صفحه نخست | بایگانی

...

شنیدنی ها

اولین خلبان خانم بوشهری در دفتر نصیر بوشهر

پورفاطمی : مجلس هشتم مانند مجلس هفتم نخواهد شد

پاسخ به جوابیه ی خورشید فقیه - قدرت ا... رحیمی

جدالی دست کم بی‌فرجام - عباس عاشوری‌نژاد

سخنی با اصلاح طلبان استان :مسؤول تکرار هر فاجعه ای در انتخابات پیش رو هستید - سجاد بهزادی

حسین؛ عصاره‌ی هستی - حسین رویین‌تن

هورا، هورا بازی تجدید شد! - عبدالعزیز افتخاری

با درخشش درویشی اهواز به فوتبال بوشهر تعظیم کرد - حسن غریبی

حاج مجید چاهی‌بخش مدیر عامل ایرانجوان بوشهر:امیدوارم مسئولین استان ما را تنها نگذارند

از دروازه‌بانی تیم ملی تا تدارکات تیم‌های پایه‌ای شاهین

بیش از 400 متکدی پاکستانی از بوشهر اخراج شدند

نشست سرد استاندار با اصناف!

بیانیه‌ی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) شعبه بوشهر درباره‌ی رد صلاحیت عقیدتی سیاسی در انتخابات نهادهای صنفی بازار

رییس شورای اسلامی شهر بوشهر :هنوز با ایده‌آل‌ها فاصله‌ی زیادی داریم - مریم خوئینی

بیانیه‌ی جمعی از اصلاح‌طلبان (واقعی)

جوابیه رئیس سابق سازمان اتوبوسرانی بوشهر و حومه به معاونت دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر

نقطه‌ی شروع - مرتضی زندپور

زبان عاشقی - گلنظر ـ شاعر تاجیک

سفره‌ی دل - محمد آذری

شبه شعرهایی به اسم فرامدرن

شبه شعرهایی به اسم فرامدرن

هفت کتاب شعر از نبض اتفاق تا صلیب مهیا - حسن حاتمی

رها ز منت باران - مریم قاسمی

بازبینی چهارمین جشنواره تئاتر استانی بانوان(ریحانه)

یلدای ائتلاف و متل گفتن گرگو

با کاندیداهای مجلس هشتم(2)

یاد‌ها و خاطره‌ها با سوگواران ایام دیرین - سیداسماعیل امامزاده‌ئیان

سلام بر امام عشق - مرتضی کُللی‌ خورموجی

صدای نفس مدعیان پشت گوش یکدیگر عملکرد 7 هفته‌ای تیم‌های لیگ استان

عادل کاشرفی مدافع شاهین پارس جنوبی بوشهر:امیدوارم بتوانم فردی مفید برای باشگاه شاهین پارس بوشهر باشم

دختر فوتبالیست؛ باید انتخاب شوی

زیر ذربین

بازگشت رفیعی به خانه‌ی خود

...

شنیدنی ها

احمدی‌نژاد و سفر به استان
شنیده شده است احمدی‌نژاد رییس‌جمهور در این هفته به استان بوشهر می‌آید. شنیدنی‌ها حاکی است وی چند بار قصد سفر دور دوم خود به استان بوشهر را داشته ولی تا کنون این سفر انجام نشده است.
ردصلاحیت شدگان هشتمین دوره مجلس در استان
شنیده شده است در استان بوشهر بیش از 27 نفر از کاندیداهای هشتمین دوره مجلس رد صلاحیت شده‌اند. شنیدنی‌ها حاکی است: محمد دادفر، شکرا... عطارزاده، حسن قائد‌زاده، مهرزاد رییسی‌‌نژاد، کدخداپور، علی احمدی، رمضان خضری، یونس خسروانی، عبدالرضا زمانی، ذاکری، علمداری و تعدادی دیگر رد صلاحیت شده‌اند. گفته می‌شود غیر از شکرا... عطارزاده اکثر رد صلاحیت شدگان شکایت خود را تحویل هیأت نظارت شورای نگهبان داده‌اند.
اصلاح‌طلبان تأیید شده
شنیده شده است دکتر محمد باقر هوشنگی، دکتر عباس لیراوی، دکتر محمود جمهیری، نعمـت‌ا... شیخ‌سقا از حوزه‌‌ی انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم، حجت‌‌الاسلام پورفاطمی، ماشاءا... حیدرزاده، تاج‌الدین از حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان، اکسیر، مجید حسینی کنگانی، علی ایاز، علی کرمی از حوزه دیر و کنگان و جم و ریز و اسکندری و یدا.. قائدی‌ از حوزه انتخابیه دشتستان از افراد اصلاح‌طلب تأیید شده در استان بوشهر می‌باشند.
13 روستا بدون شورا
شنیده شده است 13 روستای استان بوشهر در انتخابات شورا به علت به حد نصاب نرسیدن کاندیداها نتوانستند اعضای شورای روستای خود را انتخاب نمایند. گفته می‌شود از آن زمان تا کنون اهالی این 13 روستا با مشکلات زیادی روبرو هستند. شنیدنی‌ها حاکی است اهالی این روستا از استاندار بوشهر تقاضا نموده‌اند که انتخابات شورای روستاها همزمان با انتخابات مجلس برگزار گردد.
ممنوع شدن پرداخت وام از بانک‌ها
شنیده‌ شده است تمامی بانک‌های استان به جز بانک ملی از پرداخت وام به متقاضیان منع شده‌اند. گفته می‌شود متقاضیان وام، سرگردان منتظر اعطای تسهیلات از طریق با‌نک‌ها می‌باشند.
ردصلاحیت عجیب عطارزاده!
شنیده شده است رد صلاحیت عطارزاده موجب تعجب اهالی استان بوشهر گردید. شنیدنی‌ها حاکی است عطارزاده اعتراضیه‌ی خود به نظر هیأت اجرایی انتخابات را تا صبح شنبه تحویل هیأت نظارت شورای نگهبان نداده است. گفته می‌شود وی رایزنی‌های خود را با احمدی‌نژاد رییس‌جمهور برای تأیید صلاحیت آغاز کرده است. همچنین گفته می‌شود اکثر ائمه جمعه و جمع زیادی از اصولگرایان استان با عطارزاده مخالفند.

...

اولین خلبان خانم بوشهری در دفتر نصیر بوشهر

اولین خلبان خانم بوشهری در دفتر نصیر بوشهر
اولین خلبان خانم بوشهری هفته گذشته از هفته نامه نصیر بوشهر بازدید کرد. خانم سمیه حنسیر اولین خانم خلبان بوشهری در سال 1366 متولد شده و از 18 سالگی به آموزش خلبانی در تهران مشغول بوده است خانم خنسیر با دو تن از خانم‌های مهماندار هواپیمایی ایران ایر در تهران در حال گذراندن مراحل پایان آموزش خلبانی است. گفت و گوی نصیر بوشهر با ایشان هفته آینده در نشریه چاپ می‌گردد.

...

پورفاطمی : مجلس هشتم مانند مجلس هفتم نخواهد شد

پورفاطمی : مجلس هشتم مانند مجلس هفتم نخواهد شد
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: نماینده‌ی مردم دشتی و تنگستان در مجلس هفتم گفت: اگر انتخابات را آزاد بگذارند، اصلاح‌طلبان اکثر کرسی‌های مجلس هشتم را از آن خود خواهند کرد. در این صورت یک نقطه تعادل برقرار می‌گردد و مجلس هشتم مانند مجلس هفتم نخواهد شد.
پورفاطمی افزود: اصول‌گرا‌یان کاندیداهای خودشان را دارند. ما نیز در نشست‌هایی که با دوستان اصلاح‌طلب داشتیم به یک جمع‌بندی رسیده‌ایم.
وی خاطر نشان کرد: امیدواریم بتوانیم از کل استان، چهار نفر اصلاح‌طلب معرفی کنیم. در حال حاضر نیز هم در مرکز و هم در استان و هم در شهرستان‌ها به یک جمع‌بندی مطلوب رسیده‌ایم.

...

پاسخ به جوابیه ی خورشید فقیه - قدرت ا... رحیمی

پاسخ به جوابیه ی خورشید فقیه
در پاسخ به مطلب "اعتدال آری، تندروی نه" اینجانب، آقای خورشید فقیه نوشته‌ای تحت عنوان «اندر حکایت اعتدال و تندروی» را به رشته تحریر در آوردند که ناگزیر به پاسخ َتحت عنوان «اندر حکایت حرکات چریکی و تند» شدم. بعد از چاپ مطلب، بعضی از دوستان محترم به اینجانب و آقای فقیه پیشنهاد دادند مسئله تمام شده تلقی شود و مطلبی نوشته نشود، که به احترام آقایان پذیرفتم، اما آقای فقیه امتناع کردند و مجدداً واکنش تندی نشان دادند. با توجه به این که در مطلب ایشان در شماره 430 هفته نامه نصیر بوشهر مطالب قابل تأملی ذکر شده است ناگزیر به پاسخ گویی شدم به ویژه این که برای من مجهول است که با چه کسی مواجه هستم؟ قلم به دستی که مدافع جمهوری اسلامی است؟! مدافع اصلاحات ایدئولوژیک دینی و اسلامی است؟! مدافع دولت و عملکرد دولت آقای خاتمی است؟! یا « رویزیونیستی» (عدول کننده از اصول اولیه) هستند که از اصول اولیه فکری خود عدول کرده که گناهی هم به شمار نمی‌رود و عین صواب و اصلاحات است! وای بسا فرهیختگان و اندیشمندانی در جامعه‌ی خودمان هم بوده‌اند که از خط و مشی اولیه‌ی خود چندین و چند بار عدول کرده‌اند و برخی از آنان در عین جوانمردی و صداقت، تغییر دیدگاه‌های خود را شفاف و روشن بیان نموده‌اند، مانند جلال آل احمد که از چپ توده‌ای تا مسلمان و ناسیونالیست و . . . را تجربه کرده و یا احسان طبری که پس از هفتاد سال دیدگاه مارکسیستی و به عنوان تئوریسین کمونیست های ایران و منطقه سرانجام به تفسیر قرآن در زندان روی آورد و به گفته‌ی خود، در مصاحبه‌ی تلویزیونی سال 58:«عمر زیادی به هدر رفت، چیز زیادی از این باغ خزان زده نصیب ما نگردید. حال باید به امام خمینی روی آورد و از او ارشاد خواست» و یا در جناح مقابل شخصیت هایی مانند سعید حجاریان و اکبر گنجی
حال آیا شما تغییر موضوع داده‌اید ـ که جای بسی خوشبختی است و بیان آن نشان از شهامت شما دارد ـ یا همان کمونیست دهه 50 و اوایل 60 در دیّر باقی مانده‌اید؟!
آقای فقیه؛ از این که پشت توپخانه کیهان پناه گرفته اید و برای مشوش نمودن اذهان و تبرئه‌ی خودتان مطالبی متناقض آورده‌اید جای بسی تأسف و تأمل است! مجبورم تناقض های نوشتاری شما را بیان نمایم و در پایان مجدداً به سؤالات شما پاسخ دهم تا خیال‌تان راحت شود.
1. نوشته‌اید: «آقای رحیمی مطابق سنت مألوف خود و با تأسی از آموزه های مکتب کیهانی برای فرار از پاسخ گویی و به تصور خود، به منظور بیرون راندن حریف از گود، متوسل به شیو‌ه‌ی حقیر و غیر اخلاقی پرونده گشایی و پرونده سازی شده‌اید»!
آقای فقیه؛ آیا طرح این مطلب به این شیوه زبونانه و غیر اخلاقی نیست؟ آیا سعی نکرده اید اذهان را نسبت به اینجانب مشوش کنید تا بتوانید حرف های بعدی را بزنید؟
فرموده‌اید: پرونده‌سازی! کدام پرونده؟ پرونده ای که خودتان هنوز آن را مفتوح قلمداد کرده‌اید!
آن جا که آورده اید: «در پرونده‌ی همیشه مفتوح این جانب جاسازی نمایید.»
همان پرونده‌ای که حاوی جریانات مبرهن و روشن شما در دیّر از سال های 49 تا 59 به مدت ده سال بوده است. آن هم ترویج ایدئولوژی چریک‌های فدایی خلق که منجر به جذب تعدادی از دانش‌آموزانی شد که سرانجامِ بعضی از آنها به اعدام کشیده شد. ـ آن هم از خانواده های فقیر و تهیدست منطقه ـ و بحمدالله خود در پرتو شگردهای تاکتیکی و زیرکانه که نشان از درایت اجتماعی شماست از سال‌های 60 تا 76 از ترس ورود به چالش‌های اجتماعی گذشته، گوشه‌ی عزلت اختیار کردید و از خرداد 76 که فضای سیاسی بازتر شد ـ و حق قانونی ملت هم همین بود ـ شما در زیر پرچم اصلاح طلبی، که خود را به آن آراسته‌اید، در نهایت طوری عنوان می‌کنید که گویی کاتولیک تر از پاپ هستید تا چالش‌ها به حد اعلا برسد و اصلاحات هم شکل نگیرد و شاید بر اساس اصول جهان بینی خود مجدداً آنتی تز در درون تز ایجاد شود و نتیجه‌ی آن جامعه‌ی بی‌ طبقه کارگری شود و در همین اثنا هم کتاب چاپ می‌کنید و برای فروش آن به هر شیوه‌ای متوسل می شوید.
2. موضوع جبر تاریخ: در نوشته‌ی قبلی خود آورده‌اید «در مقابل اعمال ضد تکاملی و خلاف مسیر تاریخی آنان . . . » منظورتان از این مطلب چیست؟ مگر نه این است که خاستگاه ایدئولوژیکی افراد از واضعان اندیشه متفکران آن نشأت می گیرد. البته تبیین جبر تاریخ را به خود شما واگذار می‌کنم که مرید این تفکر بوده‌اید و یقیناً با مانیفست و کاپیتال و اندیشه‌های چپ هم آشنایی کامل دارید.
آقای فقیه! مگر نه این است که کارل مارکس به صراحت بیان می‌دارد: «من اندیشه‌ی هگل را بر قاعده‌ی نشاندم و تاریخ با ارابه خود بر اجساد انسان‌ها می‌تازد و به پیروزی پرولتاریا می‌انجامد» (به نقل از کتاب مانیفست مارکس) آیا سیر تکاملی تاریخ از دیدگاه شما غیر از این است؟
3. از این‌که هم فکران شما اطلاعات غلطی در خصوص مسائل شخصی اینجانب داده اند، متأسفم. گرچه نمی‌خواستم وارد مقوله شخصی شوم، اما به قول خودتان «از لحاظ اخلاقی محق به این نیستیم که در برابر کتمان حقایق سکوت کنیم.» دوست دارم بفرمایید، در کدام مسجد و در چه تاریخی و به نقل از چه کسی، من کتاب شریعتی را سوزانده‌ام؟ و یا عضو کدام هسته‌ی گزینش بوده‌ام؟ تا آن‌جا که خودم اطلاع دارم از ابتدای خدمت تاکنون در هیچ سمت اجرایی گزینشی نبوده‌ام و کسی هم از ناحیه‌ی من تصفیه نشده است. اگر حتی یک نفر سراغ دارید با مدرک ارائه کنید تا حداقل خودم بدانم و از این کشف بزرگ مطلع شوم!
آقای فقیه! من مثل حضرتعالی تعداد زیادی دانش‌آموز داشته‌ام که اکنون حاضر و زنده هستند و حداقل آنان را مسخ فکری و اطلاعاتی نکرده‌ام که خود اکنون گوشه‌ی عافیت بنشینم و بر اجساد آنان نعره‌ی پیروزی سر دهم و آن را کارنامه‌ی مبارزاتی خود قلمداد نمایم. به عرض شما برسانم تا الان که حدود 30 سال از حضورم در این نظام می گذرد. سعی کرده ام دچار بحران هویت یا از خود بیگانگی نشوم و همواره همگام با توده های مردم جامعه ام از یک طرف و اندیشمندان مصلح از طرف دیگر قلم و قدم بزنم و دچار چپ روی و زیگراگ شخصیتی نشوم و تعجب می‌کنم در انتخابات هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی که به واسطه جزم اندیشان کیهانی رد صلاحیت شدم، این مادر مرده به داد من نرسید و از دم برّان تصفیه گذشتم که اکنون شما مرا متهم به تصفیه و افراط گرایی می‌کنید!
4. آن جا که نوشته‌اید عضویت در حزب: به اطلاع شما برسانم که من عضو هیچ حزب و گروهی به جز انجمن اسلامی معلمان نیستم و اما درباره‌ی افاضات جنابعالی مبنی بر کاسه لیسی یا موس موس کردن، حتماً در این زمینه با بنده تفاوت ماهوی دارید، زیرا تا آن‌جا که بر همگان مبرهن و آشکار است 2 سال از بهترین لحظه های عمر من زیر باران گلوله‌های دشمن گذشته است و بر این می بالم که این دو سال هم از تمامیت ارضی، ناموس و شرفم و هم از عقیده‌ام دفاع کرده‌ام و چشم داشتی هم در آن دوران آتش و خون و گلوله مبنی بر سهم خواهی نداشته‌ام و اگر هم گلوله‌ای نصیبم نشد و به شهادت نرسیدم شاید کم سعادتی و بی‌لیاقتی بود که زنده بمانم و اکنون با شما حشر و نشر داشته باشم. در حالی که هم پالکی‌های شما در همان دوران با کلاش‌ها و گرینف‌های اهدایی از کرملین سینه های امثال بنده و سایر جان بر کفان را آماج گلوله‌های خود قرار داده بودند و خود جنابعالی به ترویج اندیشه‌ی ماتریالیستی می‌پرداختید. واقعاً نهایت خودبینی است که متقاضی پست‌های کلیدی و به گفته‌ی خودتان "کاسه لیسی" و شاید رهبری جامعه هم باشید.
5. در بیانی دیگر به صورت متناقض و آشکار ادعا کرده‌اید که «سیاسی نیستم و سیاست را الک کرده‌ام و الک را خُرد کرده‌ام.» اما این دروغی آشکار بیش نیست و در دو سطر بالاتر از همین مطلب اشاره صریح نموده‌اید که: پرونده سیاسی‌ام مفتوح می باشد. همین مقال هم مؤید سیاسی بودن، بلکه مبارز بودن شماست که هنوز هم بر آن پیمانید و از گردونه‌ی سیاست خارج نشده‌اید. حتی دفاع از اصلاح طلبان پیشرو توسط شما هم در همین راستاست. آیا این‌گونه نیست؟
6. آقای فقیه! بنده‌ی یک لاقبا که باشم که ملک چین و شوروی را به شما ارزانی کنم که به اعتراف خودتان نه ظرفیت آن را دارید (فقط به یک کاسه لیسی اکتفا کردن) نه هم اصول اصلاح طلبی کنونی شما ایجاب می‌کند که جهان گشایی و جهانگیری کنید!
7. در مورد تندروی اینجانب: نسبت به آقای ابطحی ارزشی و مهندس عباسی هم ادب و امانت داری حکم می‌کند که چیزی ننویسم و پاسخ را به آقایان واگذار می‌کنم تا اگر صلاح دیدند پاسخ دهند. من هم متقابلاً از شما سؤال می‌کنم چرا در مشی خود به صورت آشکار و پنهان شخصیت‌های بزرگی هم چون حسن زنگنه و اسکندر احمدنیا را آماج تیرهای زهرآگین خود قرار داده‌اید؟ "استاد زنگنه"‌ای که با ترجمه های خود خدمات ارزشمندی به ایران و به ویژه استان بوشهر نموده اند و آقای "احمدنیا"یی که ادیبی متواضع و قابل احترام است.
8. اما در مورد کتب تاریخی: بر این باورم که جنابعالی مدت‌های مدیدی نظرتان معطوف به کرملین و انقلاب بلشویکی روس بوده است و طبعاً حوزه‌ی مطالعات شما بیشتر کتب مارکسیستی و چپ گرایانه بوده و به همین دلیل هم به خود اجازه نداده‌اید یک کتاب خارج از حوزه‌‌ی نویسندگان مورد قبول و کعبه‌ی آمال‌تان مطالعه کنید وگرنه صدها جلد کتب تاریخی در این زمینه توسط مؤلفان متعدد به رشته تحریر درآمده است. گرچه بضاعت علمی نگارنده در این زمینه کم است، اما با همین بضاعت کم، کتاب‌هایی همچون تاریخ انقلاب کبیر فرانسه نوشته "آلبرسبول" تاریخ جهان نو تألیف "پالمر" و تاریخ جهان در میان دو جنگ و کالبد شکافی چهار انقلاب از "کربن برینتون" را می‌توان نام برد.
9. اما در پاسخ به سؤالات مطروحه‌ی شما: برای رفع ابهام از ذهن شما به عرض‌تان برسانم که من و دوستانم به نظام جمهوری اسلامی ـ نه یک کلمه کم و نه یک کلمه زیاد ـ اعتقاد داریم و هر نوع اصلاحی را در چارچوب قانون اساسی می پذیریم و حرکت‌های بر اندازانه را قبول نداریم و نمی‌خواهیم نظام ساقط شود. ما ارابه‌ی ملت را برای اصلاح امور می‌خواهیم نه برای ویرانی.
معتقدیم مطبوعات در چارچوب قانون اساسی باید بتوانند آزادانه منتشر شوند و هر گونه ممیزی غیر قانونی را خلاف می دانیم حال از ناحیه هر کسی و هر جریانی می‌خواهد باشد.
معتقدیم حتی شما و جریان فکری شما هم حق دارید صاحب رسانه و ارگان رسمی باشید.
معتقدیم هر شهروند ایرانی که اعتقاد به قانون اساسی دارد فارغ از هر گونه گرایش فکری، عقیدتی، یا نژادی و جنسیتی محق است برای اعتلا و پیشرفت کشورش خود را سهیم بداند و در قوای سه‌ گانه‌ی کشور مشارکت تام و تمام داشته باشد.
همچنین معتقدیم قانون اسلام مترقی‌ترین قوانین در خصوص حقوق شهروندی بدون هیچ‌گونه تبعیض و یا جنسیت است. در روند اصلاحات مصر بر رفع نواقص موجود و اصلاح امور جامعه و عمل به قانون و قانون گرایی هستیم.
معتقدیم نمایندگان مردم محق و مختارند نسبت به کلیه امور مملکتی اعم از جزئی و کلی اظهار نظر نمایند و هیچ موضوع مخفی و اسرار مگویی نباید برای نمایندگان مجلس وجود داشته باشد.
موضوعات ذکر شده، مطالبات ماست و در آینده برای تحقق آنها تلاش خواهیم کرد.

...

جدالی دست کم بی‌فرجام - عباس عاشوری‌نژاد

جدالی دست کم بی‌فرجام
به دوستان عزیزم جناب رضا معتمد و جناب حسن لاوری
می‌خواهم بی‌مقدمه در این اندک زمانی که به نوشتن این یادداشت اختصاص می‌دهم از دوستان ارجمندم بخواهم که به جدال بی‌فرجام چند هفته اخیر پایان دهند. این جدال را "بی‌فرجام" خواندم، اگر چه درست بود آن را "بد فرجام" بخوانم، چرا که من با مطالعات اندکی که در حوزه جامعه‌شناسی با نگاه مردم شناسی داشته‌ام پیشاپیش می‌دانم که در آن چه نوشته‌اید و از این پس اگر ماجرا را ادامه دهید، چیزی بیرون نمی‌آید مگر ایجاد موج جدیدی در میان خودتان و دوستان‌تان که در نتیجه آبروی انسان‌های دیگری در معرض صدمه‌ی جدی قرار می‌گیرد.
در واقع هدف هر دو طرف ماجرا این است که ماهیت طرف مقابل را برای دیگران آشکار کند و این هدفی است که هرگز تحقق نخواهد پذیرفت، چرا که کسانی که مخاطب شما هستند در یک تقسیم بندی کلی جزء این دو گروه هستند یا اهل قلم و مطالعه هستند و یا نیستند و از سر اتفاق وارد این بحث شده‌اند. اگر اهل اندیشه هستند که سال‌ها هر دوِ شما و طایفه‌ی شما را ـ طایفه‌ی فکری ـ می‌شناسند که اگر نشناسند جای تأمل دارد. آنها سال‌هاست که هم نصیر را می‌خوانند و هم پیغام را، خاستگاه فکری و نوع جهت‌گیری و بلکه حاصل کار شما را می‌دانند، پس این گونه نوشتن‌ها قطعاً هیچ کمکی به آنها نخواهد کرد مگر ملالی و هزار افسوس از این کار‌نامه نویسی بی‌ملاحظه، و آنان که اهل اندیشه نیستند و احیاناً به هر دلیل گذشته و امروز با یکی و یک طایفه از شما مخالفند چیزی در بر نخواهد داشت مگر تحصیل اتهاماتی از شما و احیاناً تقویت دیدگاه‌های قبلی‌شان.
متأسفانه داستانی را آغاز کرده‌اید بد فرجام، بد فرجام بیشتر از لحاظ مردم شناسی و اخلاقی، خاصه که هر دوِ شما به خصوص مدعی اخلاق هستید و در این راه نکته‌ها نوشته‌اید. من وقتی جدال شما را مطالعه کردم بسیار متأسف شدم که در آن پای انسان‌های زیادی را به میان کشیده‌اید، انسان‌هایی که به هر حال هر کدام مدتی کار اداره فرهنگ این استان زرین فرهنگ را به عهده داشته‌اند، به آنها اتهاماتی وارد شده، هر کدام از آنها به طور قطع دوستانی و دشمنانی دارند. می‌خواهم بپرسم که آیا با توجه به آن چه نوشته شده، آنان یا دوستان و دشمنان آنان حق دارند به بازی شما وارد شوند و از خود اعاده آبروی کنند یا نه؟ و اگر می‌فرمایید "البته که حق دارند" آیا به نظر شما صحیح است که دو نشریه با استعدادهای فراوان و مخاطبان بسیار، صحنه جدال آدم‌هایی شود که به هر حال چشم و چراغ فرهنگ این جامعه بوده و هستند؟
آیا شایسته است در این شرایط که شما باید بیشترین دقت خود را صرف نوشتاری کنید که مردم بتوانند بهترین و فرهیخته‌ترین نماینده را حداقل برای استان انتخاب کنند، وقت خود را بر سر این حکایت‌ها بگذارید و نیروی خود را تحلیل برید.
البته من به تمام معنی کلمه درک می‌کنم که ما باید همدیگر را نقد کنیم، اما کجا؟ و چگونه؟ و می‌دانم که این عقده‌ گشایی‌ها همه به خاطر این است که ما نتوانسته‌ایم و یا نخواسته‌ایم در جایی مناسب و در شرایط مناسب کنار هم بنشینیم و یکدیگر را نقد کنیم، به آرامی یکدیگر را نقد کنیم تا تجمع این گلایه‌ها به عقده‌هایی مبدل نشود، عقده‌هایی به نام نقد که بی‌اختیار در شرایطی سرریز شود و به گونه‌ای جاری گردد که جمع کردن آن یکباره از توان هر دو خارج شود.
زخمی که می‌شد یا یک چسب ساده درمانش کرد، پنهانش کردیم و آن قدر بر روی آن باند پیچی کردیم و… که به سختی قابل درمان شده و من می‌ترسم زمانی که اراده‌ای برای درمان آن پیدا شود، آن زخم آن قدر له شده باشد که قابل درمان نباشد. بنابراین از دو طرف ماجرا جناب لاوری و جناب معتمد خواهش کنم که این جدال را در این جا به پایان ببرند تا در جایی دیگر در فضایی دیگر در کنار یکدیگر شرایطی مهیا شود که به نقد صحیح یکدیگر بپردازند. اگر این دو بزرگوار امروز با دلایل نگارنده، این داستان را به پایان نبرند، فردا مجبور خواهند شد به بهانه‌های دیگر این جدال را به پایان ببرند، و آن روز هر دو خسته‌اند و مطمئناً پشیمان.
از بزرگوارانی که نام‌شان نیز در این ماجرا برده شده، آقایان ارجمند: ابطحی، دکتر پولادی، رحیمی، بختیاری آزاد، شیروانی، اندایشگر، عمادی، مرادی، اکسیر، شیخ‌سقا، سید حسن موسوی، حاجی‌نژاد، شفیعی، تبادار، محبوبی، عباسی سملی، احمدنیا، هوشمند، زرین‌فر، محمدی‌باغملایی، حیدر‌زاده، کمالی، قائد‌زاده، جان‌احمدیان، و … خواهش می‌کنم وارد این ماجرا نشوید که اگر یکی وارد شود دیگری و … و از دوستان‌تان هم محبت فرموده بخواهید که همین رویه را در پیش گیرند. (واقعاً دقت بفرمایید که چه لشکری به میانه میدان فراخوانده شده‌اند!) و خداوند رحمت کند رضاییان و امامی را که دست‌شان از دنیا کوتاه شد چون همه‌ی ما که روزی به سرنوشت آنها گرفتار می‌شویم

...

سخنی با اصلاح طلبان استان :مسؤول تکرار هر فاجعه ای در انتخابات پیش رو هستید - سجاد بهزادی

سخنی با اصلاح طلبان استان :مسؤول تکرار هر فاجعه ای در انتخابات پیش رو هستید
از نحوه‌ی برخورد و بیان بی‌آلایش‌اش می‌توان گفت که فردی محبوب و دوست داشتنی است، مثل بعضی‌های دیگر .
اما آن چه که باعث گردیده نویسنده، محبوبیت این سردبیر را که شاید در زمینه سیاسی خیلی هم با هم نزدیک نباشیم به قلم بیاورد اتفاقی است که مدتی قبل به مدت دو روز خود شاهد آن بودم .( همه می‌دانند که لاوری و هفته نامه‌اش همیشه حامی جریان اصلاح طلبی و روشنفکری در استان بوده است اما به دلیل نوع نگاهی که ایشان نسبت به اعتدال نیروهای سیاسی در کشور دارند من را ـ که با افتخار می‌گویم یک اصلاح طلب پیشرو هستم ـ با او از این حیث کمی دور نگه داشته است).
و اما بهانه نوشتن این مقاله:
در گیر و دار این نابسامانی های سیاسی در کشور و خستگی و خموشی افراد اصلاح طلب از پیاده نظام تا سواره نظام، سردبیر نصیر تصمیم می‌گیرد عده‌ای را دور هم جمع کند تا به قول خودش حرف هایی ازانتخابات پیش رو را با آنها در میان بگذارد.من نیز که اتفاقی در دفتر نصیرحضور داشتم شاهد تماس‌های یک روز قبل از گرد‌همایی وی بودم و مانده بودم که لاوری چگونه می‌خواهد چند صد نفر از اصلاح طلبان به قول خودش واقعی را از سراسر استان گرد هم آورد .
به او می‌گفتم چگونه می‌خواهی با تماس تلفنی و این همه بی خیالی، افراد شاخص اصلاحات را دور هم جمع کنی در حالی که همه خسته و تنبل شده اند و از طرفی دوست داشتم سرانجام این کار را ببینم .( من با لاوری بارها به دادگاه رفته ام و هر دو شاکی‌های مدعی داشتیم و من در آن شرایط همواره نوعی بی خیالی و حتی بهتر است بگویم بی برنامه‌گی او را شاهد بودم و با خود فکر می کردم او چگونه و با چه برنامه ای می خواهد با یکی دو روز هماهنگی تعداد زیادی را در یک جلسه ازتمام نقاط استان دور هم بنشاند).
کنجکاوی من و بی خیالی لاوری باعث شد که خودم را ناگاه بدون این‌که تصمیمی از قبل داشته باشم در جلسه فردای آن روز در کاکی ببینم .
درآن روز چشمم به اصلاح طلبانی افتاد که واقعاً اصلاح طلب بودند و ازشهرستان های استان بوشهر همه دور هم گرد آمده بودند. اصلاحات این همه محبوب مانده است یا لاوری نمی‌دانم، ولی به واقع افراد زیادی که که حتی در سالن جای نشستن نداشتند حضور داشتند . هم عکاس لاوری شدم و هم گزارشی برایش نوشتم تا شاید من نیز دین خود را نسبت به این مرد بزرگوار ادا کرده باشم.
و اما نکته‌ی اصلی :
یک هفته بعد از این جریان دوستانم که به لحاظ فکری، من با آنها قرابت بیشتری حتی نسبت به لاوری دارم به جم آمده بودند تا ائتلاف اصلاح‌طلبان شهرستان جم را تشکیل دهند .(من در اینجا از تمام اصلاح‌طلبان جم که با رأی خود به اینجانب من را به عنوان یکی از نمایندگان خود در ائتلاف و هم چنین تمام افرادی که با اظهار نظر اینترنتی از انتخاب من خوشحال شده بودند سپاس‌گزاری می کنم) من در آن جلسه به شکوهی و دیگردوستان در مورد محبوبیت لاوری به عنوان یک اصلاح طلب در استان که به یقین در هر لحظه ومکان که اراده کند می تواند عده‌ای زیادی را با این جریان همسو کند اشاره کردم و تأکید کردم انشعاب اصلاحات در استان به گونه‌ای که لاوری و دوستانش از یک طرف و ائتلاف اصلاحات از طرفی دیگر تشکیل داده‌اند به نفع جریان اصلاحات نیست والان نیز به نظر می‌رسد هر روزآن شکاف بزرگ‌تر می‌شود .
به عنوان فردی ازائتلاف اصلاح طلبان دوست دارم که یک بار دیگر با اتحاد اصلاح طلبان حماسه‌ی 2 خرداد را این بار برای مجلس شورای اسلامی دوباره ببینم ولی با این روندی که در استان پیش می‌رود می‌ترسم داغ دیگری بر دل‌مان بنشیند.
اصلاحات در برخی حوزه‌های کشور نیرو ندارد و در برخی حوزه های دیگر مانند استان بوشهر نیرو بیش از یک نفر دارد ولی آقایان به دعوا افتاده‌اند. نتیجه‌ی هر دو یکی است: رفتن عطار و امثال قیصر به مجلس و بی‌آبرویی استان .( رد صلاحیت عطارزاده در حوزه بوشهرتوسط هیأت اجرایی گر چه پیام بزرگی به عطار است ولی از نظر من نقشه‌ای بیش نیست و او توسط نیروهای جنتی و احمدی نژاد تأیید صلاحیت خواهد شد.)
و اما در پایان دوره مجلس هفتم برای عطار باید مرثیه‌ای خواند و بعد برای استان‌مان بوشهر که عطار آن را به خاک سیاه نشانده است مرثیه‌ای دیگر. برای حوزه دیر و کنگان وجم نیز باید تأسف خورد که چگونه مردمش در دوره قبل قربانی بی چون و چرای مردی از تبار پوپولیسم شدند؛ قیصر صالحی را می‌گویم.
در استان‌مان بوشهر این دو حوزه بیش از تمام حوزه‌های کشور آسیب دید .نمایندگان این دو حوزه حتی به لحاظ کلامی سراسر خطا بودند و جز کینه مردمی چیزی از خود به جا نگذاشتند .
جناب آقای لاوری و دوستانش و دیگر اصلاح طلبانی که در استان شقه شقه شده اند باید بدانند که در این دوره مسئولیت راه یافتن افراد نالایقی چون عطار و قیصر با آن‌هاست. اصلاح طلبان در صورت راه یافتن افرادی نالایق به مجلس در برابر آبروریزی‌ها و عقب ماندگی‌ها به مردم مسئول هستند و باید از قدرت یکپارچه خود استفاده کنند.
جناب لاوری؛ ما فراموش نمی‌کنیم زمانی که همه تریبون های اصلاح طلب استان ، پس از رفتن عطار به مجلس تا مدت‌ها خموش بودند و او را نقد نمی‌کردند، نصیر بوشهر همواره از همان ابتدا با به کار بردن کلمه "رهیافته" برای این نماینده در پی نقد او برآمد، و حقا که پیروز شد و اما اکنون از شما و دوستان‌تان خواهش می‌کنم در این دوره با استفاده‌ از محبوبیت و مقبولیت خود در استان به قول محمدرضا خاتمی« ترمز حرکات بی‌برنامه‌ کشور که توسط دولت و مجلس کلید خورده است را با انتخاب افرادی لایق» بکشید و این کار جز با همدلی و همکاری و جانفشانی با دیگر اصلاح طلبان استان به نتیجه نخواهد رسید.
خوشبختانه در تمام حوزه های استان‌مان افرادی خوش فکر ثبت نام نموده‌اند که مطبوعات بزرگ‌ترین نقش را در معرفی آنها به مردم دارند ومردم از آنها می‌خواهند تا دیرتر نشده است این کار را شروع کنند گرچه تیغ رد صلاحیت شورای نگهبان برای اصلاح طلبان تیزتر از چیزی است که تا کنون شاهدش بودیم.

...

حسین؛ عصاره‌ی هستی - حسین رویین‌تن

حسین؛ عصاره‌ی هستی
امام حسین‌(ع) بیشتر از آب، تشنه‌ی لبیک بود اما افسوس که به جای افکارش زخم‌هایش را نشان‌مان دادند و بزرگ‌ترین درد او را بی‌آبی و تشنگی معرفی کردند. «دکتر شریعتی»
از واقعه و فاجعه عاشورا در کربلا بیش از هزار و سیصد و اندی سال می‌گذرد ولی هر ساله از اول محرم تا دهم محرم آن قدر تازه و گرم می‌گردد که هر انسانی وقتی فضا و احوال این روزها را مورد مُداقه قرار می‌دهد احساس می‌کند که هم اکنون عاشورا‌ست و یاران حسین (ع) در کنار امام خویش مشغول نبردند و روی همین اصل است که هر گوینده وقتی بر منبر می‌رود و کلامی از حسین و مظلومیت او می‌گوید، چشم‌ها بستر اشک می‌شوند و قلب‌ها شیشه گونه می‌شکنند.
اما یک نکته که باید خیلی دقیق به آن اندیشید آن است که چرا پس از گذشت سالیان متمادی از نهضت آزادی خواهانه و ظلم ستیزانه عاشورا، این حادثه، کهنه و فراموش نمی‌شود و حتی با وجود تکرار، دلزدگی نمی‌آورد؟ این چه راز و رموزی دارد؟ این چه معجزه‌‌ای‌ست که گذشت و تنوع طلبی زمان شاملش نمی‌شود؟ شاید بتوان گفت یکی از دلایل اصلی این حقیقت، خالص و ناب بودن آن باشد. توجه کنید چرا "قرآن" کهنه شدنی نیست، چرا قرآن از گزندها و دستبردها و دست کاری‌ها مصون و محفوظ مانده؟ چرا قرآن با این همه دشمن در عصر خود و عصر کنونی، بِکر مانده و کسی جرأت و یارایی تحریف و تخریب آن را پیدا ننموده؟ یقیناً واقعیتی جز ناب بودن و خالص بودن آن نمی‌توان متصور شد. کربلا و عاشورا و حسین‌(ع) نیز این‌گونه‌اند، خالص و ناب بی‌شک می‌توان گفت و ادعا کرد حسین (ع) اکسیر هستی و رمز خلقت است. کتاب امتحان انسانیت است. فرهنگ زندگی آزاد است. ندای حقیقی «هیهات من الذله» برای آدم و عالم و برای انسانیت است. در هر روش و منش و عقیده‌ای، آن جا که رو به لشکر یزید می‌فرمایند: "اگر دین ندارید لااقل آزاده باشید" مبین همین حقیقت است که حسین (ع) تنها مربوط به اسلام و شیعه نیست. حسین‌(ع) یک فرهنگ عمومی و انسانی برای تمام بشریت است که با هر مسلک و مرام در برابر ظلم و بی‌عدالتی و حق‌کشی و انحراف و انحصار طلبی و خود بینی و برتر بینی و ویژه نگری و تلبیس و مقدس مآبی بایستند و مبارزه کنند.
همه‌ی خصلت‌های انسانی و نیکو و کریمه که با اراده‌ی پروردگار ممزوج شده در روح و پیکر و خلق و خوی حسین‌(ع) حلول کرده و از او حسینی ساخته که در میان همه‌ی اولیاء مقرب و معصومین فقط اوست که لقب «سفیر»‌ی خدا را به خود اختصاص می‌دهد. شما در دعای امام حسین نگاه کنید آن جا که می‌گوید: «السلام علیک یا سفیر‌الله» سلام بر توی ای سفیر خدا ای حسین. یا در زیارت وارث، حسین (ع) وارث همه‌ی پیامبران و اولیاء و معصومین معرفی می‌گردد حتی حضرت رسول خاتم:السلام علیک یا حسین وارث آدم، وارث نوح نبی‌الله، وارث موسی کلیم‌الله، وارث عیسی روح‌الله و السلام علیک یا وارث حبیب‌الله، سلام بر تو ای وارث حبیب خدا محمد مصطفی (ص). حالا توجه کنید که اگر اولیاء و مقربین پروردگار «معجزاتی» داشتند مثل عیسی و موسی و رسول اکرم، که هر که سوای از جسم‌شان بود مثل، ید بیضا و مرده زنده کردن و شق القمر، معجزه‌ی امام حسین (ع) حتی از جسم و جان شیرینش جدا نیست. خون حسین معجزه قرون گذشته بود و برای آینده هم خواهد بود. رهبران جهانی ـ مذهبی و … گاهی با کتاب و فرهنگ سازی پدیده می‌شوند، حسین (ع) با فرهنگ سازی و در نهایت خون خودش و یارانش و فرزندانش معجزه کرد. حسین چراغی هدایت‌گر است و این چراغ و این معجزه هر سال متوالی گرم تر از سال قبل، روشن‌تر و جذاب‌‌تر و بیدار گرتر و درخشان تر جلوه می‌کند و در هر سال ضمیر خُفته‌ی عدّه‌ی زیادی از مردم تحت ستم و جور حاکمان خود را بیدار و روشن می‌سازد و این معجزه انکار ناپذیر خواهد بود. بشر امروزی به صورت عام و شیعه به صورت خاص هیچ بهانه‌ای برای پیروی نکردن از اسلوب انسانیت و آزادی خواهی و دنبال انحراف رفتن و ظلم کردن یا ظلم پذیری ندارد. انسان امروز، مسلمان امروز، شیعه امروز، نمی‌تواند از خداوند خویش گله‌مند باشد که تو 24 هزار پیامبر با کیفیت‌ها و احوال مختلف در فواصل زمانی برای بندگانت تا حضرت رسول اکرم به عنوان خاتم فرستادی اما چرا ما را بعد از رسول تا کنون رها کردی و حجتی برای ما نفرستادی ؟ نمی‌تواند بشر امروز این خواسته و گله‌مندی را از خدای خویش داشته باشد، چرا که حسین مُعجزه و حجت و ولی هر عصر و زمان است. عاشورا یک حادثه و واقعه نیست، گرچه فاجعه بوده اما همه‌ی این‌ها برای این بوده که عاشورا به صورت یک فرهنگ تمام عیار برای بشر آتی و آتیه‌ی بشر درآید و درآمده، اما ما عقب مانده‌ایم. ارمنی‌ها، زرتشتی‌ها، کلیمی‌ها هر ساله مجدانه و از روی ذوق و شوق در مراسم حسینی شرکت می‌کنند، نذورات دارند، حاجات دارند، شفا یافته‌اند، اما ما از قافله جا ماندیم. حاجی احرام دگر پوش ببین یار کجاست، برو معرفت پیدا کن، برو معرفت حسینی پیدا کن، برو پیش این عزیز ارمنی و بگو چه کسی تو را به حسین‌(ع) نزدیک کرده، چه کسی دعوتت کرده که آمدی و عشقبازی می‌کنی، تا او بگوید روزن وصل به معشوق چگونه و کجاست. امسال گذشت. شما را به خدا سوگند، انسان‌ها، مسلمان‌ها، شیعه‌ها، بیایید برای سال آینده سعی کنیم معرفت حسینی پیدا کنیم. خدا می‌داند خدمت به حسین و راه حسین اجرای بی‌روح و کلاسیک و مدواره و چشم هم چشمی و رقابتی در مراسم عزاداری به شکل امروزی نیست. و الله حسین (ع) نیازی به نور گردان و مجمرهای رنگین روی سر گذاشتن و دور خود چرخیدن ندارد، حسین نیاز به خون آلود شدن افراد سینه‌زن ندارد، حسین نیاز به مخارج گزاف در مراسم‌‌اش ندارد. برای خدمت به حسین این‌ها محبت نیست، محبت حسینی معرفت حسینی می‌خواهد، و آن این است ‌که هز زمان را عاشورا و هر مکان را کربلا بدانی. سرزندگی تو در مبارزه با جهل و جور و بی‌عدالتی، اجرای امر به معروف و نهی از منکر، اصلاح امور جامعه، اصلاح امور مردم، اصلاح امور دین، اصلاح امور زندگی، اصلاح امور فردی و جمعی مراد و مطلوب حسین (ع) است و حسین زنده به این خواهد بود که راه و هدف و فرهنگ او را در جامعه نشر و نهادینه سازیم. حسینی باشیم و حسینی بمانیم.

...

هورا، هورا بازی تجدید شد! - عبدالعزیز افتخاری

هورا، هورا بازی تجدید شد!
یک مسابقه فوتبال می‌تواند از زوایای مختلف مورد نقد و بررسی قرار گیرد، خصوصاً این که این مسابقه دارای اتفاقات خاصی نیز باشد. از یک مسابقه فوتبال می‌توان نتایج زیادی کسب کرد: این که چگونه شد بردیم، چرا باختیم، تصمیم داور چرا این گونه بود، بازی‌های آینده چطور باشیم، چرا این اتفاقات به وجود آمد و کار برگزار کنندگان، هیأت فوتبال، مأمورین و کمیته انضباطی چگونه بوده است. در فوتبال ما و به خصوص در استان بوشهر فقط به یکی از این موارد به اشتباه اهمیت زیادی داده می‌شود، آن هم وضعیت داوری است. چند روز قبل از مسابقه به مسائل و ایرادات، نقاط قوت و ضعف تیم خود و حریف نپرداخته، فقط دنبال این هستند که چه کسی داور است! ذهن و هوش خود را متمرکز به داوری نموده و پس از باخت همه‌ی مسائل را گردن داور انداخته و تمامی کاسه کوزه‌ها را بر سر او خرد می‌کنند! همین چند روز پیش در مسابقات فوتبال دسته دوم بوشهر که بین تیم‌های جم و پیکان صورت گرفته، نتایج حاصله از آن تأسف برانگیز بوده که جای تعمق و تأمل کامل دارد. وقتی که دو تیم یک بر یک به داوری عابدی‌پور و کمک‌های حسینی و اماره مساوی بودند، در دقیقه 65 گل دوم پیکان به ثمر می‌رسد. حسینی کمک‌ داور مسابقه ـ به گفته‌ی خودش ـ از سوی یکی دو نفر با چاقو تهدید می‌شود. هنگامی که داور را فرا می‌خواند بیشتر تهدید می‌شود و اعلام آفساید می‌کند! در حالی که اصلاً پرچم نزده و گل مردود می‌شود. در آن طرف بازیکنان تیم پیکان معترض می‌شوند. در این میان مشایخ رییس کمیته داوران هم جهت کمک به داور و حل مسئله وارد زمین می‌شود. حالا هر دو طرف مسابقه معترضند. از کمک داور سؤال می‌شود پرچم‌ زده‌ای؟ می‌گوید نه! داور مسابقه و مجید مشایخ سؤال می‌کنند که چطور پرچم نزده‌ای ولی حالا می‌گویی آفساید است؟ کمک داور می‌گوید چون با چاقو تهدید شدم این نظر را اعلام کردم. به گفته‌ی مشایخ چون حق تیم پیکان داشت ضایع می‌شد و انصافاً هم کمک داور پرچم نزده بود گل قبول شد. بازیکنان جم نیز پس از کمی اعتراض به بازی ادامه می‌دهند که پس از پنج دقیقه با پرتاب سنگ از سوی تماشاگران، سنگی به شانه داور و سنگ دیگری به پشت پای او اصابت نموده که داور مجروح شده و مسابقه نیز تعطیل اعلام می‌گردد. کمیته انضباطی فوتبال بوشهر در میان تعجب همگان بازی را تجدید و تیم جم را ملزم به پرداخت سیصد هزار تومان جریمه و معرفی دو نفر تماشاچی خاطی به هیأت فوتبال می‌نماید. قانون گذار این مسئله را یاد‌آور شده که هر زمانی داور کتک بخورد یا مجروح شود می‌بایست مسابقه را تعطیل کند، که این کار داور قانونی بوده همان طوری که تکرار مسابقه از سوی کمیته انضباطی نقض قانون است چرا که وقتی کمیته انضباطی تیم جم را ملزم به معرفی دو نفر تماشاگر خاطی نمود، پس پذیرفته است این افراد و افراد دیگر کنار آنها هواداران این تیم بوده‌اند. دو نفر چرا دستگیر نشده و تیم بازنده نگشته؟ همین معرفی افراد خاطی نیز جای بحث دارد چرا که هنوز هم کمیته انضباطی فدراسیون فوتبال به تیم سپاهان که هوادارانش باعث کور شدن سرباز جوان شده‌اند چنین دستوری نداده است، در حالی که کسر پنج امتیاز بالاتر از سه بر صفر است. این مسائل از زوایای مختلف قابل بررسی است. در فوتبالی که عده‌ای می‌خواهند باسنگ پرانی، چاقو و آجان کشی امتیاز بگیرند، امتیاز دادن به تیم خاطی و تکرار مسابقه چه معنی دارد؟ در فوتبالی که داوران ما قانون را فدای مصلحت اندیشی و جو ورزشگاه می‌کنند داوری کردن به چه معنی است؟ در فوتبالی که وقتی نیروی انتظامی حضور ندارد ـ که بارها اتفاق افتاده ـ مسابقه برگزار می‌کنیم به چه ضمانتی؟ بیاییم این مسائل را بررسی کنیم. برای داوران یعنی قاضی مسابقات احترام گذاشته، آنان را به قانون و ثابت قدم بودن در تصمیمات تشویق کنیم که اجرای قانون بر ماست مالی کردن و چشم بر هم گذاشتن برتری دارد، چرا که در اجرای قانون وجدان آدمی آسوده می‌شود. با احترام به تیم جم کمیته انضباطی نیز می‌بایست بداند که داور کتک خورده و مجروح شده شرایط تصمیم‌گیری نداشته و این شرایط را هواداران تیم خاطی برایش به وجود آوردند. تجدید مسابقه نوعی بی‌احترامی به داوران و بدعت گذاری و سبب افزایش تنش‌ها و اعتراضات بعضی بازیکنان و هواداران آنها می‌شود. نباید اجازه داد آنهایی که تحمل شکست را ندارند بعد از سنگ پرانی، تهدید و مجروح نمودن داوران فریاد بکشند هورا، هورا، بازی تجدید شد! و به مقصود خود برسند. حتماً باید این تهدید‌ها و سنگ‌ها کسان دیگری غیر از داوران را نشانه رود که سراغ اجرای قانون بروند! با این رأی کمیته انضباطی هیأت فوتبال بوشهر، هر داوری کتک خورد و مسابقه تعطیل گشت این دیدار تجدید شده و حتماً این یک رسم می‌شود!

...

با درخشش درویشی اهواز به فوتبال بوشهر تعظیم کرد - حسن غریبی

با درخشش درویشی اهواز به فوتبال بوشهر تعظیم کرد
ایرانجوان بوشهر 3 دیهیم اهواز 1
گل‌ها: 13ـ علیرضا امین، 42 و 83 علیرضا درویشی (ایرانجوان)، 71ـ حسین اکبرزاده (دیهیم)
داور: محمد‌رضا اکبریان ـ کمک‌ها: حاجی‌زاده و نبی‌زاده ـ داور چهارم: محمد حسین زاهدی
بهترین بازیکن: علیرضا درویشی (ایرانجوان)
بازیکنان ایرانجوان بوشهر: عبدالرضازائرابراهیمی، فریبرز حیدری، اسلام نوری، علیرضا امین 77ـ ولید احمدی، غلامرضا زارعی، رضا خدری، عبدا... قوسی، شاهرخ راجز، حسین پودری 60ـ عبدالمحمد باغملایی، مرتضی جمهیری 72ـ حسن آتشی و علیرضا درویشی (کاپیتان)
سرمربی: سرهنگ حمید معماری سرپرست: عبدالرحیم خرمزی
4 بهمن ماه 86 ورزشگاه شهید بهشتی از سری مسابقات لیگ دسته دوم کشور
در یک هوای سرد با اندک تماشاگری که شاهد این دیدار جذاب بودند ایرانجوان توانست به خوبی از امتیاز میزبانی خود استفاده نماید و نماینده خوزستان را با سه گل بدرقه کند، البته ایرانجوان با درخشش کاپیتان با تجربه خود علیرضا درویشی ـ که یک لحظه کم نگذاشت ـ این پیروزی ارزشمند را به دست آورد. سرهنگ معماری باید بیشتر از این روی تنفس مردان میانی خود کار کند. تیم ایرانجوان بعد از دقیقه 70 آن طراوات اوایل بازی را ندارد. در تمرینات باید دروازه خالی را تمرین کنند تا در روز بازی مهاجمین این تیم در موقعیت این‌چنینی توپ را به بیرون نزنند. اگر در کنار تلاش، دقت را چاشنی کار خود قرار دهند قطعاً نتایج بهتری خواهند گرفت.
دقایق حساس بازی ایرانجوان بوشهر و دیهیم اهواز
دقیقه 6 ـ خطای مسلم مدافع اهواز بر روی درویشی می‌توانست پنالتی باشد ولی داور چنین نظری نداشت.
دقیقه 13 ـ علیرضا امین ـ با همکاری پودری و قوسی ـ اولین گل ایرانجوان را به ثمر رسانید.
دقیقه 17 ـ تعلل بیش از حد عبدا... قوسی یک گل از ایرانجوان گرفت.
دقیقه 39 ـ علیرضا درویشی دروازه خالی را کج دید تا توپ تبدیل به گل نشود.
دقیقه 42 ـ علیرضادرویشی هم تیرک اهواز را تکان داد و هم گل دوم ایرانجوان را به ثمر رسانید.
دقیقه 71 ـ یک لحظه خط دفاع ایرانجوان به خاطر آفساید گیری ایستاد و همین لحظه برای کاپیتان دیهیم کافی بود تا اکبرزاده گل اول دیهیم را به ثمر رساند.
دقیقه 83 ـ پاس دیدنی حسن آتشی کافی بود تا مرد برتر این دیدار علیرضا درویشی دومین گل خودش و سومین گل ایرانجوان را به ثمر رساند و با درخشش درویشی، اهواز به فوتبال بوشهر تعظیم کند.

...

حاج مجید چاهی‌بخش مدیر عامل ایرانجوان بوشهر:امیدوارم مسئولین استان ما را تنها نگذارند

حاج مجید چاهی‌بخش مدیر عامل ایرانجوان بوشهر:امیدوارم مسئولین استان ما را تنها نگذارند
بعد از بازی ایرانجوان بوشهر و دیهیم اهواز به سراغ مرد پر کار و خستگی‌ناپذیر و دلسوز باشگاه ایرانجوان بوشهر حاج مجید چاهی‌ بخش رفتیم تا در مورد وضعیت این باشگاه بیشتر باخبر شویم.
نصیر: ضمن تبریک به خاطر پیروزی باشگاه ایرانجوان مقابل نماینده خوزستان، وضعیت ایرانجوان چگونه است، آیا قول‌هایی که مسئولین داده بودند عاقبت عملی شده است؟
ضمن تشکر از جنابعالی که همیشه باشگاه ایرانجوان را مورد لطف خودتان قرار می‌دهید، این باشگاه همان‌گونه که در جریان هستید مردمی‌ست و توسط مردم و عده‌ای خیر گردانده می‌شود. امسال که بنده به عنوان مدیر عامل منصوب شدم دیدگاهم بر این بود که اسکلت تیم ایرانجوان را از بازیکنان بوشهر و اطراف بوشهر ببندیم و در پست‌هایی که احساس کمبود می‌کنیم از خارج استان استفاده کنیم، بحمد‌ا… وضعیت تیم خوب است. با تلاش کادر فنی و زحمات بازیکنان داریم به شرایط آرمانی نزدیک می‌شویم. در مورد مسئله مالی از خیلی از دوستان گله‌مندم. عده‌ای قول مساعد دادند ولی تنها آقای وردیانی دست ما را گرفت. تا کنون 95 میلیون تومان به ما پول داده‌اند که تقریباً توانسته‌ایم 25% پول قرارداد بازیکنان و کادر فنی را بدهیم ولی اکنون وضعیت مالی باشگاه ایرانجوان خوب نیست. چند روز پیش به دیدار استاندار محترم آقای افراشته رفتم. ایشان قول مساعد دادند که به باشگاه ایرانجوان کمک مالی کنند تا بتوانیم آن طور که روند مطلوب فوتبال استان است راه‌مان را ادامه دهیم.
نصیر: به صورت کلی هزینه‌ای که برای این فصل در نظر گرفته شده است چقدر است؟
خودتان در جریان هزینه تیم‌های ورزشی می‌باشید، هر بازی که بیرون استان داریم با توجه به تهیه بلیت هواپیما، غذا و اسکان چیزی معادل 5 میلیون تومان هزینه می‌برد. ما برای این فصل بودجه‌ای معادل 420 میلیون تومان در نظر گرفته‌ایم که امیداریم مسئولین استان ما را تنها نگذارند. امروز شاهد بودید که همین جوانان غیرت‌مند بوشهر سه گل به نماینده خوزستان زدند و اگر دقت بیشتری می‌‌کردند می‌توانستند ده گل بزنند. من به چنین ورزشکارانی افتخار می‌کنم.
نصیر: از نتایج حاصله راضی هستید؟
بنده یک فرمانبر هستیم نه مدیر باشگاه، برای ایرانجوان بازی کرد‌ه‌ام، مربی بوده‌ام، این تیم را دوست دارم، بچه‌های تیم از نتایج راضی نیستند، ولی بنده از همه‌ی کسانی که نیت‌شان سربلندی ایرانجوان است قدردانی می‌نمایم. ان‌شاءا... بازی به بازی بهتر خواهیم شد.

...

از دروازه‌بانی تیم ملی تا تدارکات تیم‌های پایه‌ای شاهین

از دروازه‌بانی تیم ملی تا تدارکات تیم‌های پایه‌ای شاهین
این هفته می‌خواهیم از ورزشکاری صحبت بکنیم که دو سال پیش به عنوان دروازه‌بان تیم ملی ایران در مسابقات جهانی فوتبال جانبازان و معلولین ایران حضور داشته است و در کارنامه‌ ورزشی خود مسابقات جهانی مسکو و انگلستان را تجربه کرده و به همراه تیم ملی فوتبال جانبازان و معلولین ایران، در تیم منتخب استان بوشهر نیز به چنین افتخاراتی دست پیدا کرده است: ده مقام قهرمانی و نائب قهرمانی کشوری... اما جایگاه این قهرمان ملی کجاست؟ به چه علت این جوان به این روز دچار شده است؟ دو سال پیش درون دروازه تیم ملی ایران در مسابقات جهانی می‌درخشید و افتخاری بود برای ورزش استان ولی اینک باید در نقش تدارکات تیم‌های پایه‌ای شاهین پارس جنوبی وی را ببینیم. گناه این ورزشکار معلول چیست؟ چه کسانی مقصر این سهل انگاری در حق این ورزشکار بودند؟ وقتی از خود این بازیکن دیروز تیم ملی سؤال می‌کنیم می‌گوید کسانی که باعث شدند به ناحق پیراهن تیم ملی را از من بگیرند به خدا واگذار‌شان خواهم کرد و در آن دنیا باید جوابگو باشند. در مسابقات جهانی انگلستان درون دروازه تیم ملی ایران درخشش فوق‌العاده‌ای داشتم، مقابل تیم ملی آمریکا خوب ظاهر شدم. چون چهره برتر تیم ایران بودم به روی من اعتراض گذاشته شد، ولی کسی نبود که در حق من دفاع کند. باید مبلغ 50 دلار جهت حق اعتراض پرداخت می‌شد که مسئولین تیم ملی ایران به تفریح رفتند تا به ناحق از تیم ملی کنار گذاشته شوم. رییس ورزش جانبازان و معلولین ایران آقای خسروی وفا که خود را از نیروهای دلسوز نظام می‌داند به من قول داد که تا آخرین لحظه نگذارد حق بازیکن ملی ایران ضایع شود ولی در آخرین مرحله که با وی صحبت کردم گفت آن لحظه که به شما قول دادم در حالت ناراحتی بودم! کاری از دست من ساخته نیست. وقتی مرد اول ورزش جانبازان و معلولین ایران نتواند حق ضایع شده ورزشکار معلولی را باز گرداند وای به حال ورزشکاری که صاحبی ندارد.
این فوتبالیست تیم ملی کسی نیست به جز ناصر هوشنگی که این روزها در تیم‌های پایه‌ای شاهین پارس جنوبی در نقش تدارکات مشغول به کار است و نزدیک به چهار ماه است که به عضویت این باشگاه درآمده که به همت مهندس حاج محمد دمشقی بوده است. وی از مدیریت پارس جنوبی کمال تشکر را دارد ولی برای ما باور کردنی نیست دروازه‌بان تیم ملی بوده باشی و حالا تدارکات‌ تیم‌های پایه‌ای شاهین... آیا باور کردنی است؟!

...

بیش از 400 متکدی پاکستانی از بوشهر اخراج شدند

بیش از 400 متکدی پاکستانی از بوشهر اخراج شدند
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: رئیس پلیس امنیت عمومی استان بوشهر از جمع آوری و طرد 443 نفر متکدی پاکستانی از سطح استان بوشهر خبرداد.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سرهنگ قلندر لشکری در تشریح خبر فوق گفت: با عنایت به تجارب و سوابق و اطلاعات جمع آوری شده و در راستای استمرار طرح جمع آوری اتباع بیگانه موضوع جمع آوری اتباع پاکستانی در دستور کار قرار گرفت. سرهنگ لشکری در ادامه افزود: ضمن هماهنگی و تعامل با دیگر سازمان های ذی‌ربط در این زمینه دستورالعمل ها و طرح هایی نیز برای فرماندهان انتظامی شهرستان ها ابلاغ شده است.

...

نشست سرد استاندار با اصناف!

نشست سرد استاندار با اصناف!
یک روز سرد زمستانی، کسبه و بازاری‌ها در مسجد "فاطمه‌الزهرا(س)" گرد هم آمده‌اند تا از مشکلات‌شان با استاندار سخن بگویند.
بانی مسجد می‌گوید: مسجد فاطمه‌الزهرا(س) حدود صد سال قدمت دارد. از سال 1376 به اتفاق چند تن از دوستان و بازاری‌ها تصمیم گرفتیم مسجد را بازسازی کنیم. از زمانی که شروع به کار کرده‌ایم تا الان هیچ سازمان و نهاد و ارگان دولتی کمکی به ما نکرده‌اند. البته مسجد در مرکز شهر بوشهر است و تمام سازمان‌ها و نهادها وضعیت مسجد را می‌بینند.
او می‌گوید: استاندار قول داده است که در بازسازی گنبد مسجد ما را همراهی کند، ولی تاکنون کمکی نکرده است و ما را با سیل اعتراضات مردمی مواجه کرده است، زیرا همه از ما سؤال می‌کنند استاندار به شما کمک کرده است شما چه کرده‌اید؟ امیدوارم ایشان که به مسجد آمدند اعلام کنند به ما چیزی نداده‌اند تا مردم از زبان خود ایشان بشنوند.
پس از یک ساعت تأخیر، استاندار بوشهر وارد مسجد شد. علی افراشته به جمع کسبه آمد تا از سفر رییس جمهور سخن بگوید سفری که چند روزی است به تعویق افتاده است.
وی در این زمینه‌ می‌گوید: سفر ریاست جمهور را در آینده نزدیک خواهیم داشت و به استقبال هیأت دولت خواهیم رفت.
افراشته به تشریح کامل سفر ریاست جمهوری پرداخت و از کسبه خواست درخواست‌هایشان را به شکل معقولی درآورند تا بتوانند نزد ریاست جمهوری مطرح کنند. اما بازاری‌ها چه گفتند؟
گراشی رییس مجمع امور صنفی بوشهر گفت: آن‌چه که به واسطه‌ی اهمیت اقتصادی آن پس از لغو ته‌لنجی بر بازار ما اثر گذاشت بحث گرانی است که مـتأسفانه هیچ راه و چاره‌ای هم نمی‌توانیم برای رفع این مشکل داشته باشیم.
گراشی اضافه کرد: کمبودها کم کم خودشان را نشان می‌دهند، انبارها در حال خالی شدن است.
وی متذکر شد: بحث ته ‌لنجی که گفته می‌شود بحث کالاهای لوکس نیست.
وی به یکی دیگر از مشکلات بازار هم اشاره کرد و گفت: به دلیل شرایط آب و هوایی که داریم زمستان‌ ما مانند زمستان‌های دیگر استان‌های کشور نیست، لذا به صورت سنتی از اوایل مهر ماه تعداد زیادی افراد دست‌فروش و دوره‌گرد از استان‌های برف‌گیر و یخ‌زده کشور مثل استان‌های‌کردستان، همدان و آذربایجان به استان ما می‌آیند و مشغول دوره‌گردی و دست‌فروشی می‌شوند و حق کسبه و اصناف را ضایع می‌کنند.
استاندار بوشهر در رابطه با لغو ته‌‌لنجی گفت: در بحث کالاهای همراه ملوانی، دیگر از کلمه‌ی "ته‌لنجی" استفاده نکنید. کلمه‌ی ته‌لنجی برای ما مصیبت شد!!
علی افراشته اضافه کرد: گزارشات مستند را برای مسئولین ذی‌ربط ارسال کرده‌ایم، استدلال ما هم این بود مردم این منطقه، مردمی متدین هستند. ما یادآور شدیم کسانی که کالاهای قاچاق و کالاهای خلاف وارد می‌‌کنند اهل استان ما نیستند.
افراشته همچنین افزود: خوشبختانه مسئله حل شده است و به محض این‌که به ما ابلاغ شد به ملوانان و صاحب لنج‌ها اعلام می‌کنیم.
علی افراشته در رابطه با مشکل دست‌فروش‌ها و دوره‌گرد‌ها نیز گفت: به شهردار گفته‌ام یک جای مشخص تعیین کنند. اصلاً معنی ندارد غیر بومی‌ها به این شکل وارد بازار شوند و عرصه را بر ما تنگ کنند.
صفوی یکی دیگر از بازاری‌ها گفت: می‌خواهیم بخشودگی مالیاتی که در استان‌‌های دیگر در سفر ریاست جمهوری اتفاق افتاده است برای استان ما هم اتفاق بیفتد. توقع آنچنانی هم نیست چرا که استان ما سرشار از درآمد است. ما به کشور خود زینت بخشیده‌ایم اما از حق و حقوق ابتدایی خودمان محروم هستیم.
افراشته در پاسخ به صفوی گفت: مالیات قانون است و جزء اختیارات رییس‌جمهور نیست. اگر قرار است پیشنهادی بدهیم باید پیشنهاد ما عملی باشد.
افراشته اضافه کرد: وقتی که از درآمد نفت 700 میلیارد تومان می‌گذارند که برای ما راه‌آهن درست کنند و یا 400 میلیارد تومان برای ساخت اتوبان بوشهر ـ شیراز هزینه می‌کنند، مگر نفت چقدر ظرفیت دارد؟ درآمدهای نفت که تنها برای استان بوشهر نیست. حالا خدا این نعمت را در استان بوشهر به ما داده است باید دیگر نقاط کشور هم استفاده ‌کنند، این سرمایه ملی است نه سرمایه منطقه‌ای.
صفوی در رابطه با وضعیت نمایشگاه بین‌المللی نیز گفت: فرهنگ اینترنشنال مردم خیلی قوی است. قوی‌تر از این‌که 4 تا میله را علم کنند بشود نمایشگاه بین‌‌المللی! "بین‌‌المللی" واژه‌ی ‌بسیار سنگینی است، مردم هم این معرفت را دارند.
علی افراشته در این زمینه‌‌ نیز گفت: ما هم قبول داریم. 4 تا میله نمایشگاه بین‌المللی نمی‌شود. اما بالاخره انسان برای نجات از مرگ، گوشت مرده هم می‌خورد.!!!
این نشست 4 ساعت به طول انجامید. نمایندگان صنوف از هر دری سخن گفتند و به مشکلاتی چون: عوارض بالای صنوف، سوخت، گاز، امنیت بازار و انتقال اصناف آلاینده به خارج از شهر سخن گفتند، استاندار نیز با حوصله به تمام موارد پاسخ گفت.

...

بیانیه‌ی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) شعبه بوشهر درباره‌ی رد صلاحیت عقیدتی سیاسی در انتخابات نهادهای صنفی بازار

بیانیه‌ی سازمان دانش‌آموختگان ایران اسلامی (ادوار تحکیم) شعبه بوشهر درباره‌ی رد صلاحیت عقیدتی سیاسی در انتخابات نهادهای صنفی بازار
به نام خداوند جان و خرد
بار دیگر در آستانه‌ی انتخابات مجلس دولت با اندیشه‌ کشت بذر یأس و ناامیدی در جامعه با برخوردهای ایدئولوژیک و سیاسی تصمیم گرفته است برای گریز از تبعات منفی سیاست‌های منفعل خود از نهادهای رسمی و غیر رسمی استفاده نماید. به همین منظور برخی کارگردانان پشت پرده‌ی حاکمیت بر خلاف تمامی موازین حقوق بشر که در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده است با حذف یکی از چهره‌های مطبوعاتی و سیاسی و از فعالین صنفی بازار آقای "سیروس بنه‌گزی" وی را از ادامه‌ی حضور در مجمع امور صنفی بوشهر باز داشته است.
امروز بازی‌گردانان پشت صحنه اما آشنا در سه دهه‌ی اخیر در امر پاکسازی، کار را به جایی رسانده‌اند که به بهانه‌های مختلف عزم خود را جزم کرده و به پاکسازی تشکل‌های صنفی بازار از چهره‌های معتبر و کار بلد و مدافع حقوق صنفی می‌‌پردازند. از این رو سازمان ادوار تحکیم (شعبه بوشهر) این تصمیم ناعادلانه در برخورد عقیدتی و سیاسی در حذف معاونت مجمع امور صنفی بوشهر را از لیست انتخابات صنفی نقض آشکار حقوق بشر و اصول بیستم، بیست و دوم، بیست و سوم، بیست و ششم و سی و هفتم قانون اساسی دانسته و ضمن محکوم کردن این حذف غیر قانونی شکایت به پیشگاه ملت ایران می‌برند.
سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی
(ادوار تحکیم) شعبه بوشهر

...

رییس شورای اسلامی شهر بوشهر :هنوز با ایده‌آل‌ها فاصله‌ی زیادی داریم - مریم خوئینی

رییس شورای اسلامی شهر بوشهر :هنوز با ایده‌آل‌ها فاصله‌ی زیادی داریم
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر گفت: اگر بخواهیم عملکرد و گزارش شش ماهه‌ی شهرداری را با ایده‌آل‌ها ارزیابی کنیم به نتیجه‌ی مطلوب نمی‌رسیم. ما هنوز با ایده‌آل‌ها فاصله‌ی زیادی داریم. محمد‌ی باغملائی خاطر نشان کرد: در عین حال با توجه به مدت زمانی که گذشته و همچنین امکاناتی که در اختیار شهرداری بوده اگر منصفانه قضاوت کنیم عملکرد شهردار رضایت‌بخش بوده است.
امان ا... شجاعی نیز در این رابطه گفت: علی‌رغم مشکلاتی که به وجود آمده همچنین بحث بودجه‌ی سال قبل و بودجه‌ی جدید و مشکل سازمان برنامه‌ریزی قبل و معاونت برنامه‌ریزی حال، عملکرد شهرداری را مناسب می‌دانم نه مطلوب.
شجاعی اضافه کرد: حدود 58 پروژه در سطح شهر فعال است و مشغول به کار هستند. شهردار نیز در هر هفته یک روز به همراه معاونان خود از پروژه‌ها بازدید می‌کند.
نصر ا... اسدی نیز در این راستا گفت: قطعاً گام اول آخرین گام نخواهد بود، انتظار بالاتر از این چیزی است که در حال حاضر به وقوع پیوسته، شهروندان نیز انتظارشان بیشتر از این است.
اسدی تصریح کرد: همان طور که دوستان دیگر در جلسات شورا صحبت کردند ما به طور نسبی از عملکرد شهرداری راضی هستیم اما این رضایت به معنی این نیست که خواسته‌های ما و خواسته‌های مردم محقق شده باشد، انتظار ما بیش از این است.

...

بیانیه‌ی جمعی از اصلاح‌طلبان (واقعی)

بیانیه‌ی جمعی از اصلاح‌طلبان (واقعی)
به نام آن‌که جان را فکرت آموختملت شریف، آگاه و متدین استان بوشهر
با ادای احترام به استحضار می‌ر‌سانیم: بررسی تحولات کشور و وضعیت کنونی، به ویژه در آستانه‌ی انتخابات هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی، بیانگر این واقعیت است که جامعه‌ی ما عملاً در راه دشوار مردم سالاری دینی، تحقق آرمان‌ها و شعار های انقلاب اسلامی و غلبه بر ضعف ها و نارسایی های مختلف به عرصه ی اجتماعی جدیدی قدم نهاده است.
تلاش‌های به عمل آمده توسط روشن فکران، مطبوعات و معلمین اجتماعی، اکنون جامعه را در مرحله‌ی ادامه روند اصلاحات قرار داده است. البته به دلیل فقدان ساختارهای مناسب تشکیلاتی، عملکرد اصلاح طلبان یکسان نبوده و اختلاف سلیقه‌ها، شما را دچار سردرگمی کرده است.
لذا به منظور حفظ وحدت و توسعه‌ی مشارکت شما در سرنوشت خویش، و از آن جا که ما جمعی از اصلاح طلبان (واقعی) به سطح درک و عمل آگاهانه‌ی شما برای پیگیری مطالبات خود و ادامه‌ی راه، جلوتر از توان احزاب و نهادهای مدنی موجود اعتقاد داریم، چالش‌های موجود بین اصلاح طلبان را به صلاح نمی‌دانیم و در اولین نشست اصلاح طلبان (واقعی) در کاکی هم خود را به عنوان منادیان اتحاد بین اصلاح‌طلبان معرفی نمودیم و در آن جا ائتلافی هم صورت نگرفته بود، بلکه در حد یک نشست اصلاح‌طلبانه بوده است و در بیانیه‌ی منتشر شده هم از بزرگان اصلاح طلب خواستیم تا در راستای جلوگیری از انحصار طلبی در اصلاحات قدم بردارند. اما هر چه جلوتر رفتیم به نتیجه نرسیدیم و عواملی خواسته یا ناخواسته مانع حضور فراگیر تمام دوستان اصلاح طلب در یک ائتلاف بزرگ استانی گردید. لذا با درک شرایط مهم و سرنوشت ساز انتخابات ِهشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی ضمن دفاع از تفکر اصلاح‌طلبی و اعلام این که تنها راه نجات کشور انجام اصلاحات در چارچوب قانون اساسی، عمل به قانون و قانون گرایی است، برای حفظ وحدت اعلام می داریم، هیچ گونه فعالیت تشکیلاتی برای انتخابات هشتمین دوره‌ی مجلس شورای اسلامی نخواهیم داشت و اعتقاد داریم ورود هر کدام از کاندیداهایی که تفکر اصلاحی داشته باشند با رأی مردم به مجلس شورای اسلامی خجسته و مبارک خواهد بود و از تاریخ انتشار این بیانیه اعلام می‌داریم نیروهای فکور و متعهد همراه به هر نحو صلاح می‌دانند در راستای کمک به تحقق اهداف و آرمان‌های بلند اصلاحات اقدام نمایند.
در پایان از آحاد مردم رشید و علاقه‌مند به اصلاحات استدعا داریم با حضور گسترده در انتخابات و رأی به کاندیداهای اصلاح طلب مورد نظرشان به استقرار مردم سالاری دینی و تحقق توسعه‌ی پایدار کشور کمک نمایند.
والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته
جمعی از اصلاح طلبان (واقعی)

...

جوابیه رئیس سابق سازمان اتوبوسرانی بوشهر و حومه به معاونت دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر

جوابیه رئیس سابق سازمان اتوبوسرانی بوشهر و حومه به معاونت دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر

نه هر که چهره بر افروخت دلبری داند
نه هر که آینه سازد سکندری داند
نه هر که کله کج نهد و تند نشست
کلاه داری و آیین سروری داند
لازم می‌دانم قبل از جواب متن مصاحبه با اجازه نکاتی را متذکر شوم:
1ـ گر چه تمایلی به جوابگویی به این مصاحبه نداشته و دنیا را خیلی بی‌ارزش‌تر از این می‌دانم که وقت خود را صرف این مقوله‌ها نموده و به قول حکیم خیام:
در دایره‌ای کامدن و رفتن ماست
آن را نه بدایت نه نهایت پیداست
کس می‌نزند دمی در این معنی راست
کاین آمدن از کجا و رفتن به کجاست
ولی با توجه به این که جوابی توسط اتوبوسرانی به مطالب داده نشده و مواردی در رابطه با مسائل مالی و میزان دریافتی اتوبوسرانی از دانشگاه به اشتباه عنوان شده بود و همچنین شاهد نادیده گرفتن زحمات چندین ساله‌ی پرسنل سازمان بوده که دفاع از حقوق این عزیزان در زمان مسئولیتم را وظیفه خود دانسته و نگرانی از این که امکاناتی که نظام مقدس جمهوری اسلامی و مسئولین استان با تلاش فراوان در اختیار دانشجویان گذاشته با انتشار مطالب آقای آتشی نادیده گرفته شود و در ذهن این عزیزان شبهاتی ایجاد گردد و این که احتمال دادم اظهارات ایشان در جلسه شورای اسلامی شهر که بدون حضور اینجانب حداقل به عنوان یک مطلع حول همین مطالب بوده باشد تصمیم به جوابگویی گرفتم.
2ـ از حضور جناب آقای دکتر امامی بابت ارسال این جوابیه عذر خواهی نموده و با جواب به آقای آتشی خدای نکرده قصدی در نادیده گرفتن زحمات ایشان و همکاران گرامی خصوصاً آقای خواجه پور نبوده و قدردانی از این بزرگواران که سال‌هاست شاهد تلاش آنها هستیم و رعایت حرمت و حریم دانشگاه به عنوان یک مرکز علمی بر همه واجب و نوعی افتخار است.
3ـ سازمان اتوبوسرانی از بدو مسئولیت این جانب همواره در طول سالیان گذشته سعی نموده در حد مقدورات بیشترین سرویس‌ دهی را به مراکز علمی، فرهنگی و آموزشی اختصاص دهد و متصدیان مربوطه در جریان هستند اولین شهری در کشور که از سال‌ها قبل حتی در زمان جنگ تحمیلی که امکانات بسیار محدود بود اقدام به دائر نمودن سرویس اختصاصی برای دانش‌آموزان و همچنین اعزام اتوبوس به دبیرستان‌ها‌ی دخترانه و شبانه در ساعت شروع و خاتمه مدارس و خرید تعدادی مینی‌بوس به منظور اختصاص سرویس‌ دهی به مدارس راهنمایی و ابتدایی نمود، اتوبوسرانی بوشهر بود. تحویل چهار دستگاه اتوبوس از سهمیه‌ی خود با 40% قیمت و 60% یارانه به دانشکده‌ی امام خامنه‌ای، دبیرستان الزهرا و دانشگاه خلیج فارس در سال گذشته و به نیت ارائه خدمات مناسب که حق همه‌ی شهروندان از جمله دانشجویان است و اهداء بلیت جهت کلاس‌های نهضت‌ سواد‌آموزی و ارائه سرویس‌های رایگان جهت اردوها و مراسمات مختلف از اقدامات دیگر این سازمان بوده، در مورد دانشگاه عالی شهر نیز از بدو تصمیم گیری در انتقال دانشگاه در چند سال پیش به عالی شهر که آن منطقه به بیابان و یک روستا شبیه بود نهایت همکاری را داشته و با افزایش آمار دانشجویان روزانه با انجام حدود 320 سرویس حداکثر توان خود را به کار برده و ای کاش آقای آتشی اندکی انصاف داشت و در جهت قدردانی از رانندگان زحمتکش اشاره‌ای به این موضوع می‌نمود.
4ـ امروزه ثابت شده است بهترین شیوه برای حل مشکلات حمل و نقل و مسائل ترافیکی، برنامه‌ریزی جهت کاهش سفرها با به کارگیری ابزارهای علمی و توسعه خدمات یا به قولی ایجاد شهر و شهروند و دولت الکترونیک و مدیریت کاهش تقاضای سفر می‌باشد ولی متأسفانه متولیان و برنامه‌ریزان در دانشگاه عالی‌شهر بر این باورند که همه مشکلات موجود را که به دلیل موقعیت خاص محل و کمبود امکانات، دانشجویان مجبور هستند جهت رفع نیازها یا در بعضی از موارد بعضی از ساعات را در عالی شهر و ساعاتی دیگر در بوشهر در کلاس حاضر شوند و مسیر طولانی و پر خطر بوشهر ـ عالی شهر و بالعکس با اتلاف وقت فراوان در اتوبوس و ایستگاه سپری نمایند نگرانی از به موقع نرسیدن به کلاس‌ها و تحمیل فشارهای روانی و ناشی از آن که زیان‌های آن ملموس و قابل اندازه‌گیری نیست و به اجتماع، محیط دانشگاه و سیستم حمل و نقل منتقل می‌شود با افزایش اتوبوس آن هم از جیب دانشجویان حل نمایند غافل از این که هر چه قدر وسیله‌ی مجهز افزایش یابد ممکن است کیفیت حمل و نقل بهبود یابد ولی به همان نسبت هزینه‌ها افزایش یافته و مسائل جانبی آن مانند خستگی و خطرات ناشی از جابجایی مرتفع نمی‌شود زیرا بعد زمانی و فاصله مکانی را که نمی‌توان از بین برد گر چه از نحو‌ه‌ی تنظیم و نوع سؤالات و تناقضات بین آنها به نظر نمی‌رسد قصد و هدف مصاحبه حل مشکل دانشجویان باشد، حداقل یک هدف از آن پوشاندن ضعف‌های دانشگاه و اعتراض دانشجویان که همواره در جراید و رسانه‌ها منعکس می‌گردد و اخیراً افزایش یافته و انداختن توپ در زمین دیگران است زیرا حل مشکلات با مصاحبه و متهم نمودن طرف مقابل بدون شناخت موانع و دلایل آنها و تلاش و برنامه‌ریزی و تعامل با دیگر مسئولان و کمک گرفتن از مسئولین ارشد استان که شیوه مدیران با تجربه است امکان ندارد. مطمئناً نه سازمان اتوبوسرانی و نه هیچ شرکت خصوصی به تنهایی قادر به سرویس دهی مورد رضایت همه در این مسیر نخواهد بود و بهترین گزینه احداث خط ریلی است که این جانب سال‌ها پیش لزوم آن را با ذکر دلایل و منافع آن به مسئولین پیشنهاد نمودم.
5ـ با انتشار این جوابیه خدای نکرده منکر نیاز دانشجویان عزیز و گرامی به سرویس‌های مطلوب نبوده، این سروران‌ سال‌ها شاهد تلاش ما در این زمینه که بر حسب وظیفه به نیت خدمتگزاری به آن افتخار می‌نمودیم بوده‌اند و لازم می‌دانم از فرصت استفاده نموده و از حضور آنها بابت بعضی از نارسایی‌ها و مشکلات که بعضاً به دلیل کمبود امکانات پیش آمده عذرخواهی نموده و تقاضای حلالیت می‌نمایم.
در مورد جواب سؤالات سوم و چهارم: قاطعانه اعلام می‌دارم مبالغی که آقای آتشی اعلام نموده‌اند هر ماه به حساب سازمان واریز می‌گردیده کاملاً اشتباه می‌باشد زیرا بر اساس مدارک موجود و مبالغ ثبت شده در دفاتر مالی اتوبوسرانی بابت هر دوره قرارداد سال 83 ـ 82 به طور متوسط ماهیانه شش میلیون و دویست (6200000) هزار تومان و سال 84 ـ 83 ماهیانه یازده میلیون و ششصد (11600000) هزار تومان و در سال 85 ـ 84 ماهیانه بیست و چهار میلیون و سیصد (24300000) هزار تومان و در سال‌ 86 ـ 85 ماهیانه سی و هفت میلیون و چهارصد (37400000) هزار تومان دریافتی داشته که هزینه‌های اتوبوس‌های به کار گرفته شده را نیز تأمین نمی‌نمود. حال اگر ایشان مدرک مستندی در اختیار دارند که ماهیانه 60 الی 70 میلیون تومان به حساب سازمان واریز شده است درخواست می‌شود بدون داشتن هیچ گونه محدودیتی آن را انتشار دهد. در مورد پرداخت یکصد و سی هزار ریال معادل 13000 تومان به ازاء هر سرویس نیز مبلغ را اشتباه اعلام نموده زیرا پس از کسورات قانونی مبلغ یکصد و چهارده هزار ریال معادل 11400 تومان جهت هر سری سرویس رفت و برگشت دریافتی اتوبوسرانی به صورت ماهیانه بوده است که با بررسی و مقایسه‌ی ارقام پرداختی به اتوبوسرانی در سال‌های گذشته و میزان مبلغ قراردادی که امسال با بخش خصوصی منعقد گردیده ثابت خواهد شد که سازمان اتوبوسرانی در طول سال‌ها میلیارد‌ها ریال به صورت غیر مستقیم به دانشگاه کمک نموده است و اگر پور سانت پرداختی بیشتر از اتوبوسرانی اصفهان نباشد کمتر نیز نخواهد بود. البته عنوان نمودن پرداخت پورسانت توسط سازمان اتوبوسرانی اصفهان مانند بعضی از مسائل که ایشان عنوان نموده جای سؤال و بررسی دارد ولی متأسفانه این اظهارات نسنجیده در این چند ساله در جلسات رسمی و غیر رسمی و رسانه‌ها لطمات فراوانی به اتوبوسرانی از نظر مالی در مورد عدم دریافت کمک‌های استانی و به خانواده‌های محترم پرسنل گرامی از نظر معیشتی وارد نمود تا جایی که علی رغم درخواست‌های فراوان، مسئولین حتی حاضر به تأمین بخشی از هزینه‌های سرویس‌های رایگان انجام شده بابت مراسمات خاص هم نشدند و تصور می‌نمودند با مبالغ دریافتی از دانشگاه، سازمان اتوبوسرانی نه تنها مشکل تأمین اعتبار ندارد بلکه قادر است به سایر ارگان‌ها وام پرداخت نماید. ضمن این که مقایسه عالی‌شهر که در بن بست کامل بوده و بر خلاف شاخص‌های تعیین الگوهای شهری از دید کارشناسان در رابطه با دسترسی به جاده‌های اصلی و شرایط آب و هوایی در موقعیت‌ مناسبی نمی‌باشد و اصولاً هیچ وسیله نقلیه عمومی غیر از اتوبوس وجود نداشته و دانشجویان بعد از اتمام کلاس بلافاصله قصد ترک محل و برگشت را دارند و یا این که در بعضی از موارد با تعطیلی یا برگزار نشدن چند کلاس با هم به ایستگاه اتوبوس مراجعه می‌نمایند و همچنین وضعیت نامطلوب ترمینال و ایستگاه بلوار آیت‌ا… طالقانی از نظر نبودن محل مناسب جهت توقف و پارک اتوبوس‌ها و پیاده شدن و مراجعه و تردد چند هزار نفر روزانه در این محل، نبود امکانات رفاهی جهت دانشجویان و رانندگان، مشکلات ترافیکی، زیست‌ محیطی و تصادفات منجر به فوت در این مکان با موقعیت سایر دانشگاه‌ها صحیح نمی‌باشد. در مورد نداشتن مشکل و عوض شدن جای نیازمند اگر اظهارات آقای آتشی صحیح بود اعتراضات دانشجویان که در جراید محلی استان انعکاس یافته و همچنین افزایش شهریه دریافتی از آنها با توجه به بالا رفتن احتمالی آمار نسبت به سال‌های قبل و مفهوم سؤالات 1 و 2 و 9 و 10 مصاحبه و مراجعه دانشجویان به شورای اسلامی شهر چه دلیلی دارد و در مورد این که اعلام نموده‌اند که اتوبوس‌هایی که کرایه آنها از سوی دانشگاه پرداخت می‌شده ولی در خطوط دیگر مشغول به کار بوده‌اند اگر امکان دارد شماره و کد و ساعت و تاریخ اتوبوس‌های مورد نظر اعلام گردد زیرا ورود و خروج اتوبوس‌ها در دفاتر مخصوص و توسط نماینده دانشگاه ثبت شده است و اما در مواردی اتوبوس کمتر از درخواست دانشگاه و یا تعداد قید شده در قرارداد اعزام شده است آن هم به این دلیل بوده که بر خلاف متن قرارداد و توافق حاصله در فرمانداری با حضور جناب آقای فرماندار که مقرر گردید از این جهت که به دلیل محدودیت امکانات، خللی در سرویس دهی به سایر شهروندان پیش نیاید تا تأمین سهمیه اتوبوس مناسب به ازای هر یک دستگاه اتوبوس، دو دستگاه مینی‌ بوس به کار گرفته شود ولی پس از گذشت مدتی بر خلاف متن قرارداد، دانشگاه به صورت مکتوب که سوابق آن موجود است اعلام نمود از اعزام مینی بوس خودداری شود و اگر در بعضی از موارد آمار اتوبوس کمتر بوده به این دلیل بوده ولی کرایه‌‌ای توسط دانشگاه بابت اتوبوسی که اعزام نشده پرداخت نگردیده است.
در مورد سؤال پنجم و اعزام اتوبوس کولر‌دار در متن پیشنهادی اولیه توسط سازمان، قرار‌داد به نحوی با دو نرخ جداگانه کولردار و عادی تنظیم شده بود که این بند توسط نماینده حقوقی دانشگاه حذف و به اتوبوس عادی تغییر یافت (متن اولیه در پرونده موجود است) ولی بعداً بر حسب نظر استانداری تعدادی اتوبوس کولر‌دار با نرخ عادی به کار گرفته شد. در مورد پرده و امکانات داخل اتوبوس در قرار داد قید گردیده است اتوبوس درون شهری بوده و فاقد امکانات بین شهری و بیمه سرنشین است و شیشه اتوبوس‌ها توسط شرکت سازنده به نحوی نصب شده است که نیاز چندانی به پرده احساس نمی‌گردد و البته اگر نصب گردد بهتر است و اصولاً این مورد در اتوبوس‌های درون شهری در کشور مطرح نیست و نصب و نگهداری آن هزینه بر می‌باشد و درخواست دانشگاه بعد از انعقاد قرار‌داد بود و در قرارداد قید نشده بود و بودجه و اعتباری در این مورد پیش بینی نگردیده بود. مستحضر هستید نحوه هزینه نمودن در سیستم دولتی و عمومی بایستی با مجوز باشد که خوشبختانه از آن جا که رفاه دانشجویان و سایر مسافرین آرزوی قلبی ما بود بعداً این مورد برای اغلب اتوبوس‌ها حل گردید و صحیح آن بود که دانشگاه نظرات، نیازها و پیشنهادات خود را قبل از عقد قرارداد عنوان می‌نمود. در مورد ادعای ایشان که پیشنهاد تأمین خرید بخشی از اتوبوس جدید را نموده‌اند، این ادعا کاملاً تکذیب می‌گردد و نه تنها در این مورد در سنوات گذشته هیچ گونه پیشنهادی نداشته بلکه به تقاضاهای مکتوب این جانب از جمله نامه شماره 2255/ س در مورخه 29/07/85 که اتفاقاً پس از مذاکره تلفنی به عنوان خود ایشان به دانشگاه بلکه به سایر تقاضا‌ها تا زمان مسئولیتم به مقامات استان جهت پیش پرداخت مبلغی بابت خرید تعدادی اتوبوس که بعداً از اجاره ماهیانه کسر گردد
جواب مثبت نداد و آنها می‌توانند در این مورد گواهی دهند، اگر ایشان در این مورد مدرکی دارند ارائه دهند.
در مورد سؤال ششم بعد از اعلام سهمیه بندی بنزین به دلیل دغدغه‌ها و جو حاکم بر مسئولین بر حسب شرایط در جلسه مورخ 22/04/86 طی بند‌های 6 و 7 کمیته اضطراری ساماندهی حمل و نقل و سوخت در استانداری مصوب گردید سرویس‌های دربستی اتوبوس‌ها که در رأس آن دانشگاه آزاد بود که تقریباً 47% توان ناوگان را در اختیار داشت ـ که منطقی به نظر نمی‌رسید ـ لغو گردد و مجدداً طی نامه شماره 0042/124/24 در مورخه 30/4/86 توسط استانداری بر اجرای آن تأکید گردید و در نتیجه مورد به دانشگاه و شرکت‌های جزیره صنعتی صدرا و کیوان خادم اعلام گردید ولی آن شرکت‌ها طی تقاضا‌هایی درخواست ادامه قرارداد داشته و این جانب طی گزارشی اعلام نموده‌ام که لغو این سرویس‌ها قبل از پایان قرارداد ممکن است از نظر حقوقی توسط طرف مقابل برای سازمان مشکلاتی ایجاد نماید و سرویس‌های آنها ادامه یافت ولی مسئولین دانشگاه گویا منتظر چنین فرصتی بوده و هیچ گونه مکاتبه‌ای در این مورد ننموده‌اند و رایزنی لازم را با مقامات استان تا آن جایی که من در جریان هستم انجام نداده حتی با وجودی که طی نامه شماره 1711/ س در مورخه 30/5/86 به دانشگاه اعلام گردید سازمان مایل است تا پایان شهریور ماه یعنی زمان پایان قرارداد به سرویس دهی خود ادامه داده و با توجه به این که به دلیل پایین آمدن آمار تردد فقط 6 الی 8 دستگاه اتوبوس در مسیر فعالیت می‌نمود میزان مبلغ کرایه پرداختی با مقایسه مبالغ تیر و مرداد شاید به یک پنجم مبلغی که به بخش خصوصی در این ماه قرار بود پرداخت شود نمی‌رسید ولی دانشگاه در همین ایام کتباً به صورت یک جانبه قرارداد را لغو و کرایه‌های تیر و مرداد را به عنوان جریمه و خسارت توقیف و پرداخت ننمود. آیا این است داشتن دغدغه مشکلات دانشجویان زیرا اولاً وقتی امکان سرویس دهی با مبلغ کمتری در شهریور ماه بود چرا سرویس دهی با مبلغ بیشتری انجام گرفت؟ ثانیاً کرایه‌ی ماه‌های تیر و مرداد که به اتوبو‌سرانی پرداخت نشد و در حساب دانشگاه نگه داشته و به دانشجویان که ذینفع هستند برگشت داده نمی‌شود و در مورد عدم همکاری مسئولین استان با دانشگاه برخلاف ادعای ایشان این جانب سال‌ها شاهد تلاش‌های بسیار برادران بزرگوار آقایان قائد‌‌زاده فرماندار پیشین، میگلی‌نژاد شهردار سابق، و جناب آقای پور‌کبگانی فرماندار فعلی بوشهر بوده، بارها نگرانی خود را از این که خدای نکرده مشکلاتی در رابطه با سرویس ایاب و ذهاب دانشجویان پیش نیاید عنوان نمودند و کراراً با وزارت کشور سازمان شهرداری‌ها جهت گرفتن تعدادی اتوبوس بیشتر مکاتبه نمودند و یک بار نیز با تلاش آقای قائد‌زاده و همکاری جناب آقای کدخدا‌پور علاوه بر سهمیه سالانه، سهمیه مضاعفی به همین دلیل اختصاص داده شد گر چه طبق مقررات مسئولین شهر بوشهر در انجام سفر‌های شهروندان به خارج از شهر توسط اتوبوسرانی مسئولیتی نداشته و کسی نگفته است دانشجو، شهروند نیست ولی این را قانون مشخص نموده و نیروی انتظامی و وزارت کشور به دلایلی از جمله بیمه نبودن سرنشین اتوبوس و جهت جلوگیری از مشکلات حقوقی و قضایی احتمالی تأکید به اجرایی نمودن آن دارد که اتوبوسرانی‌ها و سیستم حمل و نقل درون شهری بایستی اولویت سرویس دهی خود را درون شهر به کار گرفته و در قبال شهروندی مسئول است که در محدوده شهر قصد جابجایی دارد و نه از درون شهر به خارج از شهر زیرا این جابجایی به عهده سیستم دیگری است و این ربطی به نگاه نو یا کهنه و یا استاد و نو‌آموز ندارد البته این گونه فرافکنی‌ها بیشتر جنبه‌ تبلیغی دارد تا مبنای اصولی و علمی.
در مورد سؤال هشتم و یازدهم همان گونه که قبلاً اعلام نمودم اگر ایشان مدرکی دارند که ماهیانه مبلغ 70 میلیون تومان پرداخت نموده‌اند ارائه دهند. اصولاً اتوبوسرانی در هیچ مناقصه‌ای شرکت نمی‌نماید و در سال‌های گذشته‌ که دانشگاه در مواردی مناقصه برگزار نمود سازمان شرکت ننمود ولی در نهایت قرارداد بین طرفین به امضاء رسید و این دلیل در مورد عدم عقد قرارداد جنبه انحرافی دارد و اما این که عنوان شده جهت انجام مناقصه نیازی به اخذ مجوز از شهرداری نیست به دلیل عدم اطلاع ایشان و متولیان مربوطه از مقررات حمل و نقل درون شهری و قوانین بسیار جامع شورای هماهنگی ترافیک و ضعف آنها است که در صورت نیاز در زمان خود دلایل آن را از جمله این که طرف قرارداد بایستی در شهر و استان بوشهر مجوز یا پروانه فعالیت از مراجع مربوطه داشته باشد توضیح خواهم داد. در مورد برگزاری جلسه در سازمان با توصیه‌ التماس گونه به استناد مصاحبه ایشان به دانشگاه جهت عقد قرارداد با اتوبوسرانی به تصور این که مشکلات مالی از این طریق حل می‌شود زیرا در جریان نیستند هزینه هر اتوبوس ماهیانه نزدیک به دو میلیون تومان است و به همین دلیل و هزینه بالای سیستم، دولت اتوبوسرانی شهرهای بزرگ را به بخش خصوصی واگذار نموده است و این عملکرد ضعیف بعضی‌ از مسئولین که بر خلاف نظریه‌ قبلی که در گذشته حتی سرویس دهی به محدوده داخلی پایگاه‌های هوایی و دریایی را زیر سؤال برده چه رسد به سرویس‌های دربستی، جای تعجب دارد. به هر حال وقتی نی مست و نیستان مست، نی‌نواز و نوحه‌خوان مست، گل مست و بلبل مست، باغ و باغبان مست در شرایط احساسی و غیر کارشناسی هر تصمیمی ممکن است گرفته شود و جنابعالی نیز در آخر مصاحبه از این ضعف‌ها نهایت بهره‌برداری تبلیغاتی را برده و قصد گرفتن امتیاز بیشتر عنوان نموده‌اید دانشگاه مشکل ندارد و اکنون جای نیازمند عوض شده، از طرفی زیرکانه جهت ترغیب مسئولین به سرویس‌دهی توسط اتوبوسرانی که آگاه هستید مسلماً به نفع دانشگاه هست چنین القاء نموده‌اید که اگر اتوبوسرانی با ما قرارداد داشت با مشکل عدم پرداخت حقوق مواجه نمی‌شد. مگر هزینه‌های اتوبوسرانی فقط حقوق رانندگان است؟! در صورتی که پرسنل شریف و زحمتکش سیستم در کل کشور چندین سال است با این مشکل روبرو هستند و اصولاً جزیی از معضلات مالی در عدم به موقع پرداخت حقوق تبلور یافته است و سال‌های گذشته نیز که اتوبوسرانی با دانشگاه قرارداد داشت مشکلات به همین نحو بود و اصولاً دانشگاه آزاد و همه متقاضیان حقیقی یا حقوقی حاضر نیستند کرایه‌‌ای که به بخش خصوصی می‌پردازند به اتوبوسرانی به این دلیل که آن را وابسته به دولت می‌دانند پرداخت نمایند و امضاء قرارداد فی‌مابین دانشگاه و اتوبوسرانی که بایستی اواخر شهریور و یا اوائل مهر ماه به امضاء برسد معمولاً همه ساله در اواخر مهر ماه و یا اوایل آبان ماه مدت‌ها بعد از شروع سرویس‌‌ها به دلیل چانه زنی و مراجعه مسئولین دانشگاه جهت گرفتن تخفیف در مبلغ قرارداد منعقد می‌گردید ثابت کننده این ادعا است. اتفاقاً بر خلاف اظهارات جنابعالی در زمان عقد قرار‌دادها نوبت اتوبوسرانی که می‌رسد آسمان دانشگاه می‌تپد…
در پایان، جنابعالی را در دانشگاه یا محل شورای اسلامی شهر با حضور دانشجویان حول مسائل مطرح شده به مناظره دعوت می‌نمایم.
سخن تا نگفتی توانیش گفت
چو گفتی دگر بار نتوان گفت
ندارد تو را با کس ناگفته کار
ولیکن چو گفتی دلیلش بیار
لازم به توضیح است که مقداری از وجوه ذکر شده توسط دانشگاه که به حساب سازمان به مالکین مینی‌بوس‌هایی که در آن مسیر فعالیت می‌نمودند پرداخت شده است و تمام مبالغ مربوط به سازمان نبوده است.

...

نقطه‌ی شروع - مرتضی زندپور

نقطه‌ی شروع
ساحل خموش
امواج مهربان
مرغی شنا کنان
چشمانِ من
در انتظار رویش خورشید…
•••
آغاز زندگیِ دوباره
همین جاست
من گام می نهم
به روی ساحلِ خاموش
تو دست می دهی
به آب ساکت دریا…
گویی که سال هاست
دریا، رفیق توست
آن‌گاه، تن را به آب می سپاری و
از چشم های خسته‌ی من
دور می شوی

خورشید هم شکفته
تو از دور می رسی
آرام، با لب خندان
پایان نقطه ی شب
هنگام رویش خورشید
آغاز زندگی است
در لحظه ای که:
من شعر می سرایم و تو
لبخند می زنی…
بوشهر ـ 26/8/86

...

زبان عاشقی - گلنظر ـ شاعر تاجیک

زبان عاشقی
زبان عاشقی گم کرده‌ام، بگشا زبانت را
نشان زندگی بنهاده‌ام، بنما نشانت را
دلِ آزرده ام آوردگاه ننگ و ناموس است
الا «شهنامه‌»‌ی من تازه فرما داستانت را!
گل پرورده‌ی من، در مسیر بادِ هرجایی است
به بیت خاکسارم ده غرور ابروانت را
چو قدت مصرعی خواهم که با هم آشنا سازد،
شبان گیسوانت را، صباح بازوانت را،
ندانم درعیانِ برقِ چشمانت چه پنهان است؟
فدا گردم عیانت را، ادا گردم نهانت را
چو عمری درجهان خود، غم روی تو پروردم
سزاوارم که بینم بی غمی های جهانت را؟
دراین شهری که گردونش به جزمشت غباری نیست
گشا از سینه‌ی تنگم شکوه کهکشانت را!
در این عمر پریشان بینِ ابیات پریشانم
زمانی باز خواهی یافت دنیای جوانت را

...

سفره‌ی دل - محمد آذری

سفره‌ی دل
وقتی سفره‌ی دلم را پهن می‌کنم
نقل و نبات بوسه‌های تو
سرازیر می‌شود
بوسه‌های تو
طعم خیار اول فصل را دارد
بر سفره‌ی دلم
پونه و پنیر و نان تازه ‌می‌گذاری
و به گنجشکان می‌گویی:
بفرمایید
گنجشکان بر سفره‌ی دلم می‌نشینند
و اندوه خشکسالی را
از یاد می‌برند
سفره‌ی دلم را که پهن می‌کنم
از نرگس و نسترن
و از عشق و آزادی
آب زلال مهربانی
و تنگی از شراب عشق
می‌گذاری
خدا را شکر
که سفره‌ی دلم رنگین است
از رنگ خدا
تا رنگین کمان انسان
تهران ـ آذر 86

...

شبه شعرهایی به اسم فرامدرن

...بازخوانی
گفت‌وگو با منوچهر آتشی :
شبه شعرهایی به اسم فرامدرن
نتیجه ی کج راهه رفتن است
پیش آغاز: متن ذیل، بخشی از گفت‌وگوی "محمد هاشم اکبریانی" با استاد "آتشی"ست که در روزنامه‌ی شرق مورخ
16 تیر 83 به چاپ رسیده و به دلیل اهمیت موضوع و آگاهی بیشتر از دیدگاه‌های استاد "آتشی" درباره‌ی شعر فرامدرن، پست مدرنیسم و همچنین شعر شاملو و نیما به بازخوانی آن می‌پردازیم:
• شما شعرِ پست مدرن را فرامدرن می‌دانید؟
ـ برای من پست مدرن و فرا مدرن یک معنی می‌دهد. به نظر من، عیب اصلی شعر معاصر‌ ما این است که ما هیچ چیز را اندیشیده و فلسفی شده به کار نمی‌بریم. همه چیز را پا در هوا، عاریتی و ژورنالیستی دریافت می‌کنیم. اخباری دریافت می‌کنیم. در اروپا الان فلسفه دارد فلسفه‌تر می‌شود، یعنی به نوعی فسلفه‌ی دینی تبدیل می‌شود. در واقع فلسفه از ساختار سیستماتیک و دستگاهی که مثلاً در افلاطون وجود دارد به صورت «مثل» یا در ارسطو وجود و علت و معلول است ک