صفحه نخست | بایگانی

...

شنیدنی‌ها

تجلیل از «امید غضنفر» در نخستین کنگره شعر «منوچهر آتشی»

با "نان و نفت" مسعود ماهینی - گفت‌وگو : سمیرا کیارش

پای صحبت دکتر "ریاض عصمت" - ترجمه و تدوین: احمد جولایی /عضو هیأت علمی گروه هنرهای نمایشی دانشگاه

آتشی بوشهر را سبز کرد - حمید مؤذنی

نشریات زبان گویای مردم هستند - محمد سرخوش

قدردانی از پلیس 110 و آگاهی مبارزه با مواد مخدر و تشخیص هویت - حسین ایرانپور

بنویسیم برگی از تاریخ شهر را! - مهندس بهروز مرباغی ـ مشاور بازسازی ارگ بم و بافت قدیم بوشهر

تاریخ سیاسی اجتماعی انگالی / بخش سوم - علیرضا خلیفه‌زاده

زبان سرخ، سر سبز می‌کند شاداب! / در باب اهمیت شجاعت روزنامه‌نگاری در جوامع توتالیتر - حمید موذنی

فقر در روستاها را جدی بگیرید! - دکتر عباس حاتمی

حقیقت همیشه تلخ / بومی کُشی در ایرانجوان. . .

شاهین؛ در آستانه‌ی روزهای بهتر... - علیرضا محمدی

ایرج نظری مدرس و ناظر رسمی فدراسیون فوتبال ایران: شناخت خوبی از داوران استان بوشهر دارم - گفت‌وگو از : سیدمهدی موسوی ـ شهرستان جم

با ابراهیمی و یاوری از سنگاپور تا بوشهر - عبدالعزیز افتخاری

با تعامل و هم اندیشی می‌توانیم کانون هواداران هم داشته باشیم - رضا سیاهوشی

حمایت از کارگر بنه‌گز، در حقیقت حمایت از تمام روستاها بوده است

اجرای گروه موسیقی "دیار" همزمان با روز ازدواج و خانواده

پس از سانحه تصادف محسن شریفیان مسکو؛ نخستین میزبان رسمی گروه موسیقی لیان

پشت پرده‌های یک مناقصه در اتحادیه مسکن مهر گناوه

سیروس بنه گزی ـ فعال اقتصادی: رهاسازی قیمت‌ها و لیبرالیزه کردن اقتصاد با دولت حامی‌پرور محقق نمی‌شود

علی درویشی ـ معاون دفتر برنامه‌ریزی و بودجه استانداری بوشهر: ماهیت طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، تورم‌زاست

عبدالحمید سنگی ـ مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و بودجه استانداری بوشهر: اگر این طرح ناقص اجرا شود، آثار تورمی خود را در جامعه نشان می‌دهد

اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه - مترجم: حسن زنگنه

هـواداری که عاشق بارسلون اسـت

...

شنیدنی‌ها

اسراف در سال اصلاح الگوی مصرف!
شنیده شده است استانداری بوشهر در سال اصلاح الگوی مصرف، اقدام به برگزاری جشن در ورزشگاه کارگران بوشهر نموده است. شنیدنی‌ها حاکی است در این جشن حجم زیادی از غذای مصرف نشده به همراه بطری‌های آب معدنی در زمین فوتبال این ورزشگاه برجای ماند. همچنین گفته می‌شود حدود 60 الی 70 کیلوگرم مرغ پخته شده و دست نخورده به سگ‌های ورزشگاه کارگران داده شد و زمین فوتبال آن که بهترین زمین فوتبال استان بوشهر بوده وضعیت بدی پیدا کرده است.
شفیعی و پلیس 110 برای هنرمند
شنیده شده است یکی از هنرمندان تئاتر در جشنواره تئاتر استان با انتقاد از عملکرد ارشاد بوشهر، شدت اعتراض خود را اعلام داشته است. شنیدنی‌ها حاکی است شفیعی برای اخراج هنرمند فوق‌الذکر، از پلیس 110 استمداد طلبیده و خواستار برخورد با وی شده است.
سوری و تقسیم نمودن
مطبوعات محلی استان
شنیده شده است سوری مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی پارس، با آگهی دادن به تعدادی از نشریات و عدم تحویل آگهی به نشریات مطرح استان، عملاً اقدام به تقسیم نمودن مطبوعات نموده است. گفته می‌شود سوری با پرداخت 7 میلیون تومان در دو ماه گذشته به چند نشریه که در استان بوشهر مطرح نمی‌باشند، خود را در موضع مقابل نشریات محلی و پرتیراژ و مهم استان قرار داده است.
سوء استفاده از اعتبارات 15 میلیارد تومانی
شنیده شده است یکی از نهادهایی که جدیداً جهت ساخت مسکن محرومان بنیان گذاشته شده است، با 15 میلیارد تومان اعتبار واریز شده از تهران، اقدام به سرمایه‌گذاری در حسابی در یکی از شعبات بانک صادرات واقع در اداره بندر می‌نماید. شنیدنی‌ها حاکی است مبلغ مزبور به 2 نفر به ترتیب 4 میلیارد تومان و 8 میلیارد تومان پرداخت شده است و آنان با این سرمایه قصد داشته‌اند اقدام به واردات اتومبیل به داخل کشور نمایند. گفته می‌شود مبلغ فوق قرار بوده که در وام‌های یک الی 2 میلیونی به افراد فاقد مسکن پرداخت شود. همچنین طبق شنیده‌ها مدتی است که بازرسین بانک صادرات استان اقدام به بازرسی از شعبه فوق‌الذکر نموده‌اند تا چگونگی آن مشخص شود.

...

تجلیل از «امید غضنفر» در نخستین کنگره شعر «منوچهر آتشی»

نخستین کنگره شعر منوچهر آتشی به همت انجمن اهل قلم و خانه مطبوعات بوشهر با حضور جمع کثیری از شاعران، نویسندگان، روزنامه نگاران و مترجمان کشور در سالن مجتمع فرهنگی بوشهر برگزار شد.
این کنگره روز پنج‌شنبه ساعت 16 با اجرای نبی دهقانی و سخنرانی دکتر سیدجعفر حمیدی آغاز به کار نمود. پس از سخرانی دکتر حمیدی، علی هوشمند از بوشهر، غلامحسین پرتابیان و حسن اجتهادی از کازرون، محمد قائدی از شیراز اشعاری را قرائت و به زنده‌یاد منوچهر آتشی تقدیم نمودند.
در ادامه‌ی این مراسم محمدحسین بهرامیان از شیراز و علی قنبری از خوزستان نیز در سخنان خود به بررسی و آسیب‌شناسی شعر نو و کلاسیک پرداختند.
در بخش دوم افتتاحیه کنگره حضار شاهد شعرخوانی کورش کرم‌پور از تهران، فریده برازجانی از شیراز، نجمه زارعی از جم و ریز، کاظم کریمیان از خوزستان، زری شاه‌حسینی از دشتستان، رضا طاهری از کنگان و حسین عسکری از کازرون بودند.
پس از اجرای دلنشین گروه تنبک‌نوازی رشید شاه‌حسینی و شعرخوانی شاعران به نام کشور از امید غضنفر شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار و طنزپرداز بوشهری تجلیل به عمل آمد که در همین راستا رضا معتمد و حسین حشمتی سخنانی را ایراد نمودند.
صبح جمعه نیز نخستین کنگره‌ی شعر آتشی میزبان شاعران جوانی بود که به کارگاه شعر رفته بودند. سایر علاقه‌مندان به شعر آتشی نیز از مقبره‌ی آتشی و موزه‌ی نیروی دریایی بازدید نمودند.
بعدازظهر همین روز از شاعران برتر در حوزه‌های شعر کلاسک و سپید تقدیر شد که در بخش آزاد ـ کلاسیک از محمودرضا شادبامان، عزت خلیفه‌زاده، طاهره باقری و منصوره حکمت شعار تجلیل و جایزه‌ی شعر برتر به محمد قائدی اهدا شد.
در بخش شعر سپید نیز از سارا بهرام‌زاده، زری شاه‌حسینی، فراز بهزادی، احمد ارجمندی تجلیل و جایزه‌ی شعر برتر به نجمه زارعی اهدا شد.
گفتنی است در اختتامیه‌ی این آئین سعید مهیمنی ـ منتقد ادبی، مجید اجرایی ـ روزنامه نگار، محسن شریف ـ رئیس انجمن اهل قلم بوشهر به سخنرانی پرداختند.
در بخش‌های اول و دوم شعرخوانی اختتامیه نیز ابوالقاسم ایرانی، ایرج شمسی‌زاده، کتایون ریزخراطی، محمدصالح سلطانی، مهدی جهانبخشان، اردشیر رستمی و کریم حقیقت اشعاری را قرائت کردند.
در پایان این مراسم «شعله آتشی» فرزند «منوچهر آتشی» از انجمن اهل قلم، خانه‌ی مطبوعات بوشهر و شرکت کنندگان در این کنگره قدردانی نمود.

...

با "نان و نفت" مسعود ماهینی - گفت‌وگو : سمیرا کیارش

مکث:‌ هفته‌ای که گذشت حوزه هنری بوشهر میزبان نمایشگاهی از آثار مسعود ماهینی کاریکاتوریست برجسته‌ی بوشهری بود. کاریکاتوریستی که کارش را به صورت حرفه‌ای از نوزده سالگی و با نشریات دانشجویی شروع کرده و در جشنواره‌های متعددی از جمله هنر جوان، جشنواره‌ی بین‌المللی هنرهای تجسمی فجر، جشنواره بین‌المللی کاریکاتور خودرو، جشنواره بین‌المللی کاریکاتور سایترا در ایتالیا و … حضور داشته است.
با ورود به نمایشگاه حس نوستالژی غریبی به من دست می‌دهد. وجود گاری پر از پیت‌های نفت مرا با خود به کوچه‌های بوشهر و صدای پیرمردانی که گاری‌های‌ نفت را حمل می‌کردند می‌برد. آثارش نیز همانند دکور نمایشگاهش از نمادهای نان و نفت در زندگی مردم، پر است. پس از دیدن آثارش پای صحبت‌های کاریکاتوریستی می‌نشینم که با وجود حرف‌های زیادی که برای گفتن دارد به زیاده‌گویی عادت ندارد و سئوال‌ها را کوتاه و صریح پاسخ می‌دهد.
* * *
* وجود نان و نفت در آثارتان توجه هر بازدیدکننده‌ای را جلب می‌کند، چرا نان و نفت؟‌
ـ چون این دو از مسائلی هستند که افکار بخش عظیمی از مردم را درگیر خود کرده است. درصد قابل توجهی از مردم طبق آماری که داده می‌شود زیر خط فقر هستند و یکی از مشکلات عمده‌ی مردم نسبت به منابع غنی نفتی که وجود دارد عدم استفاده‌ی درست از این منابع است. این درد همه‌ی مردم ایران است که ما نیز تا آن‌جا که می‌بینیم و می‌شنویم آن‌ها را به تصویر می‌کشیم.
* چرا در مطبوعات ما جایگاه کاریکاتور ضعیف است و مدیران مسئول نشریات حاضر به چاپ هیچ‌گونه کاریکاتوری نیستند و تنها تعداد معدودی از نشریات هر از گاهی به چاپ کاریکاتورهای چهره بسنده می‌کنند؟
ـ این معضل فقط مختص بوشهر نیست، بلکه به کل ایران سرایت کرده است. البته چند سالی می‌شود که بیشتر به این موضوع توجه شده و آن نیز مختص تعدادی از نشریات خاص است. دلیل دیگر آن به دستمزد کاریکاتوریست‌ها برمی‌گردد آن‌ها با کمترین هزینه کار می‌کنند. حتا در بوشهر هیچ مزدی به آن‌ها پرداخت نمی‌شود و بر سر آن‌ها منت نیز می‌گذارند که کاریکاتورت چاپ می‌شود، معروف می‌شوی و ….
مسأله‌ی مالی برای ترغیب کاریکاتوریست‌ها اهمیت بالایی دارد، برخی نشریات سوژه‌ای را مطرح می‌کنند که ما برای این موضوع به کاریکاتور نیازمندیم ولی حاضر نیستند هزینه‌ی آن را بپردازند. این مختص به کاریکاتور نیست، بلکه برای نویسنده‌ها نیز چنین معضلی وجود دارد و کسانی نیز که از روی علاقه کار می‌کنند پرداختن به چنین سوژه‌هایی برایشان دغدغه است. در صورتی که آن پول حق مولف، نویسنده، تصویرگر و خبرنگار است و نشریات‌ ما چون قرار است هزینه‌ای بپردازند به آن‌ها اهمیتی نمی‌دهند.
* برای شما هم دغدغه بوده؟
ـ‌ بله، چون به این هنر علاقه دارم و با این هنر نسبت به اتفاقاتی که در کشور و به ویژه استان بوشهر روی می‌دهد، واکنش نشان می‌دهم.
به مسائل پس از آن نیز اهمیتی نمی‌دهم، دیگر پوست‌مان کلفت شده (خنده).
* با کدام نشریات همکاری داشته‌اید؟‌
ـ ‌تقریباً با 80 درصد از نشریات بوشهری کار کرده‌ام و آثارم در آن‌ها به چاپ رسیده است.
* شرایط اجتماعی برای چاپ کاریکاتور در نشریات مساعد و وجود آزادی نسبی برای بیان مسائل و مشکلات جامعه در کاریکاتور فراهم است؟
ـ آزادی بیان تا حدودی وجود دارد ولی آزادی بعد از بیان … (لبخند)، تا حدودی به آن اهمیت می‌دهند که این خود غنیمت است.
* فکر می‌کنید به علت وجود این مسأله است که نشریات از چاپ کاریکاتور هراس دارند؟
ـ بله، چون هنوز برای تعداد بسیاری از مردم این مسأله جا نیفتاده است. وقتی که کاریکاتوری از مسئولی چاپ می‌شود فکر می‌کنند که ما می‌خواهیم آن‌ها را مسخره کنیم و شاکی می‌شوند که چرا این کاریکاتور چاپ شده است. بعضی مشکلات و حرکات مسئولین نیز آن‌قدر بزرگ است که نمی‌توان از کنار آن‌ها به راحتی گذشت. کاریکاتوریست‌ها آن سوژه‌ها را کار می‌کنند تا شاید تلنگری به مسئولان زده باشند.
* فکر می‌کنید سواد بصری جامعه علی‌الخصوص استان بوشهر آن‌قدر ارتقاء یافته که به جای مطالعه‌ی خبرهای روز در جست‌وجوی کاریکاتوری با همان مضمون باشند؟‌
ـ فکر می‌کنم پنجاه، ‌پنجاه باشد. این روند تا حدودی خوب و رو به رشد است.
* آثار شما مسائل سیاسی را در قالب و فضایی اجتماعی بازگو می‌کند، نظرتان در این خصوص چیست؟
ـ امروزه همه مسائل و حتا زندگی شخصی ما به سیاست گره خورده است. راه رفتن، صحبت کردن، غذا خوردن، همه و همه سیاسی شده است. مثلاً وقتی کسی را می‌بینیم پس از صحبت‌های معمول چند دیالوگ سیاسی نیز رد و بدل می‌کنیم. من فکر می‌کنم بیشتر این مسائلی که در آثار نشان داده شده است خواسته‌های مدنی است. مانند نفت که با اقتصاد مردم توأم شده و آن‌قدر هم سیاسی نیست. نیازهایی است که باید برآورده شود.
* تا به حال به علت نقد و طرح مسائل سیاسی و اجتماعی در آثارتان با مشکل مواجه شده‌اید؟
ـ مستقیماً گفته نشده ولی از گوشه و کنار صحبت‌هایی شنیده می‌شود. بعضی مسئولان نیز رفتارشان به گونه‌ای است که وقتی در مورد آن‌ها چیزی نوشته یا تصویری کار می‌شود موضع می‌گیرند و حتا اگر چیزی نگویند برای آن اشخاص مشکل‌تراشی می‌کنند. اگر از بابت توانستن باشد که بسیاری از کارها را نباید انجام داد ولی به هر حال باید حرکتی وجود داشته باشد، با دست روی دست گذاشتن و حرفی نزدن مشکلات حل نمی‌شود.
یک بار نیز به علت کاریکاتوری که از یکی از مسئولان کشیده بودم از من شکایت شد.
* با توجه به این‌که شما در کارهایتان بیشتر از رنگ‌های گرم استفاده می‌کنید و کارهایتان از گرافیک بالایی برخوردار هستند می‌توان از کارهایتان به جای یک تابلو نقاشی در منزل استفاده کرد و لذت برد، نظرتان چیست؟
ـ در خصوص بخش اول سئوال‌تان که رنگ‌های تند در کارهایم دیده می‌شود باید بگویم که رنگ‌گذاری‌ها به گونه‌ای است که باید سوژه‌های خاص را با رنگ‌های تند کار کنم که نمود بیشتری پیدا کند. موضوعات تک‌قطبی و دوقطبی بیشتر با رنگ‌های تند و گرم کار می‌شوند تا ذهن مخاطب را به خود مشغول کند. گاهی اوقات نیز موضوعاتی وجود دارد که شاید خیلی شاداب نباشد ولی از رنگ‌های تند استفاده می‌شود که پارادوکس کار به طنز بیشتر آن کمک می‌کند.
در خصوص بخش دوم سئوال‌تان نیز باید گفت نقاشی و کاریکاتور دو هنر مجزا هستند. ممکن است روزی مردم از کاریکاتور برای تزیین خانه‌هایشان استفاده کنند، ولی نیاز به هر دوی این هنرها وجود دارد.
* پیشینه‌ی کاریکاتور در استان بوشهر به چه زمانی برمی‌گردد؟‌
ـ زمان دقیقش را نمی‌دانم ولی از سال 81 که کارم را با هفته‌نامه نسیم جنوب شروع کردم تعدادی از کارهای احمد آرام را به من نشان دادند. پیش‌تر از او نیز چند نفری فعالیت می‌کردند ولی فکر نمی‌کنم به گذشته‌ی دور برگردد. به زمانی برمی‌گردد که نشریات در استان بوشهر پا گرفتند و شروع به فعالیت کردند.
* فعالین عرصه‌ی کاریکاتور در استان بوشهر چه کسانی هستند و به نظر شما آیا آثار آن‌ها قابل توجه و پیگیری است؟
ـ آقای خسروی که از اهالی دیر است و قلم بسیاری توانمندی در حوزه کاریکاتور چهره دارد، احمدی‌خرم نیز از دیگر کاریکاتوریست‌هایی است که در هفته‌نامه‌ی پیام جنوب فعالیت می‌کند. بله، کارشان قابل توجه است سال گذشته من و آقای احمدی خرم در جشنواره‌ای سراسری حضور داشتیم. آقای خسروی نیز که در کار چهره بسیار توانمند و از بسیاری از کاریکاتوریست‌های مرکز بهتر است.
* رشته‌ی تحصیلی شما الکترونیک است، چرا از یک رشته‌ی دانشگاهی سخت به یک هنر نرم روی آوردید؟
ـ من اول کاریکاتور کار می‌کردم بعد به سراغ الکترونیک رفتم (لبخند).
* کارتان را چه زمانی شروع کردید؟‌
ـ از مقطع راهنمایی کارم را به صورت جسته و گریخته شروع کردم ولی به طور جدی در دانشگاه و با نشریات دانشجویی شروع به فعالیت نمودم.
* چه شد که به کاریکاتور علاقه‌مند شدید؟
ـ یادم نمی‌آید (خنده).
* در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
ـ فقط کاریکاتور.
* یعنی منبع درآمدتان کاریکاتور است؟
ـ نه، شغلم آزاد است.
* در حال حاضر با کدام نشریات همکاری می‌کنید؟
ـ با نصیر بوشهر، نسیم جنوب، اتحاد جنوب و پرشین کارتون.
* تا به حال کاریکاتور خودتان را کار کرده‌اید؟
ـ بله
* چرا خودتان؟
ـ چون همه می‌گفتند فقط کاریکاتور دیگران را می‌کشی، اگر می‌توانی کاریکاتور خودت را هم بکش. فکر می‌کردند ما دیگران را مسخره می‌کنیم، کاریکاتور خودم را کشیدم که جای حرفی باقی نماند.
* در ایران کارهای چه کاریکاتوریستی را دنبال می‌کنید؟
ـ توکا نیستانی، مانا نیستانی و نیک‌آهنگ کوثر که در حال حاضر در ایران نیست.
* نظرتان راجع به کارهای اردشیر رستمی چیست؟
ـ کارهای اردشیر بیشتر کاریکاتورهای شاعرانه است و فضایی شاعرانه و عارفانه دارد. به کارهایش بسیار علاقه دارم ولی خطی را که من دنبال می‌کنم بیشتر حال و هوای کارهای توکا و مانا نیستانی دارد.
* نظر اردشیر رستمی در بازدید از نمایشگاهتان چه بود؟
ـ از کارها راضی بودند و ایراداتی نیز که گرفتند در بحث‌های تخصصی و رنگ‌گذاری‌ها بود. از لحاظ موضوعی نظر مساعدی داشتند.
* پس از چاپ دو کتاب «هردمبیل» و «مندو دماغی» کتاب دیگری نیز در دست چاپ دارید؟‌
ـ‌ بله، مجموعه‌ای 24 صفحه‌ای، تمام رنگی و با نام همین نمایشگاه «بابا غرور ندارد از بس که نان ندارد» به چاپ خواهد رسید؛ مجوز آن صادر شده و حداکثر تا دو ماه دیگر چاپ خواهد شد.

...

پای صحبت دکتر "ریاض عصمت" - ترجمه و تدوین: احمد جولایی /عضو هیأت علمی گروه هنرهای نمایشی دانشگاه

*هنرمند جهانی لورنس اولیویه می‌گوید: اگر سینما هنر کارگردان و تلویزیون هنر نویسنده است پس نمایش صحنه‌ای هنر بازیگر است…ایده‌ی شخصی شما در مورد بازیگر نمایش سوریه چیست؟
ـ با الیویه در مورد این‌که بازیگر عنصر اصلی و عصب نمایش است موافقم، که کارگردانی خوب با بازی بد بازیگر، نمایش را نجات می‌دهد و متنی زیبا همراه با بازیگرانی ضعیف توقع مورد قبول را به جا نمی‌گذارد، اما بازیگری با سطحی عالی می‌تواند هم جای کارگردانی را پر کند هم نشانه‌ی متنی زیبا باشد، همچنین نمایش را پرمحتوا و بیننده را شاد می‌کند، اما در سوریه بازیگران خوبی وجود دارند بعضی از اآن‌ها با تمرین به تنهایی موفق شده‌اند و بعضی از آنان با شرکت در مراکز آموزشی تئاتر، حرفه‌ای شده‌اند. در هر دو حال آن‌چه مهم است نتیجه عمل است. یعنی در اجرای خوب دو مسأله محقق می‌شود، اول همان در اختیار داشتن شیوه‌ی اجرا برای مواجهه با بازی واقعی و سازگاری با نمایشنامه یا سینما و یا تلویزیون که همراه با تکرار و عرضه‌ی نمایش در هر شبی است. همچنین تکرار این قطعه بدون از دست دادن صداقت و ایمان آن. موضوع دوم حرفه‌ای بودن که همان رهیابی و نفوذ به لایه‌های داخل نمایشنامه هنگام به صحنه کشیدن و شناخت که در خارج آن است. همان‌طور که شامل تمرین فردی و حفظ در خانه از یک‌سو و دخل و تصرف در نمونه‌های چاپی از سوی دیگر و همچنین حضور در صحنه در اجرای عملی از جهت سوم می‌شود که به اختصار همان صحت و التزام بازیگر از نظر کاری است. همه این‌ها را یادآور می‌شوم به خاطر این‌که بعضی از همین موارد باعث خلل و عدم رهیابی موفق در نمایش و بعضی لغزش‌های از سر غرور و روش‌هایی که باعث نتیجه‌ی بد در تمرین بسیاری از خانم‌ها و آقایان بازیگر شده است. اگرچه بعضی از مستعدین خود را از آن آزاد کرده‌اند به خاطر سن زیاد یا تجربه‌شان…اما همیشه جوانان ما محتاج کمک از طرف باتجربه‌ها هستند در مواقعی که در موسسات برای حرفه‌ای شدن در حال فعالیت هستند تا این‌که بتوانند در برابر تمامی مشکلات و نافرجامی‌هایی که دامنگیر یک بازیگر در راستای کار و فعالیت اوست به خوبی مواجه شوند و به تنهایی بر آن غلبه نمایند.
گروهی نیز همان بازیگران بزرگی هستند که در موسسه یا جامعه‌ای درس نخوانده ولی توانسته‌اند مشکلات را به وسیله تمرین و ممارست حل کنند. لذا معتقدم که موسسه عالی هنرهای نمایشی سوریه باید موسسه‌ای تربیتی باشد به طور کامل، همان‌طور که موسسه‌ای برای مشارکت بازیگران حرفه‌ای است ـ فراموش نمی‌کنم که از ایده‌های من به هنگامی که مدیر موسسه بودم این بود که ایمان کاری به سمت اخلاق حرفه‌ای را در هنرمندان متعادل سازم و فرصتی را به فارغ‌التحصیلان بدهم که گام اولیه خود را در حوزه علمی کار بدون ناکامی و شکست بردارند.
* گفته می‌شود بعضی از اختیارات و گزینش‌های کارگردانان ما باعث دوری مردم از نمایش شد، آیا با این موضوع موافقید؟ و راه آشتی تماشاگر با نمایش یا داشتن تماشاگران زیاد چیست؟
ـ این گفته کاملاً صحیح است. لیکن من نمی‌گویم که هر نمایش باید هدفش بسیار باشد و یا این‌که نمایشی که پرطرفدار نباشد عوامل آن نویسندگی و کارگردانی و بازیگری را رها کنند. برعکس من به تنوع و نوآوری اعتقاد دارم، مردمی بودن کار امری نسبی نیست که متعلق به میزان کمی نمایش و درک مردم باشد و یا به اصولی که دوست دارند تا حتماً مخاطب فرهیخته وجود داشته باشد…کسی که به سفری در طبیعت می‌رود لباس شب نمی‌پوشد و کسی که به شب‌نشینی در یک رستوران مدرن می‌رود لباس جین نمی‌پوشد که هر دو ناسازگار و در جای خود نمی‌باشند ـ قطعاً پیشرفت و تجربه برای نمایش‌های کوچک و مخاطب خاص نشاط است. ولیکن این شکل از نمایشنامه‌ها اگر در سالن های بزرگ برای عموم مردم برگزار شود موفق نمی‌گردد زیرا که هدف را اشتباه می گیرد و مردم عادی را از نمایش فراری می‌دهد، بنابراین اگر نمایش کمدی محلی، در سالن کوچکی به نمایش گذاشته شود برای امتحان، مردم آن را در آن شیوه نمی‌پذیرند لذا نمایش دادن بدون تماشاگر به خاطر هنر اشتباه است همان‌طور که اگر در همه کارها فقط متوجه تماشاگر باشی نمایش از تجربه‌های گوناگون محروم می‌شود، یا تقلیدی صرف می‌شود…
من معتقدم که جلب نظر مردم به نمایش ممکن است با قرارداد و اطلاع‌رسانی این‌گونه، آفزینش تحول با نمایش امری خیالی و ادعایی بیهوده است. نمایش تشویق‌گر است همان‌طور که در کارهای شون اوکیسی ایرلندی بوده و لیکن نمایش انقلاب نمی‌آفریند یا این‌که باعث ایجاد تظاهرات در شهرها گردد. هستند نمایش‌هایی که در آن‌ها اشک ریخته شده مثل تجربه‌ای از یوسف وهبی یا این‌که خنده بر کارهای استثمارگران در کارهای یعقوب ضعیوع در آثار نجیب ریحانی و محمد صبحی و لینین رملی. یا این‌که از فرهنگ‌ها پلی می‌سازد همان‌طور که در کارهای مارون نقاش، توفیق حکیم و جورج ابیض و عبدالوهاب ابولاسعود، یا این‌که نمایش درخشش اجتماعی و سیاسی بوده و در کارهای ابوخلیل قبانی و فاطمه رشدی و فردی فرج و نعمان عاشور و سعدالدین وهبه و محمود دیاب، پس ماحصل باید درخشان باید تا تحول بیافریند و از نظر من آن اوج نمایش و سبب مردمی بودن و راز بقایش می‌گردد.
* در یکی از گفت‌وگوهایتان گفته‌اید به جاودانگی نمایش معتقدم و این را مخالف اجرا شدن آن نمی‌دانم… به نظر شما چه کسی جاودانگی در نمایش را محقق می‌سازد؟‌
ـ عمق فلسفی در تضاد درام و صورت شخصیت‌ها ولیکن نباید فراموش کنیم که بزرگ‌ترین نمایشنامه‌ها در تاریخ آفرینشی ساده داشته‌اند: اودیب شهریار از سوفوکل به عنوان مثال بزرگ‌ترین قصه پلیسی است که به سادگی نوشته شده، زیرا بازرس کشف جرم کسی را جز خودش مجرم نمی‌یابد و این عظمت فکر فلسفی را بر محور سقوط تراژدی انسانی که غرور او را به جایی رساند که از حدش تجاوز کند و خدا را به مبارزه بطلبد.
هاملت شکسپیر همواره ما را به وجد وامی‌دارد زیرا ما دوست داریم دنبال کنیم که چگونه یک جوان فرهنگی و احساساتی می‌تواند از قاتل پدر و همسر مادرش انتقام بگیرد. لیکن نمایشنامه پر از اندیشه‌های فلسفی و روان‌شناسی عمیق در همان وقت بوده است…معتقدم به این‌که نمایشنامه‌هایی که بر اساس نیازهای غیراساسی و حاشیه‌ای انسان خلق شود به سرعت بعد از موفقیت کوتاه فروکش می‌کند و پژمرده می‌شود. اما نمایشنامه‌های جاویدان آن‌هایی هستند که قابل تفسیر و احیاء از نسلی به نسل دیگر هستند جدا از شکل یا موضوع و آن حقیقتی است که آفریننده نمایش واقعی آن را از مولفانی چون چخوف و لورکا تنسی ویلیامز و آرتور میلر وستو یارد و ایکبورن و همین‌طور بسیاری کارگردانان چون ایلاکازان کرده‌اند. طرحی از زندگی در روایت و سینما جدا می‌سازد همان حس شاعری است و آن را کارگردانی چون پیتر بروک و اناتولی ایفروس و جوزف شاینا و جوتشکین درک کرده بودند. این امر یکی از مهم‌ترین دلایل جاودانگی نمایش است.

...

آتشی بوشهر را سبز کرد - حمید مؤذنی

بالاخره پس از مدت‌ها انجمن اهل قلم بوشهر با همکاری خانه مطبوعات پیشتاز یک کار مدنی واقعی در بوشهر شد. کنگره‌ی بزرگداشت آتشی، آتشی شد برای گرمابخشی اذهان و دل های سبز مردم بوشهر که مشتاق بودند در سبزی ایران سهمی داشته باشند. شعرخوانی کوروش کرم‌پور و ریز خراطی که شاعرانه به جنبش سبز مردم ایران پرداخته بودند و شجاعانه معاصریت خود و مسئولیت شعر در برابر جامعه را نشان دادند بخش مهمی از کنگره‌ی آتشی بود.
عدم دعوت از مدیران دولتی جهت اهدای جوایز که تاکنون در بوشهر سابقه نداشته، مدنی‌ترین بخش برگزاری این کنگره بود و به ویژه عدم دعوت از مدیرکل ارشاد که برخوردهای او با مطبوعات و فرهنگ و هنر در تاریخ ثبت خواهد شد بخشی ماندگار از گفتمان مدنی این کنگره بود. این رفتار ضمن این‌که مدیرکل را متوجه خواهد کرد که غیر مردمی بودن وجه مشخصه‌ی اوست، به آیندگان این نوید داده خواهد شد که بوشهر در چنین روزهایی مثل ایران سبز بوده همان‌طور که شاعر مردمی و محلی‌سرای بزرگ، ایرج شمسی‌زاده خلیج فارس را سبز سرود و خواند. البته در این میان بایست سهم بزرگ را جدای از دست‌اندرکاران برگزاری به نبی دهقان مجری توانمند و روشنفکر مراسم داد که با اجرای حرفه‌ای و قوی خود به این رویداد بزرگ کمک بسیار نمود.

...

نشریات زبان گویای مردم هستند - محمد سرخوش

نشریات زبان گویای
مردم هستند

 محمد سرخوش

از متن ناراحت‌کننده‌ی برادر خوبم آقای احمدنیا سپاسگزارم. در خصوص انتقاد از آب و فاضلاب و برادر خوب خودم آقای سرخوش نام بردید. بلی، انسان اگر اول از خودش انتقاد کرد می‌تواند از دیگران انتقاد کند. برادر مهندس احمدنیا همیشه برای بنده و امثالهم محترم بوده و هست وقتی خدای ناکرده برداشت بد از این قضیه نشود. راجع به متن مهندسین و پیمانکاران بومی برادرانی در این خصوص تماس گرفتند ضمن تشکر فرمودند سوء تفاهمی بوده رفع شده، من هم بسیار خوشحالم که مانند بعضی از مدیران واقعیت‌ها را درک می‌کنند راجع به گوسفندچران که فرمودم آقای رزمی فرموده باید بگویم در متن بنده یا چاپ اشتباهی شده که اصلاح می‌کنم بنده گفتم گوسفندچران، اما برداشت‌ها از هر مطلبی متفاوت است. من خودم زمانی که جفره علیباش بودم گوسفند داشتیم جدم که در دشتی سکنا داشت قریب به 300 رأس گوسفند درجه یک داشت. افتخار می‌کنم در آن زمان فامیل بنده فقیر نبودند، بنده حرف تخصصی دارم. من بیشتر از 20 سال از عمرم را در کانال‌ها، بیابان‌ها، زیر باران و گرمای تابستان شاگردی کرده‌ام تا توانستم از کمی تخصص بهره ببرم. اگر همان زمان از راه می‌رسیدم کارت پیمانکاری می‌گرفتم آیا تخصص حالا را داشتم؟ معلوم است که نه. موضوعی را که من اشاره کردم بارها در نشریات از پارس جنوبی از شرکت نفت از آب و برق هم نوشته‌اند من ننوشته‌ام مهندسین محترم در رأس آن‌ها آقای احمدنیا تخصصی ندارند. نوشتم چرا باید این‌طور شود از روی توقعی که از نامبردگان دارم آقایان را برادر دینی خودم می‌دانم چنین مطلبی را عنوان کردم نه آقای رزمی نه بنده و نه هیچ نشریه‌ای با کسی خصومتی ندارند. برای اصلاح کارها ممکن است بعضی از مدیران محترم از موضوعاتی اطلاع نداشته باشند وظیفه نشریات است که آن محترمینی را محترمانه در جریان قرار دهد من از طرف نشریه نصیر و نشریات دیگر که زبان گویای مردم است تشکر می‌کنم. موفقیت کلیه برادران از خداوند منان آرزومندم. چون دست مردم به بعضی از مدیران نمی‌رسد مطالب در نشریات درج می‌شود. خصوصیت و فرمان انقلاب هم اطلاع‌رسانی است.

...

قدردانی از پلیس 110 و آگاهی مبارزه با مواد مخدر و تشخیص هویت - حسین ایرانپور

قدردانی از پلیس 110
و آگاهی مبارزه با مواد
مخدر و تشخیص هویت

 حسین ایرانپور
با توجه به وسعت استان و مخصوصاً منطقه پارس جنوبی و بندر تجاری گناوه وجود بندر گمرک و دریا در این استان پهناور خود باعث سرازیر شدن افراد زیادی از اقصی نقاط به این استان زرخیز گردیده است. با توجه به این که افراد وارد شده اکثراً نه حرفه‌ای دارند و نه مهارتی و پس از ماندن چند روز و تمام شدن نقدینگی آن‌ها و بی‌هدف جهت پیدا کردن کار به هر طرف می‌روند که خود باعث تنش گردیده. اکثراً خواسته یا ناخواسته و بعضاً از روی شرارت دست به کارهای خلاف و غیرقانونی می‌زنند که باعث دردسر و ناامنی در این استان شده و کار پلیس برای مقابله با آنان شروع می‌شود که خود مقوله‌ای دراز و پردردسر دارد.
اولین قسمتی که با خبر می‌شود پلیس مردمی و همیشه در صحنه‌ی 110 و سپس اداره آگاهی و تشخیص هویت می‌باشد. شناسایی و دست‌گیری انی افراد ناشناس که تعداد آن‌ها کم نیست کار بسیار سخت، پیچیده و طاقت‌فرساست که دامن‌گیر این 3 شعبه انتطامی می‌گردد. اولین قسمتی که از هر وقایع تصادف، سرقت، جنایت و …آگاه می‌شود پلیس 110 می‌باشد و این جان برکفان با حضور به موقع خود و بازدید و پیگیری‌های مستمر و تعقیب و گریزها شروع می‌گردد و شق دوم به پلیس همیشه در صحنه آگاهی ربط پیدا می‌کند که با دستگیری و پژوهش و مراجعه به پرونده‌های آن‌ها و تقاضای همکاری از شهرستان‌های تابعه خاطیان و سپس وارد شدن اداره محترم تشخیص هویت برای شناسایی‌ها از قبیل چهره‌نگاری، تشخیص خط و امضاء، کارشناسی و شناسایی نوع اسلحه، نوع فشنگ و نوع خون و تمام آزمایشات و چهره‌پردازی‌ها که همه و همه با کار و تلاش شبانه‌روزی فکری و عملی برای این سه قسمت قوه انتظامی به نتیجه می‌رسد. با توجه به این‌که اکثر خاطیان و قاتلان مسلح بوده که نزدیک شدن به آن‌ها بسیار خطرناک است، اکثر اوقات درگیری‌های جسورانه پلیس با اراذل و اوباش باعث شهادت این عزیزان گردیده که در همین جا به روح پرفتوح آن دلاورمردان درود می‌فرستیم. ساعت‌ها کمین کردن و تعقیب خلاف‌کاران که کاری خسته‌کننده می‌باشد هرگز در ایده و افکار حق‌طلبانه‌ی آن‌ها خللی وارد نمی‌آورد و وقفه‌ای در کار طاقت‌فرسای آن‌ها نمی‌اندازد. روزها و شب‌ها دور از خانواده روح آن‌ها را آزار می‌دهد اما به خاطر وظیفه‌ی خطیر خود، قید تفریح و گشت و گذار با خانواده خود در اعیاد و سیزده بدرها و شب‌های قدر در مساجد و تکایا و مسافرت در ایام تعطیل همه و همه را می‌زنند و خانواده‌های محترم این جان برکفان هم به خاطر وظیفه‌ی پدر خانواده با این قضیه کنار آمده‌اند.
نمی‌دانم در روز سیزده بدر این عزیزان پلیس چه جوابی به فرزندان دلبند خود می‌دهند و فرزند باید به تنهایی و یا با مادر بیرون برود و یا این‌که در منزل بماند. روز بعد از سیزده بدر در سر کلاس هرکس راجع به دیروز و جاهایی که رفته‌اند صحبت می‌کنند و عزیزان و جگرگوشگان پلیس حرفی برای گفتن ندارند و این باعث ناراحتی آن‌ها شده و گله و شکایت پیش مادران برده و این همسر و مادر وظایف پدر را به آن‌ها توضیح داده و کمی آن‌ها را آرام می‌کنند. حالا ما برای این عزیزان چه کرده‌ایم؟‌ حتا در هفته‌ی پلیس یک شاخه گل هم به آن‌ها و یا خانواده‌های آنان تقدیم نکرده‌ایم. کدام یک از ما به در خانه آن‌ها رفته و تعارفی کرده که اگر چیزی نیاز دارید ما در خدمت هستیم؟ متأسفانه ما در قبال این همه از خودگذشتگی هیچ کاری نکرده و مدیون آن‌ها هستیم.
هرگز برخورد بد یکی ازافراد پلیس را به همه آن‌ها نسبت نداده و همه را با یک چشم ننگریم. تعداد افراد تندرو در پلیس مردمی بسیار کم است و در صورت مشاهده و تماس با 197 به او تذکر می‌دهند ولی تاکنون تلفن را برداشته و نام پلیسی را که به شما خدمت کرده اعلام کرده و تقاضای تشویق او را بکنیم؟
تاکنون از پلیسی که دست جگرگوشه‌ی شما را می‌گیرد و از خیابان عبور می‌دهد تشکر کرده‌اید؟ چرا ما نسبت به پلیس خادم بی‌تفاوت هستیم. این همه امنیت در شهر و روستا را مدیون چه کسی هستیم؟ آیا شما قبل از این که برایتان اتفاقی بیفتد پلیس را مدنظر خود قرار داده‌اید؟ پلیسی که هیچ توقعی در قبال کارهایش از شما نداد. در این جا برای فرمانده محترم پلیس مردمی جناب سرهنگ یگانه پیشنهادی دارم که برای این افراد که تمام وقت خود را با بزه‌کاران و سارقین و جنایت‌کاران دست و پنجه نرم می‌کنند در اوقات فراغت مکانی در نظر گرفته شود تا این عزیزان در هنگام فراغ با خانواده به آن‌جا رفته و تجدید قوا کرده و چند ساعتی را به تفریح بگذرانند و با روحیه‌ای پرنشاط و انرژی بیشتر دوباره به خدمت بروند.
پیشنهاد دوم این‌که تیمی تشکیل دهند که در موقع خدمت و مأموریت افراد این تیم در اختیار خانواده محترم پلیس بوده که پدر خانواده دلواپس افراد خانواده‌اش نباشند. این تیم 24 ساعت کارش امدادرسانی و کمک به خانواده‌ی پلیس‌ها در زمان انجام مأموریت باشد تا او با خیال راحت به وظیفه‌اش عمل کند.
پیشنهاد سوم این‌که افراد پلیس 110 و آگاهی و تشخیص هویت و مبارزه با مواد مخدر را بیمه عمر نمایند تا اگر خدایی ناکرده در تعقیب و گریزها زخمی و یا شهید گردیدند خانواده‌ی آن‌ها در آسایس بوده و از بیمه عمر ایشان استفاده نمایند. این خواسته‌ی ناچیز و کوچکی در برابر خدمات آن‌ها می‌باشد.
پیشنهاد چهارم این‌که سرویس رایگان در اختیار فرزندان دانش‌آموز آن‌ها قرار گیرد و در دانشگاه نیز برای دانشجویان این خانواده‌های محترم تخفیف ویژه‌ای قائل شوند تا شاید بتوان ذره‌ای از زحمات و خدمات آن‌ها را جبران نمود. با این اقدامات و بها دادن به پلیس پرواضح است که امنیت دوچندان خواهد شد، چون پلیس بدون دغدغه به کارش می‌پردازد.
از فرمانده محترم تقاضا دارم عملکرد این خدمت‌گزاران فداکار، مردمی و این کاشفان جرم را هر ماه به رسانه‌ها گزارش کنند تا از آن‌ها تقدیر و تشکر به عمل آید. مبارزه با مواد مخدر و سوداگران مرگ شهیدان زیادی را از پلیس ناجا گرفته و رهروان آن‌ها هم بدون هیچ‌گونه ترس از شهادت هر روزه با آن‌ها درگیر بوده و مقدار قابل توجهی مواد مخدر را کشف و ضبط می‌کنند. خداوند به همه‌ی آنان قدرت داده تا بتوانند مملکت عزیزمان را از وجود هرگونه اراذل و اوباش و سوداگر مرگ پاک و منزه نگهدارند.

...

بنویسیم برگی از تاریخ شهر را! - مهندس بهروز مرباغی ـ مشاور بازسازی ارگ بم و بافت قدیم بوشهر

چندی پیش، در پنجشنبه روزی، شاهد دفاع و داوری پایان نامه نخستین فارغ التحصیل دانشکده معماری دانشگاه خلیج فارس بودم. برای من که از دور دستی بر آتش فروزان این دانشکده دارم و دو سه ترم را با بچه ها کار کرده ام، روز بسیار باشکوهی بود. می گویم چرا:
1- این دانشکده اگر این چنین که هست، دوام یابد و فضای دانشجویی و آموزشی آن چنین بماند که هم اینک هست، یکی ازبسیار معدود کانون های امید بخش تربیت معمار در ایران خواهد بود. وقتی همین چند روز پیش، در مجلسی از آگاهان، با شگفتی، شنیدم که در ایران 220 واحد آموزش معماری وجود دارد،‌ ارزش این دانشکده و این بچه ها را بیشتر فهمیدم. چرا؟ تصورش را بکنید اگر از هر واحد آموزشی در هر سال فقط یک نفر «معمار» بیرون بیاید، ایران بهشت معماری می شود. یک نفر از هر واحد! که متاسفانه اصلا چنین نیست. اما من به جرات می گویم که از همین دانشکده معماری بوشهر، از همین دوره اول ورودی 84، حداقل هفت هشت معمار بیرون خواهد آمد و «پریسا چعبی»که افتخار نخستین دفاع را از آن خود کرد، قطعا یکی از همین هاست.
2- ستایش از دانشکده معماری دانشگاه خلیج فارس، هرگز به معنی کم بهادادن به استادان و دانشجویان دیگر واحدهای آموزش معماری استان، از جمله دانشکده معماری دانشگاه آزاد واحد عالی شهر نیست، اما به تجربه خودم در برخی دانشگاه های دیگر، می توانم تاکید کنم که دانشجویان دانشکده معماری دانشگاه خلیج فارس ابریشم فاخری دارند و حتما می توانند به معماری میهنمان یاری برسانند.
3- از علل اصلی شکفتگی دانشجویان دانشکده معماری خلیج فارس، وجود همین بافت تاریخی با ارزش و یگانه است که با تاسف می گویم قدرش به اندازه شناخته نشده است. فرصت باشد موضوع را می شکافم، ولی همین قدر اشاره کنم که معماری بافت قدیم بوشهر، پایه های معماری نوین ایران را می سازد، علت پویایی و دیرپایی اش هم همین است. باورم این است که اگر بافت و بنایی نتواند با فلسفه زندگی امروز کنار بیاید، حتی اگر ارزش‌های ناب معماری هم داشته باشد، حداکثر می تواند اثری موزه ای باشد که تا ازش غافل شوی می میرد. اما بافت بوشهر، تمامی پاسخ‌ها برای زندگی امروز را دارد، البته اگر با آن درست برخورد کنیم. این بماند برای فرصتی دیگر.
4- استاد راهنمای نخستین فارغ التحصیل، آقای مهندس شیبانی بود که از نیکان و بزرگان دانشکده معماری و شهرسازی دانشگاه شهید بهشتی است و دوتن از مدرسان همین دانشکده بوشهر هم، روزی دانشجویش بوده اند. همین که استادی از دانشکده معماری دانشگاه شهید بهشتی نخستین فارغ التحصیل معماری بوشهر را راهنمایی کرده، ما را به یاد استادان و بزرگانی از دانشگاه شهید بهشتی می اندازدکه سنگ بنای این دانشکده را در بوشهر گذاشتندو سال اول دانشکده را تدریس کردند: آقایان دکتر علی غفاری (رئیس وقت دانشکده معماری دانشگاه شهیدبهشتی)، سرکار خانم مهندس زهرا طاقی و آقایان دکتر خویی و مهندس نراقی. من اطمینان دارم که همه بچه های ورودی 84، نخستین دوره، یاد این استادان گرانقدر را همیشه در سینه خواهند داشت.
5- قطعا شایسته است که برای ثبت در تاریخ دانشکده معماری دانشگاه خلیج فارس، از دکتر عریان رئیس وقت دانشگاه خلیج فارس یادشود که اشتیاق خاصی برای راه افتادن این دانشکده داشت. از دکتر اسد پور که نخستین رئیس دانشکده بودند نیز باید یاد شود، همانگونه که نام دکتر تاجیک و مهندس محسنی پور، روسای امروز دانشگاه و دانشکده که نخستین دانشنامه دانشکده را امضا می کنند در دفتر تاریخ دانشکده ثبت خواهدشد.
6- اما چرا نخستین فارالتحصیلی این دانشکده را باید برگی از تاریخ «شهر» دانست؟ به زعم من،‌ معماری یعنی زندگی. معماری همان ساختمان نیست. معماری فراتر از ساختمان است. با این تعبیر، هرکجا که معماری شکوفه کند، زندگی به معنی واقعی آن را می توان منتظر بود. و در بوشهر این معماری، با همین دانشکده، (اگر پاشنه به همین روال بچرخد) دارد شکل می گیرد. معماری بافت قدیم بوشهر، در ذات و فرم خود یگانه است، معماران نسل امروزبوشهر نیز می توانند سنتی نوین در معماری ایجاد کنند. پس قدرشان را بدانیم، قدر بوشهر را هم بدانیم. مبارک است نخستین فارغ التحصیلی دانشکده معماری دانشگاه خلیج فارس.

...

تاریخ سیاسی اجتماعی انگالی / بخش سوم - علیرضا خلیفه‌زاده

بنابرعلیه [این؟] در این وقت رتق و فتق امور رعیتی شما ها را این جانب به عالی جاه مشارالیه محول و مرجوع نموده ام که از قول او همگی شما ها اطمینان داشته باشید و هر کس از هر جا که باشد در کمال اطمینان در خانه ی خودتان آرام داشته باشید، اگر کسی از شما ها از خانه ی اصلی خودتان جابه جا شده اید اکنون در کمال خواطر[خاطر] جمعی معاودت نمایید.
از مرحمت سرکار نواب اشرف والاروحی فداه امیدوار باشید و ان شاء اله چند یوم دیگر عالی جاه حسین قلی خان را می خواهیم، خلعتی او را خواهم داد. شهر ر بیع الثانی1278ه.ق » (38)
(نام صادر کننده ی حکم درمتن رونوشت نیامده است.)
یک سند دیگر از این خان در دست است و آن قباله خریداری اراضی موروثی چم و پور و صحرا، واقع در« انگالی» متعلق به حیدر ولد محمد امین و خواهرش مسماة به «ماه خانم» توسط حسینقلی خان در تاریخ 22ذیقعده 1267 ه.ق/18 سپتامبر 1851م است. (39)
لوئیس پلی در سومین سال از ضابطی او گزارش می دهد که حسین قلی خان ضابط انگالی است و 750 تومان سالانه مالیات پرداخت می کند.(40)
فارسنامه ناصری نیز ضابط انگالی را حسینقلی خان می نامد.(41)
حسینقلی خان دوم دارای پنج پسر به نام های عباسقلی خان(در زمان حیات پدر درگذشت)، جمال خان، حاج خانعلی خان، امیرخان، جعفر خان بود.
حاج حسنعلی خان(1304؟)
حاج حسنعلی خان سومین فرزند قاید محمدجعفر با وجود کهولت سن پس از حسینقلی خان دوم فقط یکسال ضابط انگالی بود.حاج حسنعلی خان توسط احمد خان پسر مرحوم عباسقلی خان به قتل رسید که شرح ماجرا بدین گونه است. به دلیل اینکه حاج حسنعلی خان، شخصی بنام کا حسین را به قتل رسانده بود احمد خان که جوان و جویای نام و درپی تصرف ضابطی انگالی بود از پی قتل خان پیر برآمد او قتل کا حسین را بهانه کرد و با تحریک کاعلی مراد و کل مراد فرزندان کاحسین، حسنعلی خان رادر اقدامی هماهنگ و هم زمان به ضرب گلوله از پا درآوردند. (42)
وقایع دوره حکومت محمد خان انگالی
ضبط رودحله
محمد خان پسر حاج حسنعلی خان نواحی تحت نفوذ خوانین انگالی را گسترش داد او پس از در گذشت شیخ صالح سوادی که از اعراب رودحله و ضابط آنجا بود با حمایت حسینقلی خان دوم و پدرش ، کلانتری رودحله را نزد دولت اجاره کرد که این دوره تا هنگام قتلش در سال 1309 ه.ق ادامه داشت.(43)
ضابطی برازجان
محمد خان انگالی علاوه بر رودحله، با حمایت نوذر میرزا چند روزی ضابطی برازجان نیز به او واگذار شد.
طبق نامه ای که در 9 رجب 1307 سعد الملک به رضا قلی خان داده است نواب نوذر میرزا در سال 1306 ه.ق از سوی معتمد الدوله اویس میرزا حاکم فارس، حکومت دشتی و دشتستان در دستش بود. محمد حسن خان سعد الملک حکمران بنادر و جزایر خلیج فارس (1308- 1305ه.ق) در گزارشی اطلاع می دهد که « نوذرمیرزا در غیاب موکب ناصر الدین شاه در سفر فرنگستان فتنه ها کرد، عاقبت مابین خوانین برازجان و رود حله و انگالی ده نفر را به قتل رساند.››(44) این موضوع اشاره به جنگی دارد که میان محمد خان انگالی و علی خان برازجانی روی داده محمد خان انگالی که در این سالها حکومت رود حله را در دست داشت، ضامن علی خان برازجانی برای پرداخت مالیات معوقه شد که به دلیل 7 سال قحطی پیاپی خان برازجان نتوانسته بود تعهدات خود را عملی سازد.
ظاهراً در انقضای مهلت مقرر حاکمیت برازجان را نواب نوذر میرزا حاکم دشتی و دشتستان به محمد خان انگالی واگذار می کند. محمد خان به منظور تصرف برازجان به آنجا قشون می برد که نخست با مقاومت شکننده علی خان برازجانی رودر رو می شود و به هنگامی که عباسقلی بگ از ‹‹کلمه›› به حمایت از او می آید، این جنگ بیش از 15 روز (حدود یک ماه) به طول انجامید که منجر به عقب نشینی نیروهای انگالی و رود حله شد. اندکی بعد علی خان که قادر به پرداخت مالیات نبود،از برازجان با تنی چند از خواص به کوه های کیسکان پناه برد و محمد خان انگالی به اتفاق نوذر میرزا و قشون دولتیِ همراه، وارد برازجان شدند، نوذر میرزا، در میدان مرکزی شهر مقابل حمام سالم خانی در میان انبوهی از ساکنان برازجان، محمد خان انگالی را به عنوان ضابط برازجان معرفی کرد. برازجانی‌ها که کینه‌ی انگالی ها را از سال ها پیش در دل داشتند و حتی ضابط اسبق انگالی (حسینقلی خان اول) را هم دست قاتلین سالم خان برازجانی (مقتول 1246 ق) می دانستند. این معرفی با مخالفت آنها روبرو شد و روز بعد نوذر میرزا ناچار پس از عزل علی خان (از تیره محمد حسن خان) کلانتری برازجان را به میرزا حسین خان پسر میرزا اسد خان برازجانی (از تیره ابوالحسن خان) واگذار کرد. برخی از محققان محلی به تحریکات و نقش کنسول انگلیس نیز در این ماجرا اشاره می کنند.(45)

...

زبان سرخ، سر سبز می‌کند شاداب! / در باب اهمیت شجاعت روزنامه‌نگاری در جوامع توتالیتر - حمید موذنی

1. منوچهر آتشی در بخشی از کتاب «آتشی در مسیر زندگی» به ذکر خاطره‌ای می‌پردازد و می‌گوید:‌ «بازرس سر کلاس اول یا دوم رفت. دانش‌آموزی را بلند کرد و خط‌کشی را به او نشان داد و گفت: ـ آقا پسر این چیه؟‌ ـ خط‌کشه آقا ـ برای چه کاری خوبه؟ برای پشت دست زدن آقا»2
این خاطره‌ی تأمل‌برانگیز منوچهر آتشی نشان می‌دهد در جامعه ایران، آموزش و نظارت، معطوف به تنبیه و قوه‌ی قهریه است. بر همین اساس دال و مدلول ها معناهای تازه‌ای متبادر می‌کنند، ارزش‌ها، کارکردی ضد ارزش دارند و یا برعکس. در چنین جامعه‌ای، خط‌کشِ اندازه‌گیری، متأثر از همین پارادایم فرهنگی و آموزشی تبدیل به آلت شکنجه و تنبیه می‌شود. همچنین در چنین جوامعی، نقد و انتقاد جایگاهی ندارد و در صورت وجود نیز وضعیتی لرزان و سست دارد. برای مثال، ضرب‌المثل «زبان سرخ، سر سبز می‌دهد بر باد» متأثر از پارادایم فرهنگی استبداد و قوه‌ی قهریه است و بر اساس آن به فرد به صورت مدام نهیب زده می‌شود که در برابر گفتمان سیاسی و حاکمیت استبدادی و توتالیتاریسم، سکوت کند و زندگی منفعل خود را ادامه دهد. شکل دیگر این ضرب‌المثل نیز «آهسته برو، آهسته بیا تا گربه شاخت نزند» و ضرب‌المثل‌ها و مراسم و آیین فرهنگی دیگر می‌باشد. در این جوامع که اکثراً ویژگی توتالیتر و استبدادی دارند از اوان کودکی در نهاد خانواده و نهاد مدرسه به فرد آموزش انفعال و تسلیم و وادادگی داده می‌شود و همچنین اراده، فردیت، انتقاد، سرکوب می‌گردد. این مدل آموزش اجتماعی، تسهیل‌گر و تمدیدکننده نظام سیاسی استبداد و توتالیتر است. شاید به همین دلیل است که حافظه‌ی تاریخی به کمک چنین جامعه‌ای نمی‌آید و مشاهده می‌شود با گذشت یکصد و اندی سال از انقلاب مشروطه در مقاطع مختلف باز به تجربه‌ی نو آن و تکرار قبل پرداخته می‌شود و ما، هی تکرار می‌کنیم، شب را و روز را، هنوز را… بر همین اساس و علت می‌توان دریافت که مطبوعات مستقل و آزاد و نهادهای مدنی در چنین فرهنگ‌هایی جایگاه قابل توجهی ندارند و جامعه‌ی مدنی فاقد قدرت است و زبان سرخ، هزینه دارد وسر سبز از آن نهی می‌شود و...
2. روزنامه‌نگار یا باید زبان سرخ داشته باشد، یا که نباید روزنامه‌نگاری نماید. اهمیت و لزوم "باید" و "نباید" روزنامه‌نگاری با هدف نقد تمامیِ باید و نبایدهای همه عرصه‌هایی است که روزنامه‌نگار با آن سر و کار دارد.
باید و نبایدهایِ سیاست، جامعه، سنت، اقتصاد، فرهنگ، دین و... همه و همه در گروِ وجود باید و نباید روزنامه‌نگاری نهفته است. روزنامه‌نگار می‌باید به واسطه‌ی این اصل، در برابر تمامیِ باید و نبایدهای ایدئولوژیک و غیره که علیه عشق، آزادی، عدالت و انسانیت، موضع گرفته و سد راه زیستِ انسانی قرار گرفته‌اند کوتاه نیاید و دست به مبارزه زند. در واقع کار رسانه‌ای و کنش و واکنش شخصیت روزنامه‌نگار، وابسته به باید و نبایدی است که در منشور اخلاق روزنامه‌نگاری نهفته است: روزنامه‌نگار باید علیه سنت‌های جزم و قدرت‌های استبدادی و اقتصادی که انسان را از انسانیت تهی کرده، منفعل نموده و ابزار خود ساخته‌اند، دست به مبارزه زده، آگاهی بخشی نماید و انسان را آزاد نماید.
روزنامه‌نگار، باید حرمت افراد را نگه دارد؛ باید به دفاع از حقوق مظلومین، محجورین، اقلیت‌ها و دگراندیش‌ها بپردازد، باید مدافع آزادی باشد، باید از تحریف آرمان‌ها جلوگیری نماید، باید مدافع حقوق زنان و کودکان باشد، باید مدافع سرسخت حقوق بشر باشد، باید ناظر بر قدرت باشد، باید عاری از فساد باشد و باید انسان باشد. روزنامه‌نگار، باید در برابر ظلم، ستم، شکنجه و هر نوع بی‌قانونی بایستد. روزنامه‌نگار، باید به دور از تعصبات ملی و مذهبی و قومی باشد و تنها به انسان بیاندیشد، بی‌ هیچ قید و بندی. روزنامه‌نگار، باید به افشاگری از چپاولگران طبیعت و سارقان و دشمنان میراث فرهنگی اقدام نماید. روزنامه‌نگار، باید روزنامه‌نگار باشد!
روزنامه‌نگار نباید باج بپذیرد. به هر صورت و به هر شکل، به صورت مستقیم و غیرمستقیم. روزنامه‌نگار نباید جانبداری کند، روزنامه‌نگار نباید برای خوشامد کسی بنویسد و نباید برای بدآمد کسی ننویسد. روزنامه‌نگار نباید در برابر حقیقت‌گویی کوتاه بیاید. روزنامه‌نگار، نباید مصلحت‌جویانه، دو دو تا چهارتا کند و بر اساس محاسبه‌ی سود و زیان همچو سیاستمداران فعالیت کند. روزنامه‌نگار حتا نباید رضایت دوست و آشنا را مدنظر قرار دهد که همه‌چیز و همه‌کس پس از حقیقت‌گویی برای روزنامه‌نگار قرار دارد.
اگر باید و نبایدِ روزنامه‌نگاری، درونی شود و شخصیت روزنامه‌نگار، متأثر از این بایست‌ها و نبایست‌ها شکل گیرد، رسانه‌ی واقعی شکل می‌گیرد و صدای افکار عمومی در جامعه طنین‌انداز می‌شود. گرچه باید و نبایدهای روزنامه‌نگار زبان او را سرخ می‌کند و چه بسا سر سبز خود را بر باد دهد، اما سر سبز انسانیت شاداب می‌شود.
3. روزنامه‌نگاری، درد داشتن و زجر کشیدن است. درد و زجر ناشی از غم و اندوه و درد و آلام دیگر انسان‌ها و کوشیدن برای گسترش شادی و زدودن دردها.
روزنامه‌نگاری، دغدغه‌ی دیگری داشتن است، عبور از خود و رسیدن به مای انسانی. روزنامه‌نگاری، فارغ شدن از تعصبات ناسیونالیستی است، رهایی از هر نوع جزمیت دینی و دوری از هر نمونه خودبرتربینی و غرور است. روزنامه‌نگاری، انسان بودن و انسانی اندیشیدن است.
روزنامه‌نگاری، همچو ادبیات، دگراندیشی است، سنگرگیری مدام و بریدن از جامعه و دفاع از انسان است. لزوم کار روزنامه‌نگاری و ویژگی شخصیتی روزنامه‌نگار، داشتن زبان سرخ است. زبان سرخ داشتن، اصل مهم و نیاز واجب کار ژورنالیست است. آرمان زیست انسانی و وجوبِ وجود آزادی و برقراری عدالت در جامعه در گرو حضور ناظران منتقد و انسان‌هایِ سرخ‌زبان است. روشنفکران و روزنامه‌نگاران، سرخ‌زبانان جوامع بشری هستند. انسان‌هایی که برای زدودن سیاهی استبداد و توتالیتاریسم و طراحی سفیدی صلح، سبزی رشد و تکامل، آبی آرامش‌بخش و رنگین‌کمان پلورالیسم و مدارا، می‌بایست از سرخی قلم و زبان خود بر بوم زیست انسانی بهره ببرند. سرخی نقد و انتقادی که گاه آغشته به سرخی خون منتقد می‌شود اما این سرخی زبان، نیاز امروز و آینده سبز انسانی است. گرچه گاه سرسبز صاحب سرخ زبان بر باد می‌رود اما این سرخی، یا طوفانی می‌کارد و یا نسیمی به همراه آورد که روزنامه‌نگار، آن را به انتظار می‌کشد. حتا روزی که دیگر نباشد.
4. با بررسی تبارشناسی تاریخی تکامل بشر، متوجه این نکته می‌شویم که در طول تاریخ هرگونه پارادایم (الگوی تاریخی) سیاسی و اجتماعی در کلیه جوامع بشری، توسط خبرنگاران و پیام‌رسانانی شکل گرفته که با گفتمان خبری خود، پیام تازه‌ای آورده‌اند و نوید زندگی بهتری ‌داده‌اند. پیامبران و رسولان نیز در دوران حاکمیت خداهای زمینی و بت‌ها، پیام‌رسان جهان متافیزیکی بوده‌اند و پیام‌ها و اخبار خدای یگانه و واحدی را می‌داده‌اند تا انسان را از جهل زمانه‌ی خود برهانند و به همین دلیل، فرعونیان با گفتمان خبری رهایی‌بخش آن‌ها برخورد کرده‌اند. با تدقیق و بررسی گفتمانی تاریخ بشر متوجه می‌شویم که در واقع، تغییرات و تحولات بشری معطوف به کنش خبررسانان بوده است و بر اساس کار آن‌ها هر کفری، در ادامه به ایمان حاکم تبدیل شده و مسلسل!
تسلسل تقابل و اصطکاک گفتمان قدیم در برابر جدید و کهنه در مقابل نو، در اصل مقاومت و سرسختی در برابر اخبار و پیام‌های جدید و تازه‌ای بوده که انسان منعفل و تحت انقیاد را به آزادی و رهایی تازه‌تری نوید می‌داده است. همان‌گونه که جان استوارت میل ابراز داشته است: «حتا اگر عقیده‌ای همان حقیقت تام ـ و نه چیز دیگر ـ باشد، اگر به چالش کشیده نشود، به سرعت رنگ و بوی تعصب می‌گیرد و به «جزمیتی مرده ـ و نه حقیقتی زنده ـ» بدل می‌شود.» بدون شک، مسبب نیمی از لغزش‌های بشر این گرایش زیان‌آور است که وقتی چیزی را تردیدناپذیر می‌یابد، اندیشیدن در مورد آن را رها می‌کند. از نظر "جان کین" هم: "اگر مردم یک دوره، چیزی را تردیدناپذیر بیابند، دچار خطا شده‌اند چرا که حتا اندیشه رایج در یک دوره تاریخی نیز ممکن است به اندازه اندیشه فرد یا گروه از حقیقت تهی باشد. حقیقت فارغ از زمان است. مع هذا؛ ‌زندگان به این عادت بد آلوده‌اند که خود را بیش از آنی که هستند ارزیابی کنند. آنان همیشه پاره‌ای عقاید پیشینیان را پوچ و نامعقول می‌شمرند اما چنین سرنوشتی در آینده گریبان خود آن‌ها را نیز خواهد گرفت." کار روزنامه‌نگاری آگاهی بخشی است، احیاء قدرت مدام نو در برابر کهنه و قدرت بخشی به حقیقت زنده در برابر جزمیت مرده.
5. مطبوعات مستقل و آزاد، نماد یک جامعه و نظام سیاسی آزاد و دموکراتیک است. همچنین وجود مطبوعات آزاد، نشانه‌ی برقراری و برگزاری یک انتخابات واقعی و دموکراتیک است و در صورت نبود مطبوعات آزاد نمی‌توان به انتخابات آزاد و سالم هم رسید. «جان کین» ـ فیلسوف رسانه ـ در خصوص اهمیت این مهم ابراز می‌دارد: «عطش دست‌یابی به قدرت مطلق را می‌توان با ساز و کارهایی نظیر حق رأی گسترده، رأی مخفی و انتخابات مکرر مهار کرد. آزادی مطبوعات در این بین اهمیت خاصی دارد. چرا که بی آن نمی‌توان انتخابات را انتخاباتی آزاد و نتایج آن را انعکاس واقعی خواست مردم تلقی کرد. برگزاری انتخابات دوره‌ای بدون آزادی دائمی مطبوعات به مزرعه‌ای می‌ماند که در آن هشت ماه سال، سگ‌های گله را می‌بندند و از گوسفندان می‌خواهند که خود مراقب گرگ‌ها باشند». با این توضیحات شاید بتوان به اهمیت مطبوعات در شکل‌گیری یک وضعیت دموکراتیک و سالم پی برد. در واقع همانطور که جان کین ابراز داشته:‌ «مطبوعات آزاد، زمینه را برای وضع و اجرای آن قوانینی فراهم می‌کنند که بیشترین شمار مردم را به بیشترین حد رضایت می‌رسانند. مطبوعات آزاد ضامن دست‌یابی به سعادتند و به ما کمک می‌کنند تا خودخواهی‌های معمول حکام را مهار کنیم. مطبوعات آزاد، مانع پنهانکاری‌های حکومت می‌شوند و حکام را وادار می‌کنند تا به مردم احترام بیشتری بگذارند و به آنان خدمت کنند. مطبوعات آزاد، اصلاحات جامع و مبسوطی را در مورد جهان در دسترس عموم قرار می‌دهند و به این ترتیب تصمیم‌گیری‌های سنجیده و معقول را محتمل‌تر می‌کنند و سرانجام مطبوعات آزاد، نگاه هشیار عموم را متوجه بوروکراسی می‌کنند و به این ترتیب، مانع از آن می‌شود که قانونگذاران، پارتی‌بازی کنند و مجریان قانون را تنها از میان خویشاوندان خود برگزینند».
اگر مطبوعات مستقل و آزاد و روزنامه‌نگاران شجاع و سرسخت نباشند، چه بسا جامعه به صورتی غیرانسانی تبدیل شود که "نیکلا گاریمالدی" در کتاب «انسان پاره پاره» توصیف می‌کند: «حقیقت و عدالت، با دعاهای غیرمذهبی خیری که بدرقه‌ی انواع داد و ستدهای خلاف قانون می‌شوند به حراج می‌روند. به اتکای مقام، منصب، صلیب، کرسی، مسند و …همه چیز را می‌توان خرید: احزاب، سندیکاها، روزنامه‌ها، عقاید و اکثریت مجلس ملی را که از صدر تا ذیل همه به فساد کشیده شده‌اند. هرکس مزاحمتی ایجاد کند، کنار گذاشته می‌شود و اگر سخنی بر حق باشد، خاموشش می‌کنند. سرانجام، کیست که تسلیم این نیروی فاسدکننده‌ی فرصت‌طلبان و این سوداگری، نشده باشد؟»1
در این‌جاست که تنها به اتکا شخصیت روزنامه‌نگاری که زبان سرخ دارد می‌توان امیدوار بود که با افشاگری و انتقاد، حرمت انسان باز گردد و سلامت جامعه مهیا گردد. اگر مطبوعات مستقل و آزاد و روزنامه‌نگارِ زبان‌سرخ، باشد عدالت و حقیقت، قربانی نمی‌شود، آرا مردم دزدیده نمی‌شود، در زندان‌ها، شکنجه و تجاوز صورت نمی‌گیرد، داد و ستدهای خلاف صورت نمی‌پذیرد و... اگر زبانِ سرخ روزنامه‌نگار، سرش را بر باد داد و یا سرش را به زیر سقف اتاقک زندان برد اما با کار روزنامه‌نگار، سارقان آراء مردم، متعرضان به آزادی، دشمنان عدالت و شکنجه‌گران افشا شده‌اند و به همین دلیل، روزگارشان سخت‌تر از روزنامه‌نگار و قهرمان دربندی است که چه بسا سرخی زبانش پس از مدتی سفید شود ولی قلب سرخ جامعه از سر زبان او به طپش افتاده است.

1. گاریمالدی، نیکلا، انسان پاره پاره، عباس باقری، تهران، نشر نی، چاپ اول، 82، ص 32
2. آتشی، منوچهر، آتشی در مسیر زندگی، گفت‌گو با سید قاسم یاحسینی، بوشهر، انتشارات شروع، چاپ اول، 82، ص 59

...

فقر در روستاها را جدی بگیرید! - دکتر عباس حاتمی

بیش از 40 درصد مردم کشور در روستاها زندگی می‌کنند. کشاورزی و دامداری مهم‌ترین منبع درآمد روستاییان است. اگرچه در برخی روستاها صنعت فرشبافی و صنایع دستی نیز رواج دارد. در طول 20 سال گذشته صنعت فرش و صنایع دستی ایران دچار رکود شده است و واردات بی‌رویه محصولات چینی به‌ویژه در 5 سال گذشته این صنعت را ورشکست کرده است. تنها منبع درآمد روستاییان کشاورزی و دامپروری بود که در 3 سال گذشته این صنعت نیز بنا به دلایل زیر دچار رکود و ورشکستگی شده‌اند و روستاییان با مشکل شدید اقتصادی و فقر مواجه گردیده‌اند:
1. واردات بی‌رویه محصولات کشاورزی به‌ویژه برنج، چای، ‌گلابی، سیب،‌نارنگی، مرغ منجمد، گوشت و …
2. بالا رفتن هزینه تولیدات کشاورزی به‌ویژه افزایش قیمت برق، سموم شیمیایی، دستمزد کارگران و …
3. ناکارآمدی سازمان جهاد کشاورزی در آموزش کشاورزان که حاصل آن بهره‌وری پایین محصولات کشاورزی و افزایش ضایعات است.
4. پایین بودن بودجه عمرانی روستاها که باعث مهاجرت نسل جوان روستایی به شهرها می‌شود.
اغلب روستاییان با تکنولوژی جدید کشاورزی آشنایی ندارند، در مدارس روستایی روش‌های سنتی تدریس حاکم است و دانش‌آموزان از آموزش تکنولوژی مدرن به‌ویژه اینترنت محروم هستند. علی‌رغم این‌که در سال‌های گذشته قیمت نفت بالا رفته و درآمد ایران افزایش یافته است ولی سرمایه‌گذاری‌های عمده در روستاها صورت نگرفته است.
کاهش قدرت اقتصادی روستاییان و فقر شدید در روستاها که معمولاً دور از دسترس رسانه‌ها هستند عواقب زیر را در پی دارد:
1. باعث مهاجرت روستاییان به شهرها می‌شود و پدیده حاشیه‌نشینی در شهرهای بزرگ را افزایش می‌دهد.
2. کاهش سرمایه‌گذاری در روستاها را به دنبال دارد که نتیجه آن افت تولیدات کشاورزی و بحران منابع غذایی در کشور است.
3. فقر شدید روستاییان برخلاف اصول قانون اساسی است، زیرا اصل 43 قانون اساسی بر تأمین مایحتاج عمومی مردم از قبیل مسکن، خوراک، پوشاک و درمان تأکید دارد.
4. باعث رشد بیکاری می‌شود و آسیب‌های اجتماعی از قبیل اعتیاد، دزدی و وقوع جرم را افزایش می‌دهد که بر امنیت عمومی نیز تأثیر منفی دارند.
راهکارهای بهبود شرایط زندگی روستاییان
1. دولت واردات محصولات کشاورزی را کاملاً قطع نماید.
2. روستاهای کمتر از 10 خانوار در روستاهای بزرگ ادغام شوند، زیرا خدمات‌رسانی مثل احداث مدرسه در روستاهای کمتر از 10 خانوار مقرون به صرفه نیست.
3. برای صنعتی کردن کشاورزی اقدام جدی دولت ضروری است.
4. در مدارس روستایی تکنولوژی‌های مدرن تدریس شوند و آموزش عمومی برای همه کودکان الزامی شود. دولت به دانش‌آموزان روستایی رایانه رایگان دهد و آنان را با علوم کامپیوتری آشنا کند.
5. برای تشویق جوانان جهت ماندن در روستاها فارغ‌التحصیلان روستایی را از سربازی معاف کنند و به دختران فارغ‌التحصیل دانشگاهی نیز وام‌های بدون بهره اعطا نماید.
6. به محیط زیست روستاها نیز توجه جدی به عمل آید. آموزش حفاظت از محیط زیست برای روستاییان ضروری است.
7. تمام روستاییان با حمایت دولت، تحت پوشش سازمان تأمین اجتماعی قرار گیرند.
8. حضور نخبگان بخش خصوصی در روستاها باعث رشد فرهنگی و اجتماعی روستاها می‌شود. باید در روستاها نیز مجتمع‌های رفاهی و ورزشی ایجاد کرد.

...

حقیقت همیشه تلخ / بومی کُشی در ایرانجوان. . .

در فصل قبل لیگ دسته دوم کشور ناصرخان ابراهیمی سکان هدایت ایرانجوان را بر عهده گرفت. در ابتدا که آمد گفت تیم را بومی خواهم بست. چند هفته تست‌گیری صورت گرفت. آن‌چه که می‌خواست بیرون کشید و انتخاب کرد. سهمیه بومی‌ها خیلی کمرنگ بود. چون در گذشته با تیم صنایع اراک کار کرده بود، چندین بازیکن این تیم را به ایرانجوان آورد.
در هر صورت در آن سال کارنامه خوبی از خود به جا نگذاشت و ایرانجوان هم با آن همه هزینه در لیگ دسته دوم باقی ماند.
در ابتدا سال 88 با تلاش فرماندار بوشهر از استان فارس امتیاز مقاومت این شهر خریداری شد و با هیاهوی بسیار ایرانجوان دسته یکی شد؛ نه کارشناسی و نه برنامه‌ریزی صورت گرفت. در آوردن سرمربی با این که چندین مربی کارنامه‌دار در فوتبال کشور بی‌تیم بودند باز پای ناصر ابراهیمی را به باشگاه ایرانجوان باز کردند.
البته در باشگاه ایرانجوان این حرکت مد شده، در گذشته پاپیان ارمنستانی را چون مربی ارزانی بود، با این که تیم نتیجه نمی‌گرفت دو مرحله به ایرانجوان آوردند.
ابراهیمی نیز برای دومین بار پایش به این باشگاه باز شد؛ چون قراردادش خیلی سنگین نبود و همانند مربیان دیگر به دنبال تجملات و زندگی در هتل‌های شیک نبود. ایشان به گفته‌ی خودش سال‌ها تجربه فوتبالی داشت و یک گونی کارت مربی‌گری!
ولی این مرحله، مسئولین ایرانجوان اشتباه بزرگی در آوردن وی به ایرانجوان، مرتکب شدند. قرار بود تیم امسال کاملاً بومی باشد. آمدن بازیکنانی همچون داوود دشت‌پوری، محسن قائدپوری، محمود بحرینی و موسی رحمت از خارج از استان به بوشهر باعث خوشحالی مردم شد، چون این بازیکنان سال‌ها بود که در تیم‌های مطرح کشور بازی می‌کردند و دارای تجربه خوبی می‌باشند، آوردن‌شان به بوشهر حرکت خوبی بود.
ابراهیمی با این‌که به خوبی بازیکنان بومی را می‌شناخت تعدادی از آن‌ها همانند عبدالرضا زائرابراهیمی، رضا خدری، حمید فرد، علیرضا درویشی، حسن آتشی و وحید دانش‌طلب را خواهان نبود تا جا برای آوردن غیربومی‌های بی‌تعصب باز کند.
به چه دلیل در باشگاه ایرانجوان بومی‌کشی دارد مد می‌شود؟ در بازی‌های اخیر این تیم در سه بازی متوالی مقابل نفت آبادان، شهرداری تبریز و کاوه تهران شکست را پذیرا شده‌اند. به بازیکن می‌گویند فردا صبح در فرودگاه باش ولی شب به وی زنگ می‌زنند و می‌گویند در لیست 18 نفره نیستی و نیا.
در ایرانجوان بوشهر چه می‌گذرد؟‌ قدر بازیکنان بومی را بدانید. این قدر آن‌ها را بازیچه‌ی دست خود قرار ندهید. در پایان فصل نباید گوسفند قربانی کنیم تا در لیگ دسته یک باقی بمانیم.

...

شاهین؛ در آستانه‌ی روزهای بهتر... - علیرضا محمدی

وقتی تیمی به لیگ برتر راه می‌یابد، ابزارهای حرفه‌ای‌تر لازمه رشد و موفقیت است. می‌دانیم که در فوتبال برتر ایران 5 اصل به شکل حلقه‌های یک زنجیر در کسب نتایج و عملکرد آن مجموعه سهیم‌اند. مدیران، مربیان، بازیکنان، هواداران، رسانه‌ها که این 5 اصل بدون تقدم و تأخر و با اجرای برنامه‌های منظم از پیش طراحی شده در راستای اهداف آن باشگاه هرکدام نقش مهمی در کنار هم جهت موفقیت ابقا می‌کنند.
1. مدیران: در باشگاه شاهین به تصمیم قاطع هیأت محترم موسسین به ادامه روند فعالیت چشمگیر و فعالانه مدیرعامل این باشگاه نقش محوری مدیران به شکل قابل ملاحظه‌ای نمایان گردید که پیگیری‌ها، برنامه‌ها و حرکت هدفمند مدیرعامل در جهت اصلاح ساختار باشگاه و تبدیل آن به فرمی سازمان یافته‌تر و اداری‌تر و با رایزنی‌های لازم در خصوص جذب منابع مالی لازم سهم عمده‌ای از مشکلات که عدم استطاعت مالی همیشه سرآمد آن بوده دیگر برطرف گردیده است...
2. مربیان:‌ حضور سرهنگ یاوری با رکورد بالاترین آمار هدایت تیم‌ها در لیگ برتر، کسی که عضو کمیته فنی تیم‌های بزرگسالان نیز می‌باشد با تأکید بر رعایت اصول در همه موارد پیرامون فوتبال نقش محوری ایشان در مدیریت کادر فنی قابل ملاحظه و تأثیرگذار است که در عمل هم شاهدیم تیمی که پس از پایان هفته پنجم در آخرین رتبه جدول جای داشت هم‌اکنون علاوه بر بازی روان و قابل قبول تیم، رده پانزدهم جدول یعنی صعود 4 پله‌ای حاکی از درایت کادر فنی شاهین است.
3. بازیکنان: انگیزه‌ای که بازیکنان در تمرینات دوره بدن‌سازی و دیدارهای تدارکاتی از خود نشان می‌دهند نشان از میل به پیشرفت در مجموعه تیم است.
4. هواداران:‌ حامیان اصلی باشگاه هواداران پرشور و مشتاق شاهین حتا در دیدارهای خارج از خانه نیز تیم محبوب خود را حمایت می‌کنند و این یکی از بالنده‌ترین نکات تیم محبوب مردمی شاهین است.
5. رسانه‌ها: صدا و سیما در برنامه‌های مختلف تلویزیونی و رادیویی و نیز مطبوعات فعال خصوصاً ورزشی‌نویسان دل‌سوز بوشهری همه و همه به موفقیت تیم‌های بوشهری علاقه‌مندند؛ گرچه ممکن است گاهی سلایق مختلف برخی دوستان ایده‌های متفاوتی را در بر داشته، لیکن در مجموع قلم همه ورزش نویسان در جهت پیشرفت و ترقی ورزش به حرکت درمی‌آید.
به امید موفقیت...

...

ایرج نظری مدرس و ناظر رسمی فدراسیون فوتبال ایران: شناخت خوبی از داوران استان بوشهر دارم - گفت‌وگو از : سیدمهدی موسوی ـ شهرستان جم

نصیر بوشهر: لطفاً خودتان را برای خوانندگان هفته‌نامه نصیر معرفی کنید؟‌
ـ ایرج نظری داور بین‌المللی فوتبال در گذشته که از سال 1386 به عنوان مدرس و ناظر داوری در بازی‌های لیگ برتر فعالیت دارم. متولد شهر مسجدسلیمان که از دوران طفولیت تا پایان دوره‌ی دبستان در جزیره‌ی خارگ از توابع شهر بوشهر سکونت نموده و دوران دبیرستان تا اخذ دیپلم در شهر مسجدسلیمان و از سال 1356 تاکنون ساکن شاهین‌شهر اصفهان می‌باشم و هم‌اکنون نیز به عنوان کارشناس ورزش در شهرستان جم شهرک شهید تندگویان فعالیت دارم.
نصیر بوشهر: داوری را از چه سالی و چگونه آغاز کردید؟‌
ـ در رده‌ی جوانان و بزرگسالان در تیم‌های تاج و تفتون مسجد سلیمان و در شاهین‌شهر در تیم شاهین و منتخب کارگران استان بازی کرده و در سال 1359 در شهر اصفهان مدرک درجه 3 داوری فوتبال را که مدرس کلاس آقای محسن زمانی بود گرفتم و تا سال 1385 سابقه قضاوت داشتم.
نصیر بوشهر: آخرین باری که در لیگ برتر قضاوت کردید در چه سالی بود؟
ـ در سال 1385 دوره‌ی پنجم لیگ برتر در ورزشگاه آزادی بازی بین دو تیم پرسپولیس تهران و ملوان انزلی
نصیر بوشهر: سابقه‌ی قضاوت در خارج از کشور هم دارید؟‌
ـ در مجموع به عنوان داور بین‌المللی 22 بار به خارج از کشور اعزام شدم و در رده‌های مختلف و در کشورهای آسیایی مانند چین، یمن، ازبکستان، سوریه، عمان، امارات که زیر نظر A.F.C و FIFA بودند قضاوت نمودم.
نصیر بوشهر: جنابعالی در بازی استقلال اهواز و ملوان انزلی در هفته شانزدهم در اهواز به عنوان ناظر بودید، قضاوت اسماعیل آمری را چگونه ارزیابی می‌کنید؟‌
ـ آمری هم‌اکنون تنها نماینده داوران استان بوشهر می‌باشد که به عنوان داور سوت‌زن قضاوت می‌کند. ایشان تجربه خوبی در بازی های دسته یک به دست آورده و در این بازی بنده از عملکرد ایشان رضایت کامل داشتم و به علت قضاوت خوبی که داشت نمره‌ی خیلی خوبی گرفته که اینجانب به کمیته داوران ارجاع نمودم و مطمئناً با شناختی که از آمری دارم اگر قضاوت‌های بیشتری به ایشان محول شود اعتماد به نفس‌شان بیشتر خواهد شد و می‌تواند بازی‌های حساس‌تری را قضاوت کند.
نصیر بوشهر: چه شناختی از داوران استان بوشهر دارید و جایگاه داوران بوشهری در کشور کجاست؟‌
ـ در گذشته چون خودم قضاوت می‌کردم و بارها در بوشهر داوری کرده‌ام شناخت خوبی از کلیه داوران این استان دارم چه در گذشته و چه الان. در گذشته آقایان محمدی، مشایخ، برادران سعیدی بودند و هم‌اکنون داوران جوان و جویای نامی مانند حسن موسوی و جلیل شعرانی از دیر، عبداللهی، اطمینان، برغندان، غریبی، ثانی و اسماعیل آمری از بوشهر، فرهادی از کنگان و محمد سعیدی، حسین هنرمند، حسین چندرقم از شهرستان جم که در آینده حرف‌هایی برای گرفتن در امر داوری دارند به‌خصوص آقایان موسوی و شعرانی که در امر آموزش چون از تحصیلات بالایی برخوردار هستند می‌توانند به عنوان مدرس در کشور همکاری نمایند.
نصیر بوشهر: عملکرد داوران لیگ برتر را چگونه دیدید و به نظر شما یک داور خوب باید دارای چه خصوصیاتی باشد؟‌
ـ در سال جاری که دور نهم لیگ برتر شروع شده، نسبت به سال‌های گذشته بازی‌ها از حساسیت بیشتری برخوردارند و تیم‌ها سرمایه‌گذاری بسیاری کرده‌اند. به همین دلیل کار داوران هم سخت‌تر شده و چون فوتبال یک رشته پولساز است، همه دست‌اندرکاران دنبال نتیجه و امتیازگیری هستند و استرس به مدیران، مربیان، بازیکنان و حتا تماشاگران کشیده شده است. با هر قضاوتی که از طرف داوران انجام می‌شود تیم‌های بازنده اعتراضاتی دارند و همین اعتراضات به داوران هم استرس وارد می‌کند. تاکنون داوران در چندین بازی تصمیمات اثرگذاری داشته‌اند، اما یک داور خوب باید دارای شخصیت باشد، بازی را بی‌طرفانه قضاوت کند، شجاعت داشته باشد و طبق قوانین بازی فوتبال را اجرا کند، به صحنه نزدیک باشد یعنی از آمادگی جسمانی خوبی برخوردار باشد، در زمین بازی رفتار خوبی با بازیکنان و کادر فنی دو تیم داشته باشد و به طور کلی از دانش لازم برخوردار باشد.
نصیر بوشهر: آیا شما شناختی از تیم‌های شاهین و ایرانجوان بوشهر که در لیگ کشور بازی می‌کنند دارید؟
ـ بله، تیم شاهین که در لیگ برتر بازی می‌کند. در سال گذشته در بازی‌های دسته یک با زحمات کللی‌فرد مربی این تیم که یکی از مربیان خوب کشور هستند به لیگ برتر کشور آمد و بعد از چند هفته محمود یاوری مربی توانا و مقتدر اصفهانی سکان رهبری این تیم را بر عهده گرفت. با توجه به این‌که تیم شاهین از بازیکنان اسم و رسم‌داری برخورار نیست اما بازیکنانی که در این تیم بازی می‌کنند از اتحاد خوبی با یکدیگر برخوردارند و با شناختی که از مربی این تیم دارم اگر از طرف استان و به‌خصوص مطبوعات و رسانه‌های گروهی حمایت شود حتماً در آینده نتایج خوبی خواهد گرفت. اما تیم ایرانجوان از چند بازیکن خوب و باسابقه مانند بحرینی، احتشام ساسانی و غلام‌زاده که سابقه‌ی بازی در لیگ برتر را دارند. ابراهیمی باید هرچه سریع‌تر به رفع معایب تیم برآید تا به دسته دوم سقوط نکنند.
نصیر بوشهر: جنابعالی در شهرستان جم مشعول چه فعالیتی هستید و چه شد که به این‌جا آمدید؟
ـ بنده چون خودم بزرگ‌شده‌ی این استان هستم و شناخت نسبی از تمام مناطق دارم و در سال‌های گذشته در عسلویه به عنوان مربی فوتبال در شرکت گاز پارس جنوبی فعالیت داشتم از طرف مدیریت محترم عملیات غیرصنعتی گاز واقع در شهرستان جم، شهرک شهید تندگویان دکتر بهادر چنگیزی که خود قبلاً در تیم‌های شیراز و آبادان بازی می‌کردند به اتفاق جاسم اهل ایرف از پیشکسوتان ورزش در شرکت نفت به عنوان کارشناس ورزش در قسمت امور ورزش در رشته‌های مختلف فعالیت دارم که امیدوارم با همکاری تمامی پرسنل شرکت گاز و همچنین ورزشکاران شهرستان جم در آینده مثمرثمر واقع شوم.

...

با ابراهیمی و یاوری از سنگاپور تا بوشهر - عبدالعزیز افتخاری

وقتی جلسه‌ای تشکیل می‌شود و همه را دعوت نمی‌کنیم و سعی می‌کنیم کسانی را دعوت کنیم که موافق میل و سلیقه‌مان باشد و هیچ نوای مخالفی در جلساتمان شنیده نشود، یک طرفه به قاضی رفتن است که صد البته همه راضی برمی‌گردیم که این‌گونه تصمیم‌گیری ها منجر به آن می‌شود که درست تصمیم‌گیری نکنیم. در یک چهاردیواری کاملاً محصور شده اختیاریِ اختیاری چند نفره که باشگاه ایرانجوان فقط خود را می‌بینند و به هیچ هوادارای اهمیت نمی‌دهند و به هیچ شیر پاک خورده‌ای که با نظر آقایان حتا کمی تا قسمتی هم مخالف باشد، اهمیت نمی‌دهند داستان پاپیان و ابراهیمی می‌شود که فعلاً پاپیان در این وادی نیست و ما را هم با او کاری نباشد. اما وقتی محمود یاوری و ناصر ابراهیمی را در این استان می‌بینیم به زمان تصدی‌گری علی محمد مرتضوی بر ریاست فدراسیون فوتبال در سال‌های دور برمی‌گردیم که سن خیلی از کسانی که در فوتبال ما حکمرانی می‌کنند قد نمی‌دهد. در آن سال‌ها محمود یاوری مربی تیم ملی شد و با اقتدار تیمی ساخت که در «جاکارتا» و «اندونزی» با صلابت بلامنازع‌اش به قهرمانی آن منطقه رسید. اما بعد به او دستور دادند که «ر ـ م» مدافع یکی از تیم‌های سازنده یعنی دوقلوی راه‌آهن را با خود به سنگاپور ببرد، یاوری زیر بار نرفت. مرتضوی رئیس فدراسیون به خاطر یاوری استعفا داد و با یک‌دندگی هر دو کنار گذاشته شدند. در آن زمان‌ها کسی نفهمید چی شد؛ اما بعدها این مسأله به بیرون درز پیدا کرد. یک‌دندگی یاوری را در آن سال‌ها همگان تایید کردند که هنوز هم مورد تایید ماست اما مجید حلوایی در اظهارنظری گفته است که او خودخواه است که امیدواریم این خودخواهی او منجر به ماندن شاهین در لیگ برتر بشود نه به شکستن بال‌های شاهین!‌ فعلاً بگذریم که بحث بحثِ ناصر ابراهیمی است. اما در مرحله بعدی یعنی برای بازی‌های سنگاپور ناصرخان سکاندار تیم ملی گشت که گفته می‌شود هم «ر ـ م» را برد هم پسر خواهر یکی از مربیان جنوب شهری تهران را که ورزش‌نویس قابلی است و با نوشته‌هایش آن دروازه‌بان را که در قد و اندازه‌های تیم ملی نبود به این تیم تحمیل کرد و آن دروازه‌بان یعنی خواهرزاده ورزش‌نویس تهرانی در دقیقه 118 و با تصمیم ابراهیمی با عربستان برای گرفتن ضربات پنالتی سعودی‌ها جانشینی بهروز سلطانی گشت و جالب است بدانید که او به هیچ پنالتی نه نگفت!! و باعث ناکامی تیم ملی ایران گشت! این یک مسأله از تصمیم‌گیری‌های ابراهیمی که نو نیست بلکه خیلی هم کهنه شده. اما همین سال گذشته تصمیم ابراهیمی مبنی بر فشار تمرینات آن هم صبح و بعد از ظهر در زمین چمن مصنوعی در پایان فصل به جای تمرینات بانشاط که منجر به عدم صعود ایرانجوان با «ید و بازوی خود» به لیگ یک شود و نتوانست خوب تصمیم بگیرد و نه تنها تیم را جمع و جور نکرد بلکه دو اخراجی هم داد و جای دوری نرویم همین شکست تحقیرآمیز ایرانجوان و فوتبال بوشهر با نتیجه 5 بر صفر و دادن دو اخراجی با شهرداری تبریز تاریخ را برای ابراهیمی و حامیان او باز هم ورق زد و دوباره خسروی را که ابراهیمی قصد دارد او را به لیگ برتر هم با خود ببرد!! اخراج شود. گرچه گفته می‌شود و شایعاتی هست که چون بازی بعدی ایرانجوان با کاوه در تهران بوده او دست به چنین کاری زده که ماجرای سال قبل هم با کاوه تکرار شده، قدری بیشتر برود و استراحت کند! چنین شایعاتی در مورد بهادر عبدی هم بر سر زبان‌هاست که ما به این شایعات کاری نداریم (بماند تا به وقتش). اما این‌که ناصر ابراهیمی «ر ـ م» را به تیم ملی می‌برد یا زیر بار مقالات روزنامه‌نگار تهرانی پسر خواهرش را ملی‌پوش می‌کند یا سعید درویشی را به خاطر لجبازی با روزنامه‌نگاران بوشهری کنار می‌گذارد یا وقتی تیم ابراهیمی در بوشهر می‌بازد و دو اخراجی می‌دهد که یکی از آن‌ها خسروی است! و او نمی‌تواند در شرایط این چنینی تیمش را جمع و جور کند و فشار زیاد تمرینات در پایان فصل را خرافات می‌نامد به ضعف ابراهیمی در تصمیم‌گیری به روشنی پی می‌بریم اما این ضعف‌های کاملاً آشکار را بیشتر از ابراهیمی در کسانی می‌بینیم که مجدداً ابراهیمی را به ایرانجوان آوردند و آزموده را دوباره به آزمایش سپردند تا خیل هواداران ایرانجوان باز هم در خانه بمانند و آشتی‌شان با ورزشگاه باز هم به گذر تاریخ و زمان سپرده شود.
تا کی این اتفاق بیافتد، خدا می‌داند و خدا. حالا وقتی در آب انبار زیرآبی بساط آشتی‌کنان راه می‌اندازیم، جوجه‌ها را آخر پاییز و امتیازات را آخر فصل می‌شمارند. لطفاً بشمارید ما حساب و کتاب مان خوب نیست گفته می‌شود شماها حساب و کتاب و تصمیمات‌تان بهتر از ماست.

...

با تعامل و هم اندیشی می‌توانیم کانون هواداران هم داشته باشیم - رضا سیاهوشی

نام باشگاه شاهین با بزرگانی همچون دکتر اکرامی،پرویز دهداری، محراب شاهرخی، عجین و به عبارتی به ثبت رسیده است و بی دلیل نیست که مکتب و کلاس شاهین با منشوری که از آغاز فعالیت برای آن نوشته شده کماکان و بی پایان پیش می‌رود و اعتبار خاصی به شاهین و نام زیبای آن داده است و برهمین حسب هرکس به نوعی با شاهین ارتباط برقرار می نماید با این ذهنیت که ورود به این باشگاه و استفاده از این نام بزرگ بدون توجه به رعایت اصول اخلاقی ومنش پهلوانی اصلاً امکان پذیر نبوده و در وهله بعد توجه به ورزش قهرمانی است، مکتبی که معروف و تعریف شده خاص باشگاه شاهین بوده و بعنوان سند اعتباری شاهین در هر کجای ایران بزرگ ثبت شده است. هرچند که برای تدوین و تنظیم این به قولی اعتبارنامه زحمات زیادی کشیده شده و نویسنده گان و همچنین حافظان و انتقال دهندگان آن نیز خود از اعتباری معتبرتر از اعتبار نامه برخوردار بودند و بدون تردید قرار گرفتن نام شاهین در صدر تیم اخلاق لیگ برتر و آنهم در اولین سال حضور خود نشان از توجهات و اهمیت به همین اصول رفتاری و اخلاقی می باشد که حتا خاطی‌ترین بازیکنان هم وقتی به شاهین می‌پیوندد تحت تأثیر شرایط موجود و جوّ حاکم در باشگاه قرار می‌گیرند و موظف و مکلف به رعایت مسائل اخلاقی می‌باشند هر چند نمی‌توان ادعا نمود که انجام این امر صد در صدی است اما می‌توان گفت که از آمار قابل توجه‌یی برخوردار بوده و اگر خطایی هم از کسی سر زند مورد نفرت و انزجار همگان قرار خواهد گرفت و طرد می‌شود. حال با این مقدمه ضمن تبریک به باشگاه شاهین به خاطر این موفقیت از کانون هواداران این باشگاه که چندسالی است رسمیت یافته و در ساماندهی و نظم و انضباط لیدرها، هواداران و تماشاگران و در معرفی شاهین نیز به عنوان تیم برتر اخلاق هم بی‌تأثیر نبوده و قطعاً اگر این روند مناسب اخلاقی و رفتاری شاهین و تماشاگران بوشهری ادامه یابد و با این همه شور و هیجان وصف‌ناپذیری که وجود دارد می‌توان در آینده نزدیک بوشهر را به عنوان شهر فوتبالی و اخلاقی در ایران معرفی نمود و ترویج و توسعه این فرهنگ زیبا را از بوشهر به مانند آغازگری فوتبال در ایران استارت زد. اما حال که این کانون با درایت، تلاش بسیار، مدبرانه و بدون امکانات لازم دست به چنین کار بزرگ و مهمی زده که حتا از تیم‌های پرسابقه و پرطرفدار کشور هم دیده نشده است و علیرغم مشکلات شدید مالی کار خود را به نحو احسن انجام داده، جهت پیشرفت و توسعه این کانون از افراد و اشخاصی که علاقمند به شاهین بوده و برای مرتفع نمودن و کاستن بار مشکلات مالی طرح و برنامه‌یی دارند و می‌توانند حمایت مالی نمایند با آغوش باز استقبال نموده و با تعامل و هم‌اندیشی جهت پیشرفت و ارتقاء برنامه‌های کانون و با احترام به قوانین مکتب باشگاه از هرگونه تنش و بحث و جدل بکاهند و با تحت پوشش قرار دادن لیدرها و برگزاری کلاس‌های آموزشی جهت رهبری و هدایت تماشاگران بتوانیم به عنوان کانون هواداران برتر و همچنین تماشاگران نمونه کشور معرفی گردیم. ضمن اینکه در صورت اتمام دوره مسئولیت کادر فعلی باید ترتیب رأی‌گیری مجدد داده شود تا اگر افرادی دیگر هم خواهان پیوستن به کادر مدیریتی کانون می‌باشند ثبت‌نام نموده و هواداران با انتخاب نامزدهای مورد نظر خود اعضای جدید را انتخاب نمایند و کانون بتواند در ادامه روند موفقیت‌آمیز خود با تقویت و ارتقاء سطح کیفی و همچنین با توجه به کسب چندین سال تجربه مفید با افکار نو گام‌های موثرتری برای این واحد اداری در باشگاه بردارد. همچنین لازم است از حُسن توجه و اهمیت جناب "کنگانی" نسبت به سر و سامان دادن وضعیت ساختمان باشگاه و تقسیم محل کار واحدهای آن و به خصوص در نظر گرفتن محلی برای کانون هواداران تقدیر و تشکر نمود و امیدواریم با مدیریت توانمند این فرد مقتدر و کاردان باشگاه شاهین را درجایگاه مطلوب و در خور شأن آن ببینیم و هر روز خبرهای امیدوارکننده و خوشی از آن باشگاه بشنویم.

...

حمایت از کارگر بنه‌گز، در حقیقت حمایت از تمام روستاها بوده است

نصیر بوشهر: در شرکت آب روستایی استان چه سمتی دارید؟‌
ـ در حال حاضر رئیس اداره امور اجرایی شرکت آبفار استان بوشهر می‌باشم و از سال 1384 با حفظ سمت به عنوان مسئول امور ورزش شرکت مشغول به کار هستم.
نصیر بوشهر: مدیریت شرکت آب روستایی چقدر به ورزش اعتقاد دارد؟‌
ـ با توجه به پشتیبانی و حمایت هیأت مدیره محترم و بالاخص مدیرعامل شرکت وی اهمیت زیادی به ورزش کارکنان می‌دهند. در اصل خودشان ورزشی می‌باشند و هم‌اینک هم ورزش می‌کنند.
نصیر بوشهر: شرکت آب روستایی در چه رشته‌های ورزشی فعالیت دارد؟
ـ ما در اکثر رشته‌های ورزشی چه برای کارکنان و چه فرزندان کارکنان فعالیت داریم همانند فوتسال، والیبال، آمادگی جسمانی، تنیس روی میز، شطرنج، شنا، دو و میدانی، کوهنوردی و پیاده‌روی خانوادگی فعال می‌باشیم.
نصیر بوشهر: تاکنون به چه مقام‌هایی در سطح کشور دست پیدا کرده‌اید؟‌
ـ در سال های 86 ـ 85 از سوی وزیر معاون حقوقی پشتیبانی وزارت نیرو لوح تقدیر مقام برتر ورزش در کشور به شرکت آبفار استان بوشهر اهدا گردید.
نصیر بوشهر: به ورزش پایه هم اعتقاد دارید؟
ـ به نظر من برای موفقیت در تمامی رشته‌های ورزشی باید از خردسالان، نونهالان و نوجوانان شروع کرد و تا رسیدن به تیم‌های ملی بزرگسالان از آن‌ها حمایت نمود تا پشتوانه خوب و قوی برای آینده باشند. به تیم‌های پایه ورزش باید اهمیت داد.
نصیر بوشهر: عملکرد ورزشی شرکت را از شروع تاکنون تشریح بفرمایید؟
ـ عملکرد ورزشی شرکت از سال 1384 تاکنون شامل اعزام تیم‌های مختلف ورزشی به مسابقات کشوری، تشکیل تیم‌های ورزشی در مرکز استان و شهرستان‌ها، اجاره اماکن و سالن‌های ورزشی و استخر در مرکز استان و شهرستان‌ها، تأسیس باشگاه ورزشی آبفار در مرکز استان و انجام مقدمات تأسیس باشگاه ورزشی در شهرستان‌ها، خرید وسایل ورزشی، وسایل کوهنوردی، البسه‌ی ورزشی و خرید هدایا جهت تیم‌های مختلف ورزشی در مرکز استان و شهرستان‌ها است.
نصیر بوشهر: شرکت آب روستایی استان از تیم فوتبال کارگر بنه‌گز در لیگ کشور حمایت کرده، فکر می‌کنید چه تأثیری در ورزش روستایی خواهد داشت؟
ـ تیم فوتبال کارگر بنه‌گز تنها تیم روستایی حال حاضر استان در لیگ کشور می‌باشد. لذا حمایت از این تیم در حقیقت حمایت از نماینده تمام روستاهای استان بوده و باعث دلگرمی و تشویق جوانان روستایی استان به سوی فعالیت‌های ورزشی می‌باشد.
نصیر بوشهر: صحبت پایانی؟‌
ـ جا دارد تشکر ویژه‌ای داشته باشم از هیأت مدیره محترم شرکت آبفار استان و مدیرعامل محترم شرکت که مشوق اصلی ما در امور ورزش بوده‌اند از مدیریت و کارکنان زحمتکش هفته‌نامه وزین نصیر بوشهر به ویژه دبیر سرویس ورزشی هفته‌نامه نصیر سپاسگزارم که مرا به این گفت‌وگو دعوت نمود. امیدوارم با تلاش دلسوزانه ورزشی‌نویسان استان شاهد پیشرفت ورزش و شکوفایی و سربلندی ورزش در روستاها باشیم.

...

اجرای گروه موسیقی "دیار" همزمان با روز ازدواج و خانواده

همزمان با یکم ذی الحجه مصادف با سالروز ازدواج حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) گروه موسیقی دیار با صدای غلامرضا وزّان به اجرای برنامه پرداخت.
طی مراسمی با حضور مسئولین و پرسنل اداره استاندارد و تحقیقات صنعتی استان بوشهر گروه دیار با اجرای ترانه‌های جدیدی با آهنگسازی غلامرضا وزّان که جدیداً قطعات گروه دیار را علاوه بر خوانندگی، آهنگ‌سازی می‌کند مدعوین در این جشن بزرگ را به وجد آورد .
اجرای ترانه‌های سفر دریا، دلبر، خیامی (با نگاهی متفاوت به این قطعه در بوشهر) و قطعات جدید دیگر فضایی شاداب و جدید از موسیقی بوشهر را معرفی و اجرا نمود.
نوازندگان جوان، شاداب و پرتوان گروه دیار نشان از پیشرفت و علاقه جوانان بوشهری به نوازندگی سازهای بومی در بوشهر داشت. محسن نوشزاد، میثم عبدالشیخی، حمید اکبری، حسین مقاتلی و فرشید چهره‌آزاد نوازندگان گروه دیار، غلامرضا وزّان را در این اجرا همراهی می‌کردند.
شایان ذکر است همزمان با کنگره استاد آتشی و در آیین اختتامیه این کنگره گروه موسیقی سنتی (همراه)، با سرپرستی غلامرضا وزّان به اجرای قطعاتی خاطره‌انگیز از موسیقی سنتی ایرانی پرداخت که مورد تحسین مدعوین این مراسم قرار گرفت. تصنیف آهنگی دیگر با شعر استاد آتشی و آهنگسازی آقای تاجدینی و تنظیم آقای شهرکی از قطعات ماندگاری بود که در اولین سال درگذشت این شاعر نامی با صدای غلامرضا وزّان ضبط و اجرا گردید. در این اجرا حسام حق‌پرست، عبدالرسول انصاری و یاسر حیدری ، غلامرضا وزّان را همراهی می‌کردند.

...

پس از سانحه تصادف محسن شریفیان مسکو؛ نخستین میزبان رسمی گروه موسیقی لیان

گروه موسیقی لیان به سرپرستی محسن شریفیان با حمایت مرکز ملی فرش ایران، در هفته ی آتی در مسکو به روی صحنه می رود.
این اجرا قرار است در نمایشگاه MEBEL2009 برگزار گردد. این نخستین اجرای رسمی محسن شریفیان بعد از سانحه ی تصادف وی می باشد.
یکی از اهداف این نمایشگاه معتبر بین المللی معرفی موسیقی ملل مختلف است که به طور قطع نقش به سزایی در جلب مخاطب به نمایشگاه خواهد داشت.
از آنجایی که گروه موسیقی لیان سابق بر این اجراهایی در انیستیو آسیا آفریقا و دانشگاه موسیقی اف چایکوفسکی روسیه برگزار کرده است پیش‌بینی می‌شود اجراهای دیگری نیز داشته باشد. از اجراهای این گروه، در تاریخ 7 آذر برای فارسی زبانان مسکو قطعی شده است.
در این اجرا به مانند گذشته صدای گرم روح‌ا... صفوی، سازِ محسن شریفیان را همراهی خواهد کرد.
لازم به ذکر است که این دومین اجرای موسیقی لیان در یک سال اخیر می باشد که در مسکو برگزار شده است. اجرای این گروه از 2 لغایت 7 آذر ادامه خواهد داشت.

...

پشت پرده‌های یک مناقصه در اتحادیه مسکن مهر گناوه

پشت پرده‌های یک مناقصه در اتحادیه مسکن مهر گناوه
در مقاله‌ای که پیش رو دارید سعی شده به صورت اجمالی به اهداف تشکیل تعاونی‌های مسکن مهر و سیاست‌های نهفته در ساخت مجتمع‌های مهر از طرف دولت محترم اشاره‌ای گذرا داشته باشیم و پس از آن با طرح چند سئوال نابسامانی و از هم گسیختگی مدیریتی تعاونی مسکن مهر گناوه را در مقابل خوانندگان عزیز به نقد و چالش بکشیم. نخست به نظر می‌رسد که با توجه به معضل مسکن در سال‌های اخیر تلاش‌های دولت‌های گذشته برای حل این موضوع که بعضاً ناکافی بوده، هرچند موفقیت‌های مختصری را در پی داشته دولت نهم و دهم با درک عمیق‌تری نسبت به حل این مشکل، سیاست‌هایی را در این راستا تنظیم کرده و اولویت را برای اجرایی کردن این طرح‌ها با مشارکت دادن مردم به صورت تشکیل تشکل‌های مردمی تعاونی مسکن مهر در امر ساخت و ساز قرار داد، و برای خویش از طریق سازمان مسکن و شهرسازی و ادارات تعاون کل و بانک‌های عامل نقش هدایت، نظارت و حمایت‌های مالی را قائل شده. بنابراین تعاونی‌های شکل گرفته باید دانش کافی را جهت کارفرمایی داشته باشند و هدف آن‌ها این قرار گیرد که مسکنی مطمئن با کیفیت و ارزان در کوتاه‌ترین زمان ممکن با توجه به جذب مردم و تسهیلات بانکی که در اختیار آن‌ها قرار می‌گیرد فراهم نموده و در اختیار اقشار ضعیف و کم‌بضاعت قرار دهد.
معذلک باید اعضای تعاونی‌ها در مجمع عمومی و با انتخاب و رأی مستقیم مردم بر اساس صلاحیت‌ها و شایستگی‌های لازم تعیین و منصول گردند تا ضمانت اخلاقی و سلامت کاری آنان احراز گردد و مکلف به پاسخگویی باشند در این‌باره عمیقاً باید تلاش شود که مدیر عامل تعاونی‌ها لزوماً فردی مهندس تحصیل‌کرده در رشته عمران انتخاب شود تا بتواند به عنوان مدیر فنی کارفرما در حوزه نظارت، کیفیت و اجرا اعمال نظر کند و با سلامت لازم کارها را هدایت کند و اطمینان خاطر مردم و اعضا را فراهم نماید. در 7 سال گذشته رفتار مدیرعامل اتحادیه مسکن مهر گناوه به گونه‌ای بوده که به بی‌اعتمادی مردم دامن زده و کاهش رغبت سرمایه‌گذاری مردم را در پی داشته بنا به دلایل زیر حاشیه‌های زیادی را برای مسکن مهر به وجود آورده که به برخی از آن‌ها اشاره می‌کنیم و مردم و مسئولین را به قضاوت می‌طلبیم.
همواره در عقد قراردادها سعی کرده شرکت‌هایی را که برای مردم مفید بودند از گردونه‌ی قرارداد حذف و با شرکت‌هایی که وی مناسباتی داشته و دارد عقد قرارداد نماید. به عنوان مثال در اردیبهشت ماه سال جاری مناقصه‌ای جهت ساخت اسکلت بتنی سازه‌هی 34 واحدی مجتمع مهر گناوه در محل فرمانداری با حضور نمایندگان شرکت‌های شرکت‌کننده و معاونین اداره تعاون و شخص فرماندار توسط تعاونی مسکن مهر در محل فرمانداری شهرستان گناوه ضور گرفت که شرکتی به نام پاسارگاد راه قزوین با نرخی بسیار معقول و آنالیز شده رتبه اول مناقصه مذکور را احراز نمود. این در حالی بود که برنده دوم مدارک شرکت در مناقصه‌اش نیز ناقص بود و سایر شرکت‌ها با رتبه‌های بالایی ردیف‌های بعدی را احراز نمودند. پس از اعلام پیروزی شرکت پاسارگاد توسط مدیرعامل آن اتحادیه چند روز بعد به صورت غیرمنتظره درخواست و مطالبه نامشروعی برای واگذاری کار به شرکت پاسارگاد راه قزوین صورت گرفت که به تصور مسئولین شرکت نامعقول به نظر می‌آمد و شرکت مذکور از انجام آن سرباز زد و آن اتحادیه برای انتقام‌گیری از آن شرکت بدون هیچ‌گونه دلیل منطقی و فنی صرفاً به خاطر افشای محتوای آن مطالبات اقدام به عقد قرارداد با شرکت‌های ردیف چهارم و پنجم با 5/159 میلیون تومان مازاد هزینه موضوع مناقصه کرد و این هزینه سنگین را به اعضاء بی‌بضاعت مسکن مهر شهرستان تحمیل نمود. این شرکت پس از آن نه به خاطر حقوق خود بلکه به خاطر استیفای حقوق مردم به تمام نهادهای مرتبط در شهرستان و استان شکواییه داد ولی به خاطر ارادت بی‌شائبه‌ی مقام ارشد شهرستان به آقایان متخلف در این اتحادیه شکایت‌ها راه به جایی نبرد و تخلف انجام گرفته مورد اغماض و عوامل آن مورد لطف آن مقام محترم قرار گرفتند. این بالاترین تخلف صورت گرفته می‌باشد موارد مسجل و بی‌شمار دیگری نیز وجود دارد که با یک حسابرسی بی‌طرفانه آشکار و هویدا خواهند شد. جهت پاسداری از حقوق مردم و پالایش آن اتحادیه از لوث وجود برخی عناصر نامطلوب ضرورت و فوریت یافته که موضوع جهت پیگیری در مجمع عمومی تعاونی مسکن مهر طرح و بررسی گردد. مطالبی که از سمع و نظرمان گذشت صرفاً جهت آگاهی‌دهی و تنویر افکار عمومی بود.

...

سیروس بنه گزی ـ فعال اقتصادی: رهاسازی قیمت‌ها و لیبرالیزه کردن اقتصاد با دولت حامی‌پرور محقق نمی‌شود

مکث: طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مدت‌هاست که اذهان مردم را به خود مشغول کرده است. طرحی که همه از اجرایی شدن آن و افزایش نرخ تورم و قیمت‌ها هراس دارند. طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در دولت نهم و به عنوان یکی از هفت رکن اساسی طرح تحول اقتصادی مطرح شد. به منظور بررسی و آسیب‌شناختی این طرح، به سراغ تعدادی از اقتصاددانان و فعالان این عرصه رفتیم که بسیاری از آنان از صحبت کردن در این خصوص طفره رفتند و تنها سه تن از آنان به سؤالات نصیربوشهر پاسخ دادند که در پی می‌خوانید:
1ـ آیا از کلیات طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مطلع هستید؟‌ نظرتان را در خصوص حذف یارانه‌ها بیان نمایید؟‌
2ـ به نظر شما با اجرای این طرح نرخ تورم افزایش نمی‌یابد؟ و اجرای این طرح به بغرنج‌تر شدن وضعیت اقتصادی جامعه دامن نمی‌زند؟‌
3ـ از آن‌جا که طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در راستای کمک به اقشار آسیب‌پذیر جامعه است؛ آیا برای اجرای این طرح نیازی به تقویت زیرساخت‌ها نیست؟
4ـ مجلس اختیار خود در خصوص پرداخت نقدی یارانه‌ها را به دولت واگذار کرده است، نظر شما راجع به واگذاری پرداخت نقدی یارانه‌ها از سوی دولت چیست؟
* * *
فکر می‌کنم اظهار نظر در خصوص طرح هدفمند کردن یارانه ها وتآثیر آن بر اقتصاد ونرخ تورم در کشور به شکل تخصصی از شرح وظایف صاحب نظران واساتید علم اقتصاد باشد . گر چه به نظر میرسد سکوت معنی دار بیشی از صاحب نظران اقتصادی سرشار از ناگفته هایی باشد که ناشی از فرار وترس از دردسرهایی است که درنوع نگاه دولتیان به نخبگان وبرخورد این قشر فرهیخته وصاحب نظر با اقدامات دولت صورت میگیرد .نگاهی آکنده از کینه وطبقاتی با کارکردی دشمن تراشانه از سوی دولتیان به دگر اندیشان در همه عرصه های اقتصادی؛ سیاسی ؛ اجتماعی وفرهنگی . اما همه این محدودیتها واجبارها چیزی از مسئولیت اساتید اقتصاد کم نمیکند وآنها باید به میدان نظر وارد شوند ودید کارشناسانه خودرا در باره این طرح مهم اقتصادی به افکار عمومی انتقال دهند. به عنوان یک روزنامه نگار وکسی که در عرصه خبر فعل وانفعالات مختلف اقتصادی ؛سیاسی ؛ فرهنگی واجتماعی را رصد میکند به نظر میرسد هدف اولیه دولت در ارائه واجرای این طرح کمک به اقشار آسیب پذیر ودهک های پایین جامعه باشد . اما تجربه انتخابات اخیر ریاست جمهوری واتفاقات چند ماه منتهی به انتخابات از قبیل تقسیم پول وکالا توسط دولت وتاثیر آن بر رأی مردم خصوصاً در شهرستانهای کوچک ومناطق محروم دولتیان را در اجرای این طرح مصمم تر ساخته است وآنها را از هدفهای اولیه دور ساخته است .ایجاد لشکر نیازمندان در قالب دهکهای مختلف که همیشه دستهایشان به سوی دولت دراز باشد؛ میتواند عامل آرام‌بخشی برای دولت در هر انتخاباتی باشد . اجرای چنین طرح عظیمی اگر قرار بر صداقت وصحت جهت بازسازی وساماندهی اقتصاد کشور باشد نیاز به ایجاد زیر ساختها در بخش نرم افزاری وسخت افزاری وآماده سازی ذهنیت توهم گر مسئولین امر دارد.اجرای این طرح در فرصتی چهار ساله اگر به اهداف مسئولین در کمک به قشر آسبب پذیر جامعه هم ایمان بیاوریم میتواند تبعات وخسارات سنگینی را برای مردم و اقتصاد کشور به بار بیاورد . کشوری که جاده هایش هر ساله تلفاتی برابر با جنگ با دشمن خارجی از مردم میگیرد وکارخانجات تولیدی اش در مقابل سیل انبوه واردات کالاهای بنجل چینی به تعطیلی وورشکستگی کشیده شده اند ودولت اش هر روزبا دست اندازی بر نهادهای مالی واقتصادی چاق تر میگردد ووضعیت بنادر واسکله هایش سرمایه ها ی تجار وبازرگانان اندک بخش خصوصی را روزها وماهها متوقف میسازد ودر نهایت وضعیت شبکه های ارتباطی ومخابراتی اش مجال امنیت را از بخش خصوصی موجود در بازار سرمایه گرفته است نمیتواند امروز محل اجرای طرح عظیمی باشد که متولی اجرایش بارها ثابت کرده است که در اجرای خواستهای خود علم را درپستوی هزارتوهایی خود جا نهاده ومقولات تخصصی را در عرصه عمومی با تکبیر وشعار مدعوین وگوش پیچاندن وکارکردهای هیئتی به انچام میرساند . باید اضافه کرد که آزاد کردن نرخ کالا وخدمات وتقسیم مردم به دهک های مختلف وطبقاتی کردن جامعه برخلاف اصول نوزده وبیستم قانون اساسی است که همه مردم را در شرایط برابر مورد حمایت دولت در حقوق اقتصادی قرار داده است . وجود این اصل مترقی در قانون اساسی فعلی وباور به اینکه دولت چشمداشت سیاسی به موضوع پیدا کرده است کافی است تا نمایندگان به عنوان حافظان قانون اساسی نگاهی تیز بینانه تر به این طرح داشته باشند . واین نکته را در نظر داشته باشد که اجرای طرحی چنین عظیم وپرابهام میتواند به فروپاشی نظام اقتصادی ودر نهایت ساخت سیاسی بیانجامد . در مورد نگاه موجود در برابر طرح هدفمند کردن یارانه ها این طور به نظر میرسد که یک نوع آشوب فکری در درون آن وجود دارد که با توجه به ساخت وجودی نمایندگان موجود در اطاعت امر نمیتوان چندان به تصمیم گیریهای آن دل بست وطنز قضیه آنجاست که دولت بارها در این مورد با تحکم بانمایندگان معترض سخن گفته است وتوانسته به راحتی منویات خود را در این باره به تصویب برساند وتوقع خودرا در مقابل مجلس به آنجا رسانده است که خواهان اختیار داری تام تمام در هزینه کرد درآمد حاصل از آزادسازی نرخ کالا و خدمات شده است وطنز بعدی آن است که مجلس هم اجازه داده است در یک رفت وبرگشت بی حاصل درآمد موجود را در صندوقی به تولی‌داری و اختیار دولت به وجود آید. که نتیجه امر آن است که دولت میتواند به اختیار خود لشکر نیازمندان را که نیروی مناسبی برای سازمان رآی میباشند به وجود آورد وگدا پروری را در اقتصاد کشور رونق دهد ونتیجه آنکه رهاسازی قیمت‌ها و لیبرالیزه کردن اقتصاد با دولت حامی پرورمحقق نمی‌شود.

...

علی درویشی ـ معاون دفتر برنامه‌ریزی و بودجه استانداری بوشهر: ماهیت طرح هدفمند کردن یارانه‌ها، تورم‌زاست

مکث: طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مدت‌هاست که اذهان مردم را به خود مشغول کرده است. طرحی که همه از اجرایی شدن آن و افزایش نرخ تورم و قیمت‌ها هراس دارند. طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در دولت نهم و به عنوان یکی از هفت رکن اساسی طرح تحول اقتصادی مطرح شد. به منظور بررسی و آسیب‌شناختی این طرح، به سراغ تعدادی از اقتصاددانان و فعالان این عرصه رفتیم که بسیاری از آنان از صحبت کردن در این خصوص طفره رفتند و تنها سه تن از آنان به سؤالات نصیربوشهر پاسخ دادند که در پی می‌خوانید:
1ـ آیا از کلیات طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مطلع هستید؟‌ نظرتان را در خصوص حذف یارانه‌ها بیان نمایید؟‌
2ـ به نظر شما با اجرای این طرح نرخ تورم افزایش نمی‌یابد؟ و اجرای این طرح به بغرنج‌تر شدن وضعیت اقتصادی جامعه دامن نمی‌زند؟‌
3ـ از آن‌جا که طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در راستای کمک به اقشار آسیب‌پذیر جامعه است؛ آیا برای اجرای این طرح نیازی به تقویت زیرساخت‌ها نیست؟
4ـ مجلس اختیار خود در خصوص پرداخت نقدی یارانه‌ها را به دولت واگذار کرده است، نظر شما راجع به واگذاری پرداخت نقدی یارانه‌ها از سوی دولت چیست؟
* * *
1ـ همان‌گونه که استحضار دارید یکی از اسناد مهم ملی کشور که از سوی مقام معظم رهبری ابلاغ شده، سند چشم‌انداز بیست ساله است. برای رسیدن به این سند چشم‌انداز و دورنما که به طور قطع قابلیت و ظرفیت‌های دستیابی به آن در جامعه وجود دارد باید بستر لازم فراهم شود، از اجرای اصل 44 گرفته تا طرح تحول اقتصادی که به عنوان راهبردهای اساسی تحقق اهداف سند چشم‌انداز به شمار می‌آیند. در طرح تحول اقتصادی نیز 7 محور اساسی مورد بحث و تأکید قرار گرفته که عبارتند از: نظام بهره‌وری، نظام مالیاتی، نظام گمرکی، نظام ارزش‌گذاری پول ملی، نظام توزیع کالا و خدمات، نظام بانکی و نظام یارانه‌ها. در تمامی کشورهای جهان، صرف‌نظر از حیطه‌های حاکمیتی و تصدی‌گری، به منظور تعیین جهت‌گیری‌های اقتصادی، اجتماعی یا فرهنگی جامعه دولت‌ها ناچار به مداخله در برخی امور و اتخاذ سیاست‌های خاص و استفاده از ابزارهای مناسب هستند. این مداخله گاهی در راستای پیشبرد سیاست‌های اقتصادی و به طور معمول با هدف رفاه عمومی به طور اعم و حمایت از گروه‌های آسیب‌پذیر به طور اخص، انجام می‌شود. از این‌رو دولت‌ها با منظور دستیابی به اهداف یاد شده علاوه بر پرداختن به امور تأمین اجتماعی، از رویکردهای رفاه اجتماعی که یکی از ابزارهای آن یارانه است، نیز بهره می‌گیرند. امور تأمین اجتماعی متوجه همه افراد است، اما امور یارانه ها متوجه افراد یا گروه‌ها و مناطق خاص است که به روش‌های مختلف پرداخت می‌شود. اما همان‌گونه که عیان است نظام فعلی پرداخت یارانه‌ها در کشور دچار مشکلاتی است از جمله: بالا بودن میزان یارانه، بهره‌مندی ناعادلانه گروه‌های درآمدی از یارانه‌ها، تشدید مصرف بی‌رویه، افزایش واردات، قاچاق کالاهای یارانه‌ای و پرداخت عام و غیرهدفمند یارانه‌ها. همان‌گونه که اشاره شد هدفمندی به معنای افزایش سطح برخورداری گروه‌های آسیب‌پذیر از حمایت‌ها، یکی از نوین‌ترین مباحث در خصوص اندیشه دخالت و سیاست‌های حمایتی دولت و افزایش کارایی نظام تأمین اجتماعی را شکل می‌دهد. در واقع رویکرد هدفمندی در عرصه سیاست‌های تأمین اجتماعی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، به معنای کاهش سهم طبقات بالای درآمدی و افزایش سهم طبقات پایینی درآمدی از حمایت‌ها است. در این‌صورت، علاوه بر حصول اطمینان از تحت پوشش قرار گرفتن یا برخوردار شدن اقشار آسیب‌پذیر، توزیع درآمد نیز بهبود می‌یابد. اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها با هدف اصلاح الگوی پرداخت کمک دولت به مردم، کار پسندیده و لازمی است و نخستین گام‌ها در این راستا مربوط به برنامه سوم توسعه است و پس از آن در ماده 93 و 103 قانون برنامه چهارم توسعه نیز این امر مورد تأکید قرار گرفت. در عین حال در برنامه چهارم این مسأله پیش‌بینی شده که هدفمند کردن یارانه‌ها باید به نحوی صورت بگیرد که با توزیع یارانه‌ها به شکل فعلی این روش به صورت تدریجی به سمت طرح‌های رفاه اجتماعی به جای پرداخت یارانه‌های قبلی سوق یابد. هیچ کارشناسی با اجرای صحیح این طرح مخالف نیست، چرا که اجرای درست آن، به دنبال خود، پرداخت یارانه‌ها به افراد نیازمند و اقشار کم‌درآمد را منجر خواهد شد و در واقع یارانه‌ها، آن‌جایی که باید به مصرف می‌رسند. آمارهای زیر به نحوی گویای این واقعیت است که اجرای این طرح چقدر ضرورت دارد؟ بر اساس گزارش، موسسه «مارکت اوراکل» ایران از نظر ارائه بنزین ارزان سومین کشور و از نظر میزان یارانه پرداختی به این کالا نخستین کشور در میان کشورهای جهان است و بیش از 36 درصد کل مصرف بنزین خاورمیانه در سال 2007 در ایران مصرف گردیده است. متوسط مصرف سوخت خودروهای بنزینی در کشورمان حدود 11 لیتر در روز است در حالی که متوسط مصرف سوخت در کشورهای دیگر نظیر آلمان و ژاپن 5/2، در انگلیس 5/3، در فرانسه 9/1، در کانادا 5/6 و در کشور آمریکا 3/7 لیتر در روز است. هر 10 سال یک بار میزان مصرف سوخت در ایران 2 برابر می‌شود اما این نرخ رشد در مقیاس جهانی یک تا 2 درصد بیشتر نیست و میزان سوخت مصرف جهانی در حدود هر 50 سال 2 برابر می‌شود. یعنی ایران در مقایسه با میانگین جهانی 4 تا 5 برابر بیشتر سوخت مصرف می‌کند. هم‌اکنون 9 درصد سوخت جهان در ایران و توسط تنها یک درصد جمعیت جهان مصرف می‌شود و هرساله بیش از 38 درصد از بودجه سالانه دولت ایران به یارانه بنزین اختصاص می‌یابد در حالی که در صورت مصرف استاندارد، ایران می‌تواند یکی از صادرکنندگان بنزین باشد. سرانه مصرف نان در ایران به گفته معاون وزیر بازرگانی حدود 160 کیلوگرم در سال است که نسبت به کشورهای اروپایی نظیر فرانسه که 56 کیلوگرم و در آلمان 70 کیلوگرم در سال است بیش از 2 تا 3 برابر است و به اذعان رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس یارانه طی پنج سال اخیر به طور متوسط سالانه بیش از 30 درصد رشد داشته است و سال جاری این رقم بالغ بر 26 هزار میلیارد ریال است و ادامه این روند طی 10 سال آینده با رشد متوسط 15 درصد بدون در نظر گرفتن افزایش یارانه قیمت نان، میزان یارانه پرداختی به 600 هزار میلیارد ریال خواهد رسید. بر اساس گزارش صندوق بین‌المللی پول، ایران دومین کشور جهان از نظر پرداخت یارانه انرژی با رقم 37 میلیارد دلار می‌باشد. مصرف سرانه انرژی در ایران به ازای هر نفر بیش از 5 برابر مصرف سرانه کشوری مانند اندونزی با 225 میلیون نفر جمعیت، 2 برابر چین با یک میلیارد و 300 میلیون نفر جمعیت و 4 برابر کشور هند با یک میلیارد و 122 میلیون نفر جمعیت است که با مقایسه شاخص شدت مصرف انرژی در ایران با بسیاری از کشورهای جهان، شاهد وضعیت نابهنجار بهره‌برداری انرژی هستیم. در بخش ساختمان و مسکن ایران بر اساس آمار و ارقام منتشره، متوسط مصرف انرژی به ازاری هر مترمربع در ایران 6/2 برابر متوسط مصرف در کشورهای صنعتی است که در بعضی از شهرهای کشورمان، این رقم به حدود 4 برابر می‌رسد. الگوی مصرف آب آشامیدنی بر اساس اعلام بانک جهانی برای یک نفر در سال، یک مترمکعب و برای بهداشت در زندگی به ازای هر نفر، 100 مترمکعب در سال است. بر این اساس، در کشور ماه 70 درصد بیشتر از الگوی جهانی آب مصرف می‌شود، از نظر برق هم، ایران نوزدهمین کشور پرمصرف برق دنیاست و دولت سالیانه یارانه 4 هزار میلیارد تومانی برای برق در نظر می‌گیرد. همچنین سرانه مصرف آب ایرانی‌ها پنج برابر سرانه مصرف جهان است.ایران بعد از کشورهای آمریکا و روسیه در رتبه سوم مصرف گاز در جهان قرار دارد؛ میزان مصرف گاز طبیعی در ایران از 68 میلیارد مترمکعب در سال 2001 با متوسط رشد سالیانه 3/10 درصد به 123 میلیارد مترمکعب در سال 2008 رسیده و پیش‌بینی می‌شود در سال 2012 میلادی میزان مصرف به 277 میلیارد مترمکعب برسد و با ادامه این روند در سال‌های آینده ایران به یک مصرف‌کننده بزرگ گاز طبیعی در جهان تبدیل خواهد شد. سرانه مصرف شکر در ایران 29 کیلوگرم است در حالی که میانگین مصرف شکر در جهان 22 کیلوگرم می‌باشد و نیز تحقیقات کارشناسان نشان می‌دهد ایرانی‌ها 30 درصد بیشتر از میانگین جهانی، روغن مصرف می‌کنند و همچنین مصرف میوه در ایران 4 برابر استاندارد جهانی است. همانطور که مشاهده می‌کنیم مقایسه میزان مصرف در بخش‌های مختلف با سایر کشورها، نشان‌دهنده‌ی وضعیت بسیار نامطلوب مصرف در همه زمینه‌هاست و جالب‌تر اینجاست که سالیانه نزدیک به 2/12 هزار میلیارد تومان یارانه واقعی و 78 هزار میلیارد تومان یارانه پنهان پرداخت می‌شود که در مجموع مبلغ کل یارانه آشکار و پنهان دولت چیزی در حدود 90 هزار میلیارد تومان است.
2. در حال حاضر نمی‌توان عدد خاصی را برای نرخ تورم پس از هدفمند نمودن یارانه‌ها پیش‌بینی نمود. البته در این زمینه اظهارنظرهای متفاوتی ارائه شده است که به نظر می‌رسد اکثر آن‌ها مبنای کارشناسی ندارند، اما آن‌چه بدیهی است ماهیت هدفمند کردن یارانه‌ها تورم‌زاست اما می‌توان آن را کنترل نمود. در این بین آن‌چه مسلم است، در انتخاب شیوه‌های هدفمندی، انتخاب روش بهینه هدفمند نمودن یارانه‌ها، بستگی به بافت کشور و هدف از پرداخت یارانه‌ها دارد و نمی‌توان روش واحدی برای تمام کشور ارائه کرد. پس از شناسایی روش‌های مختلف هدفمندی، بررسی روش‌های پرداخت یارانه ضرورت می‌یابد. آن‌چه در مورد هدفمند کردن یارانه‌ها می‌توان گفت این است که آثار و تبعات آن بخش‌های مختلفی را در بر می‌گیرد. از یک طرف، تأثیر آن را بر متغیرهای کلان اقتصادی مانند رشد اقتصادی، سرمایه‌گذاری، پس‌انداز، تجارت، اشتغال و سطح عمومی قیمت‌ها و از سوی دیگر تأثیر آن را بر رفتار بخش‌های اقتصادی مانند صنعت، معدن و کشاورزی شاهد خواهیم بود.
3. با واقعی شدن قیمت کالاها و حامل‌های انرژی، الگوی مصرف مردم هم که تاکنون الگویی صحیح و منطبق با واقعیت‌ها نبوده اصلاح خواهد شد و افراد در مصرف این سرمایه ملی واقع‌بینانه‌تر عمل خواهند کرد. از سوی دیگر اجرای درست این طرح به دولت این اجازه را خواهد داد تا برای زیرساخت‌ها و زیربناهای اقتصادی برنامه‌ریزی کرده و زمینه رشد و توسعه بخش‌های مولد جامعه را فراهم نماید. بر اسا لایحه پیشنهادی دولت نیز 60 درصد از منابع حاصل از اصلاح قیمت حامل‌های انرژی، کالاها و خدمات اساسی به صورت نقدی و غیرنقدی و یا واگذاری سهام به جامعه هدف پرداخت می‌گردد و 15 درصد نیز برای سرمایه‌گذاری بنگاه‌های تولیدی و ارائه‌کنندگان خدمات در قالب سرمایه‌گذاری، پرداخت کمک‌های بلاعوض و یا یارانه سود تسهیلات و یا وجوه اداره شده می‌باشد. همچنین دولت می‌تواند 25% منابع حاصل از اجرای این طرح را در جهت کاهش وابستگی اعتبارات هزینه‌های دولت به نفت و جبران آثار اجرای این قانون بر اعتبارات هزینه‌ای و تمک دارایی‌های سرمایه‌ای صرف نماید (البته مجلس خواهان افزایش سهم سرمایه‌گذاری در بنگاه‌های تولیدی تا حدود 30 درصد می‌باشد). اما همان‌طور که گفته شد تحقق همه این نتایج ارزشمند و حیاتی منوط به اجرای صحیح و منطقی طرح هدفمند کردن یارانه‌هاست. اجرای عجولانه، بدون مطالعه و بدون توجه به تبعات منفی و تلاش برای به حداقل رساندن آن، از اثرات مثبت آن خواهد کاست و هزینه‌های آن را بالا خواهد برد. آن‌چه بدیهی است طرح هدفمند نمودن یارانه‌ها یکی از 7 محور طرح تحول اقتصادی است و نمی‌توان از این 7 جز یک جز را انجام داد اما به بقیه توجهی نداشته باشیم، زیرا زمانی آثار مثبت اجرای این طرح‌ها مشخص می‌شود که در کنار یکدیگر به اجرا درآیند.
4. ـ

...

عبدالحمید سنگی ـ مدیرکل دفتر برنامه‌ریزی و بودجه استانداری بوشهر: اگر این طرح ناقص اجرا شود، آثار تورمی خود را در جامعه نشان می‌دهد

مکث: طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مدت‌هاست که اذهان مردم را به خود مشغول کرده است. طرحی که همه از اجرایی شدن آن و افزایش نرخ تورم و قیمت‌ها هراس دارند. طرح هدفمند کردن یارانه‌ها در دولت نهم و به عنوان یکی از هفت رکن اساسی طرح تحول اقتصادی مطرح شد. به منظور بررسی و آسیب‌شناختی این طرح، به سراغ تعدادی از اقتصاددانان و فعالان این عرصه رفتیم که بسیاری از آنان از صحبت کردن در این خصوص طفره رفتند و تنها سه تن از آنان به سؤالات نصیربوشهر پاسخ دادند که در پی می‌خوانید:
1ـ آیا از کلیات طرح هدفمند کردن یارانه‌ها مطلع هستید؟‌ نظرتان را در خصوص حذف یارانه‌ها بیان نمایید؟‌
2ـ به نظر شما با اجرای این طرح نرخ تورم افزایش نمی‌یابد؟ و اجرای این طرح به بغرنج‌تر شدن وضعیت اقتصادی جامعه دامن نمی‌زند؟‌
3ـ از آن‌جا که طرح هدفمند شدن یارانه‌ها در راستای کمک به اقشار آسیب‌پذیر جامعه است؛ آیا برای اجرای این طرح نیازی به تقویت زیرساخت‌ها نیست؟
4ـ مجلس اختیار خود در خصوص پرداخت نقدی یارانه‌ها را به دولت واگذار کرده است، نظر شما راجع به واگذاری پرداخت نقدی یارانه‌ها از سوی دولت چیست؟
* * *
1. قبل از پاسخ به این سئوال اجازه می‌خواهم که تعریفی از یارانه ارائه دهم و هدف از پرداخت یارانه توسط دولت را تشریح نمایم. تعاریف زیادی از یارانه ارائه شده است، یارانه از ترجمه کلمه subsidy به معنای کمک و اعانه گرفته شده است. به طور کلی یارانه ابزار حمایتی است که برای بالا بردن رفاه عمومی استفاده می‌شود که می‌تواند به صورت نقدی یا جنسی پرداخت گردد و برای تشویق تولید یا مصرف کالای خاص مورد استفاده قرار گیرد. هدف از پرداخت یارانه جبران بخشی از قدرت خرید از دست رفته و تأمین بخشی از مایحتاج ضروری گروهی از افراد است. به عباراتی دیگر هرگونه پرداخت انتقالی که به منظور حمایت از اقشار کم‌درآمد و بهبود توزیع درآمد از محل خزانه دولت و هرآن‌چه می‌تواند به خزانه دولت واریز گردد به صورت نقدی یا جنسی به خانواده‌ها و تولیدکنندگان انجام می‌شود یارانه گویند. همان‌گونه که ملاحظه فرمودید یارانه به عنوان ابزاری است که دولت‌ها جهت تأمین یک زندگی شرافتمندانه و افزایش رفاه اقشار مختلف جامعه به‌خصوص گروه‌های درآمدی پایین جامعه به کار سیاست‌گزاران و دولتمردان جمهوری اسلامی همواره بر اساس این دغدغه، حمایت خود را از حفظ قدرت خرید مردم در قالب پرداخت یارانه‌ها مورد توجه قرار داده‌اند. نکته اساسی در این خصوص، میزان یارانه‌های پرداختی سالانه، سیستم پرداخت آن، اصابت یارانه‌های پرداخت شده به گروه‌های هدف‌، میزان هدردهی منابع در این سیستم و نیز نحوه مطلوب پرداخت یارانه‌هاست. به طور یقین ناکارآمدی سیستم پرداخت یارانه‌ها در کشور باعث شده است که سیاست‌گزاران و تصمیم‌گیران کشور به فکر چاره‌ای برای حل این مشکل باشند. حجم زیاد یارانه‌ها و کم اثر بودن آن، هدف قرار نگرفتن دهک‌های پایین درآمدی از پرداخت یارانه‌ها توسط دولت به طور کامل، غیر رقابتی کردن صنایع و تولید، ضایع شدن منابع کشور، عدم رضایت‌مندی اقتصادی و اجتماعی، افزایش شکاف درآمدی بین طبقات مختلف جامعه بخشی از مشکلاتی است که ادامه پرداخت یارانه‌ها به شکل کنونی را به دنبال دارد. بنابراین با توجه به موارد مذکور می‌بایست نسبت به هدفمند کردن یارانه‌ها و نه حذف آن‌ها اقدام نمود. هدفمند کردن یارانه‌ها در حقیقت اقدامی است جهت بهینه‌سازی مصارف منابعی که دولت بایستی به منظور افزایش رفاه عمومی جامعه به کار گیرد، به نحوی که اقشار آسیب‌پذیر و دهک‌های پایین درآمدی جامعه از سطح رفاه بیشتری برخوردار گردند.
2. مسلماً در کوتاه‌مدت اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها باعث افزایش نرخ تورم می‌شود. این یک مسأله‌ی ساده و قطعی است. ولی آیا این موضوع باعث فشار بیشتر بر مردم می‌شود یا خیر، بستگی به نحوه عملکرد دولت در اجرای این طرح دارد. قاعدتاً با اجرای طرح دولت صاحب منابعی خواهد شد که قبلاً به صورت یارانه و غیرمستقیم به مردم پرداخت می کرده است. این منابع اگر به صورت نقدی در اختیار اقشار کم‌درآمد جامعه قرار گیرد، فشار تورمی حاصله از اجرای طرح را از بین خواهد برد ولی اگر میزان دریافت یارانه نقدی کمتر از بار مالی ناشی از افزایش قیمت‌ها باشد، فشار تورمی بر مردم زیاد خواهد شد. اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها اگر به شکل صحیح خود انجام شود به بهبود وضعیت اقتصادی کشور کمک خواهد کرد ولی اگر به شکل ناقص اجرا گردد به نحوی که آثار تورمی خود را در جامعه ایجاد نماید ولی اراده کافی جهت ادامه آن نباشد مسلماً وضعیت نامطلوب‌تری را در اقتصاد رقم خواهد زد.
3. بحث زیرساخت‌ها اگر منظور زیرساخت‌های عمرانی نظیر جاده، آب، برق، ‌آموزش، عمران شهری و روستایی، مخابرات و …باشد که الحمدا… طی این سال‌ها کارهای بزرگی انجام شده است و به جرأت می‌توان گفت کشور از آمادگی بسیار بالایی جهت جهش نهایی برخوردار می‌باشد. ولی به نظر بنده زیرساخت‌های موردنیاز برای اجرای طرح هدفمند کردن یارانه، آماده کردن نهادهای غیردولتی برای اجرای امور از طریق تقویت بخش خصوصی و یا تعاونی و اجازه دولت برای رشد و تعالی این بخش ها و ایجاد بستر لازم برای این منظور،‌ کار ما را برای رسیدن به هدف اصلی در اجرای هدفمند کردن یارانه‌ها آسان می‌نماید.
4. پرداخت نقدی یارانه‌ها قاعدتاً در کوتاه‌مدت بایستی به عنوان یک ابزار مورداستفاده قرار گیرد. این‌که ساز و کار پرداخت نقدی بایستی به صورت علمی باشد و گروه‌های اصلی یعنی دهک‌های پایین درآمدی را مورد هدف قرار دهد جای شکی نیست. به نظر می‌رسد دغدغه دولت و مجلس هم همین مسأله باشد و آن‌ها به دنبال محقق کردن همین هدف باشند. این مسأله کار مهمی است و ریزه‌کاری‌های مخصوص به خود دارد. کار مطالعاتی دقیق می‌خواهد. گروه‌های هدف به دقت بایستی شناسایی شوند و بر اساس شناسایی این گروه‌ها پرداخت‌ها صورت پذیرد و فراموش نکنیم که هدف اصلی اجرای طرح هدفمند کردن یارانه کمک به اقشار آسیب‌پذیر و کم‌درآمد جامعه است و ان‌شاءاله با اجرای صحیح امور، هدف اصلی نیز محقق خواهد شد.

...

اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه - مترجم: حسن زنگنه

بوشهر ـ پنجم ژوئیه 1908
1ـ سردبیر روزنامه مظفری در روز بیست و نهم ماه گذشته بوشهر را با کشتی پُست به مقصد بمبئی ترک گفت. یک روز بعد از عزیمت سردبیر، حکمران دستور اعدام او را از تهران دریافت کرد. لذا حکمران به تهران تلگرافی پاسخ داد که این دستور خیلی دیر رسید و او بوشهر را به مقصد هند ترک کرده است.
2ـ دریابگی در روز بیست و نهم تلگرافی از شاه دریافت کرد که به او دستور داده شده بود تا اعضاء انجمن را به شدت تحت نظربگیرد. لذا رئیس انجمن محلی خود را در خانه زندانی کرده و آفتابی نمی‌شود.
3ـ مبارزان سیاسی شیراز تلگرافی به بوشهر فرستاده و گفته اگر همه مردم مرده و بی‌تحرک باشند باز هم باید از آنها خواسته شود تا انجمن را بازگشائی کنند. این تلگراف با این حکم سید عبدالحسین لاری، که گفته همه کسانیکه بخاطر آرمان ناسیونالیستی کشته می‌شوند، مثل این است که در «جهاد» جان باخته‌اند، پایان یافته است.
4ـ گزارش شده که ظل‌السلطان به تهران فراخوانده شده و آصف‌الدوله جای او را در شیراز خواهد گرفت.
5ـ دریابگی کماکان تفنگچی را جمع آوری می‌کند و اکنون بین 200 الی 300 تفنگچی گرد آورده است. گزارش محلی‌، می‌گوید که این تفنگچی ها قرار است با انگلیسی‌ها به نبرد پردازند!
6ـ «هربانسون» نماینده تجارتخانه‌ وانکهوس و شرکاء در بحرین با کشتی «آفریقا» وارد بوشهر گردید و بعد ازدو روز توقف با همین شناور به بحرین برگشت. دیدار او از بوشهر احتمالاً در ارتباط با دعاوی تجارتخانه‌گری پل علیه خط کشتیرانی هامبورگ ـ آمریکا است.
7ـ ورود روزنامه حبل‌المتین به داخل ایران ممنوع شده و حکمران تمام نسخه‌های موجود در اداره پست را ضبط کرده است. «اطلاعات محرمانه تجاری»
8ـ کشتی «گالی سیا» وابسته به خط کشتیرانی هامبورگ ـ آمریکا در روز سی‌ام ژوئن از بصره به بوشهر برگشت و در همان روز این بندر را به مقصد هامبورگ ترک کرد. کالاهائی که این شناور در بوشهر بارگیری کرد عبارتند از: 48 صندوق تریاک، 45 صندوق انغوزه، 10 صندوق گلاب، 8 عدل قالی و سه عدل امحاء و احشاء.
ا . پی . تری ور
معاون اول نماینده سیاسی (مسؤول وظائف جاری)

...

هـواداری که عاشق بارسلون اسـت

امیرحسین صداقت 8 سال دارد و کلاس دوم ابتدایی است.
با این سن کم چنان با توپ فوتبال کار می‌کند که انگار سال‌ها تجربه‌اندوزی کرده.
این‌قدر به تیم بارسلون اسپانیا علاقه دارد که پدرش را مجبور کرده که تمامی دکور اتاقش از وسایل بارسلون باشد.
پیراهن و شورت ورزشی، حوله، توپ، لیوان، حتا پرچم تیم مطرح اسپانیایی فضای خانه‌شان را پر کرده است.
این کوچولوی دوست‌داشتنی عاشق بارسلون است.

...