ویژهی نکوداشتِ حیاتِ شاعریِ زندهیاد تیمور ترنج
درود 1333
بدرود 1383
هر تیموری، ترنج نیست
وقتی میگویند: «شعر، یعنی شیوهی بیان»، هدف فرو گذاشتنِ گسترههای مصداقی نیست و به طرد معنا منتهی نمیشود. بیگمان جملهی مورد اشاره، معطوف به همهی «بازی»هایی است که یک متن را از خنثی بودن نجات میدهد. بنابراین تکیه زدن بر جای بزرگان و به کار گرفتن فرضاً قالبِ رباعی یا وزنهای به اصطلاح اخوانی یا غیر اخوانی تا معناهای معین یا حتا متغیر را دوره کند، تو را در ردیف شاعران حاشیهای معاصر نیز قرار نمیدهد! به هر صورت تأکید من بر زبانیتِ زبان و بازیهای زبانی ـ فرضاً در شعر حافظ ـ بدان معنا نیست که غزلهای حافظ را زبان در خدمت زبان بدانم، اما غنا و چند وجهی بودن این غزلها را مدیون شگردهای معنارسانی (ونه معنای صِرف) آنها تلقی میکنم. چند پهلو حرف زدن، طنز مستتر در آنها، پرسشهای کنایی، شیوهی اعتراض به زهد و تقوای دروغین و رفتاری هنرمندانه با واژگان و .... سبب میشود که حافظ، حافظ شود، اما سلمانِ ساوجی سلمان ساوجی!
حرفهای گل درشت را کنار بگذاریم و سری بزنیم به «تو چه قدر شبیه شعرهای من گریه میکنی» کارِ «تیمور ترنج» آن هم صرفاً به این نیت که یادی کرده باشیم از این عزیزِ کم ادعای فروتن که همچنان در میان ماست، هر چند ظاهراً در میان ما نیست!
راستشاز متهبهخشخاشگذاشتنو دشمنتراشیهای مقطعی خسته شدهام، خدمت معشوق و مِیکردن و گپ مثلاً مستانه زدن را هم بد نیست که تجربه کنم!
تیمور! «تیمور جان»ی که از ترنج تراویدهای! راستش با خواندن شعرهای تو احساس کردم
که از تونلی دراز میگذرم. تونلی کم و بیش
تاریک، نه اما ظلمانی! چقدر تنها بودهای در خودت، چقدر سر به سر خودت میگذاشتهای! چقدر
سخت گرفتهای مثلِ همهی ما بر خودت. گاه آنقدر از خودت دور میشدهای تا نزدیک بشوی به
آنچه غیر خودت نیست. باور کن شعر تو واهمههای بینام و نشانِ رها شدهی مرا بار دیگر صدا کرد:
باور کن! دیگر خبرهای تازهای با من نیست / من که هر دَمم / از سر پنجههای خونین مرگی گریختهام / چه
دارم بگویم! / جز منظومهی ناتمام عشقی که/ از گلوی مردگان بسیاری شنیدهام (ص 47)
تیمور جان! تو بازیگوش نبودی، پس بازیگوشانه نمینوشتی، سر به سرِ قرار و مدارهای قواعد ثابت شعر نمیگذاشتی. به مظلومیت ترکیبها و استعارههای آشنا عادت کرده بودی. تو بر این باور بودی که مظلوم بودن ـ در هر کجایِ همیشه ـ بهتر است از ظالم بودن! تو مهربانتر از این بودی که بشکنی دست و پای جملهای را یا جای «فعل» و «فاعل» و ... را تغییر دهی. تو به هر چه پیش میآمد، میگفتی: بیا! نمیرنجانیدی تعبیری را. تو تسلیم عشق و عادت بودی. تو مؤثرهای فردیات را به آشناترینِ بیانها، بیان میکردی:
بیا! / و امشب هم حضور مبهم ماه را / با مضامین معطر چشمانت / معنایی تازه ببخش! / من/ معنای پُر
کسوف فرداهایم را / میدانم (ص 19)
خسته بودی تیمور جان! خسته؛ آهسته و پیوسته اما میرفتی، غالباً آرام و رام میرفتی، نمیخواستی نظر برانگیز باشی، سبقت بگیری از این و آن، که بشود چه؟ تو به خودت هم ظلم
نمیکردی، که سبقت بگیری از قدمهای خودت. گاه اما خوب و خلاصه میرفتی. خلاصه؛ خلاصهی خودت بودی، متفکرِ فکرهای خودت بودی، بازی نمیکردی با فکرهای خودت و به فکر فرو میبردی مرا که اهل «بازی»یِ با عبوسترینِ معناها هستم. «خلاصه» هایِ هایِ های تو، هم اکنونِ مرا میلرزاند:
این سنگ نوشتهها / خلاصه ایست از آوازهایِ آبیِ آنانی که / میخواستند ستاره شوند / اما اینک / در میان دو بال سنگی کرکسی به خواب رفتهاند/ که هر روز/ صدای نبض شما را میشمارد (ص29)
اعتراف میکنم که خاکساریِ شعرهایِ ترنج و شاعرانِ قانع و مهربانی همچو او، رنجِ انگشتنما شدن را به من هدیه کرد. انگشت نما اما دیوانهایست که درخواب، برهنگی را بر او تحمیلکردهاند تا یکعمر بهامید کمی پوشیدگی، در میان نیزارهایی از کلمات، نفس زنان بدود!.
تیمور جان! من شاعرم / من دلواپس آن دقایقی هستم/ که تعبیر روشن ترانههایم / در معنایی تاریک گم شود (ص 68). شاعر در واقع تویی که نه از صف بیرون میپری، نه عقل عذابت میدهد و نه قیافهات خیلی مشکوک است، از این رو دایناسورهای ادبی هیچگاه تو را به تقلب در شعر و بازیهای زبانی محکوم نمیکنند! تو همانی که میخواستی باشی. هر کس به نوعی که میخواهد، و گاه به نوعی که نمیخواهد، هست! وَ تو هستی!
تو ادامه مییابی / حتی وقتی که بغضهایت را/ در دستمالی قهوهای رنگ / به خانه میبری/ و ادامهی دستان لرزانت را / در حفرههای تاریک جیبهایت / گم میکنی (ص 36)
تیمور جان! دلم خیلی تنگ است، برای غروبهای دلتنگ بوشهر دلم خیلی تنگ است و برای خیلیها که ظاهراً از هم دوریم، و برای آنان که برای همیشه از هم دوریم.
تیمور جان! یاران همه رفتند، سواران و پیادگان همه "با" و "بی" همهمه رفتند! و در رفتن، «تن» هست که میرود و کتابی که از تو و آنان، بر «رف» میماند؛ میماند، وَ میمانَد رفتنها که باید بروند اما ....
تیغ درد دارد
رودخانه خیس است
اسید میسوزاند
سَم حال آدم را بد میکند
تفنگ خلاف قانون است
طناب وا میدهد
گاز بوی بدی دارد
زنده بمانی بهتر است! *
اردیبهشت ماه 1386
با بغضی پنهان در گلو
پاسی از پرسهی باران گذشته بود / که من / از ساحل سکوت/ تا دور دست پر ولولهی دریا /کوچیدم.
چند سالی میشود که پاسهایی از عمر ما " بیدار خواب" میگذرد و آوازخوانی که از طنین نفسهای کلامش شنیده میشود و سایه روشن صبح این بندر غریب، تصویر همیشهاش را که شاعرترین رهگذر بود با ماسه و ساحل و موج و آفتاب به ثبت رسانده، از کنار کنونی ما کوچیده است.
«تیمور» کجاست؟ تیمور که هر سال در آذر ماه، میزبان شاعران میشد تا یاد حماسه سازان هم قطار خود در سالن نیروی دریایی بوشهر را زنده کند. تیمور که تا بود و سخن میگفت، یاد از آن خانه میکرد، خانهای بمباران شده در بندر خاطرههایش: خرمشهر.
خرمشهر آزاد شده بود، خرمشهر خونین، از چشمان تیمور اما خون میریخت. دلِ بیقرار و شوریدهی این «آریایی» اصیل هیچگاه آرام نگرفت، و شاید بعد از آن سکوت و خواب همیشه که منزل به منزل او را در خود فشرد، هنوز هم بیقرار آن خانه است و چشمش به دری که باز شود تا آرامش بیابد و مثل نسیم بر تو بوزد و همچون صبح دل انگیز کلام پر از ترانه و ترنمش بنوازدت و واگویه کند: تمام اوقات فراغتم بعد از خدمت، به سر بردن در آن «دکه» است.
و شعرهایش را کی مینوشت؟
«ترنج» شاعر مهربانی بود. شاعری که نامش مترادف رفاقت و دوستیست. شاعری که یادش همیشه فراق را در تو زنده میکند. یاد «ترنج» به تو تلنگر میزند که به این زمزمه گوش فرا دهی: در تمام فرصتهای تنهایی/ من فقط/ گلخندهای بر خاک ریخته را/ میشمارم.
و در پس این زمزمه تو خود را میشماری، شمارش سر سام آوری که اگر ادامه دهی…
هر کسی در خود غنوده است و خود آینه و گنج نهانهای خود است، اما میخوانی: به جستجوی تو / هر شب/ بر گردونهی نقرهای ماه/ مینشینم/ و پنج کودک گریان را / به دیدار سرخ گلِ عطر آگینی میبرم/ که در قلمرو قناریها/ شکفته است.
وقتی شاعر صمیمی و صدیق و جوان دیارم "امید غضنفر" که همیشه بزرگان دیارش را با ادب و تربیت خاص خود پاس میدارد، و به گونهای هنرمندانه ، نکوداشتِ رفتگان و کوچندگان هنرمند و شاعر و نویسنده را بر پا میدارد، از من خواست دربارهی کوچندهی مهربان عرصهی شعر زندهیاد «تیمور ترنج» مطلبی را بنویسم، فراق این رفتهی همیشه با شوکت و شکوه، دوباره در من زنده شد.
به هر شعر او نگاه میکنم، انگار که مقابلم نشسته و میخواند:
هر شب / با بغضی پنهان در گلو/ در چهار چوب کهنهی درگاه میایستم/ و میدانم که/ خزان خالی دستانم/ سرخ گل عطر آگین لبخند را/ بر لبان شما/ پر پر خواهد کرد.
و به جد میگویم که دوباره به یاد روزگار همراه بودن با او «با بغضی پنهان در گلو» در خود پرپر شدم.
نام و یادش جاوید.
دایرهی عمیق
برای: صداهای کبودِ تیمور ترنج
تنها این دایرهی عمیق
افتادن را
حس میکند
و نامها را
در مصراعِ بینهایت
نگاه میدارد!
•
تنها آن که با ما نیست
هست!
من و تو
مضرابهای کوتاهِ ریتمهایِ کنارِ لحظهایم!
26/2/86 ـ شیراز
برخیز، احساس نا سرودهی مرا ترانه کن
نامهای به زندهیاد تیمور ترنج
سلام دوست من، و دوستِ ِدوستِ من، و تمام منهایی که با حلقههای تغزل تو، به عشق پیوند خوردیم. سلام شاعر آب شط خورده که «من به همین چند قطره از آواز شط شاعر شدم». سلام پیر طفل آرمیده در گهوارهی خاموش خاطره. هنوز «صدای لای لای زنی میآید» و تو خواهران احساست را از
تند باد پریشان باز نیافتهای. درود، فرزند رؤیای گمشدهی مردی که نمیدانست تو «در کلاس چندم این همه کتاب و کلام گریه» میکنی. نه، محال است. عطر غریب رؤیاهایت در مشام حسرت زدهی روزگار فراموش نخواهد شد. آری، اگر چه «اوقات دریا همیشه آبی نیست» اما آبیترین زمزمههایت در وادی همیشه خشک این دریا، موج موج تغزل تشنهی رسیدن را، به ساحل ذهنهای خسته و لبهای بسته رهسپار میسازد. نه، محال است، از یاد نخواهم برد آن روز پر هیاهوی بیروزنه را که خود را در باور آلالههای پرپر، پیر میدیدی. وقتی که «پیغام» آخرین دیدار ما پیش از طلوع درد بود، و تو خود را میان رنگِ پریدهی کاغذهای کاهی، گم کرده بودی و به خاطر نداشتی که چه زیبا چیدمان عشق را ترسیم کردهای. روزی که شاعری هوشمندانه ذهن تمام جوانیت را بازخوانی کرد. حالا من فراموش نشستهام بیکه بدانی هنوز لبهایم طعم خرمای اَبَر نخلی میدهد که ریشه در خاک سرخ احساس دوانده بود و «زانوان شکستهی خستگی را در خاکستر آن همه خاطره نشاند» و شط تا همیشه جاری شعر را شربت گوارای بلبلان تشنه کرد. حالا خاموش نشستهام کنار شطی که هنوز گنجشکها «هم صدا با بغض نارس پرندهای درباد»، «هم صدا با بغض نارس آسمان» تا «غروب نارس یک سیب» از آن «دقایق نارس که مثل گیسوان تو سپید ماندهاند» میخوانند. آری دوست من، این جاریِ زلال از هر چه خون و خاطره «کارون» است که تو «پیش از من و تمام منهایی که با هجوم فاجعه، هیچگاه "ما" نشدند، خاک خشک ذوق را با قطرهای از شراب ناب آن سیراب کردی، و چون «پژواک گمشدهای در گلوی قناریهای بیزمزمه» جاودان گشتی. حالا من هم بال آن پرندگان خسته که بر «شاخسار روشن آذرخش آشیان ساختهاند» تا آسمان رؤیاهای تاریک اندوه، تا «قلمرو خونین آوردگاههای جنون» و خواب پرخسوف نیزارهای سوخته، تا شکستگاه غرور
نخلستانها، تا «خیابانهایی که از خسوف چهرهی عابران، هر روز تاریکتر میشوند»، میپرم، شاید «آوازهای آبی» چشمان خاک خوردهات را در گلوی توفانهای به گِل نشسته زنده سازم. شاید بلم رانهای جوان امروز، خون پارههای به لب ریختهی دیروز را در گوش «اروند» و
«بهمنشیر»زمزمه کنند، و طلوع سبز نشاط را در مشرق نگاه مرغان ماهیخوار این حوالی بازیابند. ای ناخدای به جنگ نهنگ و ننگ رفته، امروز که تمام اقیانوسهای پر تلاطم جنون و جنایت، دور از چشم نیزههای زهرآگین واژههایت بر سینهی زخمی این ساحل میتازند، امروز که چهرههای لعاب زدهی دیروز، شمشیرهای چوبی را، در نیام نام فرو برده، از بیم نان و نمک رنگ میبازند، دیگر «چه دارم بگویم جز منظومهی ناتمام عشقی که از گلوی مردگان شنیدهام». آری، دیر زمانیست که «سال در انفجار خاموش بغضهایمان» نو میشود و پیراهن کهنهی درد، جامهی عید هر سالمان. آری، کوچه گرد «جبری» و جنون، شاعر حنجرههای ساکت «سنگی»، «جفره» و «جمبو»، تیسه گرد «مولوی» و «سن تاب» و «بازار صفا»، مرثیهخوان دوبههای سینه به سنگ سپرده، آوازهخوان شبگرد ترکش و تکبیر، اکنون که در رواج بیپایان گریه، رؤیاهای بر باد رفتهی این دیار نفرین شده را باز میخوانم، هنوز خار بوتههای حاشیهی جادههای دریغ و درد را، از خوناب تاول پاهای تو در مسیر ایثار، سیراب میبینم و سبزینههای حزن را بر شاخسار بیترنم اندوه، بارور.
هنوز نگاه پر دغدغهی مادران داغدار «کوت شیخ»، دستان نحیف کودکانِ طعم بوسهی پدر نچشیدهی «حفّار»، جوانان کمان شکستهی «آرش» و دختران باکرهی بی «اردیبهشت»، کنار ریلهای درهم «راهآهن» که از «قلمرو تاریک رنجهایمان میگذرند» در انتظار نشسته و میدانند، که از آن همه شبهای بارانی باروت و بمب «هذیانی به جای مانده است که گلوی آوازهای تو راآلوده کرده است». برخیز سرایندهی بیتکلف باغهای خاکستری «برخیز دریچههای آبی آشنایی رابگشا» و «احساس ناسرودهی من را ترانه کن». آری دوست من، حالا حتی اگر پروانههای بیرونق این شورهزار وهم در لجنزار بیکسی گم شوند، و بوی خنزیرهای خیانت، گلزار مدفن شیران را پر کند، «نه محال است، من موسیقی معطر چشمان تو را از یاد نخواهم برد».
/////
تیمور ترنج و صدای مردم ژرفا
به بهانهی سومین سال درگذشت شاعر مانا یاد تیمور ترنج، از او یاد میکنیم. شاعری که به راستی صدایش «صدای مردم ژرفا» بود. شاعری که صدای مردم را با زیبایی و صداقت به تصویر میکشد. از تیمور ترنج میگویم که شاعر بیحاشیه و آرام مردم بود و جبهههای جنگ هشت ساله. وی زمانی که میآمد تا زندگی را با همهی زیباییهایش تجربه کند، آتش جنگ خانمانسوز زبانه کشید و شهر و دیارش را در کام خود فرو برد. ستونهای دود غلیظ بود که سر به آسمان میکشید تا صافی و شفافیت آسمان خرمشهر را آلوده سازد و مردم را به خفگی و مرگ تهدید نماید. روزهای اول مهرماه سال 59 بود. در این هنگام بود که تیمور، خرمشهر را ترک کرد تا در بوشهر وظایف خویش را انجام دهد. وی سرباز نیروی دریایی بود و مستقیماً با آتش و گلوله سرو کار داشت.
شعر ترنج، ساده است و بدون تعقید، همراه با تشبیهات، ترکیبات و ظرافتهای شعری و زیباییهای ادبی و گاهی با مایههای تغّزلی. شعر تیمور به هیچ "ایسم" و موجی وابسته نیست و آرام و طبیعی راه خود را ادامه میدهد.
آمدند و از رگانشان/ بذر بهار را / بر خاک افشاندند/ از ژرفای خاک/ شقایقها / سرود سبز رویش خواندند. «صدای مردم ژرفا»
آن گاه که خرمشهر مورد تهاجم قرار میگیرد، شاعر نمیتواند بیتفاوت از کنار جریانات بگذرد. ستونهای دود غلیظ و خفه کننده همه جا را فرا گرفته و سیاهی، شهر را در زیر چادر خود پوشانده است. مردم به ناچار گروه گروه با هر وسیلهای که به دست میآورند، حتا پیاده شهر را ترک میکنند. بعضیها بدون شناسنامه و بی لباس کافی و بیهیچ گونه وسیلهی زندگی، خرمشهر را ترک میکنند. وضع طوری است که فرصت پیدا کردن شناسنامه، دفترچه بیمه، دفترچه یا چک بانکی را هم ندارند.
آسمان ایستاده است/ بر ستونهای بلند دود/ و آفتاب/ تاریک میگشود/ نعرههای ناگهانیِ تانکها/ بر استواریِ دیوارهای سنگ/ رسوب میکند/ و غرش گلولهها/ دروازههای تاریک آسمان را میگشایند/ دیگر گلی نمانده است/ جز خار بوتههای آتش/ که افراشتهاند/ در سرتاسر شهر/ و جوانههای زخم که شکفتهاند/ براندامهای مرگ/ بر دوش لحظهها/ جنازهها میگذرند/ و زنی جوان/ بغض نهفته اش را/ آرام میبارد:/ پلک کدام پنجره را بگشودهام/ که چشم انداز تباهی را/ پایانی نیست؟/ میایستم/ در عبور ثانیهها/ و آوار عمر را / میگریم (همان)
اغلب شهیدان از همکاران و یاراناش هستند و بقیه را هم که نمیشناسد همشهری و هم وطنش. و چگونه انسان و به ویژه شاعری حساس و درد آشنا میتواند در این راستا بیتفاوت بماند.
شهیدان را از جبهه باز میآوردند/ با گل زخمهایی معطر/ بر پیکرشان/ پنجرهها/ دهان میگشایند/ و هزاران گلوی هلهلهگر/ آوازی روشن را / بر گسترهی آسمانی آفتابی/ می نشانند:/ از خون جوشان شماست/ اگر زمین/ نبضی زمزمهگر دارد… (همان)
اینک خرمشهر، به «خونین شهر» تغییر نام داده است. ویرانه شهری که زیر چکمههای دشمن می لرزد.
بر دروازههای خونین شهر/ ایلچیان/ شمشیرهای خون چکان را/ صیقل میدهند/ و یاسای چنگیزی را/ تکرار میکنند / در پستوی تاریک خانهها/ دختران / مهتاب رخسارههایشان را / در خسوفی خوفناک / انکار میکنند/ بر دروازههای خونین شهر/ ایلچیان/ سربداران را/ سر بر دار میکنند. (همان)
تیمور ترنج، همه جا در اضطراب و التهاب و بی تابی به سر میبرد، چه آن جا که غزل یا غزلواره میسراید و چه آن گاه که با مردم کوچه و بازار همگام میشود تا صدایشان را به گوش جهانیان برساند.
«تا از ژرفای تیرگی برآییم/ بالی بایدمان/ بافته از کلاف گشادهی آفتاب»/ این صدا/ صدای کیست؟ که همچون افشانهی گیسوان فوارهای/ از دل خاک بر میآید/ و تا آسمان قد میکشد/ این صدا / صدای مردمانی است که در هزار توی دهلیزهای تیرگی/ خانه دارند/ بی آن که فانوسی حتا/ بر لحظههای ظلمانیشان/ پلک گشوده باشد/ اما امید همچون ستارهای / در اعماق قلبهایشان میدرخشد…/ (همان).
به هرجای کتاب که نظر بیندازیم، میبینیم که ترنج از مردم سخن میگوید. از دوستان و همکارانش که سیبل صدامیان شدهاند. همه جا از شهیدان جنگ تحمیلی سخن میراند. شاعر خود را مسئول و متعهد میداند و نمیتواند بیتفاوت بماند.
برای شهیدان جنگ تحمیلی به سفر عشق میرود.
میرفتند/ و از کوبش سم ضربههای اسبانشان / بر سنگپارهها/ ستارگان طلوع میکردند/ میدرخشند/ تا همچون جرقهای/ در خرمن جاهای آرامش بنشینند/ و دستان شعلهور شان را/ آرام آرام بگشایند/ میرفتند/ در طول راه/ زنان/ دستمالهای وداع را/ همچون بالهای رنگین پروانهها/ می جنباندند… (همان)
باری، در سرتاسر آثار تیمور، سخن از مردم اعماق است و آنان که سر و جان را در راه وطن نثار کردهاند تا با نثار خون خود، خاک وطن را آبیاری کنند و از کیان و کشور خویش نگهداری نمایند.
خرمشهر پیوسته در ذهن متلاطمش با همهی خاطرات تلخ و شیرین موج میزند.
هزار آسمان ابری/ درچشمانم/ بیدار میشوند/ هنگامی/ که از دریچهی خاطراتم/ بر چشماندازهای تماشاییات نگاه میکنم/ آه… ای شهر خفته در خاکستر/ آه… ای خرمشهر!
دلم گرفته بیا تا کمی قدم بزنیم
به یاد زنده یاد تیمور ترنج
آیا به راستی از خود پرسیدهای شعر چیست و شاعر کیست و شعر ریشه در کدام خصلت و فضلیت آدمی دارد؟ آیا همگان از این ودیعه بهرهمندندکه در لحظاتی در "پرتو شعور نبوت" قرار بگیرند و به قول "پُل والری" نخستین مصراع از طرف خدا به آنها الهام شود؟ به هر حال از دیرباز تاکنون تعاریف متعددی در این باره بیان شده است که همهی آن تعاریف به نوعی بر احساس و عاطفهی شاعر تأکید میکنند و حتی در مواردی این احساس و عاطفه که به عشق و اخلاص منتهی میشوند، گوی سبقت را از عقل میربایند و هر چه این احساس و عشق، شفافتر و زلالتر باشند و ریشه در صداقت و سلامت نفس شاعر داشته باشند، شعر انسانیتر، شاعرانهتر و دلنشینتر خواهد بود. اما، حدیث شعر و شخصیت زندهیاد تیمور ترنج، شاعری که بیش از سی سال شعر سرود و اشعاری ماندگار از خود به یادگار گذاشت. تیمور ترنج، صداقت و صمیمیتی ملموس داشت و با کمال صداقت و دور از جنجالهای موسمی و مکتبی و ادبی در شعر و هنر زیست و نفس کشید و اشعارش از سر بیدردی و لفاظی صرف نبود و ریشه در تعهد شاعرانه داشت، با زبانی راحت و روان و دور از تصنّع و تکلّف و بازیهای بیمورد زبانی و بند بازیهای شعری. او به طبیعت تأثیرگذار و پیام و ندای شعر و شاعر میاندیشید و شعرش برآمده از جان و دلش بود و نه نسخهی رونوشتِ این و آن و یا سفارش پذیر و روزمرهگو.
سال 62 ... انگار دیروز بود ،که او زنگ خانهات را زد و در را باز کردی و او را در آغوش گرفتی و به صداقت و فروتنی او نمازگزاردی. اندکی بعد شعری خواند: آمریکا به ناوگانش مینازد و ... که یکباره برق خانه رفت و چراغها خاموش و تو گفتی: تیمور جان، ما هم به برق رفتنمان مینازیم و خاموشیمان! خندیدیم و شمعی روشن کردیم و تا پاسی از شب، شعر خواندیم. شبی خوش بود، شعر خوانی در جوار نور شمع و صدای ضد هوایی و هواپیماهای دشمن که چاشنی شعرهایمان بود و گویا موزیک متن آنها. باری... آنچه به شعر و شخصیت تُرنج اعتبار بیشتری میدهد، شاعرانه زیستن و سادگی و فروتنی او بود و صداقت و صراحت شعری و زبانیاش همراه با درد مشترکی که فریاد میکرد و میسرود. او عاری از هرگونه نیرنگ و رنگ بود و بیادعا. تیمور تُرنج به تعبیر این قلم به راستی شاعر بود و شعرش عاشقانههایی ناب برای زمزمه کردن:
دلم گرفته بیا تا کمی قدم بزنیم / و عاشقانهترین شعرها را رقم بزنیم
شبی که آیینهها در غبار گم میشد / به ما اجازه ندادند تا که دم بزنیم
روحش شاد و شعرش مانا
فریب اهالی مطبوعات توسط رهیافته!
شنیده شده است رهیافته بعد از چند ماه که از وعدهاش دربارهی اهدای لپتاپ به خبرنگاران هفتهنامههای محلی استان میگذرد، هنوز اقدامی در این راستا انجام نداده است. یادآور میشود وی در زمستان سال 85 طی نشست مطبوعاتی در خانه مطبوعات به خبرنگاران قول داد که طی یک ماه آینده به آنها "لپ تاپ" هدیه خواهد داد. گفته میشود وی که خود را مطبوعاتی میداند این گونه اهالی مطبوعات را فریب میدهد... پس وای به حال دیگران!!
تجمع اعتراضآمیز اهالی تنگ ارم
به انتصاب بخشدار جدید
شنیدهشدهاست مراسممعارفه بخشدار جدید تنگ ارم روز چهارشنبه با تجمع و مخالفت عده کثیری از مردم تنگ ارم برگزار شد. شنیدنیها حاکی است که شعارهای زیادی بر روی دیوارهای تنگ ارم و حتی در داخل بخشداری نوشته شده بود، شعارهایی مانند: کجا بودید وقتی جنگ بود دولت عدالت چرا؟، آقای رئیس جمهور از طلا گشتن پشیمان گشتهایم مرحمت فرموده ما را مس کنید!
نیروگاه اتمی بوشهر و روسها
شنیده شده است سایت نیوز مکس نوشته است که نیروگاه عظیم شش میلیارد دلاری احتمالاً تکمیل نخواهد شد.
گفتنیست راهاندازی نیروگاه هستهای بوشهر که قرار بود تا اوایل تابستان راهاندازی شود برای مدت نامعلومی به تعویق افتاده است.
گربه، برق دشتی را چهار ساعت قطع کرد!
شنیده شده است پریدن گربه بر رویسیمها و اتصالاتایستگاه 132 کیلوولت توزیع برق محمد آباد خورموج در بامداد روز پنجشنبه به مدت 4 ساعت باعث خاموشی و قطع برق شهرستان دشتی شد.
لغو امتحان نهایی معارف 1
شنیده شده است معاون آموزش متوسطه سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر برخلاف مصوبات شورای عالی آموزش و پرورش کلیه امتحانات را در سطح استان هماهنگ اعلام نموده است. این در صورتی است که طبق آئیننامه امتحانات تنها میتوان 2 درس را به صورت کشوری و 2 درس استانی را هماهنگ برگزار کرد. گفته میشود تغییر مصوبات شورای عالی تنها از طریق خود شورا ممکن است و حتی وزیر هم نمیتواند بر خلاف آن عمل کند. در همین راستا در امتحانات پایانی به جای درس معارف 1 اشتباهاً سئوالات امتحانی درس معارف 2 به دانش آموزان داده شده و این امر باعث شده تا امتحان مذکور لغو گردد.
اصلاحطلبان پیشرو طرفدار معین
و مخالفت با شهردار جدید
شنیده شده است دو هفته قبل تعدادی از اصلاحطلبان پیشرو به عنوان گروههای اصلاحطلب در منزل کمالی دبیرخانه کارگر بوشهر پیرامون چگونگی اعتراض به شهردار جدید جلسهای برگزار کردند. گفته میشود تعدادی از حاضرین نسبت به دخالت تبادار در انتخاب شهردار اعتراض نموده و خواستار صدور بیانیه علیه شهردار گردیدند. عدهای نیز با صدور بیانیه علیه شورا و شهردار مخالفت مینمایند. شنیدنیها حاکی است در این جلسه دادفر، بختیاری آزاد، شکوهی، حصیری و صدرالله محمدیباغملایی حضور داشتهاند و مشخص نیست علت حضور آنها به چه بهانهای بوده است و به عنوان نماینده کدام گروه اصلاحطلب استان حضور داشتهاند. گفته میشود ائتلاف گروههای اصلاحطلب نیز محفلی و باندی شده است و هرکس دوست و رفیق خود را بدون این که نماینده گروه و حزب سیاسی باشد در جلسات گروهها و احزاب سیاسی دعوت میکند.
میدان تره بار متحول میشود
شنیده شده است طی قرار داد مجری طرح و شهرداری، تغییر و تحولاتی در میدان تره بار انجام خواهد شد. شنیدنیها حاکی است که افرادی از غرفهداران "کمفروش" ممکن است مشکلاتی برای مجری طرح که سرمایهگذاری خصوصی است به وجود آورند.
آسفالت 50 کوچه از محلات بوشهر
شنیده شده است اسفالت 50 کوچه به طور ضربتی به مدت 2 ماه در دستور کار شهرداری بوشهر قرار گرفته است. گفته میشود اعتبار این طرح 400 میلیون تومان است که از اعتبارات دولتی تأمین میشود.
دعوتنامهی اشتباهی!
شنیده شده است از سوی سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر از معاون آموزش و پرورش دشتی که 9 ماه قبل استعفاء داده است به عنوان معاون آموزش و پرورش شهرستان برای جلسهی تقدیر معلمان نمونه استان دعوت شده است. گفته میشود نامبرده که متوجه اشتباه مسئولین استان گردیده در جلسه شرکت نمیکند.
شهردارغیر بومی خورموج
شنیده شده است شورای شهر خورموج فردی غیربومی را که قبلاً معاون شهردار منطقه 2 بوشهر بوده جهت شهرداری خورموج به عنوان گزینه اول دعوت مینماید. گفته میشود فرد مزبور قبلاً معاون جمشیدی فرماندار بوده است.
عدم مطالعه قانون بودجه توسط مدیران
شنیده شده است استاندار بوشهر در گناوه اظهار داشته که مدیران استانی قانون بودجه را مطالعه نمیکنند و میخواهیم برای آنها آزمون قانون بودجه برگزار کنیم. گفته میشود وی تأکید نموده که اهدای سکه در قانون بودجه سال 86 اکیداً توسط مدیران ممنوع شده ولی بعضی از مدیران این کار را میکنند و حتماً آشنایی با بودجه 86 ندارند. از این پس هیچ مدیری حق اهدای سکه در مراسمها را ندارد.
اهدای سکه توسط معاون مالی پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش استان
شنیده شده است معاون اداری مالی و پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش استان در مراسم فرهنگیان گناوه دو سکه بهار آزادی اهدا کرده است. یکی از آن سکهها را به دختر دوستش ـ مدیر آموزش و پرورش گناوه ـ به خاطر خواندن یک قطعه شعر و دکلمه اهداء کرده است و دومی را به یک پسر که شعری خوانده است. البته اهدای سکه دومی به دلیل اعتراض یک معلم انجام شده است.
اظهارات رییس تربیت بدنی گناوه
شنیدهشدهاست رئیس تربیت بدنی گناوه در حضور استاندار بوشهر اظهار داشته است: مدیر کل تربیت بدنی در تاریخ 5/2/86 به بندر ریگ آمده و به گناوه و دیلم هم رفته است اما این مدیر کل به اداره تربیتبدنی گناوه نیامده و منزل شخصی رفته است. همچنین شنیده شده رئیس تربیت بدنی گناوه گفته است: اداره کل یک ریال تنخواه برای من نداده است. یک چک 53 هزار تومانی داده که هنوز پاس نشده است!
درد دل نماینده لنجداران گناوه!
شنیده شده است نماینده لنجداران گناوه خطاب به استاندار گفته است: آقای استاندار در اولین سفر شما در مسجدالنبی گفتیم که نان و گوجه فرنگی که سر سفرههایمان است را از ما نگیرید، شما فرمودید که ما آمدهایم که نان را به سفرههای شما بیاوریم. اما امروز مشاهده میشود شما دارید نان و گوجهای که در سفرههایمان است نیز برمیدارید. شما نمایندهی رئیس جمهور در استان هستید چه کسی باید مشکلات استان را حل کند؟ شما بیایید همهی لنجهای ما را بخرید و ما را رها کنید. رئیس جمهور هر روز در استانها میلیاردها تومان بذل و بخشش میکند. بیایید این تخته پارهها و لنجهایمان را بخرید و ما را نجات دهید!
رتبه 25 در کشور
شنیده شده است معاون پشتیبانی سازمان آموزش و پرورش استان بوشهر در جمع فرهنگیان گناوه اظهار داشته که: سیاست را باید از آموزش و پرورش جدا کرد و باید به آموزش بپردازیم. متأسفانه با هر تغییری در کشور تندباد تغییرات شکل میگیرد و نباید این چنین باشد و جای تأسف است که ما در کشور رتبهی 25 میباشیم! لازم به ذکر است ایشان با گردباد تغییرات آمده است، با وانتی رفته بودند اما با اتوبوس آمدند!
تجمع لنجداران دلوار
شنیده شده است لنجداران دلوار، بوالخیر و محمدعامری به دلیل مشکلات و مسائل پیش آمدهی جدید روبهروی گمرک دلوار تجمع نموده و خواستار رفع مشکلات پیش آمده از طرف گمرک شدهاند.
انصراف از کاندیداتوری مجلس
شنیده شده است حجتالاسلام سید کاظم شهبازی از کاندیداتوری دوره هشتم مجلس از حوزهی دشتستان انصراف داده است.
مسئول دفتر هما شعبه بوشهر:
کمبود مسافر باعث تغییر هواپیمای ایرباس به فوکر در بوشهر شده است
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: مسئول دفتر هما در شعبه بوشهر گفت: یکی از مشکلاتی که اخیراً باعث شده به جای هواپیمای ایرباس از فوکر استفاده شود کمبود مسافر بوده است.
حمیدی افزود: متأسفانه در استان بوشهر مسافران برای تهیه بلیط یک روز قبل از پرواز مراجعه میکنند و طبق قانون نگهداری جا و مکان اگر 72 ساعت قبل از پرواز تعداد مسافران بالا نباشد تایپ پرواز عوض میشود و از نظر اقتصادی برای شرکت هما قابل قبول نیست که یک ایرباس 270 نفری یک دفعه 100 مسافر جا به جا کند.
وی یادآور شد: این مشکل فقط در روزهای سهشنبه و چهارشنبه اتفاق میافتد و تلاش خواهد شد با هماهنگی مرکز حل شود و تا یکی دو هفته آینده پروازها طبق روال عادی خود همان ایرباس 270 نفری خواهد شد.
حمیدی در ادامه به اضافه شدن پرواز بوشهر عسلویه خبر داد و گفت: برای رفاه حال مردم به خصوص در فصل تابستان علاوه بر روزهای پنجشنبه، روزهای شنبه نیز پرواز خواهیم داشت که این پرواز از تهران به بوشهر و بوشهر به عسلویه انجام میشود.
وی یکی از مشکلات پرواز بوشهر، عسلویه را عدم حمایت از این پرواز اشاره کرد و اظهار داشت: متأسفانه در حال حاضر به اندازه کافی در این مسیر مسافر وجود ندارد.
وی افزود: این مسیر بعد از 40 روز زیر 30 درصد مسافر جا به جا میکند که طی آن مکاتباتی در حال انجام است که این پرواز برای استان نگهداریم.
مسئول دفتر هما تعداد پروازهای بوشهر را 22 پرواز ذکر کرد و گفت: 16 پرواز از بوشهر به تهران و 17 پرواز از تهران به بوشهر در طول هفته انجام میشود.
حمیدی ادامه داد: یک پرواز هم از بوشهر ـ به شیراز و بوشهر به مشهد و بالعکس پرواز به بوشهر دارند.
وی در ادامه به نداشتن تقاضا برای پروازهای جدید در بوشهر اشاره کرد و گفت: تا الان تقاضایی برای افزایش پروازها و یا پرواز جدید در بوشهر از سوی مردم نشده است و یا اگر در مواردی احساس شود تقاضا برای پروازهای جدید وجود داشته باشد سعی خواهیم کرد پروازهای فوقالعاده تنظیم کنیم. اما اینها منوط به موفقیت در پرواز عسلویه خواهد بود. مسئول دفتر هما شعبه بوشهر در ادامه به پرواز جدید بوشهر، مشهد در فصل تابستان اشاره کرد و اظهار داشت: یکی از برنامههای ما در طول یک سال که روی آن کار کردیم پرواز دوم بوشهر ـ مشهد بوده است و پیگیر آن هستیم که اگر خدا توفیق دهد بتوانیم پروازی دیگر در مسیر بوشهر به مشهد به صورت هفتگی اضافه کنیم.
استانداربوشهر:
دستگاههای مرتبط با اشتغال
مشکلات بانوان کارآفرین را حل کنند
بوشهر ، خبرگزاری جمهوری اسلامی
استانداربوشهر گفت: دستگاههای مرتبط با کارگروه اشتغال و سرمایهگذاری در این استان،مشکلات بانوان کارآفرین را حل کنند.
به گزارش روز پنجشنبه روابط عمومی استانداری بوشهر، علی افراشته در نشست با ۵۰ نفر از بانوان کارآفرین استان بوشهر افزود: رسیدگی وحل مشکلات بانکی و بیمهای طرحهای بنگاههای اقتصادی زودبازده که توسط بانوان کارآفرین اجرا شدهاست باید به دقت و در اسرع وقت توسط دستگاههای ذیربط انجام گیرد.
وی اضافه کرد: بانوان کارآفرین موانع کاری خود را درقالب کارگروه اشتغال با دستگاههای ذیربط مطرح کردند که در این زمینه استانداری بوشهر آماده هرگونه تفاهم و مساعدت برای حل مشکلات آنان است.
استاندار بوشهر، بانک کشاورزی و صندوق مهر رضا در این استان را موظف کرد نسبت به پرداخت تهسیلات به زنان خود سرپرست دررشته فرش بافی و پرواربندی اقدام کنند.
عرشه سکوی دریایی تولید
فاز 7 پارس جنوبی نصب شد
به گزارش روابط عمومی شرکت نفت و گاز پارس، عرشه سکوی دریایی تولید فاز7 میدان گازی پارس جنوبی نصب شد. بنابراین گزارش پس از بارگیری و ارسال عرشهی سکوی دریایی فاز7 پارس جنوبی عملیات نصب آن در فاصله 100 کیلومتری از ساحل عسلویه و برای اولین بار با توان پیمانکار داخلی توسط شناور شرکت صدرا موسوم به HLB5000 با موفقیت در عمق 70 متری آبهای خروشان خلیجفارس انجام شد.
با نصب این سکوی بهرهبرداری به وزن تقریبی2800 تن که در 4 طبقه ساخته شده است، اولین مرحله از انتقال گاز مورد نیاز فازهای 6و7و8 پارس جنوبی آغاز خواهد شد.
همچنین بر اساس این گزارش دو عدد سکوی بهرهبرداری فازهای 6 و8 نیز طبق برنامه زمانبندی شده در آینده نزدیک به دریا منتقل و نصب خواهند شد.
بر اساس این گزارش تأسیسات دریایی 6،7و8 میدان گازی پارس جنوبی شامل 3 سکوی تولید و حفاری، 30 حلقه چاه و 3 رشته خط لوله 32 اینچ دریایی به منظور انتقال گاز به پالایشگاه ساحلی هر کدام به طول 105 کیلومتر و 3 رشته خط لوله 5/4 اینچی انتقال محلول گلایکول همچنین دومین ترمینال گوی شناور (SPM) به منظور صادرات میعانات گازی و یک رشته خط لوله 30 اینچی دریایی به طول 4/5 کیلومتر برای انتقال میعانات گازی به این گوی شناور میباشد. بنابراین گزارش هدف از توسعه فازهای 6،7و8 پارس جنوبی تولید روزانه 104 میلیون متر مکعب گاز ترش و خشک تولید روزانه 158 هزار بشکه میعانات گازی جهت صادرات و تولید سالیانه 6/1 میلیون تن گاز مایع (پروپان و بوتان) (LPG) جهت صادرات است.
طبق همین گزارش طرح شیرین سازی گاز پالایشگاه فازهای6،7و8 پارس جنوبی با احداث 4 واحد شیرین سازی و فرآوری گاز به ظرفیت روزانه 4000 میلیون فوت مکعب از گاز تولیدی در حال انجام است.
24مدرسه در سال 85 در استان
توسط خیرین مدرسه ساز ساخته شده است
نهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز در مجتمع فرهنگی هنری برگزار شد.
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: مدیر کل توسعه و نوسازی تجهیز مدارس استان در این مراسم گفت: سال 85 ،24 مدرسه شامل 119 کلاس درس مجموعاً به مساحت دوازده هزار و نهصد و پانزده متر مربع به بهرهبرداری رسید و به ادارات آموزش و پرورش تحویل داده شد.
مهندس احمد احمدنیا افزود: تعداد 25 پروژه دیگر در قالب 135 کلاس درس با زیر بنای سیزده هزار و ششصد و هفتاد و پنج متر مربع نیز در حال تکمیل است.
مهندس احمدنیا اضافه کرد: سال 85 از محل کمکهای مردمی تعداد 49 پروژه شامل 250 کلاس درس بالغ بر بیست و شش هزار و پانصد و نود متر مربع ساخته و یا در دست اجرا داشتیم.
احمدنیا در ادامه اظهار داشت: یک نوبت کردن مدارس که تأکید مقام معظم رهبریست. تا رسیدن به شرایط ایدهال هم خیرین و دولت راه سخت و سنگینی در پیش دارند.
وی در ادامه همکاری خیرین را در همه ابعاد دانست و گفت: همکاری خیرین در همهی زمینههاست. از تجهیزات تا ساخت بزرگترین مجتمعهای آموزشی از کمک خیرین بهرهمندیم.
شایان ذکر است در پایان مراسم از خیرین مدرسه ساز تقدیر شد.
خبرنگار نصیر بوشهر در دیدار با مدیرکل ارشاد اسلامی استان یزد:
دانشجو هم می تواند فعال سیاسی باشد و هم منتقد به دولت
خبرنگار تاپ نیوز:خبرنگار نصیر بوشهر در ادامه دیدارهای خود با مسئولان استان یزد - روز یکشنبه مورخ۱۶/۲/۸۶ در نشستی با مدیرکل ارشاد اسلامی یزد در خصوص معظلات و مشکلات گریبانگیر جامعه به بحث و تبادل نظر پرداختند.
در این دیدار مدیرکل ارشاد اسلامی استان یزد با اشاره به معضلات کنونی جامعه و تهاجم فرهنگی اظهار داشت:واقعیت این است که دشمنان نظام به این نتیجه رسیده اند که تنها راه مقابله با انقلاب اسلامی مقابله فرهنگی است و در این سال که به سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامگذاری شده است نیاز به همفکری و همراهی همه گرایش ها داریم.
حجت الاسلام والمسلمین احمد عجمعین گفت:امروز وقتی فیلم ۳۰۰ به نمایش گذاشته می شود دقیقا می فهمیم که دشمن کجاها را نشانه رفته است.
وی با ذکر این نکته که دشمنان ۳ جبهه اعتقادات ـ ارزش ها و اعتلای علمی نظام جمهوری اسلامی را مورد هدف قرار داده اند متذکر شد:تنها راه خنثی نمودن اهداف دشمنان نظام جمهوری اسلامی در این است که به فرمایشات مقام معظم رهبری در سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی عمل نمائیم.
وی ادامه داد:ما هویت دینی خودمان را به عنوان یک هویت اصیل و ریشه دار می شناسیم.
وی همچنین به رسالت و نقش موثر مطبوعات در جامعه اشاره نمود و اظهار داشت:مطبوعات باید براساس رسالتی که برعهده دارند حرکت کنند و نبایستی خود را درگیر بازی های سیاسی کرده و دنباله رو احزاب باشند که این امر آنها را از هدف اصلی خود که همان روشن کردن افکار عمومی است منحرف خواهد کرد.
وی خاطر نشان کرد:مهمترین اقشار جامعه دانشجویان و روزنامه نگاران هستند که می توانند با حرکت های اصلاحی به دور از فعالیت های حزبی و سیاسی سطح فرهنگ جامعه را ارتقاء بخشند نه اینکه در تریبون های آزاد چنان صحبت کنند که گوئی بی ملاحظه گی ها در دولت نهم بسیار است و هیچ کس در این دولت به فکر رفع مشکلات مردم نیست.
خبرنگار نصیر بوشهر نیز در این نشست گفت:زمانی که فضا را مبهم و تیره و تار می کنیم همین نتیجه حاصل می شودـ چرا که آنقدر فضا را تیره و تار کرده ایم که گویی می خواهیم حکومت را عوض کنیم در حالی که باید نگاه مردم به دولت را دیدـ چنین نگاهی در جمعیت ایرانی دیده نمی شود و صرف اعتقاد یک نفر مهم نیست.
عبدالکریم شیخی شتان افزود:البته این تصویر نادرست واکنشی است به آنچه در تریبون های رسمی نشان می دهند که گویی کاملا بلاعیب است.
وی خاطر نشان کرد:در نتیجه همین رفتارها دانشجو منزوی می شود و خود را از فعالیت سیاسی کنار می کشد.معتقدم دانشجو هم می تواند فعال سیاسی باشد و هم منتقد به دولت اما نه به اینکه فکر ساقط کردن دولت و حکومت باشد.
وی ادامه داد:شما هم باید به عنوان دولتی ترین نهادی که می تواند فرهنگ سازی کند می بایست اکنون حرکت های اصلاحی خود را آغاز کنید.لزوماْ دانشجو بودن به معنای ضد دولت و حکومت نیست در حالی که در دولت نهم عده ای فضائی درست می کنند که دانشجو یا باید ضد دولت و حکومت باشد یا اینکه وابسته است.
وی تصریح کرد:یکی از دلایل انزوا هم همین است که فضای ورود به حرکت های سیاسی را خراب می کنند هرچند که مشتری حرف های براندازانه رژیم اسلامی بسیار معدودند.
اعتراض جمعی از صیادان بوشهری
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر: جمعی از صیادان با تجمع روبهروی استانداری اعتراض خود را نسبت به مدیریت صید شیلات اعلام نمودند.
دوشنبه هفته گذشته حدود 150 نفر از صیادان منطقهی جلالی، شغاب و جفره روبهروی استانداری تجمع کردند.
یکی از ماهیگیران گفت: به مدیریت صید شیلات اعتراض داریم، طی چند سال گذشته به لحاظ کاهش منابع و ذخائر طبیعی و کاهش ماهی سطحی صید گوشهگیر کف (رکاسی) بین صیادان رایج شد. هماکنون نیز شیلات بوشهر مجدداً این شیوه صید را آزاد کرده است.
وی افزود: این در حالی است که برخی از صیادان منطقه جلالی، شغاب و جفره به شیوه «گرگورگذاری» و شیوه سنتی به صید میپردازند. ابزار صید تورهای رکاسی به شناورهای که دارای گرگور هستند وارد میکند.
وی خاطرنشان کرد: این شیوه صید ممنوع است و به عنوان یک روش صید مخرب بستر دریا شناخته شده است. از سوی دانشمندان و حامیان محیط زیست خواهان جلوگیری از این روش هستند.
رئیس کمیسیون صنایع مجلس :روند اجرای اصل ۴۴ مناسب نیست
عسلویه، خبرگزاری جمهوری اسلامی
"سیدحسین هاشمی"رئیس کمیسیون صنایع ومعادن مجلس شورای اسلامی گفت: روند اجرای اصل ۴۴روندی نیست که بتواند اهداف مقام معظم رهبری را در کوتاه مدت برآورده کند.
وی که به همراه دیگر اعضای این کمیسیون برای بررسی روند اجرای تاسیسات پارسجنوبی به عسلویه سفر کرده در گفت وگو با ایرنا افزود:اگر اصل ۴۴ قانون اساسی به درستی اجرا شود میتواند تحول بسیار بزرگی را در اقتصاد کشور بوجود آورد.
به گفته نماینده مردم میانه در مجلس، اصل ۴۴ منابع مالی داخلی و خارجی را میتواند به بخش کارهای مولد و اشتغالزا هدایت کند و به استعداد کشور سرعت بسیار بالایی ببخشد.
هاشمی گفت: یکی از بندهای این اصل، آزادسازی اقتصادی به شمار میآید که قلب اصل ۴۴ است اما آنچه در کشور میبینیم نشان میدهد نسبت به این قضیه توجه بالایی صورت نمیگیرد.
رئیس کمیسیون صنایع و معادن تاکیدکرد: بهمنظور آزادسازی اقتصادی، باید بسترهای لازم برای عملی شدن بند "الف" که به نظر من از بندهای دیگر مهمتر است، فراهم شود.
وی صدا و سیما را از دستگاههایی عنوان کرد که میتواند در تبیین این موضوع نقش اساسی داشته باشد و افزود: صداوسیما باید با برگزاری میزگردهای تخصصی و آگاهیدادن بهمردم، اهمیت اصل ۴۴ و به ویژه بند "الف" را تبیین کند تا اهداف نظام را به افکار عمومی و سرمایهگذاران بیشتر بشناساند.
رییس کمیسیون صنایع و معادن مجلس یادآور شد: طرحی را با امضای ۱۸۵ نماینده در مجلس آماده کردیم که اگر دولت لایحهای ارایه نکند، آن را مطرح کنیم تا بتوانیم خلاءهای قانونی را درباره اصل ۴۴پر کنیم.
هاشمی افزود: خوشبختانه دولت لایحهای را در این خصوص به مجلس تقدیم کرد که به لحاظ تخصصی و از زوایای مختلف در مجلس بررسی میشود.
وی ازبیتوجهی بهسازمانهای سرمایهگذاری در این لایحه ابرازنگرانی کرد و افزود : یکی از اهرمهای قوی که به اجرای اصل ۴۴کمک میکند ، سازمانهای سرمایهگذاری هستند به این صورت که هرجا بخش خصوصی وارد نشود، دولت خودش وارد میشود و سرمایهگذاری میکند ولی بلافاصله آن را واگذار میکند، یعنی ادامه تصدی دولت ممنوع است.
نماینده میانه گفت: متاسفانه بهنظر میرسد در لایحه دولت نسبت به توجه به این سازمانها غفلت شده است اما امیدواریم در بررسیهای مجلس این اشکال برطرف شود.
هاشمی در عین حال خاطرنشان کرد: ما نباید دست دولت را ببندیم که اگر بخش خصوص وارد نشد دولت کار را متوقف کند،بهعنوان مثال سرمایهگذاری در پروژههای پارس جنوبی میلیاردی است و ما نمیتوانیم کارهای مربوط به پارس جنوبی را که کار توسعهای است به علت سرمایهگذاری نکردن بخش خصوصی متوقف کنیم.
وی گفت: کار توسعهای را سازمان توسعهای باید انجام دهند اما به هیچ وجه نباید تصدیگری کنند و بلافاصله باید به مردم و بخش خصوصی واگذار شود.
نماینده میانه اظهارداشت: اصل ۴۴ در مجموع مانند سند چشمانداز ۲۰ ساله از اهداف بلندی برخوردار است اما آنچه که برای آن بسترسازی میشود با این اهداف کمی فاصله دارد.
رییس نمایندگی وزارت امور خارجه در بوشهر:12 غواص دستگیر شده در آبهای بینالمللی آزاد شدند
بوشهرـ خبرگزاری کار ایران
رییس نمایندگی وزارت امور خارجه در بوشهر گفت: روز گذشته، 12 غواص دستگیر شده در آبهای بینالمللی، آزاد شدند.
سیدعبدالرضا بلادی، در پاسخ به سؤال خبرنگار خبرگزاری ایلنا در خصوص وضعیت 12 غواص دستگیر شده و آزادی آنها، گفت: بالاترین وظیفه اجرای خدمت است و تا آنجا که مربوط به حیطهی کاری ما میشود، همیشه انجام داده و میدهیم.
وی افزود: آنچه خبرگزاری ایسنا به نقل قول از ما نوشته، مصاحبه نبوده و فقط سؤالی در خصوص غرق شدن کشتی و دستگیری 12 غواص بوده که ما نیز تأکید کرده و اطمینان دادیم که پیگیریهای لازم در حال انجام است.
این مقام مسؤول اظهار داشت: هر نوع اقدام قانونی نیازمند زمان است و حال اگر مدیرعامل شرکت غواصی صدف سفید خارگ به هر علت عجله دارند، به احساسات ایشان بازمیگردد و البته احساسات و عواطف هرکس محترم است.
رییس نمایندگی وزارت امور خارجه در بوشهر یادآور شد: به مردم استان بوشهر اطمینان میدهیم که هرگاه و در هر لحظه از 24 ساعت شبانهروز و بدون توجه به تعطیلات رسمی، هرگونه مشکلی که به نوعی مرتبط با نمایندگی وزارت امور خارجه شود، از قبیل اعطای مجوز روادید و کنترل مرزهای هوایی و دریایی بینالمللی استان بوشهر و اموراتی مشابه آنچه که الان در مورد این شناور پیش آمده، با کمال میل و از روی علاقه، حاضر به انجام وظیفه و خدمت بوده و هستیم و از کار و خدمت برای نظام الهی نه تنها خسته نمیشویم، بلکه خود را سرباز نظام میدانیم.
بلادی گفت: مژده من به شما، آزادی 12 غواص دستگیر شده در آبهای بینالمللی است که عصر روز گذشته با تلاشهای به عمل آمده آزاد شدند و خوشحالیم که آنچه وعده شد، سریعتر از انتظار به مرحله عمل رسید.
رییس راهنمایی ورانندگی بوشهر: تمهیدات اجرای طرح تعویض پلاک خودروها انجام شده است
بوشهر ، خبرگزاری جمهوری اسلامی
رییس پلیس راهنمایی و رانندگی استان بوشهر گفت: تمهیدات لازم برای اجرای طرح تعویض پلاک خودروها در این استان انجام شدهاست.
سرهنگ تیمور سلاح برزین پنجشنبه در گفت و گو با خبرگزاری جمهوری اسلامی افزود:کار تعویض پلاک خودروها در دو مرکز درشهرهای بوشهر و برازجان انجام میشود.
وی اظهارداشت: برای تسریع در اجرای این طرح،علاوهبرحضور شماری از افسران کارشناس راهنمایی ورانندگی در هر مرکز، باجههای پست و بانک نیز در این مراکز مستقر شدهاند.
سلاح برزین با بیان اینکه این دو مرکز پاسخگوی مردم استان بوشهر است، اضافه کرد: مالکان خودرو و یا وکیل آنان میتوانند با توجه به محل سکونت و داشتن اسناد مالکیت خودرو با مراجعه به این دو مرکز پلاک خودرو خود را تعویض کنند.
وی گفت:طبق جدول زمانبندی مالکان خودرو باید براساس آخرین رقم سمت راست پلاک خودروکههرماه به یک عدد اختصاص دارد به مراکز تعویض پلاک خودور مراجعه کنند و در صورت گذشت زمان مشخص شده، پلاک آنان تعویض نمیشودواز تردد خودرو آنان نیز جلوگیری میشود.
سلاح برزین بیان کرد:این طرح شامل خودروهای مدل سالهای ۵۵تا ۸۱است.
سال 85 به حدود 3 هزار نفر آموزش مبارزه با حریق داده شده است
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: سال85 بالغ بر سه هزار نفر در دورههای مختلف مبارزه با حریق شرکت نمودند.
ناصرزاده معاونت سازمان آتشنشانی ضمن بیان مطلب فوق افزود: در اردیبهشت ماه اصول مقدماتی آتشنشانی و شناخت خاموش کنندههای دستی به کارکنان بهداشت شهرستان بوشهر و همچنین دانشگاه آزاد آموزش داده شده است.
وی در پایان اعلام کرد: واحد آموزش این سازمان همچون سالهای گذشته آمادگی خود را جهت برگزاری دورههای آموزشی بنا به درخواست اعلام میکند.
یک پیکان با تریلی پارک شده
در میدان بهمنی برخورد کرد
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: شانزدهم اردیبهشت یک پیکان با دو سرنشین جوان از مسیر خود خارج و با تریلر پارک شده در کنار خیابان برخورد کرد.
با کمک گروه امداد و نجات و نیروهای اورژانس و خدمات ایمنی دو تن از خودرو بیرون آورده شده و خدمات ایمنی توسط نیروهای آتشنشانی صورت گرفت.
مغازهی خشکشویی
در کوی محلهی کوتی آتش گرفت
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: در 14 اردیبهشت به علت سهل انگاری یک مغازهی خشکشویی در کوی کوتی دچار آتش سوزی شد سوختگی 2 عدد آبگرمکن، یخچال، پمپ آب، دستگاه اتو بخار و ریزش مغازه در این آتشسوزی از خسارتهای بر جا مانده در این حادثه است.
یک واحد از منازل سپاه پاسداران
دچار آتش سوزی شد
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: یک واحد مسکونی سپاه پاسدارن در سه راه دانشگاه خلیجفارس دچار آتش سوزی شد.
علت این حادثه به نقل از اهالی منزل ایجاد جرقه از ناحیه پریز در آشپزخانه بود که منجر به آتشسوزی شد.
دودزدگی سقف آشپزخانه و هال، سوختن موکت و فرش، سیم کشی برق آشپزخانه و سوختن ماشین لباسشویی از خسارات بر جای مانده در این آتش سوزی بود.
فروش شماره رند
به مبلغ 27 میلیون تومان
به گزارش مخابرات استان بوشهر در دومین مرحله مزایده واگذاری شمارههای رند و مناسب تلفن همراه استان بوشهر شماره رند 09177777777 به مبلغی بالغ بر 27 میلیون تومان به متقاضی آن واگذار شد.
سومین جلسهی شورای اسلامی
شهر بوشهر برگزار شد
هفته گذشته سومین جلسهی شورای اسلامی شهر بوشهر با حضور اعضای شورا و رسانههای گروهی برگزار گردید.
در این جلسه با رأی اکثریت شورای سوم با تشکیل 5 کمیسیون با نام کمیسون فرهنگی و اجتماعی، کمیسیون برنامهریزی و اقتصاد، کمیسیون سلامت، کمیسیون مشارکت محله و حقوق شهروندی و کمیسیون عمران و توسعه شهری موافقت نمود.
همچنین اعضای شورا موافقت خود را با تأسیس مرکزی با عنوان «مرکز پژوهشهای شورای شهر بوشهر» به منظور تحقیق و پژوهش مدیریت شهری اعلام نمودند.
بخشدار بندر ریگ :
رودخانه "شور" اراضی کشاورزی را
تبدیل به شورهزار میکند
گناوه، خبرگزاری جمهوری اسلامی
بخشدار بخش ریگ شهرستان گناوه دراستان بوشهر گفت: عبور رودخانه شور از میان اراضی کشاورزی این بخش، مزارع را به شورهزار تبدیل میکند.
ابراهیم ملک زاده شنبه در گفت و گو با ایرنا افزود: این رودخانه که از گنبدهای نمکی کوهپایههای غربی زاگرس سرچشمه میگیرد،بخش ریگ را طی میکند و ازطریق آبراه دریایی(خور) بندر ریگ به خلیج فارس میریزد.
وی گفت:درفصل بارندگی، این رودخانه طغیان میکند و حجم قابل توجهی از آب شور آن به طرف اراضی زراعی سرازیر میشود که با گرم شدن هوا این آبها بخار میشود و سطح وسیعی از نمک، اراضی کشاورزی را میپوشاند.
بخشداربخش ریگ گفت:یکی دیگر از پیامدهای مخرب این رودخانهانتقال رسوبات بهدرون خور بندر ریگ است که موجب کاهش عمق آب این آبراه و اختلال در تردد شناورها میشود.
وی افزود:باتوجه به اینکه طرح انحراف رودخانه شوریکی ازفازهای ساماندهی خور بندر ریگ است باید دراجرای آن تسریع شودتا دامنه خسارتهای ناشی از آن بیش از این کشاورزی و دریانوردی این بخش را تهدید نکند.
74 درصد از کل پروژههای عمرانی شرکت سهامی آب منطقهای بوشهر
100 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است
بر اساس اعلام گزارش شورای برنامهریزی و توسعه استان، 74 درصد از کل پروژههای عمرانی شرکت سهامی آب منطقهای بوشهر پیشرفت فیزیکی 100 درصد داشتهاند. بر همین اساس مهندس بهشتی، معاون طرح و توسعه آب منطقهای بوشهر گفت: در بین دستگاههای اجرایی بزرگ که حداقل اعتبار مصوب آنها 85000 میلیون ریال بوده است، آب منطقهای بوشهر از نظر عملکرد و نسبت هزینه کرد به پرداخت خزانه رتبه اول استان را کسب نموده است.
این مقام مسؤول یادآور شد: از مجموع 30 پروژه مطالعاتی و اجرایی در دست اقدام، 22 پروژه به طور 100 درصد به اتمام رسیده است و از 8 پروژهی باقیمانده، چهار پروژه بالای 60 درصد چهار پروژه هم متأسفانه به دلایل و مشکلات خاص نقشه برداری و ژئوتکنیکی زیر 60 درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.
تقبل ساخت 6 مدرسه در استان بوشهر توسط منطقهویژهاقتصادیپارسجنوبی
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: در نهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز در بوشهر منطقه ویژه اقتصادی پارس جنوبی مبلغ 5/2 میلیارد تومان و ساخت 6 مدرسه و کمک به 5 پروژه را تقبل کرد.
____________________ زیر پوست شهر
صادقانه بگویم...
شایعهس اصلاح طلبم!!
عبدالقلم
یکی بود. یکی نبود، در سالهای جدید یک چهار دیواری بود که به آن "شورا" میگفتند و معلوم نیست چه حلوایی در این مکان خیرات میکردند که خیلیها برای عضو شدن در آن به سالاد کردن مخ خلقالله میپرداختند. مثلاً یک نفر که "اصلاح" را "اسلاه" مینوشت، یک دفعه "اصلاح طلب" میشد و دیگری که جواب سلام مردم را نمیداد، یک دفعه چشمهایش به باندِ فرودگاهِ قدومِ مردمِ شریف تبدیل میگردید. گذشت و گذشت تا بالاخره موقع انتخابات رسید. یک روز، یکی از کاندیداها، گونی برنجی را به یکی از اعضای انجمن اقشار آسیبپذیر تحویل داد و او از کاندیدا پرسید: برنج تون چیه؟ کاندیدا هم مبهوت نگاهی به مسئول تبلیغاتاش کرد و گفت: حمید…؟! که او هم با افتخار گفت: برنجِ تبرکه!!
باری… در این آشفته بازار، یک کاندیدا در خیابان راه میرفت و جلو مردم را میگرفت و هِی قربان صدقهشان میرفت و دیگری S.M.S می فرستاد که: الهی درد و بلاتون بخوره توی فرق سَرَم … هر رأی یک امتیاز … از همین امروز با در دست داشتن شناسنامه به ستادهای ما مراجعه کنید و از صدها وعدهی توخالی و حرفِ مفتِ صد من یک غاز بهرهمند شوید!
دوباره گذشت و گذشت. بعضیها که با اصلاحات از هر نوع آن ـ حتا اصلاح موی سر ـ مخالف بودند، یک دفعه عشقِ اصلاحات شدند. بعضیها هم یک روز موی سر و محاسن را اصلاح کردند و برای اولین بار کت و شلوار "هاکوپیان" پوشیدند و عکسهایی با افهیِ تفکر و غم مردم گرفتند ـ که البته مارک کُت هم در عکسها مشخص بود ـ و بعد عکسها را دادند به یک فتوشاپ کارِ حرفهای تا از آنها "برادپیت و "تامکروز" بسازد و سپس آنها را با شعار «بوشهر دوسِت داریم» پوستر کردند و به در و دیوارهای شهر مرحوم سنجاق کردند. ناگفته نمانَد که برخی از پوسترها متأسفانه سهواً کنار اطلاعیههای "اموات" چسبانده شده بود که همین خطا، مردم را سرگردان کرده بود که باید به کدام یک رأی بدهند و به مجلس ختمِ چه کسی بروند! کمی دیگر گذشت و گذشت و بالاخره هفت تا اصلاح طلبِ فابریک و رونوشت برابر خاتمی روانهی شورا شدند!
آخرین خبر: اعضای شورای شهر در بیانیهای، ضمن اعلام برائت از اصلاح طلبان، معرفیشان را به عنوان اصلاح طلب در انتخابات شورا، ناشی از اقدامات سرویسهای جاسوسی غرب و روابط عمومی "پنتاگون" در جهت تحقق اهداف استکباری دانستند و اعلام کردند: مردم شریف بوشهر ! در جریان انتخاباتِ شورا، پوسترهایی مستقیماً در واحد انتشارات "کاخ سفید" با استفاده از نام و عکسِ ما چاپ شده بود و توسط عوامل داخلی استکبار در سطح شهر بوشهر توزیع گردید که بدین وسیله ما این اقدام را محکوم کرده و از شما میخواهیم بدون توجه به شایعات، از این پس فقط رایحهیِ خدمتِ ما را بو کنید تا ببینید چقدر خوشه!!!
دریای پاک
بهرام نکیسا
"پشت دریا شهریست
که در آن پنجرهها رو به تجلی باز است
بامها جای کبوترهاییست
که به فوارهی هوش بشری مینگرند"
«سهراب سپهری»
حفظ محیط زیست دریایی یکی از مهمترین موضوعاتی است که با توجه به تحولات عظیم صنعتی در سواحل، اهمیت پرداختن به این مهم را دو چندان مینماید.
به چه میزان در زندگی روزمرهمان احساس میکنیم که به دریایی پاک نیازمندیم و آیا به آلوده نمودن این رحمت الهی که سرشار از منابع عظیم غذایی است توجه داشتهایم؟ چنین موضوع حساسی در فرایند توسعه از چه جایگاهی برخوردار میباشد؟
آیا تاکنون قدری در سواحل زیبای محل سکونت خویش به منظور تمدد اعصاب نشسته و یا قدم زده و یا شنا نمودهاید؟ دریا سهم به سزایی در سلامت روح و جسم آدمی دارد. بیایید قبل از این که دریا را آلوده کنیم به سواحل زیبایمان بیندیشیم و بدانیم که هر چه به دریا روانه میسازیم به نوعی اثراتش به خودمان باز خواهد گشت و لذا این خود زنگ خطری برای ما و نسلهای آتی خواهد بود.
دریا، مظهر پاکی و زیبایی به شمار میرود. بیاییم این سمبل پاکی و زیبایی را که خداوند در اختیار بشر قرار داده، آلوده نسازیم.
همان گونه که ذکر گردید دریا سرشار از آبزیانی است که منابع ارزشمند غذایی انسان به شمار میآید. چندین نوع ماهی به دلایلی که اخیراً نیز توسط پزشکان به منظور بهرهمندی از سلامت و تندرستی مورد تأکید واقع گردیده، در سبد غذای مردم قرار داشته و دارد. بخش قابل توجهی از سلامت آدمی به واسطهی استفاده از همین آبزیان میباشد. لذا آلودگی محیط زیست دریایی سبب آلوده شدن آبزیان و متعاقب آن با قرار گرفتن آنها در رژیم غذایی، عوارضی را به دنبال خواهد داشت. با توجه به این که دریا عرصهی حضور ملیتهای مختلف و بعضاً همجواری با پروژههای صنعتی در سواحل میباشد، چه قدر در حفظ محیط زیست دریایی کوشیدهایم؟ عوامل اصلی آلودگی آب دریا پسابهای صنعتی، شهری و کشاورزی و بخش ناچیزی مربوط به فعالیتهای دریایی میباشد.
با عنایت به آن چه ذکر گردید، موارد و راهکارهای ذیل پیشنهاد میگردد:
ـ خودداری از هدایت مستقیم پسابهای صنعتی شهری و کشاورزی به رودخانهها و دریاها
ـ پرهیز از ریختن ضایعات مواد غیر قابل بازیافت در سواحل و دریاها
ـ جلوگیری از خروج مواد زائد نفتی و غیر نفتی کشتیها بدون تصفیه به دریا
ـ مشارکت رسانههای گروهی و دستگاههای ذیربط در فرهنگ سازی و حفظ محیط زیست دریایی در کنار سایر اقدامات زیست محیطی در خشکی
ـ تشکیل نشستهای علمی توسط کارشناسان محیط زیست با مدیران پروژههای صنعتی و ارگانهای دریایی
ـ توسعهی همکاریهای بینالمللی در حفظ محیط زیست دریایی و استفاده از تجربیات سایر کشورها .
یک دو ، سه…امنیت اجتماعی … حرکت!
گزارش : مریم خوئینی
برداشت اول: پاساژ آزادگان
هنوز 10 دقیقه به ساعت 8 مانده بود. یک گروه پسر وارد پاساژ آزادگان شدند و به هر کسی که میرسیدند میگفتند: «اومدند»! بعضیها مسیرشان را عوض کردند، بعضیها هم رفتند در مغازهها پناه گرفتند، بعضیها هم که مثل من به پوشششان اطمینان داشتند نظارهگر ماجرا شدند. شش مرد نظامی و سه خانم محجبه همان لحظهی اول دختری با تیپ مشکی که شال بنفشی به سر داشت گرفتند، یک فرم هم به او دادند و از او خواستند که مشخصاتش را بنویسد. نگاهم به چهرهی آن دختر بود. گفتم الان است که گریه کند. یک دفعه یکی از خانمهای محجبه با نگاهی خشمگین اشاره کرد به من و گفت: خانم، مگر نمیدانی طرح مبارزه با بد حجابییه؟ گفتم: چرا، ولی پوشش من که موردی نداره. خانم محجبه گفت: مانتوت تنگه، از نظر شرعی گناه داره!
گفتم: شما حکم داری؟
گفت: بله، من پلیس هستم.
گفتم: میشه دربارهی این طرح بیشتر توضیح بدید0
گفت: این طرح سه مرحله دارد: ارشادی، انتظامی و قضایی یعنی اول تذکر میدهیم و اگر باز تکرار شود برخورد انتظامی است که 72 ضربه شلاق دارد، مرحلهی سوم نیز 2 ماه زندان!
به نزدیکترین مغازه وارد شدم. فروشنده که یک خانم محترمی بود گفت: دیدم بهت ایراد گرفتند، ناراحت نباش!
ـ چه طور مگه؟
ـ چند وقت پیش به مانکن مغازهی روبه رویی هم ایراد گرفتند!
ـ به نظر شما این طرح مؤثر است؟
ـ نه، فکر نمیکنم. چند تا از دوستام خونهنشین شدند تا طرح تمام بشه. بعدش هم همه چیز مثل قبل میشه.
ـ بالاخره باید یه کاری کرد.
ـ آره، اما اول باید صدا و سیما و سینما رو کنترل کنند. باور کنید خیلی از پسرها و دخترها از همین هنرپیشهها الگو میگیرند. دو سه شب پیش همین جا اشک یک مادر و دختر رو در آوردند!
ـ از شما ایراد نگرفتهاند؟
ـ به من نه، از دو تا مغازه بالاتر ایراد گرفته بودند.
به همان مغازه که آدرس داده بود رفتم. صاحب مغازه در یک مکالمهی تلفنی، میگفت: الو، سلام، جدی میگی.... باشه! و رو به سمت دوستش کرد و گفت: الان تو پاساژ آزادی هستند!
ـ اوناها یعنی کی؟
ـ مأمورا دیگه، خیلی ایراد میگیرند.
ـ فکر نمیکنی بعضیها هم زیادهروی میکنند؟
ـ آخه تر و خشک با هم میسوزند. اصلاً شاید یکی اقلیت مذهبی باشه یا مسیحی باشه و حجاب برایش معنایی نداشته باشه. اصلاً میدونی چی یه، من اگه اختیار لباس پوشیدنم رو نداشته باشم، اگه اختیار مسائل شخصیمرو نداشته باشم، پس اختیار چی رو باید داشته باشم؟!
وقتی از مغازه آمدم بیرون، انگار هیچ اتفاقی نیفتاده بود. صدای یک نفر میآمد که میگفت: «بچهها تموم شد... رفتن»!
برداشت دوم: بوستان سیادت
پس از گذشت سه هفته از اجرای طرح، سرهنگ نوروزی ـ معاون هماهنگ کنندهی ناحیهی انتظامی ـ در بوستان سیادت به میان مردم آمد تا به سؤالاتشان پاسخ دهد. سرهنگ نوروزی ضمن تشریح اهداف طرح امنیت اجتماعی اظهار داشت: منِ پلیس علاقه ندارم وارد کار فرهنگی شوم. پلیس با قدرت و اقتدار وارد میشود، پلیس ابزار خاصی مثل دستبند، باتوم و بیسیم در اختیارش است که در شرایط خاص، امنیت اجتماعی را حفظ کند. لذا امروز پلیس با افراد آموزش دیده وارد کار فرهنگی شده است.
وی دربارهی عملکرد نیروی انتظامی در زمان اجرای این طرح اعلام کرد: طی این مدت 592 مورد تذکر داده شده و 90 مورد دستگیری که 82 نفر با اخذ تعهد به خانوادهها تحویل داده شدند، از 3410 مکان بازدید شد که 2080 بازدید غیر محسوس بود، 74 مورد اخطار پلمب و 7 مورد نیر پلمب شد. آلودگی صوتی 99 مورد تذکر و 24 مورد دستگیری که همه مرد بودند. تذکر و ارشاد برای حمل حیوانات نیز 11 مورد بوده است.
پس از سخنان سرهنگ نوروزی، در رابطه با این طرح، گفتوگویی با سرهنگ نیکوفرـ معاونت اجتماعی نیروی انتظامی ـ به انجام رساندیم:
ـ بهتر نبود با یک حرکت فرهنگی کار را شروع کنید؟
ـ همانطورکه جناب سرهنگ گفتند این سیلی است که آمده، شما میگویید سد بزنید، ولی ما میگوییم فرار کنید سیل آمده است. االان بحث تولید امنیت است، چرا نباید پیشگیری کنیم.
ـ خوب اگر کسی جزء اقلیت مذهبی باشد چه واکنشی نشان میدهید؟
ـ ما با حریم خصوصی هیچ کس کاری نداریم، اما در انظار و در اجتماع همه باید شئونات اخلاقی را رعایت کنند به نظر من خیلی از اقلیتهای مذهبی حجابشان را خوب رعایت میکنند.
ـ این طرح زمان مشخصی دارد؟
ـ این طرح زمان مشخصی ندارد و تا زمانی که احساس کنیم دیگر مشکلی وجود ندارد اجرا میشود. از شما هم میخواهم که نقد کنید و به ما در پیشبرد اصولی و صحیح این طرح یاری رسانید.
معراج رسول خدا (ص)
رباب پرویزی زاده
معروف آن است که رسول خدا(ص) در شب معراج در خانه ام هانى دختر ابی طالب بود و از آنجا به معراج رفت و مجموع مدتى که آن حضرت به سرزمین بیت المقدس و مسجد الاقصى و آسمان ها رفت و بازگشت از یک شب بیشتر طول نکشید به طورى که صبح آن شب را در همان خانه بود و در تفسیر عیاشى است که امام صادق(ع) فرمود: رسول خدا(ص) نمازعشاء و نماز صبح را در مکه خواند، یعنى اسراء و معراج در این فاصله اتفاق افتاد و در روایات به اختلاف عبارت از رسول خدا(ص) و ائمه معصومین روایت شده که فرمودند:
جبرئیل در آن شب بر آن حضرت نازل شد و مرکبى را که نامش «براق» (2) بود براى او آورد و رسول خدا (ص) بر آن سوار شده و به سوى بیت المقدس حرکت کرد و در راه در چند نقطه ایستاد و نماز گزارد، یکى در مدینه و هجرتگاهى که سال هاى بعد رسول خدا(ص) بدانجا هجرت فرمود، یکى هم مسجد کوفه، دیگر در طور سینا و بیت اللحم - زادگاه حضرت عیسى (ع) - و سپس وارد مسجد الاقصى شد و در آنجا نماز گزارده و از آنجا به آسمان رفت. و بر طبق روایاتى که صدوق (ره) و دیگران نقل کردهاند از جمله جاهایى را که آن حضرت در هنگام سیر بر بالاى زمین مشاهده فرمود سرزمین قم بود که به صورت بقعهاى مىدرخشید و چون از جبرئیل نام آن نقطه را پرسید پاسخ داد: اینجا سرزمین قم است که بندگان مؤمن و شیعیان اهل بیت تو در اینجا گرد مىآیند و انتظار فرج دارند و سختی ها و اندوه ها بر آنها وارد خواهد شد.
سپس به آسمان دنیا صعود کرد و در آنجا آدم ابوالبشر را دید، آن گاه فرشتگان دسته دسته به استقبال آمده و با روى خندان بر آن حضرت سلام کرده و تهنیت و تبریک گفتند، و بر طبق روایتى که على بن ابراهیم در تفسیر خود از امام صادق (ع) روایت کرده رسول خدا(ص) فرمود: فرشتهاى را در آنجا دیدم که بزرگتر از او ندیده بودم و (بر خلاف دیگران) چهرهاى درهم و خشمناک داشت و مانند دیگران تبریک گفت و خنده بر لب نداشت و چون نامش را از جبرئیل پرسیدم گفت: این مالک، خازن دوزخ است و هرگز نخندیده است و پیوسته خشمش بر دشمنان خدا و گنهکاران افزوده مىشود بر او سلام کردم و پس از این که جواب سلام مرا داد از جبرئیل خواستم دستور دهد تا دوزخ را به من نشان دهد و چون سرپوش را برداشت لهیبى از آن برخاست که فضا را فرا گرفت و من گمان کردم ما را فرا خواهد گرفت، پس از وى خواستم آن را به حال خود برگرداند. (3)
و بر طبق همین روایت در آن جا ملک الموت را نیز مشاهده کرد که لوحى از نور در دست او بود و پس از گفتگویى که با آن حضرت داشت عرض کرد: همه دنیا در دست من همچون درهم (و سکهاى) است که در دست مردى باشد و آن را پشت و رو کند، و هیچ خانهاى نیست جز آن که من در هر روز پنج بار بدان سرکشى مىکنم و چون بر مردهاى گریه مىکنند به آنها مىگویم گریه نکنید که من باز هم پیش شما خواهم آمد و پس از آن نیز بارها مىآیم تا آن که یکى از شما باقى نماند، در اینجا بود که رسول خدا(ص) فرمود: به راستى که مرگ بالاترین مصیبت و سختترین حادثه است و جبرئیل در پاسخ گفت: حوادث پس از مرگ سختتر از آن است.
و سپس فرمود: و از آنجا به گروهى رسیدم که پیش روى آنها ظرف هایى از گوشت پاک و گوشت ناپاک بود و آنها ناپاک را مىخوردند و پاک را مىگذاردند، از جبرئیل پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: افرادى از امت تو هستند که مال حرام مىخورند و مال حلال را وامىگذارند، و مردمى را دیدم که لبانى چون لبان شتران داشتند و گوشت هاى پهلوشان را چیده و در دهانشان مىگذاردند، پرسیدم: اینها چه کسانی هستند؟ گفت: اینها کسانى هستند که از مردمان عیبجویى مىکنند، مردمان دیگرى را دیدم که سرشان را به سنگ مىکوفتند و چون حال آنها را پرسیدم پاسخ داد: اینان کسانى هستند که نماز شامگاه و عشاء را نمىخواندند و مىخفتند. مردمى را دیدم که آتش در دهانشان مىریختند و از نشیمن گاهشان بیرون مىآمد و چون وضع آنها پرسیدم، گفت: اینان کسانى هستند که اموال یتیمان را به ستم مىخورند، گروهى را دیدم که شکم هاى بزرگى داشتند و نمىتوانستند از جا برخیزند گفتم : اى جبرئیل اینها کیاناند؟ گفت: کسانى هستند که ربا مىخورند، زنانى را دیدم که بر سینه آویزان بودند، پرسیدم: اینها چه زنانى هستند؟ گفت: زنان زناکارى هستند که فرزندان دیگران را به شوهران خود منسوب مىدارند و سپس به فرشتگانى برخوردم که تمام اجزاى بدنشان تسبیح خدا مىکرد. (4)
و از آنجا به آسمان دوم رفتیم و در آنجا دو مرد را شبیه به یکدیگر دیدم و از جبرئیل پرسیدم : اینان کیاناند؟ گفت: هر دو پسر خاله یکدیگر یحیى و عیسى (ع) هستند، بر آنها سلام کردم و پاسخ داده؛ تهنیت ورود به من گفتند و فرشتگان زیادى را که به تسبیح پروردگار مشغول بودند در آنجا مشاهده کردم . و از آنجا به آسمان سوم رفتیم و در آنجا مرد زیبایى را دیدم که زیبایى او نسبت به دیگران همچون ماه شب چهارده نسبت به ستارگان بود و چون نامش را پرسیدم جبرئیل گفت: این برادرت یوسف است، بر او سلام کردم و پاسخ داده و تهنیت و تبریک گفت و فرشتگان بسیارى را نیز در آنجا دیدم . از آنجا به آسمان چهارم رفتیم و مردى را دیدم و چون از جبرئیل پرسیدم گفت: او ادریس است که خدا وى را به اینجا آورده، بر او سلام کردم پاسخ داد و براى من آمرزش خواست و فرشتگان بسیارى را مانند آسمان هاى پیشین مشاهده کردم و همگى براى من و امت من مژده خیر دادند.
سپس به آسمان پنجم رفتیم و در آنجا مردى را به سن کهولت دیدم که دورش را گروهى از امتش گرفته بودند و چون پرسیدم کیست؟ جبرئیل گفت: هارون بن عمران است، بر او سلام کرده و پاسخ داد و فرشتگان بسیارى را مانند آسمان هاى دیگر مشاهده کردم .
آن گاه به آسمان ششم رفتیم و در آنجا مردى گندمگون و بلند قامت را دیدم که مىگفت: بنى اسرائیل پندارند من گرامىترین فرزندان آدم در پیشگاه خدا هستم ولى این مرد از من نزد خدا گرامىتر است و چون از جبرئیل پرسیدم کیست؟ گفت: برادرت موسى بن عمران است، بر او سلام کردم جواب داد و همانند آسمان هاى دیگر فرشتگان بسیارى را در حال خشوع دیدم .
سپس به آسمان هفتم رفتیم و در آنجا مردى را که موى سر و صورتش سیاه و سفید بود و روى تختى نشسته بود دیدم و جبرئیل گفت، او پدرت ابراهیم است، بر او سلام کردم جواب داد و تهنیت و تبریک گفت، و مانند فرشتگانى را که در آسمان هاى پیشین دیده بودم در آنجا دیدم، و سپس دریاهایى از نور که از درخشندگى چشم را خیره مىکرد و دریاهایى از ظلمت و تاریکى و دریاهایى از برف و یخ لرزان دیدم و چون بیمناک شدم جبرئیل گفت: این قسمتى از مخلوقات خداست.
و در حدیثى است که فرمود: چون به حجاب هاى نور رسیدم جبرئیل از حرکت ایستاد و به من گفت: برو!
در حدیث دیگرى فرمود: از آنجا به « سدرة المنتهى» رسیدم و در آنجا جبرئیل ایستاد و مرا تنها گذارده گفت : برو! گفتم: اى جبرئیل در چنین جایى مرا تنها مىگذارى و از من مفارقت مىکنى؟
گفت: اى محمد اینجا آخرین نقطهاى است که صعود به آن را خداى عزوجل براى من مقرر فرموده و اگر از اینجا بالاتر آیم پر و بالم مىسوزد، (5) آن گاه با من وداع کرده و من پیش رفتم تا آن گاه که در دریاى نور افتادم و امواج مرا از نور به ظلمت و از ظلمت به نور وارد مىکرد تا جایى که خداى تعالى مىخواست مرا متوقف کند و نگهدارد آن گاه مرا مخاطب ساخته با من سخنانى گفت.
و در این که آن سخنانى که خدا به آن حضرت وحى کرده چه بوده است در روایات به طور مختلف نقل شده و قرآن کریم به طور اجمال و سربسته مىگوید: « فاوحى الى عبده ما اوحى»؛ پس وحى کرد به بندهاش آنچه را وحى کرد.
و از این رو برخى گفتهاند: مصلحت نیست در این باره بحث شود زیرا اگر مصلحت بود خداى تعالى خود مىفرمود، و بعضى هم گفتهاند: اگر روایت و دلیل معتبرى از معصوم وارد شد و آن را نقل کرد، مانعى در اظهار و نقل آن نیست.
و در تفسیر على بن ابراهیم آمده که آن وحى مربوط به مسئله جانشینى و خلافت على بن ابیطالب (ع) و ذکر برخى از فضایل آن حضرت بوده، و در حدیث دیگر است که آن وحى سه چیز بود: 1. وجوب نماز 2. خواندن سوره بقره 3. آمرزش گناهان از جانب خداى تعالى غیر از شرک. در حدیث کتاب بصائر است که خداوند نام هاى بهشتیان و دوزخیان را به او وحى فرمود.
و به هر صورت رسول خدا(ص) فرمود: پس از اتمام مناجات با خداى تعالى بازگشتیم و از همان دریاهاى نور و ظلمت گذشته در« سدرة المنتهى» به جبرئیل رسیدم و به همراه او بازگشتیم .
منابع :
براى توضیح بیشتر به کتاب هاى بحارالانوار، ج 19، (چاپ جدید)، مجمع البیان، ج 3، ص 395، ج 5، ص 186، تفسیر المیزان، ج 19، صص 64-60، ج 13، صص 2 به بعد، فقه السیرة، صص 154-146، الصحیح من السیرة، ج 2، ص 112، فروغ ابدیت، ج 1، ص 305 و کتاب هاى عربى و فارسى دیگرى که در این زمینه قلم فرسایى و بحث کردهاند مراجعه نمایید.
سلامت یا تبلیغات
دکتر عباس لیراوی
بعضی وقتها چیزهای میبینی یا میشنوی که از کنار آنها نمیتوان به راحتی عبور کرد و تا آنها را به اطلاع مردم نرسانی آرام نمیگیری.
اطلاع رسانی بسیار خوب است اما این که بگوییم میخواهیم کاری را بکنیم کافی نیست. آنگاه که کار انجام شد باید به اطلاع مردم برسانیم تا بروند و خدمات بگیرند مثل CT-MRI و تخصصها و فوق تخصصهایی که قبلاً وارد استان شدهاند چرا که آن چه انجام میگردد کوچکترین حق مردم این دیار می باشد و ما نمیتوانیم هیچ منتی بر آنها داشته باشیم .
به نکات زیر توجه کنید :
آیا می دانید کلنگ بیمارستان در سال 1385 به زمین زده شد؟
آیا میدانید امسال 15 پایگاه اورژانس افتتاح شد؟
آیا میدانید مجهزترین مرکز پزشکی هستهای در سال جاری افتتاح میشود؟
آیا میدانید امسال مجهزترین مرکز جراحی قلب افتتاح میشود؟
بنده به عنوان کسی که از مهر ماه 1375تا کنون در جریان مسائل دانشگاه علوم پزشکی بوشهر بودهام بعد از خواندن مطالب بالا که توسط دانشگاه علوم پزشکی در سطح شهر بوشهر نصب گردیده، احساس کردم وظیفه ای را که مسئولین دانشگاه در انجام آن به عمد یا سهو کوتاهی کردهاند در حد توان انجام داده و مطالبی را خدمت مردم شریف استان برسانم. همچنین سؤالاتی از رئیس دانشگاه علوم پزشکی داشته باشم .
بحث پروژهی بیمارستان بوشهر قطعاً بر میگردد به قبل از سال 1375 وعدهی زیادی در پیگیری این پروژه نقش داشتهاند که بنده هم همهی آنها را نمیشناسم اما آن چه میدانیم از وقتی که دانشکده به دانشگاه تبدیل شد و دکتر امیری ریاست آن را به عهده گرفت فعالیت گستردهای جهت احداث بیمارستان صورت پذیرفت و بعد از آن دکتر رستمیان و دکتر شجاع و مجدداً دکتر امیری موضوع را با جدیت پیگیری نموده و همواره یکی از بحث های اصلی بهداشت و درمان بوده و هرگاه مسئولین ارشد کشور به استان مسافرت میکردند مسئولین دانشگاه برای احداث بیمارستان به سراغ آنها میرفتند تا این که وقتی دکتر شجاع رئیس دانشگاه بود تخریبی بودن بیمارستان فاطمه زهرا رسماً اعلام گردید و با تلاش تیم مدیریتی دکتر شجاع بود که بیمارستان بوشهر در کشور به عنوان اولویت اول ساخت قرار گرفت و بعد از آن دکتر امیری در سالهای 83 و 84 چند صد میلیون تومان جهت نقشهبرداری و کارهای مطالعاتی هزینه کرد و نهایتاً قرار بود در بهمن 84 این کلنگ به زمین زده شود و البته به صورت فاینانس پروژهی بیمارستان احداث گردد که با فشارهای زیاد عطارزاده که پافشاری میکردند بیمارستان فاطمه زهرا به بیمارستان تأمین اجتماعی منتقل شود این کار به تأخیر افتاد و مجدداً جلسات متعدد گرفته شد تا این که رئیس مجلس، کلنگ بیمارستان را بدون حضور رئیس دانشگاه، به زمین زد. البته شایان ذکر است درکنار رؤسای دانشگاه ردپای دکتر نبیپور، دکتر اقبالی، دکتر شفیعی و....... به وضوح دیده میشود که جای تقدیر و تشکردارد. پاسخ سؤالات زیر روشن نیست :
1ـ مسئله فاینانس بیمارستان به کجا کشیده شده، مگر مصوبهی شورای اقتصاد نبوده است؟
2ـ سرنوشت چند صد میلیون تومانی که قرار بود صرف جابجایی بیمارستان فاطمه زهرا به تأمین اجتماعی شود چه شده است؟
3ـ به راستی آیا رئیس دانشگاه در هنگام کلنگ زنی بیمارستان حضور نداشته اند؟ چرا؟
4ـ بهتر است رئیس دانشگاه اعلام کند بیمارستان چه موقع افتتاح میشود و به وعدهی خود عمل کند.
5 ـ در زمان آقای تبادار مقرر شده بود 30 هکتار زمین برای بیمارستان اختصاص داده شود. چرا اینگونه نشد؟
دومین موضوع تبلیغاتی مربوط به افتتاح 15 پایگاه اورژانس می باشد که کار بسیار خوبی است ولی فقط تبلیغاتش برای دکتر ابراهیمی بوده است و باید به عرض مردم استان برسانم که دکتر امیری ـ رئیس سابق دانشگاه علوم پزشکی ـ اهل تبلیغات نبود. البته اطلاع رسانی هم خوب انجام نمیداد که ضعف ایشان محسوب می شود، چرا که ایشان با همکاری تیم مدیریتی خود فقط در سالهای 83 و84 بالغ بر 30دستگاه آمبولانس وارد اورژانس استان نمود و در هیئت دولت مصوب کرد که 18 پایگاه افتتاح شود و تقریباً اکثر کارها و قراردادها هم خود ایشان بسته بود و دکترابراهیمی فقط 5 دستگاه از آمبولانسهای مصوب شده را تحویل گرفت و متأسفانه در پایگاههای افتتاحی از آمبولانسهای قدیمی و از رده خارج استفاده شده است که این یک ضعف بزرگ است. تازه تبلیغات هم میکنند که معجزه شده و اگر خاطرتان باشد شب بیست و سوم بهمن 85 در برنامه ردپای خاطره، آقای استاندار اعلام نمود که یکی از مصوبات سفر رئیس جمهور ایجاد پایگاههای اورژانس بوده و با احداث این پایگاه ها 30درصد مرگ و میر کم شده است. اما جالب است بدانید حدود 10 پایگاه در هفته دولت در سال 85 و بقیه در بهمن 85 افتتاح شدهاند. حال چگونه است که در فاصلهی کمتر از چهار ماه آن هم با افتتاح چند پایگاه با آمبولانسهای کهنه و فرسوده این همه مرگ و میر کم میشود؟ آیا این جز آمار غلطی است که احتمالاً از طرف رئیس دانشگاه در اختیار ایشان قرار گرفته است؟ البته باید بدانیم اگر در تصادفات، مرگ و میر کم میشود نتیجهی، بهتر شدن جادهها، رعایت قانون توسط مردم و فعالیت چشمگیر عزیزان پلیس راه و نیروی انتظامی هم هست.
راستی سرنوشت بقیهی آمبولانسهای مصوب هیئت دولت چه شده است؟
اما بحث پزشکی هستهای: دکتر ابراهیمی ادعا میکند امسال مجهزترین مرکز پزشکی هستهای را در بوشهر راهاندازی میکند.
اولین بار بنای پزشکی هستهای در بوشهر در سال 75 توسط دکتر فخرزاده متخصص قلب و با حمایت دکتر امیری با خرید دستگاه اسکن تیروئید شروع شد، سپس به دلایلی متوقف گردید و بعد دوباره دکتر امیری و اکیپ همراهش در سال 83 پیگیر خرید دستگاه ایزوتوپ اسکن فوق مدرن شدند و در سال 84 مراحل خرید را انجام دادند. همچنین با حمایت و تشویق دکتر نبیپور، یکی از دانشجویان توانمند پزشکی از چهار سال پیش به تحصیل در رشته پزشکی هستهای مشغول شد و حدوداً از مهرماه 85 منتظر است تا مرکز پزشکی هستهای در بوشهر راه اندازی شود .
حتماً میدانید امسال مجهزترین مرکز جراحی قلب را هم دکتر ابراهیمی افتتاح میکند. اما لازم است بدانید پیگیری جهت احداث این مرکز توسط دکتر امیری در سال 83 شروع و مبلغی بالغ بر یک میلیارد تومان برای این کار مصوب گردید که حدود نیمی از آن در سال 84در اختیار دانشگاه قرار گرفت. البته اینجا لازم است از آقای ده محسنی کارشناس دیوان محاسبات ودیگرانی که دلسوزانه برای درمان استان ورفع مشکلات تا قرارگیری پول در اختیار دانشگاه تلاشی خدا پسندانه نمودند یاد گردد.ما هم به نوبهی خود از ایشان سپاسگزاریم. در هر صورت این پروژه هم آماده و تحویل دکتر ابراهیمی گردید، حتی دکتر شفیعی هم به عنوان جراح برای دورهی فوق تخصص جراحی قلب اعزام شده بود تا مسئولین کنونی دغدغه تأمین نیرو هم نداشته باشند و بتوانند زودتر کار را شروع کنند .
حال شما قضاوت کنید چه کسی استاندار را در مقولهی سلامت نمونه کرد و چه کسی به مردم خدمت کرده و میکند. نکتهی آخر اینکه شاید عملکرد گذشته دکتر امیری باعث نمونه شدن آقای افراشته در مقولهی سلامت باشد. خوب است رئیس کنونی دانشگاه علوم پزشکی کارها و برنامههای خودش را به اطلاع دیگران برساند و اگر کار