اعلام حمایت 170 نفر از روزنامه نگاران، هنرمندان، شاعران و نویسندگان استان بوشهر از مهندس میرحسین موسوی
اعلام حمایت جمع کثیری از روزنامه نگاران، هنرمندان، شاعران و نویسندگان استان بوشهر از مهندس میرحسین موسوی
170 از هنرمندان، شاعران، نویسندگان و روزنامه نگاران سرشناس استان بوشهر با صدور بیانیه ای حمایت خود را از مهندس میر حسین موسوی اعلام داشتند. در بخشی از بیانیه ی جامعه ی هنری، ادبی و مطبوعاتی استان بوشهر ضمن یاد آوری شرایط حساس کشور، تلاش برای بازگرداندن کشور به شرایطی معقول و منطقی، وظیفه ی تمامی مردم از جمله فرهیختگان و روشنفکران دانسته شده است. این متن بیانیه به شرح زیر است:
به نام خداوند جان و خرد
مردم شریف و فرهنگ دوست استان بوشهر
درک شرایط حساس کنونی کشور و لزوم تغییر در سیاست ها و نگرش هایی که میهن عزیزمان ایران را با دشواری ها و پیچیدگی های بسیاری در ابعاد مختلف سیاسی، اقتصادی و فرهنگی روبرو ساخته است، همه ما را مؤظف می سازد تا با لحاظ مسئولیت تاریخی مان و پاسخگو بودن به هر آن چه که به تصمیم امروز ما برای آینده ی کشور قابل تحقق خواهد بود، به سهم خویش در تغییر وضع موجود و بازگرداندن کشور به شرایط معقول و منطقی تلاش کنیم. بی تردید تلاش در این زمینه جز با یاری و مساعدت جمعی در انتخاب مسئولانی صادق، فرهیخته، متین و منطق گرا و معتقد به کرامت انسانی و مصالح کشور میسر نخواهد بود و به باور ما امروز این صفات در شخصیت ارزنده جناب آقای مهندس میر حسین موسوی که علاوه بر داشتن تجارب ارزنده در اداره ی کشور آن هم در بحرانی ترین شرایط کشور، خود درک والایی از هنر و ادب و فرهنگ دارد متجلی است. از این روی ما هنرمندان، شاعران، نویسندگان و روزنامه نگاران استان بوشهر حمایت خود را از ایشان اعلام می کنیم و با حضور پرشور خویش در انتخابات 22 خرداد ماه رأی خود را به حساب فرهیختگی، متانت، منطق، آزادی و کرامت انسانی خواهیم ریخت.
محمد دادفر، ایرج صغیری، اسکندر احمدنیا، دکتر عباس عاشوری نژاد، دکتر مریم پرهیزگاری، دکتر اسماعیل عبداللهی، دکتر داوود یحیایی، دکتر ناصر امینی، سید قاسم یاحسینی، یونس قیصی زاده، رضا معتمد، اکبر صابری، حسن لاوری، غلامعلی قاضی زاده، یونس جعفری، حمید آب آذر، علی احمدی، فلکناز آتشی، حسین حشمتی، مهدی جهانبخشان، ماشا رضازاده، محمد لطفی، قدرت رحیمی، نجف آهوچهر، ناصر علیخواه، نسیم فقیه، محمدباقر عباسی سملی، مرتضی زندپور، فرشید جان احمدیان، جهانشیر یاراحمدی، فرشید تربیت، حیدر مظفری، شعله عباس زاده، عبدالکریم شیخی شتان، قاسم مهدی زاده، اسماعیل منصورنژاد، علیرضا عمرانی، عبدا... رئیسی، نصرا... سلیمی فرد، طاهره غمخوار، اسماعیل جاشویی، رشید شاه حسینی، نبی دهقانی، سعید میمنی، داریوش غذبانی، علیرضا رمضانی، محمد خدادادی، علی ایزدجو، حماسه حق پرست، حسام حق پرست، علیرضا محمدی، حسن غریبی، عبدالرسول غریبی، حسین زارعی، سعید بهمرد، پژمان قانون، حسن غلامی، ابراهیم بردبار، صالح دروند، اسماعیل قیصی زاده، حسین جلال پور، حیدر منصوری، مرتضی کراماتی، قاسم درویشی، لیلی سیاوشی، مهدی جلالی، محسن موسوی میرکلایی، مجید بحرینی، حسام مهرگان، نیما مهرپویا، احسان احمدزاده، مصطفی غضنفری، احسان مختاری، بهاره عالی پور، محمد فولادی، ابراهیم دانش دوست، راضیه عقیلی مهر، راحله سادات حسینی، صدیقه جمالی، سکینه هدایتی، امیرعلیپور، موسی ولی زاده، حسام محمدزهی، ابوذر همراهیان پور، حسین قشقایی، روزبه جوادی، حسام زندپور، کبری کمالی، طیبه جوهری، محسن روشن، سید محمدامین جعفری حسینی، امید محبی منش، عبدالکریم محمدی، ارسطو ترکمان منش، محمد نوری، حسن فرهادی، محمد عباسی، علیرضا رحیم زاده، مهدی بیات نسب، صادق پولادچنگ، اردلان تاجدینی، محمدرضا فاریابی، یزدانبخش هنری، مونا حسینی، اکبر مولایی، محمد باوری پور، جهانگیر اژدری، سید احمد بحرینی، علی ذعاب، تارا حیدری، افشین حسنی، مزدک زنگویی، علی اسماعیلی، احمد فکر اندیش، راضیه فرج زاده، محمدرضا صابری، مسلم حیدری، علی امیرنژاد، سبحان ضرغامیان پور، علی اسماعیلی پور، انوش دلاوری، اکبر بحرانی، حسن انصاری، اکبر عبدی، امرا... صیادی، مجید عابدی، رسول عبداللهی، حسین میدری، حسین ریشهری، علیرضا مهمار، حسین ابراهیمی، امین دیری، یونس معروف نژاد، زینب سهولی، ویدا جهانگیری، سحر عبدا... زاده، زهرا بیابانی، زهیر محمودی، رضا طاهری، رضا (ابوذر)مختارزاده، فضل ا... عمرانی، لقمان بحرانی، غلامرضا درویشی، زیبا دریاسفر، مریم رسولی، مهدی نادریان پور، میثم عابدی، غلامرضا ناطقی پور، علی فخرایی، حسین فخرایی، زهرا فخرایی، رسول جوادیان، سیروس خواجه، حسین خدری، ندا ابن علی، زهره سعد زاده، احمد خالق پناه، میثم قیصی زاده، ضیاء جمالی ، امید غضنفر . سمیرا خدری. سمیرا کیارش ،سمیه کیارش .عبدالله لاوری فرد.محمد حیاتی . قاسم هزیمیتیان
من نمیدانم چه کسانی به آقای احمدینژاد گزارش دادهاند که درب تمام آزمایشگاههای هستهای ایران بسته بوده است. اما اگر آقای احمدینژاد واقعاً از سر ناآگاهی این حرفها را میزند و قصد تخریب و فریب افکار عمومی را ندارد؛ به صراحت به ایشان میگویم تمام این گزارشها دروغ است.
آفتاب: رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام روز چهارشنبه میزبان تعدادی از مدیران و خبرنگاران ارشد چند روزنامه، خبرگزاری و سایت خبری بود تا در گفتگویی دوستانه اما صریح با آنها پیرامون مهمترین مسایل سیاسی روز کشور شرکت کند.
به گزارش گروه سیاسی آفتاب، دکتر حسن روحانی در ابتدای این نشست که بخش اعظم آن به دلیل پرسشهای حضار و همچنین حملات مسؤولان ارشد دولت نهم ناگزیر به پرونده هستهای ایران اختصاص یافت، با تاکید بر ضرورت حضور پرشور مردم در انتخابات 22 خرداد گفت: «شور و هیجان فعلی این امید را به وجود میآورد که انتخابات پرشوری را پیش رو داشته باشیم. حضور پرشور مردم مایه اقتدار ملی، عزت افزونتر و باعث ثبات و استحکام بیشتر نظام خواهد شد و جامعه را در مقابل بسیاری از آفات و خطرها مصون میکند. به همین دلیل رسانهها و نخبگان باید مردم را تشویق کنند که اولین حق شهروندی خود یعنی حق حضور در سرنوشت را نادیده نگیرند».
عضو مجلس خبرگان رهبری با انتقاد از ایجاد صفبندیهای کاذب میان ملت تصریح کرد: «برخی صفبندیهای کاذب نظیر دو تکه کردن ملت ایران به «فقیر» و «غنی»، «روستایی» و «شهری» یا «بیدین» و «دیندار» باعث خدشهدار شدن وحدت ملی میشود. نگوئیم فقرا دنبال فلان کاندیدا و اغنیاء دنبال یک کاندیدای دیگر هستند. امروزه در عصر اطلاعات دیگر تفاوت عمیقی بین شهرهای بزرگ، شهرستانها و روستاها وجود ندارد و تمام ملت تقریباً در یک مسیر حرکت میکنند. نباید ادعا کنیم که هواداران فلان کاندیدا، دیندار و هواداران کاندیدای دیگر، بیدین هستند. همه شهروندان ایرانی از فقیر و ثروتمند و شهری و روستایی، جزئی از ملت ایران محسوب میشوند و آرای آنها نیز از ارزش یکسانی برخوردار است».
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام افزود: «مساله مهم دیگر سلامت انتخابات است. مقام معظم رهبری بر سلامت انتخابات تاکید فرمودهاند و دستگاههای اجرایی نیز از نظر قانونی، اخلاقی و شرعی موظفند انتخابات کاملاً سالم و بیحاشیهای را برگزار کنند. البته انشاءالله انتخابات حتماً با سلامت کامل برگزار خواهد شد اما باید اطمینان عمومی به سلامت انتخابات و احساس سلامت را نیز احیا کرد».
وی در همین زمینه افزود: «حضور نمایندگان نامزدها در پای صندوقها بسیار مهم است و بر اساس قانون، نمایندگان نامزدها حق دارند در پای هر صندوق و در تمام مراحل اخذ رای و شمارش آرا حضور داشته باشند. قانون تصریح میکند که جلوگیری از حضور نمایندگان نامزدها در پای صندوقها هنگام اخذ رای یا هنگام شمارش آرا «جرم» است و هر کسی در هر مقام و موقعیتی که مانع نظارت نمایندگان نامزدها شود، مجرم محسوب میشود».
قوه قضائیه رسانههای خاطی را مورد پیگرد قانونی قرار دهد
روحانی ادامه داد: «مساله اموال عمومی نیز از مسایل مهمی است که تاثیر بسیاری بر سلامت انتخابات دارد. بر اساس نص صریح قانون، رسانههای متعلق به اموال عمومی حق ندارند به نفع یک کاندیدا یا علیه کاندیدای دیگر وارد عمل شوند، این در حالی است که متاسفانه این روزها برخی از رسانههای دولتی یا متعلق به اموال عمومی آشکارا در حال حمایت از یک نامزد و تخریب سه نامزد دیگر هستند. عملکرد این رسانهها مصداق بارز اعمال مجرمانه است و دستگاه قضایی باید مسؤولان این رسانهها را مورد پیگرد قانونی قرار دهد».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک تاکید کرد: «امیدواریم آن چه که شنیده میشود که برخی کاندیداها برای رفت و آمدهای انتخاباتی از اموال عمومی استفاده میکنند یا بودجه عمومی را صرف تبلیغات انتخاباتی مینمایند، نادرست باشد. در غیر این صورت، جای این سئوال باقی است که چرا شورای نگهبان علناً اعتراض نمیکند».
وی همچنین یادآور شد: «قانون تصریح کرده است که عوامل اجرای انتخابات مخصوصاً استانداران، فرمانداران، بخشدارها، وزیر کشور و اعضای شورای نگهبان نباید به هیچ وجه به نفع یک نامزد یا علیه یک نامزد دیگر مداخله کنند».
حملات محمود احمدینژاد به بیانیه سعدآباد و مساله تعلیق
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در بخشی از این نشست در پاسخ به سئوالی
” امیدواریم آن چه که شنیده میشود که برخی کاندیداها برای رفت و آمدهای انتخاباتی از اموال عمومی استفاده میکنند یا بودجه عمومی را صرف تبلیغات انتخاباتی مینمایند، نادرست باشد. در غیر این صورت، جای این سئوال باقی است که چرا شورای نگهبان علناً اعتراض نمیکند؟ “
پیرامون حملات اخیر مسؤولان دولتی به مذاکرات سعدآباد گفت: «برای تحلیل واقعبینانه و درست یک پدیده باید آن را در ظرف مکانی و زمانی خودش مورد بررسی قرار دهیم. در شهریور 1382 قطعنامهای علیه ایران با اتفاق آرا در شورای حکام آژانس صادر شد که حاوی یک ضربالاجل پنجاه روزه به ایران بود. یادمان نرود آن قطعنامه در شرایطی تصویب شد که آمریکا در حرکتی ضربتی، افغانستان و عراق را اشغال کرده بود و سناتورهای آمریکایی با غرور و سرمستی تمام به صراحت تاکید میکردند نوبت به ایران رسیده است. در همان مقطع، وزرای خارجه سه کشور اروپایی در تاریخ 1382.5.15 در نامهای به وزیر خارجه ایران خواستار توقف فعالیتهای هستهای ایران شدند و یک روز بعد یعنی در تاریخ 82.5.16 نیز وزیر خارجه روسیه در نامهای به جمهوری اسلامی همان درخواست را تکرار کرد».
روحانی افزود: «در شرایطی که آمریکا و اسرائیل به دنبال کشاندن ایران به شورای امنیت بودند و میکوشیدند پرونده هستهای را امنیتی کنند و در حالی که شمارش معکوس محافل صهیونیست برای حمله به ایران آغاز شده و نوعی اجماع بینالمللی علیه جمهوری اسلامی شکل گرفته بود؛ نظام تصمیم گرفت اجماع جهانی را بشکند و آمریکا و اسرائیل را منزوی کند. من از آقای احمدینژاد میخواهم بدون حاشیهروی به این سئوال پاسخ دهند که این اقدام خوب بود یا بد بود؟ وزیر خارجه وقت آمریکا در اسفند 1383 در مصاحبهای به صراحت اعلام کرد که هدف آمریکا انزوای ایران بود اما ظاهراً بالعکس، جمهوری اسلامی توانسته است آمریکا را منزوی کند. آقای احمدینژاد باید بگوید این که آمریکا رسماً اعتراف کرد منزوی شده است، خوب بود یا بد بود»؟
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک ادامه داد: «طی چهار سال گذشته آقای احمدینژاد بارها با افتخار تاکید کردهاند که آژانس بینالمللی انرژی اتمی فعالیتهای هستهای ایران را صلحآمیز دانسته است. من از آقای احمدینژاد میپرسم که اذعان آژانس به صلحآمیز بودن فعالیتهای هستهای ایران دستاورد کدام دوره است؟ سیاست نظام و مذاکرات ما بود که باعث شد البرادعی در گزارش نوامبر 2004 رسماً به شورای حکام اعلام کند ایران انحرافی در مسیر فعالیتهای هستهای نداشته و برنامه اتمی تهران صلحآمیز است. بنابراین، آقای احمدینژاد باید بگوید این که ما اثبات کردیم فعالیتهای هستهای ایران صلحآمیز است، خوب بود یا بد بود؟ این که نگذاشتیم ایران مورد تحریم واقع شود، خوب بود یا بد بود»؟
مسؤول اسبق پرونده هستهای تصریح کرد: «پرونده هستهای ناگفتههای زیادی دارد و ما حرفهای بسیاری برای گفتن داریم. آقایان فکر نکنند که زندگی همین چهار روز انتخابات است و میتوانند با سوءاستفاده از تریبونهای قدرتمند خود و با دروغ و تهمت، سیاستهای نظام را زیر علامت سئوال ببرند و همه ساکت بمانند. ما این مساله را رها نمیکنیم و روزی خواهد رسید که همه مردم از حقایق آگاه خواهند شد».
روحانی افزود: «یکی از اهداف مذاکرات هستهای این بود که میخواستیم فرصت مناسب را برای تکمیل چرخه سوخت داشته باشیم. ما آن زمان UF6 نداشتیم و فرصت میخواستیم تا تاسیسات اصفهان کامل شود. فرصت میخواستیم که بتوانیم تاسیسات نطنز را کامل کنیم. به رغم تمام دروغهایی که گفته میشود به صراحت تاکید میکنم در طول 22 ماهی که من مسؤول پرونده هستهای بودم برای یک لحظه، تاسیسات اصفهان، اراک، نطنز، بندرعباس و پروژههای عظیم تحقیقاتی ما متوقف نشد. جمهوری اسلامی در هر مرحله موردی را تعلیق کرد اما هیچ وقت زیر بار تعلیق کامل نرفت. سیاست کلی ما نیز این بود که هر بخشی را که کامل بود برای مدتی تعلیق میکردیم تا بتوانیم بخشهای ناقص را تکمیل کنیم. به همین دلیل است که بعد از مذاکرات سعدآباد، فعالیتهای تکمیل پروژه اصفهان چند شیفته ادامه یافت و نهایتاً این تاسیسات تکمیل شد».
مسؤول اسبق پرونده هستهای ادامه داد: «تاسیسات UCF اصفهان در فروردین 1383 افتتاح و در پایان همان سال تکمیل شد. سئوال من از آقای احمدینژاد این است که اگر ادعای شما درست است و فکر میکنید که نظام همه چیز را بعد از مذاکرات سعدآباد تعلیق کرد، پس چگونه توانستیم تاسیسات اصفهان را در فروردین 83 (حدود 6 ماه بعد از مذاکرات سعدآباد) افتتاح کنیم. من از آقای احمدینژاد میخواهم از افراد آگاه و کسانی که در جریان فعالیتهای هستهای ایران هستند سئوال کند تا حقایق برای وی روشن شود. طبق گزارش آژانس در آذرماه 1383، تعداد سانتریفیوژهای ایران در مقطع مذاکرات سعدآباد کمتر از 160 عدد و در آذر 83 حداقل 1274 سانتریفیوژ بوده است. من از آقای احمدینژاد میپرسم که اگر به ادعای شما تمام فعالیتهای هستهای ایران تعلیق بوده است، پس چگونه توانستهایم ظرف یک سال حدود 1000 سانتریفیوژ را بسازیم»؟
روحانی تصریح کرد: «آقایان ادعا میکنند که فنآوری غنیسازی در دولت نهم آغاز شده است. این در حالی است که محمد البرادعی در اسفند 81 طی مصاحبهای رسماً اعلام کرده که ایران به فناوری غنیسازی دست پیدا کرده و به جرگه ده کشور دارای فناوری غنیسازی پیوسته است. در تمام 22 ماهی که من مسؤول پرونده هستهای بودم، تمامی بخشها به صورت 24 ساعته و سه شیفته مشغول فعالیت و توسعه بودند. این که میگویند ما نطنز را تعلیق کردیم یک دروغ بزرگ است. آن چه که تعلیق شد
” من از آقای احمدینژاد میخواهم از افراد آگاه و کسانی که در جریان فعالیتهای هستهای ایران هستند سئوال کند تا حقایق برای وی روشن شود. “
فقط تزریق گاز به سانتریفیوژها بود نه فعالیت در نطنز. من نمیدانم که آقایان چه اصراری دارند که حقایق را تحریف کنند و آبروی نظام را برای چند رای بیشتر یا کمی قهرمانسازی به حراج بگذارند».
وی افزود: «آقای احمدینژاد تاکنون چند بار گفته که در زمان پیروزی در انتخابات، تمام فعالیتهای هستهای ایران تعلیق و پلمپ بوده و کارشناسان و دانشمندان ما بیکار بودهاند. برای آگاهی ایشان تاکید میکنم که تولید کیک زرد در بندرعباس حتی برای یک لحظه هم تعلیق نشد. پروژه آب سنگین اراک و ساخت راکتور اراک برای یک لحظه تعلیق نشد. فعالیتهای زیربنایی در نطنز حتی برای یک دقیقه تعلیق نشد. فعالیتهای تکمیلی در اصفهان یک ثانیه تعلیق نشد. فعالیتهای تحقیق و توسعه (R&D) نیز برای یک لحظه تعلیق نشد. همان زمان گزارشهای آژانس نشان میدهد که تحقیقات ما بر روی سانتریفیوژ P-2 به صورت مستمر ادامه داشت. من نمیدانم چه کسانی به آقای احمدینژاد گزارش دادهاند که درب تمام آزمایشگاههای هستهای ایران بسته بوده است. اما اگر آقای احمدینژاد واقعاً از سر ناآگاهی این حرفها را میزند و قصد تخریب و فریب افکار عمومی را ندارد؛ به صراحت به ایشان میگویم تمام این گزارشها دروغ است».
حملات آقای احمدینژاد درباره پروتکل الحاقی
روحانی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به انتقادات آقای احمدینژاد از اجرای پروتکل الحاقی بدون مصوبه مجلس گفت: «اول این که آقای احمدینژاد به خوبی میداند موافقت اولیه دولتها با پروتکلهای مختلف جزو اختیارات دولت است و البته زمانی رسمی و قطعی میشود که در مجلس تصویب شود. اما مزید اطلاع یادآور میشوم که مجلس وقت (مجلس ششم) طرحی سه فوریتی را در دستور کار گذاشته بود تا دولت را به امضای پروتکل الحاقی ملزم کند. اتفاقاً این ما بودیم که نگذاشتیم این طرح مطرح شود. ما نمیخواستیم چون معتقد بودیم برای تصویب آن باید امتیازات لازم را کسب کنیم. اظهارات آقای احمدینژاد در این زمینه برای من مثل سایر حرفهای ایشان قابل درک نیست. الان که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی در اختیار خود آقای احمدینژاد است و میتواند به آسانی به اسناد آن دسترسی داشته باشد، بنابراین واقعاً نمیدانم چرا این گونه سخن میگوید. امضای پروتکل الحاقی مصوبه رسمی شورای عالی امنیت ملی را داشته و ایشان بهتر است از افراد مطلع بپرسند که روند کار چگونه بوده است».
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی تصریح کرد: «ضمن آن که تیم مذاکرات هستهای هیچ تعهدی را بر دوش کشور نگذاشت. حتی درباره همین تعلیق و پروتکل الحاقی هم که خواسته رسمی جامعه جهانی و شورای حکام بود؛ ما توانستیم کشورهای اروپایی و شورای حکام را وادار به اذعان این مساله کنیم که هم تعلیق و هم اجرای پروتکل به صورت «داوطلبانه» و «غیر الزامآور» اجرا خواهد شد. در مقابل هم امتیازات بسیاری را گرفتیم که جلوگیری از ارسال پرونده به شورای امنیت، جلوگیری از تحریم ایران، آغاز مذاکرات پیوستن ایران به سازمان تجارت جهانی و حضور در کمیته MNA بخشی از این امتیازات است».
ماجرای توافق بروکسل
روحانی در بخش دیگری از اظهارات خود در واکنش به انتقادات آقای احمدینژاد از مذاکرات بروکسل گفت: «در آن مقطع تفاهم شد که قطعهسازی و مونتاژ تعلیق شود و در مقابل، اتحادیه اروپا از عادی شدن پرونده ایران در اجلاس بعدی شورای حکام حمایت کند. به صراحت میگویم کسانی که این گونه سخن میگویند، هیچ اطلاعی از مسایل حقوقی و بینالمللی ندارند و نمیدانند عادی شدن پرونده ایران در آژانس یعنی چه. اگر پرونده ایران در اجلاس خرداد 83 شورای حکام عادی میشد، یعنی ایران میتوانست بدون هیچ مشکلی غنیسازی را ادامه دهد. بعد از مذاکرات بروکسل، جرج بوش شخصاً با تونی بلر تماس گرفت و تاکید کرد که جمهوری اسلامی سر سه کشور اروپایی کلاه گذاشته و بازی را برده است. فشار شدید آمریکا در آن مقطع باعث شد که اروپا به تعهدات خود بر مبنای توافق بروکسل عمل نکند که البته ما هم در مقابل فوراً در اوایل تیرماه 1383 تعلیق قطعهسازی و مونتاژ سانتریفیوژها را شکستیم».
حملات آقای احمدینژاد به مذاکرات پاریس
مسؤول اسبق پرونده هستهای در بخش دیگری از اظهارات خود در واکنش به حملات مسؤولان دولت نهم به مذاکرات پاریس نیز گفت: «توافق پاریس باعث شد که شورای حکام در قطعنامه خود به صراحت اعلام کند تعلیق فعالیتهای هستهای ایران یک اقدام «داوطلبانه»، «غیر حقوقی» و «غیر الزامی» است. به دنبال آن، در قطعنامه اجلاس آذرماه 1383 شورای حکام به صراحت اعلام شد که فعالیت ایران صلحآمیز است و اگر هم تخلفی شده باشد، ایران اقدامات جبرانی لازم را انجام داده است. این مسایل دستاوردهای مهمی است که تنها
” مزید اطلاع یادآور میشوم که مجلس وقت (مجلس ششم) طرحی سه فوریتی را در دستور کار گذاشته بود تا دولت را به امضای پروتکل الحاقی ملزم کند. اتفاقاً این ما بودیم که نگذاشتیم این طرح مطرح شود. ما نمیخواستیم چون معتقد بودیم برای تصویب آن باید امتیازات لازم را کسب کنیم. “
اهل فن و کارشناسان آگاه به مسایل فنی و حقوقی قادر به درک اهمیت آن هستند. بر اساس توافق پاریس، ایران توانست به رغم مخالفت علنی جرج بوش عضو کمیته MNA شود و در آن کمیته نیز کاری کند که ایران جزو کشورهای دارای فناوری غنیسازی شناخته شود. همچنین بر اساس آن توافق، فرآیند عضویت ایران در سازمان تجارت جهانی پس از سالها آغاز شد که از لحاظ اقتصادی میتواند برای کشور بسیار مهم باشد».
روحانی ادامه داد: «ما در توافق پاریس، تعلیق فعالیتهای هستهای را به پیشرفت مذاکرات منوط کردیم و پس از سه ماه که پیشرفت مهمی به دست نیامد مجدداً تعلیق را شکستیم. نمیدانم آقایان چه اصراری به تکرار این ادعای بیاساس خود دارند که دولت نهم قهرمان شکستن تعلیق است. طی 22 ماه مدیریت بنده در پرونده هستهای حداقل سه بار یعنی در تابستان 1383، در پائیز 1383 و در تابستان 1384 تعلیقها شکسته شد. منتها بحث اصلی این است که ما میدانستیم چگونه با تدبیر عمل کنیم و چگونه حرف بزنیم که شکستن تعلیق هزینه نداشته باشد. آقایان توضیح دهند اکنون که به دلیل بیدرایتی و مواضع هیجانآمیز و تحریککننده، پرونده ایران به شورای امنیت رفته و پنج قطعنامه تحریم علیه جمهوری اسلامی تصویب شده، آیا اتفاق افتخارآمیزی رخ داده است. من به آقای احمدینژاد میگویم فرض کنید سیاست شما به نتیجه رسیده و «قطعنامهدان» شورای امنیت «پاره» شده؛ آیا تصویب و اعلام بازرسی بینالمللی از کشتیها و هواپیماهای عازم ایران یا تحریم اقتصادی ایران جای افتخار دارد؟ ما تعلیق الزامی را غیر الزامی کردیم اما در دولت ایشان، آن تعلیق داوطلبانه و غیرالزامی در قطعنامهها الزامی شد. آیا این مساله افتخار دارد»؟
وی تصریح کرد: «مذاکرات ایران و سه کشور اروپایی در تابستان 84 در آستانه موفقیت بود و وزیر خارجه دولت نهم هم در مصاحبه با شبکه «اناچکی» ژاپن به نحوی این واقعیت را اعلام کردند. با این حال متاسفانه مساله انتخابات پیش آمد و توافق به بعد از انتخابات محول شد».
ماجرای تعطیلی رشتههای دانشگاهی!
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در بخش دیگری از اظهارات خود با اشاره به یکی دیگر از اتهامات آقای احمدینژاد به مذاکرات سعدآباد مبنی بر این که کشورهای اروپایی به دنبال تعطیلی تمامی رشتههای دانشگاهی مرتبط با فعالیتهای هستهای و حتی رشته فیزیک در ایران بودند، گفت: «متاسفانه آقای رئیسجمهور گاهی حرفهایی میزند که آنقدر مضحک و بیاساس است که نیازی به جواب ندارد و همه نخبگان به واهی بودن این سخنان آگاهند. این حرف که بارها از سوی آقای احمدینژاد در سخنرانیهای عمومی مطرح شده، از بیخ و بن دروغ است. این ادعا و خواسته آن قدر سخیف است که حتی آمریکا هم دنبال آن نبود. ضمن آن که دقیقاً بر عکس اظهارات ایشان، طرحی که در اردیبهشت 84 توسط ما به مجلس شورای اسلامی ارایه و تصویب شد، وزارت علوم را موظف کرده است که رشتههای مرتبط با دانش هستهای را در دانشگاههای کشور تقویت کند».
روحانی افزود: «متاسفانه تنها بحثی که درباره محرومیت دانشجویان ایرانی از تحصیل در رشتههای مرتبط با مسایل هستهای مطرح شده، یکی از دستاوردهای همین دولت و مربوط به دوران خود آقای احمدینژاد بوده است. قطعنامه 1737 شورای امنیت (دسامبر 2006)، تحصیل دانشجویان ایرانی در رشتههای مربوط به دانش هستهای و فعالیتهای موشکی در کشورهای خارجی را تحریم کرده و در بند هفدهم از کشورهای دنیا خواسته است مانع تحصیل دانشجویان کشورمان در این رشتهها شوند. بند 24 همان قطعنامه تاکید میکند که حتی اگر ایران به درخواستهای شورای امنیت نیز عمل کرد، باز هم برخی از تحریمهای بینالمللی ادامه خواهد داشت که ممنوعیت تحصیل دانشجویان ایرانی در دانشگاههای خارجی در زمینه فعالیتهای هستهای و موشکی از این موارد است. متاسفانه آقای احمدینژاد به جای عذرخواهی از ملت ایران و اعتراف به این که بیتدبیری دولت نهم باعث شده است دانشجویان ایرانی از تحصیلات در رشتههای بسیار مهم محروم شوند، تصمیم گرفته است به دولتهای قبلی حمله کند».
جشن ملی و بزرگترین پیروزی صد سال اخیر
روحانی در پاسخ به سئوال خبرنگاری پیرامون برگزاری جشن ملی از سوی دولت به خاطر یکی از گزارشهای مدیرکل آژانس بینالمللی انرژی اتمی تاکید کرد: «متاسفانه گزارشی که از سوی دولت یکی از بزرگترین پیروزیهای ملت ایران در صد سال اخیر خوانده شد و برای آن جشن گرفتند، یکی از بدترین و خطرناکترین گزارشهای آقای البرادعی بود. آن گزارش با مطرح کردن موضوع «مطالعات ادعایی» برای اولین بار به صورت رسمی پرونده فعالیتهای هستهای ایران را نظامی کرد و این اقدام، خطرناکترین کاری بود که میتوانست علیه ایران صورت بگیرد».
انکار نقش دولتهای گذشته در فناوری هستهای
وی افزود: «فنآوری هستهای نه تنها حق مسلم مردم ایران که غرور ملی مردم ایران است. برای این دانش زحمات بسیاری کشیده شده است. من از سال 1361 قدم به قدم در کنار این پروژه بودهام و از تمام ابعاد آن آگاهی دارم. دولتهای میرحسین موسوی، هاشمی رفسنجانی و خاتمی زحمات بسیاری را برای این پروژه کشیدند و نقش غیرقابل انکاری در موفقیت ملت ایران دارند. البته در دوران آقای احمدینژاد هم زحماتی در این مسیر کشیده شده است که ما منکر آن نیستیم.
” متاسفانه آقای رئیسجمهور گاهی حرفهایی میزند که آنقدر مضحک و بیاساس است که نیازی به جواب ندارد و همه نخبگان به واهی بودن این سخنان آگاهند. این حرف که بارها از سوی آقای احمدینژاد در سخنرانیهای عمومی مطرح شده، از بیخ و بن دروغ است. این ادعا و خواسته آن قدر سخیف است که حتی آمریکا هم دنبال آن نبود. “
اما عجیب آن است که مسؤولان دولت نهم، کسانی که سه دهه برای این پروژه زحمت کشیده و آن را از هیچ به اینجا رساندهاند را مورد حمله قرار میدهند اما در مقابل میکوشند خود را منجی این فناوری و قهرمان صنعت هستهای معرفی کنند».
دعوت مجدد روحانی از احمدینژاد برای مناظره
دکتر حسن روحانی در بخش دیگری از اظهارات خود با اعلام آمادگی مجدد برای مناظره با محمود احمدینژاد گفت: «بنده چند روز قبل و در اوج حملات غیرمنصفانه آقای احمدینژاد به مذاکرات هستهای دولت گذشته از ایشان دعوت کردم که اگر واقعاً میتوانند از اظهارات خود دفاع کنند، در محضر افکار عمومی به مناظره بنشینیم. قصد من از این مناظره مطلقاً دفاع از خودم یا تیم سابق مذاکرات هستهای نیست، چرا که همه میدانند موضوع هستهای متعلق به کل نظام است و فرماندهی آن در دستان باکفایت مقام معظم رهبری است».
مسؤول اسبق پرونده هستهای ادامه داد: «در زمان حضور من در شورای عالی امنیت ملی کمیتهای وجود داشت که دکتر ولایتی، مهندس آقازاده به عنوان رئیس سازمان انرژی اتمی، دکتر خرازی به عنوان وزیر امور خارجه، آقای یونسی به عنوان وزیر اطلاعات، آقای شمخانی به عنوان وزیر دفاع، آقایان دکتر لاریجانی و حسینی تاش و البته خود بنده از اعضای آن بودیم. اعضای این کمیته را نیز من تعیین نکرده بودم بلکه توسط سران نظام انتخاب شده بودند. در این کمیته تمام پیشنهادات کارشناسی و راهکارهای موجود جمعبندی و به صورت مکتوب به سران نظام ارایه میشد تا مورد تصویب قرار گیرد. علاوه بر این کمیته، جلسهای هم در سطح عالی و با حضور سران نظام تشکیل میشد تا درباره موضوعات مهم و سیاستهای مرتبط با پرونده هستهای بحث و تصمیمگیری کند. تمام تصمیمات اصلی پرونده هستهای از جمله اصل مذاکرات هستهای در این جلسات مورد تصویب قرار گرفته و مصوبات آن به صورت مکتوب در بایگانی دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی وجود دارد».
روحانی تاکید کرد: «متاسفانه باید بگویم حملاتی که آقای دکتر احمدینژاد به مذاکرات هستهای انجام میدهند زیر سئوال بردن کل نظام است و بحث فرد یا تیم نیست. هنگامی که مقام معظم رهبری با صراحت تاکید کردهاند بر روند فعالیت هستهای نظارت داشتهاند و هیچ گونه تسلیم، عقبنشینی یا اقدام خلافی صورت نگرفته است، هنگامی که رهبری نظام با صراحت اعضای تیم مذاکرات هستهای را سربازان خط مقدم نظام خواندهاند؛ واقعاً جای سئوال دارد که آقای رئیسجمهور دنبال چه هستند و هدف نهایی ایشان از نادیده گرفتن این واقعیات چیست»؟
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی ادامه داد: «میخواهم بپرسم هنگامی که فردی در جایگاه آقای احمدینژاد به خود اجازه میدهد تصمیماتی که سران نظام در فرآیند آن دخالت داشته و مقام معظم رهبری بر آن نظارت داشتهاند را این گونه زیر سئوال ببرد؛ واقعاً دیگر کدام مدیر در کشور میتوان کار کند؟ کدام دیپلمات جرات میکند در محافل بینالمللی به مصاف دشمنان نظام برود؟ وقتی که مذاکرات مهم نظام با سه کشور قدرتمند اروپایی و بسیاری از کشورهای مؤثر دنیا این گونه مورد حمله قرار میگیرد، انتظار داریم از این پس کدام کشور به مذاکره با جمهوری اسلامی ایران اعتماد کند؟ هنگامی که چنین شبهاتی را در ذهن مردم ایجاد میکنیم و اعتمادملی را خدشهدار میسازیم، چگونه انتظار داریم که مردم از این پس به تصمیمات نظام اعتماد داشته باشند»؟
روحانی تاکید کرد: «البته همان زمان که آقای احمدینژاد را به مناظره دعوت کردم میدانستم که نه صدا و سیما اجازه چنین مناظرهای را خواهد داد و نه آقای احمدینژاد و مشاوران ایشان موافقت میکنند. صدا و سیما البته بر اساس قانون موظف است به تمام افراد و دستگاههایی که در برنامههای رسانه ملی مورد اتهام و تخریب قرار میگیرند، دو برابر زمان بدهد تا از خود دفاع کنند. من به جناب آقای ضرغامی هم گفتم که طبق قانون باید به ما فرصت کافی برای پاسخگویی به اتهامات آقای رئیسجمهور داده شود».
وی افزود: «تمامی افراد و نهادهایی که توسط آقای احمدینژاد در صدا و سیما مورد اتهام قرار گرفتهاند، باید جوابیه خود را برای رسانه ملی ارسال کنند و سازمان صدا و سیما هم موظف است طبق قانون این جوابیهها را پخش کند تا باعث آگاهی مردم از حقایق شود. چرا که در غیر این صورت و با ادامه این روند چیزی از جمهوری اسلامی باقی نخواهد ماند».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: «جالب است که این روزها خود آقای احمدینژاد دائماً مشغول تکرار این جمله هستند که دولت نهم مورد تخریب قرار گرفته و تخریب یک اقدام مجرمانه و قابل پیگرد است. اگر مسؤولان دولتی معتقدند تخریب و سیاهنمایی بد است که حتماً بد است؛ باید پرسید که پس چرا خودشان شبانهروز در حال تخریب دولتهای گذشته و ایراد اتهامات بیاساس به این و آن هستند؟ رطب خورده که نمیتواند منع رطب کند. میخواهم بپرسم که آیا آقایان اجازه میدهند و تحمل میکنند عین عبارات و جملاتی را که علیه دولتهای گذشته به کار بردهاند، در یک رسانه علیه خودشان منتشر شود؟ من نمیدانم این همه تخریبی که مسؤولان دولت نهم دائماً از آن گلایه میکنند در کدام روزنامه یا خبرگزاری صورت گرفته است؛ اما این را میدانم که اگر یکی از این جملاتی که خود آقای احمدینژاد علیه سیاستهای هستهای نظام در دولت قبل یا مسؤولان ارشد گذشته به کار بردهاند عیناً در رسانهای علیه خود ایشان منتشر میشد، تاکنون آن رسانه صدبار
” قطعنامه 1737 شورای امنیت (دسامبر 2006)، تحصیل دانشجویان ایرانی در رشتههای مربوط به دانش هستهای و فعالیتهای موشکی در کشورهای خارجی را تحریم کرده و در بند هفدهم از کشورهای دنیا خواسته است مانع تحصیل دانشجویان کشورمان در این رشتهها شوند. “
تعطیل شده بود».
علت مانور دائمی دولت نهم در زمینه پرونده هستهای
دبیر اسبق شورای عالی امنیت ملی در بخش دیگری از اظهارات خود تصریح کرد: «پرونده هستهای ایران مساله بسیار پیچیدهای است و به آسانی نمیتوان درباره آن حرف زد. یکی از دلایل مانورهای مداوم آقای احمدینژاد بر روی پرونده هستهای هم این است که میداند این موضوع «منطقه ممنوعه» است و بسیاری از افراد وارد آن نمیشوند و به حملات دولت پاسخ نمیدهند، چرا که مشکلاتی برای آنها ایجاد میشود».
روحانی افزود: «مسؤولان دولت نهم با توجه به همین مساله با استفاده از تریبونهای قدرتمند خود دائماً بر روی پرونده هستهای مانور میدهند. این در حالی است که منتقدان دولت از هیچ گونه امکاناتی برای پاسخگویی برخوردار نیستند و نمیتوانند دروغهایی که گفته میشود یا حملات غیرمنصفانه و تبلیغاتی را پاسخ دهند. امیدوارم مردم تحت تاثیر این جوسازیها قرار نگیرند و رسانهها نیز احساس مسؤولیت کرده و راساً واقعیات را به مردم منتقل کنند».
حملات مکرر آقای احمدینژاد به دولتهای گذشته و مساله «افشاگری»
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از اظهارات خود در پاسخ به سئوالی پیرامون حملات مکرر آقای احمدینژاد به دولتهای گذشته و آن چه که «افشاگری» نامیده میشود، گفت: «شاید برخیها تصور کنند که مردم ایران به سادگی فریب میخوردند و با هوچیبازی، نمایشهای ساختگی و دروغگویی میتوان نظر افکار عمومی را به خود جلب کرد. اما من معتقدم که مردم ما ساده نیستند و هر چند که ممکن است در ظاهر ساکت باشند، اما با هوچیگری، جنگ روانی و وارد کردن اتهامات سنگین به شخصیتهای نظام نمیتوان آرای مردم را خرید. همانطور که مطمئنم با سیبزمینی و تراول چک هم نمیتوان کشور را تحت کنترل خود درآورد».
عضو مجلس خبرگان تاکید کرد: «دولت نهم طی چهار سال گذشته بر سر کار بوده و اکنون باید توضیح دهد که در این مدت چه کرده و چه دستاوردهایی داشته است. آقای احمدینژاد باید به جای فرافکنی و فرار به جلو؛ به سئوالات اصلی مردم و نخبگان پاسخ دهد».
دولت به سئوالات مهم جامعه پاسخ بدهد
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام به گزارش تفریغ بودجه سال 86 که در مجلس قرائت شد اشاره کرد و گفت: «یکی از مواردی که دولت باید به جای متهم کردن پاسخگو باشد سوالات ایجاد شده به وسیله این گزارش است که اتفاقا ما آن را نپرسیدهایم بلکه دیوان محاسبات به عنوان نهاد رسمی حکومت این سوال را مطرح کرده است که البته متاسفانه رسانهها زیاد به آن نپرداختند. این گزارش میگوید در سال 86، دو میلیارد و دویست میلیون دلار نفت فروخته شده ولی پول آن به بانک مرکزی داده نشده است. بلکه دولت بدون مجوز مجلس با این پول، فرآورده نفتی خریداری کرده و این فرآوردهها را در داخل به فروش رسانده اما باز هم پول آن را به خزانه واریز نکرده است».
روحانی با تاکید بر این که «بحث دو میلیارد و دویست میلیون دلار پول در میان است نه یک ریال و دو ریال»، گفت: «در گزارش دیوان محاسبات همچنین اشاره شده است که حساب بیش از 9 میلیارد متر مکعب گاز درسال 86 نامشخص است. یا این که طبق گزارش وزارت نفت در این چهار سال بیش از 21 میلیارد دلار درآمد حاصل از فروش میعانات گازی داشتهایم اما این رقم هنگفت در محاسبات وجود ندارد و نحوه هزینه آن مشخص نیست. همچنین در سال 86 حدود 800 میلیارد تومان پول نفت صرف بخش غیرنفت شده است. شرکت نفت نیز حدود 22 میلیارد دلار درآمد داشته است. دولت باید بگوید که این پولها کجا مصرف شده است»؟
وی ادامه داد: «مردم باید بدانند چه کسی قانون مدار است و چه کسی قانون گریز است؟ چه کسی اطلاعات شفاف میدهد و چه کسی با آمارسازی و تحریف آمارها، ادعاهای گزافی را درباره خود مطرح میکند».
رئیس مرکز تحقیقات استراتژیک تصریح کرد: «بالاخره باید توضیح داده شود که مجموع درآمدهای نفتی کشور طی چهار سال گذشته و موجودی فعلی حساب ذخیره ارزی چقدر است. آن چه که گزارش وزارت نفت می گوید این است که در این چهار سال حدود 270 میلیارد دلار درآمد نفتی داشتهایم. درآمد غیرنفتی هم بر اساس گزارش خود دولت حدود 57 میلیارد دلار بوده است. یک نفر باید بگوید که این درآمد هنگفت 330 میلیارد دلار بالاخره چه شد و کجا خرج شد؟ دولت نهم باید توضیح دهد چقدر کار زیربنایی انجام داده و با این پول بیزبان چه کرده است»؟
روحانی افزود: «این گزارشها البته باید صادقانه و واقعی باشد نه این که مثل گزارش آقای احمدینژاد در برنامه تلویزیونیاش؛ ادعاهایی درباره مسائل پتروشیمی، پالایشگاه پارسیان و فازهای 9 و 10 پارس جنوبی مطرح شود که بعداً مشخص شد، نادرست است».
وی در پایان گفت: «این که به جای توضیح عملکرد و پاسخ به سئوالات نخبگان و افکار عمومی، مدام به دولتهای قبلی حمله کنیم یا ادعاهای بی سر و تهی را درباره مافیا مطرح نماییم، دردی از دولت نهم دوا نخواهد کرد. این حرفهای درشت علیرغم تصور برخیها، رایآور نیست و دوران این هوچیبازیها و ادا درآوردنها گذشته است. دولت نهم الان باید توضیح دهد که در این چهار سال چه کرده است و اگر دستاوردی نداشته، حداقل آن قدر شجاعت داشته باشد که از مردم عذرخواهی کند. به هر حال مردم را نباید ساده و عوام فرض کرد. عوامفریبی دیگر جواب نخواهد داد».
کد مطلب : 90214
افشاگری کرباسچی درباره فساد مالی احمدی نژاد
سلام :دبیر کل کارگزاران از محصولی، علیآبادی وسعیدلو به عنوان سه تن از اعضای هیئت دولت احمدینژاد یاد کرد که ثروت آنها بیش از تمامی وزرا و روسای جمهوردولتهای گذشته است.
غلامحسین کرباسچی در گفت وگو با سلام با اشاره به مفقود شدن 300 میلیارد تومان از بودجه شهرداری در دوره خدمت احمدینژاد خاطر نشان کرد: هیچ سندی مبنی بر چگونگی هزینه کرد این مبلغ هنگفت وجود ندارد اما شورای شهر ومجلس هم خط با شهرداری تهران اجازه ندادند که تحقیق و تفحص برای پیدا کردن این مبلغ انجام شود. این در حالی است که تحقیق و تفحص مذکور در کمیسیونهای مجلس هفتم به تصویب رسیده بود اما آقای حداد عادل که دوست آقای احمدینژاد هستند مانع از انجام آن شدند.
وی درادامه از احمدینژاد به عنوان فردی یاد کرد که دنبال گرفتن دزد است. کرباسچی در همین راستا ادامه داد: ما هم اگر بخواهیم دزد بگیریم باید راجع به حضور پسر آقای احمدینژاد در شستا و معاملات اقتصادیشان در کیش اشاره کنیم. علاوه بر موضوع مفقود شدن 300 میلیارد تومان در شهرداری تهران، آقای احمدینژاد باید توضیح بدهد که چرا مبلغ 160 میلیون تومان از بودجه شهرداری را در شب پیروزیشان در انتخابات ریاست جمهوری، هزینه کرده و به مردم شیرینی دادند. پس از افشای این مسئله، آقای سعیدلو به سرعت آمدند و این پول را به شهرداری بازگرداندند.
رئیس ستاد انتخاباتی مهدی کروبی از محصولی، علیآبادی وسعیدلو به عنوان سه تن از اعضای هیئت دولت احمدینژاد یاد کرد که ثروت آنها بیش از تمامی وزرا و روسای جمهوردولتهای گذشته است.
وی در واکنش به اینکه احمدینژاد گفته بود محصولی ثروتش را پس از پایان فرماندهی سپاه بدست آورده است، اظهار داشت: آقای محصولی در زمانی که فرماندار و استاندار اردبیل بودند با حضور در سوآپ نفتی چنین ثروت هنگفتی را به جیب زدند و نه با کار کردن در بازار.ایشان آن زمان که هشت هزار متر در جماران را که در اختیار سپاه بود، به قیمتی متری 15 هزار تومان خریداری کرده و با قیمت متری 200 هزار تومان فروختند، ثروتمند شدند. عرق جبینی ریخته نشده که آقای احمدینژاد از آن دفاع میکنند.
دبیر کل حزب کارگزاران مدعی شد که احمدینژاد به زور پرونده سوآپ نفتی محصولی در وزارت اطلاعات را بیرون کشیده است تا کسی نتواند به آن استناد کند.
کرباسچی همچنین به پرونده عوامل نیروی انتظامی در ضرب و جرح نیروهای شهرداری تهران در دوران خدمت خود اشاره کرد و افزود: درآن زمان دادگاه نظامی برگزار شد و سردار نقدی به خاطر برخورد ناشایست با ماموران شهرداری محکوم شد. همان کسانی که در آن زمان در آن پرونده دست داشتند امروز در حلقه یاران آقای احمدینژاد دیده میشوند.
امیر محبیان: موسوی در مناظره با احمدینژاد متانت را به نمایش گذاشت
آفتاب: امیر محبیان با اشاره به مناظره محمود احمدینژاد و میرحسین موسوی، مقوله نفی گذشته را که توسط یکی از شرکتکنندگان در این مناظره در دستورکار قرار گرفته بود، امری مطرود و مردود دانست.
امیر محبیان در گفت و گو با خبرنگار سیاسی آفتاب با تاکید براینکه براساس چارچوب های اخلاقی درمناظره نباید ازافرادی سخن به میان بیاید درآن لحظه قادر به دفاع از خود نیستند ادامه داد: «درتعاریف اولیه یک مناظره، چارچوب هایی درنظر گرفته میشود مانند پرهیز از سخن گفتن درباره افرادی که مردم آنان را میشناسند اما در آن جلسه حضور ندارند اما به هرحال گاهی هم بحث داغ میشود و افراد مطالبی را مطرح میکنند».
وی افزود: «تاکید مقام معظم رهبری در سخنرانی روزگذشته شان نیز برهمین اساس بود که کاندیداها باید کلیه اقدامات خود رابر اساس چارچوب های قانونی صورت دهند».
محبیان در ارزیابی خود ازمناظره آقایان احمدینژاد و میرحسین موسوی ضمن بیان این اعتقاد که "به نظر نمیرسد با مناظره این دو کاندیدا تغییری در هواداران هریک نسبت به دیگری ا ایجاد شده باشد" تصریح کرد: «مناظره میان آقایان احمدینژاد و میرحسین موسوی تنها هواداران خود را مصممتر و مستحکمتر کردند در عین حال آقای احمدینژاد میخواست چهره مستحکمی از خود نشان دهد و آقای مهندس موسوی نیز چهره متینی را نمایش گذاشت و تنها نقطه ضعف آن تمرکز بر افرادی بود که درآن جلسه حضور نداشته و قادر به دفاع از خود نبودند».
این عضو شورای سردبیری روزنامه رسالت همچنین درباره منشاء ایرادات تند علیه آیتالله هاشمی رفسنجانی با ابراز این عقیده که برخی پرسشها به غلط یا درست در سطح جامعه بیپاسخ مانده است تاکید کرد: «به نظر من تا زمانی که این پرسشها پاسخ داده نشود و به صورت محل اعتراض باقی بماند متاسفانه برخی از کاندیداها تلاش میکنند آنها را مستمسک قرار داده و برای کسب رای استفاده کنند».
محبیان در عین حال نفی گذشته ی نظام را امری مردود و مطرود دانست و خاطر نشان کرد: «درست است که تایید مطلق گذشته یک نظام کار درست و مفیدی نیست و باید با نقد و بررسی نقاط ضعف را جبران و نقاط قوت را تقویت کرد اما مقوله نقد با نفی بسیار فاصله دارد و اساساً نفی گذشته امری پسندیده نیست».
مریم بهروزی:احمدی نژاد اصولگرایی رازیرسوال برد
مریم بهروزی با انتقاد شدید از احمدی نژاد و توهین آمیز خواندن سخنان او در مناظره با موسوی گفت: «مواردی که احمدی نژاد در رابطه با آقایان ناطق و هاشمی گفتند اصولگرایی را زیر سوال برد چون این دو شخصیت بزرگوار هر دو اصولگرا هستند.»
مریم بهروزی درباره ی مناظره ی احمدی نژاد و موسوی به خبرنگار فرارو گفت: «علی رغم این که مناظره برای تنویر افکار عمومی بسیار کار خوبی است اما من مناظره ی شب گذشته را نپسندیدم، مواردی که احمدی نژاد در رابطه با آقایان ناطق و هاشمی گفتند اصولگرایی را زیر سوال بردند چون هر این دو شخصیت بزرگوار هر دو اصولگرا هستند.»
این فعال سیاسی اصولگرا اظهار داشت: «آقای ناطق رییس اصولگرایان و رییس شورای هماهنگی بوده اند و هنوز هم هستند و شورای هماهنگی هنوز تعطیل نشده، احمدی نژاد کسی را زیر سوال برد که رییس تشخیص مصلحت و رییس مجلس خبرگان هستند و بارها و بارها مورد تایید امام و مقام رهبری بوده است.»
دبیرکل جامعه ی زینب افزود : «هاشمی چندین دور مورد تایید ملت قرار گرفته اند و منتخب مردم بوده اند، رییس جمهور می گویند با توهین به من، به مردم و رای آنها توهین شده است سوال این است آیا به ملتی که بارها و بارها به آقای هاشمی رای داده اند در این مناظره توهین نشد؟ طرز گفتار احمدی نژاد در شب گذشته اصلا خوب نبود.»
وی ادامه داد: «من از احمدی نژاد به عنوان رییس جمهور انتظار نداشتم که به مسئولین رده ی اول کشور این گونه توهین کنند. احمدی نژاد مدت ها می گفت من قصد معرفی مفسدین اقتصادی را دارم با این سخنان دیشب مردم تصور می کنند در راس مفسدین اقتصادی دو نفر قرار دارند یکی آقای هاشمی و دیگری آقای ناطق نوری،ایشان مستقیما به این دو چهره ی دلسوز نظام اشاره کردند و البته این به ضرر احمدی نژاد خواهد بود چرا که بیشتر مردم به این شخصیت ها علاقه دارند و حداقل به مقام شان احترام می گذارند.»
بهروزی در پاسخ به پرسش خبرنگار فرارو درباره ی این که با این شرایط از احمدی نژاد همچنان حمایت می کنید گفت: «خواهش می کنم این سوال را از من نپرسید. حرمت شکنی آقای احمدی نژاد به هیچ وجه به نفع نظام ما و کشور ما نبود، ما باید حامی نظام
بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه اصولگرایان حامی مهندس میر حسین موسوی در استان بوشهر در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران
با استعانت از درگاه پروردگار متعال و عرض تسلیت به مناسبت سالروز رحلت رهبر کبیر انقلاب اسلامی ، اصولگرایان حامی مهندس میر حسین موسوی با نصب العین قرار دادن ارزشهای اسلامی و عمل به فرامین مقام معظم رهبری و تداوم راه معمار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی(ره) با حفظ ولایت محوری و تکیه بر اصول و ارزشها ضمن اعلام همبستگی خود با سایر حامیان مهندس موسوی در استان بوشهر فعالیت گسترده خود را همگام با سایر تشکلها و اقشار طرفدار مهندس موسوی آغاز و از طریق فعال نمودن ستاد های تبلیغاتی در شهرستانها و مرکز استان به انجام این مهم اهتمام جدی معمول داشته است. لذا از سایر جریانهای اصولگرایی که به صورت پراکنده در حال انجام فعالیت انتخاباتی در همین راستا می باشند دعوت می شود جهت اتخاذ سیاستهای مدبرانه ، خردمندانه و واحد با این جریان همگام و همراه شوند.
پیشرفت و عدالت با کارآمدی و صداقت
ستاد مرکزی اصولگرایان مهندس میرحسین موسوی در استان بوشهر
آدرس: بوشهر – خیابان امام خمینی(ره)(سنگی)- روبروی فروشگاه رئیس علی دلواری(اتکا)
تلفکس : 5561676-0771 09362773221
احمدینژادی که هاشمی را متهم کرد، همکارش بود
احمدینژاد؛ تمجیدگر سال 75 هاشمی و تخریبگر سال 88
قلم - محمود احمدینژاد که در آستانه انتخابات، با ادبیات نامتعارف و با زبان افترا، هاشمی رفسنجانی و خانوادهاش را بدون ارائه مدرکی در ردیف متهمان اقتصادی قرار داد، در سال 75 به عنوان استاندار منصوب ویی در اردبیل، به دفعات زبان به تعریف و تمجید از او گشوده بود.
به گزارش قلم نیوز، محمود احمدینژاد در مهر 75 در حالی به عنوان استاندار اردبیل به استقبال آیتالله هاشمی رفسنجانی رفت که در میان عکاسان و خبرنگاران حاضر از او تقدیر کرد و گفت: نام هاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.
خبرنگاران در تاریخ ثبت کردند و مردم به خوبی به یاد دارند که احمدی نژاد در اردبیل گفت: هاشمی رفسنجانی شخصیت بزرگ انقلابی و اندیشمند و سفر ایشان به استان اردبیل باعث رسیدن این استان به جایگاه مطلوب خود است.
اما 13 خرداد 88 محمود احمدینژاد در شرایطی مقابل دیدگان میلیونها بیننده تلویزیونی با حالتی پرخاشگرانه سخن میگفت که بارها عنوان کرد امروز سه دولت گذشته در مقابل او ایستادهاند.
احمدینژاد تلاش کرد تا با تخریب چهرههای نظام شرایطی ایجاد کند تا مانع طرح انتقادات به عملکرد چهارسالهاش شود و فضای ذهنی مردم را از ناکارآمدی و بیتدبیریهای دولت دور کند.
احمدینژاد گفت: امروز سه دولت گذشته در مقابل من است. این سه در گذشته هم از یکدیگر حمایت کردند در واقع اینها با هم بودند. زمانی که دولت تشکیل شد اینها هدفشان ضربه زدن به دولت بود.
اگر احمدی نژاد در مقابل دوربین صداو سیما این گونه سخن میگوید مردم به خوبی به یاد دارند که در دوره استانداری اردبیل گفته بود: حضور ایشان (هاشمی) باعث تسریع در کار توسعه و آبادانی استان میشود.
در سفر استانی آیتاللههاشمی رفسنجانی در مهر ٧٥، احمدینژاد اعلام کرد: «در سفر تازه سردار سازندگی به این استان ٢٤٠ طرح صنعتی، عمرانی، کشاورزی، بهداشتی و درمانی و فرهنگی، خدماتی و اقتصادی به بهرهبرداری خواهد رسید».
احمدینژاد در یک گفتوگوی اختصاصی با روزنامه «ایران» گفته بود: «آیتالله رفسنجانی، رییسجمهور وقت ایران، همیشه و در همه ابعاد در صحنهها و شرایط دشوار انقلاب اسلامی، از عناصر تعیینکننده است و نامهاشمی در تاریخ پرافتخار انقلاب اسلامی با درخشندگی و به نیکی ثبت خواهد شد.»
به گفته وی مجموع طرحهای مذکور نقش مهمی در مهار آبهای سطحی، بهبود کیفیت آب شرب شهری، افزایش پروازهای هواپیمایی، احیای مراتع و جلوگیری از تخریب اراضی، جلوگیری از خروج ارز، توسعه صنایع و ایجاد انتقال و جذب نیروهای متخصص و... داشت.
وی در مصاحبه مطبوعاتی و تلویزیونی خود گفته بود: این طرحها با اعتباری بیش از یک هزارمیلیارد ریال به اجرا درآمده است. نکته جالب این که به گفته احمدینژاد در این سفر استانی هاشمی رفسنجانی، صدها طرح عمرانی، مخابراتی و رفاهی به بهرهبرداری میرسد.
همچنین محمود احمدینژاد، استاندار وقت اردبیل در این جلسه مطبوعاتی گفته بود: عملیات اجرای طرحهای متعددی از جمله دو سد بزرگ در اردبیل، تصفیهخانه بزرگ آب شرب پارسآباد مغان، طرح اسکان عشایری، مرحله دوم کارخانه تبدیل سیبزمینی اردبیل، عملیات طرح احداث بزرگراه از فرودگاه اردبیل تا بخش نیر، طرح آبرسانی مشکین شهر، کارخانه سیمان اردبیل با ظرفیت ٢٣٠٠ تن در روز، کارخانه شیرخشک مغان، کارخانه تولید لاستیک، ١٠١ طرح مخابراتی، مرکز تلفن سیار اردبیل، طرحهای توسعه مخابرات در شهرستانها، ٧٤ مدرسه، ١١ سالن ورزشی سرپوشیده، مجتمع اداری اردبیل، خانههای سازمانی و بیمارستان ١٦٠ تختخوابی تامین اجتماعی و... با دست مبارکهاشمی رفسنجانی، رییسجمهور ایران به بهرهبرداری خواهد رسید.
نکته جالب توجه در سفرهاشمی رفسنجانی در سال ٧٥ به اردبیل، اشاره تمام روزنامهها به افتتاح ٣٠٠ طرح عمرانی بود. در همین حال گروههای کثیری از مردم منطقه، استقبال باشکوه از رییسجمهور وقت را وظیفه دینی و ملی خود عنوان کرده بودند.
احمدینژاد گفته بود: «آقای هاشمی رفسنجانی به خاطر تصویب لایحه استان شدن اردبیل، حق بزرگی بر مردم استان دارند و لذا باید از ایشان استقبال تاریخی و به یاد ماندنی صورت گیرد.»
گزارشهایی که در آن تاریخ منعکس شدهاند، نشان از استقبال باشکوه و مردمی است که شعارهای تشکرآمیز سر میدادند که همه از جمله استاندار وقت اردبیل، رفسنجانی را سردار سازندگی میخواندند.
احمدینژاد در این سفر محورهای فعالیت استانداری را توضیح داد و خطاب به هاشمی گفت: میخواستم در حضور حضرتعالی از مجموعه همکاران و کسانی که در این دو تا سه سال - بعد از استان شدن - تلاش کردند، سپاسگزاری کنم و مجددا از زحماتی که در این دو روز سفر به حضرتعالی دادیم، عذرخواهی کنم و از سفرتان تشکر میکنم. بعضی موارد را دوستان برای تسریع در برنامههای عمرانی جمعبندی کردهاند که خدمتتان تقدیم میکنند.
باید پرسید این تغییر در ادبیات کلام و لحن سخن از چه رو اتفاق افتاده است؟ آن روز که احمدینژاد در کسوت استاندار میزبان هاشمی بود در تمجید از او چیزی کم نگذاشت اما زمانی که قرار شد پاسخگوی انتقادات موجود نسبت به عملکرد خود باشد، آبروی شخصیتهای نظام را گرو گرفت و هاشمیرفسنجانی را مستمسکی قرار داد تا بتواند آرایی برای خود جلب کند.
ایت 800 هنرمند سینما و تئاتر از موسوی
در این بیانیه که هنوز جمع آوری امضای آن ادامه دارد و پیش بینی میشود به 1000 نفر برسد، اسامی بسیاری از برجسته و مشهورترین هنرمندان ایران به چشم میخورد.
قلم نیوز: بیش از 800 هنرمند سینما، تئاتر و تلویزیون با امضای بیانیهای از نامزدی مهندس موسوی در انتخابات ریاستجمهوری حمایت کردند.
در این بیانیه که هنوز جمع آوری امضای آن ادامه دارد و پیش بینی میشود به 1000 نفر برسد، اسامی بسیاری از برجسته و مشهورترین هنرمندان ایران به چشم میخورد.
چنین اجماعی برای نخستین بار در ایران اتفاق میافتد و هنرمندانی از گرایشهای مختلف هنری و فکری در یک موضوع حاصل میشود. چنین اجماعی حتی در موضوعات صنفی نیز سابقه نداشته است.
بیانیه هنرمندان به این شرح است:
آفتابی لب درگاه شماست
که اگر در بگشایید
به رفتار شما میتابد
ما هنرمندان به خاطر اعتلای ایران، به خاطر شکوفایی فرهنگ و هنر، به خاطر فردایی بهتر، سرشار از روشنی، آگاهی، عدالت، آزادی، ایمان و مهربانی از همه شهروندان میهن اسلامی میخواهیم در انتخابات پیش رو شرکت کنند و رای سبز خود را به نام هنرمند و مدیر برحسته کشور آقای مهندس میرحسین موسوی به صندوقها بیندازند.
این بیانیه را هنرمندان زیر امضا کرده اند :
داریوش ارجمند- شهرام اسدی- همایون اسعدیان- مهناز افشار- سیروس الوند- حمید امجد- محسن امیریوسفی- علیرضا امینی - عزتالله انتظامی- پریسا بختآور- مرضیه برومند- کامبوزیا پرتوی - رفیع پیتز- کیومرث پوراحمد- امین تارخ- کمال تبریزی- سیروس تسلیمی - هدیه تهرانی- نغمه ثمینی- ابوالفضل جلیلی- شهاب حسینی- محمدحسین حقیقی- منیژه حکمت- عزیز الله حمیدنژاد- سیف الله داد- علیرضا داودنژاد- ابوالحسن داودی- پوران درخشنده- احمدرضا درویش- محمد رحمانیان- مرتضی رزاق کریمی - جمیل رستمی- داود رشیدی- علیرضا رئیسیان - علی ژکان- جمال ساداتیان- سامان سالور- محمدعلی سجادی- علی سرتیپی- منوچهر شاهسواری- مرتضی شایسته- علیرضا شجاع نوری- اسماعیل شنگله- پرویز شهبازی- پری صابری- قطبالدین صادقی - یدالله صمدی- محمدعلی طالبی- فرشته طائرپور- رضا عطاران- تقی علیقلی زاده-کیانوش عیاری - حسین فرح بخش- حمید فرخ نژاد-بهمن فرمان آرا - محمدرضا فروتن- داریوش فرهنگ- اصغر فرهادی - مهرشاد کارخانی- کامبیز کاشفی- مهدی کرم پور- محمدعلی کشاورز- رضا کیانیان- مسعود کیمیایی - مجید مجیدی- منوچهر محمدی- محسن مخملباف - جعفر مدرس صادقی- احمد مرادپور- هادی مرزبان- فاطمه معتمدآریا- خسرو معصومی- فرزاد موتمن- فرهاد مهرانفر- داریوش مهرجویی- فرهاد مهندسپور- مازیار میری- محمدعلی نجفی- مهتاب نصیرپور- رویا نونهالی- علی نصیریان- حمید نعمت الله- سید ضیاء هاشمی- اصغر هاشمی
پرویز آبنار- امیر آتشانی- پوریا آذربایجانی- محمد صادق آذین- غلامرضا آزادی- علی آشتیانی پور- حسن آقا کریمی- محمد آلادپوش- پگاه آهنگرانی- صابر ابر- امیر اثباتی- محمد احمدی- سامان استرکی- سیاوش اسعدی- عبدالله اسفندیاری- حبیب اسماعیلی- تورج اصلانی- محمد اطبایی- رضا اعظمیان- مانیا اکبری- داریوش بابائیان- پژمان بازغی- عنایت بخشی- بهرام بدخشانی- اسماعیل براری- نادر برهانی مرند- عادل بزدوده- پانتهآ بهرام- بهنام بهزادی- فریال بهزاد- هومن بهمنش- مسعود بهنام- پروانه پرتو- ماهایا پطروسیان- حسن پورشیرازی- امیر توده روستا- سعید تهرانی- اکبر ثقفی- مجید جعفری- بهرام جلالی- محمدرضا جهان پناه- مجید جوانمرد- سعید حاجی میری- سیروس حسنپور- فرج حیدری- اکبر خامین- اسحاق خانزادی- مصطفی خرقهپوش- ملک جهان خزاعی- فردین خلعتبری- خسرو خورشیدی- گوهر خیراندیش- محمد درمنش- بهرام دهقانی- پیام دهکردی- شادمهر راستین- لیلی رشیدی- پناه برخدا رضایی- حبیب رضایی- رحمان رضایی- سیروس رنجبر- بهاره رهنما- حسن زاهدی- علیرضا زرین دست- رضا سبحانی- محمدرضا سکوت- سعید سهیلی- علی شاه حاتمی- جلال شمسیان- سعید شهرام - مهری شیرازی- فردین صاحب الزمانی- حبیب الله صحرانورد- فرشته صدرعرفایی- ابوالفضل صفاری- پروین صفری- هایده صفی یاری- یوسف صمدزاده- امیر عابدی- محمد عاقبتی- محمدرضا عالی پیام- علی عبدالعلی زاده- سپیده عبدالوهاب- محمدرضا عرب- داود فتحعلی بیگی- مسعود فروتن- بیتا فرهی- مهرداد فرید- بایرام فضلی- مجید قاری زاده- علیرضا قاسم خان- پیمان قاسم خانی- آتوسا قلمفرسایی- حسن قلی زاده- رهبر قنبری- علی قوی تن- عبدالرضا کاهانی- رضا کرم رضایی - نظام کیایی- غلامرضا گمرکی- بابک محمدی- حمید مدرسی- ولی الله مدنی- کیومرث مرادی- جواد مزدآبادی- محسن مسافرچی- فرید مصطفوی- علی مصفا- منوچهر مصیری- پیمان معادی- بهروز معاونیان- حسن معجونی- محمدابراهیم معیری- نازنین مفخم- نادر مقدس- سعید ملکان- یاسمن ملک نصر- مهران ملکوتی- بیتا منصوری- تورج منصوری- مستانه مهاجر - ژیلا مهرجویی- بیژن میرباقری- جهانگیر میرشکاری- مجتبی میرطهماسب- مزدک میرعابدینی- مهرداد میرکیانی- مجید میرفخرایی- مهرداد میرفلاح- محمد نشاط- کورش نریمانی- اصغر نژاد ایمانی- اصغر نعیمی- نقی نعمتی- مسعود نوابی- جواد نوروز بیگی- علی نیک رفتار - منوچهر هادی- کارن همایونفر- اصغر همت- علی واجد سمیعی- شیرین وحیدی- مهدی ودادی
رضا آحادی- حمید آذرنگ- ایوب آقاخانی- محمد آقامحمدی- ناصر آویژه- امیرکاوه آهنجان- شیوا ابراهیمی- بهرام ابراهیمی- مهرداد ابوالقاسمی- ایده ابوطالبی- محمد احمدی- نازنین احمدی- خسرو احمدی- نسیم ادبی- بهار ارجمند- انوشیروان ارجمند- داریوش اسدزاده- خاطره اسدی- رابعه اسکویی- جواد اعرابی- حمیدرضا افشار- مهوش افشارپناه- مهناز افضلی- مهران امام بخش- رضا امامی- بیژن امکانیان- سیمین امیریان- پویا امینی- رحمت امینی- مهدی امینی- آزاده انصاری- رضا بابک - فارس باقری- بهاره برهانی- فرهاد بشارتی- لیلا بلوکات- محمود بنفشه خواه- مریم بوبانی- رکسانا بهرام- محبوبه بیات- مسعود پاکدل- حسین پاکدل- مهدی پاکدل- الهام پاوه نژاد - حسین پرستار- سهیلا پورگرامی- علی پویان- فرهاد تجویدی- فرید تجویدی- عمار تفتی- کامران تفتی- عباس تقی آبادی- آتش تقی پور- محسن تنابنده- امیرعباس توفیقی- سیما تیرانداز- سهیلا تیلاوی- نگار جواهریان- جمشید جهانزاده- سعید چنگیزیان- محمد حاتمی- اکرم حاجی وند- رضا حامدی خواه- حامد حامدی خواه- هایده حائری- صدرالدین حجازی- علیرضا حسینی- یوحنا حکیمی- محمد حمزه ای- رودابه حمزه ای- شیلا خداداد- بهزاد خداویسی- اشکان خطیبی- شیدا خلیق- افشین خورشیدباختری- سعید داخ- داود داداشی- آرش دادگر- انکیدو دارش- گیتا داوودی- ابوالفضل دژاکام- اصغر دشتی- رویا دعوتی- نادیا دلدار گلچین- مرجانه دلدار گلچین- حسن دولت آبادی- حبیب دهقان نسب- الهام دهقانی- کامبیز دیرباز- سینا رازانی- علی رامز- مژگان ربانی- فرزین رستم پور- زهرا رفیعی گیله وایی - کرامت رودساز- امیر رهبری- حمیرا ریاضی- فریبا رئیسی- نیما رئیسی - امیر محمد زند- افشین زارعی- امید زندگانی- حسین زینالی- محمدعلی ساربان- بیتا سحرخیز- فرزانه سکوتی- مریم سلطانی- شهره سلطانی- مهدی سلطانی- هومن سیدی- سعید شاپوری- علی شایان فر- مهراوه شریفی نیا- اسماعیل شفیعی- محمدتقی شمسایی- میکائیل شهرستانی- تهمینه شه میر- محمد شیری- رضا صابری- مهنوش صادقی- حمدرسول صادقی- اشکان صادقی- زهرا صبری- پرویز صبری- لاله صبوری- نگین صدق گویا-فرزاد صدیق شریف- مهرداد صدیقیان- آزاده صمدی- صبا ضامنی- سوگل ضامنی- مهرداد ضیایی- طناز طباطبایی- مهدی طبیبی- حمیدرضا طوبایی- خشایار عابدیان- آرش عباسی - رضا عبدالعلی زاده - مصطفی عبداللهی- سید محمدرضا عطایی فر- محمدسرور عظیمی- احمد علامه دهر- منوچهر علی پور- مهدی علیاری- حمیده بانو عنقا- ژوبین غازیانی- شهاب غزالی- امیر غفارمنش- امیر غفاری- عباس غفاری- سولماز غنی- شقایق فراهانی- جلیل فرجاد- مارال فرجاد- مونا فرجاد- فرشاد فزونی- نیره فراهانی- شبنم فرشادجو- عبدالرضا فریدزاده- شمسی فضل اللهی- اندیشه فولادوند- رضا فیاضی - محسن قاضی مرادی- هنگامه قاضیانی- فرهاد قائمیان- فرید قبادی- محمود قبه زرین- فروغ قجابگلی- اکبر قدمی- اکبر قهرمانی- رزانه کابلی- الهام کردا- لادن کنعانی- گرشاسب کیان بخت- جمشید گرگین- شکرخدا گودرزی- رضا گوران- مینا لاکانی- وحید لک- افسانه ماهیان- عباس محبوب- گلزار محمدی- کیوان محمودنژاد- رامین محمودیان- لادن مستوفی- ناهید مسلمی- امیر مشهدی عباس- سیما مطلبی- مریم معینی- شبنم مقدمی- سوسن مقصودلو- کیهان ملکی- فرحناز منافی ظاهر- ولی الله مومنی- رضا مهدیزاده- شیوا مهرزاد- مهدی میامی- سیما میرزاحسینی- سمانه میرزاحسینی- فهیمه میرزاحسینی- مینو میرشاه ولد- رویا میرعلمی- بهروز میرلو- ناصر ممدوح- هدا ناصح- علیرضا ناصحی- رامین ناصرنصیر- افسانه ناصری- شهین نجف زاده - فرزانه نشاط خواه- پریوش نظریه- رسول نقوی- ایرج نوذری- امیر نوری- فرشته نوید- صادق هاتفی- تبسم هاشمی- افشین هاشمی- کاظم هژیرآزاد- عزیزالله هنرآموز- ندا هنگامی- حسن وارسته- مهوش وقاری- محمدامیر یاراحمدی
آناهید آباد- بهنام آدینه زاده- سیمین آزادی- بهنام آسبان- ندا آصف- امیرمسعود آقابابایی-میترا آقامیری- محمود آیدن- حمید ابراهیمی- نرجس ابراهیمی- سعید احمدی- مهران احمدی- مصطفی احمدی- احمد احمدی- آزاده اخلاقی- مجید اخوان- علی اصغر اخوان مقدم- بابک اخوان- امیر ادیب پرور- فرهاد ادیب مهر- فرهاد ارجمندی- احمد اردلان- سعید اژدر- ایما استمراری- علی اسداللهی- کیارش اسدی زاده- مانفرد اسماعیلی- مرجان اشرفی زاده- علی اعلایی- دانش اقباشاوی- علی اللهیاری- تیما امیری- امیراحمد انصاری- سحر انصاری- ستار اورکی- ابراهیم ایرج زاد- جهانبخش ایمانی- امین ایمانی- حسن ایوبی- داود بابایی- بشاش بافکر- روح الله برادری- شیرین برق نورد- علیرضا برومند- آرش برومند- عباس بلوندی- فرامرز بهرامپور- رضا بهرامی نژاد- فریدون بهمنی- اصغر بیچاره- هدیش بیگدلی شاملو- امیر پرتوزاده- مهدی پروین- راحله پروین نیا- بابک پناهی- محمد پورراد- مهدی پورموسی- فرید پوروالی- امیر تجربه- آذر تجلی- نیکا ترابی- علی تصدیقی- محمد تقی نیا- مهدی توحیدپور- بهرنگ توفیقی- علی تیموری- مهدی جعفری- زهرا جعفری- سیدمحمود جعفری- مسعود جعفری پور- پیمان جعفری- امیر جغتایی- فرشته جغتایی- رضا جمالی- محمد جمشیدی- رضا حاج درویش- کیانوش حاج رمضانی- کاوه حاج رمضانی- وحید حاجیلویی- حسین حج گذار- امیر حسینی- پیمان حقانی- داریوش حکمت- جلال حمیدی- بهمن حمیدی- بهمن حیدری- وحیده حیدری- عاطفه خادم الرضا- محسن خان جهانی- امیرحسین خانکلانی- محمود خرسند- فرحناز خسروآبادی- سیما خضرآبادی- آرش خلاقه دوست- جمشید خندان- محسن خوش صفا- مهدی دارابی- خسرو دارسنج- بهمن دادفر- گلچهره دانش- نادر داوودی- بهرنگ دزفولی زاده- محمدرضا دلنوازی- نفسیه ذاکری- الهام راد- رضا رادمنش- روزبه رایگا- عباس رجبی- لادن رحمتی- مازیار رزاقی- حسین رزاقی- عباس رستگارپور- دکتر مصطفی رستگاری- امیر حسین رسولی- علیرضا رسولی نژاد- شیوا رشیدیان- زهره رضایی- نادر رضایی- افشین رضایی- غفار رضایی- احسان رفیعی جم- لیلا رنگرزان- حسن روح پروری- امیر روحی- حسین روزبه- علی زارع- مهرداد زاهدیان- واینا زرافشان- سیامک زمردی مطلق- کامبیز زندی- مهران زینت بخش- امبرمهدی ژوله- محمدحسین ساداتیان- سید احمد ساکت- محمد سال افزون- مختار سائقی- کاوه سجادی حسینی- کامران سحرخیز- ابراهیم سعیدی- فیروز سلطانی- مینا سلیمی- حمید سلیمی- بهرنگ سنجابی- پیام حسین سوری- سیدنادر سید محمدی- فریبرز سیکارودی- مانیا سیمون- شیرین شازده سدهی- مسعود شاهوردی- حامد شریفی نیا- احمدرضا شجاعی- بهروز شعیبی- علیرضا شمس- سعید شهرابی- مازیار شیخ محمودی- افسانه شیخی- کامیار شیسی- داریوش صادق پور- مسعود صادقیان- ایمان صفا- ابوالفضل صفاری- دلیله صوفیانی- علی طالب آبادی- ظفر طاهری کریمی- ناهید طلوع- ایمان طلوع- آیدین ظریف- غزاله ظهوری- علی ظهوری- بهروز عابدینی- ایرج عاشوری- رضا عاطفی- داریوش عبادی- پیمان عباسی- عبدالله عبدی نسب- جعفر عروجی- معصومه عروجی- امیر عزیزی- مهرداد عسگری- علی عطار- کریم عظیمی- شهرزاد عقیلی- ساسان علائیان- علی علویان- محمدرضا علی اکبر- فهیمه علی اکبری- شهاب عموپور- داریوش عنیانی- محدرضا غفاری- محمود غفاری- حسن غفاری- فرمیسک فاریا- نوید فرح مرزی - کمال فرهنگ- آرمان فیاض- ندا قائدی- محراب قاسم خانی- امیر حسین قاسمی- طاهره قاسمی- فریبرز قربان زاده- امید قربانی- افسانه قلی زاده- محمد هادی قمیشی- کاوه قهرمانی- منیر قیدی- بهروز کاشانی- زیبا کاظمی- پرنیان کاظمی پور- ابوالفضل کریمی- بهنام کریمی- غلامرضا کزازی- مهرداد کسری- سام کلانتری- کامران کیان ارثی- آوا کیایی- خسرو کیوانمهر- رضا گرگانی- فرشاد گل سفیدی- محمد گنجعلی- مجید گودرزی- محمدرضا گوهری- مهرداد لشکری- مجید لیلاجی- حسین مجد- امیرعلی محسنین- فرشاد محمدی- جمشید محمدی - سید محمد محمودی- علی مردانه- سروناز مستوفی- یوسف مصدقی- سحر مصیبی- غزاله معتمد- نادر معصومی- محمود مقدسی- مهناز مقدم- کیوان مقدم- پرستو مقدم- رضا مقصودی- داریوش منتظری- اسماعیل منصف- محمدرضا منصوری- شیما منفرد- امیر موسوی- محمود موسوی نژاد- آرمان موسی پور- مهران مهری- حسین مهکام- اسماعیل موحدی- بهزاد مولود- همیلا موید- جهانگیر میرزاجانی- سعید میرزایی- امین میرشکاری- تهمینه میرمیرانی- بهناز نازی- رضا نامی- پویا نبی- محمدرضا نجفی- سارا نجفی- ساسان نخعی- نغمه نظری- شهرام نمایان- مجید نیامراد- شرف النسا نیرومند- آرزو نیک پور - مهتا نیلفروشان- پریناز هاشمی- روح الله هاشمی- مرتضی هدایی- مریم هژیروند - چاوش هنرآموز- آذر هوشیار- سعید واثق- امیرعلی واجد سمیعی- رضا واعظی- مهدی ورپایی- فرهاد ویلکیجی- یوسف یزدانی- علی یعقوبی- سارا یوسفی
در جمع آوری این امضاها گروهی از هنرمندان رشته های مختلف نقش داشتند که ستادی با عنوان هنرمندان یاور خاتمی ، حامی موسوی تشکیل دادهاند. شعار این ستاد عبارت است از : به خاطر ایران ، هنر ایران ، فرهنگ ایران ، فرهنگ غیر دولتی ایران همراه با خاتمی، میرحسین موسوی را بر میگزینیم.
قیصر صالحی نماینده سابق دیر، کنگان و جم و ریز در مجلس ومشاور رئیس ستاد مرکزی میرحسین:
موج سبز مژده بهار پر نشاط دولت امید میرحسین موسوی را میدهد.
بنده اعتقادم این است که مژده بهار پرنشاط دولت میرحسین موسوی میدهد و یک کار عادی و معمولی نیست.
قیصر صاحلی نماینده سابق دیر، کنگان، جم و ریز در مجلس در گفتوگو با نصیر بوشهر اظهار داشت: علیرغم تبلیغات سنگینی که از طرف استکبار جهانی در خصوص عدم مشارکت مردم در انتخابات بود باز شاهد نشاط فوقالعاده انتخاباتی در جای، جای کشور هستیم.
وی افزود: ما شاهدیم که اکثر شهرهای کشور در خیلی از ساعات روز و شب به خاطر مشارکت و حضور گسترده جوانان در ستادهای میرحسین موسوی مخصوصاً در شهرهای تهران، تبریز، شیراز و در کلان شهرها اخبار رسیده حکایت از آرای بالای مهندس میرحسین موسوی دارد.
صالحی عضو ادوارمجلس دلیل حمایت خود از میرحسین موسوی را عدم انجام وعده رییسجمهور در مبارزه با مافیای نفت، عدم تحول در وزارت نفت، نیاوردن نفت بر سر سفره مردم دانست و گفت: تزلزلهای مدیریتی در اداره وزارت نفت، عدم استفاده بهینه از درآمد نفت در چهار سال گذشته، عدم سرمایهگذاری در نفت در رقابت از میادین نفت و گاز، عدم موفقیت در پارس جنوبی، عدم اجرای شعار 70 میلیونی کابینه باعث شد که مدیران ناکارآمد بر سر کار بیایند و دلیل حمایت اینجانب از مهندس میرحسین موسوی ضعف مدیریت احمدینژاد در انتصاب مدیران کارآمد و موفق است.
وی در نقد دولت احمدینژاد اظهار داشت: مهمترین چالشی که در اداره کشور وجود دارد مشکل مدیریتی کشور است حلقه مفقوده چه در مسایل سیاسی و اجتماعی، استفاده از مدیران ناکارآمد است. علیرغم اینکه جناب آقای احمدینژاد وابستگی شدیدی به جناح خاص نداشته و میتوانست فارغ از جناحبندی به سهم خواهی از این ظرفیت بالا و وجود زیاد مدیران استفاده میکرد.
متأسفانه دایره استفاده ایشان هم از مدیران مملکتی دایره محدود بود وی افزود: یکی از علتهای ناکارآمدی دولت نهم حلقهی مفقوده آن مدیریت ناصحیح میباشد که در سالهای اخیر در مهمترین پستهای مدیریتی دچار چالشها و تزلزلهای بسیار ناخوشایندی بودم و مهمترین دلیل چه در عرصه سایسی که نمود آن تزلزل مدیریت در مدیریتهای ارشد و میانی وزارت کشور و چه در مدیریتهای اقتصادی و اجتماعی که مهمترین آن اقتصاد نفی بود.
دکترمحمد هاشمی :حمله رییس دولت به دولتهای قبل حمله به ملت وانقلاب بود/مجادله احمدینژاد برخلاف مکتوبات قرآن بود
اعظم طالقانی: صحبتهای احمدینژاد حیثیت نظام را لکهدار کرد
عبده تبریزی: 90 درصد وقت احمدینژاد صرف تخریب چهرههای تراز اول نظام شد
صفدر حسینی: مناظره نشان داد که متانت بر وقاحت پیروز است
عماد افروغ: موسوی برنده اخلاقی و سیاسی مناظره بود
یونسی:در این مناظره از کسانی که حضور نداشتند هتک حرمت شد
تابش: بداخلاقیهای احمدی نژاد وجدان جامعه را برخواهد انگیخت
خوش چهره: اخلاق و تقوا پیروز مطلق این مناظره بود
مجید انصاری: سخنان احمدی نژاد تکرار ادعاهای گذشته و سخنان موسوی بیان واقعیت موجود بود
محسن صفایی فراهانی در واکنش به اتهامات وارده: احمدینژاد را به مناظره دعوت میکنم
محتشمی پور:اگر انتخابات سالم برگزار شود میرحسین 30 میلیون رای دارد
--------------------------------------------------------------------------------
رئیس کمیته صیانت از آرای میر حسین موسوی گفت:« شورای نگهبان و وزارت کشور باید به جای مانع تراشی، از تشکیل کمیته صیانت از آرا استقبال کنند؛ چون این کمیته میتواند بازوی خوب و چشم بینایی برای روند سالم انتخابات باشد.»
به گزارش ایلنا، در ساری علی اکبر محتشمی پور در جمع اعضای کمیته صیانت از آرای میر حسین موسوی در محل ستاد مرکزی میر حسین موسوی در ساری از مردم مازندران بعنوان مردمانی شایسته نام برد که همواره در عرصه های مهم با حضورپر صلابت خود توانسته اند نقش بسزایی در اداره کشور داشته باشند .
وی افزود: «کمیته صیانت از آرا بنا به نظر آقای مهندس موسوی از کسانی شکل گرفته است که دارای تجربه سیاسی به ویژه در رابطه با انتخابات در دورههای مختلف هستند و در چارچوب ستاد وی فعالیت می کنند و در تمامی استانها و شهرستانها نیز چنین کمیتههای مشابهی تشکیل گردیده است .»
عضو ارشد مجمع روحانیون مبارز خاطرنشان کرد:« بر اساس آخرین خبر اعلام شده توسط رییس ستاد انتخابات، کاندیداها باید حدود 47 هزار نیرو به عنوان نماینده بر سر صندوقها داشته باشند، لذا آنها باید این تعداد افراد را شناسایی کرده و آموزشهای لازم را به آنها بدهند. »
وی ادامه داد :« یکی از مهمترین وظایف کمیته صیانت از آرا این است که این نیروها را با مسایل قانونی، قوانین انتخابات و شرح وظایف مربوط به انتخابات آشنا کنند. »
وزیر اسبق کشور، تعیین افراد به عنوان نماینده بر سر صندوقهای رای را یکی از وظایف این کمیته دانست و تصریح کرد: «به اعتقاد ما این افراد را باید خود کاندیداهای ریاست جمهوری انتخاب کنند؛ چون یکی از مشکلاتی که در گذشته وجود داشت این بود که وزارت کشور افرادی را که از سوی کاندیداها معرفی میشدند، در جای دیگر قرار میداد، در حالی که کاندیداها میتوانند و این اختیار را دارند که نماینده خاصی را برای صندوقی خاص معرفی کنند و در همان جا باید به کار گرفته شود، به همین جهت وزارت کشور نمیتواند کسی را که کاندیدای ریاست جمهوری برای صندوقی خاص معرفی کرده است به حوزه دیگری اعزام کند.»
محتشمی پور یاد آور شد:« اگر مسوولان اجرایی بیان میکنند که انتخابات باید توسط مردم برگزار شود، پس هم رای دهندگان و هم رای گیرنده از خود مردم هستند و باید انتخابات با نظارت مردم انجام شود.»
وی ادامه داد:« شورای نگهبان به عنوان ناظر بر اجرای قانون انتخابات است و نمیتواند شان اجرایی داشته باشند و وزارت کشور به عنوان پشتیبانی کننده و تدارک کننده اجرای انتخابات است بنابراین معتمدان مردم کار انتخابات و اجرای قانون را به عهده دارند.»
محتشمی پور تصریح کرد:« همان طور که شورای نگهبان نمیتواند در اجرای انتخابات دخالت کند، نمایندگان کاندیداها نیز نمیتوانند در روند اجرایی انتخابات دخالت داشته باشند و همان طوری که ناظران شورای نگهبان موظفند تخلفات را گزارش دهند، نمایندگان کاندیداها نیز باید هرگونه تخلف احتمالی را اعلام کنند. با توجه به اینکه تخلفات انتخاباتی در متن قانون ذکر شده است را گزارش دهندو این به معنای واقعی صیانت از آرا است .»
وی اکید کرد :« شورای نگهبان و وزارت کشورباید به جای مانع تراشی، از تشکیل کمیته صیانت از آرا استقبال کنند؛ چون این کمیته میتواند بازوی خوب و چشم بینایی برای روند سالم انتخابات باشد. به نظر میرسد کسانی که مخالف این فعالیت قانونی هستند، کارهایی انجام میدهند که میخواهند از دید ناظران انتخاباتی دور باشد.»
رئیس کمیته صیانت از آرای میر حسین موسوی با بیان اینکه امروز میر حسین موسوی همه ملت را پشت سر خود دارد ،اظهار داشت:« پیش بینی میشود اگر انتخابات سالم برگزار گردد میر حسین موسوی 30 میلیون رای در صندوق اراء دارد و ما معتقدیم این انتخابات ، انتخابات کاملاً مردمی است و این مردم هستند که این انتخابات را برگزار می کنند .»
وی خطاب به مسئولین وزارت کشور و شورای نگهبان گفت :« ما مصرانه از شما می خواهیم که کسانیکه پای صندوق رای بعنوان ناظر می باشند با کد و شماره مخصوص و یک کارت هویتی که بر روی سینه آنها نصب شده باشد، حضور داشته باشند .»
محتشمی پور در بخش دیگری از سخنان خود گفت :« یکی از اعضای اصلی و ثابت هیات های اجرایی مقام دادستانی است زیرا دادستان مسئول پیشگیری از جرم است و اینکه نماینده ای از طرف دادستان حضور داشته باشد برای ما قابل قبول نیست . »
وی با اشاره به صحبت های اخیر کدخدایی سخنگوی شورای نگهبان مبنی بر اینکه نمایندگان کاندیدا ها فقط می توانند درروز 22 خرداد در هیات های اجرایی حضور داشته باشند گفت :« این عمل خلاف قانون است زیرا قانون بصورت صریح می گوید از روز اول خرداد نماینده کاندیداها می توانند در هیات های اجرایی حضور داشته باشند . »
وزیر اسبق کشور در پایان تصریح نمود :« اگر صحبت های آقای کدخدایی مورد تایید و مصوب شورای نگهبان باشد این تخلف بزرگ انتخاباتی است که شورای نگهبان و وزارت کشور انجام داده است و به کسانیکه در این اقدام شریک بوده اند و رای داده اند اینها صلاحیت برگزاری انتخابات را ندارند .»
پایان خبر
در این همایش خانم دکتر حمیده عدالت نماینده مردم دشتستان در مجلس ششم طی سخنانی اظهار داشت: ما در این انتخابات از کسی حمایت می کنیم که محبوب حضرت امام ره و محبوب ملت است و به کسی رای می دهیم که صاحب عمری تجربه و مدیریت در سخت ترین شرایط کشور است.
این استاد دانشگاه گفت: میر حسین موسوی به عنوان یک چهره ی ارزشی و مدافع اصول اولیه ی انقلاب دارای کارنامه ای درخشان در دوران ۸ سال دفاع مقدس است.
خانم عدالت تسریع کرد:از مهمترین دلایل حضور مهندس موسوی در این دوره از انتخابات مساله ی قانون گریزی دولت کنونی با عنوان مصلحت و تغییر تصمیم گیری در کشور و شفافیت در سیستم گردش اطلاعات کشور و تغییر در قوانین در جهت کار آمدی آن در عرصه ی سیاست "اقتصاد و فرهنگ کشور است.
نماینده مردم دشتستان در مجلس ششم افزود:مردم ما نیز خاطرات بسیار خوبی از دوران نخست وزیری مهندس موسوی دارندو آنهم در شرایطی که کشور در حال جنگ بود و مشکلاتی که امروز دامن گیر کشور شده در آن روزها و در آن شرایط سخت و جنگی مردم ما چنین مشکلاتی نداشتند .
خانم عدالت همچنین گفت: متاسفانه دولت نهم با شعار عدالت و مهرورزی روی کار آمد اما در جاهای که باید عدالت و مهرورزی نهادینه شود کوتاهی شد و بسیاری از نقطه نظرات کارشناسی و برنامه ریزی شده و اصولی نادیده گرفت شد.
این استاد دانشگاه گفت: مسله ی مهمی که مهندس موسوی روی آن تاکید دارد بحث رفع تبعیض جنسیتی در همه ی عرصه ها از جمله فرهنگ . سیاست . اقتصاد و اجتماع و همچنین حمایت از حقوق شهروندی است.
وی همچنین افزود: ما انقلاب کردیم تا نا برابری های جنسیتی را بر چینیم و متاسفانه با گذشت ۳۰ سال از انقلاب هنوز که هنوزه یک فکر متحجری در کشور است که مانع حضور زنان در عرصه های مختلف اجتماعی است و امیدواریم با انتخاب مهندس موسوی این تبعیض ها بر داشته شود.
خانم دکتر عدالت تاکید کرد: این انتظار را از شما زنان داریم که در روز ۲۲ خرداد دوم خردادی دیگر را در این کشور رقم بزنیم و رای دادن در روز ۲۲ خرداد به موسوی زنده کردن آرمان های حضرت امام خمینی است.
در این همایش که در محل هتل خلیج فارس گناوه برگزار شد ویژه برنامه های متنوعی در راستای حمایت از مهندس موسوی برگزار شد.
مسئول کمیته فرهنگیان ستاد مهندس موسوی نیز در این همایش از خواهران شرکت کننده در این همایش خواست که با حضوری جدی خود در روز ۲۲ خرداد ۲ خرداد دیگری را به اثبات برسانند .
همچنین در این همایش ۲ دختر خرد سال گناوه ای یک قطعه شعر و یک دکلمه در خصوص حمایت از مهندس موسوی و خلق حماسه ای چون دوم خرداد قرائت کردند .
در پایان این همایش شعارهای نظیر موسوی موسوی حمایتت می کنیم / یا حسین میر حسین/ صلی علی محمد بوی صداقت آمد از طرف زنان و بانوان شرکت کننده در این همایش داده شد.
علی نصیریان : برای رای دادن به مهندس موسوی هیچ تردیدی ندارم
اعلام حمایت استاد حسین علیزاده و استاد کیهان کلهر از میرحسین موسوی
علی پروین: به خدا مشکلاتی که ما در زمان جنگ داشتیم خیلی کمتر از حال بود
حمایت زندانیان سیاسی قبل از انقلاب از مهندس موسوی
سیدمحمد خاتمی: برای بهبود و اعتلای وضعیت کشور و رفع مشکلات موجود باید به موسوی رای بدهیم
اعلام حمایت محمد علی کشاورز از موسوی
حمایت فروتن از موسوی
اعظم طالقانی: موسوی هیچگاه در بیتالمال خیانت نخواهد کرد
حمایت آیتالله محمدی تاکندی از میرحسین موسوی
نامه به رییسجمهور : سکه اهدایی را خرج میرحسین کردم
انتقاد یک نماینده مجلس از توزیع 3000 سکه در یک بیمارستان
حمایت سید حسن خمینی و برخی از اعضای بیت حضرت امام خمینی (ره) از میر حسین موسوی
موج سبز- آرش کامرانی: نوه بنیانگذار انقلاب اسلامی، حمایت قاطع اعضای ارشد بیت امام خمینی از مهندس میرحسین موسوی در انتخابات ریاست جمهوری را اعلام کرد.
علی اشراقی، نوه حضرت امام در گفت و گو با موج سبز تصریح کرد: ضمن احترام و آرزوی موفقیت برای سایر کاندیداهای حاضر در صحنه، به جهت تاسی از عنایات ویژه امام به مهندس موسوی و شادی روح ایشان بر خود لازم می دانم که از مهندس موسوی حمایت کنم. نظر بیت امام و مشخصا آقای سید حسن خمینی نیز نسبت به ایشان مثبت است.
اشراقی در مورد شرایط انتخابات پیش رو گفت: ما برای چهار کاندیدای فعلی احترام قایل هستیم و معتقدیم مردم می بایست به سیاست ها و برنامه های ارایه شده توسط کاندیداهای محترم توجه نموده و فرد اصلح را انتخاب کنند.
وی ادامه داد : کاندیداهای محترم نیز باید مواضع شفاف خود را در خصوص مسایل اقتصادی ، سیاسی و اجتماعی اعلام نموده و به دغدغه جوانان در خصوص اشتغال ، مسکن و ازدواج بپردازند و چنانچه مردم این سیاست ها را پاسخگوی نیازشان بدانند طبیعی است به فرد مورد نظر خود رای می دهند.
اشراقی سپس با اشاره به کاندیداهای حاضر در صحنه تصریح کرد: خیلی ها معتقدند آقای احمدی نژاد شعارهایشان احیاگر دوران اوایل انقلاب است اما کاش ایشان در همان زمان در عرصه حضور پیدا می کردند، درعین حال فاصله بین حرف تا عمل هم ممکن است زیاد باشد.
نوه امام خمینی تصریح کرد: انسان اگر بخواهد در مورد حق سخن بگوید جا بسیار وسیع است اما در مقام عمل هیچ میدانی از میدان حق تنگ تر نیست.
وی افزود : جناب کروبی نیز عملکردش برای نسل جوان شناخته شده است و بارزترین خصلت ایشان صراحت لهجه و شجاعتشان است. در دوره قبلی انتخابات علی رغم نا مهربانی هایی که صورت گرفت رای مناسبی آوردند و ایشان در این دوره با برنامه کاری مدون و مشخص شرکت کرده اند و تیم مدیریتی اطراف ایشان نیز توانمند و خلاق است.
اشراقی در مورد کاندیداتوری محسن رضایی نیز گفت: آقای رضایی چه در عرصه عمل و مسولیتشان در سپاه پاسداران و دوران دفاع مقدس و چه در میدان اندیشه و مسولیتشان در مجمع تشخیص مصلحت نظام و چشم انداز بیست ساله آینده ایران اسلامی قابلیت خود را نشان دادند.
نوه حضرت امام خمینی سپس در مورد مهندس میر حسین موسوی گفت: جناب مهندس میرحسین موسوی همیشه مورد تکریم و حمایت کامل حضرت امام بوده اند و همه می دانیم که این حمایت واقعی بود زیرا امام با کسی رو در بایستی نداشت و اگر کسی را موافق مسایل نظام و انقلاب نمی دانست تذکر لازم را می داد.
وی افزود: امام در رفتار و کردارشان فقط خدا را در نظر می گرفت و همه شاهد بودند در طول مدت نخست وزیری ایشان به طور کامل از سوی امام حمایت شدند، مهندس موسوی محبوب امام بودند و افرادی که چنین جایگاهی در نزد امام داشتند انگشت شمار بودند.
اشراقی اضافه کرد: حمایت امام از مهندس موسوی صرفا به دلیل جایگاه حقوقی ایشان نبود بلکه امام برای منش و شخصیت و عملکرد مهندس موسوی احترام قایل بودند و مساله ای که فعلا مشهود است این مطلب است که هر چقدر به زمان رای گیری نزدیک می شویم و با توجه به اظهار نظرها و برنامه کاری ایشان که در راستای خواست عمومی و افکار عمومی است و با عنایت به صداقتی که در سیمای ایشان وجود دارد، هم چنین نظر مثبت مردم به او سیر صعودی گرفته و شاید حماسه ای دیگر در راه باشد.
وی تاکید کرد: انسان وقتی در رفتار و گفتار و کردار خدا را مد نظر بگیرد خداوند نیز محبت او را در دل مردم جای می دهد و مهندس موسوی می تواند چنین جایگاهی را داشته باشد .
نوه امام خمینی (ره) افزود : ضمن احترام کامل به آقای کروبی که جزو شخصیت هایی هستند که اگر احیانا نظام از مسیر خود منحرف شود یا به آرمان امام خدشه ای وارد شود سریعا وارد صحنه می شوند و آروزی موفقیت برای سایر کاندیداها جهت تاسی از عنایات ویژه حضرت امام به مهندس موسوی و شادی روح ایشان بر خود لازم می دانم که از ایشان حمایت نمایم.
نظر اعضای بیت حضرت امام و مشخصا حاج سید حسن آقا نیز نسبت به ایشان کاملا مثبت بوده است.
اشراقی ادامه داد: به هر حال هر چه مردم عزیز ایران بپسندند و رای دهند قطعا مورد احترام همه خواهد بود و قطعا مردم به دنبال کسی هستند که از جنس خودشان باشد و درد آنها را بداند و درمان نماید و کسی که عزت و کرامت و اقتدارشان را در مجامع عمومی حفظ نماید و به ایران افتخار نماید و باعث سربلندی ایرانی شود .
10 دلیل برای انتخاب موسوی
داریوش مهرجویی
شهرزاد همتی: گاو، اجارهنشینها، پری، سارا، لیلا، مهمان مامان، سنتوری و... همینها کافی نیست برای اینکه چشمها تیز شوند برای دیدن نامی که آقای کارگردان روی برگه رأیش مینویسد؟ داریوش مهرجویی بعد از اعلام حمایت رسمیاش از میرحسین موسوی و بعد از اینکه یک یادداشت اختصاصی برای ما نوشت، این بار دلایل نوشتن این نامه را مفصلتر برای ما گفت.
1- اصلا فرصت قهر و ناز کردن نداریم، باید فکری به حال و روز خودمان بکنیم که هیچ تعریفی ندارد، هیچ کس جز خودمان هم نمیتواند به خودمان کمک کند، کاش از این حق اصلی و مهم خودمان که میتواند یکی از تاثیرگذارترین مسائل برای آینده باشد، استفاده کنیم و هدرش هم ندهیم. در مورد کاندیداها تحقیق کنیم و براساس شناخت خودمان به کاندیدای مورد اعتمادمان رأی دهیم.
2- مدیریت یک علم است و من بارها در تمام این مدت و در تمام گفتوگوهایم اشاره کردم برای دانستن مدیریت باید درسش را خواند و یا در زمینهاش مطالعه کرد، چیزی که این روزها آن را در حوزههای مدیریتی نمیبینیم. انگار هر کس کار خودش را میکند و به مدیریت با دید علمی نگاه نمیکند. مشکلات اقتصادی و فرهنگی که این روزها میبینیم و این که هر چند روز یکبار فرد جدیدی بر رأس کار میآید، نشانه عدم شناخت علمی و کارشناسی است. این عدم شناخت اگر ادامه پیدا کند، ضربههای جبرانناپذیری بر پیکره ایران خواهد زد.
3- هزینهها را قبلا دادهایم، همان وقتی که روی حرفی حساب میکنیم و فیلم میسازیم و فیلم توقیف میشود، همان وقتی که ناکارآمدیهای مدیریتی همه چیز را به هم میریزد، هزینهها را دادیم.
به جرأت میتوانم بگویم سینما در دورههای قبل به ویژه در دولت هشتم وضعیت بسامان و بهتری داشت و در جهت سینمای فرهنگی حرکتهای درستی داشتیم. نباید زحمتهای دولتهای قبلی را به باد داد و همه چیز را خراب کرد، این روزها این سینمای از رونق افتاده و کمنفس نیاز به کمک دارد؛ کمکی که شاید میرحسین بتواند به آن بکند. همین است که میرسیم به قضیه حمایت هنرمندان! هنرمندان باید از سینمای خودشان دفاع کنند و به کاندیدایی که میشناسند رأی دهند و از او اعلام حمایت نمایند. عدهای میگویند هنرمندان نباید اینگونه واضح به دفاع از کاندیدایی بپردازند، ولی هنرمند هم مثل هر کسی آزاد است و میتواند از عقایدش دفاع کند.
4- موسوی مرد عمل است، شعار نمیدهد، این را در نخستوزیری دوران جنگش به وضوح حس کردیم، او امتحان خودش را به عنوان یک مرد روشنفکر پس داده، میرحسین را بهعنوان مرد عمل میشناسم، او هدفش سازندگی است و نگاهی عمیق و مردمی دارد، همین نگاه مردمی است که ما را به آینده امیدوار میکند.
5- تجمع و اعلام حمایت قاطعانه هنرمندان از میرحسین موسوی، باعث ترغیب مردم است و میتواند کسانی را که خیال رأی دادن ندارند به تکاپو وادار کند. این خیلی مهم است که ما بتوانیم آرای خاموش را به پای صندوقهای رأی بکشانیم. این یک اصل مهم است که باید به آن فکر کرد و برای رسیدن به آن از هیچ تلاشی فروگذار نبود.
6- اگر رئیس جمهور آینده ما میرحسین موسوی باشد که خودش میداند چه باید بکند. حداقل خیالمان راحت است که میرحسین کتاب خوانده و اهل هنر است. این را از وقتی که فرهنگستان هنر را اداره میکرد میدانستم. مدیریت موسوی در هرجایی که پا میگذارد، بهقدری قوی و درست و کارآمد است که جای هیچ شک و شبههای را نمیگذارد. من مطمئنم مهندس موسوی با آوردن یک وزیر فرهنگ حاذق و با سواد که حداقل اسم بازیگرها را بداند و پای حرفش بایستد، همه چیز را درست میکند و این فرهنگ از رونق افتاده را کمک میکند. همین قضیه من را به آینده ایران و فرهنگ و سینما خوشبین میکند و احساس خوبی نسبت به آینده به من میدهد.
7- بیش از 120 فیلم و کتاب و مجله توقیف شده. جلوی بهترین آثار را میگیرند. احساس ناامیدی اهالی فرهنگ را احاطه کرده و کسی به فکر سروسامان دادن به ماجرا نیست. دولت فعلی به وعدههایش عمل نمیکند و فیلمی که خودش مجوز پخش و تولیدش را داده توقیف میکند. هیچ کس نمیداند با توقیف یک اثر چند خانواده از نظر معیشتی زیر سؤال میروند. چطور میشود دولتی سر حرف خودش هم نایستد؟ مگر میشود آدم به راحتی حرف و قول خودش را نقض کند؟ پس تکلیف آن نویسنده، چاپخانه، ناشر و از همه مهمتر آن فکر خلاقی که با این وضعیت از کار میافتد چه میشود؟ چه کسی میتواند تضمین کند فکر و نیرویی که اینگونه در معرض بیمهری بیدلیل قرار گرفته دوباره بتواند تولید فکر و فرهنگ کند؟ تکلیف این فرهنگ کهن که به بادش میدهیم چه میشود؟ چه باید بکنیم برای نیرویی که توان امرار معاش و تامین هزینههای معیشتیاش را ندارد؟ آیا تضمینی هست که این نیرو باز هم به درستی رفتار کند؟
8- از مردم میخواهم یک بسمالله بگویند و وارد عمل شوند و تلاش کنند برای آمدن رئیس جمهوری که مرد عمل است، کتاب خوانده و دلش برای هنر میتپد. به مردم میگویم تلاش کنیم برای آنکه دیگر فیلمی توقیف نشود، برنامههای دوست داشتنیمان را ببینیم، کتابهای مورد علاقهمان را بخوانیم، به آیندهمان امیدوار باشیم و گاهی بدانیم اتفاقات خوبی در شرف وقوع است...
9- اگر شرایط همینگونه پیش برود، من آینده زیبایی برای خودمان متصور هستم. میرحسین بهعنوان یک مرد فرهنگی و کسی که سابقه مدیریتی درست دارد و اصلا میداند مدیریت یعنی چه، میتواند این اوضاع بیسروسامان ما را درست کند. حداقل دلمان خوش است که، وزرایش سر جای خودشان هستند و با علم روز پیش میروند. من به آینده مملکت با وجود میرحسین موسوی به شدت خوشبینم. البته به شرط آنکه بعد از آن هم پشت او را خالی نکنیم و ما هم سر حرفمان بایستیم.
10- سلام من را به آقای موسوی برسانید و بگویید که منتظر آمدنش هستیم و دوست داریم برایمان وزیر فرهنگ کتابخوان انتخاب کند. به او بگویید ما به آینده خوشبینیم.
شنیدنی ها
فعالیت پورفاطمی برای میرحسین
شنیده شده است پورفاطمی تنها نماینده اصلاحطلب استان از مهندس میرحسین موسوی حمایت مینماید. شنیدنیها حاکی است وی در شهرستانهای استان در حمایت از مهندس میرحسین موسوی سخنرانی نموده و خواهد کرد. گفته میشود پورفاطمی در شهرستانهای جم و ریز، دیر، کنگان و دشتی سخنرانی میکند.
آرایش نیروهای سیاسی در انتخابات استان بوشهر
شنیده شده است اکثریت نیروهای اصلاحطلب استان از مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنند. 90 درصد ستادهای انتخاباتی کروبی در دوره نهم ریاست جمهوری، 90 درصد ستادهای انتخاباتی هاشمی، 99 درصد ستادهای انتخاباتی دکتر معین و اکثر ستادهای قالیباف از مهندس میرحسین موسوی حمایت میکنند. گفته میشود تاکنون بسیاری از فعالین سیاسی و شخصیتهای مطرح کشوری از طرف حامیان موسوی جهت سخنرانی به بوشهر دعوت شدهاند. مهندس آرمین، رجبعلی مزروعی، مجید انصاری، انصاری لاری و تبادار از جمله کسانی هستند که در هفته اول تبلیغات به استان بوشهر آمدهاند. شنیدنیها حاکیست که تعدادی از مدیران کل و معاونین آنان از جمله رئیس سازمان آموزش و پرورش استان، مدیرکل اداره استاندارد، رئیس سازمان بنادر و کشتیرانی، معاونین آموزش و پرورش استان، مدیر منطقه ویژه اقتصادی بوشهر، معاون پشتیبانی استانداری از جمله افرادی هستند که علناً و بعضاً در پنهان، در ستاد انتخاباتی احمدینژاد فعالیت مینمایند.
حمایت تمام نشریات اصلاحطلب از میرحسین
شنیده شده است که نشریات اصلاحطلب استان همگی از مهندس میرحسین موسوی حمایت مینمایند. نسیم جنوب، خلیجفارس، نصیر بوشهر، بیرمی، چشمانداز، پیغام، بهارستان، اتحاد جنوب و دلیران تنگستان از جمله نشریاتی هستند که از مهندس میرحسین موسوی حمایت مینمایند.
انتخابات به معنای حذف از صحنهی سیاست نیست
اینک که در آستانه ی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران قرار گرفته ایم، تمامی نگاه های جامعه بین المللی به نتیجه این انتخابات و چگونگی عملکرد ایران در حوزه سیاست خارجی معطوف شده است.
از این رو بر خود لازم دانستم تا چند کلامی را با مردم، کاندیداها و مسئولان نظارتی و اجرائی انتخابات در میان بگذارم.
مردم:
انتخابات زمینه های لازم برای چرخش نخبگان و دگرگونی در بخش هائی از گروه حاکمه را به طور مستمر فراهم می سازد.در یک نظام مردم سالار قدرت در چرخش است و به طور مداوم دست به دست می گردد.هیچ کس برای همیشه از دستیابی به قدرت محروم نمی شود، بنابراین رقابت و انتخابات به معنای نبرد مرگ و زندگی نیست.هنگامی که گروهی خود را بر سر دوراهی مرگ و زندگی می بیند، امکان مقاومت خشونت آمیز در او افزایش می یابد، در حالی که در یک نظام مردم سالار، انتخابات به معنای حذف از صحنه سیاست نیست، بلکه چرخش سیاسی و دست به دست گشتن قدرت می باشد. انتخابات به عنوان عرصه مبارزه در رقابت گروه ها، تشکل ها، اندیشه ها، طرح ها و دیدگاه ها از یک طرف با بسط علایق سیاسی در میان آحاد مردم، آن ها را به حقوق سیاسی خودشان آشنا ساخته و باور شهروندان را به رعایت ارزش های مردم سالارانه تقویت می کند و از سوی دیگر رقابتن مسالمت آمیز بین گروه های سیاسی را برای تصاحب قدرت نهادینه ساخته و موجب تقویت آن ها می شود. انتخابات به عنوان عالی ترین مظهر حضور مردم در عرصه سیاسی و مهمترین مجرای تحقق حاکمیت مردم است و به ایجاد و بازنمائی مشروعیت سیاسی می انجامد و آرای عمومی برای انتخابات کارگزاران و حل مشارکت کشور مهمترین عامل مشروعیت حاکمیت است. .انتخابات همچنین فضا را برای بسط دامنه قدرت اجتماعی یا به عبارتی قدرت نهادهای واسط می گشاید و از مسئولیت حکومت در برابر ملت سخن می گوید. شرکت در انتخابات عام ترین، سهل ترین و کم هزینه ترین نوع مشارکت سیاسی است و یکی از معیارهای مناسب برای کشف میزان مشارکت سیاسی مردم ولو به شکل کمی آن می باشد و تا حدودی انگیزه ها و عوامل تشدید کننده مشارکت، همچنین موانع مشارکت مردم را در عرصه فعالیت های سیاسی را نشان می دهد. شرکت و حضور حداکثری مردم در عرصه انتخابات نشانه ی شعور سیاسی و آگاهی مردم نسبت به مسائل روز سیاسی کشور، سند بارز وجود دموکراسی در نظام جمهوری اسلامی و یکی از عکس العمل ها و پاسخ های کوبنده مردم به دشمنان نظام است. رویه مشارکت سیاسی از طریق انتخابات می تواند مسبب تکوین و تداوم جامعه مدنی باشد.از این رو انتظار می رود تا همه آحاد مردم با حضور گسترده خود در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ضمن ایفای نقش خود، در سرنوشت سیاسی کشور تأثیرگذار باشند.
کاندیداها:
چهارچوب ها و ضوابط دینی، اخلاقی و فرهنگی باید مورد توجه قرار گیرد و به هیچ عنوان نباید شخصیت، حیثیت و آبروی افراد دستخوش تمایلات و خواسته ها و اغراض دنیائی دیگران قرار گیرد.کاندیداها سعی نمایند تا با پرهیز از هرگونه اظهارات بی پایه، نقدهای غیر علمی در خصوص یکدیگر و سیاه نمائی، به مردم کمک نمایند تا در یک فضائی باز و سالم با آرامش خاطر بیشتری بهترین گزینه را انتخاب و ایشان را به عنوان خدمتگذارشان معرفی کنند.
... و اما مسئولان:
صندوقهای رأی امانتهای ملت در دست مسئولان امر است و باید با حساسیت تمام از این امانتهای مردم نگهداری شود و باید دقت شود که حتی یک رأی از کسی ضایع نشود. هیچ مصلحتی نباید موجب خدشهدار شدن آرای مردم شود و انگیزههای شخصی و تمایلات فردی، گروهی و جناحی نباید بر مصالح عمومی و حقوقی افراد مقدم شود.
استاندار سابق بوشهر: کسی را برگزینیم که نگرانی بزرگان انقلاب را به تمسخر نگیرد
مهندس تبادارگفت: با تدبیر و درایت کسی را برگزینیم که با لودگی نگرانی بزرگان انقلاب را به تمسخر نگیرد.
استاندار سابق بوشهر در دولت اصلاحات، با اعلام این مطلب در اصلاح طلبان شهر خورموج افرود: نظام جمهوری اسلامی ایران نعمات عدیده ای را برای مردم به ارمغان داشته است؛طوریکه معمار کبیر انقلاب حضرت امام خمینی (ره)مردم را ولی نعمت اطلاق میکردند، وبرای رای مردم ارزش فوق العاده ای قائل بودند.
وی با بیان این مطلب که شرکت در انتخابات، و انتخاب فرد اصلح از دیده گاه امام خمینی حائز اهمیت بوده تصریح کرد: اولین خسران سهل انگاری، بی تفاوتی و نامیدی در این عرصه به خود مردم برمی گردد واین موضوع سخت با سرنوشت کشورو آینده فرزندانمان گره خورده است، بنابراین میبایست حضوری فعالانه، عالمانه و تاثیر گزار در این عرصه داشته باشیم
مهندس تبادار با انتقاد از سیاستهای دولت نهم اظهار داشت: علی رغم درآمدهای سرشار و افسانهای نفتی در دولت نهم وضعیت معیشتی مردم روز به روز بدتر شده و بسیاری از بنگاههای اقتصادی و شرکت های خصوصی تعطیل شده اند.
وی با اشاره به انزوای کشور و ناکارآمدی سیاست خارجی دولت نهم در ارتباط با کشورهای جهان اولی و توسعه یافته تصریح کرد: تحقیر و مذمت ایرانیان باید خاتمه یابد و این مهم جز با بازگشت نخبگان و دانشگاهیان به عرصه تصمیمگیری و تصمیمسازی کشور محقق نخواهد شد.
استاندار سابق بوشهر با اشاره به این موضوع که کشور نباید در انحصار طیف خاص باشد، تاکید کرد: امروزه اکثر خانوادههایی که برای صیانت از این کشور جانفشانی و جاننثاری کردهاند و در برابر کسانی که چشم طمع به خاک مقدس این دیار داشتهاند عزیزترین فرزندان خود تقدیم داشتهاند نیز از این وضعیت سخت اظهار نگرانی میکنند.
وی تاکید کرد: همانگونه که مهندس موسوی احساس تکلیف کرده و به میدان عمل وارده شده ما نیز باید احساس تکلیف کنیم و با حضور پرشعور اجازه ندهیم روند 4 سال گذشته در سالهای آینده نیز تکرار شود.
مهندس تبادار در پایان خاطر نشان کرد: مردم عالمپرور شهرستان دشتی در ادوار مختلف تاریخ نقش تعیینکننده و الهامآفرین ایفا کردهاند و بر این اساس انتظار میرود با فعالیت شبانهروزی، و انتخاب مهندس موسوی به عنوان کاندیدای برتر، آیندهای متفاوتتر و متمایز از چهار سال گذشته برای کشورمان رقم زنند.
رجبعلی مزروعی در بوشهر: احمدینژاد در مدعای خود شکست خورده است
رجبعلی مزروعی نماینده مجلس ششم در بوشهر به نقد عملکرد دولت نهم پرداخت و مشکلات پیش روی کشور را بیان نمود. به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ رجبعلی مزروعی در بوشهر ضمن بیان گفته فوق اظهار داشت: به همین دلیل ایشان اعتقاد داشت که دولت های گذشته نتوانسته اند توسعه و عدالت محوری را خصوصا در بحث اقتصاد پیگیری کنند. به همین دلیل هم مرتباً از سوی طرفداران ایشان گفته می شد که احمدی نژاد می خواهد با فقر و فساد مبارزه کند. این گفته در حقیقت مانیفست و علت حضور احمدی نژاد در انتخابات بود. نماینده مجلس ششم در ادامه گفت: این گونه مباحث به خصوص در زمینه اقتصاد در هشت سال اصلاحات مورد بحث و جدل اصلاح طلبان و اصولگرایان بود. وی خاطرنشان کرد: در چهار سال دولت احمدی نژاد مجموع درآمد دولت در زمینه نفت283 میلیارد دلار بوده است. یعنی احمدی نژاد بیش از 40 درصد درآمدهای نفتی بعد از انقلاب را کسب کرد. اما هیچ پیشرفتی در زمینه اقتصادی از خود بر جای نگذاشت به همین دلیل می توان قاطعانه گفت که احمدی نژاد در مدعای اولیه خود شکست خورده است. ایشان بقائی برای جمهوریت نظام قائل نیست و اهداف و آرمان های انقلاب را به خطر انداخته است. رجبعلی مزروعی گفت: تا امروز برداشتم این است که انتخابات دو مرحله ای خواهد شد و جنبش اصلاحات با پرچم داری میر حسین موسوی در دور دوم پیروز خواهد بود. وی افزود: الان با موج خوبی درسطح جامعه درحمایت از موسوی روبروئیم. وی ادامه داد: مهمترین چالش پیش روی دولت آینده نابسامانی است که دولت نهم در زمینه اقتصادی فراهم کرده است. رجبعلی مزروعی اظهار داشت: کشورهای درحال توسعه به نهاد برنامه ریزی نیاز دارند تا بتوانند منابع و درآمدهای خود را به بهترین شکل و در جهت توسعه و پیشرفت کشور هزینه کنند. وی گفت: نهاد برنامه ریزی می تواند برای منابع محدود کشور در حال توسعه ای همچون ایران را به بهترین شکل برنامه ریزی و مورد استفاده دولت قرار دهد. وی تأکید کرد: وقتی این نهاد از بین برود منابع کشور هرز میرود. به همین دلیل در چهار سال اخیر با بیشترین هرز منابع در کشور خصوصاً در زمینه اقتصاد مواجه شدهایم به نحوی که در تمام سالهای دولت نهم حتی یک پروژهی بزرگ شروع نشده است. اما عکس این قضیه بسیار اتفاق افتاده است. یعنی در این سالها بسیاری از پروژه ها همچون عسلویه تعطیل شده است. نماینده مجلس ششم در ادامه خاطرنشان کرد: همه این موارد درنتیجه حذف نهاد برنامه ریزی در کشور است. مزروعی افزود: درکشورهای توسعه یافته برنامه ریزی برای اداره جامعه در درون احزاب صورت می گیرد. اما در کشور در حال توسعه ای همچون ایران که در آن ها احزاب فعالیت ندارند دولت ها باید برای حکومت کادرسازی کنند. در نتیجه برنامه ریزی و کادر سازی از دل نهاد برنامه ریزی حاکمیت بیرون می آید. وی در ادامه گفت: با حذف سازمان مدیریت و برنامه ریزی دولت به هیچ دستگاهی گزارش نظارتی نمی دهد. البته سازمان مدیریت و برنامه ریزی کاستی هائی هم داشت؛ اما دولت نمی بایست با انحلال آن صورت مساله را پاک میکرد. سازمان مدیریت یک نظام کارشناسی مبتنی بر تخصص و تجربه بود. یعنی بر مبنای عقل جمعی کار میکرد. با انحلال آن تمام مسیر کار کارشناسی در کشور تغیر پیدا کرده است و هیچ حساب و کتابی در کار نیست.
یک استاد دانشگاه: هیچ جنبش اجتماعی در جهان یک شبه به اهدافش نرسیده است
یک استاد دانشگاه گفت: وضعیت جنبشهای اجتماعی به گونهای است که امکان رسیدن به اهدافش یک شبه مقدور نمیباشد.
فیاض زاهد در مجمع مردم بوشهر در مسجد جامع عطار این شهر تحولات یک شبه را بنیان برانداز عنوان کرد و افزود: نظامهای اجتماعی بدون در نظر گرفتن حقوق مردم ارزشی ندارد.
وی با انتقاد از نوع گفتمان محمود احمدینژاد و کارکرد دولت نهم گفت: امثال انسانهایی مانند میرحسین موسوی نسل با صداقت این انقلاب هستند در حالی که از راه رسیدگان جدید نسخهای تقلبی بیش نبودند.
این استاد* تاریخ دانشگاه آزاد اسلامی با اعلام این که اخلاق جامعه را با پلیس و گشتهای ارشادی نمیتوان مدیریت کرد گفت: انسان یک کرامت و هویت دارد در حالی که شما با ذهنیتهای آلوده، چیز از کرامت انسانی نمیدانید.
وی افزود: در حالی که این همه نیروی پلیس در خیابانها به این امر اختصاص داده شده است شاهد توزیع و ترانزیت تناژهای فراوان از مواد مخدر در سطح کشور میباشیم.
وی با متهم کردن دولت نهم به سیر نکردن شکمهای گرسنه مردم ایران افزود: هیچ توجیهی وجود ندارد که میلیاردها دلار در شکم آقای چاوز خیانتکار بکنید.
این روزنامهنگار و عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات گفت: بسیاری از دولتمردان در دولت نهم صادقانه خدمت کردند اما مشکل در توانایی و کاردانی آنها میباشد. شاید محمود احمدینژاد میتوانست مدیر مدرسه خوبی یا شهردار شهری کوچک باشد اما نشستن بر کرسی داریوش، کوروش، شاه عباس و امام خمینی کار کوچکی نیست.
وی گفت: متأسفم که رییس دولت در بخشهای بینالمللی با زبانی صحبت میکند که باعث خجالت مردم کشور شده است.
فیاض زاهد در بخش دیگری از سخنانش مدیران دولت نهم را به بیلیاقتی متهم کرد و گفت: آدمهای ضعیف در هر دولتی میتوانند باشند. در این دولت مدیر هر چقدر بی لیاقتتر باشد ابقاء آن بیشتر است.
وی اداره کشور به صورت کمیته امداد و توزیع پول را یک توهین به کرامت انسانی و منزلت مردم عنوان کرد و گفت: این نوع اداره کردن کشور در هیچ کجای جهان وجود ندارد.
وی انتخاباتی را که با نظارت استصوابی باشد دچار اشکال ذکر کرد و گفت: انتخابات حتی با این شیوه هم فرصت محدودی است که با هزینهای کم میتوان فضای سیاسی جامعه را عوض کرد.
فیاض زاهد وجود اشکالات متعدد در دولت خاتمی را وارد دانست و گفت: معدل رفتار این دولت مثبت است در حالی که با وجود این که دولت احمدینژاد سیاه سیاه و نه سفید سفید دیدهام آن را دارای معدل منفی میبینم.
وی در پاسخ به یک سؤال فرار مغزها و نخبگان کشور مهندس موسوی بوده است گفت: میرحسین موسوی در دهه شصت فقط وظیفه اداره کشور را به عهده داشته است که موفقیت آن بر دولت و دشمن روشن است.
دکتر انصاری لاری: شخص دوم حکومت باید شفاف و راستگو باشد
دکتر انصاری لاری استاندار دوره اصلاحات در بوشهر و فارس در مسجد جامع شهر گناوه گفت: حذف شوراهای عالی و عدم توجه به مشورت و کار کارشناسی توسط احمدی نژاد به عهد جاهلیت شباهت دارد.
وی افزود: سیاست خارجی دولت و ماجراجوییهایی که توسط وی با ادبیات کاملاً غیردیپلماتیک در مجامع بینالمللی ایراد شده باعث و بانی تحقیر و صدمات جبرانناپذیری شد که موجب شده داشته ها و دستاوردهای انقلاب اسلامی در دورههای گذشته به راحتی زیر سوال برود.
دکتر انصاری همچنین اظهار داشت: مگر ما سالها از ملت فلسطین دفاع نمیکردیم؟ مگر اسراییل را غاصب نمیشمردیم؟ آن سیاستهای متین و عقلانی کجاست؟ و این ماجراجوییهای... اگر امروز پس از گذ شت چهار سا ل از دولت احمدی نژاد می بینیم که یک عزم ملی برای تغییر شکل گرفته ناشی از شناخت بحرانی وضع موجود است.
استاندار اسبق بوشهر در ادامه با اشاره به اینکه بسیاری از فضایل اخلاقی در این دوران به رذایل تبدیل شده است ادامه داد: اگر صحبت از عدالت است این عدالت واقعی نیست. سهام عدالت و پخش پول در بین تعدادی از مردم آن هم گزینشی و هدفمند در آستانه انتخابات با کدامین معیارهای اخلاقی و عدالت قابل سنجش است؟
وی گفت: متاسفانه به جای فضیلت و صداقت، دروغگویی و بزرگنمایی یا کمگویی و پنهانکاری باب شده است. مصوبات دولت و پروژههایی که باید در سطح کلان و ملی مصوب و به بهره برداری برسند در حد آسفالت یک پشت بام یا خرید آمبولانس تقلیل یافته است. شخص دوم حکومت باید شفاف و راستگو باشد.
دکتر انصاری در خصوص ورود مهندس موسوی در عرصهی انتخابات دهم ریاست جمهوری گفت: جناب میر حسین موسوی یکی از دلایل اصلی و دغدغه حضور خود در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را نگرانی از بهم خوردن قاعده مملکت دانسته اند و اظهار داشته اند که قاعده بازی بهم خورده و همه چیز در مملکت وارونه شده است.
دکتر انصاری در ادامه گفت: سپردن کارهای بزرگ به افراد کوچک و سپردن کارهای کوچک به انسانهای بزرگ شرایط جامعه ما را به این وضعیت نابسامان سوق داده است.
وی همچنین بیان داشت: امروز کسی به میدان مبارزه قدم گذاشته که پاکدستی و اخلاص، عملکرد موفق او در هنگامه آتش وخون و پشتیبانی اکثریت مردم و نقش بیبدیل سیدمحمد خاتمی که در دوران هشت ساله زمینهسازی تفکری اصلاحطلبی را در جامعه بارور کرده است همگی از پیروزی قاطع وی خبر میدهد.
دکتر انصاری اظهار داشت: مهندس موسوی اشارهای ظریف و دردناک کردهاند که چرا باید مسئولین رده بالای کشور قبل از اینکه از ملت ایران نام ببرند از دیگر کشورها نام می برند! حال چه به نام دشمن چه به نام دوست! اگر قرار است از فلسطین و لبنان حمایت کنیم، اول باید خودمان قدرتمند و دارای عزت باشیم.
سیما ی فقر در جام جم
دستنوشتهای از : زندهیاد حمید لطفی
در عصری که عصر ارتباطات نام گرفته به حق نمی توان نقش رسانهها را انکارکرد. وتلویزیون یکی ازمهمترین وسائل ارتباط جمعی است. که نقش فرهنگ سازی آن برکسی پوشیده نیست. البته سخن گفتن در باب فرهنگ ومقولهی فرهنگسازی، نه از عهدهی بنده برمیآید، نه این وجیزه گنجایش چنین مبحث سترگی دارد. اما نقش رسانهای تلویزیون بیارتباط با مبحث فرهنگ و مدیریت فرهنگی نیست. در واقع شناختشناسی فرهنگی، چه قدیم چه جدید از وظایف رسانهای تلویزیون است. و ارتباط رسانه و فرهنگ، نتیجهی مدیریت فرهنگی یا فرهنگ مدیریتی است که در پرتو آن رسانهی فرهنگی از یک طرف و فرهنگ رسانهای از طرفی رخ مینماید. که متأسفانه در تقسیمبندی پستهای مدیریتی، خواسته یا ناخواسته به این مهم پرداخته نشده همانگونه که از توان این مقال برنمیآید عملکرد تلویزیون به عنوان یک رسانهی ملی و فراگیرکارنامهای نه چندان مثبت و ثمربخش ارزیابی میشود. برنامهسازی تلویزیون اکثریت گروهها در صدا و سیما، چه به لحاظ فکری چه به لحاظ عملی دارای نقایصی است که میزان علاقمندی مخاطبین به سوی کانالهای ماهوارهای را طی این سالها در برداشته که این خود میتواند سنگ محک مهمی در برابر نوع مدیریت کلان فکری و عقیدتی مدیران فرهنگی تلویزیون باشد. یکی از مواردی که مدیریت رسانه در تقابل با مردم از یاد برده، عدم توجه به واقعیات و بافت فکری و اجتماعی مخاطبین است. که طبق نظر کارشناسان داخلی آمار قابل توجهی از مردم زیر خط فقر و تعدادی در فقر مطلق زندگی میکنند. آنچه در این ارتباط قابل توجه است نوع نگاه و برنامهسازی مدیران و نادیده گرفتن و نپرداختن به این معضل داخلی است که به خوشبینانهترین شکل ممکن با یک چهرهی بزک کرده صورت مسئله را پاک میکند. همین امر در رفتارشناسی و بهداشت روانی جامعه موجب نوعی دوگانگی رفتاری و شخصیتی شده است.
حال با یک ارزیابی ساده میتوان دریافت انسانی که در لابهلای این تورم مهارنشدنی و انبوهی از مشکلات اقتصادی چگونه خود را زیر چرخهای شتابان آگهیهای لوکس تبلیغاتی تلویزیون نجات دهد. و چه تضمینی در برابر وقوع جنایات احتمالی چنین آدم دوگانهی ساخته و پرداختهی رسانهای وجود دارد. آنچه تلویزیون و مدیریت فکری آن در نامرئی کردن فقر عریان جامعه در دستور کار خود دارد نتیجهای جز سرخوردگی و فروپاشی خانوادههای فرودست در بر ندارد.
چگونه میتوان انبوه آگهیهای لوکس و خوراکیهای آنچنانی تلویزیون را از ذهن کوچک یک بچهی کارگر در مدرسه، در خیابان، در برابر همسن و سالان متموّل خود که اتفاقاً یک درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند، پاک کرد و به او گفت: تو نباید به این چیزها فکر کنی و برای تو ضرر دارد. آیا از تو خواهد پذیرفت؟ خیر. در ذهن کوچک او فقط یک "چرا" است که مدیریت فکری و فرهنگی رسانهی ملی میتواند به آن جواب دهد.
ناگفته نماند که متموّلین قلیل جامعه، گناهی از بابت غنی بودنشان مرتکب نشدهاند. که بیشتر به جهت قیاس در مثال ذکر شد. خانوادهای که نمیتواند ماهی یا سالی کیلویی میوه برای فرزندان خود تهیه کند، چگونه میتواند آبمیوهگیری فلان شرکت وابسته به فلان آقا را ببیند و حسرت یک عدد سیب را در کیف مدرسهای فرزندش فریاد نزند؟
پس در نگرش مدیران فرهنگی تلویزیون باید تجدید نظری اساسی صورت بگیرد تا حجم عظیم برنامههای تبلیغاتی بر فرودستان جامعه برداشته شود.
در آخر نکتهی مبهمی که به وجود میآید، این است که صدا و سیما که از بودجه دولتی استفاده میکند نباید به بهانهی جذب سرمایه در قالب تبلیغات کالا، حقوق دیگران را زیر پا بگذارد. این رویه، مخصوص شبکههای خصوصی است؛ که خود حکایتی دیگر دارد.
به امید روزی که رسانهی ملی بیش از پیش در خدمت ملت باشد.
معصومیت از دست رفته
نقدی بر یک فاجعه پزشکی در استان بوشهر
زوجی جوان در بوشهر در فرآیند زیبای پدر و مادر شدن قرار داشتند و قرار بود صاحب نخستین فرزند خود شوند. حساسیتهای پدری و مادری از یک سو و اعتماد به رشد و توسعه پزشکی و فناوری این دانش از دیگر سو، حکم میکرد که پدر و مادر با خیالی آسوده انتظار فرزند خود را بکشند؛ بنابراین، زوج جوان از آغاز زمان بارداری به متخصصان زنان و رادیولوژی مراجعه کرده و در دوران حاملگی چندین بار مورد معاینه و سونوگرافی قرار گرفتند. نتایج معاینه و رادیولوژی، حاکی از پایان این پروسه به خوبی و خوشی دارد و متخصص مربوطه نیز در هر بار آزمایش و تست، زوج را وعده به سلامت فرزند و مادر میداد. پس از چند ماه هیجان و انتظار، درام تولد فرزند به تراژدی غمناکی تبدیل شد. نتیجه زایمان بر خلاف وعدهها و اطمینان بخشیهای متخصص به سلامت فرزند پایان نیافت، چرا که فرزند متولد شده، ناقص بود و دختر کوچولوی زوج جوان فاقد هر دو دست است!! دکتر زایمان از نتیجه زایمان شوکه شده و خانواده را راهنمایی میکند که از رادیولوژیست شکایت کنند. با همه درماندگی زوج جوان شکایت میکنند، اما هشت ماه میگذرد و هیچ احقاق حقی صورت نمیپذیرد. این موضوع دو بار نیز در نشریات محلی بوشهر بازتاب داده شد، اما آب از آب تکان نمیخورد و فرد خاطی مانند پیش در حال انجام کار خویش است و زوج جوان قربانی بی تفاوتی او مغموم شده و در بهت هستند. از این نوع اخبار بارها شنیده شده و یا در رسانهها خواندهایم، اما گویا پزشکان این دیار پیشتاز بی تفاوتی و عبور از اخلاق شدهاند و تنها به فکر درآمد خود هستند.
نیاکانمان به خوبی گفتهاند: «هر چه بگندد نمکش میزنند/ وای به روزی که بگندد نمک» و اکنون با عملکرد پزشکان ما در چنین وضعیتی قرارگرفتهایم! چرا اینگونه شدهایم ما؟ چه بر سرمان آمده؟ برای چه از غم دیگری شادمانیم و از سر خوشی دیگری نالانیم؟ چه شده است ما را که بر آتش سوسن و یاس، کباب قناری طبخ میکنیم و شمع محفل دوستی را خموشی داده و پروانه را خشک کرده به دیوار زدهایم!
آیا اگر شرایط سیاسی و اقتصادی و اجتماعی سخت شد، باید نیکی کنیم و در دجله اندازیم و یا چو عضوی از ما به درد آمد، خود و دیگران بیقراری کنیم یا اینکه خود نیز همان کنیم که «ویتوریو دسیکا» در «دزد دوچرخه» به تصویر کشید. دوچرخهمان اگر دزدیده شد و زندگیمان سختتر شد، باید دوچرخه فردی دیگر را بدزدیم و یا اینکه... ما را چه شده است که همه دزد دوچرخهایم و به نقد دزدهای دوچرخه میپردازیم؟ رکاب دوچرخه دزدی زیر پایمان است و با آن به پیش میرویم، ولی انگشت اشارهمان به دوچرخههای دیگر است! کمی به خود آییم. از دوچرخه دزدی به پایین آییم و خود را برانداز نماییم. پای برهنه انسانی، بسی به از هر وسیلهای است که به واسطه آن انسانیت لگد مال شود!
ما را چه شده است که تنها خود را میبینیم و طمع و آز خویش از فکر دیگری بر حذرمان میدارد؟ چه شده که فکر خاتمی و احمدی نژاد و کروبی و موسوی، بیش از فکر پدر و مادر و همسر و همسایه ذهنمان را به خود مشغول کرده است؟ چه شده است ما را که از لبخند دیگری دندان به هم میساییم و از غم دیگران لبخندمان شکوفا میشود؟
همه چیزمان، از بود و نبودمان غیر انسانی شده و از انسانیتمان تنها پیکری مانده. گوییا، با سعدی لج کردهایم که تن آدمی شریف نیست به جان آدمیت! و انسانیت برای ما برابر شده با چه میان نقش دیوار و چه میان آدمیت!
یادداشت همکار مطبوعاتیمان آقای حسین حشمتی، روحم را به درد آورد و از آن روز به بعد، ذهنم درگیر این بود که اگر در حمایت فلان کاندیدای سیاسی و یا بیسار مدیر سازمان بود، چه بیانیهها و چه نقدها و یا تعریفها و تمجیدها نوشته نمیشد، اما حال که انسانیت زیر سؤال رفته و حمایت و یا نقد ما سودی ندارد، تنها چیزی که نوشته میشود، سکوت است و دیگر هیچ و هیچ و هیچ!
اگر احمدی نژاد و خاتمی بود، همه یا اصولگرا بودیم و یا اصلاح طلب و نمیدانیم که اصولگرایی انسانی فراموشمان شده و بایستی اصلاح طلبی باشیم برای زنده کردن انسانیت و معصومیت از دست رفتهمان!
آنگاه که برکت از زمینها رفت، از کردار ما بود و اکنون که انسانیت رخت بر بسته نیز باید سرود که «وقتی که سیم حکم میکند زر خدا شود» چه میتوان کرد؟ روزگار غریبی است نازنین!
آن زمان که ناظران و پاسداران سلامت تن و روح فرد و جامعه خود نیز بر چرخه فساد افزایند آن جامعه نابود شده و در حال مرگ است.
در چنین جامعهای، تصادفات راهنمایی رانندگی، روز به روز جانهای بیشتری میگیرد، قتل، ضرب و جرح، اعتیاد، فحشا، فقر، نبود امنیت، روز به روز افزایش مییابد. عبوسیت جای نشاط میگیرد و مرگ جای زندگی.
معنویت و اخلاق از بر ما رخت بربسته و هر کدام دشمن یکدیگر شدهایم. باید برای خودمان و از دست خویشتن خویش بناچاری از حافظ وام گرفت که «درد ما را نیست درمان الغیاث». معصومیت از دست رفتهمان را بازیابیم و همه با هم بخوانیم، نه برای اهل قدرت و بازی سیاست که برای خود و همسایه که همراه شو رفیق، تنها نمان به درد، کین درد مشترک، هرگز جدا جدا درمان نمیشود.
در تجارت الکترونیکی حکایت همچنان باقیست!
یادداشتی به سومین همایش توسعه دانایی محور استان بوشهر
سومین همایش ملی توسعه دانایی محور در حالی به کار خود پایان داد که در همایش با موضوعات اقتصاد دانایی در سال 1384 و عسلویه فرصتها و تهدیدها در سال 1385 را در کارنامههای برگزار کنندگان به چشم میخورد که پس از رکود دو ساله مجدداً با طرح و ایدهای بسیار عالی به تجارت الکترونیکی در خلیجفارس میپردازد. ناگفته پیداست که دست اندرکاران چنین همایشهایی از تجربیات خود برای برگزاری دورهی جدید همت میورزند.
سومین همایش در فضایی نه چندان دلچسبِ اوضاع اقتصادی جهان و ایران با موضوعاتی همچون: زمینههای تجاری سلامت الکترونیک در منطقه خلیجفارس، تحلیلی بر عوامل مرتبط با پذیرش بانکداری الکترونیکی در مؤسسات کوچک و متوسط ((sme، اعتماد الکترونیکی، بررسی عوامل تأثیرگذار بر اعتماد مشتری، چشم انداز تجارت الکترونیکی در بنگاههای کوچک و متوسط استفاده کارت شناسائی الکترونیکی در توسعه تجارت الکترونیک بلوغ الکترونیکی و خیلی از موضوعاتی که با واژه الکترونیکی آغاز و یا خاتمه یافته است ـ برگزار شد. با احترام به اندیشه و دانایی محور همهی شرکت کنندگان این همایش ملی شما را به چند نکته از منظر دیگر جلب مینمایم. البته این یادداشت مختصر به منظور آشتی رسانهی مکتوب (هفته نامههای محلی) و الکترونیکی! نگاشته شده است چرا که هر چه جستجو کردم برای پوشش خبری و یا تحلیلی اقدام صورت نگرفته بود گمان میبرم از دید برگزار کنندگان پنهان مانده است
اول: برگزاری سومین همایش با ترکیب اعضاء کمیته اجرایی انتظار میرفت تا همایشی متفاوت رقم بخورد که خوشبختانه از صدر کمیته اجرای تا تمامی کارشناسانی که نامشان درج شده و نشده توانستند به خوبی از عهده برگزاری برآیند. افتتاح نمایشگاه الکترونیک، کامپیوتر تجارت الکترونیکی در محل نمایشگاههای استان بوشهر در روز نخست یکی از نقاط قوت همایش بود.
همایش روز سهشنبه ساعت 9 در مجتمع فرهنگی هنری ارشاد با تلاوت قرآن مجید و سرود ملی آغاز به کار کرد. ابوطالب شفقت استاندار و رئیس همایش ملی سخنانی نه چندان کارشناسانه به موضوع همایش الکترونیک پرداخت، سپس آیتا… صفایی بوشهری نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر با سخنان اقتصادی و الکترونیکی خود تخستین حاضران را بر انگیخت جالب است روحانی که توانست مسائل راهبردی اقتصاد جهانی را به مناظرهی اندیشه همگان گفتمان کند. متأسفانه آقای استاندار عاجزاز یک واژهی کارشناسانه! همایش در پنج نشست تخصصی برپا شد که توسط اساتید فن و کار بلدِ استان بوشهر در چارتی به نام هیئت رئیسه اداره میشد. در آخرین روز ضمن معرفی برگزیدگان قطع نامه همایش توسط دبیر کمیته علمی و تجارت الکترونیک بود و پایان همایش و چهرههای خسته ولی رضایتمند در تک تک اعضاء کمیته اجرایی
دوم: سوخت و سوز فرصتها عادت همیشگی ما است. دو همایش پیشین نشان میدهد که در راهبردهای جامعه ایرانی و یا لااقل بوشهر نقش کمرنگی داشته است تا جایی که اثری از آنان باقییست.
شاید عوامل، هیئت علمی و اصل ماجرا که میبایست خروجی همایش را کنترل و باز خورد آن را در جامعه تعمیم دهند نتوانستند به سر منزلگاه اصلی برسانند گویا قرار است همایش نیز چنین سرنوشت نانوشتهای در آستانهی انتخابات محکوم گردد.
هدف از برگزاری همایش سوم اول آشنایی با مفاهیم بنیادی و نظری اقتصاد دانایی محوری دوم آشنایی با مفاهیم بنیادی و نظری تجارت الکترونیک سوم بررسی نقش سازمانهای در توسعه تجارت و کسب و کار الکترونیکی چهارم شناسایی فرصتها و چالشهای تجارت الکترونیکی در منطقه خلیجفارس پنجم روش شناسی ظرفیتسازی در تجارت و کسب و کار الکترونیکی در خلیجفارس بود که با بررسی مقالات ارسالی درصد کمی از آنان به محورهای همایش نزدیک بود. محورهای همایش عبارت بود از :
1ـ سیاستها و راهبردهای تجارت الکترونیکی در منطقه خلیجفارس برپایه ضرورتهای توسعه استان بوشهر 2ـ زیر ساختها و آمادگی توسعه تجارت الکترونیکی 3ـ کاربردهاو تجربیات تجارت الکترونیکی که هر کدام از محورها زیر مجموعهای داشت همایش به شکل کوچک شده به اهداف دست یافت. هر چند که تجریه تحلیل دادهها مقالات میبایست در جامعه تجارت الکترونیک به دنبال آن گشت، چرا که مقالات ارائه شده در جهانی کوچک ماندهاند. حتی و پسوند نام همایش سوم یعنی تجارت در منطقه خلیجفارس مغفول مانده است.
هر چند که هنوز میتوان از تعداد اندک مقالات راه یافته به همایش با موضوع مهم خلیجفارس بهره برد و گفتهی حسینی دبیر همایش به مرحلهای از شناخت و پیشرفت در فناوری اطلاعات و ارتباطات دست یابیم که در سالهای آتی شاهد بکارگیری و رونق کسب و کارالکترونیکی در استان خود باشیم. به گفته دکتر حاجیانی دبیر کمیته علمی همایش با هدف ایجاد شور و نشاط علمی در بین دانشجویان، اساتید و تحرک علمی در بدنه کارشناسی استان بوده است.
گمان میکنم ارزیابی عملکرد و باز خورد چنین همایشهای نباید در واژههای زیبا دانست بلکه نمود توسعه دانایی محور در جامعه باید از تصمیم سازی به تصمیمگیری و سپس به اجرا شدن و نتیجه بخش بودن آن حمیت گماشت.
در بخشی از مقالات آقای دبیر هیئت علمی همایش آمده است که: با یک نگاه به اهداف اختصاصی هر یک از این همایش مشخص میشود که این همایشها به طور نسبی توانستهاند به بسیاری از اهداف از قبل مشخص شده دست یابند. سؤالم این جاست که در دو همایش قبل به کدام هدف دست یافتهاید به طور مثال در همایش دوم که به پارس جنوبی (فرصت و تهدیدها) اختصاص یافت کدام هدف تحقق یافت تمامی فرصتها در منطقهی عسلویه به تهدید تبدیل شد گویا فراموش کردهاید که گاز پارس جنوبی از رونق افتاده است. هر چند موضوع نیاز به بحث و بررسی زیاد دارد.
تجلیلهای آماری ! (اشتباه تایپی نیست) و خبر سازیهای فریبمأبانه همهی تهدیدها را رونمایی کرده است. همایش دانایی محور همان طور که از نامش بر میآید میبایست بستری مناسب برای توسعه باشد و الا نام و یادش را هم فراموش کنید البته در این جا به دنبال مقصر نمیگردیم، باید گفتارتان کارشناسانه و در خور همایش بزرگی که برگزار کردید باشد. این را گفتم تا نگذارید تاریخ تکرار شود. اکنون جا دارد با بررسی و باز خورد دو همایش پیشین، برای همایش سوم برنامهای اجرایی در جامعه داشته باشید چالشهای گفته شده و پیش رو به عنوان فرصتی تلقی نمائید تا با برنامه ریزی ضمن بسط و گسترش تجارت در منطقه خلیجفارس به شناسایی تجارت کشورهای حوزه خلیجفارس پرداخته تا از قافلهی سریع تجارت الکترونیک عقب نمانیم.
سوم: همایش سوم واژهی ملی و خلیجفارس را به یدک میکشید که جا داشت از میهمانان خارجی و کارشناسی مربوطه دعوت به عمل میآید تا با تبادل و کسب علومِ تجارت بر اهمیت همایش افزوده میشد.
چهارم: حجم پوشش خبری در رسانه ملی و فرا ملی بسیار ضعیف بود
پنجم: تبیین جایگاه و ارزیابی عملکرد و تأکید آن به دستگاه از سوی رسول زارعی معاون برنامهریزی استانداری نائب رئیس شورای راهبری همایش الزامی است. مبادا در هیاهوی این روزها به فراموشی سپرده شود. هزینههایی در برداشته که همه ما مسئولیم همیشه ،در تجارت الکترونیک حکایت همچنان باقیست.
پیدایش قارچ و دیگ
آقای تعریف میکرد شبی در مجلسی در اهرم نشسته بودیم یکی از اهل مجلس که او را نمیشناختم چون تقریباً غریبه بودم تعریف میکرد شبی از شبهای زمستان از دیار ترکانی که قشلاق میکنند به چراگاها میآیند به سوی اهرم میآمدم سوار بر الاغ بودم نم نم بارانی میآمد رعد و برق هم مرتب غرش میکرد چون خسته بودم راه را گم کرده در صحرا و بیابان حیران و سرگردان با الاغم میرفتم ناگهان چادری از راه دور توسط برق آسمان نظرم را جلب کرد به سوی آن چادر رفتم تا شاید کسی درون چادر باشد و مرا راهنمایی کند وقتی که به چادر نزدیک شدم هر چه صدا کردم جوابی نشنیدم با چوبدستی زدم به چادر تکهای از چادر جدا شد از الاغم آمدم پایین دیدم این نه چادر است بلکه قارچ بسیار عظیمی است که از زمین روییده بُخ خر پر از قارچ کردم کم کم صبح نمایان شد توانستم 3/1 قارچ را بار خر کنم چون به ولات برگشتم تمام همسایه را خبر کردم هر کدام مقداری قارچ بردند و دعای خیری هم در حق ما کردند یکی از اهل مجلس که خیلی دانا و زیرک بود گفت این که تعریف ندارد من کاری داشتم رفتم شیراز بازار وکیل دیگ درست میکردند 60 نفر از درون دیگ 50 نفر از برون دیگ چکش میزدند اینقدر صدا در بازار پیچیده بود که از فاصله نیم متری صدای همدیگر نمیشنیدیم شخصی که قارچ پیدا کرده بود گفت آقای محترم دروغ به این اندازه جایز نیست آخه دیگ به این بزرگی به درد چه میخورد طرف جوابش داد آخه قارچی که تو پیدا کردهای باید دیگی هم به این بزرگی باشد تا قارچ تو را به بپزد آن مرد بسیار خجل شد دید طرف او را دست انداخته موضوعی که انتخاب کردم بعضیها به حدی دروغهای گنده سر هم میکنند که خودشان هم نمیدانند چه میگویند در خصوص انتخابات جایی صحبت میکردیم آموزگاری گفت من 30 سال خدمت کردم بعداً که بازنشسته شدم ماهی 200 هزار تومان به من حقوق بازنشستگی میدادند خدا رحمت کند پدر و مادر احمدینژاد حقوق ما را افزایش داد حالا نزدیک به 500 هزار تومان حقوق دریافت میکنیم در سخنرانیهایش هم هنوز میگوید معلمین زیر خط فقر زندگی میکنند قدردانی هم میکند آقایی نشسته بود گفت آن موقع روغن میخریدیم 4 هزار تومان حالا میخری 40 هزار تومان معلم جواب داد خیر اینطور نیست چون شما اطلاع ندارید چنین حرفی میزنید من به خاطر اینکه به این بحثهای بیمحتوا خاتمه دهم داستان نوشته شده را عنوان کردم حاضرین بسیار خندیدند خوانندگان عزیزم بخوانند و بخندند جَو انتخابات و دروغهای شاخدار بشنوید کسانی کاندید شدهاند گویا اصلاً تاکنون مسئولیتی نداشتند یا در ایران نبودند و تازه واردند میخواهند اقتصاد ایران و بیکاری مردم تورم بیبند و باریها را مهار کنند. خجالت هم نمیکشند کاندیدها علیرغم اینکه برای مردم کاملاً مشخصند خودشان میدانند به چه کسی رأی دهند نیاز به دروغپردازیهای مضحک هم ندارند ریاست آدمی را فنا را میکند کسانی که باید فکر آخرتشان باشند به دنیای بیوفا تکیه کرده به جز ضایع کردن خودشان کاری ندارند که چه میشود.
آگهی تأسیس
شرکت خدماتی پاسارگاد دوراهک (سهامی خاص)
خلاصه اظهارنامه و اساسنامه شرکت که در تاریخ 20/9/87 تحت شماره 470 در این اداره به ثبت رسیده و در تاریخ فوق از لحاظ امضاء ذیل به ثبت گردیده برای اطلاع عمومی در روزنامه رسمی و کثیرالانتشار آگاهی میشود.
1ـ موضوع شرکت: عبارتند از تأسیساتی، خدماتی، رفاهی، خاکبرداری، اجرای طرحهای صنعتی، اجرای پروژههای کشاورزی، ایجاد فضای سبز، اجاره ماشینهای سبک و سنگین، مشاور و همکاری در اجرای طرحهای بزرگ صنعتی، تهیه و توزیع غذا به هر میزان و تعداد و کلیه خدماتی زیر بنا و تأسیساتی 2ـ مدت شرکت:از تاریخ ثبت به مدت نامحدود 3ـ مرکز اصلی شرکت: دوراهک ـ جاده اصلی بوشهر ـ کنگان 4ـ سرمایه شرکت: مبلغ یک میلیون ریال منقسم به یکصد سهم دههزار ریالی با نام … که مبلغ سیصد و پنجاه هزار ریال آن طی گواهی به شماره 247/263000/73 مورخه 4/4/87 بانک تجارت شعبه دیر پرداخت و بقیه در تعهد صاحبان سهام میباشد. 5ـ اولین مدیران شرکت: آقای اکبر دوراهکی به سمت مدیر عامل و عضو هیئت مدیره و آقای حاج هادی دوراهکی یه سمت رئیس هیئت مدیره و آقای اصغر دوراهکی به سمت نائب رئیس هیئت مدیره آقای محسن دوراهکی به سمت عضو هیئت مدیره برای مدت دو سال مال انتخاب گردیدند. 6ـ دارندگان حق امضاء کلیه اسناد و اوراق بهادار و تعهدآور شرکت از قبیل چک، سفته، برات، و سایر نامههای اداری و اوراق با امضاء مدیر عامل و مهر شرکت معتبر میباشد. 7ـ اختیارات مدیر عامل: طبق اساسنامه شرکت 8ـ بازرس اصلی و علیالبدل: آقای رضا سهول زاده به عنوان بازرس اصلی و آقای اسماعیل صالحیبه سمت بازرس علیالبدل شرکت به مدت یک سال مالی انتخاب گردیدند. 9ـ روزنامهکثیرالانتشار پیغام جهت درج آگهیهای شرکت انتخاب گردیدند.
رضایی ـ رییس اداره ثبت اسناد و املاک شهرستان دیر
قانــــون و معضلات شهری
امنیت برای هر کشوری بسیار امری ضروری به حساب میآید و هر کشوری نیروی را برای امنیت ایجاد کرده، لذا در کشور ایران نیز نیروی انتظامی به عنوان حافظ جان و مال مردم تشکیل گردیده است که در اصطلاح بینالملل به آن پلیس میگویند.
در هفته گذشته در شهر بوشهر و در مرکز شهر 3 تا 4 مغازه را همزمان غارت کردند، حال این عمل در زمانی صورت گرفته که تمام مغازهها تعطیل بودهاند و پلیس وظیفه داشته که از اموال کسبه بازار پاسداری کند، ولی جای بسی تأسف دارد که در شهر کوچکی مثل بوشهر آن هم در ساعتی که همه خوابیدند و پلیس بیدار چگونه میشود که هیچ کس خبردار نشده آن هم با این همه سر و صدای که صورت گرفته است «شکستن قفلها و ...»
پس چگونه است که میگویند پلیس همیشه بیدار است ولی آن شب هیچ گشتی در خیابان نبوده آن هم زمانی که حداقل به نظرم 2 و 3 ساعتی برای دزدی وقت لازم بوده است؟! چطور است که برای گرفتن دختر و پسرها و یا موتورسوارها نیروی پلیس کافیست و هزاران هزار مأمور در سطح شهر از صبح سحر در حال گشتزنی هستند ولی در آن ساعاتی که وظیفه حکم میکند باشند، وجود ندارند؟!!
آیا بهتر نیست به جای این که موجب سلب روزی از کسبه شویم، بستری را برای امنیت شهر فراهم سازیم. زمانی که کسبه در اوج کار کردن هستند نیروی انتظامی با اقتدار کامل خیابانهای اصلی شهر را قرق کرده و به اسم موتورگیری باعث میشود که روزی کسبه از بین برود و جو بازار دچار یک دگرگونی دیدنی گردد ولی در شب هیچ گونه تدابیری صورت نمیپذیرد. در تاریخ ایران زمین "بازاری" یعنی رُکن اول مملکت ولی افسوس که امروز با این امنیت کم، بازاری یعنی یک کسبه ساده و از دست رفته. در زمان قدیم اگر کسی خطایی میکرد یک فرد بازاری میتوانست ضامن آن شخص خطا کار شود ولی افسوس که امروز حرف بازاری برای کار خودش هم خریداری ندارد.
موقع انتخابات که میرسد همه احزاب به نوعی دور بازاریها حلقه میزنند و میگویند شما انقلاب کردهاید اما همین که رأی آوردند دیگر بازاری میرود آخر جدول و...
مقابله با موتورسواران خلافکار، حرکتی بس عالی است اما گرفتن آن هم در مرکز اصلی شهر در زمان اوج کار کسبه بازار اصلاً خوشایند نیست. «چند وقت پیش همین مشکل برای بازاریهای شهرستان تهران رخ داد آنها برای رفع مشکل بازار تعطیل کردند و بالاخره دستور رسید که در وسط بازار کسی حق موتورگیری ندارد گمان کنم کسبه بوشهر هم آخر باید چنین کاری را انجام دهند». آقایان مسئول به جای این که در پارک ها و خیابانها به راه بیفتد و گیر بدهید که خانم چکار میکند یا آن آقا چرا با خاموشی راه میرود بهتر است به فکر امنیت جان و اموال کسبه بازار باشید که امام خمینی(ره) فرمودند انقلاب اسلامی ما بر پایه بازاریها استوار گردیده است.
در هفته گذشته زن و مردی را به همراه دخترش که برای شنا کردن آن هم به پیشنهاد پزشک به جای خلوتی به کنار ساحل پناه آورده بودند، البته در ساعتی که هیچ جانداری در آن مکان دیده نمیشد و خود مرد مراقب همسر و دخترش بوده توسط گشت ارشاد دستگیر و چند ساعتی را مهمان این بزرگواران بودهاند «حجاب اسلامی رعایت گردیده بود» حال این عمل در حالی صورت میگیرد که آن زن و مرد افراد بالغ و پا به سنی بودهاند.
خوب بعد از چند ساعتی آنها را بازجویی کرده و سپس آزاد میکنند و میگویند ببخشید اشتباهی صورت گرفته! آیا گرفتن یک زن و مرد آن هم زمانی که هیچگونه خلافی صورت نگرفته جزو مقررات حکومت اسلامی محسوب میشود؟ آیا یک فرد نظامی نباید فرق بین یک انسان بالغ را با یک فرد اوباش بداند؟ آیا گیر دادن به افرادی که خود جانباز مملکت محسوب میشوند صحیح است؟ آری آن مرد یکی از جانبازان این دیار بوده ولی افسوس که با آبروی مردم بازی کردن شده جزو قوانین دموکراسی!
به هر حال امنیت در هر کشوری موجب آرامش است و هیچ شخصی مخالف آن نیست اما نه هر امنیتی... کسی را به زور بازداشت کردن و یا جلوی ناموس مردم را گرفتن آن هم به جرم درست لباس پوشیدن واقعاً جای افسوس دارد. به گفته پیامبر اکرم(ص) هیچ کس حق ندارد امر به معروف و نهی از منکر را به زور به کسی قالب کند. مگر نه این که دولت نهم دم از مهرورزی میزند، پس کجاست آیین مهرورزی؟! ما نخواستیم نفت بر سر سفرههایمان بیاید ولی خواهش میکنیم آیین مهرورزی را درست به پا دارید، مهروزی یعنی محبت، دوست داشتن و... که البته برعکس شده یعنی زور، کتک، زندان، ستارهدار شدن و... این آیین مهرورزی از دید جامعهی حقوق بشر محکوم است.
امروزه جای این که مردم به خصوص جوانان با دیدی باز به نیروی پلیس نگاه کنند بر عکس به آن نگاه می کنند. باز هم میگویم رفتارها و ادبیات نظامی برای رویارویی با یک نظامی کاربرد دارد نه برای افراد عام جامعه، با هر شخصی باید همان گونه که هست برخورد شود. به جای این که بیاید و جلوی جوانانی که در کنار ساحل در حال کشیدن قلیان میوهای هستند را بگیرید بهتر است جلوی وارد کنندگان تنباکو را بگیرید تا دیگر همانند نقل و نبات به فروش نرسد، البته مواد مخدر که دیگر حرفش زدنی نیست. الحمدا… آمارها نشان میدهد که هیچ گونه موادی از مرزها وارد کشور نمیشود اما سئوال این جاست که این همه مواد از کجا میآیند گمان کنم جوابش نزد خدا است!
به هر حال این حقیر با هیچ ارگانی دشمنی نداشته و ندارم و با مبارزه کردن علیه جرم و فساد مخالف نیستم و تا جایی هم که توان داشته باشیم همکاری میکنم ولی با بیعدالتی که برخی دارند صورت میدهند سخت مخالفم .
شعارهای تبلیغاتی برخی از نامزدهای ریاست جمهوری نشان از آن دارد که عملکرد پلیس در این چند سال مورد انتقاد بوده و با روی کارآمدن آنها برخی از این عملکردها و رفتارهای غلط اصلاح خواهد شد به خصوص برداشته شدن گشت ارشاد که شعار تمام کاندیدهاست، ولی به عقیده این حقیر برداشتن یا برنداشتن مهم نیست بلکه مهم عوض شدن نوع ادبیاتی است که رواج پیدا کرده، به عقیده من اگر ما کمی فرهنگ سازی میکردیم هیچ گاه با چنین رفتارهای مواجه نمیشدیم. مثلاً اگر موتورسواری را به جرم نداشتن کلاه ایمنی میگیریم جای این که آن شخص را جریمه کنیم آن را وادار به خریدن کلاه میکردیم دیگر هیچ برگه جریمه سیاه نمیشد. در کشور ایران برگه جریمه یعنی "یک لیوان آب خوردن" مهم نیست مبلغ آن هر چقدر که میخواهد باشد.
نهایتا لباس مقدس پلیس مورد احترام است.از مسئولین میخواهم که اجازه ندهند کسی یا کسانی به نوعی از این لباس سوء استفاده کنند. پلیس باید در دل مردم جای داشته باشد نه بر عکس. به امید آزادی در کنار امنیت با اخلاقی شاد نه از روی غرض شخصی.
انشاا... که موفق باشید و نقد این حقیر را به دید بد نگاه نکنید قصد من فقط در جهت بهتر شدن پلیس است به انتظار روزی هستم که دیگر نیازی به پلیس نباشد. آمین.
روزگار سپری شده و سنتهای زیبای دیرینه
قسمت دوم
در هر محله هر چند میدان کوچک و بزرگی که بود امکان نداشت که تیمی تشکیل نشده باشد و بازی و یا تمرین و مسابقهای برگزار نکرده باشند. در آن روزگاران زمین ورزشی بوشهر که به خصوص مسابقات فوتبال در آن انجام میشد به جای پاساژ ملت کنونی و قسمتی از زمین به جا مانده مدرسه امیرکبیر بود. در گرما و سرما علاقهمندان به فوتبال در آن زمین دیده میشدند میعادگاه عاشقان این ورزش همین زمین بود که بعدها به استادیوم کنونی انتقال داده شد.
زمستانها و فصل سرما، سالهایی که هنوز پارهای از خانهها از نعمت برق محروم بودند بچهها ماندن در خانه و نشستن درپای منقل مادربزرگ و چرخاندن ابر در خاکستر ترجیح میدادند تا که بروند در کوچه باران باریده و قدم زدن در گل و شُل. اما در هوای مناسب کوچه و بازی برای بچهها عالمی داشت. کودکانی هم بودند که برای بازی خود به تکه سنگی و یا نخ و چوبی اکتفا میکردند، جایگایشان زیر آسمان خدا و همان کوچه و میدان بازیشان بود.
بار فراق دوستان، بس که نشست بر دلم/ میروم و نمیرود ناقه به زیر محملم
بچههای آن دوره زمان با همان امکانات بسیار ساده که خیلی هم برایشان لذتبخش بود در نهایت لطف و صفا عمر کودکانه خود را سوی نوجوانی و جوانی سپری میکردند. در گرمای سوزان تابستان لخت و پتی برای فرار از گرما دسته شناگران راه افتاده پس از گذشت از کوچههای تنگ و باریک با پای برهنه ولی شادمانه پیش به سوی دریا و شیرجه پریدن در آب و ساعاتی غوطهور شدن در آب دریا، اما باور کردنی نبود که تابش و اشعه سوزان خورشید حریف سرگرمی و شادمانی بچههای شناگر نبود. آن چه که برایشان اهمیت و هیجان داشت عشق به جمع صمیمانه و یکرنگی دوستانه آنها بود. قلب پاک کودکانه و بازی دسته جمعی، بیریایی و فقدان تجملات و نبود زرق و برق و تشریفات و ساده زیستی سبب نزدیکی آنها به همدیگر میشد.
هر زمان بیروی ماهی، همدم آهی شوم/ هر نفس با یاد یاری، نالهی زاری میکنم.
عشق و دوستی، همرنگی و همسایگی، همبازی، همکلاس بودن همه با تکلم زبان مادری و در لباسی ساده شاد بودند زمان میگذرد و روزها از پی روزها، تاریخ ورق میخورد تا که ...
من جلوهی شباب ندیدم به عمر خویش/ از دیگران حدیث جوانی شنیدهام
پدربزرگ هر دو دستش بر روی عصایش گذاشته و خیره به تلویزیون نگه میکرد، نوهاش مشغول بازی بود. یک بازی رایانهای، صداهای عجیب و غریب فیلم، تصویر خیره کننده کودک را مجذوب و هیجان زده نموده. صدای اعجابآور و تصویر وَ هم انگیز و تکان دهنده دستگاه بازی پدر بزرگ همچنان با حالتی مات و مبهوت به روزگار گذشته خویشتن میاندیشید. نگاهش به صفحه تلویزیون، گوشش به صدا و دستانش به عصا، اما اندیشه و درونش به گذشتهاش سوق داده. روزگاری که پیر سرد و گرم چشیده از لحظهای که با دو پای کودکانه و تاتی تاتی بر شُل و گلِ کوچهی قهر و آشتی و یا در میدانهای پوشیده از خاک در زیر شناشیرها و همجوار دیوارهای سنگی قدمزنان قانع و راضی روز را به شب و شبهای سرد زمستان دست در خاکستر منقل و شبهای گرم تابستان بر روی پشتبام و در زیر چتر آسمان به صبح میگذراندند، قصههای شبانه مادر و مادر بزرگش در آن زمانها دنیای سرگرم کننده شبهای او بود. وی بزرگ شدهی حیاطی وسیع که گاه بیگاه شاخ و برگ و گلهای یاس سفید و گلهای کاغذی صورتی و قرمز تماشاگر بود. بوی عطر گل یاس و بهار نارنج جانی تازه باو میبخشید. رفتند اهل صحبت و یاری نیست / وزکاروان رفته غباری پدید نیست. پیرمرد از ته دل آهی کشیده پیشانی خود بر پشت دستش که منحنی عصا را گرفته بود گذاشت، لحظاتی بعد سر را بلند نموده و ناخودآگاه اطراف را نگریسته به کودک نگاهی کرد و سری تکان داد، عزیزم پسرم، روزگاری که من هم به سن و سالن تو بودم لحظهای در اتاق جا نمیگرفتیم حتی در حیاط خانه هم لذتی نداشت. فقط بیرون از منزل کوچه از دست ما آرامش نداشت، ولی ما از بازی و دویدن صبح تا شب در بیرون خانه خسته نمیشدیم حال چه شده که تو در این چهار دیواری تنگ و تاریک محدود و محصور ماندهای و دلخوش نمودهای به این جعبهی جادویی و این گونه تو را مجذوب خود نموده. اگر نبود گوهر یکدانهای در این دریا ـ و گرنه چون صدف آغوش میگشودم من ای روزگار ای جوانی کجایی یادت بخیر ما هم دورانی داشتیم، همچنان که این میوه و محصول ماها عشق به بازی زمان خود دارد. پیرمرد با خود ادامه داد، اما در آن زمان و روزگاری که هنوز جعبهی جادویی و سرگرمکننده چهار فصل مهمان خانهها نشده بود یعنی حدوداً چهل پنجاه سال پیش در بوشهر با فقدان امکانات تفریحی و سرگرم کننده یکی دو تا سینما وجود داشت، هر چند که سالنهای این سینماها از نظر ساختمانی و طراحی مناسب نبود اما با این همه اگر شبها مشتاقان زیادی را سوی خود جذب مینمود و سالنها تقریباً پُر میشد. در خیابان لیان کنونی جای پاساژ توحید قبلاً ساختمانی بود این بنا و محوطه باز درون آن که حیاط بزرگی به نظر میرسید به عنوان سالن سینما انتخاب کرده بودند. سالن سینما به دو قسمت ده و بیست ریالی تقسیم شده بود. کمبودها و عدم امکانات رفاهی وجود داشت ولی با همهی این تفاصیل هر دو سه شب که فیلم عوض میشد و فیلم جدیدی بر پرده سینما نمایش میدادند سالن خلوت نبوده و حتی برای خرید بلیط چنان شلوغ میشد که گاهی هم تهیه بلیط بازار سیاه پیدا میکرد.
سینمای مذکور "سینما ایران" نام داشت اما سینمای دیگری به نام "سینما پارس" جنب جایگاه سوخت بنزین شهر روبروی هلالاحمر بنا کرده بودند که از نظر بعضی امکانات تقریباً بهتر و مناسبتر بود. در ضمن در بوشهر قبل از تأسیس سینما ایران و پارس، سینمای دیگری به نام "محمد غوث" هم وجود داشت، به علاوه یک تماشاخانه که بعدها این تماشاخانه مبدل به سینما گردید.
ادامه دارد...
بانکهای اطلاعاتی
آخرین نوع نرمافزارهای مورد استفاده در رایانه، بانکهای اطلاعاتی است، یعنی مجموعهای از اطلاعات منظم شده که به دلخواه و بنا بر نیاز، به سادگی و با سرعت میتوان نحوه بستهبندی و ترتیب آنها را تغییر داد.
معلمان عموماً اطلاعات مختلفی را درباره هر کدام از دانشآموزان جمعآوری میکنند. این اطلاعات شامل اطلاعات شخصی و تحصیلی است که در یک پوشه زیر اسم هر دانشآموز جای می گیرد. سپس این پوشهها در یک قفسه به ترتیب حروف الفبا زیر نام خانوادگی دانشآموز فایلبندی میشود. برای دستهبندی کردن دانشآموزان براساس خصوصیتی مشابه، برای مثال معدل سال قبل آنها، معلم باید عملاً پوشهها را تک تک باز کند و به دنبال مطالب بگردد، کاری که علاوه بر صرف وقت بسیار، خستهکننده نیز هست. اگر او بخواهد این طبقهبندی را براساس چند خصوصیت انجام دهد به مراتب مشکلتر و پیچیدهتر خواهد بود. برنامهای بانک اطلاعاتی برای چنین فعالیتهایی به وجود آمده است.
در این برنامهها اطلاعات در سه سطح زمینه (Field)، رکورد (record) و فایل (File) تنظیم میشود. اطلاعات وارد شده هر کدام به یک زمینه اختصاص دارد. برای مثال، یک بانک اطلاعاتی ساده ممکن است دارای سه زمینه باشد: نامهای خانوادگی، اسمهای کوچک و شما، تلفنها، تمام زمینههای مربوط به هر دانش یک رکورد را تشکیل میدهد، به عبارت دیگر هر رکود دارای اطلاعاتی درباره هر زمینه در مورد تک تک دانشآموزان است. تمام رکوردها دارای اطلاعاتی در زمینههای مشخص شده است، اما هر کدام دارای اطلاعات خاصی است. رکودهای تمام دانشآموزان در یک فایل نگهداری میشود.
با استفاده از برنامههای بانک اطلاعاتی میتوان اطلاعات بسیار پیچیده را از سه راه تنظیم کرد: طراحی کردن فایل، تغییر اطلاعات وارد شده، تهیه گزارش. طراحی کردن فایل اولین مرحله در تولید بانک اطلاعاتی است و استفاده کننده راجع به اینکه چگونه اطلاعاتی و با چه زمینههایی باید وارد شود تصمیمگیری میکند. در بانکهای اطلاعاتی میتوان به راحتی اطلاعات جدید را اضافه کرد و اطلاعات قدیمی را تغییر داد، یا کاملاً پاک کرد. همچنین استفاده کننده میتواند اطلاعات وارد شده را جستجو و براساس معیار انتخابی خود آنها را دستهبندی کند و پس از آن گزارشی تهیه کرده، آن را چاپ نماید. با استفاده از اینگونه برنامهها میتوان اطلاعات را از واژهپرداز و برگه گسترده دریافت کرد یا به آنها انتقال داد و از طریق بعضی از آنها حتی میتوان نمودار نیز تهیه کرد.
کاربردهای بانکهای اطلاعاتی
استفادههای معلم
بسیاری از معلمان از بانکهای اطلاعاتی برای نگهداری اطلاعات مربوط به دانشآموزان استفاده میکنند که شامل اطلاعات شخصی و تحصیلی آنان میشود. از آنجا که این اطلاعات معمولاً به طور مرتب در حال تغییرند معلمان میتوانند با استفاده از این برنامهها به راحتی اطلاعات را تغییر دهند و آنها را براساس خصوصیات خاص موردنظرشان دسته بندی کنند. یکی دیگر از کاربردهای متداول این برنامهها تولید «بانک سؤال» برای نوشتن و انتخاب سؤالات امتحانی است.
معلم میتواند سؤالات امتحانی را بر طبق هدفهای درسی، فصلهای کتاب، سطح پیچیدگی و.... مشخص و در برنامه بانک اطلاعاتی وارد کند.
سپس سؤالات مورد نظر خود را برای یک امتحان خاص جستجو و دستهبندی نماید و با انتقال واژهپردازی برای دانشآموزان آماده سازد.
برنامهی بانک اطلاعاتی برای منظم کردن دادهها جهت ایجاد اطلاعات به کار برده میشود. اینگونه برنامهها سرعت و سهولت دستیبابی به اطلاعات و کیفیت اطلاعات بدست آمده را هم از نظر صحت و هم از نظر کامل بودن بالا میبرند. بانکهای اطلاعاتی مجموعهای از اطلاعات منظم شده درباره یک موضوع خاص است. که ممکن است از یک یا چند فایل تشکیل شده باشد. برنامههای مدیرت این بانکهای اطلاعاتی به استفاده کننده امکان میدهد تا ساختاری را برای ذخیره، دستکاری و باز پس گرفتن دادهها طراحی کند. سپس به جستجوی اطلاعات وارده شده بپردازد، آنها را دستهبندی کند و سپس از آن گزارشی تهیه کرده آن را چاپ کند.
امروزه بانکهای اطلاعاتی تجارتی متعددی درباره انواع محتواها دردسترس است که ناشران برنامههای آموزش آنها را تهیه کردهاند. بسیاری از این بانکهای اطلاعاتی روی دیسکهای فشرده و اخیراً از طریق اینترنت توزیع میگردد.
بداخلاقیهای انتخاباتی
کمتر از دو هفته به پایان تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری باقی مانده است. هر چه به زمان خاتمه تبلیغات و روز رای گیری نزدیکتر می شویم، تبلیغات کاندیداها و طرفداران آنها شدت بیشتری می گیرد و برنامه های جدیدتری از طرف کاندیداها ارائه می شود. در همین راستا بداخلاقی های انتخاباتی هم از طرف بعضی از طرفداران کاندیداها به اوج خود می رسد.
اختلاف افکنی بین طرفداران کاندیداهای اصلاح طلب با قصد تخریب دو چهره شناخته شده انقلاب اسلامی که از استوانه های نظام به حساب می آیند؛ رفته رفته به اوج خود می رسد و مدیریت ضعیف دستگاههای مسئول در پیشگیری از بداخلاقی های انتخاباتی و محدود کردن خود به جلوگیری از چند پلاکارد بی اثر، فرهنگ نامطلوبی را پایه گذاری می کنند که گویی چنین رفتاری عین قانون و یا به حکم شرع مقدس اسلام است.
در روزهایی که پشت سر گذاشتیم، شدیدترین حملات به میرحسین موسوی و سپس نوک پیکان حمله متوجه فرمانده 8 سال دفاع مقدس نشانه رفت و از هر سو و هر کس و تا هر چه می توانستند آقای میر حسین موسوی را آماج بیشترین و بدترین حملات قرار دادند.
بعضی ها گفتند که "دشمنان داخلی و خارجی تمامی تلاش خود را بکار بسته اند تا کسی به غیر از آقای احمدی نژاد رای بیاورد". کسی که این حرف را زده است آدم کمی از جهت پست و مقام و شعور و تعیین سرنوشت این کشور نبوده است. آیا براستی اگر در روز 22 خرداد مردم به غیر از احمدی نژاد رای دادند، دشمن هستند؟ آیا این حرف توهین به شعور مردم نیست؟ شما فرض را بر این بگذارید که آقای احمدی نژاد رای بیاورد؛ آیا کسانی که به کاندیداهای دیگر که همگی صلاحیت آنها را شورای نگهبان تایید کرده است؛ رای دادند؛ همگی از عوامل دشمن و یا به قول شما دشمن هستند؟ آیا اینگونه ممیزی کردن و دشمن سازی، بنفع انقلاب و کشور ایران است؟ آیا هنوز هم فکر می کنید انتقادات از این دولت در زمینه حذف نیروهای کارآمد و کارشناس با این ممیزی و توهین هایی که شما می کنید نادرست است؟
بعضی دیگر گفتند "انتخاب رنگ سبز نشانه هیتلری است"، "رنگ سبز لجنی است"، "در جنگ صفین قرآن را بر نیزه کردند و پشت این رنگ سبز چیز دیگری است". این حرفها را کسانی می زنند که هر کدام دستی در نظام اداری دارند و یا از حمایتهای شدید برخوردار هستند. براستی صفت های سبز لجنی، ابوموسی اشعری، قرآن سر نیزه کردن چه کمکی به این نظام و وحدت ایرانیان می کند؟ آیا آنهایی که می خواهند به کسانی غیر از کاندیدای مورد نظر شما رای بدهند، در صف معاویه قرار دارند؟ عوامل معاویه هستند؛ و قرآن بر سر نیزه کردهاند؟ آیا اگر به صف شما نیامدند در اردوگاه جملیان قرار دارند و مانند طلحه و زبیر زیاده خواهی می کنند؟ آیا اگر کاندیدی صدای مظلومیت خود را با نشانه سبز نشات گرفته از گنبد سبز انبیاء و اولیاء الهی گرفت و از جد خود پیامبر خاتم(ص) مدد گرفت، لجن است؟ آیا فکر نمی کنید اینگونه اتهامات و صفت های نادرست عنایت الهی را نسبت به جامعه کم خواهد کرد؟
بعضی هم گفتند که "با برافراشتن علم سبز با احساسات مردم بازی می کنند". آیا از مداحان استفاده نادرست کردن بازی با احساسات مردم است یا شال سبز بستن. آیا مراسم سوگواری حضرت فاطمه(س) را به میتینگ انتخاباتی تبدیل کردن بازی با احساسات مردم است یا بند سبز بستن به دست. آیا هزینه کردن از مقام معظم رهبری و شبه افکنی مبنی بر اینکه مقام معظم رهبری طرفدار کاندید مورد نظرماست با احساس مردم بازی کردن است یا پیشانی بند سبز بستن که قدرت معنوی به انسانها می دهد همانطوریکه در جبهه های حق علیه باطل این پیشانی بندها قدرت معنوی دررزمندگان بوجود می آورد؟
گفتند که سیاست خارجی میر حسین موسوی سیاست تسلیم و سازش است. آیا سابقه آقای میرحسین موسوی در 8 سال دفاع مقدس که همه کفرو استکبار در مقابل انقلاب اسلامی ایستاده بود، نشانه ایی از تسلیم و سازش را مشاهد می کنید؟ آیا در دوران 8 سال نخست وزیری آقای میرحسین موسوی حضرت امام خمینی(ره) چند بار ایشان را تایید نکردند؟ عملکرد دولت او را تایید نکردند؟ در 20 سال گذشته هم به قول شما او در صحنه اداری کشور نقشی نداشته است! پس این گفتار از کجا نشات گرفته و کدام نشانه از تسلیم و سازش را می بینید؟
آیا این همه شبه افکنی و اتهام زنی فقط بخاطر انتقاداتی است که منتقدین دارند؟ آیا پاسخ انتقاد برخورد غیر اخلاقی است؟
امروز انتقاداتی از طرف جناحهای مختلف از اصولگرا و اصلاح طلب گرفته تا کسانی که در احزاب وارد نشده اند؛ به دولت وارد می کنند. آیا جواب به این انتقادات، فحاشی و توهین و ملتهب کردن فضای عمومی جامعه است؟
منتقدین نسبت به بیکاری در جامعه گله مند هستند. آنها معتقدند که با منابع سرشاری که دولت فعلی در اختیار داشته است، نباید فاصله نرخ بیکاری بین دولت گذشته و فعلی در حد یکی دو درصد باشد. آنها با ادله درست و محکم اعتقاد دارند که اگر دولت حداقل به سه مولفه توسعه یعنی توجه به زیر ساختها، توجه به سرمایه های انسانی و اجرای درست اصل 44 توجه می کرد، وضعیت نرخ بیکاری بیش از چیزی که دولت اعلام کرده است بهبود پیدا می کرد.
منتقدین نسبت به رشد ضعیف اقتصادی گله مند هستند. آنها معتقدند که استفاده نادرست از منابع مالی، کم توجهی به منابع در اختیار بخش خصوصی، نادیده گرفتن سرمایه گذاران در راه اندازی بخش تولید، پایین آمدن سطح بهره وری و یا محقق نشدن میزان بهره وری برابر آنچه در برنامه چهارم دیده شده بود؛ و نظائر اینها، رشد اقتصادی مطابق برنامه پیش نرفته است.
منتقدین نسبت به سیاستهای خارجی گله مند هستند. این مطلب خیلی واضح و روشن است و نیازی به استدلال ندارد. بعضی چیزها آنقدر ملموس است که نیازی به استدلال ندارند. این مطلب را می شود از کسانی که به هر دلیلی به خارج از کشور می روند سئوال کرد که در مرز ورودی آن کشورها چه معامله ایی با شما می کنند. به گذرنامه ایرانی چقدراعتبار می دهند. به هویت، شخصیت ایرانی چقدر احترام می گذارند. برخورد کشورهای دنیا با ما چگونه است. همسایه های ما با ما چگونه رفتار می کنند. اینها و مطالبی از این دست بر گرفته از نا کارآمدی سیاست خارجی است.
منتقدین نسبت به فضای خرافه گویی و تحجرگرایی انتقاد دارند. آنها دلایل عقلی و دینی دارند که این تفکر نباید در جامعه ترویج پیدا کند و دولت در پیشگیری ازاین حرکات نقش مهمی می تواند ایفا کند در حالی که در این مورد اقدام مثبتی صورت نگرفته است. در صورتیکه از ترویج خرافات و تحجرگرایی پیشگیری نشود، به اساس و بنیان نظام اسلامی آسیب می رساند.
امید می رود در روزهای باقی مانده تبلیغات انتخابات، فضای کشور فضای نشاط و امید باشد و مردم ایران با دیدن رقابتهای سالم انتخاباتی، شور و نشاطی پیدا کرده و با حضور یک پارچه خود در پای صندوقهای رای، حماسه دیگری بیافرینند ویک بار دیگر امید دشمنان را ناامید ودوستداران انقلاب را شادمان کنند.
جامعهی مدنی در قرآن و نهجالبلاغه
قسمت سی و دوم
قرآن برای منکران دعوت رسول خدا (ص) آزادی و حقوق انسانی قائل است. بدین صورت که آنها دین خود را و مسلمانان دین خود را داشته باشند. پیامبر(ص) با همه رسالت عظیم خود که در نفی شرک و دعوت به توحید داشت مامور شد به کافران بگوید:... ای کافران من آنچه را می پرستید نمی پرستم و شما نیز پرستندگان آنچه من می پرستم نیستید نه من پرستنده ام آنچه شما پرستش کردید و نه شما پرستنده اید آنچه من می پرستم. شما راست دین شما و مراست دین من ( قرآن سوره کافرون ).آیات این سوره به صراحت تاکید می کند که رسول مکرم (ص) با وجود آن که خاتم انبیا بود و باهمه ماموریت الهی و جدیتی که در انجام رسالت پیامبری و هدایت خلق داشت و دعوت کننده همه عالم به توحید بود اما در نهایت برای منکران دعوت خود آزادی و حقوق انسانی قائل می شد ومی پذیرفت که آنها دین خود را داشته باشند و او دین خویش را عمل و تبلیغ کند. بدین ترتیب باید اذعان کرد که دین مبین اسلام و جامعه اسلامی با باور داشتن تفاوت و تعدد در دیدگاه قائل به تکثر گرایی در جامعه مدنی اسلامی با حفظ احترام به مرزها و حدود و ثغور دیدگاهها و تشکل هاست.
اهمیت تعلیم و تربیت در جامعه مدنی
پروردگار ا سپاس و ستایش حقیقی تر است که با قلم قدرت خویش جامعه بشریت را به زیور علم و دانش آراستی و انسانیت را در زیر...
لوای فرهنگ و معارف تعالی بخشیدی. درود بی پایان و تحیات پیاپی و پیوسته بر رسول گرامی تو حضرت محمد بن عبدا..(ص) و خاندان ارجمندش که سراسر عمر ومساعی خود را در جهت تعلیم و ارشاد جوامع بشری بی هیچ وقفه و فتوری مصروف داشتند و آنی از روشنگری و ایجاد بینش دینی باز نماندند.
"تشویق اسلام در مورد کمک به توسعه علم و تمدن و به این جهت فراهم نمودن موجبات علاقمندی علما به کارهای علمی، مداد علما بر خون شهدا برتری داشت و یک ساعت تفکر بهتر از هفتاد عبادت به حساب آمد و تحصیل علم بهترین کار در نظر خدا بود تشویق اسلام از علم و علما همه جانبه و مخصوصا به صورت وقف بر مراکز علمی و تحصیل جلوه کرد. کمال و تمامیت شخصیت انسان بر اساس دانش و بینش او استوار است. زیرا در سایه این آگاهی می تواند خود را در ردیف فرشتگان آسمان قرار داده، و برای وصول به مقامات رفیع اخروی کسب آمادگی کند. عالم و دانشمند نه تنها مراتب والایی را در آخرت احراز می کنند، در دنیا نیز از سپاس و ستایش افراد و جامعه برخوردارند.
در اینجا به عنوان نمونه برخی از آیات کلام ا... مجید و همچنین احادیث در باب علم و فضیلت آن آمده است، ذکر می شود:
خداوند در قرآن کریم می فرماید: در جمع بندگان الهی:صرفا علما و دانشمندانند که خدا شناس واقعی هستند و از او بیمناکند. در جای دیگر می فرماید: ای پیامبر بنام پروردگارت خواندن را آغاز کن، پروردگاری که آفریننده است انسان را از خون بسته و لخته شده آفریده، بخوان ای پیامبر و پروردگار تو کرامتش نا محدود است. از آن جهت که با خامه و قلم بشریت را با علم و دانش آشنا و مانوس ساخت.
و نیز می فرماید: آیا آنانکه با سلاح علم مجهزند و افرادی که با جهل و نادانی دست به گریبانند با هم برابرند، صرفا اندیشمندانند که تفاوت عظیم وبعد مسافت معنوی این دو گروه را درک می کنند و امتیاز میان آنان را باز می یابند.پیامبر گرامی اسلام نیز درباره ارزش و اعتبار علم و علما و دانشجویان بیان فرموده است، که در اینجا به برخی از آن فرمایشات اشاره می شود: دانش طلبی و علم آموزی بر هر فرد مسلمان لازم و ضروری است.و در جای دیگر می فرماید: کسی که خداوند خیر و سعادت او را خواهان است، او را از بینش دینی و درک و فهم حقایق الهی برخوردار می سازد ونیز می فرماید: دانشجو و شاگرد و دوستدار علم، همان کسی که روزها روزه دار و شبها بیدار و سرگرم عبادت می باشد ]دارای اجر و پاداش می باشد[ و به هر بابی از علم که دانشجو بدان دست می یابد – از کوه ابوقیس- که اگر سراسر آن طلا باشد و آن را در راه خدا انفاق کند – بهتر و سودمندتر است.
حضرت امام خمینی (ره) در باب ارزش و اهمیت علم وکسب دانش و تخصص خطاب به جوانان می فرماید: با جدیت به تحصیل علم وکسب معارف و بهره وری از استعدادهای الهی خود بپردازید و هیچ گاه سلاح مبارزه با ظلم واستکبار و استضعاف بر زمین نگذارید و دوستی با دوستان خدا و دشمنی با دشمنان خدا را شعار خود سازید و خود را از مردم پا برهنه و مستضعف و بی پناهی که تمامی عزت ما رهین منت و خدمت آنان است دور نسازید.
گفتگو با مسلم روئین مسئول کمیته صیانت از آراء ستادمهندس میرحسین موسوی در استان بوشهر: هیچکس نمیتواند منکر تخلفات در انتخابات شود
آقای روئین کمیته صیانت از آراء چه وظیفهای دارد؟
ـ وظیفه کمیته صیانت از آراء آموزش ناظران و نمایندگان کاندیدا سر صندوق میباشد یعنی این ناظران از بدو حضور در محل صندوق اخذ رأی به عنوان نماینده کاندیدای مربوطه میبایست مراقبت و مواضب نمایند تا حقوق قانونی کاندیدا خدشه دار نگردد و چنان چه به هنگام حضور در محل تخلفی مشاهده نمودند بلافاصله موضوع را مکتوب به ناظران و مجریانان انتخاباتی اعلام نمود. همچنین موضوع تخلف را به کمیته صیانت استان و کمیته حقوق ستاد جهت اقدام قانونی و قضایی اعلام مینمایند.
آیا وظیفه نمایندگان کاندیدا فقط حضور در محل صندوق میباشد یا در اجرا هم دخالت دارند؟
ـ خیر، وظیفه نمایندگان فقط به عنوان ناظر بوده و حق دخالت در امور اجرایی انتخابات را ندارند.
در شمارش آراء هم نمایندگان حضور دارد؟
ـ بله ناظران پس از اتمام رأیگیری نیز میتوانند حضور داشته باشند و در این خصوص نحوه لاک مهر نمودن صندوقها و چگونگی شمارش آراء به کلیه ناظران و نمایندگان مهندس موسوی در سراسر استان توسط کمیته شهرستانی ستاد انجام گرفته است.
چرا عدهای از اصولگرایان نسبت به کمیته صیانت از آراء روی خوشی نشان نداده و آن را تأیید نمینمایند؟
ـ این که کاندیداهای ریاست جمهوری و مجلس شورای اسلامی میتوانند نمایندگانی را در محل صندوقهای اخذ رأی داشته باشند در تمام انتخابات قبلی که در جمهوری اسلامی انجام گرفته وجود داشته و خود منتقدان هم که بعضاً در گذشته کاندیدای مجلس ریاست جمهوری بودهاند قطعاً چنین نمایندگان و ناظرانی داشتهاند اما این که چرا در زمان فعلی این چنین بر آشفته شدهاند و نسبت به آن آلرژی دارند باید از خود آنها سؤال شود.
شاید اصولگرایان از نام صیانت از آرا واهمه داشته باشند و آن را نپسندند؟
ـ ببینید بالاخره میبایست هماهنگ کننده و آموزش نمایندگان سر صندوقها توسط کمیتهای انجام گرفته شود و این نام برای کمیته مذکور انتخاب شده که نام با مسمایی نیز میباشد چنان چه آقایان منتقد این نام میباشند میتوانند برای کمیته ناظرین خود در صندوق نام دیگری را انتخاب نمایند.
آیا به نظر شما کمیته صیانت از آرا میتواند از تخلفات احتمالی در انتخابات جلوگیری نماید؟
ـ هیچ کس نمیتواند منکر تخلفات در انتخابات شود در هر دورهای این تخلفات بعضاً مشاهده شده که نمونه بارز آن خواب آقای کروبی و شکایت آقای هاشمی رفسنجانی نزد خدا میباشد. به ویژه در این دوره ناظران و مجریان انتخاباتی از نظر سیاسی و جناحی همفکر میباشند حساسیت کاندیداهای اصلاحطلب دو چندان شده بنابراین کمیتههای صیانت از آرا در کلیه ستادهای شهرستانی و استانی میر حسین در سراسر کشور تشکیل و بسیار منسجم و مصمم نیز به کار خود ادامه میدهند.
ریاست کمیته صیانت مهندس موسوی در مرکز با چه کسی میباشد؟
ـ جناب آقای محتشمیپور که خود سابقه وزارت کشور زمان جنگ را عهدهدار بوده و چندین انتخابات را برگزار نموده رئیس کمیته صیانت از آرا میرحسین میباشد.
رییسجمهور اصلاح میرحسین موسوی
تا روزبرگزاریانتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری یک ماه بیشتر نمانده است. اینجانب برحسب وظیفه شرعی و ملی خود لازم دیدم نکاتی را بطور اجمالی در مورد دولت کنونی و نیز دولت آینده متذکر شوم:
الف) دولت کنونی:
1ـ در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری، مردم به خاطر سیاستهای غلط، تشنه عدالت و حل مشکلات اجتماعی و اقتصادی خود بودند لذا با توجه به تبلیغات و شعارهای زیبای دکتر محمود احمدینژاد مبنی بر اجرای عدالت و دفاع از قشر ضعیف جامعه، به او رأی دادند اما متأسفانه جز شعار عدالتخواهی، چیزی نصیب مردم نشد.
2ـ در بکارگیری نیروهای کارآمد و با تجربه بسیار بد عمل شد به طوری که اکنون شاهد ضعف مدیریت در کشور هستیم که در این مورد میتوان به وزیر کشور با مدرک جعلی یا وزیر کشور با سرمایه میلیاردی اشاره کرد آیا چنین مدیرانی میتوانند در فکر قشر ضعیف جامعه باشند.
3ـ دخالت دادن مستقیم نظامیان در سیاست که خود اکنون مشکلاتی را برای کشور بوجود آورده است و اگر وضع به همین منوال پیش رود خطر جدی آینده انقلاب و کشور را تهدید خواهد کرد که این مورد میتوان به انتخاب وزیر کشور، استانداران و فرمانداران اشاره کرد. البته کسی مخالف رشادتهای این قشر نیست ولی چرا به وصیت امام (ره) در این مورد عمل نشده است؟ آیا این عملکرد با شعارهای دولت نهم یکی است؟!
4ـ تصمیمات عجولانه و بدون کارشناسی دولت نهم و شعارهای غیرواقعی و عدم صداقت با مردم، موجبات دلسردی مردم را ایجاد کرده است که نمونه بارز آن معلوم نبودن سرنوشت 300 میلیارد دلاری بودجه کشور است. بنابراین وجود کارهای مثبتی که در دولت نهم انجام شده است ولی به اعتقاد اینجانب این دولت یک کارنامه خوب نداشته است. بنابراین ایجاب میکند که مردم در فکر انتخاب یک دولت جدید باشند تا بتوانند در چهار سال آینده کشور را از این بینظمیها نجات دهد. اینجانب با اعتقاد کامل به راه امام(ره) و اندیشه رهبری به این نتیجه رسیدهام که مهندس میرحسین موسوی برای دولت جدید فردی لایق و اصلح میباشد چرا که:
ب) دولت آینده:
1ـ میرحسین در 8 سال دفاع مقدس و در بحرانیترین زمان، توانست کشور را به خوبی اداره کند.
2ـ میرحسین در سیاست داخلی و خارجی فردی معتدل بوده که در این برهه میتواند کشور را از دسیسههای داخلی و خارجی نجات دهد.
3ـ میرحسین در سالهای اخیر با عضویت در ارکان نظام مانند مجمع تشخیص مصلحت نظام از جریانات کشور مطلع بوده و مشکلات کشور و جهان را درک نموده و اکنون نیز به خاطر نجات کشور وارد صحنه اجراییشدهاستو اگر دنبالقدرتطلبیبودهمیبایست در سالهای گذشته دست به چنین کاری میزد.
4ـ میرحسین فرزند انقلاب و امام (ره) میباشد و یکی از افراد معتقد به اسلام و انقلاب و راه امام (ره) میباشد. لذا او خواهد توانست با پیروی از اندیشه امام (ره) و رهنمودهای رهبری جریانات سیاسی کشور را به دور از جناحبندیهای کاذب در خدمت کشور بسیج نماید. پس بیاییم برای رضای خدا و منافع نظام و مردم به فردی که دلسوز انقلاب و کشور است رأی دهیم و به آنهایی که در فکر منافع جناحی و شخصی خود هستند و میخواهند با عوام فریبی مردم را به طرف خود بکشند جواب «نه» بدهیم.
نقش کروبی در دوم خرداد و حقوق شهروندی (3)
قبل از هر چیز بهتر است به امنیت انتخاباتی و یا همان حقوق شهروندی که بیشترین مدافع آن حجتالاسلام مهدی کروبی میباشد بپردازم. زیرا که هنوز هستند عدهی بیشماری از شهروندان که از بردن نام کاندیدای خود وحشت دارند جالب اینجاست که اکثر اینگونه افراد، افرادی تحصیل کرده هستند: این وحشت بیشتر از جو خود سانسوری است که از طرف بعضی از حاکمان ایجاد میشود و باید به طریقی شکسته شود زیرا که نمیتوان از یک طرف به شعار آزادی یا حقوق شهروندی اعتقاد داشت و از طرف دیگر شهروندان را به گروههای خودی یا نُخودی تقسیم کرد. این گونه نه تنها برای آحاد مردم ناخوشایند بلکه استبدادآور است. جالب اینجاست که این نوع تقسیمبندیها نه تنها در جبههی اصولگرایان بلکه در جبهه اصلاحطلبان هم به گوش میرسد.
اکنون سخن نگارنده بیشتر روی سران اصلاحطلبی است که روزی شعار یا خاتمی یا هیچکس. و روزی دیگر یا خاتمی یا میرحسین و امروز یا میرحسین یا هیچکس سر میدهند. آیا با اینگونه رفتارها میتوانید سطح گفتمان اصلاحطلبی و جبهه دموکراسی خواهی را افزایش دهید. حال به خاطر پارهای از مسائل مطلب را کوتاه میکنم و به بعد از انتخابات واگذار میکنم اکنون به ماه هیجان انگیز خرداد میپردازم. ضمن گرامیداشت سوم خرداد 61 (آزادی خرمشهر قهرمان) و دوم خرداد 76 (جنبش مصادره شده اصلاحطلبی) خردادی که همراه با داد بود. دادی که همراه با فریاد بود. فریادی که همراه با بیداد بود(سقوط خرمشهر) بیدادی که ناشی از ظلم استبداد بود (خرداد 42) باز هم خردادی که همراه با یاد بود. زیرا که همگی از خرداد تا خرداد بود و از داد تا بیداد بود. با این اوصاف به جاست که دوم خرداد را مدیون کروبیان بدانیم همان کروبی که معروف به شیخ اصلاحات و پدر معنوی آنهاست همان کسی که مواضع روشن و شفافش افشاگر خوشهچینان اصلاحات گردید و امروزه مغضوب عدهای کینهتوزی که اصلاحات را به بیراهه کشانده و به نفع خود مصادره کردهاند. کروبی مخالف خودسانسوری و تقسیمبندی شهروندان به گروههای خودی و نُخودی است. کروبی هرگز از دین هزینه ابزاری نخواهد کرد و اعتبار خود را نه تنها برای اصلاحطلبان بلکه برای تمام شهروندان هزینه میکند زیرا که قدرت چانهزنی با ارکان حکومت دارد و با توجه به سابقهی مبارزاتیاش لایقترین فرد برای تکیه زدن به مسند ریاست جمهوری میباشد.
در بـازار قـدیـم چـه خـبـره؟! ساختمان رئیس یا حاجرئیس؟
پس از گذشت مدتی با دوست عزیزم که که علاقه زیادی به آثار فرهنگی و قدیمی بوشهر داشت به منظور تجدید خاطرات گذشته رفتیم به بازار قدیم تا سلامی و خاطراتی که از قدیم داشتیم تازه کنیم و چند عکس یاد ماندنی بگیریم؟!
فکر میکردیم که همه چیز مثل جلوترها، حداقل با کمی تغییر که علت گذر زمان باشد سر جای اول باقی ماندهاند، زیرا خیلی از آدمهای اهل فرهنگ و اهل هویت عقیده دارند:
ملتی پا برجا و ماندگار دست که از میراث فرهنگی خودش با چنگ و دندان نگهداری و مراقبت کند ابنیه قدیم بوشهر هم بخشی از هویت، اصالت و فرهنگ ما مردم این طرف آبه که نباید تغییر کند بلکه باید تعمیر شود، باید مرمت بشه و همان طور که زبان شیرین و قشنگ مادری نباید تغییر کند. خیالم راحت بود و خوشحال از این که میراث فرهنگی مسئولیتِ حفظ و حراست میراث گذشتگان ما را به عهده دارد. در همین حال رسیدیم به بازار قدیم، بازار ماهی فروشان معروف به بازار حاجرئیس، متوجه شدم سازمان میراث فرهنگی نیرو بسیج کرده و مشغول مرمت و بازسازی بازار است و سی تا چهل نفر کارگر و بنا که هر کدام اهل یه گوشه این مملکت هستند مشغول کارند و خدا وکیلی همه خیس عرق و جا دارد که یه خداقوتی مخصوص به آنها بگویم و دور از انصاف است که سازمان میراث فرهنگی را کم رنگ پنداریم و از این که در فکر بافت و معماری قدیم بوشهر هستند تشکر کنیم الحق خدا قوت و منهم که فیس میدادم، ببین سازمان میراث چقدر تو فکر آثار فرهنگی ماست و در حالی با دوستم در بازار قدم میزدیم متوجه شدم، دوستم حیران مانده. اما هر چه جلوتر رفتیم خودم هم از او حیرانتر شدم زیرا همه چیز فرق کرده بود انگار بازار، نه بازار قدیمی است.یه بازار جدیدن اصلاً انگار بازار نبود، شیر بود، یه شیری که نه یال داشت و نه کوپال.
پنجرههایی که قبلاً تو کوچه باز میشدند تا با خواص فیزیکی به وجود آمده همه جا را بادگیر کند و آن نفسِ قدیم خود را تازه و دلپذیر نگه دارد همه با سنگ و سیمان بسته بودند، یعنی از پنجرهها که نماد معماری بوشهر قدیم خبری نبود، نگاه سقف کردم دیدم که از تیرهای چوبی قدیم (چندل) خبری نیست دیدم از بیلیوها هم (حصیر روی چندل) … با خودم گفتم خدایا این جا کجان؟ سقف بازار، یاسقف کپر، همه چوب چهار تراش و لوح روسی؟! که با سیم و آرموتور بهم متصل شده بودند متوجه شد که من هم متحیرم، انگار میخواست یه چیزی گفته باشد آقای … قرن بیست و یکمین دنیا عوض شده، گفتم نه رفیق این بازار معرف معماری و جغرافیای قدیم شهر ماست، اگر یه تازه واردی بیاد و از یه بوشهر نسل امروز بپرسد زمان قدیم تو گرمای 50 درجه آب و اجداد شما چه جوری این جا زندگی و کاسبی میکردن او چه باید بگه؟ او چقدر باید توضیح بدهد؟
بازار و هنر معماری از بین رفتهی بازار، خودش باید معرف غنای فرهنگی ما باشد نه این که ما با توضیح و ایما و اشاره بگیم که این معماری چه خواصی داره میدانم قلم فرسایی میکنم. اما دلم گرفت، در همین حال دوستم به خاطر آورد چند سال پیش در کشور قطر متوجه شدم لنجی که از بوشهر آمده بود پر از دربهای قدیمی، هلالهای رنگی، اوریسهای منحصر و چندل بود، که توسط آدمهای سود جو به قطر فروخته شده بود تا عربها با مصالح غارت شده بافت قدیم بوشهر به زور برای خودشان هویت بسازند و عرض اندام کنند. حالا که وضع بازار قدیم بوشهر میبینم دلم میخواد گریه کنم و فریاد بزنم: مسئولین محترم زحمت کش، شما که سالهاست مسئول حفظ و حراست میراث ویران شده فرهنگی این منطقه به عهده دارید بهتر نبود با مشورت مردم و یا چند ریش سفید اهل فرهنگ و اهل فن، دست به مرمت و نوسازی بازار میزدید؟!
آیا فکر نمیکنید که یک روزی باید پاسخگو این همه تغییر و اعمال سلیقه باشید؟ به جوانترها میگویم این بازاری که شما میبینید شاید یک دهم بازار قدیم بوشهر هم نیست و این چیزی که در همین یک دهم میبینید هم متأسفانه کاملاً با سلیقه شخصی دستاندر کاران ساخته شده که بسیار از حقیقت و اصالت به حاشیه کشانده شده است. با خیلیها راجع به وضعیت فعلی این بازار گفتگو کردهام و اکثر قریب به اتفاق آنهایی که علاقه به فرهنگ و میراث گذشتگان دارند در این وضع بسیار ناراحتند در این باورند که اعمال سلیقه تا حد تغییر دادن میراث فرهنگی یک ملت گناهیست نابخشودنی و این به آن معنی نیست که یک شبه به وجود آید که مردم خوب ما قدر تلاش و زحمات شما ندانند، مراد این است که تا به حال چقدر به خواست همین مردم قدرشناس اهمیت دادهاید؟ این درست است که شما مسئول حفظ و حراست میراث فرهنگی به عهده دارید اما صحیح نیست که هر کاری که دستان بخواهد انجام دهید و به خواست مردم توجه نداشته باشید و با دل پر دردم از این بازار؟! که گرچه 1 بازار نبود فرار کردم و با مرور خاطرات گذشته خودم را تا خانه حاج رئیس رساندم و حیرت آورتر این که آن جا آن قدر چوب روسی به جای چوبهای ساج به کار رفته بود که احساس کردم خونه روسیه تزار است نه خونه حاج رئیس.
تاریـخ بوشهـر
قسمت دوازدهم
تقدیم به : پروفسور ایرج نبیپور
با وجود این، در خلال پایان سال 1757 و آغاز سال 1758 به مدت هفت الی 8 ماه مسیر بین شیراز و اصفهان به دلیل جنگ بین محمدحسنخان قاجار و کریمخان زند بسته بود و در آنجا تجارتی صورت نمیگرفت. گفتنی است میرمهنا در ژوئیه 1758، با پایمردی یکی از صاحبمنصبان متنفذ کریمخان، محمدبیگ خورموجی، که با خواهر میرمهنا ازدواج کرده بود، از اسارت آزاد گردید. ضمناً چون میرمهنا قول داده بود که مبلغی را پرداخت کند، از اسارت آزاد و دوباره به عنوان حکمران بندر ریگ، منصوب گردید.
میرمهنا به محض مراجعت به بندر ریگ، برادر ناتنیاش میرعلی و دو نفر از عموزادههایش را به قتل رسانید. گذشته از این، او با هلندیها از درِ دوستی در آمد که آنها نیز به او پاسخ مثبت داده و رفتاری دوستانه در پیش گرفتند.204
چون حملات میرمهنا، از جمله حمله به سران همجوار، فزونی گرفت، لذا شیخ نصر بوشهری همراه با سایر سران دشتستان در اوت 1760 متحد گردیدند تا به بندر ریگ هجوم آوردند. با وجود این، نارضایتی بین آنها به چشمپوشی از این حملهی طرحریزی شده، منجر گشت.
چون اکنون میرمهنا با تمام همسایگانش گرفتاری پیدا کرده بود، بنابراین او در حوالی بندر ریگ مستقر گشت.205 این جنگ و جدلها بر سایر بخش های خلیجفارس هم تأثیر گذاشت.
میرمهنا کماکان به رایزنیهای خود ادامه می داد و کاروانی به ارزش مبلغ 20.000 روپیه را ضبط و مصادره کرد. میرمهنا به دلیل این که ثروتمند شده بود جسارت بیشتری یافت و توانست به نحوی کارساز فعالیتهای تجاری بین شیراز و بوشهر را متوقف ساخته و حکمران بندر دیلم را شکست دهد. ضمناً شیخ سعدون بوشهری قادر به مداخله نبود، زیرا بین او و شیخ سلمان، شیخ قبیلهی بنیکعب، جنگ در گرفته بود.206
جنگ بنیکعب با همهی همسایگانش
کعب قبیلهای است عربی که در قرن16 از منطقهای واقع در ملتقای دجله و فرات به طرف قبّان "QOBBAN" کوچ کرده و آنگاه در انتهای حکومت نادرشاه به جنوب خوزستان به راه افتاده و دورق را مرکز خود قرار دادند. با وجودی که قبیلهی کعب در گذشته مالیات خود را هم به مقامات عثمانی و هم به مقامات ایرانی میپرداختند، معالوصف آنها در میانهی قرن 18 ـ اگر نگوییم زودتر ـ از پرداخت آن دست کشیدند. لذا همین غفلت بود که کریم خان زند را وا داشت تا از شیخ سلمان ـ مانند سایر رؤسای مناطق واقع در ایالت فارس ـ باج و خراج دریافت کند. او در جنگ بر سر جانشینی، که بعد از مرگ نادر در گرفت، پیروز شده بود و بنابراین در نظر داشت تا تمامی قلمرو سابق صفوی را دوباره تحت انقیاد و خراجگزار دولت مرکزی، در شیراز، در آورد. به همین منظور او در سال 1757 قلمرو قبیلهی کعب را مورد تاخت و تاز قرار داد. کعبیها نیز قلعهشان را در دورق تخلیه کرده و سرزمینهای خود را به زیر آب بردند. کریمخان که به مدت سه ماه معطل شده و نتوانسته بود از آن آبراه عبور کند، مجبور گشت که با مرض طاعون هم دست و پنجه نرم کند که در ارتش او شیوع یافته بود. لذا او با شتاب فرمان عقبنشینی صادر کرد و توپخانهاش را پشت سر گذاشت، که به دست کعبیها افتاد.207 این حمله موجب شد تا شیخ سلمان یا سلیمان شیخِ ارشد کعبی ها، بیشتر یک سیاست نگاه به بیرون ـ اگر نگوییم توسعه و گسترش ـ در پیش گیرد.
کعبی ها جدا از تمرّد از فرمانروایان خود (آنها در سرزمینی میزیستند که هم عثمانی و هم زندیه مدعی مالکیت آن بودند) و دلهدزدی از مسافران در دریا و در خشکی در فوریه 1761 با چهار فروند گالیوات مذبوحانه کوشیدند تا بحرین را به اشغال در آورند. لذا آنها به جز چند فروند شناور که توانسته بودند آن را بربایند، دست خالی برگشتند. بنابراین شیخ سعدون بوشهری، که بر بحرین حکم میراند، با کمک متحدین خود، عتوبهای ساکن در کویت، به تلافی این اقدام کعبیها، با یک فروند شناور جنگی، سه فروند گالیوات و 30 فروند انواع شناور دیگر، سرزمین کعبیها را مورد حمله قرار دادند.
زمانی که این نیرو اروندرود را به محاصرهی دریایی در میآورد، چهار فروند گالیوات متعلق به شیخ سلمان مصبِ اروندرود را از طریق دهلیز دیگری ترک کرد و به بوشهر هجوم آورد. آنها دو فروند کشتی را که در لنگرگاه بیرونی مستقر بود به زیر آتش گرفتند و چند تایی را هم ضبط کردند.
آنگاه آنها بی هیچ مانعی به پایگاه خود مراجعت کردند. از این روی شیخ سلمان میتوانست روندِ جنگ را به بنبست بکشاند، بنابراین علیآقا، متسلم بصره، در صدد بر آمد تا بین گروههای متحارب، صلح به وجود آورد.
شیخ سلمان به او پاسخی تفرعنآمیز داد و متسلّم را چنان بر آشفت که او به هواداری شیخ سعدون برخاست.
بنابراین زمانی که سلیمان پاشا به علی آقا دستور داد تا مالیات کعبی ها را وصول کند، او از راه خشکی و از طریق قبان با قشونی عظیم به دورق هجوم برد و شیخ سلمان را در مقرّش در پایان ژوئیه 1761 به محاصره در آورد. افزون بر این علی آقا از نماینده ی شرکت هند شرقی انگلیس «EIC»، دوگلاس، درخواست کرده بود تا با کشتی جنگی سوالو «swallow» به 14 فروند ترانکی اش یاری رساند، که او نیز با آن موافقت کرد.
با وجود این، موقعی که این شناور وارد دورق گردید نیروهای عثمانی در 30 سپتامبر 1761، به دلیل این که با دادن پیشکش به سلیمان پاشا آن ها را خریده بودند، دست به عقب نشینی زدند و درست «زمانی که چیزی نمانده بود که قلعه او به دست علی آقا سقوط کند»، سردار ارتش عثمانی و نیز کشتی سوالو، به بصره برگشتند.208
این جنگ در سایر بخشهای خلیجفارس هم دارای بازتابهایی بود، گفتنی است میرمهنا، بعد از این که سام خان در 21 ماه مه 1761 به محاصره بندر ریگ خاتمه داد، چپاولگریهایش را آغاز کرد. او در آن زمان نه تنها قاید حیدر، حکمران گناوه، را تحت فشار قرار داد، بلکه دو کاروان پربار، حامل محموله ای به ارزش بیست هزار روپیه نیز در مسیر بوشهر ـ شیراز به غنیمت گرفت. در نتیجه این پیروزی میرمهنا ثروتمند شده بود و می توانست مواضع خود را استحکام بخشد. تعداد چپاولگری های میرمهنا فزونی گرفت و به افراط کشیده شد طوری که در خلال تابستان 1761 هیچ کاروانی در مسیر بوشهر ـ شیراز، تردد نمی کرد و اگر این روند ادامه می یافت تأثیری منفی بر تجارت می گذاشت. شیخ سعدون بوشهری به دلیل جنگ با بنوکعب به تنهایی قادر نبود از مسیرهای بوشهر حفاظت کند. سران عمده دشتستان در این مورد مداخله نکرده و اجازه می دادند که میرمهنا بدون مزاحمت، اعمال چپاولگرانه اش را ادامه دهد. کریم خان هم به رغم این که شایع شده بود که می خواهد قشونی را اعزام کند مع الوصف اقدامی به عمل نمی آورد، از این روی میرمهنا بسیار دلگرم و بی باک شده بود. با وجودی که او گالیوات هایش را در بندر ریگ مستقر ساخته بود، اما می کوشید بداند تا چه مقدار می تواند پیش رود. در سپتامبر 1761 او تعدادی از شناورهای کوچک ترش را به دریا فرستاد که توانستند دو فروند شناور غیرمسلح بوشهری را به دام اندازند. از دیگر پیروزی های میرمهنا شکست دادن حکمران دیلم بود که برای مدتی، بنا به درخواست شیخ سلمان، رئیس قبیله ی بنوکعب، در خارک پناهنده شده بود.209
علی رغم کشمکش با کعبی ها، بوشهر از نزدیک اقدامات میرمهنا را زیر نظر داشت. شیخ سعدون به محض این که از حمله ی میرمهنا به هلندی ها، در مارس 1762، مطلع گشت، حتا بی آن که از او درخواست کمک کرده باشند، ناوگانی متشکل از 10 فروند شناور و به استعداد 350 نفر سرباز، به فرماندهی برادرش شیخ غیث به خارگ اعزام کرد ـ که در روز 6 آوریل وارد آن جزیره گردید. قاید حیدر، حکمران گناوه با 100 سرباز و شیخ علی بن حسین، حکمران چارک با 50 ملوان ـ که هر دو، دشمنان میرمهنا بودند ـ این نیروی کمکی را همراهی کردند. آن گاه شیخ سعدون خود نیز با یک فروند شناور بسیار مجهز جنگی، به آن ها ملحق گشت تا همراه با هلندی ها، ضربه ی نهایی را به میرمهنا وارد آورد. نیروی بوشهر در ماه مه 1762 در حالی که مبلغ 377733 فلورانس هلندی برای خود و نیز پیشکشهایی برای شیخ سعدون دریافت کرده بود، آن جا را ترک کرد.210
در ماه مه 1762، شیخ سلمان از اوضاع بصره، به دنبال مرگِ سلیمان پاشای بغداد، به نفع خود بهره برداری کرد و با این بهانه که می خواهد از تجار عازم بصره حفاظت کند، اروندرود را محاصره دریایی کرد.
در واقع او می خواست مستقل شود و تجارت بصره را به قبّان و دورق، واقع در قلمرو خود، سوق دهد. کمپانی هند شرقی انگلیس «EIC» گزارش کرده بود که: «شیخ سلیمان با گالیوات هایش رودخانه بصره را محاصره کرده و اعلام نموده که به هیچ شناوری اجازه نخواهد داد در آن تردد کند.» گالی (نوعی قایق بادبانی) های کهنه و بی تحرک عثمانی متحد نبوده و نمی توانند مانع از مداخله در تجارت شوند. شیخ سلمان برای تحکیم مواضع خود از هلندی ها در خواست کرد تا برای میانجیگری و برقراری صلح با شیخ سعدون شخصی را نزد او گسیل دارند. هلندی ها هم به خاطر نفوذ شیخ سلمان، دستیارِ ارشدِ شرکت تام را به قبّان اعزام کردند که او از عهده ی این کار برآمد. تام برای این که مذاکرات صلح بین دو طرف به مرحله ی نهایی رساند عازم بوشهر هم گشت. بنابراین، به دنبال برقراری صلح فعالیت های تجاری دوباره از سر گرفته شد زیرا تا آن هنگام هیچ شناور بوشهری جرأت نمی کرد رهسپار بصره گردد.211
شیخ سعدون بابت صلح با شیخ سلمان بسیار خرسند گردید زیرا او به دلیل اقدامات چپاولگرانه میرمهنا تحت فشار قرار گرفته بود. در فوریه ـ مارس 1763 م، درست زمانی که قرارداد صلح در شرف انعقاد بود، میرمهنا سه بار بوشهر را مورد هجوم قرار داد اما او از اشغال بوشهر ناکام ماند که موجب تحکیم و تقویت مواضع شیخ سعدون شد.212
بنابراین، درست در همین موقع بود که کمپانی هند شرقی انگلستان «EIC» تصمیم گرفت یک تشکیلات تجاری «Factory»، در بوشهر راه اندازی کند.
ایرانجوان؛ نه جوان بود و نه ایرانی!!!
هفته گذشته پس از شکست تلخ ایرانجوان مقابل کاوه تهران و بازماندن از راهیابی به لیگ دسته اول کشور دوست عزیزم آقای غریبی ـ دبیر سرویس ورزشی نصیر ـ گفت این هفته به دلایل شکست ایرانجوان میپردازیم... مطلب هفته قبل را پیرامون شاهین تلاش و رسیدن به لیگ برتر آماده کرده بودم و فرصتی نیز پیش آمده تا به دلایل عدم صعود ایرانجوان بپردازیم.
روزی که برانکو اصرار به حضور علی دایی در مسابقات جام جهانی به عنوان نوک حمله تیم ملی ایران داشت متأسفانه اکثر قریب به اتفاق مردم علی دایی را نکوهش میکردند که آیا او باید در چنین مسابقات بینالمللی در تیم ملی ایران بازی کند و آیا وقت خداحافظی او نیست. حتی "عادل فردوسیپور" روشنترین ژورنالیست ورزش نیز به دلایل کل کلهای لفظی که با علی دایی در برنامه نود پیدا کرده بود در پایان دیدار ایران، پرتغال با لحنی تمسخرآمیز گفت خداحافظ آقای دایی و ....
گر چه استفاده از برانکو نیز بیرحمانه و ناشی از موج ایجاد شده و افزایش سطح توقعات بود ولی حالا که تیم ملی در بازیهای مقدماتی جام جهانی شانس کمی برای صعود دارد قدر آن مربی را بهتر میدانیم که بازی آخر مقابل ژاپن تشریفاتی برگزار شد.
در دلایل عدم موفقیت ایرانجوان به دو پرسش اساسی پاسخ میدهیم و مخاطب خود قضاوت خواهد نمود.
اول اینکه: آیا ناصر ابراهیمی دلیل عدم موفقیت ایرانجوان بود؟
دوم اینکه: اگر پاسخ گزینه اول آری است چه کسانی ابراهیمی را آوردند؟
از اینکه ناصر خان ابراهیمی مربی پر آوازه بزرگ و پیشکسوتی بوده حرفی در آن نیست ولی در اولین مصاحبهای که با او داشتیم وقتی صحبت از حضور در ایرانجوان میپرسیدیم چند پاسخ ضد و نقیض عنوان میشد که کمی سؤال برانگیز بود؟!
1ـ من به عشق ایرانجوان به بوشهر آمدم! آیا ایرانجوان را قبل از این میشناختی یا سابقه بازی در این تیم داشتی و یا...
2ـ اگر ایرانجوان را به لیگ دسته اول نیاورم از فوتبال خداحافظی میکنم! که نیازی به توضیح اضافی ندارد.
3ـ تأکید ناصرخان در مصاحبه این بود که من مربی پروین، قلعهنویی و عابدزاده و ... بودهام. آیا بابی را بسون، یوهان کرایوف پایهگذار سیستم هجومی بارسلونای کنونی و سایر مربیان بازنشسته هم اکنون ادعایی اینگونه دارند.
چه کسانی ناصرخان را آوردهاند؟ از آنجا که تنها حضور ناصرخان در رأس کادر فنی ایرانجوان از عوامل ناکامی این تیم محسوب نمیشود به آورندگان ناصر خان نمیپردازیم!!!
اما مهمترین سؤال مطروحه این است که آیا ساختار باشگاه ایرانجوان آماده جهش به لیگ دسته اول بود؟!
نام باشگاه ایرانجوان خود نکاتی را به همراه دارد. 1ـ جوان بودن
2ـ ایرانی بودن
آیا نیروهای متخصص جوان جویای نام در تصمیمگیریهای باشگاه دخیل بودهاند، با احترام خاصی که برای تمام اعضاء هیأت مدیره محترم باشگاه ایرانجوان داریم ولی آیا ورود نسلی جدید، با تفکراتی جدید در رأس باشگاه بیش از پیش لازم به نظر نمیرسد؟
گر چه در مورد مدیرعامل فصلآینده حرفهایی از کوچه و بازار به گوش میرسد ولی آیا با انتخاب گزینه فوق ساختار باشگاه ایرانجوان متحول، و برپایه مدیریت علمی بنا نهاده خواهد شد؟
به امید موفقیت
دکتر رضوی: یقین دارم که شاهین صعود خواهد کرد
اشاره: 5 خرداد ماه 88 در ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر بعد از پایان تمرین شاهین پارس جنوبی بوشهر در مورد وضعیت شاهین در این فصل و حضور در لیگ برتر با "دکتر سیدعبدالجلیل رضوی" مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی همکلام شدیم که صحبتهای ایشان پیش روی شماست:
نصیر: آینده شاهین پارس جنوبی را چگونه میبینید؟
ـ به نام خدا با عرض سلام خدمت خوانندگان هفتهنامه نصیر، خوشبختانه در حال حاضر تیم شاهین پارس جنوبی شرایط خوبی دارد،تیم یکدست و خوبی داریم هم کادر فنی و هم ورزشکاران دارند زحمت میکشند ما هم توصیه کردیم که این انسجام و وحدت را حفظ کنند، طی این دو سال که وارد عرصه فوتبال شدیم نگاه ویژهای داشتهایم آمدیم با یک سرمایهگذاری منطقی باعث افتخار استان بوشهر شویم، مردم حق دارند که یک تیم قوی در لیگ برتر داشته باشند، البته کار سختی است همه تلاش میکنند که صعود بکنند اگر مردم همین طور به حمایتهای معنوی خودشان ادامه دهند، من یقین دارم که شاهین صعود خواهد کرد، تا کنون لطف خدا شامل حال ما شده از رسانهها و مطبوعات محلی استان تشکر ویژه دارم امیدوارم در این دو هفته پایانی همین گونه حامی تیم شاهین پارس جنوبی باشند تا ورزشکاران این باشگاه مایه افتخار استان شوند
نصیر: اگر شاهین لیگ برتری شود برنامهای برای تیم دارید؟
ـ حتماً در لیگ برتر باید تیم تقویت شود چه از منابع انسانی و چه غیره با استفاده از مشاورین با تجربه با حفظ کادر فنی و بازیکن فعلی در پستهایی که کمبود داریم یارگیری میکنیم و دوست داریم در لیگ برتر مدعی باشیم نه زنگ تفریح، طرح و برنامه خوبی با مشاوره از کارشناسان خبره داریم که سر وقتش اعلام میکنیم.
محمد ایروانچی ـ بازیکن سابق ایرانجوان بوشهر: آنها که امتحان پس دادهاند، باید بروند
نصیر: نظرتان را در مورد باشگاه ایرانجوان بوشهر میگویید؟
ـ ایرانجوان یک باشگاه مردمی میباشد و سالهای زیادی است که دارد در کشور رقابت میکند، ولی متأسفانه علیرغم شایستگیهایی که داشته نتوانسته به ردههای بالاتر لیگ صعود کند و در جا زده است، ایرانجوان در سطح کشور هواداران زیادی دارد ولی نتوانسته جایگاه بهتری برای خودش به دست بیاورد، این جایگاه فعلی دسته دوم در شأن این باشگاه پر قدمت نیست، در ایرانجوان چیزی که به خوبی اجرا میشود تغییر مدیریت است که این جابهجاییها دردی از این تیم دوا نمیکند، به چه دلیل علی وزیری بر کنار کردند کارنامه ایشان مگر بد بود درد جای دیگری است، مدیرانی که تاکنون در ایرانجوان بودهاند دستشان بسته بوده، نمیگذارند آزادانه تصمیم بگیرند، در ایرانجوان ریشهیابی صورت نمیگیرد تنها چیزی که مد شده بعد از هر نتیجه نگرفتن مدیرعامل عوض میکنند و نقاط ضعف و تاریک تیم بدون این که ریشهیابی شود پوشانده میشود، وقتی مدیرعامل برکنار میگرد. باید تمامی کادر فنی حتی تدارکات نیز از ایرانجوان بروند ولی هر سال همان آش است و همان کاسه، کسانی که به هر دلیل عامل نتیجه نگرفتن باشگاه بودهاند دوباره در پستهای دیگر حضور پیدا میکنند و همان نفرات در سال بعد در نتایج نه چندان جالب ایرانجوان شریک هستند، بهتر است در ایرانجوان بعد از اخراج "مدیرعامل" خانه تکانی اساسی صورت بگیرد، درست است مجید رجبی خیلی به درد ایرانجوان خورده ولی وی نیز در این شرایط فعلی مقصر است.
نصیر: به چه دلیل در باشگاه ایرانجوان بوشهر از تجربه پیشکسوتان استفاده نمیشود؟
ـ بهتر است این سئوال را از مدیران ایرانجوان بکنید، آنها باید در این زمینه جوابگو باشند. اکثریت پیشکسوتان ایرانجوان از باشگاه خود رانده شدهاند از جمله خود بنده، ما یک ریال از ایرانجوان نخواستهایم فقط در حدی که کمک حال باشگاه خود باشیم ولی تا امروز همین کمک هم از ما خواسته نشده، در باشگاه ایرانجوان کسانی هستند که نمی خواهند قدیمیها برگردند چون حتماً جای آنها تنگ خواهد شد، مسئولین ایرانجوان بزرگانی هم چون نادر اقدام، عبدالرحیم فرهوشی، مهدی نیکفر، را فراری دادهاند، تا زمانی که دیدگاه مسئولین ایرانجوان همین گونه بسته باشد به جایی نخواهند رسید "عبدالرحیم خرمزی" تناقض گویی میکند یک جا میگوید ایروانچی خودش رفته و یک جا هم میگوید اصلاً باشگاه وی را نمیخواست، امیدوارم این بلایی که بر سر ماها آوردند سر علیرضا درویشی نیاورند.
نصیر: انگار دل پر دردی از باشگاه ایرانجوان دارید؟
ـ شما با هر کدام از پیشکسوتان ایرانجوان صحبت بکنید همین حرفها را خواهند زد، ای کاش یک تشکر خشک و خالی از ما کرده بودند که 15 سال از جوانی خود در این باشگاه سپری کردیم امثال من را از باشگاه ایرانجوان دور کردند همین طور که هواداران قدیمی ایرانجوان را فراری دادند، کجا رفتند هواداران ایرانجوان، با این شرایط که پیش آوردند شاید در سالهای آینده نامی از ایرانجوان باقی نماند.
نصیر: پس فکر میکنید در باشگاه ایرانجوان باید تغییراتی اساسی صورت بگیرد؟
بله ـ وقتی تیم با آن همه هزینه نتیجه نمیگیرد باید همه بروند حتی آبدارچی تیم، در باشگاه ایرانجوان باید جهاد صورت بگیرد، امتحان پس دادهایی که "رفوز" شدهاند همه باید بروند، از باشگاه شاهین باید الگوبرداری کنند آنها چه کار کردند که به این موفقیتها دست پیدا کردهاند و حالا در شرف آمدن به لیگ برتر میباشند.
نصیر: دیدگاهتان را در مورد ناصر ابراهیمی میگویید؟
ـ ما در بوشهر مربیان بزرگی همانند سرهنگ معماری داریم که نگذاشتند کار کند، ما از ریشه خراب هستیم اگر میخواستیم یک مربی بزرگی بیاوریم باید با دید بازتر و عملکرد بهتر و تحقیق بیشتر آن گزینه را انتخاب میکردیم نه با چشمان بسته این پیرمرد را آوردیم، ایرانجوان روی چه شناختی ابراهیمی را آورد، واقعاً وی طی همین سالها کارنامه خوبی داشته دو فصل قبل بود که هپکو اراک را سقوط داد، وقتی به دنبال آوردن مربی بزرگ هستیم پای یک مربی به فوتبال بوشهر باز کنیم که دارای کار نامه خوبی باشد نه از مربیان بومی خودمان بدتر باشند، فصل به پایان رسید شما چه فوتبالی از تیم ایرانجوان دیدید نه تاکتیک و نه برنامهای در پایان فصل فقط هزینهای روی دوش تیم گذاشت و رفت پیکارش، مگر نه همین "حمید کللیفرد" دارد شاهین را لیگ برتری میکند و هر جا هم بوده تیمهای خوبی داشته ولی در ایرانجوان یک نیم فصل نتوانست مربیگری کند به چه دلیل چه کسانی میخواهند جوابگو مردم باشند، ابراهیمی ناموفق بود پولش هم گرفته رفته جواب دل شکسته هواداران ایرانجوان چه کسانی خواهند داد.
نصیر: در صعود نکردن تیم چه کسانی مقصر میدانید؟
ـ وقتی یک تیمی صعود نمیکند همه مقصر هستند، از آبدارچی تا مؤسس باشگاه ولی مردم باید بدانند که مقصر اصلی چه کسانی هستند، به مردم معرفی شوند و از ورزش کنار گذاشته شوند، ما چرا در هیأت مدیره باشگاه از مدیران استان استفاده نمیکنیم مدیرانی که عاشق ورزش هستند همانند "دکتر منفرد"، "مهندس منتظری" در جهاد کشاورزی و یا "محتشم" مدیر کل استاندارد و تحقیقات. چرا ما از این مدیران دعوت به همکاری نمیکنیم؟ از کسانی که ورزشدوست هستند کمال استفاده نمیشود. چرا به یک تعداد که امتحان پس دادهاند دل میبندیم که با تفکر سنتی خود فوتبال بوشهر را نابود کردهاند و فوتبال را به تباهی بردهاند.
و اگر صحبت خاصی باقی مانده بفرمایید؟
ـ ضمن تشکر از هفتهنامه نصیر بوشهر که مرا به این گفتوگو دعوت نمود، آرزوی موفقیت دارم برای باشگاه شاهین بوشهر و امیدوارم که مجوز حضور در لیگ برتر به دست بیاورند و جا دارد که از حمایتهای بیدریغ "دکتر منفرد" رییس سازمان جهاد کشاورزی استان بوشهر و "مهندس منتظری "سپاسگزاری کنم که باعث شدهاند مجموعه جهاد در زمینه ورزشی به اهداف خود برسند و با تأسیس کمپ ورزشی که به زودی افتتاح خواهد شد تمامی جهادگران عزیز به ورزش گرایش پیدا کنند.
تنگستانی ناکام ماند و ناکام سفر کرد
قبل از هر چیز جا دارد از هفتهنامه نصیر که به نوعی میزبان این حقیر و همشهریانم بوده صمیمانه سپاسگزار باشم. این دوستان صمیمی که بیشترین زحمت را تقبل میکنند تا بتوانیم بر خوان کرم آن دریا دلانِ خونگرم میهمان باشیم و خاطرات و دل نوشتههایمان را در قالب دستان شما به یادگار نقش کنیم. قصد و نیت قلم فرسایی ندارم از اصحاب رسانه نیز نیستم فقط مهربانی دوستان مرا واداشت تا در زمینههای مختلف اجتماعی از یاران، دوستان و همشهریانی که به نوعی از یادها فراموش شدهاند و ایامی برای بندر خوبم "گناوه" منشأء خدماتی بودهاند یادی نمایم. به گرمی میفشارم دستان عزیزانی را که در این راه یاریم مینمایند و از عکسها و یاداشتها و داشتههای عملیشان بهرهمندم میکنند. در دفتر خاطرات ذهن بندر آبی پوشم که پر از یادهای سرخ و سبز است، نام جوانی ناکام به چشم میخورد که جا دارد در این شماره از او یادی نمایم تا دوستان باز هم نیکیهایش را بستایند و یادش را گرامی بدارند. مرحوم "ماشاا... تنگستانی" جوانی پرشور، پرانرژی، صمیمی ، بشاش و خندهرو خدمتگزار و دوستداشتنی وی از اهالی ورزش بود، از تیمهای محلی کوی نوروزآباد فوتبال شروع کرد و با مربیگری در باشگاه آزادی به پایان رساند.
دستانی داشت هم توپگیر در دروازهی تیم آزادی، هم سخاوتمند و مهربان در تمام اموری که در سطح شهر گناوه برای دوستان و همشهریان از وی بر میآمد. علاقمند بود به کارهای فرهنگی و مذهبی به نوعی در مراسمهای عزاداری سیدالشهدا حسین بنعلی(ع) در سطح شهر دخیل بود. مسجد جامع، حسینهی معتمدی و هر کجا که از وی کمکی در برپایی مراسم مذهبی خواسته میشد حاضر بود و خستگی ناپذیر . همیشه در ذهن و اندیشهاش فکر و طرحهای تازهای بود که میخواست به اجرا درآورد. همان روزی که حکم ورزش همگانی شهر را دریافت کرد در یک سانحهی تلخ جادهای جان به جان آفرین تسلیم کرد و شهر «گناوه» را به غم نشاند. تنگستانی از دیار ما رخت بر بست، اما خاطراتش و رفتارش همیشه در اذهان مردم جاری خواهد بود، وی برای پیشرفت ورزش گناوه زحمات زیاد متحمل شد و عاشقانه و خستگیناپذیر ادامه میداد و مطمئن بود روزی این تلاشها ثمر خواهند داد. جا دارد برای شادی روحش صلواتی بفرستیم و یادمان باشد از این دوستان هرازگاهی یادی نماییم تا خدمات ارزندهشان به فراموشی سپرده نشود. یادمان نرود مرحوم "ماشاا... تنگستانی" همیشه از اولین افرادی بود که برای برگزاری، گرامی داشتها ، یادمانها،مجالس یاد بودها، برگزاری جامهایی به یادمان دوستان سفر کرده پیش قدم بود و جلودار، یادمان باشد حتی در مجالس سرور نیز وی پیش قرآول بود که محفل شادی دوستان نیز به بهترین شکل برگزار شود اما صد حیف که خود ناکام ماند و ناکام سفر کرد یادش گرامی و راهش پر رهرو باد.
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و نود و هشتم
بوشهر
23 فوریه 1908
1ـ اوضاع آشفته و نابسامان بین دالکی و کنارتخته واقع در مسیر بوشهرـ شیراز، تأثیری بسیار زیان بار بر تجارت داشته است. تجار محلی که معمولاً با سرمایهی خارجی تجارت میکنند بسیار آسیب دیدهاند و تراکم کالا در گمرک ـ که احتمالاً علتش کمبود وجه نقد برای ترخیص کالاهای جدیدالورود است ـ اوضاع را وخیمتر هم خواهد ساخت.
2ـ وزیر امور مالیه به انجمن محلی تلگراف کرده که آنها میتوانند سیاههی دخل و خرج حکومتی را از حکمران درخواست کنند. از این رو انجمن از دریابگی خواستار ارسال سیاهه دخل و خرج گردید و او هم به دلیل اینکه دراینباره دستوری از تهران دریافت نکرده، از انجام این خواستهی انجمن سر باز زده است.
3ـ سرانجام حکمران در روز بیست و دوم با شناور توپدار پرسپولیس رهسپار بنادر سفلای خلیجفارس شد، که مدتها قبل وعدهی دیدار از آنجا را داده بود. اوضاع بنادر فوق اصلاً رضایتبخش نیست. حکمران در حالیکه موسیو واگنر ـ مدیر گمرک ـ او را همی میکرد تعداد 50 نفر تفنگچی هم با خود برد. مدیر گمرک با کمک عالیجناب حکمران در نظر دارد در چابهار، گواتر و غیره ـ بنادری که رؤسای بلوچ، حضور مقامات گمرک را در آنجا برنمیتابند ـ دوباره اداره گمرک تأسیس کند.
4ـ حکمران موفق نگردید سربازان را متقاعد ساخته تا از تحصن دست کشیده و او را در این سفر همراهی کنند. او مبلغ 1000 قران جهت تقسیم بین 50 نفر سرباز پرداخت کرد اما مبلغ یاد شده به او پس داده شد. سربازان هنوز هم در انجمن محل به بست نشستهاند.
5ـ آقای کرت جونگ، نمایندهی تجاری آلمان، در روز 18فوریه در حالیکه تعدادی سوار ایرانی او را همراهی میکرد، از طریق مسیر شیف رهسپار شیراز گردید. او قصد دارد بعد از اقامتی کوتاه در شیراز به بوشهر مراجعت کند.
اِ.پی.تری ور
معاون اول نمایندگی سیاسی خلیجفارس (مسؤول امور جاری)
بوشهر
یک مارس 1908
1ـ گزارش شده است که صمصامالسلطنه وارد کنارتخته شده و موفق گردیده است در مسیر بوشهر ـ شیراز، نظم برقرار کند.
2ـ هیچگونه جلسات انجمن محلی تشکیل نشده است زیرا ظاهراً مردم با هرگونه نوعآوری مخالفند.
3ـ فرماندهی سابق سربازان ـ که در انجمن محل به بست نشستهاند ـ در پاسخ به نامهی آنها اظهار داشته که در نظر دارد برای رسیدگی به دعاوی آنها هر چه زودتر وارد بوشهر شود.
4ـ مدیر گمرکات در پاسخ به اعتراض انجمن تجارت موافقت کرده است که مدت 14 روزه انبارداری ـ که مالالتجاره بدون پرداخت انبارداری در انبارها و محوطهی گمرک نگهداری میشود ـ به طور موقت به مدت 7 روز تمدید کند. همچنین اظهار تمایل نموده که اگر تمدید بیشتری هم مورد نیاز باشد با تجار وارد مذاکره خواهد شد.
5ـ در شب بیست و سوم بین نگهبانان کلانتر و ادارهی گمرک جرو بحثی در گرفت . نایب حکمران که با کارگزار و مدیر گمرکات رابطهی خوبی ندارد میکوشد از این رویداد به نفع خود بهرهبرداری کند. گفته میشود او به تهران تلگراف کرده و پیرامون این رخداد گزافهگویی کرده است.
6ـ انجمن شوکت اسلامیه (انجمن روحانیون) در موضوعات مربوط به حکومت محلی دخالت میکند و از اینرواحتمالاً با حکمران و سایرین اختلاف پیدا خواهد کرد. انجمن به کلانتر دستور داد تا اوزان مورد استفاده در بازار را کنترل و بازدید کرده و اشخاصی که از اوزان تقلبی استفاده میکنند، معرفی کند. همچنین انجمن تصمیم گرفته است که در مورد اخذ خمس از تجار و سایرین، اقدامات لازم به عمل آورد.
7ـ نمایندهی سیاسی در روز 29 فوریه با کشتی لارنس از مأموریت برگشت.
8ـ در 29 فوریه تلگرافی از هیأت نمایندگی اعلیحضرت پادشاه انگلستان دریافت گردید دایر بر اینکه بمبی به طرف اعلیحضرت شاهنشاه ایران پرتاب شده اما خوشبختانه آسیبی به او وارد نشده است. مقامات محلی از این رویداد مطلع ساخته شد و خبر سلامتی اعلیحضرت تا آنجا که ممکن بود در اختیار عموم قرار گرفت.
9ـ سرگرد گیبون، جمعیِ هنگِ سلطنتی تفگنداران ایرلند، در روز 28 ماه جاری از شیراز وارد بوشهر گردید . او گزارش میدهد که راه امن است و تعداد زیادی از کاروانها ـ که در نقاط مختلفی متوقف شده بودند ـ مسافرتشان را به اتمام رساندهاند. سروان گیبون در برازجان از کنار موسیو اندره میلر، نایب ژنرال کنسول روسیه در بوشهر، که از شیراز عازم بوشهر بود، رد شده بود. موسیو مولر در روز بیست و نهم وارد بوشهر گردید.
10ـ کشتی روسی «تیگره» که حامل زائرین بود در روز بیست و چهارم وارد بوشهر گردید. هیچ یک از کارکنان و مسافران این شناور بیمار نبودند.
11ـ کشتی «گالیسیا» در روز یکشنبه مورخ بیست و سوم از بصره وارد بوشهر شد و در روز بیست وچهارم به مقصد هامبورگ بادبان افراشت.
«اطلاعات تجاری محرمانه »
12ـ کشتی «تیگره» کالاهای زیر را در بوشهر تخلیه کرد: ـ 2100 صندوق نفت، 256 کیسه شکر نرم، 10 عدل قماش، 220 اقلام مختلف.
13ـ اقلام زیر توسط کشتی «گالیسیا» از بوشهر به خارج از کشور صادر گردید: ـ 180 صندوق کتیرا، تعدادی صندوق تریاک، 500 کیسه تنباکو، 6 عدل قالی و 17 کیسه زیره.
14ـ کشتی «اوریسلان» در روز 18 فوریه وارد بوشهر گردید و مادام شالون همسر نایب کنسول فرانسه را به بوشهر آورد.
15ـ ناو جنگی «پروسرپین» و قایق توپدار «سرپریز» در روز یکم مارس وارد بوشهر گردید.
اِ.پی.تریور
از طرف نمایندگی سیاسی انگلستان در خلیجفارس
محسن آرمین: با توزیع وحشتناک پول دولت گرانترین انتخابات در طول انقلاب در حال شکلگیری است
محسن آرمین گفت: در سر ماهی منتهی به انتخابات دوره دهم ریاست جمهورنی دولت به اشکال مختلف مشغول توزیع پول و امکانات بین اقشار محروم و متوسط جامعه است.
به گزارش خبرنگار ما، مجاهدین انقلاب اسلامی در یک کنفرانس خبری در بوشهر با اعلام این که توزیع وحشتناک پول در این دوره از انتخابات توسط دولت سبب تبدیل به گرانترین انتخابات در طول انقلاب شده است، گفت: افزایش حقوق مستمریبگیران، اجرای شتابزده و پر از اشتباه در حکم کارکنان در نظام هماهنگ پرداخت حقوق و تبدیل قرارداد کارگران از حالت شرکتی به استضامی فقط نمونههای کوچکی از آن میباشد.
وی گفت: اصلاحطلبان با افزایش حقوق کارمندان و اقشار آسیبپذیر مخالف نیستند، بلکه حق آنها را در استفاده از یک زندگی بدون دغدغه محترم میشمارند، اما از هماکنون در بودجه سال 88 دولت با کسری یک سوم بودجه مواجه شده است که چارهای جز استفاده از بودجه عمرانی برای صرف در بودجه جاری کشور ندارد که این اقدام سبب بدهکاری بیشتر دولت و تورم فزاینده میشود.
وی در پاسخ به دلیل واقعی کنار رفتن آقای خاتمی در این دوره انتخابات گفت: ایشان از ابتدا به دلیل امکان کارشکنی و فشار مضاعف بر مردم با حضور مجدد در انتخابات ریاست جمهوری مخالف بود که بعد از چند ماه به دعوت احزاب، تشکلهای سیاسی، انجمنهای مدنی و اقشار مختلف مردم جواب مثبت داد، ولی همواره تأکید داشت که آقای میرحسین موسوی میتواند در شرایط کنونی موفقتر عمل کند و طبیعی است به محض اعلام آمادگی آرمین حمایت سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از کاندیداتوری موسوی را امر ندانست و گفت: انتخاب اول سازمان در سال 76 قبل از آقای خاتمی موسوی بوده است که در سال 84 نیز این استراتژی وجود داشته است که این امر به دلیل ظرفیت بالای موسوی میباشد. وی در پاسخ به تمرین دغدغه و نگرانی رئیس جمهور آینده کشور گفت: مسئله حاکمیت قانون به عنوان یک اصل اولیه در یک نظام دمکراتیک یا طالب دمکراسی که هم اینک مخدوش است میتواند تمرین و دغدغه و نگرانی رئیس جمهور آینده باشد که در دولت نهم شاهد هستیم که به تدریج و به صورت گشوده قانون مورد بیاعتنایی قرار میگیرد.
آرمین افزود: اگر به دنبال آزادی و دمکراسی هستیم باید لوازم آن که مهمترین آن حاکمیت قانون است را تثبیت کنیم و بدانیم بسیاری از مشکلات موجود در کشور ناشی از تصمیمگیریهای خلاف و مغایر قانون در سطح کشور میباشد.
وی 1400 مورد تخلف از قانون بودجه و گم شدن سود و هزینه 5/1 میلیارد دلار در بودجه سال گذشته را در این راستا ارزیابی کرد.
این عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی روند کنونی و جهت گیری مدیریت کشور را سبب تردید اکثر جناحهعای معتدل اصولگرا و کلیه اصلاحطلبان ذکر کرد و گفت: هم اینک یک نقطه اشتراکی فکری در جناحهای معتدل اصولگرایی و کلیه طیفهای اصلاحطلب به وجود آمده است که تغییر وضعیت موجود را به عنوان یک دغدغه در قالب انتخابات دنبال میکنند.
وی در خصوص مسئله اهانت به هم وطنان ترک زبان در بلوتوث خاتمی گفت: محافل پنهانی در روزهای مانده به انتخابات قصد بهرهبرداری تبلیغاتی از این بلوتوث داشتهاند تا با توجه به حمایت خاتمی از میرحسین موسوی به وی حمله کنند که با درایت مردم هوشیار آذربایجان در استقبال بینظیر از موسوی در تبریز این توطئه نیز نقش بر آب شده است.
وی افزود: البته این مسئله با یک توضیح ساده توسط خاتمی به عنوان یک چهره ملی و قابل احترام قابل برطرف شدن است. وی در پاسخ به آشنا نبودن نسل سوم و چهارم انقلاب با شخصیت میرحسین موسوی گفت: با توجه به این که موسوی در دو دهه فعالیت علنی سیاسی نداشته است این امکان وجود داشت که نسل سوم و چهارم انقلاب نتوانند ارتباط پیدا کنند اما تحولات موجود و حمایتهای به عمل آمده سبب شده است این نگرانی در حال بر طرف شدن باشد.
آرمین در پاسخ به وجود دو کاندیدای اصلاحطلب شاخص در این دوره از انتخابات و امکان تقسیم آراء اصلاحطلبان بین این دو گفت: به عنوان سخنگوی سازمان مجاهدین انقلاب تنوع و تکثر و حضور کاندیداهای مختلف اصلاحطلب را یک تهدید نمیدانم بلکه آن را فرصتی میدانم که میتواند به درک بهتری از وضعیت موجود به جامعه کمک کند.
وی افزود: البته اگر این حضور به رقابت اصلاحطلبانی منجر نمیشد بهتر بود و علاقمند به اجماع بر یک کاندا بودیم اما با نزدیک شدن به انتخابات تحقق این خواسته یعنی اجماع ضعیف است.
آرمین با تأکید مجدد بر توان موسوی در اداره کشور گفت: مواضع سیاسی ایشان و جانبداری گسترده در طول این چند ماه نشان میدهد که ما در انتخابات خود اشتباه نکردیم و اگر نوک تیز روزنامههای کیهان ایران و وطن امروز متوجه میرحسین موسوی است نشان دهنده این است که آنها موسوی را به عنوان یک رقیب خیلی جدی مد نظر قرار دادهاند.
وی در پاسخ به این که آیا احمدینژاد ممکن است رئیس جمهور آینده ایران شود گفت: از آن جا که این دولت در همه شاخصها خود را دولت اولی میداند امکان این که رئیس دولت فقط بتواند در یک دوره در طول انقلاب رئیس جمهور میباشد نیز میتواند یک اولی باشد.
مسئولین وزارت نفت جلوگیری می نمایند
رییس سازمان کار و امور اجتماعی استان بوشهر نیز در جلسه کارگروه اشتغال و سرمایه گذاری استان در خصوص مصوبه سهمیه 50 درصدی نیروهای بومی برای اشتغال در تاسیسات نفت و گاز استان بوشهر که از مصوبات دور اول سفر استانی رییس جمهوری و هیات دولت در سال 84 به استان بوشهر است گفت: با اجرایی شدن ماده 16 قانون مناطق ویژه، اختیار عمل از دست این استان خارج شد و منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس خود متولی اشتغال است که توجه چندانی به اجرایی شدن این مصوبه ندارد.
به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ حسین باشیزادگان افزود: حتی نمیتوانیم در بحث دعاوی شغلی نیروهای شاغل در منطقه اقدام کنیم.
وی اظهار داشت: قوانین مرتبط با اشتغال مشخص و شفافسازی شود تا از دوبارهکاریها و بینظمیهایی جلوگیری شود.
باشیزادگان یادآور شد: اگر قرار است قوانین کار به طور کامل توسط منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس اجرا شود، باید پاسخگو نیز باشد، اما اکنون اختیارات در دست نفت است و ما باید پاسخگوی اجرایی نشدن این مصوبه باشیم.
دبیر کارگروه اشتغال و سرمایهگذاری استان بوشهر ضمن اشاره به این مطلب که طبق آئیننامه بنگاههای اقتصادی زودبازده و کارآفرین پرداخت یارانه شامل آن دسته از طرحهایی میشود که به مرحله بهرهبرداری رسیده و به تعهدات خود در زمینه ایجاد اشتغال عمل کرده باشند، گفت: در صورت محقق شدن شرایط موردنظر و کسب امتیازلازم تا سقف حداکثر15درصد اصل وام دریافتی مجری طرح یارانه پرداخت میشود.
وی در ادامه اظهار داشت: صاحبان طرحهای بنگاههای اقتصادی زودبازده و کارآفرین که تاکنون مشمول یارانه شده اند 255 طرح با مبلغ 13534.6 میلیون ریال بوده که از این تعداد طرح ها 30 طرح با مبلغ 949.5 میلیون ریال مربوط به سال 88 و 207 طرح با مبلغ 11885.0 میلیون ریال مربوط به سال 87 و 18 طرح با مبلغ 700.1 میلیون ریال مربوط به سال 86 می باشد.
پارس جنوبی همچنان در کما؛ قطریها خوشحال
با مشکلات موجود در سر راه توسعه پارسجنوبی و توسعه ناصحیح و به موقع این میدان بزرگ گازی، کشور قطر از این فرصت طلایی نهایت استفاده را کرده و روز به روز به برداشت خود از این میدان میافزاید.
به طوری که در سال 84 با توجه به اقدامات صورت گرفته در دولت اصلاحات و جذب شرکتهای خارجی برای توسعه این میدان میزان برداشت گازی روزانه ایران 140 میلیون مترمکعب در روز بود که در همان سال میزان برداشت قطر فقط اندکی بیشتر از ایران یعنی 150 میلیون مترمکعب در روز بود.
به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ در دولت نهم برخلاف تمامی تبلیغاتی که صورت گرفتند در این میدان توفیقاتی حاصل نشده و برداشت ایران از این منبع کماکان 140 میلیون بشکه در روز بوده است ولی قطر در این سالها میزان برداشت خود را دو برابر کرده و به 300 میلیون مترمکعب در روز رسانده است.
برداشت دو برابری قطر کار را به جایی رساند که مقامات عالی وزارت نفت نیز از عقبماندگی 11 ساله ایران در برداشت از این میدان گازی مشترک سخن به میان آوردند.
از طرفی تولید گاز طبیعی در کشور در پایان دولت اصلاحات به 410 میلیون مترمکعب در روز رسیده بود که این رقم در دولت احمدینژاد به 520 میلیون مترمکعب رسیده است که عمده این رشد تولید ناشی از افزایش تولید پروژههاست.
در سال جاری اعتبارات شهرداری آبدان کاهش یافت
سلام دیّر - معاون شهردار آبدان دیّر استان بوشهر گفت: امسال اعتبارات عمرانی این شهرداری در مقایسه با اعتبارات سال گذشته 58 درصد کاهش یافته است.
مصطفی تفضلینیا در گفت وگویی اظهار داشت: میزان اعتبارات اختصاص داده شده شهرداری آبدان برای سال جاری سه میلیارد و 500 میلیون ریال است که در بخشهای مختلف هزینه میشود.
وی یادآورشد: این درحالی است که بودجه عمرانی سال گذشته شهرداری آبدان بیش از هشت میلیارد و 500 میلیون ریال بوده است.
معاون شهردار آبدان در ارتباط با دلایل کاهش بودجه شهرداری در سال جاری اضافه کرد: امسال کاهش بودجه در تمام شهرداریهای کشور رخ داده و به تبع آن ما نیز مشمول این کاهش قرار گرفتهایم.
تفضلی نیا گفت: مسوولان شهرداری و شورای اسلامی شهر آبدان، همچنان تلاشهای خود را برای افزایش اعتبارات ادامه میدهند و امیدوار هستیم با تلاش دسته جمعی مسوولان شهر، به نتیجه دلخواه دست یابیم.
وی ادامه داد: با وجود اینکه اعتبارات کاهش یافته است اما تلاش میکنیم امسال کارهای عمرانی خوبی در سطح شهر انجام بدهیم و رضایت خاطر شهروندان را فراهم کنیم.
معاون شهردار آبدان اضافه کرد: سال جاری در نظر داریم خیابان مسجدجامع شهر را به طور کامل در تملک شهرداری در آوریم که تنها با همکاری مردم ساکن این خیابان و تعامل با شهرداری امکانپذیر است و با شناختی که از مردم داریم بزودی این مساله به انجام میرسد.
تفضلینیا گفت: آسفالت خیابان شهدا و ادامه کار پارک شمالی شهر نیز از مهمترین برنامههای عمرانی شهرداری آبدان در سالجاری است که با توجه به بودجه موجود و با تلاش همکاران گرامی انجام میشود.
وی بیان کرد: امیدواریم در سال جاری تعداد زیادی از کوچهها را آسفالت کنیم و سعی داریم که تا پایان سال، تمام کوچهها و خیابانهای شهر به طور کامل آسفالت شوند تا تردد مردم به راحتی انجام شود.
شهر آبدان از توابع شهرستان دیّر با 10هزار نفر جمعیت در 150 کیلومتری جنوب استان بوشهر قرار دارد.
ایران - آریا زبان پارسی دری
(بوشهر پارس)
قسمت پنجم
یادکردههای خانم دیولافوا ـ که پس از مرگ شوهرش دوباره به ایران سفر کرده در سفرنامهاش با ترجمه "فرهوشی" درباری، بسیار شگفتانگیز و غمآور میباشد.
از کسان پیشین جانشین از همه دستبازتر و افسونکارتر "گیرشمن فرانسهای" میباشد که در برههای دیرگاه در این سرزمین به دستیافتهها و پایگاههای گوهرین، رسید و کارنامههای زرین با کاغذهای گرانبها فراهم کرد تا در سایهی ناروا پردازی و افسوننمایی این دارو ندارها را به پاگشودههای خودی دیرگاه پیوند بزند.
نمونهی دستیافتهها و نشانی دادهها، بخشی در "جزیره خارگ" و بیشتر در نوشتههای خوشنما در راستای واگویی و باز نمایی غریبههای یونانی ـ هلنی و برخاسته از فرنگستان میباشد. او در یک زمینه از ساختار "انتاکیه دریای پارس" سخن گفته و بوشهر کشن ـ شاید ـ با نزدیکی آن چندین شهری را نشانی داده است.
بر پایهی نویسندگان از تیپ آنها و بومی نویسان اسلامی این نام به تختگاه رومیان شرقی در سرزمین سوریه امروزی بوده است.
نویسندگان "تاریخ باستان"، "تاریخ ـ سپهر"، گرد آورندهی "لغتنامه بزرگ فارسی" پژوهنده و نگارندهی "سبکشناسی، هر یک به گونهای لیچارگویی بیگانهها را پایه کار خویش داده از ریز تا درشت از انگاشتههای چنان کسان خاورشناس (مستشرف) نمونه و دستاویز آوردهاند. آقای علی اکبر دهخدا علامه، واژهی "ایلام" را با نوشتار "عیلام" مینگارد. آقای پیرنیا حسن وانمود آن دارد که "من آنم که رستم بده پهلوان" تا شاید آیین تند روانهی "ملی گرایی خشن" را برانگیزاند. آقای بهار محمد تقی ملک الشعرای درباری از پدر تا خویشتن به وزارت فرهنگ پهلوی دوم سرفراز گردد. آنگاه بنشیند و تنها در رشتهی "نثر سه دفتر "سبکشناسی" بنگارد. باشد که با پیگیری نوشتههای نه چندان "زبان پارسی ـ دری یا کردی ـ لری" برخاسته از پایگاه پارسیان را به "سامانیان خراسانی" پیوند بزند. تا آنجا که آن نه تن آوازهگر "امیر" را خداوندان ادب و فرهنگ پارسی در سرزمین خراسان، پر آوازه کند. آن فرمانبران کور خویشاوند و برادر کش که برای چند گاه بیشتر ماندن، شکم سیر ناشدنی خلیفههای عباسی بغداد و گنجینههای بادآوردهی گسیل داشته را انباشته نماید.
همروزگاران آشنا به ادب و فرهنگ ایران زمین بدین باور رسیدهاند که زبان پارسی با همین نام و دستکاری شده به "فارسی عربی شده" از سرزمین ایلام ـ پارس از گسترهی خوزستان بزرگ و دشتستان کشن یا استان بوشهر و استان فارس، جلوه نما شده است. بر این پایه این زبان میهنی به ایرانشهر بویژه ایراهستان خوزستان ـ بوشهر بستگی دارد و بس.
استاد فریور و نامور جناب دکتر علی اکبر سرفراز بر پایه سخنان پیشنهادی من در روز 29 اردیبهشت 83 ـ در همایش "میراث موزه" به ویژه پیرامون ناروا گویی گیرشمن و با تاننداس دیگر پنکتههایی گزیده از دیدگاه دروغین باستان شناسی نمایان را روشنگری فرمودند. در پیرامون سرتابی شهر "بیه شاهپور ساسانی زیر پای " تنگ چوگان کازرون با گویش بومی شاویر/ شاهپیر/ بیشاو و... تا دستیابی به کاخ کوروش هخامنشی سخنوری، نگارههایی را به تالار نشینان بندر بوشهر "مجتمع فرهنگی پادریا" " 1350 خ زیر سایهی تل مَر برازجان" بازنشانسی فرمودند.
پیرو دارد
گزارشی از اختتامیه مسابقه عکس شهروندی "فانوس دریایی"
روز یکشنبه سوم خرداد اختتامیه مسابقه عکس شهروندی فانوس دریایی توسط شهرداری بوشهر با حضور شهردار و مسئولین انجمن، شورای اسلامی شهر بوشهر و جمع کثیری از مسئولین شهر و هنرمندان عکاسی در سالن شهید آوینی برگزار شد.
سخنرانان این برگزاری آقایان ماهینی و باغملایی خاطراتی در ارتباط با جنگ تحمیلی سخنانی بیان کردند. شهردار نیز در ارتباط با برگزاری این مسابقه مطالبی مطرح کردند.
سید قاسم یاحسینی در ارتباط با تاریخ عکس و عکاسی در بوشهر سخنرانی کرد.
خانم ابراهیمزاده در ارتباط با انتخاب عکس و برگزاری مسابقه و شاعر هوشمند نیز اشعاری را در رابطه با جنگ و آزادی خرمشهر خواند.
در پایان جوایزی از طرف مسئولین به عکاسان عکسهای برتر اهدا شد.
عکسها توسط هیئت داوران خانم مهتاب ابراهیمزاده و آقای اسماعیل جاشویی و محسن کیانپور انتخاب گردید.
گرچه باید از شهرداری بوشهر متولی برگزاری این مهم تشکر کرد اما به 2 موضوع مهم و قابل انتقاد اشاره کرد:
1ـ عدم حضور صدا و سیما مرکز بوشهر که این خبر در چهار دیواری سالن شهید آوینی دفن شد.
2ـ چرا متولیان این مسابقه (شهرداری بوشهر) درست در هنگام خواندن شعر توسط هوشمند باید اقدام به پذیرایی از مدعوین در این مسابقه کنند، که مورد اعتراض ایشان هم قرار گرفت، بهتر نبود که با دادن یک انتراکت پذیرایی را به عمل میآوردند.
شایسته است که متولیان این گونه برگزاریها قبلاً آموزشهای لازم را جهت این گونه مجالس به مسئولین پذیرایی بدهند که من بعد شاهد این گونه بیاحترامیها و بیتفاوتیها نباشیم.
حمایت هنرمندان از مهندس موسوی
ابوالفضل جلیلی: انتخاب من موسوی است
ابوالفضل جلیلی، کارگردانی که سالهاست فیلمهایش پشت درهای وزارت ارشاد به انتظار مجوز گرفتن ماندهاند، میرحسین موسوی را به عنوان کاندیدای انتخابیاش معرفی کرد.
این کارگردان با ذکر اینکه مشکلات فیلمسازان و اهالی سینما در دولت احمدینژاد تشدید شده است به سایت قلم گفت: «من فکر میکنم دولت نهم به طور کلی با سینما مخالف است و برایش فرقی نمیکند که فیلمساز پیرو چه مسلکی باشد.آنها از سالن تاریک سینما و حضور افرادی در آن هراس دارند و از اساس با تماشای عنصری به نام فیلم مخالفاند.»
جلیلی افزود: «بر همین اساس اکثر فیلمسازان موفق به دریافت مجوز اکران نشدند و یا در این زمینه با مشکلات بسیاری روبرو شدند. اما کسانی هم بودند که به خاطر نزدیکی با عدهای، فیلمهایشان را به سینماها آوردند.» او در پاسخ به این سؤال که از رئیسجمهور آینده چه انتظاراتی دارد، گفت: «رئیس جمهور انتخابی من میرحسین خواهد بود و تنها از او انتظار دارم «میرحسین موسوی» باشد.»
لیلی رشیدی: اگر خواهان تغییر هستید باید در انتخابات شرکت کنید
لیلی رشیدی گفت: «اگر خواهان تغییر وضعیت موجود هستید و اگر میخواهید به ایرانی بودن خود افتخار کنید، باید در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری شرکت کنید.»
به گزارش سایت قلم، لیلی رشیدی، هنرمند و بازیگر با بیان این مطلب در همایش ملی دختران جوان حامی میرحسین موسوی گفت: «من به میرحسین موسوی رأی میدهم و اینجا آمدهام تا این را اعلام کنم؛ چرا که از او اصلحتر نمیبینم.»
وی گفت: «رئیسجمهور آینده من زنی را در کنار خود دارد که به آزادی و برابری حقوق زن و مرد معتقد است و احترام میگذارد. حتی او از مخالفانش دعوت میکند تا نظراتشان را اعلام کنند.»
سپیده جدیری: به موسوی رأی دهیم به خاطر زنان و شعر
یک ادیب یا یک هنرمند تا چه میزان میتواند موضع سیاسی خود را آشکار کند و انگِ سیاسی بودن بر پیشانیاش نخورد؟ و اصلاً جریان این «انگِ سیاسی بودن» چیست که همه ما اینقدر از آن واهمه داریم و فراموش کردهایم که تا همین سی سال پیش، این ادبا و به ویژه شاعران بودند که مهمترین نقش را در پیروزی یا شکست یک جریان سیاسی در ایران ایفا میکردند؟
برمیگردم به همین زمستان 87 که آقای خاتمی تازه کاندیداتوریاش را اعلام کرده بود و من با چند خانم شاعر تماس گرفتم که اگر موافق باشند، با توجه به شناختی که همه ما از رویکردهای فرهنگی آقای خاتمی داریم، بیانیهای را در حمایت از کاندیداتوری ایشان و به نیابت از سوی شاعران امضا کنیم. پاسخ همه یکسان بود: «به خاتمی رأی میدهم، اما نمیخواهم وارد بازیهای سیاسی شوم!» جالب این که این خانمها مشتی نمونه خروار از شاعران و نویسندگانی بودند که در این چهار سال، هر روزنامه و مجلهای را که باز میکردید، به گفتاری از آنها در اعتراض به وضعیت ممیزی و بلاتکلیفی کتابهایشان در وزارت ارشاد برمیخوردید. این است که باور کردم که ما جماعت اهل ادب به جای این که به دنبال راهکار و راه حلی برای تغییر وضعیت باشیم، فقط عادت به غر زدن پیدا کردهایم؛ غر زدنهایی که تجربه این چهار سال ثابت کرده گوش شنوایی هم برایشان وجود ندارد و از شدت تکرار، به کلیشه تبدیل شدهاند.
برگردیم به قضیه «انگِ سیاسی بودن». معتقدم که این انگ مدتهاست بر پیشانی شاعران و نویسندگان ایران خورده است، شاید بی آنکه خود بدانند. سؤال این است که اگر نهادهای قدرت به شاعر و نویسنده ایرانی به عنوان چهرهای سیاسی یا دست کم تأثیرگذار در جریانهای سیاسی نگاه نمیکنند، پس دلیل این همه سانسوری که در کتابهای این قشر - و چه بسا بیش از کتابهای چهرههای سیاسی - اعمال میشود، چیست؟ گناه من شاعر چیست که چون طبق تعریف وزارت ارشاد، نامم در فهرست «شاعران انقلاب» نگنجیده است، حق ندارم از «خدا» در شعرهایم یادی بکنم؟ چرا کافه کتابها فقط به این دلیل که پاتوقی برای شاعران و نویسندگان و تجدید دیدارها و تبادل نظرهای صرفاً ادبی آنها محسوب میشدند، پشت سر هم تعطیل شدند؟ چرا اغلب سخنرانیهایمان در دانشگاهها و دیگر مکانهای عمومی لغو میشود؟ چرا وبسایتها و مجلات ادبی و فرهنگی که موضعگیری سیاسی هم ندارند، پشت سر هم فیلتر و توقیف میشوند؟ چندی پیش شاهد اتفاق عجیب و خندهداری بودم؛ در یکی از وبسایتهایی که اعضاء آن میتوانند عنوان کتابهای مورد علاقهشان را به اشتراک بگذارند (Goodreads)، به ناگهان پروفایل تمام مؤلفان ایرانی فیلتر شد، فرقی هم نداشت چه کسی باشید، فقط کافی بود پروفایل خود را تحت عنوان Author تشکیل داده باشید تا رسماً فیلتر شوید! جالب اینجاست که پروفایل بقیه اعضاء ایرانی و خارجی آن وبسایت، حتی اگر حاوی عکسهای غیر اخلاقی هم بود، فیلتر نشده بود! البته این فیلترینگ عجیب، چندی بعد و شاید به دلیل وجه آبروریزی قضیه برطرف شد.
آقای خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری انصراف دادند و حالا نگاه امیدوار اهل فرهنگ به سوی آقای میرحسین موسوی برگشته است. بر این باورم که دیگر فرصتی برای استخاره باقی نمانده است و ما اهل ادب نیز باید به جمع دوستان هنرمندمان که چندی است حمایت خود را از کاندیداتوری آقای موسوی اعلام کردهاند، بپیوندیم و خصلت محافظهکاری را که در این سالها به آن عادتمان دادهاند، کنار بگذاریم؛ چرا که حتی اگر دولت فعلی برنده انتخابات شود، تهدیدی بیش از آنچه در این چهار سال در معرض آن قرار گرفته بودیم، متوجه ما نخواهد شد و بالاتر از سیاهی رنگی نیست.
بهانههای زیادی برای رأی دادن به آقای موسوی وجود دارد، چه برای اهل فرهنگ و چه عامه مردم. من اما از جایگاه یک شاعر و از جایگاه یک زن به ایشان رأی میدهم: به خاطر شعر، به دلیل این جمله ایشان حین بازدید از نمایشگاه کتاب: «با سیاستهای تحدیدی و ممنوعیتآور امروز مخالفم.» و مهمتر از آن، این جمله در بیانیه انتخاباتیشان: «آمدهام تا از آزادی اندیشه و بیان پاسداری کنم» که به معنای مخالفت با سانسوری است که کمکم دارد اندیشه، شعر و ادبیات را در ایرانی که زمانی به «سرزمین شعر» شهره بود، به نابودی میکشاند؛
و به خاطر زنان، چون بارها و بارها همصدا با همسر گرانقدرشان از لزوم رفع تبعیض جنسیتی و دفاع از حقوق زنان گفتهاند، چون رسماً مخالفت خود را با لایحه زنستیز «حمایت از خانواده» اعلام کردهاند، چون در رفتار و منش خود نشان دادهاند که برای جایگاه زن احترام خاصی قائلند.
این را دعوتنامهای فرض کنید برای حمایت از مهندس میرحسین موسوی، که امیدوارم شاعران و نویسندگانمان به آن پاسخ گویند.
بهاره رهنما: به میرحسین موسوی رأی میدهم
بهاره رهنما گفت: «با وجود آن که وزیر ارشاد گفته که هیچ یک از هنرمندان حق تبلیغ برای کاندیدای خاصی را ندارند اما این حق من است که بگویم من به میرحسین موسوی رأی میدهم.»
این بازیگر سینما و تلویزیون در همایش ملی دختران جوان حامی میرحسین موسوی با بیان این مطلب گفت: «شرکت در انتخابات یک حرکت سیاسی نیست، بلکه احترام به حقوق شهروندی است و من این حق را دارم که بگویم به چه کسی رأی می دهم.»
رهنما با اشاره به روزهای سخت دوران دفاع مقدس گفت: «هرچند در آن زمان نوجوان بودم اما خاطرات زیادی از آن دوران به یاد دارم و معتقدم با وجود آن همه سختی در آن دوره بهتر و دلخوشتر از الان زندگی میکردیم. امنیت شهری بیشتر بود هرچند که کشور با یک مقوله ضد انسانی به نام جنگ درگیر بود.»
این هنرمند افزود: «نمیخواهم این مسائل را به طور مستقیم به مدیریت خوب و کارآمد میرحسین موسوی ربط دهم اما معتقدم به طور غیرمستقیم به عملکرد ایشان در دوران نخست وزیری مرتبط است چرا که او شرایط اقتصادی و سیاسی کشور را به گونهای اداره میکرد که مشکلات کمتری برای مردم پیش آید.»
رهنما ادامه داد: «من امروز نگران آن هستم که دختر خردسال من در پی آن است که در کدام کشور خارجی تحصیل کند و من میاندیشم که چه کنم تا دخترم بیشتر ایران را دوست داشته باشد.»
وی همچنین درباره مشارکت مردم در انتخابات ریاستجمهوری خطاب به رأیهای خاموش گفت: «شما یا خیلی ثروتمند هستید که درد مردم را متوجه نمیشوید یا جزو روشنفکران ناامید هستید. من به شما توصیه میکنم که از خانههای خود بیرون آیید و برای سعادت کشورمان و جوانان در انتخابات شرکت کنید.»
باور کن
دکتر سیدجعفر حمیدی
باور کن این فسانه
دروغ است
باور کن این حکایت
شیرین نیست
زیرا هزار مرتبه تکرار است.
گفتند،
گفتند،
گفتند
میگویند
باز هم
میگویند
افسانههای نازک خاکستری
بیداد،
بیداد،
ای شرم،
بازوان تو سست است
ای افتخار
پای تو لنگ است.
بیدار بودم
گفتی
در خواب باش
در خواب بودم
گفتی بمیر.
ای شرم
روزگاری است
کز دولت رواج
افتادهای
باور کن
این حکایت دیوانهساز
در باور قبیلهی ما
جعلی است
باور کن این حکایت
شیرین نیست
خواب از سرت نمیپرد؟
برای تو عزیزترینم
طاهره غمخوار نصیر محله
مثل باران آمدی
بیهیچ رعد و برقی
با کولهبرای از آینه و نرگسیها
مثل نسیم در زدی
در صبحی سرشار از تگرگ و برگ
با شرمی از حضور پنجرههای باز
و سرت را پایین میاندازی!
تا ستارهها را به زمین بکشانی
و روی گونههایم
گلِ سرخی بکاری
خواب میبینی که فردوسی را
برایم اس ام اس میکنی
همینقدر که پلک میزنم
پشت این لنزهای مه گرفته
و خواب میروم تمام بنفشههای ناز را
خواب از سرت نمیپرد؟!
که هنوز داری صاعقه میباری
روی فاصلهی سبزِ دیوارها
چشمهایت را که
مواظبش نیستی
عینک چیز خوبی نیست
شاید سهراب اگر بود
چشم پزشک میشد
نه شاعر...
7/3/1388 بوشهر
پیغام
محمد آذری
غزال
غزال دشتها
چگونه باور کنم؟
که برای دیدن بهار
باید که از کوهسار دلهره و ترس بگذری
آن دورتر بهار
پیغام داده است
اقلیم عشق
با عطر پونه و یاس
در انتظار ماست
پیغام
محمد آذری
اصول اخلاق اداری
امانتداری
اگر انسان کار و مسئولیت را امانت بداند، بی گمان حرمت آن را پاس می دارد و تلاش می کند که به خوبی آن را پیش ببرد و بالنده سازد. امام علی(ع) از کارگزاران و کارکنان نظام اداری خود می خواست که کار و مسئولیت را امانت بدانند و در مناسبات و روابط خود امانتداری نمایند، چنانکه خطاب به اشعث بن قیس، استاندار آذربایجان، نوشت:
همانا کاری که به عهده توست، طعمه ای برایت نیست، بلکه امانتی است بر گردنت.
بر این مبنا هر کس در هر مرتبه اداری امانتدار مردم است و باید از اموال و امکانات و حقوق و حدود و حیثیت و شرافت آنان پاسداری کند. در منظر امیرمؤمنان علی(ع) بزرگترین خیانت، خیانت به امت و تعدی به امانت است.
خدمتگزاری
فلسفه وجودی نظام اداری، خدمتگزاری به مردم است، امام علی(ع) در حکمتی خطاب به جابرابن عبدالله انصاری چنین فرموده است:
«ای جابر! آن که نعمت خدا بر او بسیار بود، نیاز مردم به او بسیار باشد. پس هر که در آن نعمت ها برای خدا کار کند، خدا نعمت ها را برای وی پایدار کند. و آن که آن را چنان که واجب است به مصرف نرساند نعمت او را نیست گرداند.
هرچه در انجام دادن امور، روحیه خدمتگزاری کامل تر باشد، ارزش کار و کارگزار بیشتر است و امیرمؤمنان(ع) سفارش می کند که باید در این جهت حرکت کرد.
مسئولیت پذیری
مسئولیت پذیری در اخلاق اداری، اصلی مبنایی است به گونه ای که هر نوع بی مسئولیتی به مفهوم بیرون شدن از مسیر درست و گام نهادن در کجی ها و ناراستی هاست. به بیان امیرمومنان علی(ع): دشمن ترین مردم در نزد خدا، بنده ای است که خدا او را به خود واگذارد، و او پای از راه درست بیرون نهد و بی راهنما گام بردارد، اگر به کار دنیایی اش خوانند، به کار پردازد، و اگر به کار آخرتی اش خوانند، سستی و کاهلی نماید، گویی آنچه برای آن کار کند بر او بایسته است، و آنچه در آن سستی و کاهلی ورزد، از او ناخواسته.
کمال آدمی، به کمال مسئولیت پذیری اوست. هر چه کسی در مسئولیت پذیری سستی ورزد، تباهی در کارش بیشتر خواهد بود، و هر چه کسی مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشد، به کمال بیشتری دست می یابد.
اصل مسئولیت پذیری می آموزد که هر کس در هر مرتبه ای که باشد، نسبت به تمام امور و کارهای خود مسئول و پاسخگوست. هیچ کارگزاری نمی تواند هرگونه که خواست با مردم رفتار نماید و خود را نیز پاسخگو نداند. بر این مبنا کسی حق کمترین اهانت و بی احترامی به مردم را ندارد. که افراد حتی نسبت به نوع نگاه و بیان و رفتار خود مسئولند. امام علی(ع) یادآور شده است: چیزی را که نمی دانی نگو، حتی بسیاری از چیزهایی را که می دانی، بر زبان نیاور، زیرا خدا بر اعضای تو احکامی واجب کرده است که در روز رستاخیز بدان اعضا بر تو حجت خواهد آورد.
انضباط کاری
انضباط کاری یعنی سامان پذیری، آراستگی، نظم و ترتیب و پرهیز از هرگونه سستی و بی سامانی در کار. این امور از عمده ترین آداب اخلاق اداری است و هیچ سازمان و نظامی بدون رعایت این امور راه به جایی نخواهد برد. بهترین سازمان ها و نظام ها با زیرپا گذاشته شدن اصل انضباط کاری، به تباهی کشیده می شوند و وجوه مثبت آنها نیز بی ارزش می گردد. تواناترین مدیران و کارگزاران و کارکنان در یک مجموعه اداری که اصل انضباط کاری بر آن حاکم نیست توفیقی کسب نخواهد کرد و جز اتلاف نیرو بهره ای نخواهند برد. امام علی(ع) فرموده است: کار هر روز را در همان روز انجام ده، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد.
پیگیری
امور اداری و پیشبردن اهداف سازمانی جز با پیگیری جدی کارها تحقق نمی یابد و هرکاری نیازمند پیگیری جدی و تلاش اساسی است تا به نتیجه مطلوب برسد و بدون وجود روحیه پیگیری در کارها هیچ کاری به درستی صورت نمی پذیرد. امیرمؤمنان علی(ع) در فرمانها و دستورالعملهای حکومتی و اداری خود، کارگزاران و کارکنانش را به پیگیری امور سفارش نموده و از آنان خواسته است که در خدمتگزاری مردمان پیگیرانه عمل کنند. آن حضرت در دستورالعملی چنین فرموده است: کسی را از درخواستش به خشم نیاورید و حاجت کسی را روا ناکرده نگذارید، و کسی را از آنچه مطلوب اوست باز ندارید.
مهرورزی
انجام دادن کارها و خدمتگزاری از سر مهرورزی والاترین هنر در اخلاق است. چنانچه اگر انجام دادن امور با مهرورزی توأم شود، صورتی زیبا و کاملا انسانی می یابد و موجب پیوند جانها و الفت قلبها می گرددو در رفتار و مناسبات اداری، انقلابی معنوی به وجود می آورد.
نیروی محبت از نظر اجتماعی، نیروی عظیم و مؤثری است و بهترین اجتماع آن اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت زعیم و زمامدار به مردم و محبت و ارادت مردم به زعیم و زمامدار، علاقه و محبت زمامدار عامل بزرگی برای ثبات و ادامه حیات حکومت است. مردم آنگاه قانونی خواهند بود که از زمامدارشان علاقه ببینند، و آن علاقه هاست که مردم را به پیروی و اطاعت می کشاند. قرآن به پیغمبر خطاب می کند: به موجب لطف و رحمت الهی، برایشان نرم دل شدی که اگر تندخوی سخت دل بودی از پیرامونت پراکنده می گشتند. پس، از آنان درگذر و برایشان آمرزش بخواه و در کار با آنان مشورت کن.
در اینجا علت گرایش مردم به پیامبراکرم(ص) را علاقه و مهری دانسته که نسبت به آنان مبذول میداشت. باز دستور می دهد که ببخششان و برایشان استغفار کن و با آنان مشورت کن. اینها همه از آثار محبت و دوستی است
بردباری
هرکس که در هر مرتبه ای از مراتب نظام اداری قرار می گیرد باید با بردباری تمام امور را پیش ببرد و در برابر خواست مردم و احتیاجات آنان کم حوصلگی نداشته باشد و با تحمل فراوان خدمتگزاری نماید.
امیرمؤمنان بردباری را در کنار دانش در رأس ارزشها معرفی کرده است، چنانکه وقتی او را از خیر پرسیدند، فرمود: خیر آن نیست که مال و فرزندت بسیار شود، بلکه خیر آن است که دانشت فراوان گردد و بردباری ات بزرگ مقدار شود.
بنابراین یک نظام اداری ارزشمند، نظامی است که بر اعمال و رفتار کارگزاران و کارکنانش بردباری حاکم باشد.
دادورزی
رعایت عدل و انصاف در روابط و مناسبات اداری و در خدمتگزاری مردم اصلی است که بدون آن، نظام اداری از صورت انسانی بیرون می رود و هر فساد و تباهی گریبانگیر آن می شود. حاکمیت عدالت در نظام اداری، و پاس داشتن داد و حفظ حقوق دیگران همانند حقوق خود، و در مقام داوری حقوق طرفین را یکسان و برابر رعایت کردن، و برای دیگران حقوقی برابر خود قائل شدن مهمترین قاعده ای است که حافظ سلامت و قوت نظام اداری و مایه پیوند دلهاست. اگر همین قاعده در نظام اداری رعایت شود، رابطه کارگزاران و کارکنان با مردم درست سامان می یابد و عدل و احسان جلوه پیدا میکند. امیرمؤمنان (ع) فرموده: عدل انصاف است و احسان نیکویی کردن است.
منابع:
* قران کریم
* نهج البلاغه
سنگسار آینه
نقدی بر انتقاد دادفر از دکتر عبدالکریم سروش
عبدالکریم سروش حمایت خود از مهدی کروبی را اعلام کرد و ناگهان محمود دولت آبادی یادی از انقلاب فرهنگی کرد و بی تمیز آن از ستاد انقلاب فرهنگی (که سروش از اعضای آن بود) سروش را "شیخ انقلاب فرهنگی" خواند و سروش که پیش از این بارها و بارها بر این حکایت شرح واقعه ای نگاشته بود بار دیگر به دولت آبادی پاسخ داد.شگفتا که افادات دولت آبادی از تریبون اردوگاه میرحسین برمدار اتهام و تخطئه بود آن هم در نظامی که انقلاب فرهنگی را یادگار تفکرات و فرامین بنیانگذار خود می داند و به آن می بالد.این تنها پاره ای از ماجرا بود و اهل اندیشه می توانند به اسناد معتبر تاریخی و آرا و اندیشه های سروش و دولت آبادی رجوع کرده و خود در محکمه انصاف به قضاوت بنشینند.اما در پی این رویداد محمد دادفر در مطلبی در وبلاگ خود با عنوان" سروش غیب دان تا سروش چاله میدان" مطلبی درباره این رویداد و البته عبدالکریم سروش نگاشته که موجبات نگاشتن این سطور را فراهم کرد.
من پیش از این به تبع شغلی که بدان مشغولم بارها نوشتهها و گفته های دادفر را مرور کرده و تا به اینک به دو دلیل از نگاشتن پاسخ و تکمله ای بر آرا وی امتناع کردهام. یکی آنکه مطالب وی را اجوفتر از آن دریافته ام که حرمت قلم را به بازی بگیرم و پا به چنین بازی بگذارم و دیگری اینکه خود وی را در مناسبات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی ایران امروز خنثیتر از این میدانم که پرواز کلامی از خاطر بینشانی چون من به جانب وی درمان دردی باشد جز درد بی پروبالی او که در محبس نسیان مونسان سنین سپری شده سخت سر به سقف ندامت میزند.اما اینبار گویی قصه دیگرست و وی شوخی از حد گذرانده و این مسجد را چنان بی مأموم دیده که دعوی امامت می کند و داعیه دار داوری است. نگارنده این سطور را باکی از آن نیست که خود را ارادتمند عبدالکریم سروش بداند (و این گفتم که زحمت از دیگران برداشته باشم!) که " اگر گفتم دعای میفروشان چه باشد حق نعمت می گذارم". اما آنچه برایم برتر از سروش است سروشیست که از جانب حضرت باری ضمیر هر بشری را هشدار میدهد که دم مزن جز به اخلاص و حقیقت و انصاف.
اما جناب دادفر! من در این جناب تنها به هواداری از سروش پا سفت نکردهام که "ز عشق ناتمام ما جمال یار مستغنی ست". از خدا میخواهم این آخرین باری باشد که در برابر خامدستی چون تو خامه از نیام برمیکشم، اما چنین میکنم که نشانت دهم در خام طبعی و خام طمعی این بار خمره جز خطا پر نکردی. نوشتهای «تجربه من میگوید،آدم ،آدم است و فرشته، فرشته. آدم فرشته نمیشود. چون اسیر خور و خواب و خشم و شهوت است. فرزندان آدم همانگونه که اهل فضیلت میتوانند باشند همزمان اهل رذیلت هم میتوانند باشند بنابراین نباید هیچ انسانی را به مقام فرشتگی رساند». تجربه گران قدری ست، اما ای کاش به ثمن بخس به دیگرانش عرضه نمیکردی.آری! آدمی فرشته نمی شود. اما اگر مرادت از این دُرپراکنی این است که سروش خود را فرشته میداند، نشانه یا سندی عرضه کن تا آدمیان بدانند و سودای فرشته شدن از سر به در کنند که " به دستور دانا چنین گفت شاه که دعوی خجالت بود بی گناه". و اگر مرادت این است که دیگرانی سروش را فرشته می دانند دیگر این چه پوستین دریدن و در پوستین کسان افتادن است؟ و "گناه باغ چه باشد چو این گیاه نرست". وگفتهای آدم آدم است.گیرم این از تو بپذیرم با آن خواجه چه کنم که گفت"آدمی در عالم خاکی نمیآید به دست/ عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی".
وکیل دیروز! بیا و کیله از کلک تهی کن و نفی حکمت مکن از بهر دل عامی چند. خود نیز می دانی که آنچه در این روزگار صعب المنال است آدم بودن است.پس از این وادی به تساهل مگذر که در تو آن نمی بینم که اینگونه تجربیات خود را بیانیه اخلاقی کنی برای رضای خدا و خلق خدا! و شاهد آن است که در دنباله آورده ای «تصورات ما از قدسی بودن برخی انسان ها تا زمانی اعتبار دارد که نتوانسته ایم به آن ها نزدیک شویم. هنگامی که به آن ها نزدیک میشویم، می بینیم آن پیکره مقدس چندان فاصله ای با "داش"ها و "مشتی"های خودمان ندارد». باز هم اگر مرادت این است که سروش خود را قدسی می داند که راه را نشانت دادم و اگر اینکه دیگرانی او را قدسی میدانند که باز هم همچنین. اما دریغم میآید در اینباره با تو نگویم که سروش در این سالها هرچه کشید (از منع تدریس تا جلای وطن و توهین و تکفیر از جانب روحانیت و جسمانیت!) همه از برای آن است که خانه تقدس آن نامقدسانی که تو نیز می دانی و از جبن جان راه جنابت از بیان آن پیش گرفته ای ویران کرده و خوان تقدس زدایی گشوده از هرآنچه جز حضرت باری و رسول راستینش و اولیاءالله،در سرزمینی که نان به نرخ روزخورانی چون تو در بستر تقدیس اربابان قدرت هردم تنی دیگر دارید.از کجا به چنین شناختی از سروش رسیده ای که چندان فاصله ای با داش ها و مشتی های "خودتان"ندارد؟ از آثارش؟ از آنهمه مجلس سخنرانی که توسط داشها و مشتیهای خودتان برهم زده شد یا از پاسخی چند سطری که به دولت آبادی ای داده که در دولت مستعجل میرحسین"کوس نودولتی" می زند؟ ای کاش رسم زمانه این نبود که با هرکس به زبان خودش سخن بگویی تا نه سروش آن حواله دولت آبادی می کرد و نه من این حواله تو، اما "درنگر در شرح دل در اندرون تا نیاید طعنه لاتبصرون". از سروش و دولت آبادی نام برده ای و گفته ای «دو بازی خورده روزگار». در احوال محمود سخنی نمی گویم که او خود می داند و دور دوم انتخابات پیشین و سبب روی کردن به رقیب محمود! اما اندر احوال آن "کریم" به حق که درست می گویی.بی شک سروش بازی خورده روزگار است.سروش آن روز بازی خورد که در دفاع از کسانی چون تو خطاب به معبودت "محمد خاتمی" نوشت« هیچ جای دنیا با دانشگاهیان و مجلسیان خود چنان نمی کنند که در این دیار می کنند.چه جای دانشگاه،بگویید قربانگاه...مجلس کدام است بگویید محبس» آری! سروش بازی خورد که ندانست این رفیقان چنان عهد می شکنند که "گویی نبوده است هیچ آشنایی".مگر نه آنکه سروش خود به اعتراف این بازی خوردگی در آن روزگار نوشت« خاتمی که آمد گفتم فاتحت است،نه خاتمت،اما اینک به چشم سر می بینم که نامه تعزیت جامعه مدنی را نوشته اند و قهوه خاتمت حقوق بشر را خورده اند و ...». در ادامه آورده ای« دکتر سروش در این جوابیه به جایگاه انسانی خود بازگشته اند...» نمی دانم و نمی خواهم بدانم که انسان را چه معنا می کنی و جایگاه انسانی را کجا می دانی،چرا که میدانم در آن زمان که سایه میله های زندان بر سرت بود و شیخ مهدی کروبی آنهمه فریاد کشید تا به بندت نکشند پاسخی بس انسانی به کروبی دادی و در سفر او به بوشهر خود را پشت پرده ستاد موسوی پنهان کردی که گرد ناهمرهی با ایشان بر دامنت ننشیند،غافل که عرق شرم بر جبین انسانیت نشست از آنچه کردی.اما سروش انسان بود و انسان است و هماره در جایگاه انسانیت،چه امروزوچه آنروزها که برای دفاع از حقوق کسانی چون تو و برانداختن بیخ ستم خود را با کسانی درانداخت که تو امروز در سودای نشاندن لبخند رضایتی بر لبان ایشان قصد تهلکه خود کرده ای.
اما بعنوان یک روزنامه نگار سزاست که سر از حسرت بر سنگ بزنم آنجا که تویی که خود روزی جریده ات را دریده اند نوشته ای « آقای دکتر سروش امروز در جریده شریفه "اعتماد ملی" - که برای رضای خدا و خلق توسط حضرت سعید مرتضوی فعلا مفتوح است ...» روزنامه اعتماد ملی نیز از مدحت من مستغنی ست اما بعنوان کسی که 26 سالگی را گذراندم و در این مدت به چشم خود دیده ام که بیش از عمر چون منی عمر نشریاتی را به پایان رسانده اند،اگر اینگونه درباره هر جریده دیگری حتی کیهان(!) می گفتی،می گفتم: وای بر تو که از به راه بودن نشریه ای چنین به بی راهه رفته ای وتنها بدین سبب که "اعتماد ملی" هوادار کروبی است از "حضرت سعید مرتضوی" اینگونه با تمسک به تلبیس و حیل خواهان خاموشی آن چراغ و به یقین حبس و تعزیر و از کار بی کار شدن جماعتی قلم به دست و اهل اندیشه هستی. بگذار از همین دکتر سروش که اینگونه درباره آن گفته ای برایت بگویم که در آن زمان که بسیار نشریاتی از جمله "آیینه جنوب" به محاق توقیف رفته بود،گفت« مطبوعات رکن رکین و حبل متین و ستون رابع و حرز مانع جامعه مدنی اند و در جامعه ما حتی از احزاب کارآمدترند.پیکار بی امانی که دشمنان جامعه مدنی با مطبوعات آغاز کرده اند گواه صحت این تشخیص است...» و آنجایی که در دفاع از آنهمه روزنامه دردمند و روزنامه نگار دربند خطاب به خاتمی(که خود می دانی در برابر نشریات یکی پس از دیگری توقیف شده چه گفت!) چنین گفت« شما اهل قلم و قدر سخن را خوب می شناسی.در دیار ما بی پناهتر و ناکام تر از این طایفه از مادر ایام نزادن است.مزرعه نورس جامعه مدنی را چشمان نمناک همین محرومان بی توقع و آزادگان تا آویخته از قلابهای قدرت آبیاری کرده و می کند و اگر این چشکه را هم به خاک بیا کنند،امید سقایت از کدام منبع دیگر می توان داشت؟»
اما ای وکیل سابق و مدیرمسئول سابق و ای که هر چه امروز بر نامت می توان افزود از سابق سبقت نمی گیرد،چه خوب نشان دادی که در سوگ مطبوعات در این مدت" چه رقصی در میانه میدان می کردی" و جای دستار از سرور سر می انداختی.افسوس و هزاران افسوس...
اما در پایان زیرکی و تیزهوشی ات را می ستایم(اگرچه از تو بعید بود!) به درستی بدین مهم پی برده ای که با آنچه در مجلس ششم کردی و در زمره مغضوبین قرار گرفتی تنها راه راهیابی دوباره ات به عرصه قدرت این چنین معرکه گیری هایی دربرابر کسانی چون سروش است!! آری!"کار بی چون را که کیفیت دهد؟"
اما بساط سخن با تو اینگونه برچینم که تورا چون لیمویی بر درخت می دیدم،شاخه و شانه کشیدی و شاخه تابت نیاورد و به خاکت افکند.کسانی تو را از خاک برگرفتند و آبت گرفتند،امروز چون آبلیمویی که هنوز برای رفع عطش آنان سودمندی، اما دریغ که تفاله ات را هم زیر پای همین کسان می بینم.
«... واذاحکمتم بین الناس ان تحکموا بالعدل ان الله نعما یعظکم به ان الله کان سمیعا بصیرا»
الحمد لله الذی هدانا لهذا وما کنا لنهتدی لولا ان هدانا الله.
شونشینیهای گرگو و تشتشوک
گرگو: ها، تشتشوک اُمشو گه اومدی «شو نشینی»؟
تشتشوک: ته چه جلدتری اومدمه، مو 30/20 گوش کردم واومدم!
گرگو: آخ بخدا تشو جون سیل کردی، چه بلبشوی بی، یه شیخی سخنرانی میکه چنتا جوون هم لاک لیک وفیکه میدادن بنظرت ئی درسه؟ یادت میا زمان خمون روحانی چقه وره مردم قرب و منزلت و احترام داشت؟
تشتشوک: ایسو میخی چه بگی؟ مَی نفهمیدیه میگن حرمت امام زادهی بید متولی نگهداره؟ هُی سیله کجا میکنی محل حرفمو نمیلی، هواست کجیه؟
گرگو: متو جهت همسا، اما سیل بکه، یه موشکی تو سوراخ دیوار سرشه میاره صحرا و میره داخل! خب ادامه بده تشو جون
تشتشوک: میگن زمان کریم خان زند، یه پیرمردی اومدوی دمه «ارگ» و اوف نال میکرد، کریم خان سبب پرسید: گفتن یه نفری اصرار داره که بیا پیشه تو، اجازه دا پیرمرد اومد گف: حضرت والا قرار نیسه تو ولایت ِتو اساس البیت مونه دزد به یغما ببره! کریم گفت خب حتماً خواب بودیه نباید شب خواب بروی، چرا خوابیدی؟ پیرمرد جووا دا، مو خیال کردم که «تو بیداری نفهمیدم تو «خو» رفتیه»! ئی حرفکو ضمیر خان زنده بیدار که و گف تو «درس میگی» حق پی تنه، مو خو رفتمه که حق تو پامال واویده، چشم، ازت ممنونم که «بیدارم کردی»
گرگو: تشو جون ئی موشکی کنه از سوراخ میمد صحرا، خوف نداره؟
تشتشوک: بله، صددرصد، مینفهمیدیه میگن، دیوار موش داره موشم گوش داره!
حقوق ملت و دولت در تقابل با یکدیگر
بیشک ملتها و دولتها در تقابل یکدیگر دارای حقوقی هستند. آنچه مسلم است تداوم هر دولتی به ملتاش میباشد و این ملتها هستند که با حمایت و یا عدم حمایت خود از دولتها ارزش و اعتبار یک نظام حکومتی حتا تأمین میکنند. بدون تردید هر نظامی از بدو پیدایش و شکلگیری با حمایتهای مردمی پایهریزی میشود و رسمیت مییابد و در وقت لازم هم ملت همچنان در صحنه آمده و پشتیبانی خود را از دولت اعلام میدارد. مثلاً راهپیمایی که در حمایت از سایت گذاریهای دولت صورت میگیرد. احترام نهادن به قوانین و اجرای قوانین، و حضور گسترده در پای صندوقهای رأی و انتخاب همه و همه نمودار حمایت از دولت میباشد. مردمی هم که دولت و نظام را از صمیم قلب دوست داشته باشد و به آنها ایمان راسخ و اعتماد و اعتقادی عمیق دارد بیهیچ شبههای تا پای جان میایستد برای حفظ و حراست از آنها. ما نحوهی پیدایش جمهوری اسلامی در ایران دیدهایم و همچنان نحوهی حفظ و حراست از آن توسط مردم در جبهههای جنگ هشت ساله و جبهههای دیگر شاهد بودهایم. با درک مطلب بالا میتوان گفت ملت در قبال این جانفشانیها و پایداریها و همینطور صبوری در برابر سختیها و نارساییها و کمبودها از دولت مطبوع خویش بیشک خواستههایی دارد و انتظار دارد دولت وقت، آنکه برایش سر در گرو میگذارد امکانات معیشتی، رفاهی و شادی و نشاط آفرینی برای فرد فرد فراهم سازد. لذا بر هر دولتی واجب میآید نسبت به ملت ادای دین نموده و حق را به جا آورده با توجه به اینکه موارد ذیل کم و بیش توسط حکومتها و دولتها در نظر گرفته شده، مانند: حق درمان، حق مسکن، حق اشتغال، حقوق بیکاری، حق شادی و نشاط و... .
اما باید به این نکته توجه نمود که در سنجش، دولتها وحکومتها و نظامها با یکدیگر در اجرای موارد بالا عملکردی متفاوت داشته و دارند. بعضیها توانستهاند در پرداخت این حقوق عملکردی مطلوب و قابل قبول داشته باشند وبعضی در این خصوص عملکردی ضعیف ارائه نموده اند. برای روشنگری بیشتر ایران را با کشوری همچون سوئد در کفهی ترازو قرار میدهم. به این خاطر سوئد را برای سنجش ایران میآورم چون یکسال و چند ماه در آنجا روز را گذراندهام.
سوئد کشوری است که از نظر ذخایر زیرزمینی کاملاً فقیر و فاقد منابع نفت و گاز میباشد. منابع اقتصادی آن تنها بسته به شرکتهای ماشینسازی ولوو و اسکانیا بوده و نیز یک شرکت هواپیماسازی، عمده صادرات آن چوب میباشد و هم اکنون که وضعیت اقتصادی جهان نابسامان است دیگر شرکت وُلُو و اسکانیا گویی وجود خارجی نداشته و ندارد. اما جالب است کشور سوئد یا بهتر بگویم دولت سوئد با همین فروش چوب توانسته است به بهترین وجه مطالبات یا به گفتهای دیگر حقوق ملت را در چارچوب زیر ادا بنماید به طوری که:
1ـ هر شخص از بدو تولد حقوق ماهیانه دریافت میدارد.
2ـ از سن 18 سالگی برای هر دختر و پسر حقوق مکفی بیکاری (مبلغی معادل 000/800 هشتصد هزار تومان به پول ایران) در نظر گرفته و پرداخت میکند (ماهیانه)
3ـ از سن 18 سالگی برای هر دختر و پسر یک منزل مسکونی (سوئیت = اتاق خواب، سالن، یخچال، تلویزیون، گاز و غیره) از طرف دولت واگذار میگردد.
4ـ حق درمان اینگونه است که تا سن 18 سالگی کاملاً رایگان حتا نسبت به دندانپزشکی و پس از 18 سالگی این هزینهها به نسبت بین شخصی و دولت تقسیم میگردد.
5ـ همهی افراد از بیمه استفاده میبرند.
6ـ حق هر گونه اعتراض نسبت به عملکرد نامعقول دولت آزاد میباشد.
7ـ حق کانالهای خصوصی تلویزیونی آزاد میباشد.
8ـ دولت موظف است برای مردم برنامههای شادی و نشاط فراهم سازد و در کشور سوئد بارها این اتفاق میافتد.
لازم به ذکر است که این موارد جزو موارد مندرج در قانون اساسی میباشد و خود شخصاً در مدت اقامت در سوئد بارها شاهد اجرای این قوانین بودهام.
در حقیقت میشود گفت در سوئد، دولت توانسته است به نحو چشمگیری نسبت به ملت ادای دین بنماید. با توجه به اینکه میزان حضور ملت سوئد در صحنههای سیاسی و حمایت از دولت در برابر حضور ملت بزرگ ایران در خصوص حمایت از نظام و دولت بسیار ناچیز و کم رنگ میباشد و به جرأت میشود گفت اصلاً قابل قیاس نیست.
حقیقت همیشه تلخ
مدیری از جنس ورزش
ورزش استان در هر رشته خود حرفهایی برای گفتن دارد، البته مردان بزرگی به کار گمارده شدهاند که به خوبی انجام وظیفه میکنند، در هر رشته ورزشی چه در سطح استان و چه کشور توانستهایم مدالآور باشیم ولی با کدام بودجه به این اهداف رسیدهایم درست است نقش مدیریت در ورزش نیز شرط میباشد، اما اگر هزینه نباشد نمیتوان در سطح کشور عرض اندام کرد. وقتی که چشمهای تیزبین "پارسجنوبی" که دورن تشکیلات خود مدیری بومی، خوشنام، دلسوز و مردمی هم چون "دکتر سید عبدالجلیل رضوی" دارا میباشد؛ مدیری که از جنس ورزش است، با دیدگاه ویژه خود به یاری ورزش استان آمد و به خوبی با حمایتهای معنوی خود ورزش استان را دگرگون کرد.
امروز هر تحولی در ورزش استان صورت گرفته رد پایی از پارس جنوبی و دکتر رضوی در این بین بوده، همین تیم فوتبال شاهین پارس جنوبی بوشهر که این روزها اسب خود را زین کرده و میخواهد لیگ برتری شود، تمامی استان را بسیج کرده و هواخواهان زیادی نیز پیدا کرده بابت حمایتهای "دکتر رضوی" به این حال و روز رسیده است.
استان بوشهر با داشتن چنین مردی بزرگ که هم در عرصهی صنعت کاردان است و هم در جامعه ورزش محبوب است به رشد و شکوفاهی کامل رسیده، مدیرکل تربیتبدنی استان که سه سال میباشد بر کرسی ریاست نشسته به هر موفقیتی که رسیده در امر ورزش در نهایت با کمکهای "پارس جنوبی" بوده است.
جا دارد بعد از صعود شاهین به لیگ برتر از حامی واقعی ورزش به نوعه شایستهای تجلیل کرده و قدردان زحمات این عزیز بوده و امید است که تا زمانی که دکتر رضوی در پارس جنوبی حضور دارد همینگونه دست نوازشاش بر روی سر ورزش استان برقرار باشد.
تمامی ورزشکاران، ورزشدوستان، ورزشنویسان، پیشکسوتان و کل جامعه ورزش دعاگوی "دکتر رضوی" میباشند و از خدای متعال خواهان سلامتی، تندرستی و شادکامی برای این انسان شریف هستند.
دیدگاهدوکارشناسفوتبالدربارهعدمصعودایرانجوانبوشهربهلیگدستهیککشور
مهدی صالحیزاده : ایرانجوانیها انتقادپذیر نبودند
در خصوص عدم صعود ایرانجوان به لیگ دسته اول فوتبال ایران چند مورد به ذهنم خطور کرد که تیتر وار خدمت شما تقدیم مینمایم. امید که مفید واقع گردد.
1ـ از دست دادن زمان و اورژانسی بستن تیم ایرانجوان در یک وقت محدود.
2ـ آمدن ناصر ابراهیمی به این تیم و تحمیل کردن بعضی از بازیکنانی که با نظر خودش در بوشهرکه نیمی از آنها از فوتبالیستهای محلی بوشهر در سطح پایینتری قرار داشتند.
3ـ عدم اعتماد به نفس بازیکنان در طول مسابقات به خصوص در دور دوم بازیها.
4ـ کوچک بودن تفکر تعدادی از بازیکنان و بیاهمیت به جایگاهی که در آنان قرار داشتند.
5ـ تغییرات غیر اصولی و سلیقهای از جانب مربی در لیست 18 نفره و ارنج تیم.
6ـ ایرانجوان یکی از نادرترین تیمهای ایران بود که بازیکنانش بیش از 60 درصد از مطالباتشان را دریافت کرده بودند. ولی سرمربی آنها به جای این که به دنبال مسائل فنی باشد فقط در خصوص پول بچهها و عدم پرداخت پاداش بازیکنان پرحرفی میکرد.
7ـ عدم تعادل و رعایت مسائل روحی و روانی از جانب مسئولین ایرانجوان و اکیپ فنی این تیم.
8ـ خارج نمودن بازیکنان سرحال و آماده از لیست 18 نفره و جایگزین نمودن غیر بومیها و ناآمادهها در لیست نفرات اصلی و ذخیره که این عمل حاصلی خوب را در بر نداشت.
9ـ عدم استفاده از نظرات کارشناسان و پیشکسوتان این باشگاه قدیمی.
10ـ عدم برپایی نشست فنی در خصوص ، دور کردن معضلات و مشکلات موجود در تیم، بخصوص زمانی که ایرانجوان قهرمان نیم فصل گردید.
11ـ عدم مطالعه و آنالیز تیمهای حریف در دور برگشت.
12ـ بیروحیه بودن سرمربی ایرانجوان در روز قبل بازی با فولاد اهواز به نوعی ایشان از پیش باخته بود. متأسفانه این مسئله به نوعی نامرئی به بازیکنان منتقل شده بود.
13ـ پرگویی بعضی از حضرات نشسته بر سکوی استادیوم در هنگام پیروزیهای ایرانجوان و بدست گرفتن خنجر انتقاد پس از هر شکست و مقصر نمودن سر مربی ایرانجوان.
14ـ انتقادپذیر نبودن مسوولان ایرانجوان و دوست داشتن و لذت بردن آنها از تعریف و تمجید که متأسفانه این مسئله باعث شد مشکلات این تیم در میان انبار پنبه گم شود.
15ـ دوگانگی در خصوص عملکرد سرمربی ایرانجوان از جانب ایرانجوانیهاست که اعلام میداشتند ابراهیمی روزی خوب بود و روزی بد. این عمل و گفتههایشان نشأت گرفته از این است که ما بوشهریها در اکثر اوقات شورمان به جای شعورمان خط شکن میشود.
16ـ اگرها، چراها، باید و نبایدها است که در فوتبال ما زیاد است، به نظر بنده حقیر که نه کارشناس فوتبال هستم و نه ادای در این زمینه دارم. ایرانجوان هر ساله با آیتمهای فوق درگیر است ولی هیچ وقت از این مسائل درس گرفته نمیشود که نمیشود. وقتی که نوع نگاه عوض نمیشود و افراد پیرامون تیم را به خوبی نمیشناسیم نتیجه بهتر از این نخواهد شد.
سیدعلی بکاء :با این نگرش، ریشه ایرانجوان خشک میشود
اگر نگاهی اجمالی به مسابقات سال قبل داشته باشیم متوجه میشویم که ایرانجوان سال نسبتاً خوبی را پشت سر گذاشته و بازیهای روانی را به نمایش میگذاشت، هر چند که این تیم به لیگ یک صعود نکرد ولی با بضاعتی که سال پیش داشت به همراه مربیان بومی خود تقریباً برای همگان قابل قبول بود و اگر قدری مسئولین این تیم تحمل میکردند با همان کادر قبلی یعنی آقایان معماری و طارمی میتوانستند با شناختی که از مسابقات داشتند. نتایج بهتری کسب کنند یا حداقل به همین نتایجی دست پیدا میکردند که آقای ناصر ابراهیمی شقالقمر کرد! سؤالی که برای تمام ایرانجوانیها و کارشناسان مطرح است اینکه با کدام تفکر و برنامهریزی و آیندهنگری ابراهیمی را به بوشهر آوردید، آقایان وقت آن نرسیده که این باشگاه که ریشه در فوتبال ایران دارد پیشرفت کند و چیزی که مشخص است شما با این نگرشتان دارید ریشه ایرانجوان را خشک میکنید، آیا تا به حال ازخود پرسیدهاید که چرا از تیم رقیب خود (شاهین) عقب افتادهاید، یادتان باشد شاهین با مربیان بومی خود یک قدم تا لیگ برتر فاصله دارد و این افتخار سالها پابرجا خواهد ماند.
پس دلایل عدم راهیابی ایرانجوان به لیگ یک کاملاً برای همهمشخص و محرضاست حالا بماند مسائل فنی و تاکتیکیکه خودجایبحثدارد درکل به نظر من باید یک نگرش کلی در باشگاه ایرانجوان انجام شود.
خبرهای هیأت فوتبال استان بوشهر
برگزاری کلاس داوری
یک دوره کلاس داوری درجه 3 در شهر بوشهر با حضور 26 نفر به مدرسی صناعی از شیراز در مورخه 28/2/88 به مدت چهار روز برگزار شد
آموزش پزشکی
به زودی یک دوره کلاس یک روزه پزشکی جهت مربیان فعال استان در خرداد ماه 88 در بوشهر برگزار میگردد.
کلاس داوری در کنگان
برگزاری کلاس درجه 3 داوری در شهرستان کنگان با حضور 22 نفر به مدرسی نوذر رود نیل در تاریخ 19/2/88 برگزار گردید.
مسابقات فوتبال قرعه کشی شد
مسابقات فوتبال ردههای سنی نوجوانان ، امید و دسته دوم شهر بوشهر قرعه کشی شد که به زودی برگزار میگردد.