در جمع30هزار نفری مردم اهواز
سیدمحمدخاتمی با پاسخ به ادعاهای اخیر احمدینژاد:باید مسئولی را انتخاب کنیم که به مردم دروغ نگوید/ رای من میرحسین موسوی است
یاری: رئیس دولت اصلاحات در یکی از کوبندهترین سخنرانیهای اخیر خود با تاکید بر اینکه به مهندس میرحسین موسوی رای میدهد به بیان دلایل رای دادن خود به نخست وزیر مورد تائید و حمایت امام راحل پرداخت، او همچنین به ادعاهای اخیر محمود احمدینژاد پاسخ داد و 22 خرداد را 2 دوم خرداد تعبیر کرد.
به گزارش خبرنگار اعزامی پایگاه خبری یاری به اهواز، ساعت 19 شنبه، در هوای گرم اهواز بیش از 30 هزار نفر از مردم خونگرم این خطه که اکثر آنها بهگونهای رنگ سبز را در دست یا بر تن داشتند، به خیابان و جلوی مسجد ارشاد آمده بودند تا حمایت خود را همراه با سیدمحمد خاتمی از میرحسین موسوی اعلام کنند.
خاتمی که بالای سن رفت جمعیت انبوه بیش از 10 دقیقه شعارهایی همچون «خوزستان یک کلام، موسوی والسلام»، «صل علی محمد بوی بهار آمد»، «امیرکبیر ایران خوش آمدی خوزستان»و «حسین حسین شعار ماست، موسوی انتخاب ماست» هم به خاتمی سلام کردند هم از موسوی حمایت.
هنگامی که مجری مراسم در سخنان سه دقیقهای خود گفت میرحسین موسوی مردی که آزادی خواه و عدالت طلب است تنها یک اشکال دارد و آن این است که هنوز شهید نشده است، مردم اهواز که هشت سال دفاع و شجاعت و شهادت را تجربه کردهاند یکصدا از موسوی حمایت کردند و مجری ادامه داد، ما ملتی هستیم که تاکسی شهید نشود او را اجابت نمیکنیم ولی اینبار مردم ایران ثابت کردند و میکنند که از شهید زنده؛ میرحسین موسوی چگونه حمایت خواهند کرد.
خاتمی که شال سبزی به او اهدا شده بود و کودکان عرب در کنار او ایستاده بودند سخن خود را بعد از «بسم الله الرحمن الرحیم»، اینگونه آغاز کرد« سپاس خدایی را که انسان را آفرید و انسان را خردمند و آزاد آفرید، درود به فرستاده نهایی او حضرت محمد مصطفی(ص) پیام آور ایمان عرفان عدالت و آزادی.سلام به خاندان پیامبر و سلام ویژه به پیشگاه زهرای اطهر، زیباترین غزلی که خدا سروده است. سلام به خانه کوچک زهرا که از همه تاریخ بزرگتر است.»
او سپس گفت:«درود به خوزستان، خوزستانی که تنها یک قطعه سرزمین نیست بلکه فراز بلند تاریخ ایران و اسلام است، سلام به زنان و مردان خوزستانی، اندیشمندان، متفکران، هنرمندان و سلحشورانی که باعث افتخار ایران و اسلام هستند.سلام به سرزمینی که ذره ذره خاک او با قطره قطره خون پاکبازان این سرزمین معطر است.»
خاتمی در حالیکه جمعیت 30هزار نفری به شدت با شعارهای خود به این سخنان و درودهای او پاسخ میدادند، ادامه داد:« درود به سرزمینی که از سراسر ایران جوانان و مردان بزرگی برای دفاع از انقلاب، دفاع از آزادی و دفاع از تمامیت ارضی به این سرزمین مقدس آمدند و دست در دست میزبانان خوزستانی خود بزرگترین حماسه قرن را آفریدند.»
وی افزود:«سلام به خوزستان سلام، به همه اقوام و طوایفی که از خوزستان و خوزستانی رنگین کمان زیبایی را آفریدند که در برابر خورشید تابناک ایران و انقلاب درخشندگی و زیبایی ویژهای دارد و سلام بر خوزستانی که برای آزادی این کشور تلاش کرده است و انقلاب خویش را باور دارد و در پای دستاورد مهم انقلاب یعنی جمهوری اسلامی ایستاده است.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«جمهوری اسلامی یعنی نظامی متعلق به همه مردم این سرزمین جمهوری اسلامی یعنی نظامی که اختصاص به یک قوم و طایفه ندارد همه اقوام، همه زنان و همه مردان صاحبان جمهوری اسلامی هستند.»
او همچنین گفت:«سلام بر اقوام و طوایف مختلفی که در خوزستان و ایران میزیند و یک نقطه پیوند دارند؛ اسلام و ایران و اینکه همه این مردم شهروند جمهوری اسلامی ایران هستند و همه مردم باید از همه حقوق شهروندی برخوردار باشند.»
سیدمحمد خاتمی در ادامه خطاب به جمعیت اظهار داشت:«خواهران و برادران من، باز هم در آستانه یک حادثه بزرگ حادثهای که حق حاکمیت شما را به رسمیت میشناسد، حادثهای که نشانه این است که ساحل این کشور و مملکت شمائید و اراده شما باید بر این مرز و بوم حاکم باشد، هستیم یعنی حادثه بزرگ انتخابات ریاست جمهوری.»
وی با تاکید بر اینکه« امروز ما در آستانه این انتخابات باید به فکر انتخابی تدبیرگرانه، دوراندیشانه و خیرخواهانه باشیم»، به بیان ویژگیهای فردی که باید او و مردم انتخاب کنند پرداخت.
رئیس دولت اصلاحات گفت:«ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که به مردمش دروغ نگوید، ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که به حقوق یکایک زنان و مردان این مرز و بوم ایمان داشته باشد، ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که علی رغم ادعاها خود را مالک مردم و ارباب مردم نداند بلکه خود را خدمتگزار مردم بداند.»
مردم اهواز با شعارهای خود به شدت نسبت به این گفته خاتمی که مسئولی را انتخاب کنیم که به مردم دروغ نگوید و خود را ارباب مردم نداند واکنش نشان میدانند.
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها ادامه داد:«ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که سرمایههای عظیم معنوی و مادی این کشور را در خدمت پیشرفت و رفاه و عدالت قرار دهد.ما باید مسئولی را انتخاب کنیم که در عین حالی که به عدالت اقتصادی احترام میگذارد عدالت را مختص به اقتصاد نداند بلکه حق سیاسی و شهروندی و آزادی اندیشه و بیان را نیز عدالت بداند.»
خاتمی تاکید کرد:«ما بایدمسئولی را انتخاب کنیم که اگر هم نمیتواند در برابر ستم در برابر هزینه پرداختن مردم برای آزادی در برابر ستاره دار کردن دانشجو در برابر زندان رفتن به خاطر آزادی کاری کند لااقل با این اعمال خلاف مخالفت کند.»
وی ادامه داد:«ما مسئولی را میخواهیم که از فرصتهای پیش آمده استفاده کند، مسئولی که بتواند از امکانات برای کم کردن فاصله تا اهداف بلند چشمانداز تلاش کند نه اینکه با ندانم کاریها، فاصله ما را تا اهداف چشم انداز بیشتر کند.»
رئیس دولت اصلاحات در ادامه به ادعای اخیر محمود احمدینژاد که غمانگیزترین لحظه زندگیاش را لحظهای دانسته بود که رئیس جمهور سابق کشور به آن وضع به فرانسه رفته و آن نامرد یک قدم از پلهها پائین نیامد پاسخ داد.
سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه«مردم ما مسئولانی میخواهند که نماینده عزت مردم در سراسر کشور و گیتی باشد»، گفت:«خواهران و برادران چقدر فاصله است میان مسئولی که وقتی به یک کشور خارجی میرود، وقتی به فرانسه میرود علیرغم اینکه پروتکل کاخ الیزه این است که رئیسجمهور از پلهها پائین نیاید، دوبار این رئیسجمهور پائین است یکبار آن برای رئیسجمهور شما بوده است.چقدر فاصله میان این حادثه که نشانه عزت ملت ایران است تا اینکه در یک دانشگاه بزرگترین اهانتها به رئیسجمهور ایران بشود.»
وی ادامه داد:«چقدر فاصله میان است میان دو حادثه، دو اجماع جهانی، یک اجماع فراگیر برای ملت ایران و به نام ملت ایران و برای تصویب اجماعی گفتگوی تمدنها به عنوان پارادایم و سرمشقی برای صلح و یک اجماع، اجماع جامع برای محکوم کردن ایران و برای حمایت از رژیم جنایتکار صهیونیستی و اینکه بگویند حادثه هولوکاست یک حادثه ابدی است.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«میان این دو اجماع فاصله از زمین تا آسمان است.»
به گفته خاتمی، مردم ما نیازمند مسئولانی هستند که نماینده ایمان آنان آرمان آنان عدالتخواهی آنان و نیز مدافع از حقوق ملت ایران و تلاش کننده برای بالا بردن عزت و عظمن ایرانی در سراسر جهان باشد.
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« امروز ما در برابر انتخاباتی دیگر قرار گرفتهایم، انتخابات یک فرصت مناسب برای شماست، انتخابات یعنی مردم! در سایه انقلاب اسلامیتان آزاد شدید و رای شما تعیین کننده است.»
وی البته با برخی رویهها ناشایست فعلی نیز اشاره کرد و گفت:«میدانم که موانعی در مقابل رای شما هست میدانم که ارادههایی وجود دارد که نخواهد رای اکثریت مردم محقق شود اما همت و اراده شما میتواند معجزه بیافریند، همچنان که آفریده است.»
این سخن خاتمی که «زنان، مردان به پای صندوقهای رای بیائید تا باز هم علیرغم اردههای تنگنظرانه که عزت شما را نمیخواهد در روز 23 خرداد بگوئیم که این ملت بود که پیروز شد»، با تشویقهای کر کننده حاضران همراه شد.
رئیس دولت اصلاحات سپس گفت:«من به عنوان یک انسان کوچک به عنوان یک قطره ناچیز در اقیانوس موجخیر ایمان و اراده شما، به عنوان کسی که بزرگترین افتخار او این بوده است که مورد عنایت این ملت قرار گرفته است میگویم من به میرحسین موسوی رای میدهم.»
وی با بیان اینکه«در عین حال که به عزیزان خوشسابقهای که در عرصه انتخابات حضور دارند احترام میگذارم»، اظهار داشت:«من به برادر مجاهدم، به عزیزی که قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در خدمت امام و انقلاب بوده و خدمات و زحمات فراوان کشیده است جناب آقای کروبی احترام میگذارم و نیز به سردار رشیدی که باعث افتخار ایران و بخصوص در دوران دفاع مقدس مظهر مقاومت و تدبیر شما بوده است احترام میگذارم، اما چه کنیم که یک نفر باید رئیسجمهور شود ما فقط یک نفر را باید انتخاب کنیم و من با همه احترام به این عزیزان به جناب آقای مهندس میرحسین موسوی رای میدهم.»
خاتمی در بیان دلایل رای دادن به میرحسین موسوی گفت:« میرحسین موسوی مدیری است که در سختترین شرایط کشور آنگونه اداره کرد که حتی محرومان جامعه هم درد محرومیت را کمتر احساس کردند، عزیزی که به خرد جمعی احترام میگذارد، عزیزی که میخواهد از همه نیروها استفاده کند، عزیزی که به حق شهروندی و حرمت وآزادی یکایک مردم این کشور باور دارد، عزیزی که عدالت را میخواهد عدالت را در همه عرصهها میخواهد.»
وی ادامه داد:«میرحسین موسوی در عرصه اقتصادی عدالتی را میخواهد که مردمش از کرامت و حرمت برخوردار باشند، نه عدالت صدقهای، نه اینکه درآمدهای وسیع نقتی را صرف واردات کنیم آن وقت مجموعه نیشکر ما مجموعه پتروشیمی ما کشاورزی ما صنعت ما خدمات ما دچار بحران شود.»
رئیسجمهور سابق کشورمان تصریح کرد:«ما نیازمند سرمایهگذاری، جذب سرمایهها رونق دادن همه عرصهها هستیم.»
خاتمی که یک روز بعد از پخش فیلم تبلیغاتی احمدینژاد که در آن با نموداری ادعا شده بود که اکثر کارها در دولت او انجام شده است و کارهای دولت اصلاحات اکثرا نیمهتمام باقی مانده است سخن میگفت، اظهار داشت:« برادران و خواهران! چقدر فاصله است میان دولتی که با افتخار به خودکفایی گندم میرسد و دولتی که بعد از سه سال نزدیک به هشت میلیون تن گندم وارد میکند.ما نیازمند مسئولانی هستیم که با تدبیر به همه اینها بنگرند مردم ما نیاز به صدقه ندارند نیاز به سرمایهگذاری و ایجاد اشتغال پایدار دارند.»
وی تاکید کرد:«من به موسوی رای میدهم چون معتقدم به همه اینها هم مومن است و هم توانا.»
رئیس دولت اصلاحات در بخش پایانی سخنان خویش اظهار داشت:«خواهران و برادران! روز 22 خرداد همگی به پای صندوقهای رای خواهیم رفت و دو دوم خرداد را خواهیم آفرید.»
خاتمی که منتخب ملت در 2خرداد76 و 20خرداد 84 با بالاتری رای بود، ادامه داد:«22 خرداد، 2 دو خرداد است همچنان که در دوم خرداد توانستید معجزه حضور را نشان دهید به یاری خدا در 22 خرداد همه با شور و اشتیاق زن، مرد پیر جوان و همه طوایف به پای صندوقهای رای میرویم و دین خود را به انقلاب و اسلام و کشور خود ادا میکنیم.»
وی خاطر نشان کرد:«فقط یک نکته میخواهم بگویم؛ امیدوارم این آرزوی من برآورده شود، خوزستان در همه عرصهها پیشتاز بوده است، علم دانش، تقوا، دینداری در عرصه انقلاب مشروطیت در عرصه ملی شدن صنعت نفت در عرصه انقلاب اسلامی در دفاع مقدس انتظار دارم که خوزستان در 22 خرداد امسال نیز هم از نظر تعداد شرکت کننده هم از نظر تعداد رایی که به موسوی میدهد پیشتاز ایران باشد.»
آیتالله العظمی یوسف صانعی
رای دادن به کسی که دروغ بگوید گناه است/شرکت در انتخابات لازم عقلی است
قلم - آیتالله العظمی یوسف صانعی با تاکید بر اینکه اگر کسی بخواهد دروغ بگوید رای دادن به او گناه است، بیان کرد: کسانی که تا دیروز عرفان امام (ره) را زیر سوال میبردند، امروز به دنبال عوام فریبی هستند و خود را استاد عرفان مینامند.
به گزارش خبرنگار قلمنیوز، آیتالله العظمی یوسف صانعی، مرجع تقلید، پنجشنبه شب در حسینه دارالزهرا (س) در ولنجک با تاکید بر حضور همگان در پای صندوقهای رای گفت: من در هیچ اطلاعیهای راجع به انتخابات قبل این را نگفته بودم اما امروز و برای این انتخابات اعلام میکنم که حضور مردم پای صندوقهای رای لازم عقلی است.
صانعی در این مراسم با انتقاد از دروغگویی برخی حاکمان، دروغ را بزرگترین گناه دانست و گفت: اگر کسی بخواهد دروغ بگوید رای دادن به او گناه است؛ چون او با دروغ گفتن به یک ملت خیانت میکند. باید پای صندوقهای رای برویم و کسی را انتخاب کنیم که اساس کارش بر صدق و راستی است.
این مرجع تقلید با بیان اینکه دروغ قدرتمندان، گناهی است که خدا نمیبخشد چون از طرف یک ملت دروغ گفته میشود و در صورتی که تمام آن ملت آن را ببخشند خدا نیز آن را خواهد بخشید ادامه داد: دروغ، انحراف میآورد و دروغ قدرتمندان جامعه را به دروغ میکشاند. اساس نباید بر تملق و دروغگویی باشد و اینکه قوم و خویش خود را به قدرت برسانیم، بیتوجهی به اسلام است.
صانعی بیان کرد: حالا که آقایان مصلحت نمیدانند این سخنان از صداوسیما پخش شود مانند دوران انقلاب که اطلاعیهها توسط مردم پخش میشد، باید این سخنان را بنویسید و تکثیر کنید و به روستاها ببرید. روزنامههایی که این سخنان را مینویسند تکثیر کنند و در میان مردم پخش کنند.
این مرجع تقلید با بیان خاطراتی از امام (ره) گفت: امام(ره)، وقتی در دهه اول انقلاب میخواستند نان را گران کنند، از مسوولان توضیح خواسته بودند که مسوولان نیز توجیه مسوولان امروز را آورده بودند که اغنیا و ثروتمندان نباید از نان ارزان استفاده کنند که امام (ره) نیز در پاسخ جملهای شبیه این فرموده بودند که بگذارید اغنیا اینبار میهمان سفره فقرا باشند. ببینید این دید چیست و کسانی که امروز میگویند آب و برق باید گران شود و مثلا اگر کسی 150 متر خانه دارد باید گرانتر پول آب و برق بدهد، چیست؟
وی با بیان اینکه امام (ره) بیحساب و کتاب کسی را ارج نمیگذاشتند و همیشه دقیق و ظریف بودند بیان کرد: کسانی که آن زمان برای انقلاب کاری نکردند، نیایند سر سفره انقلاب بنشینند و کاری نکنند که یاران امام (ره) در فشار قرار بگیرند. کسانی که تا دیروز عرفان امام (ره) را زیر سوال میبردند، امروز به دنبال عوام فریبی هستند و خود را استاد عرفان مینامند.
صانعی در بخشی دیگر از سخنان خود با انتقاد از برخی سیاستهای گداپرورانه گفت: امام (ره) همواره بر حفظ عزت و شرافت انسانها تاکید داشت. من در دوران طلبگی به یاد دارم که یک بار گدایی از امام (ره) مقدار کمی پول خواست که با وجود اصرار فراوان، امام (ره) گفتند من چنین پولی ندارم که به شما بدهم. وقتی گدا به او گفت که در آخرت جلوی او را خواهد گرفت، امام گفت اینجا رهایم کن و آنجا جلوی من را بگیر. گدا با سماجت داخل بیت امام (ره) آمد و گفت که زمانی الاغی داشته و با آن کار میکرد اما آن را فروخته و دیگر نمیتواند کاسبی کند. امام (ره) فردی را مامور کرد که برای او الاغی تهیه کند که گدا با طعنه گفت: شما یک مقدار پول ندارید که به من بدهید چگونه میخواهید برای من الاغ تهیه کنید که امام (ره) گفت: من پول برای دادن به گدا ندارم اما میتوانم پول دهم که الاغی تهیه کنی. آن فرد خوشحال از آن جا رفت در حالی که دیگر گدایی نکرد.
وی در بخشی از سخنانش با تاکید بر حقوق زنان گفت: من خوشحالم که یکی از کاندیداها در برنامههای خود به همراه همسرش میرود این کار خیلی خوبی است.
صانعی تاکید کرد که هنر بسیار ارزش دارد؛ از خط نویسی تا موسیقی.
صانعی در بخشی از سخنانش با خنده گفت: ما از مرحوم توسلی یاد گرفتهایم که جوش نزنیم. من حرفم را میزنم اما جوش نمیزنم.
وی با تعریف از شال سبز سیدها بیان کرد: شال سبز در فرهنگ ما ارزش بسیاری دارد و نماد افتخار ارتباط با اهل بیت (ع) است.
وی در این مراسم با بیان اینکه «حضرت زهرا (س) مظلوم است و باید به ایرانیان تبریک گفت که عشق حضرت زهرا (س) را در دلهایشان پرورش دادهاند»، افزود: برخلاف سایر ائمه، درباره حضرت زهرا (س) از امامان هیچ زیارتنامهای نرسیده است زیرا قرار بود زیارت نامهای، صادر و در آن مظالم جنایتکاران به آن حضرت ذکر شود و چون حضرت زهرا (س) با اصل شجره خبیثه درگیر شده بود، زیارتنامه این حضرت چیزی از آنها باقی نمیگذاشت. حضرت زهرا (س) همه ستمگران تاریخ را رسوا کرد.
این مرجع تقلید در ادامه گفت: علت حرام شدن زکات بر بنیهاشم، این بود که خداوند نمیخواست خویشاوندان پیامبر (ص)، مسوول جمعآوری زکات شوند و حضرت امام (ره) در حکومت خود به حکومت پیامبر(ص) تاسی کرد و اجازه نداد خویشاوندانش وارد حکومت شوند.
"برای برگشت عزت از دست رفته ایران عزیز به میرحسین رای می دهیم"
حمایت موکد خانواده شهید همت از میرحسین
از رسانه ها - ژیلا بدیهیان (همسر سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت) و مهدی همت (فرزند آن عزیز) مجددا بر حمایت خود از میر حسین موسوی تاکید کردند.
به گزارش قلم نیوز، پیش از این نیز خانواده ی شهید همت به همراه خانواده های شهیدان باکری و زین الدین با صدور بیانیه ای حمایت خود را از «میر حسین موسوی» اعلام کرده بودند؛ اما به دنبال انتشار اخباری با عنوان «پشتیبانی اعضای خانواده شهید همت از احمدینژاد» در سایت خبری فارس، خانواده ی آن شهید بزرگوار مجددا حمایت خود را از نخست وزیر دوران دفاع مقدس اعلام کردند.
در متن جدیدی که خانواده ی شهید همت در اختیار قلم نیوز قرار داده اند، آمده است:
به نام خداوند راستی
یک آمار ساده ـ یک ننگ تاریخی
درآمد نفتی آقای هاشمی رفسنجانی در هشت سال ریاست جمهوری: 127 میلیارد دلار و میزان تورم اعلام شده %17.4 (در زمان تحویل ریاست جمهوری) درآمد نفتی آقای سید محمد خاتمی در هشت سال ریاست جمهوری: 172 میلیارد دلار و میزان تورم اعلام شده % 10.4 ( در زمان تحویل ریاست جمهوری)
در آمد نفتی آقای محمود احمدی نژاد در فقط چهار سال ریاست جمهوری: 280 میلیارد دلار و میزان تورم اعلام شده % 25.4
ما به عنوان یک خانواده ی ایرانی، برای برگشت عزت از دست رفته ی ایران عزیز و احیای حق این ملت بزرگ حمایت خود را از آقای مهندس میرحسین موسوی اعلام میداریم. به فرموده ی آیت ا... صانعی ایشان خلاصه ی مدیریت امام (ره) هستند.
متن بیانیه ی مذکور پیشین به شرح زیر است:
بیانیه حمایت خانواده های شهیدان همت، باکری و زین الدین از میر حسین
بسم رب الشهدا و الصدیقین
امروز روز مجاهدت و ایثار است. مجاهدت و ایثاری از جنس آنانی که ذات وجودیشان بیانگر مجاهدت و و ایثار در راه خدا بود. امروز روز یاد آوری آنانی است که به تبعیت از نص صریح قرآن و سنت رسول(ص) و ائمه ی اطهار (ع) به عنوان مجاهد فی سبیل الله شناخته می شدند.
امروز روز عرصه ی پایداری یاران امام راحل در به رخ کشیدن مجدد انقلاب ارزشهاست، ارزشهایی همچون ساده زیستی بی ریا، آن گونه که امام و شهدا بودند، سادگی در عین کمال، ارزشی همچون ذوب شدن در خدمتگزاری بی مزد و منت آنگونه که امام و شهدا بودند، خدمتگزاری صادقانه، همانند آنچه اماممان فرمود اگر به من خدمتگزار بگویید بهتر است از رهبر. ارزش هایی همچون استقامت به معنای واقعی آنگونه که امام و شهدا بودند، فاستقم کما امرت و هزاران ارزش دیگر که همگی از ذخایر ناب انقلاب است که عرصه های ظهورش را به طور ناب در امام و شهدا می توانیم دنبال کنیم و همان ارزش هایی که انفجار نور بود و صدور انقلاب را به سوی دلها سوق می داد.
امروز روز تجدید میثاق و انتقال همان ارزش هاست، به دو دولیل: اول آن که زندگی و حیات مجدد ارزش ها در آنان که به فراموشی سپرده شده اند به مصداق آن جمله ی امام راحل که فرمود نگذارید پیشکسوتان شهادت و خون در پیچ و خم زندگی روزمره به فراموشی سپرده شوند است و دوم انتقال زینب گونه ی امانت شهدا به نسل جدید(نسل سوم انقلاب). همان ارزش هایی که عطش جوانان آنان را به آن سو گرایش داده است حال بهترین حامل انتقال این ارزش ها به این نسل کیست؟
آن که صادق تر است، آن که دوران تلاشش حاصلی با برکت داشت، آن که به ملت دورغ نمی گفت، آن که امام راحل مداوما پشتیبانش بود و می گفت: من آقای مهندس موسوی را شخصی متدین و متعهد و در وضع بسیار پیچیده ی کشور، دولت ایشان را موفق می دانم.
آری مهندس میر حسین موسوی همانی که باور اندیشه های امام و شهدا است و دوران جنگ را با تمام مشقت هایش با حلال ترین درآمدها و رفتارها اداره می کرد و برای همین بود که محب امام، شهدا و ملت بود. پس یک بار دیگر بیاییم برای احیای ارزش ها، ثبات راه امام، روشنی بخشی نام و یاد و راه واقعی شهیدان به ناب ترین ذخیره ی انقلاب که عصاره ای از همه ی فضایل، ارزش ها و مبانی انقلاب مترقی جمهوری اسلامی نه یک کلمه بیش و نه یک کلمه کم یعنی «میر حسین موسوی» است رای دهیم.
1- ژیلا بدیهیان (همسر سردار شهید حاج محمد ابراهیم همت) و مهدی همت (فرزند آن عزیز)
2- فاطمه چهل امیرانی (همسر سردار شهید حمید باکری) و احسان و آسیه باکری(فرزند آن عزیز)
3- صفیه مدرسی (همسر سردار شهید مهدی باکری)
4- لیلا زین الدین (فرزند سردار شهید مهدی زین الدین)
همچنین همسر شهید همت پیش از این نیز در گفتگو با قلم نیوز، گفته بود: ما میر حسین موسوی را باور داریم چون شهدا نیز ایشان را باور داشتند. باورش داریم چون امام(ره) ما میر حسین را باور داشت. ما موسوی را باور داریم چون ایشان در 8 سال جنگ و دفاع مقدس که یکی از سخت ترین فرازهای تاریخ ایران بود با نهایت درایت مملکت را اداره کردند؛ دقیقا بر عکس 4 سال گذشته که اکثر حوداثی که در ایران رخ داد جز خواری و خون دل خوردن برای ما حاصل دیگری نداشت. ما برای احیای آرمان های امام(ره) و انقلاب و راه شهیدان به استقبال میر حسین خواهیم رفت.
وی تاکید کرد: ما با شهدا زندگی کردهایم و یک چهار چوب مشخصی از شهدا داریم، لذا می دانیم چه کسی حقیقت را می گوید و دلش برای مملکت و دین می سوزد و چه کسی غیر از این شعار می دهد.
معصومه ابتکار: موسوی، ادامهدهنده راه خاتمی است
خبرگزاری جمهوری اسلامی ۰۷/۰۳/۸۸
سیاسی. انتخاب دهم. ابتکار
بندرگز- رییس سازمان حفاظت محیط زیست دولت اصلاحات گفت: انتخاب میرحسین موسوی برای این است که آقای موسوی ادامهدهنده راه خاتمی خواهد بود.
به گزارش ایرنا، معصومه ابتکار شامگاه چهارشنبه در جمع تعدادی از دانشجویان بندرگز افزود: میرحسین موسوی در عرصههای اجتماعی، فرهنگی، آزادیها و آزادی بیان تداومدهنده راه خاتمی است.
وی تصریح کرد: آزادی از ارکان تفکر انقلاب اسلامی و تفکر امام خمینی است.
ابتکار یادآور شد: انتخاب ۲۲خرداد شرایط بسیار حساسی برای کشور است و حضور تک تک آحاد مردم میتواند تضمینکننده انتخابات باشد.
رییس سازمان حفاظت از محیط زیست دولت اصلاحات خاطرنشان کرد: خیلی از افراد این آیه یاس را در گوش دیگران میخوانند که شرکت در انتخابات تاثیری ندارد، چون دلشان نمیخواهند مردم پای صندوقهای رای حاضر شوند.
وی با تاکید بر صیانت از آرای مردم از سوی دستگاههای اجرایی، نظارتی و بازرسی دخیل در امر انتخابات اظهار داشت: قانون اساسی، صیانت از آرای مردم را تضمین کرده است.
ابتکار یادآور شد: نمابندگان نامزدهای انتخاباتی نیز بارها از مسئولان خواستهاند تا براساس قانون، نظارت لازم از سوی شورای نگهبان و وزارت کشور صورت گیرد.
وی افزود: بزرگترین سرمایه انقلاب اسلامی، اعتماد مردم است و تحت هیچ شرایطی هم نباید این اعتماد خدشه دار شود.
گفتنی است معصومه ابتکار در مهدیه مسجد محمدیه شهر بندرگز نیز سخنرانی کرد.
فعال شدن گروه فشار بعد از چهار سال
راکعی در گفتگو با یاری: حامیان دولت از موج فزاینده حامیان موسوی به وحشت افتادهاند/موج سبز موسوی به روزهای اوج خود نزدیک میشود
یاری: عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت با بیان اینکه حامیان دولت از موج حمایت های مردمی از موسوی به وحشت افتاده اند،گفت:«کارشکنیهایی که طی روزهای اخیر در سخنرانیهای میرحسین ایجاد شده است نیز به واسطه نگرانی از افزایش پیروزی موسوی است.»
فاطمه راکعی در گفتگو با خبرنگار پایگاه خبری یاری، با اشاره به موج فزایندهای که در روزهای گذشته برای حمایت از موسوی در سراسر کشور ایجاد شده است، اظهار داشت:«گروههای فشار به جهت ترسی که از اقبال عمومی موسوی دارند4سال پس از آخرین فعالیت های خود در انتخابات ریاست جمهوری در سال84، مجددا فعال شدهاند.»
وی افزود:«این افراد خودسر در روزهای گذشته حملاتی را علیه حامیان موسوی در شهرهای تبریز؛اصفهان،گیلان انجام داده بودند تا با ایجاد ترس در مردم از میزان حمایتهای آنها بکاهند.»
این عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت تصریح کرد:«حامیان دولت انتظار حمایت های چشمگیر مردمی از موسوی را نداشتند برهمین اساس در یک حال انفعالی به دنبال تخریب رقیب و از صحنه به در کردن مردم هستند.»
وی متذکر شد:«حرکت های ناشایستی که در روزهای منتهی به برگزاری انتخابات از سوی دولت نهم مشاهده می شود به دلیل از دست رفتن آرزوی حامیان دولت در 8ساله شدن دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد است.»
راکعی متذکر شد:«با وجود وعدههای انتخاباتی دولت نهم در افزایش حقوقها، ارایه سهام عدالت و آوردن پول نفت پای سفرههای مردم افکار عمومی جامعه همچنان مصر به حمایت از موسوی هستند.»
وی با اشاره به فراگیر شدن استفاده از رنگ سبز میان مردم به ویژه جوانان گفت:«حامیان دولت درصددند موج سبزی که از سوی حامیان میرحسین به راه افتاده است را با فعالیتهای گروه های خودسر از جریان بیاندازند این در حالی است که این موج مردمی در حال نزدیک شدن به روزهای اوج و شکوفایی خود است.»
این نماینده مجلس ششم همچنین با اشاره به هجمههایی که در سایت های حامی دولت علیه موسوی صورت میگیرد اظهار داشت:«دروغ پراکنیها و آمار و اطلاعات غلطی که در این سایتها علیه میرحسین منتشر میشود نیز شاهد دیگری بر افزایش ترس حامیان دولت از برد موسوی است.»
وی با اشاره به ساخت نماهنگ های تخریبی حامیان دولت که هواداران موسوی را در مروج بدحجابی نشان می دهند،گفت:«این نماهنگ ها با ناشی گری خاصی مردمی را که به صورت خودجوش از موسوی حمایت میکنند را بد حجاب معرفی میکند این در حالی است که این افراد بخشی از مردم جامعه ما هستند.»
راکعی تاکید کرد:«در دیداری که مقام معظم رهبری از کردستان داشتند نیز زنانی با پوششهای ناکامل در تصاویر نشان داده شده بود.»
فراکسیون خط امام مجلس نیز به حامیان میرحسین پیوست
--------------------------------------------------------------------------------
فراکسیون خط امام مجلس شورای اسلامی با صدور بیانیهای حمایت خود را از مهندس میرحسین موسوی اعلام و تاکید کرد:«رأی به مهندس میرحسین موسوی را فرصتی مغتنم برای عبور کشور از وضعیت نامطلوب کنونی و رفع تهدیدهای بزرگی که اخلاق و هویت ملی و استقلال سرزمین ما را هدف قرار داده،میدانیم.»
به گزارش پارلماننیوز، متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
بار دیگر جام جان پر شود از شور عشق
حضور مردم عزیز و رشید ایران
انتخابات ریاست جمهوری در کشور ما عرصه بزرگترین و مهم ترین تصمیم گیری و نماد و تجلیگاه اراده مردم بزرگ ایران است. از منظری دیگر در فرهنگ یک ملت، بازآفرینی هویت ملی و افراشتن و اهتزاز پرچم بلند استقلال و آزادی و پیشرفت، نیازمند مبارزه ای خردمندانه و عقلائی با تکیه بر خرد جمعی و روشهای متین اخلاقی و تعامل و رقابت سازنده بجای بداخلاقی و تخریب با روشهای مستبدانه داخلی و سلطه جویانه خارجی است. از دیگر سو بر اساس آموزههای دینی و ملی ما و تجارب مردم سالاری و دموکراسی در جهان امروز، تنها راه حاکمیت مردم بر سرنوشت خویش و تحصیل حق آزادی بیان و ابراز عقیده و اعلام رأی و نظر و برخورداری از زندگی شرافتمندانه، حضور گسترده و مشارکت همه جانبه در مسیر انتخابات است. اینک با توجه به بحرانهایی که بواسطه سوءتدبیرها بر ملت ما تحمیل و امور جاری و اجرایی کشور را در داخل با رکود مواجه ساخته و با ایجاد تنش در روابط منطقه ای و بین المللی اقتدار و عظمت جمهوری اسلامی و چهره درخشان و تاریخی تمدن ساز ما را مخدوش نموده است و ایرانیان فهیم و سرافراز در آستانه آزمون عظیم انتخاب دهمین رئیس جمهوری کشور که معرف شخصیت، فرهنگ، اخلاق و هویت ایرانی در داخل و خارج است، قرار دارند.
ضمن احترام به تمامی کاندیداهای محترم و بویژه ارج نهادن به حضور ارزشمند روحانی عزیز و ارجمند، جناب آقای کروبی و ستایش از مواضع و سوابق درخشان ایشان، با عنایت به اقبال و اعتمادی که مردم به فرزانه روزگار جناب آقای مهندس میرحسین موسوی که از پاک ترین دولتمردان تاریخ ایران و یادگار مدیریت دوران ماندگار نگاه بانی از استقلال و تمامیت ارضی کشور و پاسداری از شرافت و عزت ملی ایرانیان و مورد وثوق و اعتماد امام بزرگوار و محبوب خانوادههای والامقام شهیدان نموده اند، رأی به ایشان را فرصتی مغتنم برای عبور کشور از وضعیت نامطلوب کنونی و رفع تهدیدهای بزرگی که اخلاق و هویت ملی و استقلال سرزمین ما را هدف قرار داده، دانسته و امیدواریم که حضور سبز و باشکوه شما مردم در 22 خرداد 88 ، حماسه ای سترگ چونان رویداد شگفت 2 خرداد 76 را تکرار و جانهای شیفته آزادی و روشنایی و رخساره مردم سرزمین مهر و ایمان را طراوتی بهاری بخشیده و نویدبخش شکوه تابش آفتابی دیگر باشد.
با آرزوی سربلندی برای تمامی هموطنان عزیز ایرانی
و سرافرازی روزافزون ایران اسلامی
فراکسیون خط امام(ره) مجلس شورای
آیت الله موسوی خوئینی: موسوی پاسدار اخلاق و حقوق مردم است
--------------------------------------------------------------------------------
محمع: جمعی از دانشجویان حامی با نام گروه هاتف و حامی میر حسین در دفتر مجمع روحانیون مبارز با آیت الله سید محمد موسوی خوئینی دیدار کردند . این دانشجویان صمن طرح دیدگاه های خود از وضعیت کنونی, سؤال هایی را با ایشان درمیان گذاشتند که متن پاسخ های ایشان به این شرح است :
بسم الله الرحمن الرحیم
در زمینه فعالیت در این مقطع که انتخابات ریاست جمهوری در پیش است ، برخی از مشکلات جزئی است و می توان از کنار آنها عبور کرد . فعلاً روی آنها حساسیت نشان ندهید ؛ ذهن و وقت خود را در گیر این اشکالات جزئی نکنید . وضعیتی پیش روی اصلاح طلبان است که اول قرار نبود این گونه باشد . اصلاح طلبان در طی ماهها مباحثه به یک نتیجه رسیده بودند و آن حضور آقای خاتمی بود وبا نگاه تحلیلی و آماری مطمئن بودیم پیروزی با آقای خاتمی است . کار صحیح این بود که آقای خاتمی می ماند و بسیاری از نقشه ها برای خارج کردن انتخابات از مسیر صحیح نقش بر آب می شد و بسیاری از سحر و جادوها باطل می شد . ولی مهندس موسوی وظیفه دانستند که به صحنه بیایند و در نتیجه آقای خاتمی هم رفتند . اکنون این هنر اصلاح طلبان است که باید این وضعیت را به گونه ای مدیریت کنند که به نتیجه برسند . در این فعالیت ها ممکن است در بعضی ستادها رفتاری و حرکاتی با افراد حامی بشود و آنها دلسرد شوند، ولی افرادی که علاقمندند و در حال فعالیتند توجه کنند که الان شرایط گله نیست ، با این گونه برخورد ها دلسرد نشوید . هدف شخص نیست بلکه هدف پیروزی یک جریان است و تا آنجایی که می شود برنامه هایی را طراحی کنید و کارهایی را انجام دهید که با ستاد یا با افرادی که آنجا هستند اصطکاک نداشته باشید.
در مورد مهندس موسوی ، ایشان به لحاظ شخصیت فردی از جنبه های انسانی ، اخلاقی، معنوی و فکری ، انسانی فرهیخته ، خوب و قابل قبول در سطح عالی است. در رعایت حقوق دیگران چه در مسائل فردی و چه در جامعه و در ارتباط با حقوق شهروندی بسیار مقید و دقیق است . پاک و منزه وارد حکومت شد و پاک و منزه از حکومت و مسئولیت خارج شد . اخلاق دینی چیزی است که ما امروز خیلی خیلی به آن نیاز داریم . بعد از 30 سال نیازمندیم به کسانی که وارد قدرت شوند و پاک و منزه وارد شوند و پاک و منزه خارج شوند . آقای خاتمی هم همین گونه هشت سال رئیس جمهور بود ، با همان احوال یعنی پاک و منزه و با صداقت وارد شد و همان گونه خارج شد . یکی از دلایل محبوبیت ایشان نزد مردم همین بود . البته ایشان جزو مدیران موفق بود ولی این شاخصه پاکی و صداقت ایشان برجسته بود و مردم اینها را خوب می فهمند . مَثَل این افراد مثل آن کسی است که از اولیاء خدا بود و روی آب راه می رفت ولی پایش تر نمی شد . کسی که هشت سال در ریاست جمهوری است یا کسی که هشت سال در نخست وزیری باشد و وقتی خارج می شود پایش تر نشده باشد مصداق واقعی آن چیزی است که به صورت مَثَل آمده است ، به خصوص وقتی مقایسه می کنیم این افراد را با دیگران، می بینیم بعضی ها آب از فرق سرشان هم گذشته است .
مهندس موسوی ،از جنبه مدیریتی، توانا و صبور هستند و در مقابل حوادث سنگین ، صبر و پر حوصلگی خود را از دست نمی دهند و دست به تصمیمات عجولانه واز روی دستپاچگی نمی زنند . ایشان بسیار با ظرفیت اند . شخصیت ایشان به گونه یی است که افراد لایق ، کاردان و خوب دور وی جمع می شوند ، حال آنکه بعضی این گونه نیستند و از نخبگان دعوت می کنند و آنها نمی آیند . او اگر از نخبه ترین افراد دعوت کند همه با او با رغبت کار می کنند . این امتیازی است که بعضی ها دارند و بعضی ها ندارند .
و اما سؤال شما در رابطه با اصلاحات ، باید عرض کنم بحث اصلاحات در نظر بعضی از افراد تعریف روشنی ندارد . گاهی به ذهن بعضی متبادر می شود هر کس که نسبت به وضع موجود رادیکال تر باشد اصلاح طلب تر است . من تقریباً دو هفته پیش در دیدار با عده یی از دوستان به بعضی از اصول اصلاحات اشاره کردم و توضیح دادم و الان توضیح کوتاه دیگری می دهم . اگر توجه کنید همه ما در حال تغییر هستیم « العالَم متغیر» ؛ دنیا در حال تغییر است ، همه گونه تغییر ، حال اگر کسی بخواهد در نقطه یی ثابت بماند از قافله تغییرات عقب می ماند ولی کسی که با تغییرات همراه باشد موفق است .
ما نباید در اداره امور کشور چیزهایی را که 30 سال پیش برای اداره کشور در آن زمان مهم بوده ولی آلان نیست به کار ببندیم . تغییرات این 30 سال را ببینیم ؛ تغییرات جهانی ، تغییر نسل ، نرخ باسوادی و تعداد دانشجویان ؛ این اتفاقات همه اش تغییر است ، تغییر در نرخ رشد جمعیت ، تغییر در سن متوسط جامعه و دهها وصدها تغییر دیگر در داخل و در سطح جهانی . متناسب با این تغییرات مدیریت نیز باید تغییر کند . اصلاح طلب آن کسی است که با توجه و متناسب با این تغییرات در مدیریت ایجاد تغییر کند . ولی آقایان با مدیریت عهد قاجار کشور و حتی دنیا را می خواهند مدیریت کنند !!!
30 سال است جمهوری اسلامی تأسیس شده است . ظرف 26 سال همه آنهایی که دلسوخته انقلاب بودند مدیریت کردند و کشور را به نقطه ای رسانده بودند که کشور به سمت توسعه و پیشرفت در حرکت بود.
ولی یک نفر بیاید و بگوید همه اینها غلط بوده است و آنها خائن ، خود باخته و دنیا طلب بوده اند و برگردیم به عقب . به جای آنکه به جلو حرکت کنند به عقب برگشتند و متأسفانه نام این عقبگرد را هم گذاشتند بازگشت به اصول انقلاب و بازگشت به خط امام .
امام پس از پیروزی انقلاب ،حتی با همه فساد رژیم سابق ، سازمان مدیریت سابق را منحل نکردند بلکه در یک دسته از آنها و در شرایط آنها تغییر بوجود آوردند. پس از پیروزی انقلاب با همه بی اعتمادی به رژیم گذشته نیامدند از نو یک سیستم جدید اجرائی پایه گذاری کنند . امام ارتش را منحل نکرد که آن را اصلاح کرد . کسی بیاید و تمام 26 سال دستاورد انقلاب را زیر سؤال ببرد و بگوید از نو شروع کنیم ! از کجا ؟با کدام تجربه ؟! با کدام تصمیم برخاسته از خرد جمعی ؟! کشور که موش آزمایشگاهی نیست .
برخی از این کارها مثل شروع کردن از نقطه صفر است . انگار کشور و جهان تجربه مدیرت نداشته است ، و این آقایان آمده اند که به جهان درس مدیریت بدهند .
اینکه یک نفر این گونه همه تجربه ها و تلاش همه خدمتگزاران انقلاب و کشور را نادیده بگیرد و کنار بزند همه چیز را آتش می زند و همه سرمایه ها را به باد می دهد . حداقل اصلاح این است که متناسب با تغییراتی که در کشورمان داریم روش هایمان را اصلاح کنیم . این می شود اصلاح طلبی در عمل .
آقای موسوی از این جهت که به عقل تجربی تکیه می کنند اصلاح طلب هستند از این جهت که به خرد جمعی در مدیریت کشور تکیه می کنند یک اصلاح طلب هستند ، از این جهت که ساختارهای نظام مدیریت برخاسته از تجربه بشری را حفظ می کنند و جاهایی را که لازم است تقویت می کنند ، یک اصلاح طلب هستند ، از این جهت که از تجربه های بشری برای مدیریت کشور بهره می گیرند یک اصلاح طلب هستند . برای جابجایی یک نهاد باید خرد جمعی باشد نه تصمیم فردی . دنیا دنیای خرد جمعی است .
در حال حاضر آنقدر اخلاق ضربه خورده است که باید فردی بیاید که حقوق مردم را محترم بشمارد ، پاسدار اخلاق باشد ، حافظ کرامت افراد جامعه باشد و آقای موسوی این گونه است .
اما برای اینکه فعالیت شما با عنوان دانشجو تداوم داشته باشد، چه پیش از انتخابات و چه بعد از انتخابات یا در زمان انتخابات، باید عرض کنم برای بادوام شدن کار جمع ، باید یک مجموعه دانشجوی مسلمان علاقمند و پایبند به دین ، در دانشگاه دنبال گسترش فرهنگ دینی باشند . الان همانند دوره دانشجویی امثال مرحوم مهندس بازرگان به همان اندازه نیاز به فعالیت دینی است . هیچ وقت نباید فعالیت عرصه سیاست را منهای فعالیت دینی و از آن جدا کنند . از پایگاه فعالیت دینی باید فعالیت سیاسی تان را سامان دهید . برنامه ها را طوری تنظیم کنید تا کارها در در جه اول در مسیر توسعه دینی باشد . از کم بودن نترسید . دنبال این باشید که دانشجوی متخلق به اخلاق دینی باشید . هر کسی را که جذب می کنید با این نیت جذب کنید . صرفاً دنبال فعالیت سیاسی نباشید . مقید بودن به نماز ، روزه ، تقوا ، اخلاق دینی و ... را باید اصل قرار دهید . از تعداد کم نگران نباشید . نهضت امام در اوایل آنقدر حامیانش در مقایسه با قدرت رژیم کم بود که نسبت آنرا در برابر رژیم نسبت مشت و سندان می گفتند .
ولی توکل ، ایمان و باور به خدا باعث شد تا امام راسخ بماند و به تدریج نیروهای مؤمن را جذب کند و باور این چیزها خیلی برای دیگران سخت بود . جامعه و بویژه روحانیون قبل از هر چیزی امام را متخلق به اخلاق اسلامی و متدین و با تقوا می دانستند . یکی از دلایل شیفتگی یاران امام هم همین بود . از همین جا نقطه پیروزی شروع می شود شما اول فرزند اسلام و دین هستید . رفتار و اخلاق دینی را رعایت کنید . کم نیستند دانشجویانی که این فضایل و اخلاق متعالی اسلامی را قبول دارند و اطرافتان جمع می شوند و محوریت شما را قبول می کنند ( از نظر دینی ) . در این گونه جوانان آدم های شجاع و کاردان و تحلیلگر هم پیدا می شوند . این جوانان را آرام آرام رشد دهید . آدم های فهیم هر چقدر باتقواتر باشند بهتر است خدا بیشتر کمک شان می کند . اگر اصل و محور کار را اسلام و دین خواهی قرار دهید ، از شکست هم مأیوس نمی شوید . تکلیف را به خوبی انجام دهید بقیه اش با خدا .
و اما در مورد عملکرد صدا و سیما باید عرض کنم آن گونه که از شواهد و قرائن پیداست تصمیم متعالی بر این است که این آقا دوباره رئیس جمهور شود . این رفتار صدا و سیما همانند سال 76 است که همه می خواستند فرد خاصی رئیس جمهور بشود و خدا نخواست . شما از صدا و سیمای حکومتی و تحت امر چه انتظاری دارید . ما در کشوری زندگی می کنیم که روزنامه یی فقط یک شماره از آن منتشر می شود ، حتی بدون اینکه در آن یک شماره مطلبی باشد که به گوشه ابروی آقایان بربخورد، تعطیلش می کنند . و بعداً ادعا می کنند که آزادی در کشور ما بیش از همه دنیاست ! حقوق شهروندان ضایع می شود و قانون شکنی هنجار شده است . نه بر اساس قانون حقی برای مردم قائلند نه بر اساس شرع . به حق مردم و حق شرعی مردم خسارت می زنند و حق آنان را زیر سؤال می برند . کسی هم نیست که به داد کسی برسد . ما باید آن مقداری که می توانیم تلاش کنیم برای تغییر وضع موجود . تلاش مان را با توکل به خدا انجام دهیم بقیه اش با خدا . حال اگر مهندس موسوی رئیس جمهور شد پیروزی است ، اگر هم نشد کار خود را انجام می دهیم و دوباره شروع می کنیم برای دور بعد مگر اینکه نفسمان را ببرند و زبان مان را قطع کنند .
اما در مورد نگرانی دوستان درمورد وجود دو کاندیدا در اردوگاه اصلاح طلبان ؛ شما نگران این مسئله نباشید. مسأله درجه اول تغییر این وضع و نجات کشور از مدیریت فعلی است . به هیچ وجه اجازه داده نشود که بحث موسوی یا کروبی مطرح شود .از آقای مهندس موسوی دفاع کنید ولی به آقای کروبی احترام بگذارید . اگر در بعضی از روزنامه های اصلاح طلب مهندس موسوی را تخریب می کنند به هیچ وجه شما مقابله به مثل نکنید. به جای جواب به دیگران به فکر این باشیم که چگونه پیام مهندس را به گوش مردم برسانیم و از هر راهی که می شود مهندس را تبلیغ کنیم . خواسته های مردم را به گوش ایشان برسانیم . اگر پول نداریم اگر رسانه نداریم باید از جان مایه گذاشت .ما مراقب خود باشیم بقیه اش با خدا است .
حبیبالله پیمان: موسوی پاسخگوی چهار نیاز ملی است
دکتر پیمان دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز و از اعضای شورای مرکزی نیروهای ملی-مذهبی گفت: «من به آقای موسوی رای میدهم. با همه احترام و علاقهای که به شخصیت آقای کروبی و رویکرد ایشان به امر اصلاحات و حقوق فردی و سیاسی مردم و جرات و شهامت ایشان در نقد و اعتراض به قانون شکنان دارم و ایشان را نیز شایسته میدانم با توجه به ضرورتهای زمان به آقای موسوی رای میدهم.» آقای موسوی برنامهها و نحوه رویکردشان به امر انتخابات ریاست جمهوری و شبکه روابطی که از بین نیروهای اجتماعی متکثر درون جامعه و نیروهای سیاسی به وجود آورده اند همه اقشار را در تولید ارزش های مادی و فرهنگی و اجتماعی در برمی گیرد و با یک برنامه اندیشیده شدهای و تئوری مناسبی برای توسعه اقتصادی و اجتماعی به میدان آمدهاند و همینطور ایشان تجربه هشت سال شرایط جنگی را به گونهای که بشود هم مقاومت مناسبی کرد و پشتیبانی مناسبی از جبهه ها داشت در اختیار دارند علاوه بر دوران جنگ وی نه تنها مانع ایجاد زیرساخت های کشور نشد، صنعت ملی را از شرایط بحرانی خارج کرد و به استحکام رساند.
ایشان نیاز مبرم امروز ما را که چهار چیز است پوشش می دهند. 1- امنیت و رفاه اقتصادی در سایه افزایش سطح تولید و اشتغال. 2- امنیت سیاسی از طریق آزادی بیان و حفظ حیثیت اشخاص در تجمعات و مصونیت زندگی خصوصی افراد. 3- ایجاد امنیت اجتماعی از طریق مبارزه با فساد و برهم زدن نظام رانتی و تبعیض و شکاف طبقاتی که منجر به فقر و اعتیاد و گسیختگی اجتماعی و 4- اعتیاد شده و می توانند فضای خشونت را کنترل و آن را تبدیل به فضای مدارا کنند. این مطالبات که مطالباتی حداقلی است در این شرایط عدم توازن قوا و مزاحمت ها و مانع تراشیها عملی است و تا زمانی که این برنامهها اجازه عملی شدن نیابند آنگونه که متاسفانه در هشت سال اصلاحات اتفاق افتاد دستیابی به مراحل بالاتر دموکراسی و عدالت دست یافتنی نیست.
اگر این 4 مساله در سطح ملی به نسبت تامین شود آن زمان فرصتی ایجاد می شود تا مردم از این احساس ناتوانی و درماندگی بیرون بیایند تا خود را دریابند تا خویشتن فردی و اجتماعی و تواناییهای اجتماعی و اقتصادی خود را بازسازی کنند و وظیفه اجتماعی که بر دوش خودشان است و نه دولت را بر عهده بگیرند تا به خیر عموم و مصالح ملی بپردازند. در این فضای نسبتاً امن که دولت ایشان فراهم میکند، آن وقت تازه گام های اصلی دموکراسی و مراتب بالای عدالت اجتماعی و گام برداشتن در راستای توسعه پایدار عمومی میتواند تحقق پیدا کند.
چون برنامه ایشان را در این راستا میدانم به ایشان رای میدهم. من انتظار ندارم که نه ایشان و نه هر دولت دیگری از بالا بدون خودآگاهی مردم بتواند رفتار و اخلاق و توسعه پایدار را درونی کند. این کار دولت نیست بلکه کار روشنفکران و مردم است اما 4 سال گذشته در هر زمینه، عرصه را بر مردم تنگ کرده است. نهایتاً اینکه انتظار من و بسیاری دیگر این است که هر کدام از دوستان اصلاحگرا رای آوردند این برنامه ها را به پیش ببرند.
افزایش حقوق در طرح نظام پرداخت
شنیدهها حاکی از لغزش 800 ریالی تا 1 میلیون ریالی افزایش حقوق در طرح نظام پرداخت میباشد. این شرایط برای زنان کارمند با حداقل 200 هزار ریال کمتر از مردان شاغل در شرایط یکسان دیده شده است.
طرح همکاری کارکنان دولت
در الگوی اصلاح ستاد مصرف
شنیده شده است در راستای اصلاح الگوی مصرف طرحی در استانداری بوشهر در حال اجرا است که براساس آن کارمندان دولت در یک پروسه زمانی یک ساله ولی مستمر میبایست از 10 تا 50 درصد هزینههای خود را نسبت به سال قبل صرفهجویی و بهینهسازی کنند. این طرح که به نام همکاری کارکنان دولت در الگوی اصلاح ستاد مصرف میباشد بیشتر با تکیه بر عقاید به جای دستورالعملهای اداری در حال اجرا میباشد.
افزایش حقوق در طرح نظام پرداخت
شنیده شده است رییس کمیسیون انرژی مجلس در حالی در بوشهر شرط قبولی روسیه در روابط دیپلماتیک با ایران را تحویل به موقع نیروگاه اتمی در یک تاریخ مشخص عنوان کرده است که بیشترین راهبرد و برنامهریزی دولت نهم در عرصه روابط بینالملل با نگاه به توسعه روابط با شرق از جمله روسیه میباشد.
اعضای ستاد انتخاباتی مهندس موسوی در گناوه
شنیده شده است که آقایان: 1- رییس ستاد حاج احمد محمدی رییس ستاد 2- جانشین سید علی حسینی حقیقی 3- سخنگوی ستاد احمد طاهری 4- هماهنگی و رابط محمد حیاتی 5- معاون فرهنگی محمد رزمی 6- معاون برنامه ریزی محمد حسن پور 7- معاون مالی حسن عابدی 8- معاون اجرایی اکبر مولایی 9- معاون بانوان معصومه شادزی 10- معاون جوانان حجت مرادی 11- رییس مجمع معتمدین نادر منظم 12- مشاور دینی حجه السلام بحرانی 13- برنامه ریزی حسن ابراهیمی 14- فرهنگی حسن سولی زاده 15- حقوقی علی کرم نیرم 16- سیاسی یونس خسروانی 17- کمیته رسانه ها الیاس احمد حسینی 18- اصناف ضرغام افتخاری 19- پیمانکاران عبدالرضا افتخاری 20- مراسمات عباس بحرانی ۲۱- روحانیون محمد بحرانی 22- بازار سید عباس تهمتن 23- ملوانان محمد جانفزا 24- لنج داران غلامعلی ارجمند 25- جانبازان محمد رضا حسینی 26- تبلیغات حسین خدری 27- دانشجویان اکبر خرمآبادی 28- ورزش های رزمی علیرضا صفوی 29- فارغ التحصیلان سلیمان خواجه زاده 30- هیات های مذهبی محمد دریانورد 31- اساتید دانشگاه علی زارعی 32- بازنشستگان رضا راهنما 33- فرهنگیان حسن سولی زاده 34- رزمندگان بهروز فارسی نژاد 35- هنر مندان عطاء ا... فخری 36- شعرا و سخنوران حسن فرهادی 37- اهل تسنن پرویز قادری 38- مساجد و اماکن حسین کنگانی 39- مهندسان سید غریب موسوی 40- ارتباطات عبدالرضا بازهوایی 41- پزشکان دکتر سید کریم موسوی 42- صیانت از آرا علیکرم نیرم 43- ورزشکاران کیخسرو نصرتی 44- روابط عمومی مهدی مقاتلی 45- صیادان عبدا... بویراتی 46- مهاجرین کاظم شریداوی 47- بنگاه داران ماشین عباس مرادی 48- سادات سید یحیی صدری 49- شوراهای روستایی داراب عرب؛ از اعضای ستاد مهندس موسوی در گناوه هستند.
فرهنگیان اصلاحطلب
شنیده شده است از چندی پیش گروهی از فرهنگیان اصلاحطلب در جهت حمایت از مهندس میرحسین موسوی و خلق حماسهای با شکوه فعالیت خود را آغاز نموده و قرار است به زودی بیانیهای در حمایت از میر حسین موسوی صادر نمایند.
ستادهای انتخاباتی بدون تحرک
شنیده شده است پس از دو روز از گذشت شروع تبلیغات، هنوز ستادهای انتخاباتی کاندیداهای ریاست جمهوری در استان شروع به فعالیت علنی ننمودهاند. این در حالیست که عدم استفاده از زمان و مکان در تبلیغات برای کاندیداهای که در بین مردم ناشناخته هستند جبرانناپذیر است.
تأیید صلاحیت عطارزاده
شنیده شده است یکی از نزدیکان عطارزاده خبر از تأیید صلاحیت وی را داده است. گفته میشود به حامیان وی گفتهاند که تأیید صلاحیت وی معلوم نیست تا مخالفان نتوانند رایزنی خود را برای رد صلاحیت وی افزایش دهند.
تشکیل ستاد برای موسوی توسط فرهنگیان بوشهر
شنیده شده است تعدادی از فرهنگیان آموزش و پرورش استان بوشهر با تشکیل ستادی برای میرحسین قصد دارند فعالانه در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنند. گفته میشود آنها به زودی بیانیهای در این رابطه صادر خواهند کرد.
تشکیل ستاد مردمی میرحسین موسوی در استان
شنیده شده است ستاد مردمی میرحسین در کنار ستادهای انتخاباتی مهندس و ستاد احزاب وگروههای اصلاحطلب در استان تشکیل میشود. در این رابطه بدون هماهنگی و ابلاغ شخصی به عنوان مسئول ستاد مردمی میرحسین صادر شده است.
آرایش ستادهای انتخاباتی دوره نهم در استان
در آستانه انتخابات دهم
شنیده شده است که 80 درصد اعضای ستاد انتخاباتی کروبی در استان و 60 درصد اعضای ستاد انتخاباتی هاشمی و 95 درصد اعضای ستاد انتخاباتی معین در دوره نهم ریاست جمهوری به ستادهای انتخاباتی مهندس میرحسین موسوی پیوستهاند. گفته میشود 20 درصد حامیان هاشمی به ستاد احمدینژاد و 3 درصد حامیان معین به ستاد کروبی پیوستهاند.
شنیدنیها حاکیست مسئول ستادهای هاشمی و مسئول ستادهای معین و مسئولین ستادهای کروبی در استان همگی از مهندس میر حسن موسوی حمایت میکنند.
تشکیل ستاد مردمی میرحسین موسوی در استان
شنیده شده است ستاد مردمی میرحسین در کنار ستادهای انتخاباتی مهندس و ستاد احزاب وگروههای اصلاحطلب در استان تشکیل میشود. در این رابطه بدون هماهنگی و ابلاغ شخصی به عنوان مسئول ستاد مردمی میرحسین صادر شده است.
تخریب مهندس موسوی
توسط اعضای ستاد کروبی در استان
شنیده شده است قائم مقام ستادکروبی دراستان با نوشتن مقالهای در سایت ارم نیوز اقدام به تخریب مهندس میرحسین موسوی نموده است . گفته می شود. وی در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری اعتقاد به تحریم انتخابات داشت. گفته می شود مدتی است وی وتنی چند از دوستانش بشدت در سطح بوشهر به جای تبلیغ کاندیدای خویش همزمان با دیگر اصولگرایان به تخریب مهندس میرحسین می پردازند. قابل ذکر است که کروبی یکی از کاندیداهای دوره دهم ریاست جمهوری به کرات از صداقت .صراحت و اصلاح طلبی مهندس میرحسین سخن گفته است و حتی قبلا چندین بار از وی خواسته تا به عنوان کاندیدای اصلاح طلبان در دوره هشتم ونهم ریاست جمهوری شرکت نماید.
اعضای ستاد انتخاباتی احمدینژاد در بوشهر
شنیده شده است که آقایان: 1ـ حاجیزاده رئیس سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر 2ـ محتشم مدیرکل اداره استاندارد 3ـ سیامک احمدی رئیس منطقه ویژه اقتصادی بوشهر 4ـ علی زارع مشاورین آموزش و پرورش استان از اعضای ستاد انتخاباتی احمدینژاد در بوشهر هستند.
ایجاد ممانعت هنگام قرائت بیانیه دانشجویان توسط کمیته دانشجویی و قائم مقام ستاد 88 مهندس میرحسین موسوی
بُنا: در روز سخنرانی «مهندس موسوی» و «دکتر رهنورد» چند تن از حامیان محمود احمدی نژاد که در سالن دانشگاه آزاد اسلامی یزد حضور داشتند، با ایجاد سر و صدا سعی در ممانعت از قرائت بیانیه دانشجویان که از سوی مسئول کمیته دانشجوئی و قائم مقام ستاد 88 مهندس میرحسین موسوی در شهرستان بافق - یزد تنظیم شده بود، شدند.
به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا» عبدالکریم شیخی شتان مسئول کمیته دانشجوئی و قائم مقام ستاد 88 مهندس میرحسین موسوی در شهرستان بافق - یزد هنگامی که در جایگاه جهت قرائت بیانیه دانشجویان قرار گرفت در ابتدای سخنانش مورد انتقاد شدید و سر و صدای زیاد چند تن از حامیان رئیس جمهور فعلی قرار گرفت که این امر به مزاج دانشجویان خوش نیامد و دامنهی این اعتراضات به حدی بود که مجری برنامه خطاب به حضار گفت: «آرامش خود را حفظ کنید، شعار ما درود بر مخالف من بود، بنابراین این شعار را تکرار کنید تا ادامه بیانیه خوانده شود».
پس از پایان یافتن بیانیه دانشجویان دانشگاه علمی کابردی شهرستان بافق، عبدالکریم شیخیشتان به نمایندگی از دانشجویان یزد نماد سبز را بر بازوی مهندس میرحسین موسوی بست. بخشی از این بیانیه بدین شرح است:
«...امروز به سبب سوء مدیریت دولت نهم پایه های توسعه کشور آسیب جدی دیده است. کاهش نرخ رشد سرمایهگذاری داخلی و همچنین روند رو به کاهش سرمایهگذاریهای خارجی در حوزه اقتصاد، مورد تهدید قرار گرفتن همه مظاهر مردمسالاری از قبیل رسانههای آزاد، تحزب، انتخابات آزاد، آزادیهای مشروع مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعات، در حوزه سیاست داخلی، اجتماع و فرهنگ و نیز انزوای کمنظیر ایران که در هیچ دورهای از تاریخ پس از انقلاب سابقه نداشته است در عرصه سیاست خارجی، همگی حاصل سیاستهایی است که منافع ملی کشور را مورد تهدید قرار داده و فشار مضاعفی بر ملت ایران چه از نظر وجهه بینالمللی و چه از نظر تضییقات اقتصادی و معیشتی تحمیل کرده است. با یک مرور ساده بر عملکرد 4 ساله دولت نهم که متأسفانه علیرغم درآمد 270 میلیارد دلاری در طول این دوره، نه تنها پول نفت بر سرسفرههای مردم آورده نشد؛ بلکه سفرههای آنان نیز با تهدید جدی تورم و کمبود روبهرو بوده است.
شعار اساسی: «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» بنیادیترین اصول انقلاب را بیان میکند. در این اصل، اسلام، آزادی، جمهوریت و استقلال از وابستگی به قدرتهای خارجی با هم دیده شده است. شکلگیری دوره اصلاحات که نماد آن به حق فرزند فاضل امام( ره)، جناب آقای سیدمحمد خاتمی است، چیزی جز مراجعه به اصول اساسی انقلاب نبوده است. باور آقای مهندس موسوی نیز به آزادی چیزی نیست که تازگی داشته باشد، وجود آقای خاتمی به عنوان وزیر ارشاد در دولت ایشان، گواه و دلیلی بر باور آقای مهندس موسوی به آزادی از دیرباز دارد. آقای خاتمی شعار آزادی مخالف من را میداد و امروز آقای مهندس موسوی هنگامی که یک طنزنویس، در مورد یک خانم منتقد، حریم ادب را نگه نمیدارد، تنها به تذکری به او اکتفا میکند.
ما معتقدیم که دانشجو شدن مهم نیست، عمل به وظیفه دانشجویی مهم است، بر همین اساس با شعار «هیچ کس به خاطر غفلت، ستایش نمیشود»، با حضور در عرصه انتخابات و انتخاب مدیر مدبری چون مهندس میرحسین موسوی یار وفادار حضرت امام خمینی(ره) که تجارب ارزنده و بیلان مدیریتی درخشان ایشان بر هیچکس پوشیده نیست، آگاهی و بیداری خود را نشان میدهیم و همصدا با فطرت و طبیعت جوانیمان «با زورگویی و حقستیزیهای زورگویانه» به شدت مخالفت مینماییم.
بدینوسیله ما جمعی از دانشجویان دانشگاه علمی کاربردی واحد بافق ـ یزد حمایت قاطع خود را از کاندیداتوری مهندس میرحسین موسوی اعلام میداریم و امیدواریم در 22 خرداد، با اعتمادی مجدد به سمبل صداقت، اخلاق، بزرگمنشی، مردمداری، تواضع، مدیریت، هنر، تدین و تعهد، و حضور حداکثری مردم در پای صندوقهای رأی و انتخاب آقای مهندس میرحسین موسوی، دوم خردادی دیگر آفریده شود.»
حجت الاسلام انصاری در مسجد جامع گناوه: مدیریت کشور نباید ملت را درگیر خطر کند
حجت الاسلام مجید انصاری در جمع حامیان میرحسین موسوی در مسجد جامع گناوه گفت: مدیریت کشور نباید در عرصه جهانی به گونهای عمل کند که ملت را درگیر خطر نماید.
به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ وی افزود: وظیفه هر دولتی است که با تدبیر در عرصه دیپلماسی شرایطی به وجود آورد که خطر از ملت دفع شود. با کمال تاسف شرایط کنونی شرایط قابل قبولی نیست و تغییر شرایط کنونی نیازمند حماسه ی ملت در عرصه انتخابات است.
وی ادامه داد: منصب ریاست جمهوری منصب آزمون خطا نیست و تجربه به ما آموخته است که نباید در انتخاب سرنوشت خود به آزمون خطا متوسل شویم.پس از پیروزی انقلاب گامهای مهم و موثری برای توسعه کشور برداشته شده است؛ اما امروز در شرایطی که قرار داریم شرایط مناسب و جایگاه شایستهای برای ملت بزرگ ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی نیست و ضرورت دارد منصب ریاست جمهوری را به کسی بسپاریم که قادر به تغییر این شرایط و ارتقای جایگاه ملت و نظام باشد.
حجت الاسلام انصاری گفت: در دولت کنونی تولید ملی زمین گیر شده و اشتغال پایدار از بین رفته است واین درحالی است که سرمایههای کشور از جمله موجودی صندوق ذخیره ارزی نیز بی حساب و کتاب هزینه شده است.دولتها حق ندارند از بانکها به عنوان صندوق پادشاهی خود استفاده کنند، درحالی که دولت کنونی با گشودن در بانکها به بهانه پرداخت تسهیلات این نهادهای اقتصادی را به حیاط خلوت خود تبدیل کرده است. دولت نهم احساس میکرد که با پرداخت بی حساب و کتاب تسهیلات بانکی یک راه حل بی دلیل برای سازمان دهی اقتصاد و اشتغال کشور یافته است، درحالی که همین مسئله اقتصاد ملی کشور را با خسارت سنگین مواجه کرده است.
وی تصریح کرد: تغییرات پی در پی مدیریت در هیأت دولت و وزرای کابینه ضعف اساسی دیگری برای دولت نهم بوده که اجرای امور کشور را با کندیهای فراوان و بی برنامگیهای زیاد مواجه کرده است. چنین سیاستهای ضعیفی زیبنده نظام جمهوری اسلامی که داعیه الگو بودن در عرصه جهانی دارد، نیست و باید ملت بزرگ ایران در انتخابات ریاست جمهوری نامزدی برگزیند که قادر به برطرف کردن این ضعف های اساسی باشد. ما چنین مدیریت های قوی را در آقای میرحسین موسوی دیده ایم و معتقدیم که این نامزد انتخابات با بینش نو، فکر باز و شخصیت فراجناحی می تواند دولتی مقتدر تشکیل دهد و بار دیگر عطر مدیریت دوران حیات امام راحل و اداره امور کشور بر اساس اصول خرد گرایی را در کشور جاری سازد.
انصاری همچنین در بخشی از سخنان خود از عملکرد رسانه ها به ویژه صداوسیمای جمهوری اسلامی به عنوان رسانه ملی در اطلاع رسانی انتقاد کرد و گفت: چرا باید رسانه ملی در اختیار جریان خاصی قراربگیرد و با بمباران افکار عمومی به وسیله اطلاعات نادرست مردم را در انتخاب فرد شایسته برای اداره امور کشور سردرگم کند.رسانه ملی باید از لاک بی عدالتی خارج شود و زمینهای را فراهم کند که ملت بتواند با نقد منصفانه عملکرد دولت فضایی شفاف را ایجاد کند.
انصاری با اشاره به اینکه بستن تریبونها و مطبوعات منتقد به بهانه تخریب نظام خلاف است، تصریح کرد: آیا انتقاد از یک نهاد یا فرد در یک دستگاه تضعیف نظام است؟
گفتنی است، در آیین سخنرانی حجت الاسلام مجید انصاری که با فراخوان ستاد تبلیغاتی میرحسین موسوی پس از نماز ظهر و عصر در مسجد جامع گناوه برگزار شد اقشار مختلف مردم این شهرستان حضور داشتند.
بوشهر در جلب مشارکت جامعه دریایی و بندری پیشگام است
مدیرکل بنادر و دریانوردی استان بوشهر گفت: استان بوشهر با قدمت تاریخی و درخشان خود در بخش تجارت دریایی در جلب مشارکت جامعه دریایی و بندری پیشگام است.
به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ محمد راستاد در سومین همایش جامعه دریایی و بندری بوشهر اظهار داشت: استان بوشهر نخستین استان ساحلی است که این همایش در آن برگزار می شود و دلیل توجه به جامعه دریایی و بندری نیز ریشه در تاریخ بندر بوشهر در تجارت و حمل و نقل دریایی است. وی با اشاره به اینکه سال گذشته سال خوبی برای بنادر استان بوشهر بوده گفت: علی رغم اینکه رکورد اقتصادی تاثیراتی در بنادر داشت ولی بوشهر با 3 5 میلیون تن تخلیه و بارگیری آمار مطلوبی از خود به جا گذاشت. کانتینر نیز تخلیه و بارگیری شد که رشد 5 37 درصد را TEU مدیرکل بنادر دریانوردی استان بوشهر ادامه داد: در همین ارتباط 85 هزار نشان داد.
مدیرکل بنادر و دریانوردی استان بوشهر با بیان اینکه با حضور سرمایه گذاران و اعضای جامعه دریایی و بندری شاهد رشد و توسعه قابل توجه در بندر بوشهر هستیم افزود: حضور بخش خصوصی مکمل سرمایهگذاریهای سازمان بنادر در توسعه زیرساختهای بندری و دریایی بوده است. راستاد گفت: فعالیتهای کانتینری با سرمایهگذاری شرکت بنیاد بارانداز حدود یک هزار و 500 میلیارد ریال است که بندر بوشهر را به مهمترین بندر کانتینری فیدری در منطقه تبدیل میکند.
معاون سیاسی ـ امنیتی استاندار بوشهر نیز در این همایش با اشاره به اینکه اقتصاد و اشتغال از مباحث مهم در همه کشورها است افزود: دشمنان نظام در تلاش هستند تا از طریق مسائل اقتصادی به کشور لطمه بزنند و امروز جبهه جنگ ما در موضوع اقتصاد است. حسین هاشمی ادامه داد: با توجه به پیشینه قدیمی بوشهر در تجارت و بازرگانی برای برطرف کردن مشکلات این بخش و رسیدن به توسعه پایدار مشکلات باید احصا و به مسئولان انتقال داده شود.
وی گفت: از آنجا که جمهوری اسلامی روز به روز در مسیر پیشرفت حرکت می کند باید برای مقابله با تهدیدات دشمنان در بحث اقتصادی خود را در این زمینه و در بخش های تجارت و بندر تقویت کند. هاشمی با اشاره به انتخابات ریاست جمهوری افزود: انتخابات وجهه مردمی نظام است و ظهور و بروز جمهوری و اسلامیت را در انتخابات می بینیم. معاون استاندار بوشهر افزود: با حضور حداکثری و انتخابات اصلح خود را در این انتخابات منویات رهبر معظم انقلاب را اجرا می کنیم.
رئیس اتاق بازرگانی و صنایع و معادن استان بوشهر نیز با اشاره به اینکه توجه و تشویق جامعه دریایی و بندری از ابتکارات خوب سازمان بنادر کشور است گفت: علی رغم محدودیت های تشکل ها اختیارات تصمیم گیری و حاکمیتی دیده نشده و تشکلی هم که اختیاری نداشته باشد موفق نیست. وی افزود: مالکان شناورهای بوشهری تشکل متمرکزی در استان ندارند و اگر کار باشد در جامعه دریایی وبندری اشخاص حقوقی جذب شوند بسیاری از اشخاص حقیقی که در بنادر مشغول کار هستند قادر به عضویت در جامعه بندری و دریایی نیستند. معروف گفت: بندر بوشهر با طرح های توسعه ای بنادر به یک ثبات در توسعه رسیده اما بعضی تصمیمات در دستگاه های دولتی این توازن را به هم می زند.
رئیس اتاق بازرگانی استان بوشهر خاطرنشان کرد: با توجه به ثبات بندر بوشهر امروز به جایگاهی رسیدیم که نیاز به تخفیف سود بازرگانی نداریم اما این امر درصورتی باید عملی شود که بنادر مجاور استان هم این تخفیف را نداشته باشند.
مدیرعامل دریایی و بندری بوشهر نیز گفت: جامعه دریایی و بندری بوشهر نخستین تشکل رسمی ثبت شده در کشور است که با هدف تحقق اهداف تجاری با خود جمعی تشکیل شده است.
سیروس دهقانی افزود: در آستانه سومین سال تشکیل جامعه دریایی و بندری بوشهر به فلسفه وجودی آن توجه بیشتری داشته باشیم. وی تصریح کرد: برای هماهنگی مسائل و برای جذب مشارکت و تلاش برای ارتقا آموزش باید تقویم منظمی تدوین شود.
در پایان این همایش از تلاشگران و پیشکسوتان عرصه تجارت دریایی و بندری تجلیل شد.
به مناسبت شهادت بانوی اسلام حضرت فاطمه زهرا (س) و سالروز آزادسازی خرمشهر
مسلمانان همه ساله در ایام فاطمیه برای دختر نبی خدا مراسم سوگواری برگزار میکنند و امسال نیز طبق آیینی که داریم این مراسم را هر چه باشکوهتر برگزار خواهیم کرد.
حضرت فاطمه در نوع خود بینظیر بوده است. شخصیتی که سالها باید در موردش مطالعه کرد تا بتوانیم به طور کامل به افکار این بانو پی ببریم.
افسوس میخورم که هنوز هم با گذشت قرنها باز هم خانمها نتوانستهاند این بانو را درست بشناسند. ما فقط ادعای مسلمانی داریم اما در عمل گمان نکنم بتوانیم راه و روش آنها را دنبال کنیم.
مگر اسلام نمیگوید زن در هر کاری شریک است پس چرا در کشور ایران یک زن نمیتواند به پست ریاست جمهوری برسد. امروزه در تمام دنیا این عمل کاری پیشپا افتاده محسوب میگردد. حتا عربها نیز در تشکیل کابینه خود از زنها استفاده میکنند، نمونهاش پارلمان کشور کویت.
حجاب برای زنان مهم است، اما آیا اسلام میگوید به زور باید چادر سر زنان کنیم؟ گمان کنم کشف حجاب رضا خانی برعکس شده است. نمیگویم حجاب بد است اما به گفتهی برخی از زنان روشنفکر همچون خانم فائزه هاشمی امکان حجاب را به خود خانمها بسپارید نه به گشت ارشاد و...
هر کسی که بوی فاطمه در وجودش باشد حتماً حجاب خود را رعایت میکند، مهم امر به معروف است، نهی آن با خداوند و در روز جزا است. از فاطمه باید آموخت، نه از روشهای غلطی که در جامعه حاکم است. در دین اسلام هیچ اجباری نیست ولی افسوس که عملکردها نشان از برعکس بودن این سخن را میدهند.
بوی یاس فاطمه در کوچه پس کوچههای شهرمان پیچیده، در ماتمش اشک ریزانیم.
یادش بخیر خاطرات بچههای جنگ و جبهه، آن زمان در ایام فاطمیه چه حالی پیدا میکردند این جوانان رزمنده و ...
جا دارد تشکری کرده باشم از پایگاه مقاومت امام رضا(ع) محلهی صلحآباد که به پاس یاد و خاطره سالروز آزادیسازی خرمشهر در این شب تمام بسیجیان را به گرد هم جمع کرده و از پایگاه مقاومت تا بسیج مرکزی به یاد همان شبها پیادهرویی صورت گرفت و بعد از آن همه راه همه با هم اذانی گفته و به جماعت نمازی برپا کرده و آنسالهای به یاد ماندنی را برای جوانان نسل امروز بازبینی کردهاند. باید آفرین گفت به فرماندهی پایگاه و خسته نباشی به تمام بسیجانی که با شوق، در این پیادهروی یا همان رزم شبانه حاضر شدند و حماسهی دیگر را برای شهر و محل خود آفریدند. سالروز آزادسازی خونین شهر، شهر دیار عاشقان بر تمام سلحشوران آن زمان و مردم ایران زمین مبارک باد.
در پایان شعری را از استاد بزرگوارم جناب آقای محمد فتوت که در سوگ فاطمه سروده شده را به شما خوانندگان ارجمند تقدیم میکنم.
زینب ز بهر مادر ماتم نشین است
هم ناله و هم عزا با حسنین است
قلبی پر آذر دارند
عزای مادر دارند
خانه مرتضی علی شیون و غوغاست
* ماتم زهراست *
فریاد مادر مادر تا عرش اعلاست
قلبی پر آذر دارند
عزای مادر دارند
طفلان زهرا با فغان و سوگوارند
* آه که دل فگارند *
صدای مادر میزنند و بیقرارند
قلبی پر آذر دارند
عزای مادر دارند
فتوت هنگام غم و شور و فغان است
* غم افزون از بیان است *
مولا علی مرثیه خوان کودکان است
قلبی پر آذر دارند
عزای مادر دارند
روزگار سپری شده و سنتهای زیبای دیرینه
موهای سرش با سدر (برگ کُنار) یا گلِ سرشور شسته و در زیر مقنعه مرتب و منظم پوشانده، پیراهنی تمیز با پارچهای تیره رنگ و تقریباً کلفت مناسب فصل زمستان پوشیده و پاها را با جورابی مشکی پوشش داده و مشغول آتش گذاشتن. بر سر قلیانش میباشد. قوری پر از چای هم در کنار آتش برافروخته در منقل آماده ریختن برای مهمانانی که تازه وارد شدهاند و مشغول اسلام احوالپرسی هستند بود. چراغ توری یا قولی چراغ پمپی هم در وسط اتاق بر روی چهار پایهای نورافشانی میکرد. مادربزرگ میزبان بچهها و نوههایش و همسایهها میباشد. پدربزرگ هم عینکی بااصطلاح ته استکانی که بر روی چشمان ضعیفش بود و ژاکت مناسب وضعیت بدن پیر و فرسودهاش که بر تن داشت چهار زانو نشسته و عصایش همانند تفنگی بر روی پاهایش افقی گذاشته، گاه بیگاه انگشتان لرزانش هم ضربات خفیفی بر بدنه عصا مینواخت. پدربزرگ مرتب زیر لب زمزمه میکند، خدایا شکرت، به بزرگی خودت پناه میبریم و بس، ای روزگار گذشتهها گذشته، یکی از نوهها همان طور که مشغول بازی کردن است میگوید بابابزرگ چه گذشته مگر چه شده؟ و پدربزرگ بدون پاسخ به او ادامه میدهد جوانی کجایی یادت بخیر خدا کریم است و مادربزرگ در پی گفتههای پیرمردش میگوید بله که خدا کریمه، قربون، بزرگی خدا برم. حرف و حدیث خبرهای روز، قصه گوییها، کامیابیها، عشق و محبت فراوان و تمامی نداشت. آداب و معاشرت تجلی عشق و دوستیست. گرمی و صمیمت بین خانوادهها چه در قدیما و چه در زمان حال نشأت گرفته از همین عوامل بوده به ویژه سابق بر این از یک سو گرفتاریهای کار و زندگی کمتر بود از سوی دیگر فقدان سرگرمیهای متعدد سبب میگردید به مراتب رفت و آمدها هم بیشتر انجام شود. مشهور است که خونگرمی بوشهریها و وفاداری و مهماننوازی این مردمان ساحلنشین همیشه بر سر زبانها باشد و هنوز هم آثار این خوی و خصلت زیبا و انسانی در دوستی و معاشرت و مهماننوازی مشهود است و مسلماً نسل امروز هم که وارثین آداب و رسوم والدین خود هستند نگهدارندهی ارثیه اجدادی خود میباشند.
سیمای اصالت مردمان بوشهر زیباترین کلام تلفظ زبان مادری بود که با جملات قشنگی صفای مجلس ساحلنشینان را گرم و پرشورتر مینمود. جالب این که گاهی هم در همین مجالس از آشنایی دو جوان دختر و پسر فامیل، همسایه، دوستان تا مرحله بله برون و مباحثی در همین رابطه گفتگو میشد و سرانجام به میمنت و مبارکی وصلتی خاطره انگیزه صورت میگرفت. مسلماً این قبیل مجالس و گفتگوهای دوستانه این چنین ثمرات مثبت و بنیان یک زندگی توأم با خوشبختی هم به دنبال داشت.
در این مهمانیها و مجالس نکته دیگر این بود تا لحظهای که مهمانان میخواستند خداحافظی کنند و بروند تا درب حیاط بسته نشده بود صحبتها هم ادامه داشت شاید هم رشته زرین کلامشان و باقیمانده حرفها موکول به صبح روز بعد یا فردا شب میشد.
آری بزرگترها شبهای سرد زمستان خود را همراه با فرزند و نوه و نوادگان دوستان و همسایگان با به راه انداختن شبنشینی میگذاراندند. شبهای متنوع با نسیم خرم بهاری و یکی دو ماه بعد در گرمای طاقتفرسای تابستان چنان در محفل و بزم خود گفت و شنود میکردند آن چنان که نمیدانستند چه وقت صبح میشود. شاید همین گردهماییها تمامی نداشتن مباحث، حرف و سخنها خود داروی درمان روح و جانشان بود که حتیالامکان بدین طریق غم و اندوه از خویشتن طرد نمایند.
یکی از نجد حکایت میکرد/ یکی از وجد روایت میکرد/ یکی از ناقه و محمل میگفت/ یکی از وادی و ساحل میگفت.
بچههای کوچه قهر و آشتی دیروز به تصور آن که نه گرمایی و شرجی و عرقریزانی بود، هرگز به فکر گرد و خاک و سبخی نبودند، همچو آهویی میدویدند کوچه به کوچه گاهی لُخت و پاپتی همچنان که ردپایشان بر روی خاک و سبخ میماند. با بازیهای کودکانه در کوچه و میدانهای محله برای خود شادمانی میآفریدند. تصور میشد بدون هیچ امکاناتی از همین بازی و تفریح خود ساخته راضی و قانع بودند.
صبح هنگام بعد از خوردن پارهنانی، تکهکماجی، آشی یا... تا ظهر و عصر و شب بیهیچ وسیله و ابزار بازی از خانههایشان بیرون زده و دسته را تشکیل داده. معمولاً بازیها و سرگرمیها ساخته و پرداخته بچهها بود. جالب این که بوشهر از قدیم الایام به فوتبال علاقه وافری داشتند. به ویژه از دوران کودکی به تمرین و بازی فوتبال میپرداختند.
اوضاع و احوال
سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و نود و هفتم
مترجم: حسن زنگنه
بوشهر
16 فوریه 1908
5ـ آقای کُرت جونگ، نماینده تجاری امپراطوری آلمان، در روز یازدهم ماه جاری با کشتی «بریتیش ایندیا» از بندرعباس وارد بوشهر گردید. او به همراه دکتر لیستمان از مقامات محلی و سایرین دیدن کرده است. او راجع به موقعیت تجاری آلمان به پرس و جو پرداخته و همراه با شرکت کشتیرانی آلمان برای جمعآوری اطلاعات و مذاکره با تجار جزء ، فعالانه مشغول بوده است.
6ـ موسیو لِله که به تازگی به عنوان مفتش کل گمرکات خوزستان و بنادر خلیجفارس منصوب شده است، یکشنبه گذشته وارد بوشهر گردید. موسیو واگنر و شخص دیگری به نام زوین نیز به همراه او وارد بوشهر شده اند.
7ـ آقایان لِله و واگنر در نظر دارند برای بازگشایی گمرکات و ایجاد نظم در ساحل مکران به همراه عالیجناب دریابگی رهسپار چابهار شوند. دریابگی از اواسط ژانویه میخواست این مأموریت را شروع کند. امید میرود او اکنون به زودی اینکار را آغاز کند.
8ـ گزارش شده است که خوانین دشتی و دشتستان در نظر دارند جلسهای را برای بحث و تبادل نظر پیرامون قانون اساسی تشکیل دهند. آنها ظاهراً افرادی مرتجع و واپسگرا میباشند که رژیم جدید را برنمیتابند و اگر افکار عمومی به سود نظام استبدادی سابق باشد احتمال بروز شورش محلی وجود دارد و در حال حاضر نیز خوانین در شرایطی هستند که میتوانند هرچه را که بخواهند، بدون اینکه مجازات شوند، انجام دهند.
9ـ حکمران به نامه انجمن صفا، راجع به تشکیل نظمیه (اداره پلیس)، پاسخ داده که این مطلب باید تا نوروز (31 مارس) مسکوت بماند زیرا مطمئن نیست که او تا آن موقع بتواند به انجام وظایف خود ادامه دهد یا اینکه حکمران دیگری به جایش منصوب خواهد شد.
10ـ به طرزی پذیرفتنی گزارش شده که فروشندگان قدیمی اسلحه در بوشهر با خوانین چاهکوتاه (شیخ حسین) و بندر ریگ به توافق رسیده اند دایر بر اینکه از کمک آنها برای پیشبرد معاملات خود برخوردار شوند. ضمناً گفته میشود که یک محموله شامل 500 قبضه تفنگ به تازگی وارد رود حله شده و به منظور انتقال به چاهکوتاه به خوشاب حمل گردیده است.
11ـ گزارش شده است که منطقهی ممسنی که در تیول معینالتجار است مورد حملهی ضابط قشقایی، محمدعلی خان، قرار گرفته است.
12ـ همچنین گزارش شده است که منطقهی لیراوی که در تیول سعیدالسلطنه، حکمران سابق بوشهر، بود در اختیار دریابگی قرار گرفته زیرا قرار است که سعیدالسلطنه از ایران اخراج گردد.
13ـ حکمران که در شرف عزیمت به بنادر سفلای خلیجفارس است نامهای به انجمن محل نوشته و اظهار داشته که او به خدمت سربازانی که به بست نشستهاند نیاز دارد و چنانچه انجمن با صدور دستوری آنها را جهت خدمت در معیت حکمران اعزام ندارد او مجبور است از قوهی قهریه استفاده کند.
14ـ روز گذشته آقای کُرت جونگ، به یکی از تجار انگلیسی اطلاع داده که در نظر دارد فوری رهسپار شیراز گردد و تنها منتظر وصول تلگرافی از دولت متبوع خود میباشد. او قصد دارد بعد از اقامتی کوتاه در شیراز به بوشهر مراجعت کند و آنگاه از طریق اهواز، شوشتر و دزفول، رهسپار شیراز گردد.
جامعهی مدنی در قرآن و نهجالبلاغه
قسمت سی و یکم
اگر بنا فقط و فقط بر تکثیر و تفاوت باشد آن چنان بیگانگی و غیرت بر میان آنها سایه میافکند که امکان تفاهم و درک متقابل و گفتگو با یکدیگر را از آنان سلب میکند. بنابراین آن چند نفر در عین این که حق دارند یکایک متفاوت با همدیگر بیندیشند و هر یک دیدگاههای آزاد و مستقل خود را داشته باشند. برای همکاری و هم سخنی و هم فهمی، احتیاج به جای پای مشترکی نیز دارند.
مبانی واحدی را همه باید بپذیرند تا بتوانند با هم گفتگو کنند و همدیگر را قانع و متقاعد سازند یا حداقل با هم تفاهم نمایند.
به عبارت دیگر آنها در عین کثرت باید «وحدتی» نیز داشته باشند تا دنیاهایشان آن چه بیگانه با هم نباشد که اصلاً زبان هم را نفهمند و هیچ مبادی و مبانی مشترک برای درک سخن یکدیگر و تفاهم با هم، در میان آنها نباشد که اصلاً زبان هم را نفهمند و هیچ مبادی و مبانی مشترک برای درک سخن یکدیگر و تفاهم با هم، در میان آنها نباشد (زیرا در این صورت، نهایت کاری که آنها میتوانند بکنند و عکسالعملی که میتوانند نسبت به هم داشته باشند سکوت محض» است و با این هم نمیتوان همزیستی و همراهی و گفتگو و تفاهم و همکاری داشت پس اگر قرار است پیروان ادیان و مذاهب نه با هم بجنگند و نه قهر و بیگانگی و بیتفاوتی کامل بسر ببرند و نه جزیرههای بیارتباط و مجزا با هم باشند. بلکه بازی مسالمتآمیز، معنیدار و مفرحی با هم داشته باشند این بازی به میدان مشترک و قواعد مورد قبول همه طرفهای بازی نیاز دارد.
طبیعی است که قواعد بازی نمیتواند متعلق به یک یا چند کیش و آیین خاصی از میان ادیان و مذاهب عالم باشد زیرا در این صورت پیروان دیگر ادیان حق دارند به آن قواعد اعتراض کنند و انگیزه بازی بر اساس قواعدی را نداشته باشند که رقیبان و حریفانشان مقرر کرده است. پس قواعد بازی ادیان باید فرادینی و فرامذهبی باشد یعنی مختص به یک دین و مذهب خاصی نباشد، قواعد باید به گونه باشد که همه ادیان و مذاهب بتوانند آن را بپذیرند. و با همه کژیها و تفاوتها، در آن قواعد اتفاق اتحاد داشته باشند.
گویا برای این است که قرآن کریم ابتدا تأکید بر تصریح به واقعیت تفاوت شرایع و آیینها میکند و میفرماید اگر خدا میخواست همه را بر امت واحده میآفرید ولی این کار را نکرده و طرح آفرینش الهی در مورد انسان به گونهای بوده که مردمان دیدگاهها و عقاید و آرای متفاوت و مختلفی داشتهاند و همواره نیز چنین خواهد بود (مائده 48) پس بلافاصله قرآن یک میدان مسابقه ترسیم مینماید که میتواند زمینه معنی دار و قابل قبول مشترکی برای همزیستی، همکاری و هم فهمی پیروان همه ادیان و مذاهب باشد و به اصطلاح آنها میتوانند بر اساس قواعد عام مورد پذیرش همگی، بازی و رقابت مسالمتآمیز با هم داشته باشند (مائده 48) به این ترتیب به دنبال آیات مربوط به روابط میان یهودیان و مسیحیان و مسلمانان و این که آنها باید کیش و شریعت همدیگر را به رسمیت بشناسند و دیده احترام بنگرند و از اصرار بر یکسانسازی انکار تفاوتها دست بردارند همه آنها را به یک مسابقه فرا میخواند، ابتدا میفرماید یهودیان به تورات مراجعه کنند و بر اساس آن در میان خود داوری نمایند.
زیرا تورات در برگیرنده حکم خدا و کتاب هدایت و روشنایی است (مائده 43) مسیحیان نیز به انجیل رجوع کنند که راهنمایی و اندرزی برای پرواپیشگان است (مائده 46) زیرا برای هر یک از اقوام و ملل شریعت و آیین ویژه وجود دارد و خداوند متعال خود چنین خواسته است و اگر نه همه را بر امت واحد قرار میداد (مائده 48) در ارتباط با ادیان و مذاهب تعالیم قرآنی و سیره نبوی راهی متفاوت با انحصارطلبی و دیگرناپذیری نشان میدهد.
از اوج اصلاحطلبی تا حضیض سادهزیستی
کلامی مختصر باقدرت الله رحیمی وحامیان میرحسین موسوی
درشماره 494 مورخ 27/2/88 هفته نامه وزین نصیر بوشهر، مقاله ای خواندم تحت عنوان " میر حسین موسوی ساده زیستی متخصص " به قلم دوست بزرگوارم جناب قدرت الله رحیمی فعال سیاسی اصلاح طلب، که دربرگیرنده مطالب تامل بر انگیز وقابل بحثی بود. به همین خاطر، ضروری دانستم باپرداختن به آن و به منظور روشنگری بیشتر، باب گفتمانی را دراین باره ودرآستانه ی انتخابات ریاست جمهوری، بگشایم. امید که مفید فایده باشد.
همان طور که آگاهان سیاسی میدانند، اصلاحطلبی در فرهنگ سیاسی، همان برگردان واژه "رفرمیست" است که به لحاظ مفهومی وکاربردی، در تقابل و تضاد است با مقولاتی نظیر انقلابیگری از سویی و محافظه کاری از سوی دیگر.اصلاح طلبی بر خلاف محافظه کاری که تلاشی است هرچند مذبوحانه برای حفظ وحراست به هر قیمتی وضعیت موجود، ونیز به رغم انقلابیگری که مفهومی بنیانکن وریشه پردازاست، برمبنای تفکر اصلاح، وجین و ویرایش وضعیت حاضر وایجاد سازگاری میان الزامات وشرایط زمانه با بنیادها وسازمانهای موجود استوار است. حال با این تعاریف مختصر، نگاهی داریم به مقوله اصلاحطلبی وعملکرد جریاناتی که در ایران خود را اصلاحطلب میدانند:
دراینجا وقبل از هرچیز، باید دید که شرایط جهانی وداخلی چگونه است وا قتضائات زمانه چطورحکم میکند؟ آن چه که از ظواهر قضایا میتوان استنباط کرد این است که جهان تک قطبی کنونی وعمدتا تحت سیطره نظام سرمایه داری،سال ها است که دریک وضعیت بحرانی وانفجار آمیز همه جانبه ای قرارگرفته وآبستن حوادثی بعضا غیر قابل پیش بینی است.اما آنچه که در این میان روشن تر و غیر قابل انکارتر میباشد این است که اندیشه ی غالب بر این نظام (سرمایه داری)،تفکری محافظه کارانه است، یعنی حفظ وضعیت موجود به هرقیمتی.در یک چنین باور واعتقادی، توسل به هرنوع ماجرا جویی ونهایتا جنگهایی به وسعت جنگهای جهانی اول و دوم که هردو نیز حاصل همین بحران ها بود، راه حل وکشتی نجات به حساب می آیند. بدیهی است که با وجود اتحادیه ها وسازمان های مشترک اقتصادی، سیاسی ونظامی کشورهای بزرگ وتصمیم ساز سرمایه داری و وجود پاره ای ملاحظات دیگر، احتمالا این ماجرا جویی وجنگ ها درخارج از مرزهای آنان صورت خواهد گرفت و بیشتر دامن کشورهایی را میگیرد که به نوعی نافی منافع آنان بوده وبدوراز سرزمین هایشان قرارداشته باشند، که نمونه های آن را درکشورهایی نظیرپاناما، عراق،افغانستان واخیرا پاکستان میبینیم و حفظ وتقویت سازمان " ناتو" حتی پس ازفرو پاشی شوروی وپایان جنگ سرد نیز درهمین چهار چوب قابل توجیه شده است. در یک چنین استراتژی ای،آنان این باروبرخلاف گذشته که از رژِم های خودکامه در جهان حمایت میکردند، منافع و اهداف خود را درپشت شعارهای شیرینی نظیر" حقوق بشر "، " اهدای آزادی ودموکراسی" و... درکشورهای غیر همسوکه متاسفانه غالبا به لحاظ اعمال حاکمیت های ایدئولوژیکی منتج ازحکمرانی نوع دیگری از محافظه کاران،مواجه با انسدادهای سیاسی واجتماعی شدیدی میباشند، پنهان مینمایند تا بدینوسیله مردم این کشورها رانیز با خود همراه نمایند. ازسوی دیگر،آنان برای آنکه افکار عمومی جهان رانیزکنترل ومجاب نمایند،ازچنین کشورها وحکومت ها غولی میسازند که اگردردفع شرشان کوتاهی شود، تمام دنیا به مخاطره خواهد افتاد. حال دریک چنین اوضاع واحوال حاکم برجهان، عقل ومنطق وسیاست ورزی حکم میکند حاکمان کشورهایی که به هر دلیلی نمی خواهند سرزمینشان جزیی از اقمار دنیای سرمایه داری مسلط برجهان باشد وداعیه نوعی استقلال طلبی مینمایند، میبایست زمینه های لازم برای بدورماندن ازخطرات احتمالی چنین بحرانی را، فراهم نمایند. ولی تحقق چنین امری، مستلزم وجود شرایط وبکارگیری سیاست ها یی است که امکان تحقق چنین ایده ای را در داخل این کشورها میسر سازد. و آن هم فقط درگرو مشارکت راستین و عمومی مردم ومقبولیت ومشروعیت داخلی حاکمان ازسویی وپرهیز ازماجراجویی وعربده کشی های توخالی وعاری ازپشتوانه های حقیقی در روابط خارجی وسیاست های بین المللی از سوی دیگراست.
حال چنین به نظر میرسد که جریان اصلاح طلبی ملت ایران واصلاح طلبان واقعی آن، درتلاش ودرپی تحقق یک چنین اموری میباشند تاضمن ایجاد ثبات و آرامش وهمدلی ووحدت ملی درداخل،وتحکیم رابطه ی میان ملت وحکومت، جامعه بین المللی رانیز از بی خطربودن ایران برای صلح وامنیت جهانی متقاعد نموده ونظام سیاسی وکشور را ازمخاطرات پیش رو در امان دارند.
حال در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری ایران که برخی به غلط آن را سناریویی ازسوی حکومت برای سرگرمی وبه بازی گرفتن ملت تلقی می کنند، از یک سو اصلاح طلبان – البته با همان تعریفی که در سطور بالا از اصلاح طلبی به عمل آمد – قراردارند تا در یک روند ظاهرا دموکراتیک بتوانند ایده های خود را عملیاتی کنند، واز طرف دیگر محافظه کارانی هستند که پیش تازنده ی تفکرحفظ و تداوم وضعیت وساختار موجود با تمام خطراتی که هم برای ملت و هم مملکت ایجاد کرده ومی کند. کاندیدای اردوگاه محافظه کاران، آقایان محمود احمدی نژاد ومحسن رضایی هستند که هرکدام با جزیی اختلاف نظر درچگونگی پیشبرد برنامه های محافظه کاری ویا بقول خودشان " اصولگرایی "، وارد کارزار انتخاباتی شده اند. واما درجبهه ی اصلاح طلبان، وضعیت به گونه ی دیگریست: ازیکطرف شیخ مهدی کروبی ایستاده است که بالصراحه موضع اصلاح طلبی دارد وبرنامه هایی ارائه نموده است که انطباقی حداقل 80درصدی با مطالبات اصلاح طلبانه داشته وخود نیز هم به لحاظ سیاسی ومذهبی وهم ازنظرویژگی های شخصیتی، قومی و روانی، ازآن چنان شهامت، صداقت وصراحتی برخوردارهست که بتوان به توانایی او برای مقابله ومنازعه با جریان قدرتمند محافظه کاری، اعتماد کرد.از طرف دیگر، میرحسین موسوی قراردارد که با وجود تکرار مکررش مبنی بر" مستقل بودن " ویا " اصولگرای اصلاح طلب و بالعکس بودن " که پدیده ای نوظهوردر مقولات سیاسی است، گروهی ازافراد وتشکل های اصلاح طلب پای بر این نکته میفشارند که " والله و بالله او یک اصلاح طلب واقعی میباشد " وبا تمام امکانات وظرفیت های خود درحال تحمیل او بعنوان یک اصلاح طلب به جامعه هستند!!
دراین نوشتار بدون آن که بخواهم در خصوص شخصیت، گذشته های پراز ابهام سیاسی وبرنامه و مواضع چند وجهی اوکه بعضا تقلید ودنباله روی دست وپاشکسته ای ازبیانیه ها ومواضع قبلا اعلام شده ی کروبی است بپردازم – که البته درمقالات بعدی به آن ها خواهم پرداخت – سئوالاتی را با آقای قدرت الله رحیمی ودیگراصلاح طلبان طرفدارآقای میر حسین موسوی درمیان میگذارم تا اگرخواستند بطورشفاف وصریح به آن ها پاسخ دهند:
1 – آیا می پذیرید که میان تفکر اصلاح طلبی با محافظه کاری( اصولگرایی) تفاوت های ماهوی وبعضا غیرقابل سازشی وجود دارد؟ 2 – اگر قائل به افتراق وانشقاق جدی میان این دو ایده میباشید، صراحتا توضیح دهید چگونه یک فرد ویا تشکلی میتواند هم محافظه کار وهم اصولگرا باشد؟ 3- چه حکمتی جز گمراه کردن جوانان پاک دل وپاک نهاد ودرعین حال کم اطلاع، دراین قضیه نهفته است که با وجود انکار وپرهیز صریح موسوی مبنی براصلاح طلب بودنش، شما به صرف توصیه وحمایت خاتمی از ایشان – که خود حرف وحدیث بسیار دارد- اورااصلاح طلب واقعی معرفی می کنید!؟
4– اگرآن گونه که بعضی از شما ابراز می دارند، عمیقا به این باوررسیده اید که مواضع دوپهلوی آقای موسوی صرفا نوعی تاکتیک انتخاباتی جهت جلب آرای پاره ای ازمعتقدین به اصولگرایی می باشد، آیا با خود اندیشیده اید که ممکن است اولا همین تاکتیک شامل شما هم بشود، وثانیا کاربرد چنین شیوه ای درعالم سیاست وحتی اموردیگر، نوعی ناصادقی وعوامفریبی محسوب می گردد؟ 5 – با توجه به تکیه وتاکید حامیان دوآتشه آقای موسوی برساده زیستی ایشان به جای توجه واتکا به برنامه ومواضع اخیراو، آیا می توان نتیجه گیری کرد که اصلاح طلبانی که تا دیروزبخاطر مماشات آقای خاتمی درمقابل محافظه کاران، شعار عبوراز خاتمی سرمیدادند وامروز ازموسوی حمایت میکنند، یا ازاصلاح طلبی چیزی نمیدانند ویا اینکه اصلاح طلبی انان تا حد توجه واهتمام به مسائلی نظیر" ساده زیستی " که هرکسی میتواند با پوشیدن کاپشن به جای کت وشلوارادعای ساده زیستی کند، تنزل کرده است!؟
امید است این مختصر که به منظور رفع پاره ای ابهامات پیرامون مواضع آقای موسوی وحامیان اصلاح طلب وی نگاشته شده است، موجبات رنجش دوستان را فرهم نکرده باشد.
در گفتوگو با قدرت رحیمی، فعال سیاسی استان؛
کدام تاکتیک؟ میرحسین چهرهای شناخته شده است
رویکرد اصلاحطلبان دوم خردادی بیشتر به سمت آقای میرحسین موسوی معطوف شده است عدهای هم میگویند آقای میرحسین اصلاحطلب نیست نظر شما چیست؟
ـ ما باید تعریفی از اصلاحات را در سبد فکری خودمان قرار دهیم. به نظر من اصلاحات، انقلاب نیست همانطوری که نقد نباید تخریب گونه باشد. بدون ایجاد یک جو آرام و تعاملی امکان تغییرات آرام و قدم به قدم وجود ندارد. اصلاحطلبانی که به سمت میرحسین آمدهاند دیدگاهی اصلاحی به معنای سازنده دارند و معتقدند اصلاحات زمانبر است و طی یک فرایند اجتماعی امکان تحقق آن وجود دارد. در تمام کشورهای دمکراتیک دنیا هم همینطور بوده است. اصلاحات یک شبه شکل نمیگیرد و یک شبه هم از بین نمیرود. آقای میرحسین شخصیتی اصلاحطلب است که با این تفکر آمده است. جالب این جاست که در خرداد76 هم بزرگان اصلاحطلب آقایان خاتمی، کروبی، موسوی خوینیها و دیگران مصر بودند که آقای میرحسین کاندیدای ریاست جمهوری باشد. آن زمان هنوز اصلاحات به شکل امروزی هم بر سر زبانها نبود، اما ایشان نپذیرفتند. طبیعی است ایدئولوگهای اصلاحطلب بدون برنامه و بدون تفکر به سراغ آقای میرحسین نرفتهاند. حتی در چهارسال دوم که منجر به انتخاب آقای خاتمی شد، هم دوباره به سراغ ایشان رفتند اما ایشان مجدداً نپذیرفتند. پس مشخص است که میرحسین شخصیتی است با قابلیت بالا که این آقایان اصرار به حضور ایشان در قوه مجریه داشتهاند.
عملکرد اقتصادی آقای میرحسین در زمان جنگ و هشت سال نخستوزیریش، دولتی و به سبک سوسیالیستی بوده است. آیا اصلاح طلبان هم اینگونه فکر میکنند؟
ـ من اعتقادم به این است که هر برنامه و جریان را باید در زمان خودش تعریف کرد. آقای میرحسین نخست وزیر زمان جنگ بودند و باید جامعه را طوری اداره میکردند که آسیبی به مردم به ویژه مستضعفین از نظر اقتصادی نمیرسید. اتفاقاً در این زمینه بسیار هم موفق عمل کردند و کارنامه درخشانی از خودشان به جای گذاشتند. اندیشه چپ هم در تقابل ایشان با تفکر مؤتلفه و بازار، نمایانتر شد. آن زمان جناح راست معتقد بود که کوپنی شدن مبنای سوسیالستی دارد و ما کشوری اسلامی هستیم این حرف را در در زمان حیات امام هم که بنیانگذار و مرجعیت جامع بودند میزدند اما به انتفاع خودشان فکر میکردند و در همان زمان بحث مرفهین بی درد به عنوان عکسالعمل از زبان امام بسیار شنیده میشد. این جریان به حدی بالا گرفت که تصمیم بر کنارزدن میرحسین گرفته شد. اما امام به جدّ از ایشان حمایت کردند. بعد از آن بود که بخشی از آقایان در جامعهی روحانیت منشعب شدند و مجمع روحانیون شکل گرفت. در آن زمان طیف خط امام و جریان میرحسین موسوی به عنوان جریان چپ مطرح بود و تشکلهای محافظهکار امروز هم به عنوان جریان راست مطرح بودند. اتفاقاً آن زمان رویکرد امام بیشتر به جناح خط امام و چپ بود تا جایی که انتقادهای بسیار تندی حتی به حضرت امام هم شد. به دنبال آن جناح راست مواجه با اعتراضات شدید اجتماعی به ویژه در مطبوعات هم شد.
عدهای میگویند حضور میرحسین تاکتیک راست است. نظر شما چیست؟
ـ ببینید تحلیل ما نسبت به وقایع سیاسی و اجتماعی باید واقعبینانه باشد نه با حدس و گمان. کدام تاکتیک؟ آقای میرحسین چهرهای شناخته شده است. در دانشگاههای معتبر تدریس کردهاند. در مجمع تشخیص مصلحت صاحب نظر بودهاند. مگر میشود در جامعه زندگی کرد، اظهارنظر کرد آن هم سیسال در دوران انقلاب اما با نقاب، این جفای به یک شخصیت سیاسی است. میرحسین در زمان حیات امام نماد چپ بودهاند و بعد از آن هم سران اصلاحطلب همیشه دنبال او بودهاند تا در صحنه بیاید. چگونه ممکن است تاکتیک باشد. پس با این تحلیل، حرکتهای خاتمی هم تاکتیک راست است حرکت اصلاحطلبانی که امروز از آقای میرحسین حمایت میکنند هم تاکتیک است. حتی حرکتهای آقای کروبی هم تاکتیک است نه اینجوری نیست. همه چیز سیاه، سیاه نیست و سفیدی هم وجود دارد.
به نظر شما آیا حضور میرحسین به مطالبات اصلاحطلبانه کمک میکند؟
ـ اول باید مطالبات اصلاحطلبانه را تعریف کرد یک وقت مطالبات به صورت انقلابی و تند مطرح میشود یعنی تغییر همراه با خرابی و ضد و خورد. این دیگر اصلاحات نیست. بلکه انقلاب است. طیف اصلاح طلب طرفدار میرحسین معتقد به این حرکت نیستند. یک وقت اصلاحات به معنای تغییر آرام و منطقی است. بله آقای میرحسین در عمل ثابت کرده است که بر سر مطالبات فکریشان کوتاه نمیآیند در زمان نخست وزیری هم تا حد غزل پیش رفتند اما مصر به اجرای برنامههایی بودند که با دیدگاه خاص این جریان طرحریزی شده بود. البته من اعتقاد دارم هر حزب سیاسی و هر فعالیت سیاسی در نهایت منجر به رسیدن به قدرت میشود این مطالبه به حق حزبی است. اصلاحطلبان هم حق دارند برای تحقق اهدافشان به قدرت برسند اما اگر رسیدن به قدرت برای انتفاع شخصی و رفاه شخصی باشد بسیار مذموم و زشت است. در این خصوص هم باید به پیشینه افراد نگاه کرد. اصلاحطلبی که در پیشینهاش دفاع از تفکر اصلاحطلبی نبوده است و یا در مدیریتش خیلی به اصلاحات فکر نمیکرده فقط سعی میکرده مدیر باشد این مطالبه تفکر اصلاحطلبی نیست. اما اکثریت قریب به اتفاق اصلاحطلبان دغدغه حاکمیت تفکر اصلاحی را برای اصلاح جامعه میخواهند. اگر غیر از این باشد. خود مردم آنها را طرد میکنند.
آیا شما نقدی هم نسبت به اصلاحات دارید؟
ـ من در سالهای 82 یا 83 در دو یا سه شماره نصیر، نقد اصلاحات را نوشتم. به این مضمون که اصلاح طلبان نتوانستند از پتانسیل عظیم مردمی استفاده بهینه کنند. آقای خاتمی هم با بحرانهای بیرونی ساخته شده توسط تمامیت خواهان مواجه بود هم با بحرانهای درونی و گاهی تندرویهایی که هیچ سودی نداشت. در سیستم مدیریتی هم موفق عمل نکردند. احزاب هم به درستی حمایت نشدند و خیلی اتفاقهای دیگری که افتاد اما برای یک حرکت نوپا و جدید طبیعی بود و این دلیلی بر این نیست که تفکر اصلاحی غلط است نه عملکرد اشخاص است که باید نقد شود تا اصلاح رفتار صورت گیرد. که امیدوارم در صورت به قدرت رسیدن اصلاحطلبان در این دوره پختهتر عمل کنند.
نظر شما در خصوص بقیه کاندیداها چیست؟
ـ اعتقاد دارم هیچ کاندیدایی نباید تخریب شود. خوب در طیف اصلاحطلبان دو کاندیدا آقایان میرحسین و کروبی هستند و در طیف اصولگرایان هم آقایان احمدینژاد و محسنرضایی، امیدوارم انتخابات دریک جو سالم و آرام برگزار شود و هر کاندیدایی هم که مردم انتخاب کنند مورد احترام است.
در طیف اصلاحطلبان روند حضور آقای کروبی و میرحسین تقریباً مشخص است و تکثر فکری هم بیشتر اما اصولگرایان چرا دو کاندیدا دارند؟
در طیف اصولگرایان عدهای از عملکرد دولت احمدینژاد ناراحت هستند. عزل و نصبها هم گویای همین موضوع است مثل کنار زدن پورمحمدی وزیر کشور، رییس بانک مرکزی و یا دانش جعفری این جریان معتقد است که با ادامه روند جریان احمدینژاد اصولگرایان آسیب خواهند دید و به جدّ هم وارد شدهاند تا به مردم بگویند اصولگرایی خلاصه در جریان آقای احمدینژاد نمیشود. شاید برای آینده خودشان ترسیدهاند و این اختلاف هم جدی است و این که تاکتیکی باشد تا میرحسین رأی بیاورد، گذشته عملکرد آقای میرحسین و طیف میرحسین این موضوع را نفی میکند. اگر این تحلیل درست باشد آقای خاتمی هم که برای میرحسین تلاش میکند برای این است که تفکر اصولگرایی حاکم شود!
به نظر شما چه تفاوتی بین میرحسین و کروبی وجود دارد؟
ـ من برای هر دو احترام قائل هستند و هر دو هم اصلاحطلب هستند. اما گرچه آقای کروبی صریحتر و منتقدتر است و فردی مبارز هم بوده است. اما از نظر تجربیات اجرایی در قوه مجریه آقای میرحسین پیشروتر است و اعتقاد هم دارم که میرحسین میتواند با منشی آرامتر تنشها را کمتر کند و بیشتر به برنامهریزی و رفع مشکلات بپردازد ضمن این که در یک فضایی با تنش کمتر مطالبات اصلاح طلبانه مردم هم بهتر به نتیجه میرسد. و اگر آقای میرحسین هم که با شعار امید با آزادی و عدالت آمدهاند موفق بشوند چند حزب قوی سیاسی را اجازه فعالیت دهند. مطالبات اصلاحطلبانه بهتر منعکس خواهد شد. آن وقت وظیفه دولت است که نسبت به این مطالبات قانونی و حق طلبانه واکنش مثبت نشان دهد و حمایت کند تا این که خود دولت به جای حزب بنشیند و خود مدافع عملکرد خود باشد.
چون غرض آمد هنر پوشیده شد
تأملی بر نقد دادفر از عبدالکریم سروش
محمد دادفر مطلبی کوتاه در وبلاگ خود به نقد یادداشت اعتراضی عبدالکریم سروش در خصوص مطالبی که محمود دولتآبادی بیان داشته، نگاشته است. عنوان دادفر برای نقد یادداشت سروش، همان است که در گفتمان کوتاه مطلب خویش به نقد آن پرداخته است و این نکته پارادوکسیکال همان پاشنهی آشیل گفتمان انتقاد در ایران است.
هنوز مدتی از بیانیههای عجیب و غریب و توهینآمیز محمد مایلیکهن سر مربی تیم فوتبال نسبت به سر مربی تیم استقلال و مخالفان نگذشته است که این بار از دو منظر دیگر شاهد انتقادهایی به همان سبک و سیاق در حوزه ادبیات و روشنفکری شدیم. در ابتدا محمود دولتآبادی در مراسمی تبلیغاتی برای میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری حضور پیدا کرد و در جملاتی کوتاه به صورتی توهین آمیز به نقد سروش پرداخت.
ظاهر قضیه نشان میداد نقد دولتآبادی بابت حمایت سروش از کروبی بود. در واقع سروش چندی پیش از آن در یادداشتی به حمایت از مهدی کروبی کاندیدای رقیب موسوی پرداخته بود و به نظر میآمد جملات دولتآبادی در همین راستا بیان شده بود. سروش نیز همانند موردی دیگر که به نقد «صدر» پرداخته بود این بار نیز با ادبیاتی عجیب و غیر قابل دفاع به نقد منتقد خویش پرداخت. گفتار دولتآبادی و یاداشت سروش نشان داد که جامعهی ایران را مصیبتی فراوانتر از تصور ما در بر گرفته و این مصیبت تنها در حوزهی اجتماعی خود را بروز نداده که گفتمان آن روشنفکران دینی، سکولار و الگوها و مراجع اجتماعی را نیز فراگرفته است. با یادداشتی که سروش نگاشت مشخص گردید که تب و بیماری جامعه ایران در مرتبهای بسیار خطرناک قرار گرفته است و درمانگران و آسیبشناسان خود نیز به خیل بسیار بیماران افزون شدهاند. جای تأسف است که گفتمان نقد در ایران به گونهای است که منتقدان به جای نقد آرا، برنامهها، ایدهها و عملکردهای افراد به نقد شخصیتی میپردازند و متأثر از این رویکرد به جای ایجاد بستری برای روشنگری و تحلیل افکار به تجلیل و یا تخریب افراد پرداخته میشود. از سوی دیگر نیز نقد به جای رویکرد مدرن و تخریبی خود که بایست بنیانهای فکری غیردموکراتیک و سنتهای جزم را مورد هدف قرار دهد از طرف قدرت رسمی و حواریون آن و همچنین روشنفکران رانتی به نقد منصفانه و نقد سازنده تعبیر میشود، تا نقد از جایگاه اصلی خود جدا شود و به جای تخریب ایدههای جزم به تخریب شخصیتها برسد.
این وضعیت متأسفانه در جامعهی خسته و درمانده نیز به محملی تبدیل شده تا افراد با نقد یک جانبه به مراجع اجتماعی و الصاق خود در ذم یا مدح آنها به مراتبی بهتر برسند و چون این افراد به ناچار از همان مدل الگوها و مراجع خود بهره میبرند که امروز در نقد آنها مطلب مینویسند، در نتیجه نقدِ نقد نیز خود به سیاق همان نقدهای شخصیتی تبدیل میشود. محمد دادفر نماینده مجلس ششم مردم بوشهر و فرد شاخص سیاسیون اصلاحطلب استان از همین منظر به نقد پاسخ سروش به دولتآبادی برآمده و همانی را در متن خود دچار شده که ظاهراً به نقد آن در نوشتار سروش پرداخته است. در ادامه این مطلب از چند منظر به آسیبشناسی این رویکرد در نقد دادفر پرداخته میشود.
1ـ دادفر در مطلب انتقادی! خود بدون توجه به گفتار دولتآبادی که آغازگر این جدال بود. تیتر مطلب خود را تنها به سروش اختصاص داده و با توصیفی همانند ادبیات سروش، او را مخاطب قرار داده است. اگر توهین بد است و مذموم شمرده میشود چرا دادفرد در نوشتار خویش آن را بروز داده است و آیا به زعم دادفر اصلاحطلب جوابِهای، هوی است؟ به نظر میآید انصاف حکم میکرد که دادفر به نقد دولتآبادی و سروش هر دو اقدام مینمود زیرا هر دو در نقد خویش به گونهای مشابه به نقد شخصیتهای یکدیگر پرداختند و کلمات استفاده شده در گفتار و نوشتار هر دو منفی و از یک جنس است. ظاهراً دادفر به واسطه قرار گرفتن در اردوی میرحسین موسوی تشخیص داده که تنها به نقد روشنفکر دینی حامی رقیب خود پرداخته و چشم از حامی کاندیدای خود بپوشد.
دادفر در نقد خود به سروش نشان داد که نقد وی، نقد سیاسی و جانبدارانه است و تلاش میکند با نقد خود به یکی از استوانههای روشنفکری دینی که خلاف تفکر او و همراهان خویش ابرازنظر کرده به گونهای رفتار کند که اکنون باید از صدارتی که آنها به او ارزانی دادهاند به پایین آورده شود! سفیدی متن دادفر همان متن پاسخ حمیدرضا جلاییپور در نقد سروش است که نشان دهنده عبور شاگردان از استاد خویش در لحظهای است که آنها از مرجع تقلیدی سروش عبور کردهاند و به مرجع تقلیدی محمد خاتمی رسیدهاند. روشنفکران دینی ایران در بازخورد پاسخ سروش به دولتآبادی که در اصل حمایت از میرحسین موسوی میباشد نشان دادند که اهل تحلیل نیستند و در کار تجلیل هستند. همچنین این رویکرد جلاییپور، دادفر و برخی روشنفکران دینی و افراد تابع نشان داد که روشنفکران دینی پیشرو نیستند و پیرو هستند، با این اوصاف به نظر میرسد خاتمی، جای سروش را گرفته و مرجع تقلید اصلاحطلبان حداقلی و انتزاعی از سروش به خاتمی رسیده است. نقد سروش و همچنین پذیرفتن میرحسین موسوی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری به فتوای خاتمی مظلوم! نشان دهنده گفتمان جدید اصلاحطلبان دوم خردادی است که هنوز متأثر از آبشخور اجماع به جای عقلانیت است و پارادایم فکری و رفتاری این طیف از اصلاحطلبان هنوز در ضربالمثلهای سنتی و انفعالی "آهسته برو، آهسته بیا، تا گربه شاخت نزنه" و "خواهی نشوی رسوا همرنگ جماعت شو" سیر میکند.
2ـ محمد دادفر در گفتوگویی با نگارنده که با تلاش وی از چاپ آن جلوگیری شد. در پاسخ به پرسشی در مورد رقبای اصلاحطلب خود در بوشهر همین توصیفهای به سبک و سیاق سروش را به کار برده اما به واسطه عدم انتشار آن در رسانه تلاش کرده شخصیت خود را در معرض افکار عمومی قرار نداده و آن را پنهان سازد. اگر آقای دادفر انسانی دموکراتیک و عادل است باید بداند کار سروش در انتشار دیدگاهایش که به زعم دادفر او را از آسمان به زمین آورده بهتر از جلوگیری از انتشار دیدگاههایش به نحوی غیر مناسب است تا مانند وی همچنان در آسمان سیاست بوشهر باقی بماند.
3ـ ایرانیان، همیشه در مبارزات خود به جای علتها، معلولها را مورد هدف قرار دادهاند و بر همین اساس به جای برخورد با دیکتاتوری، استبداد، توتالیتاریسم، سانسور و... به مبارز با دیکتاتور، مستبد، توتالیتر و سانسورچی و.... پرداختهاند. نتیجهی این رویکرد ایرانیان حذف یک فرد و جایگزینی فردی دیگر شده که فرد جدید پا جای پای قبلی گذاشته و به احیاء همان وضعیت در شکلی جدید اقدام نموده است. یادداشت دادفر در مورد سروش نیز از همین سیاق پیروی میکند. دادفر به جای نقد نوشتار بد سروش و موضع غیردموکراتیک وی در برابر مخالف، شخص سروش را مورد هدف قرار داده است. تیتر دادفر نسبت به سروش "از سروش غیب دان تا سروش چاله میدان" نیز همان گفتمان سروش در برخورد با دولتآبادی را منعکس میکند. همچنین دادفر به واسطهی قرار گرفتن در موضع نقد بهتر بود تیتر خود را به دولتآبادی و سروش به صورت مشترک قرار میداد تا شائبهی جانبداری نداشته باشد.
در اصل گفتار دولتآبادی و سروش هر دو از یک جنس میباشد و هر دو قابل نقد است. اکنون با نحوهی نقد دادفر از سروش میتوان این جمع دو نفره (دولتآبادی، سروش) را سه نفره دید و با کمی برگشت به عقب و قراردادن مایلیکهن به این جمع آنها را چهار نفره مشاهده کرد و با خواندن صفحه حوادث و مشاهدهی عصبانیت جامعهی ایرانی در برخورد با یکدیگر این جمع را ملی دید و....
4ـ مایلیکهن، دولتآبادی، سروش، دادفر، من و.... هر کدام باید آیینهای در دست گیریم و به جای نقد دیگری به انتقاد از خویش بپردازیم تا از اصلاح خود بتوانیم گام برای اصلاح دیگری و جامعه برداریم.
اگر همه مدعی باشیم و بر خود ننگریم، جامعه همین میشود که الان است و "کی بود، کی بود، من نبودم" استمرار پیدا میکند تا...
پاسخی به مقاله "اصلاحطلبان و بنبست دهم"
چرا تفرقهافکنی؟!
در شماره 494 هفتهنامه محترم نصیر بوشهر مقالهای تحت عنوان اصلاحطلبان و بن بست دهم به قلم مهندس محمد محبوبی در تاریخ 27/2/88 به چاپ رسیدهاند لذا نگارنده بر خود لازم دانست جهت روشن شدن افکار خوانندگان محترم آن هفته نامه مطالبی بنویسم در تاریخ معاصر ایران نقش احزاب و جریانات سیاسی و فرهنگی، به لحاظ مبانی فکری و اندیشهای، رفتاری و عملکردی با کارکردهایی مثبت و منفی بود. لذا جریانشناسی به معنای شناخت روند شکلگیری و فرآیند یک اندیشه و تفکر، بررسی مبانی فکری، سیاسی و اعتقادی به همراه مواضع و عملکرد دستهای افراد، گروهها و احزاب که دارای همسویی و قرابت در رویکردها و گفتمانها اطلاق میشود. لذا در این منظر تشخیص راه صحیح و درست اصلاحطلبی را نمیتوان صرفاً از یک فردی که خود را اصلاحطلب مینامد پیدا نمود چرا که عرصهی سیاست و بازیگران سیاسی دارای پیچیدگیهای زیادی هستند که عدم شفافیت در موضعگیریها و پنهانکاری و کتمان حقیقت میتواند حامیان و طرفداران یک طیف فکری را گمراه نماید. جناب محبوبی در مقالهاتان نوشتهاید که (ملت ایران در آزمایش دهم با انتخاب رییس جمهوری جامعه الشرایط به جامعه جهانی درس دموکراسی و آزادی را آموخته تا مانیفست صلح جهانی را منادی باشند) و در جای دیگر نوشتهاید که (جناب کروبی با تمام وجاهتها و صلاحیتهایی که دارند نتوانستهاند حق خود را از حاکمیت بگیرند) این چه دموکراسی و آزادی است که با نظارت استصوابی یا (انتخاب در انتخاب) به وجود میآید.
از این مورد که بگذریم آیا سخنان کروبی بعد از انتخابات نهم را شنیدهاید؟ آیا سخنان عسگر اولادی را که خطاب به احمدینژاد گفت یا ته صندوقها خراب بود، یا درب صندوقها باز بوده را شنیدهاید؟ آیا سخنان هاشمی رفسنجانی را که گفت شکایتم را پیش خداوند میبرم شنیدهاید؟
یا نگارنده دمکراسی و آزادی را نمیشناسند یا جناب محبوبی در آموزش آن دقت ننموده. لذا آن جناب برای روشن شدن معنا و مفهوم دموکراسی و آزادی برای خوانندگان موضوع شکافی کنند.
جناب محبوبی، در جایی دیگر نوشتهاند که (اصلاحطلبان آخرین مهرههای نیمسوز و باقی مانده خود را فقط جهت زنده بودن خویش به ملت ایران ندا دهند.) سؤال اینجاست که آیا جناب محبوبی روی سخنانش معطوف به کروبی و میرحسین است؟ که اگر اینگونه باشد با وجود نیمسوز بودن کروبی، جناب محبوبی دبیر کل فعلی حزب اعتماد ملی بوشهر را اتوبان هوایی دو طرفه بوشهر ـ تهران و تهران ـ بوشهر راهاندازی کردید و برای تشکیل حزب اعتماد ملی در استان پیشکسوت کُشتی، این همه تقلا نمودید.
جناب محبوبی، در نوشتار خود قائل به سازندگی نیرو در کارنامه حزبی هستند؛ که باید گفت ساختن نیروی کارآمد را فقط در جوانان این مرز و بوم میتوان یافت. اما نگارنده خوب به خاطر داردکه در جلسات ماهانه مجمع نیروهای خط امام که هر ماه در یک شهر برگزار میشد جناب محبوبی در منزل شخصی دبیر کل فعلی حزب اعتماد ملی بوشهر در گناوه قائل به این نبودند که جوانان را وارد کارهای سیاسی و حزبی نمایند چرا که آنها را یک مشت سوسول، محاسن تراشیده، آستین کوتاه پوش و غربزده خواندند. جناب محبوبی! اینان همان کسانی بودند که به خاتمی آری گفتند و امثال شما برای آن تصمیمگیری میکردند و در پارهای از مواقع حذفشان میکردند.
جناب محبوبی! در جایی دیگر مقاله به تضعیف میرحسین موسوی پرداختید و خطاب به دوستان اصلاحطلب میگویید که طی هشت سال قدرت اصلاحات چرا ایشان را به بازی قدرت راه ندادید. جناب محبوبی! یا شما کم لطفی میکنید یا نگارنده بیشتر تحقیق و یا شنیده است که برخی از اعضای طیف راست سنتی مثل آذری قمی، راستی کاشانی، شرعی و خزعلی از مؤسسان روزنامه رسالت در دفاع از سرمایهداری و تأکید بر فقه سنتی داشتند و در مقابل برخی از اعضای روحانیت مثل موسوی خوئینیها، مهدی کروبی و سید محمود دعایی (کلاً مجموعه یاران نزدیک امام مجمع روحانیون مبارز را تشکیل دادند) از فقه پویا دفاع میکردند که این اختلافنظرها به تعیین سیاستها و برنامههای دولت میرحسین موسوی سرایت کرد و کسانی که معتقد به اختیارات دولت در تمرکز امکانات اقتصادی بودند به تعیین وقت و سهمیهبندی کالاهای اساسی مورد نیاز مردم توسط دولت، تأیید داشته و علاوه بر آن قائل به کنترل و نظارت در امر واردات و صادرات بودند که این طیف به جناح چپ مشهور گردید که دولت میرحسین موسوی جزیی از جناح چپ محسوب میشد. (نخستوزیر 68 ـ 60) اما طی این بیست سال، از سال 76 ـ 68 مشاور سیاسی رییسجمهوری وقت بوده و از سال 84 ـ 76 به عنوان مشاور عالی رییسجمهور اصلاحات مشغول به کار بوده است. به گمانم جناب محبوبی بهتر میدانند که مشاورت برتر از پست وزارت است و دوم اینکه آیا به خاطر دارید بعد از تعطیلی دست جمعی مطبوعات، تِزِ تعطیلی «فلهای» مطبوعات را میرحسین موسوی ارائه داد؟ جناب محبوبی، دانسته یا ندانسته به یک مهندسی سیاسی روی آورد؛ که قصد دارد طرفداران کروبی و میرحسین را مقابل یکدیگر قرار دهد و این جز از جناح اصولگرایان بر نمیخیزد. توطئهای که همگان در سخنرانی کروبی به نام طرفداران موسوی در30/20 دیدند که تابلو بدون آن اظهر منالشمس بود و خوراک خوبی برای 30/20 و باید گفت نوعی دیگر از کارناوال عاشورا.
اما کوتاه سخن این که جناب محبوبی! لااقل در استان بوشهر همه آگاهند که شما و دبیر فعلی حزب اعتماد ملی بوشهر عامل تفرقهافکنی در بین اصلاحطلبان شدید و در زمانی که همه ناراحت و گریان از شکست پیروزمندانهی کروبی بودند دوستان خود را دور زدید و حذف نمودید و یک حزب منفعل و ناکارآمد را در استان تشکیل دادید و اعضای حزب را در دشتستان اینگونه چیدید که نه از کروبی میدانستند و نه از اندیشههای ایشان و نه از اصلاحات. لذا وقتی از مسئول دانشجویی آن حزب در دشتستان سؤال میشود که جناح چپ (اصلاحات) چگونه به وجود آمد، هیچگونه اطلاعی ندارد و کروبی را ته چاه انداختید و خود بر بالای چاه ایستادید و گفتید که بیرونت میآوریم یعنی (اول نمودن کروبی در استان بوشهر توسط حزب در بوشهر!) همهی این موارد به این خاطر به وجود آمد که شما و دبیر فعلی حزب اعتماد ملی نمیتوانستید تحمل کنید که در سایه و پشت سر پیشکسوتان باشید؛ لذا باید خود را به جامعه میشناساندید و شاید هم برای ناکارآمد جلوه دادن تنها حزب اصلاحطلبی که نیرو جذب میکند، اقدام کردید. پس عنایت فرمایید به مصداق "ما را به امید شما خیری نیست، شر مرسانید" به آینده اصلاحات خدمت نمایید و با این روش یاران کروبی و میرحسین را مقابل یکدیگر قرار ندهید و متفرق نسازید.
حمایت محسن کدیور از میرحسین موسوی
حجتالاسلام والمسلمین دکتر محسن کدیور، روشنفکر دینی برجسته کشورمان که موقتاً برای تدریس در دانشگاههای آمریکا در ویرجینیا اقامت دارد، طی پیامی به پویشگران «موج سوم» ضمن اعتراض شدید به توقیف روزنامه «یاس نو»، نقد تخریب دیگر نامزدها توسط «دانشمندان فرهیخته» و همچنین ذکر امتیازات مهدی کروبی و تاکید بر اهمیت حمایت اکثر احزاب و شخصیتهای اصلاحطلب کشور از میرحسین موسوی، حمایت خود از نامزدی میرحسین موسوی را اعلام کرد.
به گزارش «موج سوم» در بخشی از این پیام تأکید شده است: «موسوی خط قرمز دارد، کم سخن میگوید، «مرد عمل» است، به کارشناسی علمی بها میدهد، اهل استقامت بر تصمیمات کارشناسی شده است، از اختیارات قانونی عقبنشینی نمیکند و وعدههایی که داده است در چارچوب همین قانون اساسی مقدور است».
بخشهایی از این پیام بدین شرح است:
به نام خدا
موسوی، نامزد مدرسه روشنفکری اسلامی
در شرائط مضیّق دوران محنت است
«إِنَّ اللّهَ یَأْمُرُکُمْ أَن تُؤدُّواْ الأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَکَمْتُم بَیْنَ النَّاسِ أَن تَحْکُمُواْ بِالْعَدْلِ إِنَّ اللّهَ نِعِمَّا یَعِظُکُم بِهِ إِنَّ اللّهَ کَانَ سَمِیعًا بَصِیرًا»
خـداونـد بـه شـمـا فـرمان میدهد که امانتها را به صاحبان آن برسانید و هنگامى که مـیـان مردم داورى میکنید از روى عدالت داورى کنید. خداوند پند و اندرزهاى نیکویى به شما میدهد، خداوند شنوا و بیناست . (قرآن کریم، سوره نساء آیه 58)
1. در انتخابات ریاست جمهوری بنای سخن گفتن نداشتم، هر بار که از ستاد دو کاندیدای اصلاحطلبان دوستی تماس میگرفت، اظهار نظر را به آینده موکول میکردم، چراکه در مواضع زیر از فرط وضوح نیازی به اظهارنظر نبود: اولاً در ضرورت رأی دادن و مشارکت فعال در مقدرات سیاسی جامعه؛ ثانیا در سوء تدبیر آقای دکتر محمود احمدینژاد و تصمیمات کارشناسینشده و موضعگیریهای نسنجیده و ماجراجویانه و مدیریت غیرعلمی و بیاعتنایی به مصالح ملی و تخریب زیرساختهای اقتصاد کشور و ارائه تصویری خشن، خرافی و غیرعقلانی از ایران توسط وی و همکارانش؛ ثالثا برخورداری دو کاندیدای مورد تأیید اصلاحطلبان از حداقل صلاحیتهای لازم برای ریاست جمهوری و تغییر نسبی وضع اسفبار موجود کشور؛ رابعاً ترجیح حضور اصلاحطلبان با یک کاندیدا حداقل در هفته آخر و اجماع بر کاندیدای واحد.
از سوی دیگر علاوه بر اینکه هر دو کاندیدای اصلاحطلبان یعنی آقایان شیخ مهدی کروبی و مهندس میرحسین موسوی را به خیر و توانایی نسبی برای ریاست جمهوری میشناسم، بسیاری از ارکان ستاد هر دو نفر نیز از نزدیک میشناسم و آنان را نیز به دلسوزی و تدبیر و آزادگی مزین میدانم، مواضع اعلامشده هر دو کاندیدا در قالب سخنرانی و مصاحبه و بیانیه حاوی نکات مهمی در ارتقای فرهنگ دموکراتیک و مطالبات ملی در حد مقدور بوده است. هر دو نفر از فضائل و مزایای نسبی برخوردارند و البته کارنامه هر دو نیز از نکات ضعف و کاستی خالی نیست، اما واقعبینانه و در شرایط موجود میتوان به هر دو به عنوان کف مطالبات اصلاحطلبی نمایندگی داد. تفاوتهای آنها را در حدی نمییافتم که نیاز به موضعگیری علنی باشد. بر این باور بودم و هستم که هر یک از آنها که رأی بیاورد، برای تغییر وضع تأسفباری که دولت فعلی باعث شده است، مناسب است.
...
6. از اظهارات موسوی بوی ارزشهای آغاز انقلاب اسلامی به مشام میرسد: عدالت، آزادی، استقلال و اسلام بیریا. این ارزشها هنوز هم عزیزند و خواستنی. با عدالت فقر و تبعیض رخت بر میبندد، با آزادی استبداد و خفقان به دَرَک میرود، با استقلال وابستگی و ذلت نوکری اجانب منتفی میشود، و با اسلام بیریا ارزشهای مورد قبول اکثر مردم پشتوانه تصمیمسازیهای کلان و قانونسازیهای خُرد قرار میگیرد. انقلاب اسلامی یکی از بزرگترین وقایع قرن بیستم بوده است. به دلایل مختلف این انقلاب مردمی به همه اهداف متعالی خود نرسیده است. انقلاب 1357 بارقه امیدی در دل شیعیان، مسلمانان و همه تودههای تحت ستم و انسانهای منصف بود.
حکومت برآمده از این انقلاب یعنی جمهوری اسلامی قرار بود پیوند ارزشهای اسلامی در قالب جمهوریت و دموکراسی باشد. قرار بود قدرت در تمامی سطوح آن در مقابل ملت به شکل نهادینه پاسخگو باشد. قرار بود همه مقامات تحت قانون و مقید به قانون باشند و مقام فوق قانون مادامالعمر با اختیارات نامحدود به زبالهدانی تاریخ رفته باشد. قرار بود هیچکس به خاطر عقیده و فکر و اظهار نظر تحت تعقیب قرار نگیرد. قرار بود هیچکس به واسطه انتقاد از حاکمان به زندان نیفتد. قرار بود میزان رأی ملت باشد. قرار بود هیچ قشر و طبقه و گروهی از حقوق و امتیازات ویژه برخوردار نباشد. قرار بود تبعیض و فقر و شکاف طبقاتی رخت بربندد. قرار بود دانش و کارشناسی و خردمندی ملاک تصمیمات سیاسی باشد. قرار بود خویشاوندی و ارادتمندی و مداحی ملاک ارتقای مقام نباشد. قرار بود مصالح ملی ملاک تصمیمات حکومت و دولت باشد. قرار بود نهادهای نظارتیِ انتخابیِ قوی همه مقامات ریز و درشت را کنترل کنند. قرار بود روزنامهها آزاد باشند و به عنوان چشم بصیر و زبان گویای ملت انجام وظیفه کنند. قرار بود همگان از امکان دادرسی عادلانه برخوردار باشند و ... اینها ارزشهای صدر انقلاب اسلامی است.
میرحسین موسوی به این ارزشها از صمیم قلب اعتقاد دارد و میخواهد در حد مقدور برای تحقق آنها کوشش کند. اینها همان ضوابطی است که به اصلاحات معنی میدهد. قرار است که «جمهوری اسلامی» که مدتهاست از مسیر اصلیاش منحرف شده و توسط برخی قدرتپرستان به «حکومت اسلامی» نزدیک شده، اصلاح گردد و جمهوری اسلامی با نکات فوق محقق شود. اصلاحات چیزی جز تطهیر جمهوری اسلامی از رسوبات استبدادی و قانونگریزی و آزادیستیزی نیست. اصلاحات یعنی بازگشتن به اصل «میزان رأی مردم است» یا دموکراسی. اصلاحات واقعی یعنی بازگشت به قرائت علوی از اسلام نبوی. اصلاحات یعنی پایان دادن به عریضهنویسی و بر خلاف نص سیاست امام علی(ع) مردم را پیاده دنبال موکب مقامات ندواندن...
«محسن کدیور - ویرجینیا - 29 اردیبهشت 1388»
کروبی مردی عملگرا برای تمام فصول(2)
ضمن گرامیداشت دوم خرداد وسوم خرداد در انتخابات اصولاً هیجان انگیزه همراه با شور شوق میباشد. انتخابات صحنه خلق شگفتی ماست، صحنه رقابت دوستی ماست، صحنه تمرین دمکراسی، شادابی و پویایی یک ملت زر و زور و تزویر و سلطهطلبی است.
انتخابات تجلی مردم سالاری است، تجلی دانستن و فهم و شعور یک ملت است.
انتخابات یکی از معیارهای رشد یک ملت در مقابل استعمار میباشد.
چهار سال قبل بعد از انتخابات 84 آقای حجاریان تئوریسین اصلاحات با یأس و نامیدی شعار اصلاحات مُرد را سر داد در آن زمان آیتالله رفسنجانی شکایت و گلایه خودش را به خدا برد. اما آیتالله مهدی کروبی که مردی است عملگرا با شجاعت، صلابت و صراحت لهجه بیکار ننشست و با حزبی فراگیر به نام اعتماد ملی اصلاحات را زنده کرد.
در آن موقع کسی باور نداشت که ایشان بتواند در قالب حزب مدافع سر سخت حقوق شهروندی شود. اما در عمل توانست جنبش اصلاحطلبی را به خوبی سر و سامان دهد و در اقصاء نقاط ایران با حزبی مردمی و شعار تغییر پا به عرصهی میدان نهاد و تغییری که اکنون اکثر کاندیداها و مردم ایران خواهان آن هستند کروبی عملگرایی است که به خرد جمعی اهمیت میدهد و اجازه نمیدهد تا گروهی خاص تفکر و رأی خود را به اجبار بر مردم تحمیل کنند.
اصلاً رمز موفقیت کروبی در میان اقوامهای مختلف کشور شجاعت ایشان میباشد زیرا ایشان همهی اقوام کشور را به یک دیده مینگرد.
کروبی بر خلاف کاندیداهای دیگر که خود را وامدار کسی نمیدانند فردی است حزبی وامدار حزب اعتماد ملی و تمام گروههایی که از ایشان حمایت میکنند است بنابراین از طریق این حزب بهتر میتوان پیگیر خواسته ملی مردمی بود.
همه چیز به خودمان بستگی دارد!
حکایت میکنند در روزگاران قدیم مردی پایش آسیب دیده بود و موقع راه رفتن کمی میلنگید روزی با کشتی به سوی دور رفت. وقتی از سفر بازگشت دوستان از او در مورد مسافرت با کشتی میپرسیدند. او میگفت: همه چیزش خوب بود به جز مواقعی که به ساحل نزدیک میشدیم یا می خواستیم توقف کنیم در آن موقع ناخدا فریاد میزد "لنگر را در آب بیاندازید" و من هم فوراً خودم را پنهان میکردم تا مرا پیدا نکنند. آخر میدانید تنها لنگ آن کشتی من بودم!
و این حکایت ناخوشایند حکایت خیلی از آدمهاست که شبانه روز گمان میکنند هر کسی در اطرافش سخنی یا رفتاری انجام میدهند حتماً منظورش او بود و قصدآسیبرسانی دارد.
به همین خاطر همیشه به فکر مقابله با جریانات است. در حالی که بیشتر اوقات منظور آدمهای اطراف اصلاً او نیست و آنها دارند کار عادی خود را انجام میدهند!!! تراکتورسازی تبریز با فراز کمالوند مربی پرحرف و حدیث خود در کنار شفق مدیر عامل مشهوری که از ابومسلم مشهد به تراکتورسازی آورده شد، تا علاوه بر جنگ رسانهای با مدعیان صعود به لیگ برتر، از هر وسیله و امکاناتی برای صعود تراکتورسازی کمک بگیرد، مدتهاست که در فوتبال ایران عادت کردهایم به تکذیب کردن خبرهایی که صحتشان در آیندهای نه چندان دور موبه مو اثبات میشوند.
هفته گذشته پس از پیروزی شاهین مقابل شموشک نوشهر و شکست تراکتور در خانه خود مقابل شیرین فراز کرمانشاه در برنامه رادیویی شبکه ورزش مجری برنامه پس از اعلام ردههای جدول لیگ دسته اول اعلام میکند اگر تبریز در لیگ برتر نماینده داشته باشد خیلی بهتر است!! که خوشبختانه با تماسهای تلفنی زیادی که بر علیه اظهارنظر مجری برنامه گرفته شد. پس از چند دقیقه مجری حرف خود را ماست مالی (اصلاح) میکند و میگوید دوست دارم بوشهریها هم در لیگ برتر نماینده داشته باشند. اینها تنها بخشی کوچک از شطینتهای تراکتوریها برای رسیدن به لیگ برتر است. سرپرست تیم شاهین اهواز میگفت پس از بازی مقابل تراکتور متوجه شدیم که 6 بازیکن ما بازی همیشگی خود را انجام نمیدهند و پس از بازی همه چیز را فهمیدیم و آنها را اخراج کردیم... کری خانیهای مربیان و مدیر عامل تراکتورسازی و تهمت زدن به اینکه بازیکن شاهین بوشهر دوپینگی هستند و... را که همه و همه شنیدهایم.
در هر حال برای موفقیت باید تلاش کرد. همه چیز به خودمان بستگی دارد و خوشبختانه به نسبت تیم رقیب بازیهای سادهتری پیشرو داریم. داماش لرستان دیهیم اهواز حریفان ما هستند و مس رفسنجان یک دیدار شبه فینال مقابل تراکتورسازی دارد که در صورت پیروزی مس. شانس صعود به عنوان تیم دوم پیدا میکند... راهیابی به لیگ برتر با تلاش مضاعف از سوی بازیکنان و کادر فنی و حمایت ویژه و فوری مسئولین امکانپذیر است.
فراموش نکنیم، مسیری که ارزش پیمودن دارد پر از مانع است!!! به امید موفقیت.
میرحسین موسوی در گفتوگو با سایت بُنا:شهید بهشتی مرا به جلسه نهضت آزادی دعوت کرد
نهضت آزادی یکی از تشکیلات قوی سیاسی بود/ شهید بهشتی به شدت از نهضت آزادی دفاع میکرد و به من گفت بیا تا کمک شان کنیم/ من با نهضت آزادی اختلاف فکری دارم/ شهید بهشتی با اعضای نهضت آزادی جلسه تشکیل داده بود/ اگر توضیحات بیشتری را ارائه دهم به ضرر خودشان میشود
بُنا: مهندس میرحسین موسوی در گفتگوئی اختصاصی با «سایت خبری تحلیلی بُنا» در یزد در خصوص اختلاف سلیقه خود با نهضت آزادی و انتقاد برخی افراد حامی دولت فعلی در این باره از وی گفت: نهضت آزادی یکی از تشکیلات قوی سیاسی بود و من به مردم پیشنهاد می کنم که حزبی بسیار قوی تر از نهضت آزادی را تشکیل دهند و از حقوق خود دفاع نمایند.
وی اضافه کرد: شبی در منزل در حال استراحت بودم که شهید آیت ا... بهشتی با من تماس گرفت و گفت بیا با تو کار دارم، بنده نیز رفتم و هنگامی که وارد منزل ایشان شدم، دیدم جلسه ای را با اعضای نهضت آزادی ترتیب داده است.شهید بهشتی به شدت از نهضت آزادی دفاع می کرد و به من گفت بیا تا کمک شان کنیم، اینها روشنفکران و بچه هایی هستند که دلشان برای اسلام می سوزد. اساسنامه را به من داد و پس از خواندن آن، من نیز اندکی به آنان کمک کردم.
مهندس موسوی ادامه داد: اینکه برخی افراد در این باره از من انتقاد می کنند که چرا گفته ام من با این تشکیلات تنها اختلاف سلیقه دارم، به ضرر خودشان می شود چون بنده مجبور می شوم توضیحات بیشتری را ارائه دهم.
وی گفت: من با نهضت آزادی اختلاف فکری دارم، اما همانگونه که من و شما ایرانی هستیم، اعضای نهضت آزادی نیز ایرانی اند، بنابراین نبایستی توهینی صورت گیرد.
یش از 5 درصد سوخترسانیخلیجفارس در بوشهر
شرکت ملی پخش فرآوردههای نفتی، حدود 30 درصد سوخترسانی در خلیج فارس را بر عهده دارد که پنج درصد آن توسط منطقه بوشهر انجام میشود.
به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ مدیر شرکت ملی پخش استان بوشهر در باره وضعیت سوخترسانی به کشتیهای عبوری (بانکرینگ) از منطقه بوشهر گفت: هرچند در سالهای گذشته سهم سوخترسانی به کشتیها آنچنان چشمگیر نبود، اما با پیگیریهایی انجام شده در سالهای اخیر، بخش خصوصی به عرصه آمده و اکنون حدود 60 میلیون لیتر نفت کوره و یک میلیون لیتر نفت گاز به کشتیها سوخترسانی میشود.
مهندس عبدالصاحب شمخانی در رابطه با نحوه سوخترسانی به قایقها گفت: سه جایگاه ساحلی در بوشهر راهاندازی کردهایم و یک جایگاه هم در شهرهای اطراف به بهرهبرداری رسیده است که خوشبختانه قایقها مشکل تامین سوخت نداشتهاند.
وی در ادامه اظهار داشت: بخش زیادی از نفت کوره برای کشتیهای اقیانوسپیما که کار حملونقل نفت خام را به کشورهای خارجی برعهده دارند، اختصاص دارد. از سوی دیگر، نیروگاه بوشهر نیز روزانه در اوج مصرف 500 هزار لیتر سوخت مصرف میکند.
کاهش 11 درصدی مصرف بنزین در بوشهر
شمخانی با اشاره به اینکه پس از سهمیهبندی میزان مصرف استان بوشهر 11 درصد کاهش یافت، اضافه کرد: حداکثر روند مصرف ما با توجه به افزایش میزان خودروها، چیزی در حدود سه یا چهار درصد است. در بخش نفتگاز نیز با کنترلهایی که انجام میشود، تاکنون 11 درصد کاهش مصرف داشتیم. وی در رابطه با توسعه مجاری عرضه بنزین نیز ادامه داد: از سال گذشته کارهایی انجام دادهایم تا بتوانیم 10 جایگاه را به جایگاههای موجود اضافه کنیم تا تعداد جایگاهها به عدد 47 برسد.
شمخانی افزود: برای جلوگیری از مصرف بیش از اندازه و تعیین میزان مصرف سوخت مصرفکنندگان عمده فرمی تهیه و بین آنها توزیع شده و متخصصان شرکت پخش نیز با نظر کارشناسی خود میزان سوخت مصرفی این کارخانهها را تخمین میزنند.
به گفته مدیر شرکت ملی پخش استان بوشهر، سال گذشته مصرف سوخت در این استان و با انجام این طرح، 31 میلیون لیتر کاهش داشته است؛ چون با این کار، حداکثر مصرف آنها مشخص شده است.
شرکت ملی پخش بوشهر، علاوه بر سوخترسانی به شهرهای استان بوشهر، به استانهای فارس و کهگیلویهوبویراحمد نیز فراوردههای نفتی میفرستد. 1.5 میلیون لیتر سوخت از این فراوردهها نیز به شرکت فلات قاره و منطقه بهرگان فرستاده میشود.
وی خصوصیسازی را در شهرستانهای استان بوشهر به دلیل مواردی همچون ارزانی زمین موفقتر ارزیابی کرد و ادامه داد: در گذشته احساس میشد که صاحبان مراکز عرضه درآمدی نخواهند داشت و یا حداقل در کوتاهمدت در آمدی ندارند و این باعث میشد که کمتر به سمت سرمایهگذاری در این حوزه بیایند؛ اما با پیگیریهای ما تاکنون دو شرکت برای سرمایهگذاری در زمینه ساخت جایگاهها اقداماتی انجام دادهاند که پروژه آنها نیز تاکنون پیشرفت خوبی داشته است.
وی در رابطه با آمادگی برای طرح فروش اینترنتی سوخت در این استان اضافه کرد: کارهای اولیه این کار انجام شده؛ اما مشکل، مسئله فروش اینترنتی به قایقهاست.
شمخانی تصریح کرد: لنجها به خاطر متغیر بودن میزان بار و مسافتی که طی میکنند، میزان سهمیهای که باید برایشان اختصاص یابد، متغیر است بنابراین باید با بررسیهای کارشناسی برنامهای برای تعیین نحوه اختصاص سهمیهها تنظیم شود.
وی استان بوشهر را یکی از مراکز موفق در اجرای طرح کهاب (جمع آوری بخارات بنزین در جایگاه ها و انبارها) ارزیابی کرد و توضیح داد: در 90 درصد از جایگاههای استان این طرح اجرایی شده است.
ستاد ساماندهی امور جوانان استان بوشهر در کشور اول شد
ستاد ساماندهی امور جوانان استان بوشهر در بین سازمان جوانان استانها در کشور به مقام اول دست یافت.
به گزارش روابط عمومی جوانان استان بوشهر طبق ارزیابیهای صورت گرفته از سوی سازمان ملی جوانان کشور ستاد ساماندهی امور جوانان با کسب 100 امتیاز کامل در این بخش توانست مقام اول کشور را به خود اختصاص دهد. دبیر ستاد ساماندهی امور جوانان استان بیان کرد: ستاد ساماندهی امور جوانان به برگزاری 14 نشست و اجرایی نمودن بیش از 80 درصد از 180 مصوبات در موضوعات ازدواج، اوقات فراغت، مشارکت، هویت، مهندسی فرهنگی و... با کسب امتیاز لازم توانست مقام اول را در کشور به خود اختصاص دهد. وی با تأکید بر این که این امر با اهتمام جدی استاندار و دستگاههای متولی امور جوانان صورت پذیرفته است. تصریح کرد: ستاد ساماندهی امور جوانان استان با تصمیم سازی در حوزه جوانان و اهمیت به مطالبات آنان، فضای مناسبی را جهت تصمیمگیری صحیح دستگاههای اجرایی در امور جوانان ایجاد نموده است. حجتالاسلام عباسابراهیمی یادآور شد: سازمان جوانان استان در دو سال گذشته از رتبه 28 به رتبه 11 و سال گذشته به مقام برتر کشور دست یافته است که این نشان از تلاش و کوشش کارکنان جوانان سازمان و همت والای آنان دارد. وی به حجم بالای فعالیتهای انجام شده در حوزه جوانان در سال گذشته اشاره کرد و افزود: برپایی نخستین نمایشگاه دستاوردهای اوقات فراغت، تجلیل از نخبگان جوان برتر استان و امکانات هدایتی و حمایتی برگرفته از منشور تربیتی نسل جوان از جمله مهمترین فعالیتهای سازمان ذکر کرد. حجتالاسلام ابراهیمی تدوین دفترچه اوقات فراغت، برگزاری جشنواره برنامههای و ایدههای الگویی اوقات فراغت و جذب 15 طرح کاربردی را از دیگر اقدامات انجام شده سازمان جوانان استان در حوزه اوقات فراغت جوانان عنوان نمود. وی ادامه داد: تشکیل کارگروههای ازدواج، نشستهای حساس سازی مسئولین در این رابطه، نمایشگاه و جشنواره مطلع عشق و تجلیل از خادمین ازدواج و زوجهای موفق، اجلاس طلوع مهر و اهداء جوان کارت به زوجهای جوانان دیگر اقداماتی است که سازمان در امر ازدواج جوانان داشته است.
بیانیه مدیر کل تبلیغات اسلامی بوشهر به مناسبت درگذشت آیتالله بهجت
مدیر کل تبلیغات اسلامی بوشهر به مناسبت درگذشت آیتالله بهجت بیانیهای صادرکرد.
به گزارش روابط عمومی ادارۀ کل تبلیغات اسلامی استان بوشهر، حجت الاسلام نعمت اللهی مدیر کل تبلیغات اسلامی این استان احساس همدردی و تألم خود را اینچنین به جامعۀ روحانیت و خانوادۀ محترم حضرت آیت الله بهجت ابراز کرد.
«انا لله و انا الیه راجعون
خبر ارتحال فقیه عالیقدر و عارف روشن ضمیر، حضرت آیتاللهالعظمی بهجت که از مراجع تقلید برجسته معاصر بودند ما را در اندوه و افسوس فراوان فرو برد.
بدون شک، فقدان این معلم بزرگ اخلاق که چون ستاره در آسمان زهد و تقوی و عرفان می درخشید، و سرچشمه فیوضات معنوی بیپایان بود، خسران و ضایعهای پایانناپذیر است و بسی ایام بگذرد باید تا دوباره چون اویی شاید ...
آن پارسای پرهیزگار که نگاه نورانیاش آیینهی صیقل یافته و کلام عطر آگینش سرشار از الهام الهی بود و هر مسافر تشنهای را در مسیر معرفت و معنویت سیراب میکرد، اکنون تمام ارادتمندان خویش را در حسرت جرعه نوشی دوباره از خنکای وجودش، ماتمزده نموده است.
اینجانب تسلیت صمیمانه خویش را به محضر مقدس حضرت ولیعصر(عج) و نائب بر حقش مقام معظم رهبری تقدیم نموده و برای شیفتگان و مریدان و شاگردان مکتب ایشان، خاندان مکرم و مستفیضان سایهسار وجودش تسلای خاطر و برای روح مطهرش رحمت و علوّ درجات مسئلت میکنم.»
برگزاری نمایشگاه عکس فانوس از سوی شهرداری بندر بوشهر
کبری کمالی ـ خبرنگار نصیربوشهر: نمایشگاه عکس فانوس با حضور مهندس شاپور رجائی شهردار، محمدیباغملائی رئیس و حمیده ماحوزی عضو شورای اسلامی شهر بوشهر، با 81 اثر از 40 عکاس در سالن سینما بهمن بوشهر گشایش یافت. در این آئین حمیده ماحوزی عضو شورای شهر گفت: از لحاظ فعالیتی و فرهنگی دایر کردن چنین نمایشگاهی لازم بود تا زشتیها و زیباییهای که در شهر وجود دارد به معرض نمایش گذاشته شود بعضی از موارد هست که ذهن انسان را به سویی میکشاند که آیا ما همان بوشهریهای هستیم که از لحاظ فرهنگی در جایگاهی بالایی بودیم که امروز به خود چنین اجازهای میدهیم که زشتیهایی در شهرمان وجود داشته باشد و چشم پوشی کنیم. حمیده ماحوزی عضو شورای شهر بوشهر در ادامه در خصوص تداوم این نمایشگاه طی سالهای آینده اظهار داشت : کار بسیار قشنگی است شهرداری پیشنهاد کردیم که هر سال این نمایشگاه برگزار شود قرار بر این شد جشنوارهها و همایشهای خاص با موضوعات مختلف فرهنگی، اجتماعی را در روز بوشهر برگزار کنیم.
پارسائی مسئول روابط عمومی شهرداری بوشهر در خصوص برگزاری این نمایشگاه اظهار داشت: فانوس دریایی یک نماد کهن در فرهنگ بومی و در آداب و رسوم، حضور داشته طبق کتب قدیم به نام منارهی بحری میشناسند و نشان دهنده این است که این عنصر و این نماد در بوشهر همیشه حضور داشته بعد از فقدان این سازه در ساحل بوشهر همیشه یاد و خاطرهاش با مردم این شهر وجود دارد. یکی از دغدغههای مدیران شهری شهرداری این است که بتواند شهروندان را با استفاده از بازگشت اصول فرهنگی و بازگشت به ساختهای فکری فرهنگی خودشان مواجه با زندگی شهر توانمندتر کنند شاید هدف اصل برگزاری این جشنواره عکس این بود شهروندان را تشویق کنیم که در مفهوم شهروندی و شهروند مداری با مشارکت کنند شهرداری به تنهایی نمیتواند شهر را اداره کند در مقوله جدید شهروندی چیزی که مهم و مورد توجه قرار دارد این است که شهر بدون مشارکت شهروندان اداره نمیشود این شهروندان هستند که میتوانند پاروی اصلی قایق شهر را به دریا بیاندازند و شهر را به حرکت در بیاورند. پارسایی گفت: این دغدغه در اتاق فکر شهرداری وجود دارد همین طور که شورای شهر هم همیشه این دغدغهها را دارد شهروندان را به همکاری با شهرداری فرا بخواند. دغدغهی دیگری که تمام شهروندان بوشهر با آن مواجه هستند این است که ما بوشهریها توانستهایم شهروندان خوبی برای مواجهه با موج نوین شهری باشیم. آیا ما قابلیتهایش را داریم؟ آداب و رسوم آن را میتوانیم بلد باشیم و همه این دغدغهها دست به دست هم داده است که ما از خود شهروندان مدد و یاری بگیریم، راهنمایی فکری از شهروندان دریافت کنیم. راهنماییهای فکری باید خروجی داشته باشد. یکی از خروجیهای آن کارهای فرهنگی است شهروندان هستند که با نمادهای فرهنگی و فکری ما را یاری میکنند. وی در ادامه عنوان کرد: شهرداری اخیراً تلاش کرده فرهنگ شهروندی را به اشکال مختلف انتشار و کتابچه انتظار بولتن ایجاد برنامههای رادیویی آموزش دهد و کار دیگری که تصمیم گرفتهایم انجام بدهیم ایجاد مسابقه عکس شهروندی است و از شهروندان بخواهیم که در پنج حوزهی 1ـ بوشهردیروز، امروز 2 ـ بررسی توانمندیهای شهر بوشهر در عرصه ملی 3ـ بررسی نمادهای فرهنگی شهر 4ـ زشتیها و زیباییهای شهر 5ـ معرفی شهر بوشهر روابط عمومی در آذر ماه سال قبل در این 5 موضوع اعلام مسابقه کرد.
نشست مطبوعاتی رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس
کبر کمالی ـ خبرنگار نصیربوشهر: نشست مطبوعاتی با حضور سرهنگ علی موحد رئیس بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس در اداره و اصحاب رسانه در اداره کل بنیاد برگزار گردید.
سرهنگ علی موحد رئیس بنیاد حفظ آثار نشر دفاع مقدس طی سخنانی اظهار داشت: این بنیاد در سال 69 به دستور امام و در واقع به عنوان زیر مجموعه ستاد کل نیروهای مسلح در تاریخ 12/7/8/79 شکل رفت و اساس نامه آن در 31/6/77 تأیید شد.
سرهنگ علی موحد در خصوص مأموریت این بنیاد اشاره کرد و گفت: مأموریت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدس، ترویج فرهنگ مقاومت، ایثار، جهاد و مقاومت است. اهدافی که بنیاد و دنبال میکند حفاظت و بهرهبرداری از آثار ارزشهای دفاع مقدس ثبت حماسههای جاودان است اسلام و آثار آنها در شئون فرهنگی اقتصادی، سیاسی، اجتماعی، نظامی و جلوگیری از نابودی و تحریف میراث خون پاک دستاوردهای دفاع مقدس میباشد.
وی در ادامه عنوان کرد: از جمله مأموریتهای که داریم ثبت و ضبط خاطرات، اسناد، مدارک و تمام آثار و مسائلی که به نحوی مربوط به جنگ کو دفاع مقدس میشود. بازخوانی عملیاتها توسط فرماندهان ارشدی که نقش فرماندهی در عملیاتها را داشتند را به مناطق میبریم تا محورها را تشریح کنند و 2000 شهید استان بوشهر تقدیم اسلام کرده و ما در اقبال آنان مسئولیم.
سرهنگ علی موحد گفت: یک اتفاق مهم بعد از 20 سال افتاده تدریس 2 واحد درس آشنایی جهانی با دفاع مقدس از ترم گذشته در دانشگاه آزاد بوشهر، دشتی و گناوه راهاندازی شده و مهر ماه در سایر دانشگاهها تدریس خواهد شد و به عنوان 2 واحد درس اختیاری بگذارنند و با استفاده از اساتید هیأت علمی با استفاده از اساتید هیأت علمی در دانشگاه و رزمندگان با سابقه جبهه و آنهایی که سابقه 50 ماه جبهه و یا کارشناسی ارشد هستند نقش 8 سال دفاع مقدس را برای دانشجویان آشنا میکنند.
چرا دبی به اینجا رسید؟
در سال 1833 میلادی یعنی 176 سال قبل حدود 800 نفر از قبیله بنی یاس به رهبری خانواده آل مکتوم در دهانه خور دبی سکونت گزیدند، این خور یک بندرگاه طبیعی به شمار میرفت و دبی خیلی زود تبدیل به مرکز تجارت دریایی از قبیل تجارت مروارید و ماهیگیری شد.
در اواخر قرن 20 میلادی دبی به یک بندر موفق تبدیل شد. بازار مشهور Arabic for market در کنار این خور در سمت منطقه دیره از بزرگترین بازارهای نواحی ساحلی آن جا به شمار میرود با نزدیک به 350 مغازه و جمعیت ثابت بازدیدکنندگان و تجار که به صورت دائمی در آن جا حضور دارند.
در سال 1930 جمعیت دبی نزدیک به 20000 نفر بود که یک چهارم این جمعیت را مهاجرین تشکیل میدادند.
در سال 1966 یعنی 43 سال قبل در دبی نفت یافت شد، شیخ راشد از سود آن برای زیربناسازی پیشرفت دبی بهرهبرداری کرد. مدارس، بیمارستانها، جادهها، یک شبکه مخابراتی پیشرفته، ساختمانهایی سر به فلک کشیده، بزرگترین لنگرگاه ساخته دست بشر در دنیا در جبل علی از آثار کشف نفت در دبی است.
زیربنای با کیفیت، محیطی دوستانه برای مهاجرین، فقدان مالیات بر درآمدهای شخصی و اداری و راحتی در زمینه واردات، دبی را به سرعتی باور نکردنی به قطب بزرگ گردشگری و تجارت در ناحیه تبدیل کرده است و سرمایهگذاران مبالغ شگرفی در پایهگذاری صنعت گردشگری در طی سالهای گذشته پرداختهاند.
در حال حاضر دبی به هتلهای بینظیر، معماری قابل توجه و صنعت گردشگری و محیط تجاری امن مشهور است. هتل زیبای برج العرب در ساحل جمیرا تنها هفت ستاره در کل جهان میباشد. برج دو قلوی امارات، برج اداری با ارتفاع 350 متر یکی از بلندترین برجها در خاورمیانه و اروپا شناخته میشود.
وضعیت امنیت اجتماعی و عدم معنای سرقت و دزدی در محیطهای عمومی دبی باعث شده است که گردشگران خارجی با خیال راحت و با صرف هزینههای گزاف باعث رونق این صنعت در این شهر نوپا گردند...
اما در شهرهای بزرگ و زیبای ما با داشتن بهترین آب و هوا و طبیعت زیبای خدادادی و فرهنگ عالی ایرانی اسلامی، چرا این گونه نیست؟
اولین مؤلفه گردشگری و حتی تجارت، امنیت اجتماعی است که متأسفانه در برخی شهرهای ما حتی برای کارگران حمال افغانی هم کمتر وجود دارد، چه رسد به یک فرد گردشگر که صرفاً جهت گردشگری و گذراندن اوقات فراغت خود به سفر پرداخته است.
یک موضوعی که در خیابانهای عمومی شهر دبی توجه هر کس را به خود جلب میکند، احترام ویژه رانندگان خودروها به عابرین پیاده است، عربهای متموّل که به عقیده ما دارای کمترین فرهنگ و پیشینیه تاریخی و فرهنگی هستند با دارا بودن پیشرفتهترین خودروها با دیدن عابر پیادهای که عجالتاً از روی اجبار، اقدام به عبور از خیابان پر از تردد خودروها مینماید، بدون هیچ عجلهای ترمز کرده و اتومبیل آخرین سیستم با بیمه فول خود را نگه داشته و به احترام عابر پیاده، توقف کامل میکنند. این در حالی است که در شهرهای ما رانندگان ترمز که نکرده حتی حاضر به رعایت این نکته ریز اخلاق اجتماعی نیستند و با این عمل باعث میشود که یک گردشگر یا مسافر خارجی خاطره ناخوشایندی از فرهنگ کشور ما داشته باشد.
پایان کلام این که ممکن است این عوامل ذکر شده از عاملهای اصلی پیشرفت دبی در طی این چند سال نباشد، لیکن اینها جزیی از عوامل و مؤلفههایی است که یک شهر و دیار مورد توجه گردشگران و حتی مهاجرین قرار میگیرد که نیاز است ما به بازنگری در رفتارهای اجتماعی خود بپردازیم و بفهمیم چرا یک شهر ساحلی پر از لجنزار و کپری طی کمتر از 200 سال به قطب تجارت خاورمیانه و بزرگترین شهر گردشگری و صنعت بازرگانی دنیا تبدیل شود.
عبدالعزیز افتخاری: یک ندانمکاری محض
و متأسفانه باز هم شاهد ناکامی فوتبال بوشهر هستیم این بار ایرانجوان همهی زحمات داشتههایش را در یک 90 دقیقه جهنمی از دست داد و یک سال زحمت رنجکشان ایرانجوانی را هدر داده عدم مدیریت قابل قبول، ضعف ابراهیمی در ارنج کردن و تعویضها، نبود جانشین مناسب برای پژمان امین و لطیف جنامی پول لعنتی، عادت زشت و کثیف بازیکنان در کمفروشی به لحاظ دیر پرداختشدن مطالباتشان و همچنین لجبازی ابراهیمی و عدم استفاده از سعید درویشی و مهمتر از همه تمرینات سنگین سرمربی بعد از مسابقه با ذوبآهن اردبیل و قبل از دیدار با فولاد نوین خوزستان تمام رشتههای مسئولین را پنبه کرد.
یقین داشته باشید که هیچ مربی با دانشی در پایان فصل به دلیل مسابقات فرسایشی، خستگی بدنی و روحی بازیکنان، تمرینات شاداب و با روحیه را به تمرین صبح و بعد از ظهر آن هم روی چمن مصنوعی تبدیل نمیکند و شک نکنید این عمل تنها یک ندانم کاری محض بوده که دودش متأسفانه به چشم فوتبال بوشهر، ایرانجوان، مسئولین زحمتکش و هواداران با تعصب و غیرتی ایرانجوان رفت.
احمد خالقپناه:
پایانی تراژدیک
به نظر من ـ یا بهتر بگم، به نظر همگان ـ در مدت سه چهار سال اخیر که تیم ایرانجوان به سان پرندهایی شکسته بال در قفس تنگ و تاریک لیگ دسته دوم کشور پر پر میزند تا بلکه هر چه زودتر خودش را از آن قفس بدبو ـ که دون شأن و نام خود میداند ـ خلاص و به قفس بزرگتر و مناسبتری نقل مکان کند، هیچگاه این چنین بستر لازم و شرایطی نیز اینگونه مطلوب برای تحقق آن آرزوی سهلالوصول فراهم نبود.
اعلام حمایتِ "سازمان انرژی اتمی"، مسئولان باشگاه ایرانجوان را به پای میز مذاکره با ناصر ابراهیمی کشاند. معامله خیلی زودجوش خورد. هنوز خستگی پرواز از اندام تُپُل مُپُلش به در نرفته بود که ایرانجوانیها را به وعده ی صعود آن هم با استفاده از بازیکنان بومی بشارت داد.
چیزی حدود سه ماه تا شروع رقابتهای لیگ زمان باقی بود که "ناصر ابراهیمی" عنان اختیار را به کف گرفت و کار خود را در بوشهر آغاز کرد. گروه گروه بازیکنان از اطراف و اکناف استان و کشورمان برای شرکت در کنکور ناصرخان به تمرینات ایرانجوان مراجعه میکردند. و لولهای به پا شده بود. عدهای ساک به دست میآمدند و عدهای دیگر ساک به دوش میرفتند.
نام "ناصر ابراهیمی" برای فوتبال بوشهر، بزرگ جلوه مینمود.
ناصرخان در حالی که دستهایش به پشت قلاب میکرد در وسط زمین میایستاد و لشکر داوطلبین را در قالب دو تیم زیر نظر میگرفت تا از میان 300 نفر، بیست و اندی بازیکن "ناصر کُش" را گزینش نماید.
خلاصه دردسرتون ندهم، ناصر خان بیش از دو ماه نوشت و خط زد. به جز تعداد قلیلی از "ساکنان حرم عطر عفاف ملکوت"، مابقی یا به جهنم فرستاد و یا در عالم برزخ نگه داشت.
بالاخره رقابتهای لیگ آغاز شد و ایرانجوان با ناصر ابراهیمی نیم فصل اول را با قهرمانی پشت سر گذاشت. اما با شروع دیدارهای دور برگشت، مشکلات مالی به همراه نقصان ذهنی ناصر خان باعث از دست دادن چند امتیاز حساس خانگی گردید و جایگاه خود را از دست داد.
بعد از آن که تیم ایرانجوان در هفتهی پایانی مرحلهی اول کم مانده بود که زیر آرد گلستان ناپدید شود، به لطف یک حرکت انتحاری از سوی "علیرضا درویشی" در لحظه پایانی بازی که مدافع حریف را وادار به خطای پنالتی نمود، موفق گردید به عنوان تیم دوم گروه به مرحلهی دوم رقابتها راه پیدا کند.
اکنون که شاگردان ابراهیمی این فصل را نیز با فراز و نشیبهای متوالی و البته ناکام به آخر رساندند، بد نیست عملکرد کادر فنی نیز مورد ارزیابی دقیقتر قرار گیرد تا بعد از این در تعیین سرمربی، نه به سنوات آنها توجه ویژهای قائل شویم و نه به خورجین پر از کارت و مدارک و الواح تقدیرشان.
نمیدانم ناصرخان سرد و گرم چشیده و بهترین تمرین دهندهی عالم امکان، که سلطان علی و ژنرال امیر و جناب سرهنگ فیروز به وی اقتدا میکنند هنوز هم آن عبارت معروف و ماندگاری را که میگوید: «نیمه دوم، نیمه مربیان است»، قبول دارد یا خیر.
اگر چنانچه جواب آری است، پس مرحمت نموده بدون توسل به "آلبوم افتخارات"! یک بار دیگر فیلم نیمهی دوم همهی آن تعداد 22 بازی را مورد بازبینی و قضاوت عادلانه قرار دهید تا دریابید ذهن شما هم مانند دیگر همتاهای با نام و بی نام وطنی چه قدر از کمبود عناصری نظیر "خلاقیت" رنج میبرد.
حتا تماشاگرانی هم که شما آنها را جدی نمیپندارید به یاد دارند که معظم له نیمه مربیان را حتا در دیدارهای خانگی هم واگذار کردهاید و یا اینکه فشار حملات حریفان را نیز به امید شنیدن صدای سوت داور تاب آوردهاید.
البته بدون تردید عوامل دیگری نیز در خلق این تراژدی نقش پررنگی داشتهاند که در جای دیگر به آن خواهیم پرداخت.
اما تصمیمات و اقدامات حیرتانگیز کادر فنی این تیم و در رأس آن ها "ناصر ابراهیمی" در ارنج نمودن و عدم درک صحیح از تاکتیک و اهداف حریفان، موجب گشت تا فرصت به دست آمده و طلایی را نیز که ماحصل تلاش صادقانه خیلیها بود در شعلهی خودکامگی و ناتوانی سرمربی در تشخیص و شناخت قابلیتهای فنی و ظرفیتهای روحی و شخصیتی شاگردانش بسوزد.
عبدالرسول غریبی:
عدم صعود
با اندیشههای کهنه و قدیمی
یقیناً در عدم نتیجهگیری ایرانجوان دلایل مختلف قابل بررسی و تعمیق میباشد که میتوان به عدم وجود یکدلی و انسجام در کل مجموعه تیم چه بسا با ریشهیابی دقیق پیرامون اختلافات گذشته هر چند دیر باشد اما مدیران ارشد ورزش استان باید دلایل عدم نتیجهگیری این تیم را خواستار و در صورت عدم دریافت دلایل قانع کننده خود وارد عمل گردند چرا که زمان، همه حقایق را روشن و خود گواه بر عملکرد آقایان خواهد داشت هر آن چه که همگان بر آن واقفند از ابتدای شروع کار انتخاب و تعیین سرمربی و بازیکنان و نیز در ادامه کار در جهت رسیدن به سر مقصد منظور متأسفانه اشکالات و عدم رعایت مسائل تیمی منجر به عدم صعود این تیم قدیمی و مردمی گردید.
در حالی که استان ما بحمدالله افراد فوتبالی و پیشکسوت بسیاری دارد و دست به سوی مربی قدیمی و غیر قابل قبول برای دوستداران با اندیشههای کهنه و قدیمی اما هوشیار در گرفتن حق و حقوق خود آورده تا جایی که متأسفانه هیچ طرح و نقشه تاکتیکی دیده نمیشد و صرفاً یک فوتبال معمولی و هر چند گاهی بروز کارهای انفرادی در نزد بازیکنان این تیم که ناشی از ذات درونی آنها بود دیده شد، در بخش سازماندهی تیم نیز مدیریت ضعیف عمل نمود چرا که یک تیم در حد و اندازه نام ایرانجوان با آن همه پیشینه هرگز نتوانست چهره مقتدری داشته باشد، متأسفانه بروز مشکلات مالی همواره گریبانگیر این تیم بود.
فاضل قنبرپور:
ای کاش بلیط را
موکول به فردا نمیکردم!
بعد از پشت سر گذاشتن یک سفر کاری و درمانی به تهران بنا به انجام وظیفه روز بازگشت را به یک روز عقب تر موکول کردم تا شاهد دیدار حساس ایرانجوان و کاوه در تهران باشم.
بعد از اینکه ظهر روز چهارشنبه نهار را به اتفاق یکی از دوستان میل نمودیم، با هزار امید و آرزو با تلفن همراه عبدالرحیم خرمزی سرپرست ایرانجوان تماس گرفتم و آدرس ورزشگاه را جویا شدم آدرسی که به نظر می رسید پیدا کردنش کمی سخت باشد که البته بعدا مشخص شد از کمی بیشتر است!!
بالاخره با تماس های فراوان و پیج و خم های زیاد از تهران فاصله گرفته و بسوی جاده مخصوص کرج به راه افتادیم تا اینکه بعد از حدود یک ساعت و درست راس ساعت 16:30 و در حالی که داوران در حال چک کردن تور دروازه ها بودند به محل برگزاری مسابقه یا همان "قلعه حسن خان" رسیدیم.
دیدن نزدیک به 100 بوشهری که با هزار امید و آرزو با اتوبوس و هر یا وسیله نقلیه دیگری خود را به این مکان دور افتاده و فاقد امکانات رسانده بودند ما را سر شوق آورد.
عقربه های ساعت 16:45 دقیقه را نشان می داد که داور در سوت خود دمید.
حملات ایرانجوان در ابتدای بازی هم من را امیدوار کرد و هم حاضران در ورزشگاه! در کنار ما افرادی همچون چاهیبخش، شادکامی، فروزانی، دوانی بر روی سکوهای سیمانی ورزشگاه سایپا دیزل حضور داشتند.
از همان ابتدای بازی چندین تماشاگر تیفوسی ایرانجوانی با نواختن سنج و دمام حسابی ورزشگاه را روی سر خود گذاشته بودند چنان که بعضی از حاضران در ورزشگاه با شور و حال خاصی در حال عکس گرفتن و فیلم برداری از مردم بی شیله پیله بوشهری بودند.
شوت سر ضرب حمید فرد و برخورد آن با تیرک دروازه، بوشهری ها را چنان نیمخیز کرد که انگار گلی به ثمر رسیده اما صد حیف که شانس هم در ابتدای بازی با ایرانجوان یار نبود. اگر بخواهیم انصاف را رعایت کرده باشیم در 45 دقیقه اول به جزء یکی دو مورد که زائر ابراهیمی دروازه بان ایرانجوان عالی کار کرد کل جریان بازی در نیمه اول در اختیار شاگردان ناصر ابراهیمی بود.
در حالی که با نوشیدن آب در بین دو نیمه گلویی تازه کردیم که به یکباره میگلی نژاد نماینده محترم مردم بوشهر در مجلس در کنار ما و دیگر دوستان نشست و بعد از گذشت چند دقیقه راه رختکن را در پیش گرفت.
شروع نیمه دوم راستش را بخواهید برای تیم شهرم با توجه به سابقه بازی های گذشته زیاد خوش آیند نمی دانستم اما در دل نگه داشته و کلامی حتی به نزدیک ترین فرد نشسته در کنار خود عنوان نکردم و از خدای بزرگ خواستم این هواداران را با دل های شاد به شهرشان برگرداند.
هر چه از دقیقه 50 می گذشت انگار بازیکنان ایرانجوان دست و پا بسته تر بازی می کردند و گویی کابوس بازی های گذشته در حال تکرار شدن است و در همین لحظه یک تکل اشتباه از عینی، مهاجم گریز پای کاوه را با زائر ابراهیمی تک به تک کرد و او هم با زیرکی خاصی تنها گل بازی را به ثمر رساند.
از این لحظه به بعد دیدن سگرمه های درهم بوشهری ها اصلا خوشایند نبود و حرص و جوش های چاهیبخش که بدون تعارف کمتر مدیری مثل او بی ریا دیدم به شدت مرا نگران می کرد.
گرم کردن های دایی "سعید درویشی" از بعد از گل شدت گرفت تا اینکه ناصر خان ابراهیمی اینبار دست از لجبازی برداشت و از دقیقه 60 مهاجم بلند بالا و متعصب خود را روانه میدان کند تا شاید ضربات سر سعید درویشی به داد ناصر خان برسد که اول فصل به محض ورود به بوشهر گفت اگر با ایرانجوان صعود نکنم فوتبال را کنار گذاشته و تنها از طریق تلویزیون آن را دنبال می کنم!!
پاس های اشتباه ناشی از استرس بازی و ترس از حذف شدن در نزد بازیکنان ایرانجوان به خوبی مشهود بود.
از دقیقه 80 به بعد با آوردن اسلام نوری ذاتا مدافع کُند در خط حمله آخرین روزنه های امید را پیگیری می کرد اما چه سود که سرمربی سابق تیم ملی نمی دانست برای زدن ضربات سر آن هم در سیستم 3-5-2 نیازمند دو گوش راست و چپ کلاسیک برای ارسال می باشد.
هر چه به فکر ناقص خود رجوع کردم نتوانستم دلیل حضور حمید فرد دریبل زن و گلزن در گوش چپ ایرانجوان را بفهمم در حالی که حضور فرد در خط حمله و نزدیکی او در خط حمله می توانست کمک شایانی به تیم سراسر تهاجمی اما عجول ایرانجوان کند.
در واپسین دقایق بازی انگار تازه موتور تیم میزبان روشن شده بود و چنان در ضد حملات خوب کار می کردند که اگر رشادت زائر ابراهیمی نبود مشخص نبود چه بر سر تیم قرمز پوش شهرمان می آمد.
و بالاخره "شاهین حاج بابایی" داور بازی سوت پایان را به صدا در آورد تا دیدن اشک های تماشاگران همچون آواری بر سرم خراب شود و البته در این بین شاهد بگو مگوهایی هم بودیم و در این فکر بودم که این عزیزان و بندگان خدا راه برگشت به بوشهر را چگونه سپری می کنند کسانی که ثابت کردند که در سرما و گرما همواره یاور تیم های بوشهری بوده اند.
به همراه دوستم در حال خروج از ورزشگاه بودیم که بازیکنان و کادرفنی کاوه در حال شادی بعد از صعود بودند و چندین قدم آنطرف تر بوشهری ها مغموم در حال ترک ورزشگاه! ابراهیمی کت بر دست در حال خداحافظی با اعضای مدیریتی ایرانجوان بود که یکی دو جوان متعصب او را از متلک های خود بی نصیب نگذاشتند.
مربیان بزرگ در روزهای سخت خود را نشان می دهند این همان حرفی بود که با شنیدنش ابراهیمی برگشت و نگاه معنی داری انداخت اما چه فایده که همه چیز تمام شده بود. با هزار زحمت به همراه دیگر بوشهری ها با گذر از تپه های خاکی به جاده رسیدیم و با گرفتن یک ماشین دربست به سوی فرودگاه حرکت نمودیم تنها نکته مهم کار ما بود. به محض رسیدن به فرودگاه و دیدن چهرههای ناراحت و درهم حرفی دیگر برای گفتن نبود. در بالا رفتن از پلکان هواپیما به این فکر می کردم در راه بازگشت و در هواپیما از این بازی و حاشیه هایش چه بنویسم. بر حسب اتفاق در کنار صندلی مدیر عامل ایرانجوان نشستم، تنها یک جمله از دهان این مرد شریف و بی ادعا شنیدم و آن هم اینکه فاضل! تمام زحمات یک ساله ما به هدر رفت. شنیدن این حرف از مردی که عمرش را در فوتبال و در کنار عشقش ایرانجوان سپری کرده آنقدر سنگین و ناراحت کننده بود که آرزو کردم که ای کاش همان دیشب برگشته بودم و این بازی را نمی دیدم تا اینگونه شاهد ناراحتی مردی از جنس فوتبال نباشم.
در حال نوشتن آخرین مرحله از نگارش های سفر در هواپیما بود که به یکباره مهمان دار در کنار احترام گفت: آقای محترم میز جلوی خود را ببندید لطفا.
و این بود دست نوشته های از یک بازی تلخ برای فوتبال بوشهر و ایرانجوان که امسال به نظر می رسید، که مشکلات فنی اش بیش از هر چیز دیگری به چشم می آمد.
نقدی بر اظهارات آقای فرماندار درخصوص ممانعت از حضور نماینده شورای اسلامی شهرستان بوشهر در هیات اجرایی
هفته گذشته منازعات رسانه ای بین آقای شکوهی عضو شورای اسلامی بوشهر و نماینده شورای اسلامی شهرستان بوشهردر هیات اجرایی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری شدت گرفت.
آنچه در رسانه ها منعکس شده بود؛ به نقل از آقای شکوهی اینکه فرمانداربوشهر بر خلاف مقررات و بدون رعایت عدالت و انصاف از حضور ایشان در هیات اجرایی شهرستان ممانعت کرده است. آقای شکوهی مدعی است که فرماندار حضورش را در هیات اجرایی منوط به کسب نظر ازناظرین شورای نگهبان کرده است. همچنین آقای شکوهی باید تبلیغات انتخاباتی به نفع کاندیدای خاص نکند تا بتواند در هیات اجرایی شرکت کند.
آقای شکوهی مدعی است که عضویت در هیات اجرایی، مرا الزام به پذیرش مقررات خاص انتخابات می کند اما نکته ای که اعتراض او را برانگیخت؛ اینکه مگر خون آقای فرمانداراز خون دیگران رنگین تر است؟ او اشاره به تبلیغات آقای فرمانداربنفع کاندیدای خاص می کند و نسبت به تصمیات فرماندار معترض است.
آقای فرماندار گفته است که اعضای هیات اجرایی طبق قانون نباید برای کاندیدای خاص فعالیت کنند. در مورد آقای شکوهی هم گفته اگر تعهد دهد که بنفع کاندیدای خاص تبلیغ نکند، حضور او در هیات اجرایی بلامانع است در غیر اینصورت از حضور وی ممانعت خواهد شد.
با بررسی قانون انتخابات، نحوه حضور اعضای هیات اجرایی و الزامات و مجازاتهایی که برای متخلفین از قانون پیش بینی شده است موازی به شرح زیر متذکر می شوم:
1- به موجب ماده 38 قانون انتخابات، هیات اجرایی به ریاست فرماندار وعضویت رئیس ثبت احوال و دادستان و یا نماینده وی و 8 نفر از معتمدین تشکیل می شود. نماینده شورای اسلامی شهرستان در نقاطی که شورا تشکیل شده است؛ یکی از 8 نفر معتمد اشاره شده در این ماده خواهد بود.ضمنا" اعضای هیات اجرایی بنا به مصادیقی که در قانون مشخص شده است؛ نباید با کاندیداها خویشاوندی نسبی و سببی داشتنه باشند.
2- معتمدین مذکور در ماده 38، بوسیله 30 نفر معتمدی که بوسیله فرماندار تعیین شده وهیات نظارت شورای نگهبان آنان را تایید کرده اند انتخاب می شوند. بنا به تصریح قانون، صرفا" 30 نفر معتمد دعوت شده از طرف فرماندار، موضوع مادتین 38 و39 قانون بایستی بوسیله هیات نظارت شورای نگهبان تایید شوند و اعضای اداری هیات اجرایی نظیر فرماندار، رئیس ثبت احوال، دادستان ویا نماینده او و همچنین نماینده شورای اسلامی شهرستان نیاز به گرفتن تاییدیه از هیات نظارت شورای نگهبان ندارند. و مطالبه فرماندار در این زمینه وجاهت قانونی ندارد.
3- به موجب ماده 66قانون، فعالیت انتخاباتی نامزدهای ریاست جمهوری رسما" از تاریخ اعلام اسامی آنان بوسیله وزارت کشور آغاز و تا 24 ساعت قبل از شروع اخذ رای خاتمه می پذیرد. با توجه به محدویت زمانی که قانون برای انجام تبلیغات گذاشته است؛ ستادهای انتخابات و نامزدها تا پیش از آن عملا" نمی توانند از کلیه امکانات و وسایل تبلیغاتی استفاده نمایند و اظهار نظرهای تا پیش از زمان تبلیغات، نقطه نظرات متداول جامعه است که قانون برای پیشگیری از تبادل پیامهای رو در روی اجتماعی محدویتی پیش بینی نکرده و از مصادیق تبلیغ مندرج در قانون نیست.
4- محدویتهای تبلیغاتی برای دستگاههای دولتی و کارکنان دولت و مقامات اجرایی و نظارت انتخابات مصرح در مواد 68 و 73، موکول به تحقق ماده 66 قانون است. بدین معنی که اولا" اسامی کاندیداها اعلام شده باشد؛ ثانیا" زمان تبلیغات بطوریکه در قانون تصریح دارد، شروع شده باشد. برهمین اساس مجازاتی هم که در قانون برای متخلیفین از مقررات تبلیغاتی پیش بینی شده است دلالت برهمین مواد دارد. در اینجا تقاضای فرماندار برای دادن تعهد عدم فعالیت تبلیغاتی توسط نماینده شورای اسلامی شهرستان در واقع همانند قصاص قبل از جرم است و نمی تواند استحکام قانونی داسته باشد.
5- در ماده 94 قانون انتخابات تصریح شده است: مجازات های این فصل به انواع مذکورمنحصر نبوده و قاضی در هر مورد می تواند متخلف را به مجازات مذکور و یا هر مجازات متناسب دیگری که در قانون تعزیرات آمده است، محکوم نماید.دراین ماده و اصل 156 قانون اساسی چنین تصریح دارد که مجازات و تعزیر مجرمین و اجرای حدود و مقررات در صلاحیت قوه قضائیه است و اشخاص حقیقی و یا حقوقی دیگری حتی به شاءن مسئولیت خود نمی توانند دیگری را محکوم، محروم و یا مجازات نمایند. جلوگیری از حضور نماینده شورای اسلامی شهرستان در هیات اجرایی به اتهام طرفداری از کاندید خاص و یا به قصد تبلیغ توسط فرماندار بر خلاف قانون و از مصادیق دخالت در صلاحیت مراجع قضایی است و مستوجب عقوبت مندرج در ماده 577 قانون تعزیرات است.
6- هر چند که آقای فرماندار انشاا... دغدغه سلامت انتخابات را دارند و تاکید ایشان بر بی طرفی کامل اعضای هیات اجرایی ستودنی است؛ اما این نگرانی نباید ایشان را وادار به اقدامات غیر قانونی بکند. مسئولیت اجرای امنخابات بر عهده وزارت کشور است و نظارت بر انتخابات در حدودی که در قانون معین کرده است؛ در صلاحیت ناظرین شورای نگهبان است. بهتر است آقای فرمانداردر چهارچوب مقررات اقدام کند تا شائبه طرفداری از کاندیدای خاص متوجه او نشود.
7- آقای شکوهی فرماندار را با جمله خون او از دیگران رنگین تر است متمایزازدیگران کرده است. یعنی کاری که برای آقای شکوهی حرام است، برای آقای فرماندار مباح است. خوب بود آقای فرماندار در این مورد اظهار نظر می کرد و با رد نظرات آقای شکوهی خود را در انتخابات کاملا" بی طرف نشان می داد. البته رد اظهارات آقای شکوهی به معنی این نیست که آقای فرماندار به کاندید خاصی علاقه مند نیست زیرا او منصوب دولت نهم است یعنی در واقع هم دولت آقای فرماندار را از نظر مواضع سیاسی مورد وثوق خود می داند و قبول دارد؛ هم آقای فرماندار دولت نهم و مواضع دولت را قبول دارد در غیر اینصورت اکنون آقای پور کبگانی فرماندار نبود. در این مورد خاص اعتراضی نیست؛ اعتراض آقای شکوهی به جانبداری آقای فرماندار از کاندیدای خاص است یعنی آقای فرماندار که رئیس هیات اجرایی است و باید قانون انتخابات را اجراء کند؛ مثلا" در جایی ننشیند وافرادی را دورخود جمع کند و برای راه یابی کاندیدای مورد نظر خود چاره جویی کند. یا مثلا" از آنان بخواهد زنجیره ارتباطی درست کنند و این حلقه را بزرکتر کنند؛ حوزه تبلیغی خود را گسترش بدهند و افراد بیشتری را تحت پوشش قرار دهند تا فضای جامعه به نفع کاندید مورد نظرشان سوق داده شود. یا اینکه نباید علیه کاندید رقیب تبلیغات کند. در شرایط کنونی حتی در مورد طرفداران آنها و یا تحت عنوان اصلاح طلبان هم نباید اظهار نظر خلاف کند زیرا خود او در طیف اصولگراها قراردارد. اگر آقای فرماندار درشرایط حال از کاندیدای خاص طرفداری کند و در مورد فعالیت های او بزرگ نمایی کند؛ و بر عکس در مورد کاندید رقیب کم لطفی کند، بی انصافی کرده و از اعتدال خارج شده است و باید به دیگران حق بدهد که در این باره اظهار نظر بکنند.
8- هر چند که نظر آقای فرماندار با توضیحاتی که داده شد در مورد ممانعت از حضورآقای شکوهی به عنوان نماینده شورای اسلامی شهرستان بوشهر درهیات اجرایی مشروط به دادن تعهد عدم تبلیغات قانونی بنظر نمی رسد؛ اما پیشنهاد می کنم آقای شکوهی خود از این نمایندگی صرف نظر کنند زیرا ورود به این حوزه اخلاقا" محدودیت هایی را برای او بوجود می آورد. مسئولیت او در حال حاظربس سنگین است و در فضای کنونی بهتر می تواند رسالت خود را انجام بدهد.
وظیفه اولیا در قبال امتحانات بچهها
اضطراب و دلهره پیش از امتحان، مسئله جدیدی نیست و تقریبا نمیتوان برای از بین بردن نگرانیهای قبل از امتحانات پایان ترم راه حلی پیدا کرد اما میتوان با تدابیر خاصی این استرس را کم کرد.
کارشناسان معتقدند که مثلث والدین، دانشآموز و معلمان و مسئولان برگزاری امتحانات نقش مؤثری دارند که هر یک باید به خوبی نقش خود را ایفا کنند. پافشاری خانوادهها برای کسب نمرهای بیش از توان دانشآموزان تعادل ذهنی آنها را به هم میریزد.
محیط خانواده و مدرسه نباید ارزشگذاری دانشآموز از طریق نمره را به دانشآموز القا کند. برخی از معلمان کسب نمره متوسط توسط دانشآموزی را که با علاقه درس میخواند بسیار ارزشمندتر از نمرات عالی دانشآموزی میدانند که از ترس توبیخ شدن در مدرسه و خانه تلاش کند. باید فرهنگ ارجح بودن یادگیری بر کسب نمره در مدارس و خانوادهها نهادینه شود.
آمادگی جسمی دانشآموز برای شرکت در جلسه امتحان به اندازه آمادگی روحی او اهمیت دارد. گرسنگی، خوردن غذاهای سنگین و حتی پوشیدن لباسهایی که نتواند دانشآموز را در مقابل سرما یا گرمای محل امتحان حفظ کند نیز در کاهش توان تحلیل علمی و به هم ریختن قوای ذهنی و افزایش استرس او در جلسه امتحان مؤثر است.
استرس افراد بهطور معمول دارای منشا مشخصی است اما اضطراب، منبع مشخصی ندارد.
بسیاری از دانشآموزان منطق درست درس خواندن را نمیدانند و این موضوع به یادگیری و تسلط نداشتن آنان دامن میزند، بنابراین معلمان و والدین باید در رفع عوامل استرسزا تلاش کنند. برای یادگیری و حضور مثبت در امتحان، دانشآموزان نباید بهاصطلاح شب امتحانی باشند بلکه باید در طول سال درس خود را مطالعه و مرور کنند و در شب امتحان تنها نگاهی گذرا به مطالب مهم داشته باشند. مسافرت والدین و تنها گذاشتن دانشآموزان در موقع امتحانات آرامش آنها را بر هم میریزد، بنابراین خانوادهها باید در این زمان رفتار مهربانانه را جایگزین رفتارهای خودخواهانه خود با فرزندانشانکنند. همچنین در شبهای امتحان دانشآموزان را از شبنشینیها و عادات گذشته که در طول سال تحصیلی انجام میدهند دور کنند. استفاده از رژیم غذایی مناسب در موقع برگزاری امتحانات و داشتن آرامش کافی برای دانشآموزان یکی از راهکارهای مناسب برای کم کردن استرس خواهد بود. وظایف والدین و خانواده را در فرایند کمک به دانشآموز در زمان امتحانات میتوان به ۳ دسته کلی تقسیم کرد:
نگرش مطلوب به امتحان
۱. بهعنوان والدین سعی کنیم برای این سؤال که امتحان از نظر ما چه اهمیتی دارد؟ پاسخ یافته و رفتار مناسبی داشته باشیم.
۲. امتحان را در نظر دانشآموز بیش از حد بزرگ جلوه ندهیم، بلکه از امتحان بهعنوان راهی برای تعیین سطح یادگیری و رفع مشکلات درسی، سخن بگوییم.
۳. اهداف امتحان را برای فرزند خود بازگو کرده، به روشنی مفهوم امتحان را به او تفهیم کنیم تا در نهایت بهدلیل یادگیری مطلب درسی، مطالعه و فعالیت کند، نه برای امتحان و کسب نمره.
۴. توجه داشته باشیم که میزان و سطح یادگیری مطالب درسی توسط فرزندمان، دارای اهمیت است نه نمرات بالای او در امتحان. چه بسا فرزندانی که نمرات بالایی در امتحانات آوردهاند اما مطالب درسی را پس از گذشت چند روز فراموش کردهاند و چه بسیار دانشآموزانی که در امتحان نمره بالایی نیاوردهاند ولی مقدار قابل توجهی از مطالب درسی را به خوبی آموخته و آن را بهطور عملی تجربه کردهاند.
۵. فرزندان خود را از نظر نمرههای امتحانی با دوستان و همسالان و فرزندان بستگان و همسایگان مقایسه نکنیم.
۶. قبل از امتحان با دادن وعدههایی نظیر: اگر در این امتحان فلان نمره را بگیری، فلان جایزه را برایت تهیه میکنم فرزند خود را تحت فشار و اضطراب درونی قرار ندهیم.
7. توجه داشته باشیم، فرزندی که نمره خوبی در امتحان کسب نکرده از نظر شخصیتی فرد بدی نیست بلکه فعالیت او در زمینه فلان درس و امتحان در حد نمرهای است که به دست آورده است.
برنامهریزی و اداره خانواده
۱. لازم است در امور خانواده برنامهریزی کنیم تا هرچیزی به جای خود، در وقت مقرر و متناسب با وضعیت فرزند و امکانات موجود در خانه رعایت شود.
۲.توجه داشته باشیم که خود فرزندان نیز دغدغه و نگرانی امتحان را همانند والدین و حتی بیشتر از آنان دارند، بنابراین ضروری است به جای تذکر و سرزنش، روحیه آنها را تقویت کنیم.
۳. همیشه و در هر حال، بهخصوص در هنگام امتحانات، فضای خانه را آرام نگه داریم، از جروبحثهای مختلف تحت هر عنوان پرهیز کنیم.
راهنمایی قبل از امتحان
۱. فرزندان را راهنمایی کنیم تا برای مطالعه خود برنامه منظمی تهیه کنند و مطالب درسی را بهطور مستمر در طول سال تحصیلی بیاموزند، زیرا مطالبی را که باید در طول چند ماه آموخته شود، نمیتوان یکباره در شب امتحان آموخت. علاوه بر آن خستگی بیش از اندازه نیز عارض دانشآموز میشود.
۲. از فرزندان خود بخواهیم مطالب درسی را تا حدامکان به زبان خود بیان کنند نه به زبان کتاب و عین جملات کتاب، بنابراین هنگامی که از آنان درس میپرسیم تأکید کنیم که به همین روش پاسخ دهند.
۳. از فرزندان بخواهیم که از متن درس چند سؤال مطرح کنند و حدس بزنند که کدام یک میتواند سؤال خوبی برای امتحان باشد.
4. در روزهای امتحان، بهخصوص اگر امتحان در ساعت اول ورود به مدرسه انجام میگیرد، کمی زودتر از وقت معمول از خانه حرکت کنند تا به موقع به جلسه امتحان برسند.
تاریـخ بوشهـر
تقدیم به : پروفسور ایرج نبیپور
نویسنده : ویلم فلور قسمت یازدهم
شیخ نصر در ابتدا موافق
و بعدها مخالف میرمهنا بود
با تأسیس حکومت زندیه در شیراز در سال 1753، ایجاد ثبات در علیای خلیجفارس، در منطقهای شامل بصره، بوشهر و بندر ریگ، تا حدودی آغاز گردید. با وجود این، پیشرویِ نظامیِ آزادخان به شیراز، موجب هراس و نگرانی در میان رؤسا و ساکنان مناطق ساحلی گشت. موقعی که او شیراز را در سال 1754 به اشغال در آورد، ساکنان بوشهر و بندر ریگ، مانند ارامنهی آن مناطق، با کالا و مالالتجاره خود به خارک فرار کردند. ارامنه پیش از این اقلیتی یکصد نفره با آیینهای مذهبی خود، به وجود آورده بودند. در میان آنها ده نفر تجّار ثروتمند وجود داشت که با سورات، بنگال و کوروماندل داد و ستد میکردند. ضمناً تجّار بانیان و ایرانی هم به خارک آمده بودند. با وجودی که آنها میخواستند خانه بسازند، امّا به دلیل نیازِ شدیدی که به کارگر و مصالح ساختمانی برای ساخت قلعهی هلندیها وجود داشت، این کار برایشان امکانپذیر نبود.189
در اوت سال 1754 رؤسای دشتستان تصمیم گرفتند که با قوای خود که متشکل از ده هزار روستایی ـ که به طرز نامناسبی مسلّح بودند ـ با آزادخان مقابله کنند. بنا به گفتهی هلندیها، تنها رادع و مانعی که میتوانست از پیشروی افغانها جلوگیری کند، گردنهی باریکی بود که در آنجا ده نفر میتوانست با پرتاب سنگ و صخره، عملیات ارتشی به استعداد 1000 نفر را متوقف کنند.
در اکتبر 1754 میرحسین و شیخ نصر بوشهری دو ماه بود که در انتظار ورودِ آزادخان، در مناطق کوهستانی به سر میبردند، اما به دلیلِ نبودِ غذا و عدم پرداخت مواجب، سربازها یکی بعد از دیگری آنجا را ترک گفتند. با وجود این به اندازهی کافی نیرو در آنجا وجود داشت، زیرا در اکتبر 1754 این نیروهای محلیِ خلیجفارس، از جمله نیروهای بوشهر و بندر ریگ، با 4000 قبضه تفنگ فتیلهای، نیروهای آزادخان، به استعداد 15 الی 17 هزار نفر، در جنگِ خشت، شکست دادند. گفتنی است میرحسین و شیخ نصر بوشهری در اواخر نوامبر 1754 به اوطان خود مراجعت کردند.190
شیخ نصر اول با کریمخان همپیمان شده بود، زیرا به پشتیبانی او جهت تحکیم مواضع خود ـ اگر میخواست موقعیتش را در خلیجفارس در برابر مدعیان (اعراب هواله، بنیکعب و تنگستانیها) حفظ کرده و بحرین را نگه دارد ـ نیاز داشت. افزون بر این، او به شیراز به عنوان بازاری عمده برای تمامی کالاهایی که در بوشهر تخلیه میگردید و نیز برای کالاهای خودش، متکی بود زیرا او از همهی اینها گذشته، تاجر هم بود.191 متأسفانه اوضاع تجارت در سال 1754 نامطلوب بود. دلیل این اوضاع، نه فقط حملهی آزادخان به شیراز بود بلکه گرفتاریهای محلی، شروعِ زمستان و فصل بارندگی هم مزید بر علت شده بود طوری که از فوریه 1755 هیچ کاروانی به بوشهر، بندر ریگ یا بندر دیلم نیامده بود.
در بصره هم، که انگلیسیها در سال 1754 به آنجا شکر وارد کرده و هنوز به فروش نرسیده بود، اوضاع تجارت چندان بهتر از آنجا نبود.192 یادآوری میگردد وقفهی جنگ موجب نشده بود که دشمنی شیخ نصر نسبت به بندر ریگ و رئیس جدید آن، میرحسین، کاهش یابد. علت این خصومت، نه فقط کشمکش بر سرِ بحرین بود، بلکه بوشهر حضور تشکیلات تجاری هلندیها را از دست داده و این در حالی بود که بندر ریگ، با استقرار هلندیها در خارک، احساس میکرد که به موفقیت بزرگی نائل شده است.
ورود کمپانی هند شرقی انگلیسی "EIC" به بوشهر این ضرر و زیان را جبران میکرد، زیرا این حرکت نه فقط به مفهوم ورودِ کشتیهای این شرکت به بوشهر، بلکه به مفهومِ ورودِ بیشترِ کشتیهای خصوصیِ انگلیسیها و سایر کشورها و نیز ورود تجار ایرانی به این بندر بود.193
بنابراین شیخ نصر از میرمهنا علیه برادر بزرگترش و تلاش او برای اشغال بندر ریگ در دسامبر 1754 پشتیبانی میکرد. به رغم این که میرمهنا در بدایت امر موفق بود، اما آنگاه توسط شیوخ مخالف همجوار شکست خورد و به زندان افتاد. گفتنی است مذاکره با نمایندهی کمپانی هند شرقی انگلیس، فرانسیس وود، در مارس 1755 در بوشهر، نتیجهای در بر نداشت و این در حالی بود که او عازم بندر ریگ گشت و در آنجا تشکیلات تجاری هم راه انداخت.194 اگر تشکیلات تجاری انگلیسیها در بندر ریگ عملاً به فعالیت میپرداخت کشمکش بین بوشهر و بندر ریگ، برای کنترل تجارت و رفت و آمد کاروانهای تجاری به شیراز، در میگرفت.
شیخ نصر در آوریل 1755 از ائتلاف بدون انسجامی با رؤسای دشتستان پشتیبانی میکرد تا دستِ میرحسین را از بندر ریگ کوتاه کرده و میرمهنا را جایگزین او سازد، زیرا کاملاً آگاه بود که میرمهنا فاقدِ منافع تجاری است. این تلاش شیخ نصر به دلیل دادنِ پیشکشهای هدفمند و مبتنی بر تشخیصِ درستِ میرحسین، به شکست انجامید و در نتیجه شیخ نصر و میرمهنا ناگزیر به فرار به بوشهر شدند.195 علیرغم واقعیتهایی مأیوسکننده، شیخ نصر نگران و دلواپس نبود.
در بندر ریگ، گناوه و دیلم، رؤسای محلی فقط 3 درصد یا کمتر، بر کالاهای وارداتی گمرکی میبستند. موقعیت این شهرها از بوشهر ـ تا آن جا که به حمل و نقل کالا به شیراز ارتباط داشت ـ بهتر بود. با وجود این، بوشهر به دلیل حضور چند تایی تاجر ثروتمند ایرانی در این بندر، به خود میبالید. این تجّار از سهم هنگفتی، در کاروانهایی که از مناطق دور افتاده میآمدند، برخوردار بودند، بنابراین سایر تجّار ایرانی هم مایل بودند که به سراغ آنها رفته و به سهم خود در این تجارت، دست یابند.196
مضافاً کشمکشهای برادران در بندر ریگ، که به قتل میرناصر، جنگ در ایران و به زندان افتادنِ میرمهنا انجامید، تضمینکنندهی برتری بوشهر بود که با رفتار صمیمانه، بیشترین تلاش خود را میکرد تا تجّار را به خود جذب کند. با وجود این، شیخ نصر پیش از آن موقع، از ایجاد دردسر برای هلندیها دست برنمیداشته و حتا میخواسته است که به خارک هم هجوم بَرد. او چندینبار به این منظور، شناورهایی را آماده و تجهیز کرده و تا لنگرگاهِ بیرونیِ بوشهر هم اعزام کرده بود، اما هر بار این شناورها به دلیل وزشِ باد مخالف، مجبور به عقبنشینی میشوند.
سرانجام شیخ نصر بعد از این که از کمکهای مؤثر و کارساز هلندیها به میرحسین بندر ریگی آگاه گشت، از نقشههای خود دست کشید. البته این به آن مفهوم نبود که او از فعالیتهای خصمانهاش علیه هلندیها دست کشیده باشد، زیرا گفته میشود او تلاش میکرده نیپهوزن را به قتل برساند.
هلندیها در سپتامبر 1755 از درخواستی که برای اعزام یک نفر طبیب از کریمخان کرده بودند، به عنوان فرصتی مغتنم سود جسته تا از رفتار شیخ نصر ـ که علناً میگفت عوارض گمرکی کالاهای هلندی را تا 10 درصد افزایش داده تا تجّار نتوانند از خارک کالایی خریداری کنند ـ شکایت کنند.
کریمخان به هلندیها اطمینان داد که میکوشد این وضع را اصلاح کند و به آنها نوشت که اگر او اصلاح نگردید، آنها مجاز خواهند بود تا خود، برای این که شیخ نصر سرِ عقل آید، وارد عمل شوند.
بنابراین دیری نپایید که دو طرف آشتی کردند، لذا از سال 1756 هلندیها بیشتر کالاهایشان را از طریق بوشهر به بازار عرضه کردند.197
به رغمِ این واقعیتهای ناخوشایند، شیخ نصر بعدها کوشید تا دست به حملهی تازهای علیه بندر ریگ زند. با وجود این، دست سرنوشت، کشمکش راجع به حکمرانی بر بندر ریگ و نقش بوشهر در آن را به تعویق انداخت، زیرا در سپتامبر 1755ف بار دیگر کریمخان رؤسای دشتستان و نیروهای تحت امر آنها را به اصفهان فرا خواند.
نیروهای دشتستانی بعد از دو ماه ـ یا در همین حدود ـ اقامت در اصفهان، راجع به طول خدمتشان و هوای بسیار سرد زمستان در آنجا ـ که به آن عادت نداشتند ـ شروع به شکوه و اظهار ناراحتی کردند. خدمت برای این نیروها در اصفهان، به دلیل دریافت دستمزدِ نابسنده از کریمخان، که از نظر مالی دستتنگ بود، حتا بیجذبه و کشش هم شده بود.
احتمالاً در حدود فوریه 1756 نیروهای دشتستانی خواستار ترخیص از خدمت شدند که کریمخان به دلیل این که آنها بخش عمدهای از قوایش را در اصفهان تشکیل میدادند از قبول آن سر باز زد و این در حالی بود که انتظار میرفت رقیب اصلیاش، محمدحسن خان قاجار، به زودی او را مورد حمله قرار خواهد داد.
دیری نپایید که دو طرف با هم اختلاف پیدا کردند، زیرا قاصدی از طریق شاه اسماعیل سوم وارد اصفهان گردید و اعلام کرد که کریمخان باید اصفهان را تخلیه کرده و رهسپار شیراز شود و در صورتی که شاه اسماعیل سوم را هم به عنوان پادشاه خود بپذیرد، به عنوان "بیگلر بیگی" ایالت فارس منصوب خواهد شد، اما اگر از قبول آن سر باز زند، التفاتی به او یا به طرفدارانش نشان داده نخواهد شد.
"شرایطی اعلام شده بود که نیروهای جنوب کشور عموماً و نیروهای دشتستانی خصوصاً (نه از روی وفاداری که از روی ترس)، با اسماعیل شاه موافقت کردند".
لازم به یادآوری است که این اعتراض عمومی به شورشی چهار روزه منجر گشت ـ سربازان دشتستانی در بیدآباد، عباسآباد و محلاتِ باغ جنّتِ اصفهان موضعگیری کردند ـ طوری که کریمخان مجبور شد با استفاده از قوای مسلح، آنها را سرکوب کند.
به هر حال، با وجودی که دو طرف این کشمکش را فرو نشاندند و کریمخان عفو عمومی اعطا کرد، معالوصف او دیگر نمیتوانست متکی به نیروهای دشتستانی باشد، همانطور که او در رویارویی با محمدحسنخان قاجار در گلناباد، متوجه آن گردید.
گفتنی است نیروهای دشتستانی در این رویارویی از شرکت در جنگ خودداری کردند که در نتیجهی آن، کریمخان شکست خورد. بنابراین در مارس 1756 "کریمخان زند چون پی برده بود که تنها نیرویی که به آن متکی بود، او را ترک کردهاند، شهر را به همراه حدود 800 سرباز کهنهکار ترک گفت"، مصمّمانه به شیراز برگشت تا انتقام خود را از ساکنان خط ساحلی بگیرد. با همهی اینها، او فعلاً میبایست منتظر میماند تا رقیبش، محمدحسنخان قاجار، که در یکم آوریل 1756 وارد اصفهان شده بود، دست به چه اقداماتی در آن شهر خواهد زد.
"رفتار کریمخان زند به دور از انتظار نیروهای دشتستانی بود، زیرا او سربازانش را وادار کرده بود تا آنها را لخت کرده و دار و ندارشان را به غارت برند، شیخ نصر بوشهری هم به زندان افتاد، زیرا خان مصرّانه از او خواسته بود تا حسابهای کشتیهای همایونی را عرضه کند و مبلغ 5000 تومان هم بابت عایدات سه سالِ گذشتهی بحرین بپردازد، اما میرحسین و برادرش، میرمهنا، به ملاحظهی فقر و تنگدستی آشکارشان اجازه یافتند تا به اوطان خود مراجعت کنند."198
سه نفر از رهبران نیروهای دشتستانی، از جمله شیخ نصر بوشهری، به مدت یک سال در شیراز زندانی بود و بقیه آزاد شدند. ضمناً بوشهر هم خساراتی را متحمل گردید، زیرا تمامی تجّار به محض این که خبرِ به زندان افتادنِ شیخ نصر را دریافت کردند، شهر را ترک گفتند. تجّار بیمناک بودند که مبادا آزادی شیخ نصر را آنها باید پرداخت کنند، لذا آنها شهر را ترک کردند که بعضی از آنها همراه با خانوادههایشان در خارک توطن اختیار کردند. یکی از آنها تاجری بسیار ثروتمند موسوم به آقا ابراهیم بود که گفته میشد مالک مبلغ 5 لک روپیه است.199
به دلیل این موانع و مشکلات، نیروهای شیخ نصر چنان تضعیف گردیده بود که او نمیتوانست جزیرهی بحرین را حفظ کرده یا جهازات خود را به نحوی شایسته نگهداری کند. جهازاتی که او از نادرشاه به ارث برده بود یکسره ـ به جز یک فروند ـ خراب و از کار افتاده بودند و ساز و برگ نظامیشان هم پخش و پلا شده بود و برای راهاندازی آنها، فاقد نیرو و لوازم بود.
در سال 1756 بوشهر قادر نبود "حتا 12 فروند کشتی و 70 نفر ملوان کارآزموده و خوشبنیه، سازماندهی کند. شهر به طور قابل قبولی پُر بود از تجّار، خردهفروش و افزارمند ایرانی، هرچند هیچکدام از آنها جهت کار در دریا افرادی سالم و با تجربه نبودند."200 این ضعف و ناتوانی بوشهر زمانی بسیار علنی گشت که میرمهنا بعد از ماه ژوئیه 1756 شروع به حمله به کاروانها کرد که پیامدِ آن وارد آمدن آسیب جدی به تجارت، از جمله تجارت بوشهر بود.
زوال عمومی رفاه اقتصادی بندر ریگ بعد از سال 1754 میرمهنا را به دزدی در دریا و در خشکی سوق داد و این مسیری بود که دیگر راه برگشتن برای او، وجود نداشت. پیامدِ زوالِ اقتصادی بندر ریگ و بوشهر، فعالیت بازرگانی روزافزون در بنادر دیلم و گناوه بود. رؤسای این دو بندر جد و جهد می کردند تا تجّار و کاروانهای تجاری آنها را به تجارت در آنجا، جلب کنند. افزون بر این، آنها "واک" را تشویق کرده تا کالاهای خود را در آن بنادر بفروشند و مراتب دوستیشان را به هلندیها نشان دادند.
در 19 آوریل 1756 دو نفر ملوان فراری به آنجا وارد گردید، اما حکمران بندر دیلم آنها را بازداشت کرده و به هلندیها تحویل داد، مشروط به این که آن دو را به کیفر نرسانند. لذا نیپهوزن آنها را دست بسته جهت محاکمه به باتاویا فرستاد. به همین نحو، در شب چهاردهم ماه مه 1756 چهار سرباز با یک فروند گالیوات مسروقه وارد گناوه شدند که مورد استقبال قرار نگرفتند. حکمران آنها را دستگیر کرده و بدون درخواست پوزشخواهی، آنها را همراه با گالیوات مسروقه به هلندیها تحویل داد.201
بیتردید پرداخت کمکهای مالی که در سال های 57-1756 کریمخان بر رؤسای متمرّد نواحی ساحلی تحمیل میکرد و نیز تحمّل حبسهای طولانی نتوانست برای بهبود بخشیدن به اوضاع، چندان مؤثر و کارساز باشد. بنابراین فقط در سپتامبر 1756 بود که کریمخان توانست توجهش را به مناطق ساحلی معطوف کند و آنگاه به منظور وصول مالیات، دریافت خراج، قول وفاداری و گرفتن گروگان از آنها، به مدت هفت ماه در آنجا اقامت جویید. آنها در ماه اکتبر دست به شورش زدند، اما بعد از این که شکست خوردند مجبور شدند خود را به "علیخان شهسوند" تسلیم کنند. لذا تمام سران نواحی ساحلی میبایست مطابق ارزشیابی و تعیین توان مالیشان، به کریمخان کمک مالی کرده و برای او سرباز تأمین کنند.202
در 11 ژانویه 1757 یک نفر از ساکنان طاهری وارد بندرعباس گردید و گزارش کرد که کریمخان مالیاتهای زیر را تحمیل کرده است: شیخ حجر کنگانی 4000 تومان و 400 سرباز، شیخ علق حکمران نخیلو 6000 تومان و 600 سرباز، شیخ حاتم طاهری 8000 تومان و 800 سرباز؛ در عوض سران مناطق ساحلی نیز برای حکمرانی خود و حق دریافت مالیاتهای کشاورزی و عوارض گمرکی از حمایت و تأییدیه خاندان زند، برخوردار گردیدند.
شیخ نصر بوشهری هم برای ابقاء منصب شهبندری، حکمرانی و عنوان وظایف و منصب نیابت دریابگیِ مولاعلیشاه، میبایست مبلغ 3000 تومان پرداخت کند. ساکنان مناطق ساحلی راجع به این تحمیلها شکایت کردند که خالی از نتیجه بود. ارتش زندیه بعد از تحمیل مبلغ 1000 تومان بر بندر ریگ و 3000 تومان بر بوشهر و انتصاب میرمحمد به جای میرمهنا، در آوریل 1757 منطقهی بندر ریگ (دهکهنه) را ترک گفت.
قوای کریمخان آنگاه رهسپار منطقهی کعبیها، به منظور حل و فصل مشکلات مربوطه گردید.203 کریمخان آنگاه راجع به حمله به بوشهر و سایر شهرهای ساحلی و گوشمالی آنها به خاطرِ نقضِ بعضی تعهدات وارد گفتوگو گردید، اما به جای آن عازم یزد گردید.
به مناسبت دوم خرداد؛
آیا 22 خرداد دوم خرداد میشود؟
در اینکه تاریخ تکرار شدنی است شکی نیست اما اینکه آیا کیفیت تکرار شبیه اصل یعنی «کُپی برابر اصل» خواهد بود؟ سؤالی است که باید در جواب گفت که چون زمان درگذر است خود با پیشرفتهای سریعی مواجه میشود توقع و منطق آنست که کُپی مدرنتر، شفافتر و کاملتر از اصل باشد زیرا زمان «یک سند نوشته شدهی ثابت» نیست و به دلیل متحرک بودن زمان، کپی تکرار تاریخ قاعدتاً و منطقاً باید پیشرفتهتر و امیدوار کنندهتر از اصل باشد. البته این پیشرفت و بالندگی بستگی به «شعور بالای ملت» دارد. هر چه فهم، آگاهی، بینش و تعهد مردم بالاتر باشد کیفیت کپی تاریخ بالاتر از اصل خواهد بود. اما دو آفت وجود دارد که به کیفیت «کپی تاریخ» گاهی لطمه میزند.
اول: شعور و احساسات.
دوم: تبلیغات یکجانبه و گاهی غیرجوانمردانه
در مورد فاکتور «اوّل» همه ایرانیان عزیز و مسلمان ما از «شاه و شاهی کردن» متنفر بودند و هستند انقلاب در یک حالت غیر مترقبه شیب شتاب به خود گرفته و پیروزی ظفرمندانهای شامل حال ملتی شد که از همه لحاظ «از حاکمیت موجود» به ستوه آمده بودند از طرفی مردم مرید، مرادی بودند که با تمام وجود به او عشق میورزیدند و به او اعتماد پیدا کرده بودند در این شرایط کافی بود از امام و مقتدای خویش یک اشاره و ملت «به سر» دویدن یعنی شور کامل، که این خود در آن زمان ستودنی بود، اما با گذر زمان و تبدیل تدریجی «شور» به «شعور» به ویژه پس از پایان جنگ خانمانسوز 8 ساله که رنسانس علمی، فکری و فرهنگی مردم جرقه خورد، مردم و لیدرهای روشنفکری کم کم پی به یک سری نقص یا نقائصی در قانونی بردند که با اکثریت آراء به آن رأی داده بودند در فاکتور دوم خاطره و یاد و اذهان مردم فراموش نمیکند که در فروردین و اردیبهشت 76 تمام سمت و سوی تبلیغات و تمام امکانات دولتی له یک فرد و جناح خاصی موجود بود و از طرفی همه هجمههای ضدفرهنگی علیه فرد و جناح دیگری بود به گونهای که کارنوال زشت و مضحک و طراحی شده «عاشورا» سعی در تخریب مرد محبوب مردم ایران را داشت و هزاران ترفند، دسیسه و ناجوانمردی دیگر که ملت شاهد بود و اطاله کلام لازم نیست. لذا مجموعهی آنچه آمد باعث شد تا با توجه به واخوردگیها، سرخوردگیها، ناکامیها، سانسورها و انحصارهای متنوع، و توزیع ناعادلانه قدرت، ثروت و اطلاعات فیمابین عدهای قلیل «خودیها» و نورچشمیها و آقازاده و...
و ملت علیرغم همه حمایتهای حکومتی و شخصیتی از فرد و جناحی تصمیم نهایی خود را گرفت و در یک «نهضت خارقالساعه» و غیرمترقبه و دور از انتظار یک «نَه» به بلندای تاریخ و در قالب 20 میلیون عزم جزم شده 20 میلیون رأی «سَلبی» و «نَه» به خواستهی حاکمیت نَه «نظام» به فردی «آری» بگوید که هیچگاه او را ندیده بود و نه میشناخت، اما شعور ملت در دور دوم ریاست جمهوری «سالار دوم خرداد» از «سَلبی» به «شعوری» تبدیل شد. لذا با وجودی که اقتدارگرایان جهت عدم تداعی خاطره دوم خرداد در ملت تاریخ رأیگیری را به 18 خرداد تغییر داده بود اما تاریخ انتخابات ایران شاهد پدیدهای شد که در هیچ یک از دورههای ماقبل خود ندیده بود و آن «رأی 22 میلیونی» مردم به سیدی بود که در طول 4 سال ریاستش از او جز صداقت، سلامت، لبخند، راستی، مردمداری، انسانیت، شفافیت، خلق و خوی نیکو چیزی ندیده بودند.
مردم ایران از هر قشر و قومی خاطرات شیرینی از دوره ی 8 ساله رخداد و به تعبیری بهتر به فرمودهی رهبر معزز انقلاب «حماسه دوم خرداد» که فرمود بدان خاطر نماز شکر و سجدهی شکر به جا آوردم، بیاد دارند بهار مطبوعات، ماه عسل خبرنگاران، قوس قزعهای زیبای آسمان آزادی بیان، دشتهای وسیع و چشماندازهای وسیع «امید و نشاط» در میان آحاد مردم، امید به تولید در زارع و صنعتگر، ذوق سرشار در نقاش و خطاط، ادیب، طبیب و همه و همه رهآورد دوم خرداد 76 بود.
اما آیا در 22 خرداد آیندهی دوم خرداد دیگری در راه خواهد بود؟ این پرسشی که پاسخ آن برای هر تحلیلگر زبردست و ماهر و رجل سیاسیای جز اراده، منش، روش، عزم، خرد، متعهد، تعصب و همیّت مردم میسر و امکانپذیر نخواهد بود. ملت خردورز و تیزبین ایران زمین چون شاهینی تیزبال و ریزبین تمام وقایع و حوادث و مهره چینیهای این ایام 3 ساله را و تمام وعدههای عمل نشده را از «آوردن سهم نفت بر سفرهها» تا «سیبزمینیهای لِه» شده از تصفیههای اتوبوسی مدیران کارآمد تا انحلال سازمانها و نهادهای تأثیرگزار در ساختار حکومت از افتهای همه جانبه در امور از قبیل ناکامیها ورزشی، اُفت شخصیتی در سطح جهانی و تقلیل جایگاه ایرانی که با امپراطوری گذشته 2500 ساله آغاز گشته بود با هم ردیفی با کشورهای گابون، بورکینا و سایر کشورهایی که در دوستیشان با ما به منزله «بهزیستی» و نهادهای حمایتی خودمانی هیچ عایدمان نشده و و و اکنون ملت باردیگر شاهد تکرار تاریخ است بار دیگر همان فضا و همان شرایط و همان حمایتها و همان بیعدالتیها تبلیغی را شاهد است، به گونهای که مثلاً آیتا... کروبی را که یکی از صحابیون امام و سهامدار انقلاب است اجازهی سخنرانی در دانشگاه همدان به او نمیدهند یا میرحسین موسوی نخست وزیر صدر درصد مورد حمایت امام و یک چهره شناخته شدهی جهانی برای معرفی خود به نسل دوّم و سوّم انقلاب با مشکل جدی روبرو است اما صدا و سیما، تریبون نماز جمعه و جماعات، مدیران اتوبوسی تغییر یافته و مدیران مورد نظر گزیده شده در اقصی نقاط کشور و سرازیر کردن مستقبلین «مسافرین اطراف» به مرکز استانها برای زیر پا نهادن کرامت انسانی آنها «دویدن یورتمهای پشت مرکبآهنین بندهی خدا» و استفاده از تبلیغ «منفی» که شما چه بخواهید چه نخواهید «رییسجمهور، رییسجمهور» است یعنی ایجاد رکود و دلسردی و باور اینکه «حضور ما و ارادهی ما و تصمیم ما و رأی ما» در تعیین سرنوشت سیاسیامان بیتأثیر خواهد بود قصد نیل به هدف دارند، اما غافلند از اینکه این ملت و این مردم، همان مردمیاند که دوم خرداد 76 را و رنسانس رهایی را خلق کرده میباشند آری 22 خرداد اگر که در روند اجرایی انتخابات از نظارت و اجرا و شمارش، خدشه وارد نشود و از دخالت و اعمال سلیقههای فردی و باندی پرهیز گردد دوم خرداد متولد میشود.
البته یقین داریم که افراد صاحب نفوذ از علمای دین ومراجع تقلید گرفته تا زندان رفتهها و شکنجه دیدهها و عاملان دفاع مقدس سران دلدادهی سپاه سبز خمینی که جز به استقرار و استقلال و بقاء نظام نمیاندیشند ودر رأس آنان ولایت امر اجازه نخواهد داد. در روند خواست و اندیشه و تصمیم مردم دقیقاً دوم خرداد 76 خللی و گزندی و دستبردی وارد شود و مباد آن روز.
شونشینیهای گرگو و تشتشوک
گرگو: میخوام برم وره (فلکناز) تشتشوک!
شهرو: گرگو مو که دی دارم و رفتار تو و تشتشوک مشکوک ویمُمُ!
گرگو: ری چه حساوی؟
شهرو: ری ئی حساوی که شما دو آرد پاک تو کاسهتون نی! ممکن قصد انقلاب مخملینی یا براندازینی داشتوین!
گرگو اشاره و عصاش میکنه میگو: آخه زن تو هم مثه فاطی خانم هر چی زبونت بیا میگیا! مو و تشتشوک 8 ـ 107 سالمونه، ما و براندازی؟
شهرو: ها مَی اعضی نهضت آزادی قصد براندازی نداشتن؟!
گرگو: خدایا... ئی پیر و پرتالل بنده یله خدا پی عصا راه میرن!
بگذریم... عامو گرگو رونه یه منزل تشتشوک ویمو. تشتشوک داره قیلونشه چاق میکنه که عامو گرگو میگو سلام.
تشتشوک: علیک السلام عامو گرگعلی!
عامو گرگو: نشو جون امرو کجا بیدی؟ سر و صدی وت نومه!
تشتشوک: رفتیدم ونزوئیلا وره چاوز یه سفارشی داشتم میخواسم واسطه واوو تا ...
عامو گرگو: تشو جون میفهمی دروغ چه گناه «کبیرهی» و نابخشودنینیه؟ یه روزی یکی از مدیران رسول اکرم(ص) فرسنگها ره پیمود تا رفت خدمت حضرت رسول، پس از دیدار از پیامبر پندی خواست، پیامبر فرمود دروغ نگو! رنجیده خاطر شد. عرض کرد یا پیامبر حسین، پیامبر فرمود دروغ مادر همهی گناهان است.
تشتشوک: ها، حالا فهمیدم سیچه مردم آمریکا، ری دروغ ایقه حساسن، گویا اونا بیشتر از ما پیر و پیامبرن، سی ایکه کلینتون گفت مو پی مونیکا رابطه نداشتمه، مردم آمریکا تا پُی استعفاء بردنش، گفتن چرا دروغ دادیه.
عامو گرگو: یانی دروغ ایقه بِدِ!
تشتشوک: نه، آغی مسیح مهاجری مدیر مسئول روزنامه واقعاً اصولگرای جمهوری اسلامی گفت: ای مو، جَی شورای نگهبان بیدم، احمدینژاد رَدّ صلاحیت میکردم! سی ایکه او همهی قبول نداره، به همه تهمت میزنه، دروغ میگه، آغی مهاجری میگه گفته: به نظر من در دولتهای قبلی ای دروغ تو سطح فرماندارانش یا کمی بالاتر استاندرانش بود اما در دولت نهم متأسفانه رییس دولت نهم خود .... تشتشوک آخرش گفت: دیه به گفتهی محسن رضایی که گفت: دولت نهم کشور را در پرتگاه سقوط برده اشاره نمیکنم.
تشتشوک: اینهیه مو نمیگم، سایت تابناک گفتا، مونم شنیدم.
ایرانجوان خرفتزده بود!
وقتی ناصر ابراهیمی سکان هدایت ایرانجوان در دست گرفت و فوری پول قراردادش نقد شد! از پول بیزبانی که پارس جنوبی برای ترمیم زمین چمن این باشگاه در اختیار مسئولین ایرانجوان قرار داده بودند مشخص بود که دارند به بیراهه میروند، تفکرات پیرمردی که به گفته خودش یک گونی کارت مربیگری دارد دردی دوا نکرد، از همان اوایل فصل همه چیز مشخص بود، از تستگیری بازیکن تا جذب آن که با ترس و لرز دنبال شد و یک تعداد بازیکن غیر بومی که همه از شاگردان این مربی در "صنایع اراک" بودند و چشم بسته جذب شدند، تا در روزهای سخت عصای دست وی شوند ولی همان تعداد باری روی دوش تیم بودند و بیشتر مواقع یا پیچ نیمکت ذخیرهها سفت میکردند و یا صندلیهای جایگاه ویژه ورزشگاه! با این که زمان خوبی برای یارگیری مهیا بود به خوبی این زمان توسط ابراهیمی به هدر رفت، وقتی فصل شروع شد در هیچ یک از بازیهایی که ایرانجوان انجام داد چه در خانه و چه بیرون خانه بازی زیبایی از این تیم دیده نشد، نه تاکتیکی مشخص و هنرهای فردی هم باری به هر جهت بود، به خاطر این که چوبی لای چرخ این تیم نشود چه پیشکسوتان، چه مطبوعات همه سکوت کردند و حمایت تا بلکه همینگونه سینه خیز و پشتکوار و به پیش روند ولی تفکرات پوسیده "ناصرخان" تیم را به سرازیری برده و به دره انداخت. از بس بازیکنان ایرانجوان در چمن مصنوعی به صورت فشرده تمرین میکردند که شوق و شادی از آنها گرفته بودند، چون با اختیار تام آمده بود، حرف "سرهنگ معماری" کمک اول خود و مدرس فدراسیون فوتبال را اصلاً نمیپذیرفت، تا نظر میآمد فنی میدهد بعد از هر بازی همانند بچه قهر میکرد و به تهران میرفت به راحتی رگ مسئولین ایرانجوان را زده بود و آنها هم از ترسی که وی باز نگردد بیشتر حمایتش میکردند، همین حمایتها بود که چنین بلایی به سر تیم آورد که هر کس در تیم ایرانجوان برای خودش سازی میزد، ابراهیمی از روز اول تا روز آخر از کمبود بودجه ونبود امکانات مینالید، در فوتبال کشور هر وقت تقی به توقی میخورد خودش را مطرح میکرد که پرسپولیس تهران به دنبالم آمده و یا تیم ملی مرا به عنوان مدیر فنی میخواهد! هر روز برای خودش کلاس میگذاشت و نوشابه باز میکرد، در همان زمان ایرانجوانیها هم نقاط ضعف تیم خود را با اداهای این پیرمرد به فراموشی میسپاردند، حربه آوردن تماشاگر بدون فروش بلیت هم دردی برای این تیم دوا نکرد تا همچنان بازیهای این تیم در صوت و کور هواداران دنبال شود، خوب که ایرانجوان نتوانست دسته یکی شود چون اگر به این موفقیت میرسید ابراهیمی خیال میکرد هنوز هم تفکرات قدیمی و انگ کردهاش در فوتبال ایران خریدار دارد! در صورتی که این مدل خرفت زده بود و تا این جای کار هم شقالقمر کرده بودند که به مرحله دوم صعود نموده بودند، عدم صعود این تیم بر میگردد به تفکرات کهنه و خم پیسکزده "ناصر ابراهیمی" و باید کسانی که بانی آوردنش بودن جوابگو مردم و هواداران ایرانجوان بوشهر باشند.
پاداش 30 میلیونی مدیرکل استاندارد
و تحقیقات صنعتی استان به بازیکنان شاهین
امیرحسین محتشم مدیرکل استاندارد و تحقیقات صنعتی استان بوشهر اقدام به پرداخت پاداش به بازیکنان شاهین کرد.
به نقل از سایت تخصصی فوتبال بوشهر (pftb.ir)؛ محتشم که یکی از مدیران ورزشدوست استان میباشد، در پایان بازی شاهین مقابل اتکا که منجر به پیروزی 3بر2 شاهین گردید، مبلغ 30 میلیون ریال در اختیار وردیانیگذاشت تا آنرا بهعنوان پاداش، بینبازیکنان شاهین بوشهر تقسیم کند. البته هر کدام از بازیکنان شاهین پاداشهای دیگری نیز از سوی مهندس شفقت استاندار بوشهر هر نفر مبلغ 100 هزار تومان، دکتر رضوی مرد محبوب ورزش بوشهر هر بازیکن مبلغ 300 هزار تومان و بالاخره از سوی یکی از هواداران متعصب نیز 5 میلیون دریافت نمودند. لازم به یادآوری است که کلیه پاداشها با پیگیریهای وردیانی مدیرکل تربیتبدنی استان بوشهر صورت گرفته است.
مسئولین کجایند که امتیاز پرسپولیس به فروش رفت!
خبر بسیار ناگواری همانند بمب شهرستان دشتستان را تکان داد، این خبر دهان به دهان چرخید که چند سرمایه دار شهرستانی در برازجان حضور دارند و باب مذاکره را با مدیر عامل پرسپولیس برازجان نماینده استان در لیگ دسته دوم کشور گشودهاند، امتیازی که سالهاست جوانان دشتستانی از آن حفاظت میکنند در حال فروش میباشد، ولی تا چه زمان میشود این امتیاز در شهرستان و استان حفظ کرد، هر سال خبر واگذاری امتیاز پرسپولیس برازجان همه میشنوند ولی با هر بدبختی کاسه گدایی دست میگیرند و امتیاز به فروش نمیرسد، اما این بار باید جدی به قضیه نگاه کرد چون سرمایه دارانی که خواهان خریدن امتیاز پرسپولیس هستند نشستهای موفقیتآمیزی با حاجمحمود رضوی مدیر عامل پرسپولیس داشتهاند که اگر تأییدی شهرستان دشتستان بگیرند دیگر باید فاتحه فوتبال برازجان را خواند، بعد از سقوط شهرداری حالا نوبت به پرسپولیس رسیده حقیقت امر چون در دشتستان چشم دیدن پیشرفت ورزشکاران دیار خود ندارند باید سهمیه فوتبالشان به فروش رسانند، فوتبالی که در خون جوانان این سرزمین است، امروز در تربیت بدنی دشتستان مرد بزرگی هم چون "غلامحسین معلم" وجود دارد، جانباز قهرمانی که از یادگار دوران دفاع مقدس میباشد این بزرگ مرد میتواند جلوی فروش امتیاز پرسپولیس را بگیرد و نگذارد سهمیه فوتبال دشتستان در کشور بسوزد، امتیازی که خیلی از شهرستانها همجوار برایش دندان تیز کردهاند تا با پولهای باد آورده خود آن را به چنگ آورند، اگر این گونه شود پس حق مردم چه میشود، شرکت سیمان تا چه زمان میخواهد در دشتستان ادامه حیأت دهد، این شرکت میتوان به راحتی پرسپولیس را اداره کند سالی 300 میلیون تومان برای ورزش کنار بگذارد تا جوانان بومی دشتستان در عرصه ورزش قهرمانی حماسه ساز شوند، همین گرد سیمانهایی که مردم دارند بابت حضور شرکت سیمان میخورند میتواند مردم را به درد لاعلاج گرفتار کند، ولی با سرمایهگذاری در ورزش روح بالندگی و سلامتی در وجود همین مردم میشود به وجود آورد، مسئولین شهرستان دشتستان بیایند متفکرانه و با فراغ بال بیشتر برای توسعه ورزش این منطقه وقت بگذارند با برنامهریزی دقیقتر و کار شناسانه به موضوع بپردازند، اول از هر چیز پای سرمایهدارهای بومی به ورزش باز کنند تا در این زمینه به پیشرفتهای بیشتری دست پیدا کنند، از فروش سهمیه فوتبال برازجان جلوگیری شود و شرکت بزرگ سیمان را متقاید نمایید که دست نوازش خود را بر سر پرسپولیس برازجان بکشد و تحت هر شرایط این باشگاه پر قدمت را در امر اسپانسری یار نماید، هم چنین زیر بنای فوتبال که مدارس پایهای میباشند را با تأسیس آکادمی فوتبال در منطقه دشتستان که وسعت زیادی نیز دارد به ثبت برسانید تا در آینده بسیار نزدیک فوتبال این خطه به حق واقعی خودش برسد.