وحدت اصلاح طلبان استان بوشهر به شیوهی جدید
شنیده شده است تعدادی از افراد مدعی اصلاحطلبی در بوشهر با دعوت از دوستانشان به عنوان نمایندگان گروههای سیاسی قصد دارند با تشکیل جلساتی کاندیدای مورد نظرشان را به عنوان کاندیدای اصلاحطلبان به مردم استان عرضه نمایند و از دیگر گروههای سیاسی میخواهند با آنان وحدت داشته باشند. شنیدنیها حاکی است این افراد در دو جلسه اولیه خود از اصلاح طلبان واقعی استان دعوتی نکردهاند.
استاندار بوشهر و کابوس دوم خرداد
شنیده شده است افراشته استاندار بوشهر در صدور حکم شهرداران که از سوی شوراهای شهر و روستا انتخاب شدهاند سختگیریهای بیمورد دارد. شنیدنیها حاکی است حکم شهرداران انتخابی چند شهر از جمله سعدآباد به دلیل "دوم خردادی بودن" هنوز صادر نشده است.
دکتر "سید حسن" و خبر صدا و سیما
شنیده شده است شعارهای دکتر "سیدحسن موسوی" که در شنیدنیهای نصیر بوشهر منتشر شده بود در خبر 20:30 سیمای مرکز به نقل از روزنامهای از جنوب کشور پخش شده است. گفته میشود در شعار دکتر سیدحسن آمده است: "چهار سال بخندید و شاد باشید".
کاندیداتوری یک پزشک دیلمی
شنیده شده است دکتر عباس لیراوی پزشک اهل دیلم خود را برای کاندیداتوری حوزه انتخابیه بوشهر، گناوه و دیلم آماده میکند. گفته میشود دکتر لیراوی قبلاً مسئولیت بهداری شهرستان دیلم را به عهده داشته است.
مدیر کل جدید ارشاد استان
شنیده شده است شاهپیری مسئول سابق حوزه هنری بوشهری به عنوان مدیر کل جدید ارشاد استان بوشهر به وزارتخانه معرفی شده است.
تریلی و حمل مسافر
شنیده شده است تعدادی از خانمها که قصد داشتن به منازلشان در عالیشهر سفر نمایند، به دلیل معطلی بسیار و نبودِ اتومبیل مسافرکش اجباراً با تریلیهای عبوری به عالیشهر رفتهاند.
سرپرست جدید امور اتباع بیگانه
شنیده شده است عباس رومزی به عنوان سرپرست جدید امور اتباع بیگانه استانداری بوشهر منصوب شده است.
مدیر جدید همیاری شهرداری استان
شنیده شده است شیخیانی مدیر امور اتباع بیگانه استانداری بوشهر به عنوان مدیر جدید همیاری شهرداریهای بوشهر منصوب شده است.
شهردار جدید دیّر
شنیده شده است ارسلان حصیری شهرداری سابق بردخون به عنوان شهردار جدید دیر منصوب شده است.
واکنش شدید عضو کمیسیون فرهنگی مجلس در خصوص طرح سهمیهبندی بنزین:
حداد عادل و باهنر نگذاشتند طرح دو فوریتی تصویب شود
نماینده مردم تهران و عضو کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی در گفت و گو با نصیر بوشهر ضمن اشاره به طرح دو فوریتی پیشنهادی از سوی نمایندگان مجلس اظهار داشت: درخواست دادیم که دولت ملزم شود بنزین را با نرخ آزاد ارائه دهد که متأسفانه دو فوریت آن تصویب نشد و با مخالفت شدید حداد عادل (رییس مجلس) و باهنر (نائب رییس مجلس) فقط یک فوریت آن رأی آورد.
وی گفت: حدود نیمی از نمایندگان مجلس که درخواست دوفوریتی کرده بودند، معتقدند دولت برای این که صنعت گردشگری، صنایع بزرگ که برای مواد اولیه محصولات خود نیاز به حمل و نقل گستردهای دارند و خطوط ریلی در اختیار آنان نیست و همچنین مناطق جنوبی و گرمسیر میبایست قیمت بنزین را آزاد اعلام میکرد.
وی در بخش دیگری از سخنان خود ضمن انتقاد شدید از دولت مردان مبنی بر سهمیهبندی بنزین گفت: قانون مجلس سه بند دارد. یکی این که بنزین باید سهمیه بندی شود و با کارت سوخت سهمیه تحویل داده شود. بخش دیگر میگوید خودروهای دولتی که حدود 25 درصد از مصرف بنزین در شهرهای بزرگ متعلق به خودروهای دولتی است نباید از بنزین سهمیه بندی استفاده کند بلکه خودروهای دولتی باید از نرخ آزاد استفاده نمایند. بند سوم این بود که دولت باید اجازه دهد که بنزین با نرخ آزاد هم توزیع شود.
وی افزود: متأسفانه دولتمردان از این سه بخش فقط روی بخش اول زوم کردهاند و آن را اجرایی نمودهاند. این عضو کمیسیون فرهنگی مجلس خاطر نشان کرد: خودروهای دولتی، بنزین را با قیمت دولتی یعنی همان 100 تومان استفاده میکنند، به همین دلیل کاهش مصرف را در خودروهای دولتی نمیبینیم چون نرخ خیلی پایین است و مقداری که به خودروهای دولتی اختصاص داده شده است مقدار زیادی میباشد. به همین دلیل شاهد آن هستیم که از خودروهای دولتی استفادهی شخصی میشود.
وی تصریح کرد: با سهمیه بندی که انجام شده حدود 50 میلیون مصرف روزانهی بنزین ما است، اگر مقدار یک چهارم آن را که مصرف خودروهای داخلی است کم کنیم احتمالاً مسئله سهمیه بندی بنزین به طور کل منتفی است، یعنی به اندازه کافی بنزین در داخل کشور تولید میکنیم.
ابوطالب در پایان به اظهارات اخیر احمدینژاد مبنی بر این که طرح سهمیه بندی بنزین توسط مجلس تصویب شده است و ما قصد نداشتیم در تعطیلات این طرح را اجرایی نماییم گفت: این را قبول ندارم و این اظهارات واقعاً بی انصافی است چرا که خود دولت این کار را انجام داده است.
یکی بر سر شاخ، بن میبُرید
پاسخی به آقای خورشید فقیه
در شماره 459 مورخ 7 مرداد 1386 هفتهنامه وزین نسیم جنوب، دوست گرامیام جناب آقای خورشید فقیه، نویسنده کتاب «زوال دولت هلند در خلیجفارس با ظهور میر مهنای بندر ریگی» مطلبی با عنوان «تاریخ را بیش از این تحریف نکنید» نگاشتهاند. ایشان علت نگارش این مطلب را تماس تلفنی یکی از دوستان بندر ریگی شان ذکر نموده که نسبت به چاپ «سلسله مطالبی ترجمه شده توسط یکی از هم استانیها»، مربوط به «ویلم فلور هلندی ـ آمریکایی»، معترض و عصبانی بودهاند و از قول او ضمن «اراجیف خوانده مطالب چاپ شده در نشریهی مذکور، مترجم را «بلندگو، ناشر و مبلغ این به اصلاح پژوهشگر مشکوک» دانسته، «که سعی در تحقیر شخصیتها و تخفیف جنبشهای اجتماعی ـ تاریخی سرزمینمان دارد». همانگونه که همه آگاهند، مترجم «سلسله مطالب» مذکور، کسی جز آقای حسن زنگنه، مترجم نامدار معاصر نیست که چنین مورد هجوم قرار گرفته است.
آقای فقیه پیش از این در شماره 422 سال 85 هفته نامه نسیم جنوب در مورد چراییِ قضاوتشان در خصوص ترجمههای آقای زنگنه میگوید: «بماند برای بعد». در شماره 432 سال 85 همان نشریه، شخصی با نام مستعار «شمس راستگو» ضمن درج نقدی مضحک بر پا نوشتهای یکی از آثار آقای زنگنه، بدون وجود مرجع، مینویسد: «فعلاً این هم بماند» و در پایان وعده میکند که «نقد باقی آثار ترجمه شدهی وی را، یک به یک، در شمارههای دیگر هفتهنامه نسیم جنوب، عرضه خواهم کرد». بلافاصله هفتهی بعد، در شماره 433 سال 85 همان نشریه، آقای فقیه ضمن ردّ انتساب نوشته اخیرالذکر به خویش!، آقای زنگنه را «دوست بزرگوار» خطاب کرده و مینویسد: «هرگز در بیان حقایق، ترسی از رنجش خاطر کسی به دل نخواهد داشت»، ولی آن نوشته را «نوعی شیطنت در جهت ایجاد نفاق و دو دستگی در میان دوستان تلقی نموده» و کسانی که ممکن است فکر کنند نوشتهی مذکور از ایشان است را «دوستان سادهنگر و عجول در قضاوت» معرفی کرده بود.
در تمام این مدت، آقای زنگنه با کمال متانت، کوچکترین اعتراض و یا عکسالعملی بروز نداد. اینک گویی طاقت آقای فقیه از خونسردی آقای زنگنه به آخر رسیده که این چنین برافروخته شمشیر کشیده، پردهها را میدرد. ایشان به نقل قول از دوست بندر ریگیاش اکتفا نمیکند و خود در ادامه، با به کارگیری کلماتی سخیف و موهن، جملاتی تحقیرآمیز و ادبیاتی پرخاشگر و دور از شأن هر نویسنده، ویلم فلور مورخ و زنگنه مترجم و برخی افراد نامشخص دیگر را مورد آماج خویش قرار میدهد. ولی ناگفته پیداست که هدف اصلی، آقای زنگنه است، زیرا آقای فقیه نتیجه گرفته که تمامی این ترجمههای نوشته شده برای این است که از طریق نوشتن در مورد میرمهنا، میخواهند از ایشان، یعنی ازآقای فقیه، «انتقام بگیرند» و در پایان حجّت را تمام کرده و به جهت «برملا ساختن» این افراد «متولیان امور فرهنگی، تاریخی و سیاسی مملکت» را نیز به کمک میطلبد.
حیرتانگیز است. فرضاً که آن نقدِ کذا، نوشتهی حضرت عالی نبود، این یکی که هست. دوست عزیز، نوشتهات را بازخوانی کردهای و آیا اصولاً نوشتههایت را بازخوانی میکنی؟ مگر مردم چه گناه کبیرهای کردهاند که شما از ناسزاگویی به آنان آرام نگرفته، درصدد پروندهسازی برای آنها برآمدهاید؟ میر مُهنّا خوب، میر مهنا عالی، میرمهنا آقا، میرمهنا قهرمان ملی، میرمهنا تاج سر همهی ما، میر مهنا نور چشم ما. اینها را نوشتم تا راضی شوی و باور کنی که لااقل من نمیخواهم از شما «انتقام بگیرم»، ولی از شما دوست گرامی چند پرسش دارم. آیا مشکل شما ویلم فلور است؟ آیا مشکل شما سایر نویسندگان هم هستند؟ آیا مشکل شما مترجم این نوشتههاست؟ آیا معمولاً کسی حق دارد بدون اجازه و رضایت شما مطلبی را بنویسد و یا ترجمه کند؟ آیا اصولاً کسی حق دارد چیزی در مورد میر مهنا بنویسد؟ و اگر نوشت، مقصدش انتقام گیری از شما بوده است؟ حال اگر کسی خدای ناکرده، شما را نشناسد و مطلبی در مورد ویلم فلور یا میر مهنا بنویسد، او هم به خاطر دشمنی با شما چنین کاری کرده است؟ مردم باید آثار کدام نویسنده را بخوانند، ترجمه کنند و یا انتشار دهند که به نظر شما اشکالی نداشته باشد؟ اگر مؤلفی، موضوعی و یا مترجمی، کتابی رانیافت که دیدگاههای آقای فقیه را تأمین کند، تکلیف چیست؟ آیا اصولاً نویسندهای یافت میشود که در نوشتن مطالبش، نیم نگاهی به منافع کشور خود نداشته باشد؟ در این صورت وظیفهی مترجم چیست؟ شما را چه میشود، آقای فقیه به کجا چنین شتابان؟به راستی حیرتانگیز است.
دوست عزیز، شما به صرفِ اینکه در مورد یک شخصیت تاریخی مبهم، چیزی نوشتهاید، تحمل نوشتهی هیچ فرد دیگری در مورد او را ندارید. چگونه به خود اجازه میدهید این گونه مستقیم به دیگران ناسزا بگویید؟ آن هم به شخصی مثل حسن زنگنه. من کاری به آقای فلورو یا سایر مؤلفان محترم ندارم، ولی در مراسم نقد کتاب شما، در سالن اداره ارشاد، زمانی که شما از پاسخگویی به سؤالات برنیامدید، چه کسی برخاست و از شما و نوشتهی شما دفاع کرد؟ آیا اسمش حسن زنگنه نبود؟
دوست گرامی، ممکن است که شرایط اقتصادی، اجتماعی، سیاسی، اتفاق، بدبیاری و یا هر چیز دیگر باعث گردد که فردی نتواند به آرزوهای دوران نوجوانی و جوانیاش برسد. صد البته این موضوع نه تنها در جامعهی ما بلکه در بسیاری از نقاط جهان امری عادی است و قرار هم نیست که عادی نباشد، تا آنجا که به صورت ضربالمثل درآمده است . حال اگر کسی در شرایطی بسیار ناگوارتر از دیگران، در جدالی نابرابر با ناملایمات، با در نظر گرفتن تمام جوانب فوق، فقط با همّت و پشتکار خویش توانست سری در سرها بلند کند، وظیفهی ما چیست؟ کمک که نمیکنیم، آیا باید با تمسک به ناشایستترین شیوهها، سنگاندازی کرده و سد راهش شویم؟ چه اشکالی دارد که دوستان دوران جوانی ما به مدارج ادبی، اجتماعی و یا علمی بالایی دست یابند؟ بسیاری از افراد به این موضوع افتخار میکنند. چرا رشک میبریم؟ ما نیز باید تلاش کنیم. دنیا را چه دیدهاید. انسان با تلاش و امید زنده است. امروز کتاب میرمهنا، فردا کتاب دیگری. ولی دوست گرامی، شما واقعاً فکر میکنید تمام مردم این مرز و بوم، در پیوندی شوم، گرد آمدهاند تا علیه شما و کتابتان توطئه کنند؟ دچار توهم نشدهاید؟ یا این هم نوعی بازارگرمی است؟ اگر بازار گرمی است، چرا دیگران را فدا میکنید؟
آن هم کسی که بدون هیچ ادعایی، بدون چشمداشت به پُست و مقامی، تمام لحظههای زندگیاش در خدمت اعتلای فرهنگ و تاریخ این مرزوبوم بوده و میباشد. حاصل این تلاش، هزاران صفحه ترجمه شامل چندین جلد کتاب که هر یک اگر که بینظیر نباشند کم نظیرند. این نامها برای اهل فن و مردم این دیار نا آشنا نیست: نخستین فرستادگان به دربار شاه اسماعیل صفوی، دریای پارس و سرزمینهای متصالح، خلیجفارس از دوران باستان تا اواخر قرن هیجدهم میلادی، اعراب و تجارت برده، روابط ایران و انگلیس در جنگ جهانی اول، هجوم انگلیس به جنوب ایران، لشکر کشی انگلیس به ایران، خاطرات فردریک اوکانر، جنگ ایران و انگلیس در سال 1856 میلادی، چالش برای قدرت و ثروت در جنوب ایران، لشکرکشی ناپلئون به مصر و رقابت فرانسه و انگلیس در ایران، خلیجفارس در آستانهی قرن بیستم، میر مهنا و هلندیها، مأموریت سرپرسی کاکس در حوزه خلیجفارس و ایران، جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان، گزارشهای سالانه سرپرسی کاکس سرکنسول انگلیس در بوشهر و کتابهای دیگری که من اینک نامشان را به خاطر ندارم.
به اذهان بسیاری از محققان تاریخ، پیش از ترجمههای آقای حسن زنگنه، تاریخ منطقه، به ویژه خلیجفارس چیزی جز تکرار برخی نوشتههای دست چندم نبود. حضرت عالی در مراسم تجلیل از خدمات فرهنگی آقای زنگنه تشریف داشتید. آن جا آقای مشایخ بیان داشتند که به پشتوانه ترجمههای آقای زنگنه، برای نخستین بار، واحد درسی خلیجفارس شناسی در بخش تاریخ دانشگاه تهران گشایش یافت، چیزی که پیش از آن به سبب عدم وجود منابع کافی و جدید مربوط به خلیجفارس، در هیچ دانشگاهی وجود نداشت.
گمان نمیکنم که شما در مناعت آقای ایرج شمسیزاده، شاعر آزاده و بلندآوازهی دیارمان، و این که او نیازی به مجیزگویی کسی نداشته و ندارد، شک داشته باشید. به خاطر دارید که ایشان، در همان مراسم تجلیل، این شعر زیبا و نغز، که افشرهی زندگی پر بار آقای حسن زنگنه بود، به ایشان تقدیم نمودند:
بهر هر مردم هیزمصفت آتشزنه باشی
ترجمان دلِ اقوام و ملل یکتنه باشی
بشکنی قاعدهی دانش و دانشکده یک جا
گر که خود ساخته همچون حسن زنگنه باشی
تردید ندارم که این شعر، مکنونات قلبی شاعر بوده است و شک ندارم که اگر غیر از این بود، هرگز نمیسرود.
وظیفهی یک مترجم، یافتن موضوعات بکر، مفید و قابل استفاده و برگردان آن به زبان مقصد، به بهترین شیوهی ممکن است. مترجم این اجازه را ندارد که در متن دخل و تصرف کند، حتی اگر موضوعی مخالف دیدگاهش باشد.
او میتواند در پیشگفتار، پی نوشت و یا پانوشت نظر خود را بنویسد ولی در متن، هرگز. اگر زمانی خواست کلمهای در متن اضافه کند، باید آن را در نشانهی […] بگذارد تا خواننده بداند که این کلمه از مترجم است. این موضوع ضمن رعایت اصول؛ احترام به مؤلف میباشد. امانت داری نخستین وظیفه هر نویسنده است. آقای حسن زنگنه به مانند هر مترجم امانتدار و آگاه دیگر، در هیچیک از متون ترجمه شدهاش دست نبرده است. اگر چه در بسیاری موارد عقیدهاش مخالف با دیدگاه نویسنده بوده است، ولی دیدگاههای خود را برای روشنگری، در مقدمهی آن کتابها آورده است. به عنوان نمونه، در مقدمه کتاب «جنوب ایران به روایت سفرنامه نویسان» در مورد سفرنامهی سرجان ملکوم به ایران مینویسد:
ملکوم در این سفرنامه از روی غرور و خود خواهی به تحقیر ملل مشرق زمین پرداخته و به مقتضای این مثل که «نقل کفر، کفر نیست» آن چه را که خود در دل داشته، به شیوههای گوناگون و به طرزی موذیانه از زبان دیگران نقل کرده است که در این باره سخن بسیار میتوان گفت. اما از آن جایی که مترجم بر این باور است که باید متن کتاب را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی، به فارسی ترجمه کند، تا نسل جوان این مرزو بوم بدانند دیگرانـ به ویژه ایادی استعمارگر پیر ـ دربارهاش چگونه میاندیشند، سخن زیادی در این باره نمیگوید و ترجمه آن به مفهوم پذیرش نظرات مؤلف نیست و نقد و ارزیابی و داوری نهایی را به عهده خوانندگان آگاه و فهیم میگذارد.
آقای زنگنه چند سال پیش در مصاحبهای که در یکی از هفتهنامههای بوشهر به چاپ رسید، بیان میکند که «کار یک مترجم مباحث تاریخی، تهیهی مواد لازم جهت پژوهشگران تاریخ و علوم اجتماعی است (نقل به مضمون)».
بدون شک نه جنابعالی و نه هیچ کس دیگر بر این باور نیست که مترجم نظریات مؤلف را مطابق سلیقهی خود ترجمه کند، چون در آن صورت دلیلی برای وجود مترجم نیست. حال اگر تألیف یا ترجمهای مخالف دیدگاههای شما بود، چه باید کرد؟ با نگاهی گذرا به کتاب تألیف شده توسط حضرتعالی، مشخص میگردد که از 32 منبع مورد استفادهی شما 11 مورد آن ترجمه است. از این میان 2 مورد به ویلم فلور و 2 مورد به حسن زنگنه تعلق دارد. شما در متن کتاب، حدود 203 مورد به منابع رجوع دادهاید که از این بین 73 مورد، معادل36 درصد به نوشتهی فلور و 15 مورد، معادل 7 درصد به ترجمههای حسن زنگنه اختصاص داشته است. جمع موارد فوق 43 درصد میگردد. یعنی 43 درصد مراجع کتاب شما متعلق به فلور و حسن زنگنه میباشد. اینها غیر از 7 مورد از 11 مورد منبع ترجمه شده مذکور در متن فوق است بگذاریم از این که برخی منابع دیگر شما خود به شکلی وسیع از متون ترجمهای استفاده کردهاند. با این وجود اگر شما این منابع را در اختیار نداشتید چه میکردید؟ اصولاً میتوانستید چیزی بنویسید؟
دوست گرامی، شما بر شاخهی درختی بارور نشستهاید و از میوهی آن استفاده میکنید. مترجمان بارگانان دانشاند. اینان متاعی جز روشنگری و علم ندارند. یورش به این گروه، شبیخون به علم است، شبیخون به روشنایی است، اگر چه چیزی از آنان نمیکاهد. این را با تمام وجود باور کنید که قرنهاست این موضوع ثابت شده است. شما دیگر آن را نیازمایید، چون واقعاً از شما انتظار چنین کاری نمیرود. نقد بنویسید ولی نه آن گونه که تا کنون نوشته و یا وعده کرده که مینویسید. حرمت دیگران را نگهدارید. به دیگران توهین نکنید. از ادبیات پرخاشگرانه، ناشایست و تخریبی بپرهیزید. برای کسی پرونده سازی نکنید، ذهن تاریخ ثبت میکند. کلمات و جملات ناشایست به همراه تهدید و ارعاب، علاوه بر توهین به نویسنده، اهانت به شعور خوانندگان است. به دیگران احترام بگذارید تا محترم شوید. شیوههای تخریبی و ارعاب برازندهی یک نویسنده نیست، دورانش هم تمام شده است. از این کار جداً اجتناب کند. شاخهی زیر پای خود را نَبُرید:
تو کز میوهی این گیا میخوری
چرا بر سرِ شـاخ، بــن میبُــری
درخت گَشَن، شاخه آرد دوبار
ولیکن تو با سر، زمین میخوری
که این چنین مباد.
بیتالمال / اموال دولتی میراث فرهنگی (4)
بخش دهم
لزوم بازنگری و ایجاد تغییرات بنیادی در ساختار تشکیلاتی و سازمانی میراث فرهنگی و ضرورت تفکیک وظایف و عملکرد مدیریتی آن به منظور حصول بهرهوری بهینه، در تاریخ 27/8/1360 و بر اساس مصوبهی هیأت محترم وزیران موجب انتزاع واحدهای استانی و برخی از واحدهای فرهنگی (ویژه معرفی میراث فرهنگی) از وزارت فرهنگ و آموزش عالی و ادغام آن در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی شد، اما باقی ماندن بخشی از زیر مجموعهی مرتبط با این امر در وزارتخانهی پیشین و انجام وظایف موازی و اجرای سیاستهای دولت وقت در خصوص ادغام دستگاههای اجرایی با شرح وظایف مشابه و ایجاد مدیریت متمرکز باعث تشکیل سازمانی جدید با نام "سازمان میراث فرهنگی" در سال 1364 گردید که البته مجدداً به وزارت فرهنگ و آموزش عالی وابسته بود. تصویب اساسنامهی تشکیلات نوین در سال 1367 و تعیین وظایف قانونی و شرح اهداف مورد نظر، انسجام بیشتری به این مجموعه داده و کلیهی واحدهای پراکنده و عهدهدار امور میراث فرهنگی را زیر یک چتر هدایت و فعالیتهای مربوط به آن را قانونمند نمود.
شورای عالی اداری در جلسهی 19/1/1373 به پیشنهاد سازمان امور اداری کشور و به منظور افزایش کارآیی سازمان و تمرکز در مدیریت دستگاههای فرهنگی، سازمان میراث فرهنگی کشور را از وزارت فرهنگ و آموزش عالی منفک و به و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ملحق نمود.(14)
در تداوم این نقل و انتقالات و ثابت نگه داشتن نسبی این وضعیت در مدت قریب به ده سال، از اواخر سال 1382 و ابتدای 1383 بار دیگر با انحلال سازمان ایران گردی و جهانگردی، سازمان میراث فرهنگی نیز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی منتزع و به نهاد ریاست جمهوری با عنوان "سازمان میراث فرهنگی و گردشگری" میپیوندد. تشکیلات جدید با عمر کوتاه دو ساله بار دیگر دستخوش تحول و تغییراتی نوین میشود. صنایع دستی ایران که خود دارای تشکلی جدا و سازمان یافته، تحت عناوین "مدیریت صنایع دستی" یا شرکت صنایع دستی (دولتی) به صورت واحدهای تقریباً مجزا و مستقل در استانها مشغول به کار بودند، بنا به ابلاغ مصوبه جدید شورای عالی اداری از روزهای آغازین سال 1385 (سال گذشته) منحل و تحت پوشش سازمان میراث فرهنگی و گردشگری قرار میگیرند.
هم اکنون سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری که حاصل ادعام سه بخش دولتی در یکدیگر است با اضافه نمودن نام هر استان در انتهای همین عنوان و تحت نظارت و کنترل (مدیریت) متمرکز یکی از معاونین ریاست جمهوری از تاریخ ذکر شده و با عنوان جدید به فعالیت ادامه داده و در تلاش است تا ضمن تثبیت نظام تشکیلاتی و اداری و جلوگیری از نقل و انتقالات دائم (تفکیک و ادغام) و تغییرات ساختاری مکرر، توجه و توان و برنامهریزی خود را معطوف و مصروف وظائف و تکالیف اصلی نماید. لذا با انتصاب کارشناسان واحدهای معاونت سازمان (استان بوشهر) در سه بخش حفظ و احیا، پژوهشی و معرفی و آموزش و این ایده را عملی نموده است.
در این راستا مرمت و بازسازی مجموعههای فرهنگی، اماکن و بناهای بافت قدیم، ثبت آثار تاریخی و تعیین حریم آنها به عهدهی معاونت حفظ و احیاء، بررسی و شناسایی آثار باستانیـ تاریخی و فرهنگی و کاوش و حفاری علمی، پیمایش (پیاده روی در بیابان و تپهها به منظور یافتن آثار مدفون شده)، مردم شناسی و بررسی آداب و رسوم یا فرهنگ بومی مردم فولکلور به عهده معاونت پژوهشی و برگزاری نمایشگاهها، تأسیس موزه، امور صنایع دستی و آموزش و ساماندهی اموال منقول تاریخی را معاونت معرفی و آموزش در حیطه وظایف خود دارد. (اموال غیر منقول در واحد املاک با مدیریت حقوقی اداره کل امورحقوقی و املاک بررسی و رسیدگی میشود)
تشکیل سازمان میراث فرهنگی کشور که از ادغام و الحاق چندین اداره و واحدهای مستقل یا زیر مجموعهی وزارتخانههای یاد شده به وجود آمده، با عنایت به تغییرات فراوانی که طی سالهای متمادی (نزدیک به یک قرن) پتانسیلهای بالقوه و بالفعل کارشناسان و کارکنان کلیدی و سایر متصدیان و مسئولان را سرگرم ادغام و تفکیک ساخته بود، از اساسیترین و مهمترین اقدامات تشکیلات اداری ایران است زیرا عدم هماهنگی و انسجام، تعدد واحدهای تصمیم گیرنده و مداخله کننده، تداخل وظایف و امور مهم در یکدیگر، سردرگمی و ضعف مدیریت کنترل و نظارت، عدم تمرکز و مدیریت چندگانه و متناقض باعث خسران و زیانهای مشهود و متعددی در این بخش گردیده و دست چپاول گران و غارتگران آثار فرهنگی و تاریخی این مملکت را باز نگه داشته تا جولان بدهند و به سهولت سرمایههای این مرزو بوم را به غارت برند که با مدیریت بخردانه و مدبرانهی سالهای اخیر، امید است شاهد رفع این معضل باشیم.
مردی برای تمام فصول
مروری بر پیشینهی حوزههنری بوشهر و مدیریت "اسماعیل شاهپیری"
«هر کجا هستم، باشم، آسمان مال من است . پنجره ، فکر ، هوا ، عشق زمین مال من است. چه اهمیت دارد، گاه اگر می رویند قارچ های غربت.»
زیاد دور نرویم، کافی است فقط نیم نگاهی به پیشینهی "حوزه هنری بوشهر" داشته باشیم. فکر ایجاد حوزه هنری در بوشهر خود به تنهایی یک پتانسیل ذهنی را ایجاد کرد، ولی باید شرایطی مهیا میشد تا این پتانسیل خود را بروز دهد و به حرکت درآید. بی شک تأسیس چنین نهادی که نه دارای ساختمان اداری بوده و نه نیروی کاری و نه اعتبار کافی داشته، تلاشی بالا را طلب می کرد و مردی میخواست برای تمام فصول. آری سخن از "اسماعیل شاهپیری" است، چهرهای فرهنگی در استان، مردی با یک مدیریت توانمند13 ساله. مدیری که از صفر شروع کرد، بدون هیچ امکاناتی، بدون هیچ نیرویی، ولی با تلاشی وافر و طاقت فرسا، شانههای خود را پلکان ترقی حوزه و هنرمندان بوشهر قرار داد. مدیری که غرور را کنار گذاشته و برای پیشرفت هنر استان، دقایق زیادی را پشت درهای بستهی ادارات به انتظار کشید و منت دیگران را به خود خرید تا بالاخره توانست یک ساختمان اداری مستقل ـ که بعدها تبدیل به محل تجمع شیفتگان و عاشقان فرهنگ و هنر استان شد ـ تهیه کند. او کلید اول را به زیبایی زد و سپس مجموعه را سازماندهی نمود و برنامههای فرهنگی دراز مدتی را پیریزی کرد. شاهپیری با استفاده از یک روابط عمومی قوی هنرمندان زیادی را گرد هم آورد و انسجام را در آنها ایجاد نمود و استعدادهای نهفتهای را شکوفا کرد و سکوی پرتاب جوانهایی شد که شاید روزنهای برای بروز استعدادهایشان نیافته بودند. شاید موفقیت یکسری از نهادهای فرهنگی و رسانهها در بوشهر مدیون حوزه هنری و پرورش هنرمندانی باشد که این مجموعه در خود جذب نمود. و به جرأت میتوان گفت که حوزه هنری بوشهر به عنوان نهادی پویا توانست جایگاه خود را در استان بیابد و قدم به قدم با نهادهای فرهنگی دیگری که در استان قدمت زیادی داشتند پیش رود و حتی در بعضی موارد از آنها پیشی بگیرد. از دیگر اقدامات تحسین برانگیز "اسماعیل شاهپیری" باز سازی و احداث سالنهای جدید تنها سینمای متروکهی بوشهر بود که آن را به
یک مجتمع فرهنگی ـ هنری زیبا تبدیل نمود و مجدداً باعث گرد هم آمدن هنرمندان و دوستداران هنر در آن شد. از خصوصیات بارز مدیریتی وی همین بس که ایشان از اولین روزهای مدیریتی خود تا آخرین لحظات تحویل این سَمَت از حرکت باز نماند و همچنان به تلاش خود ادامه میداد. از
مسئولین ارشد استان انتظار می رود که قدر و ارزش اینگونه مدیران را بدانند و به راحتی آنان را از دست ندهند و یا از آنان در حیطه های فرهنگی مهمتری استفاده نمایند. در همین جا از زحمات ارزشمند مدیریت قبلی حوزه هنری تقدیر و تشکر نموده و برای سرپرست جدید آن آرزوی موفقیت مینمایم.
کودتای خزندهی مطبوعاتیاینا
بالاخره با سهمیهبندی شدن بنزین همهی مشکلات ما حل شد.! مشاور رییس جمهور در امور فرهنگی (1) گفت: بعضی از مطبوعاتیاینا میخزند(2) و کودتا میکنند. ای وای ببخشید، همین الان
دوستان تفهیم کردند که مطبوعاتیاینا خودشان نمیخزند و فقط کودتای خزنده میکنند!
روزنامه "اعتماد ملی" هم نوشته: علی لاریجانی (توضیح: همون خوش تیپه که دبیر شورای عالی امنیته) به خانم رایس گفته اون هفتاد میلیون دلاری که قراره برای براندازی ما خرج کنید، بدید به خودمون مشکل حله (توضیح: ای بابا از اون حرفاسها!) خُب فکر کردید میخوام راجع به اینا بنویسم که بعد بگید در حالت خزندگی، کودتا میکنی(3) یا اینکه بگید به تو چه که لاریجانی چه گفته؟! نه خیر، میخوام از درخواست آقای کُت قشنگ بنویسم. ایشون پیشنهاد دادند که استان بوشهر تبدیل بشه به استان خلیجفارس (یهو همینجوری) خُب اگه این اتفاق بیفته در درجه اول همهی ما غرق میشیم چون به گفته دانشمنداینا و آگاهان، «خلیج» یه جور پیشرفتگی نسبتاً وسیع آب در خشکیه، خلیجفارس ما هم با یک تنگه به دریا و اقیانوس وصل میشه، اگه نخوایم غرق شیم باید بریم پیش یه دکتر متخصص که شُشها مون را تبدیل به آب شُش کنه، اما من اصلاً دوست ندارم با یه آب شُش توی خلیج که بعد با تنگه به دریا و اقیانوس وصل میشه و توش هم پر از ماهیه زندگی کنم، همین الان که مثل آدمیزاد زندگی میکنیم، مسئولاناینا که مرکز نشین هم هستند و هی از ثروت ما استفاده میکنند ما را از یاد بردهاند، چه برسه که بخواهیم توی خلیج زندگی کنیم؛ هر چند که اون خلیج، خلیج فارس باشه! برای همین از کت قشنگ میخوام از این موضوع صرفنظر کنه تا این چند ماهی که از نمایندگیش مانده به خیر و خوشی تمام بشه و در آرامش زندگی کنیم، این هم برای خودش خوبه هم برای ما... باور کنید!
پینوشت:
1ـ منظور مشاور آقای آدم خوبه است.
2ـ آنکه یا آنچه که با کشیدن شکمش روی زمین حرکت
3ـ یک عمل بسیار زشت و ناپسند که فقط آدمای زشت انجام میدهند!
شعر گفتار، شعر نوشتار
اخیرا نوعی سرودن، واگیر پارهای از سرایندگان خطهی جنوب شده که نمونهی بارز آن «دیدمک» سید ابوطالب هاشمی از اهالی شهر "خشت" در منطقهی کازرون است. سرودهی «دیدمک» به گویش محلی خشت سروده شده که سراینده در آن سعی کرده دردها و ابتلائات مردم منطقه را با کمی بیپروایی در سخن بیان کند که لطف و زیبایی سروده به هنگامی است که سراینده خود بخواند و مخاطبین آشنا با زبان و گویش او، بشنوند. در واقع سروده به گویش محلی مخاطبین به کار گرفته شده و با مهارت و نوعی بیپروایی در قالب نظمی مألوف سروده و بیان میشود و همین است که سروده مورد استقبال و تشویق شدید مخاطبین قرار میگیرد و انگیزهی میشود تا سرایندگان، این شیوه را پی گیرند و دنبال کنند و تمام همّ و غم خود را بر سر آن هزینه کنند. این سروده اگر چه کم و بیش سابقهی تاریخی دارد و پیش از بومی سرایان جدید بوده است (نگاه کنید به قطعهی « حاجی لر» سرودهی واله کازرونی) اما به نظر میرسد که باید جایی ویژه در میان انواع ادبی برایش در نظر گرفت و نام "ژانر بومی سرایی" به آن داد و پذیرفت و ارزش گذاشت. پا به پای ژانر بومی سرایی، ژانر دیگری هم اخیراً باب شده که این یکی سابقهی طولانیتر دارد. منتها در گذشته شاعران و سرایندگان گاهی هم دست به سرودن این نوع ادبی میزدند یا در میان کارهای خود به تولید این گونه "نوع ادبی" اقدام میکردند که میتوان "مولانا محمد بلخی" شاعر بزرگ فارسی سرا و "شیخ مصلح الدین سعدی" شاعر بزرگ قرن هفتم ایران و نمونهی بارز آن "پروین اعتصامی" (شاعر معاصر) را نام برد.
تفاوتی که این شاعران با سرایندگان امروزی دارند در این است که آنها سرودههای خود را نه تنها با مهارت و استادی بیان میکردند بلکه با چاشنی تخیل و پشتوانهی معرفت و دانشی عمیق همراه میساختند و ارائه میدادند. امروزه میبینیم که سرایندگان بسیاری، با استفاده از قالب غزل و مثنوی، درد و مشکلات بسیار مردم محروم و تحت ستم جامعهی خود را بیمحابا بیان میکنند و صرفاً بر آنند که دردها و آسیبهای اجتماعی را بگویند. چیزی که مورد پسند و خواست مردمان است و تقریباً بیان مظالم اجتماعی و کردار ناصوابی است که بر مردم میرود.
هم در این ژانر و هم در ژانر بومی سرایی اگر به دقت نگاه کنیم، فریاد و استغاثهی مردم ستم رسیده را از مظالمی که بر آنها میرود به خوبی و روشنی میبینیم و همچنین نارواییها و بد اخلاقیها که مثل خوره، تار و پود جامعه را میخورد و متلاشی میکند. صاحب "کلیله و دمنه" در باب برزویهی طبیب میگوید : «زمانه میل به ادبار دارد». میبینیم که پس از گذشت قرنها هنوز هم سرایندگان ما همین ادبار را دردمندانه بیان میکنند. سعدی در هفت قرن پیش میگوید:
«خدایا تو شب رو به آتش مسوز / که ره میزند روستایی به روز» و این همان حرفی است که "طالب هاشمی" در شعر "دیدمک" میگوید و دیدمک را مورد خطاب قرار میدهد که مواظب باش امروزه دزد مال و هستی مردم، نه همان است که شبانه از دیوارها بالا میرود، بلکه امروزه لباس موجه میپوشد، کفشهایش را واکس میزند و با کت و شلوار و کراوات به صورتهای رسمی و غیر رسمی به جان و مال مردم میافتد. سرودهی «زن ذلیل» ایرج شمسیزاده ـ سرایندهی شهیرگناوهای ـ بیان امروزین سرودهی سعدی است که میگوید: «زن بد در سرای مرد نکو/ هم در این عالم است دوزخ او».
اگر محققی به دنبال ریشهیابی این نوع ادبی برآید و سرودههای بسیاری از سرایندگان امروزین را ریشهیابی کند، مثنوی بزرگ مولانا، بوستان سعدی و حتی در پارهای موارد گلستان سعدی و دیوان پروین اعتصامی را باید به عنوان بهترین منبع و مرجع پیش روی گذارد و متشابهات را بیرون کشد. ناگفته نگذاریم که حافظ و انوری و بسیاری دیگر از شاعران گذشته را هم میتوان در این سلک قرار داد و اگر مجال باشد عبید و امثالهم را هم دیده گرفت و مشاهده کنیم و به خوبی دریابیم که این ژانر سابقهای بس طولانی دارد و جزو کارهای درخشان شاعران بزرگ ما هم بوده است که به همین سبب جدا سازی آنها از آفریدههای شاعران بزرگ تقریباً نا ممکن است. به غزلیات پر ارزش و بینظیر حافظ نگاه کنید تا روشنی صدق ادعای بالا را دریابید.
بر ملاسازی زهد ریایی و نابکاری محتسب مست و نفاق و دو رویی مردمان زمانه، جابهجا در غزلیات "لسانالغیب" به خوبی به چشم میخورد. شیوهای که عرفا و سخن سرایان دارند، سرایندگان امروز هم پیشه ساختهاند که شاید بهتر این باشد که این گونه سرایندگان نظری هم به تزیین و پرداخت و تراش جواهراتی که عرضه میدارند، داشته باشند.
نوعی دیگر از سرودهها هم هست که باید آن را «نظمیات» نام نهاد، مانند چیزی به نام «داشت عباسقلی خان یک پسری» و «به علی گفت مادرش روزی که بترس و کنار حوض مرو» و خروار خروار از این خزعبلات به نظم کشیده شده که اینها را میتوان جزو ضایعات انواع سرودنها به حساب آورد. متأسفانه هنوز هم هستند بسیاری که با سماجت به دامن آن چسبیدهاند و اصرار به جهل دارند و نمیخواهند اکنون که از ابزار نو بهره میگیرند و زندگانی خود را با آن میآرایند، اندیشهی کهنه را رها کنند و اکنون که همه چیز و همه جا نو شده و در عصر انفورماتیک زیست دارند، هوای تازه را تنفس کنند تا شادابی و طراوت یابند و نه همچون آن پیر زن نخ ریس که گروفهی نخ خود را اگر چه نمناک میبیند اما بیخبر از طوفان مانده است و این مصیبتی است که از آن حذر باید داشت.
گفتو گو با آهنگساز و نوازندهی مطرح ویولن "رامین تاجدینی":
در ایران موسیقی جالب توجهی پخش نمیشود و در نهایت تمایل و ارتباط اندکی از سوی مردم نسبت به موسیقی سنتی شاهدیم. در زمینهی موسیقی کلاسیک نیز عملکرد ضعیفتری به چشم میخورد. حرکاتی محدود از ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر ملی و ... شاهدیم.
رویکرد صدا و سیما به موسیقی ایرانی را چگونه میبینید؟
ـ ای کاش نظارت دقیقتر و کارشناسانهتری در مورد "صدا و سیما" شاهد بودیم. من یک مجموعه سریال 52 قسمتی را در تهران برای شبکهی دو آهنگگذاری کردم که در شهریور 80 ـ اگر اشتباه نکنم ـ از شبکهی دو پخش شد با نام " قصههای اردو". زمانی که من با مدیر تولید این سریال قرارداد بستم و پیش پرداخت گرفتم، 3 روز زمان داشتم تا موسیقی تیتراژ شروع و پایان را تحویل بدهم، زیرا کار مونتاژ در باکس مونتاژ تمام شده بود و فقط منتظر تحویل آهنگ بودند. من یک قطعه ضربی را در مقام اصفهان با فرود در همایون با ارکستر زهی چون ویولن 1 و ، ویولن چلّو، هارپ و پیانو، در قسمت ارکسترهای بادی هورن، توبا، فاگوت، ترومپت و ابوا و در قسمت ریتم تیمپانی و در 4 میزان از تیمبال در یک قسمت رِنگی ابتدای تیتراژ به لحاظ ریتمیکتر شدن چند میزان اول، سمبل فضای شاد سریال را ساختم. زمانی که کار را در "استودیو مقام" ضبط کردم و برای تأیید به شبکهی دو فرستاده شد با همان 4 میزان که تیمبال داشت مخالفت کردند و کل کار در نهایت رد شد و من با اجبار کارگردان سریال به لحاظ زمان اندک، تیتراژی در گام دو ماژور با یک ارکستر جداگانه ساختم تا کار مورد تأیید سازمان قرار گرفت. من متعجبم آیا کارهای تصویب شده توسط وزارت فرهنگ و ارشاد با این وضع وصفناپذیر، تیمبال ندارند؟! نمیدانم، شاید کارشناسان موسیقی وزارت ارشاد، قوانینی جداگانه نسبت به قوانین سازمان صدا و سیما دارند!
سیاستگذاری شورای شعر و موسیقی وزارت ارشاد و مجوزهای بیرویه به آثار سطحی و فاقد ویژگیهای هنری، معضل دیگریست که در عرصهی موسیقی با آن مواجهیم. نقش وزارت ارشاد در ترویج سطحی نگری نسبت به موسیقی را چگونه ارزیابی میکنید.
ـ همانطور که پیشتر گفتم، ای کاش نظارتی کارشناسانه و دقیقتر بر روی آثار مجوز گرفته توسط این نهادها انجام میشد.
ما نباید گوش مردمی که هزاران سال تمدن دارند را با اینگونه موسیقیها تربیت کنیم، جای بسی نگرانی است!
به کارنامهی هنری تان بپردازیم. از فعالیتها و آثارتان در حوزهی آهنگ سازی بگویید.
ـ متأسفانه به لحاظ شرایط شغلیام فرصتی چندان برای آهنگسازی ندارم، ولی به هیچ عنوان نمیتوانم حداقل کمتر از روزی 2 ساعت از نوازندگی دست بردارم.
در سالهای اخیر یک کنسرت با آقای "علی خدایی" در بوشهر )آبان 79( داشتم. 52 قسمت سریال ـ همانطور که اشاره شد ـ با نام " قصههای اردو" برای شبکهی دو آهنگسازی کردم. قطعاتی ساختم از جمله "فریاد هجران" در دستگاه نوا با ارکستر بزرگ «پلی فون»، یک فیلم کوتاه به تهیهکنندگی خانم "کریستین گیلوملر" فرانسوی را برای یک فستیوال در فرانسه آهنگسازی کردم و در نهایت قطعهی "آهنگ دیگر" با شعر استاد "منوچهرآتشی" ـ شاعر بزرگ معاصر و چهرهی ماندگار ایران ـ با صدای دوست هنرمندم غلامرضا وزان را کار کردم با تنظیم بنده و آقای بابک شهرکی که درود بیپایان بر این دوست مهربان و هنرمند گرانمایه. قطعاتی دیگر نیز امسال نوشتهام که هنوز موفق به ضبط در استودیو نشدهام.
یکی از آثار درخشان شما، قطعهای بود که بر اساس شعر "آهنگ دیگر" استاد آتشی ساخته شد. از روند شکلگیری و ساخت این قطعه بگویید و از هنرمندانی که در ساخت این اثر با شما همراه بودند.
ـ بعد از درگذشت استاد آتشی، در تماس تلفنی با محسن شریفیان ـ دوست هنرمند و آهنگساز برجسته در زمینهی موسیقی محلی ـ یک شب حدود ساعت 11 ، تصمیم به آهنگسازی بر روی این شعر زیبا را گرفتم. همان شب چند قسمت از شعر "آهنگ دیگر" از استاد منوچهر آتشی را انتخاب کردم، چون شعر استاد طولانی بود، حتماً باید براساس زمان معمول آهنگ، ابیاتی انتخاب میشد. سپس به منزل بازگشتم و تا حدود ساعت شش بامداد با پیانو ریتمهای مختلفی در گامها و دستگاههای مختلف ساختم و در نهایت در مقام دشتی مشغول کامل کردن این قطعه با پیانو شدم. صبح ساعت 10 با وجود اینکه فوقالعاده خسته و بیخواب بودم برخاستم و کار را که بر روی یک کاست ضبط کرده بودم و خودم روی آن خوانده بودم از پشت تلفن برای محسن شریفیان پخش کردم. محسن عزیز، جهت هماهنگیهای لازم برای ضبط در استودیو کمکهای شایانی به من کرد که برای من فراموش ناشدنیست. در نهایت شب همان روز به تهران رفتم و کار را تا شنبهی هفته بعد ضبط و برای اولین بار در مراسم انجمن بوشهریان مقیم تهران در حضور دوستان بوشهری با پِلی بکِ آقای وزان، این قطعه پخش شد که با استقبال بسیار خوب دوستان مواجه گردید. باید بگویم اگر تلاش دوست عزیزی چون بابک شهرکی و پدر مهربانشان ـ که در خط ضرب خود ایشان نوازندگی کردند ـ نبود به هیچ وجه این قطعه با چنین کیفیتی ساخته نمیشد.
نوازندگانی برجسته در شکلگیری این قطعه حضور داشتند. آقای "شهریار فریوسفی" نوازندهی چیره دست تار که در کاست "بوی باران" با آهنگسازی حسین یوسف زمانی، سولوی تاررا در کنار استاد محمدرضا شجریان بر عهده داشت، آقای "کریم قربانی" نوازندهی برجستهی ویولن چلّو که پدر ارکستر سمفونیک تهران لقب گرفتهاند، و نوازندگی ویولن یک و دو با آقای بابک شهرکی و آقای زندیان و نی آقای سروریان و صدای خاص جناب آقای وزان.
امیدوارم این اثر کوچکترین ادای دین به هنر خطهی همیشه سر بلندمان "بوشهر" باشد.
ارزیابیتان پیرامون وضعیت پژوهش در عرصهی موسیقی چیست؟
ـ "پژوهش" فصلی بسیار مهم در هر زمینهایست که اگر به این مقوله در ایران توجه بیشتری شود حتماً در آیندهی نزدیک شاهد آثاری نوین در موسیقی ایرانی خواهیم بود. یکی از فعالیتهای بسیار مهمی که توسط استاد " محمدرضا شجریان" شاهد بودیم، پژوهش در موسیقی ایرانی و سازهای ایرانی بوده است که امیدوارم مطالبی بیشتر به قلم استاد به دست هنرمندان ایرانی برسد و یا استاد "حسین علیزاده" در زمینهی ساختِ ساز.
همانطور که میدانید استاد علیزاده، سازی نوین به نام "شورانگیز" ـ که شبیه به تار میباشد ـ را ساخته که در قطعهی “endless vision” نیز از این ساز استفاده نموده است.
ما در حال حاضر اگر میگوییم هفت دستگاه عبارت از «ماهور، نوا، سهگاه، چهارگاه، راست پنجگاه، همایون و شور» داریم، اگر میگوییم پنج مقام عبارت از: «دشتی، افشاری، بیات اصفهان، بیات ترک و ابوعطا» داریم و در نهایت وقتی میگوییم حدود 490 گوشه داریم، این بدین معنی نیست که تمامی داشتههای موسیقی ما همین است، بلکه آنچه توسط استاد وزیری مکتوب شده و مدون گشته در دسترس ماست. همچنانکه اگر استاد ابوالحسن خان صبا در زمان تأسیس مدرسهی موسیقی در شمال ایران ـ همانطور که قبلاً اشاره شد ـ دست به پژوهش و تحقیق در آن منطقه نمیزد ما گوشهی "دیلمان" ـ که یکی از شاه گوشههای مقام دشتی در شور میباشد ـ یا کوهستانی یا زرد ملیجه را نداشتیم.
اگر میگوییم ما 500 سال تمدن مدون داریم، مساحت ایران که این گسترهی فعلی نبوده، بلکه ازبکستان، ارمنستان، تاجیکستان، آذربایجان، ترکیه و عراق و افغانستان و ... همه متعلق به ایران بودهاند. همان طور که این مرزها تحلیل رفتهاند، از درخت موسیقی ایرانی نیز شاخهای کنده شده تا به این هفت دستگاه رسیده و چه بسا با تحقیق استادانی چون محمدرضا شجریان این درخت شاخههای از دست رفتهی خود را باز یابد، ولی در کل مقولهی پژوهش جایگاهی ضعیفی در ایران دارد.
در راستای پیوند شعر آزاد با موسیقی ایرانی چه نظری دارید؟
ـ شعر و موسیقی، تار و پودی تنیده در یکدیگر دارند که بافت این تار و پود را آهنگساز شانه میزند.در مورد شعر سپید یا آزاد باید بگویم هر شعری یک تپش و یک تأکید و یا به قول استاد حسین دهلوی "تن تنتنان" مخصوص به خود را دارد. البته من زیاد تخصصی نمیتوانم در زمینهی شعر صحبت کنم ولی هر آهنگساز به لحاظ میزانبندی مناسب برای هر شعر باید آشنایی نسبی با شعر داشته باشد. آهنگساز باید چند چیز را که بسیار مهم است در تلفیق شعر و موسیقی در نظر داشته باشد: اولاً میزان در نظر گرفته شده باید با تأکیدات شعر انطباق داشته باشد. به طور مثال «به نام خداوند بخشندهی مهربان» میبینیم که تمامی تأکیدات این جمله 2 تاییست، پس بنابراین باید تأکیدات ما در صورت کسر میزان مضربی از 2 باشد. مهم این است که تصاویر کلمات شعر را آهنگساز باید با هارمونی، کنترپوان، فرم، ارکستریشن کارگردانی کند تا سناریوی صوتی شعر به شکل کاملاً روشن و واضحی فضاسازی گردد.
هر کلمه در شعر را میتوان با هارمونی و رنگبندی ارکستر، تصویرسازی کرد که وقتی شنونده فضای ایجاد شده را میشنود، دقیقاً با کلمهی مورد نظر در ذهنش تصویرسازی کند. مثلاً وقتی در شعر به کلمهی "کوه" برمیخوریم، میتوان با فواصل چهارم افزوده یا پنجم کاسته و با کمک رنگبندی سازهای بادی مثل توبا، هورن و ترومبونها، فضایی بسیار مقتدر و بزرگ بسازیم که وقتی شنونده کلمهی "کوه" را از زبان خواننده میشنود، فضای ارکستر، کوه را به چشمان شنونده نزدیک کند و در ذهنش کوه با تمامی بلندی و غرور نقش بندد. به هر حال برای آهنگساز نباید غزل یا شعر سپید تفاوتی داشته باشد. با احاطه بر علوم فیزیک صوت مثل هارمونی و ... میتوان برای هر نوع شعر، فضایی مناسب ساخت.
از برنامههایتان در آینده بگویید، گویا قصد انتشار یک آلبوم موسیقی دارید؟
ـ خیلی راغب به انتشار آلبوم هستم. حدود 5 کار آمادهی ضبط دارم و کارهای ضبط شدهی دیگر از قبیل همین "آهنگ دیگر" و "فریاد هجران" نیز ضبط شده و آماده هستند. ولی متأسفانه شرایطی شغلیام و شاید بهتر بگویم شرایط مالی اجازهی پیشرفت کار را نمیدهند. خودتان بهتر میدانید کار خوب هزینه دارد. شاید صحیح نباشد که این موضوع را مطرح کنم، ولی کار آهنگ دیگر حدود 2 میلیون تومان برای من هزینه داشت ـ هزینهی نوازندهها و استودیو و ... ـ حال آنکه علیرغم نامهی آقای "عبدالحسین مختاباد" رییس انجمن موسیقی سازمان صدا و سیما به صدا و سیمای بوشهر مبنی بر مجوز پخش سراسری برای تمامی شبکههای سراسری کشور و از طرفی تقدیر و تشویق ایشان ، صدا و سیما فقط 000/460 تومان به من پرداخت کرد!
در هر حال، امیدوارم که در آیندهی نزدیک به این امر مهم نائل آیم.
گرچه در تهران متولد شدهاید، اما کودکی و بلوغ و جوانی را در بوشهر تجربه کردهاید و پدر هنرمندتان نیز یک بوشهریِ ناب است. احساس خود را نسبت به "بوشهر" در یک جمله بیان کنید.
ـ بوشهر یعنی کودکی، بلوغ و جوانی من. بوشهر یعنی محبت، لطف و مهربانی و یکرنگی مردم آن. فکر کنم دو جمله شد!
و کلام نا گفته؟
ـ سخن آخر اینکه این قدر نوستالژیک با موسیقی ایرانی برخورد نکنیم. حس ناسیونالیستی خودمان را به موسیقی ایرانی جهت پیشرفت و معرفی این موسیقی پُر مساحت و پُرمایه به جهانیان هزینه کنیم. خاطرمان باشد که موسیقی ایرانی نیز مثل ادبیات کهن ما، مثل نقاشی، مثل سفالگری و هنرهای دیگر ما، راوی حدیث تمدن چند هزار سالهی ماست. برای پیشرفت آن تلاش کنیم.
رژیمهای سیاسی براساس تقسیم وظایف بین مقامات حکومتی
قسمت نهم
تنها خالق انسان و کسی که هستی انسان از اوست میتواند و حق دارد برای انسان قانون بگذارد و حاکم معین کند. مالک حقیقی انسان و ولیِ او خداوند متعال است و دیگران اگر حکومت و ولایتی دارند باید حکومت و ولایتشان به او بپیوندد تا از آن مشروعیت برخوردار باشد. بنابراین حکم و حاکمیت از آن خداوند است زیرا که خدا در قرآن کریم سورهی یوسف آیهی شصت و هفتم میفرماید: «ان الحکم اِلالله» یعنی حکومت جز برای خداوند نیست. یعنی مفهوم مخالف آن حاکمیت برای مخلوق او نمیباشد و مخلوق نمیتواند حکومت کند. خداوند مقرر فرموده که بندگان تنها از حکم او و پیامبران و حاکمان الهی یعنی ائمهی اطهار پیروی و اطاعت نمایند و کسانی را که به اوامر حاکمان غیر الهی تن در دهند و به اطاعت غیر خدا درآمده باشند هم فاسق هم کافر و هم ظالم هستند. قرآن کریم این کتاب وحی که بر پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد(ص) به مدت 23 سال به تدریج نازل شد، در سورهی مائده آیهی چهل و هفتم به صراحت بیان فرموده «من لم یحکم بما انزل الله فاولئک هم الفاسقون» یعنی هر کس بر خلاف آنچه خداوند فرستاده حکم کند از فاسقان خواهد بود. این گروه یعنی کسانی که حکومت غیر الهی دارند در آیات چهل و چهار و چهل و پنج همین سوره به طور مبین و روشن به عنوان "کافرون" و "ظالمون" مورد خطاب قرار داده شده است. بنابراین در اسلام حاکمیت تنها از آن خداوند است. فقط اوست که قانونگذار است. هیچ انسانی حتی اگر پیامبر هم باشد حق قانونگذاری نداشته و نمیتواند از جانب خود برای انجام دادن و یا ندادن امور به دیگران امر و نهی کند زیرا که خود پیامبر خدا (ص) تابع فرامین خداوند است و به زبان قرآن کریم در سورهی اعراف آیهی 203 میفرماید «انما اتبع ما یوحی الی من ربی» یعنی اینکه من جز آن چه از طرف خدایم بر من وحی میشود از چیز دیگری پیروی نمیکنم. لذا اطاعت سایر مردم از پیغمبر اکرم (ص) نیز به این دلیل است که خداوند به اطاعت از او فرمان داده است.
خداوند در قرآن کریم در سورهی نساء آیهی 64 میفرماید: «و ما ارسلنا من رسول الا لیبطاع باذن الله» ما رسول نفرستادیم مگر برای آن که انسانها به امر خدا از او اطاعت کنند
اتحاد پیشکسوتان شاهین با مجموعه شاهین پارس جنوبی
پنجشنبه 11/5/86 ورزشگاه شهید بهشتی بوشهر
اولین تست بازیکنان بومی و غیر بومی جهت عضویت در تیم فوتبال شاهین پارس جنوبی توسط نعیم سعداوی مربی تحصیل کرده و جوان این تیم با حضور 37 بازیکن برگزار گردید با زحمات حاج محمد دوانی ریاست هیئت فوتبال استان، مسابقات دسته یک شهر بوشهر در همان تاریخ انجام تست تعطیل گردیده بود و یک تیم جوان جهت بازی تدارکاتی مقابل شاهین پارس صفآرایی نموده بود. قبل از آغاز مسابقه، برنامهای به صورت سمبلیک توسط مسئولین پارس جنوبی خصوصاً شخص محمد دمشقی برگزار گردید و از تعدادی پیشکسوتان شاهین و ایرانجوان دعوت به عمل آمده بود از جمله آنها محمدرضا محمدی، احمد تورانی، عبدالمحمد زنگوئی، بهرام غریبزاده، حاج عبدالحمید فقیه، رضا ماهینی، منصور کاوئیان، مسعود کاوئیان، عبدالرحیم عیساوندی (شاهین)، حاج مجید چاهیبخش و حاج غلام پورچنگی (ایرانجوان). همچنین حاج محمد دمشقی از زحمات پیشکسوتان شاهین در طول سالهای قبل تشکر نمود و جهت مربیگری نعیم سعداوی رخصت طلبید و در پایان این مراسم پیراهن جدید شاهین پارس جنوبی به عنوان هدیه به تک تک پیشکسوتان اهدا گردید. در اولین تمرین شاهین پارس پارس جنوبی بازیکنان مطرحی همانند رضا بازیاری، عزیز فریسات، رضا نظرزاده، وحید دانش طلب سمیر ماهینی، هادی شفیعی و سید حجت هاشمی حضور داشتند که مقابل تیم پیروزی بوشهر در سه نیمه 30 دقیقهای بازی نمودند و از بین این 37 نفر تعدادی نمره قبولی گرفتند.
در حاشیه مراسم فوق اتفاقات جالبی رخ داد
* مربی تیم دلوار جنوب سرتل به همراه اعضاء تیم فوتبال جنوب به زمین شماره یک شهید بهشتی آمده بودند و میخواستند جلو بازی شاهین پارس را بگیرند!
* در بین پیشکسوتانشاهین یک تماشاگر خودش را پیشکسوت جا زده بود و هدیهایهم کاسبشد!
* باز هم مراسمی توسط شاهینیها برگزار شد و جای احمد رزمی و غلام بوالخیری خالی بود.
فرانو مربی کِرُوات شاهین پارس جنوبی:
وقتی امکانات باشد باید بیشتر تلاش کرد!
پیشآغاز: هرکس که اهل فوتبال است در ایران با نام بگویچ مربی سابق فولاد خوزستان، پیروزی تهران، پگاه گیلان و مربی فعلی پاس همدان آشنا است. طی این سالها یک مربی کروات دیگر کار آموزش دروازهبانهای این تیمها را به عهده داشته است. این مربی کروات کسی نیست به جز «فرانو» که در کشور کرواسی دروازه بانهای بسیاری تحویل فوتبال کرواسی داده است. زمانی که نعیم سعداوی مربی با دانش خوزستانی یکی از دستیاران بگویچ در فولاد خوزستان و تیم ملی امید ایران بود، فرانو نیز مربی دروازهبانهای این تیمها بود و حالا به همراه سعداوی به شاهین پارس جنوبی آمده و میخواهد کار آموزش دروازهبانها در مدرسه فوتبال شاهین پارس جنوبی و تیم بزرگسالان شاهین پارس را آغاز نماید. به همین دلیل گفت و گویی با این مربی خارجی انجام دادیم که پیش روی شماست:
لطفاً شمهای از سوابق ورزشیتان را بیان نمایید.
ـ مدت 5 سال با بلگراد بودم، 10 سال با تیم ملی کرواسی و شش دروازهبان مطرح به فوتبال کرواسی تحویل دادهام. در ایران چهار سال با تیم فوتبال فولاد خوزستان بودم که با آقایان میرزاپور، هوری و بختیاریزاده کار میکردم که میرزاپور دروازهبان اصلی تیم ملی ایران شد. بعد به تیم ملی امید آمدم و حالا نیز در خدمت شما و باشگاه شاهین پارس جنوبی هستم.
چه شد که مدرسه فوتبال فولاد بعد از چهار سال تعطیل شد؟
ـ مسئولان باشگاه فولاد خوزستان به مربیان خارجی اعتقاد دارند . آنها آمدند روی تیمهای پایهای سرمایهگذاری کردند و نتیجهاش را نیز گرفتند. من چهار سال در تشکیلات این باشگاه بودم. حسن هوری، ایمان مبعلی، عادل کلاهکج، حسین کعبی، علی بداوی، مطهری، سلیمانی، از تیمهای پایهای فولاد به لیگ ایران و تیم ملی معرفی شدند. من اعتقاد ندارم که مدرسه فوتبال فولاد تعطیل شد، بلکه در آینده چهرههای دیگری نیز به شما و مردم ایران معرفی خواهد کرد.
نسبت به آقای سعداوی چه اطلاعاتی دارید؟
ـ سعداوی مربی بزرگ و با دانشی است. آشنایی ما بر میگردد به دوران طلایی که در خدمت تیمهای پایهای فولاد خوزستان بودم. آن جا بود که پی بردم این مربی کار بلد است و در آینده میتواند در تیمهای بزرگی مربیگری نماید. سعداوی بازیکن تیم ملی ایران و تیم بزرگ پرسپولیس بوده و مرد با تجربهای است. من به مربیگریش اعتقاد خاصی دارم و به همین دلیل دعوت بگویچ را رد کردم و به شاهین پارس جنوبی آمدم تا در کنار سعداوی باشم.
با فوتبال بوشهر آشنایی دارید؟
ـ خیر، تنها اطلاع دارم که آقای سعداوی فصل قبل در بوشهر مربیگری میکرد و با فوتبال این جا آشنا است. چیزهایی در مورد بوشهر به من گفته که امیدوارم بتوانم با همکاری بازیکنان و مردم بوشهر مقامی شایسته با تیم شاهین پارس به دست بیاوریم.
در تیم شاهین پارس جنوبی انتخاب دروازهبان با شماست. برای در اختیار داشتن سه دروازهبان آماده چه کارهایی صورت میدهید؟
ـ ما دروازهبانی میخواهیم که بتواند در لیگ ایران بازی کند. دروازهبان باید در توپ گیری و جاگیری مطمئن عمل کند و دارای رفلکس بدنی عالی باشد. سعی میکنم در کنار دروازهبانهای اصلی، چند جوان علاقهمند نیز به فوتبال ایران معرفی کنم، البته مدرسه فوتبال، زمانی طولانی میخواهد تا درون آن، جوانان شایستهای پرورش دهیم.
امید است فصل آینده شاهین پارس جنوبی را در لیگ برتر ببینیم؟
ـ حالا خیلی زود است. تازه در حال تست بازیکن هستیم و هنوز بازیکنان اصلی مشخص نیستند. تا دو ماه دیگر لیگ یک ایران شروع میشود و تمامی تیمها خودشان را آماده بازیها خواهند کرد. باید یک تیم بسیار قوی ساخت. من میدانم که آقای سعداوی مربی موفقیست، ولی لیگ برتر قابل پیشبینی نیست. وقتی امکانات داشته باشیم، باید بیشتر تلاش کنیم تا نتیجه دلخواه را بگیریم.
پورفاطمی در گفتوگو با نصیر بوشهر : مسؤولان کشوری عادت کردهاند
جهت جبران اشتباهات خود دست در جیب مردم کنند
نماینده دشتی و تنگستان در مجلس شورای اسلامی گفت: متأسفانه مسئولین عادت کردهاند که هر گاه اشتباه میکنند دست در جیب مردم میکنند تا آن را جبران کنند، یعنی مردم مؤظفاند تاوان این اشتباهات را پس دهند.
سید محمد مهدی پور فاطمی در گفتو گو با نصیر بوشهر اظهار داشت: ما مخالف سهمیهبندی بنزین نیستیم ولی دولت باید روی این قضیه به صورت کارشناسی مطالعه میکرد تا این وضعیت گریبانگیر مردم نشود.
وی تصریح کرد: دولت باید در سهمیهبندی بنزین شرایط خاصی را مهیا کند بالاخص برای مناطق جنوبی استثنائاتی را در نظر گیرد که البته هم رییس مجلس و هم دولت موظفاند این خدمت را در حق مردم انجام دهند.
وی همچنین ضمن انتقاد شدید از آمار ارائه شده از سوی رییس جمهور در خصوص میزان رضایت مردم در بحث سهمیهبندی بنزین گفت: در حال حاضر متأسفانه وسایل نقلیه از وضعیت مناسبی برخودار نیست و مردم جهت رفت و آمد با مشکلات عدیدهای مواجه هستند. با توجه به گرمای 45 درجهی شرجی که استان بوشهر دارد و در این وضعیت بحرانی، رییس جمهور اعلام میکند 85 درصد از مردم موافق این قضیه هستند. نمیدانم رییس جمهور این اعداد و ارقام را از کجا میآورد؟! شاید کارشناسان ارقام اشتباهی به رییس جمهور میدهند.
پورفاطمی وی خاطر نشان کرد: معقدم افرادی که این آمار را به احمدینژاد میدهند خلاف واقعیت را بیان میکنند.
وی گفت: ما پیشنهاد دادیم که این سهمیهبندی بعد از تعطیلات انجام شود اما متأسفانه حداد عادل این را نپذیرفت. علت اینکه ایشان روی این قضیه پا فشاری میکرد تا هر چه سریعتر اجرایی شود احتمالاً به دلیل تهدیدات اخیر آمریکا مبنی بر تحریمهای جدید است.
وی اظهار داشت: قرار بود که سهمیهبندی بنزین شامل حال ماشینهای دولتی نشود یعنی بنزین به ادارات ندهند و خودشان بروند بنزین آزاد خریداری کنند. این در حالی است که ماشینهای دولتی علاوه بر این سهمیهای که استفاده میکنند مجدداً استانداری یا فرمانداری هم برای ادارات نامهای مینویسد که بروید از جایگاههای دیگر هم استفاده کنید. این دو گانگی خلاف قانون است.
پور فاطمی افزود: در خصوص خودروهای گاز سوز معتقدم ابتدا باید مترو ایجاد کنند و طرح ماشینهای گاز سوز را به شکلی گسترده اجرا کنند گاز سوز کردن ماشینها به هیچ عنوان متناسب با گاز نیست. ماشینهایی که سوختشان از بنزین به گاز تبدیل میشوند آن قدرت مانور قبلی را ندارد. ما در حال حاضر CNG در استان بوشهر نداریم. تازه کلنگ آن را زدهایم تا چند ماه دیگر ایجاد شود. حال دولت باید پاسخ دهد که مردم این منطقه چه گناهی کردهاند؟
وی در واکنشی صریح به قاچاق بنزین در کشور اشاره نمود و اظهار داشت: آقایان مدعی بودند که قبلاً بنزین را دزدی میکردند در حالی که هم اکنون شاهد وارد کردن بنزین از حوزهی خلیج فارس به کشورمان هستیم.
وی در پایان تصریح کرد: سکوت مردم به این خاطر است که شرایط کشور را درک میکنند ولی این بدان معنی نیست که آنان از وضعیت موجود راضیاند و فشاری بر خود احساس نمیکنند.
رییس سازمان فنی و حرفهای استان بوشهر:
نیاز سنجی آموزشی پارس شمالی تا 5 سال آینده در دستور کار قرار دارد
رییس سازمان فنی و حرفهای استان بوشهر گفت: نیاز سنجی آموزشی پارس شمالی را به صورت یک پروژه و نیاز آموزشی آن را تا 5 سال آینده در دستور کار قرار دادهایم.
خمسه اضافه کرد: از جمله اقداماتی که در سال جاری به شدت در حال پیگیری است احداث مراکز دشتستان و تنگستان میباشد که مرکز تنگستان را از محل نفت که قرار داد آن به زودی امضاء خواهد شد شروع به کار خواهیم کرد. وی تصریح کرد: عملیات اجرایی دو پروژه در شهرکهای صنعتی بوشهر 2 و شهرک صنعتی برازجان را آغاز نمودهایم که حداکثر تا دو ماه آینده به بهرهبرداری خواهد رسید.
وی همچنین از به بهرهبرداری رسیدن کارگاه جوش در شهرستان کنگان به عنوان اولین تست جوش کشور در هفته دولت خبر داد و افزود: با مشارکت ایرانخودرو، کارگاه آموزش اتومکانیک در شهرستانهای کنگان و دشتستان تجهیز و آماده بهرهبرداری خواهد شد.
رییس سازمان فنی و حرفهای استان بوشهر ادامه داد: طرح پیگیری اشتغال کارآموختگان را نیز در دستور کارمان قرار دادهایم که در هر مرکز یک نفر مسئول پیگیری آن میباشد. وی خاطر نشان کرد: جهت ارتقاء سطح علمی نخبگان و اعزام به خارج از کشور، سازمان در حال حاضر برنامهای ندارد ولی در قالب المپیاد، برگزیدگان کشوری هر سال یک بار به رقابتهای جهانی اعزام میشوند.
ناظر گمرکات استان و مدیر کل گمرک بوشهر خبر داد:
افزایش 144 درصدی درآمد گمرک بوشهر در چهار ماهه نخست سال 86
ناظر گمرکات استان و مدیر کل گمرک بوشهر عملکردِ ستاد نظارت گمرکات استان بوشهر را در زمینههای درآمد، واردات، صادرات و اخذ ضمانت نامههای گمرکی و همچنین اقدمات صورت گرفته در خصوص آخرین وضعیت مصوبات سفر ریاست جمهوری را اعلام نمود.
عبدالمهدی تمجیدی در گفت و گو با خبرنگار نصیر بوشهر ضمن اشاره به میزان در آمد گمرکات استان در چهار ماههی نخست سال 86 اظهار داشت: گمرکات استان بوشهر در چهار ماههی ابتدای سال جاری بالغ بر یک هزارو 212 میلیارد ریال (121 میلیارد تومان) در آمد کسب نمودهاند که این میزان در آمد نسبت به چهار ماههی اول سال 85 بیش از 144 درصد رشد داشته است .
وی گفت: تا پایان تیر ماه سال جاری مقدار 604 میلیون دلار کالا به وزن 1 میلیون و 596 تن از طریق گمرکات استان به کشورهای مختلف صادر شده که این مقدار کالای صادر شده از حیث ارزش 65 درصدو از نظر وزن 50 درصد نسبت به چهار ماههی نخست سال گذشته رشد داشته است. ناظر گمرکات استان و مدیر کل گمرک بوشهر اهم کالاهای صادراتی را شامل: کالاهای پتروشیمی، آهنآلات و فولاد، وسایل نقلیه غیر سواری، محصولات حیوانی (ماهی تازه و منجمد، گاو و گوسفند)، میوه و ترهبار (هندوانه، سیب درختی و سایر میوههای تازه و سبزیجات) دانست که عمدتاً به کشورهای امارات متحده عربی، کویت، ایتالیا، هند، قطر، هنگ کنگ، سنگاپور و … صادر شده است.
تمجیدی اضافه کرد: مقدار 430 میلیون و 463 هزار دلار کالا به وزن 409 هزار تن از طریق این گمرک وارد کشور شده که این مقدار کالای وارداتی در قیاس با چهار ماههی ابتدای سال گذشته از نظر ارزش 36 درصد و از حیث وزن قریب به 25 درصد افزایش یافته است.
وی همچنین میزان خودروهای سواری ترخیص شده در چهار ماههی ابتدایی سال جاری را 2802 دستگاه به وزن 4 هزار تن و به ارزش 000/585/56 دلار عنوان نمود.
وی در پاسخ به سؤال خبرنگار نصیر بوشهر مبنی بر مقدار ضمانت نامهی بانکی جهت تسهیل و تسریع در کار مراجعین به منظور ترخیص کالاهای آنان، گفت: جهت تسهیل و تسریع در کار مراجعین به منظور ترخیص کالاهای آنان بالغ بر 907 میلیارد ریال (90 میلیارد و 700 میلیون تومان) ضمانت نامهی بانکی به جای وجه نقد توسط گمرک بوشهر پذیرفته شده است.
تمجیدی در پایان به آخرین وضعیت مصوبات سفر ریاست جمهوری اشاره نمود و اظهار داشت: در راستای مصوبات سفر ریاست جمهور، به کلیهی گمرکات استان اجازهی صادرات داده شده و همچنین جهت راه اندازی گمرکات امام حسن و لاور ساحلی انبار احداث گردید و به منظور استقرار پرسنل نیز کانکس خریداری و نصب گردیده است که انشاءا… به محض رفع نواقصات اسکله آن دو گمرک توسط سازمانهای ذیربط دیگر این ستاد نظارت آمادگی دارد که گمرکات مذکور را به زودی راه اندازی نماید.
استاندار بوشهر: درد جوانان ما ممکن است عاملش بیداری باشد
استاندار بوشهر در مراسم تودیع ایمان عطارزاده و معرفی حجتالسلام عباس ابراهیمی روسای سابق و فعلی سازمان ملی جوانان گفت: هر دردی که جوانان دارند گواه یک بیماری نیست. ممکن است عاملش بیداری باشد. علی افراشته گفت: هر دردی که جوانان دارند گواه یک بیماری نیست. ممکن است عاملش بیداری باشد. جوانان ما باید بدون این هیچ تشریفاتی راحت بتوانند از استاندار انتقاد کنند، ما نیز با روحیهی باز انتقادات را بشنویم و پاسخ دهیم. باید نشست و دید جوانان چه سؤالاتی دارند باید به سؤالاتشان پاسخ دهیم هر چند سؤالاتشان تند و انحرافی باشد. افراشته افزود: آمار جمعیت استان، آمار جوانی است فرصت بسیار خوبی برای مسئولان است که از این جمعیت جوان متعهد و پایبند به دین برای توسعه استان استفاده کنند.وی اضافه کرد: یکی از دغدغههای جدی جوانان در استان و کل کشور بحث اشتغال است من به مدیر صدا و سیما تکلیف کردهام یک برنامه خاص برای اشتغال و سرمایهگذاری در استان تهیه کند و گزارشی در خصوص اشتغال به مردم داده شود، جوانان یقهی مدیران و استاندار را بگیرند و پاسخ بخواهند وی هچنین اضافه کرد: طبق آمار موجود سازمان تأمین اجتماعی از اول سال 85 تا پایان سال 85 حدود 20 هزار نفر بومی در استان مشغول به کار شدهاند، در سه ماهه اول سال 86 نیز بالغ بر 4300 نفر مشغول به کار شدهاند. طبق سازمان آمار در کشور نرخ بیکاری در استان 12 درصد بود در حال حاضر نرخ بیکاری به 9 درصد رسیده است. یعنی مدیران موفق شدهاند حدود 4 درصد بیکاری را در استان کاهش بدهند. افراشته در ادامه گفت: یکی دیگر از دغدغههای جوانان ازدواج است. سن ازدواج بالا رفته است. برای زندگی مشترک نیاز است که مسئله مسکن جوانان را حل کنیم. نمیتوانیم به جوان بگویم ازدواج کنید اما نه مسکن و نه کار داشته باشند، تا پایان امسال ساخت 17 هزار واحد مسکونی شروع خواهد شد. امیدوارم بتوانیم برای رفع مشکلات جوانان گام مثبتی برداشته باشیم.
الحاق جزیرهی نگین به منطقهی ویژه اقتصادی بندر بوشهر
به گزارش روابط عمومی ادارهی کل بنادر و کشتیرانی استان بوشهر، الحاق جزیره نگین به منطقه ویژه اقتصادی بندر بوشهر با تصویب دبیرخانه شورای عالی مناطق آزاد، محقق گردید. محمد راستاد مدیر کل بنادر و کشتیرانی استان بوشهر گفت: در سال 1376 با مصوبه هیئت محترم وزیران، بندر بوشهر به عنوان منطقه ویژه اقتصادی تعیین گردید، لیکن محدوده مشخص شده در مصوبه مذکور، تنها حریم عملیاتی فعلی بندر را در برگرفته و جزیره نگین که برای توسعهی آتی بندر تنها گزینه ممکن میباشد، لحاظ نگردیده بود.
راستاد افزود: پیگیریهای اداره کل بنادر و کشتیرانی استان بوشهر برای الحاق جزیره نگین به منطقه ویژه اقتصادی بندر بوشهر، از سالهای پیش شروع، لیکن مدت زمان زیادی به دلیل این که قانون مناطق ویژه در دست تغییر بوده و مراحل استصوابی را طی مینمود، الحاق جزیره نگین در دستور کار شورای عالی مناطق آزاد قرار نمیگرفت. خوشبختانه سال گذشته قانون جدید مناطق ویژه تصویب و ابلاغ گردید که این اداره کل از چند ماه قبل از تصویب قانون، با به کارگیری مشاور، مطالعات توجیهی الحاق جزیرهی نگین و دوازه هکتار محوطه استحصالی در قالب طرح توسعه بندر بوشهر به منطقه ویژه اقتصادی بوشهر را شروع کرده بودیم که پس از تکمیل مطالعات، از طریق معاونت امور بندری و مناطق ویژه سازمان بنادر کشتیرانی، اقدامات لازم برای ارائه مطالعات به دبیر خانه شورای عالی مناطق آزاد انجام شده و پیگیریهای مستمری برای اخذ مصوبه به عمل آمد که خوشبختانه در تیر ماه سال جاری این امر محقق گردید.
مدیر کل بنادر استان بوشهر با اشاره به این که محدودهی عملیاتی موجود بندر بوشهر به دلیل محصور بودن در محدودهی شهری، عملاً امکان توسعه نداشته گفت: تنها راه توسعه این بندر "جزیره نگین" میباشد.
وی خاطر نشان ساخت که این جزیره حدود 30 هکتار مساحت داشته و تا 70 هکتار هم قابلیت توسعه دارد و مزیت مهم آن قرار داشتن در کنار حوضچه قابل کشتیرانی و امکان دسترسی مستقل به بزرگراه بوشهر ـ برازجان است. همچنین در حال حاضر مطالعات طرح جامع جزیره نگین و جاده دسترسی به جزیره را شروع کردهایم و امید است به زودی همه شرایط برای تبدیل این جزیره به یک پایانه بندی فراهم شود.
راستاد در پایان اظهار داشت: جزیره نگین باعث خواهد شد تا بندر بوشهر مانند نگین در عرصه تجارت دریایی کشور بدرخشد و به جایگاه تاریخی خود به عنوان یکی از بنادر مهم خلیجفارس نزدیک شود.
واکنش اعضای شورای اسلامی شهر بوشهر در برابر عطارزاده
رییس شورای اسلامی شهر بوشهر در این رابطه گفت: نماینده مردم بوشهر در نامهای مجدداً بر مطالب قبلی خودش دال بر تغییر نام استان بوشهر به
«استان خلیجفارس» انگشت گذاشته و تأکید کرده است.
اردشیر محمدی باغملایی اضافه کرد. عطارزاده این مسئله را قبلاً نیز مطرح کرده بود و با واکنش عمومی مواجه شده بود متأسفانه مجدداً طی نامهای به رییس جمهور بر تغییر نام استان بوشهر تأکید کرده است. محمدی باغملایی گفت: به عنوان عضو شورای اسلامی شهر بوشهر از همکاران میخواهم نسبت به این موضوع واکنش نشان دهند و اعلام کنند این درخواست فاقد جایگاه و خواست عمومی است. اکثریت مردم نیز با این پیشنهاد مخالف هستند. وی افزود: نام بوشهر بر قلهی تاریخ همواره درخشیده و جاودان بوده و جاودان خواهد ماند. وی تأکید کرد: بدون شک اگر این پیشنهاد غیر عقلانی بخواهد عملی شود بر هویت و تاریخ بوشهر تعرض شده است. ما نام بوشهر را در مقابل خلیجفارس نمیدانیم. این دو نام بزرگ ـ «خلیج فارس و بوشهر» ـ هم سنگ و در کنار هم همواره در تاریخ درخشیدهاند و فرهنگ و تمدن و هویت این منطقه را تشکیل دادهاند. محمدی باغملایی در ادامه گفت: نماینده مردم بوشهر به جای پرداختن به مسائل اصولی و کلان استان متأسفانه وقت خودش را صرف مسائل حاشیهای میکند که جای تأسف دارد. بنابراین اعتراض خود را اعلام میکنم. بیتردید قطعاً پیشنهادی که حمایت و پشتیبانی قاطع مردم را نداشته باشد از پیش شکست خواهد خورد.
مسعود شکوهی سخنگوی شورا نیز در این خصوص گفت: نماینده مردم بوشهر که از عوض کردن استاندار بوشهر ناامید شده، به عوض کردن نام استان پرداخته است.
شکوهی افزود: به جای رسیدگی به مشکلات اساسی مردم، به مسائل حاشیهای که خاستگاهی ندارد میپردازد. واقعاً نمیدانم چه قدر اجماع مردمی روی این مسئله وجود دارد که وی این گونه پیگیر تغییر نام استان بوشهر است و تأکید هم میکند. شکوهی اضافه کرد: آن طور که احساس میشود متأسفانه دستهایی در کار است که نام پر آوازهی بوشهر را حذف کند. به عنوان نماینده مردم در شورا این زنگ خطر را به صدا در میآورم و استدعا دارم که یک حرکت جدی صورت گیرد که نه تنها ایشان بلکه هیچ شخص دیگری جرأت نکند با اسم و آوازهی این شهر بازی کند. اگر همین حالا یک برخورد مناسب صورت گیرد، برای آیندگان نیز درسی خواهد شد. شکوهی در ادامه گفت: اسم بوشهر با تاریخ این سرزمین و مردم این دیار عجین شده است. کم لطفی است بدون توجه به نظرات مردم دست به چنین اقدامی بزنند. وی افزود: نمیدانم اسم بوشهر چه قدر مشکل ایجاد کرده است. اگر بخواهیم خلیجفارس را بزرگ کنیم این راهش نیست که یک نام بزرگ آن هم بوشهر با آن قدمت تاریخیاش را بخواهیم از صفحهی تاریخ حذف کنیم. متأسفانه برخی از کارهای نمایشی صورت گرفته عملاً نتوانست جایگاه لازم را برای خلیجفارس تعریف کند. شکوهی اضافه کرد: عوض کردن نام دانشگاه بوشهر نیز کار درستی نبود. استانهای دیگر نام دانشگاهها را به نام بزرگان خودشان میزنند تا به جایگاه استان کمک شود. در حال حاضر خیلیها احساس میکنند "دانشگاه خلیجفارس" متعلق به "هرمزگان" است!
امانالله شجاعی عضو اصلاحطلب شورای اسلامی شهر بوشهر نیز مخالفت خود را اعلام کرد و گفت: نام بوشهر و نام خلیجفارس و تاریخ ایران، مبارزات ایران، مردانگیها و
رشادتها به هم مربوط است. نام بوشهر و استان بوشهر باید به همین شکل بماند، خلیجفارس نیز خلیج فارس است. شجاعی اضافه کرد: با اسم خلیجهمیشه فارس نیز مخالفم. در طول سالیان متوالی و گذشتههای دور ابتدا دریایی پارس، خلیجپارس و بعد خلیجفارس نام گرفت و باقی مانده است و کلمهی همیشه نیز قبل و یا بعدش نبوده است دایرهالمعارف جهانی گویای این حقیقت است.
سیامک احمدی عضو جوان و اصولگرای شورای شهر بوشهر ضمن ابراز مخالفت خود با پیشنهاد عطارزاده گفت: اگر خلیجفارس یک تاریخ دارد بوشهر نیز یک تاریخ دارد. تاریخ
خلیجفارس قدمت و تاریخ بوشهر را اثبات میکند، تاریخ بوشهر نیز حقانیت خلیجفارس را اثبات میکند. به همین خاطر است که با اسم بوشهر به خودم میبالم و امیدوارم که همیشه پایدار باشد.
داریوش پوربهی نیز گفت: پیشنهاد عطارزاده را یک دیدگاه شخصی میدانم که به وی باید گفت: این نگاه در استان بوشهر جایگاهی ندارد. پوربهی گفت: با توجه به این که چند
ماه به اتمام نمایندگی عطارزاده بیشتر نمانده باید وی را توجیه کرد. او که به جای این به دنبال مشکلات مردم باشد میخواهد نام استان را محو کند. این دیدگاه دیگر جایگاهی ندارد. وی اضافه کرد: این همه برخورد و درگیری در سطح استان که در طی سالهای اخیر بین وی و مسئولین صورت گرفت در تاریخ بوشهر بیسابقه بود، حالا نیز به جای حل مشکلات مردم به دنبال تغییر نام بوشهر است. وی خاطر نشان کرد: نام بوشهر نامی نیست که به همین راحتی بتواند از صفحه تاریخ محوش کرد.
حمیده ماحوزی نایب رییس شورای اسلامی شهر بوشهر نیز در این راستا گفت: با توجه به این که استان بوشهر به عنوان قطب اقتصادی کشور محسوب میشود اما ما در استان شاهد
مشکلات زیادی هستیم به جای فکر کردن در مورد زیر ساختها و چانه زنی برای گرفتن حقوق مردم استان به مسائلی توجه میشود که هویت ما را زیر سؤال میبرد. ماحوزی گفت: ضرویست است که مردم با هوشیاری کامل در مقابل تغییر نام بوشهر ایستادگی کنند و با تعصب برخورد کنند.
نصرالله اسدی یکی دیگر از اعضای شورای شهر بوشهر نیز ضمن مخالفت خود با تغییر نام استان بوشهر گفت: بوشهر یعنی «بخت اردشیر» یعنی بندر اردشیر. خیلجفارس بوده و خواهد بود.
بوشهر نیز جدا از خلیجفارس نیست. این دو مکمل هم دیگر هستند.
سقوط از بلندی جان کارگر جوان را گرفت
کارگر جوان در حین کار بر اثر سقوط از بلندی، جان خود را از دست داد. مأمورین انتظامی بوشهر در پی کسب خبری مبنی بر این که فردی به نام یدالله در بیمارستان فوت نموده است سریعاً به محل عزیمت نموده و در بررسیها بنا به اظهارات یکی از همراهان وی مشخص گردید کارگر جوان در حین کار در یک شرکت ساختمانی از بالای ارتفاع سقوط کرده که منجر به فوت وی شده است. لازم به ذکر است تحقیقات پلیس همچنان ادامه دارد.
کشف بستهی حاوی آمپول نیروزا در فرودگاه بوشهر
پلیس فرودگاه بوشهر در بازرسی از یک بستهی ارسالی تعداد 100 آمپول نیروزا کشف و ضبط کرد. مأمورین بوشهر به یک بستهی ارسالی از بوشهر به سنندج مظنون شده که ضمن هماهنگی با مقام قضایی در بازرسی از آن تعداد 100 آمپول نیروزا ساخت کشور روسیه را که مدت 4 ماه از تاریخ اعتبار آن گذشته بود کشف و ضبط کردند. گفتنی است تلاش جهت دستگیری فروشنده و گیرندهی بسته ادامه دارد.
رضایت 85 درصدی شهروندان بوشهری از طرح امنیت اجتماعی
معاون اجتماعی پلیس بوشهر اظهار داشت: 85 درصد شهروندان بوشهری از طرح افزایش امنیت اجتماعی ابراز رضایتمندی دارند. سرهنگ پاسدار "احمد نیکوفرد" در کنار ساحل خلیجفارس ضمن تشریح فعالیتهای گستردهی پلیس در جمع شهروندان، از این معاونت به عنوان طلایهدار حرکت جامعه محورِ پلیس نام برد و اظهار داشت: معاونت اجتماعی به عنوان بخش نرمافزار پلیس، فراهم کنندهی بستر مشارکت همه جانبهی شهروندان در تأمین، تثبیت و توزیع امنیت پایدار است. وی گفت: معاونت اجتماعی ضمن پاسخگویی به نیازهای خبری رسانهها؛ برگزاری جلسات پرسش و پاسخ مسئولان پلیس در مساجد، مدارس و پارکها بر مشارکت عمومی و فعال شهروندان، سازمانها، در خصوص طرح ارتقاء امنیت اجتماعی ضمن تشریح ابعاد مختلف این طرح و مثبت خواندن نتایج آن از دیدگاه مسئولان و شهروندان بر ادامهی این طرح تأکید کرد و اظهار داشت: این طرح بنا به درخواستهای مکرر شهروندان همچنان ادامه خواهد داشت. این مقام مسئول انتظامی در پایان گفت: طبق نظرسنجی انجام شده بیش از 85 درصد از شهروندان استان بوشهر نتیجه اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی را مثبت ارزیابی کردهاند.
زن سارق در بوشهر دستگیر شد
مأمورین انتظامی بوشهر در پی اطلاع مردمی مبنی بر یک مورد سرقت سریعاً وارد عمل شده و در تحقیقات مشخص گردید سارق مقادیر زیادی طلاجات و وجه نقد از طریق طرح دوستی از منزل خانمی به نام محبوبه به سرقت برده است. پلیس بوشهر در یک عملیات غافلگیرانه سارق به نام مریم را در یکی از محلههای شهر شناسایی و دستگیر کرد. لازم به ذکر است نامبرده به سرقت خود اعتراف نموده است.
یک باند فساد در بوشهر متلاشی شد
پلیس بوشهر در راستای اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، یک باند فساد را منهدم و 4 نفر را دستگیر کرد. پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی استان بوشهر با کسب خبری مبنی بر فعالیت یک باند فساد در این استان وارد عمل شدند. در این راستا، با انجام یک سری تحقیقات نامحسوس محل باند مورد نظر شناسایی گردید و در یک اقدام غافلگیرانه، دو مرد و دو زن به اتهام تشکیل خانه فساد دستگیر شدند. گفتنیاست متهمان ضمن تشکیل پرونده جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع قضایی گردیدند.
انرژی هستهای و بیمارستان، هر دو حق مسلم ماست!
وضعیت درمانگاه شهر "کاکی" نگران کننده است. مرگ پی در پی بیماران اورژانسی و سوانح جادهای در سالیان گذشته به عنوان یک تراژدی وحشتناک موجب از دست رفتن جان انسانهای بیشماری شده است.
گلایههای مردمی و مشاهدات عینی نگارنده، حاکی از کمبود شدید امکانات درمانی و مداوای ناقص بیماران مراجعه کننده به آن درمانگاه و عدم رسیدگی به وضع وخیم موجود از طرف مسئولین شبکهی بهداشت و درمان شهرستان، دانشکده علوم پزشکی و عالیترین مقامهای استانی است.
شهر کاکی با واقع شدن در میان دو شهر کنگان و خورموج و با حجم بالای ترافیکی جادهای، تصادفات و سوانح مختلف روزانه با این به ظاهر درمانگاه ویران، به هیچ وجه پاسخگوی نیاز و حل مشکل درمانی یا خدماتی و اورژانسی آنان نیست.
واقعیت این است که درمانگاه کاکی که با عنوان: «مرکز درمانی شهید مظفری» به ظاهر خدماترسانی به بیماران را بر عهده دارد، در دل ساختمانی که خدمات زایشگاهی مختصری ارائه میدهد، با دو ـ سه اتاق مخروبه و کمبود شدید تجهیزات و کادر درمانی ناکافی و مهمتر از همه ـ که در باور کسی نمیگنجد ـ نداشتن «آمبولانس!!» جهت اعزام بیماران اورژانسی، از بخشهای محرومی نظیر بشاگرد در استان هرمزگان نیز محرومتر است!!
اعزام بیماران اورژانسی با وسایل نقلیهای همچون وانت و نیسان باری تا بیمارستان زینبیه خورموج و یا مرکز استان به امری بدیهی و رویهای معمول هر روزهای تبدیل شده است! تنها پاترول قراضهای که خدمات اداری و اورژانسی را با هم انجام میدهد در بیشتر مواقع به دلیل فرسودگی و از رده خارج شدن قطعات یدکی آن، به همراه عدم سیستمهای استاندارد کولر برای بیماران غیر قابل تحمل و به مرگ آنان کمک بیشتری میکند!!
مسئولین درمانگاه کاکی نیز همراهان بیمار را مجبور میکنند جهت اعزام بیمار از تاکسی تلفنیهای شهر کمک بگیرند! واقعاً برای شهری با جمعیت بالای 12 هزار نفر به عنوان مرکز قدیمیترین بخش استان با مردمانی تحصیلکرده، مؤمن و قانع و با کارنامهی درخشان در دفاع از کیان مملکت و دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی، که گوی سبقت از خیلی شهرها و مناطق را ربوده است، باورکردنی نیست که از حداقل امکانات بهداشتی و درمانی محروم باشد.
آنچه که برای نگارنده و خیلی از اهالی محترم و محروم این دیار قابل قبول نیست، عدم رسیدگی به مشکلات و نواقص موجود از طرف مسئولین ذیربط به ویژه استاندار دولت عدالت محور است که مدتی پیش از دست معاون اول رییس جمهور لوح سپاس و یادبودی را به خاطر ارتقای سطح سلامت بوشهریها گرفت!!
در این مقال جای نقد عملکرد استاندار در زمینهی بهداشت و درمان نیست ولی مسئولین دانشکده علوم پزشکی و خدمات درمانی به جای ارائه آمار غلط به وزارت بهداشت و بیعیب و نقص جلوه دادن و ارائهی بیلان کاری عریض و طویل در نشریات میبایست برای یک بارهم که شده با اعزام کارشناسان و بازرسین خبرهی خود به کاکی، از نزدیک اوضاع ناهنجار موجود را بررسی نمایند و بدون ترس و واهمه گزارش مستدل و واقعی مرکز درمانی را به اطلاع مسئولین مافوق خود برسانند. مسئولینی که اگر دلشان به حال این مردم میسوخت و شیون و نالهی مصیبت دیدگان و عزیز از دست رفتگان را لحظهای لمس میکردند، لوح استاندار نمونه را به خاطر خوش آیند دوستان تقدیم نمینمودند.
سهل انگاری و کم کاری مسئولین بهداشتی و درمانی استان نابخشودنی است؛ علی افراشته ـ استاندار نمونه حامی سلامت ـ باید سفر سال گذشتهی خود را ب