کسانی که استعفاء ندادهاند
شنیده شده است کسانی که نام آنها برای کاندیداتوری مجلس مطرح بود و گفته میشد که قصد دارند در انتخابات کاندیدا شوند در وقت قانونی از استعفاء خودداری کردهاند. شنیدنیها حاکی است شهریاری معاون وزیر، زارع مدیر کل تعاون استان، رستگار نماینده ولی فقیه در سپاه، علی افراشته استاندار بوشهر و کرمی معاون اداری و مالی استاندار که نامشان برای کاندیداتوری مجلس مطرح بود از استعفاء خودداری نمودهاند.
مدیر جدید منطقه ویژه اقتصادی بوشهر
شنیده شده است "سیامک احمدی" عضو شورای شهر بوشهر به زودی جایگزین "صفری" مدیر منطقه ویژه اقتصادی بوشهر خواهد شد.
تغییر مدیر کل صدا و سیمای بوشهر
شنیده شده است "رحیمزاده" مدیر کل صدا و سیمای بوشهر به زودی از بوشهر خواهد رفت و فردی دیگر جایگزین وی خواهد شد.
تغییر مدیر شهرک مسکونی سیراف
شنیده شده است مدیر جدید شهرک مسکونی سیراف معرفی خواهد شد. شنیدنیها حاکی است. "آزاد شهرکی" سرپرست معاونت عمرانی استانداری بوشهر به عنوان مدیر شهرک مسکونی سیراف جایگزین "تلاشکی" خواهد شد.
تغییرات در هیئت مدیره شرکت صدرا
شنیده شده است در هفته گذشته هیئت مدیره شرکت صدرا با سهامداران جدید تشکیل جلسه داده و اعضای هیئت مدیره جدید انتخاب شدهاند. گفته میشود "خبره" مدیر عامل شرکت نیز جای خود را به "سیف" داده است.
نامه انجمن ادبی نگین خورموج به امام جمعه دیّر
شنیده شده است اعضای انجمن ادبی نگین خورموج در پی اظهارات امام جمعه دیّر طی نامهی سر گشادهای به وی خواستار قضاوت عادلانه در خصوص منطقهی پارس شمالی شدند.
رییس سوادآموزی استان بوشهر در گفتوگوی اختصاصی با خبرنگار نصیر بوشهر گفت: بوشهر ششمین استان باسواد کشور است
قلیپور این موفقیت را خوب کار کردن آموزش و پرورش استان و همچنین سوادآموزی از بدو تأسیس عنوان کرد و اظهار داشت: با حرکت عظیمی که در سه سال اخیر با کمک دوستانمان آغاز کردهایم به این رتیه رسیدهایم و طبق آمار سازمان مدیریت و برنامهریزی 43/86 درصد مردم استان باسواد هستند و این نشان میدهد هم گذشته در نهضت سوادآموزی زحمت کشیدهاند و هم در سه سال اخیر کار ما نتیجه داده است.
وی در ادامه به تعداد بیسوادان استان اشاره کرد و گفت: 107 هزار بیسواد در استان وجود دارد که معتقدم این تعداد محروم از سواد در استان وجود ندارد و از لحاظ کشوری 1 درصد از بیسوادان کل کشور را به خود اختصاص دادهایم که آمار بسیار پایینی است.
قلیپور اضافه کرد: تعداد بیسوادان در کل کشور 10 میلیون نفر است که در آسیا 560 میلیون نفر است و 79 درصد از آنها در 20 کشور آسیایی وجود دارد و خوشبختانه ایران بیستمین کشوری است که در این آمار قرار دارد. وی با بیان اینکه استان از لحاظ عملکردی سه سال پیاپی به عنوان استان برتر معرفی میشود اظهار داشت: این آمار در سال 85 نشان میدهد که قبلاً در استان سابقه نداشته که در مجموع فعالیتهایش به عنوان استان برتر انتخاب شود و این یعنی کار حجیم و وسیعی در سطح استان آغاز شده است.
رییس نهضت سوادآموزی در ادامه اضافه کرد: سه طرح از سوی نهضت سوادآموزی استان در کشور به صورت ملی انجام شده است.
وی به این سه طرح اشاره کرد و یادآور شد: اولین طرح آموزش سوادآموزی عشایر بوده است که از طرف سازمان امور عشایر کشور به کل مدیریتهای عشایر کشور دستور داده شده که طرح مشابه بوشهر را انجام دهند و دومین طرح، طرح گروههای آموزش بود که به ابتکار بوشهر تشکیل شد و هم اکنون از سوی سازمان مرکزی به تمام استانهای کشور دستور داده شده که طرح بوشهر را اجرا کنند، سومین طرح نیز اطلس سوادآموزیست که مهمترین طرحی است که نهضت سوادآموزی استان آن را انجام داده است.
قلیپور در ادامه به دستاوردهای این اطلس اشاره کرد و اظهار داشت: در این اطلس از هر 200 نفر بیسوادی که شناسایی شده است 92 نفر مادرشان و 82 نفر پدرشان بیسواد بودند. چون خشت اول کج گذاشته شده تا ثریا کج رفته و بیسوادی عامل بیسوادی شده است.
وی یادآور شد یکی دیگر از دستاوردهای این اطلس از 100 سوادآموزی که شناسایی شدهاند 96 درصد از طبقهی متوسط و پایین اجتماع هستند و این هم نشان میدهد عامل فقر، بیسوادی هم هست.
وی ادامه داد: برای اولین بار در کشور، بوشهر بانک اطلاعاتی سواد آموزی طراحی کرده است که این بانک اطلاعاتی به صورت نرمافزاری و سیستمی کار میکند.
وی در بخش دیگر از صحبتهایش به دریافت گواهی استاندارد جهانی 9001 ISO نهضت سوادآموزی استان بوشهر اشاره کرد و گفت: برای اولین بار در کشور استاندارد جهانی 9001 ISO را نهضت سوادآموزی استان بوشهر دریافت کرد که نماینده انگلستان که به اینجا آمده بودند کار ما را تأیید و اعلام داشتند بهترین جایی که ISO و کار فرآیندی انجام داده است سوادآموزی استان بوشهر بوده است و بهترین روز عمر کاری خود را در نهضت سوادآموزی استان عنوان میکند و این نشان میدهد آن سیستمی که در نهضت سوادآموزی طراحی کردهایم نتیجه داده است.
قلیپور در ادامه به طراحی سند راهبردی نهضت سوادآموزی استان که به گفتهی رییس سازمان مدیریت و برنامهریزی یکی از بهترین سندها درمدیریتهای مختلف است اشاره و عنوان کرد: در این سند وضع موجود، سیاستها، راهبردها، راهکارها، بودجهبندی و زمانبندی را مشخص کردهایم که کجا هستیم و به کجا می خواهیم برسیم وچشماندازی که در کشور تصویب شده و مورد نظر مقام معظم رهبری است را در آن سند طراحی و چشمانداز را مشخص کردیم.
ویآینده نهضت سواد آموزی استان را درخشان دانست و گفت: حجم پوشش برنامه سوم در سالهایی که از برنامه گذشته بود 65 درصد از حجم برنامه پوشش داده شده بود که پایینتر از سقف بود ولی از زمان مدیریت جدید به طور میانگین حداقل 50 درصد بالای کار انجام شده است و چیزی حدود 85 درصد از عملکرد نسبت به سه سال اول برنامه سوم را پوشش دادهایم که یک حرکت سیستمی و حجیم در استان ایجاد شده است.
وی خاطر نشان کرد: سیستم کاری ما مشارکتی است و هر کس طرح، فکر یا ابتکاری داشته باشد میتواند مشارکت کند. قلیپور در بخش دیگری از سخنانش یادآور شد: سال گذشته 40 هزار نفر را تحت پوشش قرار دادیم که امسال امیدواریم 47 هزار نفر را تحت پوشش سوادآموزی قرار دهیم.
وی افزود: اولویت کاری ما در حال حاضر باسواد کردن افراد زیر 30 سال است و انتظار داریم تا پایان برنامه چهارم زیر 30 سال را به 97 درصد برسانیم و همچنین تا پایان برنامه بعدی مؤظفیم طبق مصوبه سازمان ملل تاسال 1212 که دههی سواد آموزی نامیده شده به اتمام برسانیم که این همت عالی و بسیج عمومی و امکانات زیادی میطلبد. وی در پاسخ به این سؤال که چند نفر از کسانی که کلاسهای نهضت را گذراندهاند در مقاطع بالاتر در حال تحصیل هستند گفت: در کل کشور 2500 نفر در مقاطع بالاتر تحصیل کردند که در استان بوشهر 80 نفر چهره موفق سوادآموزی هستند که در حال تحصیل هستند یا گذراندهاند که حدود 3 درصد از چهرههای موفق کشور است و استان ما 2 درصد جلوتر از کشور است و دلیل این موفقیت زودتر شروع شدن 15 سال سوادآموزی استان نسبت به کشور بوده است و قدمتی که مدرسه سعادت با بیش از 110 سال دارد. رییس نهضت سوادآموزی در ادامه در پاسخ به این سؤال که آیا امکان ریشهکنی بیسوادی در کشور یا استان وجود دارد یا نه، تصریح کرد: مفهومی به نام ریشهکنی و پاکسازی نداریم چون امکان آن وجود ندارد.
وی افزود: شاید در سال 1407 با توجه به چشماندازی که در سند راهبردی پیشبینی شده و با راهکارهای تشویقی و تنبیهی که در نظر گرفته شده به این مهم دست پیدا کنیم. قلیپور در ادامه گفت: همیشه از ما سؤال میشود نهضت سوادآموزی کی به پایان میرسد و تا چند سال باید این نهضت باشد.
وی در ادامه اضافه کرد: سوادآموزی در غالب کشورهای دنیا وجود دارد یا به اسم سوادآموزی یا آموزش بزرگسالان و طبق آمار هنوز هستند کسانی که به دلایل مختلف از جمله مشکلات جسمی، فرهنگی، خانوادگی، مالی ترک تحصیل میکنند یا به مدرسه نمیروند و ما این افراد را نباید رها کنیم و تداوم آموزش را در دستور قرار دادهایم و معتقد به آموزش برای همه و آموزش مادامالعمر هستیم.
وی در پایان از همه تلاشگران در عرصهی سواد آموزی به خصوص صدا و سیما قدردانی و تشکر کرد.
آقای رضوی، مواظب غورهها باش!!
در خبرها داشتیم که تازه از راه رسیدههای ورزشی گفتهاند که: ما فقط از ورزشینویسان و تماشاگران میترسیم! این نوع نگرش و توجه منفی به کانونهای حمایتی ورزش یعنی ورزشی نویس و تماشاچی، وارونه نگاه کردن به ورزش و به عبارتی لرزش در نوع مدیریتی افراد است که تنها نیمهی خالی لیوان را میبینند و برای موقعیت خود میترسند! تیمهای بدون هوادار حسرت تیمهای پرتماشاگر را میخورند و خیلیها از نظر و انتقاد مطبوعاتیها و ورزشینویسان که خارج از دیدگاه مدیران باشگاه مربوطه مسائل و زوایای مختلف را دیده و به نقد میکشند به خوبی بهره میبرند. حالا چه شده که افراد تنگنظر این دو منبع توانا و مقتدر را به شکل منفی نگریسته و اظهار نظر کردهاند قدر مسلم نمیتواند دیدگاه دکتر رضوی بوده باشد وقتی که میتواند تشکلهای بزرگی مثل پارس جنوبی را اداره کند. پس به یقین، او که ورزشکار و ورزشی است در کارش پیشرفت خوبی خواهد داشت اگر نکاتی را فرا روی خویش داشته باشد: 1ـ صفایی فراهانی ورزشی نبود اما مشورتی بود. او با خیلیها مشورت میکرد از جمله با نویسندگان ورزشی که بیشتر به او کمک کردند با کارشناسان ورزشی که راههایی را برایش باز کردند. او به اطرافیان و چسبیدهها و آنهایی که مانند گربه از درِ اتاق بیرونشان میکرد از پنجره وارد میشدند، بها نداد. پس به ایتالیا رفت، از باشگاه اینترمیلان بازدید کرد و پس از رایزنیهای فراوان مدارس فوتبال را تأسیس کرد که سالهای بعد نتیجه خواهد داد. به کره جنوبی رفت و تحقیق و بررسیهای فراوانی روی «کی لیگ» انجام داد، از آن جا راهی توکیو شد و پژوهش دربارهی علل موفقیت ژاپن را ادامه داد. از تجربیات بزرگان فوتبال، ورزشینویسان باشگاه اینتر میلان ایتالیا، «کی لیگ» و «جی لیگ» یعنی لیگهای معتبر کره و ژاپن، از کنفدراسیون فوتبال آسیا «AFC» و فدراسیون جهانی فوتبال «FiFA» تحقیقاتی انجام داد وپس از جمعبندی، لیگ برتر ایران را رقم زد و خیلی از مسائل دیگر که در این مقال نمیگنجد. پس این یک راهکار و یک نمونهی بسط و توسعه تحقیق و مشورت. 2ـ آقای رضوی اگر تکواندو کار بوده فکر نکند که فوتبال را فقط عده محدودی در این استان میفهمند، اگر چه در درایت و کاردانی بعضیها شک ندارم اما عدهای که خیلی حس ریاست و قدرتطلبی در وجودشان نهفته و میخواهند همه جا باشند مدتی است «آرد خود را بیخته و الکشان را آویختهاند»، پس میبایست زاویهی دید از آن محدودیت خارج شده و حتی فرا استانی نگریست. 3ـ صدرا گسترش بوشهر به علت اینکه عدهای میخواستند خودشان مطرح باشند، برنامهریزی و آیندهنگری در میان آنها نبود و کفگیرشان به ته دیگ خورد. 4ـ پگاه گیلان با آن سرمایهی عظیم ـ که پولدارترین تیم لیگ بود ـ به علت دخالتهای کت و شلواریهای ریاست طلب که حتی در ارنج تیم هم دخالت میکردند یک بار سقوط کرد. 5- صنعت نفت آبادان به دلیل اینکه در تهران برایش تصمیمگیری میشد تا حالا دوبار سقوط کرده است! درتهران عدهای را به آنها قالب کردند و خودیها نیز تیم را گوشت نذری. 6 ـ عدهای سابقهی مدیریتی نداشته یا موفق نبودهاند، پس آقای رضوی بیشتر مشورت کن، از چسبیدهها فاصله گرفته و تحقیق کن، چرا که عدهای میخواهند همیشه در صفحات نشریات باشند یا اینکه روی آنتن رادیو و تلویزیون، حالا چه بودجهای هدر رود، تیم سقوط کند هم برایشان مهم نیست، در بورس بودن را عشق است. از مثالهای بالا که ذکرش رفت استفاده کن. از خبرنگاران فهمیده و مدیران موفق و کسانی که تجربهی خوبی داشتهاند مشورت بگیر. از امتحان پس دادهها چه خودی و غیر خودی، خبرنگاران هزار تومانی و آنهایی که با یک پرس غذا، قلم خود را میفروشند در امور اجرایی استفاده نکن. برای آن که تاکستانی را که درست کردهای به درستی مراحل رشد را طی کرده و به بار بنشیند و حتا تا پایان شیرینی مویز به دل هواداران شاهین مزه بدهد، مواظب غورهها باش!! که عدهای میخواهند غوره نشده، مویز شوند!
متن سخنرانی دکتر رازی طبیب در مراسم کلنگ زنی مجتمع پزشکان "طبیب"
در بعد از ظهر گرم تابستان بوشهر، گردهم آمدهایم تا از طبیبی حاذق و فیلسوفی سیاستمدار، انسانی مردم گرا و طرف وثوق، مردی متعبد از سلاله طیبه سادات علوی، علامهی شهیر شادروان "سید عبدالرضا طبیب" (حافظه الصحه)، قدردانی کنیم.
مردی که قریب 200 سال خود و اعقابش با خوشنامی به خدمتگزاری مردم محروم این منطقه مفتخر بودهاند و بدان بالیدهاند و مردم غیرتمند بوشهر نیز به پاس خدمات این خاندان، این همه اعتبار را گرامی داشته و پاس میدارند تا جایی که این بنای عظیم فرخنده ـ که بنایی خاص پزشکان خواهد بود ـ به نام این خاندان بزرگ نامگذاری نمودهاند که مایهی بسی افتخار، سربلندی، بالندگی و سپاسگزاری است.
در معرفی این خانواده کافی است گفته شود بسیاری از علما، فضلا و بزرگان زمان از محضر فیض این سرسلسله متمتع بوده که از جمله این بزرگواران میتوان از حضرتآیتا… العظمی "حاج سید عبدا… مجتهد بلادی" (قدس سره) نام برد.
مرحوم "حافظ الصحه" علاوه بر حرفهی پزشکی در مقام ارتباط مردمی مورد وثوق کامل همگان بودهاند تا جایی که در اولین دورهی مجلس عام مرکزی مورد انتخاب مردم واقع شدهاند و با این که همه نوع اسباب عزیمت و اقامت در تهران از سوی اهالی و تجار بوشهر برای ایشان فراهم گردیده بود، ولی حضرت ایشان از پذیرش این موقعیت استنکاف ورزیده و به درمان دردمندان منطقه دلخوش بودند.
گفتوگو با آقای "محمدرضا روستا"مدیر پروژهی "مجتمع پزشکان طبیب"
این مجتمع جهت قدردانی از خاندان بزرگ "طبیب" "مجتمع پزشکان طبیب" نامگذاری شد
پیشآغاز: روز 18 تیر ماه به همت آقای "محمدرضا روستا" مردی از تبار مهر و از دیار بوشهر، مراسم کلنگ زنی "مجتمع پزشکان طبیب" با حضور حجتالاسلام صداقت، برخی از استادان و فرهیختگان عرصههای ادب و هنر و فرهنگ و نیز جمعی از شهروندان بوشهری برگزار گردید.
تلاوت آیاتی از کلاما… مجید توسط آقای سعید نوذری ـ مجری توانمند صدا و سیما (مرکز بوشهر) ـ آغازگرِ این مراسم بود و سپس آقای "روستا" ـ مدیر پروژه ـ ضمن خوشامد گویی به مدعوین، اهداف خود را از احداث این مجتمع تشریح کرد و امکانات درمانی و رفاهی مجتمع را بر شمرد. سپس آقای دکتر رازی طبیب، ضمن قدردانی از شادروان سید عبدالرضا طبیب (حافظه الصحه) به تشریح خدمات تأثیر گذار ایشان و نیز معرفی دیگر نامدارانِ خاندانِ طبیب پرداخت. پس از سخنرانی ایشان، با حضور کلیهی مدعوین، کلنگ احداث مجتمع توسط دکتر رازی طبیب به زمین زده شد. در راستای تشریح اهداف و ضرورت احداث این مجتمع با آقای " محمد رضا روستا" گفت و گویی به انجام رساندیم که میخوانید:
لطفاً در آغاز یک بیوگرافی اجمالی از خودتان بیان نمایید.
ـ این جانب "محمدرضا روستا" متولد 1341 در بهمنی متولد شدم. به بوشهری بودنم افتخار میکنم و بوشهر را با تمام کمبودهایش دوست دارم و آرزو دارم این شهر در هر زمینهای پیشرفت داشته باشد. من به ساختمانسازی علاقهی زیادی دارم و عاشق این کار هستم، البته کار خوب در ساخت و سازِ اصولی و با کیفیت است. کارهای کوچک و بزرگی انجام دادهام که آخرین کار، تکمیل مجتمع یکصد واحدی "نسترن" بود که دارای مراکز تجاری از جمله پوشاک و همچنین دارای آژانس تاکسیتلفنی، سوپر مارکت، خدمات مسکن، میوه فروشی، آرایشگاه زنانه، سالن بزرگ آکواریوم عقد و دفتر عقد و ازدواج میباشد که کلیهی این مراکز تجاری و خدماتی هم اکنون مشغول خدماترسانی به مردم هستند.
از چه زمانی تصمیم به احداث مجتمع پزشکان گرفتید؟
ـ از اوایل سال 84 با مراجعه به شهرداری، مجوز احداث مجتمع پزشکان را تقاضا نمودم و پس از بررسی پرونده در چند مرحله در سازمان مسکن و شهرسازی و کمیسیون ماده 5، مورخ 23/1/86 اعضاء محترم کمیسیون ماده 5 موافقت نمودند که این مجتمع در ده طبقه احداث گردد.
به چه منظور محل احداث مجتمع پزشکان را در خیابان رئیسعلی دلواری انتخاب نمودید؟
ـ در مورد محل احداث این مجتمع یک کار بسیار کارشناسی شده انجام گرفت. همان طور که اطلاع دارید برخی ادارات در خیابان رئیسعلی دلواری قرار دارند که ساعات کاریشان از صبح تا پایان ساعت اداری است و بعد از ظهرها معمولاً تعطیل هستند و بستر آن خیابان در بعد از ظهر، خلوت و شهروندان میتوانند به راحتی به این مجتمع مراجعه نمایند. از سوی دیگر هم استانیهای عزیز که از شهرستانهای اطراف جهت مداوا به بوشهر میآیند، میتوانند با استفاده از ترمینال "خیابان طالقانی" در کوتاهترین زمان خود را به مطب پزشکان برسانند و عامل دیگر فقدان امکانات پزشکی از سه راهی باغ زهرا تا خیابان هلالی، جبری و چهارصد دستگاه تا چهارراه کشتیرانیست که حدود یک سوم جمعیت بوشهر را شامل میشود، ولی متأسفانه در این مسیر یک آزمایشگاه و یا یک داروخانه وجود ندارد.
این مجتمع با استفاده از چه مصالحی احداث میگردد؟
ـ به یاری خداوند بزرگ این محل با اسکلت بتنی و یا سازهای بسیار محکم و نمای بسیار جذاب و چشمگیر و نورگیرهای مناسب احداث خواهد شد.
از تعداد طبقات و امکانات مجتمع بگویید؟
ـ این مجتمع، یک مجتمع پزشکی با تمام امکانات رفاهیست که در ده طبقه احداث خواهد شد.
قسمتی از طبقهی همکف "پارکینگ" در نظر گرفته شده و در بقیهی طبقات مطبهایی شیک با سالن انتظار مستقل، داروخانه، آزمایشگاه، رادیولوژی، سونوگرافی، عینک سازی، کالای پزشکی و آمبولانس تلفنی احداث میگردد. قسمتی نیز به فروشگاه جهت فروش اجناس مختلف اختصاص داده شده که شهروندان میتوانند تا زمانی که نوبتشان فرا رسد از این فروشگاه خرید نمایند.
از چه تاریخی عملیات فیزیکی شروع میشود و در چه زمان به پایان خواهد رسید؟
ـ روز 18 تیر ماه مراسم کلنگ زنی جهت احداث این مجتمع انجام گرفت و به یاری خداوند از تاریخ 19 تیر ماه خاکبرداری زمین آغاز خواهد شد و اگر در روند عملیات احداث مجتمع با مشکل خاصی برخورد نکنیم به امید خداوند حدود 30 ماه دیگر این مجتمع کامل و آمادهی بهرهبرداری خواهد بود به صورتی که در خور هم استانیهای عزیز و مهربان باشد.
چرا این مجتمع به نام "طبیب" نامگذاری شد؟
ـ خاندان طبیب همان طور که همگی بوشهریهای عزیز اطلاع دارند حدود چهار نسل است در رفع مشکلات و بیماریهای مردم این شهر خدمت کردهاند. با کسب اجازه از بزرگان خاندان طبیب قرار شد جهت قدردانی از این خاندان ـ که هم اکنون فرزندان آنان و بستگان آنان در بوشهر هنوز هم مشغول طبابت هستند ـ این مجتمع به نام "مجتمع پزشکان طبیب" نامگذاری شود و به همین منظور از اعضای این خاندان دعوت به عمل آمد و کلنگ مجتمع پزشکان توسط یکی از بزرگان خاندان طبیب به زمین
زده شد.
اگر کلام ناگفتهای باقیست بیان نمایید.
ـ امیدوارم بتوانم با تکمیل این مجتمع به نام خاندان طبیب از طبیبانی که در گذشته علیرغم کمبودهای بسیار در بوشهر، هرگز این شهر را ترک نکردند و ماندند و به مردمان شریف بوشهر خدمت کردند قدردانی نمایم و نیز امیدوارم این اقدام من گوشهای از محبتهای بیشمار خاندان بزرگ طبیب را جبران نماید.
بیتالمال / اموال دولتی
بخش هفتم
میراثفرهنگی
یکی از مهمترین انواع اموالی که دولت در اختیار داشته و به علت ویژگیهای خاص میبایست آن را مطلع نظر قرارداد ـ و نمیتوان بیتفاوت از کنار آن گذشت ـ "میراث فرهنگی" است که بسیار حائز اهمیت بوده و فارغ از هر گونه مشابهت یا ردهبندی نیاز به بحث و بررسی خاص دارد. در این مبحث همانطور که به راحتی و سهولت بامفهوم و معنای آن آشنا شده و ارتباط برقرار میکنیم، متأسفانه به همین آسانی هم با بیاعتنایی نسبت به آن، ریشههای ایرانی ، تاریخی و هویتی خود را گاه با دست خود در معرض نابودی و نیستی قرار میدهیم، به نحوی که بیگانگان هم از این تسامح و تساهل سود برده و با وقاحت و ترفندهای مختلف غالباً درصد یورش به این آثار و سوءاستفاده از آن هستند.
میراث در فرهنگ لغات استاد دکتر محمد معین به معنای مال و وجهی است که از مُرده برای ورثه به جا مانده و به تأسی از ریشهی لغوی آن (ارث) که عربی و مصدر لازم است، در همین فرهنگ لغت مفاهیم دیگری مانند ترکه، متروکات، بازمانده، وامانده، باقی گذاشتن مالی پس از مرگ خود، دارایی شخص مرده را صاحب شدن و ... را در بردارد، اما واژهی فرهنگ (فرهنج) دارای وسعت معانی بوده و در تحلیل و تفسیر آن ادبیان و مشاهیر و کارشناسان نظریههای مشابهی را ارائه کردهاند که با معنی لغوی آن در مرجع گفته شده (علم، دانش، معرفت، تربیت، ادب) هم طراز و نزدیک بوده و سنخیت دارد .بدیهی است آثار علمی ـ ادبی اقوام، آداب، سنن، آیینها و رسوم ملتها در همین واژه مستتر و معنا میگردد.
بنابراین مقدمه، آثار باقی مانده از گذشتگان نشانههای تاریخی و فرهنگی ملل مختلف را در طول حیاتشان شناسانده و موجبات عبرت و پندآموزی انسانها در حال و آینده را فراهم میآورد. اقلامی که به عنوان میراث فرهنگی دردسترس بوده و مورد توجه خاص قرار دارد، در دو شاخهی اصلی اموال (اموال منقول و غیر منقول) جایگزین و تقسیم شده و حتی چنانچه به صورت مکتوب (کتاب و دست نوشته) هم باشد در زمرهی آثار ارزشمند فرهنگی ـ باستانی محسوب و از آن مراقبت و نگهداری میشود. از جمله اشیاء دیگری که در شمول اموال منقول میراث فرهنگی جای داشته و در اثر تلاش و کاوشهای باستان شناسان و کارشناسان موزهای و از طریق اکتشافات علمی تحصیل میگردد، سکهها، تابلوها، نقاشیها، پیکرهها، مجسمهها، کندهکاریها، مُهرها، ظروف و ... میباشند که در مکانهای مخصوص نگهداری اشیاء عتیقه و قدیمی (موزهها) مستقر و حفاظت میشوند.
موزه به مجموعهی آثار باستانی و تاریخی و عمارت یا بنایی که اینگونه آثار در آن نگهداری شده و معمولاً از بناهای قدیمی و تاریخی میباشد اطلاق میگردد و تابع ضوابط و مقررات شدید حفاظتی است که به لحاظ حساسیت فوقالعادهی آثار در آن اعمال میشود.
موزه به مخاطبین و مراجعین کمک میکند تا از طریق ارتباط معنوی با آثار به جای مانده، پیرامون تاریخ وگذشتگان خویش تحقیق و بررسی کرده و به ارزشهای پیشین و دیرینهی خود افتخار و مباهات نمایند.
ابنیه و ساختمانهای قدیمی و تاریخی نیز که به نحوی با فرهنگ و سوابق آبا و اجدادی هر سرزمینی ارتباط دارند، در ردهی اموال غیر منقول میراث فرهنگی جای داشته و صیانت از آن نه تنها به عنوان اموال دولت که از منظر مشترکات عمومی (اموالی که به عموم متعلق بوده و هیچکس نمیتواند در آن دخل و تصرف نماید) واجب است. پیشگیری از تخریب و فرو ریختن آن یا جلوگیری از وارد شدن صدمات و آسیبهای احتمالی در حد تکلیف و وظیفهی شرعی و میهنی هر فرد محسوب میگردد و در همین رابطه و به دلیل اهمیت آن در اصل 83 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران آمده است: بناها و اموال دولتی که از نفایس ملی باشد، قابل انتقال به غیر نیست، مگر با تصویب مجلس شورای اسلامی و آن هم در صورتی که از نفایس منحصر به فرد نباشد.
شورای شهر یا شورای شهرداری؟؟!!
بیشک صدور فرمان تشکیل شوراها توسط رهبر فقید انقلاب در سال 1358 با توجه به اعتقاد ایشان به تأثیر حضور مردم در موقعیتهای مختلف، هدفی جز واگذاری تمام امور سیاسی و اداری مردم به خودشان از طریق تشکیل شوراها یعنی مردمیترین نهاد موجود در ساختار سیاسی و اداری کشور و تنها نهاد مدنی بعد از پیروزی انقلاب اسلامی نداشت. از طرفی قانون اساسی جمهوری اسلامی به عنوان میثاق ملی و اسلامی کشور در اصول مربوط به تشکیل شوراهای اسلامی، به عنوان اصول مترقی مدیریت و اداره امور کشور، ضرورت تشکیل شوراهای اسلامی را یادآور نموده و از شوراها در کلیه سطوح تحت عنوان ارکان تصمیمگیری و اداره امور کشور یاد میکند. دیدگاه و نظرات اعضای محترم شورای اسلامی طی دورههای گذشته بر این نکته تأکید میشود که شوراهای مورد نظر در قانون اساسی با شوراهایی که تشکیل شدهاند تفاوت دارند.
با گذشت سه دوره از فعالیت شوراهای اسلامی شهر و روستا متأسفانه قانون مربوط به آن در هالهای از ابهام بوده و نتوانسته جایگاه رسمی و واقعی خود را در کشور پیدا کند. عدم توجه نمایندگان محترم مجلس هفتم به پیشنهاد شورای عالی استانها باعث گردید که قانون مدیریت واحد شهری در دستور کار قرار نگرفته و در بایگانی مجلس معطل بماند. بنابراین قانون فعلی به علت مشکلاتش این اجازه را نمیدهد تا شوراها مطالبات مشروع و به حق مردم را پیگیری و اجابت نمایند. با تصویب قانون مدیریت واحد شهری، حوزه اختیارات شوراها گسترش یافته و سازمانها و اداراتی چون آموزش و پرورش، ارشاد اسلامی، تربیت بدنی، آب و فاضلاب، بهزیستی، تأمین اجتماعی، بهداشت محیط، محیط زیست، کار و امور اجتماعی، فنیحرفهای، راهنمایی و رانندگی و ... مؤظف میگردند برنامه سالانهی خود را بانظارت و هماهنگی شوراهای اسلامی شهر و روستا به اجرا گذارند تا مردم توسط نمایندگان خود بتوانند در مسایلی چون برنامهریزی آموزشی، مکانیابی احداث آموزشگاهها، مراکز ورزشی، نحوهی اجرای فاضلاب، مشکلات حمل و نقلی درون شهری، مسایل و مشکلات برق و تلفن، دفع بهداشتی زبالهها، برنامهریزی جهت سینماها و تماشاخانهها و رفع مشکلات اجتماعی همانند فقر، اعتیاد، بیکاری و ... مشارکت نمایند.
جهت اثبات این مدعا اشاره به یعضی از قوانین دست و پا گیر فعلی شوراها بیمناسبت نیست.
بر طبق ماده 71 قانون شوراها بررسی شناخت کمبودها، نیازها، نارساییهای اجتماعی، آموزشی، بهداشتی، اقتصادی، رفاهی حوزه انتخابیه و تهیه طرحها و پیشنهادهای اصلاحی و راهحلهای کاربردی در این زمینهها جهت برنامهریزی و ارائه آن به مقامات مسئول ذیربط به عهده شوراها واگذار شده است.
طرح این قانون برای شوراها این توهم را ایجاد میکند که آنها قادرند تمامی موارد ذکر شده را پیگیری و حل و فصل نمایند، در حالی که موقعیت شوراهای فعلی به گونهای است که تنها میتوانند بر شهرداریها نظارت داشته و اجازهی چندانی برای پیگیری مطالبات ذکر شده مربوط به سایر نهادها را ندارند. از طرفی اجابت مطالبات یاد شده از حوصله و امکانات شهرداریها خارج است.
اشاره به بندهای دیگر مادهی 71 میتواند مظلومیت شوراها را بیشتر نمایان سازد.
بند 3 ماده 71: نظارت بر حُسن اجرای مصوبات شورا و طرحهای مصوب در امور شهرداریها و سایر سازمانهای خدماتی در صورتی که این نظارت مُخل جریان عادی این امور نگردد. در این بند دخالت شورا در امور سایر سازمانها باید به حدی باشد که مُخل جریان نگردد!! یعنی محدودیت دخالت و یا نظارت.
بند 4 ماده 71: همکاری با مسئولین اجرایی و نهاد و سازمانهای مملکتی در زمینههای مختلف اجتماعی، فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و عمرانی بنا به درخواست آنان . در این بند هم معلوم شده سایر ادارات این اجازه را به شوراها بدهند که دخالت یا نظارت داشته باشند یا خیر؟!!
بند 5 ماده 71: برنامهریزی در خصوص مشارکت مردم در انجام خدمات اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی، آموزشی و سایر امور رفاهی، با موافقت دستگاههای ذیربط. یعنی چنانچه دستگاهها موافقت کنند و اجازه دهند شورا در برنامهریزی مشارکتی مردم دخالت نماید!
بند 6 ماده 71: تشویق و ترغیب مردم در خصوص گسترش مراکز تفریحی، ورزشی و فرهنگی با هماهنگی دستگاههای ذیربط. در این بند نیز حضور شورا منوط به هماهنگی قبلی شده است.
بند 7 ماده 71: اقدام در خصوص تشکیل انجمنها و نهادهای اجتماعی، امدادی، ارشادی و تأسیس تعاونیهای تولید و توزیع و مصرف، نیز انجام آمارگیری، تحقیقات محلی و توزیع اوراق عمومی با توافق دستگاههای ذیربط. یعنی شورا چنانچه بخواهد کار عامالمنفعهای انجام دهد باید دستگاههای ذیربط موافقت نمایند!!
بند 18 ماده 71 ـ نظارت بر امور بهداشت شهر. در این بند توپ در زمین خالی شهرداری انداخته شده! آیا رفع مشکلات بهداشتی شهر فقط به عهدهی شهرداری است یا اینکه بهداشت محیط و محیط زیست هم باید مساعدت نمایند. طبق قانون، شهرداری و شورا نمیتوانند به دستگاههای ذیربط یاد شده دستوری صادر نمایند.
شهرداری بوشهر تا حالا قادر نبوده نیروهای نظامی و انتظامی را در دفع بهداشتی زبالههایشان وادار نماید که زبالههای خود را در محل تعیین شده تخلیه نمایند!! یا از عرضه مواد غذایی غیر بهداشتی جلوگیری نموده، یا مانع دفع فاضلاب رستورانهای ساحلی به دریا شود! زیرا قانون صراحتاً مسئول را مشخص نکرده است. در این خصوص بین سه نهاد شهرداری، بهداشت محیط و محیط زیست بحث و جدل میشد.
بند 19 ماده 71: نظارت بر امور تماشاخانهها ، سینماها و دیگر اماکن عمومی، که توسط بخش خصوصی، تعاونی و یا دولتی اداره میشود، با وضع و تدوین مقررات خاص برای حُسن ترتیب ، نظافت و بهداشت این قبیل مؤسسات بر طبق پیشنهاد شهرداری و اتخاذ تدابیر احتیاطی جهت جلوگیری از خطر آتشسوزی و مانند آن.
در این بند نیز نظارت شورا فقط محدود شده به نظافت و بهداشت و جلوگیری از آتشسوزی در حالی که برداشت از نظارت فراتر از این بوده به گونهای که شوراها باید قادر باشند در برنامهریزی فرهنگی و احداث اینگونه مراکز دخالت نمایند.
بند 23 ماده 71: نظارت بر اجرای طرحهای مربوط به ایجاد و توسعه معابر، خیابانها، میادین و فضاهای سبز و تأسیسات عمومی شهر طبق مقررات موضوعه.
بارها مشاهده شده دفتر فنی استانداری بدون هماهنگی با شهرداری خود رأساً اقدام به اصلاح میادین یا توسعهی معابر یا قطع درختان نموده است. انتظار است شورا قدرت این را داشته باشد که از انجام اینگونه کارهای موازی جلوگیری نماید تا در صرف هزینهها دقت لازم صورت پذیرد.
بند 27 ماده 71 : تصویب نرخ کرایهی وسایل نقلیهی درون شهری
معمولاً شورا این کار را انجام میدهد ولی اجرایی شدن آن بستگی به سلیقهی رانندگان حمل و نقل شهری دارد. جهت اجرای مصوبات شورا لازم است نیروی انتظامی و یا نهادهای مربوطه طبق نظر و دستور شورا کنترل لازم را انجام داده تا کرایهی مصوب از شهروندان اخذ گردد. متأسفانه نیروی انتظامی و یا مأمورین مسئول، خود را مؤظف به همکاری با شورا نمیدانند.
بند 32 ماده 71: واحدهای شهرستانی کلیهی سازمانها و مؤسسات دولتی و مؤسسات عمومی غیر دولتی که در زمینهی ارائه خدمات شهری وظایفی را بر عهده دارند، مؤظفند برنامهی سالانه خود در خصوص خدمات شهری را که در چارچوب اعتبارات وبودجه سالانهشان تنظیم شده به شورا ارائه نمایند. معمولاً واحدهای شهرستانی هیچ علاقهای ندارند که دیگران در برنامههای سالانهشان دخالت کرده و اطلاع حاصل کنند، ولی قانون چنین قیدی را تعیین کرده است. سؤال اینجاست چنانچه اینگونه واحدها برنامهی سالانه خود را ارائه ندهند چه ضمانتی وجود دارد که با آنها برخورد شود؟!
حال با این اوصاف آیا میتوان ادعا داشت که شورا میخواهد شورای شهر باشد؟!
در تصرف سیم خاردار
«ذهن "سید حسن حسینی" در تصرفِ الله و ذهن "شاملو" در تصرفِ خاک بود»
این جمله شاه بیت! سخنرانی دکتر "سیدعلی موسوی گرمارودی" در مراسم بزرگداشت زندهیاد "حسن حسینی" بود که در روز 14 تیر ماه برگزار شد.این جمله در پی صفت مشترکی آمده که گویندهی آن میان شاملو و حسینی قائل شده و آن در تصرفِ شعر قرار داشتنِ هر دو بوده است.
این بیان "گرمارودی" که یادداشت تأییدآمیز یک روزنامهنگار دیگر در روزنامهی رسمی و دولتی"جام جم" را هم به همراه داشته، به تببین مفاهیم حماسی در کتاب "گنجشک و جبرییل» نیز پرداخته است.
واقعیت این است که شاعران موسوم به "انقلاب" در موضعگیریهای خود ـ که در این چند سال اخیر جامهی نقد و تئوری هم پوشانده ـ همچنان نگاهی قطبی را دنبال میکنند. نگاهی که بیش از فراوردههای شعری و ادبی، علتهای تک ساحتی را میجوید. نگاهی که با فروگذاری انگیختهها به ستیز با انگیزهها ـ حتاـ میرود.
نگاهی که نه مبتنی بر زیبایی شناسیِ مدرن که متکی بر نوعی شهودِ سنتی است. کسانی چون موسوی گرمارودی و بخش عمدهیی از طیف شاعران موسوم به جنگ، انقلاب و پایداری، همچنان اصرار دارند با مرزبندیهای عقیدتی و ایدئولوژیکی بر «ویژه» بودنِ خود تأکید کنند، که البته طبیعی است آنها خود صاحب هویتی ویژهاند.
اما این که چه گونه میشود از متن و بطن یک نقد به ظاهر علمی نوعی بحثی بیرون بپرد که از جنس مسایل معرفتشناسی و ایدئولوژی سیاسی است، جای شگفتی دارد.
و گرنه نمیدانم آقای گرمارودی در کجای اشعار شاملو و حسینی به چنین نتایج زیبا شناسانهیی! رسیدهاند.
هیچ شاعری ـ حتا «لامذهب»ترین آنها ـ نمیتواند در تصرف خاک باشد؛ چه شاعر در نظم شناخته شدهی اشیا و کیهان دست میبرد و دیگر به هیچ عنصری متعلق نیست.
شاعرانی که مدام وصف معشوق و معشوقه میگفتند، شاعرانی که مجذوب سحر طبیعت بودهاند و از باد و خاک، داد سخن میدادهاند، همه و همه برآشوبندهی نظم مستقر بودهاند. مگر اینکه آن شاعران، شاعر نبودهاند و نظمپردازان حرفهیی و قهّار زمانهی خویش بودهاند.
شاعران در سپهر گیتیانهی «شهود» به ستیز با امر واقع میپرداختهاند و همین ستیز، شاعر را به تصرف در جهان وا میداشته است.
در این حالت لزومی به این نیست که شاعر خود در تصرف چیزی باشد. متصرف بودن شاعر، ویژگی ژنی و غریزی (غریزهی شاعرانهی شاعر) اوست که در اختیار همگان ـ حتا همهی شاعرانـ نیست.
اما در تصرف خاک بودنِ "شاملو" و در تصرف الله بودنِ "حسینی" از آن حرفهای عامیانه و در عین حال پیچیدهییست که نه میتوان به سادگی آن را بیان کرد و نه میتوان از کنار شنیدن آن بیصدا و بیاعتنا گذشت.
عامیانه است از آن رو که همچنان دو قطبیِ خوب / بد، مثبت / منفی، پاک/ پلشت را در ذهن تداعی میکند.
پیچیده است از آن رو که از جنس مقولهیی «فلسفی» است. یکی علت است (الله) و دیگری معلول (خاک).
از وجود عامل و فاعل میتواند و ممکن است مصداقها و متعیّنهای متعددی برخیزد.
این تقسیمبندی (الله و خاک) بیش از هر چیز بر ملا کنندهی یک دیدگاه کل گرا و دو آلیستی است. دیدگاهی که افلاطونی و اشرافیت زده است. جهان را به مثابهی عالم مُثُل میشمرد، که البته در نظرگاه مذهبیون چنین نگاهی غریب نیست.
نکتهی باز گفتهی دیگر سخنانِ "گرمارودی" اشارهی او به «حماسه» است. کلمهیی که استفاده از آن بسیار دم دستی و افراطی و پر مصرف صورت میگیرد. شعر حماسی، نگاه حماسی،کنش حماسی هم تعریفهای ویژهی خود را دارد. به وفور دیده و شنیدهایم که به غالب شاعران مذهبی یا انقلابی یا پایداری، عنوانهای حماسی داده شده است؛ نکتهیی که قابل تأمل و چالش جدّی است.
آیا روایت مدرن، روایت حماسی است؟ نکتهیی که "موسوی گرمارودی" در تحلیل خود به شعر "سید حسن حسینی" نسبت داده است. آیا مگر ممکن است با آوردن تکنیکها و شگردهای امروزی، عنوان «روایت مدرن» را دست و دلبازانه اهدا کرد؟!
مسألهی مهمتر اما این است که "احمد شاملو" با همهی فراگیری گفتمانِ شعریاش در ایران چه قدر دچار سادهانگاری و آسانگیری و دیریابی شده است.
پاسخی که میتوان به شاعر و سخن ران (گرمارودی) داد این است که نگاه شاملو ـ چه در دورهی اول شعریاش که معطوف به ستیزِ معترضانه بود و چه در دورهی دوم آن که بیانگر ستیز عاشقانه و انسانی بود ـ اتفاقاً مبتنی بر نوعی «خاک ستیزی» است، ستیزی که محوریت آن البته انسان است.
در روایت شاملو، خدا محصور و محدود در "الله" نیست. این درست، اما روایت شاملو، روایتی اومانیستی است که در آن عشق، رنج، ستیز و تنهایی همه همسایههای یکدیگرند.
شاملو در تصرف خاک نبود که اگر بود نمیتوانست در شعرش به ستیز برخیزد. که اگر بود به سازگاری و روزمرگی تن میداد. که اگر بود در شعرهایش عنصر «تقدیر» را در چالش و جدال با «تغییر» قرار نمیداد.
روایتی که پدیدار شدن آن به "رنسانس" برمیگردد و تقابل اصلی آن با تقدیرگرایی کاتولیسیسم است. نگاهی که به سنتهای لایتغیّر ابدی قدسیّت میبخشد و خاک را اصالت میدهد. حتا ممکن است روایت "شاملو" در برخی شعرها و حتا کتابهایش روایتی خطی، یک لایه و معنا زده باشد، حال آن که کسی که در تصرف خاک است اصولاً دچار نوعی معناگریزی و تقابل با معناهای معنوی است.
اصلاً صریحتر بگوییم: شعرِ "شاملو" شعر معنوی (معنایی) است. شگفت اینجاست که تلّقی "موسوی گرمارودی" نه تفاوت که تضادی بیّن را با گوهر شعر شاملو آشکار میکند.
باری! به هر روی شعر زندهیاد "سید حسن حسینی" به ویژه «گنجشک و جبرییل» او، واجد ارزشهای شعری و ادبی خاص است. جایگاه وی در عمق و رشد بخشیدن به مفاهیم زیبایی شناسانهی شعر نسل خود (شاعران جنگ و انقلاب) قابل تأمل است و اما بار کردن همهی مفاهیم بر اندیشه و شعر او ـ به واقع ـ تهی کردن واژگان از مفاهیم و معناهای راستین خود است.
شعر امروز، از بینش ثنویتگرا و تیپسازیهای پیشامدرن فاصله گرفته است، حال آن که برخی از شاعران نو شده که ساختار ذهنیشان همچنان مسیرهای معین و منجمد همیشگی را طی میکند، بر کشیدنِ سیمهای خاردار در سطرهای شعری پای میفشرند.
رستم و سهراب؛ رمز یگانگی و بیگانگی
بخش چهارم
شاید به همین منظور داستان در دورهی کاووس میگذرد، که خود برای چنین طرح تازهای مساعد است، پس بدون شک این داستان نمیتوانست مثلاً در دورهی کیخسرو و رخ دهد که آرمانیترین پادشاه ایرانیان باستان بوده است. کاووس نیز ـ چنان که خواهد آمد ـ در پایان داستان تنها این نوخواه و نو آیین را از میان نمیبرد، بل رستم راهم، گویی از میدان به در میکند. پس از آن که سهراب به جوانی میرسد، به مادر روی میآورد تا نژاد خویش را باز شناسد. تهمینه، راز خویش را با او در میان مینهد و نشان پدر را بر بازوی او میبندد. او را از افراسیاب بیم میدهد که پادشاهی بس ظالم و خطرناک است و دشمن رستم و نیکی و ایران است. افراسیاب نباید از این راز آگاه شود، نباید بداند که سهراب فرزند رستم است. پدر نیز نباید از بلوغ پهلوانی او باخبر شود، زیرا در آن صورت او را نزد خویش خواهد خواند و مادر تنها خواهد ماند. اما سهراب اندیشهای دیگر دارد. سهراب خواه سهمی از روحیهی مهرآمیز و صلحخواه نظام مادری خویش برده باشد، خواه نه، این مسأله در شاهنامه قابل تأمل است که بیشتر قهرمانان و پهلوانانی که آمدهاند تا کاری ویژه و مهم را به عهده گیرند و بدعتی گذارند، از مادری زاده شدهاند غیر ایرانی. پنداری پدیدهی نو باید از مجموعهی محیطی پدید آید که چه به صورت خویش و چه به صورت بیگانه، چه به نام نیک و چه به نام بد، در خیال ایرانیان گنجیده است. هم از ایرانی و هم از تورانی، هم از عنصر نیکی و هم از عنصر بدی، باید در نژاد و هستیاش بهرهای باشد؛ یعنی پدیدهای بیگانه از مجموع چندگانگیها.
اگر چه پیوند با بیگانه امری رایج در حماسه ی ملی است؛ اما انگار این بدعت گذاران نمونهوارند، و از آمیختگی این تمامیت، مجموع چند گانگیها برآمدهاند. "سیاووش" یک نوخواه در آیین حماسی و اساطیری نبرد میان نیکی و بدی است که خود از مادری تورانی زاده میشود؛ کیخسرو از وصلت سیاووش و دختر افراسیاب زاده شد، رستم از پیوند زال با رودابه ـ دختر مهراب شاه کابل ـ پدید میآید و سهراب حاصل پیوند رستم و تهمینه است که تهمینه دختر شاه سمنگان در قلمرو افراسیاب است. اگر مشکل سهراب تنها دور ماندن از پدر و اشتیاق به یافتن او بود، باید از نخستین خبر که از نسب و نژاد خویش مییافت، به جستوجوی پدر میپرداخت، و چون بسیاری از قهرمانان داستانهای مشابه، در میانهی راهی یا جنگی، ناشناخته با او میرزمید و مسأله به پایان میانجامید. اما از همان آغاز، انگیزهای در سهراب بیدار میشود نامتعارف، صریح، بّرا و بدیع، آن هم بی هیچ مقدمه و نشانهای که اندیشه را بس فراتر از شوق دیدار پدر میبرد.
پس نخستین واکنش سهراب در پی معرفت به دودمان خویش و آگاهی بر توان خود و نیروی تبارش است. پس بر آن است که کاووس را از تختگاه براندازد و او را از میان بردارد. سپس پادشاهی افراسیاب و توران را براندازد و سرانجام همه را در کشوری واحد و نیرومند، به فرمانرواییِ جهان پهلوان رستم، هماهنگ کند.
سهراب به ایران میتازد، و از آغاز برای ایرانیان روشن است که هستی ستوده و نوظهوری دارد، نه به ترکان که به سامِِ یل ماننده است. دشمنی که به خویش بیش از بیگانه همانند است؛ و این امر هم در سخن
"گُرد آفرید"، و هم در نامهیکاووس به رستم و سرانجام نیز در بیان خودِ رستم آشکار است. اما ایرانیان یارای آن را ندارند که با او برآیند، پس فرو میمانند. کاووس به سیستان نامه میفرستد برای رستم. مینویسد که پهلوانان نشستند و رأی زدند که: جز تو کسی در این کار فریادرس نیست، و پس از ستایش بسیار از رستم، از او میخواهد که بیدرنگ به ایران بشتابد. فرمان کاووس، ناشی از جدی بودن خبر است. پس هر گونه تأکید و سفارشی طبیعی است. اما شگفتی نه در فرمان او، که در رفتار رستم است. رستم با کششهای درونی خود از سهراب یاد میکند. فرزندی که هنوز نمیشناسدش و حتی نامش نیز نمیداند، اما میداند که به زودی پهلوانی سترگ خواهد شد.
دو رشتهی تافتهی درهم، یعنی خلجان درونی و کشش روحی، و ناشناختگی و بیگانگی جستنهای عوامل رویداد؛ اجزای این ساخت حماسی را به هم میپیوندد. این رشتهها از سازمان معینی از اجزا عبور میکند، و کارکردهای گوناگونی در حرکت تراژیک حماسه را، گاه هماهنگ و گاه فروتر از هم پی میگیرد. به همین سبب، هم در آغاز حرکت سهراب و هم اینجا در آغاز ورود رستم به صحنه، این کارکردها همراه و هماهنگ مطرح میشوند. کشش درونی سهراب به سوی پدر، از آرمان نوآیینی و نوخواهی او جدا نیست، و از سویی دیگر، رستم خود پیش از هر کسی از سبکسریها و نابخردیهای کاووس آگاه است. خود او کاووس را از بند دیو سپید رهانیده، در هاماوران به یاریش شتافته است، و هنگامی که کاووس به نبرد آسمان رفته است و عقابها او را در بیشهای سرنگون کردند، باز رستم همراه پهلوانان ایران او را باز جسته است. اما چگونه است که رستم مسأله را چنین آسان میگیرد. دور ماندن از ماجرای پسر، سخنی است که میتواند توجیه روانی مناسبی داشته باشد، اما سبک گرفتن فرمان کاووس نیز سخنی است دیگر.
در داستان بیژن و منیژه، رستم، «گیو» را به سه روز میگساری میخواند، که ارادهاش آرام کنندهی گیو است. گیو، فرزندش را گم کرده است و رستم او را به خویشتنداری دعوت میکند، اما در این سفر پای سهراب و کاووس در میان است و ارادهی رستم از گونهای دیگر است. اگر نگرانیاش را نسبت به سهراب آرام میکند، رابطهاش را با کاووس به گره دشواری دچار میسازد. اکنون رستم در تنگنایی از خویشی و بیگانگی قرار گرفته است. این خویشی و بیگانگی، هم نسبت به سهراب است و هم نسبت به کاووس، از این رو کارکرد رستم در این رویداد از همه دشوارتر است. وضع او تنها و درست با نظم بحران زدهای سنجیدنی است که سهراب از درونش برآمده است تا نفیاش کند. بزرگان ایران در هر کار نابسامانی که کاووس کرده است، او را سرزنش کردهاند، ولی فرمان او را هیچگاه خوار نشمردهاند. اما رستم آگاهانه کار را سختتر کرده است و پیشاپیش، کاووس را نسبت به رفتار خویش برانگیخته است. رستم با این درنگ و تعلل به درگاه کاووس میرود اما کاووس به دیدار او برآشفته میشود:
یکی بانگ زد به گیـو از نخست
پس آن گاه شرم از دو دیده بشُست
که رستم که باشد که فرمان من
کند سست و پیچد ز پیمــان من؟
بگیــــر و بِبـَــر زنده بر دار کن
وزو نیــز با من نگـــردان سخــن
تردیدی نیست که رستم خود واقعه را به چنین تنگنایی کشانده است و کاووس هر چند هم نابخرد باشد، اما در این واقعه تنها در اندیشهی فرمان خویش است و در منطق پادشاهی، ناحق نیز نمیگوید. در برابر خطری که او را تهدید کرده، نمیتوان تعللی را توجیه کرد.
رستم بر آن است تا به هر گونه، خود را نه تنها از روبه رو شدن با سهراب، که از ماجرای کاووس و سهراب نیز به دور دارد. نوخواه پر آشوبی بر ایران تاخته است، و رستم نیز آگاه است که کس را تاب آن نیست تا با وی به نبرد بپردازد. اما نه تنها خود به میدان نمیآید، بلکه ایرانیان و پهلوانان را نیز بر حذر میدارد. خرد پهلوانی، همیشه عکس این تصمیم را القا میکرده است. پهلوان نمیتواند ایران را در آشوب ببیند، و خود از رزم کناره جوید. کارکرد پهلوان با چنین رفتاری سازگار نیست. به راستی اگر سهراب به ایران بتازد، و رستم و پهلوانان کناره گیرند، چه پیش خواهد آمد؟ ایرانیان در این هنگام باید چه کنند؟ هستی پهلوان در گرو هستی ایران و ایرانیان است، و نه پرهیز از سهراب، نه اختلاف با کاووس، هیچ یک نمیتواند این پیوند محکم را نادیده بگیرد.
رژیمهای سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی
رژیمهای سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی
قسمت ششم
یکی دیگر از اینگونه رژیمها، حکومتهای سلطنتی میباشد که به دو دسته تقسیم میشوند. اولین نوع آن سلطنت مطلقه میباشد.
حکومتهای سلطنت مطلقه غالباً نوعی از حکومتهای استبدادی است. در این نوع حکومت "سلطان" حاکمیت مطلق را در اختیار داشته و با استفاده از قدرت مطلقی که در اختیار گرفته، مستبدانه و بنا به رأی خویش به حکومت میپردازد. در این نوع حکومت، سلطان از سایر افراد جامعه جدا است و از مزایای منحصر به فردی استفاده میکند. خانوادهی سلطنتی نیز واجد امتیازات بخصوصی است و به منزلهی یک طبقهی کوچک و مجزا از سایر طبقات محسوب میگردد. در این نوع حکومت جانشینی شاه در خانوادهی سلطنتی موروثی است، نمونهی بارز آن رژیم عربستان میباشد. نوع دیگری که به عنوان دومین نوع حکومت سلطنتی میشود نامبرد، سلطنت مشروطه است. در این نوع حکومت، اختیارات پادشاه نسبت به نوع سلطنت مطلقه طبق قانون محدود میگردد و تصمیمات از طرف نمایندگان مردم گرفته میشود. در این رژیم، شاه فقط سلطنت میکند اما حکومت نمیکند. نمونهی این نوع حکومت سلطنتی کشور انگلستان در زمان حاضر است. در این کشور پادشاه نشانهی وحدت جامعه و به عنوان رییس افتخاری است که از صحنهی سیاست بیرون است، ولی اختلاف این نوع دمکراسی با دمکراسی جمهوری در این است که وجود پادشاه به عنوان سرچشمهی افتخارات و اعطا کنندهی عناوین و القاب و کانون دربار، مستلزم فعالیت یک سیستم طبقاتی است که جمهوری رسماً آن را نفی میکند. در سلطنت مشروطه نیز جانشینی شاه، مورثی است. ناگفته نماند کشورهایی بوده یا هستند که رسماً دارای رژیم سلطنت مشروطه بوده یا میباشند ولی در واقع به صورت سلطنت مطلقه اداره میشوند. نمونهی بارز آن کشورهای اردن، مراکش و رژیم سابق ایران میباشد.
نادر جعفری :میخواهیم فوتبال پرسپولیس را در گناوه تعطیل کنیم
چندین هفته است در محافل ورزشی صحبت از این است که پرسپولیس گناوه به خاطر مشکلات مالی قصد فروش امتیاز خود را دارد. به همین دلیل گفتوگویی کوتاه با "نادر جعفری" سرمربی این تیم پیرامون وضعیت پرسپولیس گناوه به انجام رساندیم.
* انگار قصد فروش امتیاز پرسپولیس را دارید؟
از بلاتکلیفی خسته شدهایم. هر جا رایزنی کردیم دستمان به جای بند نشده. تا کی از بیپولی و نداری باید بنالیم. با این وضعیت فوتبال پرسپولیس در گناوه باید تعطیل شود. در این شهر هیچ کس توجهی به ما ندارد. ما که برای خودمان کار نمیکنیم. دلخوشی ما همین جوانان ورزشکار هستند که دیگر نمیتوانیم آنها را به سمت ورزش بکشانیم. چرا در بحث اعتیاد میگوییم ورزش آری و اعتیاد خیر، پس برای ورزش باید هزینه کرد که این هزینه توسط دولت باید در اختیار تیمهای مردمی قرار گیرد. اگر به همین منوال پیش رود انصراف میدهیم و فوتبال پرسپولیس در گناوه را تعطیل میکنیم.
*در سالهای قبل منبع درآمد پرسپولیس گناوه از کجا بود و آیا کمکهای مالی دولتی به شما تعلق نمیگرفت؟
پرسپولیس گناوه توسط چند دلسوز در شهر گناوه هدایت میشود. ما در فصل قبل 20 میلیون تومان از تربیت بدنی گرفتهایم، 3 میلیون تومان کمکهای مردمی و نزدیک به 13 میلیون تومان دیگر خودمان دادیم. اگر کارخانه اسکناس سازی هم داشته باشیم یک روزی تمام میشود. دیگر اینگونه تیمداری سخت است. باید راه و چارهای پیدا کنیم تا کی باید به دنبال تأمین هزینهها باشیم.
* مگر مسئولین شهر گناوه، کمکی به تیم پرسپولیس نمیکنند؟
خیر، همفکری میکنند ولی کمک مالی خیر. اگر مسئولین محترم دست ما را بگیرند قول میدهم که سال آینده با درخشش جوانان گناوه به لیگ بالاتر صعود کنیم. ما حاضریم زیر نظر هر ادارهای برویم. مسئولین محترم در گناوه 50 میلیون تومان به این باشگاه کمک کنند هزینههای دیگر را خودمان تأمین میکنیم.
* چرا با تجار گناوهای در مورد حمایتهای مالی صحبت نمیکنید؟
ما چندین مرحله با این دوستان عزیز در مورد کمک به پرسپولیس صحبت کردهایم. مگر چقدر کمک میکنند، 50 هزار تومان که پول دو جلسه کرایه کردن چمن ورزشگاه هم نمیشود. تجار گناوهای هم به فوتبال این شهر پشت کردهاند.
* خریداری هم جهت خرید امتیاز پرسپولیس گناوه اعلام آمادگی کرده؟
بله یک مشتری داریم که حاضر است 90 میلیون تومان هزینهی خرید امتیاز پرسپولیس گناوه را متقبل شود. فعلاً جناب آقای وردیانی مخالفت کرده. از فروش امتیاز پرسپولیس اگر نتوانیم بودجهای تهیه کنیم، با همین 90 میلیون تومان امتیاز پرسپولیس را به فروش میرسانیم.
* گناه مردم ورزش دوست گناوه چیست، اگر امتیاز پرسپولیس فروخته شود مردم گناوه چه کار باید بکنند؟
مردم گناوه خودشان شاهد هستند که ما چگونه طی سه فصل توانستیم با بازیکنان بومی خودمان در لیگ ماندگار شویم، هزینه کنیم و در نهایت در لیگِ سه در جا بزنیم. دیگر با این وضعیت ادامه دادن سخت است. مردم باید از مسئولین شهر گناوه بخواهند که یک اسپانسر برای نماینده خود پیدا کنند تا با سربلندی در لیگ کشور حضور پیدا کنیم.
مسعود نظرزاده بازیکن سابق ایرانجوان و شاهین بوشهر :تصمیم گرفتم امسال دور از بوشهر باشم
حقیقت دارد که به عضویت مس رفسنجان در آمدهاید؟
ـ بله قرارداد داخلی بستهام و به مسئولین مس قول دادهام که پیراهن این تیم را بپوشم و به قولم نیز وفا خواهم کرد.
* چرا شاهین پارس را انتخاب نکردید، میتوانید مبلغ قراردادتان را بگویید؟
ـ هیچ یک از مسئولین شاهین پارس صحبتی با من نکردند. تصمیم گرفتم امسال دور از بوشهر باشم، مبلغ قرار دادم 40 میلیون تومان است.
* به چه علت تصمیم دارید از بوشهر دور باشید مگر مشکلی برای شما پیش آوردهاند؟
ـ گفتنش جایز نیست. هر چه از فوتبال بوشهر دور باشی بیشتر پیشرفت میکنی.آنهایی که باعث شدند بازیکنان بومی فراری شوند حتماً جواب سئوال شما را میدانند.
* پس به قولی که به مسئولین مس رفسنجان دادید پایبند هستید؟
ـ بله، حالا برای آقایان ثابت خواهد شد که بچههای با تعصب بومی چه قدر با ارزش هستند. با تمام وجود برای مس بازی میکنم. از هواداران خونگرم فوتبال بوشهر نیز تشکر میکنم که چه در شاهین و چه در ایرانجوان مرا مورد تشویق خود قرار دادند. از تمامی نشریات محلی استان نیز خصوصاً هفتهنامه نصیر بوشهر سپاسگزارم.
عبدالرضا بازیاری مدافع شاهین بوشهر :اولویت اول من شاهین پارس است
عبدالرضا بازیاری که سالهاست در خط دفاعی شاهین بوشهر بازیهای دیدنی انجام داده است، در فصل جدید یک پیشنهاد لیگ برتری از صنعت نفت آبادان دارد. به همین دلیل گفتوگویی کوتاه با وی انجام دادیم:
* انگار قصد پیوستن به نفت آبادان را دارید؟
ـ بله، مسئولین صنعت نفت آبادان از من دعوت کردند که به عضویت این تیم در بیایم. حتی فیلم بازیهای گذشتهام به دست آقای قاسمپور رسیده و نفتیها خواهانم هستند.
* سالهای قبل شاهین از بیپولیمینالید، حالا که تحت پوشش پارس جنوبی قرار گرفته چرا میخواهید قید شاهین پارس را بزنید؟
ـ صحبت من با مسئولین نفت بر میگردد به قبل از واگذاری شاهین. از سوی مسئولین شاهین پارس با من صحبت شده، پیشنهادها را بررسی میکنم بعد جواب میدهم. اولویت اول را به "شاهین" تیم محبوب خودم میدهم، اگر به توافق نرسیدیم قطعاً جدا خواهم شد.
جوابیهی ادارهی کل بنادر و کشتیرانی استان بوشهر به مطلب "چه کسی پاسخگوست"
جایگاه و شأن رفیع همکاران بازنشسته به عنوان ذخایر گران بهای علمی و تجربی ملت، از مرتبتی بالا نزد دولت خدمتگزار، سازمانها و ادارات برخوردار است. لذا یکی از دغدغههای اصلی مسئولان دلسوز نظام، توجه و اهتمام جدی جهت رفع نیازمندیها و بهبود معیشت بازنشستگان گرانقدر بوده و هست و در راستای این سیاست اداره کل بنادر و کشتیرانی استان بوشهر نیز خود را ملزم به بر طرف نمودن دغدغهها، نگرانیها و گرفتاریهای این عزیزان میداند. به هر حال با عنایت به پرسشهای همکاران بازنشسته، متن ذیل جهت پاسخگویی به شبهات این عزیزان و همچنین تنویر افکار عمومی ارسال میگردد:
1) در خصوص سبد کالای ریاست محترم جمهوری مراتب به همراه لیست کارکنان رسمی، شاغل و بازنشسته طی نامهی شمارهی 18848 / ص 18 مورخ 16/12/85 به استانداری محترم جهت اقدام اعلام گردیده است.
2) در خصوص سهام عدالت، مکاتبات و پیگیریهای ذیل با دبیرخانهی ستاد واگذاری سهام عدالت انجام شده است.
* نامهی شمارهی 382/ص18 مورخ 18/1/86 به انضمام جدول تفکیکی اطلاعات پرسنل شاغل و بازنشسته
* نامهی شمارهی 2146/ص18 مورخ 12/2/86 به انضمام فرم اطلاعاتی رتبهبندی درآمد کارکنان
* نامهی شمارهی 2933/ص18 مورخ 25/2/86 و اعلام کمبود فرمهای سهام عدالت
* نامهی شمارهی 5918/ص18 مورخ 9/4/86 و تأکید مجدد بر ارسال فرمهای سهام عدالت
* در تاریخ 17/4/86 فرمهای مذکور از دبیرخانهی ستاد واگذاری سهام عدالت دریافت که نسبت به تکمیل آنها جهت بازنشستگان و مستمریبگیران عزیز اقدام میشود.
3) در خصوص صدور کارت منزلت، به اطلاع میرساند کارتهای مربوط به بازنشستگان کشوری توسط صندوق بازنشستگی کشوری صادر و در اختیار ایشان قرار داده شده است و در مورد بازنشستگان رسمی سازمانی نیز کارت شناسایی صادر و صدور کارت منزلت در دست اقدام میباشد.
4) در خصوص صدور سهام شرکت خدمات دریایی و بندری، نه تنها سهام بازنشستگان محترم بلکه سهام همکاران شاغل نیز صادر نشده است که موضوع در حال پیگیری میباشد.
5) در خصوص تقسیم تعدادی قطعه زمین در شمال کشور به اطلاع میرساند زمینهای مذکور توسط تعاونی مسکن سازمان مرکزی خریداری شده که بازنشستگان محترم متقاضی نیز میتوانستند نسبت به ثبتنام اقدام کنند ضمن اینکه با توجه به عدم توافق شرکت تعاونی سازمان با فروشنده زمینهای مذکور، موضوع منتفی گردیده است.
6) جهت پیگیری امور مربوط به بازنشستگان، یک عدد کانکس اداری مناسب با تجهیزات مختلف در اختیار کانون محترم بازنشستگان قرار داده شده است که با توجه به عدم تمایل کانون مبنی بر استقرار در محل در نظر گرفته شده، محل مذکور مورد استفاده اداری قرار گرفته است.
رئیس پلیس اطلاعات امنیت عمومی استان بوشهر: بحث حجاب کار فرهنگی است ولی نیروی انتظامی نیز متولی امر است
سرهنگ قلندر لشکری رییس پلیس اطلاعات امنیت عمومی استان بوشهر اعلام کرد: مأموران نیروی انتظامی 51 قبضه سلاح غیر مجاز شامل 32 قبضه جنگی و 19 قبضه شکاری در شهرستانهای مختلف استان کشف کردهاند. همچنین 11125 لیتر گازوئیل از 3 فروند موتور لنج در آبهای جزیرهی خارگ و بندر امامحسن دیلم کشف شده است. سرهنگ لشکری در خصوص مهمترین دستاورد طرح امنیت اجتماعی در استان بوشهر گفت: در برخورد با بد حجابی و جریحهدار نمودن عفت عمومی در مجموع 3702 مورد تذکر داده و ارشاد کردیم. حدوداً سه درصد به دستگیری منجر شد. از این تعداد 48 نفر به مراجع قضایی معرفی شدند. در رابطه با مزاحمت برای نوامیس مردم1503 نفر تذکر و ارشاد بوده، 1678 نفر نیز دستگیر شدند، 1030 با قرار کتبی آزاد شدند، 648 نفر نیز به مراجع قضایی معرفی شدند. در بحث زنان خیابانی نیز 6 تذکر و ارشاد، 8 نفر دستگیر که 5 نفر به مراجع قانونی اعزام شدند، 3 نفر دیگر هم با تعهد کتبی آزاد شدند.
سرهنگ قلندر لشکری در پاسخ به سؤال خبرنگار نصیر بوشهر که بحث حجاب یک کار فرهنگیست و کار قوهی قهریه نیست و پس از گذشت سه ماه از اجرای طرح کاملاً مشهود است که عملکرد قوهی قهریه در دراز مدت اثر چندانی ندارد، گفت: همهی ما قبول داریم بحث حجاب کار فرهنگی است ولی نیروی انتظامی نیز متولی امر است و نمیتواند دست روی دست بگذارد و بگوید 25 نهاد و وزارتخانه وجود داردکه متولی کار فرهنگی هستند و آنها باید کار انجام بدهند.
سرهنگ لشکری اضافه کرد نیروی انتظامی به خواست مردم وارد عمل شد، هر کسی نیز باید کار خودش را انجام بدهند. مأموریت ما در بحث بد حجابی تذکر و ارشاد است. وی افزود: برای اجرای طرح بسترسازی نشد، نهایتاً مسئولین که متولی نظم و امنیت هستند به این نتیجه رسیدند که طرح باید اجرا شود. به اعتقاد بنده در مجموع اجرای طرح در استانهای دیگر جواب داده است.
سرهنگ لشکری در جواب این سؤال که آیا از اعلام زمان دقیق طرح سهمیه بندی بنزین اطلاع داشته است یا نه گفت: نمیتوانم بگویم، اگر بگویم در جریان بودم درست گفتم و اگر بگویم در جریان نبودم نیز درست گفتم، ولی نیروی امنیتی در صحنه حاضر بود.
سرهنگ لشکری گفت: خود من هم برای تعطیلات برنامه داشتم و مثل شما تابع تصمیمات دولت هستم.
سخنگوی شورای اسلامی شهر بوشهر: هیچ الگوی تعریف شدهای در حوزهی فرهنگی نداریم
مسعود شکوهی سخنگوی شورا در خصوص دستاورد طرح امنیت اجتماعی گفت: نمیخواهم زحمات دوستان نیروی انتظامی را زیر سؤال ببرم، به هر حال تا حدودی تأثیر گذاشت اما نه آن تأثیری که انتظار میرفت.
شکوهی اضافه کرد: بهترین شیوه مدیریت این است که هزینهی هر کاری را به حداقل برساند.
وی افزود: متأسفانه هیچ معیار، ملاک و الگوی تعریفشدهای در حوزهی فرهنگی نداریم، اگر تعریف وجود داشته باشد به صورت پراکنده است به همین خاطر هر کسی راه خودش را خواهد رفت.
شکوهی در ادامه گفت: چرا با وجود 25 نهاد فرهنگی به نتیجهی مطلوب نمیرسیم، علتش جزیرهای عمل کردن است. برخی از نهادهای فرهنگی برخلاف هم حرکت میکنند و خنثی کنندهی زحمات یکدیگر هستند.
وی خاطر نشان کرد: باید در حوزهی فرهنگ مسیری را مشخص کنیم، بسیاری از دستگاههای فرهنگی نه پاسخگو هستند و نه کارشان مشخص است. بعضاً مشاهده میشود یک سری فعالیتهایی را انجام میدهند که ارتباطی با مسائل فرهنگی ندارد. دستگاه فرهنگی را میشناسم که سیگار وارد میکرد، دستگاه دیگری نیز کار صادرات و واردات نیز انجام میداد.
با تجلیل از خدمات "حاج اسماعیل شاهپیری" عبدا... رییسی مسؤول حوزهی هنری بوشهر شد
روز پنجشنبه 14 تیر ماه 84 مراسم تودیع حاج اسماعیل شاهپیری و معارفهی عبدالله رییسی (مدیران سابق و فعلی حوزهی هنری بوشهر) در سالن اصلی سینما بهمن برگزار گردید.
در این مراسم که هنرمندان رشتههای مختلف هنری و مسئولین ادارات و نهادهای دولتی حضور داشتند، از خدمات ارزنده و مدیریت شایستهی "حاج اسماعیل شاهپیری" در حوزه هنری بوشهر تقدیر به عمل آمد.
"فرید میرشکار" معاون فرهنگی هنری حوزه هنری بوشهر و از هنرمندان عرصه نمایش استان در مورد همکاری شاهپیری با هنرمندان رشتههای مختلف هنری و همچنین راه پیدا نمودن هنر از طریق حوزه هنری در سالیان مدیریت وی به شهرستانهای استان، اشاره کرد و برگزاری جشنواره مختلف هنری از قبیل تئاتر در شهرستانهای دیر، برازجان، گناوه و … را از امتیازات مدیریت وی دانست.
از دیگر سخنرانان این مراسم "علی هوشمند" شاعر هم اقلیمی بود که پیگیری و افتتاح مجتمع فرهنگی و هنری بهمن را از اقدامات شایستهی شاهپیری در دوران مدیریت بر حوزه هنری استان بر شمرد.
"حجتالاسلام نعمتالهی" رییس سازمان تبلیغات اسلامی استان نیز از دیگر سخنرانان این مراسم بود که از روابط عمومی قوی شاهپیری به عنوان یکی از شاخصهای ممتاز وی یاد کرد و او را مدیری موفق و ساعی خواند که توانست هنرمندان زیادی را پیرامون خود گرد آورد.
این مراسم با سخنان رییس دفتر بنیانیان و همچنین معاون فرهنگی و هنری حوزه هنری پیگیری شد که به خدمات ارزندهی شاهپیری در عرصهی هنر استان اشاره نمودند و ایشان را یکی از موفقترین مدیران حوزهی هنری مراکز استانها خواندند. همچنین حکم جدید حاج اسماعیل شاهپیری به مشاورت امور نمایش و عضو شورای راهبردی حوزههای سراسری کشور قرائت گردید.
پس از صحبتهای هنرمندان و مسئولین، حاج اسماعیل شاهپیری پیرامون چندین سال فعالیت خود در حوزه هنری استان و سختیهای آن در طی این 13 سال سخنانی ایراد نمود و ضمن تبریک روز زن و مادر و همچنین ولادت حضرت فاطمه زهرا (س) برای همه از خداوند یکتا، یکرنگی، مهربانی و صداقت را خواستار شد.
این مراسم با بخش تجلیل ویژه از 13 سال خدمت و مدیریت شاهپیری از سوی هنرمندان و مسئولین استان ادامه پیدا کرد و سپس "عبدالله رییسی" مسئول واحد آفرینشهای ادبی حوزه هنری بوشهر به عنوان سرپرست جدید حوزه معرفی گردید.وی هنرمندان را به همکاری مستمر با حوزه فرا خواند و گفت: حوزه همچون گذشته مأمنی برای جوانان و هنرمندان خواهد بود.
در بخش دیگر مراسم، فیلمهای کوتاهی با مضامین بازسازی و مرمت مجتمع فرهنگی و هنری بهمن بوشهر ـ که از شاخصههای دوران فعالیت شاهپیری به شمار میرودـ و همچنین فیلمی دربارهی شخصیت و فعالیتهای هنری وی و همچنین نظرات هنرمندان و مسئولین استان در مورد حاج اسماعیل شاهپیری پخش گردید که مورد توجه هنرمندان و حضار قرار گرفت.
در ادامهی مراسم نیز گروه موسیقی محلی "شبدیز" به سرپرستی محسن حیدریه به اجرای برنامه پرداخت و اکران فیلم سینمایی "نقاب" پایان بخش این مراسم بود.
بیوتکنولوژی چیست؟
گستردگی و تنوع کاربردهای بیوتکنولوژی، تعریف و توصیف آن را کمی مشکل و نیز متنوع ساخته است.
برخی بیوتکنولوژی را مترادف میکروبیولوژی صنعتی و استفاده از میکروارگانیسمها میدانند وبرخی آن را معادل مهندسی ژنتیک تعریف میکنند. به همین دلیل در اینجا مختصراً به تعاریف متفاوت از بیوتکنولوژی اشارهای میکنیم که البته دارای وجوه اشتراک زیادی نیز هستند: (1) و (2)
1ـ بیوتکنولوژی مجموعهای از متون و روشها است که برای تولید، تغییر و اصلاح فرآوردهها، به نژادی گیاهان و جانوران و تولید میکروارگانیسمها برای کاربردهای ویژه، از ارگانیسمهای زنده استفاده میکند.
2ـ کاربرد روشهای علمی و فنی در تبدیل بعضی مواد به کمک عوامل بیولوژیک (میکروارگانیسمها، یاختههای گیاهی و جانوری و آنزیمها) برای تولید کالاها و خدمات در کشاورزی، صنایع غذایی و دارویی و پزشکی.
3ـ مجموعهای از فنون و روشها که در آن از ارگانیسمهای زنده یا قسمتی از آنها در فرایندهای تولید، تغییر و بهینهسازی گیاهان و جانوران استفاده میشود.
4ـ کاربرد تکنیکهای مهندسی ژنتیک در تولید محصولات کشاورزی، صنعتی، درمانی و تشخیص با کیفیت بالاتر و قیمت ارزانتر و محصول بیشتر و کم خطرتر
5ـ استفاده از سلول زنده یا تواناییهای سلولهای زنده یا اجزای آنها و فرآوری و انتقال آنها به صورت تولید در مقیاس انبوه
6ـ بهرهبرداری تجاری از ارگانیسمها یااجزای آنها
7ـ کاربرد روشهای مهندسی ژنتیک در تولید یا دستکاری میکروارگانیسمها و ارگانیسمها
8ـ علم رام کردن و استفاده از میکروارگانیسمها در راستای منافع انسان
تعاریف بالا از بیوتکنولوژی هر کدام به تنهایی توصیف کاملی از بیوتکنولوژی نیست ولی با قدر مشترک گرفتن از آنها میتوان به تعریف جامعی از بیوتکنولوژی دست یافت.
براستی چرا چنین است؟ هر چند که با مرور زمان دانشمندان به مفاهیم مشترکی در مورد تعریف بیوتکنولوژی نزدیک شدهاند اما چرا هر متخصص و دانشمندی تعریف جداگانهای از بیوتکنولوژی ارائه میدهد که در جای خود نیز میتواند صحیح باشد (نه الزاماً جامع).
علت این حقیقت را باید در ماهیت بیوتکنولوژی جست.
بیوتکنولوژی همانند زیستشناسی، ژنتیک یا مهندسی بیوشیمی یک علم پایه یا کاربردی نیست که بتوان محدوده و قلمرو آن را به سادگی تعریف کرد. بیوتکنولوژی شامل حوزهای مشترک از علوم مختلف است که در اثر همپوشانی و تلاقی این علوم با یکدیگر به وجود آمده است. بیوتکنولوژی معادل زیستشناسی مولکولی، مهندسی ژنتیک، مهندسی شیمی یا هیچ یک از علوم سنتی و مدرن موجود نیست، بلکه پیوند میان این علوم در جهت تحقق بخشیدن به تولید بهینهی یک محصول حیاتی (زیستی) یا انجام یک فرآیند زیستی به روشهای نوین و دقیق با کارآیی بسیار بالا میباشد.
بیوتکنولوژی را میتوان به درختی تشبیه کرد که ریشههای آن تناور آن را علومی بعضاً با قدمت زیاد مانند زیست شناسی به ویژه زیستشناسی مولکولی، ژنتیک، میکروبیولوژی، بیوشیمی، ایمونولوژی، شیمی، مهندسی شیمی، مهندسی بیوشیمی، گیاهشناسی، جانور شناسی، داروسازی، کامپیوتر و ... تشکیل میدهند، لیکن شاخههای این درخت که کم و بیش به تازگی روییدن گرفتهاند و هر لحظه با رشد خود شاخههای فرعی بیشتری را به وجود میآورند بسیار متعدد و متنوع بوده که فهرست کردن کامل آنها در این نوشته را ناممکن میسازد.
تقسیمبندی بیوتکنولوژی به شاخههای مختلف نیز برحسب دیدگاه متخصصین و دانشمندان مختلف فرق میکند و در رایجترین تقسیمبندی از تلاقی و پیوند علوم مختلف با بیوتکنولوژی استفاده میکنند و نام شاخهای از بیوتکنولوژی را بدین ترتیب وضع میکنند. مانند: بیوتکنولوژی پزشکی که از تلاقی بیوتکنولوژی با علم پزشکی به وجود آمده است یا بیوتکنولوژی کشاورزی که کاربرد بیوتکنولوژی در کشاورزی را نشان میدهد. بدین ترتیب میتوان از بیوتکنولوژی داروییPharmaceutical Biotechnology بیوتکنولوژی میکروبی Microbial Biotechnology، بیوتکنولوژی دریا Marine Biotech ، بیوتکنولوژی قضایی یا پزشکی قانونی Forensic Biotech، بیوتکنولوژی محیطی Environmental Biotech، بیوتکنولوژی غذایی Stuff Biotech foodand food بیوانفورماتیک Bioinformatic، بیوتکنولوژی صنعتی Industrial، بیوتکنولوژی نفت، بیوتکنولوژی تشخیصی و ... نام برد.
این شاخههای متعدد در عمل، همپوشانیها و پیوندهای متقاطع زیادی دارند و باز به دلیل ماهیت همه جانبه بودن بیوتکنولوژی نمیتوان در این مورد نیز به ضرس قاطع محدودههایی را برای آنها تعیین نمود.
گستردگی کاربرد بیوتکنولوژی در قرن بیست و یکم به حدی است که اقتصاد، بهداشت، درمان محیط زیست، آموزش، کشاورزی، صنعت، تغذیه و سایر جنبههای زندگی بشر را تحتتأثیر شگرف خود قرار خواهد داد. به همین دلیل اندیشمندان جهان قرن بیست و یکم را "قرن بیوتکنولوژی" نامگذاری کردهاند.
سخنی با رییس صدا و سیمای بوشهر
با توجه به توهینهایی که در این ایام به فرهنگ و خرده فرهنگ بومی استان بوشهر گردید درصدد برآمدم تا چند خطی خطاب به رییس صدا و سیمای بوشهر بنویسم. آقای رحیمزاده ـ که نمیدانم کدام از خدا بیخبری به پاس خوش خدمتی تو را در این سَمت نشاند ـ شمایی که حتی در استان خودت پذیرفته نشدی و به بوشهر پاست دادند با چه پشتوانهای جسارت به خرج دادی و فرهنگ و موسیقی محلی و هنرمندان ما را زیر سؤال بردی؟ کسی که از عهدهی مدیریت سازمان خودش برنمیآید و از همه چیز بیاطلاع است، چطور میتواند برای ما مجری احکام شرعی باشد؟
شاید در ایلام کسانی هستند که نظراتشان معیار حدود شرعی میباشد و به نام مشاور فرهنگی میآیند ولی سر در همه جا دارند الا پُست خود! اما جهت اطلاع شما،اینجا ایلام نیست. الان دیگر مطمئن شدم که اصلاً مراسم مذهبی ما را هم ندیدهای، چرا که اگر دیده بودی حتماً آن را "حرام" اعلام میکردی. شمایی که فرق سازِ غربی و آفریقایی و اصلاً تاریخچهی موسیقی ما بالاخص "نیانبان" را نمیدانی چگونه جسارت کردی و نظر دادی؟ چطور دستمال بازی و رقص و آوازهای "لُری" حرام نیست!! البته فکر کنم این شِکوه و ایراد بر شما جایز نباشد، چون از این اقلیم نیستی که برای فرهنگش دل بسوزانی، مسئولین ما باید به فکر باشند که آنها هم بنا به مصالح انتخاباتی مُهر سکوت بر لب زدهاند!
مدیر جسور صدا و سیما؛ آیا شما وقتی مصاحبهی مطبوعاتی و یا سخنرانی داری، قبل از آن مطالعه یا فکر میکنی که سخنانت، مطالب و سخنان گذشتهات را نقض نکند یا فقط همان زمان را و مصلحت آنیِ همان موقعات را میبینی؟ شاید هم آنقدر به خود غرّه شدهای که دیگر فکرت بیشتر کار نمیکند. کسی که نظر رییس خود (آقای ضرغامی) را دربارهی موسیقی محلی زیر سؤال ببرد، واقعاً باید جسور باشد و دیگر نیازی به فکر کردن ندارد
بحران سیمان بیخیالی مسئولین
نمیدانم محترم از بازار سیاه سیمان چه قدر اطلاع دارند، اما با خود میاندیشم اگر اطلاع ندارند که واویلا و اگر اطلاع دارند و گامی برای حل آن بر نمیدارند که...!
از اوایل سال جدید دولت مردان گرامی با نیت کنترل قیمت سیمان، بازار سیاهی به راه انداختهاند که نه تنها مردم مستضعف سیمان کیسهای 2300 تومان را به دست نمیآورند، بلکه مجبور میشوند برای رفع مشکل خود و معطل نشدن ساخت و ساز خانهشان سیمان کیسهای 4000 تومان را خریداری نمایند. (تا با افزایش سریع قیمت مصالح بیشتر ضرر نکنند)
من از اوضاع دیگر شهرها اطلاع دقیقی ندارم، اما مشکلات، دردسرها و نارضایتی مردم شریف چغادک را در راه به دست آوردن چند کیسه سیمان به خوبی دیدهام.
سهمیه شهر چغادک که میزان ساخت و ساز مسکن در آن از خیلی شهرها بیشتر است در ماه 30 بونکر ـ تریلر سیمان است (برای 5 عامل توزیع سیمان و هر کدام 6 بونکر) و به طور منظم هم به دست عاملین توزیع نرسد مردم مجبور میشوند روزها در نوبت بمانند و حتی برای اطمینان و به اصرار هزینه آن را از قبل بپردازند تا شاید سیمانی به دست آورند. (سال گذشته سهمیه هر عامل حدود 16 بونکر در ماه بوده است)
از دید دولتمردان محترم با این چتر حمایتی، قیمت سیمان کنترل شده است اما وقتی سیمانی به دست مردم نرسد و مجبور شوند کیسهای 4000 تومان بخرند فایدهی چتر حمایتی چیست و از چه کسی حمایت میکند؟
اختصاص سهمیه ویژه به پیمانکاران محترم باعث شده است بعضی از آنان که نیاز چندانی به سیمان ندارند از سهمیه بالای خود استفاده نموده و آن را وارد بازار آزاد سیمان نمایند تا مردم نیازمند سیمان مجبور شوند آن را به قیمت 3400 تا 4000 تومان خریداری نمایند و یا افرادی که نیازی به سیمان ندارند، کیسهای 2300 تومان را خریده و 4000 تومان به محتاجان معطل شده بفرشند.
کنترل قیمت سیمان جز با عرضه مناسب آن در بازار و حذف واسطهها میسر نمیباشد. بهتر است مسئولین محترم به جای زمینهسازی جهت رونق بازار سیاه سیمان و افزایش هزینههای ساخت مسکن و بیشتر شدن دردسر مردم با اشباع بازار سیمان از طریق عاملین قیمت آن را کنترل نمایند.
داستانهای جدید
سازمان مدیریت و برنامهریزی منحل شد …آخی !(1)
فرنگیسخانماینا میگه حالا دولت بدون این که کسی سرش نق بزنه دلارهای(2) نفتی را هر جا که دلش بخواد خرج میکنه!
بعد از شنیدن این همه اخبار عجیب و غریب اگه بگیم سایت خبرگزاری ایلنا هم توقیف شد کمتر تعجب میکنیم!!!
داستان نیروگاه هم تمامی ندارد، مثل یک رمان دنبالهدار. ایراناینا میگن آذر ماه افتتاح میشه، روسیهاینا میگن حالا حالاها در خدمتیم!(3) لطفاً هر کسی ار تاریخ دقیق اتفاق نیروگاه اطلاع دارد به ما خبر بدهد و جمعیتی را از نگرانی در بیاورد!
برای تهیهی گزارش رفتم همون جا که کارت سوخت میدن. یه آقا اونجا بود که میگفت یک میلیون خرج کرده، ولی هنوز کارت سوخت به دستش نرسیده !!!
به گفتهی بعضی آگاهان، بعضیها تصمیم گرفتن غار نشین بشن و همه چیز رو از اول شروع کنن! (4)
پینوشت:
1ـ این کلمه را هنگام رضایت و شادی یا دلسوزی میگویند مثلاً: آخی طفلکی! یا آخی راحت شدم!
2ـ میگویند واحد پول آمریکاست!
3ـ یعنی کنگر خوردن و لنگر انداختن!
4ـ تعجب کردین ؟ این روزها همه پینوشت مینویسن ما هم نوشتیم، اشکالی داره؟!
بُنتوک
ـ الو، الو، الو شهسوار، الو اگه صدام میشنوی قطع نکن، فقط گوش کن. ما داریم میآییم .... الو، الو .... صدام داری؟... عجب گیری کردیم… این تلفنهای همراه هم شده دق دل، فقط کنتور میاندازند… شهسوار... صدام داری؟ سلام...
حالت چطوره؟! داشتم میگفتم با بچهها داریم میآییم دیدنت خونه باش!
شهسوار با حال خراب از آن طرف خط: ـ نه نمیخواد بیایید ... خودم دارم میام ...طوری نشده فقط یک ضرب دیدگی معمولیه.
ظاهراً شهسوار داشته با موتور از طرف چهارراه فضیلت به طرف چهار راه کشتیرانی حرکت میکرده که نرسیده به چهار راه یک گودال خطرناک جلوش سبز میشه و شهسوار بیچاره را که داشته میرفته از احوال میدان انقلاب سوژه بگیره، خانهنشین میکنه و حالا جماعت بازنشسته هر کس با هر وسیلهای اول از حال و اوضاع شهر میپرسند و بعد از احوال شهسوار، و شهسوار هم که قدرت پذیرایی نداره ناگزیر میگوید چیزی نشده و این در حالیست که عکسی که از پای راستش گرفته شده حکایت از یک ترک مویی داره و شهسوار هم فکر میکنه این حق برادران"لُر" ساکن فلکهی مرکز شهر بوده که زده به پایش، چون این بنده خداها عصر که خسته و خُرد از فعلهای برمیگردند برای دید و بازدید هم ولایتیهای خودشون، جمع میشوند داخل فلکه و روزگار قشنگ را دید میزنند و این وسط شهرداری و فرمانداری و نیروی انتظامی هم حریف نشده و علیرغم تهیه یک جای مناسب در کنار میدان باغزهرا به نام "خانهی تلاش" ولی برادران تلاشگر "لُر" تن به انسجام نمیدهند و ترجیح میدهند همچنان نظارهگر روزگار قشنگ باشند و "خانهی تلاش" هم با آن همه هزینه تبدیل به رستوران گردید و پای شهسوار هم باند پیچی تا باشد شهسوار دیگر فضولی نکند. اصولاً مد شده که عادت کنیم اول بسازیم بعد بیخاصیت کنیم. الان شما بروید تو کوک این پلهای هوایی و آمار بگیرید اگر در شبانهروز ده نفر روی این پلها رفت وآمد کردند، بروید از واحد فرهنگی شهرداری یک کیلو کشک جایزه بگیرید جهت سائیدن! مگر بلوار چه ایرادی داره؟ حداقل ویلچر را از روی بلوار میشود رد کرد! بالاخره وظیفهی فرهنگ سازی به عهدهی شهرداری است. به همین دلیل است که به راحتی یک مجموعه تفریحی فرهنگی با بیخیالی شهرداری و زرنگی بعضی از افراد سودجوی سایهنشین تبدیل میشود به قهوهخانهی سنتی و یک نفر که معلوم نیست از کجا حمایت میشود با بر پا کردن چند تا قلیان میوهای، جوانان علاف را سر کیسه و دودگندش را هم میریزد به حلق خلقالله که فکر میکنند اینجا یک مکان تفریحی، فرهنگی کنترل شده است. بیانصاف قهوهچی هم نمیکند یک جارویی بزند جای تنباکو سوخته و خرده ذغالهایش. ولی خودمانیم برای چه رعایت کند وقتی استانداری و فرمانداری محترم با گذاشتن موانع مثلثی کنار خیابان برای خودشان پارکینگ اختصاصی راه میاندازند، دیگر چه توقعی میتوان از حضرات سودجو داشت! شهسوار میگفت: از سید رضا پرسیدم که دلیل این کار استانداری و فرمانداری چیه؟ سید رضا گفته: اینها موقته و قراره مسابقه دو با مانع اجرا بشه اما چون تربیتبدنی بودجه نداره و پارس جنوبی هم زیر بار نمیره فعلاً بلاتکلیف مانده و تا اطلاع ثانوی برای دواندن ارباب رجوع با مانع از آنها استفاده میشود.
همه زدند زیر خنده و چراغ قرمز فلکهی امام سبز شد. ماشینهاحرکت کردند و سیگار فروش کنار دکهی محمود، پنج تا پاکت خالی سیگارهای مختلف انداخت توی جوی آب و شروع کرد به باز کردن بُکس بعدی سیگار!
/////
کاش میتوانستم ...
به: دستان پر از التیام ادکتر "عبدالرحیم مهرور"
دخمهای پر از سبز
پر از سنبله و بتادین
پر از حیات
که سوسوی زرد چراغی ...
وحشت؟
دخمهای میان ماندن
و؟...
و دستانی که از پا تا کمر
و از ناخن تا مو
لرزش؟
دخمهای، سپید، سرخ
و گاهی زرد
دخمهای متمایل
به کرامتِ بهشتیِ دستان تو
کاش میتوانستم
بسرایمت عظیم
همچون خلیجفارس.
تمام کتابهای "دارا"
و تمام مدادهای "آذر "
تو را
و مرا
باز نمیگرداند
به
آب ـ بابا
حتی ا گر
تمام مردها در باران بیایند
و آن مرد
هنوز در سبدش انار داشته باشد...
باور کن!
روباه را
و
کلاغ را.
"فرهنگ اصطلاحات اقتصادی" منتشر شد
فرهنگ اصطلاحات اقتصادی (انگلیسی ـ فارسی) / نویسندگان: حس