صفحه نخست | بایگانی

...

شنیدنی‌ها

عسلویه؛ کوبیده و کافی‌میت! - مریم خوئینی

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (2) -  حشمت‌ا... غضنفربازرس اداره اموال و اوراق بهادار خزانه معین استان بوشهر

رستم و سهراب؛ رمز یگانگی و بیگانگی - آزاد مهر

ایرج شمسی‌زاده -  حاج علی مرادی

چه کسی انتخاب می‌شود؟ -  مسعود حسن‌پور

انواع رژیم‌های سیاسی بر مبنای میزان مشارکت مردم در حکومت -  رمضان خضری

.... الفاتحه! -  سیاه پوش

گفت‌وگو با شاپور مجاهدی مدیر پروژه‌ی طرح ساماندهی آمار و اطلاعات پایه‌ای ایثارگران‌ :

کنفرانس مطبوعاتی شاهین پارس جنوبی، بدون نقاد و نی‌انبان -  عبدالعزیز افتخاری

"بهروزیان"رییس برنامه‌ریزی و کنترل و مجری طرح کارت هوشمند سوخت : گمان نمی‌کنم در آینده‌ای نزدیک بنزین آزاد به فروش برسد - مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

بیانیه ی جمعی از افراد سیاسی و روزنامه‌نگاران استان بوشهر در اعتراض

جلسه‌ هماهنگی اجرای تخصیص سهام عدالت به جامعه‌ی هدف در بنیاد شهید استان

بزرگراه فیروز آباد ـ جم هم‌زمان با آغاز هفته دولت در اوایل شهریور ماه سال جاری به بهره‌برداری می‌رسد

خبرهای کوتاه

خونین کفنان آسمان آبی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

سپاس آقای استاندار: جهت فردایی روشن‌تر

بُنتوک - زاغو قلندری

شهروند گرامی؛ از مجتمع 100 واحدی مسکونی ـ تجاری نسترن چه می‌دانید؟

پیام اهل قلم در گرامی‌داشتِ زادروز استاد ایرج شمسی‌زاده ـ 1 امرداد ماه - امید غضنفر

گفت‌ و گو با هنرمند فیلمساز و کارگردان مطرح تئاتر "رامتین بالف": - امید غضنفر

خجسته‌بادِ زادروز شاعری که شعر را نفس می‌کشد -  فرشید جان‌احمدیان

خجسته باد زاد روز

خجسته بادِ زاد روز

نقدی بر مطلب "لطفاً مردم را فریب ندهید!" -  مسلم روئین

متن دفاعیه مهندس عباسی‌سملی در دادگاه مطبوعات استان بوشهر

کشکول نصیر - حسن زنگنه

روابط هلندی‌ها با خلیج‌فارس - حسن زنگنه

گفت‌وگو با شاپور مجاهدی مدیر پروژه‌ی طرح ساماندهی آمار و اطلاعات پایه‌ای ایثارگران‌ : دسترسی به اطلاعات قابل اتکا در سازمان و اتوماسیون خ

اخبار کوتاه از ورزش استان . اخبار کوتاه از ورزش استان . اخبار کوتاه از ورزش استان . اخبار کوتاه از ورزش استان . اخبار کوتاه از ورزش استان8 داور ا - حسن غریبی

مهرزاد رئیسی‌نژاد: حق تقدم با بازیکنان بومی استان است

وردیانی مدیر کل تربیت بدنی : 50 میلیون تومان برای حضوری قوی در المپیاد ایرانیان

نشست صمیمانه ورزشی‌نویسان بوشهری با مسئولان پارس جنوبی - حسن غریبی

خبرهای کوتاه از شاهین پارس جنوبی - حسن غریبی

اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1909 میلادی به روایت روزانه ”بالیوز“ انگلیس در بوشهر - حسن زنگنه

...

شنیدنی‌ها

مراسم معارفه‌ی رییس جدید بازرگانی استان
شنیده شده است مراسم معارفه رییس جدید بازرگانی استان بوشهر روز دوشنبه هفته جاری برگزار می‌گردد. شنیدنی‌ها حاکی است "حسینی" معاون بازرگانی استان بوشهر جایگزین "اصفهانی" رییس سازمان می‌شود.

صدور حکم شهردار به روش استاندار بوشهر
شنیده شده است شورای شهر عسلویه پس از رأی گیری، فردی را برای شهرداری عسلویه انتخاب و برای صدور حکم به استانداری بوشهر اعلان می‌نماید. پس از اقدامات اولیه و تأیید در شورای معاونین، استاندار، معاون اداری و مالی‌اش را مأمور می‌نماید که برود و از شهردار انتخابی شورای شهر عسلویه استعفاء نامه دریافت کند تا حکم شهرداری وی امضاء شود. بالاخره استاندار پس از دریافت استعفاء‌نامه‌ی فرد انتخابی شورا، حکم فردی دیگر را به عنوان شهردار عسلویه امضاء می‌نماید. گفته می‌شود معاون عمرانی استاندار نیز در صدور حکم شهردار جدید عسلویه نقش اساسی داشته است.

مراسم معارفه‌ی مدیر گاز استان بوشهر
شنیده شده است اداره گاز استان بوشهر مستقل شده و منفرد بوشهری به عنوان مدیر کل گاز استان بوشهر منصوب گردیده است. گفته می‌شود مراسم معارفه‌ی وی روز شنبه هفته جاری برگزار گردیده است.

تقاضای نشریه و ارشاد بوشهر
شنیده شده است تقاضای 30 نفر از متقاضیان نشریه در استان بوشهر توسط اداره کل ارشاد بوشهر بلاتکلیف مانده و فقط 7 نفر از اصولگرایان اخیراً با پیگیری ویژه مدیر کل ارشاد مجوز دریافت نموده‌اند. گفته می‌شود اکثر متقاضیانِ بلاتکلیف مانده از اصلاح طلبان می‌باشند.

دکتر سید حسن و شادی مردم
شنیده شده است دکتر سیدحسن موسوی کاندیدای دوره هشتم مجلس شورای اسلامی از حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم با شعار "چهار سال بخندید و شاد باشید" وارد عرصه‌ی انتخاباتی خواهد شد. گفته می‌شود وی همچنین در شعارهایش اعلان خواهد کرد: "من آماده‌ام تا شادی را فریاد کنم"، "من آماده‌ام تا به جای تهمت، توهین و افترا به مردم، مسئولین و نویسندگان، عشق، شادی و شادکامی را به مردم هدیه کنم".

سیدی جوانگرا در حوزه دیر و کنگان
شنیده شده است سید یوسف حسینی، روحانی جوان و آزاداندیش قصد دارد در حوزه انتخابیه دیر، کنگان و جم و ریز کاندیدای دوره هشتم مجلس شود. شنیدنی‌ها حاکی است وی در بین جوانان و دانشجویان از محبوبیت بالایی برخوردار است.

کاندیدای جدید در حوزه دشتی و تنگستان
شنیده شده است تعدادی از فرهنگیان، نخبگان و دانشجویان از دکتر غلامرضا نادری‌زاده خواسته‌اند تا خود را کاندیدای مجلس در حوزه دشتی و تنگستان نماید. گفته می‌شود وی نیز اعلام آمادگی کرده است.

حیدر حیدری این بار در حوزه دیگر
شنیده شده است حیدر حیدری کاندیدای دوره هفتم مجلس از حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم خود را آماده می‌کند تا در حوزه انتخابیه دشتی و تنگستان بار دیگر کاندیدا شود. وی متولد بنه‌گز تنگستان می‌باشد.

توزیع عادلانه در دولت عدالت محور
شنیده شده است ارشاد استان بوشهر که متولی توزیع آگهی‌های ثبتی و غیرثبتی در استان بین نشریات می‌باشد، حاضر نیست تقاضای نشریات را مبنی بر چگونگی توزیع آگهی‌ها پاسخگو باشد. گفته می‌شود مسئولین ارشاد مدعی‌اند که طبق لیست و عادلانه توزیع می‌کنند ولی حاضر نیستند این لیست را به مطبوعات بدهند تا مطبوعات نیز از این توزیع عادلانه باخبر شوند.

صلح عطار‌زاده با افراشته!
شنیده شده است عطار‌زاده پس از تست نمودن تمامی راه‌ها برای بر کناری افراشته و عدم نتیجه‌گیری اخیراً با افراشته استاندار بوشهر صلح نموده تا با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس خیلی متضرر نگردد. گفته می‌شود حامیان عطارز‌اده مدعی‌اند که افراشته تعداد زیادی را برای صلح و آشتی به نزد عطار‌زاده فرستاده است و اخیراً در فرودگاه تهران نیز همدیگر را دیده و صلح نموده‌اند. گفته می‌شود اصلاح‌طلبان نیز که در درگیری و اختلاف این دو، افراشته را یاری نموده‌ بودند از عملکرد افراشته متعجب‌اند. شنیدنی‌ها حاکی است ملایم بودن لحن مصاحبه‌ی اخیراً عطار‌‌زاده در خصوص افراشته در هفته‌نامه‌ی خلیج‌ فارس صحت مورد یاد شده را تقویت می‌کند.

...

عسلویه؛ کوبیده و کافی‌میت! - مریم خوئینی

عسلویه؛ کوبیده و کافی‌میت!
ساعت چهار بعد از ظهر روز سه‌شنبه‌ی هفته‌ی گذشته به سمت «عسلویه» ـ پایتخت انرژی کشور و به قولی خاورمیانه ـ حرکت کردیم. متأسفانه از یک سو محرومیت شهر‌هایی که در مسیر بودند به چشم می‌خورد، و از یک طرف نعمت‌ و برکت خدا که در امواج دریا و دل کوه‌ها نهفته بود. چند کیلومتری عسلویه به خوبی بوی گاز استشمام می‌شد اما هنوز چهره‌ی محرومیت به تو دهن کجی می‌کرد. چراغ‌های روشن پالایشگاه، خبرنگاران را به وجد آورده بود و هریک به طریقی سعی می‌کردند عکسی را به یادگار ببرند، اصرار ما نیز که از آقای راننده می‌خواستیم با یک توقف کوتاه در فضایی مناسب، فرصت بیشتری را برای عکس گرفتن بدهد بی‌ نتیجه ماند. به مهمان‌ سرای شرکت نفت و گاز پارس که رسیدیم دوستان با چهره‌ای خندان و بشاش به استقبال آمده، سریعاً خبرنگاران را به سالن غذا‌خوری هدایت کردند و تا آنجا که می‌توانستند از خوبی و مزایای مطبوعات و این که: چه کار خوبی کرده‌اید که آمدید، تعریف و تمجید کردند. با دیدن این همه ابراز لطف، یکی از دوستان آهسته گفت: مثل این که فعلاً ناز ما خریدار داره! گفتم: اما نمی‌دانم چرا این مسئول روابط عمومی چندین بار نام‌ خانوادگی مرا اشتباه تلفظ کرد. یادم باشد آقای «فاجدی» ـ ببخشیدـ «آقای ماجدی» حتماً تلافی کنم.
سرِ میز شام کباب کوبیده، سالاد الویه، دلستر، هلو، نان و نمک خلاصه هر چیزی که بشود با آن آدم را نمک گیر کرد، بود (واسه همینه که من کمی مهربانانه می‌نویسم)، اما جالب این جا بود که وقتی به بچه‌ها میوه تعارف کردند، هیچ کدام دست به میوه نزدند، در عوض در خوابگاه مدام افسوس می‌خوردند که چرا تعارف کردند و به ندای قلبی خود جواب منفی دادند! در حین بازدید از سالن ورزشی شرکت نفت و گاز پارس، متوجه شدیم سراغ بچه‌های بومی را باید در بخش تدارکات و محیط سبز بگیریم. وقتی راجع به این مسئله صحبت کردیم، یکی از دوستان میزبان که اصالتاً کردستانی بود گفت: هر کس بگوید اصلیت من کجایی‌ست، فاز چهار و پنج را به او می‌بخشم!
آری؛ حالا دیگر منطقه‌ی ویژه به ایرانی کوچک مبدل شده و شهروندان ایرانی را از شهرهای تهران، اصفهان، شیراز، سنندج، سمنان، ایلام، و کردستان را در دل خود مهمان کرده بود. شهری که به قول ساکنان مهمان، دو فصل بیشتر ندارد: تابستان و جهنم. شهری که قبل از این اتفاق مهم اقتصادی یکی از محروم‌ترین شهرهای استان بود، گر چه همین حالا نیز با محرومیت دست و پنجه نرم می‌کند.
صبح روز بعد به منظور بازدید از بزرگراه فیروز‌آبادـ جم که قرار است همزمان با آغاز هفته‌ی دولت (اوایل شهریور ماه سال جاری) به بهره‌برداری برسد به سمت جم و فیروزآباد حرکت کردیم. گفتنی است محور فیروزآباد ـ جم به صورت راه اصلی درجه‌ یک با عرض 11 متر و به طول 167 کیلومتر در قالب چهار قطعه واقع در منطقه‌ی کوهستانی صعب‌العبور از مسیر فیروزآباد در فاصله‌ی 90 کیلومتری جنوب شیراز و فاصله‌ی 36 کیلومتری جنوب بندر طاهری در حال احداث بوده و عملیات اجرایی آن از سال 79 آغاز شده است. با احداث مسیر فیر‌وز‌آباد، جم، طاهری، عسلویه حدود 330 کیلومتر از طول مسیر کاسته شده و تردد راحت‌تر می‌گردد. در طول مسیر "غلامرضا جنت‌آبادی" مدیر روابط عمومی شرکت نفت و گاز سلام رساندند (توجه کنید تلفنی سلام رساند) از مهندس "اکبر ترکان" مدیر عامل شرکت نفت و گاز و "غلامرضا جنت‌آبادی" خبری نبود، اما در جم با چهار مدیر دفتر فنی و مسئولین بزرگ‌راه عسلویه که عبارتند‌از: مهندس "کریمی" اهل ایلام، مهندس "صمدی" اهل سنندج، مهندس "آرام" اهل آذربایجان غربی و مهندس "صیادی" اهل تهران آشنا شدیم.
متأسفانه در این بازدید مشکلی برای یکی از خبرنگاران پیش آمد و ایشان را به بیمارستان شهرک توحید "جم" انتقال دادند. جا دارد از زحمات عزیزان تشکر و قدردانی کنیم، اما این مسئله باعث شد که بدانیم در 20 متری شهرک با امکانات ویژه حتی آب تصفیه شده‌ی مردم دچار چه مشکلاتی‌ست. یکی از اهالی می‌گفت: آب مصرفی‌شان غیر قابل شرب تشخیص داده شده است. وقتی موضوع را با میزبان در میان گذاشتیم، روی تُرش کردند و گفتند: این‌ها به ما ربطی ندارد، شهرداری شهر جم باید به فکر باشد. شهرداری 3 میلیارد تومان از ما عوارض گرفته است اگر مشکلی باشد می‌تواند حل کند!
بعد از صرف نهار در مهمان‌سرای توحید با هدایایی از قبیل یک کیف نماز، یک شیشه نسکافه و کافی‌میت به بوشهر بازگشتیم. والسلام!

...

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (2) -  حشمت‌ا... غضنفربازرس اداره اموال و اوراق بهادار خزانه معین استان بوشهر

بیت‌المال / اموال دولتی میراث فرهنگی (2)
بخش هشتم
ایران سرزمین نیاکان و مادری ما، خود موزه‌ای عظیم و بسیار وسیع از انواع آثار و نشانه‌‌های تاریخی و باستانی تمدن چندین هزار ساله است که دفینه‌های هزار تو دارد. به هر سوی آن بنگریم و هر جایی که بکاویم، اشیایی را در بطن خود پنهان دارد و هرگاه کاوشگران و باستان‌ شناسان به این گنجینه‌های نهان در دل خاک دست می‌یابند، صفحه‌ی‌ دیگری از تاریخ را برای ما ورق زده و ترقی و پیشرفت‌های مردم ایران زمین را در اعصار مختلف به رخ جهانیان می‌کشند.
اکنون باید با دقت و موشکافانه نگاهی از سر دلسوزی، عشق و علاقه به این مقوله افکنده و ببینیم که برای حفظ و نگهداری این آثار درون و برون خاک چه تمهیداتی اندیشیده شده است؟ آیا امنیت و حفاظت این گونه سرمایه‌های ملی که با هیچ نوع زیورآلات و جواهرات (مدرن و غیر عتیقه‌ای) و یا ارز خارجی قابل معاوضه و مقایسه نیستند، برقرار است؟ عملکرد مسئولین در این راستا و دلسوزی مردم در این رابطه چقدر است؟ رسانه‌های جمعی ـ و در رأس آنها صدا و سیما ـ برای آشنایی جامعه و صیانت از این ذخائر چه عملکردی داشته‌اند؟ و در انتهاء نمودار فعالیت و راندمان تکالیف سازمان‌های مسئول و مرتبط با این موضوع چگونه و در چه حدی است؟
تشکیلات اداری و سازمان‌های ذی‌ربطی که از قبل و بعد از انقلاب وجود داشته و دارد با رفع موانع و مشکلات به وضعیت نسبی خوبی دست یافته اما تا رسیدن به حد کمال و مطلوب فاصله دارند. ادغام مقطعی دیگر مؤسسات و واحد‌های دولتی در مدیریت میراث فرهنگی و سر گرم شدن این سازمان در مسائل مربوط به انسجام و انتقال سایر واحد‌های اداری و تغییرات مکرر در شرح وظایف و ایجاد پست‌های سازمانی و انتصابات به ویژه از اواخر سال 1382 تا کنون به احتمال زیاد این مجموعه را در رسالت و انجام وظایف اصلی که یکی از مهم‌ترین آنها حفاظت و حراست و ایجاد امنیت اقلام و اشیاء تاریخی‌ست، باز داشته است و متأسفانه در این زمینه غالباً با اخبار ناخوشایند و تأسف باری مواجه می‌شویم که حاکی از سرقت و دستبرد و یا تخریب نشانه‌های افتخار و سربلندی این مرزوبوم است. عده‌ای جاهل و بی‌هویت و ناآگاه به ارزش‌های واقعی عتیقه‌جات و لوازم نفیس با قدمت صدها و هزاران سال، با پشت‌ پا زدن به تمامی گذشته و گذشتگان خود و شجره‌ نامه‌ی آبا و اجدادی به این میراث دست یافته و با نازل ترین قیمت‌ها آن‌ها را در اختیار سود‌جویان و سوداگران می‌گذارند. اینان به پیامدهای سوء این عمل وقیحانه که محو علائم و آثار فرهنگی و انهدام پیکره‌ی هویتی ایران است وقعی ننهاده و منحصراً در پی منافع مالی و ثروت اندوزی خود و همراهان بی‌‌وطن‌‌شان هستند.
لذا بر مسئولین و نیروی انتظامی و نظامی است که با قاچاقچیان و سارقان آثار فرهنگی و تاریخی با شدت عمل و بی‌اعتنا به تبلیغات سوء داخلی و خارجی، برخورد قاطع نموده و به موازات تلاش و پیگیری ایشان قوه‌ی قضاییه نیز بی‌درنگ و در اسرع وقت این نابکاران و تبهکاران را به مجازات برساند. بی‌تردید کیفر سخت و معدوم ساختن پلیدانی هم چون متجاوزین به حریم اصل و نسب و میراث فرهنگی مردم مسلمان، سایر رفیقان طرار‌شان را منکوب و مغلوب می‌نماید. در همین رابطه حوزه‌ی رسانه‌ای و بالاخص صدا و سیما می‌توانند بیشتر و پویاتر از قبل و با ارائه مقالات و گزارش و پخش فیلم‌های مستند و داستانی به این مقوله پرداخته و ضمن کمک به شناخت این آثار، مخاطبان را در جریان امور ثبت، شناسایی اشیاء جدید، راهکارهای امنیتی و حفاظتی و سایر موارد قرار داده و هم وطنان را به منظور اُنس و الفت با میراث به جای مانده از پدران و اجدادمان و تعقیب وقایع مربوط به آن تشویق و ترغیب نمایند.
تجربه نشان داده است هرگاه دولت با مردم در رسیدن به اهداف مشترک هم دل و هم زبان شده، حاصل و نتیجه‌ی کار سودمند و بسیار ثمر بخش بوده است، بیان مطلب مذکور با عنایت به ویژگی‌های فرهنگی و با هدف ایجاد زمینه‌های بیشتر و سازماندهی بهینه در امر تدوین و تألیف مقررات و ضوابط مورد عمل و اجرای صحیح آن ـ به منظور حفظ و احیای آثار تاریخی ـ توصیه‌ای است برادرانه از سوی نگارنده به قصد یاد‌آوری و فراموش نکردن این گنجینه‌ها و ثروت ملی که اعتلای آن قطعاً موجب سربلندی و تثبیت سرزمین و آحاد مردم خداجوی ایران است.

...

رستم و سهراب؛ رمز یگانگی و بیگانگی - آزاد مهر

رستم و سهراب؛ رمز یگانگی و بیگانگی
بخش پنجم
"گودرز" این حساس‌ترین عنصر روحی و اندیشگی، جهان پهلوان را بر می‌انگیزد، اما رستم چندان آزرده و دوری گزین است که حتی در برابر این عامل نیرومند نیز، نمی‌تواند از راه خویش باز ماند. اما گودرز با نوازش حساسیت دیگری در جهان پهلوان، خشم بلند او را فرو می‌کشد و آرام‌اش می‌سازد. گودرز که از همه‌ی واقعیت‌های درونی پهلوان آگاه است و ابعاد روحی رستم را می‌شناسد، بدین گونه او را رام می‌کند.
که شهر و دلیران لشکر گمان/ به دیگر سخن‌ها برند این زمان
که زین ترک ترسیده شد سرفراز/ همی رفت زین گونه چندی به راز
چو رستم همی زوبترسد به جنگ/ مرا و ترا نیست جای درنگ
رستم از ترس این ننگ باز می‌گردد، و به راه می‌آید. رستم تا بیگانگی از کاووس پیش رفته است، اما نمی‌تواند به نفی خویش پردازد. گویی تاکنون نیندیشیده است که فاصله‌‌گیری از کاووس و ایرانیان، فاصله‌ گیری از منش و روش پهلوانی خود نیز هست.
بدین سبب، به نزد کاووس باز می‌گردد و کاووس نیز به دیدارش، پوزش می‌گیرد:
چو آزرده گشتی تو ای پیلتن/ پشیمان شدم خاکم اندر دهن
اما رستم بندگی نمی‌کند و همچنان بی‌نیاز و آشکار بر سر مواضع خود هست:
کنون آمدم تا چه فرمان دهی/ روانت زدانش مبادا تهی
ماجرا آغاز می‌شود، سهراب بر سپاه ایران می‌تازد؛ همه را می‌گریزاند؛ ربیعی در دل‌ها روان می‌سازد. هیبت او بر رستم نیز آشکار است، زیرا شبانه به اردوگاه سهراب رفته، و او را سنجیده است.
دیدار عیارانه‌ی رستم از اردوگاه سهراب در شب، خواه از روی نگرانی نسبت به نیروی پهلوانی حریف باشد و خواه از سر عاطفه و گرایش درونی ناخود‌آگاه؛ این نتیجه را داشته است که به جای آن که مهری را در دل او بجنباند، هیبتی را بر او آشکار کرد، و پهلوانی و دلیری‌اش را بر او نموده است.
سهراب دوباره رو به روی سپاه می‌آید، و خروش بر می‌آورد و کاووس را دشنام می‌دهد. پهلوانی به نیروی سام، شاه ایران را این گونه دشنام می‌دهد، اما رستم در آن گوشه تنها نگران ماجراست. تا این که دگر بار سهراب بر سپاه ایران می‌تازد. سپاه از برابرش می‌گریزد و کاووس از سر درماندگی آواز بر می‌دهد که:
یکی نزد رستم برد آگهی/ کزین ترک شد مغز گُردان تهی
توس پیغام کاووس را به رستم می‌رساند، اما:
بدو گفت رستم که هر شهریار/ که کردی مرا ناگهان خواستار
گهی جنگ بودی گهی ساز بزم/ ندیدم ز کاووس جز رنج رزم
آشکار است که او نه حسرتی از بزم در دل دارد و نه زحمتی از رزم بر تن، بلکه انگار هنوز به پرهیز خویش می‌اندیشد. هنوز بخشی از واقعیت درون او، نگران از نبرد با سهراب، و بیزار از کاووس است. در چنین تنگنایی که به راستی از پی یک تن نیست، رستم به یاری ایرانیان می‌شتابد. پس به نبرد با سهراب می‌رود.
بدین سان، داستان رستم و سهراب، هم سرنوشت سهراب است و هم سرنوشت رستم. هم طرح و فرجام آن اندیشه‌های نوآیین است که دربینش ایرانی، بر پادشاهی می‌شورد که فره از او گسسته است، و خرد از او دور گشته است و هم سرنوشت آن کسی است که به رغم همه‌ی توان مندی‌ها و اهمیت ذاتش در روح ملی، گرفتار کهن آیین و نظم دیرینه است که از نو شدن سر باز می‌زند. از این زاویه، سرنوشت دو تن، یعنی پدر و پسر است که یکی «پسر» بر نظام می‌شورد و دیگری «پدر» که گر چه از نظام خویش برآشفته است، اما در نهایت آن را پذیراست. یکی می‌خواهد این سنت ایستای از بالندگی افتاده را بر هم زند، و یکی می‌خواهد بر همین سنت بلمد و ناگزیر است که آن را حفظ کند، اگر چه برایش آرامشی‌ به بار نمی‌آورد.
اساس داستان رستم و سهراب، بر مسائل و تضادها و گره‌های زندگی همین انسان حماسی استوار است و از درگیری ذهنی پهلوانی حکایت می‌کند که کار کردش پشتیبانی از نظام و کارکرد آن است، اما در دوره‌‌ای از آمیختگی نیکی و بدی پدید آمده‌اند‌، و با پادشاهی مقابلند که نماد فره‌مندی و خردمندی و آرمانی این نظام نیست، و جهان پهلوان در چنین نظامی در پی بسامان کردن آن است نه در پی تصرف قدرت، یا تغییر نظم، چنان که سام نیز در ادامه‌ی آن گفتار درباره‌ی شاهی ایران به بزرگان گفت:
من آن ایزدی فرّه باز‌آورم / جهان را به مهرش نیاز آورم
رستم نیز در چنین ذهنیتی، و به این خرد پهلوانی محدود است. او پهلوانی است که کارکرد و شرح وظایفش در این بینش مشخص می‌شود. اما اکنون در دوره‌ی کاووس، هم پشتیبان این نظم است، و هم گرفتار نا بسامانی‌های آن و خود او نیز از این تضاد و بحران، از این یگانگی و بیگانگی در رنج است. پیدایش سهراب و اندیشه‌های نو آیین او سببی شده است برای طرح همه‌ی تضادهای موجود در این فرهنگ و ارائه‌ی تناقض‌های اساسی در بنیاد اندیشگی ایرانیان، که این تضادها و تناقض‌ها را می‌توان بدین گونه شمرد:
1ـ تضاد ایران و توران به نشانه‌‌ی نبرد میان نیکی و بدی2ـ تضاد میان مفهوم شاهی و مصداق آن3ـ تضاد درونی پهلوان4ـ تضاد پدری ـ پسری5ـ تضاد نو آیینی و کهن آیینی6ـ تضاد میان مادر سالاری ـ پدر سالاری
اکنون باز می‌گردیم به حرکت داستان.
پهلوانان به گمان این که رستم کشته شده است:
به کاووس کی تاخـتند آگـهـی/ که تخت مهی شد زرستـم تهی
زلشکر بر آمد سـراسـر خــروش/ زمانه یکایک برآمـد به جــوش
بفرمود کاووس تا بوق و کوس/ دمیدند و آمـد سپـهدار تــوس
بتازیـد تـا کـار سـهراب چـیست/ که بر شهر ایران بیاید گریـست
کاووس در اندیشه‌ی سهراب است و از نا استواری خویش بیمناک است. سود و زیان خویش را می‌جوید و رستم را پایان یافته.
اما هنوز تشویق او پایان نیافته که رستم را فراروی سپاه باز می‌بیندکه ایرانیان را از جنگ با ترکان زینهار می‌دهد. رستم که همه‌‌ی واقعیت‌ها بر سرش آوار شده است، گودرز را روانه‌ی جایگاه کاووس می‌کند به طلب نوش دارو. پیامش هم دردمندانه است و هم از سر بیچارگی و حرمت و شخصیتش را گرو می‌گذارد تا شاید در این دم آخرین، از فاجعه جلوگیری کند.
گرت هیچ یادست کـردار مـــــن/ یکی رنجه کن دل به تیمار من
از آن نوش دارو که در گنج توست/ کجا خستگان را کند تندرست
به نزدیک من با یکی جـام مـــی/ سزد گر فرستی هم اکنون به پی

...

ایرج شمسی‌زاده -  حاج علی مرادی

ایرج شمسی‌زاده
افتخار جنوب

سخن از استاد ایرج شمسی‌زاده و شخصیت اجتماعی و ادبی او در میان است، شخصیتی که بی‌تردید می‌توان "افتخار جنوب‌"اش نامید.
اگر از مبحث شخصیت اجتماعی‌اش که دارای

بسیاری از فضائل اخلاقی است به خاطر پرهیز از تطویل کلام بگذریم، او شاعری است بدیهه‌سرا و پرمایه که اشعارش مشحون از نکات ادبی، حماسی و طنزگویی و مملو از صنایع بدیعی است که غیر از سروده‌های به گویش محلی ـ که در آن بیداد کرده است و تعریف آن به تنهایی از حوصله‌ی این مقال خارج است ـ دیگر اشعارش نیز سرشار از نکات ادبی و لطائف هنری است.
بزرگ مردی که در آغاز جوانی هنگامی که در دانشکده ادبیات به کلاس درس استاد دکتر "غلامحسین صالحی علّامی" می‌رفته، به جرمِ نیم ساعتی دیر رسیدنش به کلاس درس صرف و نحو عربی، استاد او را بر صندلیِ

در آفتاب سوزان نهاده، می‌نشاند و به او می‌گوید که جای دانشجوی وقت‌شناسی چون شما بر این صندلی‌ست. شاعرِ جوانِ بدیهه‌سرا، فوراً با سرودن چند بیت و تقدیم به استاد باعث می‌شود که استاد از جایگاه خود بلند شده و با صدای رسا اعلام نماید که: ای دانشجویان عزیز؛ من ندانستم در "سنگین وزن" با این دانشجوی جوان کشتی گرفتم و او چنان مرا خاک کرده است که ناگزیرم شکست خود را اعلام کنم، زیرا او یادداشتی با این ابیات به من داده است که:
گرفت ساعت تدریس نحو خواب مرا / که در کلاس رسد رنج بی حساب مرا / بداد هدیه به من صالحی علّامی/ زِدیر آمدنم نور آفتاب مرا / از این عطیه سپاسی به منتها دارم / اگر چه هدیه‌ی او می‌کند کباب مرا!
و فردای آن روز استاد در جواب او می‌گوید:
نمود ایرجِ شیرین سخن خطاب مرا / که آفتاب نموده کنون کباب مرا / نمی‌شناختم آن ذوق خوب و طبع لطیف / که نیست فکر بد و کار ناصواب مرا/ به حق حق ادیبی چنین بدیهه سرا/ نبوده است چنو فرد انتخاب مرا
دوباره ایرج، استاد را مخاطب ساخته می‌گوید:
چه نعمتی که نگنجد گهی به خواب مرا / که چون تویی ز محبت دهد جواب مرا / صبا ز رایحه‌ی گفتگوی علّامی / به یک نسیم کند غرق مُشک ناب مرا/ چو عطر ناب سخن‌های دلپذیر تو نیست/ بهار اگر بفشاند به رُخ گلاب مرا / گرفته بود دلم شوره‌زار گرم جنوب/ گشاده گشت زباران آن سحاب مرا / به آتشی که زمهرت فتاده در سر من / به لطف خویش نمودی زشرم آب مرا / مرا زگوشه نشینی به منظر آوردی/ به یک اشاره فکندی به پیچ و تاب مرا / زنور مهر گرفتی به ماه بسپردی / که بیشتر بکشانی به التهاب مرا / چه حاجت‌ است به نور تو آفتاب برو / که بخت ساخته همتای ماهتاب مرا/ خدای را دل ایرج دلی‌ست سودایی / زشعر و عشق نیاری به انقلاب مرا / زمرگ عشق کبابم در این دیار خراب / که شهر بی شفقت می‌کند خراب مرا / به کنج مدرسه مخروبه‌ای فتادستم/ که نغمه نیست به جز نغمه‌ی‌ غراب مرا / تو با ردیف صوابم جواب فرمودی/ بدین ردیف بود باز بازتاب مرا.

در عرصه‌ای که چنین قهرمانی چون استاد دکتر "صالحی علّامی" سپر انداخته چه جای عرض وجودی چون من.
28/ 4/1386

...

چه کسی انتخاب می‌شود؟ -  مسعود حسن‌پور

چه کسی انتخاب می‌شود؟
در سال‌های پس از انقلاب؛ استان بوشهردر حوزه قوه مقننه با فراز و نشیب های فراوانی روبرو بوده است. در میان حوزه های انتخاباتی سه گانه آن روزها و چهارگانه امروز، از سه نماینده می‌توان نام برد که هرکدام به‌نوعی توانسته‌اند مقبولیت نسبی خوبی داشته باشند و در تاریخ نمایندگی این دیار به نوعی نافذ و موثر واقع شوند.
مرحوم "نبوی" از نمایندگانی است که با دارا بودن ابعاد شخصیت و روحی بالا از مقبولیت نسبی بالایی در بین مردم برخوردار بود. عدم تعلق خاطر آن مرحوم با دلبستگی های دنیوی و وارستگی ایشان نسبت به نفرین ها و آفرین ها، و نیز حریص بودن ایشان برای فهمیدن و اندیشیدن تا پایان عمر؛احترام والایی برای او در بین مردم ایجاد کرده بود که قطعاً تا سال‌های سال استان بوشهراز داشتن چنین شخصیت‌هایی محروم خواهد بود.
دکتر "سیدمحمد مهدی جعفری" نماینده اول دشتستان از آن دست نمایندگانی است که با داشتن شخصیت جامع علمی، معنوی و مبارزاتی توانست خوشنام و موثر در تاریخ نمایندگی استان بوشهر بماند. سابقه‌ی درخشان مبارزاتی ایشان و همگام بودن

ایشان با شخصیت های بزرگی چون مهندس بازرگان و دکتر شریعتی و مرحوم طالقانی و حشر و نشر با احزاب و نحله‌های مختلف فکری قبل و بعد از انقلاب و نیز شخصیت علمی و دانشگاهی وزین نامبرده و عرفان حاکم بر شخصیت وی از او یک انسان کم نظیر در

استان بوشهر ساخته است. بی تردید مخافان دکتر جعفری در استان بوشهر در دهه های گذشته و اینک عمدتاً کسانی بوده اند و هستند که تحمل اندیشه و بزرگی او را نداشته اند.
"محمد دادفر" نماینده دوره ششم مجلس سومین نماینده ای است که به طور نسبی می توان از او به نیکی یاد کرد.اشراف ایشان برفضای سیاسی جامعه و جسارت ایشان دربیان بسیاری امور راز محبوبیت ایشان شده بود. خندیدن به بعضی مناسبات و امور؛

دل انگیزترین ویژگی ایشان بود که من حداقل در این یک مورد با ایشان به طور مطلق اشتراک نظر دارم. خندیدنی که گاهی اوقات می تواند داروی بیماری های مهلک یک جامعه باشد. ناگفته نماند با وجود بسیاری اشتراکات که با دادفر نماینده بوشهر - گناوه داشتم؛

هیچگاه سعی نکردم این اشتراکات در راستای سهم خواهی قرار بگیرد؛ آن‌گونه که امروز پیروان و مریدان "عطارزاده" فتح قله های مدیریتی را برای خویش توجیه شرعی، عقلی و کفایی کرده اند. تنها سهم من از گشتالت شخصیتی دادفر این قدر بود که وقتی با دوستانم در استان های دیگر روبه‌رو می‌شدم شرمنده نبودم از این‌که بگویم ایشان نماینده‌ی ماست.
اینجاست که باید بگویم عمده‌ترین مشکل من با نماینده‌ی دور هفتم مجلس این بود که در مواجهه با دوستانم، قدرت بیان این‌که آقای عطارزاده نماینده‌ی شهری است که من به نوعی به آن وابسته‌ام را ندارم. پرداختن به امور حقیر و حذف بیمارگونه‌ی رقیب بدون پشتوانه استدلالی و اصرار بر گماشتن مدیرانی که از کمتر‌ین توان مدیریتی برخوردار نبودند بزرگ‌ترین عیب‌های آقای عطارزاده بود که همین ویژگی نیز برای همیشه او را از خاطره‌ها حذف خواهد کرد؛حتی از خاطره ی بسیاری از دوستان خویش. از طرفی هتک حرمت افراد و تخریب شخصیت‌ها اعم از زنده و مرده از دیگر ویژگی های شخصیتی آقای عطارزاده است که بسیار او را حقیر کرد. اوج این بازی های حقیرانه را می‌توانیم در مواجهه‌ی وی با شخصیت زنده یاد "منوچهر آتشی" ببینیم که فعلاَ محل بحث نیست.
نماینده مجلس هشتم در حوزه بوشهر، گناوه و دیلم چه کسی است؟ تبادار، دادفر، قائدزاده، دشتی‌زاده، دکتر عباس لیراوی و یا ... باز هم عطارزاده. باز هم تکرار می کنم سلطان، خاقان و یا شوالیه فرق چندانی ندارد. آنچه مهم است سرنوشت و آبروی این سرزمین است با مردمانی شریف؛ که متأسفانه این شرافت و نجابت در بسیار اوقات اسباب قربانی شدن آنها گردیده است.

...

انواع رژیم‌های سیاسی بر مبنای میزان مشارکت مردم در حکومت -  رمضان خضری

انواع رژیم‌های سیاسی بر مبنای میزان مشارکت مردم در حکومت
قسمت هفتم
یکی دیگر از این‌گونه رژیم‌ها "جمهوری" می‌باشد. "جمهوری" حکومتی است که براساس دمکراسی یا غیردموکراسی پایه‌‌گذاری می‌شود و زمامداران آن توسط رأی مستقیم و یا غیر مستقیم مردم انتخاب شده و توارث در آن دخالتی ندارد و مدت زمامداری در این‌گونه رژیم‌ها محدود است. حکومت جمهوری را از گذشته در مقابل حکومت سلطنتی قرار داده‌اند، گر چه در غالب حکومت‌های جمهوری، دموکراسی نیز به درجات مختلف وجود دارد، ولی عملاً نام جمهوری بر بسیاری از دیکتاتوری‌های غیر سلطنتی نیز اطلاق می‌شود. در دوران انقلاب آمریکا و فرانسه "جمهوری" به معنای دولت آزاد قانونی که در آن حقوق مدنی و آزادی‌های تضمین شده‌ی فردی وجود داشته باشد به کار ‌رفت و جمهوری خواه مفهوم احساساتی ضد استبداد سلطنتی به خود گرفت. سؤال: آیا چنین وقایعی و انقلابی تاکنون در این کشورها به قوّت خود باقی است؟ مسئله‌ی مهم دیگر در رژیم جمهوری، حق مالکیت است که توسط برگزیدگان مردم اعمال می‌شود. این معنا در رژیم‌های غیر جمهوری ولی دموکراتیک مثل رژیم مشروطه‌ی سلطنتی انگلستان نیز می‌توان مشاهده کرد. در تقسیم‌بندی جمهوری‌های جدید، دو شکل عمده می‌توان عنوان کرد اول: جمهوری‌های دموکراتیک غربی که ریشه‌های تاریخی این جمهوری‌ها به انقلابات قرن هیجدهم و نوزدهم می‌رسد. در این کشورها جمهوری با دموکراسی همراه است. از کشورهای عمده‌ی دارای این نوع رژیم‌ها می‌توان فرانسه، آمریکا، ایتالیا و آلمان را نام برد. درجه‌ی دموکراسی در این کشورها با کشورهای سلطنتی اروپای غربی مانند کشورهای اسکاندیناوی، انگلستان و هلند اساساً فرقی ندارد اما در بسیاری از نقاط جهان کشورهایی وجود دارند که با الهام از جمهوری‌های غربی به صورت جمهوری‌ اداره می‌شوند. این جمهوری‌ها اسماَ جمهوری است ولی در اصل اراده‌ی عمومی مردم دخالتی در اداره‌ی مملکت ندارد یعنی از نظر ماهوی این‌چنین است و قدرت منحصراً در دست زمامدار می‌باشد. اصل تفکیک قوا رعایت نشده و بدین ترتیب رژیم دارای اقتدار و اختیارات نامحدود است. در این‌گونه رژیم‌ها انتخابات فرمایشی است و رییس‌جمهور گاه به تهدید و گاه با کودتا بر سرِ کار می‌آید و تا هر مدت که بتواند باقی می‌ماند. این رژیم‌ها برای ابقا از روش‌های پلیسی و نظامی استفاده می‌کنند. حکومت اکثر کشورهای آمریکای مرکزی و جنوبی از این قبیل می‌باشد. دوم: جمهوری‌های دمکراتیک کمونیستی است که این نوع جمهوری پس از ظهور انقلاب کمونیستی در اروپای شرقی و آسیا در بعضی نقاط دیگر جهان به وجود آمده است در این کشورها حاکمیت را ناشی از "دیکتاتوری پرولتاریا" می‌دانند. از جمله این کشورها می‌توان شوروی سابق، آلمان شرقی و کره‌ی شمالی و مجارستان و ویتنام را نام برد.

...

.... الفاتحه! -  سیاه پوش

... الفاتحه!
اگر دارای قلبی ضعیف هستید، از خواندن این متن خودداری کنید!
خدائیش تا حالا فکر کردی تو به عنوان یه آدمِ عشقِ زندگی با یه عُمرِ نکبتیِ فرضاً 100 ساله ـ که وقتی تموم شد عمراً دیگه مث انتخابات تمدید نمی‌شه ـ چه مصیبتایی رو باید تحمل کنی و مدام باید توی وَهم و وحشت سیر کنی؟ ... اِ ... فکر نکردی؟ پس بذار واسه‌ت بشمرم: ببین! اول بیا بلایای طبیعی رو یه مرور کنیم: سیل، توفان، زلزله، سونامی، آتشفشان و زیر مجموعه‌هاشون مثِ صاعقه، رانش زمین و گردباد که هر کدوم‌ هر موقع عشق‌شون کشید می‌‌تونن زیر یا روی زمین ظاهر بشن و ... الفاتحه!
حالا بریم توی فازِ بلایای غیر طبیعی! توی این فاز، جنگِ آدم با آدم رو داریم ـ البته از نژادها و جاهای مختلف ـ که یهو بی‌خودی به سرو کول هم می‌پرن و کمی تا قسمتی هم همدیگه‌رو می‌کُشن، حالا واسه چی؟... ما بی تقصیریم! توی این هیرو ویر، تو که هر روز صبح با صدای قناری و گنجیشک از خواب بلند می‌شی، یه دفعه یه روز یه چیزی از بالا می‌خوره توی فرقِ سَرِت و ... الفاتحه!
دعواهای توی کوچه و خیابون هم، یه نوع طرح کادِِ اون جنگ گندهه‌س! یه دفعه تنه‌ت به تنه‌ی یه بابایی می‌خوره که یا با زنش دعواش شده یا سهمیه‌ی بنزینش تموم شده یا شیش ماه کرایه خونه‌ش رو نداده، در نتیجه بهت پیله می‌کنه و یه وقت دیدی ضامن‌دارِ دسته سفیدِ زنجونی رو می‌کشه و ... الفاتحه!
یه طرف دیگه بلایای ناشی از وسایلِ ایاب و ذهابه! همه‌‌اش اضطراب داری و حیرون و سر گردونی که اگه یه سفرِ کوفتی بخوای بری باید با چی بری که یه وقت نَمیری ... هواپیما!... اصلاً حرفش رو نزن. اگه با این حلبی‌یا رفتی بالا، هیچ تضمینی نیست که در جا وارونه نیای پایین و بعدش ... الفاتحه! ... چه گفتی؟ قطار! برو بابا دلت خوشه. یه وقت می‌بینی قطاره داره مثِ بچه‌یِ آدم روی ریل سُر می‌خوره، اما یه دفعه ریل می‌پیچه، اون نمی‌پیچه و ... الفاتحه!... آها... با کشتی می‌ری؟ اولاً: مقصدت حتماً باید "بندر" یا "جزیره" باشه و گرنه کارشناسایِ امور دریایی می‌گن کشتی توی خشکی جُم نمی‌خوره! دوماً: فرض کنیم مقصدت یه بندره، اون وقت کافی یه اون نسیم دل انگیز، یه دفعه شیطون بره تو جلدش و بشه "لیمر" و ... الفاتحه! خُب ... مث این که به ماشین دل بستی... اما بنده‌ی خدا! اولاً: ماشین با این 3 لیتر حتی نَم وَر نمی‌داره، دوماً: یه وقت دیدی مثِ این لَگَنایِ داخلی تو راه آتیش می‌گیره و... الفاتحه! ... چی؟ .... موتورسیکلت! پدر آمرزیده‌، مگه نمی‌دونی بهش می‌گن "تابوت چرخدار"! ... هنوز 4 تا قسطش رو ندادی، با تک چرخ می‌ری تو شیکمِ یه ده چرخ و ... الفاتحه!
خُب حالا فرض کنیم اون جایی که داری نفس می‌کشی و حالا حالاها قصد داری با "عزراییل" کَل کَل کنی، شانس بیاری و بلایای طبیعی و غیر طبیعیِ فوق‌‌الذکر یقه‌ت و نگیرن، اما خداییش با این مرضایِ دیر علاج و لاعلاجِ عجیب و غریب چی کار می‌کنی؟ بذار واسه‌ت بشمرم: سل، وبا، طاعون، ایدز، جذام (ترو خشک)، سرطان (همه مدل)، هپاتیت، دیابت، تصلب شرائین، رماتیسم، آسم، صرع، سنگ کلیه، آپاندیس، زخم معده، زخم اثنی عشر، میگرن، سینوزیت، کُزاز، جنون گاوی، آنفلوانزای مرغی و ده‌ها درد و مرض بی‌درمان و دیر درمانِ دیگر که ممکنه در اهداف پنج ساله‌یِ دهمِ شما هم مانع ایجاد کُنن!
حالا فرض کن عمراًَ مرض نگرفتی و مثلاً یه چند صباحی پوزِ عزراییل رو زدی و پروژه‌یِ کمیّتِ عُمر رو اجراییش کردی، اما خداییش وقتی از نمکدون تا دیگ و پاتیل و کفگیر و تشت و چراغ خوراک پزی و گلیم و کیف مدرسه‌یِ بچّه‌ت قسطی یه. وقتی می‌بینی جریان گاز داره از زیر پات می‌ره اون ورِ مرز و تو داری با کپسول خالی، وزنه می‌زنی. وقتی بغلِ گوشت یه دونه "پارس جنوبی" کاشتن که مال توئه و اما یه پاپاسی هم ازش سهمی نداری. وقتی می‌بینی بعضی کوتوله‌هایی که یه روز بزرگ‌ترین آرزوشون اقامت توی "آبدارخونه" بود و الان بدون احساس شرمندگی نسبت به فقدانِ "سلولای خاکستری"، رییس و مدیر شُدن و چه پولایِ هنگفتی رو حیف و میل می‌کنن و تازه از من و تو و ما طلبکار هم هستن. وقتی می‌بینی100 میلیون تومان سهمِ هنرمندا می‌افته توی دست یه مدیری که "هُنر" رو "حُنر" می‌نویسه و بعد قسمتی از این پول رو به عنوان حق السکوت می‌ده به کارمندا‌ش که ازش شاکی‌ان و به هیچ کس هم جوابگو نیست. وقتی توی شهری زندگی می‌کنی که با این همه ثروت و سرمایه، بوی تعفنِ گنداب، کوچه و خیابوناش‌رو وَرداشته و توصیف‌های مادام "دلافوآ" رو به شکل عینی هر روز تماشاگری، اما هِی قدمت 4000 ساله رو بغل گوشِت جار می‌زنن. وقتی نفست بند می‌یاد از بختکِ گرونی و تورم و مشکل مسکن و کمبود دارو و هزار درد و مرض و معضل دیگه اما یه مُشت مسئولِ بی‌درد می‌خوان شیر فهمت کُنن که اینا همه‌ش توهّم و شایعه‌س. وقتی آدمایِ سه شغله رو می‌بینی که کلّه‌یِ سحر از خونه می‌زنن بیرون و نصف شب جنازه شون رو می‌رسونن به خونه و فقط روزایِ تعطیل، زن و بچه‌شون رو می‌بینن. وقتی فقط توی انتخابات جزء آمار زنده‌ها به حساب می‌یای و بعد می‌ری توی فهرستِ اموات. وقتی که… وقتی که… و وقتی که… دیگه واسه چی می‌خوای عُمره رو کِشش بِدی و هِی با "عِزاییل" کَل کَل می‌کنی؟… پس بیا جونِ ما، 100 سال رو بی‌خیال شووُ کمتر حساب کن تا "عِزی جون" ببره!

...

گفت‌وگو با شاپور مجاهدی مدیر پروژه‌ی طرح ساماندهی آمار و اطلاعات پایه‌ای ایثارگران‌ :

گفت‌وگو با شاپور مجاهدی مدیر پروژه‌ی طرح ساماندهی آمار و اطلاعات پایه‌ای ایثارگران‌ :دسترسی به اطلاعات قابل اتکا در سازمان و اتوماسیون خدمات را
به صورت احراز شده فراهم می‌آورد
به دنبال تجمیع نهادهای ایثارگری در استان (بنیاد شهید ـ بنیاد جانبازان ـ ستاد آزادگان) و ایجاد سازمان جدید به نام "بنیاد شهید و امور ایثارگران" در استان‌ها و از جمله این استان، تغییرات مهم و پایه‌ای بر اساس مفاهیم و اصول دولت الکترونیک از ستاد مرکزی این نهادها تحت عنوان طرح‌های تحولی از دو سال پیش در دستور اقدام قرار گرفته است که در قالب آن می‌تواند به الکترونیکی شدن پرونده‌های شاهد و ایثارگر، کارت الکترونیک، اتوماسیون خدمات وهاتف (1616) اشاره کرد. در این راستا و با هدف ارائه اطلاعات بدون نقص و کامل از وضعیت ایثارگران اقدامی تحت عنوان «طرح‌ سامان‌دهی آمار و اطلاعات پایه‌ای ایثارگران» در دست اقدام است. به این منظور جهت آگاهی هر چه بیشتر با آقای "شاپور مجاهدی" مدیر پروژه این طرح در استان مصاحبه‌ای انجام داده‌ایم که می‌خوانید:

1ـ جناب آقای مجاهدی هدف از اجرای این طرح چه بوده است؟
ـ با درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی حضرت‌ امام خمینی (ره) و با درود و سلام خدمت مقام معظم رهبری حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، همان گونه که مستحضرید یکی از نیازهای اساسی در هر گونه برنامه‌ریزی یا اقدام وجود اطلاعات وداده‌های خاص و مرتبط با آن می‌باشد. در بحث "مدیریت" ساختار سازمانی فرآیند‌ها و اهداف در بعد سخت افزاری و نرم افزاری به گونه‌ای طراحی شده که وجود آمار و اطلاعات جزء لاینفک آن است. لذا این "طرح با عنوان طرح ساماندهی آمار و اطلاعات پایه‌ای" به عنوان یک نیاز و سازه‌ی اصلی مطرح بوده است، چرا که دسترسی به اطلاعات قابل اتکا در سازمان و اتوماسیون خدمات را به صورت احراز شده فراهم می‌آورد.
اهداف طرح:
ـ بالا بردن پاسخگویی سازمان بر اساس اطلاعات به هنگام
ـ بالا بردن توان برنامه‌ریزی سازمان
ـ توانمند سازی فرایند‌های کاری سازمان به ویژه در حوزه‌ی مراجعه‌ی معکوس
ـ توسعه‌ی عدالت در ارائه‌ی خدمات سازمان به افراد ذی‌حق
2ـ این اطلاعات بیشتر با کدام یک از طرح‌های تحولی مرتبط است؟
ـ در یک نگاه کلی به اتوماسیون خدمات و به صورت ویژه به پرونده الکترونیک مربوط می‌شود. در پروژه‌ی تبدیل پرونده‌های فیزیکی به پرونده‌‌های الکترونیک، مدارک مربوط به احزار ایثارگری و خدمات دریافت شده توسط ایثارگران وارد سیستم‌های رایانه‌ شد اما نگرانی‌های مربوط به عدم به روز بودن اطلاعات سازمان کما کان به قوت خویش باقی مانده است، لذا این طرح به کمک اتوماسیون و سازمان الکترونیک می‌آید.
3ـ آیا اطلاعات موجود در سیستم باید مشخص‌تر باشد؟
ـ همین طور است، چرا که برخی از اطلاعات درون پرونده‌های فیزیکی احتمالا به روز نبوده و تنها اطلاعات کلی و شخصی را در برمی‌گرفته که متناسب با طرح الکترونیک به صورت دلخواه نبوده است.
4ـ این طرح چه مواردی را پیگیری می‌نماید؟
ـ در یک کلام و به صورت شفاف، «اطلاعات پایه» هدف این طرح است. این اطلاعات شامل اطلاعات شناسنامه‌ای، اطلاعات تماس، اطلاعاتی که به نحوی در ارایه‌ی خدمات تأثیر دارند، اطلاعات کلیه‌ی منسوبین و مربوط به شهدا، جانبازان و آزادگان می‌باشد.
5ـ این اطلاعات چگونه استفاده خواهند شد؟
ـ با توجه به مأموریت‌های بنیاد شهید و امور ایثارگرای به جمع‌آوری کلیه‌ی اطلاعات مورد نیاز حوزه‌های تخصصی برای ساماندهی آمار و اطلاعات، نیازمند همه جانبه است که در دو مرحله برنامه‌ریزی شده و اجرای آن از طریق ستاد استقرار سازمان الکترونیکی بنیاد استان با مسئو‌لیت اینجانب مدیریت خواهد شد. این اطلاعات عمومی و اختصاصی می‌باشدکه اطلاعات قبلی را روز آوری می‌نماید و در قالب بانک‌های اطلاعاتی یک پارچه مورد استفاده قرار خواهد گرفت، البته به صورت الکترونیک.
6ـ این طرح از چه موقع آغاز یا اجرا خواهد شد؟
ـ طرح با تشکیل ستاد مرتبط و اطلاع رسانی آغاز شده و ان‌شاءا… از طریق به‌کارگیری نیروی مناسب و بهره‌گیری از اطلاعات موجود و همچنین به صورت میدانی به زودی عملیاتی خواهد شد و افراد آمارگیر با ارائه کارت شناسائی خاص، به افراد جامعه هدف (خانواده‌ شهید، جانباز و آزاده) مراجعه خواهند نمود و پرسش‌نامه‌‌های‌ خاص در محل تکمیل و با مدرک لازم (شناسنامه ـ کارت شناسایی و …) مطابقت داده و در مجموع طی فرآیندهای خاص، اطلاعات جمع‌آوری، کنترل، ویرایش و وارد سیستم‌های عملیاتی الکترونیک موجود در حوزه‌های تخصصی خواهند شد، البته ما به این طرح به صورت یک طرح مستمر می‌نگریم.
7ـ با تشکر از توضیحات‌تان، آیا جنابعالی در این نهاد مقدس مسئولیت‌های دیگری نیز دارید؟
ـ اینجانب به نمایندگی از سازمان به نوبه‌ی خود سپاس‌گزارم که فرصت اطلاع رسانی را در اختیار‌مان قرار داده‌اید. بله، بنده مسئولیت رییس اداره تسهیلات رفاهی و رییس امور اجرایی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان را نیز به عهده دارم.

...

کنفرانس مطبوعاتی شاهین پارس جنوبی، بدون نقاد و نی‌انبان -  عبدالعزیز افتخاری

کنفرانس مطبوعاتی شاهین پارس جنوبی، بدون نقاد و نی‌انبان
شبانه خبر رسید خبره‌ترین کارشناسان فوتبال برای معرفی «هلموت شون»، «دتمارکرامر»‌یا چه می‌دانم «بکن بائر»، یا «اوتمار هیتسفلد» یک سری اسامی پالایش شده از ژورنالیست‌های بومی را صادر و برای این‌که کسی که از آنها انتقاد می‌کند، نباشد و به گوش بی‌معرفت‌ها نرسد به «بیت‌الجراید» شبیخون زدند. جارچیان مدرن با تلفن نیمه شب از «پرشن گلف» گرفته تا نصیر پرس، نسیم نیوز، بوشهر تایمز و رادیو و تلویزیون بدون «نی‌انبان» ـ که کسی را از خواب بیدار نکند ـ ندا زدند. کنفرانس بود، آن‌هم کنفرانس با شرکت دو نفر که تازه فهمیدم آلمانی‌ها نبوده‌اند. یکی سخنگوی باشگاهی پَر ریخته که بعضی وقت‌ها ـ فقط بعضی وقت‌هاـ در دسترس نیست و خیلی‌ها که بوی نفت و گاز به مشام‌شان خورده در دسترسند! واگیری یک مربی که چون رابطه‌‌ی خوبی با رینگو داشت از شاهین رفت. البته ببخشید به خاطر پست بهتر و پول بیشتر از سهمش گذشت و نه به لحاظ فشار تماشاچی و سقوط شاهین!! در کنفرانس آن تیم که آرمش کمی تا قسمتی شبیه آرم تیم «هلموت شون» آلمانی است، سؤالات زیادی شده. اولین سؤال را "احمد خالق‌پناه" مخترع تفنگ میرغلام و کسی که در فوتبال نبوده! می‌پرسد. او که کم می‌نویسد و هر گاه می‌نویسد قدری تفنگ میر غلام را کوتاه‌تر می‌کند تا کمتر "چپ چپ" نگاهش کنند، کنجکاوی کرده از عدم دعوت نگارنده، رسول حیدری و محمد جهان افروزیان سؤال می‌کند، که سخنگوی باشگاه در جواب فرموده است: من افتخاری را می‌شناسم!
باور کنید وقتی این خبر به من رسید از جا پریدم که سرم به پنکه‌ی گرد گرفته‌ی منزل‌مان اصابت کرده موهایم سپیدتر شد و بسان «شیرو» در سریال «سلطان و شبان» خوشحال شده فریاد زدم: خوش‌مان آمد، خوش‌مان آمد! چند نفری که در اطراف بودند پرسیدند: چی شده؟ با صدای بلند گفتم: او مرا می‌شناسد. گفتند: تو چی؟ آرام شدم و گفتم: من نه. اگر او را می‌شناختم که دعوتم می‌کرد! فقط همین قدر شنیده‌ام که مرد خوبی‌ست و مثل بعضی‌ها سایه‌ی منتقدان را با تیر نمی‌زند. "علی خسروی" هم وقتی روی کسی پنالتی نمی‌گرفت، می‌گفت: فلانی را می‌شناسم، پسر خوبی است! شاید ما هم اگر دعوت نشدیم، بله، پسر... و شاید هم چون هر هفته‌ کلّه‌ی زشت و تکراری مرا پشت "نصیر پرس" دیده می‌شناسد. همان‌که سردبیرش از فاکس و چرت و پرت‌های هر هفته و سماجت ما به نوشتن خسته شده، هفته‌ی قبل "سیاه و سفیدمان" نموده، لای صفحات گذاشته! خودمونیم او که باورش نمی‌شده مثل بعضی‌ هفته‌نامه‌ها یک آگهی رنگی گیرش بیاد آن‌قدر خوشحال شده که فکر نکنم از آن فاکس دل بکند! راستی آگهی نوبتی به نشریات می‌رسد یا هر کس انتقاد کرد دعوتش نمی‌کنند؟ ـ «ببخشید» ـ آگهی بهش نمی‌دن؟ رسول حیدری هم که فوتبالی نبوده می‌گویند چینی فروش بود و با بلور و استکان نلبکی سرو کار داشته و خودش که هیچ حتی مطالبش هم توسط عده‌ای ناشناس در نشریات شکسته شده! و چون جنس شکسته نگاه و خریدار ندارد پس چرا دعوت بشه؟ اما جهان افروزیان که پاهایی شبیه محمود ابراهیم زاده داشت و هیچ دروازه و دروازه‌بانی از دستش آرام و قرار نداشت و حتی قضاوت‌هایش هم زبانزد بود، چرا دعوت نشد؟ ولی تازه دو ریالی‌ام افتاد ... هر کس هفته‌ی پیش وحتی هفته‌های گذشته مطلب نوشته دعوت نشده! اما او از یک تک ماده استفاده می‌کند چون مطلب هفته‌ی پیش او را برایش درست کرده بودند نفهمیدیم چه نوشته، عفو می‌شود و بعداً ان‌شاءا...! اما مگر نه خودت نوشته بودی ننویس تا عزیز شوی، پس ببین دیگران به چه قیمتی خواستگار دارند. پرویز مظلومی 450 میلیون، دست نشان 180 میلیون، رضا احدی تحمیلی، وطنخواه طفیلی، سعداوی تعلیقی، پاپیان هر چی دادی... پس مثل بعضی‌ها کت و شلوار بپوش و اگر هم دعوت شدی به این جلسات نرو که از خوشحالی سینه پهلو می‌کنی! اصلاً تیپ شما به کنفرانس می‌خورد؟ مگر نه این‌که سرِ تو، حیدری، جهان‌افروزیان و خودِ خالق‌پناه را با مکینه‌ی میرغلام کشیده یا تراشیده‌اند! کسی که داد می‌زد: عکس علی دائی 1000 تومان، عزیزی 700 تومان، عابدزاده 500 تومان، استاد اسدی و کاملی مفرد 20 تومان! آهای پسر از خواب بیدار شو. مگر نه این‌که توسط خالق‌پناه معرفی شدی، حالا دیگر هم مسئولین و هم مردم تو را می‌شناسند. پس از دور بنویس جهت مسئولین نامه‌ی فدایت شوم، و برای مردم مطلب و حرف دل آن‌ها را، که آواز «دهل شنیدن از دور خوش است»! ناگاه درِ منزل ما را کوبیدند. بیدار شدم، بیرون رفتم. گدایی گفت: دیر باز می‌کنید، تلویزیون نگاه می‌کردید؟ گفتم: آره، پخش مستقیم بود!

...

"بهروزیان"رییس برنامه‌ریزی و کنترل و مجری طرح کارت هوشمند سوخت : گمان نمی‌کنم در آینده‌ای نزدیک بنزین آزاد به فروش برسد - مریم خوئینی ـ خبرنگار نصیر بوشهر:

"بهروزیان"رییس برنامه‌ریزی و کنترل و مجری طرح کارت هوشمند سوخت : گمان نمی‌کنم در آینده‌ای نزدیک بنزین آزاد به فروش برسد
چند هفته از سهمیه‌بندی بنزین می‌گذرد و مشکلات کم کم آشکار می‌شود. قرار است مسئولین مشکلات را به مرکز انعکاس دهند تا هر چه سریع‌تر برای رفع‌شان اقدام شود. ما نیز تصمیم گرفتیم برخی از مشکلات مردم و صحبت‌های مسئولین را انعکاس بدهیم، شاید بتوانیم قدمی در این رابطه برداشته باشیم.
یکی از همشهریان که به شرکت فرآورده‌های نفتی مراجعه کرده بود گفت: بعد از بنزین زدن، کارت سوختم را جا گذاشتم. روز 22 خرداد برای ابطال و صدورالمثنی اقدام کردم، یعنی دو هفته قبل از سهمیه‌ی بندی بنزین ، که بعد متوجه شدم در کردستان کارت سوخت من دارد مصرف می‌شود. فعلاً به من گفته‌اند منتظر باش کارت جدید بیاید، سهمیه‌ات را می‌دهیم.
یکی دیگر از همشهریان که مدیریت آژانس تاکسی تلفنی را بر عهده داشت گفت: تاکسی تلفنی دارم، سهم تاکسی تلفنی هم 15 لیتر است. طبق محاسبه‌ی ما حد متوسط برای هر تاکسی 12 سرویس است. 12 تا 500 تومان می‌شود 6 هزار تومان. 1500 تومان بنزین می‌زند، 1500 تومان کمیسیون می‌دهد، می‌ماند 3000 تومان در روز، سهمیه بنزینش هم تمام می‌شود تا فردا مجدداً بنزین بزند. یعنی هیچی، تنها چیزی که به ذهن‌مان می‌رسد این که کرایه‌ی ‌را بیشتر کنیم. از طرفی هم مردم توان پرداخت کرایه‌ی بیشتر را ندارند. اگر هزینه بیشتر شود از تاکسی تلفنی استفاده نمی‌کنند. متأسفانه راننده‌ها یکی یکی از سیستم آژانس خارج می‌شوند.
یکی از هم استانی‌ها که ساکن برازجان است گفت: من ساکن برازجان و کارمند نیروگاه هستم. چهار صبح باید از خونه بیرون بیایم که ساعت 5 نیروگاه باشم. با روزی 3 لیتر نمی‌توانم این مسیر را با ماشین شخصی طی کنم. می‌گویند از خط واحد استفاده کنید. ساعت چهار صبح کدام خط واحد در این مسیر است که مرا برساند؟
یکی دیگر از همشهریان گفت: مزدا دارم. کارت سوخت من سهمیه‌ی پیکان بوده، فعلاً ماشین من بنزین ندارد و در پارکینگ است.
یکی از مدیران پروژه‌ی دولتی که نمی‌خواست نامش فاش شود به خبرنگار ما گفت: درست است یک کارگاه به خاطر دوکارت سوخت بخوابد؟! دو تا نیسان دارم، برای یکی از نیسان‌ها کارت سوخت پیکان داده‌اند، ماشین من خوابیده!
یکی از همشهریان که به دنباله حواله‌ی سفر آمده بود گفت: به ما گفتند حواله‌ی سفر یا کارت زائر می‌دهند. مراجعه کردیم استانداری، استانداری هم ما را فرستاد شرکت نفت. مریضی مادرم را عنوان کردم و گفتم ناراحتی قلبی داره می‌خواهم مادرم را به تهران ببرم. گفتند تقاضا بنویسید در اولویت قرار می‌دهیم. به قول خودشان 500 ـ 600 نامه در اولویت است. می‌خواهند وقتی مادرم مُرد، بنزین آمبولانس بدهند. حالا در گرما و در این فصل سال برای مردم برنامه چیدند.
به قول یکی از پرسنل کار به جای باریک هم کشیده، نزدیک بود کار به برخورد فیزیکی هم کشیده شود.
یکی از همشهریان که خیلی هم عصبانی بود با فریاد گفت:(…) گفتی سند به نامت بکن سند به نام کردم. کارت سوخت هنوز به دستم نرسیده، می‌گن کارت فرستاده شده، معلوم نیست کجاست. گفتن کازرون، رفتم کازرون، پست کازرون می‌گه رفته شیراز! به خدا قسم با اتوبوس رفتم شیراز، نبود. می‌گن یکی کارت رو گرفته اما از رسیدش خبری نیست.
جالب است بدانید به دلیل همجواری استان جنوبی با کشورهای حوزه‌ی خلیج‌فارس مثل بحرین، کویت و قطر عده‌ای از همشهریان، فامیل یا خویشاوندانی را در کشورهای عربی دارند. یکی از دوستان گفت: فامیل‌مان از کشور بحرین به قصد سفر در کشور عزیزمان وسیله‌ی‌ نقلیه‌ی شخصی خود را نیز آورده، بدون اطلاع از این که برای تهیه سوخت ماشین گران قیمت‌اش دچار مشکل می‌شود و الان گویا به یکی از سازمان‌های ذی‌ربط مراجعه کرده است.
"مهندس سید محمدتقی علوی" مدیر شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی در این باره گفت: مطمئن باشید مشکلات تا دو هفته حداکثر یک ماه دیگر بر طرف می‌شود. وی اضافه کرد: اشخاصی که کارت سوخت‌شان مفقود شده یا دچار مشکل شده‌اند. تقاضای کارت جدید کنند حداکثر بعد از دو هفته به دست‌شان می‌رسد. خودروهای دولتی نیز که هنوز کارت سوخت‌شان نرسیده، ظرف یکی دو روز آینده قرار است دستورالعمل ابلاغ شود، ما نیز بر اساس آن عمل می‌کنیم تا زمانی که کارت سوخت به دست‌شان برسد. علوی در خصوص ایستگاه گازCNG گفت: زمانی که صرف ایجاد ایستگاه گازیCNG می‌شود بین هفت تا هشت ماه است، اما مسئله این است که ابتدا گاز وارد خط شود. وی اضافه کرد: در حال حاضر مقدمات کار انجام شده و تا سال دیگر چند ایستگاه گازCNG در بوشهر افتتاح می‌کنیم. وی در خصوص مشکلاتی که رانندگان و صاحبان تاکسی تلفنی‌ها ابراز می‌کردند گفت: من این حرف‌ها را قبول ندارم. رانندگان تاکسی تلفنی دارای کارت شخصی نیز هستند و می‌‌توانند چهار ماه پیش‌خور کنند. وی در خصوص مشکل هم استانی‌های ساکن برازجان گفت: برای این مسیر، سرویس در نظر گرفته شده است. استاندار محترم نیز اعلام کرده است برای جلوگیری از ترافیک، هم استانی‌ها می‌توانند با یک ساعت تأخیر به محل کار خود مراجعه کنند. وی در پاسخ به این سؤال که آیا بنزین آزاد به فروش می‌رسد گفت: در حال حاضر رییس جمهور مخالفت کردند. من بعید می‌دانم تا پایان امسال به فروش برسد. علوی که خود صاحب پژو 206 است، گفت: در مواقع ضروری از ماشین شخصی استفاده می‌کنم. معمولاً فرزندانم از ماشین شخصی استفاده می‌کنند و شخصاً با خودرو دولتی تردد می‌کنم.
"بهروزیان"رییس برنامه‌ریزی و کنترل و مجری طرح کارت هوشمند سوخت گفت: برای مسافرانی که از کشورهای عربی با وسیله‌ی نقلیه‌ی خود به ایران سفر کرده‌اند اگر با مدارک و مستندات مراجعه کنند طبق وظیفه‌ای که داریم در محدوده‌ی استان یک باک بنزین به آن‌ها می‌دهیم که خود را به یکی از استان‌های همجوار برسانند. البته امروز اطلاع دادند کارت ورودی مخصوص برای آنها صادر خواهد شد. وی نیز با علوی هم عقیده بود و گفت: گمان نمی‌کنم در آینده‌ای نزدیک بنزین آزاد به فروش برسد.

...

بیانیه ی جمعی از افراد سیاسی و روزنامه‌نگاران استان بوشهر در اعتراض

بیانیه ی جمعی از افراد سیاسی و روزنامه‌نگاران استان بوشهر در اعتراض
به حمله به دفتر مرکزی سازمان ادوار تحکیم
به نام خدای حق ،آزادی وعدالت
در سالروز یورش فاجعه بار بخشی از حاکمیت به کوی دانشگاه تهران در 18 تیر 1378، بار دیگر دانشجویان آزادی‌خواه مورد تعرض قرار گرفتند. به دفتر مرکزی سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی، دفتر ادوار تحکیم، حمله‌ی مسلحانه شد، تعدادی از اعضای آن بازداشت شدند و دفتر آن سازمان پلمب گردید. اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم نیز بازداشت شدند. این رویدادهای تاسف بار بیانگر این واقعیت تلخ و روان‌آزار است که اقتدار گرایان قصد دارند با استمرار سیاست های ناعادلانه و حذفی در حق دانشجویان مظلوم، حادثه ی 18 تیر را به شکلی بازتولید کنند . افزون بر این، این رفتارها نشان می دهد که به رغم ادعای عدالت‌طلبی ومهرورزی برخی حاکمان، رعایت حقوق خدشه ناپذیر انسانی وشهروندی دگر اندیشان، در نزد آنان، در عمل، هیچ جایگاهی ندارد.
ما امضا کنندگان این بیانیه، اعتراض شدید خود را به این اعمال خلاف انسانیت و قانون اعلام نموده، خواستار پایان دادن به این رویکردهای ناعادلانه، و آزادی همه‌ی دانشجویان و فعالان سیاسی زندانی و بازداشت شده و بازگشایی دفتر ادوار تحکیم هستیم.

ماشاالله حیدرزاده ، حسین روئین، حسام منصوری، مرتضی سراجی، علی‌پور، علی رضا ملک یارندی، عباس برزگرزاده، زهرا رکنی، طیبه جوهری، مریم خوئینی، محمدجعفر ایزدپناه، مهدی جمالی، مهدی بهرامی، سیروس بنه‌گزی، رضا معتمد، حمید مؤذنی، حسین بختیاری‌آزاد، محمد قدسی، خلیل موحد، اسماعیل جعفری، حسین دهقانی، مسعود ماهینی، علی شیرکانی، علی حشمتی، سیدعلی‌اکبر درخشنده، پرویز قادری، حسن نیک‌پور، محمد رضایی، محمود سلامی، الیاس احمدحسینی، سیدرضا درخشنده، محسن کارگر، کریم بنه‌گزی، محمد قنبرپور، محمدجواد حق‌شناس، جواد رنجبرزاده، محمدباقر اصلانی، رسول جعفرزاده، علی‌اکبر محمدزاده، سیدحسن درخشنده، رضا قاسمی، علی جهان‌داوودی، رضا امیری، فرید یوسفی، حسام مهرگان

...

جلسه‌ هماهنگی اجرای تخصیص سهام عدالت به جامعه‌ی هدف در بنیاد شهید استان

جلسه‌ هماهنگی اجرای تخصیص سهام عدالت به جامعه‌ی هدف در بنیاد شهید استان

به گزارش خبرنگاران معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران، در راستای اجرای سیاست‌های دولت نهم مبنی بر تخصیص سهام عدالت و به منظور هماهنگی جهت اجرای این مهم در بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر جلسه‌ای صبح امروز با شرکت معاونان سازمان و رؤسای شهرستان‌ها در سالن اجتماعات این سازمان برگزار شد. در این جلسه "رضا حقیری" معاون تعاون و امور اجتماعی سازمان بنیاد شهید و امور ایثار‌گران استان با تمجید از حرکت‌های سنجیده دولت در حمایت از اقشار آسیب‌پذیر جامعه، اختصاص سهام عدالت به مردم را گامی مهم در امید‌بخشی و حرکت در جامعه به ویژه اقشار محروم ذکر کرد و گفت: در صورتی که خواسته‌ی دولت به صورتی صحیح اجرا شود تحولی بزرگ در زندگی کلیه مردم ایجاد می‌شود که این می‌تواند موجب جلب رضایت همگان شود. حقیری با مهم خواندن چگونگی آگاه نمودن مردم از حق و حقوق خود گفت: بی‌شک مردم به عنوان ولی نعمتان همیشه صاحب حق هستند و هر کاری در جهت جلب رضایت آنان انجام شود تنها ادای وظیفه است. معاون تعاون و امور اجتماعی سازمان ادامه داد: همکاران بنیاد شهید و امور ایثارگران بایستی به گونه‌ای برنامه‌ریزی کنند که اجرای مصوبه دولت به بهترین شکل و در جهت تأمین خواسته دولت و مردم انجام شود. در ادامه این جلسه پیرو دستورالعمل‌های ابلاغی، نحوه معرفی خانواده‌های معظم شاهد و ایثارگران جهت دریافت سهام عدالت مشخص شد.

...

بزرگراه فیروز آباد ـ جم هم‌زمان با آغاز هفته دولت در اوایل شهریور ماه سال جاری به بهره‌برداری می‌رسد

بزرگراه فیروز آباد ـ جم هم‌زمان با آغاز هفته دولت در اوایل شهریور ماه سال جاری به بهره‌برداری می‌رسد
به گزارش روابط عمومی شرکت نفت و گاز پارس، بزرگراه فیروز آباد ـ جم هم‌زمان با آغاز هفته دولت در اوایل شهریورماه سال جاری به بهره‌برداری می‌رسد.
بنابر این گزارش محور فیروز آباد ـ جم به صورت راه اصلی درجه‌ یک با عرض 11 متر و به طول 167 کیلومتر در قالب 4 قطعه واقع در منطقه کوهستانی صعب‌العبور از مسیر فیروزآباد در فاصله‌ی 90 کیلومتری جنوب شیراز مرکز استان فارس به جم (ولایت) در فاصله‌ی 36 کیلومتری جنوب بندر طاهری در استان بوشهر در حال احداث بوده که عملیات اجرایی آن از سال 79 آغاز شده و مراحل پایانی عملیات احداث آن به سرعت در حال انجام می‌باشد.
براساس این گزارش این پروژه با توجه به اختصاص اعتبار بیشتری در سال گذشته توسط شرکت ملی نفت با همکاری وزارت راه و ترابری و شرکت نفت و گاز پارس از پیشرفت اجرایی قابل ملاحظه و چشمگیری برخوردار بوده که با توجه به افزایش سرعت کار و روند تکاملی آن پیش‌بینی می‌شود محور فیروز آباد ـ جم در هفته دولت در سال جاری به بهره‌برداری برسد.
ادامه گزارش حاکی است این محور که به صورت راه اصلی درجه یک اجرا می‌گردد در مسیر خود شامل 580 دستگاه پل با دهانه تا 10 متر و 6 دستگاه پل بزرگ به طول 200 متر و یک دستگاه تونل به طول 160 متر با حجم عملیات خاک‌برداری به میزان 000/000/10 متر مکعب و خاکریزی بالغ بر 000/000/5 مترمکعب و بتن‌ریزی بیش از 000/300 متر مکعب بوده و حجمی بالغ بر /000/000/23 متر مربع بر سانتی متر آسفالت انجام شده است. این گزارش می‌‌افزاید علاوه بر احجام عملیات فوق بالغ بر 000/300 متر مکعب عملیات بنایی و دیوار سازی اجرا شده است. هزینه‌ی تمام شده‌ی این پروژه بالغ بر 000/000/000/120 بوده که بخش عظیمی از اعتبارات آن را شرکت نفت تأمین و تخصیص داده است.
براساس این گزارش از آن‌جا که راه‌ها شریان‌های حیاتی یک کشور می‌باشند، رشد و توسعه‌ی همه جانبه اقتصادی بدون توجه به آن‌ها با مشکل جدی مواجه خواهد بود. در راستای این هدف و با گسترش و توسعه‌ی روزافزون مرتبط با نفت نیاز به بهسازی راه‌های موجود و احداث راه‌های جدید در این استان از اولویت‌های بالایی برخوردار می‌باشد که وزارت نفت با همکاری وزارت راه و ترابری و با اجرای شرکت نفت و گاز پارس با همت متخصصان داخلی و کارشناسان خبره‌ی این شرکت در حال انجام و اجرا می‌باشد.
ادامه‌ی گزارش حاکی است در حال حاضر مسیر شیراز، بوشهر، بندرطاهری، عسلویه و بندرعباس به طول 1160 کیلومتر می‌باشد که با احداث مسیر فیروزآباد، جم، طاهری، عسلویه که در گذشته احداث گردیده بود تبدیل به مسیر شیراز، فیروزآباد، جم، طاهری، عسلویه و بندرعباس به طول 835 کیلومتر می‌شود که حدود 330 کیلومتر از مسیر کاسته شده و تردد و ترابری سهل‌تر و راحت‌تر می‌گردد.
این مسیر شامل 80 کیلومتر آزاد راه و 250 کیلومتر راه اصلی با سرعت طرح بالا و حذف گردنه‌های صعب‌العبور در محور قدیم با کاهش زمانی قابل توجه حدود 5 ساعت می‌باشد.
گفتنی‌ست شرکت نفت و گاز پارس وظیفه‌ی توسعه میادین گازی پارس جنوبی، پارس شمالی، گلشن و فردوسی را بر عهده دارد.

...

خبرهای کوتاه

آتش قلیان، باغ لیمو را به آتش کشید
مرد بی‌احتیاط با روشن کردن آتش جهت استعمال قلیان، باغ را به آتش کشاند. مأمورین شهر‌ستان "دشتستان" در پی کسب خبر مبنی بر این که یک باغ لیمو در روستای "کلمه" آتش گرفته است، سریعاً به محل مورد نظر عزیمت نموده و در بررسی‌ها مشخص گردید یک نفر به نام "احمد" در باغ لیمو جهت استعمال قلیان، آتش روشن نموده است که بر اثر باد، آتش به درختان سرایت کرد و درختان "لیمو" طعمه حریق گردیدند.
دادگاه مدیر مسئول هفته‌نامه‌ی سلام جنوب در تاریخ 19/4/86 با

حضور هیأت منصفه در شعبه اول دادگاه کیفری استان بوشهر تشکیل شد. در این دادگاه آقای مهندس محمدباقر عباسی‌سملی صاحب امتیاز و مدیر مسئول هفته نامه سلام جنوب که به اتهام اهانت به مقدسات محاکمه می‌گردید، با ارائه استدلالات تاریخی و با استناد به منابع تاریخی فرهنگ اسلامی اعم از شیعه و سنی و سوابق فعالیت‌های دینی خویش به دفاع از دیدگاه‌های خود مبنی بر نسبی بودن عصمت معصومین پرداخت. پس از دفاعیات مهندس عباسی، دادگاه وارد شور شد و به برائت وی رأی داد.

...

خونین کفنان آسمان آبی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

آبی‌تر از فرشتگان
خونین کفنان آسمان آبی معاونت پژوهش و ارتباطات فرهنگی سازمان بنیاد شهید و امور ایثارگران استان بوشهر

شهید "عبدالحسین حمایتی" فرزند حاجی آقا در تاریخ 15 خرداد ماه 1345 مطابق با اربعین حسینی سال 1386 هـ .ق در بندر شاپور (امام) متولد شد. وی دو ساله بود که همراه با خانواده‌‌اش به زیارت کربلای معلی رفت و به پابوس ضریح مطهر مولا و مقتدایش حسین (ع) رفت و شاید همان جا بود که به وی درس آزادگی، شجاعت و شهادت داده شد و همان جا بود که پیمان خونین وفا را از دست مولایش حسین (ع) امضاء گرفت. وی دوره‌ی ابتدایی را در دبستان ملی سعادت بوشهر و دوره‌ی راهنمایی را در مدرسه راهنمایی شهید پاسدار گذراند.
عبدالحسین با توجه به خرد سالی‌اش در انقلاب اسلامی در تظاهرات و جنگ و گریز با نیروهای مزدور شاهنشاهی، دلیرانه شرکت داشت و پس از پیروزی انقلاب اسلامی همراه با یارانش به پاسداری از انقلاب در کلانتری مشغول شده و سپس به مبارزه با گروهک‌های خود فروخته‌ی منافق پرداخت و همواره با توطئه‌های آنان درگیر بود، چنان که شهید حمایتی، خار چشم دشمنان شده بود.
وی سال اول متوسطه را در دبیرستان شریعتی می‌گذارنید که جنگ تحمیلی آغاز شد. تعهد و شوری که در وجودش بود او را به عضویت بسیج سپاه پاسداران در آورد و همزمان در انجمن اسلامی عبا‌دالله و شهید مختار فعالیت خویش را شروع کرد و علاقه شدید وی به انقلاب و حراست از آن، وی را راهی جبهه‌های نبرد نور علیه ظلمت نمود. در عملیات والفجر 2 با سمت فرمانده گروهان به دشمن زبون تاخت و تا سه شبانه‌ روز به اتفاق 15 نفر از یارانش در محاصره دشمن بودند و جانانه مقاومت نمودند تا این که به لطف خداوند و دعای خیر سایر رزمندگان، پادگان حاج عمران را فتح کردند.
بعد از آن شهید همراه بالبیک گویان امام در عملیات خیبر به عنوان نیروی ویژه شرکت نمود و پس از مدتی به گردان‌های مصطفی خمینی پیوست و مدت 3 ماه در جزیره جنوبی مجنون به دفاع از مرزوبوم ایران اسلامی و ارزش‌های ناب دین مبین اسلام پرداخت.
وی پس از بازگشت از جبهه به کمک تعدادی از همرزمان خود در کمیته شیلات به عنوان جانشین سرپرست کمیته مدت زیادی خدمت نمود و بعد از آن در کمیته انقلاب اسلامی بوشهر به عنوان مسؤول واحد مبارزه با مواد مخدر انجام وظیفه‌ نمود و همچنین مدتی نیز مسئولیت واحد مبارزه با مواد مخدر کمیته انقلاب خورموج را به عهده داشت. ایشان با شایستگی و لیاقتی که از خود نشان داد به تأسیس و راه اندازی گردان دریایی کمیته انقلاب بوشهر اقدام نمود و سپس با توجه به این مسئولیت سنگین، در معاونت اطلاعات و عملیات کمیته انقلاب مرکزی استان عهده‌دار مسئولیت شد.
وی در عملیات والفجر 8 شرکت کرد و در آزاد سازی بندر استراتژیک فاو جزء اولین نفراتی بود که همراه با فرماندهان گردان حضرت فاطمه زهرا (س) در آن بندر پیاده شد و با دلاوری و رشادت بی‌نظیر که داشتند توانستند با تعداد محدودی نیرو، جاده عقبه دشمن را بسته و دشمن را سرکوب نمایند و فتح فاو را با ظفر مردان در برگ زرین تاریخ ایران اسلامی ثبت نمایند.
شهید حمایتی پس از پیروزی عظیم با سربلندی به بوشهر بازگشت و به خدمت در کمیته انقلاب اسلامی پرداخت و مسؤلیت اکیپی از امداد رسانان به سیل‌زدگان استان را عهده دار بود و با تمام توان به نجات و یاری سیل‌ زدگان شتافت. عبدالحسین همه جا به صورت پر رنگ حضور داشت و زندگی پر از تلاش او از نظم خاصی برخوردار بود. در معاشرت خانواده و آشنایان و دوستان بسیار مهربان، متین، مؤدب و در عین حال جدی و پر جاذبه بود. تا می‌توانست کسی را از خودش نمی‌رنجاند و در برخورد با ضد انقلاب و گروهک‌های بی‌نام و با نام چهره‌اش عبوس و دگرگون می‌شد و هرگز دشمنان اسلام و انقلاب را تحمل نمی‌نمود.
هر جا که بوی شیطنت از ناحیه‌ی هر عنصری به مشامش می‌رسید آن جا مشت فولادین خود را فرود می‌آورد و "اشداء علی‌الکفار" می‌شد و همه جا با دشمنان اسلام در ستیز بود تا سرانجام در درگیری با قاچاقچیان در کوهستان‌های اطراف گاوبندی به درجه رفیع شهادت نائل شد و عمر پر برکت خود که پر از تلاش وقفه ناپذیر بود را در دفاع از اسلام عزیز به پایان رساند.
وی در قسمتی از وصیت‌نامه‌اش خطاب به مسئولین می‌گوید: صحبتی نیز با مسئولینی که هنوز توفیق این را پیدا نکرده‌اند که خود را با انقلاب و مردم تطبیق دهند، دارم. بدانید که خدا ناظر بر اعمال شماست. تک تک شهدا بر شما نظارت می‌کنند. از خداوند بترسید که خشم خدا را نمی‌توانید جلوگیر باشید. خانواده‌ی شهدا را اذیت نکنید. عزیزان حزب‌الله را خار در چشم و استخوان در گلو نگذارید، همان طور که آنها ابر قدرت‌ها را به زانو در آوردند به حساب شما هم رسیدگی خواهند کرد. ولی قبل از این‌ها به اشتباهات خود پی‌ببرید و خود را اصلاح کنید.

...

سپاس آقای استاندار: جهت فردایی روشن‌تر

سپاس آقای استاندار: جهت فردایی روشن‌تر
این جانبان اعضای تعاونی مسکن فرهنگیان در پی بیش از هفت سال خون دل خوردن و انتظار کشیدن و روزهای پی در پی تشکیل جلسه مجمع و مشکلات مالی تعاونی درصدد بودیم چهار دیواریی بنا گردد تا معلمی بتواند از حداقل سرپناهی برخوردار باشد و با خیال آسوده‌ای که لازمه ضروری هر معلم است به امر تعلیم و تربیت بپردازد. جناب آقای استاندار؛ خوشبختانه از زمانی که حضرتعالی و معاونین و دیگر مسئولین محترم تعاونی کمر همت بسته‌اید مایه‌ی امیدواری و دلخوشی این جانبان گردیده و همان گونه که از نزدیک مشاهده می‌گردد از بدو اقدامات جنابعالی و پیگیری مستمر امور مربوطه روز به روز دلگرمی ما معلمین همیشه منتظر، بیشتر گردیده که خود بیانگر آن است که اگر تلاش بی‌وقفه آن استاندار محترم نبود بی‌شک ماه‌ها و شاید سال‌ها می‌بایست در انتظار می‌بودیم. متأسفانه کسانی هم هستند که در پی عدم همکاری بوده و یا به خاطر به خطر افتادن منافع‌‌شان در پی اخلالگری و سنگ اندازی هستند که البته با وجود تلاش بی‌وقفه‌ی حضرتعالی خللی‌ ایجاد نخواهد شد. دلگرمی و امیدواری ما اول خداوند متعال بوده و بعد وجود شما که هدف‌تان سازنده می‌باشد و با اقتدار تمام می‌خواهید با کمک شایانی که به معلمین می‌نمایید آبرو و حیثیت آنان محفوظ بوده تا با سر بلندی مایه افتخار جامعه‌ی فرهنگیان باشند. به امید روزی که با یاری خداوند متعال و همکاری و مساعدت شما آرزوی دیرینه ما بر آورده گردد.
جمعی از اعضای تعاونی مسکن فرهنگیان بوشهر

...

بُنتوک - زاغو قلندری

" بنیادی" از غیبت "شهسوار" استفاده کرد و خانه نشینی او را فرصتی خوب دانست و شروع کرد به مانور دادن بر روزگار و وضعیت شهر. بنیادی اعتقاد دارد ما ایرانی‌ها همه‌ی کارهایمان بر عکس و غیراصولی انجام می‌گیرد. دیروز که نوه‌اش را برده بود برای ثبت نام به یکی از دبستان‌های از ما بهتران، مدیر مدرسه به او می‌گوید: چون شما محل سکونت‌تان در این منطقه نیست نمی‌توانیم ثبت نامش کنیم. سید رضا که از دکه‌ی محمود آمده بود پیش بازنشسته‌های کنار کوچه‌ی آسیاب تا از غیبت شهسوار با خبر شود، بالحنی تمسخرآمیز رو کرد به طرف بنیادی و گفت: مگر خودت نمی‌گی کارها‌مون را برعکس و غیر اصولی انجام می‌دهیم این هم از همون کارهاست. سازمان میراث فرهنگی برای این که ژست نوگرایی و فرهنگی بگیره، پنجاه نفر پیر و پاتال مثل ما بر می‌داره و می‌بره با اتوبوس گلگشت و صدا و سیما را هم خبر می‌کنه تا تو بوقش کنه، بعد اسمش را می‌‌ذاره تعامل و همدلی و هم زیستی و تکریم از بازنشستگان، اما از آن طرف در آغاز ورود دانش‌ آموزان به دبستان و دخول در عرصه‌ی اجتماع و ایجاد همدلی و هم زیستی به بهانه‌ی این که اهل این منطقه نیستند جلو ثبت نام نوه‌ی جنابعالی را می‌گیرند تا دانش‌آموز این محل با دانش‌آموز آن محل، آن چنان با هم بیگانه باشند که وقتی دو تا همشهری همدیگر را تو خیابان می‌بینند مثل غریبه‌ها از همدیگر رو بگیرند و همدیگر را نشناسند، مگر در مراسم فاتحه‌ و مجلس ختم. بعد آقایان، دقیقه‌ی نود عُمر دم از همدلی و گردشگری می‌زنند.
حسینی که تازه از پاک کردن برگ‌های زرد کاهو‌های مغازه‌اش فارغ شده بود، همان طور که با پا، برگ‌های کاهو را سرازیر جوی آب می‌کرد، داخل شد و گفت: این که چیزی نیست بنده‌ها‌ی خدا، بعضی از معلم‌ها برای دانش‌آموزان کلاس اولی ـ که خودشان معلم همان کلاس هستند ـ به بهانه‌ی ضعیف بودن دانش‌آموز در املاء، کلاس تقویتی می‌گذارند و برای هر ساعت کُلی اسکناس سبز و آبی از اولیاء دم مطالبه می‌کنند. سید‌رضا در حالی که داشت به جوی آب نگاه می‌کرد گفت: این کار حکمت دارد. تعلیم و تربیت باید از سال‌های پایه‌ شروع شود تا وقتی ان‌شاءا… وارد دانشگاه شدند ضربه‌ی نهایی چندان اثر مخرب بر قشر خواهان تحصیلات عالیه نگذارد و مبلغ درخواستی را به راحتی پرداخت نمایند. اسمش را هم می‌گذارند «خودیاری» مثل خود یاری مردم در مبارزه با جوندگان به خصوص موش‌های شیطان و گربه‌های بازیگوش که امان مردم را بریده‌اند و آدم را به یاد کارتون "تام و جری" می‌اندازد. رسول، عرقچین‌اش را تنظیم کرد و وارد بحث شد و گفت: شماها تا حالا از خودتان پرسیده‌اید که تکلیف مردم با این همه سگ‌های ولگرد چه می‌شود، جرأت نمی‌کنی آخر شب تا صبح پا بگذاری توی کوچه و خیابان که یک دفعه با یک گله‌ی پنجاه تایی سگ ولگرد روبه‌رو می‌شوی که آزادانه برای خودشان جولان می‌دهند و حالا بپرند مچ پایت را بگیرند یا لحظه‌ای دیگر! بهداشت می‌گوید وظیفه‌ی‌ شهرداری است، شهرداری می‌گوید تک تیر‌انداز باید این کار را بکند و فرمانداری در حال تشکیل کمیته ائتلاف است و خیابان باغ زهرا همچنان پر از چاله چوله و رانندگان ناسزاگو و تعمیرکاران اتومبیل راضی از این وضعیت. الان حدود دو سال است که قرار است خیابان لیان شرقی تعریض و بازگشایی شود ولی به خاطر اختلاف اداره برق با شهرداری برای جابه جایی یک ترانس برق معمولی کار را معطل گذاشته‌اند و عالم و آدم هم از این موضوع با خبر و اما بی‌خیالند. حالا کی مرکز شهر از این وضعیت بیرون خواهد آمد، الله یعلم؟! شما یک نگاه ساده به میدان بد ریخت انقلاب بیندازید. سی سالی می‌شود که به امان خدا رها شده و چهره‌ی شهر را خسته و پیر کرده است. تنها مرکز شهر نیست که این وضع را دارد، فلکه بهشت صادق که با نام پر افتخار "بسیج" مزین است همین مشکل را دارد. واقعاًٌ این مجسمه‌ی رنگ و رو رفته نشانه‌ی شخصیت یک مبارز و انقلابی است؟ در سه راهی خیابان عاشوری به خیابان رئیسعلی دلواری این ستونِ یاد بود چه چیزی را به نمایش گذاشته، آیا واقعاً برازنده است؟
تندیس رئیسعلی با این همه افتخار و عظمت این قدر خاک خورده و از رنگ و رو افتاده که کسی باور نمی‌کند این سمبل یک قهرمان ملی است. والله آدم نمی‌داند از کجا بنالد! بعد می‌خواهیم شهری زیبا داشته باشیم. شهرداری به خودش زحمت نمی‌دهد سالی یک بار یک آبی به این "نمادهای ملی" بپاشد.
بنیادی، عینکش را جابه جا کرد و رو به بقیه گفت این داره حرف مفت می‌زنه. مرد حسابی تو آب گیرت نمی‌آد بروی حمام، بعد تو فکر مجسمه‌ی رئیسعلی هستی؟! این طور که معلومه تو باغ نیستی. بلند شوید برویم تا شر برامون درست نشده. آخه مرد حسابی تو جا برای خوابیدن نداری، بعداً بالاخانه برای پیاز خالی می‌کنی؟ آدم اجاره نشینِ مستمری‌بگیر!!

...

شهروند گرامی؛ از مجتمع 100 واحدی مسکونی ـ تجاری نسترن چه می‌دانید؟

شهروند گرامی؛ از مجتمع 100 واحدی مسکونی ـ تجاری نسترن چه می‌دانید؟
گفت و گو با آقای محمد‌رضا روستا مدیر پروژه‌ی مجتمع 100 واحدی مسکونی ـ تجاری "نسترن" :
ترجیح دادم در خدمت همشهریانم باشم و با ایده‌ای نو در جهت احداث یک مجتمع گام برداشتم
آقای روستا از ایده‌ی ساخت این مجتمع و روند احداث آن بگویید.
ـ ضمن عرض سلام به شما و کلیه‌ی همکاران محترم‌تان و کلیه‌ی شهروندان و هم استانی‌های عزیز بوشهری. زمانی که در وجودم توانایی احداث یک مجتمع بزرگ را احساس کردم، ترجیح دادم در خدمت همشهریانم باشم و با ایده‌ای نو در جهت احداث یک مجتمع با طراحی خوب و نورگیری مناسب و قیمت ارزان با شرایط پرداخت ساده، با امید آن که به یاری خداوند تعداد زیادی صاحب‌خانه شوند گام برداشتم. در اردیبهشت ماه سال 82 کلنگ این مجتمع زده شد و نهایتاً در پایان سال 84 واحد‌های مسکونی آن تکمیل و با گذشت حدود یک سال مرکز تجاری و خدماتی آن هم راه‌اندازی شد. در روند احداث این مجتمع با مشکلات زیادی روبه‌رو شدیم از جمله کمبود سیمان و گرانی آن و از طرفی عدم پرداخت تسهیلات از طرف بانک‌ها که واقعاً من و همکارانم را دچار مشکلات زیادی کرد که به یاری خداوند بزرگ با مراجعه به تهران و گرفتن موافقت‌ وام این مشکل بزرگ از سر راه برداشته شد. اما با اتمام ساختمان، مشکل برق داشتیم که باز هم با مراجعه به تهران و ملاقات با وزیر محترم نیرو، دستور وصل برق گرفته شد و در پایان سال 84، آپارتمان‌ها را به خریداران محترم واگذار کردیم.
این مجتمع در چند طبقه و در چه مساحتی بنا شده و واحد‌های مسکونی آن از چه امکاناتی بهره‌مندند؟
ـ این مجتمع در دو طبقه بالای هم کف احداث گردیده که تعداد 100 واحد مسکونی و 8 مرکز تجاری و خدماتی دارد و دارای حدود 9 هزار متر مربع زیر بنا‌ست. درکلیه‌ی واحدهای مسکونی از نظر معماری و طراحی بسیار دقت شده، و هیچ گونه فضای
غیر‌قابل استفاده در آن دیده نمی‌شود. کلیه‌ی اتاق خواب‌ها و سرویس‌ها و سالن پذیرایی‌ها از نور کافی برخوردارند و از نظر‌ سازه محکم و با مصالحی با کیفیت بالا احداث گردیده و از نظر سیستم آب ر‌سانی به کل واحد‌ها با توجه به طراحی بسیار خوب و اجرای دقیق آن هیچ‌ گونه مشکلی در کل مجموعه دیده نمی‌شود. کل سیستم آب رسانی و کنتورها همگی در انتهای مجتمع با مخازن زمینی جاسازی شده، به صورتی که هیچ‌گونه رطوبتی در راه پله‌ها دیده‌ نمی‌شود. هر ده واحد یک راه‌پله‌‌ی اختصاصی به سمت واحدها و پشت بام دارد و بر پشت‌بام با دورچینی بلند رو به دریا، مالکین می‌توانند از نمای دریا و اسکله استفاده کنند.
آیا تمام واحدهای مسکونی واگذار شده‌اند؟
ـ در حال حاضر انتقال قطعی شش دانگ مالکیت آپارتمان‌ها به مالکان محترم ـ که یکصد نفر می‌باشند ـ از طرف من صورت گرفته که اکنون در کل واحد‌های مجتمع سکونت دارند.
مجتمع نسترن، واحدهای خدماتی و امکانات رفاهی ویژه‌ای دارد. لطفاً در این باره توضیحاتی ارائه نمایید.
از جمله واحدهای خدماتی، "آژانس تاکسی‌ تلفنی نسترن" است که یکی از آژانس‌های فعال بوشهر می‌باشد و به صورت شبانه‌روزی با تلفن‌های 2542761 ـ2542762 در خدمت شهروندان گرامی‌ست. مدیریت این آژانس بر عهده‌ی دوست و همکار ارجمندم آقای سیدصادق شاه‌‌طهماسبی می‌باشد. در سوپر مارکت نسترن ـ با مدیریت خانم بتول ناظرنژادـ کلیه‌ی مواد غذایی، بهداشتی، لبنیاتی و … با قیمت بسیار مناسب وجود دارد. در فروشگاه خرازی و پوشاک ـ با مدیریت خانم پیروی ‌ـ کلیه‌ی لوازم مورد نیاز ساکنین مجتمع موجود است. دفتر عقد و ازدواج، سالن آکواریوم عقد ـ به مدیریت خانم بهجانی ـ و آرایشگاه زنانه ـ به مدیریت خانم طاهره سیدمعصومی ـ نیز در کنار هم آماده‌ی ارائه خدمات هستند. کلیه‌ی شهروندان می‌توانند به دفتر عقد و ازدواج به مدیریت حاج آقا شیخ صداقت ـ که معرف حضور کلیه‌ی بوشهری‌های عزیز می‌باشد ـ مراجعه نمایند و در سالن شیک و زیبای آکواریوم عقد مراسم عقد برگزار نمایند. این مجتمع دارای میوه فروشی و دفتر خدمات مسکن نیز هست که هم اکنون فعال می‌باشند.
گفتنی‌ست مدیریت دفتر خدمات مسکن به عهده استاد هوشنگ دهباشی‌ست.
طرح آسفالت مسیر فرعی از چهار بانده به مجتمع چه زمانی اجرا خواهد شد؟
ـ در سال 84 هزینه‌ی آسفالت کوچه با همکاری همسایگان و مالکین مجتمع پرداخت شده و قرار بود در اولین فرصت این مسیر آسفالت شود. با توجه به وعده‌های فراوان از طرف شهرداری تاکنون همان طور که مشاهده‌ می‌فرمایید این مسیر آسفالت نشده و فقط در حد جدول بندی و زیرسازی باقی مانده است. البته شهرداری اخیراً با کمبود قیر روبه‌رو بود، ولی معاونت محترم شهرداری قول داده حداکثر تا 20 روز دیگر آسفالت تمام شود که در این جا لازم می‌دانم از زحمات این عزیزان در شهرداری قدردانی کنم.
آیا قصد فروش و واگذاری واحد‌های ذکر شده را دارید؟
ـ البته همان طور که اطلاع دارید هم اکنون من با همکاری دوست عزیزم جناب آقای سیدصادق شاه‌طهماسبی در حال احداث مجتمع بزرگ پزشکان در خیابان رئیسعلی دلواری هستیم که جهت احداث این مجتمع، این واحدها می‌بایست به فروش برسند و مبلغ دریافتی جهت تکمیل مجتمع پزشکان هزینه شود. از تاریخ 1 مرداد ماه هر یک از شهروندان عزیز زودتر جهت خرید این واحد‌ها مراجعه کند تخفیف ویژه‌ای خواهد گرفت. در حال حاضر تاکسی تلفنی، خرازی و پوشاک، سالن آکواریوم عقد، آرایشگاه زنانه و دفتر خدمات مسکن به فروش می‌رسد.
لطفاً در مورد سالن آکواریوم عقد بیشتر
توضیح دهید که به چه منظور و چرا طراحی شده و آیاکلیه‌ی شهروندان می‌توانند از این سالن استفاده کنند؟
ـ یکی از خاطرات شیرین و به یاد ماندنی هر فردی در طول زندگی، مراسم عقد و ازدواج است. بر همین اساس تصمیم گرفتم فضای شیک و جذابی برای اولین بار در ایران طراحی واجرا کنم و به همین منظور سالن آکواریوم عقد جهت با شکوه‌تر برگزار شدن مراسم عقد احداث گردید. در این سالن با استفاده از آکواریوم‌های بزرگ و ماهی‌های زیبا یک فضای مناسب طراحی شد که حتی صندلی عروس و داماد هم به صورت آکواریوم است. با استفاده از قایق‌‌ها و کشتی‌های کوچک و با تزئینات خاصی سفره‌ی عقد طراحی شده و در گوشه‌ای از سالن، آب نمای بزرگ و صخره‌های مصنوعی طراحی گردیده که با استفاده از نور‌پردازی و ریزش آب به صورت آبشار جلوه‌ی خاصی به سالن داده است. قسمت‌های زیادی از سالن دارای آکواریوم‌های بزرگ است و همچنین سالن دارای سیستم خنک کننده و تهویه‌ی مطبوع می‌باشد.
با توجه به این که قصد فروش این سالن را دارم تا زمانی که آن را واگذار نکرده‌ام، کلیه‌ی سر دفتر‌های محترم و شهروندان عزیز می‌توانند با مراجعه یا تماس تلفنی جهت رزرو سالن اقدام نمایند.
و کلام ناگفته‌ای اگر باقی‌ست؟
ـ مجتمع نسترن را در سال 82 با پیش فروش هر واحد دو خوابه به مبلغ 000/000/169 ریال فروختم که مبلغ چهار میلیون آن در قالب وام بانکی در قرار داد ذکر گردید ولی با توجه به تصویب وام کلیه‌ی بانک‌ها از پرداخت تسهیلات خود‌داری نمودند که در روند تحویل آپارتمان دچار اشکال شدم، اما با همکاری صمیمانه مسئولین و خریداران این مشکل برطرف شد. لازم می‌دانم از استاندار محترم، شهردار محترم، رئیس محترم مسکن و شهرسازی و از دوستان خیلی خوبم جناب آقای سیدصادق شاه‌طهماسبی و جناب آقای علی قاسمی که در تکمیل مجتمع نسترن و سالن آکواریوم عقد همکاری کامل داشته‌اند و از همکاری صمیمانه‌ی استاد هوشنگ دهباشی و سایر دوستان تشکر و قدردانی نمایم.


دفتر رسمی عقد و ازدواج شماره 36

سر دفتر: شیخ محمد صداقت
تلفن: 2542755
همراه: 09171716433
نشانی: خیابان چهارباندی (چمران)، پشت نمایشگاه اتومبیل سپاهان، مجتمع نسترن

آرایشگاه زنانه رومینا
با مدیریت: خانم طاهره سید معصومی
آماده ارائه خدمات به شهروندان گرامی
تلفن: 2542812
همراه: 09177746984
نشانی: خیابان چهارباندی (چمران)، پشت نمایشگاه اتومبیل سپاهان، مجتمع نسترن

شهروندان گرامی
در صورت خرید از فروشگاه‌های مجتمع نسترن تا سقف 5000 تومان کارت قرعه‌کشی دریافت خواهید کرد.
ضمناًٌ تاکنون دو دوره مراسم قرعه‌کشی برگزار گردیده و تاریخ قرعه‌کشی بعدی 12/5/86 می‌‌باشد که جوایز نفیس و ارزنده‌ای به برندگان اهدا خواهد شد.


سالن آکواریوم عقد

خاطرات شیرین و بهترین لحظه‌های زندگی