شکایت امام جمعه کاکی از 6 نفر ایثارگر
شنیده شده است در پی اعتراض تعدادی از ایثارگران شهر کاکی به سخنان امام جمعه آن شهر که در ایام فاطمیه در برنامهی شاد صدا و سیمای بوشهر انجام شده بود، امام جمعه از 6 نفر از ایثارگران کاکی به دادسرای خورموج شکایت نموده و دادستان خورموج قرار بازداشت آنان را صادر مینماید که پس از وساطت نماینده دشتی و تنگستان و سادات کاکی، ایثارگران یاد شده با قرار کفالت آزاد میگردند.
سرانجام طرحهای زود بازده
شنیده شده است اعتبارات طرحهای زودبازده در سال 86 تصویب نشده است و بانکها از پرداخت آن در سال 86 منع شدهاند.
کاندیدای جدید در حوزه بوشهر
شنیده شده است با حجتالاسلام ابراهیم دشتی نماینده اسبق خبرگان استان رایزنی گردیده که در حوزهی انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم کاندیدای نمایندگی مجلس گردد. گفته میشود نامبرده نیز تمایل خود را جهت کاندیداتوری ابراز کرده است.
اعتراض به توزیع آگهی در ارشاد
شنیده شده است تعدادی از نشریات محلی استان به وضعیت توزیع آگهی توسط ارشاد معترضاند
محض اطلاع استاندار نیروگاه اتمی آرمیده در هلیله و بندرگاه
شاید گمان کنید میخواهم دربارهی " انرژی هستهای حق مسلم ماست "سخنی به میان بیاورم. البته گزارشِ پیش رو حقی را از ملت آگاه ایران سلب نمیکند؛ چرا که رسیدن به حق دشواریهایی دارد که قطعاً میبایست هزینههای آن را پرداخت، که گفتهاند حق گرفتنیست، دادنی نیست.
تحقق این شعار علیرغم رسیدن به فنآوری و دانش هستهای، ایستادگی در برابر خواستههای نابهجای برخی از کشورها را طلب میکند. روی لبهی تیغ عبور کردن مثل سرپل صراط است که اگر اشتباه کنی مؤاخذه خواهی شد. حال که موضع خود را ـ پیش از داوری تنگنظران ـ ابراز کردیم به هلیله و بندرگاه دو قطعهی گمشده از بوشهر میرویم.
نیروگاه اتمی بوشهر با موقعیت خاص منطقهای و حریم تعریف شده برای آن، سالهاست میان دو منطقهی هلیله و بندرگاه آرمیده است. پس از جلسات متعدد و کارشناسی آژانس اتمی و مطالعه همه جانبهی شهرداری و سازمان مسکن و .... حریم ده کیلومتری نیروگاه اتمی به پنج کیلومتری تقلیل یافت که با ابراز خوشحالی عده بسیاری از ساکنین همجوار نیروگاه روبهرو شد. هم اینک مناطق تنگک سفری، تنگک محمد جعفری و تنگک زنگنه و همچنین سرتل، ریشهر و امامزاده (سبزآباد) از حریم ده کیلومتری خارج گردیدهاند. گر چه از منظر قانونی این مناطق آزاد شده محسوب میگردند اما مشکلات اجتماعی و اقلیمی خاصی دارند که طرح آن مجالی دیگر را میطلبد. ضعف و نقصان در مدیریت در سکونتگاههای حریم ده کیلومتری باعث معضلاتی همچون ساخت و سازهای غیرمجاز به شکلی ناموزن و نامتناسب با ساختاری اسفبار و باعث آلودگی زیست محیطی و نازیبا شدن این پس کرانهی خلیج فارس شده است.
اکنون از میدان آزادی (برج مقام) به سمت جنوب بوشهر در جادهای در دست ساخت توسط نیروگاه اتمی راهی میشویم. هنوز پس از مدتها تکلیف عبور و مرور خودروها در جاده مشخص نیست. مشاهدهی دو طرفِ جاده بیشتر آدم را به یاد ورودی شهری میاندازد که انگار بی در و پیکر است. صنایع کوچک و بزرگ از قبیل فروش آهنآلات قراضه، لنجسازی، لوازم یدکی ماشین، تیرچه و بلوکزنی، کنسروسازی، زندان، تعمیرگاه اتوبوسرانی و بالاخره تنگک اول و دوم و سوم با نخلستانهای رنجور و بیثمر. چشماندازی دیگر تو را به آن سوی منطقه و خبر سازترین جایگاه میرساند.
قبل از اینکه به شیب تند هلیله برسی، سمت چپ جاده تابلو " قبرستان زباله" چشمنواز است. محل دفن زباله در چند قدمی، فاجعه زیست محیطی را بدون زنگ خطر به رخ میکشد. زمانی با بوق و کرنا کارخانهی کمپوستسازی را علم کردند و اکنون مسئولان سازمان محیط زیست استان و متولیان دیگر با برگزاری جلسه و خوردن بیسکویت و چای و چهرهی متأسف سرگرم هستند.
اگر بگویند شما بیایید کاری کنید، میگوییم " هر که را بهر کاری ساختهاند" اما شما را نمیدانم.
سراشیب تند را با دنده دو بالا میروی و تا میخواهی دنده را برای سه و چهار چاق کنی، پاسگاه انتظامی بر بالای سراشیبی خودنمایی میکند. ظاهراً با ما کاری ندارند ولی با اهالی هلیله و بندرگاه شاید کاری داشته باشند. این مسیر تردد مردم و بازدیدکنندگان ریز و درشت و دولتمردان و اعضای آژانس هستهای بود.
سمت راست و چپ جاده پدافندهای نیروی هوایی، آسمان بوشهر را پاس میدارند. هلیله در منتهیالیه سمت راست و چسبیده به نیروگاه اتمی توجهت را جلب میکند. کمی آن طرفتر بندرگاه با وجود تنها اسکلهی صیادی نیز پابرجا ایستاده است.
هلیله و بندرگاه سالهاست مهمانداری نیروگاه اتمی رابر دوش میکشند. زمانی آلمان و اکنون روسیه و فردا چه خواهد شد؟ به راستی سهم استان بوشهر از درصد خبر نسبت به سایر استانها در سطح کشور و سطح بینالمللی چقدر است؟
بوشهر و نیروگاه اتمی، بوشهر و گاز پارس جنوبی، بوشهر و جزیره خارگ ـ حاکی از موقعیت استراتژیکـ را در رأس اخبار جهان میبینی. کافی است بدانی نام بوشهر در اینترنت توسط کاربرها چند بار کلیک میشود. حیف که متولیان در حوزههای مختلف سیاسی، فرهنگی، اجتماعی غافل از این مهم هستند. گذشته از قدمت دیرینه میخواهیم سری به هلیله و بندرگاه جایی که در سیزده بدر جای سوزن انداختن نیست، بزنیم.
هلیله
با جمعیتی بیش از 2500 نفر دارای یک دهیار به نام آقای خلیل انصاریفرد و شورای اسلامی متشکل از آقایان عباس انصاری (رییس)، نصر ا... حسن ابراهیمی، داریوش انصاری و خانم زهره حسن ابراهیمی است.
در گفتوگوی تلفنی که با آقای عباس انصاری رییس شورای اسلامی هلیله داشتم از حُسن نیت مسئولان نیروگاه اتمی تشکر کرد و وقتی وارد بحث شدیم گفت و شنود بیشتر شبیه به این بود که: به فریاد مردم هلیله برسید.
در بخشی از این صحبتها اشارهای مهم به طرح هادی گردید که پس از تصویب هنوز به مرحلهی اجرا گذاشته نشده است، هر چند در این طرح هادی اشکالاتی وجود دارد که توسط مردم و شورا به گوش مسئولین بنیاد مسکن رسیده ولی تاکنون نتیجهای در پی نداشته است. انصاری رییس شورای هلیله میگوید: مشکل جمعآوری زباله داریم. خودرویی بزرگ که در اختیار دهیاری گذاشتهاند در کوچههای هلیله نمیتواند عبور کند و لازم است زبالهکشی مخصوص و سربسته این اقدام را نماید. در طرح هادی کوچه دیده نشده و همهی راههای دسترسی 12 متری است که بخش اعظم خانههای مردم در طرح قرار میگیرد. آب آشامیدنی نیز یکی از مشکلات عمدهای است که ساکنین هلیله با آن دست به گریبان هستند. او میگوید نیروگاه 500 متر مکعب آب به هلیله میدهد که با توجه به فرسودگی لولهها و جیرهبندی هر سه روز نوبت منازل در حدود 4ـ 3 ساعت است و در سه قسمت از هلیله توزیع میشود که کفاف مردم را نمیدهد. در طرح هادی قرار است فاضلاب بازنگری شود تا ضمن اینکه بافت قدیم این منطقه دست نخورده بماند این مشکل نیز مرتفع گردد.
سالهاست که قبل از ورود به هلیله به شهرکی موسوم به کمپ "صدف" بر میخوری که شبیه حلبیآباد است. خدا به فریاد ساکنین آن برسد.
گویا فرماندار بوشهر در مسجد رسول(ص) در هلیله قولهایی مبنی بر توجه به وضعیت جمعآوری زباله و برخی دیگر از مشکلات داده که تا کنون نتیجه بخش نبوده است. در این جلسه فرماندار و یا آقای بخشدار گفته که از طریق "خودیاری" میتوانیم مشکلات را حل کنیم.
هر چند در مایههای گفتاری آقای انصاری رییس شورا تعامل بین نیروگاه و دهیاری مشخص بود ولی مردم هلیله گلههای زیادی دارند. یکی میگفت: به سختی سند مالکیت را دریافت میکنیم. دیگری میگفت: میخواهم برای پسرم سرپناهی بسازم ولی سیمان و بلوک در هلیله قاچاق محسوب میشود.
هلیله هنوز کوچههایش خاکی است. بچهها برای مدرسه رفتن انگار مثل 30 سال پیش بوشهر مشکل ایاب و ذهاب دارند. به قول یکی از اهالی هلیله هر که پول نداره باید بمیره !
بندرگاه
عبور شرجی دریا از میان نخلهای سر بریده چندان دل انگیز نیست. مردم بندرگاه نیز امرار معاش را همچون پدران از تنها اسکله سنگی به یادگار دارند با این تفاوت که تا دیروز این اسکله آسفالت نبوده است! اسکله با وجود لنجهای چوبی و فایبرگلاس با قایقهای کوچک لایروبی نشده است. پاسگاهی هم آنجاست تا مبادا صیادی سبد ماهی به منزلش ببرد، تا مبادا از قانون تعاونی صیادی بندرگاه تخطی کند.
بندرگاه حدود 3000 نفر جمعیت دارد. زمین دارد، فضا دارد، دریا دارد، آسمان دارد ولی دبیرستان ندارد، مرکز تفریحی ندارد، آسفالت ندارد. راستی یک میدان تعزیه دارد که چند سالی به همت اهالی با اجرای تعزیه مردم را به بندرگاه میکشاند.
به سراغ رییس شورا و دهیار بندرگاه نرفتم، میدانستم آنان حرفهای مشابه دارند و شاید هم تشکری از مسئولین کنند. به سراغ مردم رفتم.
به زنی که در حال تکان دادن لباس گِلی پسرش بود گفتم: بندرگاه چطور است؟
گفت: میبینی که بچهها توی خاکها و گِلها بازی میکنند. حتی پارکی که چهارتا تاب داشته باشد نداریم. پیرمردی لبخندی تلخ زد و گفت: برو پی کارت، کی به حرف ما گوش میده. سالهاست سایهی دیوار نشستهایم و به دریا زل میزنیم. دریا دیگر برای ما برکت ندارد. از وقتی نیروگاه آمده همهی ما زندانی هستیم.
برای درست کردن دیوار منزلمان باید مجوز ورود سیمان بگیریم. کسی دیگر گفت: زبالهی منزلم را پشت ماشین میگذارم تا جایی پیدا کنم و از دستش خلاص شوم.
تمامی مشکلات بندرگاه مثل هلیله است: دفع زباله، کمبود و جیرهبندی آب آشامیدنی و بهداشت و موارد دیگر.
با چند نکته این مقال را به پایان میبرم.
ـ نیروگاه اتمی برای خروج اضطراری بر اساس کنوانسیون آژانس انرژی اتمی چه تدبیری کرده است؟
ـ برای ورود مهاجرین با توجه به بالا رفتن نرخ زمین در بوشهر مسئولین چه راهکاری را اندیشیدهاند؟
ـ متولی فرهنگی استان آیا سری به هلیله و بندرگاه که در چند قدمی بوشهر است زده؟
ـ استاندار محترم بوشهر از طرح هادی و یا طرح راهبردی ساختاری این دو منطقه اطلاع دارد؟
ـ سازمان مسکن انقلاب اسلامی برای اصلاح و اجرای طرح هادی چه کرده است؟
ـ سازمان مسکن و شهرسازی استان چه نتیجهای از کمیسیونهای مکرر گرفته است؟
و نکته مهم و آخر اینکه آیا خطر تشعشع هستهای برای حدود 5000 نفر وجود دارد، البته در صورت فعال شدن رآکتورهای اتمی؟
بوشهر دین خود را به انرژی اتمی طی سالیان گذشته ادا کرده است، حالا نوبت شماست!
بیتالمال / اموال دولتی
بازرس اداره اموال و اوراق بهادار خزانه معین استان بوشهر
بخش چهارم
مدیریت و ادارهی امور کلیهی وزارتخانهها، سازمانها، مؤسسات دولتی، شرکتهای دولتی، مؤسسات و نهادهای عمومی غیر دولتی و ادارات و واحدهای زیر مجموعهی آنها در سراسر کشور با محوریت و مسئولیت وزیران، معاونین وزراء، مدیران کل، مدیران عامل، رؤسای سازمانها و مؤسسات و معاونین آنها مستلزم رعایت کامل اصول زیر بنایی و ساختاری تشکیلات تحت سرپرستی و شاخصههای علمی ـ کاربردی مدیریتی است که در تعریف عبارت است از «هماهنگ کردن منابع انسانی و مادی برای نیل به هدف» و بر حسب عناصر تشکیل دهنده آن را «علم و هنر متشکل و هماهنگ کردن، رهبری و کنترل فعالیتهای دسته جمعی برای نیل به هدفهای مطلوب باحداکثر کارآیی»(5)دانستهاند، بنابراین عناصر یا وظایف خاص مدیریت به ترتیب: برنامهریزی، سازماندهی، هماهنگی، رهبری و کنترل(6) میباشد که اگر در فرآیند سیستم اداری، تمامی موارد مذکور رعایت گردد، یقیناً نتیجهی مطلوب و بهرهوری ایدهآل حاصل خواهد شد، لذا در اداره امور اموال دولت نیز که بخش مهمی از شرح وظایف و تکالیف مدیران و رؤسای ادارات و سازمانهای دولتی است نکات فوق (اصول یا عناصر مدیریت) ملاک عمل بوده و میتوان با تنظیم برنامهی مدون، اقلام کالاها و اجناس (اموال) مورد نیاز را تدارک دید و از خرید یا انباشت کالای غیر ضروری اجتناب نمود، با رعایت ضوابط و مقررات در انبار مستقر و نگهداری کرد و با توجه به دفاتر و فرمهای بیست و یک گانهی اموال دولتی آنها را سازماندهی و طبقهبندی نمود، در امر توزیع و خروج کالا از انبار هماهنگیهای لازم مبتنی بر اسناد و مدارک و حوالههای انبار را انجام داد و نظارت و کنترل کلیهی ابوابجمعی اموال (اعم از منقول و غیر منقول) در رابطه با موجودی حساب و مراقبت فیزیکی، جلوگیری از تعدی و تصرف غیر مجاز، استفادهی بهینه و صحیح، شناسایی اموال اسقاط و غیر قابل استفاده، اجرای دقیق مقررات و سایر فعل و انفعالات قانونی را اعمال نمود. در این جا لازم است مروری بر تقسیم بندی اموال (شاخههای اصلی و فرعی) نموده تا خوانندگان و مخاطبان ارجمند ضمن آشنایی با وجه تمایز آنها، چنانچه در هنگام انعقاد قرارداد یا تنظیم صلحنامه و وصیتنامه و سایر امور ثبتی با این مقوله برخورد نمایند به سهولت و آسانی اقسام مختلف اموال را شناسایی نمایند. قانون مدنی ایران، اموال را به دو بخش اصلی منقول (اموالی که قابلیت جابه جایی و نقل مکان دارند) و غیر منقول (که این قابلیت را نداشته و در اثر جابه جایی به مال یا محل نصب و استقرار آن صدمه وارد میشود) تقسیم نموده و در همین رابطه در متن ماده 19 مقرر داشته است: «اشیایی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد، بدون این که به خود یا محل آن خرابی وارد آید، منقول است»(7) و ماده 12 همین قانون تصریح دارد مبنی بر این که: «مال غیر منقول آن است که از محلی به محل دیگر نتوان نقل نمود، اعم از این که استقرار آن ذاتی باشد یا به واسطهی عمل انسان به نحوی که نقل آن مستلزم خرابی یا نقص مال یا محل آن شود»(8) همچنین در مواد 13 و 14 قانون مذکور آمده است که: «اراضی ابنیه و هر چه که در بنا منصوب و عرفاً جزء بنا محسوب میشود غیر منقول است و همچنین است لولهها که برای جریان آب یا مقاصد دیگر در زمین یا بنا کشیده شده باشد» (9)، «آینه و پرده نقاشی و مجسمه و امثال آنها در صورتی که در بنا یا زمین به کار رفته باشد به طوری که نقل آن موجب نقص یا خرابی خود آن یا محل آن شود غیر منقول است»(10) البته مواردی نیز وجود دارد که قانون در خصوص وضعیت تقسیم بندی آن ساکت بوده و یا تعریفی ننموده است.
نگاهی به "تاریخ مطبوعات دشتستان"
دشتستان، سرزمین سوخته و سربلند جنوب، از گذشته تا امروز استعدادهای گوناگونی در زمینههای مختلف پرورش داده که اگر بخواهیم به هر مورد اشاره کنیم، هر چند هم مفصل بیان شود، باز ناگفتههایی میماند. گاه بعد از چاپ کتابها نیز، دوباره احساس نیاز دربارهی موضوعاتی حس میگردد. اگر چه هر کتاب ـ حتی مقالهای ـ میتواند گوشهای از تواناییها را آشکارتر و برگی بر افتخارات منطقهای افزون کند. یکی از مصداقهای بارز این سخن، کتاب «تاریخ مطبوعات دشتستان» اثر نویسندهی گرامی آقای "داوود آرچین" است. ایشان در زمینههای دیگری نیز خدمات ارزشمندی انجام دادهاند. آن چه در پی میآید، نقد این کتاب نیست چرا که نقد، کار اهل فن است، بلکه نظر شخصی من در مقام یکی از خوانندگان کتاب و عاشقان دشتستان میباشد. با این که به نظر میرسد برای چاپ بعضی از کتابها همیشه هم زود و هم دیر است، تاریخ مطبوعات دشتستان، به وسیلهی انتشارات زوار در 200 صفحه چاپ شد و یکی دو هفته پیش در اختیار علاقهمندان قرار گرفت.
دکتر مهدی ماحوزی در مقدمهای بر این کتاب نوشتهاند : روزنامهنویسی به مفهوم تازه، فنی است که در جهان بیش از چهار قرن سابقه دارد…» و این هشداری تلخ است تا بدانیم در کجای جهان ایستادهایم. پس از این مقدمه و مقدمهی نویسنده، کتاب با مطلبی دربارهی روزنامهنگاری در ایران آغاز میشود و به پیشینهی مطبوعات در استان بوشهر میپردازد. آنگاه به مطبوعات دشتستان میرسد. کتاب نه تنها به نشریاتی اشاره دارد که در دشتستان چاپ و توزیع میشود بلکه شامل نشریاتی که به دست دشتستانیهای مقیم شهرهای دیگر چاپ میشده نیز میشود و نیز نشریاتی که روی کاغذ مومی ماشین شده و بعد از آن تکثیر میشدند.
اولین حسن کتاب، پاسخ به نیاز جامعه است تا هر علاقهمندی بتواند به پیشینهی مطبوعات دشتستان دست یابد. از این دیدگاه، اقدام نویسنده قابل تقدیر و ستایش است چرا که دست به کاری زده که جایش را خالی میدیده است.
از دیگر نکات مثبت کتاب، بیان مختصری از زندگی اهالی مطبوعات است که خواننده را از مشکلاتی که گاه بر سر راه آنان قرار داشته و دارد، آگاه میکند، نیز آوردن نمونههایی از مطالب چاپ شده در نشریات که میتواند ما را با خط مشی نشریه آشناتر کند. لازم به ذکر است که محاسن کتاب به این چند مورد محدود نمیشود، اما از آنجا که هدف از این مقاله طرح کاستیها نیز هست، سعی شده بدون حب و بغض، مطالبی ارائه شود تا اگر احیاناً نکتهای در آن دریافت شد، در چاپهای بعدی لحاظ گردد که این خود به گمان نگارنده خدمتی است.
به نظر میرسد که این کتاب نیز مثل بسیاری کتب دیگر از معضل اشتباه چاپی مصون نمانده، اما در کتب تاریخی، وقتی در درج سال مورد نظر، اشتباهی پیش آید، جای تأسف باقی میماند. به عنوان نمونه در صفحه 156 در درج سال انتشار نشریهی «دشتستان»، به جای 1358به اشتباه سال 1385 چاپ شده است، ضمن این که جا داشت در همان جا از دستاندرکاران نشریه، نامی به میان آید.
نویسنده دربارهی شخصیتهای تأثیرگذار مطبوعاتی هنگامی که قلم فرسایی میکند، لیستی از کتابهای آنها را نیز ارائه میدهد که این خود از نکات ارزندهی کتاب است، اما در پارهای از موارد در این زمینه نقصان دیده میشود، به عنوان مثال در صفحه 80 وقتی آثار مرحوم فراشبندی را میخوانیم از چند کتاب دیگر ایشان نظیر "اسلام دین جامع آسمانی" یا "جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری" نامی نمیبینیم.
در صفحه 144، هنگام که به معرفی آقای سید محمود محمدی میپردازد آمده است: «… وی نمایندگی، خبرنگاری و پخش چند نشریه را به عهده داشت…» ولی با صراحت بیان نمیشود که ایشان نمایندگی کدام نشریه را به عهده داشته است و در ادامه به چند نشریه اشاره میکند که آقای محمدی با آنان همکاری نزدیک داشته است.
اگر کسانی که با نشریات همکاری داشتهاند را بخواهیم نام ببریم، مثنوی هفتاد من کاغذ شود. در این بخش، از قلم افتادهها بسیارند، اما جا داشت از خانم "فریده برازجانی" شاعر و روزنامهنگار دشتستانی مقیم شیراز یا از مرحوم "همایون بحرانی" که پارهای از نشریات نایاب را برای آیندگان نگهداری کرد یا آقای "حسین رویین تن" که در شکلگیری هفتهنامهی سفیر دشتستان نقش بسیار مهمی داشت در متن کتاب یاد شود.
در ادامهی کتاب، زمانی که به مرحوم حسین پاکزاد میرسیم، نویسندهی کتاب از ایشان به عنوان عکاس خبرنگار یاد میکند و به همین دلیل به شرح زندگی وی میپردازد، حال آن که از بسیاری عکاسان و خبرنگاران جوانی که هم اکنون برای نشریات اتحاد جنوب و دریای جنوب کار میکنند، نامی به میان نیامده است. در همین قسمت و در صفحه 150 دربارهی آقای پاکزاد مینویسد:
«با حضور در زندان (دژ) از شخصیتهای سیاسی زندانی مانند مهندس بازرگان و احمد شاملو عکس برداری کرد.» همه میدانیم که در زندان برازجان شخصیتهای مهمی بودهاند از جمله "صفر قهرمانی" که 10 سال از دوران زندان خود را در برازجان گذراند ولی اینجانب که گهگاه پیرامون زندگی احمد شاملو مطالبی خوانده یا شنیدهام برای اولین بار چنین ادعایی را میخوانم.
مهمترین و اصلیترین بخش کتاب، معرفی مطبوعات دشتستان است. به نظر میرسد که نویسندهی محترم در این زمینه به آرشیو چند نشریه بسنده کرده و برای یافتن دیگر نشریات اقدامی انجام نداده است. امروز در گوشه گوشهی خاک پهناور ایران ، در بسیاری از دانشگاهها و مراکز علمی، فرزندان دشتستان به نوعی به فعالیتهای مطبوعاتی مشغول هستند. تعداد قابل توجهی نشریه به وسیلهی جوانان دشتستان در جای جای ایران منتشر میشود که به علت عدم توزیع در دشتستان، متأسفانه از وجود بسیاری از آنان بیخبریم. پیشنهاد میشود که مرکزی مثل کتابخانه عمومی برای تهیهی آنان همت نماید تا کارهای پراکنده اما مهم فرزندان دشتستان برای ثبت در تاریخ و استفادهی دیگران، مهیا باشد. در خاتمه ضمن تبریک و خسته نباشید به آقای "آرچین" و جامعهی اهل قلم، به چند نمونه از نشریاتی که متأسفانه در کتاب تاریخ مطبوعات جایشان خالی است اشاره میشود:
1ـ آوای نخلستان ـ گاهنامه فرهنگی، اجتماعی و دانشجویی دانشگاه شهید رجایی تهران ـ مدیر مسئول: سعید رئیسی پور
2ـ سپید ـ هفتهنامه ادبی کانون شعر و ادب دانشگاه خلیجفارس ـ مدیر مسئول: نسرین حسینی منفرد
3ـ دریچه نگاه ـ نشریه دانشگاه آزاد بوشهر ـ مدیر مسئول: امرالله حاجب در 5 شماره
4ـ دو هفتهنامهی صریرـ نشریه دانشگاه آزاد بوشهر ـ سردبیر و مدیر مسئول: امرالله حاجب
5ـ قطره ـ ماهنامه شهرداری شبانکاره ـ بیش از 14 شماره، هنوز منتشر میشود.
6ـ نخلستان ـ ماهنامه شهرداری آبپخش ـ 12 شماره
7ـ اهورا ـ هفتهنامه هنری ـ ادبی ـ تاریخی
نشریه دانشجویی دانشگاه تهران ـ صاحب امتیاز و مدیر مسئول: آریا من احمدی ـ اولین شماره زمستان 1384
8ـ واسا ـ نشریهی سازمان جمعیت شایستگان ـ مدیر مسئول و سردبیر: داریوش عباسی
گفت وگو با نویسندهی فرهیخته "محمود حیدریه" به انگیزهی انتشار کتاب "مقدمهای بر نیانبان":
هدف من، فراهم کردن بستری برای پژوهشگران دیگر بود
پیشآغاز: "محمود حیدریه" متولد 1356 بوشهر، مدرک کارشناسی ارشد آموزش زبان انگلیسی را از دانشگاه آزاد شیراز دریافت کرد. وی مدرس دانشگاههای آزاد و پیام نور ـ واحد بوشهر ـ و کانون زبان ایران شعبه بوشهر و دبیر مدارس استان بوشهر است. از آثار دیگر او میتوان به ترجمه بخشی از کتاب سازشناسی بوشهر تألیف "محسن شریفیان"و A reading course for university students ـ که کتاب دانشگاهی است ـ اشاره کرد. کتاب اخیر هم اکنون در دانشگاههای استان تدریس میشود.
لازم به ذکر است که کتاب "مقدمهای بر نیانبان"، در جشنوارهی فرهنگیان اهل قلم برگزیده شده است.
وی تاکنون به عنوان مدیر مسئول ماهنامه اصناف، مؤسس و مسئول پژوهش خانه هومای، داور جشنواره رقابت مهر 1ـ 2 ، و مترجم میراث فرهنگی استان بوشهر در سال 1384 فعالیت داشته است.
• آقای حیدریه، از ضرورت انتشارِ اثری مستقل دربارهی ساز نیانبان و معضلات فراروی شما در این زمینه آغاز کنیم.
ـ تا به امروز، در ایران به استثنای کتاب برادرم "محسن حیدریه" با عنوان "نی و نینواز" که بیشتر سازشناسی نیانبان است، کتاب شستقل دیگری دربارهی نیانبان منتشر نشده بود. ابهاماتی دربارهی نیانبان وجود داشت از قبیل تاریخ نیانبان و حتی کاربرد آن که باعث سوء تفاهماتی در جامعه شده بود. البته در این مسیر مهمترین معضل، منابع تحقیقی بود. متأسفانه در ایران و جهان منابع محدودی وجود دارد.
• از عنوانی که برای این کتاب برگزیدهاید بگویید؛ چرا "مقدمهای بر نیانبان"؟
ـ درواقع این کتاب، تلنگری به افکار و اندیشههای بزرگان موسیقی و نیز پژوهشگران است. هدف، فراهم کردن بستری برای دیگر پژوهشگران بود. در این کتاب سعی نمودهام تا ایدهها و فرضیههایی ارائه کنم تا دیگران در این باره بیندیشند.
• چه فاکتورهایی برای تهیه و تنظیم مطالب این کتاب در نظر داشتید و در فهرست عناوین و مطالبی که در آغاز تنظیم کردید، آیا مواردی بوده که از آنها به دلیل کمبودِ "رفرنس" و مطالبِ مستند، ناگزیر صرف نظر کرده باشید؟
ـ در آغاز دو سؤال مطرح شد: تاریخ نیانبان چیست و کاربرد نیانبان چیست؟ البته درصدد پاسخ گویی به این دو پرسش بودم، منتها مطالبی را از نسخهی اصلی کتاب حذف کردم چرا که در مشورت با اهل موسیقی به این نتیجه رسیدم که آن مطالب تخصصی است، به عنوان مثال آهنگهایی که با نیانبان نواخته میشوند و یا آوانگاری. البته کمبود منابع، دلیل دیگری میتواند باشد، چرا که دوست داشتم تاریخچهی نیانبان مفصلتر باشد ولی عدم دسترسی به منابع باعث شد که این مطالب را فشردهتر بنویسم.
• علیرغم اطلاعات ارزشمند و مفیدی که در این کتاب درج شده، اما باز هم با یک پرسش دیرینه مواجه هستیم که گویا شما نیز پاسخی برای آن نیافتهاید: سازِ نیانبان چگونه و در چه زمانی به بوشهر و موسیقی این اقلیم راه یافت؟
ـ هیچ کس در این باره اطلاعات خاصی ارائه نداده است و اهل موسیقی نیز خود اطلاعی ندارند. البته با توجه به این که "نی"خودرو است و در هر جای دنیا نیز پیدا میشود و یک سازِ ساده از نظر شکلی است، شاید در هر جای دنیا، نیو نیانبان به طور مستقل به وجود آمده است و افزودن "مشک" نیز به خاطر رفع فشار بر گلویِ نوازنده در هنگام نواختن "نی" بوده است.
• با توجه به نظرات مراجع و علما دربارهی موسیقی ـ که شما نیز در این کتاب مطرح کردهاید ـ ارزیابی شما از نحوهی برخورد برخی از متولیان فرهنگی کشور با ساز نیانبان چیست و چگونه میتوان این دیدگاه را تصحیح کرد؟
ـ شاید ایشان به دلیل عدم آشنایی و کمبود اطلاعات دربارهی نیانبان اظهار نظر میکنند. همان طور که در این کتاب از مراجع بزرگ، این استفتائات را آوردهام، هیچ یک از علمای دینی نظری مستقیم دربارهی هیچ سازی ارائه نکردهاند. همهی علما متفقالقول بر این مسئله تأکید دارند که آهنگ غنا حرام است و تشخصیص این امر هم به عهدهی خود فرد است. من اعتقاد دارم که این اشخاص پیش داوری نکنند و موضوع را به کارشناسان ارجاع دهند. البته فکر میکنم با مطالعهی این کتاب نظرشان دربارهی نیانبان تصحیح گردد.
• در مقدمهی کتاب به این نکته اشاره کردهاید که چون سایتهای اینترنتی از درجهی علمی بالایی برخوردار نیستند، شما وجوه اشتراک در مطالب چند سایت را در نظر گرفته و ثبت کردهاید. باتوجه به این که کتاب شما، منبعی برای پژوهشگران و نیز علاقهمندان به عرصهی موسیقی بوشهر به شمار خواهد آمد، تا چه حد میتوان مطالب سایتهای یاد شده را معتبر تلقی کرد؟
ـ من سعی کردم مطالبی را انتخاب کنم که از سوی نویسندگان معتبری نگاشته شدهاند. در واقع مطالب سایتهای درجه 2 را با سایتها و کتابهای معتبر تطبیق دادهام.
• آقای حیدریه؛ در بخش ضمائم کتاب، تصاویری از تمبرهای پستی، تابلوهای نقاشی، ظروف و تندیسهایی به چاپ رسیده که اسناد معتبر و تاریخی در بحث گستردگی حوزهی نیانبان محسوب
میشوند، اما شرح برخی از تصاویر چندان گویا و کامل نیست و در بخش آخر ضمائم یعنی "نیانبان در صنعت" تصاویر کاملاً بدون شرحاند و اطلاعاتی به مخاطب نمیدهند. آیا در این زمینه با کمبود منابع روبرو بودید یا زمان؟
ـ هیچ کدام، چون من این مطالب را در طی 5 سال تهیه کردهام. در واقع این بخشها در باب اهمیت و گستردگی نیانبان است، چرا که شاید فکر نمیکنیم نیانبان این گونه اهمیت داشته باشد که اکثر کشورها تمبر پستی برای آن طراحی و منتشر کرده و یا در صنعت برای جذب مخاطب از آن استفاده کرده باشند. این تصاویر واقعاً بدون شرح هستند: " تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل"
• در روند تحقیقاتی کهانجام دادهاید، آیا اطلاعاتی دربارهی نخستین منبعی که در آن به طور مشخص به ساز نیانبان اشاره شده به دست آوردهاید؟
ـ در یکی از منابع و سایتها عکسی وجود دارد که شبیه یک مشک نیانبان است که سربازی در حال عبور از رودخانه را نمایش میدهد، البته این خود نوعی جلیقه است. میتوان گفت این تصویر با توجه به مستند بودن آن یکی از قدیمیترین منابعی است که به 800 سال قبل از میلاد بر میگردد. ولی در منابع دیگر نیز در این باره بحث شده است مثل کتاب اطلس موسیقی شوروی که در آن تاریخ نیانبان را 1000 سال قبل از میلاد نگاشتهاند.
• آیا اطلاع دارید کاملترین نوع ساز نیانبان از لحاظ شکل و وسعت صدا که از قابلیت اجرای قطعات متنوع موسیقی برخوردار باشد کدام است و متعلق به چه کشوریست؟
ـ اینجانب در این اثر سعی در تحقیق توصیفی نمودهام و تلاش نکردهام وارد حوزهی تخصصی شوم. من تا کنون حتی یک بار هم نیانبان ننواختهام و الفبای موسیقی را در کلاس درس استاد روشن روان با ساز سنتور آغاز کردم.
• از نظر شما با توجه به محبوبیت این ساز و حضور گستردهی آن در موسیقی ملل، چرا تا کنون تحقیقات گستردهای دربارهی تاریخچهی این ساز و ویژگیها و قابلیتهای آن انجام نشده است؟
ـ ممکن است 3 دلیل داشته باشد: 1ـ شکلنیانبان، چرا که این ساز از پوست حیوان شکل گرفته و زیبایی خاصی ندارد. 2ـ جنس نیانبان، چرا که به مرور از بین رفته و ما هیچ نی انبان قدیمی را نمیتوانیم بیابیم 3ـ شاید به این دلیل باشد که در گذشته این ساز مورد علاقهی اشراف و بزرگان جامعه نبوده و لذا کسی تمایل نداشته است که دربارهی سازی متعلق به قشر پایین جامعه مطلبی بنویسد. به هر حال فکر میکنم شاید به خاطر مسایل مالی هم باشد به عنوان مثال گروه موسیقی با یک اجرا مبلغی را به دست میآورد که به مراتب بیشتر از چاپ یک کتاب است که نیاز به تحقیق گسترده و گاهی اوقات چند ساله دارد.
• تلاش و همت شما در این راستا ستایش انگیز است. چه کسانی شما را در این مسیر دشوار همراهی کردند؟
ـ قبل از هر چیزی خدای را سپاسگزارم که به من این توفیق رادر امر نویسندگی عنایت نمود و پس از آن پدر و مرحوم مادرم که مرا به سوی کسب دانش هدایت کردند و در نهایت همسر عزیزم که صبورانه مرا یاری مینماید. البته عزیزان دیگری نیز در این راه مرا راهنمایی نمودند چون: آقایان: دکتر عاشوری نژاد، اسماعیل روشن روان، عبدالرحمن برزگر و بسیاری دوستان دیگر که از یکایک ایشان سپاسگزارم.
• آیا پژوهشهای دیگری را جهت انتشار در نظر دارید؟
ـ اگر مسایل مالی اجازه دهد 3 کتاب برای گروه زبان آماده کردهام که مراحل نهایی را طی میکنند و دو پروژهی تحقیقی دربارهی بوشهر که اگر اجازه دهید فعلاً در این باره چیزی نگویم.
• و سخن آخر؟
ـ موسیقی نبض زندگی است. بدون موسیقی طبیعت مثل یک نقاشی بیرنگ است که جذابیت ندارد. لازم میدانم از نشریهی وزین نصیر بوشهر که ترتیب این مصاحبه را دادند تشکر کنم.
رمضانزاده: برنامهی ما برای انتخابات آینده، ائتلاف است
سخنگوی دولت اصلاحات در جمع خبرنگاران گفت: برنامهی ما برای انتخابات آینده، ائتلاف است، ائتلاف همهی نیروهای اصلاحطلب. امروز مردم با توجه به تجربهی مجلس هفتم و مشکلات دولت نهم اعتماد بیشتری به اصلاحطلبان دارند، همان طور که انتخابات شوراها در سطح کشور نشان داد.
وی افزود: در تاریخ سیاست اگر کسی بتواند 50% از وعدههایی که میدهد عملی کند یک سیاستمدار موفق است.
قائم مقام جبههی مشارکت اضافه کرد: با توجه به قدرت کامل و امکاناتی که مخالفان اصلاحات در اختیار داشتند در زمینههای بسیاری توانستیم کارهای مثبتی را انجام دهیم.
عبدا… رمضانزاده یادآور شد: در انتخابات از رقیب شکست نخوردیم بلکه در یک انتخاب نابرابر نتوانسیتم پیروز شویم. وی با اشاره به انتخابات مجلس هفتم افزود: از نظر من انتخابات مجلس هفتم، انتخابات مشروعی نبوده است، در انتخاباتی که بیش از دو هزار نفر از نخبگان کشور حذف شوند و یک عدهای دستچین را بخواهند به مجلس ببرند، طبیعی است که این اتفاق بیفتد.
رمضانزاده گفت: اشخاصی که به عنوان نمایندهی مردم وارد مجلس شدند، کمتر از 5 درصد از آرا را توانستهاند کسب کنند. مجلس هفتم، ضعیفترین مجلس بعد از انقلاب است، به تبع این مجلس، ضعیفترین دولت بعد از انقلاب نیز دولت نهم است. وی خاطرنشان کرد: به هیچ وجه وعدهی شش ماه، یکسال و دوسال نخواهیم داد. تلاش ما بر این است که برای زندگی مردم به تدریج کار کنیم. مردم هم آموختهاند با وعدههای این چنینی وضعشان بحرانیتر میشود. وی اضافه کرد: دیدگاههای متفاوتی وجود دارد. ما به دنبال این هستیم که گروهها، دیدگاهها و استراتژی خود را بیان کنند. تا از مجموع دیدگاهها بتوانیم استراتژی اصلاح طلبان را مشخص کنیم. بر همین اساس ما در اصلاحات لفظ "جبهه" را به کار بردهایم. جبههی مشارکت امیدوار است تا قبل از انتخابات مجلس بتواند استراتژی نهایی حزب را به اطلاع مردم برساند.
رمضانزاده در خصوص شکلگیری سوم تیر گفت: دو عامل باعث شکلگیری سوم تیر شد: ابتدا به دلیل قطع ارتباط رسانهای و ارتباط اصلاحطلبان با مردم، رسانهی ملی کاملاً علیه اصلاحطلبان عمل میکرد. روزنامههایی که در اختیار اصلاحطلبان بود نیز به محض این که تیراژشان بالا میرفت توقیف میشدند، از سوی دیگر جلسات اصلاحطلبان را بر هم میزدند. مسئلهی بعد در چنین فضایی شعارهای فریبندهای دهندهای را مطرح میکردند و یک توهم را برای مردم ایجاد کردند که میتوانند مشکلات ساختاری و سیاست ایران را ظرف چند روز حل کنند. وی افزود: احمدینژاد اولین رییس جمهور اقلیت است، زیرا تنها 35 تا 36 درصد آرا را توانست کسب کند. وی اضافه کرد: رییس جمهورهای پیشین در بدترین شرایط بالای 55 درصد آرا داشتند و برای اولین بار محمود احمدینژاد زیر 40 درصد آرا را کسب میکرد.
سخنگوی دولت خاتمی خاطر نشان کرد: کار کردن بعد از دولت نهم بسیار سخت است، زیرا ویرانهای در اقتصاد، سیاست و سیاست خارجه به وجود آوردهاند که برای ترمیم این ویرانه صدها اندیشمند را باید به همکاری فراخواند. قطعاً همهی نخبگان کشور و امکانات باید فراهم شود، از هر جا که بتوان جلوی این ضرر ملی را گرفت باید این کار را کرد.
کاهش تشریفات ترخیص کالا در گمرک بوشهر به حداقل رسیده است
طی سال گذشته گمرک کشور تسهیلاتی برای صادر کنندگان قائل شد که یکی از آنها کاهش تشریفات ترخیص کالا و همچنین حذف دریافت مجوز صادرات برای یک کالا از وزارتخانههای متعدد بود. در این رابطه یکی از تاجران که در زمینه محصولات کشاورزی و دامی فعالیت میکند.
در پاسخ به این سؤال که اگر کلیه واحدهای متولی امر ترخیص کالا در یک مجموعه گردآوری شوند چه قدر میتواند در پیشبرد کار شما مؤثر باشد گفت: این یک نظر ایدهال و بسیار عالی و خوب است که میتواند در روند کار و سرعت عمل به نحو چشمگیری مثمر ثمر باشد. در ادامه مدیر کل گمرک استان بوشهر در مورد حذف مجوز صادرات کالا گفت: با توجه به تأکید ریاست محترم کل گمرک ایران مبنی بر این که طرح تکریم ارباب رجوع به نحو مطلوب انجام شود و تسریع در امور مراجعین لحاظ گردد با پیگیری ایشان در طرح تفضیلی تشریفات گمرک برای تسریع در کار مراجعین به سازمانهای متولی ترخیص کالا پیشنهاد داده شده که با هماهنگی و تعامل به صورت تجمیعی عمل میشود.
وی در ادامه به تسهیلاتی که در اختیار صادر کنندگان قرار گرفته اشاره و اظهار داشت: در راستای ایجاد تسهیلات برای صادرات کالا کارهای مهمی انجام گرفته که میتوان به شبانهروزی کردن فعالیتهای صادراتی اشاره کرد.
وی ادامه داد: در صورتی که ارباب رجوع درخواست کند گمرک بوشهر کالاهای آنان را در مزرعه و کارخانه ارزیابی میکند. تمجیدی اضافه کرد: کاهش مراحل انجام کار ارزیابی کالاهای صادراتی از جمله تسهیلاتی است که در اختیار صادر کنندگان قرار گرفته است. وی در پایان نیز به مصوبات هیئت دولت به استان اشاره کرد و گفت: هیئت دولت در سفری که به استان داشتند مصوبهای شامل ارتقاء سطح گمرکات استان و راهاندازی ذخائر گمرکی امام حسن و لاور ساحلی داشتند که با مساعدت رییس کل گمرک ایران و استاندار بوشهر سطح گمرکات ریگ و دیّر از ملوانی به تجاری ارتقاء یافت.
سقف ۲۶۰ تنی یکی از مخازن ذخیره گاز فازهای ۹ و ۱۰ پارس جنوبی نصب شد
سقف ۲۶۰تنی یکی از مخازن ذخیره گازپروپان فازهای ۹و ۱۰طرح توسعه پارس جنوبی نصب شد.
به گزارش خبرنگار ایرنا، عملیات نصب سقفهای فلزی محدب مخازن بوتان و پروپان این دو فاز روز جمعه با حضور اکبر ترکان، مدیرعامل شرکت نفت و گاز پارس آغاز شد.
این سقفهای سنگین طی عملیاتی به وسیله فشار هوا از درون مخزن به بالا هدایت میشوندوروی مخازنی باظرفیت ذخیره ۴۵هزارمترمکعب گاز قرار میگیرند.
درفازهای ۹و ۱۰پارس جنوبی دو مخزن ذخیره بوتان و دو مخزن ذخیره ساخته شده است.
سید مرتضی امامی مدیر فازهای ۹و ۱۰پارس جنوبی با تاکید بر این که این عملیات توسط متخصصان ایرانی صورت میگیرد، گفت: برای بالا بردن هر سقف پس از آمادهسازی حدود دو ساعت و ۳۰دقیقه زمان لازم است.
فازهای ۹و ۱۰پارس جنوبی برای استحصال روزانه دو میلیارد فوت مکعب گاز طراحی شدهاند.
این دو فاز تاکنون بیش از ۶۰درصد پیشرفت فیزیکی داشتهاند.
با بهرهبرداری از این فازها روزانه ۵۰میلیون متر مکعب متان، دو هزار و ۶۰۰تن اتان، یک هزار و ۲۰۰تن بوتان، دو هزار تن پروپان، ۷۷هزار بشکه میعانات گازی و ۴۰۰تن سولفور جامد تولید میشود.
اعضای انجمن دوستی ایران وبوسنی وهرزگوین کهبرای بازدیدازپارس جنوبی به عسلویه سفر کردهاند، از نزدیک شاهد نصب این سقف ۲۶۰تنی بودند.
شرکت نفت و گاز پارس مدیریت اجرایی طرحهای توسعه میدانهای گازی پارس جنوبی، پارس شمالی، گلشن و فردوس را بر عهده دارد.
درمنطقه ویژهاقتصادی انرژی پارس ۲۸فاز پالایشگاه گازی، ۲۵طرح پتروشیمی و سه واحد "ال ان جی" استقرار مییابد.
تاکنون پنج فازپالایشگاه گازی دراین منطقه بهبهرهبرداری رسیده است و پنج فاز دیگر نیز در مراحل نهایی ساخت به سر میبرند.
حفاری در مقبره امامزاده سید بهزاد آبدان
تعدادی افراد ناشناس، نیمههای شب به حفاری در امامزاده سید بهزاد واقع در 5 کیلومتری غرب آبدان پرداختند، امامزاده سید بهزاد محل زیارت مردم دیر میباشد و هر ساله در ایام نوروز و فصل زمستان مردم به زیارت این امامزاده میآیند، اما اقدامات اخیر تعدادی افراد سودجو به بهانهی دست یافتن به اشیاء قیمتی باعث تخریب این امامزاده گردیده که جای بسی نگرانی و تأسف است.
مأموران کلانتری شهر آبدان سریعاً پس از دریافت گزارش به محل مذکور مراجعه نمودند و هم اکنون تحقیقات در خصوص یافتن عامل یا عاملین این واقعه ادامه دارد. مشابه این حادثه نیز چند هفته پیش در روستای باغان اتفاق افتاد و افرادی با حفاری امامزاده در این روستا به تعدادی اشیاء گرانبها دست یافتند که این افراد توسط کلانتری آبدان شناسایی و دستگیر شدند و از آنها اشیایی به دست آمد که توسط کلانتری آبدان تحویل مراجع قضایی گردید.
در حضور استاندار بوشهر، به انتصاب رییس تربیت بدنی گناوه اعتراض شد
در سفری که افراشته استاندار بوشهر به روستای محمد صالحی از توابع گناوه داشت، به نحوهی انتخاب مسئول تربیت بدنی گناوه اعتراض شد. در بین سخنرانی استاندار یکی از ورزشکاران روستا با صدای بلند گفت: آقای استاندار، آقای وردیانی چه شناختی روی یاسره رییس تربیت بدنی گناوه داشته که حکم انتصاب او را صادر کرده است. فرد دیگری که طوماری بیش از 150 امضاء از روستای بهمنیاری داشت گفت: من وقتی که شنیدم شما اینجا آمدهاید از چند کیلومتری آمدهام تا اعتراض خود را نسبت به نحوه گزینش مسئول تربیت بدنی گناوه اعلام دارم! وردیانی در پایان ضمن گوش دادن به اعتراض اهالی روستا که اکثراً جوانان بودند گفت: این آقا گزینش من نیست. در خاتمه استاندار ضمن دریافت نامههای اعتراضآمیز آنان با نظر حاج حسین وردیانی موافقت خود را با احداث یک سالن ورزشی در روستای محمد صالحی اعلام داشت و مبلغ یکصد میلیون تومان برای شروع کار اهداء کرد.
رستم و سهراب؛ رمز یگانگی و بیگانگی
بخش نخست
زین همرهانسُست عناصر دلم گرفت
شیر خدا و رستم دستانم آرزوست
(مولانا)
" شاهنامه" داستان یک ملت است. ملتی این گونه به خود و جهان نگریسته است، و خود و جهان را چنین تصویر کرده است. زندگی و مرگش، شکست و پیروزیش، رنج و شادیش، آرزو و سرنوشتش را در رمز و رازهای آن نهفته است. از هنگامی که این داستان بر زبان شاعر بزرگ طوس جاری شده دل به راز و رمزهای این زبان سپردهایم و تصویر خویش را در آن باز جستهایم.
هر یک از این داستانها به سهم خود میتواند بخشی از موقعیت ساختی و کارکردی ذهن ایرانی را در دل تمامیتی بزرگ بنمایاند. چه این تمامیت بر یک بنیان اسطورهای استوار شده باشد؛ که ذهنیت آیینی گروههای اجتماعی حاکم در دوران ساسانی، آن را به نظم و انتظام نهایی رسانده است و چه از راه اندیشههای صرفاً پهلوانی و احتمالاً نیز تاریخی تصویر شده باشد؛ که ترکیبی است از سرودههای حماسی شفاهی و روایتهای پهلوانی که آرزوهای قومی و گرایشها و آرمانهای گروههای مختلف اجتماعی را مینمایاند. پس بدین اعتبار "سیمرغ"، رمز دوگانگی بینش و آیین است و سهراب و رستم، راز یگانگی، و تازیانهی بهرام، رمز رهایی مرگ است و جنگ بزرگ و این نمودهای آیینی، اجتماعی، روانی، فلسفی و … در مجموع، موقعیت و نوع کنش پهلوانان و رویدادها را در تمامیت حماسه، معین میدارد، همچنان که نموداری از گونه گونگیهای درون یک فرهنگ ملت است که در عین تجانس، نامتجانس است.
در شاهنامه، داستانهاییست که هم به حوزهی کنش اساطیر نزدیک است و هم داستانهایی که به تاریخ نزدیک است، و یا حداقل شخصیتها، گرایشی به اسطوره یا تاریخ دارند، اما ساخت و پرداخت آنها اساساً حماسی است و همین ساخت و پرداخت سبب میشود که یک کنش یا رویداد، نه یک باره در عرصهی اسطوره گم شود و نه با عرصهی تاریخ مشتبه گردد. پس طبیعی است که تحلیل آنها باید تابع روابط و شیوهی حماسی باقی بماند.
مفهوم حماسه
"حماسه" یک شعر بلند روایی دربارهی رفتار و کردار پهلوانان و رویدادهای قهرمانی و افتخارآمیز در حیات باستانی یک ملت است. چشم اندازش وسیع، سبکش عالی و ساختش بر مبنای تفسیر و تحلیل ماهرانه است. این گونه شعر داستانی، منظومهای بزرگ و چند سویه است که آمیزهی اسطوره، تاریخ و افسانه است، و غالباً در مرحلهی نخستین و دوران پیدایش خود، از داستان ـ سرودهها، روایتهای شفاهیِ پراکنده در ستایش پهلوانان و یاد کردهای قومی و نبردهای خاندانی آغاز میشود، و در مرحلهی پایانی یا دوران تدوین و تنظیم هنری خود، به صورت منظومهای یگانه با مشخصات ملی در میآید.
اهمیت و معنای ملی داستان ـ سرودها و منظومهها در این وجه مشخصهی آنهاست که تاریخ و آرزوها و اندیشههای یک ملت و منزلت عظیم آن را با خصلتی متعالی و افتخار آمیز ترکیب میکنند. اگر چه منظومههای حماسی ملتهای گوناگون، تفاوتهای کمی و کیفی گوناگونی دارند، اما میتوان وجوه مشترکی را برای بیشتر حماسهها در نظر آورد. این وجوه مشترک را میتوان چنین بیان کرد.
الف) در هر حماسه یک هیأت مرکزی پهلوانی و به تعبیر حماسهی ملی ما یک "جهان پهلوان" حضور دارد که برآیند نهاد پهلوانی است و تا حد یک ابرمرد ارتقاء و تعالی مییابد، مانند: رستم، آشیل، اولیس و گیلگمش
ب) در هر حماسه یک عنصر نیرومند ذهنی، خواه آیینی و ماوراءالطبیعی و خواه اخلاقی و سیاسی، به آرایش حماسی آن مفهوم ویژهای میبخشد، چنان که حماسهی ملی ایران، بر اساس عناصر ذهنی خود، اعتقاد به نبرد میان هورمزد و اهریمن، نیکی و بدی و ایران و توران را در ساخت اصلی خود قرار داده است.
ج) در هر حماسه، سفرهای مخاطره آمیزی روایت شده که یا اساس حرکت و مبارزهی قهرمان است و یا انتظام بخش رویدادهای درونی آن و یا بخشی از حرکت رویدادها در زندگی قهرمانان، مانند هفت خوان رستم و اسفندیار، رفتن کاووس به مازندران و هاماوران، یا بازگشت پر مخاطرهی اولیس به زادگاهش ـ ایتاکا ـ که اساس اودیسهی هومر شده است.
د) در هر حماسه، رویدادهای ناگوار، پر خطر و دلاورانهی رزمی و عاشقانهای روی میدهد، که نمودگاه روحیه و کنش پهلوانان است، و درون مایههایی را تشکیل میدهد که یکی از ویژگیهای اصلی حماسهی بزرگ است و غالباً نیز رویدادها حول جنگی بزرگ و واحد روی میدهد که وجه مشخصهی بسیاری از حماسههاست. البته افزون بر این وجوه مشترک که موضوعی و محتوایی هستند، وجه مشترکهای دیگری نیز هست که به جنبهی شکلی و ساختاری حماسهها مربوط است؛ نظیر: تکرار بخشهای بسیار بلند روایت، پرت شدن و دور افتادن از موضوع اصلی و طرح مسائل و موضوعات فرعی و در حقیقت «بیان وقایع معترضه» در روایت، پرداخت استادانهی دیدارها و برخوردها، صور خیال اغراق آمیز، گفتارهای طولانی، توصیفهای مستقیم و روشن و صریح و معمولاً لحنی مبالغه آمیز و پر آب و تاب؛ و از همه فراتر این که آن چه در حماسه میگذرد یا روایت میشود از هر باب فراتر، گسترده تر و بزرگتر از اندازههای معمول زندگی و واقعیت عینی است.
مفهوم اسطوره
"اسطوره" مقولهای است که معنای آن به تمامی و به وضوح روشن نیست و مشکل بتوان تعریفی برای آن یافت که در عین حال مقبول همهی اندیشمندان باشد. دشواری درک اسطوره، بدین سبب است که در ذات خود گنگ و خاموش است، مبناها و کاربردهای گوناگون دارد و پیوند و تداعیهایی را در بر گرفته است که گاه برای ما معنایی همراه ندارد، و یا به یاری پیوندها و همخوانیهایی احساسی و شهودی عمل میکند که کمتر با ما مرتبط است. از همین رو اسطوره، با روح صرفاً خردمندانهای که فقط به تشریح و توضیح منطقی میپردازد، کمتر همنشین است؛ و انگار عناصر نیمه آگاه و ناآگاه طبیعت انسانی را بیشتر طلب میکند. شاید به همین سبب نیز برخی برآنند که به اسطوره باید با دید هنری نگریست.
هر کس کوشیده است به اقتضای ذهن و باور خویش، معنا و تعریفی از آن ارائه کند، بنابراین اسطوره شناس چه اذعان کند و چه اذعان نکند، به ناگزیر زبان اسطوره را به زبان ایدئولوژی بر میگرداند؛ و تنها کسانی در این میان توانستهاند بیشتر به حقیقت اسطوره نزدیک شوند که در گرایشهای علمی خود، اهمیت اصلی را به پدیدهی موضوع تحلیل و تحقیق خویش سپردهاند.
با این همه غرض از طرح چنین دشواریها، این نیست که ورود به حوزهی نظریههای موجود امری بینتیجه است؛ بلکه منظور این است که اولاً نباید انتظار یک تعریف جامع، مختصر و مفید داشت، و با طرح آن مسأله را ساده کرد. حتی در بحث ساده، فرعی و مختصر، نظیر این نوشته نیز به ناچار به توضیح قانع کنندهای نیاز است. ثانیاً تحلیل یک اسطوره را نمیتوان صرفاً بر یکی از نظریههای موجود استوار کرد؛ و به نتایج همه جانبه و قانع کنندهای رسید. به هر حال اگر حل و کشف همه جانبهی آن میسر نباشد، یا بس دشوار باشد، نزدیک شدن به واقعیت آن به یاری و راهنمایی عواملی که خود به دست میدهد و توصیف عمومی آن، از راه موقعیتی که در روند ذهنی انسان داشته است و تحلیل داستانی که غالباً بیان میکند، دور از دسترس نیست. منتهی باید به خاطر داشت که کشف و تحلیل یک اسطوره یا یک متن اساطیری، غیر از این است که انگارههای از پیش ساخته را بدان نسبت دهیم، و در حقیقت به جای آن که ذهنیت پنهان در اسطوره را دریابیم، ذهنیت خویش را بر آن مسلط سازیم.
گفتوگو با حجت الاسلام سید نعمت ا... رکنی پیرامون اظهارات اخیر رحیمزاده رییس صدا و سیمای مرکز بوشهر:
مسئولین باید نقطهی وفاق باشند
پیش آغاز: حجت الاسلام "سید نعمت ا... رکنی" در حوزهی "هنر" به ویژه در عرصهی "سینما" فعالیتی مؤثر و چشمگیر دارد. وی در سریال "شهری در منظومهی شمسی" مشاور کارگردان بود و در روند فعالیتهای سینمایی خود، اخیراً با فیلم "آهای با توام" حضور درخشانی در جشنوارهی فیلم کوتاه در سنندج داشت که در مراسم اختتامیه، لوح تقدیر جشنواره به ایشان اهدا گردید. با حجتالاسلام "رکنی" پیرامون اظهارات اخیر رییس صدا و سیمای مرکز بوشهر به گفتوگو نشستیم:
جناب آقای رکنی؛ آقای رحیمزاده در گفتوگو با یکی از نشریات استان مدعی شده است که سریال "شهری در منظومهی شمسی" از کیفیت نازلی برخوردار بوده و در نظرسنجیها پایینترین رتبه را کسب کرده است. دیدگاه شما دربارهی اظهارات ایشان چیست؟
ـ با سلام حضور تمامی مسئولان تلاشگر استان. در این راستا نکتهای را باید مطرح کنم. در آغاز، ایشان گفتند "صدا و سیما" باید محل وفاق هنرمندان بومی باشد، اما بعدها با برخوردهای سلیقهای که انجام شد، عملاً شاهد تفرقه بودیم و نَه وفاق. اما در رابطه با سریال "شهری در منظومهی شمسی" اثر هنرمند ارجمند "سید رضا صافی" ، باید گفت اگر ایشان مدعی هستند که این سریال توقع مردم را برآورده نکرد، من هم به نوعی این مسئله را تأیید میکنم اما باید ببینیم از سریالی که این گونه مثله میشود چگونه میتوان انتظار داشت که قابلیتهای خود را مطرح کند. حجم "حذف" در این سریال به جایی رسید که به گفتهی آقای صافی، حتی وی حاضر نبوده سریال را در هنگام پخش ببیند و حتی تصمیم گرفته که دیگر در بوشهر کار نکند. این مسئله، ناشی از عملکرد مسئولین صدا و سیماست . مسئولین نباید قیمِ مردم باشند و نظرات تعدادی محدود از افراد زیر مجموعهشان را به عنوان نظر مردم منعکس کنند. مواردی بوده که بدون اجازهی کارگردان و ناظر کیفی، حذفهایی صورت گرفته است. اگر ناظر کیفی، نمایندهی تام الاختیار است که با این رویه منافات دارد. در دیداری که همراه با هنرمندان و عوامل تولید سریال با ایشان داشتیم، از سوی اینجانب مطرح گردید که این کاتهای بیرویه، حرمت عوامل تولید را خدشهدار میکند، شما باید به اندیشه و هنر این افراد احترام بگذارید. ایشان دربارهی گویش شخصیت "سولولونیوس" نکتهای را مطرح کردند. اتفاقاً بازیگر این نقش (آقای غضنفر) حضور داشتند و در این باره آقای غضنفر گفتند که برخلاف نظر ایشان، استفاده از این گویش مورد استقبال مردم قرار گرفته است. اما از هر چه بگذریم این جملات آقای رحیمزاده بسیار تکاندهنده بود که در واکنش به اعتراضهای عوامل تولید سریال گفتند: «ما سریال را خریدهایم. هر کاری بخواهیم بر سرِ آن میآوریم. حتی لازم شد آن را میسوزانیم». به اعتقاد من، در روند پخش این سریال، هم به شعور مردم و هم به شعور هنرمندان و عوامل تولید این سریال توهین شد.
دیدگاه ایشان دربارهی موسیقی محلی و سازِ نیانبان را چگونه ارزیابی میکنید؟
ـ ما باید نگران این مسئله باشیم که متأسفانه افرادی که در این زمینه تخصصی ندارند، اظهار نظر میکنند. سؤال من این است: ایشان در آن نشست، کدام یک از فقها را آوردند؟ واقعیت این است که فقها و مراجع عظام، خط مشی کلی را مطرح میکنند، ولی مصداق نمیآورند که چه چیزی حرام است یا حلال. نباید شأنِ علما را تا این حد تنزل دهند. این جسارت به ساحتِ علماست. ما هم معتقدیم که باید رعایت شود، اما آیا ساز مقصر است یا نوازنده یا مخاطب، و آیا حذف یک ساز، جزء افتخارات محسوب میشود؟ اگر یک موسیقیِ صحیح وارد مجلسِ لهو و لعب شد، این مسئله دلیلی بر حرام بودن آن موسیقی نیست.
کلام ناگفتهای اگر باقیست بیان نمایید.
ـ برای تمامی هنرمندان آرزوی توفیق میکنم و امیدوارم که مسئولین نقطهی وفاق باشند. ارائهی آمار و ارقام کار دشواری نیست و همین مواردی که آقای رحیمزاده به آن افتخار میکنند حاصل هنر و تلاش همین هنرمندان است.
امتحانات مقطع متوسطه را به کنکور تبدیل نکنیم
خبر حذف آزمون سراسری کنکور شاید در ظاهر باعث خوشحالی دانشآموزان و حتی اولیای آنها گردد، اما آن چه که تحت نام حذف کنکور عنوان شده است در واقع حذف آن نیست، فقط جا به جایی آن از وزارت علوم به وزارت آموزش و پرورش میباشد. بر اساس مصوبهی مجلس، پذیرش دانشجویان از سال 1390 بر اساس سوابق تحصیلی داوطلب و آزمونهای سراسری که همان امتحانات هماهنگ کشوری میباشند، خواهد بود. با نگاهی عمیق به این طرح تصمیماتی که در گذشتهای نه چندان دور در نظام آموزش و پرورش ایران اتخاذ شده شاید نه تنها خبر حذف کنکور باعث خوشحالی کسی نشود، بلکه بر عکس نگرانیهای تازهای هم به وجود آورد.
در سالهای نه چندان دور، سیستمی در آموزش و پرورش اجرا شد به نام "ترمی واحدی" مثل نظام آموزشی دانشگاه، به نظر من (به عنوان یک فرهنگی) این یکی از بهترین تغییراتی بود که در نظام آموزشی به وجود آمد، اما بعد از مدت کوتاهی به دلیل افت تحصیلی شدید، نظام "سالی واحدی" جای آن را گرفت. اکنون در این سیستم هم افت تحصیلی در سال اول مقطع متوسطه یکی از مهمترین مشغلههای فکری مسؤولان آموزش و پرورش میباشد. اگر به یاد داشته باشید چند سال پیش با یک بخشنامه تعدادی از دانشآموزان مردودی سال سوم راهنمایی، یک دفعه قبول شده و بعد از گذشتِ حدودِ یک ماه از سال تحصیلی وارد دبیرستان شدند! تصمیمات مذکور در این سالها نشان دهندهی این است که مسئولان به شدت مخالف افت تحصیلی میباشند و شاید با توجه به عواقب و ضررهای افت تحصیلی چه از نظر اقتصادی برای حکومت چه از نظر فشار روانی بر جوانان و خانوادهها حق را هم بتوان به مسئولان داد. از طرفی امروزه مسئلهی کنکور در ایران به یک مشکل بزرگ تبدیل شده چه برای خانوادهها و چه برای جوانان و چه حتی برای خود حکومت، به طوری که هر سال در سطح کشور اخبار ناخوشایندی از حواشی کنکور از کلاهبرداری گرفته تا خودکشی جوانی بعد از از رد شدن در کنکور و یا فروش سؤالات و … منتشر میگردد؛ شاید بتوان گفت کنکور تبدیل شده به یک مسئلهی مهم امنیتی در کشور.
اما آیا با حذف کنکور به این شکل، مشکلات مربوط به آن حل میشود؟
به نظر میرسد که نه تنها چنین نخواهد شد، بلکه با این مصوبه تمام مشکلات مربوط به کنکور و شاید بیشتر از آن به مقطع متوسطه وارد میشود.
با توجه به این مصوبه، اکثریت دروس مقطع متوسطه باید به شکل امتحانات هماهنگ کشوری برگزار شوند، در حالی که تجربه و آمار نشان میدهد که دانشآموزان بیشترین افت تحصیلی را در این نوع امتحانات دارند، در نتیجه این طرح افت تحصیلی شدیدی را به دنبال خواهد داشت و در تضاد با اهداف و تصمیمات اتخاذ شده در این سالها قرار خواهد گرفت. جالب این است که یکی از اهداف این طرح، جلوگیری از افت تحصیلی بیان شده است. علاوه بر این، حفظ امنیت یک امتحان آن هم کنکور خیلی آسانتر از حفظ امنیت تمام امتحانات در مقطع متوسطه در سراسر کشور میباشد.
حذف کنکور شاید لازم باشد، اما این کار نیاز به یک برنامهریزی دقیق علمی و کارِ کارشناسی میباشد، با این حال به نظر میرسد در حال حاضر با ایجاد اصلاحات و تغییراتی در نظام آموزشی، حفظ کنکور بهتر از حذف آن باشد. یکی از اصلاحاتی که در حال انجام است و بسیار مثبت به نظر میرسد، همین تأثیر معدل در نتیجه کنکور است، اما یکی از تغییراتی که شاید لازم است در نظام آموزشی صورت گیرد شیوهی طرح سؤال در امتحانات مدارس میباشد. در ایران، دانشآموزان در مقاطع تحصیلی مختلف معمولاً بیشتر با سؤالات تشریحی، امتحانات خود را به پایان میرسانند، اما یکدفعه در کنکور که سرنوشت آنها تعیین میگردد با سؤالات تستی (چهار گزینهای) رو به رو میشوند و این یک تضاد بزرگ در نظام آموزشی کشور محسوب گردد که باید چارهای برای آن اندیشیده شود.
معمولاً در جوامع پیشرفته روش "آزمون و خطا" در تصمیمات مهم جایگاهی ندارد، اما به نظر میرسد نمایندگان ملت با همین روش تصمیم به حذف کنکور گرفتهاند نه با یک روش دقیق علمی. در واقع ظاهراً کنکور را حذف کردهاند اما تمام امتحانات مقطع متوسطه را به کنکور و یا کنکور را به کنکورکها تبدیل کردهاند. ما میدانیم شاید هم این طرح صرفاً تبلیغی بوده برای جذب آرای کنکوریها و دانشآموزان برای انتخابات مجلس هشتم!
یازده مرحله برای تدریس موفق
اولین مرحله در یک تدریس موفق: آن که عاشق باشی
شما یک معلم نخواهید شد مگر این که علاقهای زیاد به این شغل داشته باشید، چرا که اگر شغل معلمی آسان بود هر کسی میتوانست آن را انجام دهد. معلمان، مسئولیت بسیار مهمی را بر عهده دارند زیرا یک گفتگوی سطحی از یک معلم میتواند قسمتی از زندگی یک دانشآموز را تحت تأثیر قرار دهد، البته فراموش نکنیم که معلم یک الگوی دائما تحت نظر است.
دومین مرحله در تدریس موفق: در تو باید لذت آموختن نشانگر بوده و ثابت نمایی
بر روی یک تابلو در کلاسم نوشته شده است «تحصیلات، یا آرام کردن پریشانی یا بر هم زدن آرامش است.»
این جمله روش تدریس مرا به شدت تحت تأثیر قرار داده است.
سومین مرحله در تدریس موفق: چشم امید به اهداف بلندت باید…
بدانید که به کجا میروید و به اهدافتان توجه کنید. من هرگز چیزی یاد نگرفتم مگر زمانی که مجبور شدم از آن استفاده کنم.
اگر چیزی که درونتان است بیابید شما را نجات خواهد داد. اگر چیزی که درونتان است نیابید شما را نابود خواهد کرد.
چهارمین مرحله در تدریس موفق: برتو است که مسئول و منظم باشی
تدریس میتواند تمام زندگی شما را به خود اختصاص دهد. با این کار ممکن است که تمام روز و شب را در مدرسه برای کمک به دانشآموزان بگذارید و در کارتان پیشرفت کنید. من معتقدم میتوانید فعالیتهای هدفمند مهیج و صحیح را برای رسیدن به هدفتان طرحریزی کنید.
پنجمین مرحله در تدریس موفق: بجوی تا بیابی
تقاضا کنید، حتماً دریافت خواهید کرد.
اگر بدانید چه چیزهایی از کنترل شما خارج است در مورد آنها نگران نخواهید بود. این امر شما را از بسیاری تلاشهای بیهوده رهایی خواهد بخشید.
ششمین مرحله در تدریس موفق: بر تو باد انصاف و آمادگی در امر تدریس
شما باید منصف باشید تا برای مسایل قبل از آن که به وجود آیند آماده باشید.
هفتمین مرحله در تدریس موفق: عقل سلیم، لازمهی تدریس است
زمان اتخاذ تصمیماتی که دانشآموزان را تحت تأثیر قرار میدهد از قضاوت صحیح خود استفاده کنید.
در هر قانون استثنایی وجود دارد و شما باید بتوانید به اندازهی کافی و به سرعت متوجه این وضعیت بشوید تا قبل از این که از دست شما خارج شود آن را آرام کنید. بسیاری از دانشآموزان در طی سال ترفندهای زیرکانهای را برای فریب معلمان آموختهاند.
هشتمین مرحله در تدریس موفق: بیتعصب و انعطاف پذیر باشید تا موفق شوید. هیچ حق انتخاب دیگری ندارید.
چون با مردم سرو کار داریم باید آمادهی مسایل غیر منتظره هم باشیم و آنها را نتیجه بخش سازیم.
نهمین مرحله در یک تدریس موفق: با ترس و لرز کار مسیر نمیشود.
با شک کار نکنید مطمئن باشید که حق با شماست.
دهمین مرحله در تدریس موفق: در کار تدریس همت خود را بلند دار.
باید توقعتان را هم از دانشآموزان و هم از خودتان بالا ببرید.
مردم را میتوان به سه دسته تقسیم کرد: آنهایی که باعث میشوند مسائلی اتفاق بیفتد. آنهایی که تماشاگر یک اتفاق هستند و آنهایی که میگویند چه اتفاقی میافتد
یازدهمین مرحله در تدریس موفق: وسعت بخش گسترهی دید خویش را
زمانی که با چالشها مواجه میشوید همه چیز را در نظر بگیرید. منشور در دستان شماست.
من دانشآموزان را تغییر نداده بودم، بلکه روش پاسخ گویی به آنها را تغییر دادم.
ماجرای اَکشن کتقشنگ!
یه روز گرم تابستونی بعضی از نمایندههای اقلیت اینا به عملکرد یک آدمی که هنرنمایی میکنه و اصولاً بهش میگن خیلی آدم "با هنریه" اعتراض میکنن. آخه این آدم باهنر دلش نمیخواست هی اســم نمــایندههای اقلیتاینا رو بیــاره. اما قسمت اَکشن ماجرا:
کت قشنگ که صندلیش 180 درجه مقابل نمایندهی اقلیتاینا بوده (توضیح: یعنی خیلی از ماجرا فاصله داشته) مسیر راهرو مجلس را طی میکنه تا خود را به اقلیتاینا برسونه.
حالا اَکشنتر:
کت قشنگ: شما حق ندارین ضد دولت حرف بزنید!!
باز هم کت قشنگ: شما به دنبال تضعیف دولت هستید؟!
باز هم: شماها چه کار به دولت دارید؟
چند لحظه بعد (…) این وسط یه نفر هُل داده میشود.!!!
توصیه به اقلیت اینا: از این پس جهت صدمه ندیدن در مجلس، لطفاً دور خود را "فنس" بکشید!
بُنتوک
چهار سال پیش قرار شد پیاده رو جلو "بانک سپه" جنب بسیج مرکزی، موزائیک فرش کنند که بنا به دلایل مبهم کار متوقف شد. سال 85 یک مرتبه شروع به کندن این پیادهرو کردند که با ایام تعطیلات نوروزی مقارن شد و کار متوقف ماند و عذاب مردم سیال. امسال که ماسه ریختند و موزائیک، آن قدر بیخیالش شدند که تمام ماسهها با رفت و آمد زجرآور شهروندان در حال از بین رفتن است. علیهذا وقتی اداره برق که مسئول جابجایی تیرهای برق در پروژههای عمرانی شهرداری است به بهانهی هزینه و نبود اعتبار، جان شهروندان را بیاعتبار میکند دیگر چه دلیلی دارد به دنبال دوش آب شیرین کنار دریا جنب رستوران "تیو" که مدتهاست پوسیده شدهاند. صد سال سیاه آقایان نمیخواهند مردم بعد از شنا دوش بگیرند به جای این کار بروند گاو بدوشند، این که راحتتر است. چه بسا بازنشستگان با تجمع کنار کوچهی آسیاب خیابان سنگی دنبال سوژه میگردند تا وقت تلف کنند، آن وقت پارک "قبر ژنرال" همین طور بدون استفاده مانده و نا زیبا. به شهسوار چه ربطی دارد که قبر ژنرال بهترین جا است برای بازنشستگان؟! او فقط وظیفه دارد هر روز یک مورد معضل شهری را سوژه کند و بنیادی هم تأییدش کند و بقیه هم بزنند زیر خنده. عجب سبیلی داره ای عامو شهسوار! دَمش گرم، چند تا بچه مدرسهای دیدی علاف توی خیابان سرگردان میگردند که فوراً سوژهی شهسوار شد و روکرد به طرف آقای بنیادی و گفت: تو را به خدا مگر این شهرکتابخانه نداره تا اینها بروند آنجا مشغول شوند. ای کاش این وانتهای نون خشکی به جای این که دنبال نون خشک بگردند تا با آنها کالباس مارتادلا بسازند کتاب میآوردند و جار میزدند کتاب قصه داریم، که یک دفعه همه زدند زیر خنده! حالا این وضع کنار دکهی روزنامه فروشی "محمود خدری" خیلی تماشاییتر است. اکثر بازنشستگان آن جا اهل مطالعه و روزنامه هستند. حاجی که کارمند بازنشستهی اداره بیمه است، داشت تیترها را دید میزد. چشمش افتاد به تیتر روزنامه که "شهردار منطقه دو از ترس میخواست امضایش زیر قرارداد میدان میوه و ترهبار را در حضور مردم پس بگیرد"، یهو زد زیر خنده و روبه بقیه کرد و گفت: حالا دیگه قشنگه! مگر عامو مجبورت کردن که امضاء کنی که حالا میخواهی پس بگیری. واقعاً اگر این حرف حقیقت داشته باشه باید کل مسئولین استان امضاهاشون را پس بگیرند چه حقوقی، چه قضایی، چه عمرانی.
راستی، راستی بر شورای سوم چه میگذرد؟ آدم احساس میکند شورای سوم با جنگ جهانی سوم ربط دارد! بیجهت نیست که اتوبوسهای شرکت واحد تخت گاز سر چهار راهها مانور میدهند. آخر بنده خداها دارند طرح تکریم ارباب رجوع را اجرا میکنند. بی خیالِ عابرین پیاده و سواره. حتماً این ده نفر داخل اتوبوس مهمتر از آن چهل نفر پیاده و سواره هستند. شاید هم رانندههای شرکت واحد قبلاً رانندهی آمبولانس بودهاند و گرنه دلیلی ندارد که 27 سال از انقلاب میگذرد ولی دریغ از طرح مهندسی ترافیک! شما این 27 سال دیدهاید راهنمایی و رانندگی به طور اصولی و بر مبنای نیاز شهری و افزایش جمعیت و ترافیک، خیابان یک طرفهای را دو طرفه و یا بالعکس کند؟ فقط دو تا فلکه را زمینگیر کردهاند و چراغ راهنما گذاشتهاند. بعد ما میخواهیم در خیابان بازار صفا ـ ببخشیدـ پیادهرو بازار صفا ماشین رد نشود و واحد سد معبر شهرداری با مغازهداران و دستفروشان "موش و گربه بازی" کنند.
وقتی سرتاسر خیابان بهشت صادق و ماهیفروشان، تولید عذاب برای شهروندان میکنند و پساب ماهیهای گندیده را در خیابان رها میکنند دیگر چه توقعی دارید سقا خانههای سطح شهر آب خنک با لیوان یک بار مصرف تحویل شهروندان دهند!!
با تو بودن خوب است!
روزنامهنگار توانمند، هنرمند ارزنده و همکار گران ارجمان در هفتهنامهی "نصیر بوشهر" و "گرافیک و تبلیغات نیلبک"، هفتهی گذشته پس از یک عمل جراحی موفقیت آمیز در کلینیک تخصصی "دی" به خانه بازگشت.
"عبدالرحمن برزگر" به توصیهی پزشک معالج، روند استراحت مطلق در منزل را سپری میکند. از خداوند بیبدیل، بهبودی کامل همکار پر تلاش و ارجمندمان را خواهانیم و امیدواریم به زودی، بار دیگر شاهد حضورِ پُرطراوت و مؤثر او در "نصیر" و "نیلبک" باشیم و هم صدا این آیهیِ زمینی را فریاد کنیم که: مباد این جمع را یارب غم از باد پریشانی.
شب ـ منوچهر بهروزیان
شب از ابر سرشار
ابر از سیاهی
ره از زوزهی گرگ
نفس حبس از وحشت گرگ
زمستان در اتراق!
نه کسی در گذر
نه دری باز
نه سوی چراغی سر کوچه خواب
نه لالایی مادری
نه لب قصهگویی
نه چشمی به در
خیره در انتظاری
شب آبستن چیست؟!
کسی اگر گذر میکند از خم کوچه
میترسد از شب
چراغی نمی درد از خشم شولای شوم سیاهی
نفس سخت، سرما نفس گیر
سکوت و سیاهی ویأس
در خیمهی شب
زمستان در اتراق!
کجای من ایستادهای
فرزاد شجاع
از کدام سئوال بپرسم
تا زیبا شوی
حرفهایت گرانترین واژههاست
از پشت ویترین کلماتی
که در دستانم میرقصند
و من
تا کوچهای که در خود رزرو کردهام
به پایان چند لحظه پیش نزدیک میشوم
از شروع ثانیهای تا بعد
که از انگشتانم آغاز میشود
شمارهها را میشمارم
تا برسم به سالهایت
که هنوز نمیدانم کجای من ایستادهای.
باید در آخرین حرفهایی که میزدی
میدانستم
شاید واژهای به معنای من نیست و
تو
معنی دیگری میدهی.
لحظههای گم شده
داریوش رضوان
سپرم ـ به سرم
لحظههای گم شده در تو
مچاله اگر شوم
کنار درخت توت،
زانوانم پدرم
و مادرم،
عکس روزهای نرفتهام را
میگیرد و
نگیرد بهانهی خواهر چند سالهام،
چیزی از آب در نمیآید.
سوت میکشم
سرم را
تمام ریلهایی که میآیند
سپرم را جلو
سرم را
به عقب که برمیگردانم
تا آدم
پیاده رفتهام.
آمیزهیِ شکوهناکِ نخل و کوه و دریا
به خجسته بادِ زاد روزِ استاد فرج کمالی ـ 2 تیر ماه
در تیرماه، تناور درختی رویید که به تنهایی بهاریست سایهگستر زیر تیر آفتاب دشتستان. فرهنگِ مجسمی قدبرافراشته بر چکادِ شعر به استواری زاگرس، به بلندایِ نخل و صلابتِ دریا با پژواکِ فریادهایِ رسایش در گوشِ قرن. استاد "فرج کمالی" را میگویم.
سلام بوسهیِ ما نثارِ مقدمش که خود زبانی است در کامِ جنوب. به احترامش برمیخیزیم.
فخرآفرینی "داریوش غریبزاده" و "سید نعمت ا... رکنی" در هفتمین جشنواره سینمای جوان در سنندج
هفتمین جشنواره سینمای جوان منطقه دو کشور پس از 9 سال در مورخ 22 تا 24 خرداد ماه در سنندج گشایش یافت.این جشنواره در چهار بخش پویا نمایی، مستنــد، داستانی و تجــربی برگــزار گــردیـد.
از مجموعه 440 فیلم ارسالی از 12 استان ـ 24 دفتر انجمن سینمای جوان ـ 65 فیلم به بخش مسابقه راه یافتند که فیلمسازان بوشهری جایزهی بهترین فیلم و لوح افتخار جشنواره را به خود اختصاص دادند.
شایان ذکر است جایزهی بهترین فیلم، تندیس جشنواره و دیپلم افتخار به فیلم "بومرنگ" اثر فیلمساز برجسته "داریوش غریبزاده" و لوح افتخار جشنواره به فیلم "هی با توام" به کارگردانی و نویسندگی سینماگر توانمند و گرانارج "سید نعمتا... رکنی" تعلق گرفت.
گفتنی است فیلم "بومرنگ" به بخش مسابقه جشنوارهی بینالمللی فیلم کوتاه تهران راه یافت و فیلمهای دیگر بخش مسابقه نیز مجوز حضور در این جشنواره را خواهند داشت.
کتابسرا............................
"مقدمهای بر نیانبان" به روایتِ "محمود حیدریه"
مقدمهای بر نیانبان/ نگارنده: محمود حیدریه/ ویراستاران: طاهره فقیه، طاهره حیدریه/ انتشارات: ستاره جنوب/ چاپخانه: ملاصدرا/ صفحهآرا، گرافیست و طرح جلد: مهدی پورغلام/ نوبت چاپ: اول ـ زمستان 1385/ تیراژ: 2000 نسخه/ قیمت: 2500 تومان کتاب ارزشمند "مقدمهای بر نیانبان" به همت "محمود حیدریه" ـ فوق لیسانس زبان انگلیسی و مدرس دانشگاه ـ توسط انتشارات "ستاره جنوب" منتشر گردید.
نگارندهی این اثر، با تلاش و کنکاشی ستایش انگیز، با استفاده از منابع محدودی که در حوزهی شناخت این ساز موجود است و همچنین با مراجعه به سایتهای اینترنتی و گفت و گو با صاحب نظران، در پی آن است تا به برخی ابهامات پیرامون خاستگاه و کارکرد این ساز پاسخ گوید و اطلاعات مفیدی از حضور گستردهی "نیانبان" در عرصهیِ موسیقیِ برخی از کشورها را با استفاده از تصاویری کم نظیر به مخاطب منتقل کند.
"محمود حیدریه" در مقدمهی کتاب مینویسد: «نیانبان، سازی ناشناخته برای عموم است، علی رغم این که صدای آن برای تمام جهانیان کاملاً آشنا و محبوب است. در اروپا، بیش از 30 نوع نیانبان وجود دارد. در ایران نیز در جنوب، جنوب غربی و در بخشهایی از کشور، نیانبان به عنوان ساز آن منطقه معروف است.»
گفتنیست پیش از انتشار این اثر، "محسن حیدریه" نوازندهی برجسته و توانمند نیانبان، اثری را با عنوان "نی و نینواز" با هدف شناساندن این ساز و ویژگیهای آن و نیز معرفی برخی از نوازندگان مطرح، در سال 84 منتشر کرد. همچنین در کتاب "ساز شناسی موسیقی بوشهر" که در سال 84 از سوی پژوهشگر عرصهی موسیقی بوشهر و نوازندهی نامدار این ساز "محسن شریفیان" منتشر گردید، بخشی نیز به معرفی "نیانبان" اختصاص دارد که حاوی اطلاعات مفیدی دربارهی این ساز است.
"کتاب مقدمهای بر نیانبان" در هفت فصل تنظیم شده است: تعریف نیانبان، نامهای نی انبان در جهان، تاریخچهی نیانبان، کاربرد نیانبان، نیانبان و مذهب، دربارهی نیانبان و فتواهای مراجع عظام دربارهی موسیقی.
در بخش "ضمائم" نیز با استفاده از تصاویری جذاب، حضور نیانبان در دورههای مختلف تاریخی، تمبرهای پستی و صنعت ترسیم شده است.
ضمن آرزوی توفیق روز افزون برای این نویسندهی فرهیخته و ارجمند، تمامی علاقهمندان به حوزهی موسیقی بوشهر و پژوهشگران این عرصه را به مطالعهی این اثر ارزشمند دعوت میکنیم. بیتردید حمایت متولیانِ نهادهایِ فرهنگی از پژوهشگران در انتشار چنین آثاری، ضمن ترسیم پتانسیلهای فرهنگی و هنری کم نظیر این اقلیم و ایجاد انگیزه در پژوهشگران برای معرفی و شناساندن این قابلیتها، گنجینهای گرانمایه را برای فرداییان به ارمغان خواهد گذاشت. حمایتی که البته بخشی مهم از شرح وظایف مسئولین محسوب میشود.
پیر وادی عشق
در تاریخ آمده است که شیخنیشابور «عطار» به سال 618 هـ .ق در قتل عام نیشابوریان به دست سپاهیان مهاجم مغول شهید شد
فضای مهر و صفا بود و درس عشق و سلوک
و شور و سرمستی
و حال، حال و هوای بهار سبز آیین
چه رونقی و صفایی
به خانگاه محبت
تموج داشت
کسی به بخت کسی شعله در نمیانداخت
بهار بود و سخن از طراوت و شادی
که تیغهای آخته رسیدند
زعمق تیره و گردصحاری تاریخ
و فوج فوج
به شهرها و دشتها
حملهور گشتند
و قد کشیده قدِ سرو بود
که بوسه بر زمین میزد
هجوم باد خزانی
صفای جنگل را
به خشکسال بدل ساخت
و شهرهای پر از رونق و شکوفایی
به ویرانی
که سنگ، بند نمیشد
به روی سنگ دگر
پدر بزرگ
که پر زغیرت بود
تحمل از کف داد
«هجوم دشمن بدخوی و انتخاب سکوت؟
اگر که من بنشینم
اگر تو هم بنشینی
آه … وطن چه خواهد شد»
اگر چه پیر خردمند
شیخ ما عطار
طبیب خاک خراسان
به تیغ تیز کلام و به نیزهی قلم
و عشق و شور و شهامت
مسلح بود
که روبهروی دشمن پر کینه قد علم سازد
به پرنیان و پرِ مرغِ قاف پیما نیز
خویش را مسلح کرد
که تا ستیغ شرف
راه را بپیماید
پدر بزرگ
کتاب شعر و مقامات سیر طیور
به دست داشت
که روبهروی دشمن خونریز
راست قامت شد
پدر بزرگ
نماد شعر و کرامت
نماد شور و شرف بود
پدر بزرگ
فدای مام وطن کرد جان شیرین را
و جاودانه به تاریخ راستان پیوست
پدر به منزل سیمرغ پر و بال گشود
اگر چه روی پر از خون و خاک پیشانی*
و کوچههای نیشابور
پر زشیون بود
پدر برفت زتیغ مهاجمان، اما
شکوه و شوکت این پیر عشق و شیدایی
هنوز هم
به هفت وادی تاریخ
نور میپاشد.
شهریور 1385
* خدایا جانم آنگه خواه کاندر سجده گه باشم
زگریه کرده خونین روی و خاک آلوده پیشانی
«شیخ عطار، دیوان»
کارآمدسازی قانون ضدفساد
میگویند ایران کشور موج سواری است، یعنی نه تنها مردم عادی بلکه سیاستمداران، مدیران و حتی برخی متخصصان نیز تابع شرایط عمومی جامعه هستند و با موجی از احساسات حرکت میکنند بدون این که به عواقب کار یا درجهی مطلوبیت آن توجه کنند. این که در دستگاههای حکومتی ایران، اشکال مختلف فساد سیاسی، اقتصادی و فرهنگی با درصد بالا وجود دارد جای تأسف است ولی این واقعیت را نمیتوان پنهان کرد. اما برای حل این مشکل عظیم ملی ـ که همچون سلولهای سرطانی در حال رشد است ـ روشهای منطقی و کارشناسی نه احساسی وجود دارد. مجلس هفتم و دولت نهم که در اختیار اصولگرایان قرار دارند در یک اقدام عجولانه در حال تصویب طرح مبارزه با فساد، از طریق اعلام داراییهای مسئولان هستند که به نظر میرسد فقط جنبهی تبلیغاتی دارد، زیرا دولت نهم و مجلس هفتم در پیگیری برنامههای خود ناکام ماندهاند و برای سرگرم کردن مردم و حفظ پایگاه اجتماعی خود در آستانهی مجلس هشتم درصدد تصویب طرحی هستند که ناکار آمدی آن در گذشته ثابت شده است. مشکل گسترش فساد، ناشی از مجموعه عواملی است که یک مورد فرعی آن شفاف نبودن داراییهای مسئولان ارشد است ولی مهمترین عوامل گسترش فساد عبارتند از:
1ـ انحصاری بودن قدرت سیاسی که منجر به افزایش رانتهای سیاسی و دولتی میگردد.
2ـ سانسور اخبار و اطلاعات توسط رسانههای گروهی که تحت تسلط دولت و نهادهای حکومتی قرار دارند و از افشای موارد فساد خودداری مینمایند.
3ـ فقدان ساز و کار لازم برای نظارت نهادهای مردمی بر عملکرد حکمرانان و دستگاههای دولتی.
4ـ رشد بیش از حد نهادهای دولتی و حاکمیتی که جلو هر نوع امکان فعالیتِ بخشِ خصوصی را میگیرند.
5ـ نبود انتخابات آزاد برای انتخاب مسئولان شایسته و متعهد در نهادهای تصمیمگیرنده.
چنان چه دولت و مجلس هفتم در مبارزه با فساد جدی هستند، اقدامات زیر توصیه میشود:
1ـ ترتیبی اتخاذ شود تا انتخابات آزاد و رقابتی برگزار شود تا چرخش در قدرت سیاسی صورت گیرد.
2ـ آزادی رسانهها و آزادی بیان جلو فساد را میگیرد. چنان چه شبکههای تلویزیونی و مطبوعاتی توسط مردم اداره شوند بر عملکرد دستگاههای حکومتی نظارت بیشتری اعمال میشود. در جوامع بسته و انحصاری میزان فساد بسیار بالاست.
3ـ آزادیهای سیاسی جلو فساد سیاسی و اقتصادی را میگیرد، باید نقش نهادهای غیر دولتی و احزاب را به عنوان نگهبانان جامعه تقویت نمود.
4ـ اعلام دارایی مسئولان کافی نیست، بایستی ساختار سیاسی و اداری کشور اصلاح شود و مسئولان تمام دستگاههای حکومتی در مقابل ملت پاسخگو باشند.
5ـ انتخابی کردن مسئولان دولتی و عمومی در شفاف سازی ساختارها بسیار مؤثر است. رییس دانشگاه آزاد، رییس اماکن متبرکه نیز نه تنها داراییهای خود را اعلام کنند بلکه با رأی مستقیم مردم انتخاب شوند.
6ـ زماندار کردن مدت مسئولیت مقامات ارشد در جلوگیری از فساد بسیار مؤثر است. در حال حاضر رییس دانشگاه آزاد، آستان قدس رضوی، برخی اعضای شورای نگهبان و … پیش از 20 سال در مسند قدرت هستند.
7ـ برای جلوگیری از فساد از نخبگان تمام جناحهای سیاسی اعم از اصولگرا، اصلاحطلب و ملیگرا در نهادهایی مثل شورای نگهبان و قوه قضائیه استفاده شود. انحصار سیاسی منشاء بروز مفاسد است.
8ـ وجود دستگاه قضایی مستقل در برخورد با مفاسد بسیار مهم است. دستگاه قضایی بایستی از برخورد با مطبوعات و نویسندگان دست بر دارد تا آنان بتوانند وضعیت را نقد کنند.
9ـ فرماندهان ارشد نظامی، رؤسای نهادهای مذهبی و بنیاد جانبازان نیز بایستی مشمول قانون ضد فساد شوند.