شنیدنی ها
میگلینژاد تنها نمایندهی بوشهریِ حامی احمدینژاد در انتخابات
شنیده شده است میگلینژاد نماینده بوشهر، گناوه و دیلم در مجلس، در روزهای تبلیغات به تعدادی از حامیان خود گفته بود که به احمدینژاد رأی دهند. شنیدنیها حاکی است وی نامهی 200 نفر نمایندهی حامی احمدینژاد را نیز امضا کرده بود. گفته میشود تعداد زیادی از حامیان میگلینژاد از مهندس میرحسین موسوی حمایت کردند.
احضار چند نفر از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت بوشهر
شنیده شده است که سه نفر از اعضای سازمان ادوار تحکیم وحدت شاخه بوشهر توسط نهادهای امنیتی در خصوص مسائل انتخابات در هفته جاری احضار شدهاند.
دستگیری 65 نفر در بوشهر
شنیده شده است مدیرکل دادگستری استان بوشهر در مصاحبهی مطبوعاتی خود به مناسبت هفته قوه قضاییه گفته است که 65 نفر به دلیل شرکت در تجمعات بوشهر به مناسبت انتخابات دستگیر شدهاند که 36 نفر بدون قید و 27 نفر با قرار تأمین آزاد شدهاند و 2 نفر نیز به دلیل عدم ارائه تأمین در زندان به سر میبرند.
میگلی نژاد خبر داد:تخفیف سود بازرگانی 25 درصد برای بنادر استان به تصویب هیات دولت رسید
نماینده مردم بوشهر گناوه دیلم ریگ و خارگ در مجلس شورای اسلامی از تصویب تخفیف سود بازرگانی 25 درصد برای بنادر استان در هیات دولت خبر داد.
میگلی نژاد اظهار داشت: پیرو مکاتبات و مذاکرات در خصوص اعطای تخفیف سود بازرگانی کالاهای وارده به بنادر استان مورخ 24/2/88 نامه ای به حضور ریاست محترم جمهور تنظیم و ارسال گردید و در آن از مشکلات پیش آمده برای بندر بوشهر صحبت گردید.
وی بیان کرد: طی نشست مورخ 31/3/88 با رحیمی معاون حقوقی و امور مجلس رئیس جمهور، ایشان پیشنهاد 25 درصدی تخفیف سود بازرگانی برای استان بوشهر را در هیات دولت پذیرفته شده دانست و خبر از تصویب این موضوع در هیات دولت داد و اعلام کرد: مصوبه مذکور طی نامه ای از سوی داوودی معاون اول رئیس جمهور جهت اجرا به گمرکات استان ابلاغ می گردد.
حکم غیر منتظره معاون وزیر نفت؛ رضوی تغییر کرد
با حکم غیر منتظره معاون وزیر نفت مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی- انرزی پارس جای خود را به یک نیروی غیر بومی داد.
به گزارش «خلیج فارس»، این بار تغییر سید «عبدالجلیل رضوی» جدی تر از همیشه است و «موسی سوری» گزینه جانشین وی می باشد.
برپایه این گزارش، «سیف الله جشن ساز» معاون وزیر و مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران در حکمی «موسی سوری» مدیرعامل شرکت پایانه های نفتی خارگ بوده را به عنوان جانشین سید «عبدالجلیل رضوی» معرفی کرده است. سوری اصالتا خوزستانی است و مدیر پایانه های نفتی خارگ می باشد که پیش از این بی اعتنایی وی برای حل مشکلات ساکنان جزیره خارگ منجر به شکل گیری چالش هایی میان او و مسئولان استان شده بود.
یک منبع آگاه در این زمینه به «خلیج فارس» گفت: دوشنبه هفته جاری نیز «غلامحسین نوذری» وزیر نفت به بوشهر می آید تا برای نخستین بار در جلسه شورای اداری استان شرکت کرده و پس از آن نیز احتمالا مدیر جدید منطقه ویژه اقتصادی- انرژی پارس را معرفی کند.
تابستان سال گذشته نیز نام «موسی سوری» برای جایگزینی رضوی مطرح شد که تغییر رضوی به عنوان یک نیروی بومی و حضور مدیری که چالش های جدی با استان داشته واکنش های منفی در پی داشت.
تغییر مدیرعامل منطقه ویژه اقتصادی- انرژی پارس غیرمنتظره و ناگهانی است، چرا که جشن ساز معاون وزیر نفت بهمن ماه گذشته طی حکمی رضوی را برای 2 سال دیگر در سمت خود ابقا کرده بود.
احمدینژاد در عسلویه: اینها مشتی عقب افتاده سیاسی هستند!
احمدی نژاد خطاب به کشورهای غربی و دشمنان جمهوری اسلامی ایران گفت: دوران سلطه بر جهان گذشته است و کشورهای غربی باید چشمان خود را باز کنند چرا که دنیا عوض شده و ایران خود را برای هر شرایطی آماده کرده است و دوستدار صلح، پیشرفت و عدالت برای همه است.
به گزارش خبرگزاریهای داخلی، وی پس از افتتاح پروژه پتروشیمی مهر در منطقه عسلویه درباره اظهارات رئیس جمهور آمریکا در خصوص اغتشاشات اخیر گفت: آقای اوباما اشتباه کرد که آن حرفها را بیان کرد و ما از دولت انگلیس و برخی کشورهای اروپایی که عملکرد آنها معلوم است و در جهان آبرویی ندارند انتظاری نداریم چرا که آنها حتی در نزد ملت خود نیز آبرویی ندارند و یک مشت عقبافتاده سیاسی هستند که در اداره کشور و مردم خود نیز ماندهاند و برای سرپوش گذاشتن بر جنایتهای خود چنین حرفهایی را بیان میکنند.
وی با طرح سوالی از رئیس جمهور آمریکا گفت: سوال ما از اوباما این است که چرا در این دام افتاد و حرفهایی را بیان کرد که بیش از او نیز بوش بیان میکرد و این چه طرز صحبت با ملت ایران است و آنها نمیدانند که 70 میلیون نفر در مقابل آنها قرار دارند و به آنها میگویم که همه کسانی که رای دادند و همه ملت ایران در مقابل آنها خواهند ایستاد.
با صدور حکمی از سوی جشن ساز مدیرعامل جدید سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس منصوب شد
موسی سوری به عنوان مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس با صدور حکمی از سوی مدیرعامل شرکت ملی نفت ایران، منصوب شد.
به گزارش شانا، در حکم مهندس سیف الله جشن ساز آمده است: با عنایت به مراتب تعهد و سوابق و تجارب ارزنده جنابعالی، به موجب این حکم به عنوان عضو اصلی هیئت مدیره و مدیرعامل سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس منصوب می شوید. در همین راستا تمامی مسئولیت های مربوط به منطقه پارس شمالی نیز به عهده جنابعالی خواهد بود.
ساماندهی ساختارهای اجرایی، پیگیری جدی تمامی ارکان مرتبط با وظایف تبیین شده در اجرای زیر ساخت های توسعه مناطق مذکور، توجه به راهبردها و دیدگاه های تخصصی سایر شرکت های فعال در این حوزه ها از جمله وظایف مهم جنابعالی است.
امید است با استعانت از خداوند متعال در انجام وظایف محوله موفق و مؤید باشید.
معاون وزیر نفت در این حکم همچنین آورده است: ضمنا بدین وسیله از زحمات و تلاش های جناب آقای سید عبدالجلیل رضوی در دوران مسئولیت ایشان در سازمان منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس قدردانی می کنم.
به گزارش شانا، موسی سوری پیش از این مدیرعامل شرکت پایانه های مواد نفتی ایران بوده است.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای بوشهر خبر داد: آغاز مطالعات نخستین برای پروژه استخراج آب از طریق گسل قطر کازرون
جعفر زیراهی صبح امروز در جمع خبرنگاران اظهار داشت: 30 درصد اجرای این طرح به بخش خصوصی متقبل شده و 70 درصد آن نیز توسط دولت انجام میشود.
وی افزود: حداکثر تا 20 روز آینده پیش پرداخت این پروژه را پرداخت میکنیم و پیمانکار این طرح یک تا دو ماه آینده عملیات تجهیز کارگاه و نهایتاً عملیات اجرایی را آغاز میکند.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای بوشهر از آغاز مطالعات نخستین برای پروژه استخراج آب از طریق گسل قطر کازرون، در استان بوشهر خبر داد و گفت: این طرح در صورت اجرا شدن نقش بسیار زیادی در تأمین آب شرب استان بوشهر دارد و اکنون پیشنهاد اعتبار آن را نیز داریم.
زیراهی ادامه داد: با بررسی نخستین در کمیته مطالعات شرکت آب با استفاده از اساتید فن و کارشناسان به این نتیجه رسیدیم که حجم عظیمی از منابع آبی سرشاخههای زاگرس در اعماق از محل گسل مذکور خارج و در خلیج
فارس تخلیه میشود.
وی تأکید کرد: اگر این طرح به نحو مطلوب تأمین اعتبار شود در آیندهای نزدیک در گزارشها، لازم نیست بگوییم 98 درصد آب شرب بوشهر از خارج استان تأمین میشود.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای بوشهر با اشاره به خط دوم کوثر با نام صنعت، افزود: مطالعه خط دوم کوثر با نگاه تأمین آب صنایع در حال انجام است تا نیاز استان را برای 10 سال آینده برطرف کنیم.
زیراهی با بیان اینکه شرکت آب منطقهای از سرمایهگذارن بخش خصوصی برای اجری طرحهای آبی استقبال میکند، گفت: یکی از منابع آب در دسترس، که اجرای آن را به بخش خصوصی دادیم پساب فاضلاب بوشهر است.
وی ادامه داد: کسانی که بخواهند از پساب فاضلاب شهر بوشهر برای مصارف کشاورزی استفاده کنند مجوز لازم را به آنها میدهیم.
این مقام مسئول خاطرنشان کرد: پاسخ استعلام سرمایهگذارن بخش خصوصی در استان برای تأمین آب مورد نیاز را منفی نمیدهیم و هر سرمایهگذاری بخواهد در استان سرمایهگذاری کند آب مورد نیاز او را تأمین میکنیم.
زیراهی یادآور شد: از همه محققان، دانشجویان، علاقهمندان و فعالان حوزه آب که بخواهند در ارتباط با موضوع آب در هر بخشی تحقیق کنند استقبال میکنیم.
وی گفت: اگر در آب مصرفی در نخیلات اهرم صرفهجویی شود، 12 میلیون مترمکعب در مصرف آب صرفهجویی میشود.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای بوشهر یادآور شد: آب شربی که وارد بوشهر میشود هر مترمکعب آن 500 تومان هزینه دارد و حدود 70 تومان به فروش میرسد و بار هزینههای اضافی به دوش دولت میافتد.
زیراهی گفت: هزینه شیرین کردن آب دریا خیلی بالا است به همین دلیل به دنبال انتقال آب از مناطق دیگر هستیم.
وی افزود: در روش غرقابی در نخیلات به ازای هر هکتار در بخشهای مختلف 22 تا 28 هزار مترمکعب در سال آب مصرف میکنیم در حالی که با آبیاری تحت فشار 7 هزار متر مکعب آب مورد نیاز یک هکتار زمین تأمین میشود.
مدیرعامل شرکت آب منطقهای بوشهر ادامه داد: در مصرف آب باید به سمت روشهای نوین آبیاری پیش برویم و درکشاورزی استفاده از روشهای گلخانهای سبب کاهش مصرف آب میشود.
زیراهی تصریح کرد: با توجه به دستورالعمل پروانه چاه به کشاورزان، متقاضیان استفاده از سیستم گلخانهای میتوانند مجوز لازم را دریافت کنند.
عوامل و معایب انتخاب دوست در بین زنان
اگر چه در شرایط کنونی شاهد شکل گرفتن دوستیهای نامتعارف هستیم ابتدا باید از خود بپرسیم که چرا این جوان چنین دوستانی را انتخاب میکند؟ و دلیل عمدهی این عمل چیست؟ چه مشکلی دارد؟ در پاسخ خواهیم گفت:
1ـ مهمترین عامل انحراف جامعه، تغییر و شکست نگرش و افکار مذهبی است. دختری که به دلیل معضلات کلان و خُرد جامعه، اندیشهاش دچار تزلزل شده است، قطعاً دچار نمودهای ظاهری انحرف اخلاقی و رفتاری خواهد شد. زیرا آدمی در اجتماعی که مردمانش با فرهنگ، بامحبت، پرانرژی و دیندارند، صالح میشود. اما در جامعهی جرمآفرین که مردمان خشن، متعصب، سنتی، بیفرهنگ و بیاخلاقند به گمراهی و ضلات رهنمون خواهد شد.
حال اگر در انتخاب دوست اشتباه کنند و دوست آنها فردی گمراه، سبکسر و گناهکار باشد، آنها نیز به سمت و سوی گناه و انحراف کشیده میشوند؛ البته گناه چندانی ندارند. چرا که نیازمند و کم تجربهاند.
2ـ در اجتماعی که محرم و نامحرم مشخص نشده؛ اما محرمی نیست تا محرم راز دختر نیازمند به محبت باشد و خانواده نیز او را موجودی بیبها و طرد شده میداند وقوع چنین اعمالی دور از نظر نیست. بدین معنا که دستِ نامحرمی در خفا دست او را به نشانهی محبت و دوستی بفشارد که در این صورت ارمغانی جز ناراحتی روحی مضاعف برای آنها به دنبال نخواهد داشت. دقتنظر نسبت به این مسئله با توجه به این که دختران و زنان از پسران و مردان حساسترند دارای اهمیت فراوان است.
3ـ ما به آنها شناساندهایم حیا و وقار چیست، جلوهگری و لغزش چیست، به آنها میگوییم که به آن چه بیان کردهایم عمل کنید. اما از آنها میپرسیم چه میخواهند تا حیای خود را کنترل کنید؟ نمیپرسیم چه چیزی شما را عذاب میدهد که با علم به این که این حرکات موجب تباهی و فساد جامعه میگردد به جلوهگری و نهایتاً لغزش دست میزنید؟
4ـ به او میفهمانیم که با چه کسانی دوست باشد و در قابل او چه رفتارهایی را بروز دهد، رفتارهای نظیر این که محرم رازهایش باشد، در غم و شادیهایش شریک گردد، اشتباهاتش را با حفظ احترام به وی گوشزد نماید، و در قابل او صداقت به خرج دهد.
5ـ رهبر عزیز در این خصوص چنین فرموده است: «دانشگاه باید برای فرزندان مردم امنیت داشته باشند. چه دختر و چه پسر، کوچه و خیابان باید از لحاظ ناموسی و اخلاقی امنیت داشته باشد، چه برای دختران و چه برای پسران، فرقی نمیکند. آن وقت در محیط امن در کوچه و بازار امن، در دانشگاه امن، در دبیرستان امن که امنیت اخلاقی و فکری تأمین شده است و مسئولان، پدران و مادران باید آن را تأمین بکنند.
اگر میخواهید ضمن دستیابی به رفتار شایسته و آداب معاشرت صحیحتر دست یابیم، باید همان طور که شعارش را دادهایم عمل کنیم. اگر چه نسبت به رفع مشکلاتی که فراروی انقلاب بوده، عملکردهای خوبی ارائه شده اما باید آیندهی بهتری را مدنظر قرار دهیم.
جامعهی مدنی در قرآن و نهجالبلاغه
قسمت سی و چهارم
مشارکت و نقش زنان در جامعه مدنی
توسعه کشور به دوبال نیرومند مردان و زنان نیازمند است و بدیهی است که اگر به هر دلیلی، خواه قانونی، فرا قانونی، عرفی، سنتی و... یکی از بالهای توسعه را تضعیف کنیم و در واقع کشور از پیشرفت و توسعه محروم شده است. همه میدانیم استکبار جهانی میکوشد از طریق به دام شیطانی کشاندن زنان جامعه اسلامی را به فساد و بیبند وباری بکشاند. بنابراین همانگونه که امام خمینی (ره) نیز بارها تأکید کردهاند که نجات و پیشرفت جامعه تنها با حضور و دخالت مؤثر زنان و مردان در همه صحنههای زندگی اجتماعی میسر خواهد شد و زنان ما باید با عفت، تقوی و کسب علم تخصصهای لازم خود را برای تربیت فرزندان خود که آینده جامعه در دست خواهند داشت و خدمت به جامعه آماده سازند.
آن حضرت میفرماید: ما مفتخریم که بانوان و زنان پیر و جوان و خرد و کلان در صحنههای فرهنگی و اقتصادی و نظامی حاضر و همهدوش مردان یا بهتر از آنان در راه تعالی اسلام و مقاصد قرآن کریم فعالیت دارند و آنان که توان جنگ دارند در آموزش نظامی که برای دفاع از اسلام و کشور اسلامی از واجبات مهم است شرکت کنند و از محرومیتهایی که توطئه دشمنان و ناآشنایی... از احکام اسلام و مسلمانان تحمیل نمودند. شجاعانه و متعهدانه خود را رهانده و از قید خرافاتی که دشمنان برای منافع خود بدست نادانان و بعضی آخوندهای بیاطلاع از مصالح مسلمین بوجود آورده بودند خارج نمودهاند.
حضرت امام میفرماید: زن همان حق دارد که مرد دارد، حق تحصیل، حق کار، حق مالکیت، حق رأی دادن، حق رأی گرفتن، زن باید در مقدرات اساسی مملکت دخالت کند... ما میخواهیم زن به مقام والای انسانیت برسد. زن باید در سرنوشت خویش دخالت داشته باشد... اسلام زن را مثل مرد در همه شئون دخالت میدهد. در جای دیگری آن حضرت میفرماید: ما میبینیم و دیدیم که زنان همدوش مردان بلکه جلوتر از آنان در صف قتال ایستادند. خود و بچههای خود و جوانان خودشان را از دست دادند و باز مقاومت کردند. برخی گفتهاند مراعات حریم بین زن و مرد باعث فلج شدن نیمی از افراد اجتماع میشود اما تأملی دقیق نشان میدهد که با مراسمات این حریم محیط اجتماع اختصاص به کار و فعالیت پیدا کند و نیروی فعال به جای آن که توان خود را صرف بهرهبردارهای نفسانی بکند آن را در راه سازندگی بکار میگیرد.
سازمانهای غیر دولتی زمان به عنوان سمبل یکی از مصادیق جامعه مدنی در ارتباط با دموکراسی و حاکمیت ارزشهای مردمی، زمینههای مشارکت بیشتر زنان را در اداره امور فراهم کرده و به عنوان عوامل اثرگذاری بر سیاستگذاری، اجرا و پیگیری آنها میتواند صاحب نقش باشند. مشارکت سیاسی زنان، تابعی از نظام کل مشارکت در جامعه است و از عوامل خاص فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأثیر میپذیرد.
این مشارکت نه یک نگرش بلکه یک عمل از مجموعه فعالیتها در تشکیل جامعه مدنی است که یکی از عناصر اساسی آن شرکت مستمر همه اعضاء در فرایند شکلپذیری و حرکت جامعه است مشارکت در امور، هر فرد را قادر به درک ارزشها، افزایش حیثیت و مسئولیتپذیری میسازد.
شکلگیری و رشد تدریجی گروهها و انجمنهای خاص زنان شیوه مدرنی است که به واسطهی مفهوم فرخنده «جامعه مدنی» سبب تحقق هر یک از خواستههای زنان به صورت سازمان یافته و متحد میشود. در اینجاست که گروههای همفکر و متضاد احساس نزدیکی با یکدیگر دارند نیاز به هم را در مییابند در ارتباط با مشکلات و موانع موجود اجتماعی قرار میگیرند و با همفکری و هماهنگی در یافتن راه حل مشکلات برخورد و دموکراسی را در عمل میآزمایند. تشکلهای ایجاد شده به پیشبرد سطح آگاهی زنان کمک میکند و به تقویت فرهنگ سیاسی آنان در تقابل پیچیدگی نظام مردسالاری میپردازد.
امام خمینی (ره) میفرماید: سعادت و شقاوت کشورها بسته وجود زن است قرآن مجید و در آیات متعدد، ارزش و اهمیت زن و رعایت حقوق انسانی او مورد تأکید قرار گرفته است.
سورهی نساء به طلاق زن و مسائل حقوقی او اختصاص یافته است. بخصوص در سورهی نساء به حقوق زن اشاره شده و بر تساوی اجتماعی و حقوقی زن و مرد تأکید شده و در آیه 13 سوره حجرات تفاوت بین زن و مرد، در درجه پرهیز و تقوای آنان دانسته شده است. تعالیم عالیه اسلام نشان میدهد که انسانها اعم از زن و مرد در داشتن روح الهی و مقام خلیفه الهی از لحاظ حق و تکلیف: اهداف خلقت سیر کمالات و رسیدن به مقام قرب الهی و همچنین از نظر نزول انحطاط و در معرض وسوسه شیطان قرار گرفتن یکسان و مساوی در نظر گرفته شدهاند.
نقش جوانان در جامعه مدنی
ما باید بدانیم جوانان نیاز به شور و نشاط و تأثیرگذاری بر روند تصمیمگیریها و تصمیمسازیها دارند. بنابراین چنانچه آنان را در تمامی عرصههای جامعه اسلامی مشارکت داده و از پتانسیلهای موجود در آنان با توجه به اینکه چه از حیث کمی و از چه حیث کیفی بیشترین درصد جمعیتی را تشکیل میدهند. از جهت پیشبرد اهداف جامعه استفاده مطلوب را نمود، همانگونه که امام خمینی (ره) فرمودهاند:.... اگر دانشگاهها و مراکز تعلیم و تربیت دیگر با برنامههای اسلامی و ملی در راه منافع کشور به تعلیم و تهذیب و تربیت کودکان و نوجوانان و جوانان جریان داشتند، هرگز میهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمریکا و شوروی فرو نمیرفت و هرگز قراردادهای خانه خرابکن بر ملت محروم غارت زده تحمیل نمیشد.
افزایش مشارکت جوانان و نوجوانان در فعالیتهای سیاسی و اجتماعی قانونمند و دوری از جزماندیشی و سختگیریها زیانبار نسبت به این نسل آینده بهتری را فراروی جامعه اسلامی ما قرار میدهد. یکی از ویژگیهای جوان نقشپذیری اوست. یعنی پذیرش در جوان زیاد است و خیلی زود تحتتأثیر قرار خواهد گرفت و اگر کمی با وی صحبت شود ممکن است خیلی سریع آنها را بپذیرد. یکی از نیازهای جوانان سرگرمی و تفریح است که باید به نحو احسن انجام گیرد. یکی از مسائل مهمی که تمام کشورها با آن درگیر هستند. مسأله پر کردن اوقات فراغت جوانان است. یکی از راهحلها مسأله ورزش میباشد. باید امکانات ورزشی لازم در اختیار نسل جوان قرار گیرد.
توانمندی دادگسترید در سالی که گذشت
مقدمه: ضمن عرض تشکر و قدردانی از ریاست محترم دادگستری و معاونین محترم و قاضی پرونده جناب آقای مقدس که در پیدایش فرزند دلبند احمد آتشی جدیت نموده و شبانهروز قضیه پیگیری کرده در کمترین زمان فرزند ربوده شده را به خانواده محترم برگردانیده و ربانیده را دستگیر و پیگیر قانونی قرار دادهاند از طرف مردم شهرستان بوشهر و جامعه مطبوعاتی استان از این عزیزان سپاس و قدردانی به عمل میآید.
مردم استان از اطراف و اکناف پیام میفرستند که چرا کارهای مثبت دادگستری را ترویج نمیکنید باید به این مردم قدرشناس عرض کرد ممکن است از قلم نویسندگان کلمهای عدول کند که باعث سوء تعبیر بعضی از عزیزان دادگستری شود به خاطر همین است در این خصوص نمینویسند اصل قضیه همین است که عرض میکنم سال گذشته مطلبی نوشتیم که باعث شد برای نویسنده و ریاست محترم دادگستری و بعضی از عزیزان مطبوعاتی دردسری پدید آید که بوسیله ریاست محترم دادگستری با آن فهم و درک خداپسندانه قضیه را برطرف نمودند چون عزیزان هم استانی از بنده خواستهاند طبق وظیفه مقداری از کارهای انجام شده در این چند سالی که آقای بحرانی تصدی دادگستری دارند به اطلاع عموم میرسانیم ـ دادگستری قدیمی که شمال اداره ثبت واقع است 4 راه آن هم مشهور است به 4 راه دادگستری در زمان آقای جوهری مقدم تخریب شد در زمان آقای انصاری پایهگذاری گردید چون پیمانکار ساخت این پروژه از تهران آمده بود. مقداری کار انجام گرفت بعداً کار تعطیل شد پیگیری آقای انصاری هم چندان مثمرثمر واقع نشد بنده خدا بسیا رجدیت به خرج داد ولی طرف قوی بود زمانی که آقای بحرانی تکیه بر ریاست دادگستری نمود چون از کل اوضاع با خبربودند پیمانکار پروژه تحت فشار قرار داد تا حدی که تهدید به حکم دادگستری رسید ساختمان مزبور به اتمام رسیده انشاءا... تا آخر مرداد کمتر یا بیشتر شاهد افتتاح آن خواهیم بود دادگاه تجدید نظر که انتهای خیابان مدرس است با خاک یکسان کرد سرعت کار به حدی بود که یک ماه قبل از پایان قرارداد تحویل گرفته شده مدت یک سال است که در آنجا مشغول به کارند.
استان بوشهر که پاتیخت اقتصادی ایران نامیده میشود دارای منابع نفت و گاز شرکتهای متعددی است همیشه بار حقوقی بسیاری به بار میآوردند این بار سنیگن حقوقی هم بر دوش دادستگری است زمانی که رابطها جای ضابطهها قرار گرفته بود باید مانند شیر غرید و زد و بندهای را در نطفه خفه کرد دادگستری تاکنون این کار را انجام داده اگر به این نوشته توجه کنید به بهانه اصل 44 قانون اساسی و خصوصیسازی شرکتهای دولتی به کسانی فروخته شده و واگذاری گردیده که به جز دردسر برای مردم و دادگستری هیچ نفعی ندارد مثلاً شرکت صدرا تا زمانی که آمریکاییها بودند شرکت هم نیم دولتی به نام دولتی بود به نام صنایع دریائی هیچ دردسری نبود به مجرد اینکه شرکت را به بخش خصوصی فروختند بدبختیهای کارگران شروع شد زمین های غریبیها گرفته شد کارگران یکی پس از دیگری اخراج شدند دردسر بسیاری برای دادگستری درست کردند که هنوز هم ادامه داد اگر قدرت دادگستری نبود فتودالها زورگویان شیطان صفتها روزگار مردم تیره و تار میکردند خدا رحمت کند پدر و مادر قاضیان با انصاف و ریاست محترم دادگستری که نمیگذارند حق و حقوق مظلومین ضایع شود به نظر نویسنده اگر از من سؤال کنند مثلاً بگویند یکی از دادگستریهای فعال در مملکت نام ببرید من دادگستری استان بوشهر را از فعالترین و قدرتمندترین دادسراها میدانم یک نمونه از فعالیت این دادگستری پیدایش فرزند ربوده شده آقای آتشی است. دوستانی که پیام میدهند از دشتی و دشتستان خصوصاً میگویند حالا مردم قابل احترام هستند قاضیان با مردم محترمانه برخورد میکنند از آن حرفهای رکیک گذشته خبری نیست رأی چه مثبت باشد و چه منفی مردم ناراحت نمیشوند چون برخورد قاضیان محترمانه است از من خواستهاند ازآقای بحرانی در بکارگیری قاضیان متدین و مردمی تشکر کنم منهم طبق وظیفه گفتههای این عزیزان به طور خلاصه نوشتم امیدوارم خداوند یار و نگهدارنده کسانی باشد که در هم و غم مردم شریکند این دنیای زودگذر به جز نامی باقی نمیماند اگر عملکردها خوب باشد میگویند یاد فلانی به خیرع عملش خوب بود اگر خدایی ناکرده عمل منفی باشد طور دیگری یاد میکنند خداوند نیکان پاک دامنان مردم داران را برای این مملکت و این استان حفظ کند. انشاءا...
ماشاءا... رضازاده معلمی برای همهی زمانها
معلم کیست؟ معلم دارای خصایل و صفاتی نیک است که دیگران از آنها محرومند. پارهای از این صفات و خصایل نیک و ارزنده ذاتی است و ژنتیکی و پارهای از این صفات و خصایل تعالی اکتسابی است که معلم از طریق تلاش و ممارست و رنج بدست آورده است.
یکی از صفات و خصلتهای ارزنده و تعالی معلمی مهربانیست، ماشاءاللهرضازاده به حق یک معلم بود برای همه زمانها. زیرا خوی و خلقاش، مهربانیاش و جوششی که نسبت به دیگران داشت باعث میگردید تا بیشتر یک معلم جلوه نماید. این خود امتیازی بزرگ برای رضازاده محسوب میشود و برتری او نسبت به دیگران میتوان گفت از این بُعد و از این زاویه میباشد. بارها شنیده شده و بارها گفته شده شاعران و نویسندگان و اهل هنر بین خود و اهل کوچه فاصله میاندازند و نمیتوانند ارتباط مناسبی با آنها برقرار نمایند که خود ضعف بزرگی به شمار میآید و از همین روست که میگویند معمولاً هنرمندان مردمی نیستند و به گونهای دیگر باید گفت در مواردی حتا مردم گریزند. اما این که رضازاده علیرغم شاعر بودن و نویسندگی در کسوت معلمی دیده میشود باید از همین بُعد مردمی بودن و مهربان بودن به او نگریست. از صفات و خصایل معلمی این است که همواره نگران حال دانشآموزاناش میباشد و ماشارضازاده همین احساس را در وجودش داشت اما او نگرانی خود را در دایرهی گستردهتر، محیطی وسیعتر و با مردمی فزونتر میدید. ماشارضازاده با آن که مورد بیمهری قرار گرفته بود و با آن که ظلم بر او روا داشته، کمتر گاهی از این بیمهریها سخن میگفت همچنان که «وارتان سخننگفت» و همواره هم و غم او مردم کوچه بود و بارها از او شنیده شده که «آیا میشود ببینم آن چه را که باید همسایه داشته باشد، دارد ؟!»
مگر نه این که معلم میآموزد و یاد میدهد، ماشارضازاده هم به ما آموخت و یاد داد چگونه زیستن را در کنار مردم و چگونه بودن را با مردم رضازاده در کتاب «خلوت شبانه»ی خود سرودهای دارد با عنوان «فریاد» که آدمی را به یاد احمد شاملو میاندازد که میگفت: من درد مشترکم/ مرا فریاد کن.
«فریاد » از کتاب «در خلوت شبانه»
فریاد من بین که شده غنچه در گلو/ کو دست دوست تا بچیند گل از گلو/ از میلههای پنجرهی شب میخزند به بام/ فریاد در سکوت، چون سنگ است بر سبو/ در این اطاق غم زده تنگتر زگور/ با خود درون غربت خویشم به گفتگو/ .../ از نخلهای سبز و صبور بلند عشق/ صبح از کدام جانب سر زد سپیده کو
آیین شاهنامهخوانی ـ سرایی در استان بوشهر
قسمت اول
بسی رنج بردم در این سال سی
عجم زنده کردم بدین پارسی
پی افکـندم از نظـم کاخی بلنـد
کـه از باد و باران نیابـد گـزند
بیان رزمآرایی سرایندهی گرانمایهی شاهنامه
ـ ایراننامه ـ در سنجهی (فعولن فعولن ـ ل)، یعنی بحر متقارب است. در شناخت گونههای سرایش نیز، شاعر از شیوهی «مثنوی» بهره گرفته است.
شاعر در گذر بالندگی و نامداری زبان و ادب پارسی خدمت خود را باز نموده است. در این نامهی سترگ، نه تنها از افسانه، تاریخ پیش از گذارهی تاریخی به نام (افسانه / تاریخ / معاصر)، سخن آمده که اندیشه و باور داشت فکری شاعر در باور ایمانی آمده است. چنان که فردوسی را شاعر شیعی معتزلی برداشت و گمانهزنی کردهاند.
اسطوره، واژهای عربی است که جمع آن اساطیر میباشد. همسنگ این واژه در معنی پارسی آن افسانه به زبان بیگانهی انگلیسی «میت mith» میباشد بنابراین میتولوژی، در برداشت افسانه شناسی و فسانهگویی است.
این کارکرد در بخش بخش شاهنامه و گهگاه در میانه داستانهای حماسی (جنگ نامهسرایی) آشکارا آمده است. چنانکه در پیرامون زندگی رزم آرای سالدار در پایان زندگی به نیاز افتاده، سخن آمده است. او را به دستآویز مذهب اهل جماعت نداشتن، از دستمزد پیمان بسته محروم مینمایند. این رفتار هم از شاه زمانه «محمود غزنهای ترکزاد و مطبخیزاده» بوده است.
شنیدم که شه مطبخیزاده است
به جای طلا، نقرهام داده است.
شاهنامه یا سرایش بزرگان، آمیزهای است از دو بخش «شاه» و «نامه». چنانچه این آمیزه را نامهی سترگ بدانیم از راه دور نماندهایم. این نام آمیزه، جایگزین «خداینامه/ خدای نامک/ کارنامه» شده است. در این راستا کارهای پیکارگرانه و رزمآرایی و در پس آن کارکردها و جایمانهای فرمانداران و کتخدایان زمانه، یادداشت و انباشت میشد. چرا که این ماندگانیهای یاد کرده از گذشتگان و کردار آنان بوده است که چنان سخن گویای این نکته میباشد.
اِنّ آثارنا تدلّ علینا فانظروا بعدنا علی الاثار
جایماندهها، پس از درگذشتمان، چهره مینمایند و کارهای گذشتهی ما را باز میگویند.
از برجستهترین جاوراهای برجای مانده در «ایرانشهر کهین» بر دیوار نبشتهی «بیستون/ بهستان / بغستان» در سامان کرمانشاه «قرمیسن» میباشد. این یادمان از داریوش اول هخامنشی پارسیزاد پس از کمبوجیه / کامبوزیا/ کامبیز دوم فرزند کوروش دوم هخامنشی است. سیروس «شیرَوش»، «کوروش/ کی اور وَش/ رهبر بزرگ» گسترانندهی خاک پارس تا سرزمینهای گسترده برگسترهی ایرانشهراند. داریوش و فرزندش خشایار شاه این گستره را به یازده میلیون کیلومتر مربع رسانیده بودند (از خاور تا باختر و از شمال (چپ) تا جنوب (راست).
افزون بر این، سنگ نبشتههای پراکنده با اندازههای کوچکتر و متون اندکتر در سامانهای ایرانشهر در پهنهی خرسنگها ـ صخرهها ـ یا آجر نبشتههای انبوه جایداده در گنج خانهها هم بر این روال نگاشته و ماندگار شدهاند.
دیوار نبشتهی داریوش در میانهی دیوارهی کوه بیستون در یک سد و چهارده رج (114 سطر) بلند خوابیده، افقی از کارستانهای یگانهی روزگار باستان بشمار میرود.
این نوشتههای بر جای مانده پس از گذشت فراتر از دو هزار سال [در سده دوازدهم ماهتابی (هجری قمری) بر ابر سده نوزدهم میلادی] از سوی آمدگان جهانگرد به سرزمین ایران، تیموری (گورکانیان)، صفوی، افشاری، زندی بویژه قاجار با گمانه زنی، رمزگشایی شدهاند. از «کلاویخوی» روزگار تیموری ـ گورکانی تا «گرتنفد» و «هرتسفلد» زمان هنگامه آرایی قاجاری، و برجستهتر آنان «رالینسن» انگلیسی در زمان فتحعلیشاه قاجار ناتوان خویش آرای، این کار تا رسیدن به هودهی خویش، بازخوانی جاوارهای نوشتاری گنج نامههای سنگین، انجام گرفت.
این دستیافتههای آجری انباشته در اتاق آوار شده یا زیر خاک لمیده و یا دیوار آراسته به شمار بیشترین در فارس امروزین ( کاریان، استخر،/ مَرغدشت / دشت مَرغاب = چشمهسار ـ نه پارس بوشهر)، همدان، از آنگاه تا اینگاه بر جای ماندهاند.
فرصت الدوله قاجاری شیرازی در «آثار عجم» نمونههای برگردانیده را آرا (نشانی) داده است. تلاش بسامان «مرادی غیاث آبادی» در کار برگردانی و چاپ جاوارها، بسی شکوهمند و ارزشدار میباشد. بدینگونه برگردانی رالینسون، دوباره به پارسی ـ دری برگردانده شد. ایران پهناور در سالهای چهارده تا 23 ماهتابی با تازش مشترک تازیان و نودینان خودی به روزگار خلیفه دوم گشاده گشت. چهار جنگ قادسیه ـ جلولا 14 و 16 ، نهاوند 19، توزستان 21 و استخر 22 ماهتابی، به درازی دو قرن سکوت زیر تازیانه تازیکان به زو ورزی، همواره با سکوتِ فرهنگ منشانه، ایرانیان همراه بود.
سبزهای تیم ملی و مستطیل سبز
تأویلی برمقولهی فوتبال و سیاست در ایران با توجه به مچبند سبز بازیکنانتیمملی
1- ایرانیان بواسطهی تنفس و زیست تاریخی مدام و مستمر در اتمسفر مطلقه، بدیلی دیگر برای استبداد نیافتهاند و هرگذار کوتاهی به مشروطه پس از مدتی اندک مزه مزه، مجدداً به مطلقهی خوش طعم پیش منتهی میشود. این خو گرفتن و علاقمندی مفرط، خوی و منشی استبدادی به فرد و اجتماع ایرانی داده تا خانواده و نظام سیاسی در تعاملی مستدام به تأئید و مشروعیت بخشی یکدیگر بپردازند. پدرسالاری (پاتریمونیال) در خانواده و تمامیت خواهی (توتالیتاریانیسم ) در حاکمیت سیاسی ایرانیان متأثر از این پارادایم، زیستی سهل و آسان دارند. ایرانیان پس از به ستوه آمدن از این وضعیتها در حوزهی خانواده، پسر برای رهایی از یوغ پدر، ازدواج میکند تا خود، پدری دیگر شود و در عرصه سیاسی، مردم، مستبد پیشین را سرنگون کرده و دیکتاتوری تازه به جایش میگمارند. متأثر از این رویکرد، مادام نام نظامها و شاهان تغییر اما وضعیت کماکان استبدادی و گفتمان همان است.
ایرانیان، همانگونه که شیفتهی استبدادند از آزادی گریزانند. به همین دلیل تغییرات و جنبشهای آزادی بخش ایرانی، طول عمری کوتاه دارند و ایرانیان پس از اندکی تجربه، آن را گوشهای گذاشته، خود را مهیای پذیرش مستبد تازه میکنند؛ حال میخواهد بیگانه آورندهاش باشد و یا مستبدی تازه علیه مستبد پیشین قیام کند. ایرانی، حوصلهی آزادی را ندارد. آزادی یعنی مسئولیت، تحرک، پرسشگری و کوشش و این با ایرانی نفت پرورده وظیفه شناس و مطیع جور نیست. آزادی، یعنی انسانیت و پس از آن ایرانیت، اما برای ایرانیان این برعکس است تا استبداد حاکم باشد. آزادی، یعنی قانون و این با هرج و مرج طلبی و رانت خواهی سازگار نیست، آزادی، یعنی اقتصاد آزاد و این با دلالی و واسطهگری ممزوج نمیشود. به همین دلیل ایرانی استبداد خواه و آزادی گریز است و این، سختیها و صعوبت آزادی و دموکراسی، ایرانی را علاقمند و شیفتهی همیشگی معشوق تاریخی خود،استبداد میکند تا عاشقیت او در عشق ورزی به استبداد خود را نمایان سازد. ایرانیان، دالها را از مدلول خود تهی میکنند. دالهای ایرانی در هر برههای در عیان، معناهایی برای خوش آمد نظام سیاسی است و در پنهان مدلولهای دیگری دارند تا با این قایم موشک بازی سرخوش از رندی خود مبارزهای کیچ در ظاهر علیه استبداد و در اصل به سود استبداد داشته باشند. این رویکرد همانند سیگار کشیدن در بیرون از خانه علیه اقتدار و سلطهی پدر است و در آینده تبدیل به پدری سیگاری و نصیحت گو همانند پدر خود شدن است.
مورد مثالی دیگر در باب پارادایم گریز از آزادی ایرانیان، پروسهی تغییر نام دو تیم فوتبال «پرسپولیس» و «تاج» پس از انقلاب است. هر دوی این تیمهای مطرح فوتبال ایران پس از انقلاب 57 برای تغییر نام دادن با گزینهی «آزادی» هم روبرو شدهاند اما هر دو تیم نامهای دیگری پذیرفتهاند اما «آزادی» عنوانی بوده که در هر دو تیم تأئید نشده و رسمیت نیافته است برای «تاج» آزادی پیشنهاد شد اما تأئید نشد تا استقلال شود!«در سال 1358،اولین دورهی مسابقات فوتبال با نام شهید اسپندی در تهران انجام شد. پس از آغاز تورنمنت وقتی بازیکنان سابق «تاج» دور هم جمع شدند تا با نام «تاج» در این مسابقه شرکت کنند، مدیران ورزش آن دوران ممانعت کردند. چند ماه پس از این اتفاق، دیگر همه فهمیده بودند که تاج برای بقا باید نامش را عوض کند. در آن دوره عنایت آتشی «که پس از پیروزی انقلاب اسلامی» به سرپرستی مجموعه «کاخ تاج» رسیده بود به خاطر ارتباط نزدیک با رئیس وقت سازمان ورزش نامهای پیشنهادی خود را به سازمان داد. «آزادی» و «استقلال» دو نام پیشنهادی بود که دست آخر «استقلال» به تصویب رسید.(1) نه تماشاگران و نه بازیکنان به تغییر نام اعتراض نکردند و مسئولان نیز که در این تصمیم گیری دخالت داشتند، متأثر از اضطراب تاریخی از «آزادی» همان گزینهی «استقلال» را برگزیدند تا «آزادی» هنوز پس از 30 سال لباس آبی بر تن نکند و بر سبزی موطن گام نگذارد.
متأثر از این وضعیتها بسیاری از تیمهای آبی پیرامون (شهرستانها) نیز استقلال شدند تا سرتاسر ایران آبی آزادی نمایان نباشد. اما این وضعیت تنها شامل آبیها نبود که تنها آسمان ایران آزادی را برنمیتابد بلکه قرمزها نیز از آزادی گریزان بودهاند تا عادت و اعتیاد به استبداد در سرخی خون ایرانیان جاری باشد و داروی ترک استبداد و تقویت آزادی به آن تزریق نشود:«پرسپولیس پس از انقلاب به بنیاد مستضعفان تحویل داده شد و مرحوم «عزیزی» و «فرامرز رامینیان» به طور موقت از سازمان، حکم سرپرستی پرسپولیس را گرفتند. پس از تأسیس بنیاد مستضعفان «بولینگ عبده» هم مصادره شد و اموال آن به بنیاد مستضعفان رسید. جالب اینکه تمام تشکیلات باشگاه پرسپولیس که در آن دوره از اموال بولینگ عبده به حساب میآمد به بنیاد رسید. تا پیش از شهادت دکتر چمران در خردادماه 1360 پرسپولیس با این عنوان فعالیت میکرد اما شهادت دکتر چمران باعث شد مدیران بیناد نام «بولینگ عبده» را به مجموعه ورزشی شهید چمران تغییر بدهند و برای همین پرسپولیس هم که از اموال بولینگ عبده بود به شهید چمران تغییر نام یافت. این حرکت مدیران بیناد مستضعفان، با مقاومت بازیکنان پرسپولیس مواجه شد. آنها به خاطر اعتراض به این اقدام مدیران بنیاد حتی حاضر نشدند که یک بازی با نام شهید چمران به میدان بروند و در بازی با «هما» هم حاضر نشدند تا دیدار 0 ـ 3 به نفع هما شود.
با توجه به حجم اعتراضات، مدیران بنیاد، قید تغییر نام پرسپولیس را زدند و این تیم با نام پرسپولیس بازی کرد. در اسفند 1365 باز هم مدیران بنیاد به فکر تغییر نام تیم افتادند. این بار آنها یکی از نامهای پیشنهادی «عنایت» را برای جایگزینی نام «تاج» در روزهای ابتدایی پیروزی انقلاب پیش کشیدند. بنیاد مستضعفان این بار «آزادی» را برای جانشینی پرسپولیس پیشنهاد کرد و با استدلال اینکه دو قطب فوتبال ایرانی تداعی کننده شعار انقلابی «استقلال، آزادی،جمهوری اسلامی» باشند نام پیشنهادی به سرعت به تصویب مدیران ورزشی وقت رسید، هر چند که این بار هم نام جانشین پرسپولیس تنها چند روز روی تیم دوام آورد و فشار تماشاگران برای بازگشتن نام پرسپولیس به تیم کافی بود.»(2) این بار تماشاگران در نقش مردم، علیه «آزادی» موضع گرفتند و مسئولان نیز سریعاً موافقت کردند و عنوان آزادی تنها در یک بازی دوستانه با یک تیم محلی در زمینهای خاکی محله «خانی آباد» خود را نمایان ساخت و سریعاً و مجدداً آزادی عنوان تیم قرمزها را هم نیافت» چند ماه پس از این تحولات بالاخره پروژه تغییر نام پرسپولیس به سرانجام رسید. پیروزی نام جدید پرسپولیس بود. و جالب اینکه این نام پیشنهاد عضو بیست و هشت ساله هیأت مدیره وقت (علی آبادی)باشگاه بود.» علی آبادی پس از آن در دولت اصولگرای محمود احمدی نژاد رئیس تربیت بدنی شد تا پس از قهرمانی پرسپولیس در سال 1386 به رسانهها و باشگاهها بخشنامه کند که از نام پیشنهادی من یعنی «پیروزی» استفاده کنید و این یعنی پیروزیِ«پیروزی» بر «آزادی» و پیروزیِ «اراده معطوف به قدرت» به «اراده معطوف به هویت» و پیروزیِ «استبداد» بر «آزادی». با کنکاشی ساده و معمولی در تیمهای فوتبال کشور در لیگ برتر و دیگر زیر گروهها به راحتی میتوانیم تشخیص دهیم که هر عنوانی به مذاق مدیران ورزش،تماشاگران و بازیگران خوش آمده و بر اساس آن شناسنامهی تیمی را رقم زدهاند بجز «آزادی». در فوتبال ایران نمایندهای به نام «آزادی» نداریم و چه بسا در ورزش ایرانی نداشته باشیم و این شامل آکادمی، سازمانها، نهادها و دیگر دستگاهها نیز میشود.
رئیس تربیت بدنی ایران، همو که دوران اوایل انقلاب و در عنفوان جوانی به عضویت هیئت مدیره سرخها درآمده بود و خلاقیت خود را در گذار از آزادی با پیروزی به اثبات رسانده بود در ارتقاء مدیریتی خود و رسیدن به منصب ورزش ایران از سکوی پیروزی خود شعار رمانتیک انقلابی ایران را تفسیری رئال کرد و گفت عنوان «پیروزی» را از شعار اولیه انقلاب یعنی «استقلال، پیروزی، جمهوری اسلامی» به عاریت گرفته تا گریز از آزادی ایرانیان به اثبات برسد و ...
2- بازیکنان تیم ملی ایران در آخرین بازی ملی در رقابتهای انتخابی جام جهانی فوتبال گرچه نتوانستند ایرانیان را به آزمونی جهانی و شراکت بین المللی رهسپار سازند اما به گونه ای دیگر با نشانه گذاری رنگی و بستن مچ بند سبز چهره ای تازه از فوتبال ایرانی را بروز دادند که شاید...
حمایت از علمـاء
اگر بخواهیم در اهمیت وجود عُلماء عامل و وارسته، آزاده، مستقل، نقشارزنده و اثرگذار او در تأمین اخلاقیات جامعه بشری و هدایت معنوی و حتی سیاسی او در جامعه از آیات و روایات و احادیث بیاوریم یقیناً مثنوی 70 من خواهد شد.
«مِدادُ العُلماء اَفضل من الدُماءِ الشُهداء» کم وزنترین، هزاران احادیث در این مورد است. یعنی قلم مطهری زبان فَلسفی مدیریت بهشتی مبارزات سعیدی و اندرزگو حبس رفتنهای طالقانی متحمل شکنجههای آیتا... غفاری زندانی شدنهای کروبیها در بدریهای سید جمال الدین اسدآبادی روشنگری و روشنفکریهای علامه نائینی همه و همه بیان از اهمیت وجود «استوانه» گونه روحانیت اصیل و مردمی میکند.
خدشه به موجودیت قشر محافظ دین «روحانیت» کدر و تاریک نمودن چهرهی برجسته دین مبین اسلام است. تکان دادن تاریخ و حیات بخشیدن به دین کنار گذاشته شدهی اسلام بدست دشمنان اسلام تحول فرهنگی نجات بشریت و لااقل ملتهای اسلامی از منجلابهای ابتذال اخلاقی و فرهنگی، متوجه کردن ملت به حقوق حقه خویش،طغیان علیه زر و زور و تزویز، شکستن بتهای عصر در قالبهای ثروت، قدرت و اطلاعات و هزاران عمل ستودنی دیگر تنها عامل یک عامل و عامل به نام آیتا... روح ا... مشهور به امام خمینی (ره) بود و همو بود که از قشر روحانیت پرچم و درفش و نشان این قشر «عمامه» را که چنبرهی فضلیت و مبارزه و نشر فرهنگ انسانیت را تداعی میکند به جهانیان نشان داد و فهماند که دین پاسدارانی دارد که در طول تاریخ چون شمع سوختن تا دیگران از نورانیت اسلام بهره ببرد و هیچگاه تاریخ از این «حُجتها» و «آیات» ها خالی نیست.
اما متأسفانه امروز به انحاء مختلف شاهد زدن چوب حراج به آبرو، حیثیت، موجودیت و نقش سازندهی آن و جامعه بدست کسانی هستیم که متأسفانه به نام پاسداری از ارزشها، بنیان ارزشهای متعالی این قشر را متلاشی میکند.
امروزه علمای وارسته و مستقل و غیر وابسته باید قبل از پاسداری از هر مورد در وهله اول پاسداری از «خود» و لباس «روحانیت» را در صدر برنامههای پاسداری از دین قرار دهند.
امروز اگر موجودیت و اهمیت وجودی و کلیدی روحانیت زیر سؤال رفت یا مورد خدشه قرار گرفت یا تضعیف شد و جایگاه و پایگاه او «هزینهی باند بازیها و سیاستهای افراد سودجو و قدرتطلب گردید چه لطمهی بزرگی و چه ثلمه و خسارتی به شالوده و فونداسیون اسلام وارد میشود. نگارنده از باب اینکه باور به تأثیر شگرف نقش روحانیت در تنظیم همه جانبهی امور جامعه دارم چندین کتاب بسیار مفید در عناوین مختلف به همراه یک جلد توضیحالمسائل حضرت آیتا... العظمی حاج شیخ یوسف صانعی را بصورت اهدایی در اختیار چند دبیرستان برازجان قراردادم، چندی بعد از طرف حراست اداره آب احضار شدم که چرا این کار!! را کردم بعد متوجه شدم شخصی به نام حجتالاسلام «ق» که متأسفانه در چندین مورد در این منطقه «رعایت تقوا» را نکرده و باعث نارضایتیهایی شده در یکی از دبیرستانها به مدیر مدرسه گفته این کتابها «شبه ظاله» است و استفاده نشود و مدیر مظلوم هم ترسیده و به حراست گزارش کرده.
به عنوان یک ارادتمند به اسلام و روحانیت از علما و فضلای شریف از مراجع مستقل و شجاع دین استمداد میکنم که بیش از این اجازه ندهند عدهای کم سواد و بیخبر از مقتضیات اسلام و زمان که فقط به مال، شهرت، قدرت، ثروت و منزلت «دنیایی» توجه دارند اینگونه بیمحابا تیشهی ویرانگر به ریشهی اسلام و روحانیت نزنند و نگذارند و تحمل نکنند تا عدهای بیتعهد، روحاینت را از چشم و دل مردمی که روحانیت را ملجأ و مرجع و مأمن و محرم وپزشک خود میدانند تقلیل داده و بیندازند مگر اسلام و ما چند نفر مثل صانعی و کروبیها داریم؟ سالها طول کشیده و میکشد تا وزنههایی در علوم دینی و فقهی و عرفانی و اخلاقی و اجتهاد مثل علامه طباطبایی، محمدتقی جعفری، جوادی آملی، بهجت، مشکینی، مکارم، اردبیلی و صانعی حاصل شود. مطهری را بهشتی و جعفری را از دست دادیم آیا بدیلی برای آنان وجود دارد آیا خلأ وجود بهشتی عزیز را توانستیم پُر کنیم.
جا دارد علمای شجاع و عامل در این شرایط، به ویژه ایام انتخابات که اوج بیتقواییها برای کسب مال و قدرت دنیا، نمایان میگردد ساکت در ذبح غیر شرعی اینچنینی سرمایههای اسلام ننشیند و شاهد نوشتن خزعبلات و اراجیف در بعضی از هفتهنامههایی که متأسفانه مورد حمایت قسمتی از بدنهی حاکمیت است و تحت عنوان پاسداری از ارزشها از نظام رانتخواری و سهمخواهی و مواجبگیری میکند باشند. امام گفته اند: تا من زندهام به بیت علماء اهانت نشود. مگر نه او بود که «وجود دادگاه ویژهی روحانیت» را فقط و فقط برای حفظ حرمت این قشر پذیرفت .
خدایا! تو خودت از وجاهت و اهمیت و موجودیت روحانیت مخلص و پاک نهاد محافظت فرما.
دکتر شریعتی الگویی برای همهی زمانها
دکتر علی شریعتی شخصیتی است که پیرامون او بحثهای زیادی مطرح است. عدهای او را شخصیتی منحرف، کافر بیدین... میدانند، کتابها و نوارهای او را گمراه کننده میخوانند، برخی دیگر او را بزرگترین اسلام شناس میشناسند و آثار ایشان را بهترین راه شناخت دین میدانند.
بیشتر افرادی که در مورد دکتر شریعتی سخن میگویند، چه آنهایی که او را گمراه کننده و چه کسانی که سنگ او را به سینه میزنند، تا به حال این زحمت را به خود ندادهاند، آثار او را مطالعه کنند و خودشان با نظرات وی آشنا شوند. خیلی از افرادی را میشناسم که حرفهای عجیب و غریبی میزنند و میگویند شریعتی چنین نظری را دارد و اگر از همین افراد سئوال شود خودت چه قدر آثار دکتر شریعتی را مطالعه کردهای در جواب میگوید فلانی میگوید. و بیشتر اظهار نظر این افراد به شنیدههای آنان است تاکنون هیچ کدام از کتابها و یا نوارهای ایشان را ندیدهاند. و وقتی با اینگونه افراد روبهرو میشویم و میگوییم چرا شما حرفها و سخنان خود دکتر را در اینگونه موارد مطالعه نمیکنید، میگویند که وقت این کارها را نداریم و این بزرگترین عیب برای منتقدان است. منتقدانی که از خود هیچ ندارند و فقط دنبال حرف این و آن میباشند، اما متأسفانه دوستداران دکتر شریعتی هم کمتر به سراغ او میروند ولی باز جای بسی امیدواری است که در این اوضاع و احوال آشفتهی فکری، هم جوانانی هستند که سعی دارند به هر طریق یا به هر شکلی یاد و نام دکتر شریعتی را پاس دارند. آثار دکتر شریعتی یکی از مهمترین و بزرگترین متفکرین اسلامی و معاصر است. شریعتی کسی است که از زبان من و شما حرف میزند به طوری که احساس میکنید درست همان را میگوید که شما میخواهید بگویید. او متفکری بزرگ است که میتواند تمامی احتیاجات آدمی را در زمینههای شخصی و اجتماعی طی ادوار مختلف زندگی برآورده کند همچنین اسلوب و سبک شیرین نگارش او، از جمله عواملی است که آثار و شخصیت شریعتی را جذاب کرده است.
تعلیمات دکتر شریعتی در بستر زمان معنای خود را بهتر خواهد یافت و راهگشا خواهند بود.
در معرکههای حق و باطل، در بنبستها و هنگامههای انتخاب و بر سر دوراهیها... چون جلوتر از فهم زمان و در کوران مبارزه و عمل گفته شده، برای اهل عمل قابل درک است. و اشخاصی چون دکتر شریعتی است که میتواند تحولات بزرگ بیافرینند.
شریعتی با چهرههایی چون فیلسوف و سیاستمدار و جامعهشناسی روحانی و مورخ و محدث و فاضل و دانشمند استاد و محقق، قابل مقایسه و تشبیه نمیباشد. بلکه او یک حکیم انقلابی و روشنفکر مؤمن است به گونهای که لقمان حکیم، سلمان فارسی، ابوذر غفاری، سیدجمالالدین اسدآبادی و اقبال لاهوری که با دارا بودن به ارزشهای انسانی و نبوغ ذاتی، از مکتب قرآن و پیامبران حکمت آموخته بود و علی(ع) را الگوی خویش قرار داده بود. شریعتی بزرگترین مصلح اندیشمند و وجدان بیدار و مسئوول قرن است.
دکتر شریعتی رسالت خود را این میداند که مردم را آگاه کند که چرا هر لحظه و هر نسل مذهبها، متزلزل میشود؟ من آمدهام از این آتشی که بر اندیشه و ایمانتان افتاده خبر بدهم، بگویم که اساساً این دین شما و ایمان شما چرا متزلزل شده؟ چرا هر لحظه و هر نسل تنهاتر میمانید و ضعیفتر و در برابر هجوم اندیشه و روح این قرن عقبنشینی میکنید و خودتان را عاجز احساس میکنید و جز توسل به دعا برای اصلاح این نسل و این عصر هیچ روهی به ذهنتان نمیرسد. دکتر شریعتی برخی افراد را در آرامش میبیند آن هم یک آرامش مذهبی، رنجی نمیبرند و در یک فضای بیباد و توفان و دربسته و امن رنجی نمیبرند و دلهرهای ندارند ولی خود را چنین نهادهاند.
دکتر شریعتی به این علت که شخصی از متن مردم است و بیزاری روزافزون مردم را از دین مخصوصاً از تشیع میبیند و تحولات تاریخی را با چشم خود مشاهده کرده است و از طرفی رشتهی تحصیلی او تاریخ تمدن و جامعهشناسی مذهبی و تاریخ ادیان است، به خود حق میدهد که دربارهی سرنوشت مذهب در جامعه نقش استعمار فرهنگی و استبداد در تزلزل پایگاههای اجتماعی مذهب و علل و شرایطی که مسیر حرکت زمان را از کنار مذهب دور میسازند اظهارنظر کند. سپس میگوید که ممکن است نظر من درست نباشد ولی نیت من صحیح است و طوری که مشاهده میکنیم فریاد دکتر شریعتی از سر درد است. در این جا لازم دیدیم دکتر شریعتی را از دیدگاه بزرگان نیز معرفی کنم.
دکتر مصطفی چمران: ای علی! تو جامعهی ایران را به لرزه درآوردی، تو تشیع حقیقی را به مردم معرفی نمودی، تو لذت شهادت را به شیعیان حسین(ع) چشاندی، تو مجسمهی تعصب و سکوت را شکستی، تو خداوندان زر و زور و تزویر را رسوا کردی.
دکتر عبدالکریم سروش: مرحوم دکتر علی شریعتی مصلح بزرگ و آموزگار جوانان انقلابی این کشور است. زنده بودن شریعتی در میان، نشانهی زنده بودن جامعه ما و جوانان ماست. هر حکایت از عمق تأثیر آن روح بزرگ در روح جوانان ما دارد. اگر او از سر درد و دلیری سخن نگفته بود و اگر آتش عشق، عشقی جامعهی او را نسوخته بود قطعاً این همه آتش در جان مشتاقان نمی زد و قطعاً پیام او این همه ماندنی نمیشد.
علیرغم پارهای بیمهریها و خصومتها که در جامعه ما در حق شریعتی رفته است و میرود و علیرغم کوششهای نامیمون و توطئههای سکوتی که برای خاموش کردن نور او و حضور او صورت میپذیرد ماندن یاد و نام و پیام او و عشق ورزیدن جوانان ما به او مایهی تسکین است و نشان میدهد که آن خصومت ورزان و بیمهران به بیراهه میروند و باد به غربال میپیمانید و آب در هاون میکوبند و عرض خویش میبرند و زحمت خود میدارند.
سید محمد خاتمی: جامعهی ما از دو درد جانکاه و ویرانگر رنج میبرد: یکی درد روشنفکری بیدین و دیگری درد دینداری تحجرآمیز.
دکتر شریعتی در شرایطی از اسلام، در کانون محافل جدید دفاع کرد که ولنگاری اخلاقی و رفتاری و اخلاق ضد اسلامی، کانون دانشگاههای ما بود، و نیز اوج اقتدار افکار الحادی بود. به طوری که بچههای مسلمان ما جرأت نداشتند که ابراز عقیده کنند و در آن مقطع دکتر شریعتی کاری بزرگ را انجام داد و آن شکستن رعب و هیمنه دروغین الحاد در دانشگاهها بود. دکتر شریعتی هنر بزرگش این بود که دل و ذهن روشنفکران مسلمان را با دل و ذهن تودههای مسلمان که فطرت پاکشان اساس هر حرکتی بوده و قوام هر انقلابی هستند نزدیک کرد.
مرحوم شهید بهشتی: دکتر شریعتی خود را یکی از زایدههای درد و رنج و احساس درد و رنج میدانست. او انسانی است که در درجهی اول از نظر تحصیلات با فرهنگ نو بشری روبروست؛ اما یک زمینه ذهنی و وجدانی دارد که به طور دائم او را به سوی خود میکشاند: زمینهی اسلامی این است که در هر مطالعهای در دو فرهنگ نو به سئوالاتی در رابطه با فرهنگ اسلامی و بینش اسلامی و مکتب اسلام برخورد میکند این جمله را تکرار میکند، زیرا در شناخت دکتر بسیار مؤثر بود. آری دکتر علی شریعتی متفکر بود، مورخ بود، دین شناس و از همه بالاتر درد دین داشت، غیرت دینی او شفقت ورزی او بر خلق اجازه نمیداد. ببیند دین ملعبه دست پارهای از بازیگران دین فروش شده است و تصمیماتی عزتبخش آن را چنان محو کرده که به عوض سرافرازی و کمال، سرافکندگی و انحطاط آورده است. به هر حال هم اکنون معلم شهید دکتر شریعتی به دیدار خداوند شتافته و به مولایش علی (ع) پیوسته است ولی اندیشهها و افکار و آثار دکتر شریعتی هیچگاه نخواهد مرد. بلکه هر روز زندهتر خواهند شد.
تاریـخ بوشهـر
قسمت چهاردهم
تقدیم به : پروفسور ایرج نبیپور
درخواست پشتیبانی دریاییِ کریم خان از انگلیسی ها
صادق خان، حکمران شیراز، در خلال ملاقاتش با هرمیت و درنفورد تصریح نمود که کریم خان برای مقابله با چپاولگری های میرمهنا، نیازمند پشتیبانی دریایی است.
بنابراین، او درخواست پشتیبانی دریایی، به خصوص استقرار همیشگی یک فروند کشتی محافظ، کرد که بابت آن سالانه مبلغ 22000 روپیه، از طریق واگذاری عایدات گمرکی، پرداخت می کرد.230
موقعی که پریس قرارداد تازه منعقده را ارسال کرد اضافه کرده بود که «برای تضمین تجارت مان در موقعیتی مستحکم، هیچ چیز باقی نمانده، مگر تضعیف میرمهنا، حکمران، بندر ریگ، که قادر است کاروان هایی را که از شیراز می آیند متوقف ساخته یا دست کم آنها را سخت به هراس اندازد. ایرانی ها چند ماه قبل قشونی را علیه او اعزام کردند و به شیخ بوشهر هم دستور داده شد تا به آن ها ملحق گردد. اما آن طور که گفته می شود او با میرمهنا، که او هم بندرِ خود را باز نگاه داشته است، دارای اطلاعات سری است، بنابراین، ایرانی ها تاکنون نتواستهاند اقدام مهمی را به عمل آورند.»231
در پاسخ به درخواست صادق خان برای پشتیبانی دریایی، پریس به جرویس دستور داد تا به اطلاع صادق خان برساند که ایک دارای صلاحیت و استعداد شایسته ای نیست که بتواند علیه بندر ریگ، وارد عملیات شود. زیرا او نمی خواست بعد از کسب چنین قرارداد تازه و مطلوبی، خیلی منفی جلوه کند. لذا پریس پیشنهاد کرد که دولت ایران باید هزینه یک فروند کشتی ایک، که در خلیج فارس مستقر خواهد گشت، بپردازد؛ زیرا استقرار این شناور تأثیری مثبت بر تجارت خواهد داشت و برای ایک هم هزینه ای در بر نخواهد داشت.232
نظر به این که صادق خان به پیشنهاد پریس پاسخ نداده بود، بمبئی اعلام کرد که راجع به موضوع نمی تواند تصمیمی اتخاذ کند. با وجود این، حتا اگر به سه فروند کشتی محافظ نیاز باشد، در صورتی با آن موافقت خواهد شد که شیراز تمامی هزینه آن به عبارتی مبلغ 35000 روپیه ـ به استثنای هزینه های استهلاک و تسعیر پول ـ بپردازد، که این مبلغ به مراتب بیشتر از مبلغی بود که پریس آن را محاسبه کرده بود.233
کریمخان به اطلاع ایک رسانید که در ماه نوامبر/ دسامبر 1764، در کرانه های ساحلی، از عهده قشون کشی علیه میرمهنا بر نمی آید و لذا برای جلوگیری از فرار او، درخواست کمک های دریایی (قوه بحریه) از ایک کرد. گذشته از این او موافقت کرده بود که در ازاء دو فروند کشتی گـَشتی در بوشهر، برای حفاظت از تجارت، سالانه مبلغ چهل هزار روپیه بپردازد و «نیز پیشنهاد واگذاری بندر ریگ و حکومت آن، در صورتی که خوشایندمان باشد، داده است.»234 بنا به گفتهی هلندیها به رغم این که توافق تازهای که کریم خان اعطا کرده بود، جالب و وسوسهانگیز مینمود، شیخ سعدون دردسرهای زیادی برای انگلیسیها به وجود میآورد.
او آن ها را تحت فشار قرار می داد تا مال التجاره شان را به او بفروشند و آن گاه خود آن را دوباره به تجار می فروخت. انگلیسی ها با آن موافق نبودند که به کشمکش بین آن ها انجامید، طوری که شیخ سعدون در اوایل سال 1764 اعلام نمود که، یا آن ها شرایط او را پذیرفته یا آن جا را ترک کنند. بنابراین نماینده ایک مجبور شد، بعضی شرایط زیان بار او را بپذیرد و برای مثال او را در سود کالاهایی شریک کند که از بمبئی و بنگال به طور حقالعمل کاری، برای حساب شخصی خودش، آن را وارد می کرد. این امر به جر و بحثهای هر روزه منجر می گشت. افزون بر این، ایک هنوز قلعه اش را بنا نکرده بود و بوشمن، رئیس هلندی خارک، معتقد بود که آن ها هرگز آن را نخواهند ساخت. مضافاً او بر این باور بود که کریم خان اجازه ی ساخت آن را نخواهد داد زیرا او شرایطی را که انگلیسی ها به موجب آن مجبور بودند در سورات داد و ستد کنند به کریم خان اطلاع داده و نامه ای نیز به طور مشروح دربارهی انحصاری که قرارداد تازه منعقد شده با ایک در بر دارد و مفهوم آن در تجارت با ایران، برای او ارسال کرده بود.236 علی رغم این مسائل، بالیوزگری بوشهر از نظر تجاری موفق به نظر می آمد. در خلال سال های 65 ـ 1763 ایک 750 عدل کالاهای پشمی، که معادل 20 درصد از کل فروش ایک در آسیا بود، به فروش رسانید. به علاوه با خروج هلندی ها از خلیج فارس در سال 1766، به دنبال فروپاشی تشکیلات تجاری شان در خارک، موقعیت تجاری ایک بسیار استحکام یافت. زیرا دیگر برایشان هیچ رقیب اروپایی وجود نداشت تا با هم راجع به بازار خلیج فارس، رقابت کنند. با وجود این، چشم اندازِ تجاریِ مثبتِ مورد انتظار تحقق نیافت، که دلیل آن مشکلاتی بود که بین ایک و کریم خان به وجود آمد و به کناره گیری ایک از بوشهر در سال 1769، منجر گشت.237
علت این گرفتاری ها، کشمکش ایک با قبلیه ی کعب و نیز تعیین وقت نامناسب برای کمک دریایی، حاکی از اکراهِ ایک به کریم خان بود.
قضیهی شناور اسلامآباد
اندکی بعد از اتخاذ این تصمیم، مبنی بر این که نباید در رأس خلیج فارس شناوری محافظ مستقر گردد، قتل ناخدا سوترلند و افسرانش و نیز غارت شناور تحت امرش، اسلام آباد، به وقوع پیوست؛ که هیچ کاری هم از دست ایک بر نیامد. در دهه ی 1760 خلیج فارس منطقه ای خطرناک شده بود که دلیل آن تنها راهزنی های دریایی قبیله ی بنوکعب و میرمهنا نبود، زیرا اعراب هواله به طور سنتی به این فعالیت دست می زدند، با وجود این آن ها خود را محدود به حمله به جهازات بومی کرده بودند. بنابراین، بسیار شگفت زده می نمود که گروهی از اعراب ـ که در بصره استخدام شده بودند، تا جایگزین ملوانانی شوند، که در خلال سفرِ برگشت از بنگال و در بصره جان باخته بودند ـ ناخدا سوترلند و افسران تحت امرش، جمعی شناور اسلام آباد را در 6 فوریه 1765 به قتل برسانند و محموله ی شناور را هم به سرقت برند. بقیه ی کارکنان (که به غیر از یک نفر همه هندی بودند) شناور که با قایق بزرگی جهت تهیه آب و مواد غذایی به مُغو رفته بودند، در موقع برگشت شان به شناور اسلام آباد، یک نفر کشته و تعدادی هم زخمی شدند. لذا آن ها از آن جا فرار کرده و به شهر کوچکی، واقع در یک فرسنگی جنوب مُغو، رفتند که حاکم آن جا همهی اموال آن ها از جمله قایق بزرگ را به زور تصاحب کرد. گفتنی است اعرابی که ناخدا سوترلند را به قتل رساندند، بعد از غارت وجوه نقد و مرواریدهای موجود در شناور، رهسپار جزیره کیش شدند و در آن جا تاجری ارمنی، که مسافر شناور بود، به هلاکت رساندند. شیخِ جزیره کیش زمانی که دریافت آن ها قاتل و دزد دریایی می باشند، آن ها را دستگیر و مال التجاره شان را مصادره کرد و با یک فروند قایق کوچک به سرزمین اصلی فرستاد.238 جرویس در 6 مارس 1765، که بازماندگان قایق بزرگ وارد بوشهر شدند، از جریان قتل و عملیات راهزنی دریایی مطلع گشت. او نامه ای فوری به بصره فرستاد، اما این نامه در 26 مارس به بصره رسید. همان طور که جرویس پیشنهاد کرده بود، نماینده ایک در بصره کشتی دو دکله «تار تار» را جهت این که آیا می توان وجوه مسروقه را کشف کرد ـ البته بدون این که شناور با محموله اش به خطر افتد ـ به بوشهر اعزام کرد. مدت یک ماه سپری گشت و «تار تار» نتوانست کاری انجام دهد، که به نظر می آید شناور فوق حتا فراتر از بوشهر هم نرفته است. دلیل آن احتمالاً این بوده که در این اثنا چون نصیرخان لاری راجع به این غنائم باخبر می شود نیرویی را تحت امرِ شیخ عبداله، حاکم هرمز، به کیش اعزام می کند که او نیز این غنائم را از چنگ شیخ کیش بیرون می آورد. نصیرخان نیز در آوریل 1765، زمانی که نیروهای کریم خان لار را اشغال می کنند، به چنگ کریم خان می افتد. بنابراین، شرکت هند شرقی انگلیسی ادعای استرداد اموال مسروقه را از او نکرد، هر چند ارزش آن 40.000 روپیه بود که نیمی از آن به انگلیسی ها تعلق داشت و نیمی دیگر نیز متعلق به ارامنه و سایر تجار بود. یادآوری میگردد که خودِ کشتی نیز توسط ملوانان و مسافران با همکاری و مساعدت راهنماهای دریایی، از کیش به مسقط انتقال داده میشود.239
حمله کریم خان به قبیله بنوکعب
در نامه ای که کریم خان طی آن امتیازات تازه ای را به شرکت هند شرقی انگلستان اعطا کرد متذکر هم گردید که او بیش از این نمی تواند از پس مسایلی بر آید که میرمهنا به آن دامن می زند، لذا خواستار نابودی او گردید.240 کریم خان ـ همان طور که اظهار کرده بود ـ به جای این که خود رهسپار کرانه های جنوبی شود، یکی از سردارانش را به گناوه اعزام کرد تا علیه میرمهنا وارد عمل شود. او از انگلیسی ها کمک دریایی هم درخواست کرده بود که در بین دوم الی یازدهم ژوئیه 1764 با اکراه اجابت گردید اما آن ها در اجرا و ایجاد هماهنگی با نیروهای مهاجم ایرانی، به گونه ای نامناسب عمل کردند. این رویداد موجب تیره شدن روابط کمپانی هند شرقی انگلیس با دودمان زند شد و به خروج ایک از بوشهر در سال 1769م، منجر گشت.
کریم خان به پشتیبانی انگلیسی ها زیاد امیدوار بود زیرا او توجه خود را به طور کامل به اعزام نیرو علیه کعبی ها، معطوف کرده بود. زیرا کریم خان به جای این که عازم کرانه ها شود به دورق، مرکز کعبی ها، هجوم برده و آن گاه در بهار 1765 رهسپار قبّان، شده بود. این حمله ی ایرانیها به قبیلهی کعب، چگونه روی داد؟ در 12 اکتبر 1763 قبیله کعب تعدادی افراد را در منطقه دواسیر (دواشا) مستقر ساخت که آن ها نیز ساکنان منطقه را کوچ داده و بر محصول خرمای آن جا چنگ میاندازد.
شاو، نماینده ایک در بصره، چون در این نخلستان ها، که محصول آن به عنوان بازپرداخت وامی به کار می رفت دارای سهم بود، از این روی برای حفظ مورد ادعای خود، خواستار کار بُرد زور علیه کعبی ها بود. با وجود این، متسلم بصره و ینگی چری ها با آن موافق نبودند. چون آن ها خواستار ایجاد مشاجره و درگیری با کعبی ها نبودند، لذا متسلم در 13 اکتبر نامه ای را، توسط مومباشی (مسئول امور روشنایی) به شیخ سلمان ارسال کرد. به رغم این که این نامه بی جواب ماند مع الوصف کعبی ها در این اثنا فرار کرده و محصولات خرما و نیز بسیاری از مایملک شان را در 17 اکتبر در آن جا، جا گذاشته بودند. شاو از متسلم می خواست تا به ساکنان دستور دهد که آن ها محصولات خرما را به کشتی سوالو «SWALLOW» تحویل دهند، اما او پاسخ داد که به عنوان حکمرانی که در حال کناره گیری است، چندان قدرتی ندارد. لذا پیشنهاد نمود که او باید به حاجی یوسف، که اکنون حکومت در دست اوست، مراجعه کند. گفتنی است، حاج یوسف با درخواست شاو موافقت کرد و بی درنگ 100 سرباز به آن جا اعزام کرد و به ساکنان هم دستور داد تا محصولات خرما را تحویل دهند. در این اثنا، علی پاشا، پاشای بغداد، به منظور گوشمالی دادن به کعبی ها، رهسپار بصره بود. علی پاشا چون نیروهای تحت امرش را به اندازه کافی قدرتمند نمی پنداشت لذا از پریس، نماینده سیاسی مقیم، درخواست کرد تا با شناورهای «تارتار» و «سوالو» او را مورد حمایت قرار دهد که «تن در دادن به آن نیز بایسته تشخیص داده شد».241 بنابراین علی پاشا از پریس بابت همکاریاش قدردانی نمود. او کعبیها را گستاخ میخواند و امیدوار بود که ایک به حمایت خود از حکمران بصره با استفاده از شناورهایش جهت مقابله با دشمنی های شیخ سلمان، تداوم بخشد. علی پاشا در نظر داشت به سوی هویزه پیشروی کند اما با توجه به رویدادهای مذکور تصمیم گرفت تا از راه زمینی رهسپار بصره گردد که «منوط است به کمک شناورهای شما، جهت بستن دهانه رودخانه». او تصریح می کرد که «شما برای ضبط، سوزاندن و انهدام هر چه که به کعبی ها تعلق دارد، اختیار کامل دارید، خلاصه این که شما اختیار کامل گالیوات ها دارید زیرا بی هیچ تردید آن ها تلاش می کنند که از طریق دریا فرار کنند.»242 پریس نیز در 19 اکتبر به او پاسخ داد، که شناورها را طبق درخواست او اعزام کرده و حتا محموله شناوری را هم که (شناور سوالو) آماده حرکت به هند بود، تخلیه کرده است.243 بنابراین در تلاش برای مسدود ساختن خور موسی و جراحی زد و خوردهای بی نتیجه ای با گالیوات های کعبی ها، روی داد. علی پاشا به هر جهت نتوانست پیشروی کند، زیرا کعبی ها به سرزمین های با تلاقی عقب نشسته بودند. سرانجام شیخ سلمان کوشید تا بدون جنگ و درگیری های بیشتر به صلح دست یابد، از این روی شناورهای ایک هم به بصره مراجعت کردند.244
با وجودی که صلح و سازش برقرار شده بود مع الوصف هنوز این احساس وجود داشت که کعبی ها موی دماغ و مایه ی دردسر می باشند. لذا در سال 1764 عُمر پاشا، حکمران جدید بغداد؛ به کریم خان زند پیشنهاد کرد که باید حمله گاز انبری مشترکی علیه کعبی ها ـ که او آنها را اتباع، هرچند متمرد، خود می دانست ـ صورت گیرد. متسلم بصره، سلیمان آقا، نیز می بایست سرباز، ساز و برگ و شناور، جهت پشتیبانی از نیروهای ایرانی، تامین میکرد. کریم خان به دلیل این که هنوز کارش با کعبیها تمام نشده و اکنون هم زمان و شرایط مناسب بود این پیشنهاد را پذیرفت، زیرا او اکنون حکمران بلامنازع اکثر مناطق ایران بود و توانسته بود همه ی رقبای عمده اش را از بین ببرد. بنابراین در پایان سال 1764 سربازهای زند عازم دشتستان گردیدند و در آوریل 1765 هم پا به قلمرو کعبیها گذاشتند. چون سربازان زند بسیار قدرتمند بودند، کعبی ها پا به فرار گذاشتند که یافتن آن ها در مناطق باتلاقی بسیار دشوار بود. همان طور که نیروهای زند پیشروی میکردند، کعبیها نیز از یک جزیره به جزیره ی دیگر رفته و در هر زمان، یک گام به جلو بودند. کعبی ها دورق را که کریم خان آن را منهدم ساخت، ترک گفته و رهسپار اروندرود شدند، اما قوای زند به تعقیب آنها رفت. موقعی که قوای کریم خان انتظار ورود نیرو از بصره می کشید، کعبی ها در جزیره ای (آبادان) پایین تر ازرودخانه ای موسوم به «DWIACK» (دورق) پناه گرفتند. آن ها در آن جا امیدوار بودند که بتوانند سخت و بی امان از خود دفاع کنند و تنها به عنوان آخرین علاج و پس از نومیدی از همه وسایل دیگر، در آخرین وهله پا به فرار گذارند. زمانی که قوای زند وارد حفار، روستایی واقع در بین کارون و اروند رود گردید آن را متروکه یافت، بنابراین در آن جا قلعه ای را بنا کردند. شیخ سلمان پیش از این پناهگاهی را برای خود و افرادش، طوری که کریم خان نتواند به او دست یابد، به چنگ آورده بود. زمانی که صادق خان زند، با یکی از بزرگ ترین شناورها که «وکیل» هویزه در اختیارش گذاشته بود وارد جزیره ی آبادان گردید، کعبی ها به دفاع از آن جا برنخاسته بلکه به دریای آزاد روی آوردند، که قوای زندیه ـ به دلیل عدم تجربه دریایی یا فقدان شناور ـ نمی توانست آن ها را تعقیب کند.245 ضمناً برخی از سربازان جمعی قوای کریم خان در میناوی «MINAWI»، واقع در آن سوی دیگر رودخانه، مشاهده شده بودند. یادآوری می گردد، در اوایل ماه مه 1765 که متسلم در ماجیل MAGIL (MAYGILL)، روستایی در اروندرود، واقع در شمال بصره، با شیخ قبیله منتفیق بحث و تبادل نظر می کرد، انگلیسی ها تصور می کردند که این بحث و گفت و گو احتمالاً راجع به این است که کریم خان، برای مطالبه وجوه نقدی و مایملک کعبی ها، که آن ها آن ها را نزدِ شیخِ قبیله منتفیق به امانت گذاشته بودند، افرادش را اعزام کرده است.246 در این اثنا، به دلیل هیاهو و بههمریختگیِ اوضاع، که ناشی از تهاجم ایرانیها و آمادگیها جنگی در بصره بود، در آن بندر نه داد و ستدی انجام می گرفت و نه وجه نقدی وجود داشت. در واقع آمادگی های لازم برای یاری دادن به قوای ایران، به وجود آمده بود. ضمناً پیکهایی از جانب عمر پاشا، با این درخواست از بغداد رسیده بود که باید علیه کعبی ها، به قوای ایران با شناور یاری داده شود. از طرفی او قرار بود تعداد 500 الی 600 باراتلی «BARRATALY» (پیاده نظام منظم که در محل تشکیل شده بود) جهت ملحق شدن به قوای کریم خان، از بغداد اعزام کند. در نتیجه گالیوات های قاپوتان باشی جهت نبرد با کعبیها آماده شده بودند، اما این شناورها چنان فلک زده و توسری خورده بودند که انگلیسیها انتظار نداشتند کار چندانی از دست آن ها برآید. افزون بر این، عمر پاشا به متسلم هم اختیار داده بود، تا هر طور که او مقتضی می داند، با نماینده ایک در این مورد رفتار کند. ایک نیز به متسلم اطلاع داد که این شرکت با شناور «فانی اسنو» FANNY SNOW یاری خواهد داد، زیرا ایک احساس میکند که گالیواتهای کعبیها، ترانکیها و سایر شناورهای انگلیسی را مورد حمله قرار خواهند داد. بنابراین، این شایعه بیدرنگ در بصره پخش گردید که کعبیها احتمالاً میکوشند شناور «فانی اسنو» را به آتش کشند، چون به راحتی میتوانند از پس گالیواتهای قاپوتانباشی برآیند. مولنا حسین «MOULNA HOSSEIN» به عنوان متسلم بصره قول داد تا شناورر اسنو فانی را بیمه کند، که ناخدا پارکینسون هم آن را 20000 روپیه ارزش گذاری کرد مشروط بر این که اگر گالیوات های کعبی ها به تصرف در آمدند «یک شلینگ از هر پوند ارزش شناورها، جدا از حق الزحمه اش، به او اختصاص داده شود.» متسلم می بایست به محض ورود باراتالی ها از بغداد، تعداد 3000 تفنگچی اعزام کند.
در دهم ماه مه 1765 افراد قاپوتان باشی نزد متسلم گله کردند، که به رغم وصول دستورِ اعزام، آن ها حقوق و آذوقه شان را دریافت نکرده اند. در آن هنگام، قوای 5000 نفری کریم خان از رودخانه فرات در MEEZA (؟) عبور کرده و انبار غله ی متعلق به کعبی ها را تصرف کرده بود. یکی از شناورهای انگلیسی گزارش کرده بود که تعداد 12 فروند گالیوات های شیخ سلمان که حامل زنان و دارایی او بودند در دهانه اروندرود مستقر گشته و تردد همه ی شناورها را به بصره متوقف ساخته و سه فروند از این گالیوات ها به سرزمین های شیخ درویش هم قسم صدمه زده و روستاهای واقع در کناره های رودخانه را به آتش کشیده و منهدم کرده و به ربودن زنان و چپاول اموال پرداخته است.
در یازدهم ماه مه 1765 متسلم همراه با نیروی چشمگیری به دهانه خور وارد گشت تا با راتالی هایی را که روز گذشته از بغداد به آن جا آمده بودند، مورد بررسی قرا دهد. گفتنی است در شامگاه دهم ماه مه، درست زمانی که متسلم سوار بر کشتی می شد نامه ای از کریم خان دریافت کرد که در آن او راجع به تأخیر در اجرای عملیات اظهار ناخشنودی کرده و سئوال کرده بود که سربازها و شناورهای وعده داده شده، کجا هستند. افزون بر این او نوشته بود که بیش از این منتظر نخواهد ماند و مصمم است که هرچه زودتر پیشروی کند. لذا متلسم افسران تحت امرش را جهت تشکیل جلسه ای فرا خواند که نتیجه ی آن لغو لشکرکشی بود. بنابراین سربازان عودت نموده و باراتالی ها از شناورها پیاده شدند. با وجود این متسلم در دهانه خور، در اردو باقی ماند.247
متسلم چون قشون خود را آماده نکرده بود عذر خواست و فقط دو فروند شناور اعزام کرد. نیبور اظهار میدارد که کعبی ها به او رشوه داده بودند، در حالی که نماینده ایک گزارش کرده بود که او در واقع خواستار تأمین سرباز و شناور بوده اما برای انجام آن، مشکل داشته است.248
از این روی بعد از 6 هفته، قشون زند در ماه مه 1765، همانطور که سربازان وعده دادهشدهی متسلم بصره سوارِ کشتی میشدند، معاودت کردند. یادآوری میگردد، قشون عودت داده شده ی زند، منطقه دورق و از همه مهم تر سدّ آبیاری اصلی واقع در سبلا «SABALA» ویران کردند اما صدمه ای به نخلستان ها نزدند. شیخ سلمان آن گاه جهت اجتناب از ویرانی بیشتر وارد مذاکره شد و با کریم خان زند در ژوئیه 1765، صلح کرد. او مبلغ هنگفتی را به عنوان پیشکش پرداخت کرد، یکی از پسرانش را به عنوان گروگان به شیراز فرستاد و قول داد سالانه مبلغ 3000 تومان به عنوان خراج بپردازد.249
پیام امام جمعه بوشهر به مناسبت صعود شاهین بوشهر به لیگ برتر
پیروزی و راهیابی تیم فوتبال شاهین پارس جنوبی بوشهر را به لیگ برتر فوتبال ایران به تمامی ورزش کاران، پیشکسوتان، ورزشدوستان، ورزشی نویسان مطبوعات و اصحاب رسانه و صدا و سیما، استاندار محترم، اداره کل تربیت بدنی، هیأت فوتبال استان به ویژه هیأت مدیره، مدیر عامل کادر فنی و فوتبالیستهای تیم شاهین، مردم گرامی و طرفداران با فرهنگ و حامیان این تیم و وزارت محترم نفت تبریک عرض مینمایم و امیدوارم با حضوری مقتدارانه و کارآمد در لیگ برتر مایه افتخار استان عزیز و ولایتمدار بوشهر باشند.
شایان ذکر است که این پایان کار نیست بلکه آغاز کاری بزرگ در عرصه حضوری موفق در لیگ برتر و ورزش ایران است. بنابراین لازم است مسئولان محترم به ویژه وزارت نفت با سرمایهگذاری شایسته و حمایتهای همه جانبه از این تیم و تیمهای دیگر استان، ورزش استان را به ویژه فوتبال به جایگاه شایسته و تاریخی خود برسانند. در پایان از بازیکنان، کادر فنی، سرپرست، هیئت مدیره، مدیر عامل محترم و اصحاب رسانه و صدا وسیما، نیروی انتظامی، تماشاگران گرامی به ویژه جوانان عزیز که با مراعات فرهنگ ورزش و اسلامی یک روز بیاد ماندنی برای استان بوشهر آفریدند تشکر و قدردانی مینمایم.
پیام پورفاطمی در خصوص راهیابی شاهین بوشهر به لیگ برتر
مردم غیور و قهرمان استان بوشهر؛ جوانان ورزشکار و ورزش دوست بوشهر
امروز سرانجام بحول و قوهی الهی و در پرتو برنامهریزی و تلاش دستاندرکاران ورزش فوتبال استان، مسئولان و مربیان و بازیکنان تیم شاهین پارسجنوبی بوشهر آرزوی دیرینهی همهی ما تحقق پیدا کرد و تیم شاهین توانست به عنوان نماینده فوتبال بوشهر به لیگ برتر راه پیدا کند. آنچه مسلم است این کاروان، با عشق به نیات پاک جوانان مومن و دلسوز که نگاهی سازنده و قلبی آکنده از مهر به دیار خویش داشته، حرکت را آغاز نموده و نمیتوان نقطه ایستایی برای آن متصور بود. پیروزی تیم شاهین پارس جنوبی بوشهر حاصل زحمات چندساله تکتک بازیکنان مستعد و توانمند، کادر فنی مجرب و متعهد و مسوولان تلاشگر باشگاه است. به طور حتم هواداران تیم با حمایتهای بیدریغ خود و حضور فعال در میادین و تشویق بازیکنان به عنوان «یار دوازدهم» در این پیروزی نقش محوری داشته و امیدوارم این پیروزیها آغازی برای موفقیتهای بعدی این تیم باشد. در پایان از همه دستاندرکاران عرصه ورزش استان به ویژه ورزش فوتبال، هیأت مدیره و مسئولان محترم باشگاه، مربیان و بازیکنان شایسته و هواداران خوب و فهیم فوتبال بوشهر، حمایتها و مساعدت مدیریت منطقه ویژه اقتصادی انرژی پارس جنوبی، همراهی و همدلی جامعه مطبوعات استان بوشهر و نیز عموم مردمخوب خطه استان بوشهر که همواره حامی صادق ورزشاستان بودهاند، قدردانی مینمایم.
پیام تبریک مدیرعامل باشگاه فولاد مبارکه سپاهان اصفهان به مناسبت صعود شاهین بوشهر به لیگ برتر
محمد رضا ساکت در نامه ای صعود تیم فوتبال شاهین پارس جنوبی بوشهر به رقابت های لیگ برتر باشگاههای کشور را تبریک گفت...
به گزارش روابط عمومی باشگاه، در نامه مدیر عامل باشگاه فولاد مبارکه سپاهان به حاج رضا عبدا... زاده مدیرعامل باشگاه شاهین بوشهر آمده است : «صعود خاطره انگیز تیم فوتبال شاهین پارس جنوبی به رقابت های لیگ برتر باشگاه های کشور موجی از شادمانی و نشاط را برای مردم عزیز و دوست داشتنی این خطه جاویدان به ارمغان آورد. این صعود غرور انگیز که با مدیریت توانمند جنابعالی و تلاش و مبارزه بی امان کادر فنی و بازیکنان شایسته این تیم بوشهری حاصل شد، نشان از بروز بیش از پیش استعدادها و توانمندی های فوتبال در سراسر نقاط میهن مان دارد. به نمایندگی از خانواده بزرگ باشگاه فولاد مبارکه سپاهان این رخداد شیرین را که روزی بیادماندنی را در خطه جنوب ایران زمین رقم زد را به حضرتعالی، هیئت مدیره باشگاه، مردم و مسئولین بوشهر و همه تلاشگران باشگاه شاهین پارس جنوبی تبریک می گویم و برایتان آرزوی سربلندی و سرافرازی همیشگی را دارم.»
احمد رزمی ـ پیشکسوت شاهین بوشهر: نیمکت تیم را قویتر کنی
این صعود تاریخی و باور نکردنی به تمامی شاهینیهای ایران تبریک میگویم و یک خسته نباشیدی به وردیانی، دوانی، کللیفرد، عبدا...زاده و کامیاب میگویم کار بزرگی صورت گرفت دل مردم و پیشکسوتان را شاد کردید، ولی از حالا به بعد باید به فکر لانه و کاشانه بزرگتری برای شاهین بود، باید کمربندها محکمتر از قبل بست و خودتان آماده کنید حریفان شاهین اکتریت ملیپوشهای گرانقیمت دارند و برای جنگ به میدان لیگ برتر میآیند آمدن به سطح بالای فوتبال اول کشور و هزینهبر است و باید خرج کرد، باید از راه و روش برق شیراز درس بگیرید و سقوط نکنید برای سال اول سعی شود تیم در لیگ برتر حفظ شود و سالهای بعد پشتوانه سازی کنید، از معدن فوتبال بوشهر میتوان مرواریدهای بزرگی کشف کرد، ترس به دل خود راه ندهید از مشورت با بزرگان نهراسید، با خرد جمعی در تمامی عرصهها پیروز خواهید بود، درست است که شاهین با حمایتهای "دکتر رضوی" و تلاشهای خستهناپذیر وردیانی، دوانی و کللیفرد مجوز صعود به لیگ برتر دریافت کرد، ولی حتماً نیمکت تیم را قویتر کنید شما مشاهده میکنید که تیم پرسپولیس از خوردبین، تیم استقلال از جویباری تیم پاس از پورحیدری تیم سپاهان از بصیرت به عنوان سرپرست استفاده میکنند که اعتبار و ارزش به نیمکت تیم خود میدهند، چهرههایی که در فوتبال مملکت شناخته شده هستند ولی نیمکت شاهین خیلی خالی و سبک است میتوانید برای سرپرستی شاهین روی بزرگان این تیم حساب باز کنید، برای تیم محبوب خود شاهین در لیگ برتر آرزوی موفقیت میکنم.
"شاهین" آسیاییشد
در اولین روز از تابستان گرم جنوب تقویم فوتبال بوشهر صفحهای جدید را رقم زد، در این روز از ساعات اولیه از تمامی اقصی نقاط استان جوانان و نوجوانان برای خلق یک روز بیاد مادنی به سمت استادیوم پیر شهر روان شدند تا با حضور پرشورشان توانایی فوتبالیستهای جوان خود را دوچندان کنند، در کمتر از چند ساعت نه تنها در سکوها بلکه در پشت فنس نیز جایی برای نشستن و ایستادن نبود، هر چه به سمت نیمهروز پیش میرفتیم هوا، گرم و گرمتر میشد سرانجام لحظهی موعود فرا رسید. برای این مسابقه مهم "مسعود مرادی" داور بینالمللی که سابقه داوری در مسابقات آسیایی و جهانی را دارد انتخاب شده بود، که این خود نشان از اهمیت این دیدار داشت، استادیوم یکپارچه شاهین را صدا میکرد، شعارهای نقش بسته بر در و دیوار حکایت از این داشت که مردم احساسات خود رابه زیباترین شکل ممکن یا فریاد میزدند یا اینکه آن را بر دست بلند کرده، اینجا دیگر شاهین یک تیم مختص شهر بوشهر نیست اینجا شاهین قلب دیر، قلب کنگان، قلب دشتستان، قلب دشتی و به راستی این تیم باید و باید در مقابل این خیل دوستداران خود که سختی راه و گرمای شدید تابستان و کمبودهای اقامتی را تحمل کردهاند سربلند و سزاوارنه بازی کند، مردم هیچگاه خاطره سرداران بزرگ فوتبال شاهین را فراموش نمیکنند. شاهین سالهاست که یک تیم مردمی به تمام عیار بوده است. مردم در خاطرات گذشته خود پیروزیهای قاطعانه شاهین را جستجو میکنند، آنان به این امید به استادیوم میآیند تا بازیکنانشان خاطره اسطورههای فوتبال جنوب (احمد رزمی، احمد تورانی، رضا ماهینی، وفایی، اسماعیل برزگر، جواد گرانبها را زنده کنند و آنان را جانشینانی شایسته ببینند که بر زمین و زمان مسلط و حریفان را با اقتدار شکست میدهند، امروز دیگر توقع مردم استان از شاهین بیش از گذشته است و این بار مسئولیت باشگاه، کادر فنی و بازیکنان را سنگینتر میکند. شاهین برای بزرگی نیازمند داشتن بالهای قوی و کشیدهای است که او را به اوج قله افتخار برساند و این میسر نمیشود مگر در سایه اندیشههای سالم و دلسوزانه و مدبرانه، اگر بالهای شاهین را شانه بزنیم و خوب به آن بنگریم پرهای بزرگ و کوچکی دارد، بیاییم این پرهای نحیف را پرورش دهیم و پرهای بزرگ را ردیف کنیم، تا جایگاه آنان مشخص شوند این تازه اول راه است اگر بخواهیم پرهای نحیف را قدرتمند سازیم تا با آن بشود پرواز کرد آن هم به بلندترین قله باید کلاسهای پایه را جدی بگیریم، تیمهای نوجوانان و جوانان را بها دهیم در بخش مدارس فوتبال سرمایهگذاری کنیم آن هم سنگین، اگر به فوتبال ملی نگاه کنیم میبینیم عربستان با جوانان خود ما را در آزادی شکست میدهد، آنها فوتبال را روان بازی میکنند گرمای عربستان با گرمای ما تفاوتی ندارد و البته هزینه کردن آنها با ما فرق دارد. اما بهتر از این است که بیاییم بازیکنان از رده خارج را با مبالغ هنگفت بیاوریم. برای 4، 5 بازی ما میتوانیم الگوبرداری کنیم ما میتوانیم از هر ماکت و مدلی آنچه را که نیاز داریم بگیریم، بکار ببندیم و شاهد رشد و بالندگی جوانان و نوجوانان خود باشیم. فوتبال بوشهر استحقاق بیشتر از اینها را هم دارد و به شرط آنکه بدانیم گامهایمان را کجا برداریم، کجا بگذاریم و در واقع بلند برداریم. بخشی از این موفقیتها مدیون استعدادها و تواناییهای بازیکنان خوب شاهین است، بخصوص در بازی پلیآف به واقع شاهین منطقی بازی کرد تقسیم توپ، حرکت از عمق اما آن چه فوتبال ما و ایران را عذاب میدهد عدم یک تمام کننده تمام عیار است. یک تمام کننده باید علاوه بر جنگندگی، داشتن شم گلزنی، فرصتطلب و در جایگیری ها و شناخت موقعیتها ضریب حساسیت بالایی داشته باشد، اینها را میتوان به آنان آموزش داد باید کمیته استعدادیاب تشکیل داد، باید زمان آموزش را تغییر داد، فرهنگ حرفهای گری را، نه دلالبازی در سیستم فوتبال شهر و استان جاری ساخت، از نیروهای علاقمند بیش از این استفاده کرد بازیهای محلات را بها داد، فوتبال گل کوچک را رونق داد، به افراد متناسب با توانشان فرصت ابراز وجود داد و هرگز کارهای بزرگ را به افراد کوچک نسپاریم. ما امیدواریم با داشتن فاکتورهای لازم یعنی امکانات باشگاهی، مربیان کار بلد.
بازیکنان دارای توانایی فیزیکی و فکری مناسب در عین حال از نظر مادی تأمین، هواداران و تماشاگرانی خونگرم و مشتاق که حاضرند همه چیز خود را فدای تیم محبوبشان کنند، اینها همه سرمایههایی هستند که یک تاجر و بازرگان آشنا به فوت و فن تجارت میتواند از آن چندین برابر سود ببرد، با این اندیشه میتوان "آسیایی" شد دیگر قرار نیست نمایندگان فوتبال ایران فقط پرسپولیس و استقلال و سپاهان باشند ما هم میتوانیم به شرط آنکه راه را به اشتباه نرویم و خشت اول را با بهترین نوع مصالح و راست و درست بگذاریم.
نکتهای که نیاز است به آن اشاره شود حمایت و پوششی است که در این مدت توسط مطبوعات استان و صدا وسیما از فوتبال بوشهر به خوبی حمایت گردید از مسئولین و کلیه کسانی که فرصت تماشا را به سایر هماستانیها دادند تا چنانچه نتوانند به استادیوم بیایند و از دور نظارگر تلاش فرزندانشان در مسابقات فوتبال باشند و از راه دور برای موفقیت آنان دعا کنند، و بار دیگر ادعایمان را این بار بلندتر سر میدهیم به این امید که حرفمان از ته دل باشد و همه آن را با جان و دل شنیده باشند.
[شاهین آسیایی شد] که این تازه اول راه است...
«سالها باش و بدین عیش نباز/ تو و این شوکت و این عمر دراز»
پایان خوشِ سالها انتظار
شاهین با سابقهی درخشان امروز (1/4/88) به عنوان هیجدهمین تیم فوتبال قدم به لیگ برتر فوتبال ایران گذاشت.
ورزش بوشهر با فوتبال تکنیکی و نامدار خود به علت بروز برخی از حوادث و رویدادهای حاشیه ای چند دهه نظاره گر بود و نتوانست از نام و توان خود برای حضور در بزرگترین رقابت های فوتبال کشور بهره مند شود/ اکنون شاهین حق فوتبال استان را در چنگ دارد و این آغاز راه است/ آن چه روی داد، هزینه شد، بگو، مگوها، حرف و حدیث ها پایان یافت، جوانان، کادر فنی و هیئت مدیره باشگاه تا تماشاچیان با نگاه به اصالت شاهین و گذشته ی نیک تیم پوست انداختند تا به لیگ برتر رسیدند، گذشته را باید با دیدن نکات مثبت در مسیر موقعیت باشگاه قرا داد/ نام شاهین به تنهایی کافی است تا مردم ایران با درنگی به گذشته به جایگاه و شایسته گی های آن پی ببرند.
این اتفاق در حالی رخ داد که تبریزیها، اصفهانیها، تهرانیها، خوزستانیها و.... بعد از توقف فعالیت های باشگاههایی که با نام شاهین حضور داشتند نام خود را تعویض و با اسمی دیگر فعالیت را ادامه دادند، گر چه در بوشهر هم این مورد اجرا شد اما به وقتی که سردمداران شاهین بوشهر، زنده یاد «زنگویی» و مرد نیک سیرت و استوار «پوربهی» و مردان بزرگ و شایسته دیگر....
با تب حضور در مسابقه می خوابیدند و با امید به پیروزی قدم به میادین می گذاشتند با نداری حفظ موقعیت کردند و با بردباری به مکتب شاهین وفادار ماندند، ماندند تا امروز طعم شیرین پایداری، صداقت، کار، تلاش را با همراهی مالی ثروت خداداد نفت و گاز بچشند و به دوستداران مکتب شاهین بچشانند. راه طولانی و سخت طی شد و امروز شما تنها شاهین نیستید بلکه نام ورزش استان را بر دوش دارید، غره نشوید، رفاقت و یکدلی پیشه کنید، ابتدا برای بقاء و سپس فتح قله های افتخار. فراموش نکنید فوتبال بوشهر بزرگانی چون شادروانان برزین، تورانی و گرانبها و عزیزان در صحنه مانند چاهی بخش ها، رزمی ها، غریب زاده ها و... را به فوتبال ایران هدیه کرد که همین نام ها و فصل جدیدی که در ورزش استان به ویژه فوتبال گشوده شده باید از سوی یک، یک شماها مستحکم استوار و فراگیر شود. بی تفاوتی ها، آسیب ها رسانید و همگان طعم تلخ شکست و نفاق را چشیدند، اکنون وقت پرواز است شاهین/ بالاهایت را با همه وجود باز کن، پروازت را در کهکشان ها آرزو دارم. شاد باش این حقیر تقدیم به همه فوتبالدوستان و شاهینی های عزیز.
پیام علی افراشته استاندار سابق بوشهر در خصوص صعود باشگاه شاهین بوشهر به لیگ برتر
ورزشکاران و ورزشدوستان عزیز استان بوشهر
با سلام
خبر موفقیت تیم شاهین در راهیابی به لیگ برتر موجب مسرت اینجانب شد.
در اینجا لازم میدانم شکرگذاری آحاد جامعهی ورزشی از خدمات نظام اسلامی، مروری گذرا داشته باشم بر اتفاقی که در تیر ماه 86 در مسیر واگذاری باشگاه شاهین به پارس جنوبی صورت گرفت.
در تقویم روزهای حضورم در استان به یاد دارم که در ابتدای ورود در خدمت عزیزان باشگاههای شاهین، ایرانجوان و رییس محترم هیأت فوتبال در سالن استانداری تا پاسی از شب جلسهای برگزار شد. در آن نشست درخواستهای متعددی در جهت رشد، توسعه و شکوفایی ورزش استان داشتند ولی همه بر این مطلب بودند که تیمهای استان باید تحت پوشش وزارت نفت قرار گیرند و در این رابطه مکاتباتی ارایه کردند که استاندار محترم وقت با وزیر وقت نفت انجام داده بود ولی به دلیل بیرغبتی متولیان مرکزنشین به نتیجه ختم نشده بود. پس از شنیدن کولهباری از مشکلات قول دادم با تمام توان در مسیر حل مشکلات ورزش گام بردارم. در کوتاهترین فرصت با استفاده از مشورت مشاورانم، فرصتها و تنگناهای ورزش استان بررسی شد لذا پیشنهاد شد که قبل از هر اقدام باید متولی ورزش استان فردی صاحب انگیزه و آشنا به مشکلات استان باشد. خوشبختانه با همکاری دوستان به گزینهای که شایسته این مسئولیت بود رسیدیم و نهایتاً مسئولیت به جناب آقای وردیانی واگذار شد. حقیقتاً انتخاب خوبی شد زیرا این اقدام شروع یک حرکت شتابان برای شکوفایی ورزش منطقه گردید.
پس از مدت کوتاهی که دکتر رضوی به عنوان مدیر منطقه ویژه منصوب شد فکر کردم فرصت طلایی برای تحقق مطالبات عزیزان فراهم شده است. بالاخره نشستی با ایشان داشتیم و تصمیم گرفتیم کار را به جد دنبال کنیم. وزیر محترم وقت نفت تا مدتها با موضوع مخالفت میکرد ولی با دکتر رضوی راه میان بُر را انتخاب کردیم و خوشبختانه در کمترین زمان آن برنامه به هدف نشست و موفق شدیم از بن بست رهایی یابیم و به قول برخی دوستان کاری نشدنی به سرانجام رسید. بالاخره در جشنی که بدین منظور برگزار شد عرض کردم به زودی شاهد اوجگیری ورزش استان و خصوصاً فوتبال در سطح کشور خواهیم بود و گفتم حداقل انتظار فوتبال دوستان بوشهری، حضور یک تیم از استان در لیگ برتر است.
خدای را سپاسگزارم که امروز پس از قریب 2 سال شاهد تحقق آروزی دیرینه ورزش دوستان استان هستیم. براین اساس پیشنهاد میکنم برای درخشش نام بوشهر بر سپهر ورزش ایران زمین، از امروز "شاهین پارس جنوبی" را در همه صحنهها با پسوند بوشهر مطرح کنیم تا انگیرهای برای شکوفایی استعداد جوانان عزیز ما در دیگر رشتههای ورزشی استان باشد.
بنا به توصیه آیهی شریفه «فاما بنعمه ربک فحدث» متذکر نعمت همدلی و همراهی همهی عزیزانی که این موفقیت بزرگ را نصیب استان نمودند شده از تلاش همگان به ویژه هیأت مدیره و مربیان ورزشکاران عزیز تیم "شاهین پارس جنوبی بوشهر" و همت دلسوزانهی دکتر رضوی و دیگر مسئولین وزارت نفت و همکاری صیمانه مدیر کل تربیت بدنی استان و هیأت فوتبال استان کمال تشکر و سپاس را دارم.
این توفیق فاخر و ماندگار را به هم استانیهای عزیز و جوانان برومند تبریک عرض نموده امیدوارم در لیگ برتر نیز شاهد درخشش بیش از پیش ورزشکاران این تیم باشیم.
پای دلالها را قطع کنید!
در یک روز بیاد ماندنی و تاریخی که شاید سالها طول بکشد دوباره تکرار شود مردم استان تا صبح از شوق صعود شاهین به لیگ برتر بیدار بودند، در همان شب یک فرزند پسر در بوشهر به دنیا آمد و پدر و مادرش نام نوزاد خود را "شاهین" گذاشتند، عشق به شاهین امروز همه چیز مردم این بندر کهن است، لیگ برتر همانند یک رویا بود ولی به واقعیت تبدیل شد، اما در ابتدای راه هستیم و نباید در باد صعود به لیگ برتر فرو رفته و همه چیز را تمام شده بدانیم.
ما در حالی در غوغا و جشن این صعود غرورآفرین هستیم که یک شوک جدی به پیکرهی فوتبال بوشهر وارد آمد و آن هم تغییر "دکتر رضوی" از مدیریت پارس جنوبی است. کسی که در این چند سال یقیناً بزرگترین حامی فوتبال و بخصوص شاهین بوشهر بود و نقش پررنگ وی در صعود شاهین به لیگ برتر را هیچ کس نمیتواند انکار کند.
... و این یک زنگ خطری است برای مسئولان تیم شاهین که بدانند باید ابزارهای حرفهای برای تیمداری آماده کنند. دیگر دل بستن به مساعدتها و همراهیهای دکتر رضوی هیچ کمکی به شاهین نخواهد کرد. دیگر حریف ما داماش درود، اتکا گلستان و پیام شیراز نیست، ما باید مقابل استقلال و پرسپولیس تهران و سپاهان اصفهان صفآرایی کنیم. تیم لیگ برتری احتیاج به مدیریت حرفهای، کادر فنی قویتر، مربی تمریندهنده دروازهبانها دارای مدرک لیگ برتر، آنالیزور، مربی بدنساز و پزشک معتبر دارد. بازیکنانی جذب شود که برای تیم جان بدهند نه این که همانند اسماعیل تحمیلی، مسعود ابطهی و امیر وزیری نقش کبریت بیخطر را بازی کنند و هیچ سوددهی برای تیم نداشته باشند. پای دلالهای بازیکن فروش به بوشهر را قطع کنید؛ همان کاری که آشتیانی در باشگاه استقلال کرد. اکثریت کارشناسان ورزشی کشور دیدگاه خودشان را در مورد شاهین بوشهر به هفتهنامه نصیر گفتهاند؛ میتوانید نکتهبرداری و آنچه برای فوتبال بوشهر مفید است استفاده کنید. دیدگاه ورزشنویسان استان را در مورد تیمداری در لیگ برتر بگیرید؛ بزرگانی همچون عبدالعزیز افتخاری، احمدخالقپناه، نعمتا... امیننژاد، غلامرضا احمدی، رضا سیاوشی، مجید اصلانی، مهدی صالحی، وحید پورجماد و ضیاء جمالی راهکارهای خوبی دارند، تا دیر نشده و زمان باقی است یک نشست با اهالی مطبوعات استان داشته باشید. شاهین احتیاج به همفکری اهل فن دارد. همانگونه که در صعودش همه سنگ تمام گذاشتند برای حضورش در لیگ برتر نیز همه حاضرند جهاد دیگری صورت گیرد.
امید است که باز شاهد شور و نشاط مردم استان بوشهر باشیم.
انشاءا...
پرواز غرورانگیز شاهین بوشهر
رونالدو ستاره پرتغالی فوتبال جهان که در ازای 94 میلیون یورو از منچستر یوناتید به رئال مادرید میرود گفته از یک سال پیش به فکر این انتقال بوده است، بسیاری بر این باورند که انگیزه اصلی رونالدو برای رفتن به رئال مسائل مالی است وی در این باره گفته مسلم است که به خاطر پول نرفتم آنچه من میخواهم این است که بزرگترین بازیکن جهان باشم این هدف من است و واضح است که اگر بهترین بازیکن رئال مادرید شوی در واقع یکی از بهترینهای تاریخ میشوی....
آری، "شاهین بوشهر" با افتخار به خواسته به حق طرفداران و عاشقان واقعی خود پاسخ مثبت داد و لیگ برتری شد. شاهین لیگ برتر تنها شاهین ایران است که به این جایگاه بزرگ و سطح اول فوتبال ایران دست یافته است. حمایت پرشور هواداران در ورزشگاه بوشهر و بیشتر اوقات حتی در دیدارهای خارج از خانه بیشترین دلگرمی به زحمتکشان واقعی این تیم محبوب بوشهری داد. شاهین در هیچ بازی خانگی شکست نخورد و این یکی از مهمترین دلایل پیشرفت و موفقیتاش بود و حالا دیگر در جایگاه بزرگان فوتبال ایران در سطح اول آوردگاه مستطیل سبز فرصت پروازی غرور انگیز دارد. آری شاهین بوشهر به سلامت و پاکی مکتب اصیل شاهین به لیگ برتر فوتبال ایران راه یافت و تمام شبهات غیر ورزشی را به سلامت پشت سر گذاشت و تنها با حمایت مردم عزیز بوشهر و زحمات بازیکنان و کادر فنی، مدیران و حامیان باشگاه بود که به این مهم نایل شدیم. شاهین بوشهر لیگ برتری است اما این نکته مهم را به یاد داشته باشیم که ابزار دانشگاه با دبیرستان متفاوت است در سطح اول فوتبال ایران دیگر جایی برای اشتباهات کوچک گذشته و مجالی برای تجربه اندوزی نیست و تنها کسب امتیاز خصوصاً کسب امتیازات خانگی از درجه اولویت ویژهای برخوردار است. مس کرمان نمونهای از تیمهای موفق شهرستانی است که اینگونه از رقیبان قدیمی و پر سابقه لیگ برتری سبقت گرفته و موفقتر بوده است. حال میبینیم که تیمهای بزرگ لیگ برتر چگونه در تلاش برای بهتر زیستن مجموعه تیم و کادر فنی حساسیت به خرج میدهند و در این میان زمان عامل مهمی است و هر لحظه در فصل نقل و انتقالات تحولاتی در تیمها شکل میگیرد.
هماکنون که به لطف پروردگار و تلاش مجموعه تیم و حمایت مردم عزیز، شاهین بوشهر به لیگ برتر فوتبال ایران راه یافته است انتظار میرود هر چه سریعتر بازیکنان مورد نظر کادر فنی جهت حضور در تمرینات اولیه دعوت شود تا فرصت را از دست ندهیم.
معمولاً بازیکنان کلیدی در سنجش میزان حقوق خود، پیشنهادات مختلف را بررسی می کنند و تیمها و مدیران با توجه به منابع مالی در دسترس در اندیشه کسب رتبههای بالاتر در جدول لیگ برتر فوتبال کشور هستند. انگیزه ستاره اول فوتبال جهان کریستن رونالدو برای حضور در رئالمادرید مثال زدنی است و میتوان حضور بازیکنان کارآمد و کلیدی این فصل شاهین را در لیگ برتر چنین تعبیر نمود.... به امید موفقیت.
زنده باد دکتر رضوی ؛ زنده باد وردیانی
وقتی که در اولین حضور تیم فوتبال "شاهین پارس جنوبی بوشهر" با دستپاچگی و خیلی عجولانه دخل و خرج و سکان هدایت تیم را به "نعیم سعداوی" سپردیم و در پایان با التماس به درگاه خداوند در مقابل صنایع اراک از سقوط به درهی لیگ 2 نجات یافتیم، در سال دوم به یکباره بودجه یک میلیارد و دویست میلیون تومانی به نصف تقلیل یافت تا دیگر هیچ شیر پاک خوردهای به خود این اجازه را ندهد که همه چیز را به یک آدم بیکارنامه بدهد! آمدن "حمید کللیفرد" که کارنامهای درخشان در تیم شاهین و نزد هواداران داشت با یک هماندیشی در "هفته نامه نصیر بوشهر" با ورزشی نویسان و اصحاب رسانه همراه شد و هشدارهای لازم به او داده شد و با انتخاب این مربی باید به حمایت و درایت وردیانی تبریک و بر گذشت و دوراندیشی وی صحه گذاشت چرا که کللیفرد یادش نرفته که چه مصاحبهای بر علیه او انجام داده بود. اما با همهی این اوضاع و احوال همه چیز در جاده پیروزی قرار گرفت. روز به روز بر تعداد هواداران افزوده شد رسانهها و منتقدان با حمایت و رسانیدن انتقاد به نهایت حداقل، فرصتی را برای کللیفرد بوجود آوردند تا بتواند ارزشهای خودش را نشان دهد، حتی حاشیهسازی یک بازیکن باتجربه هم خللی در روند حرکتی شاهین بوجود نیاورد. گر چه مربی تیم در جمع کانون هواداران و در مصاحبه با هفتهنامهای که نویسندگانش قصد دارند راه ورود ما را به بوشهر از برج مقام ببندند حرفهای عجولانهای زده است که ما چون نمیخواهیم جشن همگی را بهم زده و حلاوت و شیرینی این پیروزی بزرگ را بهم بزنیم بعدها در جای دیگر به آن خواهیم پرداخت. در آن هماندیشی به "کللیفرد" پیشنهاد دادیم اگر تمامی بازیهای درون خانه را ببرید قول میدهیم صعود شما صددرصد باشد. به یک تساوی با شاهین اهواز تن دادیم زجر آن را هم کشیدیم، حالا هم میگویم اگر در لیگ برتر در خانه موفق باشیم هواداران لیگ برتر و تیمهای مختلف را انگشت به دهان خواهیم کرد. بگذریم با این پیروزی و موفقیت بزرگ چهره هواداران فوتبال و مردم به یک استان (نه یک شهر) با طراوات، بشاش و شاداب مبدل گشت، حتی وقتی که تیم ملی هم با تساوی در مقابل استرالیا به "جام جهانی" رفت استان بوشهر اینقدر تبریک باران نشده بود. نه کللیفرد و نه هیچکسی با آن تیم بسته شده گمنام حتی در رؤیاها هم داعیه لیگ برتری شدن را نداشت اما کم کم و به مرور زمان این مهم به بار نشست و روز موعد فرا رسید شاهین، "شاهین بوشهر" نبود از دیر تا دیلم، از دوراهک تا پشت کوه، از سعدآباد تا باشی، از گناوه، برازجان، اهرم و خورموج همه شاهینی شدند (قابل توجه بعضی از بوشهریها که استان بوشهر را فقط شهر بوشهر میدانند و نویسندگانی که میخواهند راه برج مقام را بر ما ببندند!) که امیدواریم در لیگ برتر هم همگی نه اینتر و نه میلان باشند. مینیبوسها پر از هوادار شد، سواریهای شخصی و کرایهبرهای برون شهری به سوی بوشهر به حرکت درآمدند، حتی عدهای از چغادک،دلوار و روستاها و بخشهای نزدیک به بوشهر با موتور سیکلت و پرچم شاهین به دست تخته گاز به سوی ورزشگاه شهید بهشتی سرازیر شدند، باور کنید آنقدر فعل خواستن وجود داشت، آنقدر شور و اشتیاق ناشکوفته در نزد مردم استان بوشهر در حال شکوفا شدن بود که اگر درهای ورزشگاه را ساعت یازده قبل از ظهر هم باز میکردند این عاشقان بر سکوهای داغ به انتظار پیروزی و جشن بزرگ مینشستند!! که همگی شاهد بودید بعد از سوت پایان مسابقه چه اتفاقی افتاد. تیر خلاصی با گل "عباس مرداسی" و نشستن گلهای سفید لبخند بر چهره مردم استان بوشهر، رقص و پایکوبی هزاران فوتبال دوست از ورزشگاه به خیابانها و باشگاه شاهین کشیده شد و این مخصوص جوانان و نوجوانان نبود، زنان و مردانی که برای این روز تاریخی کف زدند و تلاش فراگیر همهی عناصر را پاس داشتند حتی در گناوه شب بعد از مسابقه در مرقد "سید رضا کاظمی" مراسمی به خاطر این پیروزی برگزار شده است، اما وقتی که نه یک شهر بلکه استانی به جوش و خروش میآید، هنگامی که چهرههای عبوس و گرفته زنان و مردان پرتلاش و مهربان استان بوشهر به گلهای سفید لبخند مزین میشود. زمانی که بوشهر در لیگ برتر همه هفته تیتر نشریات کشور میشود و برنامههای 90، ورزش از نگاه دو، ورزش و مردم، جام طلایی، روی آنتن جام جم قرار میگیرد. و روزهای مسابقه وضعیت اقتصادی مردم استان تکانی جدی میخورد مینیبوسها، سواریها کرایهکش، وسیلههای شخصی، هتلها، مسافرخانهها، رستورانها، اغذیهفروشیها، کلاهدوزها، پرچم فروشها و خلاصه جنب و جوشی در کسب و کار همگی حتی آب یخ فروشها و تخمهفروشها بوجود میآید. وقتی که میبینیم یک استان خوشحال میشود وقتی که وضعیت اقتصادی مردم استان تکانی میخورد. و مهمتر از همه بوشهری که فوتبالش با آن سابقه تاریخی در رسانههای سراسری چه نوشتاری و چه دیداری و شنیداری جایی ندارد و با عرق جبین و کتب یمین نه به لحاظ پذیرش تیمهای تحمیلی نظیر پاس همدان، پیکان قزوین، راهآهن شهر ری، داماش درود و کوثر لرستان جزو 12 استان لیگ برتری که 40 درصد کشور را فرا می گیرد. باید به زحمات و تلاش طاقتفرسای زحمتکشان، کادر تربیت بدنی، هیأت فوتبال، هواداران، کادر فنی، بازیکنان و نیروهای انتظامی درود فرستاد و بربانیان این کار بسیار بزرگ آفرین گفت. پس بیانصافی است که اگر حتی تنها خوشحالی مردم را هم به نظر بیاوریم که رضایت خداوندی را در دل دارد، همگی با هم بگوییم "زندهباد رضوی" و "زندهباد وردیانی" و درسی باشد برای دیگر مدیرانی که مرتب در اتاقهای دربسته جلسههای تمام نشدنی دارند و در خوشحالی مردم هم شریک نیستند!! وبیانصافی است که در غیب معنیدار رسانههای سراسری از "برنامه نشان" صدای بوشهر. نشریات محلی، "ورزشینویسان" و منتقدان ورزشی که در مواقع لازم شوک را به تیم وارد کردند سخنی به میان نیاوریم. این پیروزی بزرگ تاریخی به هم استانیها عزیز مبارک باد.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
محمد یاوری ـ سرمربی سابق راهآهن شهر ری: با همفکری و مشورت همهی گرهها باز میشود
از صعود شاهین به لیگ برتر بسیار خوشحال و مسرور شدم، وقتی تیم محبوب شاهین به لیگ برتر آمد اشک شوق ریختم، یکی از آرزوهای من این بود که روزی نام بزرگ "شاهین" را در بالاترین سطح فوتبال ایران ببینم، پارس جنوبی همچون نگین انگشتری از نام و اعتبار شاهین در لیگ برتر نگهداری کند، با یک برنامهریزی درست و کارشناسی تیمی شایسته و پرقدرت ببندید، مدیران شاهین از استعدادهای بوشهر به خوبی استفاده ببرند از "کللیفرد" تجلیل و حمایت گردد، ساختار باشگاه شاهین را تغییر دهید، این درخت تنومند از ریشه قطع نشود مقداری از شاخ و برگش کنده شود. درست است با بازیکنان بیادعا کاری بزرگ انجام دادید ولی به میدان بزرگتری همچون لیگ برتر پا گذاشتهاید آن جا باید امتحان پس داد، کاری بکنید که نام "شاهین" در فوتبال ایران بدرخشد و هیچ وقت نام شاهین به فراموشی سپرده نشود، به گذشتهای تیمهای شیرین فراز کرمانشاه و داماش گیلان نگاه کنید از آنها درس عبرت بگیرد، لیگ برتر میدان جوانگرایی و خودنمایی نیست، از ابزارهای موجود استان بوشهر بهره کافی ببرید، پیشکسوتان بزرگی همچون عبدالمحمد پوربهی و احمد رزمی در بوشهر وجود دارند از تفکرات این عزیزان بهره ببرید، راه دشواری در پیش خواهید داشت. تکروی نکنید با همفکری و مشورت همه گرهها باز خواهد شد.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
جعفر جعفری ـ مدیرعامل باشگاه فجر شهیدسپاسیشیراز: زیر ساختهای باشگاه شاهین را درست کنید
اول از همه تبریک می گویم به مردم شهیدپرور بوشهر، ما و جامعه ورزشی استان فارس از صعود شاهین بوشهر به لیگ برتر خوشحالیم و افتخار میکنیم که در لیگ برتر امسال با تیم شاهین بازی خواهیم کرد، اما پیشنهاد من به مسئولین پارس جنوبی و متولیان فوتبال استان بوشهر این است که با برنامه بلندمدت وارد لیگ برتر شوید، زیر ساختهای باشگاه شاهین را درست کنید. طبق "قوانین فیفا" حرکت کنید اگر این موارد انجام شود به باشگاه خود شخصیت دادهاید، طبق دستور فیفا باشگاهها باید واگذار شوند به بخش خصوصی این مورد مهمی است که در لیگ برتر لحاظ شده، تیی پرقدرت راهی لیگ برتر کنید که از اعتبار فوتبال شاهین و جنوب دفاع کنید، تیمی قویتر از "برق شیراز" ببندید سعی شود از بازیکنان بومی باتجربه که سابقه حضور در لیگ برتر دارند استفاده ببرید، مسئولین استان بوشهر شاهین را حمایت کنند نباید بترسید و زنگ تفریح باشید، میتوانید از تجربه فجرسپاسی شیراز الگوبرداری کنید. هر کمکی که از دست باشگاه ما برمیآید برای شاهین وبوشهر انجام میدهیم.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
از اعتبار فوتبال جنوب دفاع کنید
در طول فصل بازیهای شاهین بوشهر را پیگیری میکردم و برای سربلندی این تیم دعا میکردم، آفرین میگویم به "حمید کللیفرد" و شاگردان شجاعش که با تمام وجود برای شاهین بازی میکردند، تماشاگران متعصب شاهین سنگ تمام گذاشتند از روز اول مشخص بود که تیم شاهین لیاقت صعود را دارد، یک مقدار حواشی اطراف تیم به وجود آمد که فاصله امتیازش با تراکتور کم شد و همین کافی بود که رقیب این تیم سبقت بگیرد و زودتر شاهین لیگ برتری شود، در هر حال شاهین با دو بازی بیشتر و تلاش بیشتر توانست به جمع بهترین تیمهای فوتبال ایران را پیدا کند، در لیگ برتر با امکانات حرفهایتر و دیدگاه بهتر باید به دنبال حفظ امتیاز تیم بود، در گذشته خوزستان، بوشهر، فارس و گیلان از قطبهای فوتبال ایران بودند، نام شاهین همه را یاد بزرگانی همچون اکرامی و دهداری میاندازد پس متولیان ورزش استان بوشهر به آنها تکلیف است که شاهین را طوری آماده لیگ برتر کنند که از اعتبار فوتبال جنوب دفاع کند، پارس جنوبی حامی مالی شاهین تا دیر نشده تیم را تقویت کند، مربی بومی و بزرگی همچون "کللیفرد" حفظ شود، ابزارهای لازم تیمداری حرفهای مهیا گردد از تفکرات بزرگان فوتبال بوشهر مخصوصاً اهالی مطبوعات استفاده ببرند چون در این موفقیت آنها نیز سهیم میباشند و آن ورزشنویسان امروز حرفهای شدهاند همین گونه که فوتبال بوشهر حرفهای شده، پس همه با هم برای سربلندی شاهین پارس جنوبی بوشهر تلاش کنید تا به اهداف خود برسید.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
فرشاد پیوس ـ سرمربی سابق برق شیراز: شاهین بوشهر ریشه در فوتبال ایران دارد
مجموعه شاهین پارس جنوبی بوشهر طی دو سال به فوتبال حرفهای نگاه کردند؛ و حرفهای هزینه نمودند زحمت کشیدند و مزد زحمت خود را گرفتند، بایت این صعود باید یک خسته نباشیدی گفت به مدیران ورزش پارس جنوبی، به کادر فنی شاهین، بازیکنان جوان، گمنام و کم توقع این تیم به سرمایه های ورزش بوشهر، تماشاگران مشتاق و متعصب دلسوز، تا آنجا که در جریان بودم در تمامی بازیهای بیرون شاهین هواداران این تیم سنگ تمام میگذاشتند، قدر آنها را بدانید ولی تازه کار شما شروع شده، شاید تا 30 روز دیگر استارت لیگ برتر زده شود یک تیم ترسو و کم آزار به لیگ برتر نیاورید، تیمی نه مدعی ولی همانند دهه شصت فوتبال بوشهر با قدرت بدنی قوی و متعصب آماده لیگ برتر کنید، راه سختی در پیش خواهید داشت سعی کنید در لیگ برتر ماندگار باشید، نه یک بلیط رفت و برگشت باشید "شاهین بوشهر" ریشه در فوتبال ایران دارد، پس پارس جنوبی تا دور نشده تیمی روانه لیگ برتر بکند که هم شگفتیساز باشید و هم فوتبالی زیبا و تماشاگر پسند ارائه دهید، من خود زمانی در "شاهین تهران" بازی میکردم و به مکتب شاهین پایبند هستم و هر کمکی که از دستم برآید برای "شاهین بوشهر" انجام خواهم داد.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
نادر دستنشان ـ سرمربی سابق استیل آذین: قدر مربی بومی خود را بدانید
قدر مربی بومی خود را بدانید
از بابت صعود شاهین خوشحالم تبریک میگویم به تمامی بوشهریها به کللیفرد و شاگردانش به مسئولین پارس جنوبی همه استان بوشهر در این افتخار سهیم هستند، بوشهر استعدادش را دارد که تیمی در بالاترین رده فوتبال کشور داشته باشد این پیروزی بزرگ را به فال نیک بگیرید، بازی مقابل شهرداری تبریز دیدم خیلی خوب بازی را کنترل کردید و به حق خودتان رسیدید، شاهین با مدیریت خوب "کللیفرد" لیگ برتری شد قدر این مربی بومی را بدانید، وی را حفظ کنید نگذارید سرمایههای استان بوشهر از این بندر بروند آنها را قدر بدانید، چیزی به شروع لیگ برتر باقی نمانده وقت کم است دست به کار شوید تیمی ببندید که بتوانید در لیگ برتر آبروداری کنید، بهترینهای لیگ برتر بوشهری هستند آن را به خانه خود بازگردانید، شما توان آن را دارید خیلی دیر لیگ برتری شدید ولی در وجودتان جوهره غیرت و تعصب وجود دارد، مسئولین پارس جنوبی با حفظ "کللیفرد" و تقویت بدنه تیم شاهین از نام و اعتبار فوتبال بوشهر به خوبی در کشور حفاظت کنید.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
اکبر زبردست ـ سرمربی مس رفسنجان: مربی بومی خود را کنار نگذارید
به لیگ برتر صعود کردن سختی خاص خودش را دارد، از حالا به بعد راه دشواری در پیش دارید و باید هوشمندانه و حرفهای تر به فوتبال نگاه کنید، نباید همانند پیام مشهد باشید که با سختی صعود کرد و با راحتی سقوط نمود، مردم خونگرم بوشهر برای همیشه احتیاج به تیم لیگ برتری دارند، از همین امروز با این که زمان زیادی برای آغاز لیگ برتر باقی نمانده باید استارت زد، بازیکنانی که در حد لیگ یک هستند جدا نموده و تیمی در حد لیگ برتر بسته شود، باید از تفکرات مربیان بومی که در صعود شاهین سهم بسزایی داشتهاند استفاده کرد، از همه چیز مهمتر مربی بومی خود را کنار نگذارید از وی حمایت کنید، دستش باز بگذارید به وی اعتماد کنید اگر حمید کللیفرد مورد حمایت قرار بگیرد در لیگ برتر باقی خواهید ماند، مردم ورزشدوست بوشهر همینگونه تیم شاهین را مورد حمایت خود قرار دهند، مسئولین پارس جنوبی بدانند این امتیازی که با سختی به دست آمده راحت از دست ندهند، دیگر خوشحالی تمام شد و شاهین لیگ برتری شد، بنشینید با کارشناسان خبره فوتبال استان بوشهر و یک تصمیمگیری اصولی بگیرید از آبروی فوتبال جنوب کشور دفاع کنید.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
محمد عباسی ـ سرمربی اسبق برق شیراز: لیگ برتر، جای ترسوها نیست
شاید به اندازه مردم بوشهر خوشحال هستم من نذر کرده بودم که شاهین لیگ برتری شود و عاقبت خداوند آرزوی من را برآورده کرد، واقعاً از خوشحالی مردم خوشحالم این صعود را به آقایان وردیانی، دوانی، رضوی و کللیفرد تبریک میگویم، اما یک هشدار به مسئولین فوتبال بوشهر امیدوارم اشتباهی که من کردم مربیان دیگر نکنند، تیم را برای رده پنجم جدول ردهبندی ببندید اگر دهم شدید هم اشکالی ندارد، در برق شیراز مسئولین پشت مرا خالی کردند در حالی که خودشان گفته بودند به خاطر وضعیت بد مالی جوانگرایی کنیم، امروز در لیگ برتر نه صرفهجویی و نه جوانگرایی جواب میدهد، شاهین سعی کند یک تیم پرقدرت ببندد نفراتی جذب کند که قویتر از نفرات فعلی خود باشد چون لیگ برتر جای "ترسوها" نیست، آن جا هر چه قدر پول بدهی آش میخوری نباید زنگ تفریح شوید از تیمهایی که سقوط کردند باید درس گرفت، پارس جنوبی میتواند با نگاه حرفهای به فوتبال یک تیم حرفهای راهی لیگ برتر کند، در صعود شاهین هیچ کس کوتاهی نکرد پس برای لیگ برتر هم همین اتحاد حفظ شود.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
علیاصغر مدیر روستا ـ سرمربی سابق پیکان قزوین: کار سختی در پیش دارید
این پیروزی بزرگ را به مردم خونگرم بوشهر تبریک میگویم فوتبال بوشهر را از لیگ قدس دنبال میکردم و به خوبی با مکتب شاهین آشنا هستم، در لیگ برتر واقعاً جای فوتبال بوشهر خالی بود و امیدوارم این دوری چندین ساله را به فراموشی بسپارید و با یک تیم قدرتمند به لیگ برتر پا بگذارید از تیمهای پیام مشهد، پگاه گیلان و برق شیراز الگو برداری کنید که آنها چه کار کردند که سقوط کردند و سپاهان اصفهان، مس کرمان و ذوب آهن اصفهان چه برنامهای تدوین نمودند که در لیگ برتر دارند آقایی میکنند، چند بازی شاهین پارس جنوبی از شبکه استانی بوشهر دیدم این تیم توان حضور در لیگ برتر را دارد ولی باید هم کادر فنی و هم بازیکنان شاهین تقویت شوند، شما شش بازیکن لیگ برتری میتوانید جذب کنید زمانی هم به آغاز لیگ باقی نمانده با همفکری از بزرگان دیارتان بهترین تصمیم را بگیرید، شاهین را برای ماندن در لیگ برتر ببندید نه برای بازگشتن به لیگ یک، کار سختی در پیش دارید به فوتبال حرفهای نگاه کنید، پارس جنوبی با بودجهای که در اختیار دارد میتواند پشتوانه سازی کند، شما بازیکنان بزرگی در لیگ برتر دارید همانند ایمان حیدری،
اوضاع و احوال سیاسی ـ اقتصادی بوشهر در سال 1907 میلادی به روایت روزانه
”بالیوز“ انگلیس در بوشهر
قسمت دویستم
بوشهر
هشتم مارس 1908
6ـ دوباره هم قاطرچیها، برای حمل محمولات به مناطق داخلی و بالعکس، رفت و آمد را در مسیر شیف آغاز کردهاند. علتی که برای این تغییر مسیر عنوان میکنند این است که خان چاهکوتاه برای خرید علوفه و غیره نرخ سنگینی را مطالبه میکند و به زور از آنها میخواهد تا با این نرخ بخرند در غیر اینصورت با آنها بدرفتاری میکند. خان نیز چون میبیند که دارد در آمدش از کف می رود می کوشد تا به زور قاطرچی ها را از استفاده از مسیر شیف جلوگیری کند. در نتیجه بین افراد او و افراد خان انگالی ـ که در مسیر شیف در قلمرو او واقع است ـ جنگ و نزاع در گرفته است. خان انگالی هم به طور طبیعی طرفدار سرسخت استفاده از مسیر شیف میباشند زیرا او هم بابت دریافت غیرقانونی عوارض از کاروانها ـ که در این مسیر تردد میکند ـ درآمد پایداری نصیبش میشود.
7ـ سروان ام.اف وایت در روز چهارم ماه جاری با کشتی پست وارد بوشهر شد و وظایف معاونت سیار با ریاست قرنطینه را به عهده گرفت. سروان ویلیامز ـ پزشک رزیدنسی و ریاست قرنطینه ـ با همین شناور جهت خرید وسایل بهداشتی برای اداره قرنطینه، رهسپار بمبئی گردید.
پی.زد.کاکس
نماینده سیاسی در خلیجفارس
بوشهر
15 مارس 1908
1ـ نایب حکمران در روز هفتم شکرا…، حمالباشی سابق گمرک، را به فلک بست و به زندان انداخت زیرا او در هفته گذشته در حین تحقیق انجمن محل، راجع به ادعاهای او، به طور تحقیرآمیزی از نایب حکمران صحبت کرده بود. او بعدها با وساطت سید مرتضی اهرمی از زندان آزاد شد و به عنوان «خلعت» شالی را هم دریافت کرد.
2ـ در روز سهشنبه مورخه دهم ماه جاری اتفاقی افتاد که احتمالاً برای کنسولگری آلمان دردسری را به وجود آورده است. در مورخهی فوق به منظور بررسی و اینکه چه کسی مسؤول کسر تخلیه تعداد معینی کالا، محمولهی یکی از شناورهای خط هامبورگ ـ امریکا است، جلسهای در کارگزاری تشکیل گردید. نظر به اینکه یکی از بستههای مفقوده محتوی یگ قبضه تفنگ برای آقای «ون ریچ توفن» ـ کاردار سفارت آلمان در تهران بود ـ به موضوع کسر دریافتی اهمیتی فوقالعاده داده شد و نماینده خط کشتیرانی آلمان و میرزا عبدالحسین ـ مترجم کنسولگری آلمان ـ هم در جلسه حضور یافتند. نخست از پیمانکار تخلیه و بارگیری سابق که فردی ارمنی به نام لوکاس بود بازجویی شد و او توانست خود را از هرگونه اهمالکاری تبرئه کند. ضمناً یکی از بارشماران گمرک که جوانی ارمنی به نام پتروس بود، به عنوان شاهد، در جلسه حضور داشت. در پایان جلسه میرزا عبدالحسین از پتروس پرسید که او در آن هنگام چه کار و مسؤولیتی داشته است. گفته میشود پتروس به این سؤال پاسخی نامناسب داده که موجب دلخوری مترجم کنسولگری آلمان شده و او در نتیجه به کنسول آلمان شکایت کرده بود. لذا روز بعد کنسول آلمان به اتفاق میرزا عبدالحسین به مدیر گمرکات مراجعه و مصرانه از او خواستند تا این جوان ارمنی را فوراً و بدون طی تشریفات قانونی از کار اخراج کند که موسیو کانسانت هم با توجه به پافشاری آنها دست به این کار زد. آنگاه کنسول آلمان به نایب حکمران مراجعه کرد و از او خواست تا این جوان ارمنی را به فلک بندد.
ظاهراً نایب حکمران بیهیچ مخالفتی به خواستهی آنها گردن نهاد و گفته میشود این جوان را به شدت به چوب بست. جامعهی ارمنی به محض اطلاع از این رویداد به خشم آمده و به طور دستهجمعی به کارگزار مراجعه کردند. با توجه به اینکه در ایران کارگزار مورد وثوق ارامنه و کلیمیها است و تنبیه این جوان ارمنی بدون مراجعه به او و بدون ارایه مدرکی انجام گرفته بود، لذا کارگزار به حمایت از ارامنه پرداخت و از این اقدام نایب حکمران اظهار خشم و نفرت نمود. انجمن محل هم ظاهراً از ارامنه حمایت کرد و متعهد شد تا نایب حکمران را بابت این اقدام مورد مؤاخذه قرار دهد. به علاوه جامعه ارمنی نیز از طریق اسقف اعظم خود تلگراف مفصلی خطاب به وزیر امور خارجهی ایران، وزیر گمرکات و کلیهی نمایندگان سیاسی اروپایی در تهران فرستاده و بابت این بیعدالتی اعتراض نموده و خاستار تحقیقی بیطرفانه شدهاند. گفتنی است یکی از ارامنهی تبعه انگلستان به ژنرال کنسول اظهار نمود که آیا اگر عریضهای به نمایندهی سیاسی ارسال گردد به ارامنه کمک خواهد شد که به او توضیح داده شد، این رویداد ارتباطی به نماینده سیاسی ندارد.
3ـ رئیس پست از اداره پست شیراز تلگرافی دریافت کرده دایر بر اینکه به علت اوضاع آشفته ایالت، در این هفته پیک پست، شیراز را به مقصد بوشهر ترک نخواهد کرد. همچنین به او به طور تلگرافی اطلاع داده شده که پیک بوشهر در روز سوم بوشهر را ترک گفته بود به محض رسیدن به حوالی شیراز مورد دستبرد قرار می گیرد.
4ـ بنا به پیشنهاد مجلس ملی، انجمن محلی به مناسبت اینکه شاه در حادثهی پرتاب بمب جان سالم به در برد، تلگراف تبریکی به شاه ارسال کرد.
ادامه دارد...
طوفان جلالیان در مجلس
نماینده مردم دیر، کنگان و جم نسبت به معطل ماندن بیش از یک ماهه سوالش در هیات رییسه مجلس از وزیر بازرگانی به ابوترابیفرد نائب رییس مجلس تذکر داد و وی نیز قول داد پس از بررسی در این باره پاسخ دهد. به گزارش «سایت خبری تحلیلی بُنا»؛ عسگر جلالیان با استناد به بند 11 ماده 23 آییننامه داخلی مجلس خطاب به ابوترابیفرد متذکر شد: همه نمایندگان موظف به تلاش برای حفظ جایگاه و شان مجلس هستند. این نماینده در جلسه علنی مجلس با اشاره به موضوع سوالش از وزیر بازرگانی، گفت: قبل از طرح سوال از میرکاظمی تلاش کردم تا مشکل را حل کنم، ولی متاسفانه با وجودی که 10 بار مکاتبه داشتهام این چنین نشد. سوال را طرح و در کمیسیون پاسخهای وزیر را گوش کردم، ولی قانع نشدم، اکنون نیز بیش از یک ماه از ارسال سوال به هیات رییسه میگذرد، ولی هنوز سوالم تعیین تکلیف نشده است.
این عضو هیات رییسه کمیسیون انرژی مجلس تصریح کرد: قرار بر برقراری رابطه دوستی با وزیر یا معاون وزیر است، اما نباید ضرر این دوستی متوجه مردم شود.
جلالیان افزود: درخواستم از هیات رییسه این است که سوال بنده را هر چه سریعتر تعیین تکلیف کنند. حجتالاسلام و المسلمین ابوترابیفرد که اداره جلسه را برعهده داشت در پاسخ به تذکر نماینده دیر گفت: هیات رییسه به موضوع رسیدگی میکند و پاسخ میدهد.
جلالیان: سوالم درباره اجحاف بر یک بازرگان است
نماینده دیر، کنگان و جم درخصوص تذکر علنی اش به هیات ریسسه مجلس به «خلیج فارس» گفت: چند بار از طریق گفتگو با هیات رییسه تلاش نمودم تا وضعیت سوال بنده از وزیر بازرگانی مشخص شود، اما وقتی دیدم نتیجه نداد تنها راه را علنی شدن موضوع دیدم.
جلالیان درباره موضوع سوالش از وزیر بازرگانی بیان کرد: سوال بنده از میرکاظمی درباره اجحافی است که بر یکی از بازرگان های حوزه انتخابیه ام روا داشته شده و توضیحات میرکاظمی در کمیسیون اقتصادی مجلس نتوانست بنده و هیات رییسه را قانع کند و حالا باید این سوال در صحن علنی مجلس مطرح تا وزیر بازرگانی پاسخگوی آن باشد .
رئیس اداره بازرسی کار سازمان کار و امور اجتماعی استان بوشهر: بازرسی از کارگاهها موجب اجرای صریح قانون کار میشود
رئیس اداره بازرسی کار سازمان کار و امور اجتماعی استان بوشهر گفت: بازرسی های موردی و ادواری بازرسان کار موجب اجرای صریح قانون کار در کارگاه ها می شود.
محمد ابراهیم بیات پور در گفتگو با «سایت خبری تحلیلی بُنا» افزود: در سه ماهه اول سال جاری 1850 مورد بازرسی از کارگاه های تحت پوشش قانون کار توسط بازرسان کار انجام شده است که از این تعداد بازرسی 1181 مورد طبق برنامه و 669 مورد بصورت اتفاقی و بر اساس گزارشات واصله از کارگران بوده است.
وی در ادامه اظهار داشت: در جهت رفع نقایص موجود در کارگاه های بازرسی شده 855 مورد ابلاغیه ایمنی و بهداشت و قانون کار صادر و برای رعایت نکات آن به کارفرمایان ارسال گردیده است.
بیات پور گفت: در سال جاری 48 کارفرمای متخلف به دلیل تمکین از اجرای قانون کار و عدم رعایت ایمنی و بهداشت کار به مراجع قضایی معرفی گردیده اند.
ایشان تسریع نمود: در خلال بارزسی ها 173 تبعه خارجی غیر مجاز که در کارگاه ها مشغول بکار بودند شناسایی و برای کارفرمایان متخلف جریمه بند «ج» صادر گردیده است.
نشست مطبوعاتی رئیس کل دادگستری استان به مناسبت بزرگداشت هفته قوه قضاییه
به مناسبت بزرگداشت هفته قوه قضاییهی نشست مطبوعاتی با حضور حیدر بحرانی رییس کل دادگستری استان در سالن اجتماعات این اداره برگزار گردید.
حیدر بحرانی در ابتدا به نزدیک شدن پایان دور 10 ساله حضرت آیتا... شاهرودی ریاست قوه قضاییه کشور اشاره کرد و گفت: سیاستها و برنامههای مدون ایشان در طی سالهای خدمت باعث خدمترسانی بهتر به مردم شده است.
وی در ادامه افزود: دادگستری استان بوشهر نیز در راستای این سیاستها توانست به نحو مطلوبتری در خدمت مردم این استان باشد.
رییس کل دادگستری استان در خصوص تعداد پروندههای سال گذشته اظهار داشت: در سال 87 تعداد 56 هزار پرونده وارد دستگاه قضایی شد که از این تعداد 55 هزار پرونده مختوم شده است و بر اساس میانگین صورت گرفته به هر قاضی 55 پرونده در طول ماه اختصاص داده شد.
وی همچنین در ادامه گفت: مجموع حدود 6 هزار پرونده وارد دادگاه تجدیدنظر شده که از این تعداد رأی صادره برای 1800 پرونده نقض شد.
بحرانی با اشاره به اینکه 210 حوزه حل اختلاف در استان فعال است گفت: سال گذشته 72 هزار پرونده وارد شوراها شد که 69 هزار پرونده آن مختومه اعلام شد بطوری که 59 درصد کل پروندههای وارد شده به محاکم قضایی استان در شوراهای حل اختلاف مطرح و مختومه شد.
رییس کل دادگستری استان مشکلات جدی دستگاه قضایی را اطاله دادرسی دانست و افزود: تنها راه نجات دستگاه از این معضل، افزایش شعبات قضایی و جذب قضات و کارکنان در محاکم قضایی است.
وی همچنین در خصوص تجمعهای اعتراضآمیر اخیرمردم به جهت نتیجه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نیز گفت: رویکرد دادگستری پیشگیری و مقابله با برخورد غیر قانونی این افراد است اما اگر احساس شود که چنین تجمعهایی مشکلاتی برای جامعه خواهد داشت برخورد قاطع صورت خواهد گرفت و اجازه نخواهیم داد این تجمعها صورت پذیرد بحرانی با اشاره به اینکه شهروندان نباید وارد این مقوله شوند گفت: ما معتقد به نظام اسلامی هستیم و وقتی ولایت فقیه نتیجه انتخابات را مطرح کرد همه ملزم به پذیرش نتیجهی انتخابات هستیم در غیر این صورت با افراد معترض تجمع کننده به شدت برخورد خواهد شد.
وی اضافه کرد: تا کنون 65 نفر به دلیل شرکت در تجمعهای اخیر استان دستگیر شدند که 36 نفر از آنان بدون قید، آزاد شدند و برای 29 نفر باقی مانده قرار صادر شد که از این تعداد 27 نفر با تأمین قرار آزاد شدند و دو نفر دیگر به دلیل عدم تأمین قرار در زندان به سر میبرند.
جلسه هماهنگی تشکیل ستاد برگزاری مراسم هفت تیر در بندر دیّر
جلسهای به منظور تشکیل ستاد جهت برگزاری مراسم هفتم تیر سالروز شهادت بهشتی و 72 تن از یاران باوفایش در محل فرمانداری شهرستان دیّر با حضور سید علی هاشمی معاون فرماندار و اعضاء تشکیل گردید.
معاون فرمانداری شهرستان دیّر گفت: یکی از دلایلی که ما این مراسمات و مناسبتها را برگزار میکنیم و برای آن اهمیت و ارزش قائل میشویم انتقال آن اندیشهها به نسل جدید است که این شخصیتها دارای چه برجستگیهای بودند و چه کسانی با اینها دشمنی کردند و چه عواملی دست به دست هم داد تا منجر به شهادت بهترین یاران حضرت امام و بهترین خدمتگزاران به نظام مقدس جمهوری اسلامی شد.
ایشان به حوادث اخیر در بعضی از شهرها اشاره نمود و گفت: اگر ما خدای ناکرده غفلت کنیم بهشتیهای امروزمان را نیز به شهادت میرسانند. وی گفت: همین شهید بهشتی در ارتباط با ولایت فقیه اعلام میکند که ما موافق سرسخت ولایت فقیه هستیم.
سید علی هاشمی گفت: در نظام مقدس جمهوری اسلامی مقام معظم رهبری به عنوان ولایت فقیه همه ما معتقد هستیم که سخنش باید فصل الخطاب باشد اما باز هم کسانی شیطنت میکنند و بیتوجهی میکنند و آنگونه حرکت میکنند که منجر می شود دشمنان این انقلاب، منافقین در سایهی آنها بیایند و افرادی را به شهادت و یا زخمی کنند و خسارت سنگینی را به نظام و مردم تحمیل بکنند و منجر به نگرانیهایی نیز بشود.
وی اضافه کرد: اگر در ارتباط با شهید بهشتی ستادی تشکیل میشود، باید مردمی برگزار شود و توسط روحانیت، امام جمعه و سخنرانان اندیشههای شهید بهشتی و امثال شهید بهشتی تدوین میکنند منجر به این خواهد شد که اعتقاد به ولایت فقیه بیشتر شود.
در ادامه جلسه هر کدام از اعضاء به ارائهی پیشنهادات و برنامهها پرداختن و تصمیماتی نیز اتخاذ گردید.
بزرگداشت روز «اصناف» توسط نیروی انتظامی استان بوشهر
به مناسبت روز اصناف جلسهای با حضور سرهنگ یگانه، رؤسای اتحادیه و رییس بازرگانی در سالن نیروی انتظامی برگزار گردید.
در ابتدای جلسه مصطفی گراشی رییس مجمع امور صنفی از فرماندهی نیروی انتظامی که همه ساله جلسهای باشکوه و ارزشمند در چندین مرحله برگزار مینماید و روز اصناف را در ذهن دارند، قدردانی نمود.
گراشی حماسه بزرگ و به یاد ماندنی 22 خرداد را یکی از جلوههای انقلاب دانست و گفت: برپایی روز باشکوه و عظیم و نظم سرشار آن را نشان از مدیریت والای نیروی انتظامی میدانم و از زحمات بیشائبه سرهنگ لشکری و سرهنگ صفری در مدیریت اماکن عمومی که نقش بسزایی در امور نظم داشتند، تقدیر میکنم.
در ادامه فرمانده نیروی انتظامی استان ضمن تبریک روز اصناف، نقش بازاریان را در حفظ نظم بازار، در کنار نیروی انتظامی تأثیرگذار دانست.
سرهنگ یگانه در پایان صحبتهایش نیروی انتظامی را جزیی از بازار کسبه دانست و سعی و تلاش همکارانشان در سطح کشور بخصوص استان، نظم و امنیت برای شهروند را در سرلوحه کار این عزیزان دانست و از زحمات کلیه رؤسای اتحادیه تشکر و قدردانی نمود.
نشست مطبوعاتی مدیرکل تبلیغات اسلامی استان بوشهر به مناسبت سالروز تأسیس این سازمان
حجت الاسلام علی نعمتالهی به مناسبت سالروز تأسیس سازمان تبلیغات اسلامی در نشست مطبوعاتی حضور یافت و گفت: امروز دشمنان به شیوههای مختلف درصدد ضربه زدن ـ اعتقادات دینی جوانان هستند که در این راستا سازمان فرهنگی به خصوص تبلیغات اسلامی با توجه به رسالتی که دارند باید مجهز به امکانات باشند تا بتوانند با این دسیسهها مقابله کنند.
نعمتالهی در مورد فعالیتهای سازمان تبلیغات در راستای مقابله با این دسیسهها اظهار داشت: در این راستا سازمان تبلیغات اسلامی از طریق حوزه هنری، در بخشهای قرآنی، مساجد، موسسه انتشاراتی امیرکبیر، کتاب شهر ایران و موسسه تبیان، اقدام به تنظیم برنامههای مختلفی کرده است.
وی همچنین اضافه کرد: راهاندازی کتابخانه دیجیتالی، شهدای روحانیت، فعالیت در بحث قرآن، ثبت اتحادیه موسسات قرآنی، واگذاری برخی فعالیتهای فرهنگی به بخش خصوصی، تقویت و توسعه کتابخانه تخصصی قرآنی، اعزام مُبلغ، ساماندهی هیأت مذهبی از جمله فعالیتهای 350 نفر در قالب 15 دوره تربیت معلم قرآن و چهار هزار نفر نوآموز قرآن در قالب 300 دوره آموزشهای لازم را فرا گرفته است.
مدیرکل تبلیغات اسلامی استان همچنین اظهار داشت: امسال نیز توسعه نمایندگیهای تبلیغات اسلامی، صدور مجوز مراکز قرآنی هیأتهای مذهبی، راهاندازی کتابخانههای دیجیتالی، بسط و توزیع 40 کتابخانه شبستان مساجد، ساخت خانه عالم، ساخت مجتمعهای فرهنگی با کاربردی در شهرهای دیلم، اهرم و دیّر از جمله برنامههای سال جاری این سازمان است.
خبرهای هیأت فوتبال
لیگ دسته اول استان قرعهکشی شد
مراسم قرعهکشی لیگ دسته اول استان بوشهر در تاریخ 4/4/88 در محل هیأت فوتبال برگزار گردید. این رقابتها امسال با حضور تیمهای ابوذر کنگان پاس و ایرانجوان خورموج/ استقلال اهرم/ سایپا برازجان/ پرسپولیس گناوه/ هُما دیلم/ بهمن برازجان و توحید، ندسا و نادری بوشهر برگزار میشود.
دور رفت مسابقات فوتبال لیگ برتر بانوان کشور
دور رفت مسابقات فوتبال لیگ برتر بانوان کشور از تاریخ 25/4/88 به میزبانی بازرگانی فدک شیراز برگزار میگردد. تیم دلوار کشتی جنوب به عنوان نماینده استان در گروه (8) این رقابتها با تیمهای شهرداری بم، بازرگانی فدک شیراز،استقلال جنوب دزفول شهرداری اسلامشهر، ـ پرسپولیس کرمانشاه و صنایع طلایی سمنان هم گروه شد.
رییس کمیته جوانان هیات فوتبال استان در کلاس استعدادیابی فوتبال
عباس گشویی رییس کمیته جوانان هیات فوتبال در کلاس استعدایابی مدارس فوتبال کشور که در اکادمی فوتبال در تهران بر گزار شد حضور یافت. این کلاس با حضور 25 نفر از مربیان و روسای کمیته جوانان هیات فوتبال استانهای کشور به مدت 4 روز در تهران برگزار شد.
یک بوشهری به مرحله سوم اردوی تیم ملی فوتبال ساحلی دعوت شد
از سوی فدراسیون فوتبال مسلم مسیگر عضو تیم فوتبال ساحلی استان جهت شرکت به مرحله سوم اردوی امادگی تیم ملی دعوت بعمل آمد. شایان ذکر است این اردو از تاریخ 5 تیر ماه سال جاری به مدت 10 روز در استان سمنان با حضور 25 ورزشکار بر گزار میشود.
صعود تیم فوتبال نونهالان توحید برازجان کلاس استعدادیابی فوتبال در شهرآبپخش برگزارشد
یک دوره کلاس استعد اد یابی فو تبال با حضور 35 نفر در شهر ابپخش از توابع شهر ستان دشتستان به مدت 5 روز زیر نظر اقای حمید معماری مدرس فدراسیون فو تبال بصورت تئوری و عملی برگزار شد.
به لیگ دسته اول کشور
تیم تو حید برازجان که بعنوان نما ینده استان جهت شر کت در مر حله دوم لیگ دسته دوم نو نهالان کشور به استان مر کزی عز یمت نموده بود با کسب 3 پیروزی مقابل تیم های استقلال اراک - مدرسه عالی مشهد و شهرداری اصفهان و تنها با یک شکست مقابل تیم استعدادهای در خشان امل موفق به صعود به لیگ دسته اول نو نهالان کشور شد.
تهدیدی به نام "واردات آب مجازی" و ضرورت استفاده از این تهدید!
بحران کمآبی که با گرمتر شدن دما وضعیت حادتری به خود گرفته است به سرعت در حال گسترش به کشورها و انسانهای بیشتری میباشد. یکی از راهکارهایی که به منظور مقابله با مشکلات این بحران پیشبینی و پیشنهاد شده ((تجارت آب مجازی)) است. آب مجازی، آبی است که صرف تولید کلیه کالاها شده و بصورت نهفته در آنها وجود دارد؛ و تجارت آب مجازی هم شامل صادرات و واردات کلیه کالاها اعم از صنعتی، معدنی، کشاورزی و... میشود. شاید جای سئوال باشد که چطور تبادل کالا با دنیای خارج از مرزهای سیاسی میتواند بحران کمآبی را مهار نماید؟ ما در این نوشتار سعی در تشریح دلایل لزوم گسترش واردات آب مجازی برای مقابله با بحران کمآبی کشور داریم.
علی رغم تأثیر شگرف و مستقیمی که آب در پیدایش جوامع و از آن مهمتر تمدنهای بشری داشته و اهمیت بسیاری که پیشینیان به کمیت و کیفیت آب میدادهاند اما به دلیل فراوانی آن، در بسیاری موارد انسانها قدر این نعمت را ندانسته و با آن بصورت کالایی بیارزش برخورد کردهاند. این قبیل اقدامات با صنعتیشدن جوامع شدت بیشتری یافته است. با گذشت زمان و افزایش جمعیت و رشد نیازهای انسانها که مهمترین آنها تأمین غذا بود این نگرش تغییر نموده تا جایی که در شرایط کنونی آب از کالایی اقتصادی تغییر ماهیت داده و به کالایی استراتژیک تبدیل شده است.
مشکلات، بحرانها، تنشها و جنگهای فراوانی که در سالهای اخیر به دلیل تعارض در منافع حوزههای آب کشورهای مختلف شکل گرفته، اصلاح دیدگاه برنامهریزان و در نتیجه تغییر در برنامهریزیها را در پی داشته است. در شرایط موجود دیگر با قاطعیت نمیتوان هرگونه واردات کالا را با دلیل ((ایجاد وابستگی)) رد نمود چراکه با وارد نمودن کالاهایی که برای تولیدشان به آب زیادی نیاز هست در مصرف آب صرفه جویی نموده و میتوان از آب ذخیره شده برای تولید کالاهایی با ارزش افزوده بالاتر و یا با درجه اهمیت بیشتر استفاده کرد. کشورهای زیادی محکوم به پذیرش و تبعیت از تجارت آب مجازی هستند؛ از جمله کشورهای منطقه خاورمیانه که بیشترین چالشها را در زمینه آب دارند باید به منظور تأمین ((امنیت غذایی)) خود به واردات آب مجازی متکی باشند. ویلیام جی کازگروف Cosgrove William J نایب رئیس شورای جهانی آب می گوید:«شاید به طور ناخودآگاه، تعداد زیادی از کشورهای کم آب از طریق واردات غذایی به حل تنشها و مسائل آبی خود نائل شدهاند و این از طریق نقشی است که واردات آب مجازی ایفا مینماید». اما برخورد با این موضوع و تصمیمگیری بر اساس آن به همین سادگی نیز نمیباشد زیرا غیر از مسائل فنی و تخصصی، مفاهیم دیگری از جمله بحث ((سلطه غذایی)) وجود دارد که باید در واردات آب مجازی مد نظر قرار گیرد. سلطه غذایی همان وابستگی زیاد به آب مجازی است بگونهای که کشورهای صادرکننده، اهرم فشار بسیار پرقدرتی برای نفوذ و تسلط بر کشور واردکننده آب مجازی خواهند داشت. چین، هند و مالزی از جمله کشورهایی هستند که نمیخواهند اختیار تأمین غذای جمعیت انبوه خود را بدست بیگانگان بسپارند. (در شماره 493 مورخ 20 اردیبهشت 88 هفته نامه نصیر بوشهر مفهوم آب مجازی بطور کامل تشریح گردیده است.)
به دلیل مسائل و مشکلاتی که گریبان بخش کشاورزی ایران را گرفته، برنامهریزان و تصمیمگیران حوزه آب کشور مجبورند بهرهگیری بیشتر از فرصت واردات آب مجازی از طریق خرید برخی از محصولات کشاورزی را در دستورکار خود قرار دهند. مسائل و مشکلاتی که سبب اهمیت بیشتر جایگاه تجارت آب مجازی در کشور ما میشود را میتوان به دو گروه کلی طبیعی و غیرطبیعی تقسیم کرد. مسائل طبیعی مربوط به قرار گرفتن کشور ایران در منطقهای از جهان است که بطور ناخواسته مشکلاتی را برای ما بوجود آورده و عوامل غیرطبیعی را میتوان بهرهگیری از الگوی مصرفی اشتباه در زمینه مصرف آب دانست. در ادامه خواهیم دید که منابع آب کشور کمتر از میانگین جهانی میباشد و متأسفانه ما از این منابع محدود نیز به درستی استفاده نمیکنیم.
مشکلات طبیعی
در مناطق معتدل جهان، 90 درصد آب مورد نیاز کاشت و پرورش غلات از آب طبیعی درون خاک تأمین میشود اما در خاورمیانه برای تهیه اینگونه محصولات که اساس غذای انسانها را تشکیل میدهند تکیه بر منابع و ذخایر سطحی و زیرزمینی آب ضروری و واجب است.
میانگین بارندگی در کشور ما 252 میلیمتر در سال میباشد که دقیقاً یک سوم میانگین جهانی است با این حال میانگین تبخیر در ایران 179 میلیمتر (یعنی 71 درصد بارندگی کشور) معادل 3 برابر میانگین جهانی است.
پراکنش مکانی و زمانی بارندگیها در کشور نیز بسیار نامناسب میباشد؛ بگونه ای که 70 درصد بارندگیها در 25 درصد از مساحت کشور واقع میشود و تنها یک درصد از مساحت کشور از بارندگی بیش از 1000 میلیمتر برخوردار است. از لحاظ توزیع زمانی نیز 25 درصد بارندگیها در فصول آبیاری و 75 درصد در سایر فصول رخ می دهد. در استان بوشهر توزیع زمانی نامطلوب بارندگی به خوبی قابل مشاهده میباشد در اغلب سالها کل بارندگی سالانه طی چند روز آنهم در فصل زمستان اتفاق میافتد.
مشکلات غیرطبیعی
بخش کشاورزی در ایران و جهان بزرگترین مصرفکننده آب میباشد اما برخلاف میانگین جهانی که نشانگر تخصیص 70 درصد از کل منابع آب مصرفی به بخش کشاورزی است در ایران و با وجود قرار گرفتن کشور در منطقهای خشک این نسبت 93 درصد است. این اولین اشتباه در الگوی مصرف آب کشاورزی کشور میباشد. در حالی که بارشهای جوی کشور (70 درصد باران و 30 درصد برف) سالانه آوردی معادل 413 میلیاردمترمکعب برای کشور دارند که با 13 میلیاردمترمکعب آب وارد شده به کشور توسط رودخانههای مرزی این میزان به 426 میلیاردمترمکعب افزایش مییابد؛ اما از این مقدار 295 میلیاردمترمکعب مستقیماً تبخیر شده و از دسترس خارج میگردد به عبارت ساده پتانسیل کل منابع آب تجدیدشونده کشور حدود 130 میلیاردمترمکعب برآورد میگردد. از 5/88 میلیاردمترمکعب آب مصرفی کشور در شرایط کنونی، 5/82 میلیاردمترمکعب یعنی 93 درصد آن در بخش کشاورزی استفاده میشود.
از دیگر مشکلات کشور در رویارویی با بحث آب و منابع آن، بازده کل آبیاری درکشور است. در حالی که بازده کل آبیاری در کشورهای توسعه یافته 65 درصد و در کشورهای در حال توسعه 45 درصد است، این شاخص در ایران بین 33 تا 37 درصد است. اگر بخواهیم میزان هدررفت آب در مرحله آبیاری محصولات کشاورزی را بدست آوریم عدد 5/82 میلیاردمترمکعب را در عدد 65/0 ضرب کرده که حاصل عددی بزرگتر از 53 میلیاردمترمکعب میباشد. زمانی عمق بحران را بهتر درک خواهیم کرد که بدانیم این عدد معادل 100 برابر ذخیره آب سدی همچون سد رئیسعلی دلواری آنهم در زمانی که از آب پر است میباشد. بنابراین با افزایش بازده کل آبیاری کشور به میزان 5 درصد، از احداث 8 سد با مشخصات فوق بینیاز میشویم. به نظر نگارنده، این موضوع بزرگترین اشتباهمان در نحوه مصرف آب در کشور است.
پایین بودن مقدار کارآیی مصرف آب کشاورزی و بالا بودن میزان ضایعات کشاورزی نیز از دیگر مشکلاتی است که بدست خودمان بوجود آمده و خودمان هم باید تلاش نموده و با برنامهریزی صحیح و اصلاح روش کار آنها را برطرف نمائیم.
با ادامه روند صنعتیتر شدن کشور و گسترش فرهنگ شهرنشینی، سهم آب صنعت و شرب میباید از 7 درصد بسیار بالاتر رود چراکه آب صنعت از ارزش افزوده بالاتر و آب شرب از درجه اهمیت بیشتری نسبت به آب کشاورزی برخوردار است. بنابراین به منظور جلوگیری از وارد آمدن فشار مضاعف بر ذخایر و منابع آب کشور که اتفاقاً در اکثر سفرهها با بیلان منفی روبرو هستند، واردات آب مجازی در چارچوب مصالح کشور اجراییترین راهکار (بهترین راهکار اصلاح روش آبیاری است) جهت تأمین غذا برای هموطنانی خواهد بود که با رشد جمعیت بر تعداد آنها نیز افزوده میشود. بدیهی است راهکارها و پیشنهادات عملی دیگری در این زمینه وجود دارد که انشاءا... در نوشتارهای بعدی به آنها پرداخته خواهد شد.
مشروعبخشیِ دروغ
تأملاتی بر همگانی شدن دروغ در روزهمرهی ایرانی1ـ اخلاق و بسترهای مرتبط با آن، به مقولات انتزاعی و مفهومی به زعم الن بدیو(Alain Badiou) ؛ فیلسوف فرانسوی، مربوط نیست، بلکه با موقعیتهای خاص پیوند دارد. به جای این که اخلاق را به دلسوزی به حالِ قربانیان تقلیل دهیم باید آن را دستورِ اخلاقی پایندهی فرآیندهای منفرد به حساب آورد. آن چنان که اخلاق، امروزه، قاعدهای است که تعیین میکند با آن چه «در حال رخ دادن است.» چگونه روبهرو شویم. اخلاق؛ شیوهای است «برای سامان دادن به برداشت امان از موقعیت تاریخی(اخلاق حقوق بشر)، موقعیت علمی، فنی (اخلاق پزشکی ـ اخلاق زیستی)، موقعیت اجتماعی ( اخلاق با ـ هم ـ بودن) موقعیت رسانهای (اخلاق ارتباطات) و غیره که در این خاص بودگی کنشهای اخلاق، اخلاق مبتنی بر تفاوت را میتوان تبیین کرد. این گونه واکنشهای منفرد فردی، سپهر زیست اخلاقی امان را با گونههای خاصی از اخلاق و تفاوتهایش، سرشار و مملو میکند که این خود در تشخیص بخشیدن به افراد جامعه نقش به سزایی ایفا میکند. اما هنگامی که این اخلاق و کنش اخلاقی با کلان روایتی ایدئولوژیک همنشین میشود، علاوه بر یکسان کردن افراد و عشیرهای کردن کنشهای اجتماعی آنها، رفتارهای اخلاقیاشان را با دروغ ـ ریا ـ تهمت ـ انتقام ـ خشونت… همزاد و توامان میکند و از این جاست که «اخلاق دروغ » در جامعهای با دستورات اخلاقی همگانی ـ متقن در تمام شرایط و موقعیتهای انسانی ـ محیطی، سلطه مییابد، تفاوتهای فردی از بین میرود و همهی شهروندان، تبدیل به سیاهی لشکر میشوند و برای حفظ جایگاه رعیت نبودگی خود، اقدام به دروغ گفتن و ریا ورزیدن و… میکنند.
2ـ دروغ: نوعی خشونت در زبان است که منجر به جعل مضاعف مفاهیم میگردد. خشونتِ دروغ؛ به نوعی در هر دو ساحت واژگانی (language) و گفتاریِ (parole) زبان به زعم «فردینان دو سوسور»، تأثیر معنا گسیختهای دارد که در فرآیندِ دروغ، معنای واژگان و نوع استعمال واژگان در گفتارِ عامه، دچار اختلال و تعویق معنایی میگردد. زبان که از جهتی دیگر، نظام نشانهای نیز محسوب میگردد، باعث ایجاد دلالتهای معنایی (مفهومی) گستردهای در ارتباط و روابط انسانی میگردد و آن دلالتها به بازنمایی برخوردهای انسانی ـ محیطی منجر میگردد، از این دلالتها و اختلالات زبانی، در جامعهای که با خشونت زبانیِ دروغ و تهمت و … روبه رو باشد، دیالوگهای معنا گسیختهای رُخ میدهد که در آن جعل مفاهیم رواج گستردهای پیدا میکند. برخی کلمات و جملات، بارنشانگی دروغ را حمل میکنند و دلالت بر دروغ بودگی و ناواقع بودگی خود دارند که باعث ایجاد رخداد «تعویق» و اختلال معنایی در زبان روزمرهی مردم میشوند و ما را با خشونت و آلودگی زبانی مواجه میکنند و آن را در زمان، تکرار میکنند. «امبرتواکو؛ نشانه شناس ایتالیایی در داستان «کتاب دروغهای اکو» این چنین دربارهی دروغ گفتن و تداوم تاریخ بر پایهی این دروغها میگوید: همواره دروغها و جعلیات، نوید دهندهی آیندهای بهتر و دل پذیرتری است که آیندگان هم با دروغهای خویش آن را تداوم میبخشند.
تاریخ رسمی چیزی نیست جز سند دروغهای بزرگ. دروغ با خشونت زبانی خود، تاریخ یک ملت را جعل میکند و حتی دلالتهای نشانهای، مفاهیم و … را آلوده میسازد.
3ـ هر نظام سیاسی که مشروعیت و حیات خویش را از کار کردهایش اخذ نمیکند بلکه آن را با ترفندهای ایدئولوژیک در پی تکرار و تداوم سلطهی خویش بر افراد حاصل میسازد، نیازمند رواج و عمومیت دادن به آگاهی کاذبی است که قدرت هژمونیک حاکمیت را تضمین کند. لذا دروغ؛ به منزلهی آگاهیای است که گروههای حاکم طراحی میکنند. تا به سلطهی خود مشروعیت بخشند و آن را باز تولید کنند. در این حالت [مفاهیمِ دروغین و جعلی] کمک میکنند تا سلطه، چونان امری الهی، طبیعی، مطبوع و اجتناب ناپذیر مطرح شود. «تری ایگلتون»، در کارکردِ ایدئولوژی دروغ از در جوامع توتالیتر، اعتقاد دارد که گفتمان ایدئولوژیک به مطالعهی راههایی درگیر است که در آن به چگونگی کاربرد معانی[ و مفاهیم دروغین و جعلی] جهتِ حفظ روابطِ سلطه میپردازند. این ایدئولوژی دروغین که مبدل به گفتمانی کلان در روابط قدرت میگردد، منجر به تولید و باز تولید افرادی اتمیزه و موناد گونه میشود که وجه تشخیص یافتگی اشان، در این روند بیمعنا شده و به زعم «هانا آرنت» ؛ با افرادی «هیچ کس» مواجه میشویم که با ادبیات دروغین خویش، تنها به مشروعیت به نظام و حاکمیت ایدئولوژیک میپردازند. دروغ برای حفظ سلطهی توتالیتاریسم به همراهی نظام پلیسی و انحصار اطلاعاتی: به تحمیق مردم عامه پرداخته و پروسهی تکراری مشروعیت جعلی خویش را تداوم میبخشد.
4ـ «یورگنها برماس» در ایضاحی بر کار کرد دروغ و تأثیر آن بر ذخایر زبانِ ارتباطی (مراودهای؟) اعتقاد دارد که دروغ؛ نقطهای را مشخص میکند که در آن زبان از طریق منافع قدرت که بر آن تأثیر میگذارد، از شکل ارتباطی تاب بر میدارد و سلطه خود را بر گفتار ثبت میکند به نحوی که از ساز و کار دروغین ایدئولوژی به صورت مجموعهای از تأثیرهای درونی استدلالهای ویژه در میآید. این تاب خوردگی شکل زبان ارتباطی باعث اختلال در عقلانیت مفاهمهای و ارتباطی در جامعه میگردد و امکان دیالوگ و دستیابی به حقایق بین الاذهانی را سلب میکند. که این وضعیت در درون خود، « دیگری» را از معنا و تشخص تهی میکند و در کنار نبود معنا در دیگری با نبود سرمایهی اجتماعی به عنوان یک ذخیرهی اخلاقی در زندگی روزمرهی عامه مواجه میشود. اعتماد و اطمینانِ اجتماعی مختل میگردد و در پی آن امید به زندگیِ آرام و ایمن از بین خواهد رفت. دلهره و بیگانه هراسی در تعاملاتِ فردی حاکم میگردد و جامعه خود را با وجهی پارانوئیک، تحریف شده میبیند.
5ـ زندگی روزمرهی افراد در بستری دروغین و جعلی از مفاهیم مشروعیت بخش، کنش افراد برای بیان نظرات و اندیشههای واقعی خویش را به دلیل در دسترس نبودن رسانهای که واقعیات و حقایق زندگیاشان را بازتاب دهد، مورد آسیب قرارداده است که باعث ایجاد واکنشهایی در زندگی این افراد میشود این افراد حتی بدنِ خود را تبدیل به رسانهای برای بیان واقعیات زندگی خود میکنند و یا با توالت نوشته، دیوار نوشته، درخت نوشته، ماشین نوشته، گاز دادن موتور و … به مثابهی رسانهای برای بیان افکار خود روی میآورند. "جان فیسک"؛ جامعه شناس آمریکایی در این باره ترکیبِ «مقامی از طریق مناسک خرده فرهنگها» را مورد تأکید قرار میدهد و به تبیین این رفتارها، ذیل این مفهوم میپردازد. این افراد که به طور خاص جوانان هستند، به دلیل این که رسانههای رسمی در وضعیت دروغ پراکنی هستند و به جعل واقعیات میپردازنند، آنها به دنبال دستیابی به رسانههایی غیر رسمی و آزادتر جهت انجام مناسکِ مقاومت خود، در مقابل ایدئولوژی دروغ ساز و جعل کنندهی حاکم، دست به آفرینش رسانههایی غیر رسمی میزنند. لذا به نسبتی که در جامعه، به طور رسمی دروغ افزایش یابد و بیان واقعیات مجال رسانگی نیابد، میزان دیوار نوشتهها، توالت نوشتهها و... افزایش قابل ملاحظهای مییابد.
مدتیست تلویزیون ماتمکده شده است!
مدتی است هر چه برنامههای تلویزیونی نگاه میکنم اکثراً برنامههایی آبکی و بیمایه هستند. متأسفانه تلویزیون برنامههایی در خود جا میدهد که جز اتلاف وقت دیگر ارزشی ندارد. تا قبل از انتخابات 22 خرداد تلویزیون گاهی برنامههایی پخش میکرد قابل دیدن هر چند آن هم یواشکی از زیر دست سانسور چیان خارج میشد و یا از نگاه چشمهای الکترونیکی پنهان میماند. البته گاهی هم یک فیلم سینمایی به نمایش میگذاشت که برای مردم جالب بود و مهمتر این که کارشناسان آن را تحلیل میکردند.
هر چند تلویزیون باید ملی باشد و همچنین ملی به حساب میآید اما همواره قبل از انقلاب و بعد از انقلاب در اختیار دولتها بوده و میباشد. با آن که مردم از بابت تلویزیون مالیات هم پرداخت میکنند. زمانی بود که در قبضهای برق خانهها و تجاری و غیره جدولی خاص تلویزیون گنجانده شده بود و مبلغی به طور مستقیم به تلویزیون تعلق میگرفت، مبلغی حدود 100 تومان ،اینک سخن برسر 100تومان نیست سخن بر سر این است که ملت بابت تلویزیون مالیات پرداخت میکند و انتظار دارد تلویزیون متعلق به آنها باشد نه متعلق به گروهی خاص، در کشورهای خارجی کانالهای تلویزیونی هم به بخش خصوصی واگذار میگردد و هر کس دوست داشته باشد میتواند مشتریشان بشود، و آنها برای مشترکین خود فیلمها و نمایشها و آن چه را ببینند طالب است به نمایش میگذارند.
ملت شریف و بزرگ ایران نمیخواهد فیلمها و نمایشها و صحنهها و تصاویر قبیح و مستهجن و مبتذل و غیر اخلاقی به نمایش در آید و نشان داده شود، اما این گونه هم نباشد. رهبر معظم انقلاب فرمودند تلویزیون دانشگاه است آیا هم اکنون تلویزیون همین جایگاه دارد؟ جز نشان دادن بارگاهها، منارهها، شیونها، گریهها، بر سرو سینه زنها، فیلمهای بیمحتوای یک شبه، سریالهای آبکی و آن هم در خانههای مجلل و با شکوه، با سوژهای کهنه و قیآور همچون طلاق گرفتن، طلاق دادن، زن گرفتن، زن نگرفتن، بچهدار شدن و بچهدار نشدن و یا زنان را در همین نقشها میخکوب کردن و در کنار منافع دیگر و این، مردم را پژمرده کند، غم زده کند، در غم و اندوه فرو برد و در نهایت افکار را با دیالوگ های کهنه و کوچه بازاری از بین ببرد چه سودی برای این مردم در برداشته و دارد؟ اینها خود نوعی موریانه هم هستند که ذره ذره افکار را میخورند. هم اکنون فیلمی جنگی از کشور چین یا ژاپنی روی صفحهی تلویزیون میباشد از شبکههای مختلفی هم پخش میشود، برای مردم ما چه سودی در بر دارد؟ در زمان قبل از انقلاب فیلمی آمریکایی از تلویزیون دولتی پخش میشد با نام «روزهای زندگی» مدت دو سال ملت را دنبال خود میکشید، ترسم از آن روز میباشد که دوباره به نمایش در آید. ما برای سریال «یوسف پیامبر» میلیاردها هزینه کردیم بماند از آن هنر نماییها و کارهای فنی و ساخت و سازهای که از حیث هنری کارشاقی صورت گرفته است و کارهای خطری و بزرگی در این فیلم یا سریال انجام پذیرفته، اما آیا از داستانهای اصیل ایرانی مثلاً از شاهنامه تاکنون توانستهایم یکی را در تلویزیون به نمایش در آوریم؟ متأسفانه تلویزیون روزهای وفات و روزهای تولد هم تفاوتی قایل نمیشود همچنان که در روز وفات ماتمکده میشود، در روز تولد هم دست کمی از این روز ندارد و باز هم همین وضعیت را دارد گویا تلویزیون سعی دارد مردم ما را در همه حال مصیبت زده، غم زده، پژمرده، سوگوار و ماتم زده نگه بدارد. در کشور ما شادی و نشاط گم گشته است و دیگر مردم از یاد بردهاند که نشاطی هم وجود دارد، شادی و شوری هم هست. جوان نمیداند شادی چیست؟ نشاط چیست؟ وقتی یک مورد ملی پیش میآید مثلاً یک مسابقهی فوتبال، خوب جنب وجوشی در قشر جوان پدیدار میشود و دیگر هیچ . کی شده است ما یک سرود زنده در تلویزیون به اجرا بگذاریم تا بینندگان لذتی ببرند. کی توانستهایم برای مردم شادی و نشاط بیافرینیم؟
درکشورهای خارجی گروه موزیک در خیابانها میچرخد و موسیقی زنده اجرا میکند و مردم به وجد میآورند. تا کی باید تلویزیون ما، ماتمکده باشد؟ دیگر وقت آن رسیده است تلویزیون اصلاحاتی اساسی در برنامههای خود به وجود بیاورد تا مردم این قدر به سمت و سوی ماهواره کشیده نشوند. هم اکنون ماهواره جای تلویزیون گرفته است به چه دلیل؟
چه میشد اگر گروههای موسیقی آزادانه کنار همین ساحل خودمان بوشهر برنامههایی اجرا میکردند و افراد را به شور و نشاط وا میداشتند. با همین برنامهها میتوان هم غم نان را لااقل برای مدتی از یاد برد و به فراموشی سپرد، هم گرفتاری های تکراری و روزمرگی را لااقل برای ساعاتی از یاد برد و این که توانستهایم و مردمی را در یک حالت شاد نگه داریم.
میگن... میگم..
میگن: خاتمی گفته رأی احمدنژاد سقف داره.
میگم: باور بکنین سقفش مثه خونههای بَم فرو ریخته
میگن: میرحسین موسوی گفته: ادعای کشف مافیا هنر نیست.
میگم: هی بگی و نگی، هنره بیشتریه مثه مافیای نفت و وامها
میگن فائزه هاشمی گفته: متأسفانه سیاست به سمتی رفته که زنان را خانهنشین کرده.
میگم: سیاست ما عین دیانت ماست که میگه: جهاد المرأته حسن التبأهل. جهاد زن در خوب شوهرداری کردنه.
میگن: معاون وزیر آموزش و پرورش گفته: طرح محرمسازی در مدارس در دست بررسی است.
میگم: احتمالاً مثه جنبش مدیران دولتش میکنن که عموزاده داییزاده با جناق پدر همسر پسر دور هم جمع اَن
میگن: دفتر مقام معظم رهبری با الحاق سازمان حج و زیارت به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری موافقت نکرده!
میگم: محمود احمدی نژاد و رحیم مشایی چه نظری داشتند.
میگن: دلآرا دارابی با وجود کم سن و سال بودن در رشت اعدام شده.
میگم: صداشه در نیارین هیچ مشکلی پیش نمییاد.
میگن: میرحسین موسوی گفته من سازمان مجاهدین انقلاب را به رسمیت میشناسم!
میگم: نکنه میرحسین فکر میکنه زمان امام تحکیم وحدت هم از امام کمک مالی میگرفت.
میگن: محسن رضایی گفته اگه رییسجمهور شدم، از احمدینژاد به عنوان یک وزیر استفاده میبرم.
میگم: بش برسونیون که معلما با شنیدن این خبر گفتن حاج محسن دستمان به دامنت!
میگن: هفتهنامه اکسپرس از حمله اسراییل به تأسیسات ایران خبر داده.
میگم: هر غلطی میخواد بکنه، نماینده سابق بوشهر یه سپر انسانی و استشهادی دور تا دور امامزاده زده.
میگن: ئی هاشم ثمره از اعلام آمادگی احمدینژاد برای مناظره با سایر کاندیداها خبر داده.
میگم: نمایشگاه بینالمللی کتاب با سخنان احمدینژاد گشایش یافت.
میگم: میگفتن خیلی غروبی بود.
میگن: علیاکبر ولایتی «ذوالقرنین» بودن کورش هخامنش را به استناد گفتهی علامه طباطبایی تأیید کرده است.
میگم: ایکاش ئی کاره زمانی میکه که در 16 سال وزارت با ذرهبین دنبال گینه بیسائو و بنین و بورگی فاسو، گامو، جزایر کمور میگشت.
میگن: پروین احمدینژاد گفته یه شب از سر ناچاری با ماشین دولتی به خانه رفتم، برادرم گفت ای کاش این کار را نمیکردی، ولی اشکال نداره هزینهی آن را میپردازم.
میگم: ای کاش سرنوشت او هزار میلیارد دلار گم شده هم همیطوری ویمی.
میگن: جوان یاسوجی به عشق سوسانو خودکشی کرده؟!
میگم: ای کاش کارگردانان ما نیز فیلمی تاریخی از بیژن و منیژه و سیاوش و فریدون میساختن تا نسل نو بزرگان تاریخی خود را آنگونه که جومونگ را میشناسد، بشناخت.
میگن: کروبی یه نامهئی سی جنتی نوشته ولی چه توش نوشته نمیفهمیم!
میگم: نوشته آغی جنتی ئی شکایت انتخاباتی بووه به شورای نگهبان میبرن مو خودم شکایت از خودت دارم، اینه پیشه کی ببرم؟ جواوش دادم هاشمی رفسنجانی پیش خدا برد، تو خود دانی!
میگن: عادل فردوسی پور گفته مو پارتی نداشته و ندارم.
میگم: از ممد مایلی کمک بگیر که برادر خواندهی محموده و هم ارزشمداره
میگن: ترکیهتو صنعتحملو نقلشهری و برون شهری جایگاه ویژهایداره قطار هوایی «منوریل» نداره.
میگم: محروم مصطفی کمال پاشا «آقا ترک» به همی خاطر سیاست از دیانت جدا کرد دیه.
میرشاد ماجدی ـ قائم مقام سابق باشگاه پیکان: از بازیکنانی سود ببرید که تاریخ مصرف آنها تمام نشده
وقتی یک پیروزی مهم اتفاق میافتد همه مردم در آن شریک هستند، در صعود پر افتخار شاهین پارس جنوبی بوشهر نقش مهمی مردم ایفا کردند، اینجانب عضوی از خانواده فوتبال کشور این موفقیت را به مجموعه پارس جنوبی، باشگاه شاهین بوشهر، اصحاب مطبوعات، رسانه ملی و خیل عظیم مشتاقان شاهین در سراسر ایران اسلامی تبریک میگویم، برای این که زنگ تفریح قرار نگیرید باید به راهکارهایی که داده میشود توجه کرد و پذیرفت، چون سالهاست از عمر لیگ برتر کشور میگذرد، بنده خود فوتبالیست بودهام ولی امروز کار مدیریتی انجام میدهم فصل قبل قائم مقام باشگاه پیکان بودم در لیگ برتر اگر باهوش باشی میتوانی ادامه حیات بدهی، راه پرخطری در پیش خواهید داشت، لیگ برتر همانند لیگ آزادگان نیست سختیهای خاص خودش دارد با تفکر حرفهای پا به عرصه فوتبال کشور بگذارید، مدیریت مهمترین عامل موفیت تیمداری میباشد اگر مدیریت ضعیف باشد به دره سقوط نزدیک میشوید، یک تیم پرقدرت آماده کنید کادر فنی قبل حفظ و نیمکت تیم قویتر کنید.
از بازیکنانی سود ببرید که تاریخ مصرف آنها به اتمام نرسیده، در لیست تیم جای خالی بگذارید که در نیم فصل دوم بتوانید نقاظ ضعف تیم با یارگیری درست پوشش دهید، بوشهر سالها دور بوده از فوتبال حرفهای خودتان را باور کنید. دگر نباید به فوتبال آماتور فکر کرد همه کارهایتان روی برنامهریزی باشد قطعاً موفق خواهید بود. در کار مدیریتی اگر مشورتی خواستید با کمال میل همکاری خواهم کرد.
متن پیام قدردانی کللیفرد سرمربی شاهین
حمید کللی فرد سرمربی تیم فوتبال شاهین پارس جنوبی با انتشار بیانیه ای از همه اهالی ورزشی استان تقدیر و تشکر کرد.
متن این پیام را در زیر می خوانید:
به نام خداوند بخشنده و مهربان
بعد از پشت سر گذاشتن سخت ترین دوران فوتبالی زندگی خود که در پایان آن با صعود و جشنی شیرین همراه بود بر خود واجب دانستم از آیتا... صفایی بوشهری، دکتر رضوی، مدیرکل تربیتبدنی، هیات رئیسه شاهین پارسجنوبی، هیأت مؤسسین باشگاه شاهین بوشهر، هیات فوتبال، نیروی انتظامی، صدا و سیمای مرکز بوشهر، مطبوعات و سایتهای محلی و به ویژه هواداران وفادار فوتبال بوشهر که در سرما و گرما و در این فصل فوتبالی خاطرهانگیز همواره پشتیبان ما بودهاند و کلیه عزیزانی که نامشان از قلم افتاده مراتب سپاس و قدردانی خود را اعلام مینمایم.
از خداوند بزرگ خواستارم با شروع لیگ برتر که سرآغاز فصلی دیگر در فوتبال پرافتخار بوشهر میباشد باز هم بتوانیم باعث شادی مردم عزیز بوشهر باشیم.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
سیدعلی بکاء ـ سرمربی تیم ملی فوتبال جانبازان و معلولین کشور: کلید موفقیت شما برنامهریزی است
بیشک مهمترین خبری که باعث شادی مردم استان ما شد و همه را تحت تأثیر خود قرار داد راهیابی شاهین پارس جنوبی بوشهر به لیگ برتر بود و یک روز تاریخی در ورزش برای استان ما به یادگار ماند. این شادی برای همه غرورانگیز بود غروری که سالها در سینه حبس شده بود، غروری که تبدیل به رویا شده بود و این غرور دوشنبه 1/4/88 باعث افتخار تمام هماستانیهای ما شد. جا دارد از تمام دستاندرکاران و عزیزانی که این حماسه را رقم زدند تشکر و قدردانی کنم، از جمله تماشاگران عاشق و خونگرمی که با کمترین امکانات ورزشگاه مواجه شدند، همچنین "دکتر رضوی" مدیریت محترم پارس جنوبی، مدیر کل تربیت بدنی استان حاج حسین وردیانی و همکاران ایشان، هیأت محترم فوتبال استان حاج محمد دوانی و همکاران محترم، حضور سبز و به یاد ماندنی نماینده ولی فقیه جناب حاج آقا صفایی بوشهری امام جمعه محترم، سرمربی محترم باشگاه شاهین حمید کللیفرد و همکاران ایشان که نشان دادند عظمت و بزرگی و دانش مربیان بوشهری میتواند قهرمانی را به مردم هدیه کند و سایر عزیزان، سرپرستان، مدیر باشگاه حاج رضا عبدالله زاده، مدیر اجرایی مهرزاد رییسینژاد که همگی در کسب این افتخار دخیل بودهاند، مجدداً تبریک عرض میکنم، اگر خاطر عزیزان و خوانندگان محترم هفته نامه نصیر بوشهر باشد بنده اولین کسی بودم که در ویژه نامه نوروزی نصیر ورود تیم شاهین بوشهر به لیگ برتر تبریک گفتم و شاید هم اولین کسی باشم که در حال حاضر چند نکته را جهت ارتقاء هر چه بیشتر متذکر میشوم، ما خوب میدانیم لیگ برتر جای بهترینهاست از بازیکن گرفته تا مربی، مدیر، تدارکات، پزشک و همه و همه...باید برتر باشند، آقایان محترم یادتان باشد حمایت مالی جایگاه خاص خود را دارد ولی به تنهایی نمیتواند ضامن پایداری در لیگ برتر باشد، به نظر حقیر کلید موفقیت شما برنامهریزی دقیق و مدیریت اجرایی صحیح میباشد، متأسفانه این مسئله در ورزش ما خصوصاً فوتبال کمیاب است و اگر تیمی ضربه میخورد از بیبرنامگی و سردرگمی است، ولی درایت و مدیریت محترم پارس جنوبی در رأس میتواند نقطه عطفی برای این باشگاه باشد. همانگونه که خود بهتر میدانید، تیمهای لیگ برتر تا دندان مسلح هستند. و تمام مراحل تجربی و علمی را طی کردهاند و شاید فرق ما با آنها کمتجربگی در لیگ برتر باشد، در این راه تجارب پیشکسوتان و مربیان بومی که پیشنهاد میکنم جلسهای با حضور این عزیزان برگزار کنید و نظر آنها را جویا شوید نقش و سهم این بزرگان در فوتبال استان پررنگ کنید و از تجارب گرانبهای آنان استفاده کنید، از دوست بسیار عزیزم "حمید کللیفرد" خواهش میکنم ضمن احترم به همکاران خود نیمکت خود را تقویت کند، در پایان امیدوارم با توکل به خدای بزرگ فوتبال ما راه صعودی خود را طی کند.
دیدگاه کارشناسان و مربیـان فـوتبـال کشـور در مورد صعود شاهین به لیگ برتر
مکث: بعد از صعود پیروزمندانه و غرورآفرین شاهین بوشهر به لیگ برتر، با تعدادی از کارشناسان فوتبال کشور در مورد این تیم بوشهری صحبت نمودیم که امید است از دیدگاه این بزرگان استفاده شود.
عباس سرخاب ـ سرمربی آلومینیوم هرمزگان: به فوتبال حرفهای نگاه کنید
این پیروزی بیاد ماندنی را تبریک میگویم به تمامی استان بوشهر، کار بزرگی انجام دادید شاهین لیاقت این کار مهم را داشت و به حق خود رسید، جشن و پایکوبی تمام شد و از امروز باید به فکر آبروی فوتبال بوشهر باشید باید تدابیری اندیشید، استراحت، یارگیری منطقی و نقاط ضعف را برطرف کنید امکانات حرفهای مهیا شود لیگ یک به فراموشی سپرده و به فوتبال حرفهای نگاه کنید، حالا از ابزارهای موجود استان باید سود برد، همه عوامل باید کمک کنند لیگ برتر بازیکنان بزرگ میخواهد، کادر فنی باید تقویت شود. لیگ برتر یک رفت
عباس سرخاب ـ سرمربی آلومینیوم هرمزگان:
به فوتبال حرفهای نگاه کنید
این پیروزی بیاد ماندنی را تبریک میگویم به تمامی استان بوشهر، کار بزرگی انجام دادید شاهین لیاقت این کار مهم را داشت و به حق خود رسید، جشن و پایکوبی تمام شد و از امروز باید به فکر آبروی فوتبال بوشهر باشید باید تدابیری اندیشید، استراحت، یارگیری منطقی و نقاط ضعف را برطرف کنید امکانات حرفهای مهیا شود لیگ یک به فراموشی سپرده و به فوتبال حرفهای نگاه کنید، حالا از ابزارهای موجود استان باید سود برد، همه عوامل باید کمک کنند لیگ برتر بازیکنان بزرگ میخواهد، کادر فنی باید تقویت شود. لیگ برتر یک رفت
عباس سرخاب ـ سرمربی آلومینیوم هرمزگان:
به فوتبال حرفهای نگاه کنید
این پیروزی بیاد ماندنی را تبریک میگویم به تمامی استان بوشهر، کار بزرگی انجام دادید شاهین لیاقت این کار مهم را داشت و به حق خود رسید، جشن و پایکوبی تمام شد و از امروز باید به فکر آبروی فوتبال بوشهر باشید باید تدابیری اندیشید، استراحت، یارگیری منطقی و نقاط ضعف را برطرف کنید امکانات حرفهای مهیا شود لیگ یک به فراموشی سپرده و به فوتبال حرفهای نگاه کنید، حالا از ابزارهای موجود استان باید سود برد، همه عوامل باید کمک کنند لیگ برتر بازیکنان بزرگ میخواهد، کادر فنی باید تقویت شود. لیگ برتر یک رفت
عباس سرخاب ـ سرمربی آلومینیوم هرمزگان:
به فوتبال حرفهای نگاه کنید
این پیروزی بیاد ماندنی را تبریک میگویم به تمامی استان بوشهر، کار بزرگی انجام دادید شاهین لیاقت این کار مهم را داشت و به حق خود رسید، جشن و پایکوبی تمام شد و از امروز باید به فکر آبروی فوتبال بوشهر باشید باید تدابیری اندیشید، استراحت، یارگیری منطقی و نقاط ضعف را برطرف کنید امکانات حرفهای مهیا شود لیگ یک به فراموشی سپرده و به فوتبال حرفهای نگاه کنید، حالا از ابزارهای موجود استان باید سود برد، همه عوامل باید کمک کنند لیگ برتر بازیکنان بزرگ میخواهد، کادر فنعباس سرخاب ـ سرمربی آلومینیوم هرمزگان:
به فوتبال حرفهای نگاه کنید
این پیروزی بیاد ماندنی را تبریک میگویم به تمامی استان بوشهر، کار بزرگی انجام دادید شاهین لیاقت این کار مهم را داشت و به حق خود رسید، جشن و پایکوبی تمام شد و از امروز باید به فکر آبروی فوتبال بوشهر باشید باید تدابیری اندیشید، استراحت، یارگیری منطقی و نقاط ضعف را برطرف کنید امکانات حرفهای مهیا شود لیگ یک به فراموشی سپرده و به فوتبال حرفهای نگاه کنید، حالا از ابزارهای موجود استان باید سود برد، همه عوامل باید کمک کنند لیگ برتر بازیکنان بزرگ میخواهد، کادر فنی باید تقویت شود. لیگ برتر یک رفت