اولین نمایشگاه آسیبهای اجتماعی جامعه پاک برگزار شد
اولین نمایشگاه آسیبهای اجتماعی جامعه پاک کاری از سازمان مردم نهاد علم درخشان با همکاری چند دستگاه دولتی به منظور بالا بردن سطح آگاهی عموم مردم جامعه به ویژه جوانان، آموزش جوانان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی، محکم کردن اراده جوانان و توانمند کردن آنان در 5 غرفه شامل ایدز HIV ، طلاق، کودک آزاری، آموزش و مشاور و مواد مخدر برگزار شد. این نمایشگاه با استقبال خوب همشهریان مواجه شد. همشهریان نظرات و پیشنهادات خود را کتباً علام میکردند و در مسابقه شرکت کردند که در پایان روز نمایشگاه به قید قرعه به 10 نفر از بازدید کنندگان که به سؤالات مسابقه درست پاسخ داده بودند جوایز نفیسی اهدا شد.
حسینی کنگانی : مشکل عمده استان این است که مسئولین کشوری توانایی و پتانسیل استان را نمی شناسند
سایت خبری بندر دیر به نقل از خلیج فارس
صبح دیروز و در دور دوم نشست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر برای بررسی برنامه های دو نامزد کنونی این ستاد در حوزه انتخابیه دیر، کنگان و جم اعضاء برنامه های مجید حسینی کنگانی را شنیدند.
در این جلسه که در دفتر خبرگزاری و هفته نامه «خلیج فارس» برگزار شد، کنگانی ضمن تشریح اقداماتی که پس از حضورش در مسئولیت جذب سرمایه منطقه اقتصادی- انرژی پارس و ارتقای قرارداد شرکت های استانی از 50 میلیون به 75 میلیارد تومان رخ داده، گفت: مشکل عمده استان این است که مسئولین کشوری توانایی و پتانسیل استان را نمی شناسند و یا آن را به خوبی درک نکرده اند، اگر ما این مسائل را به آقایان شناخته و مطالبات خود را با جدیت دنبال کنیم، توسعه استان روند سریعتری می گیرد.
کنگانی مهمترین مشکلات کشور را بی اعتمادی ایجاد شده از سوی شرکای خارجی ایران و مشکلات معیشتی مردم ذکر کرد و گفت: مجلس هشتم باید روند غلطی که منجر به این وضعیت شده را بهبود بخشد.
وی با اشاره به مصوبه 3 میلیارد تومانی هیأت دولت در سفر اخیر به استان برای احداث دانشکده پتروشیمی و گاز در 3 سال از محل اعتبارات نفت، اظهار داشت: یعنی وزارت نفت آن قدر فقیر است که نتواند 3 میلیارد را طی یکسال به استان تزریق کند، نه اینکه قرار است فعلاً نیروهای متخصص پارس جنوبی از استان دیگری وارد کرده و عسلویه را به شکل دیگری در اختیار خود بگیرند. آیا بی تفاوتی مسئولان و نمایندگان استان در چنین مسائلی توجیه پذیر است؟
وی در بخش دیگری از سخنان خود و در پاسخ به یکی از اعضای ستاد ائتلاف در مورد امضای توبه نامه برای تأیید صلاحیت گفت: برخلاف این شایعات بنده هیچ توبه نامه ای امضاء نکرده ام، ضمن اینکه کارنامه کاری بنده روشن و مشخص است.
ستادهای انتخاباتی مجید حسینی کنگانی تعیین شدند.
اعضای ستادهای انتخاباتی مجید حسینی کنگانی اصلاح طلب شاخص سه شهرستان دیر .کنگان وجم وریز تعیین شدند .
بر اساس شنیدنیها مجید حسینی کنگانی سعی نموده است اقراد بانفوذ واصلاح طلب را برای اداره این ستادها معرفی کند.
یکی از مسئولین ستاد مرکزی مجید حسینی کنگانی اظها رداشت : استقبال گستردهای ازهمکاری در این ستادها به عمل آمده است.
مسئولین ستادهای تبلیغاتی سید محمد مهدی پورفاطمی اعلام گردید.
وب سایت هواداران : شهر خورموجآقای احمد طیبیان مجرد به عنوان مسئول ستاد این شهر برگزیده شد که این ستاد دارای زیر مجموعه هایی به شرح ذیل می باشد
امور دانشجویان : حسن بهرامی – افشار بهمنی
امور دانش آموزان : اصغر منصوری نسب
فرهنگیان : قاسم هزیمتیان – اکبر منصوری نسب
کشاورزان : سید محسن باقری
امور عشایر : امیر رضایی
ورزشکاران : رضا منصوری
تبلیغات :احمد جمادی ، قاسم منصوری ، حسن حاجیانی
پشتیبانی و تدارکات : محمود گلبینی – مهدی مختاری – منصور اسماعیل پور
شهرهای ساحلی :اقایان حاج قاسم یاوری – حاج حسین عالی پور و حاج خدر رستمی مسئولیت ستاد اقای پورفاطمی را بر عهده گرفتند
شهر کاکی: نیز اقای منصور احمدی به عنوان مسئول ستاد این شهر انتصاب گردید .
روستای شنبه هم عبدالحمید صفری به عنوان مسئول ستاد تبلیغات سید محمد مهدی پورفاطمی برگزیده شد .
در تمامی این ستاد ها زیر مجموعه هایی به مشابه زیرمجموعه ستاد خورموج تشکیل گردیده است که اطلاعات کامل تر آن در خبرهای بعدی ذکر خواهدد شد .
با تشکر ویژه ازجناب اقای طیبان مجرد که ما را در تهیه این کامل این خبر همکاری نمودند و همچنین از جناب اقای منصور احمدی در شهر کاکی که مساعدت لازم را نمودند.
حمایت تابلودار از کاندیداهای حزب اعتماد ملی ضربه دیگری به فرهنگ تحزب در ایران
محمد دادفر با نوشتن مطلبی در وبلاگ خویش تحت عنوان فوق الذکر از ائتلاف اصلاح طلبان خواست تا از کاندیداهای اعتماد ملی در انتخابات حمایت نکنند .
گفته می شود در استان بوشهر نیز اعتماد ملی کاندیداهای خویش را معرفی نموده است.
ائتلاف اصلاح طلبان استان بوشهر هنوز کاندیداهای خویش را در استان بوشهر معرفی ننموده . شنیدنیها حاکی است ائتلاف فوق الذکر امروز در خصوص کاندیداهای خود در حوزه انتخابیه دیر .کنگان و جم وریز با دعوت از مجید حسینی کنگانی و کرمی تشکیل جلسه داده است .
مجموعه مقالات "حمید مؤذنی" منتشر شد
بازنگری انتقادی، مجموعه مقالات سیاسی ،اجتماعی و مطالعات فرهنگی، / حمید مؤذنی / انتشارات گلگشت با مشارکت انتشارات شروع / چاپ اول: زمستان 86/ طرح روی جلد: حسام موسوی/ شمارگان : 1000 نسخه/ 379 صفحه / قیمت : 3500 تومان
"حمید مؤذنی" نویسنده ی ارجمند و روزنامهنگار فعال و نام آشنای بوشهری، مجموعه مقالات اش را با عنوان "بازنگری انتقادی" منتشر کرد.
مار و پلهی سیاست ورزی ایرانی، غرب و عقده ی ادیپ، توهم توطئه ایرانی، زنان و قوام و دوام مردسالاری، عشق ایرانی و عشق مدرن، زن ایرانی و زن امروز ، هرمنوتیک ماشین نوشته ها، نام های ایرانی و استبداد ، پارانویای دوست ناباب ، صادق هدایت راوی واقعی منِ ایرانی، نو اصلاحات، هالیوود و 11 سپتامبر و جنگ پست مدرن عناوین بخشی از گفتارهای کتاب "بازنگری انتقادی" محسوب میشوند. در انتهای کتاب نیز دانشنامه و منابع و مأخذ درج شده است.
شایان ذکر است گفتارهای این مجموعه، برخی در مطبوعات محلی استان بوشهر چون: سلام جنوب، پیغام ، نسیم جنوب، نصیر بوشهر ، پیام جنوب، بیرمی، آوای بهارستان و پیام عسلویه و برخی دیگر نیز در نشریات سراسری شرق، نشاط، توس ، عصر آزادگان، چلچراغ، همشهری و اعتماد بین سال های 1377 ـ 1385 منتشر شدهاند. در این کتاب، مؤذنی در جایگاه یک روشنفکر منتقد و تحلیلگر با رویکردی به تاریخ و با تکیه بر تئوریهای دو حوزهی روانشناسی و جامعهشناسی، به بازخوانی و واکاوی مقولههای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی پرداخته است.
با آرزوی موفقیت روز افزون برای نویسنده ارجمند و روزنامه نگار پر تلاش، مطالعه ی این اثر ارزنده را به تمامی علاقه مندان به مباحث یاد شده توصیه می کنیم.
اسکندر احمدنیا، شرحی بر منظومه ی "کلاغا" را منتشر کرد
کلاغا (سروده ی علی مرادی)/ با خوانش اسکندر احمدنیا / انتشارات : شروع/ چاپ اول: زمستان 86/ طرح روی جلد : صالح دروند/ شمارگان: 2000 نسخه / 110 صفحه/ قیمت : 1950 تومان
در بهمن ماه سال جاری، منظومهی جاودان "کلاغا" اثر درخشان استاد "علی مرادی"ـ یکی از بزرگان عرصهی بومیسرایی در استان بوشهر ـ با شرح و تفسیر استاد "اسکندر احمدنیا" از سوی انتشارات "شروع" منتشر شد؛ اثری که از سوی شاعر و منتقد مطرح و نام آشنای ما به نویسنده ی نامدار استاد "محسن شریف" تقدیم شده است.
در مقدمه این کتاب ارزشمند به قلم "احمدنیا"ی ارجمند می خوانیم: "حاج علی مرادی یکی از شاعران پیشکسوت محلیسرا است با منظومهیی به گویش محلی دشتی. از آن جایی که این منظومه مهم ترین و عالی ترین اثر بر جا مانده از تمام عمر شاعری اوست، خود به تنهایی جا و جایگاه خاصی میان خاص و عام دارد، بر آن شدم تا فرصتی هست هر چند موجز و اشارت وار نگاهی به آن داشته باشم، شاید دیگرانی ذوق شان گل بیندازد و پُر تر و کامل تر وارد ماجرا شوند و به وجود بیابد آن چه همگان انتظارش را میکشند". در این مقدمه، ضمن یاد آوری رویکرد جدی به بومی سرایی در استان پس از دوم خرداد 76 به شبهای مانای شعر محلی ـ که از سوی هفته نامهی وزین پیغام برگزار گردید و با استقبال بی نظیر مردم روبهرو شد ـ و پیشنهاد استاد "شریف" برای نام گذاری روز شعر محلی در زاد روز استاد "علی مرادی" اشاره شده است.
اسکندر احمدنیا، ضمن درج کامل منظومهی "کلاخا" و آوانگاری و واژه نامه ی این منظومه ی مانا، در 60 صفحه از حجم کلی کتاب با تسلط و تبحری مثال زدنی به شرح و تفسیر "کلاخا" پرداخته که حاصل نگاه ژرف او به شعر بومی به ویژه منظومه ی "کلاخا" است. در این بخش میخوانیم: "مرادی در منظومه "کلاخا" شاعری است استثنایی، شاعری است که نهفته های مشترکی از تمام نقاط جهان را یک جا در طنین کم نظیری آورده است. من عقیده دارم آفرینش این شعر در لحظاتی صورت گرفته است که اکنون خودِ مرادی هم حیرت زده به آن مینگرد".
از ویژگیهای دیگر این کتاب باید به طرح روی جلد اثر هنرمند جوان و ارزنده "صالح دروند" اشاره کرد که ضمن خلق اثری چشم نواز، مخاطب را به تأمل وا می دارد.
ضمن آرزوی توفیق روز افزون برای شاعر، منتقد و روزنامه نگار ارجمند هم اقلیمی استاد احمدنیا ـ که پیشتر مجموعه شعر "سرگردان ساعت چهار" را به علاقهمندان شعر امروز هدیه کرده بود ـ تمامی دوستداران شعر ناب محلی را به مطالعهی این اثر ارزشمند دعوت می کنیم.
روابط هلندیها با خلیجفارس
نوشته : ویلم فلور قسمت سی و سوم
جدول شماره 3
مبلغی که «واک» سالیانه به ازای فروش هر کالا دریافت میکرد (به گیلدر هلند)
از سال میخک جوز دارچین شکر آبنبات فلفل روی قلع آهن فولاد Sappa Wood صمغ سرب
31-1730 17322 40793 3125 56135 29951 51968 - - 2594 - 2369 - -
32-1731 47062 55243 3200 35594 12770 2125 - 29319 - - 2831 - -
33-1732 69077 73546 8219 45875 14800 16465 - - - - 2406 - -
34-1733 104191 24839 19954 7998 2183 32250 - - 2343 - 3493 - -
35-1734 82045 46247 25424 63498 39610 43683 2559 19093 - - - - -
36-1735 - - - - - - - - - - - - -
37-1736 62381 16673 13686 24174 10594 27415 - 11657 454 - 3893 2492 -
38-1737 - - - - - - - - - - - - -
39-1738 - - - - - - - - - - - - -
40-1739 - - - - - - - - - - - - -
41-1740 21022 - 10713 21691 239 80639 - 7499 2976 - 6881 3251 -
42-1741 33189 17735 7281 - 672 17999 - - 14389 31 - 586 -
43-1742 32521 15883 11867 - - 12696 - 126 2918 57 - - -
44-1743 4553 3384 1984 - - 22281 491 - 1512 - - - -
45-1744 3673 2749 3505 20688 10259 37878 - - 1510 - 6992 415 -
46-1745 11793 4450 243 24859 10364 53201 - 39 1617 - 2188 79 -
47-1746 4229 3210 1509 2507 307 9745 - 477 9623 - - - -
48-1747 9937 1660 1513 - - 7648 - 6438 18795 278 - - -
49-1748 22943 17911 4834 29483 16632 38353 - 9007 - 932 - 2893 -
50-1749 - - - - - - - - - - - - -
51-1750 17882 9181 - - - 28757 - - 12065 - - - -
52-1751 - - - - - - - - - - - - -
53-1752 22732 18165 3468 26513 3217 - - 7944 183 63 - 504 3323
54-1753 24235 7326 3901 36486 21097 - - 27142 2494 34 - - 3101
منابع : Voc 2255 (1730-31; 1731-32) , f 2069,2071; VOC 2322 (1731-32;1732-33), f 82-83, 86-87; VOC 2356 (1733-34), f 25-26; VOC 2416 (1734-35); Voc 2448 (1736-37), 1663 vs -64; Voc 2546 (1740 -41), f 62-63; Voc 2593 (1741-42) , f 1666; Voc 2680 (1742 - 43;1743-44;1744-45), f70-71,, 74-75,78-79; Voc 2748 (1745-46; 1746-47; 1747-48), f 106-07, 112-13,120-21; Voc 2766 (1748 -49), f 46-47; Voc 2787 (1749-50), f 32; Voc 2804 (1750-51), f 10-11; Voc 2843 (1752-53), f 27; Voc 2863 (1753-54), f 44-45.
هلندیها کالاهای زیر را به ایران وارد میکردند: ادویهجات (پوست جوز هندی، میخک، جوز هندی و دارچین)، فلفل، شکر و آبنبات، فلزات (قلع، سرب، آهن، روی)، منسوجات، چوب، صمغ و دیگر محصولات مانند قهوه، زردچوبه84، کافور85 و مقدار بسیار ناچیزی بنزویین (نوعی صمغ که سفید و بلورین و خوشبو است و در داروسازی به کار میرود).86 همانگونه که از جدولهای شماره 1 و 3 به وضوح پیداست فروش عمدهی هلندیها بابت ادویهجات، فلفل و شکر (بلورین و آبنباتی) بود. موقعیت برتر هلندیها بابت فروش ادویهجات قابل درک است زیرا آنها کمابیش انحصار این محصولات را در دست داشتند. ضمناً موقعیت آنها بابت فروش فلفل هم، مستحکم بود. هلندیها برای فروش فلفل رقیبهای دیگری (هند) هم داشتند، اما این رقابت چنان نبود که عملاً بتوانست موقعیت «واک» را تهدید کند. در مورد شکر، تولیدکنندگان زیادی وجود داشت و شرکت هند شرقی انگلستان ـ ایک ـ و رقیبهای آسیایی شکر به ایران وارد میکردند.87 هلندیها فقط شکر محصول جاوا ـ که برای باتاویا از نظر اقتصادی بسیار بااهمیت بود ـ به ایران وارد میکردند. آنچه در خور توجه است این است که در مقایسه با سالهای پیش از سقوط دودمان صفوی در سال 1733، در حجم واردات «واک»، کاهش چشمگیری به وجود آمده بود. کاهش کلی واردات هلندیها حدود 80 درصد بود و این کاهش راجع به سایر اقلامی که در اینجا ذکر نگردیدهاند، هم صادق است. به رغم اینکه هلندیها تنها تجاری نبودند که با ایران داد و ستد میکردند، معالوصف واردات «واک» ـ بهخصوص اقلامی که در اینجا ذکر میشود ـ تجارت خارجی را به سیطره گرفته بود.
دارچین که میانگین صادرات آن 20.000 پوند در سال بود به 1000 پوند در سال کاهش یافت، میخک نیز که میانگین واردات آن 25.000 پوند در سال بود به 3.000 پوند تقلیل یافت، جوز که واردات آن حدود 15000 پوند بود به کمتر از 3000 پوند کاهش یافت و فلفل که واردات آن حدود مبلغ 25.000 پوند در سال در نوسان بود به 1000 پوند در سال رسید.88
واردات شکر نیز با کاهش جدی مواجه گشت و از 800.000 پوند در سال به کمتر از 100.000 پوند در سال و صادرات آبنبات نیز از 250.000 پوند در سال به کمتر از 100.000 پوند در سال تقلیل یافت.89 جای بسی شگفتی است که در واردات فلزات آشفتگی به وجود آمد، زیرا با نگرش به شرایط مستمر جنگی در این برهه در ایران، انتظار میرفت واردات فلزات به منظور تغذیهی ماشین جنگی این کشور افزایش یا حتی روندی رو به رشد مییافت، این وضعیت دلالت بر این دارد که تولیدات داخلی فلز در ایران افزایش یافته بود، هرچند گزارشی برای تایید آن در دست نیست، یا اینکه واردات فلزات، توسط سایر تجار صورت میگرفته است. راجع به موضوع اخیر احتمال آن بسیار ضعیف است؛ زیرا هلندیها نه تنها واردات اینگونه اقلام را زیر سیطرهی خود درآورده بودند بلکه آنها حتا اشارهای هم نکردهاند که رقیبهایشان میخواستهاند زیرا پایشان را خالی کنند. مهمترین جنبهی این فعالیتها این بود که «واک» تا پیش از سال 1722 معادل حدود 25000 پوند مس به ایران وارد میکرد، اما اکنون این شرکت مقادیر زیادی مس از ایران به خارج میفرستاد.90 راجع به سایر اقلام وارداتی ـ جز اینکه مقدارش اندک و با آشفتگی مواجه بوده است ـ آگاهیهای بیشتری در دست نیست. قهوه ـ که کالای وارداتی عمدهای به شمار میآمد91 ـ اکنون واردات آن به زحمت به 1000 پوند در سال میرسید که آن هم به طور متناوب وارد کشور میگردید92. گفتنی است ایران قهوه محصول سیلان را به قهوهی محصول جاوا، ترجیح میداد.93 از اینها گذشته، واردات پنبه هم به طور چشمگیری کاهش یافته بود.94 تجارت قماش، مانند سرتاسر دورهی صفویه، بسیار دشوار بود. رقابت حلب ـ که در آنجا تجار انگلیسی و فرانسوی قماش را با نرخ پایینی عرضه میکردند ـ رقابتی مستمر با واک بود و این در حالی بود که روسها هم از استراخان به گیلان قماش وارد میکردند. محل شرکت در جنوب کشور چندان مناسب نبود و نیز چون به طور مستقیم قماش از هلند وارد نمیگردید و به جای آن از باتاویا آورده میشد که زمان زیادی میگرفت، واک خسارات سنگینی متحمل میگردید. زمانبندی انگلیسیها و فرانسویها برای واردات قماش به مراتب بهتر بود. بنابراین تجار ایرانی به عنوان بازار دیگری برای قماش، بازار قزوین را در اختیار داشتند.95 لذا بی هیچ شگفتی الگوی واردات مانند دورهی واپسین دودمان صفوی بود. بدیهی است آنچه که راجع به این اقلام و سایر اقلام وارداتی بسیار جالب توجه مینماید، میزان کاهش واردات آنهاست، که گرفتاریهای ترسناک کشور را در آن برهه، بازتاب میدهد.
صادرات:
صادرات ناچیز ایران عمدتاً شامل مواد خام کشاورزی، محصولات غذایی، مقداری مواد معدنی و مقدار بسیار ناچیزی کالاهای تولیدی بود. همانطور که در مورد واردات «واک» مصداق پیدا میکند، الگوی صادرات هم همانند آن بود، هرچند که میزان آن به طور ناگهانی کاهش یافته بود. در عرصهی صادرات دو تحول به وجود آمده بود: یکی اینکه ابریشم دیگر صادر نمیگردید و دیگر اینکه برخلاف گذشته مس از ایران به خارج ارسال میگردید. در واقع کالای اصلی صادراتی هلندیها شمش (طلا و نقره) و مس کهنه بود. در خلال سدهی هفده میلادی ابریشم خام کالای عمدهی صادراتی هلندیها بود، اما آخرین بار که این کالا به خارج فرستاده شد، در سال 1714 بود. بعد از اخراج افغانیها از ایران در سال 1730 هلندیها به طور متناوب نسبت به ابریشم خام اظهار علاقه مینمودند، اما نتیجهای عایدشان نگردید.96
بعد از ابریشم خام، مهمترین کالای صادراتی موی بز کرمان (کرک) بود. هلندیها از سال 1658 درگیر این تجارت بودند، اما در سال 1740 به دنبال دخالتهای بیش از حد دولت، از آن دست کشیدند. و تجارت هلندیها در زمینهی موی بز (کرک) تنها در سال 1750 بود که از سرگرفته شد.97
سایر محصولاتی که هلندیها صادر میکردند عبارت بود از شراب، میوه، گلاب، صمغ، آجیل، کتیرا، روناس، خرما، پوست، گوگرد، گندم، اگسید قرمز، سنگ نمک و گاه به گاه هم توتیا Lapis Tutia)98، Aureum Pigmentum99، Pruimellen100)، بادام و مازو. مقدار اینگونه اقلام صادراتی بسیار اندک بود و الگویی آشفته و نامنظم و در عین متناوب را نشان میداد. در بین اقلام صادراتی خشکبار هم معمولاً دیده میشد، اما مقدارش بسیار اندک بود. گلاب و شراب هم در زمرهی اقلام صادراتی بود ـ اما خیلی ناچیز. مقداری مخمل یا قالی هم صادر میگردید. این اقلام بیشتر به سیلان، مالابار یا کروماندل، ارسال میگردید. هر از گاهی تعداد سه یا چهار رأس اسب هم به سیلان فرستاده میشد. مقصد خاک قرمز و گوگرد کروماندل و مالابار بود و گندم نیز به باتاویا ارسال میگردید. تا پیش از سال 1721گندم گاه به گاه توسط «واک» صادر میگردید اما در دههی 1730 تقاضای پایدار برای این محصول از سوی باتاویا بود. به علت شرایط آب و هوایی، عملکرد بازار و شرایط سیاسی در ایران، مقدار گندم موجود برای صادرات نامنظم بود. برای مثال در سال 38 – 1737 به دست آوردن گندم بسیار دشوار بود، زیرا مقامات ایرانی این محصول را به منظور تغذیهی نیروهای اعزامی به مقسط، به زور از زارعین میگرفتند.101 مسألهی کیفیت محصول، که صادرکنندگان ایرانی به آن اعتنا نمی کردند، هم وجود داشت زیرا عمانیها بیهیچ توجه به کیفیت گندم ـ اینکه آیا جو مخلوط آن است یا نه ـ خریداری میکردند. بنابراین هرگز امکان خرید گندم ناب و بدون ناخالصی وجود نداشت.102 ضمناً در اوایل سال 1740 تأمین گندم بسیار دشوار بود که علت آن کمبود بارندگی بود. «اسکوندرورد»، رئیس «واک» در بوشهر در فوریه 1740 گزارش کرده بود: «زندگی اینجا بسیار دشوار است، زیرا به زحمت غلات برای مصرف انسانی و حیوانی یافت میشود. در کهکیلویه اوضاع بهتر است. در آنجا بابت هر من گندم (108 پوند) مبلغ 12 ماریا ترزا پرداخت میگردد، اما تهیهی گندم خالص ـ بدون اینکه 6/1 یا 8/1 آن با جو مخلوط نباشد ـ غیرممکن است».103
به بهانهی آن چه در مراسم اهل قلم گذشت
همانگونه که در نشریات استان خواندهاید، هنگام برگزاری مراسم اعطای "قلم طلایی" انجمن اهل قلم بوشهر به نویسندگان برتر داستان نویسی استان، اتفاقی رخ داد که موجب رنجش بسیاری از اهالی قلم و هنر این دیار گردید و مباحثی را به دنبال آورد. این حادثه مربوط به اعتراض و مخالفت مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر نسبت به نصب تابلویی بود که بر آن و در کنار تصاویر تعدادی از داستان نویسان مطرح استان، تصاویر شاد روانان رسول پرویزی و صادق چوبک قرار داشت. استدلال جناب مدیر کل این بود که در مراسمی که یکی از برگزار کنندگان آن، اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی میباشد، نمیبایست تصویر فردی نصب شود که سابق بر این، یکی از مهرههای ذینفوذ رژیم گذشته بود و از سناتورهای منصوب شاهانه در مجلس سنای سابق. البته از این که این هم برای خودش نظری است و هر کس حق دارد که از کسی خوشش بیاید و یا تا به این حد نسبت به او متنفر باشد، حرفی نیست و نمیتوان به آقای شفیعی ایراد گرفت، ولی وقتی که ایشان در مقام متولی فرهنگ و هنر استان، چنین کنشی از خود بروز میدهد، جای تأمل دارد .
من در گفت و گویی که قبلاً با آقای شفیعی داشتم و در شماره 425 مورخ 20 خرداد ماه 86 هفتهنامه نسیم جنوب به چاپ رسید، پیرامون همین موضوع از ایشان سئوال کردم و وی در پاسخ اظهار داشت: «شما وقتی مریض میشوید، به پزشک مراجعه میکنید. توقعی که شما از آن پزشک دارید این است که دارویی به شما بدهد و مرض شما را درمان کند. بنابراین شما از پزشک نمیپرسید که چه عقیده و مرامی دارد و از کدام جهان بینی تبعیت میکند، چون در این مورد و در ارتباط با مراجعه شما به آن شخص، هیچ دخالتی ندارد. در خصوص مسایل فرهنگی هم وضع به همین منوال است. یک نویسنده و شاعر، تولید کنندگان یک سری محصولات فرهنگی هستند. بنده به عنوان یک مصرف کننده محصولات فرهنگی به این تولیدات مراجعه میکنم و هر کدام که برای خودم لازم و
ضروری و مفید میدانم، تهیه مینمایم. بنابراین کاری هم به این ندارم که تولید کنندهی آن، چه دیدگاهی دارد و چگونه فکر میکند و زندگی مینماید. آن چه برای من مهم است، تولیدات اوست. قرآن میفرماید: «فبشر عبادالذین یستمعون القول و یتبعون الاحسنه»… خلاصه کلام من
پیرامون مسئول شما این است… هستند برخی افرادی که دارای آثار ادبی شاخص و مهمی میباشند که در این حوزه میتوان از آثار آنها بهره جست، ولی در میان همین افراد، چه بسا کسانی هم وجود دارند که دارای افکار و اعتقادات نادرستی میباشند که با مبانی دینی و اعتقادی ما منافات دارند، من میگویم اگر هنگامی که در مورد آثار این افراد صحبت میشود، نباید رفتار و اعتقادات شخصی آنان نیز به عنوان یک الگو و نمونه معرفی شود…» حال با استناد به فرمایشات آقای مدیر کل، این سئوالات پیرامون آن چه که وی در مراسم مورد بحث انجام دادند، مطرح است: اولاً ایشان بر چه اساسی گمان کرده بودند که در ان مراسم صرفاً ادبی ـ داستانی، میخواهند «رفتار و اعتقادات شخصی آنان نیز به عنوان یک الگو و نمونه معرفی شود» ؟! ثانیا! وقتی که جناب ایشان بر این باورند که «هستند برخی افرادی [ نظیر رسول پرویزی و صادق چوبک] که دارای آثار ادبی شاخص و مهمی میباشند که در این حوزه میتوان از آثار آنها بهره جست»، چرا در یک محفل صرفاً ادبی که اتفاقاً قرار هم نبود پیرامون آنان سخنی به میان آید، تحمل حتی دیدن تصاویر آنان در میان جمعی از
نویسندگان مورد تأیید خودشان را هم نداشتند؟! ثالثاً اگر آقای شفیعی که میگوید: «یک نویسنده و شاعر، تولید کنندگان یک سری محصولات فرهنگی هستند، بنده به عنوان یک مصرف کننده فرهنگی به این تولیدات مراجعه میکنم و هر کدام که برای خودم لازم و ضروری و مفید
میدانم تهیه مینمایم. بنابراین کاری هم به این ندارم که تولید کننده آن چه دیدگاهی دارد و چگونه فکر میکند و زندگی می نماید» به این گفتههای خود اعتقاد دارد، چرا با رسول پرویزی فقط به خاطر «چگونه فکر» کردن و «چگونه زندگی» کردنش برخورد مینماید؟!
البته من با توجه به موقعیت شغلی آقای شفیعی و این که چه فرد و یا افرادی در رأس وزارت خانه متبوعش قرار دارند، به ایشان حق میدهم که این گونه محتاطانه و حتی بر خلاف تفکر خود عمل کنند و هوای خویش را داشته باشند، به ویژه وقتی که افرادی میتوانند با راه انداختن چند کفن پوشی که حتی لای هیچ کتاب درسی را نیز تاکنون باز نکردهاند، به خاطر عکس پرویزی و چوبک، فریاد وا اسلاما سر بدهند. ولی این سؤال اساسی را نیز از حضرتشان دارم که آیا پذیرش چنین مقامی، ارزش این همه هزینه کردن از خود را دارد؟! ضمناً این ایراد جدی هم بر برگزار کنندگان مراسم وارد است چرا از قبل، با شریک خود در اجرای مراسم (اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی)، در خصوص چگونگی اجرای برنامهو حتی دکوراسیون محیط آن، مشورت نکرده و هماهنگی لازم را مبذول نداشتهاند که بعداً شاهد به وجود آمدن چنان قضایایی نشوند؟!
و اما به عنوان حرف آخر ـ و هر چند تکراری ـ از جناب آقای شفیعی و همهی کسانی که مثل ایشان میاندیشند و احیاناً صاحب مقام و موقعیتی به ویژه در حوزه فرهنگ و هنر میباشد، عاجزانه تقاضا میکنم که هنر و اندیشه و شعر و هرچه از این همایش را از سیاست جدا کنید و به این مقوله فقط در جایگاه خود بپردازید، زیرا در غیر این صورت، با تناقضهایی که در این زمینه با آنها مواجه خواهند شد، هم خود را در میان واقعیات و ذهنیاتشان حیران و سرگردان خواهند ساخت و هم تیشه به ریشهی فرهنگ و هنر این سرزمین خواهند زد. من نمیدانم آقایانی که با امثال زنده یاد رسول پرویزی سناتور عصر پهلوی دوم چنین روا می دارند، در مواجهه با نامهای بزرگی همچون خواجه نصیرالدین طوسی، کاتب آثار ادبی ارزندهای نظیر «اخلاق ناصری»، «تجرید الکلام فی تحریر عقاید الاسلام» و … که زمانی وزیر فرد مهاجم و خون خوارهای مثل هلاکوخال مغول بوده است ، به خود چه می گویند؟ با نظام الملک طوسی، وزیر دربار پادشاهان سلجوقی و بانی مدارس علمی متعددی به نام نظامیه و مؤلف کتاب ارزشمند «سیاستنامه» چه برخوردی دارند؟! از شنیدن نام و احیاناً دیدن تصویر نظامی عروضی، شاعر نویسندهی دربارشاهان «غوری» دست خوش چه احساسی میگردند؟! ابوالفضل محمد ابن حسین بیهقی ، دبیر دربارشاهان غزنوی تاریخ ارزشمند «بیهقی» را به چه جرمی میخواهند طرد و لعن نمایند؟! چه طور و چگونه به خود جرأت میدهند که بزرگانی همچون ملکالشعرای بهار، علیاکبر دهخدا، محمد معین، ناتل خانلری، و دهها مردان عظیمالشأن میدان فرهنگ و معنویت و دانش این سرزمین را به جرم وکیل و وزیر بودنشان، این چنین به باد ناسزا گویی بگیرند؟! دوستان از تاریخ بیاموزند که هیچ نظام حاکمی در دنیا، پایدار و ابدی نمانده است، پس رسمی نیاندازید که نسلهای فردایی ما با شما همان کنند که شما بر گذشتگان روا می دارید.
نامهربانی حتی با نوادهی امام!
همهی ما وقتی به تاریخ اسلام و زندگی رسول اکرم(ص) رجوع میکنیم، میبینیم هنوز جسم نازنین پیامبر سرد نشده بود که شورای ثقیفه با دستپاچگی به خانهی بتولِ رسول هجوم بردند و پهلوی کسی را شکستند که در حدیث قدسی به صراحت اشاره گردیده خلقت افلاک به لحاظ وجود مقدس او بنیان شده، و ریسمان در گردن اسوهی ایمان، تقوا و مظهر شجاعت و شهامت و عدالت "علی"(ع) انداختند و بالاجبار برای بیعت به مسجدش بردند. اگر چه از این فجایع قلبمان جریحهدار میگردد ولی فقط میتوانیم بر مردم آن زمان لعنت و نفرین بفرستیم که چگونه تحمل کردید تا عدهای قدرتمدار تشنهی پست و مقام و منصب با «آل یاسین» چنین کنند.
خبر خیلی تکان دهنده و جانگذار و در عین حال غیر منتظره بود. آنهایی که یاد و خاطرهی سخنرانیها و دیدارهای جماران را به یاد دارند خوب میدانند وقتی امام میآمدند، مریدش آیتا... توسلی هم عاشقانه و مخلصانه در کنار مراد خویش حضور داشت. او سالها در کنار مقتدای خویش آنگونه عاشقانه و عارفانه عمل کرده بود که گاهی دیدار چهرهی او تمام خصوصیات امام راحل را منعکس میکرد، همانگونه که واعظ و روضهخوان امام "حاج آقا کوثری" آدمی را به یاد امام میانداخت.
ناگهان مردم و مریدان امام از صدا و سیما شنیدند: حضرت آیت الله توسلی به دلیل عارضهی قلبی، جان به جان آفرین تسلیم کرد.
آری حضرت آیتا... توسلی درست در زمانی دچار عارضهی قلبی شد که یا در حال مطالعه اهانتهای ناجوانمردانه و شرمآور سایت (....) به شخصیت برازنده "حاج سیدحسن" بود و یا فقط کمی از آن لحظات میگذشت که به دلیل ملتهب شدن رگهای تعصب و امام دوستی و پاسداری از حریم معشوق دچار عارضهی قلبی شد و رحیل عارفانهاش آغازیدن گرفت. اما ماجرا چرا و چگونه آغاز شد؟
طبق نص صریح قانون و دغدغههای مکرر امام مبنی بر اینکه هیچ ارگان نظامی و انتظامی حق دخالت در امور سیاسی و احزاب را ندارد و آنان که در حقیقت عاشق امام بوده و هستند، خود را به رعایت این توصیه مؤظف دانستند.
در هفتهی اخیر یکی از فرماندهان ارشد ارگان نظامی در یک سخنرانی یا اظهار نظر گفته بود: از اصولگرایان باید حمایت کرد. در همین راستا تنها بازماندهی رشید آل یاسین "سید حسن خمینی" در مصاحبه با مجلهی "شهروند"، نظامیان را به عدم ورود به عرصهی سیاست و انتخابات دعوت کرد. اما سیدحسن یا نگفت یا نخواست بگوید که هماکنون تعداد قابل ملاحظهای از نظامیان، نماینده مجلس هستند که این روند رو به افزایش است. پس از اظهارات حکیمانهی یادگار امام، سایت افراطی که در توهین و هتاکی به بزرگان به ویژه خط امامیها یَدِ طولایی دارد خشمگین شد. آنها از شیکپوشی او ایراد گرفته بودند و "شمال شهرنشین" معرفیاش کرده بودند. بر هیچ کس پوشیده نیست که شباهت حاج سیدحسنخمینی بیشتر به پدربزرگش حضرت امام میماند تا مرحوم پدرش احمد آقا، به همین دلیل واقعاً چهرهی او عاشقان امام را به یاد امام راحل میاندازد. نگارنده در مقابل شاگردان صغیر امام کوچکتر از آن است که قصد دفاع از امام و خانوادهی او داشته باشد و دفتر حاج سیدحسن جوابیهی متین و منطقیای جهت اطلاع مردم شریف ایران ارائه داده اما قصد نگارنده این است که مردم و خوانندگان ارجمند را در جریان بگذارد که جرم حاج سید حسن چیست. زمانی که ناباورانه روح ملکوتی حاج سید احمد آقا به حق پیوست، حاج سید حسن 23 ساله در موقع خاکسپاری پدر جملهای به یاد ماندنی گفت که هیچگاه از یادها و خاطرهها نخواهد رفت اگر چه گویا برای او کم هزینه هم نبود. او در جملاتی در هنگام تدفین پدر گفت: اکنون دارند گنجینهی رازهای انقلاب را به خاک میسپارند.
اصولگرایان تبحّر خاصی در شبیهسازی برای تخریب حریف دارند، مثل اینکه خاتمی را به بنیصدر تشبیه میکردند و اکنون در توجیه عمل شرمگین خویش در اهانت به نوهی امام میگویند: حرف نوه و نواده امام کفایت نمیکند و مصونیت نمیآورد، اما اینان غافلند که شخصیت حقوقی حاج سید حسن با امام کاملاً مرتبط است. او اکنون تولیت آستان و ریاست تنظیم و نشر آثار امام را بر عهده دارد و عملاً به عنوان سخنگوی بیت شریف امام شناخته میشود، اما برای سید حسن چه جرمی بالاتر از اینکه:
1ـ او دانشمندی که امام او را فرزند با تقوای خویش خواند یعنی سید محمد خاتمی را «عمو» صدا میزند.
2ـ رابطه دوستانه سید حسن با اصلاحطلبان برای اصولگرایان نگران کننده است.
3ـ آن روز که دولت نهم با مهرورزی کامل بدون توجه به شخصیت جهانی و محبوبیت فراگیر سید محمد خاتمی بر او خرده گرفت و وی را از کاخ سعدآباد اخراج کرد، این سید حسن بود که او را به جماران دعوت کرد و مکان مناسب را در اختیارش نهاد و این جرم کمی نیست.
4ـ در فضایی که کمیتهی محفلی «ستاد بحران» موفق به صدور حکم اعدام جانباز 70% و برادر شهید سید هاشم آقا جری شده بود این حاج سید حسن بود که اعضای خانواده او را پذیرفت و غیرمستقیم ناخشنودی خود را از این حکم ابراز نمود.
5ـ شاید جرم دیگر او از دیدگاه اصولگرایان، وجود حضرت آیتا... موسوی مربوط باشد که پدر همسر ایشان و عضو برجستهی روحانیون مبارز است.
6ـ ششمین جرم حاج سید حسن مربوط به روزی میشود که قرار بود حضرت آیت ا...العظمی صانعی به لحاظ قرابت و همنشینی مدیدی که با امام داشت، دست نوشتههای امام را تحویل او دهد تا در مؤسسهی حفظ آثار نگهداری نماید. او از خاتمی و هاشمی و کروبی دعوت به عمل آورده بود و این اصرار به اتصال این سه چهره با بیت امام موضوعی نبود که اصولگرایان طیف متحد محمود احمدینژاد را خوش آید.
7ـ آنگاه که اقتدارگریان قصد تصرف دانشگاه آزاد نمودند، با پذیرش حاج سیدحسن در هیأت امنای آن دانشگاه نقشهشان خنثی شد.
8ـ جرم بعدی او این است که در ایام سالگرد رحلت حضرت امام در برنامهی تلویزیونی «فوقالعاده» حضور یافت و چنین گفت: «چگونه است که ما به اصطلاح متدینین خیلی راحت به یکدیگر تهمت میزنیم به خصوص در ایام انتخابات و احساس میکنیم که بدین ترتیب دلمان خنک شده و این همان اسلام کاریکاتوری است که صدا و سیما هم در رواج آن سهم دارد»که این اصطلاح به کام اهالی قدرت خوش نیامد.
9ـ حاج سید حسن از حقوق احزاب قانونی دفاع کرد و گفت: تحزب شیوهی جدید به دست گرفتن قدرت است و واضح این که ادبیات او با گلواژههای خاتمی قرابت خاصی دارد و این نیز جرمی کوچکی نیست.
10ـ دوستی عمیق پدرش حاج سید احمد آقا با خاندان خاتمی و این که او از دو جنبه نسبت خانوادگی با ایشان دارد. مادر او خانم «فاطمه طباطبایی» دختر خاله همسر خاتمی خانم «زهره صادقی» است و دختر عمهاش خانم «زهرا اشراقی» نیز همسر برادر سید محمد خاتمی یعنی محمدرضا خاتمی است و حاج سید احمد گفته بود: هرگاه دلم میخواهد بوی بهشت را بشنوم میروم یزد پیش آیتا… روحا… خاتمی.
11ـ حاج سید حسن به تبعیت از پدر و شعور خود بارها علاقه و ارادت و وفادارای خود را به جانشین امام ابراز داشته و خود تابع هیچ دسته و باندی نیست اما چیزی که مدعیان اصولگرایی را به دلهره انداخته این است که حاج سیدحسن کوشا و پیگیر و مستمر در حوزه علمیه قم به تحصیل برای ارتقاء توان فکری خود جهد میکند و آنها از این که او در آینده خود را برای ایفای نفش بالاتر آماده کند وحشت دارند و آن چه این انجمن (حجتیه) را نگران کرده آیندهی همین روحانی خوش سیما ست که هم شباهت به پدر بزرگ دارد هم به دایی مادرش امام موسی صدر.
این جرمهای یازدهگانه گناه کوچکی نیست که حاج سید حسن بتواند از ترکش و پس لرزههای آن ایمن بماند.
اما حُسن ختام ماجرای حاج سید حسن را با بیان مطلبی از دختر عمهاش خانم "زهرا اشراقی" همسر جانباز محمدرضا خاتمی به پایان میبریم که گفت: این مخالفتها تنها مخالفت با سیدحسن خمینی نیست، بلکه مخالف با اندیشهای است که حسن به آن تعلق دارد. این موضعگیریهای مخالف نشانهی مظلومیت خانواده و خط امام است و رد صلاحیت یکی از نوادههای امام نیز در همین راستاست . این برنامهریزی را کسانی انجام میدهند که با خط امام خمینی(ره) مشکل دارند، از اینرو ابتدا با بایکوت حاج سیدحسن در برخی سایتها آغاز شده است.
در تأیید سخنان این نواده امام، آیتا… هاشمی رفسنجانی در خطبههای نماز جمعه اظهار داشت: نمیدانم این حرفی که حاج سیدحسن درباره عدم دخالت نظامیها در انتخابات مطرح کرد چه نکتهی خلافی داشت که این عصبانیت را در مقابل آن شاهد بودیم؟ در ادامه آقای هاشمی یادآور شد: علایمی مشاهده میشود که یک جریان امروز در کشور وجود دارد که نمیتواند طبیعی باشد و قاعدتاً باید تحرکاتی از خارج پشت سر این جریان باشد که میخواهد تکیهگاههای انقلاب را بشکنند و خدا کند که اقدامات این جریان آگاهانه نباشد. در نگاهی دیگر دور از ذهن به نظر نمیرسد آن اندیشه و افرادی که در زمان حیات پر برکت امام هیچ گاه نتوانست بغض و عقده خود را از آرا و اقدامات امام در بعضی امور ابراز کنند و امام فرصت و اجازهی ترکتازی به آنان نمیداد اکنون که در پایههای قدرت نفوذ یافتهاند فرصت را مغتنم شمرده و میخواهند از خانواده و نواده او انتقام بگیرند. آیا این باعث دلسردی مردم نمیشود و از خود نمی پرسند وقتی نوادهی امام حق اظهار یا جرأت ابراز عقیده خود را ندارد و اگر اظهار نظری کرد به چنین روزی مبتلا میگردد، دیگران در چه وضعیت و موقعیتی گرفتار خواهند شد؟
پرسپولیس برازجان به تیر زد مقاومت تهران به تور
پرسپولیس برازجان صفر مقاومت سپاه تهران یک
گل : 30 ـ اکبر صادقی (مقاومت تهران)
داور: رنجبر
کمکها: یوسفی و رامی
بازیکنان پرسپولیس برازجان: محسن عربلو، رضا فرهمندزاده، محسن نعماویزاده، بهادر تربرا، شهسوار سهرابی، 64 ـ مهدی چهابدار ، حبیب ا.. دویره، ایوب پویا، صادق گشنی، حسین غلامی، حمید بورکی، حسن فلسفی، 46 ـ عبدالرضا فیروزمند
سرمربی: امید فتحی
سرپرست: حاج محمد رضوی
12 اسفند ماه 86 ورزشگاه تختی برازجان از سری مسابقات لیگ دسته دوم کشور دیدار پرسپولیس برازجان و مقاومت سپاه تهران دو نیمه متفاوت داشت، نیمه اول برای رسیدن به دروازه مقاومت، پرسپولیس برازجان دست به توپ کشی میزد که از این حربه هیچ سودی حاصل تیم پرسپولیس نگردید، تنها یک موقعیت باد آورده به مقاومت رسید که اکبر صادقی هافبک مهاجم تیم تهرانی توانست از زاویه بسته توپ را دور از دستان محسن عربلو درون دروازه پرسپولیس جای دهد ولی در نیمه دوم ورق برگشت پرسپولیس سر تا به حمله بود پنج بار تیرک دروازه مقاومت تهران توسط گشنی، بورکی، پویا، غلامی و تربرا به لرزه درآمد ولی توپی از خط دروازه این تیم دفاعی عبور نکرد، در روزی که پرسپولیس مستحق پیروزی پر گل بود یک شکست خانگی پذیرفت، امید فتحی سر مربی پرسپولیس برازجان باید باری بازیهای آتی فکر را. و چارهای باشد اگر به همین منوال پیش برود، پرسپولیس باید برای سقوط به دسته دوم خودش را آماده کند.
امید به روایت یک همرزم
همرزم زندهیاد "امید نسترن" در عرصهی دفاع مقدس
برادر عزیز "امید نسترن" ـ که یادش گرامی باد ـ از جوانانی بود که در زمان جنگ در حد توان برای مقابله با دشمن زبون از جان مایه گذاشت.
او در دوران دفاع مقدس به دلیل شجاعت مثال زدنیاش بارها تا پای شهادت پیش رفت.
اقدامات بیدریغ وی در جنگ که دوستان همرزم او سراغ دارند مایهی افتخار استان است. همین بس که آثار شیمیایی جنگ که بر تن داشت به شکل آزار دهنده وی را از یک زندگی آرام بر حذر داشت و همین شرایط ادامه داشت تا به آرزوی دیرینهاش رسید.
امید نسترن مردی از جنس فولاد
"امید" از مفاخر فوتبال بوشهر بود که
با درخشش خود در دهههای 60 و70 به عنوان یک چپ پای کلاسیک همچون سعید شیروانی در تیم پاس خود را در عرصه فوتبال کشور مطرح کرد. شناخت اکبر شمسا مربی وقت تیم پاس از نوجوانان و جوانان، از او یک پدیده در خط دفاع و خط میانی به وجود آورد. شوتهایی که از هر زاویه ای نواخته میشد و دروازهبانها را تسلیم میکرد.
امید چنان درخشید که مربیان تیم ملی نوجوانان و جوانان ایران او را شایسته و لایق کاپیتانی دانستند. بازیکنی که از جنس فولاد بود.
نسترن فوتبالیستی بود که حس وطن پرستی از او یک هنرمند و یک بسیجی ساخت. حضور در جبههها از او یک جانباز و یک ایثارگر و در نهایت شهیدی ساخت تا به آرزوهایش رسیده باشد.
اکنون پس از حدود یک سال که از شهادتش میگذرد به یاد او هستیم و خاطراتش را گرامی میداریم. او رفت تا درس محبت و پایداری را به ما بیاموزد، درس ایثار و مقاومت. حال در فقدان او به یادش مینشینیم.
نامش جاوید و روحش شاد.
انگار دیروز بود...
نامش عباس بود و چه زیبا و نیکو انتخابی است، بر گرفته از نام مولایش پرچمدار کربلا ابوالفضل العباس. آری عباس نسترن آن آهوی سبکبال را میگویم. انگار دیروز بود که بازوبند کاپیتانی تیم جوانان پاس و نوجوانان ملی را بر بازوانش دیدیم. او یک فوتبالیست تمام عیار بود. از این که دفاع چپ، دفاع آخر، هافبک و فوروارد بازی میکرد برایش مهم نبود. وقار، متانت، تعصب و از خود گذشتگیاش زبانزد و خاص و عام بود. رزمندهای دلیر و عاشق ولایت که هیچگاه حتی زمانی که جنگ هشت ساله به پایان رسید
حاضر نبود رسالت خود را فراموش کند و با این که مجروح بود آموزش غواصی را از یاد نبرد و همیشه آماده برای دفاع از کیان اسلام و ایران بود. در زمان تحصیل عازم جبههی حق علیه باطل بود و کاری را که بر عهده می گرفت با دقت، پشتکار و علاقه انجام میداد و هیچگاه خسته نمی شد. اگر ساعتها کار کرده بود آمادهتر به نظر میرسید. در آستانهی سالگرد پروازش، یاد این رزمندهی دلیر و فوتبالیست ارزشمند را گرامی میداریم.
امید با موج عشق رفت
مدافعی که با امید به دفاع از دروازه تیمش سوار بر توسن عشق فوتبال را شروع کرد و با امید به دفاع از میهنش بر پیشترین سنگر مبارزه و مقاومت مستقر شد و با عشق وطن به یاغیان و متجاوزان تا دندان مسلح حملهور شد و حتی زمانی که در امواج انفجار سلاحهای مزدورانی که توسط مستکبران حمایت میشدند گرفتار شد هرگز از پای نشست. امید که همیشه یک جناح را به خوبی پوشش می داد در دفاع چپ تیم پاس همچون همتای تهاجمی قبلی خود یعنی شیروانی ضمن حفظ دروازه خودی در فتح سنگر حریفان تا خط دروازههای آنان میتاخت. او بعدها به تیم ملی پیوست و در این سنگر نیز آن چنان تاخت تا کاپیتانی تیم ملی را از آن خود ساخت. ضمن دفاع آن چنان سر بالا بر حریفان یورش میبرد که زبان زد شد. "امید نسترن" مدافع مهاجمی که همچون آشتیانی، حسن نظری، زرینچه و خیلی بزرگان دیگر بهترین دفاع را در حمله میدید. شوت، سانتر و دور زدن مدافعان حریف را با شایستگی انجام می داد. وقتی که بانگ الرحیل شنید سوار بر امواج تقدیر برای نجات انسان های غرق شده و طوفان زده
به آب زد و ندای حق را لبیک گفت. نسترن که امید بسیار به بهار و خصوصاً بهار زندگی داشت سال گذشته به بهار نرسید و بالاخره این رزمندهی جبهههای حق علیه باطل، مدافع فوتبال بوشهر و کشور و نجات دهندهی انسانهای گرفتار آمده در امواج خروشان، جان بر کف، جان به جانان سپرد و بدرود حیات گفت و با موج عشق رفت. سالگرد عروجش را به خانوادهاش و جامعه ورزش تسلیت گفته صبر و شکیبایی بازماندگان را از یزدان بیهمتا آرزو داریم.
به یاد امید فوتبال بوشهر
بیش از چند روز از چهلمین روز در گذشت مسعود چکرازاده، جوان محجوب و متواضع تیمهای پاس و منتخب فوتبال استان نگذشته که در سالروز درگذشت
شهادت گونه ی جوان مرد میدانهای جنگ و شهادت و فوتبال استان و کشور "امید (عباس) نسترن" به سوگ مینشینیم. عمر کوتاه امید با سختی و حوادث گوناگون به پایان رسید. در کودکی شاهد از دست دادن پدر در یک حادثه دلخراش شد. نوجوان بود و با عمویش رضا نسترن بازیکن با اخلاق تیم پاس که خیلی به هم نزدیک بودند برای تمرین میآمد. کمتر کسی فکر میکرد به فاصله کوتاهی در ترکیب اصلی تیم پاس جای گرفته و بعد به تیم ملی نوجوانان کشور بپیوندد. خیلی پر جنب و جوش بود. مثل داییاش "محمود ابراهیمزاده" از قدرت شوت زنی دقیق و خوبی برخوردار بود. اوایل در پست دفاع چپ و بعد از مدتی به دلیل همین خصوصیت تکنیکی در پست مهاجم از او استفاده میشد. گلهای زیادی با ضربات کاشته و در جریان بازی به حریفان تقدیم کرد. همزمان با ایام جنگ تحمیلی علی رغم این که به کاپیتانی تیم ملی نوجوانان رسیده بود و زمینه پیشرفت در میادین ورزشی برایش کاملاً مهیا بود، جبهه و جنگ و دوستانش و شهدایی را که همرزمش بودند نمیتوانست از یاد ببرد. آرام و قرار نداشت. سری پُر شور داشت. زندگی پشت جبهه را دوست نداشت. بر اثر استشمام گازهای شیمیایی در جبهه مریض شد ولی به روی خودش نمیآورد. مدرس قرآن شد و طبق شنیدهها به خانوادههای مستضعف کمک میکرد. همچنین به کار آموزش غواصی علاقه داشت و عمرش را در این راه و در حین آموزش و کمک به یکی از شاگردانش به پایان برد. از او یک فرزند پسر و یک دختر به یادگار مانده است.
از سری مسابقات دسته یک جام آزادگان مسابقهای با تیم شهرداری ساری در شهر ساری داشتیم. آقای بیداریان مربی تیم ملی نوجوانان هم حاضر بود. قبل از بازی به زندهیاد نسترن گفتم: میخواهم در این بازی از وجودت در ترکیب اصلی استفاده کنم. دلم میخواهد بازی خوبی انجام دهی تا آقای بیداریان انتخابت کند. در آن روز یکی از بهترین بازیکنان ما "امید نسترن" بود. او با سوابق و استعدادی که داشت میتوانست به کمک داییاش ابراهیمزاده که خارج از کشور در آلمان و ایتالیا و امریکا فعالیت ورزشی داشت، به فوتبال ادامه دهد ولی حاضر نشد دوستانش در پاس را رها کند و در خارج از کشور به فوتبالش ادامه دهد. بعد از انحلال تیم پاس مدتی کوتاه در تیم شاهین بازی کرد. بیتعارف باید گفت بچههایی که در مکتب پاس بعد از انقلاب رشد کرده بودند بعد از حضور در تیمهای دیگر انگیزه و شوق و نشاطی برای پیشرفت پیدا نمیکردند. او در شرایطی که هنوز جوان بود و میتوانست در تیم شاهین فوتبالش را ادامه دهد از فوتبال کنار کشید. متأسفانه مسئولین ورزش و فوتبال استان در قبال مرگ شهادت گونهی این مرد عرصههای جنگ و جهاد و ورزش خیلی ساده و بیتفاوت عبور کردند. صدا و سیمای مرکز استان می بایست از حضور گسترده مردم در تشییع پیکر پاک کاپیتان سابق تیم ملی فوتبال نوجوانان جمهوری اسلامی ایران و بازیکن شایسته تیمهای پاس و منتخب استان گزارشی برای برنامه ی ورزشی نود تهیه کنند تا پخش گردد. کارهایی برای ورزشکاران در سطح کمتر و پایینتر از امید نسترن در برنامه ی نود از استانهای دیگر دیدهایم. چرا ما باید نسبت به قهرمانان و بزرگان خود این گونه غیرمسئولانه عمل کنیم و بیتفاوت باشیم. یادش گرامی و روحش شاد و با شهدای دشت کربلا محشور باد. برای خانواده گرامیاش آرزوی تندرستی و شادکامی مینمایم.
محمدصادق طیاری داور بوشهری :
امسال داوران در استان و کشور قضاوت های بسیار خوبی داشتند
نصیر: بیوگرافی اجمالی؟
ـ محمد صادق طیاری، متولد سال 1348 در یکی از محلههای قدیمی بوشهر محله دهدشتی به دنیا آمدم.
نصیر: شغل؟
ـ در حال حاضر کارمند بانک تجارت بوشهر هستم.
نصیر: چطور وارد جرگهی داوری شدید؟
ـ این جانب در یک خانواده ورزش دوست به دنیا آمدهام. پدر و برادر بزرگم سعید از فوتبالیستهای قدیمی بوشهر بودند. از دورهی کودکی من به رشته جذاب و پرطرفدار فوتبال علاقهمند شده و بعدها در تیمهای باشگاهی بوشهر بازی کردم. در زمان بازی در تیمهای مختلف با آقای کورش غریبی ـ که در حال حاضر از داوران خوب استان هستند ـ آشنا شدم و آشنایی با ایشان باعث شد که به حرفه داوری روی بیاورم. مشوق من در امر داوری ایشان هستند.
نصیر: به عنوان یک داور جوان چه نمرهای به داوران استان در سال 86 میدهید؟
ـ نمره "خوب" به داوران استان که زحمات زیادی را متحمل میشوند میدهم. امسال داوران در استان و کشور قضاوتهای بسیار خوبی داشتند.
نصیر: فکر میکنید داوران استان بتوانند در سال جدید حق خودشان را از کمیته داوران کشور جهت قضاوت در لیگ برتر بگیرند؟
ـ انشاءا… با همت رییس محترم هیأت فوتبال بوشهر جناب آقای محمد دوانی و رییس محترم کمیته داوران استان جناب آقای مجید مشایخ و خود داوران استان در سال آینده شاهد قضاوتهای داورانمان در سطح کشور باشیم و تعداد بیشتری از داوران استان را در امر قضاوت در سطح کشور ببینیم.
نصیر: کاهش سطح داوری استان را در چه عواملی میبینید؟
ـ بیانگیزه شدن داوران خوب و جوان به دلیل کم توجهی مسئولین کمیته داوران کشور از دلایل افت داوری در سطح استان بوده و امیدوارم با توجه بیشتر به داوران خوب استان در سال آینده این معضل بر طرف شود و شاهد قضاوتهای خوبی از داوران استانمان در سطح کشور باشیم.
نصیر: و صحبت پایانی؟
ـ در پایان از تمام کسانی که مشوق اینجانب در امر داوری بودند صمیمانه قدردانی میکنم و برای همه داوران استان آرزوی موفقیت دارم. در آخر از آقای غریبی مسئول بخش ورزشی هفتهنامه نصیر که همواره یار و مدد کار کلیه داوران و ورزشکاران استان هستند تشکر نموده و موفقیت و سر بلندی برای ایشان آرزومندم.
کارگر بنهگز مستحق قهرمانی است
لیگ استان رو به پایان است. طلایی پوشان کارگر بنهگز با تفکرات فرهاد مشترینژاد و مدیریت خوب عالی نژاد به روزهای قهرمانی خود نزدیک میشوند. مردم ورزش دوست بنهگز دارند به آرزوی دیرینه خود میرسند، هزینه کردن زیاد در فوتبال برای مرد علاقهمند به ورزش بنهگز عالینژاد در حال جواب دادن است. وقتی گلچینی از بهترینهای فوتبال استان در تیم کارگر جمع شدند بر این باور بودیم که کارگر شایسته قهرمانی است.
تا پایان همین هفته باید دور افتخار شاگردان فرهاد مشتری نژاد را در ورزشگاه اهرم تنگستان نظارهگر بود. با این که دو تیم دیگر ندسا و توحید بوشهر نیز شایسته این مقام بودند ولی این کارگر بنهگز است که برای جشن قهرمانی آماده میشود. کارگر با 26 امتیاز صدرنشین و تعقیب کننده این تیم است . در پایین جدول ردهبندی پس از سقوط پرسپولیس بنهگز از بین سه تیم امید گناوه، بهمن برازجان و ایرانجوان خورموج یک تیم به رده پایینتر تنزل خواهد داشت.
نتایج هفته دهم
کارگر بنهگز 2 توحید بوشهر صفر
ایرانجوان خورموج 1 ندسا بوشهر 3
پرسپولیس بنهگز 1 گاز جم 1
بهمن برازجان 1 امید گناوه 1
نتایج هفته یازدهم
پرسپولیس بنهگز 2 توحید بوشهر 1
امید گناوه 1 ندسا بوشهر2
کارگر بنهگز 3 ایرانجوان خورموج 1
بهمن برازجان 3 گاز جم
هفته پایانی لیگ استان
جمعه 10/12/86
کارگر بنهگز پرسپولیس بنهگز
ندسا بوشهر گاز جم
بهمن برازجان توحید بوشهر
ایرانجوان خورموج امید گناوه
سید ایمان بکاء قهرمان شطرنج:
آقای وردیانی؛ ورزش شطرنج در حال تلف شدن است
پیش آغاز: این هفته به سراغ یک قهرمان رفتهایم، قهرمانی که از تفکرات خودش سود میبرد. نه عضو باشگاهی است و نه مربیای وی را کشف کرده است. در منطقهای رشد نموده که بهترین تفریح آنها یک کلوپ شطرنج بوده است. البته تنها مشوقی که داشته پدرش بوده که شطرنج بازی میکرده و به همین دلیل وی نیز به این ورزش علاقهمند شده و در مسابقات رسمی و غیررسمی حضور فعال دارد به صورت آزاد مسابقه میدهد. وی تاکنون به این عناوین دست پیدا کرده است:
قهرمان نوجوانان و جوانان دهه فجر، قهرمان انفرادی منابع طبیعی، قهرمان انفرادی اداره کل تعاون، قهرمان انفرادی آزادسازی خرمشهر، قهرمان انفرادی دانشگاه، قهرمان انفرادی دهه فجر سال 86 و قهرمان سازمان تأمین اجتماعی کشور سال 86 . البته این ورزشکار عنوانهای بسیار زیادی دارد که به گفته خودش لوحهای افتخارش خاک گرفتهاند. صحبتهای این ورزشکار خواندن دارد.
نشان: سیدایمان بکاء، متولد 28/6/57 بوشهر، کارمند سازمان تأمین اجتماعی استان بوشهر
نصیر: از چند سالگی شطرنج را آغاز نمودید؟
ـ با سلام خدمت خوانندگان هفته نامه وزین نصیر بوشهر؛ از 10 سالگی جذب ورزش شطرنج شدم. چون در پایگاه دریایی بوشهر زندگی میکردیم و هیچ تفریحی نداشتیم دلخوش کرده بودیم به کلوپی که نزدیکی منزلمان بود. بیشتر وقت خود را صرف بازی شطرنج میکردم. پدرم نیز در رشتهی شطرنج تبحر خاصی داشت. همین عوامل علاقهمندی مرا به شطرنج بیشتر کرد.
نصیر: به غیر از پدر، دیگر استادانتان را میتوانید معرفی کنید؟
ـ از دوران کودکی تا کنون کسی ورزش شطرنج را به من نیاموخته و هیچ استادی نداشتهام. با شطرنج آمیخته شدهام. خودم رشد کردم.
نصیر: چرا به صورت حرفهای رشتهی شطرنج را دنبال نمیکنید؟
مشغلهی کاری باعث شده که نتوانم به صورت حرفهای به دنبال ورزش مورد علاقهام باشم.
نصیر: شطرنج استان در کشور چه جایگاهی دارد؟
ـ بله، جایگاه بسیار خوبی دارد، جوانانی فعال دارد که میتوانند آینده ورزش شطرنج را در کشور بیمه کنند مانند آقای ابراهیم مومنی عضو تیم ملی بزرگسالان و آقای زنگنه بازیکن نوجوان خوب کشورمان.
نصیر: از متولی ورزش استان چه انتظاری دارید؟
ـ از مدیریت تربیت بدنی استان آقای وردیانی گلهمندیم. تربیت بدنی با ورزش شطرنج میانه خوبی ندارد. بودجه لازم را در اختیار شطرنج قرار نمیدهند. ما نمیتوانیم یک اوپن کشوری در بوشهر برگزار کنیم. چرا این قدر مظلوم واقع شدهایم.
نصیر: یعنی تربیت بدنی این قدر نسبت به ورزش شطرنج بیتفاوت شده است؟
ـ بله، نزدیک به 5 سال است که مسابقات کشوری در بوشهر برگزار نمیشود. شطرنج استان در حال تلف شدن است. سالن شطرنج به تصرف دیگر رشتهها در آمده. تربیت بدنی ما را فراموش کرده است. به جای این که فضای ورزشی را زیاد کنند در حال نابودی آن هستند. برای فوتبال شاهین دو میلیارد هزینه میکنند ولی حاضر نیستند ذرهای کمک به رشتهی شطرنج کنند. با این وضعیت در آینده ما حرفی برای گفتن نخواهیم داشت.
نصیر: آیا برای آموزش شطرنج کاری صورت گرفته؟
ـ خیر، در این زمینه نیز کم کاری شده است. نزدیک به 10 سال است که هیچ کلاس داوری و مربیگری در استان برگزار نشده است در زمینهی آموزش کاری صورت نگرفته و تربیت بدنی استان باید جوابگو باشد.
ـ نصیر: برای بهبود رشتهی شطرنج چه راهکاری دارید؟
ـ مسئولین به شطرنج اهمیت بیشتری بدهند. نگاه ویژهای به هیأت شطرنج استان داشته باشند. نبود اعتبار لازم همه چیز را در این ورزش تعطیل کرده است. باید به شطرنج مثبتتر نگاه کرد.
نصیر: و در پایان، چه آرزویی دارید؟
ـ بزرگترین آرزویم این است کسانی که بعد از ما به سمت این ورزش میآیند شطرنج استان را در کشور به جایگاه خوبی برسانند. جا دارد تشکری نیز از خبرنگار ورزشی هفته نامه نصیر بوشهر داشته باشم که ما را به این مصاحبه دعوت نمود تا مشکلات موجود رشته شطرنج را به گوش مسئولین استان برسانیم. امیدوارم گوش شنوایی باشد.
چاقو دسته ی خودش را برید!
مس رفسنجان 2 شاهین بوشهر 1
گلها: 16 امیر حسین محمدی و 55 مسعود نظرزاده (مس رفسنجان)، 29 عبدالله کرمی (شاهین بوشهر)
بازیکنان شاهین بوشهر: هادی شفیعی، عزیز فریسات، عبدالرضا بازیاری 15 ـ محمد کاشیزاده، حمید محمدی، ایمان عبدیزاده، عبدالله کرمی، هادی خنیفر، رضا نظرزاده 75 ـ مسعود ابطحی ، هادی نظرپاک، لطیف جنامی، علی بشکوفه
سرمربی: نصرت ایراندوست
کمک مربی: عزیز اسپندار
جدال مس و شاهین را میتوان نبرد انگیزهها نامید. یک طرف بازیکنان با انگیزهی بوشهری میزبان و در آن سوی میدان بازیکنان شاهین بوشهر که انصافاً در این دیدار با انگیزه بازی نمودند به خصوص در نیمه دوم که تیم برتر میدان بودند. تنها حریفی در این روز که توانست شاهین را مغلوب کند داوری بود که هر سه عملکرد ضعیفی داشتند. مردود کردن گل سالم مسعود ابطحی در دقیقه 88 آب سردی بود بر پیکر کادر فنی و بازیکنان تیم شاهین پارس بوشهر. اعتراضهای شاگردان ایراندوست نیز دردی دوا نکرد .
دقایق حساس بازی
دقیقه 5ـ رسول الهی مقدم در موقعیت تک به تک با شفیعی دروازهبان شاهین مواجه شد که با رشادت و از خود گذشتگی هادی شفیعی این موقعیت دفع گردید.
دقیقه 15ـ با پاس عمقی مسعود نظرزاده ، محمد عزیزی مهاجم مس مقابل شفیعی قرار گرفت که باز شفیعی منجی شاهین شد.
دقیقه 20 ـ ضربه ایستگاهی هادی نظر پاک با اختلاف ناچیزی از بالای دروازه مس به بیرون راه پیدا کرد.
دقیقه 50 ـ پاس عمقی رضا نظرزاده ، لطیف جنامی را در موقعیت تک به تک قرار داد که داور اعتقاد به آفساید داشت.
دقیقه 88 ـ سانتر زیبای لطیف جنامی را مسعود ابطحی با ضربهی سر درون دروازه مس جای داد ولی داور ضعیف این دیدار خطای بازیکنان شاهین را اعلام نمود که این گونه به نظر نمیرسید ولی داور حق میزبانی را به خوبی به جا آورد. چاقو دسته خودش را برید. بازیکنان بومی فراری داده شده توسط مسئولین شاهین پارس درس بزرگی به مسئولین این باشگاه دادند، امثال مسعود نظرزاده، داوود دشتپوری و حمیدفرد. آیا از خواب بیدار شدهاید!
حاشیههای بازی
* داوری پر انتقاد صدای همه را در آورده بود.
* ایراندوست توانسته تیم را به لحاظ روحی و روانی جمع و جور کند ولی اگر بعضیها بگذارند!
* مسعود نظرزاده ستاره این بازی بعد از گلزنی به تیم سابق خود هیچ گونه خوشح.الی نکرد و در عوض به شدت گریه کرد.
* بعد از پایان بازی بیتعصبها از داور شاکی بودند و بازیکنان با تعصب نیز گریه میکردند.
محمود باژوند بازیکن تیم فوتبال ایرانجوان خورموج:
می توانستیم یکی از مدعیان لیگ استان باشیم
پیش آغاز: فوتبال را در تیمهای فوتبال فجر، جوانان و امید شاهین بوشهر، جم و مقاومت بوشهر، مقاومت برازجان، پیام چغادک، دریا نوردان بوشهر و اینک ایرانجوان بوشهر آغاز و ادامه داده و در حال حاضر یکی از بازیکنان تأثیر گذار ایرانجوان خورموج در لیگ استان بوشهر است. دو هفته قبل درخشش خیره کنندهای در لیگ استان داشت. مقابل توحید در بوشهر دو گل به ثمر رسانید و از بهترینهای آن بازی بود. به همین دلیل به سراغ این ورزشکار رفتیم تا در مورد وضعیت تیم ایرانجوان خورموج پرسشهایی مطرح کنیم.
نشان: محمود باژوند، محل تولد بوشهر 1358، دانشجوی امور فرهنگی
نصیر: مسابقات لیگ استان تا کنون چگونه بوده است؟
ـ از نظر کیفیت، بازیها بهتر از سالهای قبل بود ولی بعضی از داورها ضعیف بودند که باید تجدید نظری در مورد آنها بشود.
نصیر: چرا ایرانجوان خورموج در لیگ استان در حد نامش نبوده است؟
ـ تیم ایرانجوان خورموج میتوانست یکی از مدعیان اول لیگ استان باشد و متأسفانه حواشی که در داخل و بیرون این تیم بود و همچنین کم لطفی تماشاگران ما را به این وضعیت دچار کرده است. البته هیأت فوتبال با محروم کردن تعدادی از بازیکنان تیم ایرانجوان، آب پاکی روی دست کادر فنی تیم ریخت.
نصیر: به نظرتان بهترین بازی لیگ استان کدام بازی بود؟
ـ بازی توحید بوشهر و ایرانجوان خورموج در بوشهر که زنندهی دو گل ایرانجوان بودم. بازی جنجالیای که به تساوی کشیده شد و بلافاصله بعد از بازی تعدادی از بازیکنان تیم ما توسط کمیتهی انضباطی محروم شدند.
نصیر: برای فصل آینده چه برنامهای دارید؟
ـ هنوز در این زمینه تصمیمی نگرفتهام، هر جا که بهتر باشد خواهم رفت.
نصیر: و صحبت پایانی؟
ـ از شما خبرنگار ورزشی نصیر و مربیانم تشکر میکنم. مشوقین من پدر و مادرم بودند که از خدای متعال خواهان غفران الهی برای آنها هستم.
اصغر جمعآوری مسئول تربیت بدنی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان :
سعی داشتهایم در بحث آموزش کار زیادی انجام بدهیم
سرآغاز: در استان بوشهر برای توسعه ورزش تلاش زیادی میشود. هر نهاد و یا ارگان جهت شکوفایی ورزش تلاشی چشمگیر دارد. در این بین نباید از نقش پر رنگ تربیت بدنی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر گذشت. به همین بهانه به سراغ مسئول تربیت بدنی بنیاد شهید استان بوشهر "اصغر جمعآوری" رفتیم تا بیشتر از اوضاع و احوال تربیت بدنی بنیاد شهید باخبر شویم.
نصیر: در طول سال برای چند رشتهی ورزشی برنامه دارید؟
ـ با سلام خدمت خوانندگان هفتهنامه نصیر بوشهر، تربیت بدنی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر حدوداً 130 برنامه در طول سال دارد که در 22 رشته ورزشی خلاصه میشود. ما چیزی حدود 35 برنامه ملی داریم.
نصیر: امسال تربیت بدنی بنیاد شهید به غیر از اعزام ورزشکاران چه برنامههای دیگری داشته است؟
ـ امسال برای ما سال آموزش بوده و سعی داشتهایم که در بحث آموزش کارهای زیادی صورت بدهیم. تا کنون کلاسهای کمکهای اولیه، تغذیه ورزشی، کوهنوردی، تیراندازی برگزار گردیده و با گرفتن آزمون علمی، گواهینامه پایان آموزش به شرکت کنندگان داده شده است.
نصیر: جایگاه فعلی شما در ورزش ایثارگران کشور کجاست؟
ـ ما در بحث تربیت بدنی جهش خوبی داشتهایم، سالها قبل در بین استانها موقعیت خوبی نداشتیم ولی در حال حاضر در جایگاه دهم قرار داریم. استانهای دیگر هم از نظر اعتبار، امکانات و نیرو چند برابر ما هستند. امیدواریم در سال آینده نگاه ویژهای به ورزش بنیاد شهید و امور ایثارگران در استان شود.
نصیر: دیدگاه مسئولین بنیاد شهید بر چه مبنایی به سمت و سوی ورزش استوار شده است؟
ـ دیدگاه بسیار خوبی دارند، مایلند به تمامی رشتههای ورزشی اهمیت داده شود.
نصیر: آیا تربیت بدنی بنیاد شهید و امور ایثارگران استان رایزنی نکرده تا میزبانی رشتههای ورزشی در سطح کشور را به بوشهر بدهند؟
ـ ما توان میزبانی مسابقات کشوری را داریم ولی محل اسکان برای ورزشکاران در استان موجود نیست. قرار بود که مسابقات رالی در بوشهر برگزار شود ولی به خاطر کمبود امکانات انجام نشد. مسئولین استان باید این معضل بسیار بزرگ را بر طرف کنند. چرا بوشهر نباید خوابگاهی در شأن استان داشته باشد.
نصیر: برای کارهای سخت افزاری هم برنامه دارید؟
ـ بله، در آیندهی بسیار نزدیک به دنبال ساخت سالن چند منظورهای هستیم که ورزشکاران رشتههای ورزشی تنیس، تیراندازی و دارت در آن به فعالیت بپردازند. همچنین ساخت یک خوابگاه مطابق با قوانین استاندارد را در نظر داریم.
«نشان» یک ساعت یک استان
یک برنامهی تلویزیونی مخاطبهای مختلفی میتواند داشته باشد. اگر این برنامه، ورزشی هم باشد بیشتر. عدهای دنبال اخبار جدید هستند، تعدادی خبرهای
کوتاه را میپسندند، خیلیها خبرهای حاشیهای را دوست دارند، بعضیها هم پیگیر نقد مسائل ورزشی و به عبارتی دنبال دلشان هستند و خیلی از عوامل دست به دست هم میدهند تا این برنامهها به روی آنتن رود. اما وقتی عدهای سکان ورزش یا یک رشته خاص را در اختیار دارند و موفق نمیشوند دل هواداران را میسوزانند. مثلاً اینکه تیمشان در حال سقوط است، از داور دل خونی دارند، سکانداران دنبال پز دادن خودشان هستند یا طرفداران از اعتراضشان راه به جایی نمیبرند، پس پای صفحه جادویی نشسته و دنبال مرهمی هستند تا تسکین پیدا کنند. حالا اگر وقت برنامه هم مجال ندهد تمام کاسه کوزهها را سرِ مجری شکسته و میگویند: او میخواست همه چیز را بیان کند اما مجری نگذاشت و برنامه را پایان داد یا حرفهایش را قطع کرد! در صورتی که چنین نیست. این میتواند یک برداشت شخصی و بدون آگاهی باشد. «نشان» برنامه ورزشی سیمای استانی بوشهر مدتهاست مسابقات رشتههای ورزشی در استان را در حد توان پوشش میدهد. در دو برنامه که توسط «آذر کشت» تهیه کننده این برنامه دعوت شدم، گر چه بعضی از مسائل را عنوان نمودم ولی در پایان به تیتراژ برنامه خوردم و خیلی از حرفها و مسائل نهفته یا بعضی از «رازهای مگو» در دلمان ماند اما یک حُسن داشت: استقبال مردم از این برنامه. مردمی که در کوچه و خیابان و به وسیلهی SMS ، یا تماس تلفنی مرا مورد لطف و محبت خود قرار دادند و میتوان گفت این پربینندهترین برنامهی سیمای استانی بوشهر همچون برنامه 90 عادل فردوسیپور میباشد. بازدید منصور لاوری مدیر سیما و روشن روان معاون وی، علاقهمندی جلایی مدیر تولید و دل افکار مدیر پخش سیمای بوشهر پخش یک برنامه با زمان بیشتری را میطلبد. پیشنهاد میشود با توجه به علاقهمندی شدید مردم استان به فوتبال، برنامهای مخصوص فوتبال استان تهیه و پخش شود و یا وقت برنامه بیشتر شده تا هم رشتههای ورزشی پرطرفدار دیگر تحت پوشش قرار گیرند و هم فوتبال در حال جان کندن بوشهر بیشتر توسط کارشناسان و افراد منتقد مورد نقد و ریشهیابی قرار گیرد. گر چه هم هدایتجو و هم محمدی و انصافاً آذرکشت تهیه کننده با شهامت «نشان»، هیچ گونه محدودیتی برای صحبتهای بنده قائل نشدند و حتی خیلی راغب بودند که حرفهای ناگفته فوتبال مطرح شود اما کمیِ وقت باعث شده تا این دو مجری بیتقصیر زیر سؤال روند. حالا بعد از آن دو برنامه باید برای خیلیها توضیح دهم که آنها حرفهای مرا قطع نکردند. یک استان است و یک برنامه ورزشی یک ساعته و اینهمه مسابقه پر تنوع، خیلیها هم پشت صحنه تلاش میکنند تا همین یک برنامه پر بیننده روی آنتن برود اما مگر ورزش یک استان و یک ساعت هم میشود؟ عدهای معتقدند تماماً فوتبالی باشد، خیلیها هم عقیده به 90 دقیقهای شدن برنامه دارند. امیدوارم مسئولین صدا و سیما به حرف ما گوش نکنند و با یک نظرسنجی چه از طریق SMS و چه گفتوگوی حضوری با هواداران ورزش و یا از طریق یک شماره تلفن به کم بودن وقت این برنامه پی برده خیلیها را از زیر سؤال بیرون آورند، چرا که در حال حاضر با سیر نزولی فوتبال و پیشرفت رشتههای رزمی، وزنهبرداری، قایقرانی و ... هم جای نقد فوتبال بوده و هم بها دادن به دیگر رشتهها از ضروریات میباشد.
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1909 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و چهل و چهارم
بوشهر
1906-1905 م. / 1324-1323 ه .ق.
مسافرتهای نمایندهی سیاسی مقیم
نمایندهی مقیم در خلال سال به منظور تهیهی جغرافیای تاریخی خلیجفارس و همچنین سر و سامان دادن به سایر کارهای عادی در چارچوب وظایف سیاسی، مسافرتهای زیادی را انجام داد و چندین بار هم به عمان متصالح و کرانهی عمان شمالی سفر کرد و دوبار هم از راه خشکی مبادرت به سفر نمود که نخستین بار در ماههای اکتبر و نوامبر از بندر دیلم به بهبهان و از آن جا در امتداد رودخانهی هندیجان به سوی دهانهاش و در دامنهی آن از راه ماهشهر و رودخانه جراحی، رهسپار بوزیه و فلاحیه گردید. سرانجام در اطراف رودخانهی بهمنشیر و خرابههای گوبان "RUIS OF GUBAN" به کاوش پرداخت که در خرمشهر پایان پذیرفت و این در حالی بود که ستوان گابریل و یک نفر نقشهبردار او را همراهی میکرد. در ماه دسامبر بعد هم از رأسالخیمه واقع در ساحل متصالح دیدار کرد و آنگاه رهسپار منطقهی بوریمی واقع در ظهیرا شد و از آن جا به ساحل سحار که کشتی لارنس در انتظارش لنگر انداخته بود، رفت. هدف عمدهی این مسافرت تعیین دقیق طول و عرض منطقهی جغرافیای تاریخی خلیجفارس در نظر گرفته شده است. در این مسافرت ستوان اسکات جمعی نیروی دریایی هند، نمایندهی مقیم را همراهی میکرد.
بوشهر ـ دسامبر 1906
1ـ نماینده خط کشتیرانی هامبورگ ـ آمریکا که برای تعداد 30 الی 40 زائر جهت سفر به جده بلیط فروخته ترتیبی داده است تا آنها را به بمبئی انتقال دهد و گفته میشود شرکت کشتیرانی بخار ایران هم با این شرکت جهت انتقال آنها به تفاهم رسیده است و به موجب آن برای مسافرات این زائران، چه در بصره و چه در بوشهر، با این شرکت رقابت نخواهد کرد. تصور میشود نماینده خط کشتیرانی آلمان در بصره پیش از این برای تعداد 80 زائر، نفری 15 ماریاترزا، در بصره، بلیط فروخته است.
2ـ ” کشتی هانگریا“ تعداد 1547 صندوق مال التجاره شامل 550 صندوق قند، 300 صندوق شمع، 800 صندوق بلورآلات، 155 صندوق کبریت و 25 صندوق اقلام تجاری جور واجور، برای بوشهر آورده است. گزارش دریافتی حاکی است که این کشتی یک راست از بصره رهسپار جده خواهد شد.
3ـ چند ماهی است که عبور و مرور از راه شیف صورت نمیگیرد و علت آن زور و فشارِ خانِ چاهکوتاه است که قاطرچیها را به زور وامیدارد تا از راه مسیله ـ احمدی تردد کنند و به قیمت گزاف از او جو و علَفِ خشک (بریده) بخرند. بعضی از آنها از این بابت نزد تجار شکایت کرده و در نتیجه حکمران به آنها اجازه داده تا دوباره از راه شیف تردد کنند.
چون رفت و آمد در این مسیر این خطر در آن وجود دارد که آب دریا به مال التجاره آسیب رساند، لذا تجار جلسهای تشکیل داده و متعهد شدهاند که از ارسال کالا از این راه خودداری کنند که در غیر این صورت باید مبلغ 100 تومان جریمه بپردازند که این مبلغ بین ملاها تقسیم خواهد شد. ضمناً بنا به دستور شخصِ حکمران بود که این مسیر بسته شد و اکنون هم خودِاوست که میخواهد این مسیر را دوباره بازگشایی کند و دلیلِ آن این است که خانِ انگالی ـ که شیف را در اختیار دارد ـ پیشنهادی وسوسهانگیز به حکمران داده است. اجرای این پیشنهاد تاکنون با شکست مواجه شده، به خصوص به این دلیل که خانِ چاهکوتاه قول داده است روش معقولتری در پیش گیرد.
ادامه دارد...
رئیس پلیس آگاهی استان بوشهر:
مردم نسبت به تبلیغ و فروش کالا در اینترنت هوشیار باشند
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: رئیس پلیس آگاهی استان بوشهر خواستار هوشیاری شهروندان بمنظور پیشگیری از کلاهبرداری از طریق اجاره سند ملکی و تبلیغ فروش کالا در اینترنت شد. سرهنگ هوشمند شریفی در گفتگو با خبرنگار پلیس گفت: اخیراً در سایت های اینترنتی تبلیغاتی مبنی بر اجاره سند ملکی جهت دریافت وام در قبال اعطای مبلغ قابل توجهی پول به مالک سند، رایج شده است. وی تصریح کرد: در شیوه ای دیگر تبلیغات فروش کالا با قیمت های نازل و کاذب در این سایت ها می باشد که فروشندگان ابتدا از مشتری درخواست واریز مبلغی از قیمت کالا را به یک شماره حساب معین نموده و مابقی را در زمان دریافت کالا پرداخت نمایند. رئیس پلیس آگاهی استان بوشهر خواستار هوشیاری شهروندان در مواجهه با این نوع تبلیغات شد و از گسترش این نوع تبلیغات در سایت های اینترنتی خبر داد و اظهار داشت: از آنجا که احتمال کلاهبرداری به این شیوه بسیار زیاد می باشد شهروندان پس از حصول اطمینان از صحت عمل اینگونه شرکت ها اقدام به خرید کالا کنند.
کشف 320 کیلوگرم موادمخدر در استان بوشهر
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: فرمانده انتظامی استان بوشهر از کشف 320 کیلوگرم انواع موادمخدر در 10 ماهه سال 86 در این استان خبر داد. سرهنگ پاسدار رضا محمدی یگانه در تشریح خبر فوق به خبرنگار پلیس گفت: در 10 ماهه سال جاری 2250 نفر معتاد، توزیع کننده و قاچاقچی موادمخدر در استان دستگیر شده است. وی افزود: در این مدت 2 مرحله پاکسازی نقاط آلوده در استان اجرا شد، که نتایج خوبی داشته است. فرمانده انتظامی استان بوشهر با بیان اینکه بیش از 75 درصد موادمخدر کشف شده در استا ن بوشهر از نوع تریاک می باشد اظهار داشت: پلیس مبارزه با موادمخدر استان اخیراً مقدار 47 کیلوگرم موادمخدر از نوع تریاک را از یکدستگاه خودرو تریلر کشف و ضبط کرده است. به گفته سرهنگ یگانه در این رابطه 3 نفر دستگیر شده که 2 نفر از آنها سابقه حمل مواد مخدر به مقدار زیاد و یک نفر نیز زندانی فراری می باشد.
افزایش 99 درصدی کشف سیگار در استان بوشهر
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: فرمانده انتظامی استان بوشهر از افزایش 99 درصدی کشفیات سیگار نسبت به مدت مشابه سال قبل در این استان خبر داد. سرهنگ پاسدار رضا محمدی یگانه با اشاره به شدت عمل پلیس در برخورد با قاچاقچیان کالا و ارز در این استان میزان کشفیات کالای قاچاق نسبت به مدت مشابه سال قبل را خوب ارزیابی کرد. وی تصریح کرد در خصوص کشف اقلام ممنوعه پیشرفت خوبی داشتیم.
فرمانده انتظامی استان بوشهر با اشاره به افزایش 99 درصدی کشف سیگار نسبت به مدت مشابه سال قبل خاطرنشان کرد کشفیات ماهواره و تجهیزات آن 51 درصد رشد داشته است. وی همچنین از افزایش 151 درصدی کشف مشروبات الکلی دراستان بوشهر خبر داد. رئیس پلیس استان بوشهر با اعلام خبر کشف بیش از 000/440/1 عدد انواع ترقه و 17 هزار عدد انواع فشفشه در چند روز گذشته در استان بوشهر به قاچاقچیان این نوع مواد منفجره هشدار داد و تصریح کرد با توجه به نزدیکی چهارشنبه آخرسال شدت عمل پلیس در برخورد با این نوع قاچاقچیان بیشتر خواهد شد.
7500 تماس تلفنی شهروندان بوشهری با پلیس 110
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: شهروندان استان بوشهر در هفته گذشته 7570 مورد تماس تلفنی با مرکز فوریتهای پلیسی 110 در این استان برقرار کرده اند. سرهنگ دوم غلامرضا شاکری رئیس مرکز فوریتهای پلیسی 110 استان بوشهر در تشریح خبر فوق به خبرنگار پلیس گفت: در نتیجه تماس های شهروندان، پلیس 906 مورد عملیات های مختلف انتظامی را انجام داده و 4002 تماس اخذ راهنمایی و اطلاعات از پلیس بوده است. ایشان از کشف 1190 تخته پتوی قاچاق در استان خبر داد و گفت: 1030 دستگاه گوشی تلفن همراه و بیش از 20 هزار عدد لوازم جانبی تلفن همراه، 11 دستگاه موتورسیکلت، 250 سی سی قاچاق، 33 تن سیمان، 20 تن مواد خوراکی و چندین هزار ثوب البسه از دیگر لوازم قاچاق کشف شده در استان بوشهر بوده است. رئیس مرکز فوریتهای پلیسی 110 استان بوشهر اظهار داشت: در هفت روز گذشته پلیس مبارزه با موادمخدر استان مجموعاً یک کیلو و 130 گرم انواع موادمخدر کشف و 31 نفر معتاد و فروشنده نیز دستگیر شده است. سرهنگ شاکری با بیان اینکه در هفت روز گذشته 11 فقره انواع سرقت در استان کشف شده از دستگیری 30 نفر سارق خبر داد و خاطرنشان کرد: در شهرستان دشتی یک نفر قاتل شناسایی و دستگیر شده است.
خریداران طلا کلاهبردار بودند
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: 3 نفر که بعنوان خریدار وارد مغازه طلا فروشی در دیر شده بودند پس از سرقت طلاها فرار کردند. یک نفر مرد و 2 نفر زن جهت خرید طلا به مغازه طلافروشی در شهر دیر مراجعه و از فروشنده تقاضای طلا با مدلهای مختلف نمودند. این افراد پس از مشاهده طلاها گفتند: پول کافی جهت خرید ندارند و از مغازه خارج شدند. ادامه این گزارش حاکیست صاحب مغازه در بررسی بعدی متوجه شد مقادیر زیادی طلا به ارزش 15 میلیون تومان از مغازه اش بوسیله سارقین بسرقت رفته است.
خریدار اموال مسروقه دستگیر شد
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: با توقیف یکدستگاه خودرو سایپا بوسیله کلانتری مرکزی شهرستان دشتی تعداد 41 طاقه پارچه مسروقه کشف شد. مأمورین کلانتری مرکزی دشتی در محور روستای چاوشی بسمت خورموج یکدستگاه خودرو سایپا که حامل 41 طاقه پارچه متعلق به دو نفر افغانی بود توقیف کردند. این افراد به پلیس گفتند: پارچه های مذکور را از اهالی دو روستا خریداری و جهت فروش به دشتی آورده اند. در تحقیقات بعدی پلیس مشخص شد در پی غرق شدن یک فروند موتور لنج در حوزه آبهای شهرستان تنگستان محموله آن بوسیله تعدادی از افراد از روی آب جمع آوری و عده ای نیز اقدام به سرقت این محمولهها کرده بودند.
انهدام یک باند انتقال مواد مخدر در بوشهر
یک باند انتقال مواد مخدر توسط مأمورین اداره کل اطلاعات بوشهر منهدم گردید. به گزارش روابط عمومی اداره کل اطلاعات استان بوشهر، این باند که قصد داشت محموله افیونی را از استان هرمزگان به استان بوشهر منتقل نماید، با هوشیاری سربازان گمنام امام زمان (عج) در شهرستان گناوه شناسایی و با هماهنگی مرجع
قضایی در یک اقدام عملیاتی به دام افتادند.
در این عملیات 450 کیلو گرم انواع مواد مخدر کشف و 3 نفر از سوداگران مرگ دستگیر شدند.
فرماندار دشتی: عملیات اجرایی گمرک لاور ساحلی
صددرصد انجام شده و آماده بهرهبرداری است
جمشیدی فرماندار دشتی گفت: ساخت سوله اول آماده شده و به زودی علملیات اجرایی سوله دوم آغاز خواهد شد.
فرماندار دشتی در گفتوگو با نصیر بوشهر اظهار داشت: یک بازوی موج شکن کامل شده و بازوی دوم موج شکن در سال 87 به پایان میرسد.
وی افزود: گمرک لاور ساحلی قبل از انقلاب فعال بوده و بنا به دلایلی تعطیل گردیده است. در سفر اول رییسجمهور مصوب گردید که این گمرک مجدداً فعال شود.
جمشیدی تأکید کرد: در بحث ساختمان و انبار و محوطههای مورد نیاز گمرک لاور ساحلی 100 درصد عملیات اجرایی آن انجام گردیده است.
وی افزود: اول سال یک میلیارد تومان اعتبار برای احداث موجشکن تخصیص یافته و 500 میلیون تومان هم از سوی استاندار از توازن منطقهای برای موجشکن گذاشته شده و پیمانکار به سرعت در حال انجام کار میباشد و پیشبینی میشود که در سال 87 کار به اتمام برسد.
امام جمعه دیلم:
عدم حسن تدبیر مسئولان باعث شده است که شهرستان دیلم بعد از 28 سال هنوز ترمینال مسافربری نداشته باشد
به همت انجمن دوستداران حافظ بوشهر برگزار شد
همایش سراسری انجمن های دوستداران حافظ در بوشهر
مورخ 1/12/86 با تلاش و همت انجمن دوستداران حافظ بوشهر، همایش سراسری انجمنهای دوستداران حافظ با حضور حافظ دوستان و حافظ پژوهان برجسته در تالار شهید آوینی سازمان تبلیغات اسلامی برگزار گردید.
در این مراسم به یاد ماندنی، پس از قرائت قرآن و پخش سرود جمهوری اسلامی، دکتر عباس عاشوری نژاد استاد دانشگاه و مسئول انجمن دوستداران حافظ شعبه بوشهر ضمن خیر مقدم به مدعوین به ویژگی های شعر حافظ و دلایل ماندگاری این سروده های جاودان اشاره کرد. در پی منصور پایمرد رییس هیأت مدیره ی انجمن دوستداران حافظ، دکتر عبدالکریم مشایخ تاریخ نگار و رییس شعبه ایران شناسی (بوشهر) ، مهران محمدی دبیر انجمن دوستداران حافظ، مجید اجرایی نویسنده و منتقد و حسام حق پرست نویسنده و پژوهشگر موسیقی به سخنرانی پرداختند.
شایان ذکر است در این مراسم استاد عبدالمجید زنگویی، حسین عسکری، علی هوشمند، امید غضنفر و صالح دُ