مدتی بود که قصد داشتم از وضعیت ظاهری شهر، محلات، کوچهها و خیابانهای شهر بوشهر عکس تهیه کنم. روز جمعهی هفتهی گذشته دوربین را آماده کردم و از منزل بیرون آمدم. از همانجا شروع کردم. لجنزارها و علفزارها در کوچه و پسکوچههای شهر، آبهای کثیف در کوچهها، بوی بد و آشغالهای موجود در کنار اصلیترین بزرگراه شهر (بزرگراه طالقانی ـ صلحآباد) بیداد میکرد. فکر میکردم با یک ساعت عکس گرفتن، میتوان از همهجای شهر عکس گرفت، ولی متوجه شدم باید هر محلهی بوشهر را به چند قسمت تقسیم کرد و در شمارههای مختلف نشریه چاپ کرد.
و اینک بزرگراه طالقانی و محدودهی فضیلت به عنوان اولین قسمت و بخش اول چاپ میشود. ببینید که مدیریت شهرداری، چگونه کوچهها و خیابانهای اصلی شهر را فراموش کرده است!
برگزاری مراسم گرامیداشت استاد منوچهر آتشی در زادگاهش "دهرود"
عصر روز جمعه مورخه 18/9/84 مراسم با شکوهی از طرف مردم بخشهای ارم و بوشکان در گرامیداشت چهرهی ماندگار شعر و ادب ایران استاد منوچهر آتشی در زادگاهش دهرود برگزار گردید.
این مراسم با تلاوت کلاما... مجید آغاز شد.
سپس "ناصر غلامی" از شاعران و نویسندگان حاضر در مراسم جهت شعرخوانی و سخنرانی دعوت به عمل آورد.
اولینشاعریکه به قرائت شعر پرداخت "اسکندر احمدنیا" بود و سپس همراه دیرین استاد منوچهر آتشی، "ایرج شمسیزاده" مجلس را با سخنان خود شوری دیگر بخشید.
بعد از ایشان "محمود خواجه" دربارهی زادگاه استاد و وابستگی ایشان به منطقه، بیاناتی ایراد نمود.
"خورشید فقیه" یکی از شخصیتهایی که در انتقال پیکر استاد به بوشهر نقش بسزایی داشت، سخنران بعدی بود.
سپس "قدرتا... رحیمی" به سخنرانی پرداخت.
آنگاه توسط "یوسفی" پیامی از طرف انجمن ادبی فاریاب قرائت گردید و بعد از آن از رضا معتمد، علی هوشمند، مرتضی زندپور، نوذر فولادی و تعداد دیگری از شاعران مطرح استان جهت شعرخوانی دعوت به عمل آمد.
مراسم با سخنرانی ارزشمند و تأثیرگذار حجتالاسلام "علی جوادیان" روحانی منطقه پایان یافت.
به بزرگان خود احترام بگذاریم
حسین رویینتن
بیشک یکی از نشانههای غیرقابل انکار هویت و صلابت و اهمیت یک قوم، کشور، سرزمین و ملت، وجود آثار فرهنگی و تاریخی است. امروزه ثبات و نماد تمدن یک قوم و منطقه، وجود انسانهای فرهیخته، دانشمند و ادیب آن مرز و بوم میباشد.
وجود رهبران فکری و فرهنگی و علمی و آثار تاریخی، عمارتهای قدیمی، عتیقهجات، آثار تاریخی همه و همه از موارد مهمی است که نقش برجستهی یک کشور را متجلی میکند، امروزه روی همین فاکتورها و اسناد، ریشهی قدمت یک قوم و کشور را شناسایی میکنند.
جابربنحیان، خواجه عبدا... انصاری، کاشفالفطا، ابوعلیسینا، ابوریحان بیرونی، خواجهنصیرالدین طوسی، زکریای رازی و… حضرت امام خمینی (ره)، دکتر محمد مصدق، دکتر علی شریعتی و خیل فرهیختههای دیگر که بضاعت فکری نگارنده عاجز در ادای دین در شناسایی و به قلم کشیدن آنان است، برای ملت مسلمان ایران سندهای اقومی است برای افتخار و به خود بالیدن. مضاف بر آن آثار تاریخی مثل تخت جمشید (پرسپولیس)، پاسارگاد، غار علیصدر، منارجنبان، حمام فین کاشان، ارگ بم و… و اینها نیز میتواند سندی قوی برای بزرگی و قدمت یک دیار باشد. اگر امروز در تاریخ ما "مغول" ملعون و غارتگر و چپاولگر و جانی و شیاد و پستفطرت جلوه دارد، فقط و فقط به این دلیل است که به غارت آثار تاریخی یک ملت و به کتابسوزی و نفی هویت پرداخته است و جدا نیست در این راستا آثار و افراد منطقهای برای مردم آن دیار، مثلاً امروزه دیار تاریخی استان بوشهر دارای انسانهای فرهیختهای در زمینههای علمی، فکری، فرهنگی، سیاسی و مبارزاتی بوده که بیشک ما مردم این استان از وجود سترگمردانی مثل آیتا... حاج سیداسماعیل مهدی، آیتا... مزارعی، آیتا... شیخ محمدحسین مجاهد برازجانی، حاج سید عبدا... بهبهانی، آیتا... حاج سیدجواد مهدی مرتضوی، آیتا... بلادی، محمدخان دشتی، غضنفرالسلطنه برازجانی، سیدمحمدحسن نبوی بوشهری، شیخ حسین چاهکوتاهی، زایرخضرخان اهرمی، خالوحسین دشتی، سردار دلاور گیسکانی، رئیسعلی دلواری، شهید صادق گنجی و تمام سرداران شهید دفاع مقدس کشوری و استانی و در نهایت استاد منوچهر آتشی، همه و همه ریشههای مفاخر مردم این دیار و سرزمیناند که باید از شخصیت و منش اینان پاسداری شود و در تکریم آنان و بزرگداشت آنان مجالس و محافل و جشنوارهها راه انداخت و راه و آرمان آنان را زنده نگهداشت.
زندهیاد استاد منوچهر آتشی، چهرهی ماندگاریست که در حوزهی ادب و هنر و شعر و سرود، سبک و شیوهیی ویژه ابداع کرد که "نیمای دوم" نام گرفت. او چهرهی ماندگاری است که به زادگاهاش و شهرش، استاناش و منطقهاش و مردماش خدمت کرد و نام دیار خود را بر زبانها و کتابها و قلمها انداخت و شرف شعور و فرهنگ دیارش شد.
در همین راستا از مردم استان انتظار دارم روشن فرمایند که چقدر برای مفاخر خودشان ـ که قبلاً ذکرشان رفت ـ ارزش قائلند و چقدر برای پاسداری از آنان حاضر به هزینه کردن هستند. در این قسمت بیشترین توقع را از مردم فرهنگدوست، روشنفکر و نیکاندیش و قدرشناس بوشهر دارم.
آنان حتماً از طریق رسانههای خبری و مطبوعات باخبر شدهاند که رهیافتهی آنان به مجلس شورای اسلامی که قاعدتاً باید با تعهداتی که داده و دارد پاسدار فرهنگ و حقوق مردم کشور به ویژه حوزهی انتخابی خود باشد در مورد یکی از چهرههای ماندگارشان یعنی زندهیاد استاد منوچهر آتشی چه اظهارنظری فرموده و چگونه برادر فرزانه و فرهنگدوست یعنی رئیس سازمان صدا و سیما را مورد خطاب قرار داده که : آتشی در قد و قوارهی چهرهی ماندگار نبوده و چرا در حق مردم استان بوشهر و شهر بوشهر دست به یک حرکت بیجا زده؟!!
نگارنده در همین جا ضمن اینکه قبلاً یکی از منتقدان سرسخت صدا و سیمای جمهوری اسلامی بودهام و اکنون با آمدن برادر "ضرغامی" رضایت نسبیام به دست آمده، از ایشان به پاسِ این حرکتِ ارزشمدارانه و در تکریم مردم این دیار با انتخاب شایستهی استاد منوچهر آتشی در پنجمین دورهی چهرههای ماندگار قدردانی مینمایم و امیدوارم در کارهایشان برای موفقیت نظام موفق باشند.
اینک انتظار داریم مردم غیور بوشهر دیلم و گناوه از نمایندهی خود توضیح لازم و قانعکننده بخواهند. این انتظار زیادی برای پاسخگویی "رهیافته" نیست.
بودجه 250 میلیونی و زمین چمن استادیوم خارگ
رضا علیپور
بدون مقدمه وارد اصل مطلب میشوم. بعد از کش و قوسهای فراوان و نبود امکانات ورزشی برای جوانان بومی خارگ و تبدیل شدن زمین چمن استادیوم شهید ملاحزاده به زمینی خاکی که قابل استفاده نبود، ولی در عوض شرکتهای نفتی دارای سالنهای ورزشی و امکانات فراوانی بودند و جوانان بومی، محروم از این همه نعمت که متعلق به همه بود. به هر حال مسؤولین تربیت بدنی استان تصمیم گرفتند که ورزشگاه را بسازند، با پیگیری ریاست محترم شورا و نمایندهی شورای عالی استان آقای داربویی و دیگر اعضاء شورا این مهم اتفاق افتاد، البته نقش نمایندهی فعال استان آقای "دادفر" که واقعاً زحمات بسیاری جهت تکمیل پروژههای خارگ متحمل شدند، چشمگیر بود و جای تشکر ویژه دارد. با این پیگیریها 100 میلیون تومان از طرف دفتر ریاست جمهوری وقت ـ جناب آقای خاتمی ـ به این ورزشگاه اختصاص یافت و 100 میلیون تومان هم از دفتر مقام معظم رهبری و گویا 50 میلیون تومان هم از بودجه استان به این پروژه کذایی اختصاص یافت و پیمانکار آن مشخص و شروع به کار نمود که در همان ابتدا اعتراضات مردمی و ورزشکاران مبنی بر اینکه کار از نظر کارشناسی مورد تأیید نمیباشد، را در پی داشت، ولی توجهی از طرف مسؤولین امر نشد و کار هم نیمهتمام رها گردید تا اینکه استاندار محترم وقت آقای مهندس تبادار که واقعاً دلسوزانه برای استان کار کرد، وقتی به خارگ سفر نمود بازدیدی از این پروژهی نیمهتمام داشت که در همان محل با مدیر کل تربیت بدنی تماس تلفنی برقرار نمود و خواستار تسریع در کار گردید. بعد از گذشت 6 ماه در تابستان بذر چمن را پاشیدند، باز مورد اعتراض قرار گرفت که در تابستان نباید چمن کاشته شود، همچنین ناهموار بودن زمین، مشکلی بر مشکلات دیگر افزوده است. ولی با بیتوجهی مسؤولین تربیت بدنی مواجه شده است.
اما ادامه قضیه به اینجا ختم نشد که با گذشت نزدیک به یک سال، چمنها از بین رفتهاند و باز زمینی نیمهخاکی و ناهموار که واقعاً هر کسی که الفبای فوتبال هم بلد نباشد از این بیعدالتی و هدر رفتن بودجهی جوانان خارگی گلهمند میشود و همین قضاوت را میکند که اجحاف شده است و زمینی ناهموار و نیمه خاکی نمایان است. مردم خارگ، خواهان پیگیری این قضیه هستند که چرا پیمانکاری که در این رشته تخصص نداشته است به کار گرفتهاند، و چرا نظارت دقیق از طرف کارشناسان تربیت بدنی استان اعمال نشده است و بودجه مردم محروم خارگ را به هدر دادهاند؟ مردم خواهان بازپس گیری بودجه یا کار مجدد هستند.
در پایان به این ضربالمثل بسنده میکنم و به خدای بزرگ میسپارمتان: عمارت بزرگ را از سایهاش و مردان بزرگ را از سخنانشان میتوان شناخت.
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1908 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت پنجاه و نهم مترجم: حسن زنگنه
بوشهر
بیست و سوم اوت 1908
1ـ ناوجنگی « لپ وینگ» در روز هیجدهم از بحرین وارد بوشهر گردید و دوباره در روز بیست یکم بمنظور بارگیری ذغال این بندر را به مقصد بحرین ترک گفت.
2ـ ناو جنگی «اسفینکس» در روز بیستم از بصره وارد بوشهر گردید و در روز بیست یکم به مقصد کویت بادبان افراشت.
3ـ اعتضاد دفترـ مستوفی ـ در روز شنبه در حالیکه صفر علی خان ـ نایب حکمران سابق لنگه ـ و حاجی محمد خان ـ نایب حکمران سابق بندرعباس ـ او را همراهی می کردند رهسپار تهران گردید.
4ـ شاه به دریابگی تلگراف زده و از او خواسته تا مبلغ 20000 تومان بپردازد. حکمران در پاسخ به عرض رسانیده که او اخیراً عایدات سال گذشته را پرداخته و اکنون نمی تواند این مبلغ را وصول کند . در بوشهر شایع است که تعدادی افراد از جمله صادق الممالک قیمت پیشنهادی خود را برای سمت حکمرانی بنادر اعلام کرده اند و لذا موقعیت دریابگی به نظر میآید که تاحدودی متزلزل شده است. معین التجار به دریابگی کمک می کند و احتمالاً او از این مخمصه جان سالم بدر خواهد برد.
5ـ نظر به این که شجاع الممالکـ فرمانده توپخانه ـ از نایب حکمران لنگه آزرده خاطر شده است، لذا او تعدادی از توپچیها که با نایب حکمران نسبت داشتند از کار بر کنار کرده و بجای آنها توپچیهای تنگستانی تحت امر محمد بموناـ از رؤسای تنگستان ـ به کار گرفته است. علت آزردگی خاطر او از نایب حکمران این بود که او فرزند شجاع الممالک را به خاطر تیراندازی به طرف یکی از نوکران جمشیدیان بازداشت کرده بود.
6ـ اسقف ارامنه بوشهر که روز سه شنبه گذشته رهسپار شیراز گردید در کنارتخته به علت گرمازدگی دیده از جهان فرو بست. ضمناً مرگ و میر زیادی به علت گرمازدگی در شهر روی داده است.
«اطلاعات محرمانه تجاری»
7ـ کشتی «ساوویا» وابسته به خط کشتیرانی هامبورگ ـ آمریکا در ساعت 9بامداد روز پانزدهم از هامبورگ وارد بوشهر گردید و در ساعت 4 بعدازظهر روز بیست و یکم رهسپار بصره گردید. این شناور تعداد 1500 کیسه شکر بلور محصول روسیه در بوشهر تخلیه کرد.
ا . پی . تری ور
معاون اول نماینده سیاسی
(مسؤول وظایف جاری)
زندگی و آثار منوچهر آتشی شاعر بلندآوازه معاصر
گردآورنده: محسن دلواری
استاد منوچهر آتشی در روستای "دهرود" دشتستان دیده به جهان گشود. در تاریخ تولد وی روایات مختلفی وجود دارد. مادرش میگوید 1312 و شناسنامه بر دوم مهرماه 1310 گواهی میدهد. مادرش "پری" خانزاده بود و از سادات با فرهنگ و باسواد و پدرش "محمدجعفرخان آتشی" مردی باذوق و دوستدار شعرهای فایز بود. زمانی که پدرِ او را از دشتستان به ارومیه تبعید کرده بودند، خانواده مدام از صدای چکمهی سربازان در اضطراب و کابوس به سر میبردند. باری مادر با شروههای فایز و لالاییهای جنوب، منوچهر را به خواب میبرد. در ایام کودکی پیرامونش بیشتر صدای پژواک شروه و شعرهای فایز بود:
بلندی سیر عالم میکنم من/ به جای عیش ماتم میکنم من/ رفیقان دور فایز جمع گردید/ که فردا دردسر کم میکنم من
با این احوال معلوم است که طفل با چه روحیهای پرورش مییابد. درخانهی آتشی، پس از قرآن کریم، دو کتاب که جنبهی قدسی و معنوی داشت اول دیوان حافظ بود. و دیگری دفترچهای که پدر، اشعار واقعی و اصیل فایز دشتی را به خطی خوش نوشته بود.
تعطیلات تابستانی فرصت خوبی بود تا کار شعر را جدی بگیرد. کارنامهی اول دبیرستان را از دبیرستان "سعادت" گرفت.
وی از کودکی با شعرهای فایز و حافظ انس و الفت داشت و این اشتیاق باعث شد که دیوان شعرای کلاسیک و معاصر را با کنجکاوی دنبال کند. غرق در مطالعهی دیوان رودکی بود که دفترش را گشود تا رباعی دلنشینی یادداشت کند. وسوسهیِ شعرهای عاشقانهی فایز او را رها نمیکرد، با او گفتوگو داشت و با پری او احساس آشنایی میکرد. دوست داشت که شعر مفصلی برای فایز و عشق پری و دربهدریهای او بسراید و آن را "چند و چونی با فایز" بنامد. طرح کلی شعر را ترسیم کرد و از عشق پری و بیوفایی پری و بیمهری مردم و زمانهی دونپرور و درد هجران و رنج زندگی برای فایز سرود.
مهرماه 1330 از دبیرستان سعادت کارنامهی سیکل اول گرفت. مقدمات نامنویسی در دانشسرای مقدماتی شیراز فراهم شد و بایستی به شیراز میرفت. وداع با خانواده، قلباش را به درد آورد. آخر این نخستین سفر دورش بود. سه نفر از دوستانِ هم مدرسه همراهش بودند. حساب کرد که پا به بیستمین سال عمر میگذارد. سه سال دیگر که دیپلم میگرفت نوبت معلمی وی بود.
حالا در شیراز، دسترسی به کتابهای بیشتری داشت و شبها هم در خوابگاه فرصت کافی برای مطالعه داشت که میبایست "شعر" را جدیتر دنبال کند. او ماهنامهی ادبی "سخن" میخواند. تقریباً همیشه شعرهای نادرپور، فریدون توللی و فریدون مشیری و گاهی شعر دکتر پرویز ناتل خانلری و دکتر مجدالدین میر فخرایی را میخواند. تکلیفش را با خودش روشن کرد: «تاریخ ادبیات این ملک پس از "فایز دشتی"، "فایزبوشهری" نمیخواست. در کشوری که حافظ و سعدی داریم غزلسرایی چنگی به دل نمیزند و اذهان نوجو را راضی نمیکند. دنیا، دنیای سرعت است. قصاید مطول را باید در کجاوه خواند. بایستی شعر تازه سرود، بایستی کسوت نو برگزید. فکر و احساس نو را نمیباید در قالب کهنه سرود. شعر این روزگار بایست فشرده و لب کلام باشد. امروزه باید در تعریف شعر قدیم بررسی نواندیشانه شود. نوآوری نیما یوشیج در افسانه را بایست پی گرفت و متحول کرد. چند نفری در این راه گام برداشتهاند من رهروی هستم که راهی سخت و دراز در پیش دارم.»
شیراز سالِ 30، آرام نبود. تب ملی کردن صنعت نفت و مبارزات ضد استعماری دکتر محمد مصدق جریان داشت. در گاهِ مبارزات مصدق و جبهه ملی و حزب توده، دو جناح مختلف شعرهای سیاسی منتشر میکردند که بیشترین شعرها سرودهیِ سیاوش کسرایی، هوشنگ ابتهاج و احمد شاملو بود. اما آتشی رغبتی به شعر سیاسی نداشت. او زادهی کوهپایهی دهرود و طبیعت جنوب بود. دفتر شعر "ریشههای شب" را آمادهی چاپ داشت. پس از اتمام دانشسرا به بوشهر برگشت. اتوبوس که به بوشهر رسید، نفس عمیقی کشید و زیر لب زمزمه کرد: «دو سال غریبی و غربت هم با همه خوبیها و بدیهایش به سر آمد»
غم غریبی و غربت چو بر نمیتابم/ به شهر خود روم و شهریار خود باشم
روز اول مهرماه 1332 قدم به کلاس گذاشت. در همین سال، شعرهای نوآورانی در مجلههای هفتگی "فردوسی"، "روشنفکر" و "سپید و سیاه" منتشر میشد. مانند شعرهای "فروغ فرخزاد"، "نصرت رحمانی" و غیره. در همان زمان شعر "خنجرها، بوسهها و پیمانها" در مجلهی "روشنفکر" به چاپ رسید که سر و صدای زیادی به راه انداخت. در سالهای 34 و 35 دبیر دبیرستان پهلوی بوشهر بود. تابستان 1335 فرا رسید و او راهی تهران شد. برای مجلهها دفتری از شعرهای تازهاش را سوغات برده بود. قصد داشت که پیش ازدیگران به دیدار "فریدون مشیری" که دبیر صفحهی شعر مجله "روشنفکر" بود، برود که مشیری پس از دیدن این شاعر بوشهری مثل ترقه از جا پرید و باشور و اشتیاق او را در آغوش گرفت و کلی تعریف و تمجید کرد.
اولین شعری که آتشی به چاپ رساند شعر "مار" در مجله فردوسی و پس از آن "اسب سفیدوحشی" در سال 33 تا 35 بود. آتشی پس از سه سال آموزگاری تصمیم گرفت که به دانشگاه برود اما برای شرکت در کنکور، دیپلم کامل متوسطه لازم بود. در سال 36 به شیراز رفت و در امتحان متفرقه شرکت و دیپلم ادبی گرفت. در سال38 "آهنگ دیگر" زیر چاپ رفت که در آن زمان غوغایی به پا کرد:
حافظ نیم تا با سرود جاودانم/ خوانند یا رقصند ترکان سمرقند/ ابن یمینم پنجهزن در چشم اختر/ مسعود سعدم روزنی را آرزومند.
سعدی بماناد/ کز شعلهی نام بلندش نامها سوخت/ من
میروم تا شاخهی دیگر بروید/ هستی مرا این بخشش مردانه آموخت.
چشمانداز آتشی در اغلب شعرهایش، اسب و عناصر طبیعت است، طبیعتی که در وجود او به ودیعه گذاشته شده بود:
خوشید بارها به گذرگاه گرم خویش/ از اوج قله بر کفل او غروب کرد/ مهتاب بارها به سراشیب جلگهها/ بر گردن بسترش پیچیده شال زرد/ کهسار بارها به سحرگاه پر نسیم/ بیدار شد زِ هلهله سُمّ او زخواب.
در "آهنگ دیگر" شعرها در قالبی حماسی، حدیثی تراژیک را بیان میکند. آتشی با انتشار این شعرها به ما نوید میدهد که شاعر توانایی در شعر مدرن است. هماهنگی قالب و محتوا و زبان درخور و ساختار کامل دایرهای و معماری افقی و عمودیست و خود بر این باورست که شعرهایش حقیقت تراژیک دارند و زبان درامگونه.
اگرچه به ظاهر حماسیست این خصیصه را مدیون نقالان و خوانندگان روستایی شاهنامه است که از کودکی شنیده و تأثیر فراوان بر او گذاشته است.
آتشی در کنکور دانشسرای عالی تهران شرکت کرد و پذیرفته شد. در اواسط شهریور ماه 39 به تهران آمد تا دورهی چهارسالهی دانشسرای عالی تهران را بگذراند و لیسانس ترجمه بگیرد. بیش از سه سال بود که در تهران میزیست. در تهران
با اغلب شاعران در تماس بود، مثلِ نادرپور، براهنی، فروغ، رحمانی. شاعران دربارهی آتشی نظرهایی داده بودند؛ سپانلو گفته بود که: آتشی صاحب یک رمانتیسم مردانه است. شاعریست خدمتگزار و پاسدار فرهنگ و وجدان ملی.
آتشی سرانجام، در سال 1343 از دانشسرایعالی تهران دانشنامه گرفت و در دبیرستان شروع به تدریس کرد. در سن 35 سالگی ازدواجکرد و "برگزید حلقهی بخت خویش".
سپس مجموعهی "آواز خاک" را آماده کرد و به انتشاراتی نیل سپرد. "آواز خاک" با اقبال جامعه شعر معاصر روبرو شد.
آتشی با همسرش سه سال در بوشهر زیستند و بعد بنا به تقاضای همسرش به قزوین رفتند. چون لیسانسه زبان انگلیسی بود به ناگزیر بیشتر انگلیسی تدریس میکرد. بنا به تقاضای خودش بنا شد که هفتهای چهار ساعت ادبیات فارسی تدریس کند.
در قزوین در فرصتی که داشت کتاب "فونتامارا" نوشته اینیاتسیوسیلونه را ترجمه کرد و بعد "جزیرهی دلفینهای آبی" اثر اسکات اودل ترجمه بعدی وی بود. بعد از پنج سال که خارج از تهران خدمت کرد به تهران بازگشت. در سال 1348 دیدار در فلق را آماده چاپ کرد. در تهران برای رادیو و تلویزیون قصهی شب مینوشت و همچنین در مجلهی تماشا قلم میزد و در سال 1349 با ناصر تقوایی یکی از کارگردانان خوشاندیش فیلم "آرامش در حضور دیگران" را بازی کرد.
"آتشی" هنرمندی چندوجهی بود و علاوه بر شعر، ترجمه و روزنامهنگاری، در عرصهی تئاتر نیز حضوری ماندگار داشت و نمایشنامههایی نیز از وی به چاپ رسید. برخی مجموعههایِ شعرِ او عبارتاند از: وصف گل سوری، گندم و گیلاس، اتفاقِ آخر، زیباتر از شکل قدیمِ جهان، چه تلخ است این سیب و غزل غزلهای سورنا.
منوچهر آتشی پس از پنج دهه حضور درخشان و تأثیرگذار در عرصهی شعر و ادبیاتِ این سرزمین، در 29 آبانماه سال جاری ـ در اندکزمانی پس از تجلیل در مراسمِ "چهرههای ماندگار" ـ در بیمارستان "سینا" بدرود حیات گفت و در بوشهر جوار آرامگاه "شیخحسینخان چاهکوتاهی" آرام گرفت.
یاد و نامش گرامی باد
بیپولهای بندرنشین، میلیاردرهای جزیرهی کیش را با چهار گل بدرقه کردند
شاهین بوشهر 4 استقلال کیش صفر
گلها: حسین دشتی (15)، فلیکس خوجوئیان (35 مدافع حریف)، حامد نیکبخت (53 مدافع حریف) و اسماعیل حلالی (58)
داور: علیرضا فغانی
کمکها: مجید ویشگاهی و وحید فتاحی
اخطار: نیما کشتکار، وحید دانشطلب، حسین دشتی، رضا نظرزاده (شاهین) ـ رضا جلالی، حامد نیکبخت و نیما نجفزاده (کیش)
اخراج: حسین دشتی (3+90 شاهین)
تماشاگر: 6 هزار نفر
بهترین بازیکن: اسماعیل حلالی
ورزشگاه: شهیدبهشتی بوشهر
15 آذرماه 84
بازیکنان استقلال کیش: حمیدرضا بابایی، رضا جلالی، فیلیکس خوجوئیان، حامد نیکبخت، آتیلا حجازی، عبدا... قوسی (59 ـ حافظ دانیالی)، نیما نجفزاده (75 حمید فرد)، سیدحسین صالحی، حسین چریم (66 ـ مهدی طاهرحیدری)، ناصر شیردل
سرمربی: کریم بوستانی
بازیکنان شاهین: نیما کشتکار، عبدالرضا بازیاری، مختار چاهکوتاهی (85 ـ حمید محمدی)، عماد نبیپور، محمود خرمزی (50 ـ عارف زبیدی)، محسن زندهبودی (25 ـ وحید دانشطلب)، رضا نظرزاده، مسعود نظرزاده، اسماعیل حلالی، اسدا... توکلی و حسین دشتی (کاپیتان)
سرمربی: حمید کللیفرد
بوشهریها همیشه ثابت کردهاند در بدترین شرایط ممکن هم غیرت را با هیچ چیز عوض نمیکنند. بازی شاهین و استقلال نبرد جانانهای بود، نبرد میان فقیر و غنی، و طبیعیست در این میدان کسی پیروز است که از زور غیرت و تعصباش استفاده ببرد. در این بازی بوشهریهای بیپول و بدون اسپانسر مالی، بدون افاده، مردانه جنگیدند تا پیروز شدند. تیم کیش با یکی دو جین از بهترین بازیکنان اسمی کشور در حالی در برابر شاهین بوشهر قرار گرفت که نماینده بوشهر از مشکلات مالی رنج میبرد و هنوز بلاتکلیف و چشمانتظار آینده و مساعدت مسؤولین استان است. قضاوت این دیدار به عهده سه داور جوان تهرانی بود که میتوان گفت چنین دیدار سنگینی برای این داوران، بزرگ بود. در هر صورت شاگردان کللیفرد در یک روز به یاد ماندنی در حالیکه چند هفته قبل هم 60 دقیقه در برابر کیش بازی کرده بودند و به علت بارندگی و رعد و برق، بازی نیمهکاره ماند، بار دیگر به مصاف همدیگر رفتند. شاهینیها همانند آن بازی اینبار هم تهاجمیبازیرا شروع نمودند که مزد زحمات خود را در دقیقه 15 با سانتر تند و تیز محمود خرمزی در بهترین مکان و روی سر حسین دشتی کاپیتان محبوب شاهین قرار گرفت و دشتی با ضربهی سر زیبایی تور دروازهی استقلال کیش را به لرزه درآورد تا با گلش دوستداران و هواداران شاهین را به وجد آورد. بعد از گل، شاهینیها با میدانداری حلالی و فرارهای سرعتی برادران نظرزاده، توکلی و دشتی باعث شد که مدافع خارجی استقلال، خوجوئیان دروازهی خودشان را به اشتباه باز کند. این گل از هوشیاری نظرزاده به دست آمد. سانتر مواج رضا نظرزاده با برخورد به پاهای فیلیکس درون دروازه بابایی جای گرفت. نیمه اول با دو گل متوالی به نام شاهین در فترچه کوچک داور ثبت شد و حالا انتظارها از شاهین بالا رفته بود.
نیمه دوم فریادهای گوشخراش تماشاگران و نوید گلهای دیگر به اردوی کیشیها وحشت انداخته بود. ناصر شیردل و آتیلا حجازی در میانه میدان استقلال کیش توسط اسماعیل حلالی به هیچکاره تبدیل شده بودند. مسعود نظرزاده در دقیقه 50 میخواست گل بزند، ولی دروازهبان استقلال، طی دو مرحله، شوت دیدنی مسعود را دفع میکند. دقیقه 53 حامد نیکبخت مدافع حریف در نقش مهاجم شاهین بازی میکند و گل سوم بازی را به نام خودش به ثبت میرساند، حمله دستهجمعی بازیکنان شاهین و ارسال توپی توسط دشتی داخل محوطه جریمه استقلال با کمانه کردن توپ به پای نیکبخت برخورد میکند و کاری از بابایی هم ساخته نبود تا بازیکنان شاهین خوشحالی بررهای از خودشان دَروَکنند. شاهینیها اگر همیشه اینگونه بازی کنند ـ هم در کار گروهی و هم در گلزنی ـ میتوانند لیگ برتری شوند. دقیقه 58 مرد همهکاره زمین اسماعیل حلالی از فاصله 25 متری شوتی سنگین و دیدنی روانه دروازهی استقلال کیش کرد که کاری از دست بابایی برنیامد و برای چهارمین بار تور دروازهی کیش تکان خورد تا در یک روز خوب شاهین بوشهر بندرنشینهای بیپول، میلیاردرهای جزیره کیش را با چهار گل بدرقه کنند و به عنوان تیم اول گروه خود در جدول ردهبندی قرار گیرند.
در حاشیه بازی
اتحاد بین تماشاگران شاهین و ایرانجوان دیدنی بود.
بوستانی سرمربی کیش یک لحظه داور کنار (اول) را رها نمیکرد و جهت آفسایدگیری خط میداد.
دو بازیکن بوشهریِ کیش، قوسی و فرد با دسته گل به سمت نیمکت شاهین رفتند.
درگیری یکی از اعضای هیأت فوتبال با داور داخل سالن سمت رختکنها دیدنی بود.
درگیری کمکمربی شاهین با یک خبرنگار و حرفهای نه چندان خوب این مربی پیشکسوت، توهینی به تمام خبرنگاران بود که اگر این حرکت دوباره تکرار شود هیچ نشریهای خبرهای ورزشی را گزارش نمیدهند.
فوتسال بزرگسالان استان زیر گامهای جوانان توحید بوشهر
مسابقاتفوتسالقهرمانیاستان در دوگروه 4و5تیمیبرگزارگردیدکه درنهایت چهار تیم توحید بوشهر و وحدت جم از گروه الف و دریادلان برازجان و پرسپولیس اهرم از گروه ب به مرحله نیمهنهایی راه یافتند. در مرحلهی نیمه نهایی و در روز سهشنبه 15 آذرماه ابتدا توحید بوشهر با نتیجه 4 بر صفر پرسپولیس اهرم را شکست داد و سپس دریادلان برازجان در دیداری نفسگیر 4 بر 3 وحدت جم را برد تا چهرهی فینالیستها مشخص گردد.
در دیدار ردهبندی که در همان روز برگزار گردید پرسپولیس اهرم موفق به شکست وحدت جم شد تا به مقام سوم این رقابتها دست یابد و در دیدار فینال تیم خوب و جوان توحید با شایستگی و با نتیجه 4 بر 2 دریادلان برازجان را شکست داد تا رضا غریبی و جوانانش در سال 84 به چهارمین قهرمانی و شگفتی پیاپی دست یابد.
این حرکت توحید بوشهر که با تیم جوانانش در مسابقات استان شرکت کرده بود بسیار قابل تقدیر است و یک آفرین ابتدا باید به مدیریت این باشگاه و سپس مربی و بازیکنان فوتسال این تیم گفت.
برای این تیم در مسابقات زیرگروه کشور آرزوی موفقیت میکنیم.
نتایج تیم توحید بوشهر از شهرستان تا قهرمانی استان:
توحید 4 نادری 2 * توحید 4 جم 3 * توحید مقاومت 5 * توحید 7 فجر 1 * توحید 6 جنوب 2 * توحید 4 قائم 2
گروه الف مسابقات:
توحید بوشهر 9 وحدت جم 1
توحید بوشهر 4 دیر 4
توحید بوشهر 8 پاس برازجان 1
نیمه نهایی:
توحید 4 پرسپولیس اهرم 0
فینال:
توحید 4 دریادلان برازجان 2
آمار بازیهای تیم توحید:
بازی برد باخت مساوی زده خورده امتیاز
12 10 ـ 2 59 23 32
بازیکنان تیم توحید بوشهر: سعید مفتخر ـ عادل آبرخت ـ عباس برزن ـ عیسی ادهمی ـ رضا دموخ ـ عبدالحسین ظریفآزاد ـ مجید ملاییحسینآبادی ـ رضا سینایی ـ محمدعلی ایزدپناه ـ محمد پورحیدر
مربی: رضا غریبی
سرپرست: حسن کرمیآزاد
استاندار محترم بوشهر! نیمنگاهی هم به ورزش بسکتبال بوشهر بیندازید
بسکتبال نیز ورزش است، ورزشی جذاب و پرانرژی، ورزشی پرنشاط و پرشور، بسکتبال بوشهر با حمایت "راستی" مسؤول هیأت زحمتکش و خستگیناپذیر، حرفهای بسیاری برای گفتن دارد.
فرصتی دست داد تا سری به سالن تمرین بسکتبال شهر بوشهر بزنیم و با چند چهرهی زحمتکش این ورزش بیشتر آشنا شویم. برایمان بسیار جالب بود که رئیس هیأت، خودش خردسالان و نوجوانان بسکتبالیست را آموزش میداد. الفبای ورزش بسکتبال را چنان دقیق و مو به مو توضیح میداد که خردسالان علاقهمند تمامی نکات لازم را فرا میگرفتند. توپ سنگین بسکتبال در آغوش نوجوانان همانند پَرِکاهی میماند. جمع کردن اینهمه بچه خردسال و نوجوان کار بسیار مشکلی است ولی این مَرد ورزشدوست و ورزشکار از خستگی باکی نداشت. "راستی" مردی راستقامت بود. مردی دلسوز برای ورزش بسکتبال؛ مشکلات مالی که در بوشهر همهی ورزشها از آن مینالند، مشکل اصلی ورزش بسکتبال بوشهر است. هزینهی این ورزش همانند فوتبال میلیاردی نیست، آنها با میلیون میتوانند نام بوشهر را در کشور فریاد زنند. یک سالن سرپوشیده دیگر احتیاجِ لازمهی این ورزش است. استاندار محترم جناب آقای افراشته! نیمنگاهی هم به ورزش بسکتبال بوشهر بیندازید و این ورزشکاران را دریابید.
بازیکنان تیم نوجوانان و جوانان بسکتبال بوشهر
میثاق مختاری ـ مجید پورصابری ـ علی سهرابی ـ حسین عمادی ـ روحا... پورآزاد ـ محمدمهدی شماستون ـ آدیوبرزن حفیظی ـ علیرضا رهنما ـ محسن نجفی ـ سید امیرحسین هاشمی ـ سیدعرفان علمبلادی ـ حسین پیردایه ـ سعید اکبری ـ نوید شفیعپور ـ میلاد شبانی ـ علی پورعلی ـ مجتبی حیلیفر ـ مسعود شبانی ـ علی خادمی ـ اسحاق بابایی ـ صادق شیرشکن ـ علیاکبر درخشانیان ـ محمدعلی کاویانی ـ وفا بوستانی
مربیان: مهران دشتستانینژاد ـ فرهاد جبارزاده
شنیدنیها
فرماندار گناوه و عطارزاده
شنیده شده است حیدرزاده فرماندار گناوه اظهار داشته: از ابتدای نمایندگی دورهی هفتم مجلس تاکنون آقای عطارزاده هیچگونه کمکی به حوزهی انتخابیه در سطح شهرستان گناوه نکرده است و به عنوان فرماندار، هیچگونه فعالیتی در سطح شهرستان گناوه از وی سراغ ندارم.
عدم اجرای تعهد توسط عطارزاده
شنیده شده است رئیس تربیتبدنی گناوه اظهار داشته: یک سال پیش آقای عطارزاده را به جمع نمایندگان تشکلهای ورزشی شهرستان گناوه دعوت کردیم و ایشان قول دادند که یک میلیون تومان به آنها کمک کند. از آن موقع تاکنون چندین بار تماس گرفتهایم و ایشان گفته است که من فقط حقوق خودم را دارم.
مینیبوس تربیتبدنی گناوه
شنیده شده است که حیدرزاده فرماندار گناوه چند ماه پیش یک دستگاه مینیبوس از وزارت کشور برای ایاب و ذهاب کارکنان تربیتبدنی و ورزشکاران گناوه تحویل گرفته بود. گفته میشود زمزمههایی برای پس گرفتن مینیبوس از تربیتبدنی پس از حیدرزاده شروع شده است.
فرمانداران احتمالی شهرستان دیر
شنیده شده است اسامی افراد زیادی در شهرستانها برای تصدی پست فرمانداری بر سر زبانهاست. گفته میشود در شهرستان دیر موضوع فرماندار شدن آقای قاسم ابراهیمی، عبداله بردستانی، مصطفی ابراهیمی، حسین چاهبندی، حمزه زبیدی، مصطفی علیپور، محمد شاکرزاده، سیدعلی هاشمی، رضا غفاری و مصطفی فخرایی و در شهرستان دشتستان آقایان دکتر رستمپور شهردار فعلی برازجان و محسنی شایعه شده است.
مدیرعامل جدید شرکت پالایش گاز فجر جم
شنیده شده است محمدکاظم بهمنی کازرونی معاون مدیرعامل شرکت به عنوان مدیرعامل جدید شرکت پالایش گاز فجر جم معرفی شده است.
هر 15 روز در خارگ
شنیده شده است استاندار بوشهر در سفر اخیرش به جزیرهی خارگ اظهار داشته: هر 15 روز یک جلسه در خارگ تشکیل داده و شخصاً در جلسه حضور خواهم یافت و یا در غیراین صورت معاون عمرانی استانداری را برای حضور در جلسه اعزام خواهم نمود.
استاندار بوشهر :دستگاههای اجرایی و متولیان، کار را با سرعت و جدیت دنبال کنند
به مناسبت 17 آذر سالروز ملی صادرات، همایشی در راستای حمایت از صادرات غیرنفتی در سازمان صدا و سیما با حضور ریاست سازمان توسعه و تجارت، استاندار بوشهر، رئیس اتاق بازرگانی و اعضای کمیسیون ماده 1 و ... برگزار شد.
در این جلسه استاندار بوشهر طی سخنانی با بیان مشکلات و ارایهی راهکارهایی به ریاست سازمان توسعه و تجارت، خواستار تسهیل و اعطای یارانه به بعضی از کالاهای صادراتی شد.
وی همچنین افزود: تقاضای من از دستگاههای اجرایی و متولیان امر، این است که کار را با سرعت و جدیت دنبال کنند که علاوه بر اصلاح قوانین صادرات در مجلس، شاهد رفع هرچه بیشتر مشکلات در استان هم باشیم.
افراشته در ادامه اظهار داشت: مردم بوشهر با توجه به مشکلات خواستار اختصاص اسکلهی صادرات، استفاده از صندوق حمایت از صادرکنندگان بدون وثیقه، کاهش نرخ سود بانکی و حمایت دولت و اعطای یارانه به بعضی کالاهای صادراتی و ... هستند.
انشاءا... شاهد عملکرد و راهکارهای مدیران جدید و دولت عدالتمحور باشیم.
در پایان رئیس اتاق بازرگانی گفت: منطقهی اقتصادی ایجاب میکند به منظور سرمایهگذاری و تسریع در رشد اقتصادی،
استرسهای تجاری به حداقل خود برسد و طبق تکالیفی که در برنامهی چهارم توسعه برای وزارت بازرگانی منظور شده تمامی دستگاههای اجرایی، ملی و استانی مکلفند در تدوین اسناد ملی، سهم ارتقاء بهرهوری و عوامل تولید و رشد مربوطه را تعیین کرده و راهکارهای لازم را برای تحقق آنها مشخص کند.
استان بوشهر؛ فاتح جشنواره منطقهای نمایش عروسکی اهواز
اولین جشنواره منطقهای نمایش عروسکی اعضاء و مربیان مراکز فرهنگی هنری کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان با حضور 12 گروه نمایشی از 5 استان جنوبی کشور شامل فارس، بوشهر، خوزستان، هرمزگان، کهگیلویه و بویراحمد از روز سهشنبه هشتم آذرماه، به مدت سه روز در شهر اهواز برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی کانون پرورش فکری کودکان و نوجونان استان بوشهر در این جشنواره، نمایشهای عروسکی "جینگ ور جینگ" از دیلم، "سفر به جنگل" از اهواز، "تنها یا باهم" از اهواز، "ماهی دم طلا" از اهواز، "حسنی کیه ته گل کنی" از هرمزگان، "کلوچه خوشمزه" از کهگیلویه و بویراحمد، "تبر" ازاستان فارس، "من کیام" از استان فارس، "قلم جادویی" از استان فارس، "دختر باغ آرزو" از ملاثانی، "من پلنگم" از شوشتر و نمایش عروسکی "لولی پرفایده" از بهبهان به رقابت پرداختند که در پایان، گروه نمایش عروسکی "جینگ ور جینگ" از استان بوشهر با کسب بیشترین امتیاز به همراه نمایش عروسکی "تنها با هم" از خوزستان و نمایش عروسکی "تبر" از فارس به جشنوارهی کشوری راه یافتند.
شایان ذکر است جشنواره سراسر نمایش عروسکی کمتر از 2 ماه دیگر در کرمانشاه برگزار میشود.
هفتهنامه نصیر بوشهر، این موفقیت بزرگ را به مسؤولین، مربیان و اعضای ارجمند کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان استان بوشهر تبریک گفته، توفیق روزافزون ایشان را از خداوند منان خواهان است.
اجرای313 پروژه در سطح استان بوشهر
به گزارش روابط عمومی فرمانداری بوشهر، جلسه کمیتهی برنامهریزی شهرستان بوشهر به ریاست حسن قائدزاده فرماندار و با حضور اعضاء با هدف بررسی اولویتبندی پروژههای پیشنهادی تملک داراییهای سرمایهای شهرستان بوشهر طی برنامه چهارم توسعه در محل فرمانداری تشکیل گردید.
فرماندار بوشهر در این جلسه از اجرای پروژه با اعتباری بالغ بر 250.000.000.000 ریال در سطح شهرستان بوشهر خبر داد و یادآور شد مجموع این اعتبارات 6/19% از کل اعتبارات استان را شامل میشود.
حسن قائدزاده در ادامه افزود: پروژههای عمده و بزرگی که در برنامه چهارم توسعه اقتصادی اجتماعی شهرستان در بخشهای مختلف لحاظ گردیده نظیر تکمیل تأسیسات فاضلاب شهر بوشهر و اصلاح شبکه آب آشامیدنی شهرستان در بخش عمران شهری، اجرای ساحلسازی بوشهر و تکمیل پارک فرهنگی، تفریحی لیان در بخش گردشگری، احداث بیمارستان آموزشی 200 تختخوابی بوشهر در بخش بهداشت و خدمات استادیوم 15000 نفری بوشهر در بحث ورزش، احداث راه مرزی بوشهر، شیف و گناوه و احداث راهآهن شیراز بوشهر عسلویه که در بخش حمل و نقل. وی از دستگاههای اجرایی خواست تا با شتاب بیشتری نسبت به اتمام پروژههای نیمهتمام و آغاز پروژههای جدید در جهت رفاه و بهرهبرداری مردم همت گمارند.
قائدزاده در پایان اعتبارات موردنیاز پروژههای پیشنهادی شهرستان بوشهر را طی برنامه چهارم توسعه 3.800.000.000 ریال اعلام نمود و گفت: بیشترین اعتبارات برای فصل حمل و نقل، کشاورزی، عمران شهری و روستایی، فصل آموزشی، فصل فرهنگ و هنر، گردشگری، تربیتبدنی و بهداشت در نظر گرفته شده است.
اجرای طرح ارتقاء بیمهی درمان، روستاییان و عشایر در استان بوشهر
به گزارش روابط عمومی اداره کل بیمهی خدمات درمانی استان بوشهر؛ با اجرای طرح ارتقاء بیمهی درمان روستاییان و عشایر در استان بوشهر تاکنون بیش از شصت مرکز بهداشتی ـ درمانی در این راستا فعال شدهاند.
مدیرکل بیمهی خدمات درمانی ضمن اعلام مطلب فوق افزود: از آنجا که این اداره کل به عنوان مجری و ناظر طرح مذکور در استان میباشد، لذا طبق گزارشات مستند حاصل از بازدیدها و بازرسیهای مستمر و زمانبندیشده تمامی مراکز در حال حاضر ضمن پذیرش، آمادهی ارائه خدمات درمانی به نحو مطلوب به روستاییان عزیز هماستانی بر اساس موازین اجرایی این طرح میباشند.
دکتر سملی اظهارداشت: هماکنون برخی از مشکلات این طرح از جمله به کارگیری پزشک خانواده در تعدادی از مراکز بهداشتی ـ درمانی روستایی با همکاری دانشگاه علوم پزشکی در حال بررسی است و امید است به زودی کلیه موانع و کمبودهای طرح ارتقاء بیمهی درمان روستاییان و عشایر برطرف گردد.
گزارش فعالیتهای جمعیت هلال احمر استان بوشهر در روز جهانی ایدز
در روز جهانی ایدز (دهم آذرماه) فعالیتهای گستردهای توسط جمعیت هلال احمر استان بوشهر جهت اطلاعرسانی و آموزش این بیماری در سطح استان انجام گرفت.
به منظور حساسیتزایی و افزایش آگاهی عمومی در خصوص راههای انتقال این بیماری تعداد دو هزار برگ پوستر چاپ و در سطح استان توزیع گردید. همچنین تعداد بیست هزار قطعه بروشور آموزشی توسط اعضای سازمان جوانان در سطح استان توزیع شد.
از اقدامات دیگر این جمعیت، برپایی پایگاههای اطلاعرسانی در سطح شهرهای استان بوده که در این راستا، تعداد چهارده پایگاه در شهرهای مختلف برپا و به امر اطلاعرسانی مشغول بودهاند.
همچنین برپایی همایش در کانونهای دانشجویی هلال احمر (دانشگاههای خلیجفارس، پیامنور بوشهر، آزاد بوشهر و الزهرا) از دیگر فعالیتهای این جمعیت در این روز بوده است.
برپایی ایستگاه نقاشی کودکان با همکاری کانون پرورش فکری، اجرای مسابقهی کاریکاتور با همکاری اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی، اجرا و نصب دو عدد بیلبورد در سطح شهر بوشهر و چاپ و انتشار هفتهزار برگ ویژهنامه روز جهانی ایدز، نمونهی دیگری از اقدامات این جمعیت در سطح استان بوده است.
خمره آب و سر گاو
قسمت چهارم
خوانندگاننشریهی "نصیر" به بنده توصیه کردهاند لطیفههاییمانند خمرهی آب و سر گاو در مقالههایم بنویسیمتاهمتنوعیباشد هم نشاطآور. منهم چونبرای مردم قلممیزنمگفتمچشم.
اول لطیفه: خانمی، دخترش را شوهر داده بود و پسرش را هم زن، داماد آمده بود دیدن مادرزن. فصل تابستان بود. همه در پشتبام خانه میخوابیدند مثل زمان قدیم خودمان در کوی جفره علیباش. مادر زن وقتیکه بالای بام میآید میبیند عروسش و پسرش دست دور گردن هم کرده با هم نجوا میکنند. خطاب به پسرش میگوید: عزیزم هوا گرم است مقداری از هم فاصله بگیرید بعد میرود به طرف دختر و داماد. میبیند از هم فاصله دارند. میگوید: عزیزانم، هوا سرده به هم نزدیک شوید تا سرما نخورید. عروس، مادر شوهر را صدا میزند و میگوید: قربون برم خدا را، یک بام و دو هوا را، آن طرفِ بام سرماست، این طرفِ بام گرماست.
لولهگذاری ساحل دریای بوشهر هم همین مفهوم دارد. تیم مهندس طرح و توسعه امور آب از برج تا چغادک لولههای اسپیرال آهنی فرسوده 14 سال در انبارها مانده را به عنوان خط کوثر کار گذاشته که از قلم گذشت و به داستان ملاخدر و بریدن سر گاو و شکستن خمره انجامید. غرب شهر بوشهر ـ کنار ساحل خیابان ساحلی ـ شرکت آب و فاضلاب لولههای فایبرگلاس ـ جی آر پی ـ کلاسه 600 به کار برده که هر کسی به این لولهها نگاه کند لذت میبرد. بشکند قلمی و لال شود زبانی که بگوید این لولهها به درد نمیخورد. این لوله احتیاج به سمپلاس ندارد، احتیاج به عایقکاری ندارد، احتیاج به جوشکاری ندارد و کنار دریا نمیپوسد، هر چه رطوبت به این لولهها برسد مقاومتر میشوند. شاید یک قرن بتوان از آنها استفاده کرد، اما لولههای آهنی خواه اسپیرال خواه آزبست فولادی کنار دریا از بین میرود. حیاتی باشد ببینیم انشاءا.... از قدیم گفتهاند هر کاری باید به اهلش سپرده شود. امور فنی و تأسیساتی با مدرک کاغذی و بدون اطلاعات فنی و تجربه کافی پشت میز نشین نیست، تشخیص در هر موردی مهم است. آدم عاقل هم میداند، هم میپرسد نادان نه میداند و نمیپرسد. مدیرعامل شرکت آب و فاضلاب و تیم مهندسی او مثل گذشته دارای فهم و درایت بالایی است. نشان دادند که واقعاً اهل فن و تجربه کافی هستند در خصوص لولهگذاری در هر جا تجربه دارند. قرآن کریم میفرماید: "و امرهم شورا بینهم". در کارها با همدیگر مشورت کنید. مدیرعامل آب و فاضلاب با مشورت کامل اینکار را انجام داده و بهترین لولهها به کار گرفته هیچ کس از مشورت ضرر ندیده، خودخواهی و خودبینی و تکبر، انسان را نابود میکند. تخصص و فن در چهار کلاس درس نیست. اساس انقلاب اسلامی تخصص بودو تجربه. از قدیم گفتهاند علم بیعمل مانند درخت بیثمر است. بدبختی مردم بوشهر از آنجا سرچشمه میگیرد که پستهای حساس شهری به کسانی واگذار میکنند که از هر گونه تخصص در آن رشته بیخبرند فقط به مدرک کاغذی بسنده میکنند و کار به جایی میرسانند که مردم باید همیشه در زجر و شکنجه، عمری تلخ به پایان برسانند. آنهمه اعتبارات به نام فاضلاب، زیر زمین دفن شد، اعتبارات به نام لولههای خط کوثر کنار دریای چغادک دفن شد، هر چه هم داد بزنیم فریادرسی نیست. آقایانیکه میگویند این لولههای اسپیرال زیرنظر کاردان فنی امور آب و مهندسین مجرب کار گذاشتهاند، آیا این لولهها را به مدت 10 سال تضمین میکنند؟ جواب آن "نه" است. طراح فاضلاب بوشهر که از تهران آمده بود زمان استانداری آقای انصاری و معاونت عمرانی آقای تبادار در جلسهای که بنده حضور داشتم مطرح کردیم ایشان هم زیربار طرح خودش نرفت و تأیید و تعهد نکرد به بهانههایی. گفتیم باید چنین شود و چنان شود و شروع کرد به طفره رفتن. آقای تبادار به من گفت "سرخوش" گزارش کن من هم طبق وظیفه گزارش کردم، اما فایدهای داشت؟ باز هم نه. اعتبارات این استان فدای فاضلاب و طرحهای مخرب لولههای اسپیرال میشود اگر کسی هم از راه دلسوزی حرفی بزند متهم به تبانی یا بیسوادی یا بیتخصصی میشود. مدیران هر کاری دلشان میخواهد انجام میدهند، در هر خلافی مصون هستند اما اگر کارمندی یا کارگری کوچکترین تخلفی کرد اخراج و بیاحترامی در انتظارش است. مدیرانی که انتقادپذیر نیستند لیاقت مدیریت ندارند. امیدواریم در آیندهی نزدیک ترتیبی داده شود که مردم از لحاظ آب و برق و اقتصاد و بازار و عمران آبادی شهری مشکل چندانی نداشته باشند. هر کاری باید به دست کاردانش سپرده شود، نه هر از راه رسیدهای. در پایان از مدیرعامل شرکت آبفا و تیم مهندسی ایشان جهت به کار گیری لولههای جی آر پی تشکر میکنم و بر فن و تخصص ایشان ارج مینهم. اگر از طرف هیأت مدیره امور آب متهم به تبانی و باجخواهی نشویم.
ادامه دارد ...
///////////
در صف نفت
حسن دشتی
آمدم مطلبی تحت عنوان تشکر از مسئولین بابت حل نصف و نیمهی معضل آب بنویسم تا نگویند شما فقط انتقاد میکنید. با خودم گفتم اینبار صبر کنیم و کمی منتظر بمانیم تا اگر مثل دفعات قبل آب قطع نشد و خودش را به لولهها در منازل رسانید، مطلب را منتشر کنیم.
تا خواستم یکی دو روز صبر کنم، خبر آمد که اینبار گاز نیست. بلند شدم که بروم موضوع گاز را بررسی کنم. از کنار پمپ بنزین گذشتم و صف کیلومتری نفت را دیدم. با تعجب پرسیدم آیا در این فصل هم برای خرید نفت صف تشکیل میشود؟ گفتند چه خبر داری! ما از دیشب در صف نفت هستیم و سفرهی سحر را نیز همین جا پهن کردیم! گفتم خدا را شکر، اگر نفت به سفره نرسید ولی سفره به نفت رسید!! گفتم خدایا میشود روزی این ملت گناوه بابت ابتدائیترین امکانات زندگی خیالشان راحت باشد؟!
حاشیه نرویم؛ دنبال موضوع گاز رفتم. دیدم جلوی ایرانگاز صفی درازتر از صف نفت تشکیل شده و مردم هم با اینکه گاز وجود ندارد، دارند سر رعایت نوبت دعوا میکنند. از مسؤول آنجا دلیل را پرسیدم اطلاعی نداشت. به دفتر یکی از مسؤولان شهر رفتم و پرسیدم قضیه گاز چیست؟ گفت یک کشتی گاز از عسلویه بارگیری شده ولی نیامده و معلوم نیست چی شده. گفتم ولی گاز گناوه با کشتی نمیآید چون کشتی نمیتواند وارد خور گناوه بشود. جوابش نمیدانم بود.باز پرسیدم پس جدا کشتی چی شده؟ گفت نمیدانم. گفتم یا مثلث برمودا. پرسیدم مگر گاز گناوه همیشه از کجا تأمین میشده؟ پاسخش نمیدانم بود. گفتم آقای رئیس اینجا گویا همیشه کاترینا آمده و وضع مثل نیواورلئان است.
تهیه نفت سفید با همه مشکلاتش تازه معضل دیگری هم برای کارمندان دارد. چون فقط صبحها توزیع میشود و کارمندان توفیق در صف ایستادن را نمییابند.
فرهنگِ مظلوم
نامجو زحمتکش ـ بردخون
امروز اهالی فرهنگ و هنر در جامعهی ما مظلوم واقع شدهاند. شاعران، نویسندگان، منتقدان، هنرمندان و… همه جزء قشر مظلومی هستند که از هر طرف مورد هجوم قرار میگیرند. هر کس از راه میرسد آنان را مورد هتاکی قرار میدهد و ظالمانهترین رفتارها را با آنان مینماید. مطبوعات نیز از قاعده مستثنی نیستند چرا که آنان نیز گاه و بیگاه از این حرمتشکنی بیبهره نبودند.
آنچه گفته شد نه این است که دولت به این قشر نمیرسد یا هر روز با چوب و چماق به جان آنان میافتد، بلکه نشانگر واقعیتی تلخ است که هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد. هر کس به این حرفه و مشاغل علاقهمند است باید سختیهای فراوان کشد.
گاه مردم با آنان رفتاری شایسته ندارند و حرف آنان را نمیدانند یا نمیپذیرند. گاه آثارشان مورد سرقت قرار میگیرد و هر تازه به دوران رسیدهای برای کسب نام و نان از خرمن هنر آنان بدون کسب اجازهای به خروارها سود میرسد.
آنچه گفتم حقایق تلخی است که که در دوره ما هنرمندان و فرهیختگان با آن دست به گریباناند و این قشر به خاطر روح لطیف و سرشار از محبت، زیانهای بیشتری میبیند.
مردم باید روح هنر و هنرمند که برخاسته از قلب صاف اوست درک نمایند و آنان که با قلم و کاغذ سر و کار دارند بیشتر مورد اتهام قرار گیرند و گاه مارهای سمی نیز در این گروه رخنه میکنند تا زهر خود را بریزند و باید مراقب بود و آگاه که ما ضربهها خوردهایم و ضررها کردهایم. باید با استعانت از خدای بزرگ با وحدت و همدلی به سوی آیندهای پرنشاط و پرامید به پیش رویم. انشاءا...
استاندار محترم! وضعیت بهداشتی شهر گناوه هم اسفبار است
محمد حیاتی ـ گناوه
شهرستان گناوه سومین شهرستان استان بوشهر میباشد و از نظر تجارت و رونق بازار نیزمیتوان ادعا کرد که در رتبه اول است. هجوم مسافران بیشماری در تعطیلات پایان هفته یا وسط هفته از گوشه و کنار کشور و یا هماستانیهای عزیز نیز مؤید این ادعا میباشد. اما شهر گناوه از وضعیت بهداشتی نامطلوب و اسفباری رنج میبرد. چه کسی یا کسانی در این راستا مسؤولند. انگار کسی گوشش بدهکار این مسائل نیست. هر از چند گاهی کارگروه بهداشت و درمان شهرستان، تشکیل جلسه میدهند و تصاویری ناخوشایند از نقاط و اماکن مختلف شهر را به نمایش میگذارند، مکاتبه میکنند و گزارش میدهند. صدا و سیمای استان در برنامههای تولیدی، در چند برنامه به این موضوع پرداخته است. شورای تأمین شهرستان در این راستا تلاش کرده است اما متولی که عقیده و احترام به مردم داشته باشد، برای رفع این معضل در سطح شهر گناوه شاهد نیستیم.
مردم و شهروندان چه گناهی دارند که باید این قدر بوی تعفن کانالهای دفع آبهای سطحی و وضعیت اسفبار حاشیهی بازار ماهیفروشان، زمینهای باتلاقی حاشیهی مدارس و منازل، ترمینال مسافربری، محل تخلیه زباله در ورودی شهر که همه و همه دارای وضعیت نامناسب و در یک کلام فاجعهآورِ بهداشتی دارد را شاهد باشند.
جناب آقای استاندار نیز حرکتی خوب در مرکز استان خاص شهر بوشهر انجام دادهاند و از وضعیت بهداشتی شهر بوشهر نیز گلایه داشتهاند، اما آقای استاندار، مشت نشانهی خروار است. وقتی جنابعالی از مرکز استان اینچنین گلایه دارید، سری نیز به شهر گناوه یا دیگر شهرهای استان بزنید و ببینید مردمآزاری از این نوع نیز از دست متولیانِ این مهم چقدر هویداست.
جناب آقای استاندار، گلایهی نگارنده به سوی شهرداری و شورای اسلامی شهر گناوه است. آقایان یادشان رفته که چه شعارهایی دادهاند، کمی به خود آیند و شعارهایشان را بازخوانی نمایند. گذشتیم از احداث پارکهای محلهای، 9 ماه از تعطیلی تنها شهربازی گناوه میگذرد، کودکان ما نیز دوستدار بازی و تفریح میباشند. عصرهای جمعه صف کودکانِ معصوم گناوهای را در چند سرسرهی ساحلی میبینیم که در انتظار یک بار بازی کردن هستند. کارکنان خبره! از نظر خواستنهای شما گذشتیم، کمی به فکر پاکیزگی شهر باشید. متأسفانه رویهی کاری شورای شهر در این یکی دو سال بیشتر روحیهی تقابل با مسؤولین بوده است و این روزها که بیشتر به قول یکی از هفتهنامههای استان یک حالت برزخی برای مدیران استانی و شهرستانی صورت گرفته بیشتر دامن میزنند و حتی در جلسات مهم شهر، شرکت نمیکنند و اگر هم شرکت میکنند فقط با گوشیهای موبایلشان ور میروند و اینگونه جلسات را به باد تمسخر میگیرند. چرا اینچنین شده است؟
پس آقای استاندار؛ وضعیتی مشابه شهر بوشهر که حضرتعالی نسبت به آن انتقاد داشتهاید، به مراتب بدتر در شهر توریستی گناوه حاکم است و سطوری که نگاشته شد برای رفع مشکلات است که قطعاً جنابعالی در دستور کار قرار دادهاید.
66 سال، سالهای سبز گلستان
سیداسماعیل امامزادهئیان
شش سال دوران ابتدایی در دبستان گلستان واقع در کوی بهبهانی ـ از محلههای بسیار قدیمی بوشهرـ مشغول به تحصیل بودم، با یک دنیا خاطره که اتفاقاً از سال 1366تا مدت هفت سال هم از سالهای اشتغالم، با خاطرات زیادی در آن آموزشگاه، به عنوان متصدی امور دفتری مشغول شدم.
خاطرات دوران ابتدایی را هنوز کاملاً به یاد دارم و هرگز برای من فراموششدنی نیستند. مرحوم استاد"خلیل راهنمایی" که تمام دوران خدمتاش، مدیریت آن آموزشگاه بسیار قدیمی بوشهر را به عهده داشت، مدیری لایق و متدین و دلسوز بود. یادم میآید بیشتر اوقات سر صف صبحگاهی اینگونه درباره اهمیت مدرسه به بچهها تفهیم میکرد که: «هرگاه میخواهید وارد مدرسه شوید درِ مدرسه را ببوسید و وارد شوید، اینجا مکان مقدس علم، زهد و پارسایی است؛ شما بچهها در اینجا هم خود و هم دنیایی را که خداوند برایتان آفریده به خوبی میشناسید». ویادم میآید دربارهیکتاب مقدس "قرآن مجید" اینگونه به بچهها توصیه میکرد: «بچهها احترام گزاردن به کتاب الهی اینگونه نیست که آنرا در جایی بلند بگذاریم تا گرد و غبار بگیرد یا مرتباً ببوسیم و در تاقچه بگذاریم، این قابل قبول خداوند نیست، بلکه باید آنرا به دقت خواند و معنا نمود تا بدانیم گفتار خداوندی چیست و در حقیقت پی به معنای واقعی آن ببریم و گرنه دو دستی بلند کردن و بوسیدن و تمیز کردن آن ارزش ندارد». خدا بیامرز او مدیری روشن و باتجربه بود.
خیلی از بزرگان بوشهر از نصایح گرانبهای آن مربی فداکار استفاده نمودند او نه تنها مایهی افتخارِ گذشتهی خود بود، بلکه در راه علم و تربیت متوقف نماند و روزافزون بر نفوذ علمی و اخلاقی خویش سعی و تلاش میکرد و دوست داشت روندگان راه علم و حقیقت با عزمی استوار و روحی سرشار از عشق و ایمان، نوباوگان و جوانان را به تعظیم در مقابل شعائر دینی و احترام به آداب و رسوم ملی دعوت کنند و شیوه آزادگی را بیاموزند تا بنیان قومیت آنها مستحکم شود، زیرا قویترین ضامن دوام استقلال و بقای ملل عالم، عقاید صحیح است و بس.
جا دارد که بگویم مدرسه گلستان در سالهای بین 1322 تا 1325 شاهد حضور دانشآموزی بود که از کودکی، سپیده و فروغِ عشق به علم و ادب در تحصیل او هویدا و آشکار بود: "منوچهر آتشی" که گرمی و احساس عاشقانهی او نسبت به شعر و ادب خطهی گرم جنوب، تمام دیار کهن خویش ایران را گرمی میبخشد. نام "منوچهر آتشی" در اسناد مدرسه گلستان سبز برای ابدیت ماندگار است. روحش شاد و یادش گرامی باد.