نمایندهولیفقیهدر استان و امامجمعهبوشهر گفت: خبرنگاران چشمان تیزبین جامعه هستند که با حساسیت و ریزبینیخود درخدمتنظام و انقلابند.
آیتا... صفایی بوشهری روز شنبه به مناسبت روز خبرنگار افزود: امروز جامعه به خبرنگارانی متعهد و مومن نیاز دارد که بدور از سیاه نمایی با انعکاس واقعیت های جامعه و بیان نیازهای مردم به مسوولان مشکلات جامعه را حل کنند.
به گزارش ایرنا، وی اضافه کرد: خبرنگاران ولایتمدار، خبرنگارانی دشمن ستیزند که ترفندهای دشمنان را خوب می شناسند و مردم را آگاه میکنند.
صفایی بوشهری، سلامت، صداقت، کیاست، دانش مدیریت، صیانت، نظارت و شجاعت را از اصول خبرنگاری دانست که خبرنگاران متعهد این اصول را رعایت می کنند.
وی اظهار داشت: خبرنگاران پرتلاش و صمیمی مطالب را دقیق بررسی و بدون بزرگ نمایی و سیاه نمایی با قلم شیوای خود در انعکاس آن اقدام میکنند.
نماینده مردم کنگان، دیر و جم و رییس مجمع نمایندگان استان بوشهر در مجلس شورای اسلامی گفت: خبرنگاران شجاع و رسانه های قدرتمند یکی از محورهای اصلی توسعه هر کشوری به شمار می روند. دکتر عسکر جلالیان پنجشنبه در آستانه 17 مرداد روز خبرنگار در گفت وگو با ایرنا افزود:درصد بالایی از موفقیت و سربلندی هرکشوری مرهون تلاش خبرنگاران و اصحاب رسانه است که با زمینه سازی و آگاهی بخشی جدیت مردم در پیگیری اهدافشان را فراهم می کنند. وی اظهارداشت: خبرنگاران در بین آحاد جامعه از محبوبیت لازم برخوردار هستند طوری که مردم به اصحاب رسانه به عنوان زبان و چشم خود نگاه می کنند و این قشر را تکیه گاه خود می دانند. جلالیان یادآورشد: خبرنگاران برای افزیش این محوبیت باید در دستیابی به اطلاعات دقیق و انعکاس شفاف آن تلاش کنند و اخبار دقیق را به مخاطبانی که تصمیم گیر و تصمیم ساز هستند برسانند.
عضو هیات رییسه کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی اضافه کرد: همچنان اصحاب رسانه در نزد مدیران و مسوولان نیز باید از محوبیت بالایی برخوردار باشند و در صورتی یک مدیر از خبرنگاران ناخرسند است که آن مدیر نخواهد راه درست خدمت کردن را طی کند.
وی گفت: اگر مدیران و مسوولان احساس کنند هیچ جا از تیر رس دوربین و قلم خبرنگاران در امان نیستند هر روز بیشتر از روز گذشته بر تلاش و کوششان برای خدمت رسانی به مردم خواهند افزود. رییس مجمع نمایندگان استان بوشهر در مجلس شورای اسلامی افزود:خبرنگاران و اصحاب رسانه جزء امکان های دانایی و دانایی محوری هستند که باید تلاش و خدمات آنان را ستود.
جلالیان بیان کرد:نکته ای که ممکن است بعضاً تلاش خبرنگاران را خدشه دار کند جاهایی است که خبرنگار با عینک حزبی و جناحی خاص وارد عرصه شود و تلاش کند آنچه منعکس شود از زوایه یک جناح و با رنگ بوی خاص در اختیار افکار عمومی قرار گیرد که در این صورت نمی تواند به رسالت عظیم خود عمل کند.
نماینده مردم شهرستان های دیر، جم و کنگان در مجلس شورای اسلامی اظهارداشت: در حوزه حرفه خبرنگاری آیین نامه و قوانین بسیار خوبی وجود دارد، اما خوب اجرایی نمی شود.
وی گفت: آنچه به عنوان قانون مطبوعات در کشور وجود دارد عیب نقص هایی در حاشیه دارد که باید اصلاح شود، اما متن و چارچوب اصلی آن ارزشمند است که اصحاب رسانه باید تلاش کنند از این قوانین و آیین نامه های مربوطه بیشتر استفاده کنند تا کارها روان تر شود.
جلالیان افزود: باتوجه به اعتقاد قلبی خود در خصوص اهمیت جایگاه اطلاع رسانی در توسعه و بالندگی کشور آمادگی دارم با بهره گیری از دیدگاههای صاحب نظران این حوزه به عنوان عضوی از نمایندگان خانه ملت برای رفع خلاء های احتمالی قانون مطبوعات تلاش کنم.
مدیرعامل جدید ایرانجوان بوشهر
شنیده شده است با مصطفی گراشی در خصوصی مدیرعاملی ایرانجوان رایزنی شده است. شنیدنیها حاکی است تعدادی از پیشکسوتان ایرانجوان و اعضای هیأت مدیره ایرانجوان از مصطفی گراشی خواستهاند که مدیرعاملی ایرانجوان بوشهر را بپذیرد.
شکایت فرمانداری از مدیرمسئول خلیجفارس
شنیده شده است فرمانداری بوشهر از علی احمدی مدیرمسئول نشریه خلیجفارس به دلیل مطلب سایت آینده شکایت کرده است. شنیدنیها حاکی است بازپرس دادسرای عمومی پس از شنیدن توضیحات مدیرمسئول خلیجفارس، وی را آزاد کرده است.
روز خبرنگار و عدم شرکت نشریات بوشهر
شنیده شده است تعدادی از نشریات بوشهری به نشانهی اعتراض به عملکرد اداره کل ارشاد بوشهر، از شرکت در مراسم روز خبرنگار که توسط ارشاد برگزار شد، خودداری نمودند. گفته میشود روز خبرنگار توسط خانه مطبوعات در روز دوشنبه هفتهی جاری برگزار میشود.
وضعیت نامعلوم پارس شمالی
شنیده شده است هنوز وضعیت پارس شمالی در هالهای از ابهام قرار دارد. شنیدنیها حاکی است بزرگراه دلوار ـ دیر که قرار بود سال گذشته شروع شود، هیچگونه اقدامی در آن صورت نگرفته است.
مهندس موسوی بدنبال تحق ایده و گفتمان مشترک در بین ایرانیان وطن پرست و مسلمان است که در این گفتمان توجه به مشترکات شهروندان، ایرانیان و همه علاقمند به توسعه وسر بلندی ایران از اهمیت خاصی برخوردار است.ا ین مطلب را بهرام نکیسا در پاسخ به پرسشی در خصوص تشکیل جبهه سیاسی که مهندس میرحسین موسوی از آن یاد کرده است بیان داشت.
وی افزود: تداوم جمهوریت و اسلامیت از جمله اهداف اصلی این اندیشه می باشد بر خلاف آن دسته از افرادی که به جمهوریت واسلامیت و یا تنها به یکی از این دو مهم اقبال نشان می دهند و دنبال می نمایند.
دبیر مجمع نیروهای خط امام (ره) استان بوشهر گفت: آنچه که مورد توجه علاقمندان خط امام (ره)، اصلاحات وبه نوعی مهندس موسوی است که سبب بالندگی جامعه و این سرزمین کهن می گردد توجه به مشترکات مردم، شهروندان ایرانی است که برگرفته ازتفکرات مترقیانه، آزاد اندیشانه وضد متحجرانه بنیانگذار جمهوری اسلامی است. ازجمله توصیه های اکید و نقطه نظرات آن عزیز، امام (ره)، میزان بودن رای مردم، عدم دخالت نظا میان در سیاست، قیم مابانه با مردم برخورد ننمودن ومبارزه با متحجرین وخشک مقدسهای حجتییه ای و مضافا اینکه از منظر امام (ره) کرامت انسانی جایگاه خاصی دارد تا آنجا که ایشان می فرمایند:حیثیت و آبروی مومن در اسلام از بالاترین و والاترین مقام برخوردار است.و هتک مومن چه رسد به مومن عالم را از بزرگ ترین گناهان برمی شمارد. در همین زمینه دو روایت از مجموعه روایاتی که در توصیف مومن آمده است و مقام و منزلت مومن را بالا و والا می داند خدمتتان عرض می نمایم. پیامبر اکرم (ص) می فرماید: «المومن اکرم علی الله من ملائکته المقربین» مومن نزد خداوند متعال گرامی تر از فرشتگان مقرب اوست. حضرت امام جعفر صادق (ع) می فرماید: «المومن اعظم حرمه من الکعبه» حرمت مومن از کعبه بیشتر است.
بهرام نکیسا همچنین گفت: حضور مهندس میرحسین موسوی به عنوان فردی که تربیت شده آئین مقدس اسلام است، شخصیتی متدین که محضر امام (ره) را بخوبی درک کرده وهمواره مورد تائید ایشان نبز بوده تا جای که در خصوص انتخاب ایشان به نخست وزیری می فرمایند:انتخاب غیر از مهندس موسوی خیانت به اسلام است، در عرصه سیاسی کشور در این مقطع سرمایه عظیمی است و مایه مباهت چرا که ایشان احیاکننده ارزشها و فضیلتهایی انسانی و دینی ارزشمندی است که بر مبنای آن جمهوری اسلامی تشکیل گردید، در واقع بی مناسبت نیست که این دهه را دهه مهندس میر حسین موسوی نامید و به تعبیری باید گفت مهندس موسوی تفکر امام (ره) مبنی بر جمهوریت واسلامیت نظام، اصلاحات واسلام ناب نه اسلام متحجرین را مجددا در کشور احیا کرد و فرهنگ صداقت و راستگویی دین باوری را به نسل جدید منتقل و آموزش داد و نهادینه نمود.
دبیر مجمع نیروهای خط امام (ره) استان بوشهر همچنین اشاره داشت: چهار چوب گفتمان مورد نظر مهندس میرحسین موسوی اینگونه که برداشت می شود قانون اساسی است چرا که قانون اساسی جمهوری اسلامی در صورت دارا بودن ضمانت اجرائی لازم دارای ظرفیتهای مطلوبی از جمله رعایت حقوق شهروندی می باشد.
نقدی بر مصاحبهی نصراله شفیعی با خبرنگار نصیر بوشهر:
اداره ارشاد بوشهر
یا ملک شخصیِ آقای شفیعی؟
علیرضا غلامی
مصاحبه اقای نصراله شفیعی مدیرکل محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر را در هفته نامه وزین نصیر خواندم و به نظرم نکاتی آمد که در زیر می نویسم:
1- در حالیکه اشکالات بسیار زیادی بر مدیریت اقای شفیعی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر میرود، انتظار خوانندگان این است که اگر خبرنگاری اقدام به مصاحبه با او کرد با آمادگی کامل برای مصاحبه برود و سعی کند که به عنوان نماینده افکار عمومی سئوالات خود را مطرح کند و تا پاسخی نگرفته قانع نشود نه اینکه به پای سخنان اقای شفیعی بنشیند و هرچه او گفت ضبط کند و راضی از این مصاحبه باشد. آقای شیخی شتان که این همه به گفته خودش برای گرفتن این مصاحبه زحمت کشیده جواب کدام سوال خبرنگاران و هنرمندان را در قبال کوتاهی ها و کارشکنی های مدیریتی اقای شفیعی گرفته است؟ چرا در مقابل ادعاهای گزاف و اشتباهی که اقای شفیعی گفته از جمله سخنان سخیفی که درباره هفته نامه نصیر گفته عکس العمل نشان نداده و به راحتی فقط شنونده بوده است؟ دیگر زمان اینگونه مصاحبه ها که خبرنگار فقط شنونده باشد و مصاحبه شونده یک طرفه به دادگاه می رود گذشته است.
2- آقای شفیعی مدعی شده که نشریات بوشهر تاثیرگذاریشان کم است برای اینکه تیراژشان پس از انتشارشان تا کنون افزایش نیافته است.
برای مدیری که خود نشریه دارد و در اداره ای کار می کنند که به حوزه مستقیم مطبوعات مرتبط است بعید است که اینگونه اطلاعات اندکی در حوزه مطبوعات داشته باشد. به طور عموم همه متخصصان روزنامه نگاری معتقدند که حوزه تاثیرگذاری مطبوعات هیچ ربطی به تیراژ آنها ندارد بلکه عوامل دیگری در آن دخالت دارند برای اینکه اگر اینگونه بود نشریات زرد با تیراژ بسیار بالا باید تاثیرگذارترین نشریات باشند در حالیکه همه (البته به جز آقای شفیعی) می دانند که اینگونه نیست. در کشور خودمان تاثیرگذاری روزنامه هایی همانند اعتماد ملی بیشتر است یا روزنامههای خنثی اما با تیراژ بالا؟ تاثیر گذاری روزنامه کیهان که مورد علاقه آقای شفیعی است با تیراژ 50 هزارتایی آن بالاتر است یا روزنامه جام جم با تیراژ 300 هزارتایی؟ برای مدیرکلی که به این سخیفی مدعی نظرات خود در حوزه ای است که باید در آن تخصص داشته باشد، جز اینگونه مدیریت آشفته انتظار دیگری هم نیست.
3- آقای شفیعی در مصاحبه خود گفته است که خبرنگار باید صادق و گویای مردم باشد و آنچه مردم نمی توانند بگویند را بیان کند.
سوالی که از آقای شفیعی دارم این است که چرا عملکرد مدیریتی خودش 180 درجه با این گفته اش فرق دارد؟ سخنان زیبا گفتن با عملکرد نازیبا به هدر می رود و به هیچ دردی نمی خورد. همانطور که در مقدمه آن مصاحبه هم گفته شد بود آقای شفیعی یکسال حاضر به مصاحبه با آقای شیخی شتان نشده بود؟ آیا این جز به دلیل این است که این خبرنگار حرفهایی را می زند که مردم می خواهند بگویند اما نمی توانند؟ بعد نتیجه آن این می شود که آقای شفیعی حاضر به مصاحبه با خبرنگاران شجاع که حرف مردم و هنرمندان را می زند نمی شود.
4- در تمامی این مصاحبه نگاه آقای شفیعی به اداره ارشاد و وظایف آن شخصی و تملکی است بطوری که خواننده به سادگی می فهمد که آقای شفیعی نگاه مالکانه به این اداره دارد و هرجا که لازم باشد هر کاری که دلش بخواهد می کند و جوابگوی هیچ کس هم نیست. نمونه روشن آن موضوع 30 میلیون تومان بن های کارت الکترونیکی است که مختص روزنامه نگاران و هنرمندان است اما آقای شفیعی این بن ها را با دارایی شخصی خودش اشتباه گرفته و آشکارا و در اقدامی غیر قانونی می گوید که هر کس مرا تحریم کند این بن های کتاب را به او نمی دهم. در کجای بخشنامه و آیین نامه و ... وزارت ارشاد آمده است که بن های کتاب فقط برای کسانی است که آقای شفیعی را دوست دارند و قربان صدقه اش می روند و چشم بر اشتباهاتش می بندند! آقای شفیعی 30 میلیون تومان بن کتاب را با ارث پدرش اشتباه گرفته و فکر می کند که هرطوری که میلش برسد می تواند آنها را به دوستداران و هم جناحی هایش بدهد و پاسخگوی کسی هم نباشد. این آشکارترین اعتراف آقای شفیعی به بی قانونی و هرج و مرج مدیریتی ایشان است که خودش به آن معترف است.
5- آقای شفیعی در تحریم جشنواره مطبوعات اداره ارشاد بوشهر توسط نشریات اصلاح طلب هم دچار تناقض شده است برای اینکه سخن از 8 نشریه اصلاح طلب می گوید که با نوشتن نامه این جشنواره را تحریم کرده اند و در حالیکه در میان آنها نامی از هفته نامه پیام جنوب نیست اما در ادامه مصاحبه می گوید که آقای شیرکانی مدیر مسئول پیام جنوب در تماس تلفنی با او گفته که اینها بدون هماهنگی با من نام نشریه ام را در میان تحریم کنندگان نوشته اند در حالیکه خودش چند سطر قبل تر نام هفته نامه هایی را که نامه تحریم را نوشته اند آورده و اسمی از پیام جنوب در میان آنها نبوده است. آقای شفیعی می گوید در حالیکه می دانسته که چه کسی آن نامه را نوشته اما به روی خودش نیاورده. البته مهم این است که چه کسانی نامه را امضا کنند وگرنه نویسنده نامه مهم نیست. این ادعای آقای شفیعی هم دروغ دیگری است برای اینکه در نشریات خواندیم که وزارت ارشاد سهمیه کاغذ همین 8 هفته نامه را قطع کرده و حتما با گزارش آقای شفیعی به دلیل شرکت نکردن آنها در جشنواره مطبوعات آقای شفیعی بوده است.
6- بدترین قسمت مصاحبه آقای شفیعی بر می گردد به قضاوت ناجوانمردانه او درباره هفته نامه نصیر بوشهر. آقای شفیعی در این مصاحبه گفته است که با همه نشریات تعامل داشته بجز با نصیر بوشهر و مدعی شده که نصیر از همان ابتدا، پروژه از قبل طراحی شده اش را بر علیه او دنبال کرده. این چه تعاملی با همه هفته نامه های استان است که 8 تای آنها که اصلی ترین آنها هم هستند بر علیه آقای شفیعی نامه نگاری می کنند و جشنواره او را تحریم می کنند و دهها روزنامه نگار هم بر علیه او طومار امضا می کنند و خواستار برکناریش می شوند؟! من در نصیر ندیدم که از همان اول پروژه از قبل طراحی شده ای را درباره آقای شفیعی داشته باشد بلکه به وظیفه اطلاع رسانی خودش عمل کرده و درباره وضعیت خراب مدیریت آقای شفیعی مطلب چاپ کرده است. تا آنجا که ما در نصیر خوانده ایم این بوده که آقای شفیعی بوده که به هر بهانه ای به نصیر تذکر داده و آنها را زیر فشار قرار می دهد. همانطور که گفتم آقای شفیعی اداره ارشاد را با باغ خودشان اشتباه گرفته اند و آن را ملک شخصی خودش می داند و با هر هفته نامهای که دوست داشته باشد تعامل می کند و بر علیه هر هفته نامه ای هم که دوست نداشته باشد اقدام می کند. این نوع مدیریت است که شاهد بحران آفرینی های پی در پی توسط اقای شفیعی در فرهنگ و هنر هستیم و بجای اینکه در خدمت فرهنگ و هنر باشند مثل ترمزی شده اند که نمی گذارند هنرمندان و اهل قلم کار کنند و به هر بهانه ای در مقابل آنها سنگ اندازی می کنند.
تکامل بشریت همواره مرهون تلاشهای انسانهایی بوده که زنجیر محکم سنتهای کهنهی دوران خود را برای رسیدن به ارتقاء و کمال نفس خویش پاره کردهاند. اینان کسانی هستند که با بلندنظری خود همواره در مقابل جبر و خشونت و محدودیت جامعه رهایی یافتهاند و نور روشنفکری را به اذهان کورمردمان هر عصری ارمغان دادهاند و زنان در این پیکار چه نیکو درخشیدهاند.
همواره بیان دیدگاهها و نظریات فلسفی ـ سیاسی در مورد زنان میتواند در شکلگیری اندیشهی مردم و روش مبارزاتی آنها در حوزهی مختص به زنان تأثیرگذار باشد، آنچنان که به رغم نادیده گرفتن مسائل مربوط به زنان چند تن از فیلسوفان بزرگ غرب همواره به موضوع زن توجه کردهاند. اولین و مهمترین مسألهای که از دید کلی فیلسوفان برتابیده میشود نگاه آنان به مسألهی زن و خانواده میباشد و دومین مسألهی جایگاه زنان با توجه به ویژگیهای طبیعی و ذاتی آنهاست که به صورت مفصل میتوان در آثار افلاطون، ارسطو، روسو و استوارت میل مشاهده کرد. حتی امروز هم بسیاری از دیدگاههای علوم اجتماعی و روانشناسی برگرفته از نظریات و بحثهای همین فلاسفهی بزرگ میباشد، چرا که وقتی با مسألهی تبعیض جنسیتی و حقوق زنان در بالاترین مراجع قانونی کشورهای غربی برمیخوریم نظریاتی را مشاهده میکنیم که برگرفته از دیدگاههای فلاسفهی کلاسیک است. لذا در این سری از مقالات به بررسی دیدگاههای سیاسی ـ فلسفی فلاسفهی بزرگ غرب میپردازیم تا موضوع زن را از این دیدگاه نیز بررسی کرده باشیم تا بتوانیم از طریق آن همچنان که آمد اندیشهای استوارتر و روشی دقیقتر برای مبارزه در تساوی حقوق زنان داشته باشیم. لذا در بررسی زن در سنت یونانی میتوان به نکتههای بسیاری دست یافت که بر زندگی زنان چیره شده و آنان را در ردیفی که نه در شأن و جایگاهشان بوده بلکه چیزی جز تحمیل حقارت و تحمل آن نبوده است قرار دادهاند به طوریکه اگر به داستانها و نوشته ها و نظریات فلاسفهی بزرگ یونان رجوع کنیم، میتوانیم با دقت بیشتری موضوع زن را بررسی کرده و این را گذرگاهی برای رسیدن به مبحث زن در ایران و جامعهی کنونی ایران قرار دهیم و از آن شواهد، دادههایی بیرون بکشیم که از بُعد محتوا یکسان و همانند هستند.
و اما برای رسیدن به نقطه نظریات اصلی فیلسوفان در مورد زنان باید سرکی به جامعهی یونان باستان بزنیم تا بیشتر با شرایط و آداب و سنن و نحوهی رفتارهای عمومی در ارتباط زنان آشنایی یابیم. در این جامعه همواره رسم بر این بوده که زنان بسان کودکان و خردسالان در نظر گرفته شوند و رفتاری متناسب با رفتار با کودکان به این قشر تزریق میشده است. آنان حق خرید به تنهایی را نداشتهاند، آنان حق ورود به اجتماع و مکانهایی که در آن امور شهری (کشوری) آموزش داده میشده است را نداشتهاند؛ بدینسان از کسب تجربه در کلیهی فعالیتهای اجتماعی محروم بودهاند و حتا انتخاب آنان برای ازدواج توسط مردان نیز به دلیلی به جز امور فرزندداری و صرفهجویی و نگهداری در اموال مرد نبوده است. «امروزه همواره زنان تمایلی وافر به نگه داشتن خود در برخی امور در دنیای کودکان دارند، برای مثال پسربچهها در کودکی با اسباببازی خود خشنود میشوند و وقتی بزرگ میشوند اسباببازی جای خود را به وسایل مهمتر و واقعیتر در زندگی آنان میدهد اما بسیارند زنانی که در بلوغ همواره عروسک باز هم برای آنها جالب و هم بازیست و شاید این حفظ دنیای کودکی باوری بر صحت و ریشهی مردسالاری باشد». در گذری به ادبیات یونان باستان میبینیم که سراسر ادبیات آنها مبتنی بر نفرت از زن بوده است. بدینسان که هومر در ایلیاد به ندرت در مورد زنان صحبت میکند و اگر گاهی نیز از آنها سخنی به میان میآورد آنان را دلیل جنگها و حسادتها میشمارد و هیسود زنان را منشأ فلاکت و پستی بر روی زمین معرفی میکند که با خود، مردان را دچار رنج و تعب کردهاند و اضافه میکند متأسفانه وجود زن برای باروری از ضروریات است و به کشاورزان همواره تأکید میکند که داشتن گاوآهن برای زمینهایشان و زن برای خانهشان ضروری است و یا پنلوپ زن را مختص نخریسی و پارچهبافی میداند و بارها به پسر خود توصیه میکند: که «در شأن او نیست که به چنین کارهایی بپردازد». ادبیات و ضربالمثلهای ما مملو و آکنده از دیدگاههای مردسالار است. «قول مردانه»، «مردباش»،«جوانمرد»، «خواب زن چپه»، «زنذلیل» که در گویش و فرهنگ ایرانی جاریست همگی به برتری مردان اهمیت میدهند.»1 زنان در یونان باستان حق داشتن یک زندگی شرافتمدانه را نداشتند و آنان را همواره جدا از مردان و فعالیتهای آنان نگه میداشتند به طوریکه یکی از برترین صفات یونانیان واژگان نیک و فضیل میبوده است و این را به کسانی نسبت میدادهاند که فاتح در جنگ، شجاع، زبردست و ثروتمند میبوده باشد؛ حال آنکه هیچکدام از زنان این صفات را نمیتوانستند داشته باشند چرا که تنها یک مرد اشرافی میتوانست واجد چنین صفاتی باشد حال آنکه هیچ زنی دارای زندگی اشرافی نبود، اما در عوض زنان پاکدامن دارای ظاهری آراسته و زیبا قدمی بلند و توانا در امور خانهداری و باروری بودهاند. نگاهی جسمانی به زن، اندیشهای نه چندان کهن که شرافت و نیک بودن برای زن تنها به این بسنده باشد که او ظاهری زیبا و جسمی توانا برای زایش داشته باشد، بدینسان دختران جوان تن به ازدواجهایی میدادهاند که تنها برای شرایط اقتصادی پدران آنها ضروری بوده است و از حق داشتن دانش محروم بودهاند. آنان محصور بودن در خانه را پذیرفته بودند و مردان هم انتظاری بیش از این از آنها نداشتند. بهطوری که علت سرکوبهای مستمر و ممانعتهای پی در پی همواره آنان به دنبال ایفای نقشی در مسایل و امور خانه و خانه داری نیز نبودند. سن ازدواج برای دختران پایین در نظر گرفته شده است؛ این پایین بودن سن ضمن اینکه از گفتمانی مردسالاری برمیخیزد که مرد از جوانی و طراوت بیشتر زن کامجویی کند، همچنین باعث میشود که دختر به علت عدم شناخت هویت انسانی خود، ترس و قدرت پدر را در خانواده با پدری دیگر در شکل شوهر معاوضه کند.»2
بدینسان توانایی گفتوگو و بحث و حتا اندیشیدن از زنان صلب شده بوده است؛ به طوریکه ارسطو عنوان میکند «تاج زن سکوت است» و یا پریکلس در پند و اندرز به زنان میگوید «فضیلت زنانگی که شخصیت طبیعی زن را تشکیل میدهد ایجاب میکند که آنان کمتر سخن بگویند، خواه این سخنان خوب باشد خواه بد» و اما در رفتار جنسی یونانیان تکهمسری برای مردان امری واج و تحمیلی نبوده است بلکه داشتن همسر به این معنی بوده که فرزندانی قانونی برای خود داشته باشند و همسری وفادار به نگهبانی از فرزندان و اموال خویش؛ اما داشتن معشوقه را همواره برای لذت بردن بلامانع میپنداشتند به طوریکه زنان به عنوان وسیلهای برای تولید و باروری برای مردان تبدیل شده بودند تا توسط فرزندانی که به وسیلهی آنها به وجود میآیند مردان را همواره از وارثان قانونیشان محروم نسازند «زنان هنوز هم جنس دوم هستند، هنوز زن در اتاق خواب و آشپزخانه بیشترین لحظات عمر خود را سپری میکند و میتوان گفت دید مردان نسبت به زنان همچنان کلفت / معشوقه است».3 در بحثهای افلاطون در مورد زن که بها دادن به او خوار و بیارزش نمودن اوست، امری است آشکار و واضح. آنچنان که او عمل جنسی با زن را مکروه میداند لذا ردپای نفرت از زن را به راحتی میتوان در افکار و عقاید افلاطون جستوجو کرد. در گفتوگوهای افلاطون در حقیقت نقش هیچ زنی را به صورت مخاطب نمیتوان یافت؛ آنچنان که این عقیدهی عمومی و فکر غالب را در وجود دارد که زن را به طور طبیعی پستتر از جنس مرد میداند. زن در آثار او شخصیتیست پست و زبون؛ آنچنان که او زن را با واژهی «زن» با زبانی تحقیرآمیز به کار میبرد که به معنای شخصی زبون و ترسو و ضعیف میبوده است. او این افکار را که انعکاس شرایط آن زمان یونانیان باستان بوده است به شاگردان و پیروانش انتقال میداده و زنان را در ردیف کودکان، بیماران افراد ضعیف و رشدنیافته و یا حتا حیوانات قرار میداده است. «در بسیاری از اشعار شاعران بزرگ ایرانی نیز میتوان به راحتی قرار گرفتن زن را در ردیف حیوانات جستوجو کرد». در یونان باستان آنچنان زنان حقیر و پست شمرده میشدند که به سربازان جوانی که داوطلب شغل پاسداری بودند آموزش میدادند که از صفات و ویژگیهای زنانه پرهیز کنند. «پس جوانانی که میخواهیم پاسداران جامعهی ما شوند و مردانی قابل، بار آیند اجازه نخواهیم داد که از زنان تقلید کنند؛ از آنان که ستیزهگر و گرفتار رنج و بدبختیاند و یا عزادار و عاشق و بیمارو دچار درد زایماناند پیروی کنند.»4
افلاطون آنچنان از نقش نفرتانگیز زن در امور جنسی یاد میکند که بر اساس آن، همجنسبازی را امری نفرتآور عنوان میکند چرا که در این عمل یکی از دو همجنس مجبور است نقش زن را بازی کند.«آیا کسی که عنان خود را به دست شهوت بسپارد و در برابر آن کوچکترین مقاومتی نکند در نظر همهکس خوار و زبون نخواهد بود؟» میتوان در افکار افلاطون و پیروان او عشق را بدینسان جستوجو کرد اول عشق مضحک و پست زمینی و عشق به زن که تنها مردان پست و دونپایه به دنبال چنین عشقی میباشند. اما در مقابل عشقی آرمانی و آسمانی، عشقی کاملاً مذکر مربوط به مردان نخبه و خردمند مربوط به فرمانروایان و مردان فرهیخته که در زندگی روزمره همواره سرشت مردانگی خویش را حتا در عشق ورزیدن نیز حفظ میکنند و اگر ازدواج میکنند تنها برای تولید مثل و ادامهی نسل و حفظ سنت اجتماعی میباشد. عشقی از آنگونه که مولوی در شمس و حافظ در شاهدان خود جستوجو میکرد عشقی کاملاً مردانه برای آفریدن روحی آرمانی و آسمانی بزرگ همچون مردان. سقراط نیز در اینباره، عشق به زنان را از نوع جنس دوم و جسمانی تلقی میکند که باعث تولیدمثل میشود. به طور کلی افلاطون خواهان آفرینش فرزندان روحی بود. فرزندانی که خدایان نطفهی همهی دانشها و هنرها و مدیریتها و فرمانرواییها را در وجود آنها کاشتهاند و معتقد بود کسانی که بدنشان استعداد تولید دارند به زنان روی میآورند، ولی آنان که روحی مستعد دارند به دنبال آفریدن فرزندان روحانی هستند. در واقع افلاطون باور داشت که زن از دندهی چپ مرد آفریده شده و زنان قسمتی از وجود مردان هستد که در زمین دچار ضعف و شکست شده. بدینگونه که مجازات مردان ضعیف را زن شدن آنان میپنداشت و بدین باور بود که اگر آنان روی از بدی برنتابند به مرحلهای پستتر که همانا حیوانات هستند خواهند رفت. «طبیعت آدمی دارای دو جنس است، اول جنس عالی تر با چنین خصوصیاتی که دارندهی آنها بعدها «مرد» نامیده شده و مرتبهی دوم شهوت و میل که مخلوطی از درد و لذت است و سپس ترس و حسد و هرچه از این قبیل و عواقب و نتایج اینهاست. این مرتبهی دوم طبیعت زن خواهد بود و اگر در این مرتبه روی از بدی برنتابد هربار در کالبد حیوانی که از حیث خلق و خوی شبیه به آن است در خواهد آمد و پیوسته از کالبدی به کالبد دیگر خواهد رفت.»5 بدینگونه خودبرتربینی را در قالب مردانگی با پست و زبون کردن زنان بیشتر و بیشتر برخوردار میساختند تا با پست شمردن جنس زن، قدرت بیشتری نصیبشان گردد. بدینسان از افلاطون تاکنون اهانتهای بیشماری به جنس زن روا داشته شده است اما در کنار همهی این مواردی که بر زن در سنت یونان گذشت افلاطون و پیروان او خواهان طرح برابری نقش زن و مرد در جامعه میشوند که باید پرسید چگونه او که جنس زن را پست و حقیر میشمارد، خواهان چنین طرحی است؟
منابع و مآخذ:
1. بازنگری انتقادی، موذنی، حمید، نشر گلگشت و شروع
2. همان
3. همان
4. زن از دیدگاه فلسفه سیاسی غرب، مولیر آکین، سوزان، نشر روشنگران و مطالعات زنان
5. همان
سی ساله بودم که انقلاب شد 30 سال هم با تمام توان در اختیار انقلاب بودم تا دم مرگ هم خواهم بود. اما آرزو داشتم تا زمانیکه در قید حیات هستم ببینم که شهرستان بوشهر از پادگانهای نیروهای نظامی تخلیه شود و ما هم به زادگاه خودمان برگردیم. محلاتی که سال 52 به زور سر نیزه از ان منطقه بیرون کردند دوباره در نقشه بوشهر تداعی کند. مسئولین محترم رتبه بالا همیشه از راندهشدگان فلسطینی لبنان بلندیهای جولان سخن میگویند، گویا در ایران خودمان هیچ اتفای نیفتاده. آرزو داریم به زادگاه خودمان برگردیم تا وقت مردن کنار امامزاده هاشم محلهی جفرهی علیباش دفن شویم. گنبد بیبی زلیخا هنوز از یادمان نرفته، صحرای جفّار نخلستانهای مندلی و باغ کدا و باغ مشهدی کرم و صحرای دلنشین آن دشتها هنوز از یادمان نرفته. از قدیم گفتهاند هر که را مهر وطن در دل نباشد، کافر است / معنی حبالوطن فرمودهی پیغمبر است.
چرا باید این شعار عملی نشود؟ بعد از بیست سال این طرحی که دولتین و مجلسیان تصویب کردند چرا به مرحلهی اجرا نرسیده، البته در شهرهایی مانند اصفهان، دزفول و چند جای دیگر عملی شده؛ اما در بوشهر ما که نفرین پیغمبری دنبال آن است هنوز که هنوز است از این طرح نیست. نمایندگان محترم بوشهر در مجلس شورای اسلامی فقط وعده میدهند. کار عملی در این خصوص از آنها مشاهده نکردهایم. طرح بیرون رفتن پادگانها که عملی نشده، زمینهای بسیاری دوباره در زمان جمهوری اسلامی ایران گرفته شد از طرف ریشهر، بندرگاه، هلیله، امامزاده و جاهای دیگر بوشهر در این زمان در تنگنای بیزمینی قرار دارد. جوانان نمیتوانند صاحب خانه و کاشانه شوند. استدعا داریم از امام جمعهی محترم و نمایندهی ولی فقیه که در این خصوص اطلاع کامل دارند مقام معظم رهبری را در جریان این امر قرار دهند. تا صحبتی از برون رفتن نیروی انتظامی و پادگانها به میان میآید فوراً توپ را به زمین رهبری میاندازد بهگونهای وانمود میکنند که معظمله در این خصوص رضایت نمیدهند. شرق شهرستان بوشهر میتوان دهها پادگان احداث کرد. این نقشهی لعنتی امریکا و انگلیس بود که باید بوشهر ویران شود. امیدوارم در مدت 4 سالی که دکتر احمدینژاد بر عریشهی ریاست جمهوری تکیه دارد، با هماهنگی رهبر معظم و نمایندگان مردم بوشهر بتوانند این طرح غیرممکن را ممکن سازند تا راندهشدگان به زادگاه خویش برگردند. خداوند خدمتگزاران به نظام جمهوری اسلامی ایران را حفظ کند.
شش دههی پرافتخار از عمر باشگاه شاهین سپری گردیده، اما در پس این نوستالژی تلخ و شیرین، فوتبال بهانهی زندگی و امید به آینده گشت. ماندگارترین کسب افتخار در ویترین فوتبال بوشهر، جشن و سرور و یزله شادمانی لیگ برتری شدن شاهین است که در اذهان عموم جنوبیان برای همیشه باقیست.
فوتبال تنها یازده نفر توی زمین نیست؛ فوتبال یعنی زندگی، یعنی مردم،یعنی بوشهر، یعنی ایران. سکونشینها منتظرند.
ما همه مدیون سکونشینها هستیم. اینها بهترین درس زندگی را به ما دادهاند و لابهلای خطوط را خوب میدانند و آنها میدانند در فوتبال امروزی همهچیز به هم ریخته پر از دلالبازی و دلقکبازی گشته است. ولی قدر این تماشاگران را بدانیم، زاویهی دیدشان از ما متفاوت است و آنها را درک و همراهشان حرفهای عمل نماییم.
با عشق به فوتبال، عشق به نسل قدیم و جدید، عشق صادقانه به ساق پاهای رزمی، مصری، احمدی، جابری، بوالخیری، پوربهی، محمدی و …با عشق میشود همهچیز را عوض کرد. عشق و احترام را جایگزین خشم و تنفر و خودخواهی و خودپسندی کنید. بگذارید جوانان و علاقهمندان روی سکوها به عشق فکر کنند و امید. آنوقت ببینید چه تحولی روی خواهد داد.
نسل جدید شاهین میبایست این حس را در خود تقویت نماید که وارث پاطلایی و سرطلاییهای تکرارناشدنی تاریخ فوتبال این مرز و بوماند. در مقابل، برای تمام افرادی که طی این شش دههی گذشته تا ورود به لیگ برتر برای باشگاه شاهین زحمت کشیدند سر تعظیم فرود آورده و از تمامی فوتبالیستهای ارزندهی شاهین بوشهر در چند دههی گذشته که در مستطیل سبز خوش و زیبا درخشیدند و برای خود و باشگاه و شهرشان اسم و رسمی در فوتبال جنوب و ایران به یادگار گذاشتند. همگی به یاد داریم نام هرکدام از آنها ورزشگاهی را به وجد آورده و تماشاگران ایستاده برایشان کف میزدند و آنها درس اخلاق، شرافت و پاکیِ ورزش را بالاتر از فوتبال میدانستند؛ به همگی افتخار میکنیم، بهحق قابل احتراماند.
اینها سادهانگارانه نبوده و نیست، بلکه عین واقعیت است. فرهنگ شاهینیها سراپا اکسیژن بود و همیشه به یک نقطهی روشن نگاه میکردند و جا دارد لذت ببریم از کارنامهی روشنِ آنها. برویم در برزیل نگاهی بیندازیم. در برزیل فوتبال با رقص سامپا در خیابانها و سواحل بازی میکنند و پیشکسوتان خود را ارج مینهند و با عشق به آنها فقر و گرسنگی و عقبماندگی را تاب میآورند. زمینهای فوتبال را در انگلستان نمیتوان شمرد، 400، 500 زمین چمن را در یک مسیر قطاری میتوان مشاهده نمود. هنوز به احترام بابی مورها و جورج بستها و بابی چارلتونها به پا میخیزند و فوتبال فوق مدرن را ستایش میکنند. در زمینهای خاکی بوارده و گراندشاپوری شاهین و کارگر آبادان تمرین میکردند. غزال، مظلومی و گیشویی، دهداری، سالیا و علیزاده و …و در بوشهر زمینهای خاکی خلیج و نادری و قلعهگیر، پودر، سنتاب بزرگانی همچون ابراهیمزاده و ماهینی، درویشی، برزین، رزمی و تورانی، غریبی، چاهیبخش و محمدیها تمرین کردند و بزرگ شدند و در همین شرایط است که میتوان استعدادها را یافت.
و اما حالا که لیگ برتری شدهایم، تمام کوچه و محله و مدرسه و آموزشگاه و پارکها را زمین فوتبال نمایید. زیرا شروع پایههای فوتبال از همین مکانهاست و باور کنید همگی در دنیای فوتبال زندگی میکنیم.
با بوشهریها هم مانند خود بوشهریها برخورد نمایید و سخن برانید و بوشهر و سرمایهی فوتبالش را از دریچهی چشم سیهچردگان بوشهری ببینید والّا کسی شما را متوجه نمیشود!
این استادیوم مثل خانهی همهی ماست. همه عضو این خانه هستیم باید آنجا را حفظ کرد و مقدس شمرد و زیبایش کرد تا مردم با میل بیایند به ورزشگاه و شرایط را برایشان درست فراهم کنیم. هرگز به آنها بیاحترامی نکنید، هرگز تماشاگران بوشهری را بیفرهنگ تلقی نکنید و تحلیل جامعهشناختی از تماشاگران خوب و باصفای بوشهر داشته باشید. نماد و ویترین شهر و مردمان بوشهر فوتبال و میگو و ماهی است و نه سمبوسه و فلافل!
با نگاهی دقیق و اصولی به تاریخچه لیگ برتر میتوان دلایل صعود و نزول بسیاری از تیمها را موشکافانه مورد بررسی و تأمل قرار داد، به گواه بسیاری از کارشناسان و صاحبان تجارب در فوتبال امروز با توجه به پیشرفت این رشته برای رسیدن به ایدهآلهای روز از چند منظر باید مورد بررسی و عملیاتی نمود که از آن جمله:
1. مدیریت متخصص از جمله اصلیترین رکن در انجام پیشبرد اهداف و برنامههای یک مجموعهی فوتبالی بوده و بدون داشتن این مورد در بسیاری از موارد مورد بررسی قرار گرفته شده، نتیجه معکوس بوده است. مدیریت فوتبالی تنها این نیست که فلان شخص در روزگاری یک بازیکن بوده، باید حداقل چندین فصل حضور در سطح اول فوتبال روز داشته و در این مسیر طی شده صاحب علم روز نیز بوده تا بتواند در حضور صاحبان نظر با استدلال و منطق نسبت به خواستههای موجود جوابگو باشد.
2. حضور تیمی که تاکنون تجربهای در چنین میدا ن بزرگ را نداشته آزمونیست دشوار که مستلزم یک هماهنگی قوی در تمام نقاط این مجموعه میباشد. امروز که نگاه وسیعتری به تیم شاهین میشود وقت شاید از طلا نیز باارزشتر میباشد، در حالیکه بسیاری تیمها بیش از 2 ماه زمان را برای آمادهسازی سپری کردهاند. متأسفانه به دلایل مختلفی تیم شاهین از همهی تیمها عقبتر مانده و تا شروع لیگ شاید بتوان تا حدودی بازیکنان را شناخت که مهمترین مسأله، بحث هماهنگی و دوران بدنسازی است که تیم شاهین تا حدود زیادی از آن بیبهره میباشد که امیدواریم با تلاشی دوچندان این نواقص برطرف و یا تا حد زیادی رفع گردد.
3. بحث روز فوتبال بوشهر حمایتکنندهی مالی است که تا زمان حضور دکتر رضوی خوشبختانه هیچگونه دلنگرانی دیده نمیشد که متأسفانه با کنار گذاشتن وی مشکلات تیم شاهین آغاز گردید که در این میان وجود مبارک حضرت آیتاله صفایی بوشهری باعث امیدواریهایی شد که اگر همت و تلاشهای بیوقفهی ایشان نبود، شاید تیم شاهین نیز از لیگ کنارهگیری کرده و اصلاً در لیگ برتر شرکت نمیکرد که امیدواریم همهی مسئولان ارشد استان تلاشی دوچندان داشته باشند و نگذارند این فرصت طلایی از بوشهریها گرفته شود.
4. در حالی که سطح توقعات از تیم شاهین تا حد زیادی بالا رفته است و تماشاگران بسیاری مدام از اوضاع و احوال تیم سراغ میگیرند این خود پشتوانهای قوی و غنی است که با برخورد منطقی و صحیح با این قضیه و اینکه باید به همگان این را ثابت نمود که فقط پول نیست که موجب موفقیت گردیده چه بسا تجربهی سال گذشته این را ثابت میکند که با وفاق و همدلی و حمایتهای همهجانبه این سرمایهی عظیم میتوان به سرمنزل مقصود رسید. امیدوارم عزیزان با صبر و حوصلهی بیشتر مجموعهی تیم بالخصوص سرمربی را حمایت کنند تا بتوان اولین تجربه لیگ برتری را با سربلندی پشت سر گذاشته و آیندهای بهتر برای فوتبال دیارمان بوشهر نوید دهیم.
ماست و پرپین و پیاز، نون بیار چاس تیلیته
تیم شاهین اومده حرف حسابی حالیته
حریف اول ما قوی سفید انزلیست
تو بوشهر سابقه داره بردنش مشکلی نیست
تراکتورسازان شرقِ آذری
شده عِین بَنبُولِه ترکُندِنِش هیچکاری نیست
ماست و پرپین و پیاز، نون بیار چاس تیلیته
تیم شاهین اومده حرف حسابی حالیته
ابومسلم که بیاد چون پیرهنش تیره و تارش میکنیم
مس کرمان برسه با نقره داغش میکنیم
پاس شهر همدان اگر بیاد
لبِ دریا میبریم تشنه روانش میکنیم
تیمهای اصفهونی در پیِ هم
مثل مِید آرد میریزیم با هم شکارش میکنیم
ماست و پرپین و پیاز، نون بیار چاس تیلیته
تیم شاهین اومده حرف حسابی حالیته
تیم پیکان که دیگه کهنه شده، اسقاطیه
تیم مغلوبِ بعدی فجر شهید سپاسیه
تیم سایپای کرج آب و روغن قاطی داره
راهآهن شهرِ ری فقط یه ریلِ خالیه
تیمهای مرکزنشین آبی و قرمز نداره
هر کی شهرِ ما بیاد آخرِ کارش زاریه
ماست و پرپین و پیاز، نون بیار چاس تیلیته
تیم شاهین اومده، حرف حسابی حالیته
صبا از قم که بیاد باطری او شارژ نداره
پاش به بوشهر برسه، 86 تکراریه
اِس اِس شهر جنوب، همراه فولاد که بیاد
رو اونا شناخت داریم بُردِمون خیلی عالیه
الغرض هر تیمی پا بِیلِه بوشهر یکی دو تا گل میخوره
نمیزاریم هیچ تیمی مُفتِکی از بوشهر بره
همگی وقت بازی به یک صدا
لیگ نُه! بوشهرِ ما یادت نره!
هفتهنامهی نصیر بوشهر با حمایتهای دلسوزانهی مدیرمسئول ورزشیاش "حسن لاوری" چندین سال میباشد که پا به پای ورزش حرکت میکند؛ چه در بحث تجلیل از برترین فوتبالیست سال و چه تجلیل از پیشکسوتان، اسطورهها، مدیران، سرپرستان برتر و چه در چاپ ویژهنامههای مختلف از جمله ویژهنامهی زندهیاد احمد تورانی، ویژهنامهی تمام رنگی عید نوروز، ویژهنامهی اسطورههای فوتبال جنوب کشور و اینک ویژهنامهی لیگ برتر تقدیم خوانندگان همیشگی هفتهنامهی نصیر بوشهر میگردد. امید است که مطالب جمعآوری شدهی دوستان ورزشنویسم بتواند کمکحال شاهین لیگ برتری باشد.
ما در هشت دورهی لیگ برتر غایب بودهایم، هر سال تقی به توقی میخورد تا بلکه آن هم در جام حذفی یک تیم مطرح به بوشهر میآمد و دوستداران فوتبال یک مقدار از دیدن آن تیم دلشاد میشدند ولی به هر دلیل امروز دیگر هواداران شیرازی فریاد نمیزنند: «بوشهر، عقدهی لیگ برتر! ما در لیگ برتر حضور داریم» و باید طوری به توپ ضربه بزنیم که تا سالها از فوتبال دیار ما یاد کنند. بهترین نعمت، داشتن یک فضای دوستانه است که امروز در بوشهر این جو وجود دارد. همدلی مسئولین استان و عشق و تعصب هواداران شاهین برخورداری از یک کادر فنی بسیار قوی و دلسوز که کار خود را به خوبی انجام خواهند داد، تنها حمایت همهجانبه میخواهد. همان حمایتی که در فصل قبل هم مردم و هم مطبوعات و رسانهی ملی انجام دادند. اگر قصد ماندن در لیگ برتر را داریم باید نقد سالم در دستور کار خود داشته باشیم و از انتقاد و تخریب بپرهیزیم. اتحاد و دوستیها را بیشتر کنیم، از فضای موجود برای پویایی فوتبال استان استفاده کرده و بهترین بهره را ببریم. بهترین فاکتورِ ماندن در لیگ، گرفتن امتیازهای درون خانه میباشد که با حمایت هواداران و تلاش کادر فنی و بازیکنان، دور از دسترس نیست. در لیگ نهم باید نگاه کارشناسان فوتبال کشور به فوتبال بوشهر تغییر پیدا کند. نگاه آنها نگاه یک قهرمان باشد، نه یک زنگ تفریح!
آمدن به لیگ برتر شاید یک رؤیای طولانی بود، ولی عاقبت این رویا تعبیر شده است. حالا وقتش است که راهکارهای مفید ارائه گردد، راهکارهایی که گرهگشاست. دوستان مطبوعاتی در سطح استان در استارت لیگ، سنگاندازی نکنند. در یک هفتهنامهی محلی 13 مورد در دو صفحه علیه سرمربی شاهین، حمید کللیفرد پارازیت انداخته بودند. همان سرپرست فوتبالی که بازیکن به چلسی و منچستر صادر میکند و مدتی نیز نایاب شده بود. بهتر است مقداری واقعبینانه به ماجرا نگاه کند و اندکی نیز چشمان خود را با آب رودخانهی مند بشوید تا از خواب بیدار شود!
شاهین نماینده استان بوشهر است و حمید کللیفرد مربی بومی در آغاز فصل چوب لای چرخ نکنید. ماندن شاهین در لیگ برتر ارزش کاری تمامی خبرنگاران استان را بالا میبرد. امروز همهی ورزشنویسان لیگ برتری هستند و امید است که تا پایان فصل، این اتحاد و همدلی باقی بماند.
از سال 1352 که بذر رقابتهای منظم باشگاهی که در چارچوب لیگ سراسری با نام جام تختجمشید در کشورمان پاشیده شد، شهرهای بسیاری از محصول آن بهرهمند شدند. میوههای شیرین و متنوعی به بار نشست. مربیان صاحب سبک خارجی به لیگ ما راه یافتند. لیادین روسی، استفان گلاسکو مجاری، آلن راجرز انگلیسی، فرانک اوفارل ایرلندی و رایکوف یوگسلاو نامهایی بودند که تأثیر قابل توجهی در خلق نامهای بیشماری داشتند که رنگینکمان زیبایی در آسمان فوتبال شکل داده بودند.
بوشهر اما حدیث دیگری داشت. این بندر کهنسال با آنهمه استعداد سیاهسوخته و بیشمارش قربانی بیعدالتی حاکمان وقت شد تا برای مدتی طولانی به انزوا رانده شود. البته اگر کمی بیکفایتی خودمان را هم به آن بیعدالتی اضافه کنیم شاید تجربهی تلخ آن، به درد امروزمان بخورد.
امروز فوتبال ما در موقعیت جدیدی قرار گرفته است. پس از غیبت طولانی و آزاردهنده، اکنون در جمع بزرگان حاضر شدهایم، یا بهتر بگویم خود نیز یکی از بزرگان هستیم. پس ناگزیریم اسباب بزرگی را هم آماده کنیم.
ورزشگاه در حال ترمیم و بازسازی است. در و دیوار استادیوم پیر بوشهر را رنگآمیزی کردهاند تا نزد مهمانان و نمایندگان فدراسیون شرمنده نشود، هرچند با این ظرفیت اندک در برابر خیل مشتاقان و فوتبالدوستان استان شرمنده خواهد شد. بوشهریها در این فصل با حسی متفاوت و شوقی دوچندان به استقبال لیگ برتر رفتهاند. این مردم، عقدههای فروخفتهی بسیاری دارند که میخواهند با ارائهی داشتههای فرهنگی ورزشی خود مرهمی بر زخمهای کهنه بگذارند.
به نظر میرسد کادر فنی شاهین پارس جنوبی در گزینش بازیکنان خود با هوشمندی عمل نموده است. در دنیای تجارت، خرید را بر فروش مقدم میشمارند. یعنی خرید خوب مهمتر از فروش است. ترکیبی از بازیکنان جوان که شایستگی فنی خود را قبلاً در لیگ آزادگان به نمایش گذاشتهاند در کنار چند تن از بازیکنان لیگ برتری میتوانند موجب شکلگیری سرمایهای شود که در صورت استفادهی مطلوب و خلاقانهی کادر فنی از آنها نام شاهین و البته با پسوند «پارس جنوبی بوشهر» نیز در صدر اخبار و تیتر مطبوعات و سایتهای ورزشی قرار دهد.
اما آنچه که اکنون بیش از این خوشبینیهای امیدوارکننده موجب بدبینی و دغدغههای خاطر فوتبالدوستان و دستاندرکاران این تیم گردیده و در همین یکی دو هفتهی گذشته دوست و استاد فرزانهام عبدالعزیز افتخاری در یک گفتوگوی رادیویی به درستی بدان اشاره نمود یکی بحران مدیریتی است و دیگری نیز مشکلات مالی. دو عنصری که هرچند از چهار کلمه تشکیل شده، اما قدرت تخریبی آن قادر است چارچوب تشکیلاتی هر سازمانی را ویران کند.
در مورد اولی (بحران مدیریتی) فعلاًچیزی به ذهن آشفتهی امثال من خطور نمیکند، اما فکر میکنم بهتر است بگذاریم تا مدیران و مسئولان شاهین هرچهقدر دلشان میخواهد توی سر و کلهی همدیگر بزنند! شاید یکروزی یاد بگیرند که بیشتر با هم مباحثه کنند، نه مجادله.
و اما مشکلات مالی یا همان پاشنه آشیل فوتبال حرفهای که تاکنون قربانیان بسیاری گرفته است. میگویند مدیرعامل تازهنفس پارس جنوبی گفته ما هیچ تعهدی در قبال تیم شاهین نداریم. ظاهراً جناب سوری ـ که هنوز نمیدانم او را مهندس خطاب کنم یا دکتر ـ با استناد به مفاد آن صلحنامهی کذایی اظهار فرمودهاند: مگر شاهین مال ماست که مکلف باشیم برایش هزینه کنیم؟!
البته من هم با قسمت اول فرمایشات حکیمانهی مدیرعامل پارس جنوبی موافقم، ولی قسمت دوم آن خیلی حکیمانه به نظر نمیرسد.
از اینکه شاهین جزو مستغلات موسی سوری و وزارتخانهی متنوع ایشان نیست، بهترین عبارتی است که تاکنون از قول ایشان شنیدهایم (البته اگر گفته باشد). اصلاً نه تنها شاهین ملک شخصی و یا دولتی نیست تا به کسی انتقال داده شود، بلکه متعلق به مردمی است که احتمالاً هنوز به ایشان معرفی نشدهاند. آری، ما هم قبول داریم شاهین متعلق به شما نیست، اما درصد ناچیزی از گازی که در منطقه عسلویه استخراج میشود قطعاً متعلق به هزاران مشتاق بوشهری که به عشق فوتبال و شاهین نفس میکشند، خواهد بود.
بنابراین انتظار میرود جناب سوری با درک شرایط موجود، میزان علاقهمندی مردم استان را به وزارتخانهنشینان تفهیم نماید تا نمایندهی فوتبال استان محرومیتچشیدهی ما در کوران مسابقات با کمبود بودجه روبهرو نشود، زیرا حمایت مالی از شاهین تنها حمایت از یک تیم نیست، بلکه حمایت از یک استان است.
با عرض سلام سفارشی. در خدمت بینندگان همیشگی و پر و پا قرص ورزش مفرح و پر زد و خورد فوتبال که همیشه در پایان هر بازی عدهای از بازیکنان و تماشاچیان زبانبسته را روانهی بیمارستان و شاید هم تیمارستان میکند هستیم. فوری میرویم سر اصل مطلب و اصلاً توی پیادهروهای آسفالت شده و حاشیههای بی سر و صدا جوسازی نمیکنیم و کاری نداریم که تیم شاهین همیشه بوشهر منفجر شد یا نشد، شاید وقت شکستن قالبهای فرضی رسیده باشد یا نرسیده، عجب استقبالی شد از قهرمان کشور!!! یا نشد، لیگ برتر زهر مار بوشهریها شد یا نشد! مدرسهی فوتبال تأمین اجتماعی را دارند مثل این هواپیماهای زوار در رفته استارتش را میزنند یا نمیزنند، چه کسی دوست دارد و آرزو دارد پیراهن شاهین بوشهر را به تن کند یا نکند، شاهین لیگ برتر از کودکیهایش بیرون آمده و دارد روی چمنهای زمین فوتبال تاتی تاتی میکند یا نمیکند، دیدگاه مدیریت سازمان در مورد ورزش عصا به دست خیلی بسیار مثبت است یا منفی، ایرانجوان بوشهر و پرسپولیس برازجان لیگ یکی میشوند یا لیگ دومی، جوجه را آخر پاییز میشمارند! آیا از این به بعد توی زمینهای فوتبال بمب لیگ برتر را منفجر میکنند یا نه. نه اینکه تا حالا ترقه و فشفشه و این چیزها آتش نزدهاند! مشکلات لیگ برتر را حل و فصل میکنند یا اینبار میچسبند به مشکلات طفلکی دروازهبانها، تغییرات و تعمیرات اساسی ورزشگاه شهید بهشتی تا نیمهی مردادماه تمام میشود یا اینکه بزک نمیر بهار میآد و شاید مردادی دیگر…
یا دو و میدانی اگر مسائل مالیاش حل شود حرفهای زیادی برای موش دواندن دارد یا ندارد! استعداد در استان بوشهر فوران کرده ولی کسی نیست و ما هم نمیتوانیم مهارش کنیم و برداشت خوبی از آن داشته باشیم مثل همین نفت و گاز و ماهی و میگو و سرمایههای ملی دیگر که خیلیوقت است که فوران کرده است ولی ربطی به مردم بوشهر ندارد چون به دردشان نمیخورد؛ پس بهتر است وزیر نفت و گاز را خبر کنید تا جلوی این فوران را بگیرند، آنها تجربهی طولانی در این جور مهار کردنها دارند. ایرانجوان را رها کنید! به صحرا بنگرم صحراته بینم، حالا دست و پایشان را ببندیم، بعد رهایشان کنیم؛ یا رهایشان کنیم تا همچنان دنبال توپهای باد در رفته بدوند. باشد، رهایشان میکنیم. بعد هرچه دیدید از چشم…خلاصه گفته باشم، تماشاگران عزیز و جون جونی! اصلاً حاشیهروی کار خوبی نیست، فرافکنی باعث اغتشاش میشود و باعث میشود گزارش فوتبال خوب از آب و تاب در نیاید.
حالا کاکِرو از سمت چپ به سوباسا، اشاره میکند و برایش خط و نشون میکشد. نوهام میگوید: من میخواهم اولیورکان بشوم، گل، گل، گل…بارکا… به این تعصب، به این قدرت. بازیکنان تیم آسمان با لباسهای خاکستری در سمت راست زمین دست به کمر و یک پایشان را روی قلوه سنگی که در وسط زمین افتاده است، گذاشتهاند و تیم زمین با لباس هایی به رنگ لباس سربازان در حالِ آموزش که روی سینهشان آرم یک کاسه آش سرد نقش بسته است. به به عجب تبلیغات تکاندهندهای! در سمت چپ زمین منتظر فریادهای قشنگ تماشاچیان هستند! کاپیتانهای دو تیم مطرح نامریی مثل هرکول با دو دستشان روی سینه میکوبند و حریف طلب میکنند و زیر لب یه چیزهایی به هم میگویند که اصلاً مفهوم نیست. داور به سمتشان میرود، سوت میزند، سنگ و شیر سماور و کلوخ است که به سمت داور اول و دوم و سوم، وسط و کنار و آخر پرت میشود. یک بل بشویی شده که بیا و برسیل، فیلمبرداران متفرق شدهاند. خبرنگاران از روی نردهها در حال فرارند، تصویر ماهوارهها و تلویزیونها برفکی میشود. تماشاگران و بینندگان همیشه پر و پا قرص! البته نه از این قرصهای قاچاقچیهای داروخانهها دارها که هر روز تلفات جانی و غیرجانی زیادی میگیرند، منتظر لیگهای خوشگل و برتر که قرار است هِی تکرار شود و در ضمن بمب و فشفشه و چیزهای دیگر را در آن منفجر کنند باشید.
امیدوارم نود دقیقه بازی بدون پنالتی و بدون حاشیه را با آرامش خیال تماشا کرده باشید و از آن لذت برده باشید. حالا دیگه با خودتان است میتوانید در منزلتان بمانید یا پرچمهای موردنظر را در دست بگیرید، بزنید و برقصید و کوچهها و خیابانها را روی سرتان بگذارید. به این میگن گزارش فوتبال بدون هیچ حاشیهروی یا پیادهروی …
تا گزارشهای بعدی بدرود…
درد دلی با بازیکنان جدید شاهین پارس جنوبی بوشهر
از هر دیاری که هستی، ایرانی، برزیلی،اروپایی، افریقایی و عرب به بوشهر خوش آمدید.
مردم این دیارِ سوزان، لقب غریبنواز به همدیگر میدهند که این خود ناشی از قلب پاک و بیکینهشان است. اما مردمی بادانش و بادرایت و بزرگ اندیشاند که در فرهنگ این کهن بوم و بر، پرتوافشانی میکنند.
و راستی چه زیباست که هنرمندان و قلم بهدستان این استان، آشنایی و علاقهی خاصی به فوتبال دیار خود دارند که این پر واضح است، از پدران خود به ارث بردهاند. چرا که اینجا دو تیم قدیمی رقیب و پرطرفدار دارد که جزو 6 تیم قدیمی ایران است. یعنی هرکدام قدمتی بیش از نیم قرن دارند. یکی ایرانجوان و دیگری همین شاهین که هماکنون شما در آن برای به دست آوردن دل تماشاگران، جانفشانی میکنید.
ایرانجوان اکنون از رقیب خود عقب مانده و با روزهای قدرتش که پرسپولیس را با 5 گل و استفلال را با 3 گل بدرقه میکرد فاصلهای غمگین گرفته، اما طولی نخواهد کشید که به همت هوادارانشان مجدداً قد علم کند. لذا اینگونه تیمها اساس و پایهاش از جان و دل مردم به عاریه گرفته شده و همگان میدانیم که یک تیم مردمی هرگز برای مدت طولانی به محاق کشیده نخواهد شد چرا که به فلسفهی عشق اعتقاد راسخ داریم. که تا جهان برپاست بازار عشق هم داغ خواهد بود و عاشقان این تیم عنقریب به خواستههایشان خواهند رسید.
تیم دیگری که در دل مردم این دیار ریشه دوانیده «شاهین» است. نامی که با خود مکتب خلق کرد و از درگاه آن صدها انسان وارسته به جامعهی ایرانی معرفی شد، چرا که مکتب شاهین ایرانشمول است. و همگان در ایران به چشم دیدند که شاهین پارس با مربی و کادر بوشهری حمید کللیفرد، حیدر عبدا…زاده، اصغر کامیاب و منصور بهرمان بدون «لابی» به لیگ برتر صعود کردند. کاری که تیمهای سرمایهدار بزرگی چون فولاد اهواز که با خریدن جواز سپاهان نوین و نمونهی دیگرش تراکتورسازی تبریز یا لابیهای بیشمار به سادگی به دست آوردند.
تیم شاهین فقط با تکیه به اصول باشگاه که همان پاکی و صداقت است به این درجه نائل شد، که بدانید برای به دست آوردنش حتی عاشقانی هم چون زندهیاد «زنگویی» جانشان را بیمه آن کردند.
این شهر مدعی است که اولین توپ فوتبال را آنها به ورزش این کشور هدیه دادهاند و نمیخواهند این فرصت به دستآورده را به سادگی از دست بدهند؛ چرا که مردم این دیار با مقولهی فوتبال کاملاً آشنایند و کوچکترین کمفروشی را نمیبخشند.
حال شما سفیران شهر آفتاب هستید با پشتوانهی دهها هزار تماشاگر. در این شهر هیچ تیم بزرگی نیامده که به راحتی از این استان برود،اول با کُری آمدهاند اما غمگین استان را ترک کردهاند.
اکنون این امانت در دست شماست و این امانتی است که توسط مردم تقدیم شما شده است؛ امانتی که خیانت را بر نمیتابد چرا که آنها باندبازی، قهر، کمفروشی، بهانهتراشی را قبول ندارند.
مبادا ساق های خود را برای این مردم پنهان کنید و در زمین ادا درآورید که طولی نخواهد کشید که به «ژوکر» تبدیل خواهید شد؛ چرا که آنها فرق فوتبال خوب و بد را تمیز میدهند و بازیکنان ایثارگر را خوب قدر مینهند چون عبدا…کرمی.
اکنون بازیها آغاز شده و این خیل هوادارانی که روی سکوها نظارهگرند از دقیقه 1 تا 90 از پای نخواهند نشست تا عرصه را به تیم حریف تنگ نمایند و شماها بتوانید تیر خلاص را شلیک نمایید تا شاهین پارس در لیگ بماند، چون شما در قلب مردم بوشهر.
قلم زدن در این برههی زمانی اندکی برایم سخت است، چرا که میخواهم راجع به تیمی بنویسیم که در فصل گذشته همه گفتند مدعی سقوط به لیگ دو است ولی با دلاوری به لیگ برتر صعود کرد همینطور دو فصل پیش هم گفتیم تیم مدعی صعود به لیگ برتر است که در هفتههای پایانی با دعاهای مردم در لیگ یک ماندنی شد. همینها میتواند نوشتن را برای ما و قضاوت زودهنگام راجع به شرایط تیم را برای کارشناسان سخت نماید. به هرحال ما به لیگ برتر صعود کردیم، لیگ برتر جایی است که دیگر غیرحرفهای عمل کردن در آن نشانهی پایان همهی چیزهاست. باید از هر لحاظ حرفهای شویم. خبرنگاران، تماشاگران، بازیکنان، مدیریت، همه و همه باید به سوی حرفهای بودن برویم. شاهین که سال ها لیگ یک را تجربه کرده بود حال به لیگ برتر آمده و باید فرهنگ لیگ برتری به خود بگیرد. در حال حاضر تیم شاهین یک خانهتکانی بسیار زیاد انجام داده و از بین کلیهی بازیکنان فصل گذشته فقط و فقط 6 بازیکن را نگه داشته است. عدهای محدود میگویند این استراتژی خوب است، ولی عدهای زیاد مخالف این استراتژی میباشند. ما الحق در فصل گذشته بازیکنانی داشتیم که کماکان میتوانستند در این فصل نیز به کمک ما بیایند و خوب بدرخشند همانند: ایمان دشتی، عماد نبیپور، علیرضا ذلکی، عباس مرداسی، مصطفی نجمی و …که همهی این عزیزان مهرههای کلیدی ما بودند. البته به دیدگاه سرمربی تیم باید احترام گذاشت. تیمداری در لیگ برتر سخت و طاقتفرسات ما به فوتبال حرفهای آمدهایم با تفکرات حرفهای باید مقابل حریفان مقابله کنیم، راه سخت و دشواری در پیش خواهیم داشت. منِ خبرنگار هم به هرحال به تصمیم سرمربی تیم احترام میگذارم و اختیار را به وی واگذار میکنم که بتواند بازیکنان تیمش را خودش انتخاب کند ولی انتقاد شدیدی بر مدیریت و مسئولان تیم دارم که به جای اینکه به دنبال سر و سامان دادن تیم بوده باشند به دنبال رسیدن به صندلی ریاست مدیرعاملی هستید.
در پایان نیز از تماشاگران خوب و عزیز بوشهری میخواهم همانطور که همیشه فرهنگ خوب و منش پهلوانیشان را نشان دادهاند اینبار در لیگ برتر نیز این مهم را تکرار کنند. لیگ برتر جایی است که در آن حتی میتوان به تبادل فرهنگها نیز پرداخت. دوربینها زوم میکنند، صدا و سیما بخش اعظمی از برنامههایش مرتبط به لیگ برتر است و مردم نیز قضاوت میکنند. امیدوارم تماشاگران، حرفهای عمل کرده تا فرهنگ بوشهر را به رخ کشور کشیده و همینطور یار و یاور تیم بوده و کمک آنها باعث جاودانه شدن تیم شاهین در لیگ برتر باشد.
گلها: مهران جعفری (18) ملوان، عبدالرضا بازیاری (88) پنالتی، شاهین
بازیکنان تیم شاهین پارس جنوبی بوشهر:
مجتبی روشنگر (****)، عبدالرضا بازیاری (***)، جمال حقشناس (**)، حمید محمدی (***)، محسن ایراننژاد(****)، عبدا…کرمی (**)، اوباجی کی ساندی (*****)، امیرحسین محمدی (***)، مهدی کیانی (**)، عباس پورخسروانی (**)، ایوان پتروویچ (**)
سرمربی: حمید کللیفرد (****)
اولین دیدار شاهین پارس جنوبی بوشهر در لیگ برتر مقابل ملوان انزلی به تساوی یک بر یک انجامید. اگر بخواهیم به تیمی که اولین حضورش را در لیگ برتر تجربه کرد، نمرهای بدهیم بدون شک باید نمرهی قبولی داد؛ چرا که نبود تجربه از یک طرف و رویارویی با حریفی صاحبسبک به نام ملوان گواه این ادعاست.
در درون دروازه، روشنگر با ارائهی این بازی همه را امیدوار کرد. این دروازهبان میتواند با ادامهی این روند نامی برای خود دست و پا کند.
در خط دفاعی چهار نفره شاهین ایراننژادبر انتخاب حمید کللیفرد صحه گذاشت. این جوان سیرجانی هم در کارهای دفاعی خوب عمل کرد و هم در مواقع هجوم. محسن با این اندام کشیده و پاهای بلند در دفاع چپ خیال حمیدخان را راحت کرد.
در خط میانی شاهین در روز بازی ملوان دیدیم که شاهینیها با بازی بدون "سلیمان پناهی" را هم تجربه کردند. هافبکی که در فصل گذشته مانند یک کارگر در خدمت تیم بازی میکرد. دو هافبک تدافعی شاهین در این دیدار عبدا…کرمی و ساندی بودند. هرچند از عبدا…انتظار بیشتری میرود،اما مثل همیشه جنگنده و متعصب بازی کرد. اما در کنار عبدا…کرمی نمیتوان از یک جوان 21 سالهی نیجریهای به سادگی گذشت. ساندی یک پاس منجر به پنالتی به پورخسروانی داد و بدون شک ستارهی دیدار روز جمعه او بود. ساندی در درگیریها و نبردهای تنبهتن با پژمان نوری نه تنها کم نیاورد بلکه با بازی خویش پژمان را تحت تأثیر خود قرار داده بود.
مثلث هجومی شاهین تشکیل شده بود از ایوان پتروویچ در مرکز، امیرحسین محمدی در راست و مهدی کیانی در چپ. هافبک صرب شاهین که از گرمای بوشهر شدیداً مینالید خیلی اصرار داشت که پورخسروانی را در موقعیت گلزنی قرار دهد، اما چندان موفق نبود. البته نمیتوان در اولین دیدار بر او خرده گرفت، چرا که شاهین بازیهای تدارکاتی زیادی را برگزار نکرده بود. در سمت چپ مهدی کیانی یک شوت 30 متری را روانه دروازه بیرانوند کرد که با بدشانسی از کنار تیر عمودی به بیرون رفت. مهدی بدون شک اگر در بعضی مواقع عجله به خرج نمیداد هم خودش را ستاره و هم شاهین را برنده این دیدار میکرد. در سمت راست و در حقیقت بال راست شاهین امیرحسین محمدی هر چقدر در نیمهی اول اسیر گرما بود، در نیمهی دوم خوب و سنجیده کار کرد و تا لحظهای که در میدان بود دوید. نوع فوتبال محمدی حرکات پا به توپ است در کنارهها و همین کار او بود که زمینهساز اولین تعویض ملوان گردید. رسیدیم به شماره هفت شاهین، دو گل را نزد اما امان باسیچ و سالارزاده را برید. یک پنالتی گرفت که سرنوشت بازی را تغییر داد. پورخسروانی میتوانست ستاره هفته اول لیگ برتر لقب گیرد،اما کمبود تجربه مانع این مهم شد. عباس در فرار از کمند دفاع حریف فوقالعاده است و این همان چیزی است که سرمربی شاهین میخواهد.
در مجموع این شاهین با این نوع فوتبال ترکیبی و حسابشده نوید روزهای بهتری را میدهد. یادمان باشد در یک ماراتن فوتبال برای نشان دادن ظرفیت یک مربی دستکم 8 الی 14 هفته باید به او و تیمش فرصت داد. حمید کللیفرد نشان داده لیاقت حضور در جمع برترینهای فوتبال را دارد. بستن و جمع کردن این تیم با این بازیکنان ناشناس اما سراسر باانگیزه را باید به حساب سرمربی بومی شاهین دانست.
مسعود تابش قائم مقام باشگاه سپاهان اصفهان:
ما خودمان شاهینی هستیم
به نظر من بازی اول میتواند یک شروع خوب برای تیم تازه به لیگ برتر آمدهی شاهین بوشهر باشد. شرایط آب و هوایی برای تیمی همانند ملوان که از شمال کشور به جنوب آمده بسیار مهم است. سال هاست که ملوانیها فیزیکی بازی میکنند ولی شاهین حتماً با یک فوتبال قدرتی میتواند از میزبانی به خوبی استفاده ببرد و با حمایت هوادارانش اولین پیروزی خود را در لیگ برتر رقم بزند. ما خودمان شاهینی هستیم و ارادت خاصی به مردم بوشهر داریم با تیم سپاهان اصفهان به بوشهر خواهم آمد و بر سر مزار مرحوم احمد تورانی همبازیِ سابقم خواهم رفت تا بتوانم یادش را گرامی بدارم.
........................
نصرت ایراندوست ـ مربی اسبق ملوان انزلی:
استقبال خوبی از این بازی خواهد شد
هم شاهین و هم ملوان هر دو تیم را دوست دارم. برای ملوان هم بازی کردم و هم مربیگری. ولی یک سال برای شاهین در گرمای جنوب تلاش کردم که امیدوارم برای مردم بوشهر خاطرهانگیز باشد. از بازی مقابل ملوان امیدوارم که هواداران شاهین لذت ببرند چون میدانم استقبال خوبی خواهد شد یک فوتبال تماشاگرپسند شاهد باشید نتیجه را پیشبینی نمیکنم چون دو تیم را از خود میدانم.
.....................
بهزاد داداشزاده ـ مربی پگاه گیلان:
تیمهای لیگ برتری در بوشهر روز سختی خواهند داشت
به هر حال هفتهی اول لیگ برتر است و تیمها از همدیگر شناختی ندارند، ملوان بندر انزلی یک تیم ریشهدار بوده و بازیکنان خوبی دارد؛ اما شاهین بوشهر با اقتدار به لیگ برتر آمده و بازیهای خوبی به نمایش گذاشته. فکر میکنم ملوان از شاهین شناختی ندارد، تمامی تیمهای لیگ برتری در بوشهر مقابل شاهین روز سختی در پیش خواهند داشت. اگر در هفتهی اول باج ندهید قطعاً تا پایان فصل در خانه هیچ باختی نخواهید داشت. بسیار خوشحالم که به مربی بومی خود اعتماد کردید، جواب اعتماد خود را خواهید گرفت.
....................
عباس خوشسیما ـ کارشناس فوتبال:
نصیر: تیم شاهین را چگونه دیدید؟
ـ تیم شاهین تقریباً خوب بازی کرد و از گل زودهنگامی که خورد حدود هفتاد تا هشتاد دقیقه بازی خوبی کرد، ولی میتوانست بیشتر از یک گل بزند.
نصیر: نقاط ضعف و قوت شاهین در کجا بود؟
ـ ضعف تیم شاهین در خط حملهی آن است و همچنین خط دفاع وسط رضا بازیاری و قوت تیم شاهین خط هافبک آن.
نصیر: نگاه کلیتان را در مورد این بازی بگویید؟
ـ روی همرفته تیم بد نیست و برای اولینبار بازی کردن در لیگ برتر بهترین بازی ممکن را از خود به نمایش گذاشت.
مسابقات فوتبال لیگ استان در نبود تیمهای بزرگ استان به حرکت درآمد در این دوره تیمهای کارگر بنهگز، گاز فجر جم به دلیل حضور در لیگ زیرگروه کشور غایب هستند ولی تیمهای هُما دیلم، توحید، ندسا و نادری بوشهر، ایرانجوان و پاس خورموج، فجر و ابوذر کنگان، سایپا برازجان، استقلال اهرم ده تیمی هستند که تنور لیگ استان را داغ کردهاند.
سال قبل در اوایل فصل گفتیم که هُما دیلم با غلام دیلمی موی دماغ تمامی حریفان میشود و اینگونه هم شد و اگر بازیکنان این تیم خودشان را باور داشتند به قهرمانی لیگ استان هم میرسیدند؛ اما دوباره میگوییم که هما دیلم یک مدعی میباشد، توحید بوشهر با هدایت "محمد محمدیباغملایی" که فصل قبل تیم گاز فجر جم را قهرمان استان کرد نیم نگاهی دوباره به لیگ امسال دارد. ایرانجوان خورموج با مربی سابق ندسا بوشهر، "محمود آرامش" به دنبال شگفتی است.
اگر خورموجیها این مربی را حمایت کنند تیم خوبی میسازد، سایپا برازجان با مربی جوان و کار بلدش "غلام دلگرم" امید دارد از تک نمایندهی دشتستان در استان دفاع کند.
ندسا بوشهر با سرهنگ "عبداله رضایی" در حال پوست انداختن است اما تا تیم شدن راه بسیاری در پیش خواهد داشت، پاس خورموج به شاه کلید ایرانجوان رسیده؛ "سید اصغر عطایی" مهاجم گلزن و افسانهای شهرستان دشتی وی با پاس به دنبال اهداف بزرگی میباشد.
نادری بوشهر در دستان داریوش مرشدی میباشد، مربی شایسته و جوانگرای نادری هم اگر به خودباوری برسد در خانه کار دست حریفان میدهد. استقلال اهرم تنگستان که هدایتش به "غلام سجادی" رسیده همان دروازهبان بلندقامت سالهای دور استقلال و صدرا بوشهر میخواهد با فوتبالی تکضرب و زیبا یادی از کارگر بنهگز در لیگ استان کند،اهرم توان داشتن دو تیم را دارد. در آینده از استقلال این شهر خبرهای خوبی خواهید شنید.
دو تیم کنگانی فجر و ابوذر یکی باتجربه لیگ کشور و یکی تازهوارد حرفهای زیادی برای گفتن خواهند داشت، در حالی که هفته دوم لیگ استان را پشت سر گذاشتیم هنوز به خوبی نمیتوان گفت که کدامیک از تیمها مدعی قهرمانی خواهند بود. هر ده تیم با تفکرات مربیان خود با برنامه و هدف به دنبال اهدافی هستند.
... و اکنون لیگ استان، قهرمان دیگری را معرفی خواهد کرد.
بیشک نهاد آموزش و پرورش زمینهساز توسعه منابع انسانی و تربیت انسانهای ماهر و متخصص برای دستگاههای استان است. آموزش و پرورش سنگ زیربنایی پرورش استعدادهایی است که به صورت بالقوه در جای جای میهنمان وجود دارد. این مهم در استان ما بسیار متفاوت از سایر استانهای کشور است. مطمئناً وجود تأسیسات عظیم نفت و گاز، این استان را قطب انرژی و پایتخت اقتصادی ایران معرفی کرده است. اما سهم استان از این منابع برای توسعه نیروی انسانی قوی و ماهر چقدر است؟ آموزش و پرورش و تربیت بدنی بر این باورند تا در همهی زمینهها استعدادهای درخشان را شناسایی کرده و به دستگاههای مختلف معرفی نموده تا در آینده چرخهای کلیدی استان را به حرکت درآورند. اکنون که شاهین پارس جنوبی بوشهربه حکم حمایتهای مالی مسئولین پارس جنوبی و کلیه عوامل دستاندرکار استان و همچنین تشویقهای بیامان تماشاگران خود به لیگ برتر راه یافته است، نیازمند بازیکنان قوی و ماهر میباشد که بتوانند در رقابتهای سطح اول فوتبال مملکت خودنمایی کنند. هرچند هماکنون به خاطر کمبود وقت امکان شناسایی بازیکنان مستعد استان برای این مهم نبود، اما داشتن چنین فوتبالیستهایی برای حضور قدرتمند در این رقابتهای حساس با صرف هزینههای هنگفت و تخصیص اعتبارات امری بدیهی وانمود کرده است. با وجود اینکه بخشی ازسرمایهی عظیم نفت و گاز برای کارهای روبنایی هزینه میشود، اما نباید از مسایل زیربنایی غافل باشیم. شناسایی و پرورش استعدادهای جوانان غیرتمند و تأمین نیاز همهی دستگاهها بهویژه هیأتهای مختلف ورزشی امری است که تعامل دوسویهی آموزش و پرورش استان به عنوان آموزشدهندهی جوانان و پارس جنوبی به عنوان حمایتکنندهی مالی را میطلبد. نمایش چشمگیر دانشآموزان بوشهری در رقابت مختلف ورزشی از جمله فوتبال که منجر به قهرمانی دانشآموزان استان گردید، بیانگر عملکرد مسئولین تربیتبدنی آموزش و پرورش، کارشناسان و دبیران محترم ورزش و مربیان زحمتکش میباشد. در همینجا ضمن قدردانی و خستهنباشی به همهی عزیزان باید اذعان داشت که این تعامل دوسویه میتواند آیندهی ورزش و فوتبال استان را تضمین نماید. تعیین کمیتهای جهت تدوین راهکارهای مختلف در زمینه حمایت از آموزش و پرورش جهت به روز کردن امکانات و پرورش چهرههای شاخص و معرفی به فوتبال امری ضروری و حساس است تا در آینده بدون صرف هزینههای مالی سنگین بتوان از این چهرهها که در استان بوشهر نیز کم نمیباشند، استفاده نمود.
خرد گوید ای صاحب عقل و هوش / در آموزش و دانش «فن» بکوش
"تصمیم داشتم اگر بتوانم کتاب فوتبال در گذر زمان را اینجانب به چاپ برسانم. برای قدردانی از پیشکسوتان عزیز طی مراسمی این کتاب را به عزیزان تقدیم مینمایم، ولی وقتی باخبر شدم که کار از کار گذشته بود. دو هفته بوشهر نبودم، دوست بسیار خوبم که این روزها هرجا میرسد پز کتاب فوتبال بوشهر را میدهد تمامی سال ها تلاشم را به سرقت برده بود و جای اسمها را جابهجا کرده بود. تمامی پیشکسوتان فوتبال بوشهر بهخوبی در جریان هستند که صاحب اصلی کتاب چه کسی میباشد. بیش از چهار سال شبانهروز به دنبال جمعآوری عکس و مطالب بودم ولی یکشبه آثار ارزشمندم را از دست دادم".
مکث: وقتی خبردار شدم که صاحب اصلی کتاب "فوتبال در گذر زمان" دلگیر است و نتوانسته به خوبی کتاب خود را معرفی کند، وی را به گفتوگویی دعوت کردیم.
صحبتهای ایشان را بخوانید؛ همه چیز دستگیرتان خواهد شد!
نصیر: بیوگرافی؟
ـ محمدعلی فروزانی، فرزند مرحوم حاج حبیب متولد 1334 شهرستان بوشهر، متأهل و دارای دو فرزند هستم.
نصیر: سوابق ورزشی؟
ـ در رشته دو و میدانی در سطح آموزشگاه و باشگاه ایرانجوان در سطح استان و کشور و در رشته فوتبال:دبستان سعادت، محله کوتی، باشگاه ایرانجوان، دارایی کوتی، محله شکری، تیم گارد (سپاهان)، بانک ملی و در حال حاضر در تیم پیشکسوتان دریانوردان بوشهر فعالیت دارم.
نصیر: انگار اینروزها کمتر دیده میشوی، از کتاب فوتبال بوشهر ناگفتهای داری؟
ـ بله
نصیر: هدف از تهیه و نشر کتاب «فوتبال در گذر زمان»؟
ـ با عنایت به حرفهای شدن ورزش فوتبال در کشور و عدم حمایت مناسب مالی توسط منابع اقتصادی و تجاری استان در بخش دولتی و غیردولتی از ورزش بهخصوص فوتبال و به فراموشی سپرده شدن جایگاه فوتبال بوشهر در کشور به عنوان عضو کوچکی از جامعه ورزشی استان بر خود لازم دانستم تا ضمن تجلیل و سپاس از ستارهها و نامآوران فوتبال بوشهر که در سطح کشور و حتا خارج از کشور افتخاراتی را برای این استان به ارمغان آوردهاند، به شناساندن این عزیزان و قدمت و جایگاه فوتبال بوشهر در کشور به نسل جوان مبادرت نموده و انگیزه لازم جهت بازگشت به جایگاه اصلی این شهر در فوتبال کشور در میان نسل جدید و مسئولین ایجاد نمایم که این همه تلاش را در یک چشم بر هم زدن از دست دادم.
نصیر: شروع تهیه کتاب؟
ـ از ابتدای سال 83 با تهیه و تکثیر فرمی، مبادرت به جمعآوری بیوگرافی پیشکسوتان عزیز به صورت مراجعهی منزل به منزل این عزیزان، و همزمان جمعآوری تصاویر و عکسهای مربوط به فعالیت ورزشی ایشان و تحقیق در مورد تاریخچهی پیدایش فوتبال در بوشهر و اولین تیمها و باشگاههایی که در بوشهر تأسیس شدهاند و بهخصوص دو تیم پرطرفدار شاهین و ایرانجوان نمودم و در مورد سایر پیشکسوتانی که فوت نموده و یا به هر دلیلی در دسترس نبودند از سایر پیشکسوتان همدورهی ایشان به جمعآوری بیوگرافی و تصاویر پرداختم.
نصیر: تهیه و چاپ کتاب چه مدت به طول انجامید؟
ـ کار تهیهی بیوگرافی و تصاویر، تحقیق، حروفچینی، اسکن تصاویر به همراه بازخوانی و ویرایش شرح حال پیشکسوتان که بیشتر آنها مستقیماً توسط این عزیزان نگارش شده بود از سال 83 تا اوایل سال 87 به طول انجامید و سرانجام پس از بیش از 4 سال تلاش بیوقفه اینجانب و سایر همکاران در نیمهی دوم سال 87 این کتاب به چاپ رسید.
نصیر: افرادی که در نشر کتاب به شما یاری رساندند؟
ـ قبل از هرچیز میبایست از پیشکسوتان گرامی فوتبال بوشهر، تشکر و قدردانی ویژه نمایم؛ چرا که بدون همکاری، راهنمایی و مساعدت بیشائبه در اعطای بیوگرافی و تصاویر و تشویق این عزیزان قادر به تهیه و چاپ این کتاب نبودیم. سپس از خانوادهی عزیزم که در این چند سال با اینجانب همکاری مطلوب داشتند، تشکر مینمایم. همچنین از جهانافروزیان که در ویرایش کتاب، صمیمانه با اینجانب همکاری نمودند و حاج محمد دوانی رئیس محترم هیأت فوتبال بوشهر که ضمن تشویق و تایید کتب فوق هزینههای چاپ و تکثیر آن را تقبل نمودند، تشکر و قدردانی به عمل میآورم.
نصیر: آیا جهت تهیهی کتاب از شما چه از نظر معنوی و چه از نظر مادی تقدیری به عمل آمده است؟
ـ با توجه به اینکه تهیهی این کتاب برای اینجانب هزینههای نسبتاً سنگینی چه از نظر مالی و چه از نظر وقت در بر داشته است اما پس از چاپ و تکثیر کتاب، توسط هیأت فوتبال هیچگونه تقدیر و تشکری حتا در حد اعطای یک لوح تقدیر دریافت ننموده و حتا برای دریافت یک نسخه از کتاب که نتیجهی زحمات چندسالهی اینجانب و دیگر عزیزان بوده است به فروشگاه مراجعه و خریداری نمودهام. البته هدف اصلی از چاپ این کتاب، جنبهی مادی آن نبود و تنها از جهت تعهدی که به عنوان عضو کوچکی از جامعهی فوتبال بوشهر داشتهام بوده است؛ اما از طرفی اینگونه کملطفی ها انگیزهی علاقهمندان را جهت انجام کارهای مشابه از بین میبرد.
نصیر: چه گلایهای از مسئولین فوتبال دارید؟
ـ با عنایت به اینکه کتب "فوتبال بوشهر در گذر زمان" برای اولین بار در بوشهر و سطح استان تهیه و به چاپ رسیده و با توجه به همهی کاستیهای آن به عنوان بخشی از هویت تاریخی فوتبال این خطه به شمار میرود، اما متأسفانه مانند خود فوتبال بوشهر و پیشکسوتان عزیز مورد کم لطفی مسئولین ورزشی و رسانهای قرار گرفت و در زمینهی اطلاعرسانی و بازتاب آن از طریق صدا و سیما و دیگر رسانهها شاهد همکاری مطلوبی نبودهایم. همچنین در مراسمی که در سال گذشته جهت تجلیل از پیشکسوتان ورزش استان برگزار گردید با توجه به همسویی آن با کتب موجود جا داشت تا مبادرت به معرفی کتاب نموده و تعدادی کتاب به رسم یادبود به این عزیزان اهدا میگردید ولی کتابی که با خون دل چاپ شد این روزها در مغازهی ورزشی خاک میخورد؛ در حالیکه جای کتاب در کتابفروشیها میباشد.
نصیر: پیشنهاد جهت بهبود فوتبال استان؟
ـ با عنایت به جوان بودن استان و پتانسیل بالای جوانان این دیار در امر ورزش و بهخصوص علاقهمندی ویژهی ایشان به فوتبال، یکی از راههای مهم برای پیشرفت فوتبال نگاه ویژه به نسل جوان و سرمایهگذاری در امر پرورش استعدادهای بالقوهی نونهالان، نوجوانان و جوانان استان میباشد. از طرفی بنا به تجربهی شخصی اینجانب و همدورههای گرامی پرداختن به فوتبال آموزشگاهی بهطور منظم و برگزاری مسابقات لیگ کشوری در سطح آموزشگاهها میتواند در پیشرفت فوتبال در استان و حتا کشور به عنوان گام بسیار موثری تلقی گردد.
نصیر: دلجویی از بزرگان فوتبال بوشهر؟
ـ در اینجا از کلیهی پیشکسوتان عزیزی که نام آنها در این کتاب برده نشده یا اینکه نواقصی در بیوگرافی ایشان به چشم میخورد، صمیمانه پوزش میطلبم و متذکر میشوم که دلیل آن عدم دسترسی به اسناد، تصاویر و بیوگرافی این عزیزان بوده است. امید است که این کتاب توانسته باشد خاطرات گذشتهشان را دوباره زنده کند.
نصیر: فکر نمیکنید در کتاب فوتبال بوشهر جای تصاویر ورزشنویسان پیشکسوت و جوان خالی باشد؟
ـ شما درست میگویید ولی به خوبی از غیبت من استفاده کرده و دو صفحه از ورزشینویسان که در کتاب مشخص کرده بودم حذف و به جایش عکس استادیوم زده بودند. دوستان ورزشنویس از من ناراحت نشوند چون من کارم را به خوبی بلد بودم ولی دوستان به خوبی از سادگی من سود بردند و حتا یکی از دوستان، مبلغی هم از اسپانسر کتاب گرفت که یک ریال آن به من نرسید. واقعاً در چنین کتابی که گنجینهی فوتبال بوشهر میباشد جای تصاویر ورزشینویسان خالی است و از این بابت از همهی عزیزان معذرتخواهی میکنم.
نصیر: لطفاً کمی از خود بگویید؟
نصیر: چگونه به عضویت تیم فرمانداری بوشهر درآمدید؟
نصیر: جوِ تیم در مسابقات باشگاهی چگونه بود؟
نصیر: برنامهی آیندهتان چه میباشد؟
نصیر: در مسابقات برگشت باشگاهی هم برای بوشهر بازی خواهید کرد؟
نصیر: چه صحبتی با مردم بوشهر دارید؟غلامرضا نجفی:
دوستی و رفاقت عامل قهرمانی بود
ـ غلامرضا نجفی هستم از استان کرمانشاه.
ـ در مسابقات قهرمانی کشور و اردوهای تیم ملی با سید علی بکاء به خوبی آشنا شدم و ایشان پیشنهاد دادن که به تیم فرمانداری بوشهر بیایم. من نیز پذیرفتم و از این انتخاب خوشحالم.
ـ جو بسیار خوبی بود. همانند اردوهای تیم ملی میماند. اکثریت ملیپوشان در تیم فرمانداری بوشهر عضویت دارند. دوستی و رفاقت حرف اول را در تیم میزد و همین عوامل باعث قهرمانی تیم گردید.
ـ بعد از پایان بازیهای باشگاهی باید شرایط بدنی خودمان را برای تیم ملی آماده کنیم. مسابقات جهانی هلند را در پیش خواهیم داشت.
ـ بله، قرارداد ما یک فصل ورزشی میباشد و تا آخر همین فصل با تیم فرمانداری بوشهر هستیم.
ـ در اردوهایی که در بوشهر برگزار کردهایم از لطف و محبت مردم خونگرم بوشهر بسیار سپاسگزاریم. خیلی خوشحالم که میتوانم برای بوشهر فوتبال بازی کنم و توانستهام گام کوچکی بردارم.
مسلم اکبری:
از این انتخاب خوشحالم
ـ مسلم اکبری هستم از شهرستان کنگاورِ استان کرمانشاه.
ـ از سوی سید علی بکاءبه تیم فرمانداری بوشهر دعوت شدم و دعوت ایشان را پذیرفتم و از این انتخاب خوشحالم.
ـ خیلی عالی بود، اکثریت بازیکنان بوشهر در تیم ملی حضور دارند و به خوبی همدیگر را درک میکنیم.
ـ انشاءا… بتوانیم امسال با تیم بوشهر قهرمان کشور بشویم و در خدمت تیم ملی هستیم تا ببینیم در آینده چه پیش میآید.
ـ خیلی خوشحالم که در خدمت فوتبال بوشهر هستم، چند روز اردو داشتیم در بوشهر مهماننوازی خوبی از ما کردند. امیدوارم بتوانیم با قهرمانی در مسابقات باشگاهی، محبت آنها را جبران کنیم.
بهمن انصاری:
مدیون مربیانم هستم
ـ بهمن انصاری هستم، متولد 1/7/58 از استان مرکزی (اراک)
ـ سابقهی بازی مقابل تیمهای بوشهری در کشور داشتهام،جو بسیار خوبی دارند و از مربیان بزرگی بهره میبرند. وقتی از من دعوت به همکاری کردند دعوت آنها را پذیرفتم و بابت حضور در تیم فرمانداری بوشهر خرسند هستم.
ـ در این دوره از بازیها،بچهها با هم یکدل بودند. عامل موفقیت هر تیم صمیمیت و دوستی میباشد که این هم مدیون مربیان هستیم که از نظر فنی همهی آنها کارنامهی درخشانی در تیم ملی دارند.
ـ بله،اگر کادر فنی خواهان ما باشند با کمال میل در خدمت تیم بوشهر خواهیم بود.
ـ بعد از بازیهای پکن برنامهریزی کردهام که برای مسابقات لندن خودم را به شرایط دلخواه برسانم ودر مسابقات آیندهی باشگاهی کشور بتوانم بازیکن تأثیرگذاری برای بوشهر باشم.
ـ از مردم خونگرم و مهماننواز بوشهر صمیمانه تشکر میکنم. هرموقع در این شهر بودیم واقعاً ما را شرمنده میکردند. بسیار مردم همدل و دلسوزی دارید.
عبدالرضا کریمیزاده
آقای گل فوتبال هفت نفره:
میخواهم در تمام مسابقات
آقای گل شوم
نصیر: مسابقات باشگاهی کشور چگونه بود؟
ـ مسابقات این دوره از کیفیت خوبی برخوردار بود و تیمها همه برای کسب عنوان قهرمانی به این مسابقات آمده بودند و تمام تیمها با یارگیریهای خوبی که انجام داده بودند باعث بالا رفتن کیفیت بازیها شدند، ولی تیم فرمانداری بوشهر چون قهرمان دورهی قبل بود برای دفاع از قهرمانی به این مسابقات آمده بود که به همت فرماندار محترم بوشهر تیم خوبی به این مسابقات اعزام شد که ما هم توانستیم جواب محبتهای جناب فرماندار را با کسب عنوان قهرمانی نیم فصل بدهیم.
نصیر: از میزبانی مسابقات راضی بودید؟
ـ خیر،خوابگاهی که تدارک دیده بودند فاقد هرگونه امکانات رفاهی بود که تمام تیمها ناراضی بودند و بعد از دیدن مکان اسکان سرپرست محترم تیم، گنبدی پور برای رفاه تیم بازیکنان را جهت اسکان به یکی از هتلهای شهر زنجان بردند که واقعاً در موفقیت تیم تأثیرگذار بود.
نصیر: باز هم آقای گل شدید،چه عواملی در این موفقیت یاریات داد؟
ـ من چون در دور اول لیگ، آقای گل شده بودم دوست داشتم که در دومین دوره هم عنوان آقای گلی را کسب کنم و میخواهم در بازیهای لیگ هم مثل بازیهای ملی یک رکورد به جا بگذارم که با کمک بازیکنان تیم و کادر فنی به خصوص سرمربی تیم سید علی بکاء به این موفقیت دست پیدا خواهم کرد.
نصیر: برنامهی آیندهات چه میباشد؟
ـ در آینده دوست دارم که بتوانم مثل گذشته با تمرینات عالی به افتخارات ورزشی خودم اضافه کنم و بتوانم مثل دورههای گذشته در تمامی مسابقات عنوان آقای گلی را از آن خود کنم که انشاءا… با حمایت شما دوستان و تلاش خودم و راهنماییهای کادر فنی دور از دسترس نیست.
نصیر: اگر صحبت خاصی دارید، بفرمایید؟
ـ در پایان از هفتهنامهی نصیر و جناب آقای غریبی تشکر میکنم واقعاً از حضور ایشان در کنار تیم خوشحال شدیم چون با انعکاس خبرها به نشریات کشوری و استانی یک شخصیت ویژه به تیم ما دادند.
نصیر بوشهر: مدیرعامل شرکت صنعتی دریایی ایران ـ صدرا بوشهر گفت: با توجه به مراودات زیاد این شرکت برای اجرای پروژههای خود، تبدیل شدن جزیره صدرا به منطقه ویژه اقتصادی ضروری است.
مهندس حبیب جدیدی در جمع خبرنگاران اضافه کرد: 60 درصد کار شرکت صدرا خرید تجهیزات است و این امر هزینهها و تشریفات زیادی دارد که با تبدیل شدن جزیره صدرا به منطقه ویژه اقتصادی قطعاً این مشکل حل خواهد شد.
وی به مشکلات پیش روی شرکت صدرا اشاره نمود و خاطر نشان کرد: به دلیل مطالبات سازمان گسترش از شرکت از تمدید کارت بازرگانی صدرا جلوگیری شده و این امر مشکلاتی را ایجاد نموده است.
وی گفت: جهت حل این مشکل همکاری سازمان تأمین اجتماعی و سازمان اقتصاد و دارایی را میطلبد.
مصاحبه اقای نصراله شفیعی مدیرکل محترم اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی بوشهر را در هفته نامه وزین نصیر خواندم و به نظرم نکاتی آمد که در زیر می نویسم:
1- در حالیکه اشکالات بسیار زیادی بر مدیریت اقای شفیعی در اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر میرود، انتظار خوانندگان این است که اگر خبرنگاری اقدام به مصاحبه با او کرد با آمادگی کامل برای مصاحبه برود و سعی کند که به عنوان نماینده افکار عمومی سئوالات خود را مطرح کند و تا پاسخی نگرفته قانع نشود نه اینکه به پای سخنان اقای شفیعی بنشیند و هرچه او گفت ضبط کند و راضی از این مصاحبه باشد. آقای شیخی شتان که این همه به گفته خودش برای گرفتن این مصاحبه زحمت کشیده جواب کدام سوال خبرنگاران و هنرمندان را در قبال کوتاهی ها و کارشکنی های مدیریتی اقای شفیعی گرفته است؟ چرا در مقابل ادعاهای گزاف و اشتباهی که اقای شفیعی گفته از جمله سخنان سخیفی که درباره هفته نامه نصیر گفته عکس العمل نشان نداده و به راحتی فقط شنونده بوده است؟ دیگر زمان اینگونه مصاحبه ها که خبرنگار فقط شنونده باشد و مصاحبه شونده یک طرفه به دادگاه می رود گذشته است.
2- آقای شفیعی مدعی شده که نشریات بوشهر تاثیرگذاریشان کم است برای اینکه تیراژشان پس از انتشارشان تا کنون افزایش نیافته است.
برای مدیری که خود نشریه دارد و در اداره ای کار می کنند که به حوزه مستقیم مطبوعات مرتبط است بعید است که اینگونه اطلاعات اندکی در حوزه مطبوعات داشته باشد. به طور عموم همه متخصصان روزنامه نگاری معتقدند که حوزه تاثیرگذاری مطبوعات هیچ ربطی به تیراژ آنها ندارد بلکه عوامل دیگری در آن دخالت دارند برای اینکه اگر اینگونه بود نشریات زرد با تیراژ بسیار بالا باید تاثیرگذارترین نشریات باشند در حالیکه همه (البته به جز آقای شفیعی) می دانند که اینگونه نیست. در کشور خودمان تاثیرگذاری روزنامه هایی همانند اعتماد ملی بیشتر است یا روزنامههای خنثی اما با تیراژ بالا؟ تاثیر گذاری روزنامه کیهان که مورد علاقه آقای شفیعی است با تیراژ 50 هزارتایی آن بالاتر است یا روزنامه جام جم با تیراژ 300 هزارتایی؟ برای مدیرکلی که به این سخیفی مدعی نظرات خود در حوزه ای است که باید در آن تخصص داشته باشد، جز اینگونه مدیریت آشفته انتظار دیگری هم نیست.
3- آقای شفیعی در مصاحبه خود گفته است که خبرنگار باید صادق و گویای مردم باشد و آنچه مردم نمی توانند بگویند را بیان کند.
سوالی که از آقای شفیعی دارم این است که چرا عملکرد مدیریتی خودش 180 درجه با این گفته اش فرق دارد؟ سخنان زیبا گفتن با عملکرد نازیبا به هدر می رود و به هیچ دردی نمی خورد. همانطور که در مقدمه آن مصاحبه هم گفته شد بود آقای شفیعی یکسال حاضر به مصاحبه با آقای شیخی شتان نشده بود؟ آیا این جز به دلیل این است که این خبرنگار حرفهایی را می زند که مردم می خواهند بگویند اما نمی توانند؟ بعد نتیجه آن این می شود که آقای شفیعی حاضر به مصاحبه با خبرنگاران شجاع که حرف مردم و هنرمندان را می زند نمی شود.
4- در تمامی این مصاحبه نگاه آقای شفیعی به اداره ارشاد و وظایف آن شخصی و تملکی است بطوری که خواننده به سادگی می فهمد که آقای شفیعی نگاه مالکانه به این اداره دارد و هرجا که لازم باشد هر کاری که دلش بخواهد می کند و جوابگوی هیچ کس هم نیست. نمونه روشن آن موضوع 30 میلیون تومان بن های کارت الکترونیکی است که مختص روزنامه نگاران و هنرمندان است اما آقای شفیعی این بن ها را با دارایی شخصی خودش اشتباه گرفته و آشکارا و در اقدامی غیر قانونی می گوید که هر کس مرا تحریم کند این بن های کتاب را به او نمی دهم. در کجای بخشنامه و آیین نامه و ... وزارت ارشاد آمده است که بن های کتاب فقط برای کسانی است که آقای شفیعی را دوست دارند و قربان صدقه اش می روند و چشم بر اشتباهاتش می بندند! آقای شفیعی 30 میلیون تومان بن کتاب را با ارث پدرش اشتباه گرفته و فکر می کند که هرطوری که میلش برسد می تواند آنها را به دوستداران و هم جناحی هایش بدهد و پاسخگوی کسی هم نباشد. این آشکارترین اعتراف آقای شفیعی به بی قانونی و هرج و مرج مدیریتی ایشان است که خودش به آن معترف است.
5- آقای شفیعی در تحریم جشنواره مطبوعات اداره ارشاد بوشهر توسط نشریات اصلاح طلب هم دچار تناقض شده است برای اینکه سخن از 8 نشریه اصلاح طلب می گوید که با نوشتن نامه این جشنواره را تحریم کرده اند و در حالیکه در میان آنها نامی از هفته نامه پیام جنوب نیست اما در ادامه مصاحبه می گوید که آقای شیرکانی مدیر مسئول پیام جنوب در تماس تلفنی با او گفته که اینها بدون هماهنگی با من نام نشریه ام را در میان تحریم کنندگان نوشته اند در حالیکه خودش چند سطر قبل تر نام هفته نامه هایی را که نامه تحریم را نوشته اند آورده و اسمی از پیام جنوب در میان آنها نبوده است. آقای شفیعی می گوید در حالیکه می دانسته که چه کسی آن نامه را نوشته اما به روی خودش نیاورده. البته مهم این است که چه کسانی نامه را امضا کنند وگرنه نویسنده نامه مهم نیست. این ادعای آقای شفیعی هم دروغ دیگری است برای اینکه در نشریات خواندیم که وزارت ارشاد سهمیه کاغذ همین 8 هفته نامه را قطع کرده و حتما با گزارش آقای شفیعی به دلیل شرکت نکردن آنها در جشنواره مطبوعات آقای شفیعی بوده است.
6- بدترین قسمت مصاحبه آقای شفیعی بر می گردد به قضاوت ناجوانمردانه او درباره هفته نامه نصیر بوشهر. آقای شفیعی در این مصاحبه گفته است که با همه نشریات تعامل داشته بجز با نصیر بوشهر و مدعی شده که نصیر از همان ابتدا، پروژه از قبل طراحی شده اش را بر علیه او دنبال کرده. این چه تعاملی با همه هفته نامه های استان است که 8 تای آنها که اصلی ترین آنها هم هستند بر علیه آقای شفیعی نامه نگاری می کنند و جشنواره او را تحریم می کنند و دهها روزنامه نگار هم بر علیه او طومار امضا می کنند و خواستار برکناریش می شوند؟! من در نصیر ندیدم که از همان اول پروژه از قبل طراحی شده ای را درباره آقای شفیعی داشته باشد بلکه به وظیفه اطلاع رسانی خودش عمل کرده و درباره وضعیت خراب مدیریت آقای شفیعی مطلب چاپ کرده است. تا آنجا که ما در نصیر خوانده ایم این بوده که آقای شفیعی بوده که به هر بهانه ای به نصیر تذکر داده و آنها را زیر فشار قرار می دهد. همانطور که گفتم آقای شفیعی اداره ارشاد را با باغ خودشان اشتباه گرفته اند و آن را ملک شخصی خودش می داند و با هر هفته نامهای که دوست داشته باشد تعامل می کند و بر علیه هر هفته نامه ای هم که دوست نداشته باشد اقدام می کند. این نوع مدیریت است که شاهد بحران آفرینی های پی در پی توسط اقای شفیعی در فرهنگ و هنر هستیم و بجای اینکه در خدمت فرهنگ و هنر باشند مثل ترمزی شده اند که نمی گذارند هنرمندان و اهل قلم کار کنند و به هر بهانه ای در مقابل آنها سنگ اندازی می کنند.
جهانی که ما در آن زندگی میکنیم حوادث و رویدادهای فراوانی را مشاهده نموده است، وقایع تلخ و شیرین این حوادث و رویدادها انسان را وادار میکند تا آنها را از نزدیک بررسی کند. جالبترین مخلوق این دنیا خود انسان است. بر اساس بررسیهای انجام گرفته در مورد آسیبشناسی روحی و روانی حاکی از این است که منشأ بسیاری از رفتارهای آسیبزای فرزندان در مکانهای عمومی مثل خانه و مدرسه استعمال سیگار و سوء مصرف موادمخدر، بیعلاقگی و افت تحصیلی و مواردی مشابه منشأ آن در کمبود «عزت نفس» میباشد. به بیان دیگر هرچه فرد از خودباوری و عزت نفس خوبی برخوردار باشد از موفقیت و کارآمدی بیشتری برخوردار خواهد بود.
گوته میگوید:
* اگر قدرت و مقام نداری، مشاغل مهم متعلق به تعداد محدودی از انسانهاست.
* اگر پولدار و ثروتمند نیستی، خیلی از مردم فقیرند و ثروتمند نیستند.
ولی در آخر میگوید: «اگر عزت نفس نداری متأسف باش چون هیچ نداری.»
قبل از اینکه بخواهیم به عزت نفس و خودباوری برسیم لازم است بدانیم که نوجوانان را به سمتی هدایت نماییم که در واقع جوانانی مستعد و با ادراک بار آیند. استرنگ، روانشناس مشهور عقیده دارد که نوجوانان را به سه روش میتوان راهنمایی کرد:
1. به وجود آوردن محیط مناسب برای رشد و پرورش
2. کمک به نوجوان در انتخاب حرفه و شغل
3. شناخت نوجوانان از طریق مشاوره و رواندرمانی
در مورد محیط مناسب برای رشد و پرورش باید اذعان داشت که فرد یا مجموعه یا دستگاه متولی باید تجربهی کافی، آزادی عمل لازم، رابطهی صمیمی و محرمانه با فرد، وقت و فرصت کافی داشته باشد. حال باید گفت چگونه عزت نفس و خودباوری ایجاد میشود.
خودباوری از دوران کودکی و عنفوان نوجوانی توسط پدر و مادر و اطرافیان به وجود میآید؛ اگر کودک در محیط پر از اضطراب و استرس زندگی کند همیشه دلهره و استرس دارد. اگر در محیطی زندگی نماید که ترس حاکم باشد ترسو بار میآید. خودباوری و عزت نفس کودکان از زاویهی دید و نگرش کسانی که رفتار او از آن الگو میپذیرد شکل میگیرد. رفتارهایی مثل سرزنش، تهدید، انتظارات بیش از حد، کممحبت کردن، بیتوجهی، زمینه به وجود آمدن بحرانهایی خواهد شد که پیامد آن برای به وجود نیامدن خودباوری و عزت نفس در فرزندان کافی است. به فرزند یاد دهیم که:
همه انسانها شبیه به هم نیستند، پس هیچکس شبیه من نیست و از خودم لذت میبرم و احساس خوبی دارم.
خود را بشناسد نقاط ضعف و قوت خویش را با واقعیات تطبیق دهد.
انتقادپذیر باشد، موانع و محدودیت و تواناییهای خود را بپذیرد و از ضعف خود هراسی نداشته و سعی در جبران آن کند.
به سمت خوبیها برود و به احساس ارزشمندی و عزتنفس برسد، باید نکات مثبت و باارزش خود را کشف کند و برای آن ارزش قائل باشد و هدف و نیت او این باشد که همیشه در سعی و تلاش خواهم بود تا بهتر از دیروز باشم، ولی میگویم آنچه را که هم اکنون انجام دادهام و هستم دوست دارم.
برای اینکه بتوانیم به رشد شخصیت نوجوان کمک کنیم تا بتواند نقش و پایگاه اجتماعی خویش را بیابد لازم است مسیرهایی را که به افزایش عزت نفس کودک و نوجوان منتهی میشود بیابیم؛ برای افزایش خودباوری و عزت نفس لازم است در قالب کودک احساس کفایت و احساس مسئولیت و احساس پذیرش محبت و رضایت از وضع جسمانی خود را ایجاد کنیم.
برای ایحاد احساس کفایت نباید انتظارات بیش از حد از آنها داشته باشیم.
تواناییهای آنها را تشویق کنیم.
برای ایجاد احساس مسئولیت لازم است کودک و نوجوان را تشویق کنیم تا ارتباط سالم اجتماعی با دوستان و اطرافیان برقرار نماید به تدریج فعالیت و حس مسئولیت و ایجاد تعهد را در او پرورش دهیم.
جهت ایجاد حس پذیرش و محبت او را با دیگران مقایسه نکنیم.
او را به عنوان فردی بینظیر و منحصر به فرد نگاه کنیم.
به او کمک کنیم تا خود را قبول داشته به خودباوری برسد.
در مورد احساس رضایت از ظاهر و خصوصیت جسمی خود باید در حفظ بهداشت و تندرستی او را تشویق کنیم.
همانطور که به توانایی او احترام میگذاریم محدودیتهای جسمانی او را هم در نظر بگیریم.
برایش احترام و ارزش قائل شویم.
باید به نیازهای جسمی، خواب، غذا، سلامت و استراحت توجه کافی مبذول داریم.
ورزش کردن را همیشه توصیه نماییم.
اگر به ساختار تقریباً بدون تشابه ایالات متحده آمریکا نگاهی بیندازیم متوجه کشورهای جدا از هم و با اختیارات کاملاً متفاوت ولی متحد و هماهنگ با هم میشویم. شیرینی قضیه به این است که میتوان تشابهی بین ساختار تشکیلاتی این ایالات و باشگاههای فوتبال کاملاً حرفهای و درجه یک جهان پیدا کرد.
در فوتبال تیمها در یک زمان بهخصوص و نامعینی به اوج خود میرسند ولی یک گروه می تواند از این اوج به نحو احسن استفاده کند و گروه دیگری فقط نعل بالعکس میزد و کار خود را خرابتر کنند.
شاهین در فصل قبل توانست گواهی حضور در لیگ به اصطلاح حرفهای ایران را بگیرد. حالا با یک مقایسهی این باشگاه با دیگر باشگاهها میتوان به ساختار سرد و بیروح آن پی برد که تاب مقاومت در مقابل باشگاههای تا دندان مسلح به پول و بازیکن را ندارد و آنچه بیشک موجودیت شاهین را به وضعیت قرمز سوق میدهد این ساختار بی در و پیکر است.
در این وضعیت وقتی به رسانههای محلی نگاه میکنیم، چارهای نمیبینیم جز اینکه برای این تیم نوظهور قدیمی اشک حسرت بیفشانیم. آنچه اکنون ارجحیت دارد این است که به جای حمایتهای ظاهری بیش از حد خود از شاهین مانند اینکه بگوییم به حق خود رسید یا حرفهایی برای زدن در لیگ داریم به فکر راهحلهایی برای تشکیلاتی باشیم که نه هیأت مدیره دارد، نه مدیر، نه مقام مسئول نه روابط عمومی و نه ثبت قانونی کانون هواداران.
امروز به جای گفتن حرفهای عاشقانه، مسئولین باید به فکر صیانت از حق مسلم بوشهریها باشند که مطمئناً با این وضع امکانپذیر نیست. اما نه به این معنی که شاهین مسلماً سقوط میکند، نه زیرا در ایران معجزه زیاد رخ میدهد که آخرینش هم "انتخابات" بود.
حالا اگر به ساختار انجمن باشگاههای ورزشی عنایتی داشته باشیم، به یک چیز پی میبریم که شاهین با این وضعیت حتی با گرفتن بهترین بازیکنان لیگ هم کاری از پیش نمیبرد و احتمالاً سال بعد در همین موقع خواهیم دید که چگونه مسئولان همدیگر را به باد اتهام میگیرند و رسانهی محلی از این و آن انتقام میگیرند ولی بهجای این وضعیت میتوان با چند پیشبینی ساختاری همهچیز را مصداقی برای خوشحالی و تمجید و امید کرد و این وضعیت با چند اقدام ساده میتواند محلی از اعراب داشته باشد:
1. باید در اسرع وقت بالاترین مقام، به عنوان مثال آقای سوری رئیس پارس جنوبی خود مستقیم وارد کار شود و هیأت مدیرهای مجتمع از پیشکسوتان، نخبگان و خبرگان فوتبال تشکیل دهد.
2. این هیأت شخص کاردان را به عنوان مدیر باشگاه معرفی کند.
3. مدیر در کوتاهترین زمان آییننامهی جدید باشگاه را با کمک گرفتن از باشگاههای مطرح تدوین و برنامههای کوتاه مدت مانند فصلی، سالانه و بلندمدتی چون چند ساله را به هیأت مدیر، برای بازخوانی و تصویب معرفی کند.
4. مدیر باشگاه بخشهای مختلف و انجمنهای باشگاه مانند: پرورش استعدادها، تیمهای پایه، بخش اقتصادی، فرهنگی، کانون هواداران و …را فعال کند.
قدر مسلم فوتبال فقط بازیکن گرفتن یا پیروزی در چند مسابقه نیست. باید برای مقابله با خشم فوتبال تیمهای پشت یک تیم حضور داشته باشند تا آن تیم بتواند سهمی از یک افتخار بزرگ در هر عرصهای به دست بیاورد. در این وضعیت برای استیفای حق مردم باید از سر دلسوزی گفت که اگر نگاه کردن به یک سال بعد را جایگزین نگاه کردن به دو، سه هفتهی بعد کنیم، میبینیم قلههای افتخار چگونه راهشان را به ما نشان میدهند و دیگر نیازی به ترسیدن نیست.
رسانهها در عصر ارتباطات و اطلاعات، یکی از مهمترین ابزار دسترسی به اهداف تلقی میشوند. رادیو، تلویزیون و مطبوعات مسیر ارتباطی برای کسب خبر هستند که در چند سال اخیر با تلاش مجدّانه مطبوعات و سایر زحمتکشان رسانهای بهخاطر انتقال اخبار، انتقادها، پیشنهادات و تهیه گزارشات مختلف نقش بسزا و تأثیرگذاری در رشد و توسعه در استان بوشهر داشتهاند. و اگر بخواهیم یک بررسی اجمالی از کار آنان در زمینهی ورزش نماییم، این ادعا دیگر برای همه واضح شده که نقش آنان در بسط و توسعهی ورزش و بهخصوص صعود شاهین به لیگ برتر تا چه اندازه موثر واقع گردیده. علی الخصوص برنامهی ورزشی «نشان» و «پسین ورزش» صدا و سیمای مرکز بوشهر که با حمایت همهجانبهی خود از ورزش و تیمهای فوتبال ایرانجوان و شاهین توانست با توجه به جوانیِ برنامهها جایگاه ویژهای در بین مردم و علاقهمندان به ورزش به خصوص اهالی فوتبال ایجاد نمایند. هرچند که متأسفانه مدیران ما به دلیل عدم آشنایی به علم مدیریت که در تعریف آن می گویند: مدیریت فرایند به کارگیری موثر و کارآمد منابع مادی و انسانی در برنامهریزی، سازماندهی بسیج منابع و امکانات، هدایت و کنترل است که برای دستیابی به اهداف سازمانی و بر اساس نظام ارزشیِ موردِ قبول صورت میگیرد، نتوانستند به اهمیت، نقش و ارزش رسانههای استان پی ببرند و همیشه از رسانهها توقع و انتظار تعریف و تمجید داشته و از انتقادپذیری و قبول واقعیتها معذورند و هیچوقت در قدرشناسی از این عزیزان، حق مطلب را ادا ننمودهاند، اما خوشبختانه اهالی قلم و خبرنگاران مطبوعات محلی و رسانههای موجود در استان بهخصوص ورزشینویسان برای فوتبال بوشهر، ایرانجوان و شاهین سنگ تمام گذاشتند و در انجام کار رسانهای خود از هیچ کوششی دریغ نورزیدهاند. لذا با توجه به تعاریفی دیگر از مدیریت که عنوان شده، بخشی از مدیریت را میتوان از طریق مدیریت آموزش فرا گرفت و بخشی دیگر را باید ضمن کار آموخت. در واقع بخشی را که با آموزش فرا گرفته میشود علم مدیریت است و بخشی را که موجب به کار بستن اندوختها در شرایط گوناگون میشود هنر مدیریت مینامند و برای موفق و موثر بودن، تواناییهای ذاتی و اکتسابی معینی لازم است. مدیر نیاز به تواناییهای فنی، انسانی ادراکی، طراحی و حل مسایل دارد. پس مدیر باید با برقراری روابط حسنه با رسانه ها توانایی، نقش و هنر خود را نمایان سازد.
حال نیز که در آستانهی تحول عظیم در ورزش استان قرار گرفتهایم باید برای سرافرازی و پیشرفت استان از همین مقولهی مهم نهایت بهره را در زمینههای مختلف ببریم و قطعاً امکان این امر فقط با همدلی، هماندیشی و تعامل مسئولان و رسانهها میسر خواهد بود. باید به طور متحدالشکل و با ارائهی برنامههای مدون، آیندهی فوتبال استان را تأمین کرد زیرا هنگامی که آدمی در مسیر رشد عقلانی خود به ضرورت برنامهریزی در زندگی خویش پی ببرد، آن را در نظامهای اجتماعی به عنوان ابزاری در خدمت مدیریت و رهبری مورد توجه قرار میدهد و اگر برنامهریزی دقیق در دستور کار باشگاه شاهین، تربیتبدنی و هیأت فوتبال صورت پذیرد با مهماننوازی خاص ما بوشهریها، اهمیت به کانون هواداران،تشکیل و تقویت روابط عمومی، تعیین سخنگو، سرایش شعر و سرود حماسی، ضمن توجه به ترویج و توسعهی فرهنگ میتوان به عنوان میزبانی شایسته و تماشاگران برتر لیگ 88 را به نام استان بوشهر رقم زد و ثابت نماییم که این استان در همهی زمینهها شایستگی داشته و دارد.
دیگر اینکه تشکیل و ثبت انجمن ورزشینویسان استان با توجه به وجود علاقهمندان فعال در این عرصه و حضور پیشکسوتان و بزرگانی چون عزیز افتخاری، احمد خالقپناه، حسن غریبی، حسین شاکری، مهدی صالحیزاده، اسکندر احمدنیا، مجید اصلانی و همچنین جوانان خوشذوقی چون غلام احمدی، وحید پورجماد، علیرضا محمدی و علی زاهدی و دیگر عزیزان میتواند به عنوان یک تشکل قوی و منسجم ضمن منزلت بخشیدن به جایگاه والای خبرنگاری و نویسندگان ورزشی و با برگزاری کلاسها و دورههای متعدد آموزشی، با حمایت جدی و همهجانبه از سوی مدیران و دبیران مطبوعات و دیگر رسانهها و همچنین خانه مطبوعات استان به این انجمن اعتبار و اهمیت قائل شد و سعی کرد تا با برطرف کردن مشکلات و کمبودها بتوانیم از حقانیت، علم، دانش و توان بالای جامعه ورزشینویسان خود حمایت کنیم.
فصلی جدید از فوتبال ایران با هزاران امید و آرزو برای همه مدیران، مربیان، بازیکنان و عاشقان واقعی فوتبال (مردم) این ورزش پرهیاهو از راه رسید. بالاخره فصل نقل و انتقالات به پایان رسید و تیمها با انتخاب نهایی خود یکی برای قهرمانی، دیگری برای حضور در آسیا کسب سهمیه و آن یکی برای حفظ و بقا تلاش میکند.
میدانیم که در لیگ دهم حرفهای فوتبال ایران 18 تیم حضور دارند که 4 تیم (3 تیم اول جدول ردهبندی به همراه قهرمان جام حذفی) سهمیه آسیایی را کسب میکنند و 4 تیم نیز مستقیم به لیگ دسته اول سقوط میکنند. باشگاههای صنفی با هزینههای سرسامآور در جنوب مربیان و بازیکنان از مدعیان همیشگی لیگ به شمار میروند. سپاهان اصفهان تیمی که همیشه در سالهای اخیر از مدعیان قهرمانی محسوب گردیده حالا با آوردن امیرخان قلعه نوعی، موفقترین مربی لیگ برتر ایران! از نگاه آمار و جذب بازیکنان مطلوب و موردنظر کادر فنی از جمله سید جلال حسینی، آل نعمه، ابراهیم توره، مهدی کریمیان، سید مهدی رحمتی و …با قیمتهای بالا و حفظ آرایش تیمی سال گذشته از مدعیان اصلی قهرمانی است. مس کرمان تیمی که با حضور پرویز مظلومی در رأس کادر فنی اولین تجربه آسیایی خود را محک میزند با خریدهای گرانقیمت خود صدای همهی مدیران تیمها را درآورده و سعی در رسیدن به بالاترین جایگاه جدول ردهبندی دارد. ذوب آهن اصفهان نایب قهرمان پرحرف و حدیث سال گذشته و قهرمان جام حذفی ایران که با کسب عنوان قهرمانی خود در جام حذفی خواهرخواندهی خود (سپاهان اصفهان) را نیز به آسیا کشاند با منصور ابراهیمزاده مربی با دانش امروزی و کاربلد اصفهانیها که پس از تجربهی مربیگری تیم ملی خود را به عنوان نسل جدید مربیان موفق ایران معرفی کرده است و با پرورش بازیکنان جوانتر آنها را بیشتر در فوتبال ایران جا انداخته است مثل خلعتبری و …پرسپولیس و استقلال هم دو قطب رنگی فوتبال ایران همیشه نظر اکثریت جامعه فوتبال را به خود جلب کرده اند. استقلال که با تغییر مدیریت و آمدن واعظ آشتیانی از دوچرخهسواری به فوتبال تغییر و تحولات اساسی در خود دید همراه با چالشهای زیادی از جمله حذف برخیها در استقلال و آوردن صمد مرفاوی به عنوان سرمربی استقلالیها را در بیم و امید نگه داشته است. پرسپولیس اما با مدیری سنتی به نام عباس انصاریفرد بازیکن اسمی بزرگی را جایگزین ستارههای گذشتهاش نموده. اشپیتم آرفی، میثم بائو، شیری و آیا میتوانند جایگزین پژمان نوری، مازیار زارع و علی کریمی شوند؟! که این کار مربی تیم ملی کروواسی در جام جهانی2006 آخرین مربی لیگ ایران بود که توسط مدیرعاملاش معرفی شد تا هواداران پرسپولیس همچون استقلال با بیم و امید فصلی جدید را دنبال کنند.
اما برخی تیمهای لیگ برتری با نسل جدید مربیان پا به عرصه نهادهاند. پاس همدان با علیرضا منصوریان خود را برای لیگ برتر آماده میکند. استیل آذین به همراه عابر بانک فوتبال ایران (هدایتی) پس از جذب حمید استیلی به عنوان سرمربی بازیکنان بزرگی را به مجموعهاش اضافه کرده. علی کریمی با ناگفتههای بسیار از پرسپولیس جدا شد و به استیل آذین پیوست. حسین کعبی بازیکنی با 80 بازی ملی، فریدون زندی و شاپورزاده از ستارههای لیگ آلمان به جمع استیل آذینیها پیوستهاند تا به قول حسین هدایتی پرسپولیس دوم با شمایلی جدید را در لیگ برتر ببینیم. تراکتورسازی تبریز با مدیرعامل فیلمساز به نام شفق با سرمربی فراز کمالوند در پی جذب چند بازیکن اسمی لیگ برتری علاوه بر جلبنظر مخاطبین خود سعی در حفظ و بقا در لیگ برتر دارد. محمد نصرتی، رودباریان، پیمنتای برزیلی و …از خریدهای تراکتورسازی است. شاهین بوشهر این تیم با سابقه و پرقدمت فوتبال ایران که پس از سال ها انتظار هواداران پرشمار خود بالاخره با پروازی زیبا به آسمان لیگ برتر راه یافت. با حفظ سرمربی بومی خود حمید کللیفرد که علاوه بر دارا بودن مدرک A مربیگری فوتبال امیدواریم همچون شاغلام پیروانی سالهای سال با صفا و صداقت و آشنایی کامل به فوتبال شهرش تیم محبوب مورد هدایتش را در جایگاهی مناسب لیگ برتر حفظ نماید و از این طریق تواناییهای مربیگری خود نیز به همه اثبات نماید. ایوان پتروویچ، والنته، نوری، عبدی و پورخسروانی و … در کنار چهرههای تأثیرگذار سال گذشته حقشناس، بازیاری، کرمی، پناهی و …ترکیبی از جوانی و تجربه همراه با انگیزهی فراوان برای اثبات تواناییهای فردی در مجموعهای با هزاران هوادار و عاشق که در تمام لحظات حامی اهالی تیم محبوبشان هستند نوید روزهای خوشی برای فوتبال بوشهر میدهد. به امید موفقیت…
سال دوره لیگ تعداد تیمها قهرمان دوم سوم بهترین گلزن تیم تعداد گل
1339 اول منطقهای 6 جم آبادان سپه تهران فرهنگ قزوین حمید برمکی جم آبادان -
1349 دوم منطقهای 8 استقلال تهران پاس تهران پرسپولیس و استقلال آبادان حسین کلانی پرسپولیس 7
1350 سوم منطقهای 8 پرسپولیس پاس استقلال کلانی، ایرانپاک پرسپولیس 12
1352 چهارم تخت جمشید 12 پرسپولیس استقلال پاس غلامحسین مظلومی استقلال 15
1353 پنجم تخت جمشید 12 استقلال پرسپولیس هما مظلومی، اسپندار، شرفی استقلال، ملوان و پاس 10
1354 ششم تخت جمشید 16 پرسپولیس هما پاس ناصر نورایی هما 18
1355 هفتم تخت جمشید 16 پاس پرسپولیس شهباز غلامحسین مظلومی شهباز 19
1356 هشتم تخت جمشید 16 پاس پرسپولیس ملوان عزیز اسپندار ملوان 16
1357 نهم تخت جمشید 16 تا هفته سیزدهم تیم شهباز با 18 امتیاز صدرنشین بود که به دلیل وقوع انقلاب اسلامی بازیها تعطیل شد.
1368 دهم قدس 22 استقلال پرسپولیس ملوان، دارایی محمد احمدزاده ملوان 16
1370 یازدهم آزادگان 12 پاس استقلال پرسپولیس فرشاد پیوس پرسپولیس 11
1371 دوازدهم آزادگان 16 پاس استقلال تراکتور، کشاورز جمشید شاهمحمدی کشاورز 11
1372 سیزدهم آزادگان 12 سایپا پرسپولیس جنوب عباس سیمکانی ذوبآهن 17
1373 چهاردهم آزادگان 24 سایپا استقلال پرسپولیس، کشاورز فرشاد پیوس پرسپولیس 19
1374 پانزدهم آزادگان 16 پرسپولیس بهمن کرج استقلال محمد مومنی پلی اکریل 19
1375 شانزدهم آزادگان 16 پرسپولیس بهمن کرج سپاهان اصفهان اصغر مدیرروستا بهمن ـ کرج 18
1376 هفدهم آزادگان 16 استقلال پاس ذوبآهن حسین خطیبی شهرداری تبریز 16
1377 هیجدهم آزادگان 16 پرسپولیس استقلال سپاهان گلچشمه،برمک ابومسلم، تراکتور 14
1378 نوزدهم آزادگان 16 پرسپولیس استقلال فجرسپاسی مهند مهدی نفت آبادان 15
1379 بیستم آزادگان 14 استقلال پرسپولیس سایپا رضا صاحبی ذوبآهن 14
1380 یکم برتر 12 پرسپولیس استقلال فولاد رضا عنایتی ابومسلم 17
1381 دوم برتر 14 سپاهان پاس پرسپولیس ادموند بزیک سپاهان 13
1382 سوم برتر 14 پاس استقلال فولاد علی دایی پرسپولیس 15
1383 چهارم برتر 16 فولاد ذوبآهن استقلال رضا عنایتی استقلال 20
1384 پنجم برتر 16 استقلال پاس سایپا رضا عنایتی استقلال 21
1385 ششم برتر 16 سایپا استقلال اهواز پرسپولیس رجبزاده و اولروم (ذوبآهن، ابومسلم) 17
1386 هفتم برتر 18 پرسپولیس سپاهان صباباتری هادی اصغری، محسن خلیلی (راهآهن، پرسپولیس) 18
1387 هشتم برتر 18 استقلال تهران ذوبآهن مس کرمان آرش برهانی استقلال 21
1388 نهم برتر ؟ ؟ ؟ ؟ ؟ ؟
جمعه مورخ 16/5/88، لیگ برتر، دور رفت، بازی اول، ساعت شروع بازی: 18:00
داوران: خداداد افشاریان
کمکها: حیدر شکور، غلام آموزگار
وضعیت جوی:
آسمان صاف با غبار محلی
سمت باد: شمال غربی تا جنوب غربی
سرعت: 32 کیلومتر در ساعت
دما: 34 درجه
رطوبت: 50 درصد
جدول 1 «پاسها»
ردیف نام بازیکن پاسهای سالم پاسهای غیرسالم
1 اوباجی ساندی 28 2
2 ایوان پتروویچ 20 4
3 عبدالرضا بازیاری 13 4
4 عبدا…کرمی 12 3
5 محسن ایراننژاد 11 4
6 امیرحسین محمدی 10 3
جمع 94 20
جدول 2 «خطاها»
ردیف نام بازیکن راست وسط چپ جمع کارت زرد
1 عبدا…کرمی - 3 - 3 -
2 حمید محمدی 1 1 - 2 -
3 جمال حقشناس - - 2 2 1
4 مهدی کیانی - - 2 2 -
5 عبدالرضا بازیاری 1 - - 1 -
جمع 2 4 4 10 1
جدول 3 «تعداد شوتها»
ردیف نام بازیکن شوت در چهارچوب شوت خارج از چهارچوب
1 عبدا…کرمی 3 1
2 عباس پورخسروانی 1 2
3 مهدی کیانی - 2
4 ایوان پتروویچ 1 -
جمع 5 5
جدول 4 «پاسهای سالم»
ردیف نام بازیکن تعداد ارسالها
1 اوباجی ساندی 4
2 حمید محمدی 3
3 امیرحسین محمدی 3
4 ایوان پتروویچ 2
5 مهدی کیانی 2
6 محسن ایراننژاد 2
جمع 16
جدول 5 «پرتاب اوت دستی»
ردیف نام بازیکن تعداد ارسالها
1 حمید محمدی 9
2 محسن ایراننژاد 7
3 ایوان پتروویچ 1
4 امیرحسین محمدی 1
5 مهدی کیانی 1
جمع 19
جدول 6 «کرنرها»
ردیف نام بازیکن تعداد ارسالها
1 ایوان پتروویچ 4
2 اوباجی ساندی 3
3 مهدی کیانی 1
جمع 19
جدول شماره 7 «میزان همکاری بازیکنان با یکدیگر»
ردیف نام بازیکن موارد
1 ساندی با امیرحسین محمدی 6
2 بازیاری با پتروویچ 5
3 حقشناس با ایراننژاد 4
4 ساندی با ایراننژاد 4
5 پتروویچ با ساندی 3
بازیکن برتر: اوباجی ساندی
محمد احمدزاده ـ سرمربی ملوان:
ورزشگاه بدون نورافکن به درد لیگ یک میخورد
در تیم شاهین عباس پورخسروانی عالی بازی کرد و آیندهی درخشانی خواهد داشت. ساندی هافبک میانهی میدان شاهین و پتروویچ خوب کار کردند. تیم شاهین فعلی با آن تیم شاهین فصل قبل قابل قیاس نیست. شما امروز یک تیم لیگ برتری دارید. به تیم شاهین و مربی بومیاش اعتقاد داشته باشید که نتیجهاش را میبینید. در نیمهی اول اگر شاهین دقت کرده بود به گل میرسید ولی در نیمهی دوم یک موقعیت گل هم نداشتند!
ما مقابل شاهین با سه فروارد بازی کردیم. اصلاً عقبنشینی در دستور کارمان نبود، با توجه به اینکه لیگ برتر است باید بازی ساعت 19:30 برگزار شود. در اهواز هم در همین ساعت بازی انجام شد. حق ملوان ضایع شده، ملوان آوردند در گرمای بیش ازاندازه. امکانات اینجا باید یواشیواش خوب شود. اگر من انتقاد میکنم به نفع اینجاست. باید پذیرفت که این ورزشگاه بدون نورافکن به درد لیگ یک میخورد. حالا رئیس هیأت فوتبال شما میآید از من انتقاد میکند. حق مسلم ماست که جایی بازی کنیم که امکانات حرفهای دارد، هیأت فوتبال بوشهر نمیتواند علیه مربی حریف حرف بزند.
حمید کللیفرد، سرمربی شاهین:
ملوان حرفی برای گفتن نداشت
مقابل ملوان 80 درصد بازی دست تیم ما بود. نتیجه باید غیر از این رقم میخورد به نظر من ملوان حرفی برای گفتن نداشت. اگرما در حمله تمرکز داشتیم، نتیجهی خیلی خوبی میگرفتیم. باید امروز با 4 گل از زمین بیرون بیامدیم. ملوان شانس آورد. من تبریک میگویم به مربی ملوان، در بوشهر تساوی گرفتن یک برد برای آنها به حساب میآید. گرمای هوا روی بازیکنان که از بیرون آمدند خیلی تأثیر گذاشته بود. همان شرایطی که برای بازیکنان ملوان داشت برای ما هم داشت. گرما خیلی اذیت کرد از نظر تنفسی ما به سه الی چهار هفتهی دیگر زمان احتیاج داریم که به شرایط آرمانی برسیم.
جمعه، 23 مرداد 88
ابومسلم خراسان ـ پاس همدان ـ ساعت 17:00 ـ مشهد
استیل آذین تهران ـ صبای قم ـ ساعت 17:00ـ تهران
ملوان انزلی ـ راهآهن شهرری ـ ساعت 18:00 ـ بندر انزلی
سایپا تهران ـ شاهین بوشهر ـ ساعت 18:00ـ کرج
فولاد خوزستان ـ پیکان قزوین ـ ساعت 19:15 ـ اهواز
پرسپولیس تهران ـ استقلال اهواز ـ ساعت 19:15 ـ تهران
شنبه 24 مرداد 88
مقاومت سپاسی ـ استقلال تهران ـ ساعت17:00 ـ شیراز
تراکتورسازی تبریز ـ ذوبآهن ـ ساعت 17:00ـ تبریز
فولاد مبارکه سپاهان ـ مس کرمان ـ ساعت 19:15 ـ اصفهان
هیأت فوتبال استان بوشهر در نظر دارد مسابقات فوتسال ویژه ماه مبارک رمضان را در دو دوره به شرح زیر برگزار نماید، لذا به استحضار میرساند آخرین مهلت اعلام آمادگی جهت شرکت در مسابقات 24/5/88 تعیین میگردد:
1. مسابقات ادارات و سازمانهای دولتی با شرکت کارکنان رسمی، قراردادی و پیمانی
مبلغ همیاری 2.500.000 ریال
2. مسابقات دستهجات آزاد، محلات و شرکتها به صورت آزاد برگزار و هر تیم میتواند از حداکثر 3 بازیکن باشگاهی رسمی استفاده نماید.
مبلغ همیاری 2.000.000 ریال
مراتب آمادگی بایستی به صورت کتبی به همراه فیش مبلغ واریزی به حساب جام ملت 76/949386 و معرفی مسئول و نماینده تامالاختیار باشد.
غوغای فروش امتیاز لیگ یک
و سرنوشت ایرانجوان!
LIL-BU.IR لیل بوشهر: این روزها خبرهای مختلف و ضد و نقیض زیادی درباره لیگ یکی شدن ایرانجوان بوشهر از گوشه و کنار به گوش میرسد. روزی میشنویم شیراز قصد فروش یک امتیاز لیگ یکی را دارد و ایرانجوان مشتری آن است و روز دیگر از جایی به گوش میرسد که شیراز امتیازش را به بیرون از استان فارس نخواهد فروخت. سه خبر جدید در این مورد در دست است که در ادامه میخوانید.
ایرانجوان لیگ یکی شد؟
این خبر همانند صدای مهیب یک بمب، گوش شهر بوشهر را کر کرد. "تیم فوتبال ایرانجوان بوشهر، امتیاز مرصاد شیراز را خریداری کرد". هواداران این تیم، از خوشحالی در پوست خود نمیگنجند، خبر بسیار خوبی برای فوتبال استان است.
امتیاز شیراز فروشی نیست!
آیتاللهی رئیس هیأت فوتبال استان فارس نیز در این خصوص گفت: امتیاز فوتبال شیراز، فروشی نیست و ما قصد خروج این امتیاز را به بیرون از شیراز نداریم.
احتمال انتقال امتیاز به بوشهر
بسیار زیاد است
و اما قاسم محمدی خبرنگار "خبر جنوب" شیراز در گفتوگوی تلفنی با خبرنگار لیل بوشهر در مورد فروش امتیاز مرصاد شیراز، اظهار داشت: خبرهایی شنیدهام، ارتباط خوبی میان فرماندار بوشهر و مدیریت مرصاد شیراز وجود دارد.
وی افزود: به احتمال زیاد امتیاز مرصاد به بوشهر انتقال داده میشود و خریدار این امتیاز، ایرانجوان بوشهر است.
رسانه ورزش 5 ـ جزیره 3
لیل بوشهر: باز هم تیم فوتبال رسانهی ورزش به بردهای پیاپی خود ادامه داد. دیشب در چمن اختصاصی سازمان تأمین اجتماعی بوشهر تیم یکسدت و بانظم رسانهی ورزش بوشهر با هنرنمایی مهدی هدایتچو درون دروازه و دفاع خوب و باتجربهاش عادل بلامزاده توانست کافینت جزیره را با پنج گل شکست دهد. تیم فوتبال رسانه ورزش قصد دارد در مسابقات جام رمضان حضور پیدا کند. تاکنون از یک بانک و دو اداره پیشنهاد اسپانسری داشته که اگر به توافق مالی دست پیدا کرد در مسابقات آتی با نام همان اسپانسر حضور پیدا خواهند کرد. در مقابل کافینت جزیره این نفرات بازی کردند: فاضل قنبرپور، مهدی هدایتجو، احمد خالقپناه، غلام احمدی، علیرضا محمدی، امرا… آذرکشت، جرجیس غریبی، عادل بلامزاده، عادل بلوکی، رضا سیاهوشی، مهدی لاوری و مجتبی غریبی
عنوان قهرمانی تیم کاراته استان
در مسابقات قهرمانی کشور
تیم کاراته نونهلان نوجوانان و جوانان سبک شتوکای استان که جهت شرکت در مسابقات قهرمانی کشور به تهران عزیمت نموده بود با کسب 11 مدال طلا – 6 نقره و 14 برنز به مقام قهرمانی رسید. این مسابقات با حضور 30 تیم در تهران بر گزار شد.
جودوکاران بوشهری
خوش درخشیدند
سرپرست هیات جودو استان بوشهر گفت: تیم جودو نوجوانان و جوانان استان که جهت شرکت در منطقه یک قهرمانی کشور به استان فارس عزیمت نموده بود به 3 نشان نقره توسط عرفان پولادی، پویا گودرزی، محمدرضا جنگی و محمدرضا حاجیانی و 2 نشان برنز توسط علیاصغر سهامی و سینا دهداری رسید.
این مسابقات با حضور 7 تیم در شیراز برگزار شد.