمت و آبروی اشخاص" را در برخورد با مرحوم رضائیان، اعضای شورای سوم شهر بوشهر، دکتر پولادی مدیر کل ارشاد، اکسیر فرماندار سابق دشتستان، مرادی معاون سیاسی استانداری و صابری مدیر مسئول اتحاد جنوب متوجه شدیم. "اعتقاد به تکثر و به رسمیت شناختن صداها و سلیقههای مختلف حتی در میان طیف همسو" را در واکنش به تشکیل ستاد اصلاحطلبان مردمی و نشست اصلاحطلبان واقعی مشاهده کردیم. "رعایت انصاف در برخورد با دیگران به ویژه مخالفان" را در برخورد با اعضای شورای شهر بوشهر، قدرت رحیمی، صابری و مدیر مسئول نصیر بوشهر نظاره کردیم.
6ـ آقای معتمد، منتقدان شیوه تشکیل اصلاحطلبان پیشرو را با اصطلاحات برچسبزن، تهمتپران، انگچسبان متکبر، مغرور، بیانصاف و ... مورد حمله قرار داده و به جای پاسخ به موارد مطروحه در مطلب انتقادی با ابهامات کلی بدون طرح مصادیق دقیق تهمت و توهین در شمارههای نشریه به ستون شنیدنیهای آن هجوم آورده است.
آقای معتمد عزیز، مگر در مطلب "نقدی بر گفتار و رفتار ستاد اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر" چه چیزی نوشته شده بود که شما را به خشم آورده و مجبور نموده با این اصطلاحات پاسخ دهید؟ آیا شخصی (چه اصلاحطلب و غیر آن) حق ندارد بر ائتلاف یاران شما نقدی بنویسد و روشها و شیوههای تشکیل ستادتان را نقد کند و هر کس مرتکب این عمل شد به جای پرداختن به موارد مطرح شده و عنوان نمودن مصادیق تهمت و توهین در نقد مزبور، پدری از منتقد باید درآورد که دیگر کسی به خودش اجازه نزدیک شدن به آقای معتمد و دوستانش ندهد. آقای معتمد "رعایت انصاف در برخورد با دیگران و به ویژه مخالفان" شما مستوجب چنین پاسخی است. آقای محترم، نقدی به درست یا به غلط نوشته شده است، جوابیه و پاسخ نقد را بدهید. آیا موارد ذکر شده در آن نقد صحیح است یا خیر؟ آیا خود و دوستانتان در روش و شیوه تشکیل ائتلاف به درستی عمل کردهاید یا خیر؟ آیا افرادی در ستاد ائتلافی شما هر جلسه با نام یک گروه شرکت کردهاند یا خیر؟ آیا برای انحلال (به قول شما از حد نصاب گذراندن) انجمن اسلامی معلمان، رییس سابق سازمان آموزش و پرورش استان و عضو تشکیل دهنده ستاد دست به نوشتن استعفاءنامه ی جعلی زده است یا خیر؟! آیا به دروغ در بیانیه ی اولیه ستاد، اسم سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی آورده شده است یا خیر؟! کدامیک از موارد فوقالذکر تهمت و توهین محسوب میشود که اینگونه به دیگران تهمت برچسبزن، تهمتپران، متکبر، مغرور و بیانصاف میزنید؟!
7ـ آقای معتمد که برای پاسخ دادن خود، عاجز از آوردن موارد و مصادیق تهمت و توهین در نقد نصیر بوشهر میباشد مجبور میشود خود را وکیل مدافع دیگران کرده و عملکرد خود را در مورد آنان فراموش کرده، مواردی ذکر میکند، در حالی که هم حزبیهای مشارکتی ایشان در "سایت امروز" نمایندگان مجلس دوره هفتم را "راه یافته" مینامند به اصطلاح "رهیافته" در نصیر بوشهر اشاره کرده است. لقب "پروفسور" را این نشریه پیغام بوده که به سید حسن موسوی داده و او را به قول خودش مسخره کرده و حالا از لقب "دکتر" که نصیر بوشهر به وی داده انتقاد نموده است.
8ـ آیا اخلاق روزنامهنگاری به آقای معتمد این اجازه را میدهد که دروغ بنویسد و سپس بر اساس آن دروغ سؤال طرح نماید. بخوانید:
"آقای لاوری و دوستانش دچار تناقض شدهاند. از طرفی زیر نام اعضای ستاد خاتمی و کروبی گرد میآیند و از سویی ائتلاف جداگانه با نام واقعی تشکیل میدهند. معلوم نیست ائتلاف اصلاحطلبان واقعی از چه ساختاری برخوردار است؟ زیرا هر کس با الفبای سیاست آشنا باشد. میداند ائتلاف انتخاباتی از مجموعهای از احزاب و تشکلهای سیاسی همسو به وجود میآید" پیغام شماره 467.
آقای معتمد براساس ذهنیات پیش ساخته خویش و به دروغ بدون اینکه خبر انتشار نشست و قطعنامه آن را دقیقاً بخواند به تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان واقعی اشاره کرده است. عین تیتر 1 نصیر 427 را بخوانید و قضاوت کنید:
"اولین نشست بزرگ اصلاحطلبان واقعی استان"
در قطعنامه نیز در هیچ بندی به اصطلاح "ائتلاف" و یا "تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان واقعی" اشاره نشده است.
و اما دروغی دیگر؛ معتمد نوشته است: " این شمایید که در قطعنامهتان از آنان خواستهاید ائتلاف خود را منحل کرده به شما بپیوندند."
اما قطعنامه را بخوانید: "بیانیه نشست خود را به عنوان منادیان جلوگیری از تفرقه اصلاحطلبان به شرح زیر اعلان میداریم.
بند 7 قطعنامه ـ همچنین ما نگرانی خود را به نحوه تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان استان و اصلاحطلبان مردمی که با اعلامیههای جداگانه اعلام موجودیت کرده اعلام میداریم و اعتقاد داریم هسته اصلی ائتلاف با یک نام باید ترکیبی از نیروهای اصلاحطلب در مرکز استان و شهرستانهای تابع باشند" نصیر بوشهر شماره 427
از آقای معتمد منادی اخلاق روزنامهنگاری تقاضا داریم پاسخ دهند! در کجای قطعنامه از تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان واقعی خبری آمده است؟ آیا جمعی از اعضای ستادهای آقای خاتمی و کروبی در استان بوشهر حق ندارند نشستی برگزار نمایند. آیا حق ندارند اعضای ستادها بر نشست خود نام "اصلاحطلبان واقعی" بگذارند و نگرانی خود را از عملکرد ستادهای اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) و اصلاحطلبان مردمی ابراز کنند و آنها را دعوت به وحدت نمایند. آقای معتمد؛ شما که معتقد به تکثر و رعایت انصاف در برخورد با دیگران و به ویژه مخالفان هستید باید اینگونه به دروغ متوسل شوید؟
چه کسی از شما و ائتلافتان خواسته ائتلاف خود را منحل کرده و به آنان بپیوندید. در کجای قطعنامه چنین مطلبی آورده شده است؟ آیا از اینکه نگرانی خود را نسبت به نحوه تشکیل ائتلاف ابراز کرده و همچنین پیشنهاد وحدت بین شما داده شده مقصود به ما پیوستن است؟
9ـ اما اصطلاح "واقعی" که اینقدر دوستان را برآشفته و عصبانی نموده و به تهمتزنی و توهین روی آورده و حتی تجمع غیر مردمی بر آن نام نهاده و آن را کارکردی منفعتطلبانه دانستهاند. بخوانید:
"آقای لاوری و دوستانشان دچار تناقض شدهاند. از طرفی زیر نام اعضای ستاد خاتمی و کروبی گرد میآیند و از سویی ائتلاف جداگانه با نام"واقعی" (و در معنی غیرواقعی و تقلبی بودن دیگر ائتلافها) تشکیل میدهند" پیغام شماره 467
الف ـ عالمان منطق معتقدند که "اثبات شی نفی ما عدا نمیکند". یعنی اثبات چیزی نفی چیزی را باعث نمیشود. یعنی اصلاحطلب خواندن دلیلی بر اصولگرا بودن دیگران نیست یا واقعی بودن یک باور دلیلی بر غیرواقعی بودن باور دیگران نیست. متأسفانه آقای معتمد بدون توجه به این قاعده منطقی به توجیهات و تحلیلهای غیر منطقی روی آورده است.
ب ـ بر پایه استدلال آقای معتمد آیا ائتلاف اصلاحطلبان استان بوشهر یعنی اینکه کسانی که در ائتلاف اند و در جلسات آنها شرکت میکنند اصلاحطلبند و دیگران که در این جلسات نیستند غیر اصلاحطلب و اصولگرایند؟ آیا گروههای اصلاحطلبی همچون اعتماد ملی، انجمن اسلامی معلمان استان، انجمن اسلامی مهندسان استان، مجمع نیروهای خط امام استان، سازمان ادوار تحکیم استان، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که عضو ائتلاف استان بوشهر نیستند و در آن نمایندهای ندارند اصلاحطلب نیستند؟
ج ـ آقای معتمد حتی اگر منطق شما را بپذیریم، چرا اصطلاح "واقعی" را در مقابل آرمانی معنی نمیکنید و همیشه نکات منفی مسئله را در نظر میگیرید؟ اصلاحطلبان واقعی را میشود به معنی در نظر گرفتن واقعیات جامعه معنی کنید و در مقابل آرمانگرایی تفسیر نمایید.
10 ـ پیغام در پاسخ به مطلب نصیر نوشته است:
«در این سالها هر مدیری از دوستان وی و یا خویشاوندانش بوده است هر چند در کار مدیریتی ضعیف هم بوده باشد از تیغ نقد و انتقاد و توهین مصون مانده است. اگر چنین نیست آقای لاوری تنها یک نمونه از انتقادهایش را نسبت به یکی از مدیران همسو با خودش در نشریه نصیر مثال بزند»
الفـ متأسفانه آقای معتمد عمداً خود را به فراموشی زده یا براساس عدم مطالعه نصیر بوشهر یا بدون توجه به واقعیات برای محکوم نمودن طرف مقابل مطالب کذب می نویسد. آقای معتمد به راستی وجدان خود را قاضی کنید. چه شده است و چه چیزی شما را از مطالعه نقدی بر گفتار و رفتار ستاد اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر به این روز انداخته است؟! آیا نصیر باید قبل از نوشتن هر مطلبی ابتدا دوست، قوم و خویشان خود را نقد کند سپس به نقد دیگران بپردازد؟!
ب ـ لابد آقای معتمد هر هفته در نشریهاش "پیغام" به نقد و انتقاد از دوستان و خویشاوندانش میپردازد و توقع و انتظار دارد نشریات دیگر نیز چنین اقدامی انجام دهند؟
ج ـ با بررسی آرشیو نصیر بوشهر موارد زیادی از مقاله و مطلب علیه دوستان و اقوام مدیر مسئول نصیر بوشهر میتوان مشاهده کرد. سه مقاله آقای فرشید جاناحمدیان در زمان مدیرکلی آقای پولادی ریشهری در ارشاد در سال 84 با تیترهای (1) فارنهایت 1984 در شماره 326، (2) در حاشیه برگزاری نمایشگاه کتاب در شماره 293، (3) پاسخ به ارشاد در شماره 295، (4) مقاله آقای حاج خلیل مرادزاده علیه آقای حاج بهرام نکیسا، (5) مقاله آقای امید غضنفر در انتقاد به صدا و سیما در دوره ی مدیریت قبلی آقای منصور لاوری و همین مقاله اخیر آقای خورشید فقیه در نقد مقاله آقای قدرت ا... رحیمی و مطالب آقایان اسماعیل جعفری و حمید مؤذنی علیه مطلب آقای امید غضنفر از اعضای هیأت تحریریه ی نصیر، از نمونههای انتقادهای چاپ شده ی موردنظر آقای معتمد میباشد.
دـ آقای معتمد با این ادعا (نقد و انتقاد از دوستان، قوم و خویشان) پاسخ دهند در زمانی که آموزش و پرورش استان در دست دوستان شما آقایان زرینفر، عمادی و بختیاریآزاد بود و با لطف آنان منافع مادی سرشاری از گرفتن آگهی و چاپ کتاب نصیب شما میشد چقدر نقد و انتقاد علیه آنان نوشتهاید؟ در چند شماره نشریه پیغام بدون توجه به آن منافع اقدام به نقد علیه این افراد کردید؟ لابد آنان هیچگونه انتقادی نداشتند و ایدهآلترین و مطلوبترین و بدون انتقادترین مدیران استان بودهاند؟!!
ذ ـ آقای معتمد نه تنها از قوم و خویشان و دوستانش انتقاد نمیکند بلکه هر کس از دوست، اقوام و بستگانش انتقادی کند برافروخته شده و با عصبانیت نشریهاش را علیه شخص منتقد بسیج میکند. نمونههای بسیاری میتوان نام برد. انتقاد نشریه اتحاد جنوب از رییس شورای شهر دالکی از بستگان وی و پاسخهای نامبرده علیه اتحاد جنوب، فرماندار وقت دشتستان، معاون سیاسی استاندار در دفاع از اقوامش در دالکی گویای آن است.
11ـ مدیر مسئول پیغام در حالی که در طنزهایش بدترین تعابیر و اصطلاحات را علیه عطارزاده، نصرا.. اسدی، محمدی باغملائی، خانم ماحوزی به کار میبرد، خودش را در جایگاه معلم اخلاق روزنامهنگاری قرار داده و ادعا مینماید که از لقب "ره یافته" برای عطارزاده ناراضی است. از آقای معتمد عضو جبهه مشارکت سؤال میشود اولین کسانی که لقب "راه یافته" را به نمایندگان مجلس هفتم دادند چه کسانی بودند؟ چه کسانی در "سایت امروز" متعلق به اعضای مشارکت، مکرراً نمایندگان مجلس را "راهیافته" مینامند؟ آیا تاکنون نارضایتی و مخالفت خود را با این رفتار دوستان هم حزبی در نشریهتان بروز دادهاید؟ آیا تلویحاً با استفاده از این اصطلاح در طنز "ذکر مولانا شکرا.. عطارزاده" در شماره 446 پیغام خوشنودی خویش را بیان نکردهاید؟ و حالا برای محکومیت منتقد از آن استفاده کردهاید؟ آیا به کار بردن اصطلاح "ناجوانمردانه" در برخورد با دیگران منصفانه است یا خیر؟ آیا مورد خطاب قرار دادن دکتر پولادی ریشهری مدیر کل سابق ارشاد با لفظ "ناجوانمردانه" مشمول اخلاق روزنامهنگاری میگردد یا خیر؟ آیا به کار بردن اصطلاح "پروفسور" برای سید حسن موسوی برای استهزا کردن نیست؟ آیا فراموش کرده یا خود را به فراموشی زدهاید که نشریه پیغام اصطلاح "پروفسور" را به سید حسن موسوی داد؟
12ـ آقای معتمد با عبارت و تعابیر کلی، مبهم و بدون ارائه مصادیق نسبتهایی را به نگارنده داده است، بخوانید:
"آقای لاوری در کار سیاست و روزنامهنگاری همه چیز را برای خود و حلقه محدود دوستانش میخواهد. از فردای انتخابات ریاست جمهوری هشتم کینه همه را به دل گرفته است که چرا زیر چتر ستاد کروبی جمع نشدهاند..."
آقای معتمد پاسخ دهند "کینه ی همه را به دل گرفته است" و "همه چیز را برای خود میخواهد" را با استدلال و موارد مشخص و معین بیاورند. مصادیق "کینه همه"، و "خواستن همه چیز برای خود" توسط مدیر مسئول نصیر بوشهر را بیاورید و ثابت کنید والا کلی بافی و ابهام بافی مشکلی را حل نمیکند. با این منطق آیا میپذیرید مواردی را به شما نسبت دهند و بگویند آقای معتمد نیز همه احزاب و گروهها را برای خودش میخواهد. همه ی رؤسای ادارات و سازمان را برای دوستان خودش میخواهد تا بتوانند منافع مادی آن را به راحتی تصاحب نماید؟
برادر عزیز ما نه تنها کینه شخص و اشخاص را به دل نگرفتهایم بلکه با اکثر دوستان طرفدار معین و دیگر کاندیداها دوست و رفیق هستیم. مدیر مسئول نصیر بوشهر نه تنها کینهای از طرفداران معین و حتی احمدینژاد ندارد بلکه به خاطر چاپ مطلب رییس ستاد انتخاباتی معین در شهرستان جم و ریز بارها به دادگاه مطبوعات رفته و آرشیو نشریه نصیر بوشهر و انتشار مطالب اصلاحطلبان ازجمله دوستان طرفدار معین گویای کذب بودن ادعای شماست.
آقای معتمد براساس کدام مدارک و دلایلی مدیر مسئول نصیر بوشهر همه چیز را برای خود میخواهد؟ چگونه ثابت میشود که همه چیز را برای خود خواستهایم؟ آیا صحیح است بر پایه استدلال شما بگوییم این آقای معتمد است که چون در استان نتوانسته با انتخاب معین دوستان نزدیک خود را به ریاست سازمانها و ادارات آموزش و پرورش، ارشاد و ... برساند مقصر آن را آقای کروبی دانسته در هر محفل و مجلسی به تهمت و توهینهای زشت و تخریب کننده علیه کروبی میپردازد.
آقای معتمد؛ اگر ما همه چیز را برای خود میخواستیم و یا کینه همه را به دل میگرفتیم به دوستان شما (اعضای ستاد معین) در شورای شهر بوشهر رأی نمیدادیم. لیست انتخاباتی خود را طرفداران معین، آقایان امانا... شجاعی، مسعود شکوهی و محمدی باغملائی قرار نمیدادیم و یا در مقابل اما و اگرهای چگونگی تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو در انتخابات شورا سکوت نمیکردیم.
البته جنابعالی و دوستانتان بودید که در انتخابات شورا و همچنین در همین انتخابات مجلس هشتم با حذف طرفداران کروبی انحصارگرایانه عمل میکنید.
13ـ آقای معتمد نوشته است:
" این شما بودهاید که از فردای تشکیل ستاد اصلاحطلبان که حق طبیعی همه افراد هم فکر و هم سلیقه است با عناوین مختلف آنان را به باد تهمت و توهین گرفتهاید. این شمایید که به گروهی از اصلاحطلبان لقب "دولتی" دادهاید و در مقابل خود را "واقعی" خواندهاید" پیغام شماره 479
آقای معتمد باید پاسخ دهند که چه تهمت و توهینی به اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) داده شده است؟ آیا اصطلاحات "پیشرو" و "دولتی" تهمت و توهین است. اگر این عناوین مشمول تهمت و توهین میشود باید به خودتان اعتراض کنید چرا که در انتخابات ریاست جمهوری نهم از اصطلاح "پیشرو" استفاده کردید؟ پاسخ دهید که چرا اصطلاح پیشرو که در انتخابات ریاست جمهوری افتخار بود الان تهمت و توهین محسوب میشود و از آن واهمه دارید ؟ اصطلاح "دولتی" نیز در کدامیک از مصادیق تهمت و توهین جای میگیرد؟ به اطلاع میرساند تقسیمبندی اصلاحطلبان دولتی و غیر دولتی در زمان دولت خاتمی توسط دفتر تحکیم وحدت و نزدیکان به آنان باب شد. کسانی که (اکثراً از جبهه مشارکت) در مناصب دولتی بودند و ادعای اصلاحطلبی هم میکردند به اصلاحطلبان دولتی معروف شدند و ایشان نیز در انتخابات ریاست جمهوری بر خود نام "پیشرو" گذاشتند و در بوشهر نیز از زمان دولت خاتمی هم زمان در سراسر کشور برای مدیران کل که اکنون چند نفر از آنان تشکیل دهنده ائتلاف اصلاحطلبان هستند استفاده شد.
14ـ پیغام نوشته است:
" بر همگان واضح و مبرهن است که رفتار اصلاحطلبانه این نیست که ما دیگرانی را که مورد قبولمان نیستند در ستون شنیدنیهایمان دراز کنیم و به آنان فرصت طلب و انواع لقبهای جور واجور بدهیم، اما از خطاهای دوستان هم محفل و پسر عمه و پسر عمویمان چشم بپوشیم و با قدرت از آنان دفاع کنیم." پیغام همان شماره
متأسفانه آقای معتمد به جای پاسخ به موارد مطروحه در مطلب "نقدی بر گفتار و رفتار اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر" فرافکنی کرده و به هر بهانهای به ستون شنیدنیهای نصیر بوشهر حمله کردهاند. گویا داغ دلی از این ستون دارند و جای ایشان و نشریهشان را تنگ کردهاند.
الف ـ آقای معتمد برای این که خود را صاحب اخلاق روزنامهنگاری قلمداد نماید، رفتارهای خود را فراموش کرده، خود را بارها در جایگاه وکیل مدافع قرار داده و بدون این که مستنداً موردی را ذکر کند با ابهامات کلی به ستون شنیدنیهای نصیر حمله کرده است.
ب ـ ستون شنیدنیهای نصیر بوشهر با فعالیت ده ساله خود کمترین شکایت را از میان شاکیان مختلف و رنگارنگ نصیر بوشهر دارا بوده است. از بیش از 30 شکایت نصیر بوشهر تعداد اندکی در خصوص ستون شنیدنیها بوده، البته طبیعی است پر خوانندهترین ستون هفتهنامههای محلی استان بوشهر با این صراحت، شفافیت و ناگفتهها عدهای را ناراضی کند ولی از مدیرمسئول مطبوعهای انتظار و توقع نیست اینگونه با کلیات و ابهاماتی بدون مصادیق و موارد مشخص و معین به آن حمله کند و آن را از مصادیق تهمت و توهین بنامد.
ج ـ آقای معتمد چندین بار در مطلبش مطرح کرده و انتظار دارد از خطاهای دوستان هم محفل و پسر عمه و پسر عمویمان چشم نپوشیم و با قدرت از آنان دفاع نکنیم. گویا آقای معتمد ستونی در نشریهاش منتشر میسازد که هر هفته خطاهای هم محفلی و پسر عمه و عموهایش را در آن چاپ میکند و به دلیل اینکه دیگر نشریات به این کار توجهی ندارند به آنان توصیه کرده که این کار را انجام دهند!!
15ـ آقای معتمد برای ادای وظیفه از منافع مادی مکتسبه در هنگام ریاست قبلی سازمان آموزش و پرورش استان و جبران خدمات انجام شده توسط حسین بختیاریآزاد خود را در جایگاه وکیل مدافع وی قرار داده (به جای انتقاد کردن از دوستانش که به دیگران توصیه میکند) و بدون پاسخ به موارد ذکر شده او را بیآزار، متین و سلیمالنفس معرفی کرده است.
به استحضار خوانندگان گرامی میرسانم نگارنده به روش و شیوه تشکیل ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو انتقاد داشته و دارم و یکی از مجریان تشکیل دهنده این ستاد که هیچگونه نمایندگی از گروههای سیاسی نداشته و در مقابل منتقدین سراسیمه و با دستپاچگی تمام به دنبال نمایندگی گروهها بوده است، آقای بختیاری میداند. این شخص با همکاری دو تن از معاونان سابق در آموزش و پرورش که از قضا آنها در گروههای سیاسی نقشی نداشتند با حذف منتقدین که عمدتاً طرفداران یکی از کاندیداهای رقیبشان در انتخابات ریاست جمهوری بوده مجریان تشکیل دهنده ستاد بودهاند.
آیا اقدام رییس سابق سازمان در جعل امضای استعفای عضو انجمن اسلامی معلمان استان برای از حد نصاب گذراندن (انحلال) انجمن اقدامی سلیمالنفس و بیآزار و متین است؟!
آیا عمل مجرمانه (جعل امضاء) در چهارچوب تعاریف آقای معتمد برای آقای بختیاری میگنجد؟
آیا ملتمسانه تقاضای استعفا از اعضای انجمن اسلامی معلمان استان کردن کار اصلاحطلبانه و منصفانه است؟
16ـ حکایت از حد نصاب خارج شدن (انحلال) انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر
پس از انتقادهای دبیر انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر از نحوه و شیوه تشکیل ستاد اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) استان بوشهر آقای حسین بختیاری آزاد رییس سابق سازمان آموزش وپرورش استان بوشهر ابتدا برای حذف دبیر انجمن و به دست آوردن دبیری مصراً خواستار تشکیل جلسه میگردد و برای جانشینی مرحوم رضائیان تقاضای جایگزینی عضو علی البدل مینماید که تصور کرده دوستش آقای محبوبی عضو انجمن خواهد شد. ولی عضو علیالبدل که یک نفر دیگر بود جایگزین مرحوم رضائیان میگردد. نهایتاً پس از تشکیل جلسه و بررسی اساسنامه مشخص میگردد کسانی که عضو شورای مرکزی انجمن میباشند نباید عضو شورای مرکزی گروه و حزبی دیگر باشند و قاعدتاً آقای حسین بختیاریآزاد که عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و عضو حزب همبستگی و متقاضی نمایندگی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی در بوشهر بود می بایست اخراج میشد و پس از تصمیم جلسه مبنی بر اخراج از انجمن به ترفند جدیدی دیگر روی میآورد و با تماس با اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی معلمان استان بوشهر تقاضا مینماید که استعفاء دهند و با نپذیرفتن اکثر آنان فقط یک نفر به نام آقای علی کرمی رییس سابق آموزش و پرورش دیر و کنگان و کاندیدای نمایندگی دوره هشتم مجلس میپذیرد و نامبرده هم قول می دهد که رضایت آقای عبدالهی عضو دیگر انجمن را مبنی بر استعفا بگیرد.آقای بختیاری نیز نهایتاً برای انحلال انجمن مرتکب عمل مجرمانه جعل امضاء شده و سه نامه را با یک متن به دبیر انجمن اسلامی معلمان تحویل میدهد. آقای عبدالهی در نشست ستاد اصلاحطلبان پیشرو در دیر خطاب به شکوهی و بختیاری اعتراض خود را به اقدام بختیاری اعلام میدارد.
حالا تصور کنید. آقای بختیاریآزاد دوست آقای معتمد و از حامیان نشریه پیغام در زمان ریاست بر سازمان آموزش و پرورش با تشکیل ائتلاف به دنبال چه اهدافی است؟
چرا برای داشتن رأی در ائتلاف به هر طریق میخواهد با معاونانش حضور داشته باشد؟ چه چیزی میخواهد به دست آورد که مرتکب عمل مجرمانه جعل امضا شده است؟ آقای معتمد دوست شفیق و حامی بختیاری باید پاسخ دهد که آیا بختیاری به دنبال از حد نصاب انداختن انجمن برای چه هدفی بوده است؟ آقای معتمد که مدعی است نصیر بوشهر باید از دوستان خود انتقاد کند آیا اعمال آقای بختیاری آزاد قابل نقد نیست. آیا مدیریت بختیاری بر سازمان آموزش و پرورش استان قابل هیچگونه نقدی نبوده؟ آقای معتمد تاکنون چه تعداد نقد بر عملکرد دوستش آقای بختیاری در نشریه پیغام چاپ کرده است؟ آیا عمل مجرمانه جعل امضا توسط آقای بختیاری نمیتواند قابل نقد باشد؟
17ـ ماجرای ارشاد و معتمد
آقای معتمد از اوایل انتشار پیغام حساسیت خاصی روی دو اداره کل در استان یعنی آموزش و پرورش و اداره ارشاد داشت. قسمتی از عملکرد وی در آموزش و پروش ذکر شد. اما در ارشاد با حساسیت خاصی مدیریت ارشاد را پیگیری میکرد. انجمن شعر، انجمن نمایش و همچنین معاون فرهنگی و حراست ارشاد را توانست در زمان مدیریت ابطحی معرفی و یا با خود هماهنگ سازد. با وجود این افراد، پیغام منافع زیادی را برای خود کسب میکرد. لذا به هیچ وجه حاضر به پذیرش تغییر ابطحی نبود و کوچکترین انتقادی توسط هنرمندان از آقای ابطحی را برنمیتافت. لذا پس از جدی شدن تعویض ابطحی، ابتدا، اگر برای تغییر وی گزینهای مطرح میشد، به او تهمت و انگ میزدند. مثلاً پس از مطرح شدن مرحوم محمدحسن رضائیان برای مدیریت ارشاد در نشریه پیغام برچسب ملی ـ مذهبی را به او چسباندند و نهایتاً پس از ناامید شدن از ابقاء ابطحی به فکر جایگزینی وی افتادند و دوست و همراه شان آقای شکوهی رییس فعلی ستاد ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو را جهت جایگزینی ابطحی مطرح کرده رایزنیهای بسیاری انجام دادند. خلاصه پس از عدم پذیرش فرد جایگزینشان توسط تبادار و دادفر به فکر تخریب مدیر کل جدید ارشاد آقای پولادی ریشهری افتادند و کوچکترین تغییر توسط مدیر کل جدید ارشاد با تهمت و توهینهای بسیار در پیغام مواجه میشد. زمانی که متوجه شدند منافعشان با تغییر معاون فرهنگی و رییس حراست از بین میرود. برای یک برگه اظهارنامه چه تیترها که نزدند (ولی الان چشمان شان را بر روی شکایت ارشاد و تحریم آگهی توسط آقای شفیعی بستهاند) و حتی هیچگونه نقدی از نحوه عملکردشان توسط دیگر هنرمندان پذیرا نبودند. بالاخره منافع حاصله از ارشاد آن قدر مزه کرده بود که در زمان تعویض دکتر پولادی ریشهری هم زمزمه میکردند که باز اقدامی کنند. البته یک بار آقای معتمد در رابطه با مدیر کل جدید قبل از انتصاب موردی را مطرح کردند که آن را میگذارم برای فرصت دیگر.
بالاخره اوضاع و احوال پیش آمده و ناکامی معتمد در اهداف خود در ارشاد در زمان پولادی ریشهری باعث شد که وی کینه و دشمنی از نصیر بوشهر و مدیر مسئولش را به دل بگیرد و بعد از چندین سال از گذشت آن به بهانهای پاسخ به "نقدی بر گفتار و رفتار اصلاح طلبان پیشرو (دولتی)" آن را مطرح نماید و عقدهگشایی نماید.
18ـ نصیر بوشهر چند بار تجربه همراه شدن با معتمد و پیغام را داشته که چگونه پس از ادعاهای زیاد اولیه در وسط معرکه میدان را خالی میکند. نمونه آن هنگامی بود که 6 نشریه استان همگام و هماهنگ با همدیگر نسبت به عملکرد شهرداری بوشهر اعتراضاتی کردند. در وسط راه پیغام مطلبی به طرفداری از شهردار با عنوان "هورا شهردار" را چاپ کرد.
حدود دو ماه پیش 6 تن از مدیران نشریات بوشهری در نشستی در دفتر نشریه صدای بوشهر تصویب کردند که نامهای سرگشاده به وزارت ارشاد و مدیر کل ارشاد استان بوشهر در اعتراض به عملکرد مدیر کل ارشاد بنویسند و آقای معتمد قول دادند ظرف یک هفته آن دو نامه را برای امضا تهیه کند. متأسفانه تا امروز هیچگونه نامهای آماده نشده است.
19ـ یکی دیگر از موارد کذب که از سوی آقای معتمد مطرح شده را بخوانید:
"رفتار پر از تناقض آقای لاوری را با مدیریتهای حاکم بر اداره ارشاد از یاد نبردهایم. در حالی که این نشریه در زمان مدیریت سید نورالدین ابطحی بر ارشاد هر بار با عنوان و بهانهای، تیتری علیه وی میساخت. در زمان مدیریت سابق ارشاد که از خویشاوندان آقای لاوری بود... مدیرمسئول محترمش به عنوان حامی مدیر ارشاد با هنرمندان درافتاد و علیه آنها تیتر زد و حتی درخواست اخراج برخی کارمندان ارشاد را مطرح کرد. چرا؟ چون مدیر کل آن زمان از فامیل مدیر مسئول محترم بود." پیغام همان شماره
الف ـ متأسفانه آقای معتمد با مغلطه و سفسطه بازی میخواهد خود را محق جلوه دهد.
آقای معتمد چند بار نصیر بوشهر با عنوان و بهانهای تیتر علیه آقای ابطحی زد؟ آیا انتقاد کردن هنرمندان از مدیریت ارشاد در زمانهای ابطحی، پولادی ریشهری و شفیعی یعنی تیتر زدن نصیر علیه آنها؟ آقای معتمد؛ باید تکلیف خودتان را با هنرمندان مشخص کنید. آیا عدهای از هنرمندان به زعم شما آزاد هستند هر چه دلشان میخواهد علیه مدیران مخالف شما بنویسند ولی عدهای دیگر از هنرمندان حق ندارند کوچکترین انتقادی علیه مدیران حامی شما داشته باشند؟ آیا آقای امید غضنفر به عنوان یک هنرمند نمیتواند مقاله یا مطلبی علیه آقای ابطحی بنویسد ولی شما و دوستانتان مختار هستید علیه آقای دکتر پولادی ریشهری هر چه دلتان خواست بنویسید؟
ب ـ آقای معتمد؛ در کدام شماره نشریه نصیر بوشهر و کدام مطلب، مدیرمسئول نصیر بوشهر با هنرمندان در افتاد و علیه آنها تیتر زد؟ و در کدام مقاله، مدیرمسئول درخواست اخراج برخی کارمندان ارشاد را کرد؟ آیا اخلاق روزنامهنگاری شما اجازه میدهد جهت دفاع از دوستانتان در ائتلاف اصلاحطلبان هر کذبی را بنویسید؟ و برای به کرسی نشاندن حرفهای خود، موارد دروغی را مطرح سازید؟
ج ـ در دوره ی مدیریت ابطحی در ارشاد، یکی از هنرمندان بوشهر مطلبی انتقادی نسبت به عملکرد ابطحی نوشت که در نشریه نصیر بوشهر چاپ شد. آقای معتمد باید پاسخ دهد آیا هنرمندان نمیتوانند مطلب انتقادی نسبت به دوستان مدیر شما بنویسند؟ اگر نشریه مطلب انتقادی هنرمندان را نسبت به حامی شما در مدیریت ارشاد چاپ کرد، یعنی مدیرمسئول نشریه با هنرمندان درافتاده است؟!! اگر چنین حکم کنیم میبایست شما را هم حامی شرابخواران بدانیم چون مطلبی در خصوص شرابخواری در نشریه پیغام چاپ شد و شما به خاطر آن در دادگاه مطبوعات محکوم شدید. اگر به مسائل این چنین نگاه کنیم آیا تمامی مسائل و مطالب چاپ شده در نشریه پیغام نظرات و دیدگاههای جنابعالی است؟
و قس علیالهذا
20ـ اگر چه در مطلب آقای معتمد مدیر مسئول پیغام موارد زیادی وجود دارد و همچنین از رفتارها و گفتارهای متناقض وی در نشریه پیغام به وفور میتوان مواردی ذکر کرد، ولی به دلیل اطاله ی کلام از آن خودداری میکنیم و چنانچه اصرار بر بیان آنها داشته باشند در فرصتی مفصلاً این موارد را خواهیم نوشت.
خانم بسارده از کاندیداتوری مجلس انصراف داد.
شنیده شده است خانم بسارده کاندیدای دوره هشتم مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه بوشهر گناوه ودیلم در روزدوشنبه انصراف خود را تحویل هئیت اجرایی انتخابات در حوزه بوشهر داد.
شنیدنیها
لیست کامل کاندیداهای بوشهر ، گناوه و دیلم
شنیده شده است این افراد در حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه ، دیلم و خارگ ثبت نام نمودهاند: 1ـ دکتر عباس لیراوی 2 ـ زیبا بسارده 3ـ دکتر محمد باقر هوشنگی 4ـ سید حسن موسوی 5ـ دکتر باغچهبان 6ـ دکتر محمود جمهیری 7ـ رمضان خضری 8ـ محمد دادفر 9ـ غلامعلی میگلینژاد 10ـ حسن قائدزاده 11ـ شریعتی 12ـ شکرا... عطارزاده 13ـ نعمتا... شیخسقا 14 ـ یونس خسروانی 15ـ فلکناز آتشی 16ـ علیرضا یزاف 17ـ کاظم محمد ی باغملایی 18ـ مهرزاد رئیسینژاد 19 ـ عبدالعلی حیدریه 20ـ صدرا... محمدی باغملائی 21ـ شیخ احمد خواجهگیری 22ـ منصور راشدزاده 23ـ عبدالکریم جمهیری 24ـ صلواتیان 25ـ صفر دارابی 26ـ بهمن بهزادی 27ـ حسین بختیاری آزاد 28ـ دکتر اسکندری 29ـ علی احمدی 30ـ دکتر سید کریم موسوی
خروج سازمان ادوار تحکیم وحدت شاخه بوشهر از ستاد ائتلاف اصلاحطلبان (پیشرو)
شنیده شده است سازمان ادوار تحکیم وحدت شاخه بوشهر به دلیل دغدغه رد صلاحیتها و همچنین چگونگی رفتار شورای نگهبان با کاندیداها از ستاد ائتلاف اصلاحطلبان پیشرو (دولتی) خارج شده است. گفته میشود سازمان مذکور چنانچه رد صلاحیتها وسیع نبود در چهار حوزه انتخابیه مستقلاً کاندیدا معرفی میکند.
اعضای هیأت اجرایی و نظارت انتخابات بوشهر، گناوه و دیلم
شنیده شده است ظهراب نصرتی، یدا... علیپور، امیر ریشهری، سید رضا حسینی، مهدی خوشابی، فرامز سلیمی، سیمرونی و الهام احمدزاده به عنوان اعضای هیأت اجرایی انتخابات و حسین حیدری، شریفی (معاون سابق سازمان آموزش و پرورش استان) و هاشمی به عنوان اعضای هیأت نظارت شهرستان بوشهر، گناوه، دیلم و خارگ منصوب شدهاند. همچنین شنیده شده شیرکانی مسئول اداره ثبت شهرستان بوشهر، علی سیاح نماینده آموزش پرورش شهرستان بوشهر و فرماندار نیز اعضای هیأت اجرایی هستند.
غارت گمرک در گناوه و دیلم
شنیده شده است یکی از کاندیداها با سوء استفاده از موقعیت ته لنجی اقدام به غارت انبارهای گمرک در گناوه و دیلم نموده است.
کاندیداهای تنگستان
شنیده شده است حیدر حیدری، ماشاءا... حیدرزاده، عبدالرضا زمانی از اهالی تنگستان می باشند که در حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان ثبتنام نمودهاند.
اعتراف قاتل
شنیده شده است قاتل زن میاندشتی از توابع آبپخش با همکاری آگاهی دشتستان اعتراف نموده است. گفته میشود علت قتل توسط قاتل غرض شخصی اعلام شده است.
بازار خرید فروش خرما در آبپخش
شنیده شده است خرید و فروش خرما در آبپخش و حومه بسیار رونق گرفته است. خرما فلهای 650 تومان و بستهبندی 850 تومان خرید و فروش میشود.
خادمان ملت یا شیفتگان قدرت!
با به پایان رسیدن نام نویسی نامزدهای انتخاباتی مجلس شورای اسلامی و همچنین جنب و جوش طیفها و گروههای مختلف جهت حضوری فعال در این عرصه، هر روز شاهد تبلیغات و بحثهای داغ انتخاباتی از جانب این گروهها و تشکلها میباشیم. در این میان بعضاً افرادی سعی میکنند خود را در لیستهایی که از سوی طیفها و گروههای مختلف اعلام میشود قرار دهند تا از این طریق به نوعی شانس پیروزی خود را در این مرحله از انتخابات افزایش دهند، اما آنچه در این میان قابل تأمل است، علیرغم هیاهوی سیاسی ایجاد شده در فضای انتخاباتی استان از جانب برخی افراد و بر خلاف آنچه که از جانب این افراد که تصور میکنند با ایجاد فضای سنگین تبلیغاتی میتوانند جهت بالا بردن آراء خود به موفقیت در این عرصه دست یابند، ذکر نکاتی را در این باب به این افراد ضروری میدانم.
1ـ اگر نگاهی گذرا به انتخابات اخیر در کشورمان داشته باشیم متوجه خواهیم شد که مردم ما هنگام حضور در پای صندوقهای رأی آنچه را که ملاک انتخاب نمایندهی مورد نظر خود قرار نمیدهند وابسته بودن آن فرد به گروه یا طیفهای سیاسیست. چنانچه بدانند فرد مورد نظرشان به گروه یا حزبی وابستگی دارد چه بسا در انتخاب کاندیدای مورد نظر به عنوان نمایندهی خود صرفنظر نمایند، زیرا گمان میکنند نمایندهی منتخبشان در صورت راهیابی به پارلمان اسیر بازیهای سیاسی شده و از انجام مسئولیت خود باز خواهد ماند، کما اینکه تجارب گذشته این امر را اثبات نموده است. کاندیداها این موضوع را مدنظر قرار دهند که آنچه از نظر مردم اهمیت دارد سوابق درخشان کاری افراد است نه وابستگی به طیف یا گروه خاصی. اگر بخواهم مصداقی ذکر کنم نمونهی بارز آن انتخابات ریاست جمهوری و شورای اسلامی شهر که گواه راستین این مدعاست. بنابراین از کاندیداها انتظار میرود به جای آن که خود را به عنوان کاندیدای لیست طیفهای مختلف جا بزنند و با بزرگنمایی کارهای ناچیز خود سعی در موجه جلوه دادن وجههی خود نمایند، بیایند و صادقانه از سوابق کاری و برنامههای خود نزد مردم سخن بگویند تا مردم با آگاهی کامل و بررسی ویژگیهای نامزدها بتوانند فرد اصلح را به لحاظ فکری، علمی و مدیریتی انتخاب و راهی پارلمان کنند.
2ـ از دیگر نکاتی که این کاندیداها بایستی مدنظر قرار دهند این است که نباید سعی کنند با وعدههای دروغین و پوچ از حسن نیت و نیازهای مردم به سود خود سوء استفاده نمایند و احساسات پاک آنان را به تمسخر بگیرند. به طور مثال وعدههایی از قبیل آن که: اگر من به عنوان نماینده استان انتخاب شوم فلان کار عمرانی را انجام میدهم یا بحث راه آهن بوشهر را حل میکنم! بدیهی است که هر فرد بیسوادی هم میداند که انجام کارهای عمرانی و ساخت و ساز در حیطهی کاری یک نماینده نیست بلکه مربوط به حوزهی اجرایی یعنی دولت است و تنها وظیفهی یک نماینده مجلس نظارت و قانونگذاریست. بنابراین نمایندگان باید شعارهایی را به عنوان شعار تبلیغاتی خود قرار دهند که در حوزهی اختیاراتشان باشد نه آن که سعی نمایند شعارهایی را که بار سنگینی دارد مطرح کنند و به مردم امید واهی دهند.
3ـ در فضای انتخاباتی کشورمان در بسیاری از مواقع شاهد بداخلاقیهای سیاسی و تهمت زدن برخی از نامزدها به یکدیگر میباشیم به طوری که خود را به عنوان فردی خالص و خدمتگزار معرفی مینمایند و رقیب را فردی قدرتطلب و منفعت اندیش میشناسند. چگونه میتوان باور کرد که چنین افرادی که دیگران را با بیمهری هر چه تمام مورد آماج تهمتهای خود قرار میدهند برای خدمت به مردم وارد عرصهی انتخاباتی شدهاند یا برای نیل به اهداف شخصی خود؟! پیشنهادم به کسانی که به عنوان کاندیدا معرفی شدهاند این است که هرگز به این بداخلاقیها روی نیاورند و سعی کنند به همهی اصول اخلاقی انتخاباتی پایبند بوده و فضائی را ایجاد کنند که در شأن نظام جمهوری اسلامی و مردم متدین این مرز و بوم باشد، چرا که اگر بخواهند با بداخلاقی پیش روند نتیجهای حاصل میشود برخلاف آن چیزی که تصور میکردند.
نطق پیش از دستور حجتالاسلام و المسلمین سید محمد مهدی پور فاطمی نماینده مردم شهرستانهای دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی مورخ یکشنبه 23/10/86
وقتی دولت توانایی ایجد فرصت های جدید شغلی را ندارد چگونه از فرصت های شغلی موجود صیانت نمی کند؟
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام بر حسین که بزرگترین حرکت اصلاحطلبی تاریخ اسلام را چنان که خود فرمود «انی خرجت لطلب الاصلاح فی امت جدی» رقم زد، سلام بر حسین و یاران راستینش که بر جستهترین و باشکوهترین تجلی حیات معنوی و اخلاقی و آزادیخواهی بشریت را آفریدند. عاشورا را به تمامی آزادی خواهان و آزاد اندیشان جهان تسلیت میگویم.
ملت شریف ایران زمین
فرصت را مغتنم شمرده، نکاتی چند پیرامون مسائل کلان کشور و همچنین مسائل و مشکلات استان بوشهر و حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان به استحضار نمایندگان، دولتمردان و افکار عمومی میرسانم.
پس از روی کار آمدن دولت نهم که با شعارها و وعدههای رنگینی چون استقرار عدالت اجتماعی و رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم همراه بود، انتظار میرفت که برای تحقق این شعارها، برنامهریزی و استراتژی مدون و مشخص توسط دولت صورت گیرد تا در سریعترین زمان عواید و آثار این فعالیتها در زندگی شهروندان جاری و ساری شود. اما متأسفانه با وجود گذشت نزدیک به دو سال و نیم از عمر دولت نهم، اغلب این شعارها در کلام و روی کاغذ ماند و با همه بوق و کرناها و تبلیغات، این وعدهها نه تنها مجال تحقق نیافت بلکه دولت با اتخاذ سیاستهای عجولانه و غیر کارشناسی به منظور جبران آثار زیانبار تصمیمات اشتباهش، روز به روز مشکلات جدیدی را به شهروندان تحمیل کرد.
به یقین از پیروزی انقلاب اسلامی تاکنون هیچ یک از دولتها با وجود مواجهه با مسائل و مشکلات متعدد در کشور، به اندازه دولت فعلی مردم را سرگرم وعدهها و غرق در مشکلات نکرده به طوری که افکار عمومی به تصمیمات ناگهانی دولت عادت کردهاند و هر روز صبح با انتظار شنیدن خبر مشکل جدیدی از خواب برمیخیزند. امروز تعدد مشکلات چنان عرصه را بر شهروندان تنگ نموده که مردم بیآنکه پاسخی برای مشکلات قبلی خود بیابند ناگزیر به فکر چارهای برای حل معضلات آینده میگردند.
از نظر افکار عمومی، کارشناسان و نظریه پردازان اقتصادی پذیرفتنی نیست که آقای رییس جمهور بن بستهای اقتصادی موجود را ناشی از عوامل خارج از اراده دولت عنوان نماید، چرا که اکنون از نظر داخلی حاکمیت یک دست شده و از بعد خارجی نیز نفت در قیمت رؤیایی قرار گرفته است. طی دو سال اخیر، دولت 150 میلیارد دلار درآمد نفتی داشته در حالی که دولت خاتمی با نفت بشکهای 8 دلار بر سر کار آمد. بنابراین موانع اقتصادی و مشکلات کنونی باز خورد اقدامات مقطعی و شتاب زده دولت و ریشه در ضعف مدیریت کلان و خرد رفتارهای دولت نهم دارد که اکنون به بخشی از این مصادیق اشاره میکنم:
1ـ اجرای طرح بنگاههای زوده بازده: مخالفان دیروز طرح ضربتی اشتغال در دولت قبل، با اجرای طرح بنگاههای بازده و اعطای تسهیلات به متقاضیان ایجاد شغل در دو سال اخیر، به تکرار تجربهای که شکست خورده میدانستند دست زدند که نتیجهای جز هدر رفتن میلیاردها تومان سرمایه و منابع کشور نداشت.
2ـ ادغام برخی سازمانها و نهادهای فنی از جمله سازمان مدیریت و برنامهریزی کشور بدون لحاظ نظرات کارشناسی و طی کردن فرآیند قانونی.
3ـ تأسیس نهادهای مالی جدید غیر ضرور که دقیقاً متناقض با شعارهای کوچکسازی دولت و تمرکززدایی است.
4ـ تکیه مطلق بر دلارهای نفتی و تزریق بیضابطه درآمد نفت به اقتصاد کشور باعث بروز تورم، حیف و میل منابع و در نهایت کاهش بهرهوری شده است.
در این میان اما نمیتوان از نقش مجلس در بروز برخی از این ناهنجاریها گذشت. مماشات بعضی نمایندگان با برخی رفتارهای غیر منطقی و غیر قانونی دولت و عدم پافشاری هیأت رییسه برای حفظ شأن و جایگاه مجلس، پاسخگو نبودن وزرا به تذکرات نمایندگان، عدم ارتقاء نظارتی مجلس و اجرایی نشدن بعضی از مصوبات مجلس از جمله عواملی هستند که از مجلس چهرهای ناکارآمد تصویر کرده است.
با همهی این اوصاف، اتخاذ چنین رویکردهایی ـ چه در دولت چه در مجلس ـ موجب گشته تا کشوری که از پتانسیل بالایی در زمینهی نیروی انسانی کارآمد و دانش آموخته و همچنین منابع سرشار زیرزمینی و طبیعی به ویژه نفت و گاز و دهها مزیت دیگر برخوردار است، مردمانش با مشکلات ابتدایی معیشتی و رفاهی دست و پنجه نرم میکنند. این در حالی است که کشورهایی که نه شرایط جغرافیایی و نه سرمایههای انسانی و اقتصادی دارند اکنون از سراسر دنیا سرمایههای اقتصادی را به سوی خود جلب مینمایند و واقعیت تلختر اینکه اکنون بیش از 200 میلیارد دلار سرمایه ایرانی در امارات وجود دارد که سالانه حدود 80 میلیون دلار نیز به آن اضافه میشود.
با توجه به در پیش بودن انتخابات مجلس هشتم نکاتی نیز در این خصوص بیان میدارم:
در عرصهی انتخابات، مردم باید احساس کنند که آزادی عمل دارند و این امر هم میسر نمیشود جز با حضور سلایق و اندیشههای متکثر و متنوع. به عبارت دیگر انتخابات آزاد زمانی محقق میشود که همهی کسانی که حاضرند در چارچوب قانون اساسی کشور عمل کنند آزادی ورود به انتخابات را داشته باشند. امیدوارم ملاک تصمیمگیریها برای صلاحیتها فقط نظرات مراجع قانونی چهار گانه باشد تا هیچ حقی از حقوق داوطلبان ضایع نشود. ضمن اینکه عملکرد مثبت شورای نگهبان در بررسی صلاحیتهای داوطلبان میتواند موجب مشارکت مردم در انتخابات و حفظ اقتدار و مشروعیت بیشتر نظام گردد.
و اما مسائل استان و حوزهی انتخابیهام:
متأسفانه اتخاذ تصمیم شتابزده در هیأت دولت و ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز مبنی بر محدودیت ورود کالای ملوانی مشمول معافیت گمرکی و بازرگانی موسوم به "کالای ته لنجی" اغلب مرزنشینان ساکن استان بوشهر و بخشی از استانهای خوزستان، هرمزگان، سیستان و بلوچستان را در نگرانی شدید فرو برده و موجبات بیکاری خیل گستردهی ساحل نشینان را در آستانهی انتخابات فراهم نموده است و این مصوبه که مسلماً پیامدی جز تعطیلی بنادر کوچک، توقف هزاران لنج چوبی سنتی، بیکاری ملوانان، افزایش بیرویه قیمت مواد خوراکی و فقر افسار گسیخته و ناامنی در مناطق مرزی ندارد باعث مهاجرت مرزنشینان و خالی شدن مرزها به علت از بین رفتن تنها ممر درآمدیشان میشود.
تردیدی ندارم که دولت هیچ برنامهای برای بهبود وضعیت زندگی مرزنشینان و ارائهی تسهیلات به آنها ندارد. بازارچههای مرزی که با هدف ایجاد اشتغال در مناطق مرزی، جلوگیری از مهاجرت، مبارزه با قاچاق کالا و توجه به مطالبات اقتصادی مردم مرزنشین تأسیس شده بود اکنون در رکود کامل به سر میبرد، تعاونیهای مرزنشین هیچ رونقی ندارند و قوانین مربوط به ورود کالا توسط تعاونی مرزنشینان نیز بسیار کهنه و جوابگوی نیازهای امروزی آنها نیست.
آیا این مصداق توهین به مرزنشینان نیست که هنوز اقلامی چون چراغ زنبوری، فانوس بادی، ریش تراش دستی، روسری ترکمنی، قلاب ماهیگیری و قیچی خیاطی و پشم چینی در فهرست کالاهای وارداتی ملوانان موضوع تبصره یک ماده 17 قانون مقررات صادرات و واردات وجود دارد؟ متأسفانه در مصوبهی جدید دولت در خصوص ورود کالا توسط ملوانان و کارکنان خدمه شناورها برخی از همین کالاها از جمله ریش تراش دستی و قیچی خیاطی، باغبانی و پشمچینی دیده میشود. اکنون این سؤال مطرح است که ریش تراش دستی در عصر تجارت الکترونیک چه جایگاهی دارد؟ بنده متعجبم که چگونه چندین وزیر هیأت دولت نشستند تا این فهرست را برای مرزنشینان تنظیم کنند. هیأت دولت میبایست با اصلاح ماده 17 قانون مقررات صادرات و واردات و تصویب قوانین به روز، مطالبات امروزی مرزنشینان را محقق سازد.
با این حال در استان بوشهر به علت ضعف زیر ساختها، عدم سرمایهگذاری کافی و کمبود امکانات و تجهیزات بندری و همچنین عدم ارتقاء دفاتر گمرکی (علیرغم مصوبه هیأت دولت در استان) در غالب گمرکات فقط ورود کالا در قالب ته لنجی صورت میگیرد. از این رو مردم ناگزیر اقدام به ورود کالا تحت این رویه میکردند.
بدیهی است مرزدارانی که سالیان متمادی به همین شیوه ارتزاق نمودهاند برایشان ایجاد حق و مهمتر اینکه ایجاد شغل شده است که ابلاغ مصوبهی جدید دولت دهها هزار نفر در این مناطق به خیل عظیم بیکاران اضافه نمود. وقتی دولت توانایی ایجاد فرصتهای جدید شغلی را ندارد چگونه از فرصتهای شغلی موجود صیانت نمیکند؟ وقتی دولت به مردم میگوید از شغلی که سالیان سال داشتهاید دست بکشید باید در مقابل حذف آن امتیاز جایگزینی به مرزنشینان ارائه نماید.
نکتهی تلخ دیگر اینکه هر بار که طرحی برای مبارزه با قاچاق کالا در دستور کار قرار میگیرد اولین تیرها به استان بوشهر اصابت میکند و این در حالی است که طی آخرین آمار منتشر شده از سوی ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز در سال 85 بیشترین قاچاق کالا از طریق مرزهای شرقی و در مرحله بعد از مرزهای غربی کشور و حتی مرزهای هوایی صورت گرفته است. آیا اعلام این آمارها و اعمال این برخوردها پارادوکس نیست. به زعم اینجانب این امر مبارزه با قاچاق
کالا نیست بلکه عیناً تشویق قاچاق است، زیرا که با این مصوبه مناطق مرزی به مکانی برای قاچاق
کالا تبدیل میشوند و مرزنشینان ناخواسته به فعالیتهای ناسالم روی خواهند آورد. دولت نیک میداند امنیت مرزی در نوار ساحلی نه از طریق ایجاد پادگان بلکه از طریق فعالیتهای اقتصادی امکانپذیر است. این مرزنشینان هستند که در طول جنگ تحمیلی بیشترین زیانها را متحمل شدهاند و اکنون نیز مورد بیمهری دولت مهرورز قرار گرفتهاند.
با وجود این همه مرارتها و رنجها و وضعیت فلاکت باری که مردم مرزنشین استان بوشهر با آن موجهاند اما آنها اعتراض خود را با منطق، آرامش و مسالمتآمیز نشان میدهند ولی این موضوع دولتمردان را به اشتباه نیندازد و سکوت مردم را ناشی از نجابتشان بداند که فریادی خاموش است.
آیا آقای الهام و هیأت دولت نمیدانند که چه اشخاص و یا سازمانهایی فلان کالای قاچاق وارد میکنند و مبادی ورودی این کالاها کجاست؟ مطابق گزارشی که اخیراً سازمان بنادر و کشتیرانی در مورد اسکلههای غیر مجاز به ستاد مبارزه با قاچاق کالا و ارز ارائه داده تصریح شده 57 درصد از کل اسکلهها یا بنادر بدون مجوز در استان هرمزگان و 25 درصد در استان بوشهر و 11 درصد در سیستان و بلوچستان قرار دارند. حال ستاد مبارزه با قاچاق کالا به افکار عمومی توضیح دهد چرا در خصوص فعالیت این حجم گستردهی اسکلههای غیر مجاز سکوت کرده و به جان ملوانان استان بوشهر افتاده است. طبق برخی آمارها هر سال بیش از 10 میلیارد دلار کالای قاچاق از طریق این اسکلهها وارد کشور میشود و صدها هزار فرصت شغلی را در داخل
از بین میبرد.
موضوع دیگری که باید به آن پرداخت بحران موجود در صنعت پرورش میگوی استان بوشهر است. طی سالهای گذشته سالانه 6 هزار تن میگوی پرورشی در این استان تولید میشد که از محل صادرات آن بیش از 25 میلیون دلار ارز وارد کشور میشد در حالی که در سال جاری پرورش میگو 90% کاهش یافته است. با توجه به اینکه هم اکنون امنیت سرمایهگذاری در بخش پرورش میگو به خطر افتاده است، از این رو از رییس محترم جمهوری و هیأت وزیران میخواهم برای احیاء و نجات این صنعت پر منفعت، اقدامات حمایتی مناسب با قید فوریت انجام نمایند.
اینک به برخی دیگر از مطالبات و مشکلات مردم اشارهای گذرا می کنم:
1ـ توزیع عادلانه تأسیسات پارس شمالی و بهرهمندی شهرستانهای واقع در آن حوزه با توجه به قابلیتهای هر منطقه
2ـ اصلاح طرح آمایش نواحی تأثیرپذیر از حوزه گازی پارس جنوبی مصوب سال گذشته هیأت دولت که نه با مستندات علمی بلکه با چانهزنیها و لابیهای پشت پرده جهت تضعیف استان بوشهر و تقویت استانهای دیگر تهیه گردیده بود، درخواست مصرانه مردم استان بوشهر این است که تمام استان در حوزهی نفوذ واقع شود.
3ـ تداوم و از سرگیری طرح متوقف شده توسعه میادین نفت سنگین کوهمند با توجه به وعدهی سال گذشته وزیر سابق نفت.
4ـ عدم پرداخت بیمه محصولات کشاورزی علیرغم تأکید دولت مبنی بر بیمه نمودن محصولات کشاورزی.
5ـ برقی کردن چاههای کشاورزی با توجه به مصوبه 2 سال پیش هیأت دولت در استان بوشهر
6ـ تعریض و دوبانده کردن جاده ساحلی دلوار ـ دیّر
7ـ تسریع در راهاندازی بورس منطقهای با توجه به پتانسیل برجسته استان در زمینه صنایع نفت و گاز
8ـ تکمیل پروژهی دانشگاه پیام نور خورموج و دانشگاه آزاد اسلامی اهرم
9ـ به ریاست محترم سازمان صدا و سیما پیشنهاد میکنم در راستای اجر گزاری و تکریم دستاوردهای درخشان استاد محمد بهمن بیگی بنیانگذار آموزش و پرورش عشایری و اسطورهی عشایر ایران که به همت ایشان مدارس عشایری در همه جای کشور تأسیس و منجر به باسوادی بیش از پانصد هزار کودک عشایری شد از وی به عنوان چهرهی ماندگار در دوران حیاتش تجلیل نمایند و بر خود فرض میدانم از عشایر سلحشور حوزهی انتخابیهی خود تشکر نمایم. وجود آنها جز خدمت و همکاری و همدلی برایم نبوده است.
10ـ تسریع در احداث مجموعههای ورزشی در شهرستان دشتی و تنگستان با توجه به مصوبهی هیأت دولت.
11ـ کمک به اتمام پروژههای نیمه تمام شهرداریهای خورموج، اهرم، کاکی و دلوار
12 ـ اعمال تخفیف مجدد 15 درصدی سود بازرگانی در گمرک بوشهر برای سال آینده
13ـ احداث پارکهای تفریحی در شهرستانهای دشتی و تنگستان با توجه به مصوبهی استانی سفر رییس جمهور
14 ـ ایجاد مناطق ویژهی استقرار صنایع انرژی بر با توجه به وجود منابع عظیم گازی پارس جنوبی
15ـ تأمین پزشک متخصص مورد نیاز بیمارستان اهرم و خورموج
16 ـ پرداخت حقوق چند ساله فرهنگیان استان بوشهر به ویژه شهرستانهای دشتی و تنگستان
17ـ نظارت بر اشتغال نیرویهای بومی در پروژههای نفتی استان که علیرغم مصوبه سفر رییس جمهور مبنی بر اولویت اشتغال 50 درصد نیروهای بومی استان بوشهر هنوز این موضوع تحقیق نیافته است
18ـ تسریع در راهاندازی بخشداری در شنبه و طسوج شهرستان دشتی
19 ـ تسریع در تکمیل عملیات اجرایی سد باغان و سد دشت پلنگ در شهرستان دشتی
20ـ تسریع در احداث اسکله، گمرک و بازارچه مرزی در لاور ساحلی و دلوار
21ـ تکمیل اتوبان اهرم ـ برازجان
22ـ تسریع در تکمیل مطالعات سد مخزنی باهوش اهرم
23 ـ تأمین اعتبار لازم جهت مرمت و حفاظت از قلعهی زایر خضر خان و اهرم در قلعه داراب خان در شنبه
24 ـ تسریع در آبرسانی روستاهای کوهپایه مند
25ـ انتقال پالایشگاه نفت سنگین سروش از شهرستان دشتی به خارج از شهرستان یا استان باعث نگرانی افکار عمومی شده است.
26ـ تسریع در اجرای تعریض قطعهی اول محور اهرم ـ فراشبند
27ـ برقراری حق محرومیت جهت کارکنان دولت در شهرستانهای دشتی و تنگستان به روال سالهای گذشته
28ـ راهاندازی درمانگاه تأمین اجتماعی در شهرستانهای دشتی و تنگستان
29ـ جلوگیری از تضییع حقوق مردم و تصرف اراضی کشاورزی توسط منابع طبیعی که باعث نگرانی شدید کشاورزان شده که در واقع ممر درآمد آنان است.
دستنوشتههای یک فهمیخته
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
اندرحکایت مدیرمسؤول اینا!
دو هفته است که آقای آدم خوبه قراره یه سفر بیاد بوشهر اما هنوز فرصت نکردند تشریف فرما شوند! (توضیح: توضیح نداره دنبال چی میگردین!)
اما ...
جوابیه پشت جوابیه! مثل اینکه نشریات محلی یادشون رفته که مردم مخاطبشون هستند نه مدیر مسئولاینای این نشریه یا اون نشریه (توضیح: آقای مدیر مسئول خواهش میکنم این قسمت را حذف نفرمایید!)
ما باید تمام سعی و تلاش خودمان را بکنیم که مردم با رغبت به پای صندوقهای رأی بیایند، نکنیداین کارها رو زشته!
من از همین جا اعلام میکنم اگه دوباره یکی رفت مجلس که دلش شور عشق جوون قزوینی و خانم رایس میزد یا والاترین هدفش برکنار کردن آقایان فرهنگ و موقشنگ باشه و حتی بخواد اسم بوشهر رو هم عوض کنه من شماها رو مسئول میدونم... حالا خواه پند گیر خواه ملال!
آیا استاندار از بخشدارش خبری دارد؟
یادداشتی در مورد عدم کفایت و لیاقت بخشدار ریز
بخش ریز ـ یکی از بخش های استان بوشهر ـ سال هاست از عدم برنامه ریزی و مدیریت فعال رنج می برد به گونه ای که به قول شورای شهرش مردم هنوز در مرکز شهر ریزنان برای خوردن ندارند. (بنا به قانون در کلیه شهرها نان به جای این که به خانواده ها داده شود بایستی توسط نانوایی پخت گردد و از آنجا که سال ها ست هیچ نانوایی در شهر ریز فعال نیست و سهمیه آرد آن نیز بدون برنامه حیف و میل می شود پس گفته این عضو شورای شهر دور از واقعیت نیست.
بازگو کردن این مشکل بدان معنی است که کلاً بخش ریز از مشکلات بسیار پیش پا افتاده رنج می برد که می شود به جرأت گفت در دیگر مناطق محروم کشور این مشکلات وجود ندارد، و اما ریشه در کجاست؟
بازگو کردن این مشکل به معنای این است که وقتی مشکل زیاد است نمی دانیم از کدام گوشه شروع کنیم یا برای که بگوییم. به قول حافظ: بسی حکایت دل هست با نسیم سحر/ ولی به بخت من امشب سحر نمیآید
نویسنده این نوشتار معتقد است مادامی که مردم یک روستا و شهر و حتی کشور از بینش و آگاهی و همچنین روحیه ی انتقادی سالم و علمی برخوردار نباشند، همیشه مسئولین آنها نیز به ناچار دارای لیاقت کافی برای حل امورات و مشکلات آنها نیستند، پس در گام نخست یکی از مهم ترین دلیل عقب ماندگی بخش ریز مردم و جوانان و شوراها یی است که کلاً نسبت به بی عدالتی ها و ناکارامدی مسئولین خود بسیار خموش و بی تفاوتند .
اصولاً تغییرالگو های ابعاد نامطلوب یک جامعه توسط افراد و اقشار و تشکل های فعال و به صورت آگاهانه اتفاق می افتد ومعمولاً این افراد و تشکل های خود جوش طالب تغییر در زندگی شهر یا حتی روستای خود هستند که خلاء
این مسئله در بخش ریز به شدت احساس می شود و باعث سوءاستفاده بعضی از مسئولین و فرصت طلبان شده است.
بخش ریز به دلیل مهم ذکر شده همواره از چیدمان مدیریتی خود رنج می برده است .انتخاب بخشداران برای این بخش یا براثر یار گیری های نمایندگان مجلس بوده است و یا معاونین استاندار.(البته ناگفته نماند مردم منطقه همواره قدر دان برخی از مسئولین بخش ریز مانند یوسفی بخشدار سابق و یا مهندس محمدی شهردار فعلی هستند که در این نوشتار نیز مجموعه عملکردهای آنها به دلیل محبوبیت مردمی زیر سؤال نیست، گر چه از نظر من باز انتقاداتی بر نوع برنامه ریزی های آنها نیز واردبود )در حال حاضر بخشدار ریز به جرأت می توان گفت یکی از منفعل ترین بخشداران استان است .ایشان در تمام امورات و
مشکلات پیش رو در بخش ریز چهره ی یک مسئول کم کار را از خود نشان داده است و نتیجه این امر مشکلات عدیده ای است که در بخش ریز مردم با آن دست به گریبانند .
جناب استاندار؛ شما می دانید برخی
افراد موذی در بخشداری ریز(که حتی به عنوان آبدارچی به خدمت گرفته شده اند) توان تصمیم گیری بخشدار شما را هر روز به تحلیل می برند و بخشدار شما قدرت کنترل این جریان راهم حتی ندارد و نهایتا آن اداره به مرکز توجه به مسایل حاشیه ای و سوء گمان های کوته فکرانه تبدیل شده است.
نیروی طبقات پایین دست جامعه که ابعاد نامطلوب جامعه و گرانی ها و بی مدیریتی ها بیش از همه آنها را می آزارد،اکنون در بخش ریز خواستار پایان یافتن این وضع یاانتخاب مدیران لایق هستند وگر چه نمی توانند در هر شرایطی به نحوی نارضایتی خود را نشان دهند ولی قطعاً از وضعیت پیش رو راضی نیستند.
بخشدار ریز از مسئولینی است که در تمام جلسات مرکز شهرستان جم گرفته تا استان و حتی درجمع مدیران دیگر هیچ گونه اظهار نظری از خود نشان نمی دهد و حتی فرصت صحبت کردن خودرا در اختیار دیگران قرار می دهد.
این فرد چگونه می تواند از اعتبارات و جذب امکانات برای بخش خود دفاع کند؟!
آیا از این که صرفاً نیروی ارزشی و بسیجی و یا این که شورای نگهبانی باشی می توانی یک مدیریت فعال برای اداره کردن یک بخش که از مشکلات عدیده ای در رنج است داشته باشی ؟آیا کسانی که ادعا می کنند که دل شان با ولایت است دیگر کافی است که بر هر مسندی بنشینند و با پوستین مذهب دل مردم را از این نظام خسته کنند ؟آقای استاندار؛ برخی از مدیران شما در شهرستان جم مانند بخشدار ریز با عملکرد خود قطعاً زمینه ی ناامیدی مردم از این دولت را فراهم کرده است و اگر شما نماینده ی عالی دولت در استان هستید چرا طی یک نظر سنجی در این بخش این واقعیت را جویا نمی شوید؟
آن چه که برای استان ما سَم مهلک است وجود افراد نالایق در مصادر اموراست. چه بسا اگر افراد توانمند و لایقی در مصادر امر قرار می گرفتند، دیگر حداقل یک جمعیت 15 هزار نفری بخش ریز نگران نان خوردن نبودند.
جناب استاندار؛ شما نپرسیدید این بخشدار قبل از این که بر مسند ریاست بنشیند چه عملکردی را در کارنامه ی خود دارد و آیا برای شما سخت بود که بدانید ایشان به جز کارمندی ساده هیچ کدام از حوزه های خرد و کلان مدیریتی را تجربه نکرده است؟!
گفت و گو با "هادی منوچهری" هنرمند خوش نویس
به انگیزه برگزاری نمایشگاه نقاشیخط "باغ تنهایی":
آثار من مانند باران است، نه شبنم
پیشآغاز: "هادی منوچهری" هنرمند ارجمند بوشهری که هنر نمایی او در عرصه ی تئاتر ـ به ویژه نمایشهای رامتین بالف ـ فراموش ناشدنیست، از تاریخ 21 تا 28 دی ماه، دومین نمایشگاه نقاشیخط را با بهرهجویی از اشعار شعرای استان بوشهر با عنوان "باغ تنهایی" در گالری مجتمع فرهنگی ـ هنری بوشهر برگزار کرد. از وی پیش از این نمایشگاه نقاشیخط "بیداد" را در گالری حوزه ی هنری استان بوشهر شاهد بودیم . "هادی منوچهری" همچنان رغمارغم تمامی موانع و ناملایمات، گاهی بر "صحنه" و گاهی بر "بوم"، عشق و انسان را زندگی خواهد کرد. با آرزوی توفیق روز افزون برای این هنرمند توانمند، با وی به گفت و گو نشستیم:
• ایدهی نمایشگاه "باغ تنهایی" چگونه شکل گرفت؟
ـ بعد از نمایشگاه "بیداد" و بهره جویی از شعرِ شاعرانی چون: نیما، اخوان، شاملو و مشیری احساس کردم باید ادای احترامی نیز به شاعران برجستهی زادگاهم داشته باشم. بنابراین با درک این ضرورت، اشعاری از شعرای مطرح و ارجمند این اقلیم را برگزیدم و با دو هنر خط و نقاشی در آمیختم تا "باغ تنهایی" شکل گرفت.
• از معیارِ انتخاب شعر و شاعران بگویید.
ـ مهمترین معیار من، انتخاب شاعران مطرح و شناخته شدهی این اقلیم از چند نسل مختلف بود و نیز انتخاب بخشهایی از شعرِ این شاعران که از لحاظ مضمون و مفهوم به نوعی با هم پیوند داشتند و به ویژه تمِ "تنهایی" را از زاویهی دیدِ هر شاعر ترسیم می کردند.
• آیا در شکلگیری نقاشیها، مضمون و درونمایهی اشعار مورد توجهتان بود؟
ـ من سعی کردم هر نقاشی بر اساس حس و دریافتهایم به مضمون و فضای تصویری اشعار نزدیک باشد که امیدوارم این اتفاق افتاده باشد.
• همکاری "اداره ارشاد" با شما در برگزاری این نمایشگاه چگونه بود؟
ـ دلم خوش است که نامام کبوتر حرم است … "اداره ارشاد" برای من همواره عامل یأس و افسردگیست، اما در هر زمان با "هنر" رو درروی این "یأس" خواهم ایستاد.
• در پوستری که توزیع شد، اشارهای به اجرای موسیقی توسط گروه مولا در محل برگزاری نمایشگاه شده بود، اما این بخش حذف گردید، چرا؟
ـ ما بیشتر از نحوهی برداشتها آزار میبینیم. اما به قول سیمین بهبهانی: بلندترین صداها از حنجرهی مردم بر میآید، نه از پنجرهی بلندگوها.
• واکنش و دیدگاه مسئولان و متولیان فرهنگ و هنر استان را در برابر هنرِ غیر وابسته و هنرمند مستقل چگونه میبینید؟
ـ عمق فاجعه این جاست: در جایی که "نفرت" میروید، ما خوش بینانه بذرِ "عشق" می پاشیم. هرگز نمیتوان به درختی بی بار و بَر که با هر چه "سبز" است سرِ ستیز دارد، دخیل بست. در مصاحبهی پیشین با شما از "افسردگی" گفتم، اما این بار از " اضطراب" سخن میگویم. به راستی چه قدر تنها ماندهایم.
• و نمایشگاه بعدی؟
ـ در میان سبخزار، زمین ترک خورده از بیمهری همانند قلبهای نا آشنا با مهر و عشق، بیهیچ هیاهو!
• سخن ناگفته؟
ـ من چندان به تعداد بازدید کننده از آثارم توجهی ندارم. آثار من همانند باران است، نه شبنم. مایلم باران ذوق من بر حضور آرامش بخش آنان ببارد که باران را میفهمند و بدون چتر به استقبال آسمانی بارانریز میآیند.
نگاهی به آیینها از دریچهی دوربین
به انگیزهی برگزاری نمایشگاه "محرم تا صفر" در گالری حوزه هنری
عکسهای نمایشگاه "محرم تا صفر" نمونهای از عکاسی مردم شناسی است. این نمایشگاه حاصل کار 5 نفر از عکاسان هنرمند بوشهریست. خانم هزاره زندویان و آقایان محسن کیانپور، سجاد حیدرزاده، جلیل گلستانیان و محمد یوسفی، آثار خود را از 22 دی ماه در محل گالری حوزه هنری به نمایش گذاشتهاند.
عکاسی مردم شناسی، گسترهی بسیار بزرگی از زندگی سنتی انسانها را در بر میگیرد. به صورت کلی علم مردم شناسی به شناخت، بررسی و پژوهش تمامی ابعاد زندگی سنتی میپردازد. اهمیت این شناخت در جهت به دست آوردن هویت و شناسنامه ی فرهنگی هر فرد، ضرورتی انکار ناپذیر در زندگی انسان معاصر دارد. ریشههای عمیق انسان در زیر لایههای هزاران ساله زمان در آیینها، مراسم، اسطورهها، قصهها و زندگی سنتی مردمان هر سرزمین تبلور مییابد.
عکاسان حوزهی مردم شناسی در عکسهای خود به ثبت تمامی جزئیات زندگی سنتی میپردازند. جمعآوری و ثبت تمامی اسناد و مدارک زندگی سنتی به واسطهی فاجعهای که در حال حاضر زندگی انسان معاصر را در بر گرفته، از اهمیت فوقالعادهای برخوردار است؛ این فاجعه همان فراموشی و بیتفاوتی انسان معاصر نسبت به ارزشهای زندگی نیاکان خود میباشد. شدت گرفتن روز افزون کاهش حافظهی تاریخی انسان معاصر و به دنبال آن نابودی همیشگی خاطرات جمعی هر سرزمین و بیهویت شدن انسان، نتیجهی قطعی این روند است. هر عکسی نشان دهندهی یک موضوع در یک برهه از زمان و مکان
است و در واقع عکس با ثبت تصویری یک واقعیت و زمان و مکان حاکم بر آن میتواند با امانت داری دقیق به حفظ و نگهداری خاطرهی آن واقعیت بپردازد.
ارزش عکسهای قدیمی و تاریخی با گذشت زمان بیشتر میشود. اگر که با دقت به گذشتهی تاریخی کشورمان نگاه کنیم، میبینیم در حال حاضر شناخت نسبتاً کامل و دقیقی از دورهی قاجاریه داریم که دلیل اصلی آن عکسهاییست که از آن دوره باقی مانده، ولی متأسفانه این بازسازی ذهنی از زندگی در دورههای تاریخی قبل از قاجاریه وجود ندارد.
هر عکس با ثبت یک لحظه از زمان و انتقال آن به آینده به واقع یک لحظه از تاریخ و هویت ما را برای آیندگان به یادگار باقی میگذارد. عکسهای نمایشگاه "محرم تا صفر" همین رسالت را برای ثبت یک مراسم که از دل زندگی سنتی مردمان ما برآمده، بر عهده دارند. عکاسان این نمایشگاه با ثبت یک موضوع آیینی با نگاه هنرمندانه و ارائهی عکسهایی با کیفیت مطلوب، مخاطبین خود را خیلی خوب جذب میکنند، بر خلاف نمایشگاههایی
که در این چند ساله برگزار گردیده است.
مهمترین مسئلهای که در عکاسی مردم شناسی و البته در تمامی شاخههای عکاسی میبایست مورد توجه عکاسان قرار
گیرد، مرحلهی قبل از به دست گرفتن دوربین است. این مرحله چنان با اهمیت است که مطمئناً بدون آن اثر با ارزشی خلق نمیشود. مطالعه، بررسی و پژوهش دقیق و پردامنه نسبت به موضوع عکاسی، این اصل مهم و ویژه را شکل میدهد. ثبت اسناد تصویری بدون پشتوانهی پژوهش، کاری سطحی و بیارزش است.
ناآگاهی یک عکاس به راحتی از عکسی که از او بر جای مانده مشاهده میشود. حتی اگر جنبهی علمی عکاسی را مد نظر نداشته باشیم و فقط در پی یک فرم هنری خالص هم باشیم، یک عکاس که از موضوع، شناخت عمیقتر و بیشتری دارد، به فرمها و هنر متعالیتری دست پیدا میکند. مهمتر از آن، به دلیل همین شناخت عمیقتر، عکاس دارای دیدگاه هنرمندانهی خاص خود نسبت به موضوع عکاسی میشود. برآیند آن، مجموعهی کاملی از عکسهایی است که علاوه بر داشتن اطلاعات مورد نیاز مخاطب، نشانگر جهان بینی خاص آن هنرمند میباشد. وقتی ما عکسهای "آدامز" را میبینیم، علاوه بر دیدن طبیعت، طرز نگاه عمیق و شیوهی منحصر به فرد او را نیز نظارهگریم.
ویژگی بسیار مهم دیگری که عکاسان میبایست مد نظر داشته باشند، مستند بودن کاری است که انجام میدهند. یک عکس از مراسم عزاداری به عنوان یک سند در تاریخ باقی میماند. این اسناد بازگو کنندهی تمام مراحل و جزییات مراسم هستند و نسلهای آینده از روی همین عکسها در خصوص زندگی حال حاضر مردمان ما تحقیق و قضاوت میکنند. صرف ترکیب بندی و زیباشناسی هنری و یا شکار لحظه از حس و حال مردمی که در مراسم شرکت میکنند، نمی تواند تمام هدف نهایی عکاسی مستند باشد. مستند سازی دقیق از تمام مراحل و جزییات مراسم عزاداری بوشهر خیلی مهمتر از مثلاً حس و حال چهرهی یک سینه زن است. ثبت احساسات مردم عزادار هم در جای خود با ارزش است، ولی یک عکاس در چنین مواقعی میبایست رسالت خود را به خوبی بداند و دچار احساسات نشود.
حضور عکاسان خوب و ارائهی عکسهای با کیفیت ـ که نمایشگاه "محرم تا صفر" را متمایز نمود ـ و چنین حرکات فرهنگی را میبایست ستود.
پاسخی به جوابیه ی قدرت ا... رحیمی
در شماره ی 427 مورخه 9 دی ماه هفته نامه وزین نصیر بوشهر،آقای قدرت ا... رحیمی رییس مرکز آموزش از راه دور اداره کل آموزش و پرورش بوشهر عضو اصلی ـ ظاهراً ـ و ایدئولوگ مجمع «اصلاح طلبان واقعی» مقاله ای به چاپ رسانده بودند تحت عنوان «اعتدال آری، تندروی نه» که در آن، گروه های دیگری از اصلاح طلبان غیر همسو با خود را متهم به تندروی نموده و با انتساب شکست اصلاح طلبان در دو انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم به آنان، همگان را به در پیش گرفتن راه اعتدال و میانه روی، سفارش کرده بودند! از آن جا که مقاله ی مذکور دارای ابهاماتی بود و در بر گیرنده ی برخی موضوعات تأمل برانگیز، این جانب در جوابیه ای، ضمن طرح ابهامات موجود، سؤالاتی را با ایشان در میان گذاشتم که در شماره 428 مورخه 16 دی ماه هفته نامه نصیر بوشهر با عنوان «اندر حکایت اعتدال و تندروی» درج گردید. اما ایشان ظاهراً به منظور فرار از پاسخ گویی به سؤالات مطروحه و ناتوان در رفع منطقی ابهامات، جوابیه ای را در شماره 429 هفته نامه مذکور به چاپ رساندند تحت عنوان «اندر حکایت تداوم حرکات چریکی و تند» که نه تنها رافع آن ابهامات نبود که مجهولات و موضوعات مبهم دیگری را نیز به مقاله قبلی خود افزوده و بنده را مجبور نمودند تا برای یافتن پاسخی به سؤالات پیشین خود، مجدداً دست به قلم شده و باعث تسدیع اوقات گرانقدر خوانندگان محترم نشریه شوم. اما متأسفانه و با عرض معذرت از محضر خوانندگان، چون آقای رحیمی مطابق سنت مألوف خود و با تأسی از آموزه های مکتب «کیهان» برای فرار از پاسخ گویی و به تصور خود به منظور بیرون راندن حریف از گود، متوسل به شیوه ی حقیر و غیر اخلاقیِ پرونده گشایی و پرونده سازی شده اند، ناگزیرم تا ضمن پیگیری دریافت پاسخ سؤالات قبلی خود، متقابلاً و متأسفانه به شیوه ی خودشان، به برخی از فرمایشات جدید آن بزرگوار هم جواب بدهم:
1ـ آقای رحیمی عزیز! بالاخره نفرمودید جنابعالی که مجلس ششم را به خاطر تصویب آن دسته از لوایح و طرحهایی که در مقاله قبلی خود از آن ها نام برده بودم، تندرو خطاب کرده و گناه شکست اصلاح طلبان را متوجه آن دانسته بودید، کاندیداهای مورد نظر شما در صورت گزینش در انتخاب مجلس هشتم، پی گیر تصویب چه لوایح و طرح هایی باید باشند که در پرتو آنها، آزادی مطبوعات، آزادی انتخابات، احقاق حقوق شهروندی، کنترل قدرت حکومت،پیشگیری از ادامه ی رفتارهای مغایر با قانون اساسی، اجرای دقیق قانون اساسی، رفع تبعیض های اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و قومی و جنسیتی، ریشه کنی فقر و فساد و گرانیِ رو به گسترش در جامعه و… تأمین و محقق گردد بی آن که مشمول انگ و بر چسب تندروی بشوند؟!
و حالا با اجازه ی شما، می پردازیم به مابقی فرمایشات تان و امیدوارم که در صورت اعتنای به آنها از پاسخ گویی به سؤالات اصلی من که در سطور بالایی نیز تکرار شده است، طفره نروید.
2ـ فرموده اید: «شما در نوشتههایتان به جبر تاریخ اشاره
کردهاید، اتفاقاً نقطه ی افتراق ما با شما همین جاست. خود شما هم اگر مشی تندروانه ی قبلی را می خواهید ادامه دهید، باید گروه های چریکی ایجاد نمایید و بلدوزرها و ارابه ی ملت به قول هِگل را برای ویرانی آماده کنید. البته کدام ملت
برای من جای سئوال است؟ آقای فقیه! ما از نظر اعتقادی به جبر تاریخی شما معتقد نیستیم».
و اما جواب: جناب رحیمی! شما که به تصور خودتان، برای به سکوت واداشتن من تصمیم به پرونده گشایی و دو سیه سازی داشته اید، حداقل می بایست به نقل از من، انگشت روی موضوعاتی می گذاشتید که در نوشته ی من هم آورده شده بود. اولاً بفرمایید در کجای مطالب اینجانب «به جبر تاریخ» اشاره شده است که شما پای این مقوله ی مادر مرده ی جامعه شناختی فلسفی را هم به میان کشیده اید؟! فکر نمی کنم برای یافتن بهانه ای برای ورود به مبحثی که اصلاً در مقاله ی من موضوعیت نداشته است، احتیاج به تحریفی به این آشکاری داشتهاید. شما بدون نیاز به هر دست آویز و سند و مدرکی هم مجاز و مختار هستید تا هر چه از این حقیر می دانید و یا تصورش را می فرمایید، در پرونده ی همیشه مفتوح این جانب جا سازی نمایید و خود را تا آخر عمرتان از این قید دست و پاگیر اصلاح طلبی و این چسب