دکترشجاع مخالف اصلاحات
شنیده شده است دکتر شجاع در هفته گذشته با اصولگرایان دشتستان تشکیل جلسه داده و پیرامون وضعیت اصولگریان و راهکارهای مقابله با اصلاحات به بحث و گفتوگو پرداخته است.
کاندیداتوری یکی از فرمانداران
شنیده شده است یکی از فرمانداران استان بوشهر تصمیم دارد در حوزهی انتخابیهی بوشهر، گناوه و دیلم کاندیدا شود. شنیدنیها حاکی است رایزنیها ولابیهای مربوط در حال انجام است.
سیاسی نمودن باشگاه شاهین
شنیده شده است پس از تحت پوشش قرار گرفتن باشگاه شاهین بوشهر توسط پارس جنوبی احتمال تصدی مدیر عاملی باشگاه شاهین توسط یکی از کاندیداهای انتخابات مجلس قوت گرفته است.
پاسخ شجاع به عطارزاده
شنیده شده است "شجاع" نماینده دشتستان در پاسخ به حملات "عطارزاده" اظهار داشته که نامبرده دنبال منافع خود است و مخالفت وی با افراشته در این راستا میباشد.
برگزاری مراسم معارفه شهردار جدید بوشهر
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: پس از گذشت 45 روز سه شنبه هفتهی گذشته در نشست شورای اداری استان بوشهر شهردار خوش پوش شهر بوشهر ـ شاپور رجایی ـ با قرائت حکم وزیر کشور معرفی شد و از خدمات غلامعلی میگلینژاد شهردار سابق و اعضای شورای اسلامی دوره دوم شهر بوشهر تقدیر به عمل آمد. در این نشست استاندار بوشهر گفت: شهر بوشهر نسبت به گذشته تفاوتهای بسیاری کرده است. امروز بوشهر مرکز ثقل تصمیمگیریهای کشور در زمینه انرژی است.
علی افراشته گفت: با تدبیر و هماهنگی مدیریتی یکپارچه شهری و همچنین مشارکت بین شورای اسلامی و شهرداری و مدیران و مردم میتوانیم بوشهر را به عنوان شهری الگو در زمینهی توسعه شهری در کشور معرفی کنیم.
افراشته به مدیران استان نیز دستور داد برای همکاری با شهردار، تأمین درخواستهای او را در اولویت کارهای خود قرار دهند. در ادامه "اردشیر محمدی باغملائی" رییس شورای اسلامی دورهی دوم شهر بوشهر گفت: امروز مطالعات نشان میدهد کلان شهرها کانون تحولات توسعه هستند، اداره چنین شهرهایی مستلزم داشتن مؤلفههایی است که از عهده هر کسی بر نمیآید. محمدی باغملائی افرود: تولید، توسعه، مدیریت و نیروی انسانی نقش اصلی و کلیدی را دارد به عبارتی دیگر مؤلفههای چون منابع مالی جای خود را به مدیریت توانمند و با برنامه داده است.
وی خاطر نشان کرد: ویژگی خوب مدیران شهری به ویژه شهرداران میتواند تهدیدها را به فرصت تبدیل کند. وی با بیان این که بیش از یکصد سال از عمر شهرداریها و بلدیه میگذرد هنوز دیوار بیاعتمادی بین شهرداریها و مردم وجود دارد. موفقیت هر شهردار به دو عامل بستگی دارد: ابتدا مشارکت مردمی و بعد همکاری بین بخشی قطعاً شهردار باید مدیریت شهروند محور را در دستور کار خود قرار دهد.
غلامعلی میگلینژاد: شهردار سابق شهر بوشهر نیز گزارشی از عملکرد خود ارائه کرد و متذکر شد: در کشورهای در حال توسعه شهرداریها با چالشهای مختلف در سطح مواجه هستند.
گفتنی است در حالی مراسم تودیع میگلینژاد برگزار میشود که هنوز تکلیف بدهی چهار میلیارد تومانی شهرداری به بانک ملی مشخص نشده و مسئله میدان میوه و ترهبار همچنان به قوت خود باقی مانده است. اسفند ماه سال گذشته ـ در دوران میگلینژاد ـ طی قراردادی میدان میوهو ترهبار بوشهر به مدت 10 سال با پرداخت ماهیانه یک میلیون تومان به پیمانکار واگذار میشود. البته پس از گذشت سه تا چهار ماه و همچنین با توجه به تودیع میگلینژاد، شهردار منطقه 2 بوشهر مدعی شده است تحت فشار بوده و مجبور به امضاء این قرارداد شده است!
مهندس فروزانی نیز میگوید: شورای فنی شهرداری با این قرارداد مخالف بوده است. صحبتهای میگلینژاد نیز در این باره شنیدنی است. وی در گفتوگویی کوتاه با خبرنگار نصیر بوشهر در این خصوص گفت: قرارداد میدان میوه و ترهبار مصوبه شورا بوده و شهرداری نیز مؤظف به اجرای سیاست شورای شهر است. اگر امضا نمیکردیم شورا میتوانست ما را استیحضاح کند! میگلینژاد در خصوص بدهی چهار میلیارد تومانی شهرداری اظهار بیاطلاعی کرده و گفت: هیچ اطلاعی از این موضوع ندارد!!
مدیرکل بنادر استان بوشهر در گفتوگوی اختصاصی با نصیر بوشهر:با گذشت دو سال، هنوز احداث بندر تجاری در دست مطالعه است
زهرا رکنی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: مدیر کل بنادر استان در مصاحبهی اختصاصی با خبرنگار نصیر اظهار داشت:
عملیات اجرایی طرح توسعهی بندر بوشهر در تاریخ 27 اردیبهشت ماه 84 آغاز شده است که میتوان به پروژههایی شامل لایروبی کانال دسترسی و حوضچه، احداث دویست اسکله به طول 388 متر، احداث لایک حفاظتی و استحصال زمین با 120 هزار متر مربع و استفاده از 70 هزار متر مکعب مواد حاصل از لایروبی اشاره کرد.
راستاد اضافه کرد: اجرای این پروژه به عهده پیمانکاران و مشاوران داخلی و خارجی است که مدت اجرای پروژه از تنظیم قرارداد 15 ماه پیشبینی شده است و مبلغ قرارداد 72 میلیون دلار میباشد که به دلایل مشکلات به وجود آمده در تأمین برخی مصالح پروژه و گشایش اعتبارات اسنادی، شاهد تأخیر در عملیات اجرایی بودهایم.
وی در ادامه در خصوص احداث اسکله نیز تصریح کرد: احداث اسکله تا نیمهی خرداد ماه سال جاری 35 درصد پیشرفت داشته است که طبق برنامهی تنظیم شده باید تا مهر ماه سال جاری تکمیل شود و امیدوارم کلیهی بخشهای طرح توسعه تا قبل از سال جاری به بهرهبرداری برسد.
مدیر کل بنادر استان در ادامه در خصوص احداث بندر بزرگ تجاری در بوشهر نیز اشاره کرد و گفت: مطالعات احداث بندر بزرگ تجاری در بوشهر از دو سال پیش توسط استانداری بوشهر آغاز شد و بخشهایی از مطالعات توسط مشاور پروژه اجرا شده است که توسط استانداری و اداره کل در دست بررسی است.
وی افزود: با توجه به اینکه این پروژه در مراحل مطالعات فاز شناخت میباشد به طور قطعی نمیتوان در مورد مکان و حتی اجرایی شدن آن اظهار نظر کرد و همه چیز بستگی به نتایج حاصل از مطالعات دارد. راستاد در ادامه در پاسخ به این سؤال که با توجه به این که به تمام بنادر مجوز صادرات داده شده، آیا به زیر ساختها نیز توجه شده است اظهار داشت: اعتبارات قابل توجهی برای توسعه و تکمیل زیر ساختهای بنادر کوچک استان اختصاص داده شده که سال گذشته لایروبی بنادر دیّر و کنگان را تکمیل نمودهایم که برای هر کدام از آنها 22 میلیارد ریال اعتبار اختصاص داده شده بود.
وی افزود: احداث موجشکن و یک پست اسکله در بندر بوالخیر با اعتبار 23 میلیارد ریال توسعه داده شد که سوم خرداد ماه سال جاری همزمان با سالروز آزاد سازی خرمشهر به بهرهبرداری رسید. وی در ادامه به برنامههای در دست اجرا در سال جاری اشاره کرد و گفت: تأسیسات پشتیبانی بنادر دیّر، خارگ و گناوه و احداث اسکلههای بنادر مذکور تکمیل شده و در سال جاری عملیات اجرایی آنها آغاز خواهد شد و همچنین مطالعات تأسیسات پشتیبانی بندر کنگان را نیز شروع کردهایم که امسال در آن بندر کار را شروع خواهیم کرد.
وی در ادامه اضافه کرد: با تکمیل این پروژهها، وضعیت بنادر تجاری کوچک استان متحول خواهد شد و با پتانسیل بالاتری میتوانند در تجارت دریایی نقش داشته باشند.
راستاد در ادامه به دو پروژهی بزرگ در بوشهر که به مرحله اجرا رسیده است نیز اشاره و اظهار داشت: دو پروژه بزرگ دیگر در این بندر اجرایی شده است که پروژه اسکله کوثر به طول 610 متر با اعتبار 110 میلیارد ریال از تیر ماه سال گذشته آغاز شده و انشاءا... سال آینده تکمیل خواهد شد و دیگری ساختمان برج کنترل ترافیک، دریایی و گمرک بوشهر است که همزمان با اسکله کوثر و با اعتبار 100 میلیارد ریال عملیات اجرایی آن شروع شده و در اوایل سال آینده به بهرهبرداری میرسد.
مدیر کل بنادر استان در پایان تصریح کرد: با برنامهریزیهای به عمل آمده و اعتبارات اختصاص داده شده انشاءا... تا قبل از پایان برنامه چهارم اهداف کمی، سند توسعه زیر بخش حمل و نقل دریایی محقق خواهد شد و چشماندازی برای خودمان ترسیم کردهایم که احیاء نقش و جایگاه تاریخی بنادر استان بوشهر در تجارت دریایی خلیج همیشه فارس میباشد و تمام همت و تلاشمان را برای رسیدن به این هدف به کار خواهیم گرفت.
معاون سیاسی استانداری بوشهر:اگر جایی کم کاری صورت بگیرد دخالت میکنم
مریم خوئینی ــ خبرنگار نصیر: معاون سیاسی استانداری بوشهر در جمع خبرنگاران گفت: اتحاد ملی در بُعد سیاسی را باید مورد توجه قرار دهیم. باید در راستای رفع اختلافات کوشا باشیم.
علیزینبی گفت: نمیتوانیم بگوییم تابع مقام رهبری هستیم و بعد بدون توجه به فرمایشات ایشان همان گونه که خودمان میخواهیم و به ذهنمان خطور میکند حرکت کنیم.
وی با تأکید بر این که همیشه اختلافات وجود داشته گفت: این که بگویم اختلافات از بین خواهد رفت یک چیز غیر ممکن است. اما آن چه نیاز است مدیریت بر اختلافات است. وی افزود: باید در راستای کم کردن اختلافات تلاش کنیم تا بتوانیم به لحاظ سیاسی جامعهای هم دل و همراه داشته باشیم.
وی خاطرنشان کرد: تخریب یکدیگر را کنار بگذاریم. اگر بناست به نکتهای راجع به رقیب خودمان اشاره کنیم بهتر است بگوییم مدیریت جناح من یا گروه من از مدیریت شما بهتر است. وی افزود: ما باید شیوهها و راههای خدمتگزاری را به مردم ارائه دهیم نه تخریب همدیگر. نباید پا روی شانهی هم بگذاریم و از این طریق بخواهیم ارتقاء پیدا کنیم و با حذف حریف از جامعه خودمان را بالا بکشیم بلکه باید رقابت سیاسی و سالم را دنبال کنیم و بتوانیم همدیگر را تحمل کنیم. وی در ادامه گفت: چه طور توان تحمل همدیگر را نداشته باشیم اما بخواهیم مشکلاتمان با آمریکا، اروپا و روسیه حل شود. برای حل مشکلات بینالمللی اگر غیر از این باشد شعار است. معاون سیاسی استانداری بوشهر در پاسخ به پرسشهای خبرنگاران گفت: مقام ارشد استان در وزارت کشور و در نهاد ریاست جمهوری جایگاه بسیار خوبی را به خود اختصاص داده است. ایشان به عنوان استاندار دولت نهم تا زمانی که ریاست جمهور و وزیر کشور عنایت داشته باشند خدمتگزار مردم خواهد بود. وی همچنین اضافه کرد: به همان دلیل که این میز و صندلی به من رسیده به همین دلیل باید روزی این میز و صندلی را دو دستی تقدیم کنم. اگر خوب کار کنم ارتقاء و اگر بد کار کنم تنزل خواهم داشت. ما هیچ کیسهای برای چنین جایگاهی ندوختهایم. وی ادامه داد: ما با توجه به همهی مشکلات که احتمال میدادیم وارد استان شدیم.
زینبی در پاسخ به سؤالی در خصوص دخالتهای معاون سیاسی در امور عمرانی گفت: همان طور که در روز معارفهی خود گفتم به عنوان معاون سیاسی و امنیتی مستقر شدم اما یکی از پارامترهایی که مد نظر دارم مسائل عمرانی است. بسیاری از مشکلات نشأت گرفته از مسائل عمرانی است وی افزود: به دنبال سنگ، گچ و سیمان نیستم اما اگر جایی کم کاری صورت بگیرد دخالت میکنم و تذکر میدهم. علی زینبی در پایان عملکرد مطبوعات را خوب ارزیابی کرد و گفت: بعضی از نشریات خوب پردازش میکنند و باعث ایجاد تحرک و انرژی در مسئولان میشوند.
تجمع اهالی روستای بینیون مقابل ساختمان استانداری بوشهر
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: هفته گذشته اهالی روستای بینیون مقابل استانداری بوشهر تجمع کردند. به گفتهی یکی از تجمعکنندگان، این روستا با مشکل آب مواجه شده است. وی گفت: این مشکل از ده سال پیش هنگامی که در کنار چشمهی روستا نهادهای دولتی چاههای عمیق حفر کرده و آب را روانهی مناطق دیگر از جمله خط ساحلی کردند پیش آمده است. شایان ذکر است درآمد اهالی روستا از طریق کشاورزی تأمین میشود. هماکنون پس از گذشت 5 الی 6 سال باغ مرکبات این روستا کاملاً خشک شده و باغ نخیلات نیز در حال خشک شدن است. بسیاری از اهالی این روستا به دلیل مشکل کمبود آب به شهرهای اطراف مهاجرت کردهاند. به گفتهی یکی از اهالی در طول یک سال 20 خانوار، روستای خود را ترک گفتهاند. هماکنون 60 تا 70 خانوار در این روستا ساکن هستند و از مسئولین میخواهند به مشکل آنها رسیدگی کنند.
فرماندار گناوه:منابع ملی متعلق به همهی نسلهاست
فرماندار گناوه در جلسهی کمیته تأمین زمین شهری و روستایی و تأسیسات زیر بنایی و رو بنایی شهرستان گناوه گفت: زمین اگر بخواهد به عنوان سرمایه به مفهوم تجارت لحاظ شود، یقیناً ما منابع خود را از دست خواهیم داد.
تیمور یزدان شناس افزود: منابع ملی متعلق به همهی نسلهاست و باید آن را برای همهی نسلها حفظ کنیم. با زمین خواری باید مقابله کرد.
فرماندار گناوه تأکید کرد: متأسفانه فلسفهی تشکیل تعاونیهای مسکن فراموش شده و همه به تهیهی زمین پرداختهاند و این مقوله باعث خرید و فروش زمین توسط عدهای فرصت طلب و سودجو شده است.
یزدانشناس تصریح کرد: مشکل اصلی ما در شهرستان گناوه بحث زمین خواری است که متأسفانه تعاونیهای مسکن فقط زمین تهیه کردهاند بدون این که ساخت و سازی صورت گرفته باشد.
وی همچنین افزود: امروز سیاست دولت این است که مسکن ساخته شود نه زمین فروشی شکل گیرد و دغدغه اصلی ما در شهرستان ساخت مسکن است و به شرطی به تعاونیهای مسکن زمین میدهیم که مسکن ایجاد نمایند.
فرماندار گناوه همچنین خواستار فعال شدن تعاونی مسکن کارمندان و کارگران شد. وی از سازمان مسکن و شهرسازی استان خواست که در مورد تخریب منازل سازمانی گناوه که عمر مفید آنها سالها گذشته ترتیبی اتخاذ نمایند.
وی همچنین خواستار حضور سرمایه گذاران بخش مسکن در گناوه شد.
در سال جاری استان بوشهر نسبت به سال گذشته 12 درصد افزایش بار داشته است
مدیر عامل شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر اعلام کرد: هم اکنون 990 مگاوات بار شبکه برق این استان است که نسبت به سال گذشته 138 مگاوات اضافه بار داشته است.
به گزارش روابط عمومی شرکت توزیع نیروی برق استان بوشهر، مهندس دشتی مدیر عامل این شرکت اظهار داشت: براساس آمارهای موجود در سال 84 هر مشترک در این استان هشت هزار و پانصد کیلو وات برق مصرف میکرد که هم اکنون این رقم برای هر مشترک به ده هزار و پانصد کیلو وات رسیده است.
وی افزود: با توجه به این که شرکت توزیع نیروی برق بوشهر امسال در بخش مشترکین 8 درصد و در بخش انرژی با بار مصرفی 12 درصد افزایش مواجه است در مجموع به 1100 مگاوات برق نیاز دارد. همچنین وی به ظرفیت پایین شبکه برق استان اشاره کرد و از مردم خواست برای جلوگیری از خاموشیها، قطعی و نوسانات برق، صرفهجویی جدی مصرف انرژی را در اولویت قرار دهند.
وی در ادامه بیان کرد: با وجود اینکه این شرکت از ابتدای سال جاری نسبت به نصب 230 دستگاه ترانس اقدام نموده است، هم اکنون استان بوشهر به نصب 400 دستگاه ترانس دیگر نیز جهت افزایش ظرفیت شبکه برقرسانی نیاز دارد.
مهندس دشتی اضافه کرد: برای بهینهسازی و ظرفیت سازی شبکه برقرسانی در استان بوشهر به 900 میلیارد ریال اعتبار نیاز است که 300 میلیارد ریال از این رقم نیاز توزیع است و این در حالی است که سال 85 فقط 150 میلیارد ریال به این شرکت اختصاص یافته است.
همایش جهاد کشاورزی برگزار شد
زهرا رکنی ــ خبرنگار نصیر بوشهر: در این همایش نماینده مردم استان در مجلس خبرگان گفت: فرهنگ جهادی سرشار از ایثار و خودباوری است و نتیجه و دستاوردهای جهادگران در عرصههای مختلف زنده نگه داشتن روحیهی امید در بین مردم و دولت مردان است.
آیت الله حسینی بوشهری در ادامه افزود: توسعه کشاورزی امنیت قضایی را برای جامعه به ارمغان میآورد و جهادگران باید آن گونه که در دوران دفاع مقدس سنگر دفاع از کشور را برپا کردهاند امروز هم برای توسعه و آبادانی کشور فعالیت کنند.
در ادامه استاندار بوشهر نیز اظهار داشت: 3 درصد از اعتبارات عمرانی استان برای تکمیل زیر ساختهای کشاورزی در اختیار سازمان جهاد کشاورزی قرار میگیرد.
رستمیان رییس سازمان جهاد کشاورزی استان نیز گفت: شکلگیری و ادامه فعالیت جهاد به دستور امام راحل برای خدمت رسانی به مردم صورت گرفت و اکنون نیز جهاد کشاورزی با همین هدف فعالیتهای خود را برنامهریزی و اجرا میکند.
سخنگوی استانداری بوشهر:استقلال گاز یک ماه پیشمصوب شده ولی نماینده
اکنون روی آن مانور میدهد
مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر: سخنگوی استانداری بوشهر در جمع خبرنگاران به مصاحبهی تلویزیونی یکی از نمایندگان اشاره کرد و گفت: یکی از نمایندگان طی یک مصاحبهی تلفنی در برنامه تلویزیونی اعلام میکند که توانستهام استقلال گاز بوشهر را به سرانجام برسانم. باید به ایشان یادآوری کنم این خبر را دو هفتهی پیش در مصاحبهی خود مطرح کردهام و اصلاً بحث استقلال گاز بوشهر یک ماه پیش پیگیری و مصوب شده است!
معاون برنامه ریزی و اداری و مالی استانداری بوشهر: از شروع عملیات اجرایی خط انتقال آب از مسیر پایگاه هوایی بوشهر خبر داد. این عملیات میتواند مشکل کمبود آب بوشهر را رفع نماید.
وی اضافه کرد: در هفته گذشته بحث کار گروه مسکن را دنبال کردهایم. در این کار گروه سهم اعتباری و نیاز مسکن هر شهرستان مشخص میشود و از سهم کلی استان که مبلغی حدود 170 میلیارد تومان است تفکیک میشود.
کرمی اضافه کرد: برای اولین بار برنامهی اجرایی و برنامهی عملیاتی دستگاه اجرایی استان سالانه تنظیم شده و در هفتهی گذشته تکمیل شد. وی افزود: بر همین اساس دستگاههای اجرایی مؤظف هستند در قالب برنامهای که خودشان تنظیم کردهاند گزارش عملکرد ماهانهی خود را ارائه دهند.
وی اضافه کرد: برنامهی عملیاتی زیر مجموعهی شورای برنامهریزی نیز برای اولین بار در استان تنظیم شد. کار گروهها مؤظف هستند بر اساس برنامهی تنظیم شده تاریخ جلسات را مشخص کرده و هر سه ماه یک بار گزارش کار خود را ارائه دهند.
در پایان کرمی از راه اندازی بورس استان خبر داد که ظرف یکی دو هفتهی آینده با مسئولیت سازمان بورس شروع به کار میکند.
کاروان زیارتیکارگران شرکت صدرا در مشهد مقدس
دو اتوبوس شامل هفتاد نفر از کارگران و بسیجیان شرکت کشتی سازی صدرا به مشهد مقدس، اعزام گردیدند که طی شش روز از مکانهای جمکران، مرقد امام، مشهد مقدس، طبس و شاهچراغ دیدن نمودند.
در این سفر زیارتی معنوی مهندس جلیل خبره مدیر عامل شرکت صدرا و ریاست حراست منطقه جنوب نقش ارزندهای داشتند.
پرسنل زحمتکش کشتی سازی صدرا که جمع بیشتر آنها را بسیجیان شامل میشدند در این سفر زیارتی به خاطر ایام فاطمیه مراسم سینه زنی سنتی در حرم مطهر امام رضا (ع) برگزار نمودند که استقبال بسیار خوبی از این مراسم گردید
نگاهی به زندگی و آثار استاد عبدالحسین خرمایی
بخش پایانی
عبدا... لاوریفرد
در مورد استاد "عبدالحسین خرمایی" حرفهای زیادی باقی مانده است که سعی شده در گفتوگو با چند تن از نوحهخوانان و موسیقیدانان بوشهری به آثار و شخصیت ایشان بیشتر بپردازیم:
حاج ابراهیم ملاحزاده ـ نوحهخوان حسینه سیدالشهداء محلهی صلحآباد جنوبی و مسجد صاحبالزمان محلهی جبری:آقای "عبدالحسین خرمایی" شخصیتی است بینظیر، خوش خُلق، خوش برخورد و در همه حال استادی به تمام معنا و کم نظیر که شنیدن آهنگهای ایشان سینهزن را به اوج شور و حالی توصیف ناپذیر میبرد. از ایشان میتوان درس فروتنی را یاد گرفت که بدون هیچ گونه ادعا و چشمداشتی، وقت خود را صرف خدمت به اهل بیت میکند. امیدوارم که در مورد این عزیزان بیشتر نوشته شود. از شما هم که وقتتان را صرف تحقیق و نگارش در مورد سینهزنی سنتی این دیار میکنید کمال تشکر را دارم و از خداوند برای تمام جوانان مؤمن طول عمر با عزت را خواهانم.
اسماعیل ایراندوست ـ نوحه خوان مسجد شیخ سعدون محلهی کوتی: جا دارد از جناب آقای عبدالحسین خرمایی به لحاظ خدمات فراوانی که از بدو انقلاب در زمینهی آهنگسازی در امر سینهزنی سنتی بوشهر داشتهاند و رونق بسیار زیادی به عزاداری سالار شهیدان دادهاند و باعث باشکوهتر شدن مراسم گردیدهاند تشکری فراوان کرده باشم و به ایشان بگویم خسته نباشید مرد بزرگ...
آقای خرمایی آهنگهای زیادی به روی اشعار واحد گونه گذاشته است که میتوان از زیباترین و جاودانهترین آنها نام برد: «میرود شاهزاده اکبر»، «مدینه»، «صدای العطش آتش زده بر پیکرم زینب»، «امشب ای زینب کبری »، «میان خیمهای غمگین نشسته زینب کبری»، «شد ز نو موسم اندوه و غم اهل ولا»، «کوفه من بار سفر بستم از این غم خانه رفتم» و آهنگهای دیگری که فقط با گوش دادن به آنها میتوان فهمید که ایشان چه کاری کرده است و ارزش کار وی در چیست. امیدوارم که خداوند منان طول عمر با عزت همراه با سلامتی به ایشان عطا فرماید تا بتواند در مراسم عزدارای سیدالشهداء انجام وظیفه نماید.
سید محمد موسوی ـ نوحهخوان مسجد امام جعفر صادق(ع) کوی سادات هلیله: به نظر من آقای عبدالحسین خرمایی شاخصترین نواساز عزاداری سنتی بوشهر میباشد. ایشان با توجه به اظهارات خود و اعتقادات مذهبی در زمان آهنگسازی به اهل بیت(ع) متوسل میشود و آهنگ مناسب را انتخاب میکند. من به شخصه اعتقاد دارم که ایشان حق بزرگی به گردن این سنت دارد و بعید میبینم که بندر بوشهر دیگر چنین نواسازی را در این زمینه به چشم ببیند. آهنگهای ایشان، آدمی را به یاد کربلا، مدینه و مظلومیتهای اهل بیت(ع) میاندازد و در عالم معنوی سیر میدهد. خداوند به ایشان طول عمر با عزت جهت خدمتگزاری بیشتر عنایت فرماید.
عبدالعلی مهندسی ـ شاعر و آهنگساز: اینجانب کوچکتر از آن هستم که بخواهم در مورد شخصیت استاد عبدالحسین خرمایی چیزی بگویم، ولی میتوان به یک نکته از هزاران نکته اشاره داشت و آناینکه آهنگها و نواهای این استاد در این دیار جای بحث و گفتوگو دارد. کسی که با عشق به اهل بیت(ع) اینگونه آثار را خلق میکند و آدمی را به حال و هوای دیگری سوق میدهد که خود نشان از شخصیت وی دارد. آثاری که از هر نظر، مورد تأیید میباشد. نواهایی که این گونه خلق شوند بیشک در نسلهای آینده هم جای خود را حفظ خواهند کرد و نواهای استاد عبدالحسین خرمایی از این قاعده مستثنی نیست. من فقط میتوانم در یک جمله بگویم که ایشان بینظیر و بیهمتاست. از خداوند منان برای ایشان طول عمر با عزت را خواستارم و از شما که وقتتان را صرف این بزرگواران میکنید کمال تشکر را دارم.
هادی محمودی فرد ـ شاعر و آهنگساز: بیتردید وجود انسانهای پاک و معتقد و آشنا به موازین اسلامی در ادامهی نهضت کربلا الزامی است که بتوانند با افکار و بیان خود خاطرات همیشه جاوید عاشورا را به نسلهای بعدی انتقال دهند و با این فرایند عزاداری فرزند زهرا(س) را بیش از پیش مورد توجه جهانیان قرار دهند و رسالت خویش را در این راه مهم به سرانجام برسانند. عزاداری بوشهر ـ که بیش از یک قرن از آن میگذرد ـ دارای آداب و رسوم خاصی است که برخی از آنها در کشور منحصر به فرد میباشد و بدون شک آقای عبدالحسین خرمایی با توجه به توانایی خاصی که دارد ضمن حفظ آداب و رسوم گذشتهی عزاداری بوشهری، تغییر و تحولات قابل توجهی به این مراسم داده است که میتوان ادعا نمود سالیان متمادی باید بگذرد تا شخصی با این همه توانایی و قدرت ظاهر گردد. به جرأت میتوان گفت افکار نو و آشنایی با آلات موسیقی و اشعار مذهبی کمک بزرگی به او نموده است تا بتواند در این راه مهم موفق باشد. تواضع و فروتنی و روابط خوب او با جوانان از خصلتهای او میباشد و به همین جهت مشوق خوبیست برای جوانانی که علاقه زیادی در راه خدمت به مجالس حسینی دارند. آهنگهای او به یاد ماندنیست و خیلی از آهنگهای او حتی بیرون از استان نیز استفاده میگردد. اینجانب نیز از ارشاد و راهنمایی ایشان تشکر و قدردانی مینمایم و امیدوارم شاگرد خوبی برای ایشان باشم.
کیامرث خوردهبین ـ شاعر و آهنگساز: استاد عبدالحسین خرمایی را بیهیچ تردیدی میتوان از برجستهترین و پُرکارترین آهنگسازان این خطه به شمار آورد که در زمینهی آهنگسازی تبحر خاصی دارد و دریچهای تازه در عرصهی موسیقی مذهبی این خطه گشوده است. ایشان یکی از مداحان اهل بیت(ع) بوده و در زمان نوحهخوانی از محدود افرادی بوده که در این زمینه از سبک اجرایی خاصی بهره میبرده و از همان ابتدای نوحهخوانی از نوحهخوانهای زمان خویش یک گام جلوتر بوده و همواره در پی شکوفایی این هنر تلاش مضاعفی کرده که تا همین امروز هم ادامه داشته است.
"عبدالحسین خرمایی" استاد مسلم موسیقی مذهبی استان بوشهر بعد از هنر نوحهخوانی رو به آهنگسازی آورد و از همان ابتدای کار با دست مایههایی که در این زمینه داشت و با استعداد و ذوق و شوق فراوان خالق ملودیهای جانسوز و غمانگیزی در این عرصه گردید که از استقبال عمومی بهرهمند شد و در اکثر محافل عزاداری و سینهزنی از آهنگهای ایشان که بر روی اشعار مرثیهسرایان استان گذاشته شده استفاده میشود. ای کاش بیشتر در مورد این بزرگوار صحبت شود.
در آخر از خداوند منان برای ایشان عمر با عزت را خواستارم.
آقای محمود موجی ـ شاعر: از آقای خرمایی هر چه بگوییم کم گفتهایم. ایشان یک شخصیت کم نظیری است که برای مردم این دیار افتخار است و مایهی غرور برای هم استانیهای خوب ماست.
باید بگویم که یک شعر در ساخت یک نوحه تأثیر فراوانی دارد. شعر باید حتماً دارای وزن و قافیه باشد و در آن از واژههایی استفاده شود که برای عموم مردم مفهوم و در عین حال بدیع و با فضای سینهزنی بوشهر بیگانه نباشد. آن گاه آهنگساز میتواند آهنگی بسازد که سینهزن را به شوری وصف ناشدنی ببرد. از خداوند برای تمام نوحهخوانان و نوحهسرایان به خصوص جناب آقای عبدالحسین خرمایی طول عمر با عزت را خواستارم و از شما جوان پر کار و زحمتکش در این زمینه تشکر میکنم.
فاطمه زهرا احاطه در تثلیث مرگ
پروینتاج محمدی
دختر پیغمبر چگونهای؟ با بیماری چه میکنی؟
ـ به خدا دنیای شما را دوست نمیدارم و از مردان شما بیزارم!
درون و برونشان را آزمودم و از آن چه کردند ناخشنودم چون تیغ زنگار خورده نابُرا و گاه پیش روی واپس گرا، خشم خدا را به خود خریدند و در آتش دوزخ جاویدند. ننگ عدالت کشی را برایشان بار کردم. نفرین بر این مکاران و دور باشند از رحمت حق این ستمکاران. وای بر آنان چرا نگذاشتند حق در مرکز خود قرار یابد و خلافت بر پایههای نبوت استوار ماند؟
به خدا سوگند، اگر پای در میان مینهادند و علی را بر کاری که پیغمبر بر عهدهی او نهاد، میگذاردند، آسان آسان، ایشان را به راه راست میبرد…
این آخرین خطبههای زهرای بتول است، آن گاه که زنان انصار و مجاهد به عیادتش آمدند. در تاریخ ذکر نشده کدام یک از زنان انصار و مهاجر؟ آیا زنانی که همسرانشان از منتقدین و سیاستمداران قریش و مدینه محسوب میشدند در بین آنان بودند؟! مسلماً این گونه نبوده است زیرا در بین مردان عیادت کننده به جز دو شخصیت وفادار، عمار و ابوذر که از دوستان باوفای محمد و علی هستند، نمیتوان برجستگان مهاجر و انصار را دید. زنان این دو طایفه که هنوز به مداخلات سیاسی پای ننهاده و از نظر اجتماعی و خانوادگی هنوز پایبند سنن جاهلیت هستند، به تبعیت از همسرانشان یعنی همان مردان پیمان شکن و مکاران دوست نما، نمیتوانستند سنگ صبوری برای آلام و دردهای بیپایان فاطمه باشند.
اندیشمند معاصر "شهید مطهری" جملهای زیبا و به یاد ماندنی در شأن علی (ع) دارد. او میگوید: ”قاتل علی،ابن ملجم نیست که عدالت اوست“. به عقیدهی نگارنده عوامل پنهان در شهادت صدیقهی کبری را باید سه چیز دانست:
مرگ پدر، مظلوم شدن شوهر، از دست رفتن حق و بالاتر از همهی اینها دگرگونیهایی است که پس از رسول خدا به فاصلهی اندک در سنت مسلمانی پدید آمد و روح و جسم او را سخت آزرده ساخت. رابطهی پیامبر با فاطمه زهرا از نوع روابط بسیار عادی و روز مرهی هر پدر و دختری نبود. روابطی که در همه جا متداول است. فاطمه آخرین دختر خانوادهای است که در انتظار پسر بودند و او حالا آمده است و پسر نیست! او دختری است که محمد به وسیلهی او تمام ریشههای ضد زنانه و دخترانهی جاهلیت شبه جزیره را میخشکاند. پیامبر با فاطمه ارزشهای نوین انسانی را زنده میکند. او با طرحی بسیار تازه و شیرین در دو نقش ظاهر میگردد: نقش پدری دختر دوست، و دیگر دختری به تمام معنا پدر دوست. او وارث همهی مفاخر پدر میشود. او وارث وحی، ایمان، جهاد، انقلاب، اندیشه و انسانیت میگردد.
او تا آن جا پیش میرود که مکرراً مورد تحبیب و تجلیل پدر قرار میگیرد. آن جا که محمد (ص) میگوید: بهترین زنان جهان چهار تناند: مریم، آسیه، خدیجه و فاطمه (ع). یا در جایی دیگر میفرماید: خشنودی فاطمه خشنودی من است، خشم او خشم من است… این همه تکرار و اصرار پیامبر برای اکرام فاطمه برای چیست؟
در آن فضایی که دختران زنده به گور و زنان وسیلهای برای زاد و ولد محسوب میشدند، تجلیل یک دختر از سوی پدر تنها در رازی نهفته است که کلید آن نزد محمد (ص) و خدای اوست و حال این دخترِ عزیز دردانهی پیامبر باید شاهد فراق ابدی پدر و ستون استحکام مدینه و مکه باشد و اینک پس از پدر، نوبت شوهر است! هنوز پیامبر را غسل ندادهاند که صدای تکبیر«عمر» در آن لحظات دردناک، تمام اهل خانهی عایشه را حیرت زده میسازد." علی" به "عباس" میگوید: این تکبیر چیست؟ دیری نمیگذرد که از قفای در خانه پیامبر این صدا به گوش میرسد: بیرون بیایید و گرنه همهتان را آتش میزنیم! فاطمه، ”عمر“ را میبیند که آتش در دست دارد: ـ "عمر" چه شده است؟ عمر: باید همه به مسجد بیایند و با خلیفهی پیغمبر بیعت کنند! فاطمه: کدام خلیفه؟ خلیفهی مسلمانان هم اکنون بالای جسد پیغمبر نشسته است. عمر: از این لحظه امام مسلمانان "ابوبکر" است و اگر به مسجد نیایید و یا بیعت نکنید خانه را و هر آن چه که در آن است آتش خواهم زد. فاطمه: عمر میخواهی خاندان نبوت را آتش بزنی؟ عمر: آری…
غصب خلافت از "علی"(ع) که مکرراً پیامبر اکرم طی سالها به آن تأکید ورزیده بود و در حجه الوداع، در بین هزاران حج گزار از آنان برای علی به فرمان الهی بیعت گرفته بود، ضربهای دیگر به جسم و روح فاطمه بود. فاطمه میدانست که با این سنت شکنی و بدعت گذاری آن هم اندکی پس از رحلت پیامبر، باید به عزای اسلام و مسلمانان با وفا و جان بر کف محمد (ص) وعلی (ع) نشست. اما این توطئهی سالها خفته در نقاب دوستی، به این جا ختم نمیشود. صحابهی پیامبر یا از سر ایمان و شوق به تحول به گرد او جمع شده یا از سر استیصال و ناچاری. و حال گروه دوم پس از 23 سال پنهان نمودن ایمان ظاهری بار دیگر به درِ خانهی زهرا (ص) آمده، همان طور که خلافت تثبیت شدهی الهی "علی" را با آتش و ضرب و شتم از او غصب نمودند، تنها یادگار و هدیهی پیامبر به فاطمه را، با خدعه و نیرنگ و با جعل قوانین شرع از او میستانند."فدک" که حلقهی اتصال خیرات و برکات پیامبر و فاطمه به مسلمانانِ نیازمند است، از او گرفته میشود! فاطمه در آمد مکتسبه از فدک را بین نیازمندان مهاجر و انصار تقسیم میکند و حال سیاست سنت شکن و بدعت گذار، حکم میکند به هر طریق ارتباط بین این خاندان پاک و مقدس با اهالی مدینه قطع گردد تا بدین وسیله سنت نبوی و سیرهی خاندان او ازیاد امت برود و این است غمنامهی "بانویی"یی که روزی به آن جا میرسد که در محیط سیاه و سراسر جاهلیت شبه جزیره، لقب "امابیها" میگیرد. زهرای مطهر در تثلیث هجران پدر، مظلوم شدن شوهر و از دست رفتن حق، احاطه میگردد و این مثلث شوم که نتیجهاش سالها بعد، سست گشتن پایههای محکم اسلام ناب محمدی است، فاطمه را به کام مرگی شیرین که پس از پیامبر آرزویش را دارد میکشاند.
در هر جریان جدید اجتماعی و سیاسی که نهادینه شده است آن چه میتواند سیستم "نو" را سست گرداند، تیشه به ریشه زدن بر تمام ایدئولوژی و خط مشی جریان حاکم است. پیامبر با آغاز نبوت و پیامبری و حکومت بر شبه جزیره، از متدی بسیار آرام و در عین حال متحول کننده استفاده نموده و به جنگ با سنتهای پوسیدهی جاهلیت میرود. پیامبر سنت حج ابراهیمی اعراب را به یکباره از بین نمیبرد بلکه آرام آرام و با پذیرش همان سبک و سیاق، شاخ و برگهای خرافی را میزداید و سنتهای مذهبی و شرعی جدید حج را به آنان میآموزد. پیامبر هیچگاه به یک باره به مخالفت با تمام آن چه اعراب شبه جزیره طی سالیان سال آن را فرهنگ خود ساخته بودند نپرداخت، زیرا تمام سنن و عقاید گذشته را مردود نمیشمرد. اما مکاران و منافقان دوست نما، تنها اندکی پس از رحلت پیامبر به جنگ و مخالفت با تمام سنن الهی و سنت نبوی و اقوال و روایات آن پرداختند، با آتش و دشنه و تهدید به ستیز با نزدیکترین خاندان وحی رفته و حتی به تفسیر و توضیح محافظه کارانه و سیاستمدارانهی آیات قرآن به نفع خود پرداختند و این، آن حرکتی است که اگر در جامعهای که شاهد اندکی تغییر و تحول است، بیفتد تمام بنیانهای گذشته و حال آن سیستم را در هم میشکند. پنجاه سال پس از رحلت پیامبر شاهد فروپاشی تمام دستاوردهای الهی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی پیامبر هستیم و این همان نکتهایست که فاطمه به آن یاران بی وفا میفرماید و در این تثلیث سنت شکنی و بدعتگذاری، ضلعی است که بیشتر از هر عامل پنهان دیگری جسم نحیف و درد کشیدهی زهرای بتول را درهم میشکند.
منابع:
1ـ فاطمه فاطمه است
2ـ فاطمه الزهرا
3ـ زندگانی فاطمهی زهرا
4ـ انساب الشراف
بیتالمال / اموال دولتی
حشمتا... غضنفر
بازرس اداره اموال و اوراق بهادار خزانه معین استان بوشهر
بخش سوم
حفظ، حراست و نگهداری، سه اصل مهم در صیانت از بیتالمال و ادارهی امور اموال دولتی و خزانهی دولت جمهوری اسلامی ایران است که معنای عام داشته و علاوه بر مراقبتهای فیزیکی و نحوهی استفاده و بهرهوری از اموال، صحت و سلامت حساب و موجودی آن را نیز در بر میگیرد. خوشبختانه پس از وقوع انقلاب اسلامی و استقرار نظام جمهوری اسلامی و به موازات تثبیت و حصول تجربهی دولتهای منتخب مردم و حساسیتهای ویژهای که رهبر کبیر انقلاب اسلامی و مقام معظم رهبری در این امر داشتند، تحولات همه جانبه و گستردهای در این زمینه به عمل آمد و لذا با تدوین قانون محاسبات عمومی کشور در سال 1366 هـ .ش کلیات ضوابط و مقررات جدید اموال منقول و غیر منقول دولت در فصل پنجم آن مسطور و رئوس عناوین مهم در این باب منظور گردید که شرح جزئیات آن بعداً با تنظیم و ابلاغ آییننامهی اموال دولتی مصوبهی سال 1372 و آیین نامهی مسئولیتهای امین اموال مصوبهی سال 1376 هیئت محترم وزیران تصریح و تکالیف قانونی و وظایف هر یک از مسئولین ذیربط طبق مفاد آن مشخص گردید.
در این میان یکی از اشخاص مهم و کلیدی که در سازمانها، ادارات و مؤسسات دولتی بار سنگین مسئولیت حساب، مراقبت و نگهداری از اموال دولتی را عهددار بوده اما در نگاه اول مشخص نیست و شاید درتراکم کار و حجم بالای امور خود ایشان هم کمتر به آن توجه نموده است، رییس یا مدیر دستگاه اجراییست که به مثابه امانتدار اصلی و امین واقعی منصوب از سوی حاکم اسلامی و رییس دولت در رأس این مهم قرار دارد و همان گونه که مولا علی (ع) مسئولیت مستقیم حفظ و مراقبت بیتالمال را در موقع انتصاب والیان و استانداران به شخص گمارده شده به این سمت واگذار و تأکید وافر و توصیهیهای فراوان بر حرمت و حد و حصر آن میفرمود، اکنون هم «حفظ و حراست و نگهداری حساب اموال منقول دولتی در اختیار وزارتخانهها و مؤسسات دولتی با وزارتخانه و مؤسسات دولتی استفاده کننده است»(2)و در واقع مسئولیت خطیر در وهلهی نخست متوجه رئیس یا مدیریت آن دستگاه اجراییست و اگر چه ذیحسابان سازمانها و ادارات دولتی در این مبحث جایگاه خاص خود را داشته و «نگاهداری حساب اموال دولتی و نظارت در اموال مذکور»(3) از ارکان مهم شغلی و شرح وظایف نامبردگان است و در رده بندی پستهای سازمانی امین اموال نیز مسئولیتهای بسیار سنگینی را دارد. وی «مأموری است که از بین مستخدمین رسمی واجد صلاحیت و امانتدار با موافقت ذیحساب و به موجب حکم وزارتخانه یا مؤسسهی ذیربط به این سمت منصوب و مسئولیت حراست و تحویل و تحول تنظیم حسابهای اموال و اوراقی که در حکم وجه نقد است به عهدهی او واگذار میشود »(4) و با این حال سایتهای اصلی و ارائه راهکارهای قانونی منطبق با تشکیلات و کمیت و کیفیت و محل استقرار اموال دولتی و تعیین عوامل اجرایی و تبیین مسئولیت هر یک از واحدهای در ید اختیارات رییس و مدیر هر مؤسسه یا وزارتخانه و سازمان دولتی است که ذیحساب و امین اموال و سایر پرسنل همکار با سمتهای شغلی، عامل ذیحساب، معاون ذیحساب، کارپرداز، مأمور خرید، انباردار و همچنین معاونین پشتیبانی و مالی ادارات و سازمانها مانند دایره و زنجیرهای هماهنگ و منسجم از بدو ابتیاع و خرید یا ورود کالا و تجهیزات به ابوابجمعی انبار، کمال همکاری و همفکری و مساعدت را در خصوص موجودی و حساب اموال میبایست اعمال نمایند.
شهرداری نه دولتی است نه ملی، پس صاحب آن کیست؟
عبدالکریم نیسنی
مقالهی "وام به شرط خوش تیپی" از ایمان کمالی در صفحهی اجتماعی هفته نامه نصیر شماره 398، حرف اکثر مردم است که دلشان هم برای شهرداری و هم به خاطر کارکنان آن میسوزد.
قبل از این که به اصل مطلب برسیم، حکایت چنین است که در دههی شصت به خاطر برخورداری از یک وام چهارصد هزار تومانی خرید یا احداث واحد مسکونی که توسط استانداری بوشهر و نظر دو نفر کارشناس و تحقیق گر اولویت وام، قرار بود پرداخت شود، وقتی به حضور فرماندار وقت رسیدم تا با قلم خود حکم تأیید بر وام زند، روی یک سئوال اندکی تأخیر نمودم. ایشان گفت کارمند شهرداری هم که هستی، حقا که همان رفتگری! در پاسخ، جملهی شهید نواب صفوی را در ارتباط با شخصیت رفتگر به آن مرد حکومتی گفتم، اما وی بلافاصله چهارصدهزار تومان را به دویست هزارتومان تقلیل داد و پس از امضاء مجدد گفت: از شما مستحق تر هم وجود دارد، با گرفتن حوالهی 200 هزار تومانی آن را مچاله کرده و روی میزش گذاشتم.
از آن به بعد هم هیچ امتیازی از وام مسکن در طول خدمتم به من تعلق نگرفت. وقتی به بازنشستگی رسیدم تقاضا نمودم فرزند بیکارم را لااقل به جای خودم در گوشهای از شهرداری به کار گمارند که پاسخ منفی بود. مجدداً تقاضای برپایی یک کیوسک کردم در حاشیهی خیابان برای فروش مطبوعات و صنایع دستی که موافقت نشد. آن هم کتباً اعلام نمودند نصب کیوسک ممنوع است در حالی که در همان محل مورد نظر عدهای صاحب کیوسکهای متعدد شدند. لذا حمایتی از بازنشسته صورت نگرفت. با این همه باز هم دلمان برای شهرداری و کارکنان آن که اغلب حقوقشان را به موقع دریافت نمینمایند میسوزد.
همین حالا چندان تفاوتی صورت نگرفته زیرا اخیراً که فراخوان پرداخت سهام عدالت به ایثارگران و جانبازان در میان بود با مراجعه به تعاونی بسیج خواهان سهام شدم. مسئول مربوطه که صدای مرا در اتاق دیگر شنید بدون این که با وی گفتوگو نمایم از همان جا فریاد زد که: به بازنشسته تعلق نمیگیرد!
اخیراً در خبرها آمده بود که سهام عدالت شامل شهرداری که نه دولتیست و نه ملی نخواهد شد. ضمناً از نظر دریافت اجناس غیر نقدی وقتی به شهرداری مراجعه نمودیم گفتند اصلاً شامل شهرداریها نمیگردد. پس بازنشستهای که نه بنیاد جانبازان، نه بسیج و امور ایثارگران و شهرداری و استانداری و سازمان بازنشستگی او را قبول ندارند، حتی برای ضامن شدن ثبت نام دانشگاه، بایستی به کجای مملکت بند باشیم. میبینیم در رسانهها بر علیه این نهاد مظلوم چه گفتوگوهایی که بر زبان جاری نمیگردد، اما از همه مهمتر هفته نامههای محلی هم دیواری کوتاهتر از دیوار مخروبهی شهرداری سراغ ندارند. آخرش بعد از سی سال خدمت در پارلمانهای محلی هم که شهرداری و شورا باشد متوجه نشدیم حاکمیت شهرداری در دست کیست: ملی است یا دولتی یا وزارت کشوری و یا مردمی.
به هر حال به این شرکت بزرگ تعاونی شهری مردمی بایستی بها داد تا به همان خوش تیپی در چال اسکندرونهای شهری غرق نشویم و برای ضمانت مقبول درگاه قرار بگیریم.
گفتو گو با محسن شریفیان سرپرست گروه موسیقی مروارید لیان پیرامون اظهارات مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر:هدفی به جز دفاع از موسیقی بوشهر نداشتم
• آقای شریفیان، قطعاً از موارد مطرح شده در گفتوگویمطبوعاتیمدیرکل صدا و سیمای مرکز بوشهر و نظراتاو دربارهی موسیقی بوشهر و ساز نیانبان مطلع هستید. وی در این گفتوگو مدعی شده که طی نشستی با حضور علما، شما نظر دادهاید که موسیقی محلی
که در حال حاضر اجرا میشود، یک موسیقی شبه غربی است. در این باره چه توضیحی دارید؟
ـ حضور من در این جلسه، صرفاً برای دفاع از موسیقی بوشهر بود و توجیه جنبههای ناب این موسیقی برای کسانی که دچار شبهاتی شده بودند و با توجه به مطالعاتی که در زمینهی آراء فقهی دربارهی موسیقی و پخش موسیقی در رسانه داشتم، موفق شدم تا حدود زیادی شبهات را برطرف کنم. در پایان جلسه نیز توافق شد که پخش موسیقی محلی از شبکهی استانی تداوم داشته باشد.
• با توجه به اظهارات آقای رحیمزاده، این گونه برداشت میشد که شما در رد یا تصویب موسیقی جهت پخش از شبکهی استانی نقش داشتهاید؟
ـ من تا کنون هیچ گونه سمتی در صدا و سیما نداشته و ندارم و نقشی هم در حذف موسیقی محلی نداشتهام، چرا که پخش برخی از آثار خود من هم در شبکهی استانی ممنوع است. در این نشست، من برای نخستین بار با مدیر کل صدا و سیما دیدار کردم. موقعیت من در عرصهی موسیقی کاملاً مشخص است. بار دیگر تأکید میکنم که هدفی به جز دفاع از موسیقی بوشهر نداشتم.
• علمایی که در این جلسه حضور داشتند، چه کسانی بودند؟
ـ آنها امام جمعهی شهرستانهای مختلف استان بودند و اطلاعاتی که در آن جلسه به آنها منتقل شد، موجب تصحیح نگاهشان نسبت به موسیقی بوشهر گردید. به هر حال آنها نیز دغدغههای خاص خود را دارند که ما به این دغدغهها احترام میگذاریم.
• آقای رحیمزاده به نقل از شما گفته که موسیقی بوشهر با سازهای غربی به ویژه سینتیسایزر آمیخته شده است، این موضوع صحت دارد؟
ـ خیر، من چنین نظری مطرح نکردهام. من به هیچ وجه با سینتیسایزر و استفاده از آن در موسیقی تلفیقی مخالفتی ندارم، کما اینکه خودِ من هم در بعضی مواقع از آن استفاده میکنم. مهم این است که ما از این ساز به چه صورت به نفع موسیقیمان استفاده کنیم.
• در مجموع، نوع نگاه مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر را نسبت به موسیقی بوشهر چگونه ارزیابی میکنید؟
ـ ما نباید فضا را طوری ترسیم کنیم تا موجب مطرح شدن عدهای شود که مخالف موسیقی بوشهر هستند. بیتردید ساز "نیانبان" کماکان در موسیقی بوشهر حضور خواهد داشت و اخیراً من برای نخستین بار با ارکستر بزرگ صدا و سیما در تهران متشکل از نوازندههای نواحی ایران قطعهای را که برای نیانبان تنظیم شده بود در مراسم اختتامیهی جشنوارهی تولیدات مراکز صدا و سیما اجرا کردم.
• آیا نسبت به تغییر موضع و نوع نگاه مسئولین صدا و سیمای بوشهر نسبت به موسیقی محلی خوشبین هستید؟
ـ بیتردید هدف صدا و سیما حذف موسیقی محلی نیست، چرا که اگر سیاست مسئولان این سازمان بر مبنای "حذف" بود، از من در نشست با علما دعوت نمیکردند و این نکته نشان میدهد که مایلاند حرکت مثبتی انجام شود. ما نباید ادعا کنیم که موسیقی ما فاقد اشکال است که البته این موضوع هم از لحاظ فنی و هم فقهی و زوایای دیگر قابل بحث است. با وجود این، اشکالات موجود هرگز نمیتواند به عنوان دلیلی بر ممنوعیت پخش موسیقی بوشهر از این رسانه مطرح شود.
طنین جادویی ساز "محسن شریفیان" در مراسم اختتامیهی جشنوارهیتولیدات مراکز صدا و سیما
سرویس هنری هفتهنامه نصیر بوشهر: ارکستر صدا و سیما در قالب نوازندگان و خوانندگان مطرح موسیقی نواحی ایران، در اختتامیهی پانزدهمین جشنوارهی تولیدات مراکز استانها در محمودآباد مازندران به اجرای موسیقی پرداخت.
این برنامه که به طور مستقیم از شبکهی تلویزیونی مازندران و شبکهی پنج تهران پخش میشد، شاهد حضور و هنر نماییِ هنرمند نامدار بوشهری "محسن شریفیان" به عنوان نوازندهی نیانبان بود که به همراه سازهای کوبهای جنوب به اجرای برنامه پرداخت. گفتنیاست این نخستین اجرای مشترک بزرگان موسیقی نواحی ایران در قالب ارکستر بزرگ صدا و سیما محسوب میشود.
شایان ذکر است رهبری این ارکستر را "امیر بکان" بر عهده داشت و آهنگسازی قطعهی اجرا شده نیز بر عهدهی "شهرام منظمی" بود.
سخنرانی"جهانشیر یاراحمدی"در سمینار ملی"تئاتر و مخاطب"
سرویس هنری هفتهنامه نصیر بوشهر: جهانشیر یاراحمدی ـ هنرمند گرانارج و پژوهشگر برجسته عرصهی تئاتر ـ در سمینار ملی "تئاتر و مخاطب" به سخنرانی با
عنوان "بررسی نشانه شناختی مخاطب در تئاتر" خواهد پرداخت.
در این سمینار که روزهای دوم و سوم تیر ماه در دانشکدهی هنرهای زیبا (دانشگاه تهران) برگزار خواهد شد، علاوه بر جهانشیر یاراحمدی، جمعی دیگر از پژوهشگران عرصهی تئاتر و استادان دانشگاههای کشور از جمله: دکتر فرزان سجودی، دکتر مسعود دلخواه، دکتر احمد کامیابی مسک، دکتر اردشیر صالحپور، دکتر بهزاد قادری، دکتر سید مصطفی مختاباد، دکتر سید حبیب ا... لزگی و دکتر محمد جواد عظیمی سخنرانیهایی در ارتباط با موضوع سمینار ایراد خواهند کرد.
شایان ذکر است در شهریور ماه سال جاری نیز "جهانشیر یاراحمدی" در سیزدهمین جشنوارهی بینالمللی " نمایشهای آیینی و سنتی" ـ که در تهران برگزار خواهد شد ـ به سخنرانی با عنوان " نمایشهای سنتی استان بوشهرو شاخصههای منحصر به فرد آنها" خواهد پرداخت. گفتنیست این سخنرانی در بخش "سمینار تئاتر شرق" این جشنواره ایراد خواهد شد.
نگاهی به افاضات "رحیمزاده" در یک گفتو گوی مطبوعاتی مأموریت غیر ممکن!
امید غضنفر
در هفتهنامهی "نسیم جنوب" مورخ 13 خرداد 86 گفتو گویی با "رحیمزاده" مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر به چاپ رسیده بود که واکنشهای گستردهی اهل قلم و اندیشه را در پی داشت. "رحیمزاده" در این گفت و گو، خود را فردی معرفی کرد که با هدفِ "تخریب داشتههایِِ فرهنگی بوشهر"، از ایلام به این اقلیم "ارسال" شده است و در این " مأموریت غیر ممکن" قصد دارد تمام نیروهایِ خودی و نیز تمامی امکانات و ابزار موجود در این رسانه را به کار گیرد. نخستین حرکتِ ارزشیِ ایشان هم افشایِ پروژهیِ نوازندگانِ "نیانبان" در راستای گسترش تهاجم فرهنگیست و مدیر کلِ "ایلام زاد" گویا قصد دارد در یک اقدامِ خیر خواهانه و در جهت هدایت مردم به راه "راست"، "سُرنا" را جایگزین "نیانبان" کند!
در این مجال، به شکلی اجمالی به بخشی از افاضات ایشان میپردازیم.
مدیر کلِ "ایلامزاد" دربارهیِ سریالِ "شهری در منظومهی شمسی" گفته است: «شما ببینید بیشترین انتقاد مردمی به ما به خاطر سریال "شهری در منظومهی شمسی" وارد شد و در ارزیابی مردمی نیز پایینترین رتبه را کسب کرد.». جهتِ اطلاعِ این برادرِ ارزشی باید گفت اگر هم این سریال با چنین ارزیابی مواجه شده، مهمترین علت را باید در سلاخیهای مکررِ این سریال و پخشِ باری به هر جهتِ آن جست وجو کرد.
واقعیت این است که این سریال از "خوان"های زیادی عبور کرده و از نگارش فیلمنامه تا مرحله تولید از ممیزی برادران "واحد جراحی صدا و سیما" گذشته بود. معلوم نیست بعد از ممیزی چه اتفاقی افتاد که سریال در هنگام پخش نیز با سانسورهای مکرر مواجه شد، به طوری که اعتراض شدید عوامل تولید سریال را در پی داشت و نکتهی قابل تأمل، واکنش جناب مدیر کل در برابر این اعتراضات بود، بخوانید و قضاوت کنید: «این سریال متعلق به ماست، ما حق داریم هر بلایی که میخواهیم به سرِ این سریال بیاوریم و حتی آن را بسوزانیم»!! گفتنیست رحیمزاده پیش از این واکنش، در جلسهای اعلام کرده بود که بر اساس نظرسنجیها، این سریال پر مخاطبترین و پر بینندهترین برنامهیِ شبکهیِ استانیِ بوشهر است!!
در بحث تعامل با مطبوعات، جناب مدیر کل مدعی است که به دلیل پخش برنامههایی دربارهی مطبوعات استان، از نظر مالی مقداری بدهکار شدهاند: «با فشارهای بسیاری که به ما، تهیهکنندگان و همهی سازمان وارد شد، ما مقداری از این مبلغ بدهکاری را به سال جدید انداختیم».
"انداختن مبلغ بدهکاری به سال جدید" هم حکایتی دارد! به هر حال گویا به دلیل تحمیل هزینهی تولید برنامههایی در ارتباط با مطبوعات استان، این برنامهها حذف شد که با توجه به سلائق شخصی و تفکر جناحی مدیر کل، این "حذف" را باید به فال نیک بگیریم. اما در ارتباط با بدهی "صدا و سیما" بابت پخش این برنامهها، پیشنهاد میکنم بر اساس سنتِ حسنهیِ اعلامِ "شماره حساب"، جهت واریز مبلغ بدهکاریِ اهالیِ مطبوعات، یکی از شماره حسابهای صدا و سیمای مرکز بوشهر اعلام گردد تا متولیِ شبکهی استانی مجبور نشود "مبلغ بدهکاری را به سال بعد بیندازد"!
در ارتباط با بحثِ "دستمزد"، "رحیمزاده" معتقد است که شبکهیِ استانیِ بوشهر در بین شبکههای استانی، بالاترین دستمزد را به هنرمندان پرداخت میکند!!
اما اکثر هنرمندان، دیدگاه دیگری دارند. آنها میگویند: «دستمزد و به اصطلاح "حقالزحمه"ی هنرمندان در شبکهی استانی بوشهر بسیار ناچیز است و پرداخت این حقالزحمههای ناچیز نیز آن قدر در جریان کاغذ بازیهای اداری به تعویق میافتد که گاه عطایاش را به لقایاش میبخشیم و با خود میگوییم عدمِ دریافت این حقالزحمهها و انباشتِ آن در شبکهی استانی، شاید به تأمین هزینهی برگزاری یک همایش با موضوع "رفع معضلات هنرمندان" منجر شود و در نتیجه ما نیز میتوانیم سهمی در این عملِ خیر داشته باشیم!!!»
در همین راستا، یک شاعر نیز از ولخرجیهای شبکهی استانی میگفت: «تهیه کنندهای از شبکهی استانی به من مراجعه کرد و در برابر سرودن هر ترانه برای پخش در یک برنامهی به اصطلاح طنز تلویزیونی، مبلغ 6000 تومان پیشنهاد کرد و با یک محاسبهی ساده مشخص شد این آقا برای 12 ترانه، مبلغ 72000 تومان در نظر دارد!»
شایان ذکر است دستمزد ترانه سرایان معمولی و گمنام در تهران که نامههایِ عاشقانهیِ منظوم را به خوانندگانِ عشقِ شهرت جهت "نوارسازی" تحویل میدهند، بین 100 تا 150 هزار تومان برای هر ترانه است!
در بحث موسیقی، جناب مدیر کل از این که به دلیل جسارت ایشان در ممنوعیت پخش موسیقیِ محلی و به ویژه قطع صدایِ "نیانبان" از وی تقدیر و تشکر به عمل نیامده، بسیار شاکی و گلایهمند بود!
امیدواریم انشاءا... در آیندهی نزدیک در سالن مجتمع فرهنگی ـ هنری که متعلق به ادارهای به
متولیگری شخصی همسو با دیدگاههای ارزشی اوست، این مراسمِ تجلیل با حضورِ دیگر اعضایِ "انجمن مبارزه با نیانبان" برگزار شود!
اما ذکر نکاتی جهت منور کردن ذهن ایشان و سایر اعضای این انجمن ضروریست. سالهاست که از شبکههای سراسری صدا و سیما و حتا همین شبکهی استانی بوشهر، شاهد پخش انواع موسیقی تکنو، راک و پاپ غربی هستیم. سالهاست از موزیک بدون کلام گروههایی چون "پینک فلوید" ـ به طور مثال آهنگ "تایم" در برنامهی "تقویم تاریخ" ـ و موزیک ترانههای خوانندگانی چون: لایُنل ریچی، جورج مایکل، مادونا و نیز خوانندگان لوسآنجلس نشین چون: داریوش اقبالی، سیاوش قمیشی و بیژن مرتضوی استفاده میشود، اما تاکنون حرفی از "حدود شرعی" و "به گناه افتادن مردم" نبود و حالا فردی از گرد راه رسیده و در هنگامهی پخشِ مکررِ قطعاتِ موسیقیِ غربی که کمترین تبعاتاش ایجاد انگیزه برای اجرای "حرکات موزون" است، دیواری کوتاهتر از موسیقی نابِ بوشهر پیدا نکرده و این موسیقی و ساز اصیلِ " نیانبان" را "حرام" میداند. البته در دیاری که کمتر کسی در جای خود قرار دارد، ارسال محمولهای از "بایگانی صدا و سیمای ایلام" به نشانی "دفتر مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر" چندان شگفت آور نیست!
این برادر، گویا فراموش کرده است که "نیانبان" مصداقِ تهاجم فرهنگی نبوده و نیست، بلکه موسیقیِ غربیست که قاعدتاً نباید با باورهای ایشان سازگار باشد! موسیقی بوشهر ـ اما ـ بیاعتنا به همهی این ممنوعیتها و اظهار نظرهای مربوط به عصر پارینه سنگی، همچنان در داخل و خارج از کشور میدرخشد. هنرمندان عرصهی موسیقی بوشهر، همچنان در جشنوارههای مختلف موسیقی با دریافت جوایز متعدد و هنرنماییهایِ فراموش نشدنی، اعتبار و افتخار برای موسیقی این دیار به ارمغان میآورند. آلبومهای "شپ" ،"بندری" و "موج" از سوی موسیقیدان و پژوهشگر نامدار "محسن شریفیان" و نیز آلبومهای "دی زنگرو"، "چیش انتظار" و "بندریانه" از سوی هنرمندان مطرح و ارجمند: حبیب مفتاح بوشهری، علی احمدی و محسن حیدریه با مجوز رسمی وزارت ارشاد به خیلِ دوستدارانِ موسیقیِ نابِ بوشهر عرضه و با استقبال شایانی مواجه شدهاند. آوازهی موسیقی بوشهر و سازِ "نیانبان" از کرانههای "خلیج فارس" به "راین" رسیده و بزرگان موسیقی به ستایش ویژگیهای بینظیر آن پرداختهاند. با این پیشینه و کارنامهی درخشان، ممنوعیتِ پخش موسیقیِ بوشهر نَه تنها برای متولی "صدا و سیما" موجب افتخار نخواهد بود، بلکه بیتردید تصویری "نگاتیو" از وی در اذهان مردمان این دیار ثبت خواهد کرد.
رَغمارغمِ جارِ جنجالیان که متأسفانه مدیریتِ دو نهادِ حساسِ فرهنگی یعنی " اداره کل ارشاد" و "صدا و سیمای مرکز بوشهر" را اشغال کردهاند و از این دو نهاد دولتی به عنوان تریبونهایی برای طرحِ سلایقِ شخصیِ تنشزایِ خود استفاده میکنند، هنرمندان مستقل بوشهری بیاعتنا به کنشهای مخرب این دو، همچنان پویا و استوار در مسیر تحققِ هدفیِ مشترک که همانا اعتلا و ارتقاء فرهنگ، هنر و ادبیات این اقلیم در سطح کشوری و فرامرزیست، گام بر میدارند. در خاتمه، یک نکته را جهت " مبتذل زدایی" از برنامههای شبکهی استانی یادآور میشوم: آقای مدیر کل! دوشنبه شب هفتهی گذشته، یک قطعه تک نوازیِ "قانون" در برنامهیِ "شونشینی" پخش شد که نوازندهیِ آن یک مهاجر ایرانی مقیم لوسآنجلس است و ماهوارهبازها میگویند کلیپ این قطعه سرشار از حرکات موزونِ مبتذل از نوع "مختلط" است. پس بشتابید که غفلت موجب پشیمانیست!
جوابیهای به آقای جسور! حشمتا… غضنفر
اخیراً آقای رحیمزاده مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر در یک گفت و گوی مطبوعاتی مواردی را ذکر کرده و ممنوعیت پخش نوای "نیانبان" را نشانهی جسارت دانسته و از افتخارات خود بر شمرده است!
اما این جسارت نیست، ضدیت است، رویاروییست. "جسارت" همیشه به معنای دلیری و بیباکی نیست بلکه در برخی موارد هجویات و گستاخی محسوب میشود. مگر برای ایجاد هنجارهای موسیقیایی و نوازندگی باید به جدال با آلات و ابزار موسیقی رفت یا محتوای آن را تلطیف نمود؟ آیا در ایجاد ساختارهای هنری منطبق با شریعت و شرع میبایست به جنگ دوربینها، تجهیزات، و دکوراسیون رفت یا بایستی خالقان اثر را همراه نمود و با تعامل و اندیشه به نتیجه رسید؟
چه عاملی سبب شده که یکی از مدیران نظام، علائق و سنتهای مردم را به سخره گیرد و بخشی از فرهنگ آنها را حرام بپندارد؟ کدام عالم و فقیه، مُهر حرام بر موسیقی محلی این مرزوبوم زده است کدامین استاد موسیقی؟ آیتا… هاشمی رفسنجانی که به شهرستان تنگستان آمده بود با استقبال پر شور مردم این منطقه و نوای گرم "نیانبان" مواجه شد و با تشویقهای خود، آن شور و نشاط را تأیید نمود. مراسم استقبال از آقای لاریجانی ( دبیر فعلی شورای عالی امنیت ملی) ـ که در جریان انتخابات اخیر ریاست جمهوری به بوشهر آمد ـ در مجتمع فرهنگی ـ هنری با موسیقی محلی با محوریت ساز "نیانبان" همراه شد و آقای منوچهر آذری (هنرمند قدیمی صدا و سیما) به عنوان مجری برنامه، از این موسیقی استقبال کرد. سایر ستادهای انتخاباتی نیز در همین مقطع زمانی از موسیقی محلی استفاده میکردند. آیا آنها فعل حرام انجام دادهاند یا آن را ترویج نمودند؟ پس کلیهی نویسندگان، مجری و عوامل برنامهی "صبح جمعه ایرونی" شبکه سراسری رادیو نیز ـ که از آهنگها و ریتمهای تند بهره میبرد میبایست پاسخ گوی مسائل شرعی باشند!
مستندات و نمونهها فراوان است، اما اگر مسئولان شبکهی استانی بخواهند کاتولیکتر از پاپ باشند، قطعاً به این مستندات و واقعیتها نیز بیاعتنا خواهند بود، همان طور که این آقایان در سال گذشته، ضمن معارفهی هنرمندان و عوامل تولید "سریال شهری در منظومه شمسی" وعدهها داده و درِ باغ سبز را گشودند و قول مساعد جهت جذب هنرمندان استان دادند، ولی دریغ از ذرهای عمل و اجرای این وعدهها، چرا که بلافاصله زحمات طاقتفرسای گروه در گرمای شدید تابستان را نادیده گرفته و از هر سو بر آن تاختند. تیزر زیبا و تدوین شده از سوی آقای صافی را قلع و قمع کردند. ساعات پخش سریال را با همین جسارتی! که اکنون دارند بدون اعتنا به مخاطب و بدون اطلاع رسانی به دلخواه تغییر میدادند. قیچی به دستانِ سانسورچی، دو تیغهی کُند قیچیشان را بیوقفه با بُرش راشها تیز میکردند، برخی "بله قربان گوها" در بارهی گویش یکی از شخصیتهای سریال و به بهانهی ایجاد "تقابل فرهنگی" سعایتها کردند و شایعهها پراکندند و سازهای مخالف ـ البته غیر از "نیانبان" که حرام است ـ را کوک کردند و در نهایت هنرمند گرانمایه آقای "سید رضا صافی" را آنچنان دل آزرده و رنجیده خاطر کردند که به گمانم دیگر قدم به ساختمان صدا و سیمای مرکز بوشهر نگذارد.
در خاتمه، به نظریات ضد و نقیض مدیر کل صدا و سیمای مرکز بوشهر اشاره میکنم. این آقا پیش از مصاحبهی اخیر، در جلسهای با حضور آقای صافی از سریال به شدت تعریف و تمجید کرده و آمار نظر سنجی را مثبت اعلام نموده بود و علیرغم اظهارات اخیرشان باید بداند که سریال "شهری در منظومهی شمسی" نقطهی عطفی در روند تولیدات فیلم و سریال شبکهی استانیست که مردم را با این شبکه آشتی داد و تعداد کثیری از همشهریان بزرگوار صرفاً به منظور تماشا و پیگیری روند ماجرای این مجموعه، شبکهی استانی را انتخاب کردند.
ضمناً جهت اطلاع آقای جسور، مقارن با نگارش این مطلب، نوای گرم نیانبان از نماهنگ "ایرانیان" در پانزدهمین جشنوارهی تولیدات مراکز استانها از "شبکه دو" پخش شد.
آقای رحیمزاده؛ هرگز نمیتوانید جلو اجرای این ساز را بگیرید! علی احمدی
آقای "رحیمزاده" مدیر کل صدا و سیما و به قول جناب دکتر مهرور "مدیر کل تازه به دوران رسیده"؛ نمیدانم به چه دلیل موسیقی تکنو و در مجموع آثاری از موسیقی غربی که از صدا و سیمای مرکز بوشهر پخش میشود "حرام" محسوب نمیشود ولی ساز "نیانبان" با آن قدمت که هم شهرت جهانی و هم نوازندگان جهانی دارد "حرام" است؟ چگونه سازهای غربی حرام نیستند اما گوش دادن به ساز "نیانبان" از گناهان کبیره به شمار میآید؟ شما چگونه آن قدر از "نیانبان" اطلاع دارید که با توهم "حرام" بودن این ساز، پخش آن را از شبکهی استانی بوشهر ممنوع اعلام میکنید؟ شما در مکتب کدام فقیه درس خواندهاید که مسئولین صدا و سیمای تهران نخواندهاند؟ آیا ما به خودمان اجازه دادهایم دربارهی موسیقی "لری" این گونه سخن بگوییم؟ چه طور در این مدت که افتخار نصیبتان شده که در صدا سیمای مرکز بوشهر مشغول به کار شوید، موسیقی محلی ما حرام نبوده اما حالا شده گناه کبیره؟!واقعیت این است که از بدو ورود شما به صدا و سیمای مرکز بوشهر، برنامههای آن بسیار بیهویت و سطحی شده و اگر تنوعی در برنامهها بوده فقط به دلیل پخش موسیقی به ویژه موسیقی بوشهر بوده است. شما گفتهاید: در زمانی که صدای "نیانبان" را از برنامهها قطع کردیم هیچ اتفاقی نیفتاد! پس شما حتی به برنامههای خودتان هم اعتقادی ندارید و نگاه نمیکنید که هر شب در برنامهای که آقای سروری و آقای شاهپیری مجری آن بودهاند، چه تعداد از مردم پخش موسیقی محلی را درخواست میکردند. شما از موسیقی محلی ما چه میدانید که آن را به سینتی سایزر ربط دادهاید؟ شما اصلاً از موسیقی چه میدانید که تنوع موسیقی ما را جدا از "نیانبان" میدانید؟ نوحههایی که به صورت ارکسترال و با سینتی سایزر و سازهای غربی اجرا شده و نوای سنج و دمام که کاملاً ریتمیک است از نظر شما مشکل ندارد ولی "نیانبان" مشکل شرعی دارد! مگر ما مسلمان نیستیم که شما میخواهید مسائل شرعی را به ما بیاموزید، آن هم با چه صلاحیتی؟!
بسیار شادمانم که قطعات موسیقی که توسط این جانب ساخته شده دیگر در شبکهی استانی بوشهر پخش نمیشود، اما به شما این نکته را یادآور میشوم که علیرغم این ممنوعیتها در شبکهی شما، نوای "نیانبان" در این اقلیم و سایر نقاط ایران و جهان همچنان طنینانداز است، پس لطفاً تا بیشتر به گناه آلوده نشدهاید، این استان را ترک کنید چون که هرگز نمیتوانید جلو اجرای این ساز را بگیرید.
اجرای موسیقی از سوی"مروارید لیان" در کاخ سعدآباد
گروه موسیقی «مروارید لیان» در تاریخ 19 خرداد در کاخ سعدآباد به اجرای موسیقی "زار" پرداخت.
در این اجرا که در مراسم افتتاحیهی همایش "باورهای عامه به جهان غیرمادی" برگزار گردید،گروه «مروارید لیان» به سرپرستی «محسن شریفیان» قطعاتی از موسیقی بوشهر و موسیقی "زار" را اجرا نمود.
بنابراین گزارش در این همایش علاوه بر اجرای موسیقی، سخنرانیهایی نیز در خصوص باورهای عام و موجودات غیرمادی ایراد شد.
در بخش سخنرانی این همایش« محسن شریفیان» سرپرست گروه «مروارید لیان» دربارهی موسیقی "زار" در جزیرهی خارگ سخنرانی کرد و همچنین فیلمی نیز در این زمینه پخش گردید.
نقد و بررسی آثار داستاننویسان برازجان در انجمن اهل قلم
روز سهشنبه مورخ 22/3/86 داستان نویسان برازجان، مهمان انجمن اهل قلم بوشهر بودند. در این جلسه که با حضور جمعی از داستاننویسان برازجان و نویسندگان بوشهر برگزار شد، داستان "تقویم دیواری و علامت قرمز" از محمدرضا محمدزادگان و "اردیبهشت با کمی نیکوتین" از انوشه دلاوری مورد نقد و بررسی قرار گرفت.
"فرشید جان احمدیان" مسئول جلسات هفتگی " انجمن اهل قلم" در ابتدای جلسه ضمن خوشآمد به مهمانان اظهار امیدواری کرد:حضور نویسندگان شهرستانهای استان در این جلسات میتواند
زمینهای را به وجود آورد تا در آینده شاهد هر چه پربار تر شدن نشستهای ادبی باشیم.
استاد "محسن شریف" از نویسندگان بوشهری و رییس انجمن اهل قلم نیز در ادامه ضمن اظهار خشنودی از حضور داستاننویسان دشتستان در این جلسه، "نقد" را یکی از مهمترین
عوامل در پیشرفت آثار هنرمندان عنوان کرد و فروتنی هنرمند را مهمترین ویژگی او دانست تا بر آن اساس پذیرای نقدهای مختلف باشد. وی همچنین از منتقدین در جلسات ادبی خواست بدون هیچگونه تعارف، نقدهای خود را که البته دارای پشتوانهی علمی باشد مطرح نمایند تا به رشد کیفی آثار هنرمندان استان منجر شود.
در ادامه، محمدرضا محمدزادگان از داستاننویسان برازجان، داستان خود را به نام «تقویم دیواری و علامت قرمز» قرائت کرد.
"محسنی" ـ استاد دانشگاه ـ نخستین منتقدی بود که این داستان را مورد نقد قرار داد. وی در ابتدا به تشریح نکات مبهمی که از دید خوانندگان این داستان پنهان مانده پرداخت و سپس با اشاره به نقد فمینیستی به عنوان یکی از رویکردهای نقد ادبی، داستان فوق را مورد بررسی قرار داد. محسنی در ادامه با اشاره به وضعیت داوری مردان نسبت به زنان در اجتماع، شخصیتهای این داستان را نمونهای از جامعهی امروزی دانست که همان قضاوتها سرنوشت زنان را معلوم میکند.
"میخوش ولیزاده" منتقد بعدی بود. وی این داستان را با "بوف کور" هدایت مقایسه نموده و از نبود فکری محوری در پشت دیدگاههای راوی سخن گفت. به اعتقاد ولیزاده، "عدم تعلیق"
مهمترین اشکال این داستان بود که خواننده در پایان داستان با همان پیش فرضهای خود روبهرو میشود.
"سینا برازجانی" نیز با تشریح خط فکری حاکم بر این داستان، آن را داستان قابل اعتنایی دانست، اما لغزشهای زبانی موجود در آن را مانعی بزرگ برای انتقال حس دراماتیک داستان عنوان کرد. به
اعتقاد وی ساختار پیچیده و سازمان یافتهی یک داستان کوتاه نمیتواند لغزشهای زبانی را تاب آورد و این مسئله قابل توجهای ست.
"محمد سعیدنیا" از دیگر منتقدین با مبهم بودن این داستان، آن را فاقد "ساختارمندی" دانست و گفت: نکات بسیاری در این داستان ناگفته باقی مانده که نمیتوان آن را جزء سفید خوانیِ متن دانست، چون نشانههایی برای رجوع به آنها در متن وجود ندارد و خواننده نمیتواند با حدس و گمان به نکات مبهم داستان واقف شود.
"فرشید جان احمدیان" با تقدیر از "محمدزادگان" به عنوان یکی از داستاننویسان خوب استان، داستان "تقویم دیواری و علامت قرمز" را داستانی دانست که اگر نویسنده کمی بیشتر آن را مورد بازبینی قرار دهد میتوان با داستانی قابل پذیرش روبهرو شد. مهمترین اشکال بر این داستان از نظر "جاناحمدیان"، عدم انگیزش در کنشهای شخصیت اصلی داستان بودکه رفتارهای وی را غیر قابل توجیه کرده و برای خواننده این اعمال باور پذیر نبوده و همین مهم، چالش بزرگی را در تأثیرگذاری داستان مذکور به وجود آورده است.
در پایان "انوشه دلاوری" یکی دیگر از نویسندگان برازجان، داستانی را با نام "اردیبهشت و کمی نیکوتین" قرائت کرد که به علت کمبود وقت جلسه، نقد و بررسی آن به هفتهی آینده موکول شد.
اوضاع و احوالسیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1909 میلادی به روایت روزانه بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و دوازدهم
مترجم: حسن زنگنه
بوشهر
13 ژوئن 1909
4ـ در روز هشتم تعداد یکصد نفر تفنگچی برای کمک به دریابگی از رود حله وارد بوشهر گردید.
5ـ سید شهریار از پیروان سید مرتضی از سنگی اخراج گردید و به دشتی فرار کرد.
6ـ در روز نهم گزارش گردید که میرزا حسین ـ منشی کنسولگری آلمان - اظهار داشته است که کارگزارـ اعتلاالدوله ـ بنا به درخواست کنسولگری آلمان از کار اخراج گردیده است.
7ـ انجمن در روز نهم تشکیل جلسه داد و به نقاط مختلف ایران تلگراف فرستاد و اقدام دریابگی راجع به سید مرتضی را به آنها گزارش داد و آن را تمجید کرد.
8ـ دریابگی افسرانِ سربازها و توپچیها را احضار کرد و به آنها گفت که به رغم این که از تهران برای اخراج همه آنها دستوراتی دریافت کرده است معالوصف با توجه به رفتار پسندیده اخیر آنها در سنگی و در زمان دستگیری سید مرتضی از همه آنها رضایت کامل دارد و لذا میخواهد تلگرافی به تهران بفرستد و ابقاء آنها را توصیه کند.
9ـ عالیجناب حکمران در بامداد روز نهم از معاون اول نماینده سیاسی در خانهاش دیدن کرد. او در این دیدار به موقعیت دشوار خود پرداخت و گفت که راجع به سیدمرتضی و سایر مسائل تعدادی تلگراف به تهران فرستاده اما هیچ پاسخی را دریافت نکرده است. تنها نامهای که او از تهران دریافت کرده مطالبه عایدات بوده است. او راجع به نیاز به وجه نقد بسیار شکایت داشت.
10ـ زایر خضرخان تنگستانی که به منظور کمک به دریابگی مدتی در بوشهر اقامت داشت اجازه یافت که در روز دهم، به منظور دفاع از روستای خود و چاهکوتاه در برابر حمله (که گمان میرود قریب الوقوع است) رئیس علی، زایرغلامحسین و حسن بخشو- خوانین تنگستان و مریدان سید مرتضی که با زایر خضر خان دشمن هستندـ بوشهر را به مقصد روستای خود ترک کند.
11ـ دریابگی به منظور قشون کشی به تنگستان که سرانجام توانست اجازه آن را از تهران دریافت کند مشغول گردآوری نیرو از بندر ریگی است. تا به حال تعداد یکصد نفر وارد بوشهر شده و گزارش گردیده که شناور گیلان به جزیره شیف فرستاده شده تا تعداد یکصد نفر نیرو به بوشهر حمل کند و این در حالی است که شناور پرسپولیس هم برای حمل 200 الی 300 نفر نیرو به بندر ریگ اعزام خواهد شد. به محض ورود نیروهای بندرریگ که گفته میشود جنگجویان بهتری میباشند به یکصد نفر افراد رود حله اجازه داده خواهد شد تا به خانههای خود مراجعه کنند.
12ـ دریابگی بعد از اشغال خانه سید مرتضی به تعدادی از مکاتبات سید دست یافت و در بامداد روز دوازدهم او آنرا به بالیوز جهت اطلاع او فرستاد. دریابگی ظاهراً چکهای پرداخت نشدهای که در اختیار سید مرتضی بوده پیگیری میکند اما نتوانسته است باقیمانده وجوه هزینه نشده را وصول کند.
ادامه دارد...
کشکول نصیر گردآوری : حسن زنگنه
سخنانی از ویلدورانت
مرحوم حمید سیاح که یادداشتهای پدرش حاج سیاح را چاپ کرده، مینویسد: در جشن هفتاد سالگی پروفسور کرش روسی، عدهی زیادی از استادان دانشگاههای روسیه و دانشگاههای خارجی آمدند و هر یک به زبان خودشان به پروفسور تبریک گفتند و به همان زمان جواب شنیدند.
از جمله تبریک عمویم میرزا جعفرخان را به فارسی جواب داد و سپس با صدای بلند گفت: میخواهم مطلبی را بگویم که اگر به فارسی گفته شود تنها میرزا جعفرخان میفهمد، به چه زبانی بگویم؟
چون اکثریت با روسها بود از اطراف صدا بلند شد که: به روسی بفرمایید.
پروفسور کرش ـ پس از اندکی مکث ـ گفته بود: من در برابر ادبیات ایران سر تعظیم فرود میآورم.
همه حاضران بلند شدند که چطور؟ چرا فقط ایران؟ پروفسور جواب داده بود: من تنها یک شعر از حافظ میخوانم و شما بگویید کدام ملتی چنین دستور اخلاقی زیبایی دارد.
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در طریقت ما غیر از این گناهی نیست.
با گفتن این جملات، صدای کف زدن حضار و فریاد زندهباد ایران به اوج رسید و عمویم که از این همه ایراندوستی غرق در شادمانی شده بود، مورد تمجید فراوان حضار قرار گرفت.
حاشیه خاطرات حاج سیاح
روابط هلندیها با خلیجفارس نوشته : ملکم یاپ ترجمه : حسن زنگنه
قسمت اول
پیشگفتار
به رغم اینکه در سال 1623 سر و کله هلندیها در خلیجفارس پیدا شد معالوصف خیلی پیش از این تاریخ، علاقه و دلبستگی آنها به این بخش از جهان آغاز شده بود. با وجود اینکه هلندیها پیش از این تاریخ در خلیجفارس حضور داشتهاند، اما آنها نه برای پیشبرد منافع هلند که به عنوان بخشی از عملیات پرتغال به این آبراه آمده بودند. شاهد صادق این مدعا، «ژان وان لین شوتن» (1611 ـ 1563) است که مشهورترین و متنفذترین آنها میباشد. با همهی اینها، او در خدمت پرتغال بود و لزوماً راجع به سفرش چیزی ننوشت که بتواند به شکل بخشیدن به سیاست هلند کمک کند. شرح مسافرت او در سال 1589 به آسیا و بهویژه خلیجفارس در سرتاسر اروپا مؤثر و کارساز بود، طوری که منافع کشورهای شمال ـ غرب اروپا را به تجارت مستقیم با آسیا و ایران برانگیخت.
«وان لین شوتن» هم از ثروتها ـ که میتوان به آن دست یافت ـ و هم از ضعف پرتغالیها در آسیا ـ که میتوان بر آن غالب گشت ـ به تفصیل یاد کرده بود و بدینوسیله اشتهای تجاری هلندیها و انگلیسیها را برانگیخته بود. تا سال 1594 سفرهای مستقیم دریایی از اروپا به آسیا در انحصار پرتغالیها بود اما در این سال این انحصار توسط مسافران تجاری هلندی و انگلیسی شکسته شد. در سال 1602 شرکت هند شرقی هلند «VOC»، با ادغام 6 شرکت کوچک، تأسیس گردید تا بتوان قدرت مالی و سیاسی را تأمین کرد و تلاشهای تجاری هلند را برای رقابت با سایر کشورهای اروپایی برای کالاهای آسیایی، یکپارچه نمود. هدف اصلی شرکت تسلط بر جزایر ادویه، واقع در جنوب شرق آسیا بود. درست بعد از اینکه هلندیها قاطعانه و محکم در آنجا استقرار یافتند کشورهای اروپایی هم دست به کار شدند تا شبکهی بازرگانیشان را در سایر بخشهای اروپا گسترش دهند. هلندیها از وجود بازار منسجم و یکپارچه اقیانوس هند (جنوب آسیا) و ارتباط تنگاتنگ تجاری آن با آسیای غربی و جنوب شرق آسیا، کاملاً آگاه بودند. مفهوم آن شناخت این بود که گام منطقی بعدیشان، پیشروی به درون منطقه اقیانوس هند است. اما پیش از آنکه شرکت هند شرقی هلند بتواند روابط تجاریاش را با خلیجفارس توسعه بخشد، نخست میبایست جای پای خود را در جنوب آسیا ـ که با رقابت بیامان پرتغالیها و انگلیسیها مواجه بود ـ مستحکم کند. بنابراین ایران و خلیجفارس برای سیاستگزاران هلندی هنوز قریبالوقوع نبود. با وجود اینکه «زینالعابدین خان بیگ» فرستادهی شاه عباس اول به دربار اروپا (1609 ـ 1604) در سال 1608 برای درخواست کمکهای فنی و نظامی از هلند دیدن کرده بود، معالوصف هلندیها هنوز آماده نبودند تا عملیاتشان را در ایران آغاز کنند. به علاوه مدیران شرکت هند شرقی هلند «VOC» در سال 1608 اطلاعاتی به دست آورده بودند مبنی بر اینکه پادشاه هرمز علیه پرتغالیها دست به شورش زده است. بنابراین آنها به دریاسالارهای خود در هند نوشتند: «اگر این موضوع حقیقت داشته باشد شما باید تلاش کنید و اتحادی با این پادشاه به وجود آورید تا بتوانیم تجارت ایران را به دست آوریم. افزون بر این شما باید بکوشید، در صورت امکان، محمولهای از ابریشم خام ایران و نیز سایر کالاهایی که در اینجا سودآور است، تهیه کنید».1 این گزارش به روشنی نشان میدهد که هلندیها به ابریشم ایران علاقهمند بودهاند، زیرا در آن هنگام آمستردام مرکز عمده صنعت ابریشم اروپا بود. به رغم اینکه شرکت هند شرقی هلند «واک» هنوز تصمیم نگرفته بود روابط تجاری با ایران برقرار کند معالوصف چند نفر طراح، از جمله «رابرت شرلی» و رقیبهای هلند، در صدد برآمده بودند تا در سالهای بعد تجارت ابریشم را با ایران گسترش دهند. با وجود این، واک تصمیمی مبتنی بر تکمحصولی اتخاذ نکرد، بلکه بیشتر در این اندیشه بود که این محصول چگونه میتواند با شبکهی تجاری درون آسیاییاش، سازگار باشد. ابریشم محصول چین که از سال 1609 از پاتانی (تایلند) خریداری میکرد کلاً برای تجارت با ژاپن نیاز بود. بنابراین واک به ابریشم ایران بسیار علاقهمند گردید، زیرا این شرکت به ابریشم جهت بازار اروپا نیاز داشت.2 گفتنی است، پرتغالیها هنوز در منطقهی اقیانوس هند بسیار قدرتمند بودند، لذا واک، پیش از هرچیز میبایست، بنیهی نظامی و مالی خود را تقویت کند. توسعهی تجارت با موخا، سیلان و سورات هنوز هم اهمیتاش بیشتر از ایران بود. واک به تدریج ایستگاههای تجاریاش را با رقابت بیامان با انگلیسیها و پرتغالیها، در جنوب آسیا توسعه داد و از آن پایگاه امن و مطمئن به غرب اقیانوس هند نقل مکان کرد. بنابراین زمانی که موقعیت واک در این بخشها کاملاً مستحکم گردید توجهاش را به خلیجفارس معطوف نمود. هرمز هم از نظر تجاری و هم از نظر استراتژیکی رادع و مانعی بود که میبایست از آن به دقت مواظبت کرد ـ اگر دسترسی به ابریشم ایران در دستور کار قرار میگرفت. هلندیها و انگلیسیها به رغم رقابت بیامانی که در جاهای دیگر داشتند در سال 1602 تصمیم گرفتند تا به طور مشترک تجارت ابریشم را با ایران سامان دهند. هیچیک از آنها از نظر مالی و نظامی قدرتمند نبودند که بتوانند به تنهایی این کار را انجام دهند. بنابراین ناوگانی مشترک میبایست با پرتغالیها به پیکار بپردازد و اعتبار موردنیاز برای تجارت ابریشم هم میبایست به طور مشترک تأمین گردد و این در حالی بود که اکثریت سهام به واک تعلق میگرفت. بدین منظور ناوگانی متشکل از 6 فروند شناور در سپتامبر 1621، به فرماندهی «آدمیرال ددل» «Dedel» باتاویا را ترک کرد تا با ناوگ