باز هم استاندار و مطبوعات
شنیده شده است علی افراشته استاندار بوشهر مجدداً در جلسه فرهنگیان استان علیه مطبوعات مطالبی را بیان داشته و عبارات "بیانصاف" ، "به دور از واقعیت نوشتن" و ... علیه مطبوعات مطرح کرده است. شنیدنیها حاکی است عباسی رییس بازنشسته آموزش و پرورش استان بوشهر نیز در جلسه مذکور مطبوعات استان بوشهر را در ردیف مطبوعات 50 سال قبل دانسته است. لازم به ذکر است استاندار و معاونین و بعضی از مدیران کل اخیراً علیه مطبوعات محلی استان سخنرانی و مصاحبه نمودهاند.
تعطیلی خوابگاه مدارس نمونه
شنیده شده است به دلیل کمبود بودجه، خوابگاههای مدارس نمونه استان بوشهر در زمان امتحانات تعطیل شده است. شنیدنیها حاکی است قبل از آن به اولیاء دانشآموزان اعلان کرده بودند که غذای خوابگاه مدارس نمونه به دلیل کمبود اعتبار لغو شده است.
شهردار جدید کاکی
شنیده شده است غلامحسین پاپریزاده شهردار فعلی تنگ ارم توسط شورای شهر کاکی و به تقاضای اهالی این شهر برای تصدی پست شهرداری کاکی مطرح شده است.
مشاورین رییس جمهور در خارگ
شنیده شده است مشاورین رییس جمهور برای بازرسی و بررسی مشکلات به خارگ مسافرت نمودهاند. گفته میشود شایعه آمدن احمدینژاد رییسجمهور به خارگ بعد از سفر مشاورین وی مطرح شده است.
پسر مسئول و 15 میلیارد ریال وام زود بازده
شنیده شده است برای پسر یکی از مسئولان استان که هنوز سربازی نرفته و مدیر عامل یکی از شرکتهای خصوصی بوده و دانشجوی دانشگاه آزاد میباشد 15 میلیارد ریال اعتبار تصویب شده و به بانک معرفی گردیده و اعتبار مذکور آماده پرداخت میباشد.
لندکروز؛ خرید 60 میلیون؛ فروش 140 میلیون!
حتماً شما هم اتومبیلهای لوکس وارداتی را در مرکز تعویض پلاک راهنمایی رانندگی واقع در تنگک دیدید که چطور خاک میخورند. اتومبیلهایی که ممکن است تمام دارایی صاحبشان باشند.
رییس پلیس راهنمایی رانندگی میگوید: اگر تأخیری به وجود میآید، صاحب خودرو مقصر است چرا که مدارکش را کامل نکرده است.
سرهنگ عبدا... بحرینی اضافه میکند: خودمان تأکید میکنیم که افراد نباید مرکز تعویض پلاک را پارکینگ تلقی کنند.
علی که پدرش وارد کنندهی خودرو است میگوید: کمبود کارشناس باعث میشود که خودروهای ما چند روز زیر آفتاب بمانند و خاک بخورند.
سرهنگ بحرینی میگوید: اگر صبح اول وقت، خودرو با مدارک وارد مرکز تعویض پلاک شود قبل از پایان ساعت کاری پلاک شده از مرکز خارج میشود.
علی میگوید: مدارکمان را باید همین جا تحویل دهیم اما برای یک امضاء ما را میفرستند مرکز راهنمایی رانندگی، بعد که امضاء را گرفتیم دوباره این مسیر را برمیگردیم. مأموری که قبلاً بود پستش عوض شده، ما هم باید منتظر بمانیم تا همان مأمور تشریف بیاورد.
سرهنگ بحرینی میگوید: اگر اتومبیلی بدون پلاک تردد کند توقیف و 15هزار تومان جریمه میگردد و اگر هم با پلاک غیر مجاز تردد کند 13 هزار تومان جریمه نقدی میشود.
با همهی این تفاصیل در سال گذشته 11299 دستگاه خودرو سواری وارد بندر بوشهر شده است.
مدیرکل ستاد نظارت گمرکات استان بوشهر گفت: در 12 ماهه سال 86 تعداد 11299 دستگاه خودرو سواری به وزن 16666 تن و به ارزش 253293602 دلار ترخیص شده که در مقایسه با مدت مشابه سال قبل از نظر تعداد 97 درصد و از نظر ارزش 136 درصد رشد داشته است.
علی میگوید: به ازای هر ماشین که وارد میکنیم 90 درصد گمرکی پرداخت میکنیم. دو تا 5 درصد هم به حساب خزانه واریز میکنیم. یک میلیون و نیم هم به حساب تبصره 13 واریز میکنیم. عوارض شهرداری را هم پرداخت میکنیم.
جالب است بدانید که 15 درصد تخفیف گمرکی شامل ماشینهای وارداتی نمیشود.
میپرسم: سود هم داره؟ علی هم لیست خرید و فروش را به من نشان میدهد.
اسم ماشین خرید در دبی فروش در ایران
لندکروز جدید 60 میلیون تومان 140 میلیون تومان
لگزوس 40 میلیون تومان 82 میلیون تومان ـ شاسی بلند 92 میلیون تومان
تویوتا کمری 25 میلیون تومان 49 میلیون تومان
پرادو 30 میلیون تومان 70 میلیون تومان
آزیرا 25 میلیون تومان 52 میلیون تومان
نیسان مارانو 31 میلیون تومان 72 الی 78 میلیون تومان
ساناتا 22 میلیون تومان 39 الی 49 میلیون تومان
بالاترین مدل بیامو 100 میلیون تومان 180 میلیون تومان
بالاترین مدل بنز 100 میلیون تومان 260 میلیون تومان
رژیم غذایی مناسب برای دندانهای کودکان
دکتر اسماعیل قاسمی
یکی از روشهای پیشگیری از پوسیدگی، کنترل رژیم غذایی کودک است. بنابراین ضمن رعایت غذای اصلی کودک، اگر میان وعده و مصرف تنقلات به طور مناسب انتخاب شوند، علاوه بر تأمین منبع تغذیه و انرژی مورد نیاز کودکان میتوانند در پیشگیری از پوسیدگی نقش مهمی داشته باشند. شکلگیری عادات غذایی سودمند یا زیانبار در کودکان از سوی والدین صورت میگیرد.
بهتر است از خوردن مواد غذایی که حاوی شکر، نشاسته و مقدار زیادی چربی هستند پرهیز شود. در این صورت علاوه بر سلامت عمومی کودک، سلامت دندانی او نیز تضمین خواهد شد.
چاشت نیم روزی سودمند: شیر، نان و پنیر، تخممرغ پخته، ماست، میوهها و سبزیهای خام مانند هویج، همچنین ذرت و آجیل شور
چاشت نیمروزی پوسیدگی زا: آبنبات، کیک، شیرینی ، کلوچه، غلات شیرین شده، کشمش، برگه میوههای خشک، شیر عسل، آدامسهای شکردار، بیسکویتهای شیرین
توصیههای مهم
1ـ از خوردن غذاهای چسبنده پرهیز کنید. این مواد از نظر مدتی که در دهان باقی میمانند متفاوت هستند. برای مثال، چسبندگی تافی بر روی دندانها بیشتر از شکلات و کارامل است.
2ـ خوردن شیرینیها را در وعدههای غذایی منحصر کنید. در این هنگام بزاق بیشتری در دهان ترشح میشود که می تواند باقیماندهی مواد غذایی را از روی دندانها پاک کند.
3ـ تعداد دفعات مصرف مواد قندی را در طول روز کاهش دهید.
4ـ از وجود مواد قندی در فرآوردههای غذایی آگاه باشید، بنابراین در هنگام خرید بر برچسب مواد تشکیل دهنده آن توجه نمایید، مانند سسها و نوشابهها.
5ـ از خوردن تنقلات و شیرینی قبل از خواب پرهیز کنید. زیرا در آن هنگام جریان بزاق کندتر بوده، قدرت پاک کنندگی آن کمتر است.
6ـ میان وعدهها را به گونهای انتخاب کنید که موجب پوسیدگی دندانها نشوند و با خوردن موادی مانند سبزیهای خام، پنیر و سایر لبنیات به سلامت دندانها کمک کنید.
شخصیتهای موجود در این متن مربوط به 100 سال پیش است. هر گونه کاشت، داشت و برداشت از این مطلب ممنوع میباشد.
دست بوسونِ خبرنگارا!!
بابا دست از سر خاتمی بردارید یعنی چه هر دفعه یه چیزی براش درست میکنید!
البته تمام تلاش خودتون رو انجام دادید که بگین آقای
خاتمی بازنشسته شده و بگین دوران خاتمی گذشته!
بعد هم شروع کردین به جمع آوری امضا علیه خاتمی؟! کوچیکی گفتند، بزرگی گفتند، رییسجمهور اسبق گفتند، نمایندهای گفتند!
تو که روی صندلی ضمانت شده نشستی، یه گارانتی بینهایت هم بهت دادن، تو چرا؟
یعنی این قدر از حضور دوباره خاتمی میترسید؟
این قدر که شما روی خاتمی حساب باز کردید اصلاحطلبها حساب باز نکردند!
باز هم الهی شکر ختم به خیر شد!
مشاور رسانهای آقای آدم خوبه (همان پخش کنندهی عدالت) گفته: من دست اون خبرنگاری را میبوسم که بگوید فلان مصوبه که باید انجام میشده مطابق برنامهریزی انجام نشده! یکی نیست بهش بگه آخه آقای کلهر با انصاف ]...[ (توضیح: حذف شد) شما خبرنگارهارو به رسانههای غربی ربط ندید لازم به دست بوسی نیست!!
این بزِ سبز
شعر که به دک و پُز مبدل شود از «بُز» غافل میمانیم ما. بُز و سپس بزغاله، همان که به صحرا رَود و کُنَد از دوریِ مادر، ناله! این واژه ـ بُز ـ در کهکشانِ دالها که بچرخد، مدلولهایی برای خودش پیدا میکند: رفیق، رفیقه، شفیق، شفیقه!
از سوی دیگر: معنا، معرفت، شور و شعور و یا همانی که تساهل و مدارا و مردمداری مینامندش! شاید به معنی فردیت و یگانگی و دیگر دوستی هم آمده باشد در فرهنگ لغتهایی که هنوز تدوین نشده! به همین ترتیب که پیش برویم از این فعلاً حیوان نجیب، اسطورهای ساخته و پرداخته خواهد شد و چرا که نه؟
دک و پُز اما همان انگشت نمایی و ملامت نیست و چه حیف؟
به گمان من در عالم شعر و ادبیات که میگویند خوش عالمی است میتواند به معنی ظاهر سازی و تفرعن، خود شیفتگی، پیف پیف کردن به شعر و هنر دیگران و به خصوص عصا قورت دادگی باشد. اما این درد بی درمان یعنی رعایت دک و پُز، وقت خاصی نمیشناسد، شاید مناسبترین لحظهی بروز آن تشییع جنازه یا خاکسپاری هنرمندی صاحب نام باشد، چرا که خوبان و ناخوبان همه جمعاند! همین جاست که بزِ زنگوله به پا بر آدمی شرف دارد. البته با تعریفی که از این حیوانِ ظاهراً زبان بسته ارائه شد، بز و «بزیّت»! عینِ آدمی و آدمیت است.
این پریشان نویسی نمیخواهد کس ـ کسانی را از رو ببرد، چرا که این متنِ پاره عقل هم میداند که اکنونیتِ اکنونِ ما معطوف به گُل چیدن و چهره بوسیدن است، نه گِل مالیدن به گلگیرِ ماشین پدر دختر همسایه!
از طرفی همین متن که قیافهاش مثلاً خیلی مشکوک است به این نتیجهی دردناک رسیده است که "شعر" فرآیند حسِ متفکر و تفکرِ حسی آدمهایی لزوماً صادق و یگانه نیست. آدمهایی که رفتار و نوشتارشان تا حدی به هم شباهت دارد. اما سرخوشی فرضی من این است که این نگاه قضایی، از بیخ و بُن اشتباه و مردود باشد و مرا دست نبسته به «سالن مردودین» ببرند!
جایگاه زن در تئاتر
چهارمین جشنواره تئاتر استانی بانوان (ریحانه) با نگاهی ویژه به این هنر ژرف و ارزنده در تاریخ 13 تا 10 اردیبهشت ماه 87 با همکاری و مشارکت
حوزه هنری استان بوشهر و اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان خورموج با حضور چهار شهرستان (بوشهر، برازجان، خارگ، خورموج) برگزار گردید.
هنر از جمله مواهب الهی است که خداوند برای سازندگی بشر، این نعمت بزرگ را به او بخشید و توان درک واقعیتها را به او داد که نه تنها در تحول واقعیات او را یاری کند بلکه برای انسانیتر و شایستهتر شدن به او عزمی راسخ بدهد و با ارائه دادن هنر بستری مهیا کند برای نشان دادن نبوغ هنرمندان در عرصه هنری، و تئاتر که مادر همه هنرهاست، از این قاعده مستثنی نیست. "تئاتر" هنریست والا و مقدس و دارای اهداف متعالی انسانی که میتواند دریچهای باشد به روی مسئولیتپذیری و فعالیتها و توانمندیهای هنرمندانی که به دنبال نوری هستند تا در همه زمینههای زندگی چراغ وجود خویش را با آن روشن نگاه دارند و گرد هم آیند در جشنوارههایی که میتوانند به نحو مؤثری نیروهای نهفته و بالقوه را به بالفعل تبدیل کنند. در برگزاری جشنواره تئاتر بانوان نیز همین نیروهای مرتبط در حوزه بانوان در کنار فعالیتهایی اعم از سیاسی، اقتصادی، اجتماعی ... میتوانند سهم بزرگی نیز در بخش فعالیتهای فرهنگی و هنری داشته باشند، چه بسا که در گذشته بانوان در حوزههای هنری خصوصاً در تئاتر فعالیتهای کمتری داشتند و حضور آنها تنها به عرصهی بازیگری بسنده شده بود اما در طول دهه اخیر با حضوری پر رنگتر و تأثیرگذارتر در زمینههای مختلفی چون بازیگری، نویسندگی، طراحی صحنه و کارگردانی ظاهر شده و موفق گردیدهاند اما همیشه باید بدانیم، برای همه اقشار مختلف جامعه، هنر مقولهای گسترده و بیانتهاست و دریاییست که ساحل ندارد و هنوز همگی ما در ابتدای راه هستیم و این را در نظر میگیریم که به جایگاه فعلی خود بسنده نکنیم.
شرایط حضور در جشنواره تئاتر بانوان:
1ـ نویسندگان زن در اولویت قرار داشتند /2ـ کارگردانان زن مورد نظر بودند/ 3ـ شخصیت محوری داستان، زنان بودند / 4ـ در عوامل اجرایی و صحنهای، زنان در اولویت قرار داشتند
نحوهی برگزاری جشنواره امسال:
حضور پررنگ بانوان جوان در این جشنواره در تمامی عوامل اجرایی باعث مباهات بود. جشنواره طی چهار دوره نسل خوبی را پرورش داده است تا در راستای اهداف اصلی جشنواره برای توانمند ساختن دختران و زنان جوانی که با نهایت نیرو تلاش میکنند، گامی مؤثر بردارند و با برگزاری کلاسهای آموزشی با حضور استادان زنان در حوزهی تئاتر و در زمینههای نمایشنامه نویسی و بازیگری در این چند روز توانمندی آنان را بیش از پیش هویدا ساخت.
هدف از مشارکت در «عرصهی تئاتر» با شهرستانها را میتوان اینگونه بر شمرد:
1ـ هنرمندان شهرستانی باید بیشتر از گذشته از سوی مسئولان استان مورد حمایت قرار گیرند.
2ـ وجود فضا و موقعیت فرهنگی و هنری جدید و ویژه در شهرستانها
3ـ شناخت و به جریان انداختن نیروی بالقوه و تازه نفس و جوان در شهرستانها
الگو سازی بانوان در حیطه متون نمایشی: بانو فاطمهالزهرا(س) بانوی دو عالم است که همه زنان جزیی از وجود مقدس ایشان هستند، بنابراین هر کسی حق دارد با مددجویی از این بزرگوار در جشنواره تئاتر بانوان طوری عمل کند که به افراط کشیده نشود و برای جلوگیری از این افراط زنان میتوانند از متون نمایشی بهره گیرند که لحظهها و موقعیتهای ناب دراماتیک را در شخصیتهای نمایشنامه بیافرینند همانند: بانوان صدر اسلام، زنان شاهنامه، زنان تلاشگر معاصر که همیشه الگو و چراغی روشن فرا راه ما هستند.
انتظار ما: جشنواره تئاتر بانوان استان در آغاز راه است اگر حمایت مسئولان امر نباشد چراغ آن خاموش میگردد. در آخر از زحمات دلسوزانه ریاست محترم حوزهی هنری استان بوشهر و زحمات بیدریغ ریاست محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی و انجمن نمایش شهرستان دشتی در طول برگزاری چهارمین جشنواره تئاتر استانی بانوان (ریحانه) سپاسگزاریم.
آراء هیأت داوران چهارمین جشنوراه
تئاتر استان بانوان (ریحانه)
لوح یادمان برای تمامی گروهها
بروشور ـ اکرم حیدری (نمایش دریا و دایره) برازجان/ نور ـ سیده نجمه حسینی (خدایا ایمان بده ) خورموج/ طراح صحنه ـ آسیه ناصری ( خدایا ایمان بده) خورموج/ طراح لباس ـ ماندانا رضوانی (خدایا ایمان بده) خورموج/ موسیقی ـ محمدرضا زارعی (پردهبرداری) بوشهر/ بازیگر مرد ویژه: قاسم تنگسیرنژاد (دریا و دایره) برازجان/ نویسندگی ویژه: رسول بانگین (خدایا ایمان بده) خورموج/ بازیگر زن ـ سوم: بنفشه جوکار /دوم: اسما بناری (سوفیای من) خارگ /دوم: مهسا گنجی (پردهبرداری) بوشهر/ اول: مریم السادات رضوانی (خدایا ایمان بده) خورموج /کارگردانی ـ سوم: اسما بناری (سوفیای من) خارگ / دوم: مهسا گنجی (پردهبرداری) بوشهر /اول: ماندانا رضوانی (خدایا ایمان بده) خورموج.
نمایش "خدایا ایمان بده" از خورموج به جشنواره تئاتر استانی راه یافت.
* دبیر اجرایی چهارمین جشنواره تئاتر استانی بانوان (ریحانه) ـ مدرس و عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر
بردهیی که پنداشت انسان است
به قلم: لیندابرِنت
توضیح مترجم: نویسنده این داستان کوتاه، زن سیاهپوستی است که برده بوده و در دنیای بردگی ایالات متحده آمریکا به دنیا آمده است.
وی از دوران بردگی خود
ماجراهای زیادی به رشته تحریر درآورده است، که مترجم این رخداد را برگزیده است.
• دو سال از اقامتم در خانهی دکتر فلینت گذشته بود و در این سالیان تجربههای زیادی اندوخته بودم، گر چه هیچگاه فرصتی برای دانش اندوزی نیافته بودم. مادر بزرگم همیشه میگفت که بیتردید خداوند صلاح دانسته است و مشیتاش بر این قرار گرفته است که ما سیاهان چنین سرنوشتی بیابیم. گرچه زندگیمان واقعاً دشوار و رنجآور و مصیبتبار است ولی باید از او سپاسگزار باشیم.
بعد از ظهر یک روز نشسته بودم و چیزی میدوختم و مثل همیشه اندوهگین و دل سنگین بودم و پریشان خاطر. خانم ارباب مرا متهم ساخته بود که خطایی از من سر زده است، ولی هر چه به او میگفتم من گناهی ندارم و خطایی نکردهام، او در عوض جوری به من نگاه میکرد که میدانستم حرفم را باور نمیکند و مطمئن است که دروغ میگویم. در دل به خودم میگفتم مگر منِ بینوا چه گناهی مرتکب شدهام که خداوند مرا به این روز سیاه انداخته است. در دریای پریشان افکارم غوطهور بودم که در آهسته باز شد و ویلیام وارد شد. به او گفتم: «خُب برادر، باز دیگه چه شده؟»
جواب داد: «لیندا، بِن و اربابش دعواشون شده.»
نخستین فکری که به سرم زد این بود که پنداشتم بنجامین کشته شده است. ویلیام گفت: «نه، نترس لیندا، حالا همه چیزو بهت میگم».
قضیه از این قرار بود: ارباب بنجامین را احضار میکند، اما بنجامین کمی دیر خدمت ارباب میرسد. وقتی میآید ارباب عصبانی میشود و با تازیانه به جانش میافتد. بنجامین اعتراض میکند و در نتیجه ارباب و برده با هم گلاویز میشوند و سرانجام ارباب بر زمین میافتد. بنجامین هراسناک میشود، چون که یکی از ثروتمندترین آدمهای شهر را بر زمین انداخته بود، و حالا نگران بود چه بر سرش خواهد آمد. من هم نگران شده بودم. آن شب من دزدکی و پنهانی به خانه مادربزرگم رفتم. بنجامین هم یواشکی گریخته و به آنجا آمده بود. مادربزرگم توی خانه نبود و رفته بود یکی از دوستان قدیمیاش را ببیند.
بنجامین گفت: «اومدم ازتون خداحافظی کنم. دارم فرار میکنم.»
از او پرسیدم به کجا میرود، که گفت: «به شمال.»
به او نگاه کردم ببینم آیا واقعاً جدی میگوید یا نه. التماس کردم نرود، اما توجه نکرد. به او گفتم که زندگی بین غریبهها دشوار است و انسان را از پای در میآورد. ولی رنجیده خاطر گفت: «لیندا، اینجا ما مثل سگیم، یا مثل یه توپ، مثل چارپا، و مثل هر چیز پست و بیارزش و غیر انسان. نه، من دیگه اینجا نمیمونم، بذار دستگیرم کنن. ما فقط یه بار میمیریم.»
بالاخره خداحافظی کردیم و آن پسر دوست داشتنی از پیش ما رفت.
آن روز را هنوز از یاد نبردهام، انگاری همین دیروز بود. او را زنجیر به پا دیدم که داشتند از خیابان میگذراندند تا به زندان ببرند. رنگ از چهرهاش پریده بود، اما چهرهاش مصّمم بود. وی از یک جاشو خواهش کرده به خانهی مادرش برود و به او بگوید به دیدنش نیاید، اما پیرزن میخواست پسرش را ببیند. پیرزن بین تماشاچیان پنهان شده بود تا پسرش گمان کند به توصیهاش عمل کرده و نیامده است. زندانبان که من او را از دیرباز میشناختم، مرد خوبی بود و اجازه داد که پیرزن نیمه شب به دیدن پسرش بیاید. مادر و پسر کنار هم نشستند وبا هم گپ زدند. پسر گفت که وقتی خواستند دستگیرش کنند درصدد برآمد خودش را به رودخانه بیندازد، ولی چون به مادرش فکر کرد از این کار منصرف شد. مادر از او خواست به خدا توکل کند و برود و از اربابش پوزش بخواهد.
«معذرت میخوام، مادر. مگه من چه کردم که از ارباب معذرت بخوام و به پاش بیفتم؟ چون نمیخواستم با من مثل سگ رفتار کند؟ نه، من به پاش نمیافتم و معذرت هم نمیخوام. من توی این مدت مفت و مجانی براش کار کردهام و حالا زنجیر و زندان نصیبم شده. من اون قدر اینجا میمونم تا بمیرم.»
سه ماه گذشت، نه آزاد شد و نه کسی پیدا شد او را بخرد. روزی صدای آواز خواندنش را از توی زندان شنیدند. چون این خبر به گوش ارباب رسید به مباشرش دستور داد برود و بگوید زنجیر را که از پایش باز کرده بودند، دوباره به پایش بیندند و بعد او را به سلول زندانیانی منتقل ساختند که توی کثافاتشان میلولیدند.
سه ماه دیگر گذشت و بنجامین از زندان آزاد شد، زیرا یک بردهفروش او را به سیصد دلار خریده بود، چون که بیست سالش بیشتر بود.
اگر شما هم مثل من مادری را که فرزندش را در آغوش گرفته است میدیدید و صدای گریه و شیونش را هم میشنیدید و میدیدید که فرزندتان را زنجیر به پا میبرند، بیتردید فریاد برمیآوردید: مرگ بر بردهداری.
تهران بهمن 1383
نوآوری در فرهنگ و فرهنگسازی
بدون هیچ شک و شبههای مهمترین ثروت پایدار در یک جامعه و کشور «فرهنگ» آن دیار و سرزمین خواهد بود. فرهنگ از غنیترین و اثرگذارترین
فاکتورهای پیشرفت و ترقی جوامع بشری محسوب میشود و همانگونه است اخلاق فرهنگی که مایهی حیات انسانی و جوامع انسانی است.
اقوامِ روزگار به اخلاق زندهاند قومی که شد فاقد اخلاق مُردنی است
اخلاق فرهنگی و فرهنگ اَخلاقی، دو بال پرواز به سوی تعالی جوامع در تمام زمینههاست. اخلاق فرهنگی موجب میشود که انسانها در قالب جامعه مدنی و پذیرش قانون و در چهارچوب آن حرکت کردن را باور کرده و در همین راستا به حقوق شهروندی احترام بگذارند و به حقوق دیگران تجاوز ننموده و حدود و حریمهارا مُراعات نمایند. اشتراک عمومی عقیده و نظر در این مورد فرهنگ اخلاقی جامعه را تولید و تضمین میکند جاری شدن نهرهای فرهنگی در جامعه سهولت دستیابی همه امور را ممکن میسازد که آزاداندیشی، آزادی بیان، آزادی رأی، آزادی تصمیمگیری ،آزادی در تعیین سرنوشت، مشارکت عمومی در طرحهای ملی، کاهش هزینههای مادی و معنوی، پایین آمدن محسوس و قابل ملاحظه جرم و بِزه، جرح و جنایت، تلبیس و ریا، محو مقدس مآبی و توجه عامه امی از خدایگان زمینی به تنها هستی بخش، افزایش بینش عمومی جهت عدم پذیرش سایهگذاری خلق در کنار خالق، مبارزه جدی و عملی در گسترش خرافهگویی و خرافه پرستی، کاهش چشمگیر ساده لوحان در توسلات به جادو و عقیده بر شفاعت گرفتن از بعضی مقولات توهمزا و یا افرادی که به دروغ داعیّه ارتباط با امام زمان(عج) دارند یا مورد عنایت امام زمانند (مثل اعضای مجلس هفتم) یا اگر پیغمبری بعد از رسول اکرم(ص) قرار است ظهور کند او احمدینژاد است که هم فلسفه و رهبری نظام را زیر سؤال میبرد هم اینکه تلویحاً جایگاه محمود احمدینژاد را نزد مردم از حضرت آیتا.. خامنهای که سیادت دارند و ما مردم ایران او را وارث النبی و یا رهبر مسلمین جهان میپنداریم و در نهایت «خاتمیّت پیامبر» (ص) را دچار تردید و اشکال میسازیم.
شاید ضد فرهنگیترین کار و شنیعترین شبیخون به «فرهنگ» همین باشد که توجه مخلوق را از آسمان و خالق به سوی مخلوق و زمین بکشانیم و این جاست که «شرک خَفی» زیر نام کرامت فلان مخلوق زمینی یا عالم ملکوتی یا همسایه خدا یا کسی که در ارتباط مستقیم با امام زمان قرار دارد انجام میپذیرد و بت تراشان و خدایگان سازان نه تنها بردهانشان خاک مالیده نمیشود بلکه احیاناً برای تبلیغ این خرافات مزد میگیرند، قدر میبینند و شأن میگیرند. هرگز فراموش نکنید که امام علی(ع) به شدت با خرافات و قدّیسسازان و قدّیس پروران ستیز داشت و میفرمود: بر دهان و رویِ چاپلوسان و مدیحه سرایان خاک بمالید، و نهجالبلاغه گواه این ادعاست و هرگز فراموش نمیکنیم و نمیکند ملت شریف ایران آنگاه که شاهد مدیحه سرایی فخرالدین حجازی در محضر امام بودند و امام فیالمجلس چنان شیر بیشهی علوی غرید که توانِ نُطق در کام و کلامِ استاد دیگر خشکید، در عین حال که امام (ره) شاگردش فخرالدین را صادق در گفتار و عامِل در رفتار میدید و میشناخت و پس از مدتی برای این که این کدروت از دل یکی از صحابیون خود بزداید، روزی که استاد جهت تجدید دیدار پس از ماهها از آن دیدار مذکور شتافته بود باز فیالمجلس به بانوی انقلاب همسر عارف و باوفای خویش مادر حاج آقا مصطفی گفت: برو آن «کفنی» را که سالها پیش بر روی ضریح امام علی (ع) برای خود تبرک کرده بودم برای فخرالدین بیاور، و چه هدیهای آسمانیتر از این تحفه! الله اکبر از این ابَرَ مَرد تاریخ و فرهنگساز عصر حاضر و در آینده باب سخن در این موارد زیاد است. تازگیها نیز علمای دلسوز و ناشرانِ اسلام ناب و واقعی وقتی از تاخت و تازهای گاهی بیشرمانه و بیسند و وَهن انگیز بعضی از مداحان بیخبر و کمعمق و سطحینگر در جشنها و عزاها مطلع شدند و به ستوه آمدند به سختی برآشفتند و منع کردند و جملاتی ایراد فرمودند که دلِ دوستان خدا و اسلام را شاد کردند که هنوز پاسداران دین زنده و پویا و گویایاند و تا این قشر هست آسیب رسانان آگه و ناآگه هیچ گزندی نمیتوانند به ساحَتِ قُدسی دین وارد کنند. اگر لنین میگوید دین «افَیون تودههاست»نه به این دلیل است که او به مکتب و مرام و هستی اعتقاد ندارد بلکه او دینی را «افیون تودهها و جوامع» میشناسد که تمام قدرت و استعداد انسانها را متوجه بالا کند که بگوید اگر من در زندگی بدبخت شدم، شکست خوردم، پیشرفت نکردم، دچار بلا شدم، سردرگم شدم، بیمار شدم، قطع عضو شدم، ورشکست شدم همه و همه به این خاطر بود که «خدا میخواست» و «تقدیر و سرنوشت را خدا اینگونه میخواست» و حالا که خدا اراده کرده چنین باشد پس تلاش رسمی من برای مبارزه با عوامل بدبختی و بیماری و ورشکستگی بیهوده بوده و در مقابل اراده خالقِ مُطلق و قدرت مُطلق ایستادن است پس منتظر میمانم تا مرگ بیاید و بساطم را جمعوجور کند و اپیدمی شدن این تلقی زشت و خطرناک میشود جوامع عقب افتاده مسلمانان عرب آسیایی و مسلمان عرب افریقایی و شما خوب دقت کنید کدام کشور مسلمان است که اینگونه اندیشیده و روی ترقی و پیشرفت و صنعتی شدن را دیده اما چرا ژاپن بودایی امروز ادعای همگردنی و همترازی با پیشرفتهترین کشورهای غربی و اروپایی را دارد. زیرا آنها جانشینی برای بودا در ذهن خود پرورش ندادهاند.
یک روز «معنویت کلیسا» و مرکزیت آن همین بلا را بر سر کشورهای امروزی ترقّی یافته آورده بود. حکومت یک حکومت جمود فکری و فرهنگی بود. اندیشه یعنی مرگ اندیشیدن، یعنی مساوی با رگبار و به صلیب کشیدن. کشیش و دیر و کلیسا و راهب و راهبه و پدر روحانی و متولیان فروش بهشت، فضای فقر و فلاکت برای کشورها و مردم مظلوم زمان خود مهیا کرده بودند که هیچ شبی هیچ شکمی سیر سَر بر زمین نمیگذاشت و هیچ تنی در هیچ فصل ـ نه سرما و نه گرما ـ از گزند مصون نبود. اما رنسانس انقلاب فرهنگی وزیدن گرفت. اولین کاری که صورت گرفت کلیسا و کشیش با حفظ حرمت خود در جای خود مورد توجه قرار گرفت و واتیکان را به آنان دادند و گفتند برای سلامت روحی جوامع این وظایف تعریف شدهی شماست، اما در امور اداری دخالت شما دارای خطوط قرمزی است که باید رعایت شود. لذا جهش و عمران و آبادی کشورهایی که قصد جدی در تحول فرهنگ نموده بودند به استعمار و استثمار کشورهایی که فوقاً اشارتشان رفت پرداختند و منبریهایی هم سازماندهی گردند تا برای مردم از دنیا گریز، زاهد و آخرت گرا، روضه و نوحه بخوانند که: کسی که مِهر علی(ع)مِنِ دلِشهِ(2) چَههِ نفت سی چِنشهِ(2) و مؤمنینی که به روضه آمده بودند با ناله و زاری جواب روضهخوان را میدادند و محکم بر سر و روی خود میزدند تا بیشتر صواب ببرند.
ادامه دارد
روزهای دشوار در انتظار کارگران
با افزایش تورم و گرانی روزهای سختی در انتظار جامعه کارگری ایران است زیرا با تشدید نابسامانی اقتصادی قشر کارگر اولین قربانی بوده و در معرض اخراج، کاهش دستمزد و … قرار میگیرند. جامعه کارگری ایران در دهه گذشته نیز مشکلاتی داشتند ولی طی 3 سال گذشته این مشکلات تشدید شده است و امروزه به حد غیرقابل تحملی رسیده است.
مهمترین مشکلات جامعه کارگری در شرایط فعلی عبارتند از:
1ـ دستمزد اندک: تقریباً تمام کارگران زیر خط فقر زندگی میکنند. هزینه زندگی در شهرهای کوچک برای هر خانوار 4 نفری حدود 450 هزار تومان در ماه و در شهرهای بزرگ 650 هزار تومان میباشد که چنین در آمدی برای کارگران غیر ممکن است. بسیاری از کارگران به ویژه کارگران زن با دستمزد بسیار اندک (150 ـ 100 هزار تومان در ماه) بدون برخورداری از حق بیمه مشغول کار میشوند و تحت استعمار کار فرمایان قرار میگیرند.
2ـ قانون کار ناکارآمد: قانون کار ایران از یک نارسایی مزمن رنج میبرد. اولاً در قانون کار دریافت حقالزحمه بر اساس مدرک تحصیلی است نه مهارت و حرفه. در صورتی که یک کارگر ماهر در حد یک مهندس کارآیی دارد ولی قانون کار، ساز و کار لازم برای آن پیشبینی نکرده است. ثانیاً در قانون کار، نهادها و سندیکاهای مستقل کارگری در تصمیم گیریهای کلان و پیگیری مطالبات صنفی کارگران نقشی ندارند. دولت به ویژه وزارت کار کنونی در صدد اعمال نفوذ بر مجامع کارگری است که به دلیل خلاء قانونی است.
3ـ قراردادهای موقت: بسیاری از کارفرمایان برای فرار از پرداخت حق بیمه به کارگران شاغل با آنان قراردادهای موقت 3 ماهه منعقد میکنند و برخلاف قانون کار رفتار مینمایند.
4ـ ناکار آمدی تشکلهای صنفی کارگری: جامعه کارگری ایران از ناکارآمدی نهادهای مدافع حقوق کارگران رنج میبرند. ناکار آمدی تشکلهای کارگری قدرت چانه زنی کارگران را کاهش میدهد و باعث تضییع حقوق کارگران میشود. در حال حاضر خانه کارگر، اتحادیه آزاد کارگران و سندیکای کارگران سه تشکل مهم تشکیلات کارگری هستند که فاقد انسجام تشکیلاتی و همکاری فیما بین میباشند. از اینرو اثر بخشی آنان ضعیف است. لازم است فعالان کارگری یک نهاد مستقلی تحت عنوان «اتحادیه ملی کارگران» تشکیل دهند و تحت فرماندهی یک واحد فعالیت نمایند. نهادهای کارگری نباید وارد تشکیلات سیاسی شوند بلکه مدافع حقوق کارگران، ناظر بر عملکرد دولتمردان و حامی تولید ملی باشند. احزاب سیاسی و نهادهای دانشجویی با ایجاد کمیته کارگری از حقوق صنفی کارگران حمایت کنند.
5ـ اتحادیههای کارگری فاقد رسانه معتبر برای انتقال پیام خود به مردم هستند. کارگران بایستی درصدد پخش مستقیم برنامههای خود از صدا و سیما و شبکههای تلویزیونی ماهوارهای باشند و نیز روزنامه مستقل و سایت اینترنتی راه اندازی مینمایند. در حال حاضر روزنامه کار و کارگر تمام اخبار و گزارشات کارگری را تحت پوشش خود قرار نمیدهد و تحت سیطره خانه کارگر است. خانه کارگر نماینده تمام کارگران ایران نیست و نیاز به بازسازی تشکیلاتی و کادر رهبری دارد.
مردم، دولت و انگلیسی ها در بوشهر و جزیره خارگ 1850- 1836
نوشته: وانسه مارتین
بخش سوم
ساکنان جزیره خارگ و جنگ
در این اثنا، ساکنان جزیره خارگ، از فرصت بدست آمده از جنگ، بهره برداری کامل نمودند. از همه مهمتر اینکه آنها به مدت سه سال مالیات چندانی نپرداختند و مالیات اصلی اشان، یعنی مالیات راهنمای شناورها، معمولاً جهت پشتیبانی از پادگان جزیره به شیخ نصیر می پرداختند. 83 در ثانی آنها در اداره امورشان دگرگونی اساسی بوجود آوردند. آنها در غیاب شیخ نصیر امورشان را به صورت شورائی سامان می دادند و اکنون سرسختانه با بازگشت شیخ مخالف بودند. با وجود این، مسئله عمده ای که آنها در آن برهه به دلیل گسترش نظارت مرکز، با آن مواجه بودند این بود که آنها به طور فزاینده ای می بایست عوارض را هم به مرکز، از طریق حکمران فارس، و هم به یک قدرت ریشه دار و معتبر، یعنی خاندان آل مذکور، بپردازند. 84 ساکنان جزیره خارگ کارها را از طریق گردهمایی و رایزنی سامان می دادند، که احتمالاً شیوه موجود را بازتاب می داد زیرا شیخ به ندرت در جزیره حضور داشت، گو اینکه پیش از این بستگانش در این نشست ها شرکت می کردند. پیچیدگی و ظرافتی که در روند جمع آوری پول برای پرداخت به نمایندگان مختلف دولت در جزیره وجود داشت، رویداد بی نظیری را تداعی می کند. 85 شرکت کنندگان در گردهمائی عبارت بودند از افراد برجسته محل، تجار، علما و تعداد زیادی افراد دیگر. 86 در راستای تلاش برای دفاع از حقوق خود در میان قدرتهای رقیب وابسته به شاه، حکمران ایالت فارس و قدرتهای محلی، بخصوص شیخ نصیر، ساکنان جزیره به چانه زنی و مذاکره پرداخته و کوشیدند دست مقامات چپاولگر محلی و منطقه ای را کوتاه کرده و خود راساً عوارض را به تهران بپردازند. آنها حتی موفق شده بودند " فرمانی " از شاه بدست آورند که به موجب آن خارگ از حکومت فارس جدا می کرد. 87 در این گیرو دار حکمران فارس طی دیداری از بوشهر حقوق شیخ نصیر را به رسمیت شناخت. حکمران فارس و شیخ نصیر راجع به برآورد مالیات خارگ به مبلغ 3600 روپیه محمد شاهی، که شیخ می بایست آن را وصول کند، به توافق رسیدند. افزون بر این حکمران فارس قرار بود راجع به پرداخت سالانه مبلغ پانزده هزار تومان به متولی امامزاده محل، تا برای سعادت و بهروزی شاه دعا کند، فرمانی صادر کند. 88 این اهدا احتمالاً به نشانه رفتاری مسالمت آمیز و آشتی جویانه با ساکنان جزیره تلقی می گردید. با وجود این، بلند پروازیهای شیخ نصیر در راستای دستیابی دوباره اش به حقوقی نامحدود، با شکل گیری سیاست دولت مرکزی نسبت به خارگ، هماهنگ نبود. نماینده شاه و فرمانده پادگان به وضوح اعلام نمودند که اگر ساکنان جزیره هم به نماینده شاه فشار آورند، مسئولیتی متوجه آنها نخواهد شد. ساکنان جزیره هم به نماینده شاه فشار آوردندکه هزینه پادگان را باید به گردن شیخ نصیر، به عنوان حکمران بوشهر، انداخت و افزون براین آنها فرمانی از شاه کسب کردند که به موجب آن قبیله عرب " دموخ " تحت حمایت مخصوص قرار می گرفت و به خان لارستان هم حکم می کرد که مراقب باشد پادگان لار به مردم ظلم و احجاف نکند. ساکنان جزیره در بدایت امر از این قرار تازه شاه، مبنی بر اینکه خود راساً امورشان را سامان دهند و نیز در مورد پادگان لار، راضی و خرسند بودند. با وجود این، کم کم اختلافاتی که منشاء آن عمدتاً مسائل مالی بود، چهره نمود. آنها بر این باور بودند که لطفعلی خان، فرمانده پادگان، می کوشد آنها را سرو کیسه کند، هر چند این موقعیت او مدیون فرمان شاه بود که آنها را از ظلم و ستم، حفظ کند. 89 آنها حتی در میان سربازان تحت امر لطفعلی خان، که شاکی بودند فرمانده اشان مستمری آنها را به جیب می زند، متحدینی پیدا کردند. بنابراین، این دو گروه دست به دست هم داده و لطفعلی خان را از خارگ، اخراج کردند. 90 لطفعلی خان رهسپار بوشهر گردید و در آنجا مدعی شد که او را با شورش و نافرمانی از کار برکنار کرده اند. 91 لذا هم قاضی بوشهر و هم حکمران بمنظور پی بردن به حقیقت فرستاده هایی را به خارگ اعزام کردند و در خارگ با این دو فرستاده با بی احترامی رفتار شد و ضمن اینکه از خارگ اخراج شدند پیامهایی هم توسط آنها به قاضی و حکمران فرستاده شد تا در امور جزیره دخالت نکنند. در این پیامها تصریح شده بود که بنا به فرمان شاه جزیره خارگ تحت سلطه حکمران لار است و لذا آنها ملزم نیستند که از بوشهر حرف شنوی کنند. مقامات بوشهر نیز با توصیه به لطف علی مبنی بر اینکه او برای گوشمالی دادن به سنی های خارگ، گروهی از شیعه ها را سازماندهی کند، احتمالاً به شکل نوعی جهاد، واکنش نشان دادند. لذا لطف علی همراه با سی نفر شیعه بیکار تحت امر خود رهسپار خارگ گردید اما پادگان لار مستقر در خارگ، هجوم آنها را بلافاصله دفع کرد. در این اثنا کفیل پادگان لار در خارگ نامه ای به سرکرده لار فرستاد که او هم در پاسخ مراتب مخالفت خود با لطف علی و عصبانیت اش از قاضی بوشهر ابراز داشت. بنابراین پادگان خارگ تحت امر سر کرده آنها در آمد و ساکنان جزیره از اینکه از ظلم و ستم رها شده بودند، خرسند گردیدند. با وجود این، دیری نپائید که واقعیت های مالی چهره نمودند. سربازان لاری به دلیل اینکه ساکنان جزیره نمی توانستند از آنها حمایت کنند آنجا را ترک گفتند و این در حالی بود که تامین خواربار سربازان از بوشهر هم متوقف شده بود. اکنون ساکنان جزیره با سربازانی تازه وارد و آزمند، خواه اعزامی از بوشهر خواه ایالت فارس، یا بازگشت شیخ نصیر که به شدت با او مخالف بودند، مواجه شده بودند. آنها این حق را داشتند تا به شاه توسل جویند اما هزینه آن برای خارگی های تنگدست ماهیگیر بسیار زیاد بود لذا آنها تحمل ستم را بر رفتن به شیراز جهت دادخواهی، ترجیح می دادند. در سال 1843 که سربازان تازه ای به خارگ اعزام گردید ساکنان جزیره با ترک خارگ بطور دسته جمعی ناخرسندی اشان را به منصه ظهور رسانیدند و بدین سان از خانه و رمه و چارپایان اشان دست کشیدند و این حرکتی ماهرانه بود تا تلویحاً به مقامات اشاره کنند که دولت آنها فاقد عدالت و غیر قانونی است. 92 خروج آنها از جزیره کشور را ازوسیله امرا معاش و دولت را از عایدات محروم ساخت و می توان این حرکت را به نوعی اعتصاب تلقی کرد. پیش از این هیچگاه سربازان دولتی با این خلق و خوی چپاولگری در جزیره مستقر نبوده و از سوئی هم تعداد ساکنان جزیره اندک و بسیار تهیدست بودند که خواروبار مورد نیاز جزیره را تامین کنند. خاندان آل مذکور، به رغم خواسته هایشان، مانند خیلی از اعیان و بزرگان با قبول نقش واسطه، جهت مذاکره با دولت، تا حدودی از مردم خود حفاظت می کردند. سربازان، احتمالاً بنا به دستوری که به آنها داده شده بود، خانه های ساکنان جزیره را ویران ساخته و تهدید نمودند که اگر آنها به جزیره مراجعت نکنند، رمه و چارپایان اشان را نابود خواهند کرد. 93 را جع به پادگان خارگ شکایات متعددی در تهران اقامه گردید و شاه از حکمران فارس خواست تا در جزیره صلح برقرار کند و رضایت ساکنان را بدست آورد، به عبارتی طوری مسایل را حل و فصل کند که در آنجا آرامش بوجود آید. 94
سقوط خاندان آل مذکور
به عنوان بخشی از روند نمایش قدرت دولت مرکزی، " یاور " بوشهر نقش فزاینده ای رابه عنوان نماینده مورد اعتماد حکومت فارس به عهده گرفت و مسئولیت حل و فصل کلیه کشمکش ها به او تفویض گردید. فرمانده پادگان خارگ هم با قبول مسئولیت از طریق یاور در بوشهر، اختیارات بیشتری را بدست آورد. 95 زمانیکه ساکنان جزیره به دیار خود برگشتند متوجه شدند که امور اداری و اجرائی خارگ، نظام مندتر شده است. این تحولات بی تردید مرهون حضور و شیوه اداری انگلیسی ها بود. از سوئی نیز عزم و ارداه دولت ایران این بود که فرصتی جهت مداخله، برای انگلیسی ها بوجود نیاید. در خلال این مدت شیخ نصیر که، بجز جا پایی در قلعه خارگ، همه چیز را از دست داده بود موقعیت خود را به عنوان حکمران بوشهر بطرز نامنظمی، حفظ کرد. شیخ نصیر حتی بعد از اینکه در سال 1842 دوباره به عنوان حکمران منصوب گشت عمدتاً فاقد قدرت بود که دلیل آن تا حدودی این بود که او مبالغی مقروض سه نفر تاجر موسوم به حاج محمد باقر، آقای عبدالمحمد و آقا میرباقر بود. و از قرار معلوم مبلغ 6000 تومان هم بدهکار حکمران فارس بود. 96 در نتیجه او به زودی موقعیت خود را دوباره از دست داد اما در سپتامبر 1849 برگشت. با وجود این، موقعیت او ناپایدار بود که علت آن عمدتاً این بود که او به دلیل کاهش عوارض گمرکی، قادر نبود مالیات پیش بینی شده را تادیه کند. 97 ضمناً روابط بین جامعه تجار و آل مذکور تیره شده بود زیرا شیخ نصیر همیشه به آنها اجحاف می کرد یا درخواست وام می نمود که از بازپرداخت آن عاجز بود. بنابراین خصومت و دشمنی تجار، در سقوط اقبال و بهروزی آل مذکور سهیم بود. 98 با وجود این، بوشهر بندری آباد و پررونق بود و سقوط شیخ نصیر مقارن با ترقی حاج عبدالمحمد، ملک التجار، بود. این جریان بخشی از فرآیند آرامی بود که به موجب آن جامعه تجار ثروتمندتر می گردید در حالیکه اداره دولت در پی توقعات روز افزون و نیز دشواری اجرای نرخهای افزایش یافته مالیاتی، در فشار و مضیقه بود و تجارت نه موجب پیدایش قشری تازه، بلکه بیشتر موجب توانگر سازی و در پی آن رشد نفوذ طبقه کهنه کار پیشین گردید. نفوذ ملک التجار دشمنی و خصومت شیخ نصیر به بارآورد و این تاجر هم به نوبه خود در جریانی دخالت داشت که به استناد آن دولت موقعیت خاندان آل مذکور را متزلزل ساخت که دلیل آن عمدتاً روابط دیرینه این خاندان با انگلیسی ها و نیز تا حدودی نظارت روز افزون دولت بود. در ماه می 1849 که شیخ نصیر و عمویش شیخ حسین جان ملک التجار را مورد تهدید قرار دادند بعضی از تجار بلند پایه بوشهر به منظور حفاظت از جان ملک شب و روز در خانه او اقامت گزیدند. 99 یادآوری می گردد، ملک التجار به این دلیل با نفوذ بود که می توانست بر بازارها حکم راند و تا حدودی بر روی همقطاران کمتر ثروتمندش نظارت داشته باشد و نیز به این دلیل که او هم با شیراز و هم با تهران، در ارتباط بود. بدین سان، هنل برای شیخ نصیر خردمندانه نمی دانست تا با این تاجر به کشمکش پردازد زیرا او می توانست، در مقایسه با همه تجار، از حمایت بیشتر ملک التجار برخوردار شود. از طرفی موقعیت ملک التجار نیز به دلیل ارتباط او با دولت و در نتیجه نقش مهمی که او در حل و فصل اختلافات ایفا نمود، گسترش یافته بود. علی رغم دوبار شورش که توسط خاندان آل مذکور علیه سیاست دولت برای اخراج شیخ نصیر از بوشهر در گرفت و از جمله شورشی که توسط عمویش، شیخ حسین، برپاگردید باز هم سر انجام شیخ نصیر در پائیز 1850، موقعیت خود را از دست داد. 100 شورش اخیر الذکر تا حدودی توسط قشون دولت و تا حدودی هم توسط مردم بوشهر، که شیخ حسین را مجبور ساخته بودند تا به همراه خانواده اش فرار کند، سرکوب گردید. 101 جامعه تجار بوشهر به دلیل گسترش سلطه دولت و انتصاب حکمران جدید، در مقایسه با حکمران سابق، پریشان خاطر گردیدند. آنها به حکمران فارس شکایت کردند که بی نتیجه بود.
102 با وجود این، دیری نپائید که آنها با حکمرانی جدید به توافق رسیدند.
ساکنان بوشهر به طرق زیادی بر منافع خود در مقابل دولت ایران پافشاری می کردند. شبکه علما (شیخ حسن و شیخ سلمان)، تجار و افراد تهیدست بگونه ای هماهنگ در برابر تلاشهای حکمرانان جهت تحمیل مالیات ایستادگی می کردند و بر مبنای بازار از سازماندهی سنتی و شگردهایی برای تضعیف مشروعیت حکمرانان بهره می بردند، مانند حمله به دلال و فروشنده شراب در سال 1838، راجع به روابط خارجی هم از چنین شیوه هایی برای تضعیف اعتبار و حیثیت انگلیسی ها استفاده می گردید، مانند رویداد مربوط آدمیرال. از سوئی آنها در برابر فشار انگلیسی برای گسترش نفوذ خود در بوشهر هم ایستادگی می کردند – برای مثال در مورد جلوگیری از انگلیسی ها برای تملیک مستغلات. بدین سان ایستادگی مردم در برابر انگلیسی ها، با مشارکت دولت، پیامدش به ستوه آوردن انگلیسی ها بود. در عین حال مردم با فشار بر دولت می توانستند دست انگلیسی ها را در امور کوتاه سازند. از این گذشته توان بالقوه مردم برای ایجاد هرج و مرج اسباب دلسردی انگلیسی ها رابرای حمله به سرزمین اصلی فراهم می آورد. در جزیره خارگ، بهره برداری از مشاوره و رایزنی برای تامین بهترین منافع ساکنان جهت برکناری قدرت محلی در خلال جنگ هرات و بعد از آن، و نیزبه منظور پرداختن به خواسته های مالی مقامات دولتی، در خور توجه است. از این گذشته هم مردم بوشهر و هم ساکنان جزیره خارگ برای به جان هم انداختن مقامات محلی، بخصوص حکمرانان فارس و بوشهر و نیز برای شکایت کردن به یکی علیه دیگری یا به خود دولت مرکزی، بسیار ماهر و خبره بودند. شیوه دیگری که برای فائق آمدن بر قدرتی مفلس اما آزمند بکار گرفته می شد فرار از محل سکونت و محروم ساختن دولت از عایدات بود زیرا چیزی برای بستن مالیات برآن باقی نمی ماند، همانطور که خارگی ها آن را نشان دادند. مانند دوره انقلاب مشروطیت، مردم، و در این مورد اهالی خارگ با موفقیت توانستند از قطع رابطه با خارجی به عنوان بخشی از راهبرد خود بمنظور تضمین دولتی منصف و تقلیل قدرت آل مذکور، سود برند. از همه مهمتر روابط تجار با یکدیگر و نیز روابط اشان با مقامات دولتی و با انگلیسی ها، بطوری اجتناب ناپذیر پیچیده بود. تجار راجع به پاره ای منافع مشترک بطور هماهنگ و همصدا اقدام می کردند که یکی از این اقدامات ناآگاه ساختن مقامات محلی و انگلیسی ها از جزئیات امورشان بود. برای مثال آنها با انجام فعالیتهای تجاری از طریق بندر عباس از پرداخت عوارض گمرکی به دولت ایران در بوشهر اجتناب می ورزیدند. تجار در حالیکه از پشتیبانی و حفاظت انگلیسی ها از تجارت بهره می بردند، با وجود این آنها حمل و نقل کالا با جهازات ارزان تر محلی تا شناورهای به ظاهر سلطه گر انگلیسی، ترجیح می دادند. مدارک، شواهدی وجود دارد که نشان می دهد آنها روز به روز ثروتمندتر می شده و بنابراین در مقابل نظام ایران جسارت و اعتماد به نفس بیشتری نشان می داده اند. در جامعه تجار به وضوح دو دستگی و شکاف هم وجود داشته است که دلیل بعضی از آنها، رقابتهای فردی تجاری بوده است. سایرین آشکارا به شان و منزلت اجتماعی خود در ارتباط با انگلیسی ها متکی بودند که حسن نیت آنها کم و بیش وابسته به تجارت در خلیج فارس و نیز هند، بود. ارمنی ها با هند دارای روابط بیشتری بودند با این مفهوم که منافع آنها با منافع انگلیسی ها تزدیک تر بود - نزدیکتر بود و همچنین اینکه انگلیسی ها مایل بودند تا از آنها و نیز از یهودی ها برای خدماتی، مانند بانکدار ی، بهره برند. بی هیچ تردید اختلافاتی که منشا ء آن داد و ستد تجار بوده بروز می کرده است، خواه بیشتر داخلی بوده یا خارجی، خواه بطور تنگاتنگی با هند ارتباط پیدا می کرده (مانند تجارت اسب) یا بیشتر به سایر بخشهای خلیج فارس مرتبط بوده (مانند جنگ افزار از شیراز)، با وجود این فقدان اطلاعات راجع به تجار مختلف ما را از دقیق تر بودن، باز می دارد. رشد و افزایش قدرت دولت، در مقایسه با قدرت اعیان محلی، موجب گشت تا بعضی از تجار، بخصوص ملک التجار، ثروتمند تر و مقتدرتر گردند. همه اینها در میان منافع دو دولت قابل فهم است همانطور که مشکلات ناشی از مراجعت انگلیسی ها به بوشهر نشان داد، و به همین دلیل آنها هر یک می توانستند از بیش از یک موقعیت یا هویت برخوردار باشند.
فصل سوم
شیراز : اعتراض شهری و موازنه قدرت در ایالت فارس
در خلال دوره مورد مطالعه شیراز دستخوش تحول شده بود. گسترش سیستم های ارتباطاتی – بخصوص ورود شناورهای بخار به خلیج فارس در دهه 1860، بازگشایی کانال سوئز در سال 1869 و باز شدن رودخانه کارون بر روی فعالیتهای تجاری در سال 1888، همراه با رواج تلگراف در دهه 1860 – ساختار سیاسی موجود را سست کرده بود. کنترل ادواری دولت از طریق استفاده به جا از رقابت های نخبگان، تسلط خاندان قوم الملک در شهر و سیطره خوانین قشقائی در بیشتر نواحی روستاهی، امور سیاسی را در شیراز شکل می داد. به رغم اینکه در سال 1896 کنترل دولت بطور نامحسوسی استواری نمود و شیراز می رفت تا به صورت بخشی از اقتصاد جهانی در آید، با وجود این اتفاق آراء ریشه دار نخبگان در شهر و در بین قبیله ها، در حومه ها و در مناطق روستاهی رو به نابودی می نهاد. هدف از نگارش این فصل این است تا نشان داده شود چطور امور سیاسی شهری و از همه مهمتر اعتراض شهری، در پایان قرن 19 توانست اتفاق آراء و موازنه قدرت را به چالش گیرد.
شیراز در قرن 19 میلادی
شیراز به عنوان یک مرکز شهری از تاریخی دیرینه و درخشان برخوردار بود بخصوص که این شهر زادگاه شاعرانی چون سعدی و حافظ، عارفی چون روزبهان و فیلسوفی مانند ملاصدرا بود. شیراز در اوج شهرت خود در قرن 13 میلادی مرکزی پرآوازه برای علم و هنر بود و این رونق و شکوفایی را در دوره صفویه تداوم بخشید، در زمان هجوم افغانها در سال 1722 شیراز هم مانند سایر نقاط ایران دچار گزند و آسیب گردید اما درمیانه قرن 18، از حکمرانی آگاه و روشن بین، یعنی کریم خان زند، برخوردار گردید که از سال 1752 تا 1779 بر آن حکومت راند. او اساساً شیراز را به این دلیل انتخاب کرد که در میان چراگاهها و مراتع قبیله هایی واقع بود، که کریم خان برای قدرت خود به آنها وابسته بود. 1 کریم خان در شیراز به کارهای عام المنفعه دست زد که از جمله آنها می توان به ساخت ارگ، عمارت اداری، مسجد و بازاری مسقف و پرابهت اشاره کرد. با روی کار آمدن دودمان قاجار با وجودیکه پایتخت کشور به تهران انتقال یافت، اما شیراز به عنوان مرکز ایالت فارس و واسط تجاری بین خلیج فارس و مناطق داخله از موقعیتی مهم و چشمگیر برخوردار گردید. در قرن 19 سرنوشت شیراز همراه با فراز و فرودهای کشور در نوسان بود و این واقعیتی است که در سفرنامه های جهانگردان – بخصوص راجع به برآورد جمعیت آنها – پژواک یافته است. در اوایل قرن 19 به موجب برآوری سنجیده جمعیت شیراز 40000 نفر تخمین زده شده بود. 2 بنا به گفته موریر، شیراز در کل دارای 7780 باب خانه بود. 3 او تصور می کرد این شهر دارای 3800 خانوار 5 نفری است و بنابراین جمعیت اش 19000 است. او آنگاه بر اساس مقدار نان مصرفی جمعیت شهر را 18000 نفر برآورد کرد. چنین می نماید که تخمین جمعیت 40000 نفری برای یک مرکز شهری در آن برهه – با وجودیکه شیراز پایتخت کریم خان بود – بسیار زیاد است. بنابراین، ارقام ارائه شده توسط "موریر" به احتمال بیشتر مقرون به واقعیت است، با وجود این با اطمینان نمی توان آنرا، قبول کرد. در نیمه قرن 19 جمعیت شیراز 5000 خانوار یا 30000 نفر برآورد شده بود – در این برآورد به وضوح هر خانوار 6 نفر محاسبه شده بود. 4 افضل الملک که در سال 1841 از شیراز دیدن کرده بود جمعیت این شهر را حدود 30000 نفر، شمرده است. 5 انگلیسی ها تعداد سکنه شهر را 25000 نفر قلمداد کرده بودند که این رقم برای سال 1868 بسیار پایین است. 6 به موجب سرشماری سال 1882 جمعیت شهر 53607 نفر برآورد گردید که رقمی معقول و منطقی است زیرا در دهه های 1870 و 1880، به علت رونق چشمگیر تجارت در این برهه، جمعیت شهر رو به فزونی نهاده بود. 7 سوبا تسینسکی " SOBOTSINKSKI " جمعیت شهر را در سال 1913 تعداد 30000 نفر تخمین زده که باز هم برآوردی چندان نارواست که علت آن درهم ریختگی اوضاع و کاهش تجارت بعد از انقلاب مشروطیت بوده است. 8 گفتنی است با توجه به این شرح و وصف ها نمی توان به نتایجی قاطع و قابل اطمینان دست یافت با وجود این، این گفته ها اشاره بر آن دارد که در دوره مورد مطالعه شیراز جمعیتی در حدود 20000 الی 30000 نفر داشته که به احتمال در نیمه دوم قرن 19 این ارقام افزایش یافته است. ضمناً ویژگی ها و خصوصیات شهر هم در طی این برهه متنوع بوده است. "اسکات وارینگ "در آغاز قرن 19 با نگاهی خوش بینانه شیراز را محلی شاداب و سر زنده و شهری به سامان – 9 که پیامد رونق دوباره تجارت محلی و کشاورزی ایالت فارس بوده – به تصویر کشیده و ایالت فارس را – از نظر رونق و پیشرفت – بعد از ایالت آذربایجان به شمار آورده است. 10 او در یافته بود که در انگلستان – با وجودی که افرادی متشخص و صاحب شان می توانستند از پرداخت بدهی های خود به کسبه فرار کنند، چون شکایت کردن از آنها کاری دشوار بود – مع الوصف در شیراز، بدهکاران برابر قوانین شرع، بی ملاحظه به شئونات اجتماعی آنها، ملزم به پرداخت دیون خود بودند. 11 با همه اینها، شیراز شهری بود که خیابان های آن باریک و کم عرض بود و برای الاغی با بار هیزم دشوار بود در آن تردد کند. ساکنان شهر عموماً تهیدست و تنگدست بودند طوری که آنها نمی توانستند موافق سبک روز عمل کنند و این نقطه نظری بود که مسافر دیگری هم با او همداستان بوده است. 12 "موریر" در سال 1813 تحت تاثیر رفتار و نگرش شیرازی ها – در مقایسه با سایر شهرها – که کمتر سختگیرانه است، قرار می گیرد و مثالی که می آورد، راجع به اجازه دادن به او برای ورود به گرمابه است. 13 اتفاقاً او زمانی وارد شیراز می شود که به دلیل افزایش بهای نان – که پیامد افزایش مالیات توسط دولت مرکزی بود – مردم از اوضاع ناخرسند و در شهر بلوا بوجود آماده و بازارها، تعطیل شده بودند. 14 بازاری ها از شیخ الاسلام می خواستند که او فتوا بدهد تا آنها بطور قانونی فرستاده ویژه شاه را به قتل رسانند. در این اثنا آنها در بیرون ارگ حکومتی، تظاهرات می کردند. 15 به دنبال این رویداد قیمت غلات پایین آمد اما نانواها در ملاء عام فلک شدند. اینگونه اعمال فشار و ایجاد بلوا به خاطر قیمت اجناس نشانگر اوضاع سیاسی شیراز در سرتاسر قرن 19 است. در نیمه قرن 19 برابر گزارش ها خیابان های شهر هنوز کم عرض و کثیف بود و اوضاع شهر آشفته و نابسامان می نمود. در این دوره ساکنان شهر به عنوان افرادی ناآرام و لجام گسیخته توصیف شده که از دیرباز عادت کرده علیه حکمرانانی که مورد پسندشان نبوده اند، دست به شورش بزنند. 16 در این برهه ارمنی ها آشکارا پیاله فروشی می کردند و بعضی، مسلمان ها هم دمی به خمره می زدند. به نقل از اوسچر " USSCHER " تعداد ده حوزه علمیه وحدود 14 مسجد بزرگ در شهر وجود داشت و افضل الملک می گوید شیراز دارای ده محله – 5 محله حیدری و 5 محله نعمتی – بود که همه این محلات می بایست بطور مساوی مبلغ 4000 تومان مالیات با مهر کدخدایشان بپردازند. 17 او می گوید خانه ها از سنگ، گچ و آجر ساخته شده بود و درختان میوه هم در حیاط ها کاشته می شود. ابات "ABBOT " وضعیت حصار شهر را نامطلوب و ویرانه توصیف کرده است. 18 او تعداد 53 مسجد، 64 گرمابه، 9 حوزه علمیه و تعداد 15 کاروانسرا در شهر شمارش کرده است. آب راکد در جوی اطراف شهر، بخصوص در تابستان، گندیده و متعفن بود و سلامت و بهداشت شهر را به خطر می انداخت که در نتیجه شرایط زیست، بخصوص برای اروپایی ها، زیان آور بود، بنابراین کمتر اروپایی برای مدت زیاد در شهر اقامت می کرد. در این موقع کالاهای تولیدی به ندرت وجود داشت و تولیدات عمده شهر را شمشیر، خنجر و کارد، همراه با تعداد ناچیزی خاتم کاری، تشکیل می داد. 19 صادرات اسب به هند منبع تجاری دیگر ایالت فارس بود و شیراز، مخصوصاً بی اندازه متکی به تجارت با هند بود. " لردکرزن "در پایان قرن 19 از آنجا عبور کرده و راجع به بازارهای پررونق اظهار نظر نموده است. این بازارها به علت فعالیت تجاری روزافزون در ایران و بویژه در شیراز – که در مسیر تجاری عمده واقع بود – سود می بردند. او به پارچه های کتانی محصول انگلستان به عنوان واردات عمده شیراز و به تریاک به عنوان کالای اصلی صادراتی، اشاره می کند و یادآور می شود که تجار محلی به علت بازشدن رودخانه کارون بر روی فعالیتهای بازرگانی، دلواپس
شده اند.
پدر سالاری بوشهر در دو و میدانی استان و یتیمی گناوه و برازجان
شاید خیلیها برنامه "نشان" یکی دو هفتهی گذشته سیمای بوشهر را دیده باشند. برنامهای که توسط "آذر کشت" تهیه شده و جای خوبی در دل هواداران ورزش استان باز کرده است. از میان
حرفهای وردیانی مدیرکل، احمد نوشادی همه کاره دو و میدانی استان، پیمان رجبی و همسر خارجیاش و مصاحبه مختار عبداللهی پیر گلو پاره کردهی ورزش برازجان که حرفهای زیادی را به ما گفت و در تلویزیون نگفت، به خیلی چیزها میتوان پی برد. کمی برگردیم به عقب، زمانی که دو و میدانی استان ولی و وصی نداشت، افلاکی در دوهای سرعت، علی فخری و منصور قربانی در پرتاب وزنه دیسک از بوشهر. کازرونی قهرمان پرتاب چکش، رنجبرها، پورمندها و عبداللهیها در دو و میدانی برازجان. امرا.. گرگ حیات داودی، خلیل عبودی، عبد شاه زاده و عبدالرضا نوحهخوان که رکورد پرش سه گام بیست و چند سالهی "فرامرز آصف" آن رقاصهای که مایه ننگ کشور ما به عنوان رکوردار ملی بود، را شکست و باعث افتخار شد، که همگی در قالب تیمهای مختلف و به صورت منسجم برای استان مدال کسب کردند و کسی نخواست دیگران را اوت کند و از پیست خارج نماید و فقط خودش باشد!! با تجربهها گفتهاند که ثبات در مدیریت باعث پیشرفت است اما کدام مدیریت؟ مدیری که دیدِ وسیع داشته باشد، مدیری که تمام استان را زیر پوشش مدیریتی خود داشته باشد نه فقط مرکز استان را. سالهاست که مسئولین دو و میدانی استان چه در آموزشگاهها و چه در هیأت دو و میدانی، سکان این رشتهی ورزشی را در اختیار دارند اما نتیجه و کارنامه به نفع سه چهار نفر و نابودی دو و میدانی برازجان و گناوه ـ دو پایگاه سازنده دو و میدانی استان ـ انجامیده، چه از نظر بودجهای و چه از نظر برخورد با مسئولین و دوندههای شهرستانی. کسی یادش نرفته که محمد ابراهیمزاده را چگونه پای اتوبوس به خانهاش برگرداندند، یا حقوق عبدالرضا نوحهخوان را قطع کردند و باعث شدند تا او عطای خدمت به دو و میدانی استان را به لقایش ببخشد و به فارس برود! روزی که نوحهخوان از گناوه رفت، گفت: من از این استان میروم اما اگر این آقایان باعث نابودی دو و میدانی گناوه نشدند هر چه خواستید به من بگویید! مختار عبداللهی هم در حاشیهی تجلیل از مدالآوران دشتستان گفت: اینها نمیخواهند دو و میدانی برازجان پا بگیرد. پس با چنین برخوردهایی دیگر نمیتوان به بودجه اشاره کرد که 99% آن در اختیار بوشهر است!! از گذشته گفتیم، کمی به حال برگردیم. از طرف شرکت مخابرات استان بودجهای نزدیک به 70 میلیون تومان در قالب باشگاه پیام در اختیار دو و میدانی و ورزش استان قرار گرفته، ضمن تقدیر و تشکر از شخص مهندس قنبریان مدیر کل شرکت مخابرات استان و راهنما مسئول ورزش این شرکت که کارهای بزرگی دارند در سطح ورزش انجام میدهند و باید الگویی برای دیگر ادارات باشند و گمنام ماندهاند، یادآور میشویم که این بودجه 10 میلیون تومانی که از طریق اداره کل در اختیار هیأت دو و میدانی استان قرار گرفته، مربوط به کل استان است. بودجه شرکت مخابرات، استانی است، بودجه اداره کل تربیت بدنی، استانی است و نهایتاً بودجه هیأت دو و میدانی که از طریق منابع یاد شده در اختیار این هیأت گذاشته شده باید برای کل استان باشد و نه فقط به دو سه نفر و شخص خاصی اختصاص یابد. کسی به فکر زحمات احمد نوشادی یا افتخار آفرینی پیمان رجبی و امین رهبر نیست اما اگر مشکلاتی برای اینها به وجود آمد با کدام پشتوانه و کدام نفرات به مسابقات خواهیم رفت؟ اگر شما جای زحمتکشان برازجانی و گناوهای و دیگر شهرستانها بودید با اینهمه بودجه و اینهمه سفرهای رنگارنگ آیا دلتان نمیخواست سهمی از این بودجه برای پیشرفت کارتان داشته یا شما را به سفری مثلاً زیارتی میفرستادند؟ پس کمی انصاف. دیگران را هم به حساب آوریم. حالا که وصی و قیم پیدا شده و آدمهایی مثل وردیانی، مهندس قنبریان و راهنما عاشقانه دارند به ورزش بها میدهند و خودشان هم میدانند که مسئول استان هستند و دیدشان فقط مرکز بوشهر نیست، پس حقی هم برای دیگران قایل شده زحمات این آقایان را هم بر باد ندهیم و نگذاریم گناوه یا برازجان احساس یتیمی کنند و دو و میدانی استان را مانند پدر سالاری ناعادل بپندارند و هر دو و میدانی کار برازجانی، گناوهای یا بقیه مانند زندهیاد ایرج بسطامی "من ماندهام تنهای، تنها..." سر دهند. باید احمد نوشادی بداند که رییس هیأت دو و میدانی استان است و به هر هیأتی دو سه میلیون تومان بدهد تا بدانند که لااقل پدر خواندهای دارند. دو و میدانی استان تنها به امین رهبر، پیمان و لیلا رجبی خلاصه نمیشود. در غیر این صورت حرفهای نوحهخوان و مختار عبداللهی مصداق پیدا میکند و مدیر کل تربیت بدنی در این مورد با موشکافی کار هیأت دو و میدانی، رسیدگی به شهرهای برازجان و گناوه را در دستور کار خود قرار داده که از قدیم گفتهاند: طمع را نباید ز چندان کنی، که صاحب کرم را پشیمان کنی.
مدیر کل تربیت بدنی پاسخ دهند چند درصد سهم دو و میدانی گناوه و برازجان است؟
محمدکاشینژاد مدافع متعصب شاهین بوشهر:
در کالبد تیم شاهین همدلی، اتحاد و غیرت کاشتهاند
نشان: محمد کاشینژاد . محل تولد: تهران ـ 1364 . تحصیلات: دانشجوی مدیریت بازرگانی
سرآغاز: فرزند کاشینژاد مدافع اسبق پرسپولیس تهران الاحق اینروزها جا پای پدر گذاشته است. روزگاری پدرش به خط دفاع پرسپولیس نظم خاصی داده بود و اینک پسر ادامه دهنده راه پدر شده است. آنها هر دو از یک مکتب هستند: پرسپولیس و شاهین. محمد به عشق پدر فوتبالیستش به جنوب آمد و به عضویت شاهین بوشهر در آمد. وقتی در نیم فصل دوم شاهینی شد سر از پا نمیشناخت. آمدنش دفاع آشفته شاهین را جمعو جور کرد. وی تبدیل شد به یک وزنه قابل اعتماد. طی سه ماه هشت بار پیراهن شاهین را پوشیده که با پنج برد، دو تساوی و یک باخت و گرفتن 17 امتیاز از سوی شاهین، نقش ارزندهای در امتیازهای این تیم داشت، کاشی نژاد جوان در امید پرسپولیس تهران زیر نظر مجید نائینی به فوتبال معرفی شد و اینک مدافعی قابل اعتماد برای شاهین پارس جنوبی بوشهر است. به همین دلیل با این ورزشکار موفق هم در رشته ورزش و هم تحصیل گفت و گویی انجام دادیم که پیش روی شماست:
نصیر: به چه علت اوائل فصل به شاهین بوشهر نیامدید؟
ـ به دنبال معافیت سربازیم بودم که بحمدالله کفالت گرفتم. میتوان گفت قسمت نبود که از آغاز در خدمت تیم محبوب خود باشم.
نصیر: تا چه زمان قرارداد با شاهین دارید؟
ـ تا پایان فصل در خدمت شاهین هستم.
نصیر: برنامه فصل آیندهتان چیست؟
ـ اگر از تیمهای لیگ برتر پیشنهاد داشته باشم میپذیرم و اگر هم نشد پیشنهادهای دیگر تیمها را بررسی خواهم کرد و بهترین تصمیم ممکن را خواهم گرفت.
نصیر: نظرتان را در مورد بوشهر و مردمش میگوئید؟
ـ بوشهر شهر بسیار خوبی است، خاکش گیراست و مردمی خونگرم و دوست داشتنی دارد.
نصیر: فکر میکردید شاهین بتواند دوباره جان بگیرد، سه بازی پیاپی و سه پیروزی دلچسب؟
ـ بله، در کالبد تیم شاهین، همدلی، اتحاد و غیرت کاشتهاند. بچه های تیم و کادر فنی برای این سه پیروزی از جان مایه گذاشتند. البته نباید از تلاش دلسوزانهی مدیریت باشگاه گذشت.
نصیر: در بازی پایانی مقابل فولاد خوزستان به دنبال چه نتیجهای هستید؟
ـ ما برای ماندن تلاش کردیم. اگر بچهها بخواهند فولاد خوزستان مدعی را در خانهاش شکست خواهیم داد.
نصیر: صحبت پایانی؟
ـ از کادر فنی مقتدر و دلسوز شاهین پارس جنوبی بوشهر آقایان ایراندوست و اسپندار کمال تشکر را دارم که به منِ جوان میدان دادند. امیدوارم که توانسته باشم جواب اعتماد آنها را بدهم. از مدیریت خستگی ناپذیر شاهین، هواداران پرشور و خونگرم بوشهر سپاسگزارم. از راهنماییهای پدرم که طی این چند ماه همیشه مرا مورد لطف خود قرار داده تشکر میکنم، مادر عزیزم که هم مصدومیت و هم دوریم را تحمل میکند دستشتان را میبوسم و از مطبوعات محلی استان خصوصاً هفتهنامه نصیر بوشهر که با گزارشهای خوبش روحیه دو چندانی به بازیکنان شاهین در طول فصل میداد بسیار سپاسگزارم. خوشحالی مردم بوشهر و هواداران صدیق شاهین خوشحالی ماست. از این که سهمیه استان در لیگ یک حفظ شد از صمیم قلب خشنودم. امیدوارم در فصل جدید شاهین محبوب دل همهی بوشهریها با برنامهریزی دقیقتر لیگ برتری شود. موفق، پیروز و سربلند باشید.
DJ سرِ کلاسِ خودشناسی!
در بحبوحهی پایان فصل و اینکه شاهین پارس جنوبی بوشهر، بین دوازده تیم حاضر در گروه خود هشتم میشود یا دهم و ایرانجوان هم که تازه امیدوارتر شده بود، با شکست خانگی مقابل تیم شمالی، امیدهای خود را برای حضور در لیگ دسته یک کمرنگتر دید. حرف و حدیثهایی که در اخبار روزانه جامعه ورزش و خصوصاً کوچه و بازار شنیده میشود بسیار جالب و حیرتانگیز است و از آنجایی که میتوان بیشترین و به روزترین اخبار و حاشیهها و تفاسیر را از همین مردم کوچه و بازار شنید و پس از مدت کوتاهی نیز گذر زمان گویای این است که گفتهها و شنیدهها درست از آب درمیآید، تعجب میکنی و انگشت حیرت به دهان میگیری و به هوش و گوش عوام بیشتر از بیانات پر طمطراق خواص اتکا و توجه میکنی.
خلاصه اینکه این قدر این شنیدنیها در هفتهها و روزهای اخیر جالب و قابل توجه است که با اختصار نکات قابل واگویه را به تحریر در میآورم:
A ) همیشه و همهجا گروهی به نخود هر آش یا حتی کاسه داغتر از آش معروف میشوند. در همین راستا شنیده شده در تکاپوی فصل جدید عدهای از دیار نخل و خرمای کبکاب و برخی هم آن طرفتر به دنبال نسخهپیچی برای فصل بعد شاهین هستند. تقی را بیاوریم یا نقی را که تقی "ال" است و نقی "بل" است و فقط اینها تعصب دارند و فوتبال هم یعنی فقط تعصب!!!
B ) گروهی ـ که میتوان به زبان عامیانه آنها را DJ فوتبالی نامید ـ در پی آوردن مربیان و بازیکنان اسم و رسمدار، البته بیاتیکت شخصیتی نرمال هستند. DJها که معمولاً با شناخت و روانشناسی بالایی که دارند سعی میکنند در واحد زمان و مکان همه را در اوج نگه دارند!! و از آنجایی که DJ ها با تلفیقی از مدرنیته و سنت، مخاطبین خود را به حداکثر هیجان وا میدارند خدا رحم کند که چه ترکیبی از برآیند کارشان در فوتبال نمایان شود!
C ) "فیروز کریمی را به بوشهر میآوریم." شنیدنیترین حرف و حدیثی که هفته گذشته در شهر پخش شد. آخه یکی نیست بگه دوست عزیز فیروز کریمی چه محبوبیتی در بوشهر دارد؟
با توجه به جنجال و بیاحترامی و توهینی که فیروز کریمی به استاد پوربهی، بزرگِ شاهین و مردم بوشهر کرد و همچنین برخورد مردم بوشهر با فیروز خان در بوشهر و جریان بازداشت و سایر قضایا و مهمتر اینکه این روزها نیز طنزهای هدفدار و بیمورد آقا فیروز هم که خشکیده ـ با توجه به کسب نتایج بسیار ضعیف ـ چه حکایتی است که فیروز خان در جشن بازیکنان برتر استان به بوشهر تشریف فرما شوند؟!
D ) از هر چه بگذریم سخن دوست خوشتر است. شنیده شده سرمربی تیم شاهین گفته هواداران خویشتندار باشند!!! آقای ایراندوست عزیز؛ هواداران خوب میدانند شاهین در جدول چه امتیاز و چه جایگاهی دارد که خود گویای همهی مسایل فنی و غیره است.
یک سؤال یک یادآوری: بازیکن مورد نظر شما که در نیم فصل به تیم اضافه شده چقدر برای تیم مفید و مؤثر بود و چقدر کارآیی داشت؟
یادآوری: همه دیدیم که افشین قطبی پس از به ثمر رسیدن گل و برد شیرین مقابل سایپا چه پرشی انجام داد و جالبتر از او حرکت نصرت ایراندوست پس از به ثمر رسیدن گل ساها و دویدن با آن سرعت به دنبال او بود، علیرغم این که قبل از بازی مصاحبه کرده بود هواداران خویشتندار باشند!!
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر
در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت صد و پنجاه و دوم
بوشهر
21 الی 30 ژانویه 1907
1ـ اخبار دریافتی از کاظمین (نزدیک بغداد) حکایت از آن دارد که سعیدالسلطنه، حکمران منتخب بوشهر، در مسیر راه خود به این بندر، وارد آن شهر شده است، اما مقامات مرکز به طور تلگرافی به او دستور دادهاند که تا اطلاع ثانوی آن جا را به مقصد بوشهر ترک نکند.
2ـ سیدمرتضی اهرمی در روز بیست و یکم یکی از مریدان خود را نزد معاون مدیرکل گمرکات فرستاد و به او پیام داد که کالای ضبط شده دارای پروانه گمرکی است که مدیر گمرک بارکی آن را صادر کرده است و لذا این کالا باید ترخیص و به صاحب آن مسترد گردد، اما موسیو کنستانت از اجرای این تقاضا سرباز زد و اظهار نمود که این پروانه با اعمالِ فشار رئیس محمدعلی، ضابط بارکی، و با تهدید و ارعاب ، از مدیر گمرک گرفته شده است.
3ـ اعلیحضرت شاه در پاسخ به تلگراف صدرالاسلام، تبریکی محبتآمیز برای او فرستاده است.
4ـ ام. پوپُف ـ نماینده کنسولی روسیه در بصره ـ هفته گذشته از بصره وارد بوشهر شد. او به منظور دیدار از ژنرال کنسول روسیه و هواخوری به بوشهر آمده است.
5ـ شناور ”کانادیا“ در ساعت 7:10 بامداد روز 21 ژانویه از بصره برگشت و در ساعت 6 بعدازظهر روز بیست و دوم رهسپار کشور متبوع خود شد. انتظار میرود این شناور در بحرین، بندرعباس و مسقط هم لنگر بیاندازد. این شناور در بوشهر 12 بسته محتوی پول مسکوک پیاده کرد که تحویل تجارتخانه وانکهوس گردید و 600 کیسه بادام، صمغ و تریاک ـ که بخشی از آن توسط شناور دیگر از هامبورگ به لندن فرستاده خواهد شد ـ بارگیری کرد. دکتر لیستمان، کنسول آلمان هم با این شناور بوشهر را ترک گفت. با وجودی که جشن تولد امپراتور آلمان قریب الوقوع (27 ماه جاری) است و او در آن حضور نخواهد یافت، مع الوصف او راجع به عزیمت خود اطلاع نداد و کنسول روسیه در مذاکرات خود با نائب کنسول انگلستان، این اقدام او را مرموز تفسیر کرد.
باران که بیش از یک ماه بود نباریده بود، در شب 19 ژانویه شروع به بارش کرد و تا روز بیست و دوم به طور متناوب ادامه یافت و روی هم رفته میزان آن 27 سانتیمتر بود. اگر به دنبال این بارش چند بار باران نیاید، بیم آن میرود که در خلال سال، منطقه با کمبود آب مواجه شود.
6ـ خان بندر ریگ علیه راهنمای ”pilot“ خط کشتیرانی هامبورگ ـ امریکا به خاطر خودداریاش از پرداخت مالیات متعلقه نزد حکمران بوشهر شکایت کرده است. گفته میشود که نماینده این خط کشتیرانی از راهنما و استنکاف او حمایت میکند و مدعی است چون راهنماهای دریایی شرکت کشتیرانی بریتیش ایندیا "British India" به عنوان کارکنان ابواب جمعی این شرکت محسوب میشوند و از پرداخت مالیات معافند، لذا با راهنماهای دریایی این خط هم باید به همین نحو رفتار شود. با همهی اینها، تحقیقاتی که از نماینده شرکت بریتیش ایندیا به عمل آمده نشان میدهد که هیچ یک از راهنماهای تبعه ایران از پرداخت مالیات معاف نیستند و کسانی که مالیات پرداخت نمیکنند، اتباع ترکیه بوده و اهل خارگ نیستند و اکثریت راهنماهای بوشهر ـ بصره، تبعه ترکیه میباشند.
7ـ مدیر اداره تلگراف ایران گزارشی را به اطلاع عموم رسانیده دایر بر این که اعلیحضرت محمدعلی شاه مراتب نارضایتیاش را از پارلمان ابراز داشته و اعلام کرده که در نظر دارد به زودی مجلس را منحل کند که در نتیجه آن شورشی در پایتخت رخ داده که اعضای پارلمان نیز در آن شرکت کرده بودند.
8ـ گزارش محلی دلالت بر این دارد که سعید السلطنه تا ماه محرم ـ که به عنوان وزیر نظام السلطنه، حکمران کل فارس، رهسپار شیراز خواهد شد ـ به بوشهر نخواهد آمد. همچنین گزارش شده است که حکمران بعدی بوشهر، مجیرالسلطنه، برادرزاده نظام السلطنه، خواهد بود.
9ـ در شب 25 ماه جاری بر روی موتورلنج شماره 4 ـ که آماده تحویل به دولت ایران بود ـ اتفاق ناگواری روی داد. تعداد 5 نفر از کارگران هندی که برای گرم کردن خود دور منقل جمع شده بودند، به علت استنشاق دود ذغال، دچار خفگی شدند. سرپرست این افراد که آنها را بیهوش یافته بود و به موقع توانست یک نفرشان را نجات دهد، اما 4 نفر دیگر از قبل از پای درآمده بودند. به آنها مخصوصاً هشدار داده شده بود که برای استفاده از چنین منقلی، نهایت دقت را به کار بندند.
ادامه دارد...
معاون توسعه و تجهیز نوسازی مدارس کشور عنوان کرد:
فضای آموزشی موجود در کشور با استانداردهای جهانی مطابقت ندارد
دهمین جشنواره خیرین مدرسه ساز با حضور نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر، معاون اداره مالی سازمان توسعه و تجهیز مدارس کشور ، معاون عمرانی استانداری و همچنین مدیر عامل منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی برگزار شد.
نماینده ولی فقیه و امام جمعه بوشهر در این جشنواره اظهار داشت: خیرین انسان های نوع دوست و متقی هستند و آن چه انسانها را به کارهای خیر وامی دارد همت و اراده و عنایت خداوندی است.
آیت الله ایمانی تصریح کرد: مدرسه سازی از جمله اعمال خیری است که معضلات نسل های آینده را مرتفع میسازد و این نزد خداوند بسیار با ارزش و پسندیده است.
در ادامه معاون سازمان توسعه و تجهیز نوسازی مدارس کشور خاطرنشان کرد: فضای آموزشی موجود کشور با استانداردهای جهانی مطابقت ندارد .
مسلمی در ادامه افزود: باید ضمن رعایت نکات ایمنی در ساخت مدارس، به ایجاد فضای فرهنگی و علمی نیز در مدارس توجه شود .
وی در ادامه اضافه کرد: اعتبارات استانی ما حدود 600میلیارد تومان است و اعتبار تخریب و بازسازی 750میلیارد تومان میباشد.
وی تصریح کرد: در سال گذشته خیرین 320میلیارد تومان تعهد کرده بودند که تقریبا 75درصد آن تا الان تحقق یافته است.
مسلمی در ادامه یادآورشد: امسال این جشنواره تا 30 اردیبهشت ادامه دارد و ما باید تا آن موقع صبر کنیم که خیرین امسال چقدر تعهد می کنند و پیش بینی ما این است حدود 400میلیارد تومان خیرین سراسر کشور تعهد کنند و در مجموع خیرین حدود 700میلیارد تومان اعتبار ساخت و ساز خواهند داد.
مدیر کل نوسازی و تجهیز مدارس استان بوشهر نیز در این جشنواره گفت: اولین فضای آموزشی با عنوان مدرسه سعادت در استان بوشهر توسط خیرین مدرسه ساز ساخته شده است.
احمدنیا افزود: از سال 62تا سال 87بالغ بر 262فضای آموزشی و پرورشی توسط خیرین ساخته شده که شامل 1160کلاس درس بوده است و در سال گذشته نیز خیرین تعداد 6 پروژه شامل 23 کلاس درس را تکمیل و تحویل ادارات آموزش و پرورش داده اند.
وی در ادامه تصریح کرد: همچنین عملیات اجرایی 29 پروژه آموزشی توسط این خیرین شامل 49 کلاس درس شروع شده است.
وی ادامه داد: در سال جاری هم، خوشبختانه کار مکان یابی و مطالعه و طراحی 7 باب فضای آموزشی که به کمک خیرین ساخته خواهد شد، توسط اداره کل نوسازی و تجهیز مدارس انجام شده و طی روزهای آینده عملیات اجرایی این پروژه هم آغاز خواهد شد.
معاون عمرانی استانداری نیز در ادامه این جشنواره، مدرسه سازی را از خدمات ارزنده عنوان کرد و یادآورشد : در ساخت مدرسه در استان باید به اصول معماری سنتی و اسلامی توجه شود.
نصوری اضافه کرد: از دور دوم سفر رییس جمهور به استان 40میلیارد ریال کمک به خیرین مدرسه ساز اختصاص یافته است.
در پایان این جشنواره از خیرین مدرسه ساز با اهدای لوح تقدیر و هدایا تجلیل شد.
تقدیر از پرستاران و ماماهای نمونه استان
در مراسمی از پرستاران و ماماهای نمونه استان در سالن مجتمع فرهنگی هنری تجلیل شد.
در این مراسم رییس دانشگاه علوم پزشکی بوشهر اظهار داشت: شغل پرستاری از جمله شغل های سخت و حساس است که با تقویت نگاه معنوی می توان از سختیهای کار کاهش داد و بر نشاط و توان این افراد افزود. دکتر ابراهیمی اضافه کرد: افزایش رشته های کارشناسی و کارشناسی ارشد و راه اندازی بخش پزشکی و جراحی قلب و آنژیوگرافی و بیمارستان سوختگی از اقدامات دانشگاه علوم پزشکی است.
در ادامه رییس بیمارستان فاطمه زهرا گفت: تحولات نظام در خصوص توجه به قشر پرستاری خوب بوده است ولی ناکافی است و متأسفانه سرانه بهداشت و درمان مناسب نیست.
در ادامه این مراسم مدیر خدمات پرستاری دانشگاه علوم پزشکی یادآورشد: 900نفر کادر پرستاری و مامایی در دانشگاه علوم پزشکی فعال هستند که در طول سال دورههای آموزشی برای ارتقاء دانش پرستاران برگزار می کنیم.
فرمانده انتظامی استان بوشهر: کشف 90 کیلوگرم موادمخدر در استان بوشهر
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: فرمانده انتظامی استان بوشهر از انهدام یک باند تهیه و توزیع مواد مخدر و کشف مقدار 90 کیلوگرم تریاک در این استان خبر داد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، به گفته سرهنگ پاسدار رضا یگانه در گفتگو با خبرنگار پلیس گفت: پلیس مبارزه با موادمخدر استان بوشهر طی یک عملیات پلیسی یک باند تهیه و توزیع مواد مخدر را در این استان شناسایی و متلاشی کردند. ایشان در ادامه اظهارداشت: اعضای این باند که یک زن و یک مرد می باشند قصد داشتند موادمخدر را در شهرستان دشتستان توزیع کنند که قبل از هر اقدامی دستگیر شدند. وی با بیان این که این مواد از سیستان و بلوچستان و به قصد توزیع در شهرستان بارگیری شده بود تصریح کرد: از اعضای این باند دو دستگاه خودرو نیز کشف و ضبط شده است. فرمانده انتظامی استان بوشهر ضمن دعوت شهروندان به همکاری و تعامل با پلیس در خصوص مبارزه جدی با سوداگران مرگ از جدیت پلیس در امر مبارزه با موادمخدر خبر داد و گفت: در سال 87 با اجرای طرح های مختلف، محیط را برای سوداگران و عوامل تهیه و توزیع موادمخدر نا امن خواهیم کرد.
فرمانده انتظامی شهرستان دشتستان:
کشف بیش از یک میلیارد کالای قاچاق در دشتستان
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: فرمانده انتظامی شهرستان دشتستان از کشف بیش از یک میلیارد و پانصد میلیون ریال کالای قاچاق در فروردین ماه 87 در این شهرستان خبر داد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، سرهنگ اردشیر غلامی در گفتگو با خبرنگار پلیس ضمن اعلام خبر فوق گفت: در این مدت بیش از 11 کیلوگرم انواع موادمخدر در شهرستان کشف و 2 نفر متهم نیز در این رابطه شناسایی و دستگیر شده است. به گفته سرهنگ غلامی کشف 28 قبضه از انواع سلاح و 300 عدد فشنگ و نیز کشف 500 حلقه اقلام ضد فرهنگی از دیگر فعالیت های پلیسی این شهرستان در فروردین ماه 87 می باشد. ایشان با دعوت شهروندان به همکاری و تعامل بیشتر با پلیس در زمینه مبارزه با اراذل و اوباش از دستگیری 20 نفر از اراذل و اوباش شهرستان خبر داد و گفت: در سال 87 طرح تشدید برخورد با موتورسواران مزاحم و طرح ارتقاء امنیت اجتماعی به شدت ادامه خواهد یافت.
کشف آمپول نورجیزک در بوشهر
مرکز اطلاع رسانی معاونت اجتماعی فرماندهی انتظامی استان بوشهر: پلیس استان بوشهر طی یک عملیات تعدادی آمپول نورجیزک را کشف و ضبط کرد. به گزارش پایگاه اطلاع رسانی پلیس، مأموران انتظامی استان بوشهر در راستای اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی و پاک سازی نقاط آلوده طی بازرسی از منزل فردی به هویت معلوم تعداد 162 عدد آمپول نورجیزک کشف و ضبط نمود. گفتنی است، پلیس متهم را دستگیر و جهت سیر مراحل قانونی تحویل مراجع ذی صلاح داد.
حرکت نمادین همیار پلیس در شهرستان گناوه
دشتی زاده ـ گناوه: روز شنبه مورخ 14/2/87 دانش آموزان پیش دبستانی دارالقرآن جواد الائمه شهرستان در محل مدیریت راهنمایی و رانندگی با سروان حسنی مدیریت راهنمایی و رانند گی شهرستان آن هم به مناسبت گرامیداشت هفته معلم با شور و نشاط خاص برگزار شد. در این جلسه مدیریت محترم راهنمایی و رانندگی با تبریک روز معلم وآموزش های لازم در حد این کودکان وظیفه همیار پلیس را چه در سطح شهر و در حین رانندگی در کنار والدین داده شد و سپس همیاران پلیس در یک حرکت نمادین بسیار زیبا سوار بر ما شین های پلیس شدند جادارد از مدیریت محترم راهنمایی و رانندگی تقدیر و تشکر به عمل آید تا الگویی برای دیگر خدمتگزاران به مردم باشد .
سرکویردان تا پایان اردیبهشت ماه سال جاری آبگیری میشود
به گزارش روابط عمومی شرکت آب منطقهای بوشهر، نماینده مجری طرح این شرکت با بیان مطلب فوق افزود: طول این کانال حدود 2 کیلومتر و از نوع کانالهای پوشش بتونی h است.
مهندس بحرانی آغاز این طرح را مهر ماه سال 85 عنوان و ابراز داشت: با آبگیری این کانال، حدود 400 اصله نخل مربوط به مناطق سرکویردان و خیرآباد آبیاری خواهد شد.
وی از احداث کانالهای مشابه در مناطق مختلف استان خبر داد و ابراز امیدواری کرد: با ساخت و بهره برداری از این کانالها، کشاورزی استان بیش از پیش رونق گیرد.
مهار خشکسالی و کم آبی و مشارکت شهروندان استان بوشهر
مدیر عامل شرکت آب منطقهای بوشهر در گفت و گویی اعلام کرد: شهروندان استان میتوانند با صرفهجویی و مصرف بهینه از آبهای شرب و کشاورزی، ما را در مدیریت کم آبی و خشکسالی یاری نمایند.
به گزارش روابط عمومی شرکت آب منطقهای بوشهر، وی با بیان مطلب فوق افزود: هر جا مشاکت مردم باشد، کارها بهتر و با موفقیت بیشتری انجام خواهد شد.
وی با اشاره به مشکلاتی که در اثر خشکسالی برای استان به وجود آمده است، ابراز داشت: مدیریت بر خشکسالی و کم آبی اخیر، بدون مشارکت و همکاری مردم با مجموعه آب استان میسر نخواهد بود.
مهندس زیراهی با بیان این که میتوان با حذف برخی کارهای غیر ضروری توسط مردم از مصرف بیرویه و غیر اصولی آب جلوگیری کرد، اظهار داشت: «متأسفانه حدود 20 درصد از مصرف آب توسط مشترکین، غیر ضروری بوده و با صرفه جویی این مقدار آب، میتوان از هدر رفت آبهای شرب جلوگیری کرد.
وی از شستوشوی ماشین، حیاط منزل و آبیاری باغچه به عنوان کارهای غیر ضروری نام برد که شهروندان میتوانند با حذف، کاهش یا جایگزینی، از هدر رفتن آبهای شرب جلوگیری کنند.
زادمهر مدیر آموزش و پرورش دیلم:
معلمان زمانی معلم بودن خود را ثابت میکنندکه اخلاص داشته باشند
غلامحسین زادمهر مدیر آموزش و پرورش شهرستان دیلم در همایش یادواره شهدای معلم و تقدیر از معلمان نمونه گفت: معلمان زمانی معلم بودن خود را ثابت خواهند کرد که اخلاص داشته باشند. وی معلمی را جز خدمت به مردم و اخلاص چیز دیگری ندانست و ت